<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های خنیاگر</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@khonyagar_com</link>
        <description>موسیقی خودِ زندگی‌ست - khonyagar.com</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 15:30:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/14606/avatar/iFfHFH.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>خنیاگر</title>
            <link>https://virgool.io/@khonyagar_com</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آسیب‌های نوازندگی و پدیده‌ای به نام میوزماسل</title>
                <link>https://virgool.io/@khonyagar_com/%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D9%85%DB%8C%D9%88%D8%B2%D9%85%D8%A7%D8%B3%D9%84-f3wd5t2oq8cn</link>
                <description>صحنه‌ای از آموزش تمرینات میوزماسل از مجموعه‌ی خنیاگرمدتی است نام «میوزماسل» از گوشه و کنار جامعه‌ی‌ موسیقی و از زبان نوازندگان مختلف به گوش می‌رسد. متدی که مدعی است می‌تواند از آسیب‌های نوازندگی پیشگیری کند، آنها را برطرف نماید و شرایط نوازندگی را بهبود ببخشد.آسیب‌های نوزاندگی؛ واقعیت یا تلقین ذهنی؟قبل از هر چیز باید به آسیب‌های نوازندگی پرداخت. بسیاری از کسانی که نوازنده‌ی یک ساز به‌خصوص هستند؛ در سطوح مختلف، از مبتدی گرفته تا نوازندگان مطرح و نام‌آشنای موسیقی حداقل یک‌بار در طول دوره‌ی نوازندگی با شکل‌های مختلفی از آسیب‌هایی که مشهودترین آن ها درد در بخش‌های مختلف بدن است دست و پنجه نرم کرده‌اند.نوازندگی فعالیتی است که تمام بدن را درگیر می‌کند. شکل نشستن روی صندلی یا ایستادن، نحوه‌ی گرفتن ساز، تحرکات دست راست و چپ و حتی شکل و میزان تمرینات روزمره، همگی فاکتورهایی هستند که عضلات بدن را درگیر می‌کنند. بدیهی‌ست اگر طریقه‌ی نشستن ناصحیح باشد، کمر و ستون فقرات تحت فشار قرار می‌گیرد. اگر دست راست یا چپ نوازنده در طول نوازندگی دچار انقباض باشد، انگشتان، مچ، ساعد و کتف و شانه‌ی نوازنده تحت فشار قرار خواهد گرفت، یا حتی اگر نوزانده در زمان تمرین حال روحی مناسبی نداشته باشد باعث می‌شود تا تمریناتش بازدهی کمتری داشته باشند و نهایتا مجبور شود بیش از حد مجاز تمرین نماید تا به نتیجه‌ی دلخواه برسد.این فشارها و انقباضات همگی باعث می‌شود تا دیر یا زود فرد دچار آسیب‌هایی نظیر درگیری تونل کارپال، نافرمانی‌های مچ و انگشتان، دردهای عضلانی ساعد و گردن و شانه و ... شود.آسیب برای نوازندگان، واقعی و جدی‌ست و برای افزایش عمر نوازندگی و بهبود کیفیت آن، این آسیب‌ها باید جدی گرفته شوند.چرا تاکنون کسی به این آسیب‌ها توجهی نداشته است؟باور نادرستی در بین برخی نوازندگان وجود دارد مبنی بر اینکه اگر درد داشته باشم یعنی دارم پیشرفت می‌کنم. تمرینات طولانی روزانه، اجرای تکنیک‌های سخت به صورت مداوم و بدون استراحت و تمرین در شرایط نادرست جسمی و روحی مختلف می‌تواند درد به همراه داشته باشد، اما نوازنده این درد را می‌پذیرد با این تصور که درد نشانه‌ی پیشرفت است و در طی زمان به آن ها عادت می کند.برخی نیز می‌گویند پس نوازندگان چیره‌دست قدیمی چطور درد و آسیب نداشته‌اند؟ و اینکه این مشکلات ساختگی‌ست. باید توجه داشت این گونه دردها و آسیب‌ها جزو مسائل درونی و شخصی فرد است و اگر ما اطلاعی از شرایط جسمی شخصی نداریم دلیل بر بی‌آسیب بودن وی نیست. همین امروز تعداد زیادی از نوازندگان بزرگ و شناخته‌شده‌ی کشور دچار آسیب‌های جدی هستند و جز افراد نزدیک ایشان، کسی اطلاعی از این موضوعات ندارد.