<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های کتابزی ketabzi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ketabzi</link>
        <description>اینجا از کتاب و زیستن با کتاب‌ها می‌نویسم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 13:43:15</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/15253/avatar/z9Ezba.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>کتابزی ketabzi</title>
            <link>https://virgool.io/@ketabzi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دون کیشوت قرن بیستم: نگاهی به رمان اتحادیه‌ی ابلهان اثر جان کندی تول</title>
                <link>https://virgool.io/@ketabzi/a-confederacy-of-dunces-d4ixi4svqsry</link>
                <description>در تاریخ ادبیات با نویسندگانی ناکام مواجه می‌شویم که در زمان حیاتشان قدر ندیدند اما سال‌ها طول کشید که ارزش آثار آن‌ها مشخص شود و آنچنان که لیاقت داشتند صاحب ارج و اعتبار شوند. نام‌هایی مانند کافکا، بولگاکف، سیلویا پلات و ... یکی از این دسته نویسندگان جان کندی تول است. او رمان اتحادیه ابلهان را در سی سالگی نوشت اما هیچ ناشری زیر بار چاپ آن نرفت. همین ناکامی سبب افسردگی او شد و در ۳۲ سالگی به زندگی خود پایان داد. مادرش دو سال پس از مرگ او تلاش‌ها برای چاپ رمان او را آغاز نمود اما تا ۹ سال بعد ناشری چاپ آن را پذیرفت. کتاب پس از انتشار مقبولیت فراوانی یافت و نام تول در ادبیات معاصر آمریکا ماندگار شد. او تنها نویسنده‌ای است که پس از مرگش صاحب جایزه پولیتزر شده است.جان کندی تولاتحادیه ابلهان داستان زندگی پسر چاق سی و چندساله به اسم ایگنیشس است که با مادرش زندگی می‌کند و فارغ‌التحصیل فرهنگ و هنر قرون وسطا است. او آرمانگرا و ایدئالیست اما در عین حال فردی تنبل و بیکار است که مدام برای مادرش و دیگران دردسر درست می‌کند. طی یکی از همین ماجراها مجبور به جبران خسارت می‌شوند و مادر تنگدستش او را مجبور به سر کار رفتن می‌کند...بسیاری این رمان را جزء شاهکارهای ادبی قرن بیستم می‌دانند. شخصیت‌پردازی ایگنیشس فوق‌العاده است و به نظرم در این زمینه نویسنده سال‌ها از زمان خود جلوتر بوده است. رمان با طنز خاص و ملایمی دورویی، منفعت‌طلبی، مصرف‌گرایی و ... جامعه زمان خود را به چالش می‌کشد. برخی منتقدان ایگنیشس را دون کیشوت قرن بیستم می‌دانند. مطالعه این رمان برای کتابخوانان به ویژه دوستداران ادبیات معاصر به شدت توصیه می‌شود.</description>
                <category>کتابزی ketabzi</category>
                <author>کتابزی ketabzi</author>
                <pubDate>Sat, 29 Dec 2018 13:38:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همین زندگی معمولی مضحک: درباره دیوید سداریس و آثارش</title>
                <link>https://virgool.io/ketabzi/david-sedaris-uk6j8hambsvk</link>
