<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های خوانش | کتابفروشی آنلاین و نشر دیجیتال</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@khanesh</link>
        <description>https://khanesh.net</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 05:28:43</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/40657/avatar/q7T23j.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>خوانش | کتابفروشی آنلاین و نشر دیجیتال</title>
            <link>https://virgool.io/@khanesh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>داستان‌هایی که می‌چسبند: کتابی برای علاقه‌مندان به داستان‌سرایی و بازاریابی محتوایی</title>
                <link>https://virgool.io/@khanesh/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C-%DA%86%D8%B3%D8%A8%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-bxtuti0d1hib</link>
                <description>داستان‌سرایی حول برند و ایجاد محتوایی جذاب و مخاطب‌محور، برای اکثر کسب‌وکارها به یک ضرورت و اولویت بدل شده است. ما در زمانه‌ای زیست می‌کنم که «محتوا» در حجم و ابعادی عظیم، مدام و مستمر، توسط کسب‌وکارها و اشخاص مختلف در حال تولید است. همه‌ی ما می‌خواهیم که محتوای‌مان، مخاطبین بیشتری را به خود درگیر کنند و خوانندگان بیشتری را شکار کنیم. داستان‌سرایی (Story telling) یکی از مولفه‌های کلیدی در راه رسیدن به این مقصود است. در این مقاله حول داستان‌سرایی و قصه‌گویی برای برند صحبت می‌کنیم و در ادامه به معرفی کتاب «داستان‌هایی که می‌چسبند» می‌پردازیم.وقتی از داستان‌سرایی حرف می‌زنیم...کم نیستند کسب‌وکارها و برندهایی که «تولید محتوا» را صرفا با نیت رشد و ارتقای جایگاه در موتورهای جست‌وجو پی می‌گیرند و تصور می‌کنند که رسیدن به صدر نتایج گوگل، تنها کارکرد یک محتوای اصولی و حرفه‌ای‌ست. حقیقتی که در این معادله از ذهن دور مانده آن است که محتوا «باید» در دل خود، ارزشی و کیفیتی را داشته باشد تا با اتکا و به کمک آن، بتواند در دل مخاطبین خود جای باز کند.محتوا علاوه بر «خوانده شدن» به «دوست داشته شدن» نیز نیازمند است. مخاطب باید، با محتوا ارتباط برقرار کند، به گونه‌ای که نتواند از خواندنش دست بکشد.کمی به تجربه‌ی شخصی خودمان رجوع کنیم: آخرین مقاله‌ای که تا انتها خواندیم کدام بود؟ چه ویژگی‌هایی داشت؟ اصلا چه شد که خواندنش را آغاز کردیم؟همین سوالات را درباره‌ی مقالات و صفحاتی که بعد از مرور یکی-دو صفحه‌ی اول‌شان، رها شدند نیز بپرسید: چرا صفحات و محتواهایی -با وجود حضور در صدرِ نتایج موتورهای جستجو- «خوانده» نمی‌شوند. کارآمدی، قطعا مهمترین معیار است: متنی که فقط برای گوگل نوشته شده باشد، هیچ انسانی را خوشحال و راضی نمی‌کند. اما داستان‌سرایی و روایت‌محور بودن، عنصر بعدی (و مکمل) است که موجب می‌شود، شعف و میل لازم برای خواندن یک متن، در هر قالب و اندازه‌ای، در مخاطب بوجود آید.این قصه‌های نازنینهرچند نسل ما، کمتر از همیشه می‌خواند و به دلیل تنوع بی‌حد و حصری که در قالب‌های مختلف محتوایی (شبکه‌های اجتماعی، پادکست‌ها و...) بوجود آمده است، کمتر به سراغ متون و محتواهای طولانی می‌رویم، اما در همین زمانه نیز کماکان رمان‌های چندهزارصفحه‌ای طرفدار دارند، پادکست‌های چندساعته شنیده می‌شوند و قصه‌های شب، هر شب، هزاران نفر را به خود درگیر می‌کند. ما، عاشق قصه گفتن و قصه شنیدنیم. داستان‌ها در همه‌ی ابعاد زندگی‌مان رسوخ کردند و پُر بی‌راه نیست اگر بگوییم که ما، به داستان‌ها نیازمندیم.«داستان‌محور» بودن یک محتوا، می‌تواند معیار و عاملی تعیین کننده در موفقیت یک محتوا باشد. هرچقدر کِشش و پرداختِ ماجرای یک محتوا بیشتر باشد، شانس همراهی مخاطب در او افزایش می‌یابد.