تصور نادرست دیگر نیز این است که اگر شخصی نوازنده‌ی چیره‌دستی‌ست، پس آسیب و درد ندارد. یا بالعکس، اگر شخصی از این متد استفاده می‌کند پس لزوما باید نوازنده‌ی قابلی باشد. پاسخ این است که این دو موضوع ارتباط مستقیمی به یکدیگر ندارند. نوازندگان بسیار خوب، عموما در شرایط درد و انقباض اجرا می‌کنند. درد، شرایط نوازندگی را سخت‌تر می‌کند. آسیب، عمر مفید نوازندگی را کاهش می‌دهد اما لزوما باعث افت کیفیت نوازندگی نمی‌شود.همچنین اگر کسی از میوزماسل استفاده می‌کند قطعا نوازنده‌ی سالمی‌ست؛ اما لزوما نوازنده‌ی چیره‌دستی نیست. کیفیت نوازندگی به تمرینات نوازندگی و نحوه‌ی آموزش وابسته است. میوزماسل می‌تواند مسیر رسیدن به کیفیت مطلوب را هموار کند اما نقش مستقیمی در آن ندارد.مدت زمان شروع آسیب‌ها و دردها کوتاه‌تر شده استبنا به دلایل مختلف از جمله میل رسیدن زودهنگام به قدرت و سرعت در نوازندگی و بدون در نظر گرفتن زیرساخت های لازم، در سال‌های اخیر، نوازندگان موسیقی بسیار سریعتر از قبل دچار آسیب می‌شوند. دانشجویان موسیقی با حدود بیست و چند سال سن و هنرجویان تازه‌کار حالا دچار آسیب‌هایی می‌شوند که نوازندگان قدیمی پس از سالها نوازندگی به آن دچار می‌شدند. علت این اتفاق را می‌توان در متدهای آموزشی، تمرینات سنگین و عجله‌ی فرد برای رسیدن به مهارت در نوازندگی جستجو کرد.جای میوزماسل کجاست؟میوزماسل مجموعه‌ای است از تمرینات فیزیکی و روش‌هایی برای آماده‌سازی ذهن و عضله ی یک نوازنده. محمدمهدی بابائی، مبدع این متد در این باره می‌گوید: «بیش از شانزده سال روی این تمرینات تحقیق و پژوهش شده و آسیب‌های متفاوت در افراد مختلف بررسی و ریشه‌ی هر نوع از آسیب با دقت دیده و شناسایی شده است. این تمرینات به شیوه‌ای طراحی شده‌اند تا دقیقا عضلاتی که یک نوازنده با آنها سر و کار دارد به کارگرفته شوند و آن ها را تقویت نمایند و با آموزشی که به فرد برای آماده‌سازی ذهن‌اش داده می‌شود، هم انقباضات درونی را برطرف کنند و هم آسیب‌های نوازنده را در جسم برطرف یا از وقوع آن‌ها جلوگیری کنند. اما این تمرینات صرفا برای آسیب طراحی نشده و تمامی نوازندگان می توانند  برای افزایش قدرت، سرعت، انعطاف، استقلال و نیز تربیت و تقویت وزن طبیعی بدن به‌خصوص در بخش مچ وانگشتان خود از این تمرینات استفاده کنند». میوزماسل در واقع یک سبک جدید تمرینی را در قالب یک فرهنگ نوین آموزشی به نوازنده ارائه می‌کند. فرد باید با آمادگی ذهنی، با تمرینات میوزماسل دست خود را گرم، مجموعه‌ای از تمرینات تخصصی که برای هر ساز به طور جداگانه طراحی شده است را اجرا کند و با ساز تمرین نماید و در آخر با استفاده از برنامه‌ی تمرینی دست خود را سرد کند. میوزماسل حتی این امکان را به نوازندگان می‌دهد تا بدون ساز و تنها با اجرای این تمرینات، دستان خود را درآمادگی کامل نگه دارند. در واقع دور بودن از ساز باعث نمی‌شود فرد از تمرینات عقب بماند و شرایط بدنی‌اش از حالت ایده‌آل خارج شود.