<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های khaneshirin22</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@khaneshirin22</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-08 08:19:48</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>khaneshirin22</title>
            <link>https://virgool.io/@khaneshirin22</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ترس در دوران کودکی</title>
                <link>https://virgool.io/@khaneshirin22/%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C-vlmtufs192oc</link>
                <description>ترس در دوران کودکی شایعه و بخشی از سیر  طبیعی رشد است. بیشتر ترس ها کودکان خفیف و در سنین مختلف بروز می کند.  برخی کودکان ترس ها ی شدیدی دارند که آنها را از انجام کارها باز می دارد.ترس چیست؟ترس یعنی نگرانی راجع به چیزهای بدی که  ممکن است رخ دهد. کودکان چون متفاوت هستند تجربه های مختلفی دارند،واکتش  های آنها به یک واقعه واحد یکسان نیست،به همین علت بعضی کودکان از چیزهایی  می ترسند که دیگران از آنها نمی ترسد.کودکان باید تشویق کرد تا از عهده ترس  هایی که با فعالیتهای روزانه آنها تداخل داشته و مانع انجام کاری که  برایشان لذت بخش است می‌شود، برآیند. ترس می‌تواند سبب تغییراتی در بدن  مانند افزایش ضربان قلب، تنفس تند، عرق کردن، لرزیدن شود.وقتی کودکان از چیزی می ترسند ممکن است  جیغ بکشند، گریه کنند یا برای آرام شدن به والدینشان پناه ببرند. با کمک  والدین،کودکان می‌توانند سازگاری با ترس ها را بیاموزند.انواع ترس در دوران کودکیبعضی کودکان بیشتر از بقیه میترسند. بعضی  ترسها طی تجربه آموخته می شوند. مثلا اگر کودک زمانی که از مدرسه به منزل  بر می گردد با سگ مواجه گردد که به او نزدیک می شود و بلند پارس میکند،این  صدای بلند ناگهانی ممکن است باعث ترس کودک از سگ شود.او ممکن است بعداً از چیزهای دیگری که با آن سگ مرتبط باشد مثل سگ های بزرگ و یا پیاده از مدرسه به منزل برگشتن نیز بترسد.ترس می تواند حاصل مشاهده دیگران باشد.  مثلا اگر کودکی ببیند کسی با دیدن عنکبوت یا سوسک جیغ میزند ممکن است ترس  از این حشرات در او نیز شکل بگیرد.بسیاری از کودکان از همان چیزهایی می  ترسند که والدینشان می ترسند.ترس می تواند حاصل تشویق تصادفی نیز باشد.  مثلا اگر کودکی وقتی قرار است به اتاق تاریک برود بترسد و این باعث شود  والدینش همراه او بروند، چراغ را روشن کنند و به کودکشان توجه و اطمینان  زیادی نشان دهند، چون ترس کودک با توجه به روشن کردن چراغ تشویق شده است،  احتمال دارد ترس از تاریکی در او تداوم یابد.بیشتر بدانبد: ترس کودک از تنها خوابیدنترس های شایع کودکان عبارتند از:گم شدن در جاهای ناشناستنها ماندنتاریکیرعد و برقجدا شدن از والدیندعوادزدسقوط از بلندیداستانهای ترسناک رسانه‌هاموجودات خیالی (مثل غول یا هیولا)آدم های بدبه دفتر مدرسه فرستاده شدنآتش سوزی و سوختگیبا ماشین و کامیون تصادف کردنبرخی حیواناتاشتباه کردن،نقص داشتن،مورد انتقاد قرار گرفتنناتوانی برای نفس کشیدن و احساس خفگیراه هایی که میتوان با ترس کودکان مقابله کردبا کودک گفتگو کنیدکودکتان را تشویق کنید که در مورد ترس  هایش حرف بزند و سعی کنید او را بفهمید. متوجه باشید که ترس او ممکن است به  نظر شما بی مورد و بی اهمیت باشد ولی برای کودک تان جدی و واقعی است.آرام بمانید و بگذارید کودکتان بداند که  شما احساس ترس او را فهمیده اید. ضمناً کودکان باید بدانند که هر کسی ممکن  است گاهی بترسد حتی والدین آنان.بنابراین در مورد موقعیت هایی که مضطرب شده یا ترسیده آید با کودک تان صحبت کنید و به او بگویید که چگونه با ترس خود مقابله کردید.الگوی خوبی باشیدخودتان هم تلاش کنید و ترس هایتان مسلط  باشید به ویژه در حضور کودکان اگر با چیزی روبرو می‌شوید که سبب ترس شما می  شود ترس خود را نشان ندهید. اگر این کار برایتان سخت است از متخصصین روانشناس کمک بگیرید.به کودک روش های مواجهه و سازگاری را بیاموزیداز کودکتان بخواهید روش هایی را که دوست  دارد و فکر می کند برایش مفید است انتخاب کند و قبل از مواجهه با موقعیت  هایی که از آن می ترسد،آنها را تمرین کند. برخی از این توصیه ها عبارتند  از:نفس عمیق: چند نفس آرام و عمیق بکشد،انگار می‌خواهد یک بادکنک را در شکمش پر از هوا کند.آرامش: خود را مثل یک عروسک پارچه ای شل کند،طوری که تمام عضلات شل و در حال استراحت باشد.تصور: با فکر کردن به یک خاطره خوش آیند و  شاد یا یک واقعه هیجان انگیز ذهن خود را از فکر های ترسناک منحرف کند.مثلا  یک صحنه آرام مثل یک تعطیلی دوست داشتنی را که در آن احساس امنیت و نشاط  داشته تصور کند.خودالقایی: چیزهای خوب به خودش بگوید.  مثلاً « این فقط یک ملخ است و نمیتواند به من آسیبی برساند» یا « من رئیس  بدنم هستم. به بدنم دستور می دهم که آرام و خونسرد باش».بشتر بدانید: ترس از تاریکی در کودکانتشویق کودکانکودک را تشویق کنید که به تدریج با عوامل  ایجاد کننده ترس ها رو به رو شود. بخشی از آموختن روبه‌رو شدن با عوامل به  وجود آورنده ترس ها،آرام با آنها روبرو شدن و به آنها نزدیک و نزدیک تر شدن  است.به کودکتان یادآوری کنید که از روش‌های  تطابقی که به او کمک می کند تا آرام بماند و بتواند با آنچه او را می  ترساند روبرو شود استفاده کند.این کار را قدم به قدم انجام دهید. مثلاً  اگر کودک تان از گربه می ترسد اول باهم به تصاویر گربه نگاه کنید و مطالبی  راجع به گربه بخوانید. سپس به دیدن کسی بروید که گربه کوچک و مهربانی دارد و  کودکتان را تشویق کنید آن را نوازش کند.کاهش حمایت ار کودکبه تدریج میزان حمایت از کودک تان را وقتی با چیزهای ترسناک روبرو می شود کاهش دهید.مثلاً کودکتان اولین باری که با یک گربه  کوچک روبرو می‌شود ممکن است پشت پاهای شما پنهان شود. مرتبه بعدها کودک تان  را تشویق کنید در حالی که او را نزدیک خود نگه داشتید کنار شما راه بیاید.  مرتبه بعد ممکن است فقط دست او را بگیرید.هدف این است که کودک خودش با عامل ترس روبرو شود.به تدریج و هر مرتبه که کودک به عامل ترس نزدیک می شود از او بیشتر دور شوید.تحسین کوکانزمانی که کودکتان می ترسد شما آرام  بمانید. کودک را به خاطر روبرو شدن با عوامل ترس تحسین کنید. وقتی کودکتان  در مواجهه با عامل ترس آور آرام می ماند، او را تحسین کنید.مثلا اگر کودکتان قبلا از این که کودکان  دیگر را برای بازی به منزل دعوت کند امتناع می کرده و حالا یک روز آنها را  دعوت کرده است او را تحسین و تشویق کنید.در عین حال مواظب باشید در حضور  دیگران با نشان دادن توجه زیاد او را خجالت زده نکنید.کودکتان را با موقعیت های جدید آشنا کنیدکودک را تشویق کنید چیزهای جدید را تجربه  کند. به تدریج کودکتان را با موقعیت های جدید آشنا کنید تا به او نشان دهید  که این موقعیت ها نیزمی توانند امن باشند. سعی نکنید کودکتان را از دیدن  تمام چیزهای ترسناک دور نگاه دارید.در مورد موقعیت های خطرناک با کودک صحبت  کنیم. از سایر کودکان هم کمک بگیرید. اغلب کودکان وقتی با همسن و سالانشان  هستند از تجربه های یکدیگر بهتر استفاده می کنند.برای این که کودکان بر ترس خود غلبه کنند  زمان لازم است خصوصاً اگر ترس های شان مدت زیادی طول کشیده باشد. شما می  توانید با آموزش دادن به کودکان تان برای اینکه چگونه با احساس های  ناخوشایند حاصل از ترس خود مواجه شود و با تشویق او برای آن که به تدریج به  چیزهایی که می ترسد نزدیک شود به او کمک کنید.اگر ترسهای کودک کماکان ادامه داشت و مشکل‌آفرین بود حتماً از یک مرکز تخصصی کودکان برای رفع مشکل کمک بگیرید.مرکز مشاوره خانه شیرین با داشتن سابقه ای طولانی در امر فرزند پروری میتواند به صورت حضوری و آنلاین شما را در این امر خطیر یاری کند.</description>
                <category>khaneshirin22</category>
                <author>khaneshirin22</author>
                <pubDate>Sat, 01 Jan 2022 22:33:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین استراتژی های مدیتیشن برای افراد مبتلا به ADHD</title>
                <link>https://virgool.io/@khaneshirin22/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%A8%D8%AA%D9%84%D8%A7-%D8%A8%D9%87-adhd-n6wv754stfao</link>
                <description>اگر به اختلال کمبود توجه/بیش فعالی (ADHD) مبتلا هستید، ممکن است در یک جا نشستن، توجه کردن، تکمیل وظایف، مدیریت موثر زمان یا مدیریت استرس دچار مشکل شوید.هیچ درمانی برای ADHD وجود ندارد، اما می‌توانید علائم خود را با داروها، درمان‌ها و سایر درمان‌های سلامت روان مانند مدیتیشن مدیریت کنید.بیلی رابرتز، LISW-S، درمانگر در مرکز مشاوره ADHD ذهن متمرکز، می‌گوید: «هدف اصلی مدیتیشن نشستن با افکار، احساسات و احساسات بدون قضاوت است. &quot;این هم در مورد آگاهی از آگاهی و هم توانایی عدم قضاوت با خود است.&quot;مبارزه با ADHD آسان نیست، به خصوص زمانی که علائم شما بر بهره وری، عادات غذایی، خواب، انگیزه، خلق و خو، رفتار، روابط یا میزان موفقیت در مدرسه، کار یا فعالیت های اجتماعی تأثیر می گذارد.وقتی این مسائل را روزانه تجربه می کنید، ممکن است احساس اضطراب، افسردگی یا ناراحتی کنید. مدیتیشن می تواند کمک کند. نه تنها اجرای آن رایگان و آسان است، بلکه ثابت شده است که از نظر علمی مؤثر است و برای دستیابی به دستاوردهای بهینه به حداقل تلاش نیاز دارد.مدیتیشن ذهن آگاهی را امتحان کنیدمداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی (MBI) اغلب برای کمک به به حداقل رساندن استرس، درمان اضطراب و افسردگی و بهبود سلامت و رفاه کلی بدن استفاده می شود. برخی از رایج‌ترین درمان‌های مورد استفاده شامل کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی، درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCT) و مراقبه ذهن‌آگاهی است.برای افراد مبتلا به ADHD، مدیتیشن ذهن آگاهی فواید زیادی دارد. نشان داده شده است که این روش خلق و خو، توجه و کیفیت زندگی را برای بزرگسالان مبتلا به ADHD بهبود می بخشد.  