<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سجاد خزائی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@khazaeisajjad</link>
        <description>توسعه‏ گر کسب و کار . دکتری مدیریت بازاریابی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 03:00:59</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2013624/avatar/rDb1x0.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سجاد خزائی</title>
            <link>https://virgool.io/@khazaeisajjad</link>
        </image>

                    <item>
                <title>معرفی کتاب هنر هم آفرینی</title>
                <link>https://virgool.io/@khazaeisajjad/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%87%D9%85-%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-nrmxj42kstcu</link>
                <description>دانلود کتاب اصلی به همراه منابعفضای امروزین کسب‏ وکار پیچیدگی‏ ها و اقتضائات خاص خود را در زمینه‌ی رقابت بازار ایجاد کرده است. همچنین شاهد تغییر خواسته‏های مصرف‏کنندگان مبتنی بر تغییرات تکنولوژیکی و دانشی و تنوع‏گرائی مصرف‌کننده بر اساس کسب حداکثر تجربه‌ی زیسته و جهان پیرامون او هستیم.امروز دیگر هر چیزی مخاطبان را راضی نمی‏کند و کارآفرین برنده کسی است که نیازها و خواسته‏های مخاطبان را بخوبی درک و برآورده کند، این امر پیچیدگی‏های رقابت در بازار را سخت‏تر کرده است. در این بین دیگر رویکردهای سنتی به تولید کافی نبوده و خلق یکسویه ارزش برای مشتریان، تامین‏کننده نیاز و رضایت ایشان نیست.در کنار همه‌ی این موارد، دیگر ذینفعان (کارکنان، سرمایه‏گذاران، سایر اعضاء زنجیره‌ی ارزش و ...) مطالباتی فراتر از نقش سنتی خود حول یک ارزش دارند که این امر تغییر جدی نگاه به کسب و کار و بویژه خلق ارزش را می‏طلبد و آن رویکرد، هم‏آفرینی (Co-Creation) است.</description>
                <category>سجاد خزائی</category>
                <author>سجاد خزائی</author>
                <pubDate>Tue, 07 Nov 2023 18:29:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب: تکنیک‏های ارتباطات بازاریابی</title>
                <link>https://virgool.io/@khazaeisajjad/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-lfjl25htyc8s</link>
                <description>دانلود کتاب اصلی به همراه منابع پیش از بحث در مورد بهترین  شیوه‌های نگارش، طراحی و ارائه‌ی بازاریابی فنی[1]، اشراف داشتن به موارد زیر حائز اهمیت است:• نقش فناوری و جامعه؛• تفاوت میان ارتباطات فنی و ارتباطات تجاری یا حرفه‌ای[2]؛• همپوشانی میان ارتباطات فنی و بازاریابی؛• چشم­اندازهای اخلاقی مرتبط با بازاریابی فنی.نقش فناوری در جامعهما در احاطه­ی فناوری قرار داریم. اما ارتباط فناوری با جامعه چگونه است؟ چه نقشی ایفا می‌کند؟ گرچه بسیاری از مردم در مورد این سؤال تحقیق نمی‌کنند، در ناخودآگاه خود اعتقادات محکمی در مورد آن دارند. معمولاً، نظرات مردم را می‌توان به دودسته­ی مخالف خلاصه کرد: یک دیدگاه دال بر این است که فناوری به جامعه شکل می‌بخشد و دیگری بر این باور است که جامعه به فناوری شکل می‌دهد. این چشم‌اندازها مهم هستند؛ زیرا بر احساسی که افراد در مورد فناوری دارند تأثیر می‌گذارند، حتی پیش از اینکه در مورد محصول یا خدمات فنی جدیدی بشنوند.این ایده که جامعه به فناوری شکل می‌دهد معروف به نظریه‌ی ساخت اجتماعی فناوری است. بر اساس این نظریه، فناوری تعیین­کننده­ی نحوه­ی کنش و عمل انسان‌ها نیست، بلکه انسان‌ها تعیین می‌کنند فناوری چطور توسعه ‌یافته و در جوامع مختلف مورداستفاده قرار گیرد. یک جنبه­ی مهم این نظریه مربوط به نحوه‌ی استفاده‌ی گروه‌های اجتماعی مختلف از یک فناوری واحد برای هدف‌های مختلف است. برای مثال، سامانه‌ی مدیریت محتوای آزاد وردپرس در ابتدا یک پلتفرم وبلاگ‌نویسی بود؛ هرچند، کاربران باگذشت زمان پی بردند کاربرد و مزایای گسترده‌ای دارد و می‌تواند پلتفرمی برای توسعه­ی وب‌سایت و مجله‌های الکترونیکی باشد. گوشی‌های موبایل هم دستخوش تغییر مشابهی شده‌اند و حال کاربرد آن‌ها بیش از صرفاً برقراری یک تماس تلفنی است. گوشی‌های موبایل امروزه به‌عنوان دوربین، راهنمای جی. پی. اس، سیستم‌های بازی دستی، کتابخانه، چراغ‌قوه و... - بسته به نوع گروه اجتماعی و اهداف آن- مورداستفاده قرار می‌گیرند.