تاکنون افراد زیادی از متد میوزماسل استفاده کرده‌اند. از اساتید مطرح موسیقی گرفته تا هنرجویانی که از ابتدا نوازندگی خود را در کنار این تمرینات آغاز کرده‌اند. محمدمهدی بابائی اما می‌گوید میوزماسل هنوز آن‌طور که باید شناخته نشده است؛ چون آسیب‌های نوازندگی هنوز توسط نوازندگان شناخته و باور نشده‌اند. آگاهی از آسیب باید بین نوازندگان افزایش یابد و اعتقاد و عادت به درد باید از میان برود چراکه درد نشانه‌ی پیشرفت نیست بلکه نشانه‌ی آسیب است و این موضوع بدیهی‌ست. در آخر آنچه را که یک نوازنده برای نوازندگی صحیح، علمی، ماندگار و سالم به آن احتیاج دارد در تمرینات متد میوزماسل نهفته است و در واقع میوزماسل تخصصی‌ترین متد پرداخته شده به آسیب‌های نوازندگی و نحوه‌ی صحیح و علمی ارتقای توانایی نوازندگان است.آموزش تصویری تمرینات میوزماسل را می‌توانید از وب‌سایت خنیاگر ببینید.</description>
                <category>خنیاگر</category>
                <author>خنیاگر</author>
                <pubDate>Thu, 17 Jan 2019 13:53:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معلم موسیقی</title>
                <link>https://virgool.io/@khonyagar_com/%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-kfuz2mwfn6j0</link>
                <description>در آشفته بازار بودن آموزش موسیقی عوامل بسیاری دخیل‌اند. یکی از این عوامل، تاثیر شهرت و قدرت نوازندگی بر هنرجویان است. یعنی تصور اینکه یک نوازنده‌ی معروف، معلم خوبی هم هست.صحنه‌ای از لوکیشن فیلمبرداری خنیاگراین سؤتفاهم می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. مثلا وقتی می‌بینیم شخصی بسیار خوب و حرفه‌ای ساز می‌زند ما هم دوست داریم شبیه او ساز بزنیم و ناخودآگاه تمایل داریم که «او» به ما «یاد بدهد» چطور باید آنگونه ساز زد. پر واضح است که این یک برداشت اشتباه است. شخصی که نوازنده‌ی خوبی‌ست، لزوما نمی‌تواند آنچه بلد است، یا مسیری که برای رسیدن به این سطح از نوازندگی رفته است را «آموزش دهد» و به شاگرد «منتقل کند». انتقال مطلب، به خصوص در فرآیندی مانند موسیقی بسیار مشکل است و نیاز به یک بیان قوی، تجربه‌ی کار با چندین هنرجو و تسلط بر جزییات آموزش دارد.لزوما یک معلم موسیقی خوب، نوازنده‌ی خوبی نیست. لزوما یک نوازنده‌ی خوب، معلم خوبی نیست.مورد اشکال بعدی شهرت است. در جامعه‌ی موسیقی انواع مختلفی از شهرت داریم. شهرت بخاطر قدمت فعالیت. شهرت بخاطر مهارت در نوازندگی. شهرت بخاطر حضور در قطعات خاطره‌انگیز. و متاسفانه اخیرا، شهرت بخاطر حضور فعال در شبکه‌های اجتماعی.هیچ‌کدام از شهرت‌ها تضمین نمی‌کند که آن شخص یک معلم موسیقی خوب باشد. بسیاری از اساتید بزرگ موسیقی ایران که هرکدام از ما آرزوی حتی عکس انداختن با آنها را داریم لزوما معلمین خوبی نیستند.نوازندگان خوب عموما به دلیل حضور در مجامع عمومی مثل کنسرت‌ها و آلبوم‌های موسیقی شناخته‌شده‌تر هستند. اما معلمین خوب موسیقی که همیشه در کلاس‌های درس هنرنمایی می‌کنند را ممکن است افراد زیادی نشناسند.باید به یاد داشته باشیم مشهور بودن، قدیمی بودن یا فالوور زیاد داشتن هیچ‌کدام تضمین آموزش درست و استاندارد نیست.ما اینجا در خنیاگر سعی می‌کنیم معلمین توانای موسیقی را که ممکن است شناخته‌شده باشند یا نباشند را گرد هم آوریم و مجموعه‌های کاملی از آموزش موسیقی تولید کنیم.</description>
                <category>خنیاگر</category>
                <author>خنیاگر</author>
                <pubDate>Thu, 29 Nov 2018 14:56:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر موسیقی یاد بگیرید، این ۹ اتفاق برای شما خواهد افتاد</title>