همچنین می تواند عملکرد کودکان را در تمام وظایف اجرایی، مانند توجه، سازماندهی، نظارت بر خود، و تنظیم احساسات افزایش دهد.ملیسا شپرد، MD، روانشناس در جانز هاپکینز، می گوید: &quot;مراقبه ذهن آگاهی شامل تمرکز بر روی یک &quot;لنگر&quot; مانند نفس و بازگشت به آن لنگر هر بار که ذهن شما دور می شود، می شود.این بازگشت مداوم به لحظه حال، ماهیچه‌های توجه شما را تقویت می‌کند، که می‌تواند برای کنترل علائم ADHD واقعا مفید باشد.- ملیسا شپرد، MDمهارت های آموخته شده در طول مراقبه ذهن آگاهی را می توان در هر جایی برد. برای مثال، می‌توانید هنگام پیاده‌روی، شستن ظرف‌ها یا گذراندن وقت با یکی از عزیزان، تمرکز حواس را تمرین کنید.هنگامی که با افکار، احساسات و محیط اطراف خود هماهنگ می شوید، می توانید هدفمندتر باشید و خود را در لحظه حال نگه دارید، که باعث می شود در موقعیت های پر استرس راحت تر بمانید، توجه کنید و احساسات خود را کنترل کنید.علائم ADHD که باید مراقب آنها باشیداستراتژی های مدیتیشنهر کسی می تواند در هر زمانی مدیتیشن کند. این ابزاری با دسترسی آسان است که می‌تواند به شما در درک خود و دنیای اطرافتان کمک کند، اما مدیتیشن به طور موثر نیاز به تمرکز دارد و در صورت داشتن ADHD ممکن است چالش برانگیز باشد.در اینجا چند استراتژی برای شروع یا بهبود تمرین خود آورده شده است:یک مکان راحت پیدا کنید. بشینید و پشت خود را صاف و صورت خود را به سمت جلو نگه دارید. به تنش در بدن خود توجه کنید. مطمئن شوید که آرام هستید، اما نه خیلی آرام. شما نمی خواهید دراز بکشید یا خمیده باشید. انتخاب یک صندلی راحت یا ضربدری پاها روی زمین می تواند به شما کمک کند. همانطور که نفس می کشید، روی نفس خود تمرکز کنید. از طریق بینی نفس بکشید و از دهان خارج کنید. ممکن است بخواهید چشمان خود را ببندید تا حواس‌پرتی‌های بینایی را از بین ببرید، اما لازم نیست. ذهن خود را باز نگه دارید. همانطور که تمرین می کنید، افکار شما احتمالا سرگردان خواهند شد. این کاملا طبیعی است. شاید به شام ​​خود فکر می کنید و ناگهان به ماکارونی و طرز تهیه آن فکر می کنید یا شاید ذهن شما به Reddit سرگردان شده است و اکنون به ویدیوهای سگ فکر می کنید. هنگامی که این را متوجه شدید، مسیر فکر را یادداشت کنید و به سادگی به آرامی به نفس خود بازگردید. این می تواند به انتخاب یک مانترا کمک کند. می توانید به خود یادآوری کنید که «نفس بکش» و «نفس بکش» یا «آرام باش».به خودت لطف کن در طول جلسه، ممکن است میل شدیدی برای حرکت، کشش، خارش یا شمارش خطوط در پرده خود احساس کنید. این اتفاق می افتد. به جای رها کردن جلسه یا تمرین، با خودتان مهربان باشید. خارش را بخراشید و برگردید. درک کنید که هنگام مدیتیشن نمی توانید اشتباه کنید. شما فقط می توانید یاد بگیرید حتی اگر افکار خود را در مسیری سرگردان دنبال می کنید یا قبل از پایان زمان جلسه را ترک می کنید، به آن ادامه دهید.مدیتیشن نباید پیچیده باشد، اما در ابتدا ممکن است احساس ناراحتی کند. همانطور که به تمرین خود ادامه می دهید، تکنیک های مختلفی مانند مدیتیشن پیاده روی یا مدیتیشن ذن را امتحان کنید تا بفهمید چه چیزی برای شما بهتر است. هرچه بیشتر تمرین کنید، مزایای بیشتری را تجربه خواهید کرد. </description>
                <category>khaneshirin22</category>
                <author>khaneshirin22</author>
                <pubDate>Wed, 24 Nov 2021 22:10:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درمان مدیریت خشم چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@khaneshirin22/%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D8%B4%D9%85-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-pya0iraar8jz</link>
                <description>خشم یک احساس طبیعی انسانی است که اکثر  مردم هرازگاهی آن را تجربه می کنند. با این حال، اگر متوجه شدید که اغلب یا  به شدت عصبانی هستید، ممکن است شروع به یک مشکل شود.ارین انگل، روانشناس مرکز پزشکی دانشگاه کلمبیا، روانشناس مرکز پزشکی دانشگاه کلمبیا، می‌گوید:  «خشم، عصبانیت مداوم، یا طغیان‌های عصبانیت می‌تواند پیامدهای مضری برای  سلامت جسمانی، کیفیت زندگی و روابط داشته باشد.مدیریت خشم رویکردی است که برای کمک به  مدیریت برانگیختگی عاطفی و فیزیولوژیکی همراه با خشم طراحی شده است. انگل  توضیح می‌دهد که از آنجایی که اغلب نمی‌توان شرایط یا افرادی را که باعث  خشم می‌شوند، تغییر داد، مدیریت خشم می‌تواند به شما کمک کند تا محرک‌های  خشم خود را بشناسید و یاد بگیرید که به طور مؤثرتری با آنها کنار بیایید.به گفته انگل، هدف از درمان مدیریت خشم  کمک به به حداقل رساندن موقعیت‌های استرس‌زا یا خشم‌انگیز، بهبود کنترل خود  و کمک به بیان احساسات خود به شیوه‌ای سالم است.انواع درمان کنترل خشماینها برخی از رویکردهای مختلف برای درمان مدیریت خشم هستند:به گفته انگل، درمان شناختی رفتاری (CBT):CBT اغلب درمان انتخابی برای مدیریت خشم  است. او می‌گوید این می‌تواند به شما کمک کند محرک‌های خشم خود را درک  کنید، مهارت‌های مقابله را توسعه دهید و تمرین کنید، و در پاسخ به خشم  متفاوت فکر کنید، احساس کنید و رفتار کنید، بنابراین آرام‌تر و کنترل‌تر  خواهید بود.رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT):به گفته انگل، DBT شکلی از CBT است که می  تواند به افراد دارای خشم شدید یا مکرر کمک کند تا کنترل هیجانی خود را از  طریق توسعه مهارت های تنظیم هیجانی و تحمل پریشانی، ذهن آگاهی و ارتباط  موثر در روابط به دست آورند.خانواده درمانی:این شکل از درمان می تواند در موقعیت هایی  که اغلب خشم متوجه اعضای خانواده می شود مفید باشد. این می تواند به شما  کمک کند تا برای بهبود ارتباطات و حل مشکلات با یکدیگر همکاری کنید.درمان روان پویایی:درمان روان پویایی می تواند به شما کمک  کند تا ریشه های روانشناختی خشم و پاسخ خود به آن را بررسی کنید تا بتوانید  الگوهای ناسالم را شناسایی و اصلاح کنید.Engle می گوید که ارائه دهنده مراقبت های  روانی شما شرایط و رفتارهای خاص شما را برای تعیین رویکرد کلی به درمان و  اینکه آیا علاوه بر درمان به دارو نیاز دارید یا خیر، ارزیابی می کند.تکنیکتکنیک‌های درمانی مدیریت خشم می‌تواند  شامل درک محرک‌ها و پاسخ‌های شما به خشم، یادگیری استراتژی‌های مدیریت یا  انتشار آن، و تغییر افکار و نگرش‌های مرتبط با خشم باشد. Engle برخی از این  تکنیک ها را در زیر شرح می دهد.شناسایی محرک ها و پاسخ هادرمان می تواند به شما کمک کند تا درک  بهتری از عواملی که در بروز خشم نقش دارند، ایجاد کنید. محرک های فعلی و  گذشته برای خشم؛ پاسخ های شما به آن؛ و عواقب یا عواقب آن بر خود و  روابطتان.برای مثال، ممکن است متوجه شوید که فریاد  زدن بر سر همسرتان مربوط به مشاهده فریادهای والدینتان است، یا این باور که  فقط در صورت فریاد زدن به آنچه می خواهید می رسید.راهبردهای یادگیری برای پراکندگی خشمدرمان مدیریت خشم می تواند شما را با  استراتژی هایی مجهز کند تا خشم شما را مختل کند یا پاسخ خود را به آن از  طریق اجتناب یا حواس پرتی مدیریت کند.درمانگر شما می تواند به شما کمک کند تا  در هنگام عصبانیت چگونه پاسخ دهید. بازی‌های نقش فرصت‌هایی را برای تمرین  مهارت‌هایی مانند قاطعیت و ارتباط مستقیم ارائه می‌دهند که می‌تواند کنترل  را افزایش دهد.درمان همچنین می‌تواند به شما راهبردهای  مقابله و تکنیک‌های آرام‌سازی را آموزش دهد، مانند تنفس عمیق آهسته، خروج  از اتاق و بازگشت به هنگام جمع‌آوری، یا استفاده از یک تصویر آرامش‌بخش  برای کاهش شدت عصبانیت.تغییر نگرش و الگوهای فکریدرمان همچنین می تواند شامل تغییر ساختار  تفکر و تغییر نگرش های مربوط به خشم باشد، به ویژه اگر درمانگر شما رویکرد  CBT را در پیش گرفته باشد.درمانگر به شما کمک می‌کند تا نگرش‌ها و  روش‌های تفکر خود را بررسی کنید و به شناسایی الگوهایی مانند نشخوار فکری،  فاجعه‌سازی، قضاوت کردن، فال‌گویی یا بزرگ‌نمایی که ممکن است خشم را تشدید  کند، کمک می‌کند.درمانگر شما همچنین با شما همکاری خواهد  کرد تا به شما کمک کند تا الگوهای پاسخ خود را تغییر دهید. آنها می توانند  بخشش و شفقت را تشویق کنند، راه هایی را برای رهایی از آسیب و ناامیدی  ارائه دهند، و به شما کمک کنند تا روابط پاره شده را ترمیم و بپذیرید.درمان مدیریت خشمدر حالی که مدیریت خشم شکلی از درمان است  که برای کمک به مدیریت خشم طراحی شده است، خشم به طور رسمی وضعیتی نیست که  تشخیص داده یا تعریف شود، مانند افسردگی یا اضطراب، برای مثال. به گفته  انگل، با این حال، عصبانیت شدید، مخرب یا غیرقابل کنترل ممکن است باعث  ناراحتی و اختلال قابل توجهی شود و ایمنی را تحت تأثیر قرار دهد.درمان مدیریت خشم می تواند به هر کسی که  خشم را تجربه می کند یا طغیان خشم دارد کمک کند. درمان مدیریت خشم می تواند  به بهبود شرایط زیر کمک کند:سلامت روان:خشم می تواند تمرکز شما را از بین ببرد،  قضاوت شما را مختل کند و انرژی شما را تحلیل ببرد. همچنین می تواند به سایر  بیماری های روانی مانند افسردگی و سوء مصرف مواد منجر شود.سلامت جسمانی:به گفته انگل، عصبانیت به صورت فیزیکی در  بدن با افزایش آدرنالین، افزایش سریع ضربان قلب، افزایش فشار خون و افزایش  تنش عضلانی به شکل فک گره کرده یا دست‌های مشت شده ظاهر می‌شود. با گذشت  زمان، این می تواند بر سلامتی شما تأثیر بگذارد و منجر به مشکلات جسمی شود.شغل:عصبانیت می تواند تمرکز بر مدرسه یا کار  را برای شما سخت کند و بر عملکرد شما تأثیر بگذارد. همچنین می تواند به  روابط شما با همسالان آسیب برساند. در حالی که تفاوت‌های خلاقانه، انتقاد  سازنده و بحث‌های سالم می‌توانند سازنده باشند، سرزنش کردن یا طغیان‌های  خشمگین می‌تواند همسالان شما را از خود دور کرده و منجر به عواقب منفی شود.روابط:عصبانیت اغلب بیشتر به عزیزان آسیب می  رساند و می تواند بر روابط شما با آنها تأثیر بگذارد. این می تواند راحت  بودن در کنار شما را برای آنها دشوار کند، اعتماد و احترام آنها را از بین  ببرد و به ویژه برای کودکان آسیب رسان باشد.