چشم‌انداز یا دیدگاه مخالف -معروف به جبرگرایی فناورانه - چنین استدلال می‌کند که فناوری تحت کنترل انسان‌ها قرار ندارد. در عوض، این نظریه فناوری را به مثابه نیرویی می‌بیند که نحوه‌ی تفکر افراد و تعامل آن‌ها با یکدیگر را تغییر می‌دهد. به‌عبارت‌دیگر، فناوری در جامعه نفوذ می‌کند و رفتار انسان را تعیین می‌کند. هرگونه تغییر در فناوری نوعی پیشرفت منطقی ازپیش‌تعیین‌شده محسوب می‌شود، نه تغییری در نحوه‌ی نگاه انسان‌ها به فناوری و استفاده‌ی آن‌ها از آن. گرچه جبرگرایی فناورانه عمدتا دست‌کم گرفته شده است، این نظر که فناوری کنش‌های انسان را کنترل می‌کند در بسیاری از مقالات، خبرها و پست‌های رسانه‌های اجتماعی پیرامون فناوری، به‌طور ضمنی بیان می‌شود.مفاهیم کلیدیساخت اجتماعی: انسان‌ها به فناوری و کاربردهای آن شکل می‌دهند.جبرگرایی فناورانه: فناوری بر رفتار و تعامل انسان حاکم است.بنابراین، برخی فناوری را مثبت و رهایی‌بخش می‌بینند اما برخی دیگر آن را منفی و کنترل‌گر می‌دانند. امانوئل اشمیت، فیلسوف فرانسوی چنین استدلالی داشت، «فناوری دو جنبه دارد: یکی پر از وعده است و دیگری ما را دلسرد کرده و شکست‌مان می‌دهد». این دو جنبه در بطن هرگونه بحثی در مورد فناوری نهفته‌اند؛ نظری که در مورد نقش فناوری‌های پیرامون رقم‌زدن تغییرات فناورانه داریم و همچنین واکنش‌مان به ارتباطات فنی مربوط به محصولات و خدماتی که ما را هدف بازاریابی خود قرار می‌دهند، تحت تأثیر این دو جنبه قرار می‌گیرد.تعریف ارتباطات فنیاصطلاح ارتباطات فنی نامتعارف نیست، اما ابهام دارد. برخی آن را مساوی نوشته‌های فنی یا دستورالعمل‌های محصول می‌دانند، درحالی‌که عده‌ای دیگر سخت تلاش می‌کنند تا تعریفی دقیق از آن ارائه دهند. بنابراین پیش از بررسی نقش بازاریابی فنی، باید درکی از موضوع ارتباطات فناورانه داشته باشیم.اکثر تعاریف ارتباطات فنی در دو بعد خلاصه می‌شوند: نگارش یا متنی که در مورد کار اطلاع‌رسانی می‌کند یا مربوط به محل کار است و نگارشی که متمرکز بر فناوری یا یک موضوع فنی است. در بعد اول -نگارشی برای یا در محل کار- اصطلاح محل کار اغلب تعریف بسیار خاصی دارد و بر ارتباطات سازمانی تأکید دارد. هرچند تعدادی از محققان ارتباطات فنی، تعریف کلی‌تری از محل کار ارائه داده‌اند. کاترین دوراک، استاد دانشگاه میامی اظهار داشت ارتباطات فنی فراتر از حیطه‌ی دولت و محل کار سازمانی است. او معتقد است مفهوم محل کار حتی دربرگیرنده‌ی فضاهای خصوصی نظیر آشپزخانه‌ی خانواده‌ها است، جایی که اطلاعات فنی مربوط به آماده‌سازی غذای روزانه مورداستفاده قرار می‌گیرد، گرچه به‌ازای این کار پاداشی دریافت نمی‌شود. به‌عبارت‌دیگر، کار تنها به معنای کاری که در قبال دریافت دستمزد صورت می‌گیرد یا کاری که برای صنعت انجام می‌شود نیست.جنبه‌ی دوم ارتباطات فنی به معنای نوشته‌ای است که مربوط به فناوری یا موضوع فنی است. همانند جنبه‌ی نخست، بخش دوم تعریف اغلب کاملاً محدود و تخصصی می‌شود. برای مثال، دوراک توضیح داد چطور محققان و کارشناسان ارتباطات فنی اغلب «اصطلاح فناوری را با فناوری کامپیوتر ترکیب می‌کنند». در عوض، دوراک استدلال کرد اصطلاح فناوری باید دربرگیرنده‌ی دانش، کنش‌ها و ابزارها باشد - نظیر «دانش در مورد این‌که چه زمان و چطور مزارع آبیاری شوند و مجموعه کامل کنش‌های انسان که این روش چارچوب‌بندی را دربرمی‌گیرند». این استدلال شبیه بحث دیوید دوربین، استاد و مشاور ارتباطات فنی در مورد اصطلاح فناوری است:«فناوری» بیش از صرفاً مجموعه‌ای از ابزارها و شیوه‌ها است. این‌که انسان چطور اقدام به استفاده از تولید خدمات و کالاهای مادی می‌کند نیز در گستره‌ی آن قرار می‌گیرد. ممکن است برخی در مورد یک راهبرد اقتصادی یا یک شکل اجرایی به‌عنوان فناوری یاد کنند. این ایده که منظور از فناوری، روشی برای سازماندهی افراد، دستگاه‌ها، مفاهیم و روابط است نقش مهمی در تعریف دارد.بر اساس چنین تعریفی، این کتاب ادعا می‌کند ارتباطات فنی را می‌توان به‌طور کلی به‌عنوان بیان دانش یا کنش‌های مربوط به ابزار، سیستم‌ها و شیوه‌ها تعریف کرد. باید توجه داشت اصطلاح دانش صرفاً مربوط به آگاهی از یک موضوع یا یک اشاره‌ی سطحی نیست؛ بلکه در عوض به شناختی نظری یا عملی از یک موضوع برمی‌گردد. به همین ترتیب، اصطلاح کنش‌ها مربوط به گام‌ها یا مراحل خاص ( و حتی ترتیب آن‌ها) است که باید به‌طور کامل صورت گیرند. این تعریف می‌تواند همچون چک‌لیست عمل کند. زمانی‌که با ارتباطات خاصی مواجه می‌شوید، بپرسید:1. آیا دانش (کاربردی/نظری) یا کنش‌ها (گام/مراحل و ترتیب انجام کار) را به خوبی بیان و منتقل می‌کند؟