                <link>https://virgool.io/Eargasm/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DB%B9-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF-msn6iwvynxja</link>
                <description>زندگی بدون موسیقی برای بسیاری از ما قابل تصور نیست. روزانه گوش دادن به موسیقی برای ما یک عادت شده و گاهی ممکن حتی زمان بیرون رفتن از خانه کیف خود پول خود را فراموش کنیم اما هندزفری را هرگز!تفاوتی نمی‌کند به چه سبک موسیقی علاقه داشته باشیم، همیشه اما موسیقی برای ما مهم بوده. موسیقی خوب را به اشتراک گذاشتیم و موسیقی نه‌چندان باب میل‌مان را نقد کردیم.اما با همه این‌ها، شاید تعداد کمی از ما واقعا موسیقی را بلد باشیم. چه ساز موسیقی چه حتی مطالب تئوریک و علمی موسیقی. امروز در این مطلب خواهیم گفت که اگر یادگیری یک ساز را شروع کنید چه اتفاقات خوشایندی برای شما خواهد افتاد:یک فریم از مجموعه‌های آموزشی ساز عود-خنیاگر۱. ساز زدن استرس را بسیار کاهش می‌دهدساز زدن روزانه و منظم باعث پایین آمدن ضربان قلب و فشار خون و در نتیجه پایین آمدن سطح استرس می‌شود. شنیدن موسیقی نیز همین تاثیر را در سطح پایین‌تری دارد اما به‌دلیل اینکه زمان تمرین ساز، یا نوازندگی ساز تمام تمرکز فرد روی موسیقی و ساز است و افکار مزاحم امکان ورود به ذهن را ندارد، تاثیر ساز زدن در کاهش استرس بسیار بیشتر از شنیدن آن باشد. صدای زیبا و منحصر به فرد هر ساز و احساس رضایتی که با ایجاد موسیقی در فرد بوجود می‌آید حالت بسیار خوشایندی را در انسان ایجاد می‌کند.۲. نوازندگی قدرت تحلیل مغز را بالا می‌برد (به عبارتی شما را باهوش‌تر می‌کند)تحقیقات روی کودکانی که در مهدکودک یا مدرسه موسیقی را آموزش دیدند نشان می‌دهد این کودکان به میزان قابل توجهی توانایی تحلیل بالاتری نسبت به دیگر کودکان دارند. توانایی‌ای که مورد نیاز فراگیری ریاضیات و علوم محاسباتی‌ست. روش‌های خاص تحلیل در موسیقی خلاقیتی در فرد ایجاد می‌کند که می‌تواند مسائل دیگر را نیز به راحتی تحلیل، بررسی و نتیجه‌گیری کند.۳. هم‌نوازی زندگی اجتماعی را بهبود می‌بخشدموسیقی کمک می‌کند دایره‌ی ارتباطات اجتماعی وسیع‌تر شود. ورود به دنیای موسیقی، تمرینات گروهی، آشنایی با افراد دیگری که موسیقی کار می‌کنند، همگی کمک می‌کند شما وارد فضای جدیدی از زندگی اجتماعی شوید. در کودکان، تمرینات موسیقی گروهی، مهارت‌های اجتماعی آنها را افزایش می‌دهد. کار کردن در یک تیم می‌تواند از همین‌جا برای یک کودک آغاز شود.یک فریم از مجموعه‌های آموزشی ساز ویولن-خنیاگر۴. نواختن یک ساز می‌تواند اعتماد به نفس را افزایش دهد زمانی که انسان متوجه می‌شود می‌تواند کاری را با زحمت خودش، به خوبی انجام دهد احساس اعتماد به نفس بالایی می‌کند. مهارت انجام یک کار همیشه ذهنیت فرد نسبت به خودش را بهبود می‌بخشد و یادگیری یک ساز که تماما وابسته به تمرینات و زحمات خود فرد است، می‌تواند ابزار خوبی برای افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس باشد.۵. تمرینات ساز صبر و شکیبایی را بیشتر می‌کندصبر کردن معمولا حالت خوشایندی برای ما نیست؛ اما در زمان موسیقی به دلیل اینکه ذره‌ذره پیشرفت را در ساز زدن خود می‌بینیم، ناخودآگاه به این فرآیند آهسته و پیوسته حس خوبی پیدا می‌کنیم. دیگر صبر کردن برای ما نچسب نیست و در این صبر، کم‌کم پیشرفت خود را می‌بینیم.