درمان مدیریت خشم در مواردی که شخص مرتکب جرائم جنایی شده باشد، گاهی به دستور دادگاه صادر می شود، مانند:حملهاخلال در صلحآزار یا خشونت خانگیتجاوز جنسیفواید درمان کنترل خشماینها برخی از مزایایی است که درمان مدیریت خشم می تواند ارائه دهد:محرک ها را شناسایی کنید:دانستن اینکه چه موقعیت هایی باعث خشم شما  می شود می تواند به شما کمک کند از آنها دوری کنید یا واکنش خود را نسبت  به آنها مدیریت کنید.تفکر خود را تغییر دهید:مدیریت خشم می تواند به شما کمک کند الگوهای فکری ناسالمی را که به خشم شما دامن می زند، شناسایی کرده و تغییر دهید.مهارت های مقابله ای را توسعه دهید:درمان می تواند به شما کمک کند تا احساسات  خود را تنظیم کنید، اعمال خود را کنترل کنید و مهارت هایی را توسعه دهید  تا به شما کمک کند با موقعیت هایی که باعث خشم شما می شود کنار بیایید.تکنیک های تمدد اعصاب را بیاموزید:درمانگر شما ممکن است تکنیک های آرام سازی را به شما آموزش دهد که به شما کمک می کند خود را آرام کنید و بدن و ذهن خود را آرام کنید.مشکلات را حل کنید:اگر موقعیت های خاصی به طور مکرر خشم شما را تحریک می کند، درمانگر شما را تشویق می کند که به دنبال راه حل یا جایگزین باشید.بهبود ارتباطات:درمان مدیریت خشم می تواند به شما کمک کند احساسات خود را به شیوه ای سالم، محترمانه یا قاطعانه و بدون پرخاشگری بیان کنید.مقابله با خشم به روشی سالم بسیار مهم است.اثربخشیبه گفته Engle، CBT، که اغلب برای درمان  خشم استفاده می شود، یک رویکرد بسیار موثر است. Engle می گوید CBT یک درمان  تجربی است که رویکردی مبتنی بر مهارت برای مدیریت خشم دارد، با تاکید بر  آگاهی از افکار، الگوهای رفتاری و رشد مهارت ها در رابطه با واکنش های  فیزیکی و عاطفی به خشم.یک مطالعه در سال 2017 نشان داد که CBT  برای بازیکنان تنیس روی میز با مشکلات مدیریت خشم مفید است. حتی یک سال پس  از تکمیل درمان، شرکت کنندگان کمتر احتمال داشت خشم خود را به طور منفی  ابراز کنند یا با عصبانیت واکنش نشان دهند.یک مطالعه در سال 2020 نشان داد که درمان مدیریت خشم برای بیماران مبتلا به HIV مفید استچیزهایی که باید در نظر بگیریدمانند هر نوع درمان، جستجوی حمایت و تجربه  یک متخصص بهداشت روان آموزش دیده می تواند مفید باشد. Engle می گوید:  ارزیابی و مشاوره حرفه ای می تواند به شناسایی هر گونه مسائل مرتبط با  سلامت روان مانند تروما یا مصرف مواد کمک کند.به گفته انگل، اگر شما یک مشکل سلامت روان  همزمان دارید، ممکن است برای شما و ارائه دهنده مراقبت های بهداشت روانی  شما مفید باشد که تعیین کنید آیا این اختلالات نقش اصلی را ایفا می کنند یا  چگونه می توان آنها را در ترکیب با مدیریت خشم به بهترین نحو مورد بررسی  قرار داد.Engle توضیح می‌دهد که بسته به مشکلاتی که  همزمان با شما اتفاق می‌افتد، ارائه‌دهنده مراقبت‌های روانی شما یک برنامه  درمانی مناسب و اینکه آیا به دارو نیاز دارید یا نه، تعیین می‌کند.چه  طور باید شروع کرد اگر متوجه شدید که اغلب در حال مشاجره، خشونت یا شکستن  چیزها، تهدید دیگران، یا دستگیر شدن به دلیل حوادث مرتبط با خشم خود هستید،  ممکن است لازم باشد به دنبال درمان مدیریت خشم باشید.به دنبال یک متخصص بهداشت روان آموزش دیده باشید که در این شکل از درمان  تخصص دارد. بسته به ترجیحات خود، می توانید درمان فردی یا گروه درمانی را  انتخاب کنید.جلسات  درمانی انفرادی حریم خصوصی و تعامل انفرادی بیشتری را ارائه می دهد در  حالی که جلسات گروه درمانی می تواند به شما کمک کند احساس کنید که این کار  را به تنهایی پشت سر نمی گذارید.سخن آخرخشم  یک احساس جهانی است که اغلب در پاسخ به تهدید، از دست دادن قدرت یا بی  عدالتی به وجود می آید. او توضیح می‌دهد که خشم لزوماً منفی نیست، اگرچه  می‌تواند در سطوح غیرقابل کنترل مضر باشد، با توجه به رفتارهایی که  احتمالاً به دنبال خشم ایجاد می‌شود، مانند پرت کردن چیزها، بیرون رفتن،  حمله به دیگران، گفتن چیزهایی که بعداً پشیمان می‌شوید یا رفتار  منفعلانه-پرخاشگرانه.خشم  می تواند بر سلامت، روابط و شغل شما تأثیر بگذارد. درمان مدیریت خشم می  تواند به شما کمک کند تا احساسات خود را تنظیم کنید، کنترل خود را حفظ  کنید، راهبردهای مقابله ای را توسعه دهید و به طور موثر ارتباط برقرار  کنید.منبع: خانه شیرین</description>
                <category>khaneshirin22</category>
                <author>khaneshirin22</author>
                <pubDate>Fri, 12 Nov 2021 20:26:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روانشناسی تربیتی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@khaneshirin22/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-pt8lkkihzqcl</link>
                <description>روانشناسی تربیتیروانشناسی تربیتی چیست؟روانشناسان آموزشی چگونگی یادگیری افراد را مطالعه می کنند.با ارزیابی روش های یادگیری بر روی نتایج دانش آموزان ، این متخصصان تحقیق می کنند و برای بهبود روند آموزش تلاش می کنند.  آنها نیازهای منحصر به فرد موسسه آموزشی و دانشجویان آن ، از جمله فراگیران با استعداد و افراد دارای اختلال یادگیری را در نظر می گیرند.برای درک کامل بهترین روشها در این زمینه ، روانشناسان آموزشی روانشناسی رفتاری ، روانشناسی رشد و روانشناسی شناختی را در کار خود گنجانده اند.روانشناسان آموزشی با ارائه اطلاعات حیاتی برای توسعه روش ها و مطالب موفق یادگیری ، پشتیبانی جدایی ناپذیری از موسسات آموزشی و مراکز یادگیری در سراسر جهان ارائه می دهند.ما در راهنمای زیر چگونگی تبدیل شدن به یک روانشناس تربیتی ، همراه با مشاغل مرتبط در روانشناسی تربیتی را بررسی می کنیم.روانشناس تربیتی چه کاری انجام می دهد؟مدارس و موسسات آموزشی معمولاً روانشناسان تربیتی را برای توسعه و اجرای برنامه های یادگیری موفق برای دانش آموزان استخدام می کنند. برخی ممکن است کارهای مشاوره ای قراردادی را با سازمان های مستقلی که مواد آموزشی را طراحی می کنند یا برنامه های درسی ویژه ایجاد می کنند ، انتخاب کنند.مهارت ها و شایستگی هاروانشناسان آموزشی باید ضمن داشتن مهارتهای قوی بین فردی ، دارای یک مجموعه مهارت تحلیلی باشند. با استفاده از مهارت های تفکر انتقادی ، ریاضیات و فن آوری اطلاعات ، این متخصصان تحقیقات مبتنی بر شواهد را انجام می دهند تا به نتایج عملی برسند.در عمل ، یک روانشناس آموزشی ممکن است روش هایی را برای آزمایش روان سنجی ، جمع آوری داده ها ، توسعه برنامه و ارزیابی تحقیقات در نظر بگیرد تا کارکنان و دولت را در مورد بهترین روش های یادگیری برای موسسه یا سازمان خود راهنمایی کند.چگونه می توانم یک روانشناس تربیتی شوم؟ورود به رشته روانشناسی تربیتی نیاز به آموزش دقیق دارد. اگرچه همه دانشجویانی که علاقه مند به تبدیل شدن به یک روانشناس آموزشی هستند ، با مدرک لیسانس شروع می کنند ، اما مدرک کارشناسی ارشد حداقل شرط لازم برای حرفه ای در این زمینه است. ممکن است لازم باشد دکترا بگیرید. اگر آرزوی تدریس یا تحقیق در سطح دانشگاه را دارید. همه داوطلبان باید دوره های کارآموزی را برای فرصت های عملی یادگیری دنبال کنند. در زیر ، چندین گزینه برای کسانی که می خواهند وارد رشته روانشناسی آموزشی شوند ، بیان می شودمجوز روانشناسان تربیتیروانشناسان در سطح ایالت مجوز می گیرند و شرایط لازم در حوزه قضایی متفاوت است. این نقشه تعاملی نیازهای مختلف هیئت مدیره را در انجمن های عضو هیئت های روانشناسی ایالتی و استانی نشان می دهد و در این صفحه وب سایت هایی برای همه هیئت های مجوز روانشناسی لیست شده است. کسانی که به دنبال مشاغل روانشناسی آموزشی هستند ، می توانند روان شناسان مدارس دارای مدارک ملی (NCSP) شوند ، اعتبارنامه ای که توسط انجمن ملی روانشناسان مدرسه (NASP) اعطا می شود. این گواهینامه نشان می دهد که یک روانشناس مدرسه از استانداردهای سطح بالا و شناخته شده ملی برخوردار بوده است. هر متقاضی باید یک مدرک تحصیلات تکمیلی در روانشناسی مدرسه ، تجارب عملی در محل ، 1200 ساعت به عنوان کارآموز و آزمون روانشناسی مدرسه Praxis با نمره قبولی 147 به پایان برساند. شرایط ثبت نام برای فارغ التحصیلان برنامه های تایید شده NASP شامل یک برنامه آنلاین ، نمرات رسمی و نمرات آزمون Praxis. فارغ التحصیلان برنامه های غیر تأیید شده NASP همچنین باید بیانیه های امضا شده از مدیران دانشگاه و سرپرستان کار میدانی را ارائه دهند که گواهی اتمام آنها در برنامه روانشناسی مدرسه ، دوره عملی و کارآموزی است.فرصت های کارآموزی روانشناسیدانش آموزان از طریق مرکز شغلی مدرسه ، همراه با شبکه های فارغ التحصیلان ، تابلوهای شغلی و نمایشگاه ها و رویدادهای استخدام ، فرصت های کارآموزی و تمرین را پیدا می کنند. کارآموزی به طور معمول 6-24 ماه طول می کشد و شامل کار نظارت شده (مستقیم یا غیرمستقیم) با مشتری است. برخی از کارآموزان در ازای کار خود حقوق دریافت می کنند. نظارت غیرمستقیم به این معنی است که سرپرست آنها به جلسات کارآموز / مشتری نمی پیوندد ، اما برای پاسخ به سوالات و بررسی توصیه های کارآموز برای درمان یا درمان همچنان در دست است. دوره های کارآموزی که به عنوان بخشی از برنامه درسی یک برنامه به پایان می رسند ، اعتبار اعطا می کنند ، اما کسانی که به عنوان تحصیلات تکمیلی یا فوق دکترا تعیین می شوند ، این کار را نمی کنند.  در یک جلسه عملی در محل ، دانشجویان معمولاً در جلساتی بین روانشناسان مجاز و بیمارانشان می نشینند. فراگیران با سرپرستان خود ملاقات می کنند تا مشاهدات خود را مطرح کرده و سوال کنند. با کسب دانش ، سرپرستانشان ممکن است وظایفی را به آنها اختصاص دهند که بتوانند آنها را انجام دهند. شرکت کنندگان در برنامه عملی معمولاً اعتبار مدرسه را بدست می آورند ، اما پرداخت نمی کنند. طول تمرین در برنامه ها متفاوت است. سایت های کارآموزی و تمرین شامل مدارس ، خدمات آموزشی ، بیمارستان ها ، کلینیک ها و سازمان های دولتی است. دانش آموزان باید تجارب کار میدانی خود را متناسب با برنامه های مدرک روانشناسی آموزشی و اهداف شغلی خود تنظیم کنند.</description>
                <category>khaneshirin22</category>
                <author>khaneshirin22</author>