تقریر داستان برند و قصه‌گویی حول کسب‌وکار اما، چندان ساده نیست و به مهارت‌هایی جز آنچه در حوزه‌ی تولید محتوا به آن می‌پردازیم نیازمند است. مراحل مختلفی دارد و پیش‌نیازهایی برای آغاز لازمه‌ی کار است. «داستان‌هایی که می‌چسبند» با هدف تعریف، توصیف با آموزش همیشه پیش‌نیازها و مهارت‌ها تولید و تدوین شده است.داستان‌های چسبنده: مخاطبین برند خود را کنار خود نگه دارید!کتاب داستان‌هایی که می‌چسبند، آخرین اثر کیندرا هال است و بر خلاف باقی کتاب‌های پرفروش آمازون و نیویورکر، محصولِ نویسنده‌ای نسبتا جوان است. کتاب، بیشتر از حد انتظار خود هال و باقی فعالان حوزه‌ی بازاریابی محتوایی موفق بود. به بسیاری زبان‌ها ترجمه شد و به عنوان منبعی قابل استناد بین بازاریابان محتوایی جا باز کرد.علت موفقیت این کتاب را می‌تواند در سه مهم خلاصه کرد:تجربه‌محوری: کیندراهال، فروتنانه و گشاد دستانه، تجارب خود از کار با برندهای کوچک و بزرگ را در اختیار مخاطب قرار می‌دهد. وجود جزئیات در شرح و بسط تجربه‌های متعدد، فهم مخاطب از منظور و نیت نگارنده را ساده می‌کند.کارآمدی: کیندراهال، سرتان را با عبارات و توصیفات تکراری و اطلاعات ناکارآمد درد نمی‌آورد. موجز و سرراست صحبت می‌کند و عموما، بخش‌های محتوا می‌تواند برای‌تان کارایی مشخصی داشته باشد. به جرات می‌توان گفت که هیچ بخشی از این کتاب، اضافه نیست و هربخش در تکمیل دیگری -و حول هدف و نیتی- آورده شده است.داستان‌سرایی: در نهایت، خود کیندراهال، به آموزه‌های خود پایبند است و کتاب را داستان‌گونه و جذاب روایت می‌کند. از ابتدا، شما را در مسیر درستی قرار می‌دهد و در طول اثر، روایت را تکمیل و تکمیل‌تر می‌کند. «داستان‌هایی که می‌چسبند» را یک داستان-راهنما بدانید که بناست هم سرگرم‌تان کند و هم مهارت‌های قصه‌گویی و داستان‌سرایی برای برند را در شما تقویت نماید.در این مقاله، نگاه دقیقی به محتوای کتاب انداختیم و تحلیل بیشتری از مضمون و محتوای آن ارائه کردیم. پیشنهاد می‌کنیم که بعد از خواندن این مقاله، نگاهی به آن بیاندازید تا بیشتر با محتوای کتاب آشنا شوید.در حوزه‌ی قصه‌سرایی برای کسب‌وکارها، منابع محدودی وجود دارد و به زبان فارسی، این محدودیت بیشتر خودنمایی می‌کند. این اثر، هرچند نمی‌توان آن‌را جامع‌ترین و کامل‌ترین دانست، اما به واقع محصولی کارآمد و راهبرنده‌است و به کمک و با اتکای به آن می‌توانید نسبت به ادبیات موضوع، اشراف کافی یافته و گام‌های نخست در نگارش داستان برند خود را بردارید.درباره کیندرا هالکیندراهال (Kindra Hall) جوان است و با ما، مخاطبین شبکه‌های اجتماعی و محتوای آنلاین، هم‌نسل است. شبیه به ما، سلیقه‌ی مصرف محتوا را می‌داند و توامان «محتوای خوب» را برای نشر و توزیع در پلتفرم‌های آنلاین می‌شناسد. همه‌ی این‌ها در کنار تجربه‌ی عملی و دانش اجرایی مفصل از او، فردی مجرب را برای تعیین و توصیف شیوه‌های داستان‌سرایی برای برند ساخته است.کیندرا هال به شکل تخصصی در حوزه‌ی  داستان‌سرایی به برندها مشاوره می‌دهد. مجموعه معظم فروشگاهی تارگت، موسسه کارنگی و انجمن سلامت آمریکا در فهرست سازمان‌های قرار دارند که با او همکاری کردند. علاوه بر این‌ها، هال نویسنده‌ی شاخصی در بین بلاگرهاست و مدت‌هاست که به نوشتن برای وب مشغول است. کیندراهال، بعد از نشر و موفقیت این کتاب در عرصه‌ی بین‌المللی شهرت بیشتری یافت و حالا، سخنرانی‌ها و کارگاه‌های آموزشی متعددی را با محوریت این اثر برگزار می‌کند. با مراجعه به سایت رسمی او می‌توانید مقالات و محتواهای تکمیلی به این اثر را بیابید و بخوانید.اواخر سال گذشته این کتاب در نویسش تولید و در خوانش به صورت دیجیتال عرضه شد. قیمت آن  ۳۸ هزار تومان است و با توجه به حجم ۳۳۱ صفحه‌ای و کیفیت ترجمه، به نظر عدد معقولی می‌رسد. برای خرید این کتاب می‌توانید به این لینک مراجعه کنید. بلافاصه پس از پرداخت، نسخه‌ی PDF آن برای‌تان قابل دریافت است. پیش از خرید هم می‌توانید فصل اول کتاب را به رایگان دریافت، مطالعه و بررسی کنید. امیدواریم که این کتاب بتواند برای‌تان مفید واقع شود و راه را برای سرایش داستان‌هایی پُربار حول برند و کسب‌وکارتان باز کند.</description>