۶. نواختن ساز، تزریقِ خلاقیت می‌کندغرق شدن در زندگی روزمره و فعالیت‌های روتین شاید باعث شود بخش خلاق مغز کم‌کم رو به خاموشی رود. اما یادگیری موسیقی و ساز، به خصوص در سطوح پیشرفته، به دلیل اینکه منطق و احساس و بخش آگاه مغز را توامان درگیر می‌کند، باعث می‌شود این خلاقیت دوباره به ما بازگردد.یک فریم از مجموعه‌های آموزشی ساز پیانو-خنیاگر۷. یاد گرفتن موسیقی، حافظه را تقویت می‌کندموسیقی و حافظه دو یار جدانشدنی هستند. موسیقی باعث می‌شود هر دو نیکمره‌ی مغز فعال شوند و نتیجه‌ی این اتفاق افزایش چشمگیر حافظه است. در بررسی کودکانی که از سنین پایین با موسیقی درگیر می‌شوند نشان داده شده است که این بچه‌ها توانایی‌های یادگیری بالاتری نسبت به دیگران دارند.۸. فرآیند یادگیری موسیقی، فرد را منظم‌تر می‌کندیادگیری درست موسیقی نیازمند تمرینات مرتب و منظم است. تخصیص یک زمان خاص روزانه برای تمرینات موسیقی می‌تواند به کل روز فرد نظم بدهد. این تمرینات خصوصا روی کودکان بسیار موثر است و زمانی که هیچ تکنینکی برای آموزش نظم به کودکان جوابگو نیست، موسیقی می‌تواند راه حل باشد.۹. موسیقی به انسان احساس رضایت می‌دهددر فرآیند یادگیری موسیقی، هر روز از روز قبل، هر ماه از ماه قبل و هر سال از سال قبل بهتر خواهید شد. این بهبود روزمره و قابل دیدن و شنیدن به انسان احساس رضایت غیرقابل وصفی می‌دهد.همیشه می‌توان یادگیری موسیقی را شروع کرد.خنیاگر - khonyagar.com</description>
                <category>خنیاگر</category>
                <author>خنیاگر</author>
                <pubDate>Sat, 13 Oct 2018 11:06:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موسیقی، آموزش و آنچه پیش‌آمده</title>
                <link>https://virgool.io/@khonyagar_com/%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-rtgsswpbc818</link>
                <description>از همان زمانی که موسیقی به شکل ارادی توسط انسان تولید شد، آموزش آن نیز شروع شد. از دوره‌های بسیار دور که سازهای بادی اولیه به‌صورت تجربی و سینه به سینه آموزش داده می‌شدند که بگذریم، می‌رسیم به موسیقی نگاشته شده با نت و آموزش آکادمیک و منطبق با سرفصل.عموما تصوری که در جامعه وجود دارد این است که اساتید بزرگ (به اصطلاح معروف‌ها) شاگردان موفقی دارند. پر واضح است که این‌طور نیست. تعداد اساتید خواننده و نوازنده‌ی بزرگی که معلم‌های خوبی نیز بوده باشند بسیار کم است. چه در موسیقی کلاسیک غربی و چه در موسیقی سنتی ایرانی و چه در تمامی سبک‌های مختلف.زمانی که مسائل مالی مثل امروز آن‌چنان برای افراد مهم نبود و همه مردم در حد متعادلی قادر بودند زندگی خود را تامین کنند، آموزش موسیقی نیز فرآیند بهتری داشت. هنرجوها به سراغ معلم‌های مختلفی که سراغ داشتند می‌رفتند، چه آن شخص استاد معروف و معلم خوبی بود، چه آن فرد نه یک استاد بزرگ و شناخته‌شده، بلکه فقط یک معلم خوش‌بیان بود. این هنرجوها با خیالی آسوده موسیقی را فرا میگرفتند، آن معلم با آرامش درس‌اش را می‌داد و خیالش از کیفیت کارش راحت بود، آن استاد بزرگ نیز هم به کارهای دیگرش در موسیقی می‌رسید و هم به خوبی آموزش می‌داد. همه‌چیز تقریبا خوب پیش می‌رفت و اصراری بر آموزش نبود. هرکس به کار تخصصی خودش مشغول بود.