                <pubDate>Tue, 25 May 2021 19:26:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روانشناس بالینی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@khaneshirin22/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-j3xrco8esv36</link>
                <description>روانشناس بالینیروانشناس بالینی چیست؟آیا شما از یادگیری آنچه باعث لغزش مردم می شود لذت می برید؟ آیا شما واقعاً به دیگران اهمیت می دهید؟ شما ممکن است کاملاً مناسب یک روانشناس بالینی باشید! روانشناسان بالینی افراد حرفه ای واجد شرایطی هستند که قادر به ارائه خدمات مستقیم به مشتریانی هستند که در زمینه های ذهنی یا رفتاری نیاز به کمک دارند و در روان سنجی (یا اندازه گیری روانشناختی) متخصص هستند.آنها آزمایش های شناختی و شخصیتی را اجرا و تفسیر می کنند ، بیماری های روانی را تشخیص می دهند ، برنامه های درمانی ایجاد می کنند و روان درمانی انجام می دهند.روانشناس بالینی چه کاری انجام می دهد؟روانشناسی بالینی رایج ترین تخصص روانشناسی است.  یک روانشناس بالینی مستقیماً در زمینه بهداشت روان با بیماران کار می کند.  آنها ممکن است با بیماران به تنهایی یا به صورت گروهی کار کنند ، بیماران را برای انواع مختلف اختلالات روانی تشخیص و معالجه کنند.روانشناسان بالینی از نظر تخصص در روانشناسی غیر طبیعی با انواع دیگر روانشناسان تفاوت دارند. در حالی که برخی از روانشناسان بالینی انواع اختلالات و رفتارهای روانی را درمان می کنند ، برخی دیگر تصمیم می گیرند که بر روی یک اختلال خاص مانند اسکیزوفرنی تمرکز کنند.توجه به این نکته مهم است که روانشناسان بالینی معمولاً دارو تجویز نمی کنند. طبق قانون ، فقط روانپزشکان (که پزشک هستند) قادر به تجویز داروی روانپزشکی هستند .ر حالی که روانشناسان و روانپزشکان ممکن است هر دو در زمینه بهداشت روان کار کنند ، آنها نقشهای بسیار متفاوتی را ایفا می کنند. هدف یک روانشناس بالینی این است که به مشتری خود کمک کند مسائل روانشناختی ، عاطفی یا رفتاری خود را شناسایی کند و سپس با تعریف اهداف و برنامه عملی برای کمک به مشتری در دستیابی به رشد فردی ، اجتماعی ، آموزشی و شغلی ، به مشتری کمک کند.روانشناسان بالینی از جدیدترین نسخه DSM (راهنمای تشخیصی و آماری) استفاده می کنند که توسط انجمن روانشناسی آمریکا (APA) برای راهنمایی و تأیید تشخیص آنها و همچنین برنامه های درمانی آنها منتشر شده است.روانشناسان بالینی باید برنامه های درمانی خود را متناسب با هر بیمار تنظیم کنند ، زیرا افراد مختلف با مشکلات مختلفی روبرو هستند و به بهترین وجه به انواع مختلف درمان پاسخ می دهند. حتی دو نفر با همان مشکل ممکن است بسیار متفاوت به برنامه های درمانی و بهبودی واکنش نشان دهند.به منظور ایجاد روشهای معتبر و قابل اعتماد برای اندازه گیری میزان کارایی روشهای درمانی و خاص ، تحقیقات ارزیابی در روانشناسی بالینی دخیل است. بنابراین ، بخش عمده ای از شغل یک روانشناس بالینی شامل ارزیابی ها و ایجاد آزمایش های معتبر و قابل اعتماد است.ارزیابی را می توان با مصاحبه با افراد ، بررسی سوابق پزشکی و انجام مشاهدات بالینی انجام داد. آزمون می تواند در قالب آزمون های هوش و پیشرفت ، آزمون های حرفه ای یا سایر آزمون هایی که برای سنجش استعداد و سطح مهارت طراحی شده اند ، انجام شود. با استفاده از چنین رویکرد ارزیابی جامعی ، روانشناسان بالینی قادر به تصمیم گیری در مورد موثرترین و مناسب ترین درمان ها و مداخلات روانشناختی برای مشتریان خود هستند. مایکل سی. رابرتز و استیون اس. هاردی در مقاله خود ، روش تحقیق و روانشناسی بالینی اظهار داشتند: &quot;اندازه گیری روشهای درمان ، یکپارچگی درمان ، تغییرات رفتاری ، عملکرد عملکردی ، اندازه گیری های عینی ، درک تغییر و رضایت از انواع مختلف منابع ، ارزیابی پیگیری و غیره برای ایجاد &quot;اعتبار علمی&quot; هر رویکرد درمانی مورد نیاز است. &quot; وظایف و مسئولیت های یک روانشناس بالینی ممکن است شامل موارد زیر باشد:مصاحبه با مشتریان به منظور درک نیازها و نیازهای آنهاشناسایی مسائل روانشناختی ، عاطفی یا رفتاریارزیابی نگرش ، رفتار و توانایی های مشتری با استفاده از آزمایش روانشناسیتشخیص اختلالات روانشناختی ، عاطفی یا رفتاریطراحی برنامه های اصلاح رفتار پس از تشخیص مشکل مشتریابداع ، توسعه و پیاده سازی درمان یا درمان برای هر یک از مشتریانترکیب روشهای مختلف روان سنجی برای بهبود شرایط مشتریکمک به مشتری در تعریف اهداف و برنامه ریزی یک دوره عملی برای دستیابی به آن اهدافنظارت بر پیشرفت مشتری از طریق جلسات یا جلسات درمانی منظممشاهده ، نظارت و آزمایش روش درمانی مناسب برای اثربخشی آننگهداری حساب ها و ثبت سوابق پیشرفت مشتریکار با مددکاران اجتماعی ، پرستاران ، پزشکان ، کاردرمانگران و روانپزشکانبرقراری ارتباط با اقوام ، والدین یا عزیزان مشتریارائه راهنمایی به مراقبان مشتریکلاسهای تدریسانجام تحقیقاتانتشار یافته های تحقیق در مجلات صنعت</description>
                <category>khaneshirin22</category>
                <author>khaneshirin22</author>
                <pubDate>Tue, 25 May 2021 18:55:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روانشناس خانواده چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@khaneshirin22/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-zzsmy3zizscb</link>
                <description>روانشناس خانواده چیست؟خانواده درمانی را به عنوان &quot;نوعی مشاوره روانشناسی برای کمک به اعضای خانواده در بهبود ارتباطات و حل تعارضات&quot; تعریف می کند. روانشناسان خانواده با گروهی از اعضای خانواده ملاقات می کنند تا به آنها آموزش دهند که چگونه تعامل برقرار کنند به طوری که تهدید آمیز نباشد و برای همه مفید باشد.روانشناسان خانواده درگیر تعاملات بین زن و شوهر و بین والدین و فرزندان هستند.وقتی خانواده ها با بیماری های جسمی و عاطفی روبرو هستند ، آنها به روابط خانوادگی کمک می کنند . آنها همچنین نگران کودک آزاری و بی توجهی هستند.  علاوه بر این ، آنها به اعضای خانواده کمک می کنند تا در هنگام انحلال رابطه ، طلاق ، ازدواج مجدد و خانواده های ترکیبی با استرس کنار بیایند .روانشناسان خانواده همچنین با بیمارانی که اعضای خانواده خود را از دست داده اند برای کمک به آنها در کار غم و اندوه خود یا با کودکانی که حوادث آسیب زایی مانند حمله به نیوتاون ، کنتیکت را تجربه کرده اند ، همکاری می کنند تا به آنها کمک کند ترس خود را بیان کنند و یاد بگیرند که با آنها کنار بیایند.روانشناس خانواده چه کاری انجام می دهد؟روانشناس خانواده فردی آموزش دیده است که برای حل مسائل مختلف با افراد و گروههای خانواده کار می کند. این موضوعات ممکن است حول یک فرد یا مسائل مربوط به پویایی و روابط خانوادگی متمرکز شود. به عنوان مثال می توان به رفتارهای مشکوک کودکان ، اختلاف نظر والدین در مورد تربیت فرزندان ، سو مصرف مواد یا مسائل روانی اشاره کرد. در حقیقت ، روانشناسان خانواده در مواردی درگیر می شوند که مسائل فردی باعث آسیب رساندن به خانواده آنها شود.برای روانشناس خانواده درک انگیزه ها و نیازهای افراد و همچنین درک پویایی خانواده مهم است. آنها باید با تمرکز روشن بر روانشناسی رشد و مشکلات بهداشت روانی کار کنند و به همه اعضای خانواده کمک کنند تا ساختارهای حمایتی را برای افراد آسیب دیده بهتر درک کنند و ارائه دهند. آنها همچنین باید کاملاً از همه مسائل اقتصادی یا اجتماعی که همه افراد گروه خانواده را تحت تأثیر قرار می دهد آگاه باشند .این نقش معمولاً بر گذراندن وقت با اعضای خانواده به طور جداگانه ، غالباً انجام مصاحبه ها و آزمایش های روانشناختی در صورت لزوم ، قبل از گردهم آوردن آنها در یك گروه برای بحث بیشتر در مورد مسائل ، متمركز می شود.هدف تعریف اهداف درون گروهی و آغاز برنامه های عملی قابل دستیابی برای بهبود گفتگو و روابط خانوادگی است. در صورت لزوم ممکن است آنها در ارجاع بعدی افراد برای مراقبت های بهداشتی بیشتر یا مشاوره درگیر شوند.هدف نهایی روانشناس خانواده کمک به خانواده ها برای درک بهتر مسائل خود ، بحث در مورد آنها و بهبود ارتباطات درون واحد خانواده است. هدف این است که آنها بتوانند با گفتگوی باز و صادقانه بهبود یافته در خانه با مسایل مداوم خود رسیدگی کنند. روانشناسان خانواده برای تقویت روابط درون گروه خانواده ، روابط محکمی با افراد و خانواده ها برقرار می کنند. روانشناسان خانواده همچنین با ارزیابی و ارزیابی مداوم شیوه ها ، تکنیک ها و روش های درمانی درگیر می شوند تا از بهترین روش و توسعه مداخلات جدید و موثرتر اطمینان حاصل کنند.برای تبدیل شدن به یک روانشناس خانواده چه آموزش و تعلیماتی لازم است؟اولین کاری که یک روانشناس خانواده مشتاق پس از دبیرستان باید انجام دهد ، دریافت مدرک لیسانس در روانشناسی عمومی است. معمولاً چهار سال طول می کشد تا یک دانش آموز تمام وقت دروس مورد نیاز را که شامل حدود 120 واحد علمی روانشناسی و آموزش عمومی است ، به پایان برساند. حدود 35 تا 40 واحد باید شامل دوره های روانشناسی باشد.دوره های آموزش عمومی معمولاً از زبان انگلیسی ، زبان های خارجی ، تاریخ ، علوم انسانی ، علوم سیاسی و علوم بدنی تشکیل شده است . هر دانشگاه شرایط خاص خود را برای فارغ التحصیلی دارد. به عنوان مثال ، در دانشگاه بوستون ، دانشجویان مقطع کارشناسی روانشناسی باید دوره های روانشناسی را طی کنند و دو لیست را تشکیل دهند: لیست A شامل دوره های روانشناسی فیزیولوژیک ، یادگیری ، شناخت و درک است. لیست B شامل دوره های روانشناسی رشد ، روانشناسی غیر طبیعی ، شخصیت و روانشناسی اجتماعی است.  در دانشگاه هاوایی در هیلو دانش آموزان باید دوره های روانشناسی پایه ، تکنیک های آماری و روش علمی و همچنین دوره های مختلف روانشناسی دیگری را که دانشجو انتخاب می کند ، در مجموع 41 واحد ترم به پایان برسانند. دانشگاه ایالتی میشیگان دانشجویان را ملزم به گذراندن 31 یا 32 واحد دروس روانشناسی و 15 واحد علوم طبیعی علاوه بر دوره های استاندارد آموزش عمومی می کند. افرادی که قصد تحصیل در رشته روانشناسی را دارند باید قبل از تصمیم گیری در مورد دانشگاه و برنامه های تحصیلی ، با فهرست مدرسه مشورت کرده و برنامه های خود را با مشاوران مدرسه در میان بگذارند.پس از فارغ التحصیلی پس از اتمام دوره لیسانس خود در روانشناسی ، روانشناس آینده خانواده باید مدرک دکترای فلسفه (Ph.D.) را در زمینه مشاوره ازدواج و خانواده به دست آورد . مدارس تحصیلات تکمیلی از نظر نیاز به برنامه های دکترا متفاوت هستند ، اما به طور کلی آنها می خواهند نمرات امیدوار کننده در مقطع کارشناسی را ببینند و می توانند از معلمان دوره کارشناسی که دانش آموز را به خوبی می شناسند ، توصیه کنند.داوطلبان Ph.D باید تحقیقات اصلی را انجام دهند و در پایان یافته های خود یک پایان نامه بنویسند .این تحقیقات باید در برخی از زمینه های روانشناسی خانواده مانند خانواده های ناکارآمد یا رشد و تکامل خانواده باشد . یک مقاله کتبی و همچنین یک دفاع شفاهی ارائه شده به اعضای هیئت علمی منتخب لازم است . برخی از دانشگاه ها نیاز به چاپ پایان نامه در یک ژورنال روانشناسی داوری دارند. بیشتر ایالت ها همچنین به یک سال کارآموزی تحت نظارت در طول دوره دکترا نیاز دارند.</description>