                <description>شهریورماه ۸۹ برای اولین بار نام دیوید سداریس را شنیدم. از او داستانی تحت عنوان «پاسخ جدول شنبه‌ها» با ترجمه احسان لطفی در همشهری داستان آن ماه منتشر شده بود. بعد از خواندن این داستان تنها احساسی که داشتم ستایش ذهن خلاق نویسنده بود. یک طنز تر و تمیز با یک ترجمه نسبتا خوب (اتفاقی که متاسفانه کمتر برای ترجمه آثار این نویسنده تکرار شد). با هم قطعه ابتدایی این داستان را می‌خوانیم:در پرواز به رالی، عطسه كردم و آب‌نباتی از دهانم به بیرون شلیك شد. آب‌نبات از پشتی صندلی جلویی كمانه كرد و افتاد روی ژاكت زنی كه در صندلی كناری خواب بود . ضربه آن‌قدر شدید بود كه می‌توانست بیدارش كند اما زن فقط پلک‌هایش را تكان مختصری داد.در شرایط عادی، سه راه بیشتر نداشتم؛ یكی اینكه هیچ كاری نكنم. زن به وقتش بیدار می‌شد و می‌دید كه چیزی شبیه یك دكمه براق به پیراهنش چسبیده است. هواپیما، هواپیمای كوچكی بود با دو راهروی «آ» و «ب»؛ راهروی «آ» تك صندلی بود و راهروی «ب» هر ردیفش دو صندلی داشت. ما در راهروی «ب» بودیم و بنابراین اگر به صرافت تفتیش می‌افتاد، اولین مظنون كسی نبود جز من. می‌پرسید «این مال شماست؟» و من مثل احمق‌ها به پیراهنش نگاه می‌كردم «چی مال من است؟» راه دوم این بود كه آب‌نبات را از لباسش بكنم و راه سوم هم اینكه بیدارش كنم و دستِ پیش را بگیرم؛ «ببخشید ولی فكر می‌كنم این مال من است.» آن وقت او آب‌نبات را پس می‌داد. حتی بعید نبود كه در گیجی خواب، به خیال اینكه آب‌نبات را دزدیده است از من معذرت هم بخواهد... ولی شرایط عادی نبود. من و زن قبل از اینکه خوابش ببرد با هم دعوا کرده بودیم...چند جای داستان بی اختیار با صدای بلند خندیدم. این که یک اتفاق ساده‌ی روزمره تبدیل به دستمایه چنین داستان کوتاه فوق‌العاده‌ای شود، بیانگر نبوغ نویسنده بود. بعد از خواندن داستان «پاسخ جدول شنبه‌ها»، برای یافتن کتاب‌ یا نوشته‌های دیگر از سداریس در گوگل جستجو کردم و بر خلاف نتایج فراوان به زبان انگلیسی، به این موضوع پی بردم که پیش از این تنها یک داستان‌کوتاه از او به فارسی ترجمه شده است (رز ق‍رم‍ز و داس‍ت‍ان‌ه‍ای‌ دی‍گ‍ر ترجمه آویشن نوبخت). باور کردنی نبود که این طنزپرداز و کمدین محبوب، در ایران چنین مهجور مانده است. لازم به یادآوری است که نوشته‌های سداریس پای ثابت اغلب شماره‌های بعدی همشهری داستان شد و بعدها چندین عنوان کتاب از او به فارسی ترجمه شد. هم اکنون سداریس در میان ایرانیان کتابخوان نامی آشنا است و حتی طرفداران خود را دارد.ویژگی اصلی آثار این طنزپرداز ۶۱ ساله متولد نیویورک این است که سداریس برای خنداندن مخاطب خیلی خود را به در و دیوار نمی‌زند. فرم و ظاهر آثار او ساده است اما در عین حال محتوای داستان، گفتگوها، تناقضات و موقعیت‌ها به شکل هوشمندانه‌ای طراحی و روایت شده است. جایی از قول سداریس خواندم که برخی افراد در برخوردهای روزمره و خیلی عادی نیز این سوال را از او می‌پرسند: «این اتفاق رو تو نوشته‌هات میاری؟!» علت این سوال این است که طرفداران سداریس نیک آگاهند که چوب جادوی او، از هیچ، متنی عالی می‌سازد. او حتی از فرصت مواجهه با طرفدارانش در تورهای معرفی کتاب برای ایده گرفتن در مورد نوشته بعدی استفاده می‌کند.از سداریس کتاب‌های بالاخره یه روزی قشنگ حرف می‌زنم، بیا با جغدها درباره‌‌ی دیابت تحقیق کنیم، تب بشکه، تعطیلات بی‌دغدغه، مادربزرگت رو از این‌جا ببر، مخمل و جین تن خانواده‌ات کن، وقتی شعله‌ها شما را در بر می‌گیرند و ‏‫رز ق‍رم‍ز و داس‍ت‍ان‌ه‍ای‌ دی‍گ‍ر (مجموعه داستان به همراه چند نویسنده دیگر) به فارسی ترجمه شده‌اند.</description>