2. آیا مربوط به ابزارها، سیستم‌ها، یا شیوه‌ها است؟این سؤالات به ما کمک می‌کنند نه‌تنها ارتباطات فنی را شناسایی کنیم بلکه آن‌ها را از ارتباطات حرفه‌ای یا تجاری متمایز نماییم. برای مثال، نامه‌ی استعفا شاید نوعی ارتباطات حرفه‌ای یا تجاری به حساب آید؛ زیرا مربوط به محل کار است؛ هرچند، ارتباطات فنی محسوب نمی‌شود زیرا دانش یا کنش‌های مربوط به ابزار، سیستم‌ها، یا شیوه‌ها را مخابره نمی‌کند.متمایز نمودن ارتباطات بازاریابی فنیحال‌که به تمایز میان ارتباطات فنی و ارتباطات حرفه‌ای یا تجاری پی بردیم، دو سؤال مهم باقی می‌ماند: آیا واقعا باید بازاریابی را نوعی ارتباطات فنی دانست؟ یا این‌که بازاریابی تنها شکلی از ارتباطات حرفه‌ای یا تجاری است؟بسیاری از ارتباطات فنی میان بازاریابی و ارتباطات فنی تمایز قائل می‌شوند. برای مثال، تئاتیک، رییس اسبق انجمن ارتباطات فنی این دو را از یکدیگر متمایز می‌داند و معتقد است هدف بازاریابی «فروش چیزی» است اما هدف ارتباطات فنی اطلاع‌رسانی یا «کمک به مشتریان برای استفاده از چیزی است که خریده‌اند».هرچند، در برخی موارد، مطالب بازاریابی سعی دارند فناوری را به کاربران یا مصرف‌کنندگان بالقوه‌ای سوق دهند و آن‌ها را از ابزارهای فناورانه جدید، ویژگی‌ها و فرایندهای مربوط به آن آگاه نمایند، چنین موقعیت‌هایی را نباید با مقصودی که ارتباطات دارند (برای مثال فروش در مقابل اطلاع‌رسانی) تعریف کرد بلکه در عوض باید هم بازاریابی و هم ارتباطات فنی- همچنین معروف به ارتباطات بازاریابی فنی- در نظر گرفته شوند. سندرا هارنر استاد ارتباطات فنی و تام زیمرمن مدیر بازاریابی، این شکل ترکیبی از ارتباطات را «ارتباطات فناوری-گرا نامیدند که به شیوه‌ای راهبردی برای تحقق یک هدف بازاریابی کلی خلق و هماهنگ‌سازی می‌شوند». این تعریف با تعریفی که کارل رون، محقق ارتباطات فنی ارائه داد مبنی بر این‌که «مخابره کنندگان بازاریابی فنی باید نویسندگانی باشند که به ظرایف زبانی آشنا هستند ....و می‌تواند یک ایده ی فنی پیچیده را در بخش‌های قابل بازاریابی دسته‌بندی کنند» همخوانی دارد. اگر این تعریف را یک گام جلوتر ببریم، هارنر و زیمرمن استدلال می‌کنند یکی از نقش‌های مهم کسانی که بازاریابی فنی انجام می‌دهند «ایجاد تقاضا» برای محصولات و خدمات از طریق ترفیع ویژگی‌ها و مزایا، قیمت و ارزش و دسترس‌پذیری محصول است. براین‌اساس، باید به دو روشی که فناوری را جز لاینفک بازاریابی می‌نامد پی برد: به‌عنوان یک منبع و به‌عنوان یک ویژگی (به عبارتی، به‌عنوان جنبه‌ای که می‌توان در پیام‌رسانی به مصرف‌کنندگان بر آن تأکید نمود).[1] Technical Marketing[2] technical communication and business or professional communication</description>
                <category>سجاد خزائی</category>
                <author>سجاد خزائی</author>
                <pubDate>Sat, 14 Oct 2023 17:54:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب رفتار مالی</title>
                <link>https://virgool.io/@khazaeisajjad/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-rugwjnyym3hr</link>
                <description>دانلود کتاب اصلی به همراه منابعکتاب رفتار مالی   کتاب رفتار مالی با ویراستاری و گردآوری کنت بِیکر، گرِک فیلبک، ویکتور ریچاردی و ترجمه دکتر مهدی ابراهیمی (عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی) و دکتر سجاد خزائی در نشر ویرسو به چاپ رسید.دانلود کتاب اصلی به همراه منابعمعرفی گردآورندگان کنت بِیکر:پروفسور بیکر به تدریس امور مالی می پردازد و به مدت 11 سال به عنوان رئیس دپارتمان امور مالی و املاک خدمت کرد و به مدت 8 سال ریاست مرکز عالی مالی را بر عهده داشت. استاد. بیکر جوایز آموزشی، پژوهشی و خدماتی بسیاری از جمله محقق دانشگاه/معلم سال در دانشگاه آمریکایی دریافت کرده است. او همچنین دارای تجربه گسترده در صنعت است و خدمات مشاوره و آموزش به بیش از 100 سازمان ارائه کرده است.