                <category>khaneshirin22</category>
                <author>khaneshirin22</author>
                <pubDate>Tue, 25 May 2021 18:39:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روانشناسان کودک: آنچه انجام می دهند و چگونگی یکی شدن روانشناس کودک با کودک</title>
                <link>https://virgool.io/@khaneshirin22/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%DA%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-ur3qegkxtstz</link>
                <description>روانشناسان کودکروانشناسان کودک ، کودکان و نوجوانان را ارزیابی و درمان می کنند. آنها به کودکان کمک می کنند تا با استرس هایی مانند طلاق ، مرگ و انتقال خانواده یا مدرسه کنار بیایند.  مشتریان آنها ممکن است شامل کودکانی با مسائل مختلف رشد ، از اختلالات یادگیری گرفته تا بیماری شدید روانی باشد . لیست جزئی از مشکلات درمان شده شامل اختلال کمبود توجه ، اوتیسم ، وسواس فوبیا ، ترس و اختلال سازگاری است. وقتی مجموعه ای پیچیده از علائم ارائه می شود ، بخشی از کار رسیدن به بهترین تشخیص است. بیشتر از سایر متخصصان بهداشت روان ، روانشناسان متخصص در انجام آزمایش های روانشناسی هستند.روانشناس کودک یکی از چندین تخصص روانشناختی است که بر سالهای شکل گیری متمرکز است .روانشناسان بالینی معمولاً بیشتر از روانشناسان مدارس آموزش بیشتری در زمینه درمان طولانی مدت بهداشت روان می بینند .برنامه های آنها بیشتر از برنامه های روانشناسان رشد از نظر بالینی متمرکز است .روانشناسان بالینی کودک ارائه دهنده خدمات بهداشتی محسوب می شوند.  با این حال ، آموزش آنها همچنین آنها را در نقش های غیر مستقیم ، به عنوان مشاور یا محقق آماده می کند . یک تخصص بسیار نزدیک روانشناسی کودکان است.  روانشناسان کودکان در محیط های پزشکی کار می کنند.  روانشناسان کودک ممکن است در مراکز سرپایی ، سازمانهای دولتی یا بیمارستانها کار کنند . بعضی از آنها در به صورت خصوصی هستند.آموزش و تربیت روانشناس کودکروانشناسی کودک از زیرمجموعه های روانشناسی بالینی است. افراد دکترای روانشناسی بالینی را دنبال می کنند. آنها قبل از دریافت مدرک دکترا یک سال کارورزی می کنند. پس از فارغ التحصیلی ، آنها یک سال اضافی را تحت نظارت قبل از دستیابی به مجوز کامل تمرین می کنند. آموزش در این رشته ضروری است. فردی که علاقه مند به شغلی است که شامل تحقیقات روانشناسی کودک باشد ، باید یک مربی اصلی را پیدا کند که در این رشته باشد. اگر چندین عضو هیئت علمی با تخصص در این زمینه وجود داشته باشد ، فرد می تواند تجربه آموزشی بهتری داشته باشد. حتی تعداد دانشجویان روانشناسی کودک نیز می تواند مهم باشد. آموزش دکترا به نوبه خود بر فرصتهای کارآموزی و فرصتهای عملی تحت نظارت کارشناسی ارشد تأثیر می گذارد. کسانی که می دانند می خواهند روانشناسی کودک را دنبال کنند می توانند با تمرکز برنامه هایی را جستجو کنند. حتی برنامه هایی وجود دارد که روانشناسی بالینی و مدرسه را با هم ترکیب می کند. انجمن روانشناسی بالینی کودک و نوجوان با توجه به پیگیری روانشناسی کودک در سطح تحصیلات تکمیلی برای دانشجویان دوره کارشناسی برنامه مشاوره ارائه می دهد. بخش 53 لیستی از دوره های کارآموزی و دوره های دکترا را که ممکن است روانشناسان کودک آینده را مورد توجه قرار دهد ، قرار داده است .</description>
                <category>khaneshirin22</category>
                <author>khaneshirin22</author>
                <pubDate>Tue, 25 May 2021 18:35:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیش‌بینی شدت اعتیاد به اینترنت بر اساس تعاملات خانوادگی و عزت نفس</title>
                <link>https://virgool.io/@khaneshirin22/%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%B9%D8%B2%D8%AA-%D9%86%D9%81%D8%B3-jtv0l23mcuqa</link>
                <description>امروزه ارتباطات از خلال رایانه و اینترنت بخشی از واقعیت زندگی است. شاید بتوان گفت در دنیای امروز، اینترنت و رایانه اثربخش ترین ابزار به حساب می آیند. فناوری اینترنت و رایانه در تمام حوزه های علمی، تجاری، تعلیم و تربیت و سیاست تأثیر گذار بوده است. با توجه به ویژگی های خاص اینترنت مانند در دسترس بودن، ۲۴ ساعته بودن، جستجوی سریع و آسان انواع موضوعات؛ تعداد کاربران آن روز به روز در حال افزایش است. به علاوه، مقتضیات زندگی نیز ضرورت استفاده از اینترنت را بیشتر کرده است. در واقع، امروزه یادگیری استفاده از اینترنت برای همه افراد لازم به نظر می رسد. چنان که به مرور، بسیاری از کارها به وسیله اینترنت انجام می گیرد. بنابراین، ما در دنیای واقعی، دنیای مجازی داریم که به سرعت در حال رشد و گسترش است .فناوری به لحاظ ذاتی خوب یا بد نیست، اما بر سبک زندگی اثر می گذارد و باید به آثار و عوارض احتمالی آن توجه شود. بنابراین، با توجه به فراگیر شدن سریع اینترنت، جذابیت و کارکردهای قابل توجه آن و هم چنین رشد روزافزون کاربران آن از یک سو و ساخت جمعیتی جوان کشور و نیازهای آنان از سوی دیگر، مشکلات و چالش های ناشی از ورود این فناوری به جامعه در کنار آثار مثبت آن به دور از انتظار نیست. در سالهای اخیر، اینترنت به شدت مورد توجه اقشار مختلف مردم به خصوص دانشجویان قرار گرفته است و جذابیت آن باعث شده تا استفاده کنندگان، ساعت ها وقت خود را کنار رایانه صرف کنند و از سویی با همگانی شدن اینترنت مسأله استفاده مفرط و آسیب شناسانه از این فناوری و مسأله اعتیاد به اینترنت توجه معیارهای تشخیصی خودرا داده و از آن ها استفاده می کنند .اعتیاد به معنای بروز شرایطی است که در آن افراد به صورت جسمی و روانی به یک نوع ماده خاص، به ویژه ماده مخدر وابستگی پیدا می کنند. بسیاری از پژوهشگران، مفهوم اعتیاد را برای توجیه انواع خاصی از رفتارهای مشکوک نیز به کار می برند، زیرا یافته ها و نشانه های اعتیاد در این حالت نیز دیده می شود. انواع غیر ماده ای اعتیاد به عنوان اعتیاد های رفتار محور طبقه بندی می شود. بنابراین، اعتیاد به اینترنت نیز اعتیاد رفتار محور محسوب می شود.یانگ معتقد است واژه معتاد برای کاربران اینترنت هم به کار گرفته می شود، زیرا نشانه های اعتیاد به اینترنت همان ویژگی هایی را دارد که در اعتیاد به الکل و سیگار دیده می شود. اما در مقابل، برخی از محققان معتقدند که اصولا اختلالاتی به نام اعتیاد به اینترنت وجود ندارد و اینترنت صرفا بستر جدیدی را برای انجام همان فعالیت های همیشگی زندگی روزمره فراهم آورده است . با وجود این، حدود یک دهه است که با استفاده از پرسشنامه های رایج در این حوزه با پرسشنامه های محقق ساخته، در کشورهای مختلف، تحقیقاتی به منظور شناخت اثرها و عواقب اعتیاد به اینترنت انجام می شود.با توجه به این که استفاده زیاد از اینترنت در جامعه امروز شیوع زیادی پیدا کرده است، بررسی عواملی که در ایجاد یا تشدید آن نقش دارند از اهمیت ویژه ای برخوردار است. دو دسته از عوامل مؤثر در این زمینه، میزان و کیفیت تعاملات خانوادگی و عزت نفس می باشد.اعتیاد به اینترنتمطالعات اخیر روانشناس ها در مورد اعتیاد به اینترنت به طور عمده بر روی سه دسته عوامل مؤثر تأکید دارد که عبارتند از عوامل فردی، عوامل روان شناختی اجتماعی و عوامل مربوط به اینترنت. عوامل فردی مانند خود اتکایی با درجه پایین ، ویژگی های درون گرایی، رفتارهای غریزی و تمایلات آنی  و نقص مهارتهای ارتباطی، عوامل اجتماعی مانند حمایت ضعیف خانواده از اعضای خود و عوامل روان شناختی اجتماعی که از ارتباط ضعیف بين افراد خانواده با یکدیگر سرچشمه می گیرد و سرانجام عوامل مربوط به اینترنت مانند استفاده طولانی مدت از اینترنت، دستیابی سریع و آسان به آن و داشتن مهارت های بالا در استفاده از آن.با توجه به پژوهش های گذشته و این که مسأله اعتیاد به اینترنت در بسیاری از جوامع مورد بحث و بررسی بوده، به نظر می رسد با افزایش روزافزون استفاده از اینترنت در ایران، این امر می تواند بهداشت جسمانی و روانی نوجوانان و جوانان را متأثر ساخته و در آینده شاهد معضلات ناشی از اعتیاد به اینترنت باشیم و توجه به عواقبی که اعتیاد به اینترنت برای فرد معتاد دارد، مثل تغییر دادن سبک زندگی به منظور صرف زمان بیشتر به اینترنت، کاهش عمومی فعالیت بدنی، بی توجهی به سلامت خود در نتیجه کار با اینترنت، اجتناب از فعالیت های مهم زندگی به منظور صرف وقت بیشتر در اینترنت، کاهش روابط اجتماعی، نادیده گرفتن خانواده و دوستان، مشکلات مالی ناشی از هزینه های استفاده از اینترنت، مشکلات تحصیلی و غیره ، به نظر می رسد لازم است نقش عوامل مختلفی که بر اعتیاد به اینترنت اثر می گذارد مورد بررسی قرار گیرد.</description>
                <category>khaneshirin22</category>
                <author>khaneshirin22</author>
                <pubDate>Tue, 25 May 2021 01:19:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اثربخشی قصه ‌درمانی بر کاهش علائم پرخاشگری و کمرویی کودکان پیش‌دبستانی</title>