                <category>خوانش | کتابفروشی آنلاین و نشر دیجیتال</category>
                <author>خوانش | کتابفروشی آنلاین و نشر دیجیتال</author>
                <pubDate>Wed, 06 May 2020 16:49:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور بفهمیم یک کتاب ارزش خواندن را دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@khanesh/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%81%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%85-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-cwwm5dmbwjna</link>
                <description>با وجود همه‌ی غرولوندهایی که دربار اوضاع بد بازار کتاب و نشر می‌زنند، خوشبختانه و با افتخار باید گفت که اوضاع «خیلی» هم بد و آشفته نیست. تقریبا محال است که در هر هفته چندتایی عنوان تازه به کتابفروشی‌ها اضافه نشود. صنعت رشد وضعیتی رقابتی نسبتا مطلوبی دارد و همین باعث می‌شود در ترجمه و نشر آثار تازه، تلاشی مستمر بین ناشرین برتر کشور در جریان باشد که فایده‌اش برای ما خوانندگان، دستیابی به آثاری با کیفیت، سریع و همگام با نشر جهان است. البته که کاستی‌هایی هم هست، اما نه آنقدر که برای ما مانعی برای خواندن و لذت بردن باشد. تا کنون ده‌ها هزار کتاب به زبان فارسی منتشر شده است و اگر بخواهیم تمام کتاب‌های موجود در جهان را فهرست کنیم، احتمالا شمارش به میلیون‌ها خواهد رسید. چطور باید انتخاب کنیم و چگونه در بین انبوه کتاب‌ها، بهترین را برای خواندن انتخاب کنیم؟ هیچ‌کدام از ما آنقدر وقت نداریم که همه‌ی کتاب‌های جهان را بخوانیم، و راستش را هم بخواهید، شاید اصلا لازم هم نباشد! در این مطلب، چند ترفند ساده و اما به واقع کاربری پیشنهاد می‌کنیم که بتوانید به سادگی و با صرف اندکی زمان، کتاب‌های خوب و بد (یا کاربردی و غیر کاربردی) را از هم تمیز کنید.نویسنده را بشناسیدکمتر پیش می‌آید که نویسنده‌ای ضعیف، کتابی قوی نوشته باشد! اولین چیزی که در مواجهه با یک کتاب تازه باید در نظر بگیرید این است که آن‌را چه کسی نوشته است. اگر نویسنده کمی به‌نام باشد، با یک جست‌وجوی ساده در گوگل می‌توانید با بیوگرافی او آشنا شوید و بفهمید دیگران درباره‌اش چه گفته و نوشته‌اند. راستش را بخواهید، خواندنِ کتاب از نویسنده‌های تازه‌کار، ریسک بالایی دارد! اگر زمان محدودی برای کتاب خواندن دارید، شدیدا توصیه می‌کنیم که بی‌خیال تازه‌کارها شوید. به قدر کافی، نویسنده‌ی خوش‌نام و پرکتاب هست که بتوانید تا ماه‌ها سرتان را با خواندن آثارشان گرم کنید.مترجم را دست کم نگیریداگر کتابی را می‌خواهید بخوانید نسخه‌ی ترجمه شده‌ی آن است، باید در نظر داشته باشید که اهمیت مترجم کم از نویسنده‌ی آن نیست. چه بسیار کتاب‌های خوب و مفیدی که به واسطه‌ی ترجمه‌ی بد و ضعیف، تمام ارزش خود را از دست داده‌اند و چه بسیار کتاب‌های متوسطی که به واسطه‌ی ترجمه‌ی درخشان مترجم، تبدیل به اثری قابل تامل شده‌اند. شیوه‌ی فهمیدن کیفیت مترجم نیز نظیر نویسنده و با کمی جست‌وجو حاصل می‌شود.از اهمیت ناشر غاقل نشویدناشران بزرگ بیشتر از شما در انتخاب آثاری برای چاپ محتاطند و سعی می‌کنند رزومه و برند خودشان را با چاپ آثاری کم کیفیت زیر سوال نبرند. اجازه بدهید. اصلا کیفیت ناشر به انتخاب‌هایش وابسته است و کمتر ناشر مطرحی را می‌توان یافت که آثار متوسط داشته باشد (هرچند بعید نیست!) ناشر یک کتاب قطعا معیار اصلی انتخاب یا عدم انتخاب کتاب برای مطالعه نیست، اما بدون شک در کنار پارامترهای پیشین می‌تواند شما را در انتخاب کتاب مناسب یاری رساند.