گرِک فیلبک:پروفسور فیلبک 16 کتاب را تالیف یا ویرایش کرده است و بیش از 110 مقاله در مجلات علمی با داوری منتشر کرده است که در مجله تحلیلگران مالی، بررسی مالی، و مجله تجارت، امور مالی و حسابداری و سایر موارد منتشر شده است. او در هیئت تحریریه مجله تجارت و چشم انداز اقتصادی فعالیت می کند.ویکتور ریچاردی:ویکتور ریچاردی در حال حاضر استادیار مدعو امور مالی در دانشگاه واشنگتن و لی است. پروفسور ریچاردی یک متخصص برجسته در ادبیات دانشگاهی و مسائل تحقیقاتی نوظهور در امور مالی رفتاری است. او سردبیر چندین مجله الکترونیکی است که توسط شبکه تحقیقات علوم اجتماعی (SSRN) در www.ssrn.com توزیع شده است، از جمله امور مالی رفتاری، تاریخ مالی، اقتصاد رفتاری و حسابداری رفتاری. در حال حاضر استادیار مدعو امور مالی در دانشگاه واشنگتن ولی است. معرفی مترجماندکتر مهدی ابراهیمی:عضو هیئت علمی دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبائی و موسس گروه مشاوران خدمات مالی و استراتژی (FSCG) است.ایشان با تمرکز بر رویکرد میان‏ رشته‏ ای طی سه دهه فعالیت اجرائی در شرکت‏های مالی، تولیدی و بازرگانی بزرگ و متوسط داخلی و خارجی، در سمت‏های مدیرعامل، عضو هیئت‏مدیره و مدیر سرمایه‏ گذاری و مطالعات استراتژیک، نقش‏آفرینی نموده است.ایشان همچنین مشاوره و اجرای ایده ‏ها در پروژه ‏های تحقیقاتی کاربردی در زمینه‏ های برنامه‏ ریزی استراتژیک، طراحی مدل کسب‏ وکار، اجرای استراتژی و ... در شرکت‏های کوچک و متوسط و هلدینگ‏های بزرگ چندرشته‏ ای مانند گروه توسعه صنایع بهشهر، شرکت فولاد خوزستان، بانک توسعه صادرات و تامین سرمایه تمدن و تامین سرمایه سپهر را در کارنامه خود دارد.همچنین نگرش او به رابطه علوم اجتماعی و ضرورت گسترش فعالیت در حوزه ‏های میان‏رشته‏ ای، موجب گردید تا علاوه بر سخنرانی، تدریس، تالیف و ترجمه کتب و مقالات متعدد در زمینه‏ های استراتژی‏ های کسب‏ وکار، هوش مصنوعی، بازاریابی، مدیریت مالی و سرمایه‏ گذاری به برگزاری کرسی‏ های نظریه ‏پردازی و علمی ترویجی بپردازد.دکتر سجاد خزائی:دانش ‏آموخته مدیریت بازرگانی گرایش بازاریابی از دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران، مدیر گروه مرکاتیک، صاحب امتیاز نشر ویرسو و مجله طراحی ارزش مدرس بازاریابی و برندینگ  است.او در کارنامه اجرائی خود ایده ‏پردازی و بنیان‏گذاری چندین شرکت و استارت‏ آپ در حوزه های مالی و اجتماعی () را دارد و در حوزه ‏های تخصصی گوناگونی همچون برندسازی، رفتار مصرف‏ کننده، تحقیقات بازار و بازاریابی، طراحی خدمت، طراحی و توسعه‏ کسب ‏وکار، مطالعات و برنامه‏ ریزی، طرح و برنامه و ... در سازمان‏ های مالی و غیرمالی ایفای نقش نموده است.معرفی کتابآیا افراد و سازمان‏ها به طور کامل و بدون سوگیری، تصمیم‏های اقتصادی و مالی خود را اتخاذ می کنند؟! یعنی در یک چارچوب منطقی به عنوان یک عامل خردمند و به دور از هیجانات و تاثیرات روانی و شناختی، اقدامات مالی خود را محقق می‏کنند؟!آیا افراد و سازمان‏ها می‏توانند همیشه ریسک را تنها با بیزاری از آن به صفر برسانند و تصمیمات اقتصادی خود را مستقل از دیگر گزینه‏ها بگیرند؟!پژوهشگران حوزه مالی در مقام پاسخگویی به این پرسش‏ها، که از رهگذر تردید در رویکرد مرسوم به مطالعات رفتار مالی، بروز یافته‏اند؛ به رهیافت جدیدی در این زمینه دست یافته‏اند که به آن مالی رفتاری می‏گویند.گرچه رویکرد مالی سنتی ما را به بینش‌های مفید زیادی می‌رساند، اما در نهایت تصویر ناقصی از رفتار واقعی افراد را در زمینه اقدامات مالی ایشان به ما نشان می‏دهد. فرضیات هنجاری مالی سنتی در مورد این‌که اکثر افراد و سرمایه‌گذاران چطور تصمیم‌گیری می‌کنند صادق نمی‌شود. مدل‌های هنجاری اغلب در شناخت کامل رفتار مالی افراد ناکام می‌مانند زیرا پژوهش های متعددی نشان داده‏اند که افراد همیشه عقلانی و منطقی عمل نمی‏کنند.این درحالی است ‏که مالی رفتاری، بینش‌هایی از دیگر علوم و رشته‌های کسب‌وکار ارائه می‌نماید تا رفتار فردی، ناکارآیی‌های بازار، ناهنجاری‌های بازار سهام و دیگر یافته‌های تحقیق را که فرضیات مالی سنتی را نقض می‌کنند، توضیح دهد.مالی رفتاری، رویکرد تصمیم‌گیری افراد ازجمله سوگیری‌های شناختی و هیجانی را مورد بررسی قرار می‏دهد و بر این فرض استوار است که طیف وسیعی از مسائل عینی و ذهنی بر فرایند تصمیم‌گیری تأثیر می‌گذارند.