                <link>https://virgool.io/@khaneshirin22/%D8%A7%D8%AB%D8%B1%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C-%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%B4-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D8%A6%D9%85-%D9%BE%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%DA%A9%D9%85%D8%B1%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-ns8cdk1fmock</link>
                <description>سالهاست که پژوهشگران به اهمیت پرخاشگری دوران اولیه کودکی در پیش بینی مشکلات سازگاری روانی۔ اجتماعی آینده آنها پی برده اند. پرخاشگری از جمله مشکلات رفتاری است که اگر به صورت افراطی در آید، بسیاری از مشکلات ارتباطی و اختلال های شخصیتی را موجب می شود.به همین دلیل خشم و پرخاشگری از شایع ترین مشکلات کودکان و نوجوانان و از دلایل مهم ارجاع آنها به مراکز مشاوره و روان درمانی و روانشناس است. پرخاشگری را می توان به عنوان رفتاری تعریف کرد که منجر به آسیب یا صدمه زدن به دیگران می شود. دوران کودکی سال های مناسبی برای تشخیص مشکلات کودکان، مداخله به هنگام و پیش گیری از بروز مشکلات عاطفی، اجتماعی و تحصیلی آنان در آینده است.در واقع مداخله به هنگام و اصلاح رفتارهای ناسازگاری کودک در این دوره حساس، موجب افزایش مهارت های اجتماعی و محبوبیت نزد همسالان و بزرگسالان می شود و کودک را برای پذیرش مسئولیت های آتی آماده می سازد. کمرویی دیگر مشکلی است که از گذشته تا کنون به جهات بسیار گوناگون دامنگیر افراد مختلف از جمله کودکان است. این مشکل به دلایل مختلف مورد توجه قرار نمی گیرد و عامه مردم کمتر از آن به عنوان یک معضل و مشکل یاد می کنند. غافل از این که انزواطلبی و کمرویی در بطن جامعه، فرد را با مشکلات زیادی اعم از عدم توانایی ایجاد رابطه با دیگران و به تبع آن ناتوانی در یادگیری و کسب آگاهی ها و مهارت های مختلف مواجهه می کند.کمرویی یک توجه غیر عادی و مضطربانه به خویشتن در یک موقعیت اجتماعی است که در نتیجه آن فرد دچار تنش روانی و عضلانی شده و شرایط عاطفی و شناختی اش متأثر می گردد و زمینه بروز رفتارهای خام و ناسنجیده و واکنش های نامناسب در وی فراهم می شود. به دیگر سخن پدیده کمرویی به یک مشکل روانی اجتماعی آزار دهنده شخصی مربوط می شود که همواره به صورت یک ناتوانی یا معلولیت اجتماعی ظاهر می گردد. کمرویی نوعی ترس یا اضطراب اجتماعی است که در آن افراد از مواجه شدن با افراد ناآشنا و ارتباطات اجتماعی گریز دارند.یکی از دلایل مهم در کمرویی فرزندان می تواند نوع تربیت در خانواده باشد زیرا خانواده به عنوان محوری ترین عامل شکل گیری رفتار و ویژگی های شخصیت فرزندان شناخته شده است. جونز معتقد است شیوه فرزند پروری یکی از متغیرهایی است که با خود ناتواناسازی و کمرویی ارتباط دارد. در سال های اخیر اهمیت قصه درمانی کودکان در رشد مهارت های مباحثه و گفت و گو آنها در سطحی گسترده آشکار شده است. برخی از روان شناسان رشد مانند پیاژه بر این باورند که مشکلات روان شناختی در سنین بزرگسالی به محدودیت ها و یا عدم پاسخگویی به نیازهای دوران کودکی باز می گردد. براساس نظر این روان شناسان می توان با شناخت کودک در هریک از مراحل رشد و با استفاده از ابزار و روش های مناسب، به رفع مشکلات احتمالی آن ها کمک کرد و به خودشکوفایی کودک یاری رساند. کتاب های داستان یکی از ابزارهای مناسب برای کاهش برخی از مشکلات روان شناختی شناخته شده اند.استفاده از قصه درمانی به مثابه یک فن درمانی ابعاد گسترده ای دارد و تنها به درمان مشکلات روان شناختی کودکان ختم نمی شود. در قصه درمانی فرض بر این است که تغییر در زبان و ادبیات قصه های زندگی خود به تغيير در معانی زندگی فرد منجر می شود و تغییر در قصه زندگی فرصتهای جدیدی برای رفتار و روابط با دیگران ایجاد می کند.اثربخشی قصه ‌درمانی بر کاهش علائم پرخاشگریپرخاشگری یکی از شایع ترین مشکلات کودکان و یکی از دلایل مهم ارجاع دادن آنها به روان درمانگران است . شناخت این مشکل نزد کودکان خردسال و مداخله به هنگام می تواند از ادامه این رفتار پیشگیری کند. یافته های برآمده از پژوهش ها نشان گر آنند که کودکان پرخاشگر در بزرگسالی هم به ادامه پرخاشگری تمایل دارند. این گونه رفتارها تأثيرات بلندمدت و جبران ناپذیر بر کودکان دبستانی برجا می گذارد. مانند خودپنداره ضعيف و افسردگی تکانشگری و بیش فعالی و طرد شدن از سوی همسالان ، که خود می تواند زمینه ساز بسیاری از مشکلات هم چون اخراج از مدرسه و بزهکاری ، تشدید مشکلاتی مشکلاتی مانند پرخاشگری ، سازگاری اجتماعی۔ عاطفی اندک ، عملکرد تحصیلی ضعیف (نظير غیبت از مدرسه)، و بیزاری از مدرسه  شود گردد.یکی از انواع پرخاشگری که اوایل سالهای پیش دبستانی پدیدار می شود پرخاشگری خصمانه است که شامل دو حالت پرخاشگری آشکار و رابطه ای می باشد . پرخاشگری آشکار فیزیکی و کلامی شامل رفتارهای خصمانه نظیر زدن، هل دادن، لگد زدن و نیز تهدید به انجام این اعمال به صورت کلامی است. پرخاشگری رابطه ای شکلی از پرخاشگری است که فرد پرخاشگر با هدف برهم زدن روابط دوستانه و بین فردی قربانی ، اقدام به پخش شایعات یا بد گویی و وادار کردن افراد به قطع ارتباط با فرد می نماید و از این طریق باعث منزوی شدن او می گردد. مطالعات نشان داده اند که پسران در سن پیش دبستانی، کودکی اولیه و میانه بیشتر از دختران از پرخاشگری فیزیکی استفاده می کنند. مطالعات نشان داده اند پسران در سنین پیش دبستانی بیش از دختران از پرخاشگری جسمانی استفاده می کنند.کمرویی نیز به عنوان یک مفهوم روان شناسی به گونه های مختلف ارائه شده است. عده ای کمرویی را به عنوان یک تجربه مشخص در نظر می گیرند که در قالب تشنج، عصبانیت و ترس از برخوردها و مواجه های اجتماعیبیان می گردد. برای مثال باس (۱۹۸۰) کمرویی را به عنوان بازدارندگی از انجام رفتار مورد انتظار آن هم به همراه احساس فشار و خامی در رفتار تعریف نمود. مری کمرویی را به عنوان یک پدیده اجتماعی تعریف نمود که بایستی در قالب اضطراب اجتماعی و بازدارندگی مشخص گردد.در واقع کمرویی خود نوعی تمرکز بیش از حد و پرداختن بیش از حد به افکار، احساسات و واکنش های فیزیکی خود است. کمرویی می تواند یک صفت قالب شخصیتی باشد یا اینکه فقط در ارتباط با یک موفقیت اجتماعی خاص باشد. کمرویی یکی از عوامل شخصی مهم است که به تنهایی منجر می شود. پژوهش ها ارتباط معناداری بین کمرویی و تنهایی را نشان داده اند. مردم خجالتی از رابطه با دیگران اجتناب اجتناب می کنند. آنها مسئولیت خود را در ایجاد ارتباط با دیگران انکار کرده و اضطراب آنها زمانی آشکار می شود که در معرض تبادلات و تعاملات اجتماعی قرار می گیرند.</description>
                <category>khaneshirin22</category>
                <author>khaneshirin22</author>
                <pubDate>Tue, 25 May 2021 01:00:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میزان انطباق برنامه‌های تلویزیونی کودک با اصول روانشناسی تربیتی</title>
                <link>https://virgool.io/@khaneshirin22/%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D9%82-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA%DB%8C-i8ls42nwqm86</link>
                <description>میزان انطباق برنامه‌های تلویزیونی کودک با اصول روانشناسی تربیتیبقا و دوام هر جامعه از طریق انتقال و حفظ فرهنگ و اجزاء آن از جمله ارزش ها و هنجارها میسر می شود که با درونی کردن آن ها صورت می گیرد. با نهادینه شدن ارزش ها، افراد جامعه با خواست و میل شخصی از آن ها پاسداری می کنند. به طور کلی ارزش هایی در جامعه پایدار می مانند که بتوانند جایگاه خود را از نظر عقلی و عاطفی در بین مردم بیابند و از جنبه ی عملی نیز مشکلات و معضلات مادی و غیر مادی و هم چنین فردی و اجتماعی را بر طرف سازند. پس هم علماء و هم مدیران و برنامه ریزان سازمان ها و نهادها، باید دقت نظر داشته باشند، زیرا این نهادها هستند که مسئولیت انتقال و درونی کردن ارزش ها را به عهده دارند.یکی از نهادهای مهم انتقال ارزش ها و حفظ فرهنگ «رسانه های جمعی» به ویژه تلویزیون هستند. وسایل ارتباط جمعی با انتشار افکار، زندگی اجتماعی را به طور محسوس دگرگون می سازند، به طوری که در دهه های اخیر، این وسایل نقش تعیین کننده ای در امر آموزش و انتقال مفاهیم و ارزش ها داشته و در فرایند انتقال دانش و اطلاعات جدید و مبادله ی افکار با سرعت زیاد ایفای نقش کرده اند و تقریبا می توان گفت که هیچ نقطه ای در جهان نیست که مصون از تأثیر رسانه ها باشد.تماشای تلویزیون تقریبا نیازی به مهارت ندارد، در نتیجه اشتياق عموم را برای استفاده از آن بر می انگیزد. این وسیله می تواند از طریق آموزش صحیح ساختار شخصیتی افراد را اصلاح و هدایت کند و از طریق بدآموزی ها، آن را منحرف سازد. به همین جهت در این پژوهش به دنبال بررسی کیفیت برنامه های تلویزیونی کودک و نوجوان از نظر انطباق آنها با اصول و معیارهای روانشناس تربیتی بوده ایم.اهمیت و ضرورت موضوع:برای پی بردن به ضرورت و اهمیت موضوع، کافی است بپذیریم که می خواهیم در جامعه ای سالم، پویا و توأم با توسعه ی پایدار زندگی کنیم که یکی از ارکان و نهادهای مهم و دخیل در این زمینه، سازمان صدا و سیما است. به طوری که این سازمان با تولید برنامه هایی هدفمند می تواند نقش به سزایی در این مورد داشته باشد، چرا که امروزه تلویزیون در زندگی مردم حضور پررنگی دارد و عامل مؤثری در نحوه ی گذراندن اوقات فراغت آنان در خانه و بیرون از خانه است.وقتی ساعت ها از وقت کودکان و نوجوانان، صرف تماشای برنامه های تلویزیون می شود، طبیعی است که نسبت به کم و کیف برنامه ها حساس باشند و در ازاء آن ها عکس العمل نشان دهند. بنا بر این ضرورت دارد که دست اندرکاران تولیدات سیما، در تولید برنامه های تلویزیون، نگاه خود را متوجه خانواده و رفتارهای کودکان و نوجوانان سازند و الگویی مناسب به جامعه ارائه دهند؛ چرا که کودکان و نوجوانان، نسل فردا و آینده سازان یک کشور هستند و رشد و تحول مناسب و ارزشمند این نسل، موجب رشد و ترقی آن کشور خواهد شد.