اما روزهایی رسید که تامین مالی دیگر کار راحتی نبود. موسیقی نیز از همان ابتدا حرفه‌ی پول‌سازی نبود. اینجا اتفاق بدی افتاد. تمامی اساتیدی که می‌دانستند شناخته‌شده هستند، از این معروفیت استفاده کردند و شروع کردند به تدریس موسیقی برای کسب درآمد بیشتر. هرکسی که کمی موسیقی می‌دانست نیز شروع کرد به آموزش موسیقی. حتی کسانی که موسیقی نمی‌دانستند نیز شروع کردند به درس دادن! تعداد مدرس‌های موسیقی روز به روز بیشتر شد. کیفیت‌های آموزش به شدت کاهش پیدا کرد. معلم‌های واقعی مهجور و منزوی شدند و یک موج کم‌سوادی در موسیقی ایجاد شد. این اتفاق البته به طور خاص در ایران رخ داد. در مورد کشورهای دیگر اطلاع دقیقی در دست نیست.شبکه‌های اجتماعی نیز مزید بر علت شدند. افرادی که می‌دانستند چطور باید از این شبکه‌ها استفاده کنند توانستند دنبال‌کننده‌های زیادی پیدا کنند و بعد از همین طریق کلاس‌های آموزش موسیقی‌شان را تبلیغ کردند و هنرجوها هم به خیال اینکه این فرد کارش را بلد است به این کلاس‌ها هجوم بردند.می‌توانید صفحات اجتماعی و حتی تراکم کلاس‌های آموزشی معلم‌های واقعی موسیقی را با این عزیزان مقایسه کنید.مسئله به همین‌جا ختم نمی‌شود. تبعات این اتفاق بسیار بدتر از خود اتفاق است. موجی که برای آموزش موسیقی ایجاد شده (طبیعتا چون درآمد خوبی دارد) باعث می‌شود تا نسلی از هنرجویان موسیقی تربیت شود که موسیقی را درست، استاندارد و اصولی نمی‌شناسد. این نسل، سلیقه‌ی مربی خود را رونوشت می‌کند. اراده و فکر مستقل نخواهد داشت و حتی اگر این اراده و استقلال فکری و سلیقه وجود داشته باشد، بر پایه‌ی دانش و آگاهی درستی از موسیقی نیست.حال این نسل که درکی از موسیقی درست ندارد، یا مجری موسیقی خواهد شد یا مخاطب موسیقی. تصور می‌کنید موسیقی‌ای که توسط این نسل از افراد ساخته و شنیده می‌شود چگونه موسیقی‌ای خواهد شد؟جمع‌بندی:به مدرسین موسیقی از هر طیف خرده‌ای وارد نیست. نقد به معلمین واقعی موسیقی وارد می‌شود و به مخاطبان موسیقی.معلم‌های واقعی موسیقی به این دلیل که خود را کنار کشیدند. با شبکه‌های اجتماعی همراه نشدند و سیستم و روش کار خود را مطابق نیازهای نسل جدید به‌روز نکردند. منزوی شدن این اساتید باعث می‌شوند تا هرکسی بتواند ادعای تدریس موسیقی کند.به مخاطبین نیز نقد وارد است چون بدون هیچ‌گونه تحقیقی، صرفا بخاطر معروف بودن یک شخص یا زیاد بودن فالوئرهایش، او را به‌عنوان معلم موسیقی می‌پذیرد و به او رجوع می‌کنند.این متن یک برداشت از اتفاقات موجود است و هیچ‌گونه جهت‌گیری نسبت به شخص یا اشخاص حقیقی خاصی ندارد.</description>
                <category>خنیاگر</category>
                <author>خنیاگر</author>
                <pubDate>Sun, 23 Sep 2018 12:06:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرضیه: تاثیر موسیقی بر رفتار اجتماعی</title>
                <link>https://virgool.io/Afrozeh/%D9%81%D8%B1%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-x4gtnldeqrye</link>
                <description>تصور کنید کنسرت مفصلی با حضور اساتید کلهر، علیزاده، شجریان و دیگران در تالار وحدت تهران در حال برگزاری است و حدود ۷۰۰ نفر به عنوان بیننده و شنونده در تالار حضور دارند. این ۷۰۰ نفر تقریبا ۲۰۰ دستگاه اتومبیل با خود به محل برگزاری کنسرت آورده‌اند و بعد از اتمام کنسرت قرار است با اتومبیل‌شان به منزل بازگردند. براساس تجربه و همچنین یک تصور ذهنی منطقی می‌توان گفت این افراد بعد از کنسرت و در مسیر خانه «رانندگی» خوبی خواهند داشت و رفتارهای معمول رانندگی در ایران را از خود نشان نخواهند داد.