مالی رفتاری با بهره‏گیری از مدل‏های توصیفی علوم اجتماعی تلاش می‏کند تا به درک رفتار مالی افراد در زندگی واقعی و نحوه قضاوت و تصمیم‌گیری مالی آن‏ها بپردازد.افراد و سرمایه‌گذاران هنگام تصمیم‏گیری برای اقدامات مالی تحت تأثیر تجربیات گذشته، علایق، مسائل شناختی، عوامل هیجانی، نمایش اطلاعات و اعتبار داده‌ها قرار دارند. آن‏ها همچنین بر اساس عقلانیت محدود دست به قضاوت می‌زنند، یعنی تعداد انتخاب‌ها را محدود و فرآیند را ساده‏سازی می‏کنند، حتی زمانی که چنین کاری، ساده‌سازی بیش‌ازحد فرایند تصمیم‌گیری تلقی شود. یعنی نتیجه‌ی رضایت‌بخش را به نتیجه بهینه ترجیح می‌دهند.مالی رفتاری، موضوعی میان‌رشته‌ای مبتنی بر مضامین، نظریه‌ها و روش‌های تحقیقاتی طیف وسیعی از حوزه‌های تصمیم‌گیری نظیر روانشناسی، حسابداری رفتاری، اقتصاد و علوم عصبی و شناختی است.این کتاب مبتنی بر تلاش‏های ارزشمند مولفانش در گردآوری مطالعات متعدد حوزه مالی رفتاری، منبعی سودمند و جامع در خصوص تبیین چیستی مالی رفتاری و شرح بسیاری از اصطلاحات و مفاهیم کاربردی این حوزه، قلمداد می‏شود.امید است که مخاطبان این کتاب ارزشمند بتوانند با بهره‏گیری از مطالب این کتاب اقدامات موثری در حوزه شناخت و توسعه علمی و کاربردی صنعت مالی برای خود و کشور عزیزمان ایران، رقم بزنند.</description>
                <category>سجاد خزائی</category>
                <author>سجاد خزائی</author>
                <pubDate>Sun, 23 Apr 2023 12:43:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی سایت جویانا</title>
                <link>https://virgool.io/@khazaeisajjad/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A7-avcw4k8o03ar</link>
                <description>اپلیکیشن جویاناجویانا جویانا جایی که اگر چیزی گم کردی یا حتی پیدا کردی می تونی به راحتی اون رو در جویانا آگهی کنی تا هر چه زودتر به گم شده‌ات بررسی یا گمشده‌ای رو به صاحبش برسونی و یک تجربه عالی همراه با آرامش و حس نوع دوستی به دست بیاری.فکرش رو بکن اینکه وقتی چیزی رو گم کردی حتی اگه یه عروسک باشه که خاطرات کودکی‌ات رو با خودش داره، جایی باشه که بتونی اون رو به عنوان گمشده آگهی کنی و یکی که اون رو پیدا کرده همینجا اطلاعات آگهی و اطلاع تماس تو رو می بینه و تو رو به گمشده‌ات می رسونه، تو هم می توی با یه مژدگانی یا هر طور که دوست داری همه رو در خوشحالی خودت سهیم کنی.یا حتی اگر کسی یا چیزی رو پیدا کردی میتونی بیای و بعد از بررسی آگهی‌های گمشده صاحبش رو پیدا نکردی اون رو به عنوان پیدا شده ثبت کنی و منتظر باشی کسی که چشم به راهش بوده شما رو پیدا کنه و بعد از اینکه نشونی های لازم رو گرفتی گمشده‌اش رو بهش تحویل بدی، اینطوری تو در خوشحالی رسوندن یه گمشده به صاحبش شریک بشی حتی می تونی مژدگانی هم دریافت کنی.  ایده جویانا از دل یک رویای کودکانه بیرون اومده، وقتی که بنیانگذار جویانا متوجه میشه که یکی از بستگانشون هنگام بازی در ساحل دریا یک گردنبند طلا پیدا میکنه که معلوم نیست کی گم شده و صاحبش چقدر دنبالش گشته، و اینکه آیا صاحبش چطور میتونه بفهمه که اون احتمالا یادگاری عزیزش ممکنه سالها بعدش پیدا شده باشه و جایی هست که بتون دنبالش بگرده. یا حتی وقتی که سجاد خزائی نوجوان ایده پرداز و بنیانگذار جویانا خودش یکی از یادگاری‌های دوست داشتنیش رو گم کرده که هیچ ارزش مالی هم نداره اما برای خودش یه دنیا میرزه رو چطوری میتونه پیدا کنه؟! شاید کسی اون رو پیدا کرده باشه اما نمیدونه باید چکارش کنه.جویانا برای این متولد شده که حتی اگر بتونه یک نفر رو به گمشده‌اش برسونه، به هدفش یعنی سهیم شدن در شادی بدون وصف یک چشم به راه از رسیدن به گمشده‌اش، رسیده باشه.شما هم میتونید حتی بدون هزینه تنها با نصب اپلیکیشن و به اشتراک گذاری اون به بیشتر دیده شدنش کمک کنید و به کسی که فکر می‌کنید به جویانا نیاز داره معرفی کنی و حتی خودتون ممکنه یه روز بهش نیاز پیدا کنید. اینطوری خیلی به ما انگیزه می‌دید تا این مسیر رو ادامه بدیم، علاوه بر اون می تونید کمک‌های مالی خودتون رو از طریق لینک‌ها موجود در سایت و سایت تامین مالی جمعی جوما به ما برسونید تا بتونیم این پلتفرم ور بیشتر توسعه بدیم. https://zaya.io/4mys5 </description>
                <category>سجاد خزائی</category>
                <author>سجاد خزائی</author>