نظر بقیه را بخواهیدسایت گودرریدز، میعادگاه عاشقان کتاب است و در آن می‌توانید نقد، بررسی و تجربه‌ی خوانش کاربران مختلف را از گوشه کنار دنیا بیابید. فقط حواس‌تان باشد که سراغ بررسی‌هایی نروید که داستان و محتوای کتاب را لو می‌دهد، این موضوع درباره‌ی کتاب‌های داستانی می‌تواند لذت آن‌را از بین ببرد.تجدید چاپ را در نظر بگیریدهرچند مقدار فروش یک کتاب، رابطه‌ی خیلی مستقیمی با کیفیت آن ندارد، اما دلیل خوبی به شما می‌دهد که حداقل مقدمه‌اش را بخوانید یا سعی کنید درباره‌اش اطلاعات بیشتری کسب کنید. در بازار کتاب، هرچندوقت یکبار سروکله‌ی کتابی پیدا می‌شود که می‌تواند اقبال عمومی مناسبی کسب کند. مثلا کتاب جستارهایی در باب عشق، اولین کتابی بود که از نویسنده‌اش ، آلن دوباتن منتشر شد و به سرعت توانست محبوبیت بالایی کسب کند. این کتاب تا کنون بیش از ۱۰ بار تجدید چاپ شده است.ظواهر را در نظر بگیریدبرخلاف نظر کتابخوان‌های سخت‌گیر، ظواهر کتاب نیز می‌تواند راهنمای خوبی برای پی بردن به ارزش درونی اثر باشد. اگر از شکل و شمایل کتاب، طراحی روی جلد و عنوانش خوش‌تان آمد، نگاهی به محتوایش بی‌اندازید.مقدمه را بخوانید و فهرستش را بالاپایین کنید. اصلا بعید نیست که مطابق با خواسته‌ی شما باشد و دوستش بدارید.تجربه کنیدبا در نظر گرفتن همه‌ی موارد بالا، ریسک خواندن کتاب‌های ضعیف، و آن‌هایی که برای شما مناسب نیست را کاهش می‌دهید. اما واقعیت آن است که مهمترین عاملی که به شما در کشف و خواندن کتاب‌های برتر کمک می‌کند، تجربه‌ی شما در شناسایی علایق شخصی‌تان است. پس با کمی احتیاط، خود را به دست کتاب‌ها بسپارید و تا می‌توانید تجربه‌ی خواندش خود را ارتقا دهید. ممکن است چندتایی کتاب دوست نداشتی دست بگیرید و در میانه‌ی راه از انتخابش پشیمان شوید. اما همین تجربه‌های ناموفق به شما کمک خواهد کرد که کتاب‌های بعدی را درست‌تر انتخاب کنید.</description>
                <category>خوانش | کتابفروشی آنلاین و نشر دیجیتال</category>
                <author>خوانش | کتابفروشی آنلاین و نشر دیجیتال</author>
                <pubDate>Mon, 22 Apr 2019 00:17:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه‌چیز درباره آلن دوباتن</title>
                <link>https://virgool.io/@khanesh/%D9%87%D9%85%D9%87%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A2%D9%84%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D9%86-rhfaov2bzlqo</link>
                <description>اگر از آن دسته افرادی باشید که با کتاب و کتاب‌خوانی کیف می‌کنند و وقت آزادشان را با در دست گرفتن کتابی، به اوقاتی خوش تبدیل می‌کنند، نام کتاب‌های آلن دوباتن نیز به گوشتان آشناست. ممکن است، نام کتاب‌هایش را پشت ویترین کتابفروشی‌ دیده باشید یا به مرحمت فروش آنلاین کتاب، وقتی توی رختخواب، داشتید در کتابفروشی آنلاین تفرج می‌کردید، کتاب‌های آلن دوباتن نیز با حرکت انگشتتان، از  زیردستتان رد شده باشند.مهم نیست چگونه و کجا! مهم این است که چقدر از این فرصت آشنایی استفاده کرده‌اید. آشنایی با آلن دوباتن را نمی‌گویم! آشنایی با بهتر زندگی کردن را می‌گویم! یک جورهایی شخصیت آلن دوباتن با آموزش بهتر زندگی کردن گره خورده است. راستش را بخواهید، آشنایی با آلن دوباتن کار سختی نیست. اگر قصد آشنایی دارید، گشت زدن توی صفحات اینترنت و خواندن توضیحات کتاب‌های او که در کتابفروشی آنلاین به راحتی قابل دسترسی است، شما را با او آشنا می‌کند. اصلا چرا جای دور برویم؟