فرضیه این است: موسیقیِ اجرا شده در آن کنسرت، فضای محیطی و همچنین تعاملات افراد حاضر در آن محیط (حتی اگر صرفا دیدن یک‌دیگر باشد) باعث می‌شود افراد حتی برای چند ساعتی رفتار متفاوتی از خود در جامعه نشان دهند. احتمال اینکه بد رانندگی کنند بسیار پایین می‌آيد؛ احتمال اینکه با همدیگر بد صحبت کنند پایین می‌آید؛ حتی احتمالا نوع کلماتی که در صحبت کردن استفاده می‌کنند یا لحن صحبت کردن نیز حداقل برای چند ساعتی متعادل‌تر می‌شود.حال که تقریبا متوجه منظور این مطلب شدید بگذارید مورد دیگری را تصور کنیم. در مثال اول، کنسرتی از موسیقی اصیل ایرانی با نوازندگی بزرگ‌ترین اساتید ایرانی را مثال زدیم. همین تغییر مثبت رفتار را بعد از کنسرت‌های ارکسترال و موسیقی سمفونیک نیز می‌توان دید. سوال: آیا بعد از اتمام یک کنسرت پاپ از افرادی که این روزها مطرح هستند، باز هم شاهد این نوع تغییر مثبت رفتار هستیم؟ آیا از فردی که از یک کنسرت پاپ خارج می‌شود انتظار داریم بهتر رانندگی کند؟ باز هم به‌طور فرضی پاسخ داده می‌شود که خیر. چه فاکتوری تغییر کرد؟ پاسخ ما به‌عنوان یک فرضیه این است: موسیقی صحیح، موسیقی‌ای که با فکر، با استفاده از اصول اساسی آهنگسازی و با دقت به تاثیر هر نت یا آکورد بر احساسات مخاطب ساخته شده باشد می‌تواند عمیقا بر شنونده تاثیر بگذارد و برای مدتی تمامی تنش‌هایی که روزمره بر تن و جان او نشسته را پاک کند و مخاطب را با آرامش به خانه بفرستد. در اینجا بیش از اینکه سبک موسیقی مد نظر باشد، دقت در آهنگسازی مدنظر است. هدف در آهنگسازی مدنظر است. البته در مورد سبک و سلیقه موسیقی در مطالب بعدی صحبت خواهد شد.این موسیقی تاثیر اجتماعی دارد. این موسیقی رفتار اجتماعی را تغییر می‌دهد. این موسیقی‌ست که می‌تواند نگاه انسان به زندگی را تغییر دهد و به انسان توان خوب زندگی کردن در کنار تمام مشکلات را بدهد.واقعا و به دور از جملات کلیشه‌ای پایان مطالب وبلاگی از شما می‌خواهم نظر خود را در مورد این فرضیه بگویید.</description>
                <category>خنیاگر</category>
                <author>خنیاگر</author>
                <pubDate>Mon, 27 Aug 2018 10:37:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شِنَوِش؛ درست شنیدن موسیقی</title>
                <link>https://virgool.io/Eargasm/%D8%B4%D9%90%D9%86%D9%8E%D9%88%D9%90%D8%B4%D8%9B-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%D9%86%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-ieaonilfo1f3</link>
                <description>روزانه یا در طول هفته موسیقی‌های مختلفی را می‌شنویم. ممکن است پاپ باشد یا کلاسیک، راک، محلی یا الکترونیک و مدرن. اما آنچه ناخودآگاه رخ می‌دهد، نوع شنیدن هرکدام از این موسیقی‌هاست. واکنشی که انسان در مقابل هر سبک از موسیقی نشان می‌دهد. یا به بیان استاد «نادر مشایخی»: شِنَوِش - روشِ شنیدن.تعامل شنونده و موسیقی در یک کنسرت راکمثلا در یک کنسرت راک، نشستن روی صندلی و با دقت گوش دادن آن‌چنان متعارف نیست! این نوع موسیقی شما را وامی‌دارد با آن تعامل داشته باشید و هم‌گام و هم‌ضرب با موسیقی واکنش نشان دهید. این یک نوع شنیدن است.تماشاگران اجرای جَزیا مثلا در زمان اجرای موسیقی جز یک شنیدنِ فعال، دریافت حس نوازنده و شاید ضرب‌آهنگ ملایمی با پا بتواند تجربه‌ی دلنشینی از این سبک موسیقی به ما بدهد. این هم یک نوع شنیدن است.