بررسی عملکرد تلویزیون، ما را در شناخت نقاط قوت و ضعف آن یاری می دهد، در نتیجه با برطرف کردن این ضعف ها و نیرو بخشیدن و تمرکز بر نقاط قوت عملکرد تلویزیون، زمینه برای اصلاح و پیشرفت فکری و رفتاری در جامعه فراهم می شود.از آن جا که تلویزیون می تواند در کنار انتقال ارزش ها و هنجارها، ضد ارزش ها را نیز منتقل کند و منجر به انحراف افکار و عقاید و رفتار شود، لازم است این مسئله مورد بررسی و دقت نظر قرار گیرد. انتقال ضد ارزش ها، رفتارهای منفی و ... در دراز مدت اثر سوئی بر افکار و رفتار کودکان و نوجوانان خواهد داشت که موجب می شود پس از مدتی این رفتارها در آن ها نهادینه شده و در رفتار آن ها آشکار شود و به تدریج تغییراتی در فرهنگ همگانی یک کشور به وجود آید.با شناخت نقاط قوت و تأثیرات مثبت و موفقیت آمیزی که برنامه های تلویزیون بر کودکان و نوجوانان دارند، می توان با تأکید بر این برنامه ها و تقویت و نیرومندتر ساختن کیفیت این برنامه ها میزان اثر بخشی آن ها را افزایش داد.اگر مسئولان و برنامه ریزان و برنامه سازان صدا و سیما به دستورالعمل ها و الگوهای درست ساخت برنامه و تأکید بر هم خوانی افکار و عقاید سازندگان و مدیران تلویزیون با فرهنگ اصیل ایرانی و دقت در انطباق عملکردها با الگوها و اصول مد نظر، بیشتر دقت کنند، امکان اصلاح بهتر و سریع تری وجود دارد، در غیر این صورت، زمانی که نسل جدید و نسل بعدی دچار تشتت افکار و عقیده شوند، دیگر به سادگی امکان اصلاح آن وجود ندارد.وحدت در عملکرد مسئولین سازمان صدا و سیما موجب عملکردهای صحیح می شود و می تواند کیفیت برنامه ها را به توسعه برساند که نهایتا موجب تقویت بنیه ی فرهنگی کشور شده و باعث بقای سلامت جامعه می شود.</description>
                <category>khaneshirin22</category>
                <author>khaneshirin22</author>
                <pubDate>Tue, 25 May 2021 00:14:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ویژگی های روانشناختی خشونت خانوادگی</title>
                <link>https://virgool.io/@khaneshirin22/%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C-kvbox8j5lfgg</link>
                <description>خشونت خانوادگیافزایش سریع آگاهی همگان از خشونت خانوادگی از جمله: کودک آزاری، همسرآزاری و سایر اشکال خشونت در خانواده سبب شده است، افراد متخصص  و عادی از جمله روانشناس ها نتیجه بگیرند که خشونت در خانواده، پدیده جدیدی است. گرچه خشونت در خانواده از دهه ۱۹۷۰ توجه قابل ملاحظه ای را به خود معطوف ساخته، به ویژه در ۱۵ سال اخیر این مسأله مورد توجه متخصصان قرار گرفته، باید توجه داشت که این پدیده در سراسر تاریخچه خانواده مطرح بوده و قدمتی به قدر کهن ترین افسانه ها دارد. به لحاظ تاریخی شاید بتوان نخستین پیشینه خشونت را در اسطوره های دینی، نظیر هابیل و قابیل سراغ گرفت، که البته فرهنگ و تاریخ هر جامعه جلوه ای خاص به این حقیقت داده است.بنابراین می بینیم که این پدیده در طول تاریخ همواره به شکل پنهان وجود داشته و چندان مورد توجه واقع نشده و تنها در طی سه دهه اخیر نگاه پژوهشگران، از جمله جامعه شناسان، روانشناسان و جرم شناسان متوجه این پدیده شده و با انجام بررسیهای گوناگون سعی در پرداختن به این معضل اجتماعی و مقابله با آن نموده اند.خشونت خانوادگی به هیچ وجه خاص یک جامعه نیست و هرگز نمی توان بروز چنین واقعه ای را به فقرا، طبقات کارگری و افراد کم سواد محدود دانست، بلکه امری جهانی است کما اینکه پیشرفته ترین کشورهای جهان نیز از این پدیده رنج می برند. یکی از پژوهشهای انجام گرفته در آمریکا نشانگر این حقیقت بود که در میان تحصیل کرده های دانشگاهی خشونت از آمار بالاتری برخوردار می باشد.آنچه در این بین، بیشتر موجب تأسف می گردد این حقیقت است که زنان به عنوان گروهی ویژه، همچنانکه در جامعه مورد خشونت واقع می شوند، در خانواده نیز مورد بهره کشی سایر اعضاء خانواده به خصوص همسران خود واقع می شوند، و قربانی انواع خشونتها از جمله فیزیکی، روانی و... می گردند، که آثار و پیامدهای سوئی برای آنها به بار می آورد و آمار و ارقام موجود این حقایق را بر ما آشکار می سازند. براساس گزارشات مجمع ملی مبارزه با خشونت خانوادگی در هر ۱۵ دقیقه یک زن توسط همسر خود مورد ضرب و شتم قرار می گیرد و نیز براساس گزارش انجمن پزشکی آمریکا (AMA)، حدود ۵۰ درصد از همه زنها در طول زندگی خود انواع خشونتهای خانوادگی را تجربه می کنند.مسأله خشونت علیه زنان آنچنان فراگیر شده که نهادهای جهانی نظیر سازمان ملل متحد و سازمانهای دفاع از حقوق بشر را واداشته است که نسبت به این موضوع واکنش نشان دهند طوری که در چهارمین کنفرانس حقوق بشر که در سال ۱۹۹۷ در شهر وین برگزار شد، خشونت علیه زنان به دلیل اهمیت و تأثیری که در زندگی اجتماعی و فردی زنان دارد به عنوان یکی از موضوعهای قابل بررسی، در کنفرانس مطرح و مبارزه با آن در اولویت قرار گرفت. مسأله مهم این است چطور می شود که در فضای گرم و صمیمی خانواده گاهی محبت و دوستی جای خود را به دشمنی و بیرحمی می دهد و یکی از اعضاء خانواده به قدری بی رحم می شود که به کسی که قبلا او را دوست داشت آسیب می رساند و حتی در مقام قتل وی بر می آید. به راستی علل و عوامل مؤثر در بروز این پدیده چیست؟بررسی این موضوع از جنبه های گوناگون قابل طرح است، عوامل متعدد، پیچیده و در هم تنیده ای در بروز خشونت خانوادگی و به ویژه خشونت زناشویی دخیل هستند. در واقع در تبیین خشونت زناشویی از جنبه های متنوع روانشناختی، زیست شناختی، فرهنگی، اقتصادی و نظرات بسیاری مطرح گردیده است، که هر یک به نوعی سعی در پرداختن به این مهم نموده اند. گروهی از صاحب نظران به سرشتی بودن خشونت معتقدند و آن را جزء ذات انسانها می دانند. عده ای معتقدند که علل روان شناختی خاصی منجر به خشونت می شود، نظریه پردازان دیگر خشونت را ناشی از تعامل روابط فردی و اجتماعی می دانند که در طی سالها به او آموخته شده است، جامعه شناسان عوامل اکتسابی را در بروز این پدیده مهم می دانند و زیست شناسان هورمونها و ناقل های عصبی را در بروز پدیده در نظر می گیرند .دلایل خشونتخشونت خانوادگی از جمله «زن آزاری» «کودک آزاری»، «غفلت در مراقبت از افراد کهنسال»، پدیده شایع و ویرانگری است. آمار و ارقام نشان دهنده این مسأله است که هر ساله میلیونها زن و کودک در جهان قربانی خشونتهای خانوادگی می شوند. برای مثال آمار حاکی از آن است که بیش از 5/1 میلیون زن هر ساله در ایالات متحده، توسط همسرانشان مورد ضرب و شتم قرار می گیرند و تخمین زده می شود که یک سوم همه زنان در طول دوره بزرگسالی، توسط همسر خود مورد تهدید بدنی خواهند بود.گزارشهای دیگری حاکی از آن است، مردانی که همسرانشان را مورد خشونت قرار می دهند به وفور کودکانشان را نیز مورد آزار قرار می دهند. بنابراین می بینم که زنان و کودکان بیشترین آمار قربانیان خشونتهای خانوادگی را به خود اختصاص داده اند. در واقع در همه کشورها بیشترین خشونت و بهره کشی در خانواده توسط مرد صورت می گیرد که این مسأله منجر به قربانی شدن زنان و کودکان می گردد.طبق شواهد دیوان عالی ایالات متحده آمریکا زنان یازده بار بیشتر از مردان، قربانی خشونت خانوادگی می شوند. گزارشهای دیگری نیز حاکی از آن هستند که در ۹۵ درصد از خشونتهای زناشویی، زنان به عنوان قربانی و مردان به عنوان مرتکب، شناخته شده اند.خشونت خانوادگی پیامدها و عوارض جسمانی و روانی ناخوشایندی گریبانگیر قربانیان می کند، از جمله اختلال تنش پس از ضربه یا PTSD، افسردگی، کاهش عزت نفس، اضطراب و... که متوجه زنان قربانی می شود و اختلالات وخیم رفتاری و نیز مشکلات هیجانی و شناختی که کودکان قربانی را تهدید می کند.محیط خانواده اولین و بادوام ترین عامل در تکوین شخصیت فرزندان و زمینه ساز رشد جسمانی، اخلاقی، اجتماعی، عقلانی و عاطفی آنان است. نهاد خانواده از جمله عمومی ترین نهادهای اجتماعی است که معمولا در تمام جوامع وجود دارد و مهمترین تکیه گاه و محور زندگی اجتماعی می باشد. در حقیقت فرد در خانواده متولد می گردد و در سازمان خانواده زندگی می کند و در مواقع نیاز به خانواده روی می آورد و در پرتو زندگی خانوادگی سکون و آرامش می یابد، در گیریها و نزاعهای خانوادگی، به ویژه خشونتهای زناشویی باعث می شود چنین محیطی دچار تزلزل و از هم گسیختگی شود و بسیاری از نقشهای مثبت خود را از جمله سلامت جسمانی و روانی تک تک اعضاء خانواده را نتواند به درستی انجام دهد.از اینرو اندیشمندان مسائل اجتماعی به ویژه مسائل خانواده، می بایستی به بررسی علل بروز این درگیریها و نزاعهای خانگی بپردازند، و لذا شناسایی عواملی که منجر به خشونتهای زناشویی می شوند می تواند به پیشگیری از این پدیده غیرانسانی کمک کند.تحقیقات متعدد به عمل آمده، در پاسخ به این سؤال که چه عواملی در بروز پدیده خشونت خانوادگی و بالاخص خشونت مردان نسبت به همسران خود دخالت دارند، حاکی از آن هستند که عوامل مختلف در سه سطح کلان، خرد و بین فردی در بروز این پدیده دخالت دارند. اکثر تحقیقاتی که تاکنون پیرامون این مسأله صورت پذیرفته است بر متغیرهای کلان از جمله وضعیت اقتصادی، کاهش درآمد خانواده، بیکاری، چالشهای فرهنگی و اجتماعی و... تأکید داشته اند .</description>
                <category>khaneshirin22</category>
                <author>khaneshirin22</author>
                <pubDate>Mon, 24 May 2021 23:26:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاثير علوم شناختی بر روانشناسی معاصر</title>
                <link>https://virgool.io/@khaneshirin22/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%D9%8A%D8%B1-%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-geytlersh1ku</link>