                <category>کتابزی ketabzi</category>
                <author>کتابزی ketabzi</author>
                <pubDate>Mon, 10 Sep 2018 13:23:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استخری به عمق یک وجب: نگاهی به رمان عشق و چیزهای دیگر اثر مصطفی مستور</title>
                <link>https://virgool.io/ketabzi/mastoor-love-and-other-things-qju0lbwsogxh</link>
                <description>اهالی کتاب سال‌ها عکس‌های مربوط به انتظار چند ساعته و صف‌های طولانی طرفداران نویسندگان معروف دنیا مانند رولینگ، موراکامی و ... را در پشت درب کتابفروشی‌ها برای خرید کتاب جدید نویسنده محبوبشان با حسرت دنبال می‌کردند و آرزو داشتند روزی در ایران نیز شاهد چنین صحنه‌هایی باشند. حال به لطف شبکه‌های اجتماعی و گروه‌ها و فن پیج‌های نویسندگان، این اتفاق در ایران نیز چند باری رخ داده است منجمله بهمن‌ماه سال گذشته که جشن امضاء و رونمایی از کتاب‌ جدید مصطفی مستور به نام «عشق و چیزهای دیگر» با حضور تعدادی زیادی از طرفداران این نویسنده برگزار شد.عکس از: خبرگزاری کتاب ایران«عشق و چیزهای دیگر» داستان هانی دانشجوی اهوازی ساکن تهران است که پس از فراغت از تحصیل تصمیم می‌گیرد در تهران بماند. او اتاقی را به طور اشتراکی در خانه‌ای در مرکز شهر تهران اجاره کرده و در همین حین عاشق دختری به نام پرستو می‌شود. ادامه داستان ماجراها و کشمکش‌های این عشق و همچنین سرگذشت اطرافیان هانی را روایت می‌کند.تجربه و قلم توانای مستور باعث گردیده که کتاب نثر روان و گیرایی داشته باشد. همین قلم توانا سبب شد که خواندن آن را بی وقفه تا انتها ادامه دهم. در کنار متن روان، توصیفات داستان هم تحسین‌ برانگیز است. به عنوان نمونه جایی که هانی تعداد زیادی برگه از دستگاه نوبت‌دهی بانک می‌گیرد تا این که یکی از این برگه‌ها او را به مصاحبت با محبوبش بکشاند.  هنر نویسندگی مستور، خواننده را تا آخر با داستان همراه می‌کند اما  هیچگاه نمی‌تواند سرپوشی بر ضعف‌های عمده داستان باشد. نویسنده در تلاش بوده است مفاهیمی مانند عشق، انتقام، وفاداری، گذشت، جنگ، جهان‌بینی، روزمرگی و ... را در داستان مطرح کند اما حاصل آن گذری سطحی و تعدادی دیالوگ گل درشت است که هیچگاه همذات‌پنداری خواننده را بر نمی‌انگیزد. به عنوان نمونه تاثیر جنگ بر زندگی هانی بیان زمان اتفاقات داستان به شکل فاصله آن‌ها از اتفاقات مهم جنگ است و نه چیزی دیگر. به عبارتی ایکاش نویسنده فقط به «عشق» می‌پرداخت و بیخیال «چیزهای دیگر» می‌شد.- هشدار لو رفتن داستان - اما نکته ناامید کننده داستان پایان‌بندی ضعیف آن است. نویسنده موتور خواننده را برای ادامه فصل‌های داستان با بنزین انتقام هانی از شخصی که معشوق او را دزدیده روشن می‌کند اما در فصل ما قبل آخر ناگهان قهرمان داستان از تصمیم خود منصرف می‌شود بدون این که دلایل این تصمیم برای خواننده روشن گردد. مستور به ناامید کردن خواننده در این فصل رضایت نداده و به شاهکار فصل پایانی می‌رسیم که به حق تنه به تنه سریال‌های آبدوغ خیاری ایرانی می‌زند. رسیدن به معشوق و ازدواج و بچه‌دار شدن بدون این که نویسنده حتی زحمت فراهم کردن مقدمات این پایان‌بندی کلیشه‌ای را بر خود هموار کند.