همین‌جا با من بمانید. می‌خواهم شما را با آلن دوباتن آشنا کنم. مطمئنم بعد از این که با او آشنا شدی، وسوسه خواهی شد، کتاب‌های آلن دوباتن را هم نگاهی بیندازی! خود من وقتی مطلب کوتاهی درباره او خواندم، کتاب «هنر سیر و سفرش» را تهیه کردم. آشنایی با افکار دوباتن، در من معجزه کرد. به حدی که تصمیم گرفتم شما را هم در این تاثیر، شریک کنم. شاید تو هم راه بیفتی توی خیابان و در به در دنبال همین کتاب بگردی! یا مثل من وقت گشت و گذار لذت بخش در کتابفروشی‌ها را نداشته و بخواهی این کتاب را از کتابفروشی آنلاین تهیه کنی. با من همراه شو… شاید تو دانش‌آموز بعدی مدرسه زندگی آلن دوباتن باشی.شروع زندگی آلن دوباتنزندگی آلن دوباتن از آنجایی شروع شد که گیلبرت و ژاکلین تصمیم گرفتند صاحب فرزندی شوند. دوباتن، ثمره زندگی مشترک این زوج یهودی‌تبار بود. درست ۲۰ دسامبر ۱۹۶۹، پسری به دنیا آمد که نامش را آلن گذاشتند. آن موقع هم نمی‌دانستند، این پسر کوچک، روزی روشن‌کننده راه هم­نسلانش، برای زندگی بهتر خواهد بود. آلن دوازده سال را در سرزمین مادری‌اش طی کرد. همین مسئله باعث شد، زبان‌های فرانسوی و آلمانی را نیز به خوبی بیاموزد. دوران تحصیلش، دانش‌آموزی ساکت و خجالتی بود.بیشتر زمان تحصیلش را در مدارس شبانه‌روزی درس خواند. بعد از آن وارد دانشگاه کمبریج شد تا پا در مسیر مورد علاقه‌اش بگذارد. رشته تاریخ و فلسفه را انتخاب کرد. بعد از اتمام این مقطع تحصیلی از دانشگاه کمبریج، به دانشگاه هاروارد رفت. قرار بود این مقطع از تحصیلاتش هم در زمینه فلسفه فرانسوی، در این دانشگاه گذرانده شود. ولی برخلاف تصور همه، او تحصیل در رشته مورد علاقه‌اش را کنار گذاشت. عقیده پیدا کرده بود که تحصیل در این رشته برای او کافی بوده و باید عملا وارد فلسفه شود. دوباتن به منظور نوشتن برای مردم عادی، وارد دنیای فلسفی زندگی شد. به مسائلی پرداخت که چه برای یک فیلسوف و چه برای کسی که به کتاب‌خوانی و فلسفه علاقه نداشت، جالب توجه بود. وقتی قرار باشد بهتر زندگی کردن را بیاموزی و سعی کنی تفکری متفاوت از زندگی کردن ارائه بدهی، چه فرقی می‌کند مخاطب تو چه کسی باشد؟ یک معلم، پزشک، فیلسوف، کارگر یا یک رفتگر؟ اصلا چه فرقی می‌کند مخاطبت چه سنی باشد؟ از چه قشری باشد و با چه تفکری؟ بله کتاب‌های آلن دوباتن، افکار خاص او را در بین خیلی از افراد، محبوب کرد.همه‌ی ما میل داریم بهتر زندگی کنیم. خیلی از اوقات برای بهتر زندگی کردن نباید بروید سراغ کتاب‌هایی که یاد می‌دهند موقعیتتان را به موقعیت مادی بهتری ارتقا دهید. واقعا گاهی لازم است کسی باشد که به شما یادآوری کند، زندگی کنونی‌تان ارزش لذت بردن را دارد. گاهی لازم است کسی باشد که بگوید چگونه در همین پیچ و خمی از جاده که هستی، به مناظر دلپذیر خیره شوی و راحت نفس بکشی و فکر نکنی از این پیچ که رد شد، زندگی‌ام بهتر می‌شود. مسلما در زندگی همه‌ی ما “زندگی‌ای” پنهان شده که ارزش لذت بردن را دارد! دغدغه آلن، پیدا کردن “همین زندگی” در زندگی مردم است. بله، روز ۲۰ دسامبر ۱۹۶۹، آلن دوباتن متولد شد تا دیدی نوین به فلسفه بدهد.چه چیزی دوباتن را فیلسوف کرد؟این که آلن باتن کی و چگونه فیلسوف شد چیز منطقی­ای نیست. فیلسوف شدن راه طولانی‌ای است که از پرسش و مطالعه به دست می‌آید. منظور تنها مطالعه کتاب نیست. مطالعه در درون خود، مطالعه در افکار و اشخاص، مطالعه در رفتارها، مطالعه در محیط. همه این‌ها به باز شدن دید فلسفی کمک می‌کند. مطالعه کتاب یک راه ساده است که انسان را در راه فلسفه بیشتر جلو می‌برد.آلن به کتاب و کتابخوانی علاقه زیادی داشت. بنا بر گفته خودش در اتاقی کار می‌کند که دور تا دور اتاق را قفسه‌های مملو از کتاب پر کرده‌اند. مسلما همین علاقه و شور و داشتن ذهن تحلیل‌گرش او را در این زمینه بسیار کمک کرده است. همین مطالعه باعث شده تا آلن تفکری عمیق و چند بعدی از مسائل و زندگی داشته باشد. کتاب‌های آلن دوباتن، تنها در بر گیرنده‌ی فلسفه نیست. کتاب‌های او، تلفیقی از فلسفه، هنر، داستان نویسی و چیزهای دیگر است. به گفته‌ی خودش،‌ پنج کتاب بیشترین تاثیر را روی او داشتند: کتاب اسطوره‌شناسی‌ها نوشته رولان بارت، قبر ناآرام نوشته‌ی سیربل کونولی، نامه‌هایی از یک رواقی نوشته‌ی سنکا، مقالات نوشته‌ی آرتور شوپنهاور، در جستجوی زمان از دست رفته نوشته‌ی مارسل پروست.