                <description>علوم شناختی به عنوان یکی از دانش های نو در سال های اخیر توسعه قابل ملاحظه ای یافته است، به طوری که پیش بینی می شود با کمک سایر دانش های جدید از جمله فن آوری زیستی، فن آوری اطلاعات و فن آوری نانو تحول عمیقی در زندگی بشر ایجاد کنند. این دانش که حوزه ای میان رشته ای مرکب از علوم اعصاب، روانشناسی، زبان شناسی، هوش مصنوعی و فلسفه ذهن است، تأثیر چشمگیری بر روانشناسی داشته است، تا آنجا که امروزه رویکرد شناختی در اکثر دانشکده ها، مراکز تحقیقاتی و کتابها و مجله های روانشناسی گرایش حاکم به شمار می رود.روانشناسی شناختی با تکیه بر تجربه توانسته است قفل های بسیاری را از مغز و ذهن انسان بگشاید و به برکت شناخت مغز وکارکردهای آن اطلاعات با ارزشی درباره ریشه های رفتار آدمی به دست دهد که می تواند به استفاده بهینه از مغز، معالجه آسیب های مغزی و طراحی الگوهای مصنوعی از روی مغز کمک کند. امروزه مغز دیگر جعبه سیاه تلقی نمی شود و بشر نه فقط به درون آن دسترسی دارد، بلکه می تواند در آن مداخله کند.مداخله آموزشیروانشناس شناختی تأثیر عمیقی بر آموزش و پرورش به عنوان یکی از زمینه های اصلی استفاده بهینه از مغز گذاشته است. این سؤال همواره برای بشر مطرح بوده است که چگونه می تواند از مغز خود بهتر استفاده کند. امروزه به دلیل پیشرفت علوم شناختی، اطلاعات ما درباره ادراکات، زبان، یادگیری، حافظه، توجه خلاقیت، حل مسئله، برنامه ریزی و تصمیم گیری و خلاصه کارکردهای عالی مغز بیش از گذشته شده است و ما می توانیم بر اساس این اطلاعات روش های بهتری را در آموزش و پرورش به کار گیریم تا با صرف حداقل انرژی بیشترین بهره را از این نعمت خدادادی ببریم.رویکرد شناختی در آموزش و پرورش شیوه های سنتی آموزش و پرورش را تغییر داده و به سرعت حاکمیت خود را بر نظام آموزشی تثبیت می نماید، به طوری که در کشورهای پیشرفته مدارسی تحت عنوان مدارس شناختی تأسیس شده است. در جمهوری اسلامی ایران نیز اولین مدرسه شناختی به عنوان یک الگو در سطح پیش دبستانی در سال تحصیلی جدید کار خود را آغاز کرده است و امید می رود بتواند تحولی را در آموزش و پرورش نونهالان کشور پدید آورد.تغییر ذهنیکی از وظایف مصلحان اجتماعی، روحانیون، رسانه های گروهی و حتی والدین و همسران تغيير ذهن سایر انسان ها است. ما در زندگی روزمره خویش تلاش می کنیم ذهن دیگران را تغییر دهیم و حتی دائما به تغییر ذهن خودمان نیز می پردازیم. سؤال این است که چگونه می توان ذهن دیگران یا خود را با موفقیت تغيير داد. این یک سؤال شناختی است و دانشمندان علوم شناختی سعی کرده اند با توجه به یافته های این علوم به این سؤال پاسخ دهند. و علوم شناختی با تسلطی که اینک بر ساز و کارهای مغز برای یادگیری، یادسپاری، تفکر، بازنگری و خلاصه شکل گیری ذهن افراد به دست آورده می تواند راهکارهایی برای تأثیرگذاری بر ذهن دیگران و تغییر، اصلاح با تقویت آن پیشنهاد کند. رسانه های گروهی به خصوص با استفاده از این روش ها بهتر می توانند در فرهنگ سازی و هدایت افکار عمومی ایفای نقش کنند. البته، بدون تردید در اینجا یک مسئله اخلاقی نیز پیش می آید که ما تا چه میزان اجازه داریم با استفاده از این فنون ذهن دیگران را به این سو با آن سو هدایت کنیم و چگونه می توان از دسترسی فریبکاران به این فنون جلوگیری کرد و آیا هنر و علم تغییر دهن به شست و شوی مغزی نمی انجامد؟ به هر صورت از هر علمی با ابزاری می توان استفاده درست یا نادرست کرد. روانشناسی و فنون تغییر ذهن نیز از این قاعده جدا نیستند.مداخله تشخیصی و درمانیبا استفاده از یافته های علوم شناختی و از طريق تصویربرداری عصبی می توان زمینه بالقوه اختلالاتی مانند خوانش پریشی و درخودماندگی را در کودکان پیش بینی کرد و با مداخله به موقع عصب شناختی و تصویربرداری مجدد از آن، از ترمیم آن مطمئن شد. این گونه مداخلات عصب شناختی راه را برای معالجه بسیاری از نقایص عصبی باز می کند و فصل جدیدی در علم اعصاب پدید می آورد.از جمله این مداخلات دستکاری ژنتیک و کاشت سلولی است. اینک به منظور تقویت عصبی و رفع کاستی ها و فساد عصبی، بشر در حال تجربه دستکاری ژنتیک سلول های عصبی، کاشت آن و سلول درمانی با پیوند عصبی است. یکی از دانشمندان علم اعصاب به نام مارتا فرح می گوید: «۲۰ سال پیش معقول به نظر نمی رسید که دانشمندان علم اعصاب برای نمایه های مغزی مربوط به راستی در برابر دروغ، حافظه قابل ارزیابی در برابر حافظه کاذب، احتمال ارتکاب جنایات خشونت بار در آینده، سبک های استدلال اخلاقی، نیت همکاری و حتی محتوای خاص آگاهی (مثلا تصویردیداری از خانه در برابر چهره) حتی پیشنهاد داشته باشند. امروز نیز معلوم نیست که برای ۲۰ یا ۵۰ سال بعد چه خواهیم داشت؟آنچه قطعی است شروع مداخله عصبی در حیوانات می باشد که تا به حال نتایج چشمگیری داشته است. برای مثال، محققان موسسه مطالعات زیست شناختی سالک و دانشگاه کالیفرنیا در سن دیه گو موفق شده اند با جلوگیری از تولید نوعی پروتئین که در ایجاد پلاکت های مغزی مؤثر است، از دست دادن حافظه را در موشها کنترل کنند. با در کشور خودمان همپای برخی از کشورهای پیشرفته، تحقيق آزمایشگاهی درباره کشت و کاشت سلول های عصبی و ترمیم سلول های فاسد از طریق سلول درمانی آغاز شده است.هوش مصنوعیبا پیشرفت هایی که در زمینه هوش مصنوعی و تولید سامانه های هوشمند به دست آمده است، می توان بین شناخت طبیعی و شناخت مصنوعی پیوند برقرار کرد. وسایل ارتباطی و واسطه هایی که امروزه برای جبران کاستی های شناختی در دست تجربه است این امید را زنده کرده که بتوان در آینده بخشی از این کاستی ها را ترمیم کرد. از جمله استفاده از رایانه هایی است که معلولین می توانند با امواج مغزی خود آن را اداره کنند و مثلا مطالب خود را بدون استفاده از دست روی آن تایپ نمایند، با رایانه هایی که امواج مغزی فرد معلول را به کلام تبدیل می کند. تولید دست و پای مصنوعی نیز دیگر دستاورد دانشمندان علوم شناختی است که با اتصال به سلسله اعصاب فرد می تواند فقدان عضو او را جبران برخی از دانشمندان علوم شناختی پیش بینی می کنند که با کمک دانشمندان هوش مصنوعی بتوانند رایانه هایی بسازند که ایده ها را درک کند و به پردازش معنایی آنها بپردازد؛ رایانه هایی که هوش های چندگانه را تشخیص دهند و به رفع ضعف فرد در یک هوش خاص کمک کنند؛ رایانه هایی که بتوانند به معنای واقعی کلمه با انسان صحبت کنند و درک متقابل داشته باشند. هوارد گارنر مجموعه این مداخلات را که با آن می توان آینده جالبی را تصور کرد، مداخلات نرم افزاری و سخت افزاری می نامد.تصور کنید دنیای آینده چگونه خواهد بود اگر انسان بتواند با دخالت در مغز به وسیله کشت و پیوند سلول های عصبی، دستکاری های ژنتیک، و نیز از طریق جلوگیری از تولید پروتئین هایی که کار مغز را مختل می کنند، مغز انسان را کار آمدتر نماید؛ بتواند با روش های درمانی و ترمیمی عصب شناختی کاستی های مغز را جبران کند و با روش های شناختی با نرم افزاری استفاده بهتر از مغز را تضمین و بالاخره با استفاده از سامانه های مصنوعی کارکردهای مغز را تقویت کند.در عین حال فراموش نکنیم که مغز دائما در حال آفرینندگی است و مسیر تکامل را می پیماید و از این طریق خود را با شرایط محیطی تطبیق می دهد تا بقایش را تضمین نماید. برای مثال، ما امروز در مغز خود ژنی داریم به نام ASPN که شش هزار سال پیش وجود نداشت. بروس لاهن از محققین مؤسسه تحقیقات پزشکی هوارد هيوز دانشگاه شیکاگو معتقد است که مغز ما دايما در حال تکامل است و نمی توان گفت که در آینده چه شکلی خواهد یافت.ضرورت آشنایی دانشجویان و دانش پژوهان با منابع جدیدمتأسفانه باید اذعان کرد که مراکز علمی ما از جهت دسترسی به منابع جدید با محدودیت روبه رو هستند و دانشجویان به دلیل نداشتن تسلط کافی بر زبان نمی توانند حتی از منابع موجود و با اینترنت به طور کامل استفاده کنند. در مورد اینترنت سواد اطلاعاتی دانشجویان نیز برای جست و جو در این منبع اطلاعاتی عظیم محدود است. از سوی دیگر ترغیب دانشجویان به مراجعه به منابع خارجی و استفاده از زبان اصلی این خطر را در بر دارد که زبان علمی فارسی توسعه لازم را پیدا نکند و روز به روز اتکای مراکز علمی ما به زبانهای خارجی افزایش یابد.منابع فارسی موجود، با قدیمی و دور از واقعیات امروز حوزه روانشناسی است و با ترجمه های آن ثقيل و غیر قابل درک است. آنچه در چنین شرایطی حیاتی است پایه ریزی نهضتی اساسی برای ترجمه کتاب های روز به زبان روان فارسی به وسیله مترجمان متخصص و مسلط به متون روانشناسی و با تألیف کتاب های درسی بر اساس آخرین یافته های روانشناسی است.اساسا در دنیای امروز با توجه به توسعه فن آوری و کاربرد آن در تحقیقات روانشناسی، شاهد تحول عظیمی در این حوزه علمی هستیم، روانشناسی امروز تجربی است و فن آوری های جدید به خصوص تصویربرداری از مغز و ثبت کارکردهای آن از یک سو و پیشرفت رایانه ها و سامانه های شبیه سازی از سوی دیگر، ابزارهای مفید و مؤثری در اختیار محققان قرار داده و اینترنت نیز به کمک شتافته است.از نظر موضوعی نیز تحقیقاتی که امروز در دانشگاه های معتبر جهان انجام می شود، بیشتر حول کارکردهای مغز است، با این امید که دستاوردهای بشر در زمینه شناخت مغز بتواند در بهره برداری بیشتر و بهتر از مغز، رشد و پرورش ذهن و معالجه اختلالات روانی و تولید الگوهای مصنوعی از روی مغز مفید واقع شود.در زمینه آموزش روانشناسی نیز شاهد تحولات جالبی هستیم. برای مثال، اخیرا همراه کتاب های روانشناسی، آزمایشگاه مجازی روانشناسی شناختی (Coglab) نیز عرضه می شود، به طوری که دانشجویان می توانند از طریق اینترنت به این آزمایشگاه مراجعه و در آنجا دست به آزمایش زده و داده های آن را جمع آوری نمایند و در طرح های تحقیقاتی خود مورد استفاده و استناد قرار دهند.علاوه بر این، دانشگاه ها و مؤسسات آموزشی معروف جهان، طرح درس، منابع و حتی سخنرانی های ارایه شده در کلاس های درس روانشناسی را از طریق سایت خود در اختیار عموم قرار می دهند. به این ترتیب، برای مثال هر کس می تواند از مطالب و سخنرانی های ارایه شده در کلاس های روانشناسی شناختی دانشگاه ام. آی. تی. استفاده کند؟زمینه های کاربرد روانشناسی شناختی نیز گسترش یافته است، به طوری که در آموزش و پرورش، رسانه های گروهی، حل معضلات اجتماعی، سیاست و بهداشت روانی خانواده ها و بسیاری از موارد دیگر شاهد بهره برداری بیشتر از یافته های روانشناسی شناختی هستیم.</description>
                <category>khaneshirin22</category>
                <author>khaneshirin22</author>
                <pubDate>Mon, 24 May 2021 22:26:49 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>