                <pubDate>Tue, 28 Mar 2023 21:35:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تلکوفای با طعم B2B2X زیر چتر ونچر استودیو</title>
                <link>https://virgool.io/@khazaeisajjad/%D8%AA%D9%84%DA%A9%D9%88%D9%81%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-b2b2x-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%DA%86%D8%AA%D8%B1-%D9%88%D9%86%DA%86%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%AF%DB%8C%D9%88-gsz2djqldvnz</link>
                <description>سجاد خزائیراه پرداختتلکوفای پیش از آنکه یک مفهوم مبتنی بر ادبیات نظری در فضای اقتصادی باشد، اصالت خود را از یک ضرورت مبتنی بر تجربه کاربردی کسب­‌وکار با رویکردی توپولوژیک می­‌گیرد، تا بتوان ارزش­‌های پیشنهادی جدید، جذاب و به صرفه تری را برای ذی‌نفعان به‌ویژه مصرف‌کنندگان و سودآوری نوآورانه برای سهامداران خلق کرد.تلکوفای را باید جایگزین فراگیرتر مفهوم تلکوبانک که به تازگی در زمینه کسب‌وکار اپراتوری مطرح شده است، قلمداد کرد. بر این اساس تلکوفای گستره تفکر طراحانه ما را به تمام بخش‌­های صنعت مالی(بانک، بیمه، لیزینگ و بورس) توسعه می‌دهد و بازیگران سنتی و چالش­گر کسب‌وکار مالی را به مشارکتی فعالانه به‌منظور پاسخگویی به نیازهای موجود و پنهان مصرف‏‌کنندگان دعوت می­‌کند.اینکه صِرف واژه‌ تلکوفای چقدر مورد پذیرش گوگل باشد یا نه به اندازه‌ ضرورت مفهوم اصلی آن، یعنی مشارکت بازیگران سنتی و نوظهور صنعت اپراتوری و مالی، مهم نخواهد بود. حال چرا این مهم هنوز به یک همکاری هم‌­افزایانه و موثر نینجامیده است؟ تمامیت خواهی بازیگران یا رگولاتوری؟ کدامیک مقصر اصلی است؟مسئله­ رگولاتوری در ایران با دو مقوله‌ اقتصاد سیاسی و رشد سریع فناوری پیچیده شده است. در خصوص اقتصاد سیاسی به هر روی ترکیب تصمیمات سیاسی منجر به شرایط اقتصادی شده است که رگولاتور را همیشه در مواجهه با پدیده‌­های نوظهور فناورانه و حتی پیشنهادات نوین و هم‌‏افزایانه فعالان صنعت مالی و غیر مالی، دست به عصا کرده است. از طرف دیگر، در همه­ کشورها با شدت‌­های گوناگون به ویژه در سال‌های اخیر رگولاتور همیشه عقب­‌تر از تغییر و رشد فناوری‌های نوین بوده است و در ایران نیز رگولاتورهای حوزه­ مالی با توجه به ساختار سازمانی و سرمایه فکری‌شان چابکی لازم و کافی را نداشته‌اند.حال چه باید کرد تا بتوان با در نظر گرفتن ملاحظات اقتصادی، سیاسی و نیز محدودیت­‌های چابکی رگولاتور، کسب­‌وکارهای نوین مبتنی بر مشارکت بین کسب­‌وکاری را راه‌‏اندازی کرد تا از ظرفیت­‌های بالقوه، منفعتی همه‌جانبه را ایجاد کرد؟پیشنهادی که می‌تواند مطرح شود این است که اپراتورها و بازیگران صنعت مالی طی یک همکاری مبتنی بر منافع مشترک ابتدا به تفاهم و توافق اصولی واقع‌بینانه و مبتنی بر ظرفیت‌­های هر طرف برسند و سپس بر اساس حوزه­‌های شناسایی‌شده ضمن در نظر گرفتن نگرانی‌­های حاکمیتی رگولاتور و نظام سیاسی کشور در سطح عملیات، اقدام به تولید محتوای مقرراتی و نهایی سازی آن با رگولاتور ذی‏‌صلاح کنند، تا سرعت و دقت امور بیشتر شود.لازمه این تفاهم که باید به دور از تمامیت‌‏خواهی و البته کسب منفعت حاصل از سرمایه‌­های هوشمند و ریالی هر طرف باشد، تشکیل یک کنسرسیوم نوآوری تلکوفای با پرداخت یک حق عضویت و کسب سود حاصل از فعالیت‏‌های اقتصادی کنسرسیوم بر اساس سهم مبتنی بر آورده­ نقدی است، گام بعدی شناسایی ظرفیت­‌های هوشمند هر طرف و ارزش­‌گذاری آن مبتنی بر واحد است تا بتوان سهم هر طرف را در هر کسب‌­وکار راه‌­اندازی شده در این کنسرسیوم که زیر چتر مفهومی یک ونچراستودیو سازوکاردهی شده است، به تفکیک و دقیق مشخص کرد. اکنون وقت انتخاب فرصت­‌های موجود و شناخت فرصت­‌ءهای جدید بازار تلکوفای است که به نظر می­‌رسد مناسب‌­ترین چهارچوب کسب‌وکاری برای شناسایی و نظام‌­دهی فرصت‏‌ها و ایده‌­ها، رویکرد مدل B2B2X باشد.ا B2B2X بسیاری از فرصت‌های تجاری جدید به دلیل نوآوری‌های بنیادی و پیشرفت‌های فناوری ارتباطات (به عنوان مثال در دسترس بودن پهنای باند گسترده، 5G، سامانه‌‏های ابری، رایانش لبه، ارتباطات ام‏توام (ماشین به ماشین) و اینترنت اشیاء و غیره) در دسترس هستند. این فرصت‌ها به نوبه خود نیاز به مشارکت تجاری در بسیاری از صنایع را برانگیخته است. از میان این مشارکت‌ها، ارائه‌دهندگان خدمات ارتباطی (CSP) نقش کلیدی ایفا می‌کنند تا راه‌حل‌های خودکار پایان به پایان را برای اطمینان از اتصال به اینترنت و پشتیبانی از ارائه خدمات فراتر از ارتباطات مخابراتی خام به سایرین، مبتنی بر رویکرد مدل B2B2X ایفا کنند.