این کتاب‌ها،‌ علاوه بر این که به دید فلسفی او کمک کرد، او را در نویسندگی و بهتر نوشتن ترغیب کرد. او از هر یک از این کتاب‌ها، افکار و ایده‌هایی ناب گرفت که توانستند خود نویسنده­ای ناب باشد.کتاب‌های آلن دوباتنشاید تنها نام بردن از این کتاب‌ها که هر یک افکاری عمیق از زندگی دوباتن را در خود جای داده، کافی نباشد.خوشبختانه کتاب‌های او به وفور در کتابفروشی‌ها و در فروش کتاب آنلاین یافت می‌شود و کسی که علاقمند به مطالعه کتاب‌های آلن دوباتن باشد، با گشتی در کتابفروشی شهر یا کتابفروشی آنلاین به کتاب‌های او خواهد رسید. در اینجا اشاره‌ای به کتاب‌های این نویسنده و فیلسوف معاصر می‌کنیم.دین برای خدا ناباورانتسلی بخشی‌های فلسفهسیر عشقهنر سیر و سفریک هفته در فرودگاهدر باب مشاهده و ادراکخوشی‌‌ها و مصائب کارچه چیزی کتاب‌های آلن دوباتن را خاص می‌‌کند؟کتاب‌های آلن دوباتن، با حالت داستان‌گونه و روایی‌ای که دارند، فرد را جذب به خواندن می‌کنند. معمولا کتاب‌های او حالت گزارش‌گونه داشته و وقتی مشغول خواندن کتاب شدی، حس خواهی کرد که نویسنده‌، در حال نوشتن چیزی است که در حال دیدن آن است. این مسئله در کتابی مثل یک هفته در فرودگاه کاملا مشهود است. آلن دوباتن، برای نوشتن این کتاب یک هفته را در فرودگاه اقامت کرد و در آنجا به تهیه متن اولیه کتابش پرداخت.کتاب‌های آلن دوباتن موضوعات عمومی زندگی را در برگرفته و به مطالعه و بهبود رفتارها و اتفاقاتی می‌پردازند که در زندگی همه‌ی انسان‌ها وجود دارد. برقراری ارتباط، بهبود روابط شغلی، بهبود روابط عاشقانه، لذت بردن از سفر و … همه از نمونه دغدغه‌های آلن دوباتن است.مورد دیگری که کتاب‌های آلن دوباتن را بسیار خاص کرده است، مخاطب قرار دادن همه افراد با سطوح مختلف آگاهی است. برای فهم کتاب‌های او، لازم نیست کتاب دیگری خوانده باشید. همین که زندگی می‌کنید، کافیست تا کتاب‌های او برای شما قابل فهم و لذت‌بخش باشند.جالب اینجاست، این مسئله به این معنا نیست که اگر شما به اندازه موهای سرتان کتاب خوانده‌اید، کتاب‌های آلن دوباتن را تازه و جذاب نبینید. اصلا ربطی به سطح کتابخوانی شما ندارد. اگر زنده‌اید و دارید زندگی می‌کنید، لازم است کتاب‌های آلن دوباتن را برای یک بار هم که شده مطالعه کنید. بهتر زندگی کردن، نسبی است. نمی‌توان گفت ما داریم خوب زندگی می‌کنیم و از زندگی‌مان استفاده می‌کنیم یا نه. بیایید و یک بار هم  که شده خود را با کتاب‌های آلن دوباتن، به چالش بکشید.مژده برای دوست داران آلن دوباتن و کتاب‌هایشجای خوشحالی اینجاست که آلن دوباتن، تنها به نوشتن کتاب بسنده نکرد. او در سال ۲۰۰۸ موسسه‌ای به نام مدرسه زندگیدایر کرد. این موسسه اکنون در چند کشور جهان شعبه دارد. این مدرسه با هدف کار بر روی هوش احساسی، دایر شد. آلن دوباتن در آموزش‌های مدرسه زندگی، بسیار دقت دارد. او همکارانش را با وسواس و دقت انتخاب کرده و با همکاری آنها، کتاب، فیلم و انیمیشن‌های آموزشی بسیار مفیدی را برای تمامی مردم جهان، روانه بستر اینترنت می‌کند.در این مدرسه‌ یاد داده می‌شود، چگونه با طرح سؤال‌هایی و جواب دادن به آنها، زندگی، رضایت‌بخش‌تر و بهتر خواهد شد. مثلا چگونه می‌توان یک شغل خرسندکننده داشت؟ گذشته چه تاثیری بر حال ما داشته؟ چگونه با دیگران رابطه‌های خوبی برقرار کنیم؟ مدریت روابط احساسی ما چطور صورت می‌گیرد؟افرادی که علاقمند به حضور در این مدرسه‌اند، می‌توانند به راحتی از طریق اینترنت، آموزش‌های آلن دوباتن را بگیرند و استفاده کنند یا کتاب‌های منتشر شده از مدرسه زندگی را، از طریق کتابفروشی آنلاین خوانش خریداری و مطالعه کنند.</description>