در موسیقی‌های سنتی ایرانی یا کلاسیک غربی گوش دادنِ محض بهترین نوع شنیدن است. باید نشست، با دقت گوش داد و اجازه داد موسیقی، نوازنده یا خواننده کارش را بکند. قاعدتا در هنگام پخش یک موسیقی کلاسیک از موتزارت یا برامس یا دیبوسی، رقصیدن، دست زدن یا هم‌خوانی متعارف نیست و تجربه‌ی مناسبی از شنیدن نمی‌دهد. اما گوش دادن با تمرکز، سعی در دریافت احساس نت‌ها، پیامِ رهبرِ ارکستر، چرایی و معنای کادانس‌ها و داینامیک‌ها می‌تواند دلچسب‌ترین تجربه از این سبک موسیقی را به ارمغان آورد. این هم یک نوع شنیدن است.رقص کردیدر موسیقی کردی شنیدن کاملا با تعامل با موسیقی انجام می‌شود. رقص کردی بخشی از خودِ موسیقی شده است و رقص بدون موسیقی یا موسیقی کردی بدون رقص ناقص به نظر می‌رسد. حتی رقصیدن همراه با موسیقی کردی یک نوع شنیدن است.برای درک و دریافت موسیقی لازم است درست آن را شنید. مکان، زمان، محیط و حال شنونده کاملا بر تجربه‌ی شنیدن اثر می‌گذارد.آهنگساز با ساخت موسیقی و اجرای آن تنها نیمی از کار را انجام داده است؛ شنونده با شنیدن صحیح آن موسیقی باید این فرآیند را کامل کند.طبیعی‌ست که یک موسیقی اگر شنیده نشود وجود ندارد. اگر نادرست شنیده شود هم باز یک جای کار می‌لنگد.</description>
                <category>خنیاگر</category>
                <author>خنیاگر</author>
                <pubDate>Mon, 20 Aug 2018 15:28:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موسیقی خودِ زندگی‌ست</title>
                <link>https://virgool.io/@khonyagar_com/musicislife-fyufyyvrjhjw</link>
                <description>پیانو صدای خیال‌راحتی می‌دهدخیالِ راحت چه صدایی دارد؟ اگر بخواهی به کسی بگویی «من خیالم راحت است» چه می‌گویی؟ از چه واژه‌هایی کمک می‌گیری؟من می‌گویم خیالِ راحت کلمه ندارد؛ اما صدا دارد. صدای پیانو می‌دهد. کمی بعد از نتِ دوِ میانی، حال و هوای خیال‌ْراحتی شروع می‌شود. امتحان کردنش مجانی‌ست!دست که به آکاردئون می‌زنی صدای خوشحالی می‌دهدمن اگر خوشحال باشم می‌روم سراغ آکاردئون. آکاردئون انگار خوب می‌فهمد خوشحالی چیست. تا بهش دست می‌زنی صدای «خوشحالی» می‌دهد. فکر می‌کنم آکاردئون زبان آدمیزاد را می‌فهمد. خوب هم می‌فهمد. همه‌جوره با آدم کنار می‌‌آید. خودش دوست دارد همراهش خوشحال باشی ولی خب...غم آدم را هم خوب می‌فهمد. من می‌شنوم که فهمیده.اما غم. امان از غم. خدا نکند کسی غمگین شود و یک ویولن‌سل دم دستش باشد. خدا به خودش و هرکس از آنجا رد می‌‌شود رحم کند. آرشه‌ی ویولن‌سل که روی سیم‌ها کشیده می‌شود انگار روی قلب آدم ساییده می‌شود. هوار می‌شود هرچه بوده و نبوده بر سر آدم. ساز می‌گریَد و من می‌گریَم. نمی‌دانم قدیم‌ترها چه بر سر ویولن‌سل آمده که اینطور بغض دارد. اینطور غم را می‌فهمد. اینطور همیشه آماده است تا باهاش دردِ دل کنی. یکبار که آرشه را روی سیم‌هایش بکشی معتادِ غمش می‌شوی.نمی‌دانم قدیم‌ترها چه بر سر ویولن‌سل آمده که اینطور بغض داردمن فکر می‌کنم سازها حرف من را بهتر می‌فهمند. احساس من را بهتر می‌فهمند. من فکر می‌کنم ساز برای من همنشین بهتری‌ست. موسیقی بخشی از زندگی من نیست. موسیقی خودِ زندگی‌ست.</description>
                <category>خنیاگر</category>
                <author>خنیاگر</author>
                <pubDate>Wed, 08 Aug 2018 12:00:54 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>