در زنجیره ارزش مدل B2B2X اپراتور می‌تواند در جایگاه‌های زیر ایفای نقش کند:ارتباط‌دهنده: ارائه خدمات اپراتوری کنونی صرفاً با ارائه ترکیب‌های متنوع و جدید درآمیخته بازاریابی بر اساس نیازهای مشتریان کسب‌وکاریحامی: ارائه خدمات کنونی برای توانمندسازی کسب‌وکارها به عنوان بخشی از ترکیب محصولات پیشنهادی آن کسب‌وکار به مشتریانش.ارزش‌‏آفرین: شناسایی نیازهای جدید، نهفته و پاسخ داده نشده مصرف‌کنندگان که خدمات اپراتوری حامل یا بخشی از ارزش پیشنهادی محتمل است به‌منظور ارائه راهکارهای نوین به کسب‌وکارهای برای درآمدزایی و سودآوری.راهبر: تشکیل، مدیریت و راهبری اکوسیستمی از بازیگران نوآور فناوری‌های اطلاعات و مالی و … مبتنی بر ارتباطات و نیز، به‌منظور پاسخگویی سریع و دقیق نیازهای در حال رشد مشتریان (X).اکوسیستم‌های شراکتی نوآوری – بازار سازمانی جدید بیشتر شبیه یک بازار آزاد است که در آن کسب‌وکارها می‌توانند خدمات و اجزای سازنده را از شرکا به راحتی و به صورت پویا برای ایجاد محصولات جدید خریداری کنند.نمونه‌هایی رایج از مدل‌های B2B2X در حال حاضر شامل مشارکت‌های اتصال و رومینگ و مشارکت با ارائه‌دهندگان خدمات دیجیتال مانند نت‏فلیکس و اسپاتیفای است.یک اکوسیستم شراکتی متنوع و گسترده همچنین  این امکان را به اپراتور می‌دهد تا جریان‌های درآمدی خود را با گسترش در بخش‌های جدید صنعت متنوع کنند و خدمات اپراتوری را با خدمات متفاوت ترویج دهید. مهم‌تر از همه، شرکا و B2B2X اپراتور را قادر می‌سازند تا فراتر از ارائه خام خدمات اپراتوری حرکت کند، و به شما امکان می‌دهند تا دسترسی خود را در زنجیره ارزش 5G گسترش دهید تا بخش بزرگ‌تری از کیک درآمد 5G را به دست آورید.اکوسیستم‌های شراکتی نوآوری مبتنی بر مدل کسب‌وکار B2B2X از چند طریق ارائه ارزش می‌کند:ایجاد تجربه کاربری بهتر برای مشتریان محصولات اپراتوری با ارائه خدمات سفارشی و مرتبط با کسب‌وکار یا نیاز آن‏هاتوسعه بازار برای کسب‌و‌کارهای شریک با تسهیل دسترسی به شبکه مشتریان اپراتورتوسعه محصولاتتنوع‌بخشی در حوزه‌های نوین کسب‌و‌کاری غیر اپراتوریبرای مثال، کسب‌وکاری که به دنبال ارائه یک راه‌حل هوشمند برای صنعت خودروسازی است، احتمالاً تمایل داشته باشد یک بخش شبکه 5G را از یک اپراتور مخابراتی با تمام منابع مورد نیاز، همراه با انواع دستگاه‌ها و ماشین‌آلات اینترنت اشیا از فروشندگان در بازار خریداری کند تا یک راه‌حل کامل را ایجاد کند.ملاحظاتی که باید در همکاری‌های مبتنی بر مدل B2B2X در نظر گرفت:قدرت و نفوذ برند کسب‌وکار واسط از منظر اعتبار برند و حجم و کیفیت رابطه با مشتریانزیرساخت‌ها و ظرفیت‌های کسب‌وکار واسط قابل تعامل و هم افزایی با اپراتور یا نمایندهمیزان وابستگی کسب‌وکار واسط به خدمات اپراتوری به ویژه 5Gتناسب هویتی و شبکه روابط کسب‌وکار واسط با برند اپراتورقابلیت‌های ساختاری و ذهنی مورد نیاز:توجه و درک جامع و دقیق فرصت‌ها در مدل‏‌های کسب‌وکار پلتفرمینوآوری تجاری در قالب افزودن دانش‌های علمی و کاربردی حوزه‌های غیر مخابراتیجذب سرمایه‌های فکری و تجربی از حوزه‌های گوناگون کسب‌وکار مبتنی بر مطالعات و زمینه‌ای و راهبردهاتوسعه مناسب شبکه انتقال خدمات اپراتوریتوسعه فرهنگ همکاری جمعی و مشارکت عمودی در صنعتبهره‌گیری از سایر فناوری‌های نوین مانند رایانش لبه، رایانش ابری، هوش مصنوعی و اینترنت اشیاءحال این بحث مطرح می‏‌شود که برای کسب بیشترین منفعت از تمام این ظرفیت‌ها و قابلیت‌ها با توجه به رویکرد مدل B2B2X باید از چه ساختار توسعه کسب‌وکاری بهره گرفت. با عنایت به ظرفیت‌های مالی و غیرمالی (پول هوشمند) اپراتورها مبتنی بر دارایی‌ها و نیز شبکه سهامداران و ذی‌نفعان، که در برگیرنده توان بالای حمایتی و ترفیعی آن است، بهترین ساختار توسعه نوآوری برای اپراتورها ساختار ونچراستودیو با در نظر گفتن کارآفرینی سازمانی از بین سایر ساختارها (مرکز رشد، شتاب‌دهی، سرمایه‌‏گذاری خطرپذیر و …) است، که مورد پیشنهاد مدرسه کسب‌وکار هاروارد نیز، برای سازمان‌های بزرگ با ظرفیت‌های بالقوه، بوده است.