‌توصیه به خواندن «عشق و چیزهای دیگر» یا صرف نظر از آن بستگی به سلیقه مخاطب دارد. در این روزها که داستان و رمان فارسی خوب کم داریم به یقین اثر جدید مستور به لطف قلم روان او قابل اعتنا است. اما نباید انتظار خود را در حد یک شاهکار یا حتی اثری در خور نام مصطفی مستور بالا برد. توقع مخاطب باید چیزی در حد دیدن فیلم‌های جدید مسعود کیمیایی باشد و نه چیزی فراتر از آن.عشق و چیزهای دیگرنویسنده: مصطفی مستورناشر: نشر چشمه</description>
                <category>کتابزی ketabzi</category>
                <author>کتابزی ketabzi</author>
                <pubDate>Wed, 29 Aug 2018 10:42:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روزی که از آسمان ماهی بارید: درباره کافکا در کرانه اثر هاروکی موراکامی</title>
                <link>https://virgool.io/ketabzi/kafka-on-the-shore-haruki-murakami-lfnjwtsxjph1</link>
                <description>در حالی که معروف‌ترین آثار موراکامی در دنیا  IQ84، چوب نروژی و ... هستند اما اغلب ایرانی‌ها موراکامی رو با «کافکا در کرانه» شناختند (هر چند کتاب «کجا ممکن است پیدایش کنم» اولین اثر ترجمه شده به فارسی از موراکامی است). کافکا در کرانه رو سال ۸۹ خواندم. اولین مواجهه من با موراکامی به قدری جذاب بود که باعث شد به یکی از نویسنده‌های مورد علاقه‌ من بدل گردد. حرکت در مرز میان واقعیت و خیال و رازآلود بودن رمان باعث کشش و جذابیت آن شده است. کافکا در کرانه دو شخصیت متفاوت دارد که داستان آن‌ها به موازات هم پیش می‌رود: کافکا که پسری ۱۵ ساله‌ است و به علت یک پیشگویی عجیب به دنبال یافتن مادر و خواهرش از خانه فرار می‌کند که در فصول فرد کتاب، سرنوشت او را دنبال می‌کنیم. در فصول زوج با آقای ناکاتا پیرمردی همراه می‌شویم که به علت اتفاقی جادویی در کودکی دچار نوعی عقب ماندگی ذهنی شده‌است اما در عوض می‌تواند با گربه‌ها صحبت کند.صحبت‌کردن گربه با انسان، بارش ماهی از آسمان و ... نمونه‌ای از خیال‌پردازی موراکامی در این رمان است اما جنس این خیالپردازی نه از نوع ادبیات فانتزی است و نه آن چه که به عنوان رئالیسم جادویی می‌شناسیم. علاقه شخصی موراکامی به موسیقی سبب گردیده که در جای جای کتاب اشاراتی به قطعاتِ اغلب مشهور موسیقی جهان داشته باشد. این اشارات خواندن رمان را برای علاقمندان به موسیقی جذاب‌تر خواهد کرد.داستان زندگی موراکامی را بارها و بارها شنیده‌ایم. صاحب یک کلوب موسیقی جاز که در حین تماشای یک مسابقه بیسبال ایده اولین داستانش به ذهنش می‌رسد. اما ماجرای محبوب شدن هاروکی موراکامی در ایران داستان عجیبی است. در حالی که دهه ۸۰ میلادی آغاز دوران شهرت و محبوبیت موراکامی در دنیا بود اما دو دهه طول کشید تا اولین ترجمه فارسی کتابهایش به دست کتابخوانان ایرانی برسد. عجیب‌تر این که علی‌رغم این مهجور موندن طولانی مدت، موراکامی بلافاصله به یکی از نویسندگان محبوب بازار کتاب ایران تبدیل شد و هم اکنون کتاب‌هایش با ترجمه‌های رنگارنگ در رده پرفروش‌ها قرار دارند.کافکا در کرانه رمانی است خواندنی، با ماجرایی پر کشش و ترجمه مناسب که مخاطب علی رغم حجم نسبتاً زیاد از مطالعه‌ آن احساس خستگی نخواهد کرد. کافکا در کرانهنویسنده: هاروکی موراکامیمترجم: مهدی غبرائیناشر: انتشارات نیلوفر</description>