                <category>خوانش | کتابفروشی آنلاین و نشر دیجیتال</category>
                <author>خوانش | کتابفروشی آنلاین و نشر دیجیتال</author>
                <pubDate>Sun, 21 Apr 2019 19:31:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا باید کتاب بخوانیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@khanesh/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-zprgcdo6zhgu</link>
                <description>فرض ما بر این است کسی که به این صفحه و مطلب رسیده، حتما یک ربط و ارتباطی با کتاب و کتابخوانی دارد و حتما چندتایی کتاب در فهرست «خوانده شده»هایش هست. همینطور احتمال می‌دهیم که اگر لذت کتاب خواندن را تجربه کرده باشید، احتمالا به توضیح و شرح بیشتری برای فواید این عادت خوب نیاز ندارید. اما مگر همه‌ی ما و تمام کتاب‌خوان های دنیا از ابتدا کتاب دست‌شان بوده است؟بیایید با هم صادق باشیم: کتابخوان شدن، گاهی به یک تصادف وابسته است و ممکن است همه‌ی آدم‌ها در مسیر زندگی‌شان تصادفی را تجربه نکرده باشند که به سمت کتاب‌ها هدایت شوند. کم نیستند آدم‌هایی که کتاب خواندن را نه یک کار معمولی و البته لذت بخش، که یک امر پیچیده و گاها دشوار می‌پندارند. ما در عصری زندگی می‌کنیم که دستیابی به اطلاعات (از هر نوع) ساده‌تر و سریع‌تر از هر زمان دیگری ممکن است و احتمالا در قیاس با شبکه‌های اجتماعی و موتورهای جستجو و…، کتاب گزینه‌ی سریع و خوشایندی برای پر کردن اوقات نیست! بله، حتی کتاب‌خوان ترین آدم‌های دور و بر ما هم، وقت بیشتری را صرف چیزهایی جز کتاب می‌کنند. https://virgool.io/@khanesh/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C-%DA%86%D8%B3%D8%A8%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-bxtuti0d1hib این مقدمه‌ی طولانی را نوشتیم که بگوییم کتابخوان بودن/نبودن، حقیقتا نه ارزش است و نه ضد ارزش. اگر فکر می‌کنیم کتابخوان بودن می‌تواند به آدم کمک کند و حال‌مان را بهتر، حتما باید دلایل تحقیقی‌تری برایش وجود داشته باشد. در این مطلب، سعی به معرفی و شرح این دلایل داریم و امیدواریم برای آدم‌هایی که دنبال دلایلی قانع کننده برای «بیشتر و بهتر خواندن» هستند بتواند مفید واقع شود.کتاب خواندن، مغز را فعال‌تر می‌کندبرای هر کاری به «معز» نیاز داریم. این عضو پرکار بدن نیز مانند سایر اعضا و جوارح‌مان، میل عجیبی به کم‌کاری و فرسایش دارد! همانطور که باشگاه‌های بدن‌سازی به ما کمک می‌کنند که وزنی متعادل و اندامی متناسب داشته باشیم، کتاب خواندن هم یکی از بهترین روش‌های ممکن برای سرحال نگه داشتن مغز است. باور کنید یا نه، این توده‌ی چربی محصور در جمجمه‌مان مسئول تمام تصمیم‌ها و اقدماتی‌ست که خداگاه یا ناخداگاه می‌گیریم. مغز ما را آدم‌های موفق‌تری می‌کند و در نتیجه، کیفیت بیشتری به زندگی‌مان می‌بخشد. تحقیقات مفصلی در این خصوص انجام شده که این یکی شاید موجزترین و جامع‌ترین باشد.به ایده‌هایی تازه دست می‌یابیدمهم نیست که ریگ روان را بخوانید یا داستان‌هایی که می‌چسبند. اصلا مهم نیست که درباره‌ی چه موضوعی و در چه حوزه‌ای کتاب می‌خوانید. خواندن کتاب، ایده‌هایی تازه را به ذهن‌تان سرازیر می‌کند که ممکن است هیچ ربطی با آنچه می‌خوانید نداشته باشید. سازوکار مغر آن‌قدر پیچیده است که توضیح ساده‌ی این اتفاق میسر نیست، اما بدانید که وقتی مشغول خواندن کتابی هستید، ایده‌های مختلفی به ذهن‌تان هجوم می‌آورند. مثلا این احتمال خیلی بالاست که پاسخ به سوالی که مدت‌ها در پی‌اش هستید یا راه‌حل مساله‌ای که در کارتان دارید را حین خواندن یک داستان کوتاه بیابید.