ونچر استودیوبرای ونچراستودیو تعاریف متعددی مطرح شده است که تیم‌‏سازی حول یک ایده کسب‌وکاری برآمده از تجربه سازمان یا منطبق با آن به همراه دخیل شدن سازمان هدایتگر در توسعه استارتاپ، وجه مشترک همه آن‏هاست. چند نمونه از این تعاریف شامل:ویکی پدیا: [ونچر استودیو] (استارتاپ فکتوری، استارتاپ استودیو و …) سازمانی است که ایده‌های نوآورانه و بنیان‌شکن را با همراهی تیم‌های متخصص مرتبط با صنعت، تبدیل به کسب‌و‌کارهای موفق می‌کند.تکراسا: [ونچر استودیو] مرکزی است که با تأمین نیروی انسانی و مالی، به طور پیاپی استارتاپ خلق می‌کند. استارتاپ استودیو یک پروژه‌ کارآفرینی با چشم‌انداز، هم‌بنیان‌گذاران، تیم، استراتژی و سرمایه است که هدف آن توسعه‌ این دارایی‌ها است. تأمین نیروی انسانی و مالی یکی از اساسی‌ترین ویژگی‌های یک استارتاپ استودیو است. در واقع تأمین هر آنچه برای به تحقق پیوستن یک ایده نیاز است شامل تیم و منابع مالی در استارتاپ استودیو انجام می‌شود.در تمایز با شتاب‌دهنده، خطرپذیر و دیگر ساختارهای نوآوری، ونچر استودیو بر روی استارتاپ‌های موجود سرمایه‌گذاری نمی‌کند بلکه شرکتی است که با ایجاد چند استارتاپ درون سازمانی و یافتن کارآفرینان مناسب آنها را رشد می‌دهد. در حقیقت ونچر استودیو با پرورش ایده‌ها یا ایده‌های شرکای خود، استارتاپ‌هایی را ایجاد می‌کند. تیم داخلی استودیو حداقل محصول قابل دوام را ایجاد می‌کند، سپس این ایده را با یافتن مناسب محصول / بازار و مشتریان اولیه، اعتبارسنجی می‌کند.ونچر استودیوها سرمایه‌های مالی و هوشمند (فکری، زیرساختی، شبکه‏ای) مورد نیاز یک استارتاپ را برای رشدی سریع از ایده تا خروج فراهم می‌کنند. در این رویکرد به توسعه نوآورانه شرکت هدایتگر خود نیز در کار مشارکت می‌کند و تجربه سازمانی را انتقال می‌دهد تا شرایط ایمن‌تر شود و فرصت بیشتری برای توسعه راهکارهای نوآورانه محیا شود. رویکرد ونچراستودیو زمینه را برای ادغام‌های افقی فناوری برای مشارکت در شتاب‌دهی فوق سریع به‌منظور رقابت با برندهای بزرگ فراهم می‌کند.همه این موارد ضرورت برگزیدن یک شیوه مدیریت کسب‌وکار متناسب را پدیدار می‌کند تا به عنوان یک نخ نامرئی، همگرا کننده همه اجزاء و رویکردها در راستای تحقق نوآوری در سودآوری و ارزش‏‌های پیشنهادی اپراتورها و شبکه همکاران آن‏ها باشد. از این رو با بررسی تئوری‌های مدیریتی و بازاریابی گوناگون، به نظر می‌رسد، تئوری شبکه‌ای و رویکرد بازارها به عنوان شبکه برای برنامه‌ریزی و مدیریت این فضای جدید، مناسب باشد تا با درک مفاهیم و عناصر این تئوری و کاربست آن در کسب‌وکار، به خوبی رقم زد.تئوری شبکه‌‏ای پیشنهاد می‌دهد که موفقیت در گرو تعامل و همکاری با شبکه‏‌ای از فعالان است و این موفقیت می‌تواند با استفاده از منابع موجود در شبکه تأمین شود نه تنها با اتکا بر منابع داخلی، هدف شرکت باید این باشد که موقعیتی مطلوب در شبکه پیدا کرده و اعضای آن شبکه (ذی‌نفعان و بازیگران هر حوزه از کسب‌وکار) را به عنوان عضوی از یک اکوسیستم جدید کسب‌وکاری مبتنی بر هم‏‌افزایی برد-برد بپذیرند.در این دیدگاه اصطلاح “رقص تجاری” به نشانه تعامل، همکاری، رابطه متقابل، اعتماد، واکنش‌پذیری توسط ویلکینسون و یانگ مطرح شده است، به این معنا که شرکا در یک شبکه تجاری باید هم نقش رهبر داشته باشند هم نقش پیرو توانایی این را داشته باشند که به هم اعتماد کنند و پاسخ گوی حرکات یکدیگر نیز باشند، زیرا یک حرکت در شبکه می‌تواند بر تمامی اعضای دیگر نیز اثرگذار باشد زیرا محیط در داخل شبکه، محیطی پویا است که این مفهوم نیز در راستای نظریه اثر پروانه‌‏ای در تئوری آشوب قرار می‌گیرد. تئوری شبکه‌‏ای در نوشته‌ای دیگر به طور گسترده توضیح داده خواهد شد.بنابراین باید بازیگران صنعت تلکام و همچنین حوزه کلاسیک مالی و فناوری‌های نوین مالی زمین بازی مشترکی ایجاد کنند و با عینک مدل کسب‌وکار B2B2X مبتنی بر ظرفیت‌ها در جایگاه درست این زنجیره قرار بگیرند و نیز با یک مشارکت رقابتی صحیح به توسعه کسب‌وکارهای جدید فناورانه در ساختار ونچراستودیو و مبتنی بر کاربردهای تئوری شبکه‌ای، اقدام کنند.</description>
                <category>سجاد خزائی</category>
                <author>سجاد خزائی</author>
                <pubDate>Tue, 28 Mar 2023 20:55:31 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>