                <category>کتابزی ketabzi</category>
                <author>کتابزی ketabzi</author>
                <pubDate>Sun, 26 Aug 2018 11:04:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حزن‌نامه‌ای برای شهر خاکستری: درباره کتاب استانبول اثر اورهان پاموک</title>
                <link>https://virgool.io/ketabzi/istanbul-orhan-pamuk-z6j1wkzrdg62</link>
                <description>کتاب استانبولِ اورهان پاموک کلید واژه مهمی دارد که شرح حال و توصیفات جسته و گریخته نویسنده را همانند نخ تسبیح به هم متصل می‌کند: حزن... و حزن جاری در روح این شهر همان چیزی است که سبب می‌گردد غریبه تازه‌وارد پس از چند ساعت زیستن در اتمسفر استانبول به جای سر سپردن به پیشنهادات وبسایت‌های گردشگری و زیارت توپکاپی یا فلان مال و بهمان خیابان پر زرق و برق، مفتون قدم زدن شبانه در کوچه‌های پر شیب و تنگ گالاتا یا چشم دوختن به عابران عجول کاراکوی و ماهیگیران خسته سواحل بسفر گردد.شیشانه، استانبول - عکس از: رندی تارمپیاورهان پاموک برنده نوبل ۲۰۰۶ ادبیات در این کتاب از خود و خانواده‌اش بی پرده سخن می‌گوید. چیزی که از او پیش از خواندن این کتاب می‌دانیم: نویسنده‌ای توانا پرورش یافته در خانواده‌ای روشنفکر، اصیل و متمول. اما پاموک این کلیشه را ویران می‌کند و واقعیت کودکی و جوانی خود را عریان پیش چشم خواننده می‌گذارد. از پدرش که ثروت خانوادگی را بر باد می‌دهد و گهگاه در پی معشوقه‌ای می‌رود. از عشق ناکام خود، رها کردن نقاشی و مناسبات و خاله زنک‌بازی‌های خانواده‌های سرشناس استانبول و ... ‌در توصیف حال استانبول نیز پاموک همین راه را در پیش می‌گیرد. با این که در زمان انتشار کتاب استانبول پاموک نویسنده‌ای جهانی بوده است اما هیچگاه این شهرت باعث نشد که در این کتاب او تبدیل به ویزیتوری برای صنعت توریسم این شهر گردد. او استانبول را همان چه که بوده و هست توصیف می‌کند. شهری خسته با گذشته‌ای با شکوه در گذار به جهان نو. استانبول در کتاب پاموک شهری است سر خورده اما زنده. هنر پاموک در جایی است که او با سیاحان غربی که در گذشته به استانبول سفر کرده‌اند همذات‌پنداری می‌کند و استانبول قدیم را از چشم آنان و با دغدغه‌های آنان می‌بیند.ا‌ورهان پاموک در ایام نمایشگاه کتاب سفری به تهران داشت. او در این سفر تهران را شبیه‌ترین شهر به استانبول دانست. عده‌ای سخن او را برای رضایت خاطر میزبانان ایرانی خود دانستند. اما اگر استانبول را آن گونه که پاموک در کتابش دیده و زیسته است یا از قاب تصویر هموطن شهیر فیلمسازش نوری بیلگه جیلان ببینیم تهران و استانبول روح محزون خاکستری یکسانی دارند در دو کالبد جغرافیایی و فرهنگی متفاوت.نام کتاب: استانبول، خاطرات و شهرنویسنده: اورهان پاموکمترجم: شهلا طهماسبیانتشارات: نیلوفر</description>
                <category>کتابزی ketabzi</category>
                <author>کتابزی ketabzi</author>
                <pubDate>Sun, 19 Aug 2018 09:46:04 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>