نویسنده‌ی بهتری می‌شویدشاید دلتان نخواهد که رمان بنویسید یا کسی به عنوان «نویسنده» صدای‌تان کند. اما هرچقدر بیشتر بخوانید، مهارت بیشتری در نوشتن پیدا خواهید کرد. خواندن کتاب در درازمدت موجب می‌شود که دایره‌ی لغت گسترده‌تری پیدا کنید و هنگام نگارش متنی، ابزار بیشتری برای بیان عقاید، نظرات و منظورتان در اختیار داشته باشید. علاوه بر ارتقای مهارت در نویسندگی، سخنور بهتری نیز خواهید شد. کلمه، مایه‌ی حیات «ارتباط» است و خواندن، مهمترین تمرین برای مسلح شدن به آن.درک بهتری از پیرامون خواهید داشتزندگی ما در این جهان آنقدر کوتاه است که حتی اگر بخواهیم هم نمی‌توانیم بسیاری از تجربه‌ها را زندگی کنیم. کمتر ممکن است که بتوانیم به قطب جنوب سفر کنیم، و کاملا غیرممکن است که بتوانیم زندگی در دوره‌ی پدربزرگ‌هایمان را از نزدیک ببینیم. کتاب‌ها، فرصت بی‌نظیری برای تجربه‌ی زندگی‌های بیشتر با کمترین هزینه‌اند. حتما شما هم این جمله‌ی تاریخی را شنیده‌اید که «کسانی‌که تاریخ نمی‌دانند، محکوم به تکرار آنند» حال باید دانستن تاریخ و چیزهای دیگر، از مسیر کتابخوانی میسر است.تخیل‌تان را بسط می‌دهدشاید تنها وجه مشترک در بین کلاس‌های بازاریابی، داستان‌نویسی و استراتژی، تاکید به اهمیت «رویا پردازی» و تخیل است. یکی از مهمترین تفاوت‌های ما انسان‌ها با دیگر گونه‌های جاندار ساکن در زمین این است که می‌توانیم چیزهایی ورای واقعیت و موجود را تصور کنیم. مثلا می‌توانیم در ذهن خود حیواناتی با هشت سر را فرض کنیم و حتی درباره‌شان کلی شرح و بسط بنویسیم. تخیل، تاثیر سترگی در جنبه‌های مختلف زندگی‌مان دارد. هرچقدر بیشتر بتوانیم «چیزهایی که نیستند» را ببینیم، احتمالا چیزهای بیشتری را می‌توانیم به چنگ آوریم. اگر در هرکدام از حوزه‌های مختلفی هنری فعالیم و یا علاقه داریم که فعال باشیم، خلاقیت بخشی جدایی ناپذیر از حرفه و پیشه‌مان خواهد بود. اما این اهمیت محدود به حوزه‌های هنری نیست و در دنیای امروز، مرز باریکی بین انواع تجارت و هنر وجود دارد. کتاب بخوانید تا خیال‌پردازهای بهتری باشید : )درک بهتری از خودتان پیدا می‌کنیدواقعا کسی هست که با بحران و مساله‌ی خودشناسی مواجه نباشد؟ کسی هست که بتواند مدعی باشد که به خوبی و کمال، بر خود وقوف کامل دارد و تمامیت خود را شناخته است؟ بزرگترین ادبا و فلاسفه و متفکرین تمام اعصار هم چنین ادعایی ندارند. حقیقتا، کشف ماهیت خویشین، یکی از سخت‌ترین و البته جذاب‌ترین کارهایی‌ست که باید به آن توجه کنیم. اگر شما هم در پی کشف خود، مسیر خود و علت حضور خود در این جهانید، هیچ منبع مشخصی برای پیگیری وجود ندارد. اما غرق شدن در دنیای کتاب‌ها به شما کمک می‌کند که بتوانید ابعاد مختلف وجودی‌تان را پیدا کنید. به عبارت بهتر، هیچ کتابی نیست که شما را سرراست به شناخت خود برساند، اما کتابخوانی شما را در مسیر درستی برای این مقصود قرار می‌دهد.الهام می‌گیریدهمین لپ‌تاپی که من با آن مشغول نگارش این سطور هستم، و همان تلفنی که با آن مشغول خواندن این سطور هستید، و همین اینترنتی که هردو از آن برای این تبادل اطلاعات استفاده می‌کنیم، محصول الهاماتی‌ست که آدم‌ها از چیزهای مختلف گرفته‌اند. برترین رمان‌های جهان، تاثیر گرفته از آثاری دیگرند و تقریبا همه‌ی نویسندگان بزرگ جهان، الگوهایی برای الهام‌پذیری داشته‌اند. از لابلای سطور کتاب‌های مختلف می‌توانید به چیزهایی دست یابید که با هیچ روش مستقیم دیگری قابل حصول نیست.کتاب خواندن حال‌تان را بهتر می‌کند، چیزهای زیادی بهتان می‌آموزد و در نهایت از شما فرد بهتری می‌سازد. فرصت کتاب خواندن را از خود دریغ نکنید.</description>
                <category>خوانش | کتابفروشی آنلاین و نشر دیجیتال</category>
                <author>خوانش | کتابفروشی آنلاین و نشر دیجیتال</author>
                <pubDate>Sat, 13 Apr 2019 09:41:44 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>