<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمدحسین خوش بیان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@khoshbayan</link>
        <description>پژوهشگر نهادهای بنیادین ایران در ادوار مختلف تاریخ|
فعال فرهنگی|
تهیه کننده و کارگردان آثار مستند و داستانی|
و خاک پای مولانا امیرالمومنین اسدالله الغالب، آقا جانم، علی ابن ابی طالب، علیه السلام</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 03:26:31</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/146789/avatar/jsqiPa.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمدحسین خوش بیان</title>
            <link>https://virgool.io/@khoshbayan</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سخنی با دین‌داران</title>
                <link>https://virgool.io/@khoshbayan/%D8%B3%D8%AE%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-rnb6uhfixhgl</link>
                <description> https://www.aparat.com/v/9ScFM آیا امروز جامعه ی ما جامعه مذهبیست اسلامیست؟آیا ظاهرش اسلامیست؟ آیا باطنش اسلامی است؟  آیا مساجدی که اکنون در درون جامعه ما وجود دارند مساجد اسلامی هستند یا اینکه مساجد ما صرفا یک نمازخانه ای شدن که نیم ساعت مانده به اذان باز و یک ساعت بعد از اذان تعطیل می شوند؟ خیلی از مساجد حتی در حال حاضر امام جماعت ندارند! بسیاری برای فریضه صبح تعطیل هستند!  چه اتفاقی افتاد که به این وضعی رسیدیماشکال کا رکجاست؟عزیزان! باید خدمت شما عرض بکنم، مشکل اصلی که در جامعه ما از این چهل و پنج سال نیست نه که نباشه قطعا بخشی از آن هست اما نکته اصلی و اشکال اصلی در تغییراتیست که در جامعه ی ما و این کلا ذات جامعه ما رو تغییر داد و آن از پهلوی اول شروع شد و در پهلوی دوم ادامه پیدا کرد و متاسفانه در جمهوری اسلامی خواسته یا ناخواسته همان تغییرات پذیرفته شده و امضا شد! ایران در پهلوی چگونه تغییر کرد؟ حالا آن چه تغییراتی بوده است؟ نقشه زیر  نقشه ی تهران قدیم در زمان قاجار است.نقشه قدیم طهران قبل از تغییرات همان طور که در عکس مشخص است از یک دروازه اصلی شروع می شود که دروازه شاه عبدالعظیم حسنی دروازه ی شهر ری بوده است و بعد از طی یک ستون فقراتی به اسم بازار به مسجد جامع شهر می رسید و البته امامزادگانی هم در این وسط بودند اما به مسجد جامع تهران می رسید. در واقع قلب اصلی شهری در تهران گذشته مسجد جامع بوده است. حول این مساجد همه ارکان جامعه شکل میگرفت ، اطراف  مساجد مدارس مختلف، مکتب خانه ها، و آموزش عالی قرار داشتند. در درون مساجد هم تدریس صورت می گرفت هم قضاوت در دارالقضا ها صورت می گرفت حکام شهر تهران در مساجد حضور داشتند. حکام مذهبی حکم های شرعی خودش رو در داخل مسجد می دادند. و همچنین اطراف و چسبیده به مساجد دارالشفاها قرار داشت سقاخانه ها، حمام ها، کاروانسراها، تکایا و تیمچه ها قرار داشت.قلب اصلی طهران شهر طاهران و طهوران انگار قلب اصلی جامعه قلب فرهنگی قلب اجتماعی قلب آموزشی، قلب سیاسی، قلب قضایی، قلب حکومتی جامعه، در واقع مساجد بود. مساجد شان خیلی بزرگی داشتند. این نوع شهرسازی و ساختار زندگی کم و بیش در همه شهرها قابل روئت بود. مثلا در تبریز، در قم، در کاشان، در اصفهان و ... بسیاری از شهرهای بزرگ به همین صورت و ترتیب بودند و مسجد قلب تپنده جامعه بود. اگر در دوره قاجار یا صفویه کلا قبل از پهلوی اول مسجد رو از جامعه حذف می کردیم چه اتفاقی می افتاد؟ جامعه متحیر میشد! نمی دانست مسائل و مشکلاتش را کجا ببرد! جامعه فرو می پاشید اصلا نمی توانست یک لحظه بدون مسجد تنفس کند.امکانات فراوان مساجد مسجدها باید بزرگ ساخته می شدند پر امکانات بودند افراد زیادی رو در طی روز در ساعات مختلف طلب می کردند اگر یک نفر به شهری می آمد و جای خوابی نداشت به هر حال در رواق هایی در مساجد به اسم دارالضیافه قرار داشت در آنجا مستقر میشدند اگر وابن السبیل بود اگر در اه مانده بود به همین صورت کمک حال او مساجد بودند. مساجد همیشه در هایشان با روی باز به سمت مستضعفین و مستمندان جامعه باز بود. همواره مامن و پناه گاه آن ها بودند. اما الان چطور؟ آیا همه مساجد ما همچین شانی دار دارند؟ بله مساجدی هستند که مردم خیرطلب و خیرخواه دارند اما آیا  همه مساجد ما مامن و دستگیری از مستمندان می کنند؟ و آیا شان آموزشی سیاسی اقتصادی قضایی دارند؟آیا مساجد کنونی شان مساجد قدیم را دارند؟ خیر اکثر مساجد ما هیچ کدام از این شئون رو ندارند! بلکه اکثر تبدیل شدند به یک نمازخانه همون طور که ارکان دیگر جامعه به چیزهای دیگری تبدیل شدند و همه ی این بلاها و مصائب از عدم فهم یک افرادی در دوران پهلوی اول شروع شد که با اسم مدرن سازی ایران تیشه به ریشه دین به جامعه ما زدند. من شخصا با مدرنیته و استفاده از ابزارای جدید مخالف نیستم بلکه برایش طرح و برنامه دارم و اما مثال مدرن شدن بدون توجه به خود و دین و مذهب خود  به مثال همان کلاغیست که می خواست راه رفتن کبک رو یاد بگیرد! و البته بله از آن طرف هم نمی شود سر را در برف فرو برد و حقایق رو ندید که امروز در روزگار مدرن زندگی می کنیم! همه زندگی ما وابسته به تکنولوژی ها و رفتارها و ابزارهای مدرن است. ما در شرایط کنونی چاره ای نداریم جز اینکه تکنولوژی های غرب رو داشته باشیم اما با فهم ایرانی و اسلامی! اما این مهم چگونه ممکن است؟راهکار چیست؟عزیزان! اسلام و ایران و غرب تشکیل شده از یک سری نهادهای بنیادی که در درون جامعه هر کدام قرار دارد، این نهادها  با یک علمی قابل تعریف و تبیین وشناسایی است به نام تئوری های بنیادی نهادی Institutional Theories In sociology این علم یک علمیست که خود غربی ها بر رویش دقیق تمرکز کرده اند همانند تکنولوژی های مختلف که در غرب اکتشاف و توسعه پیدا کرده است، این علم هم از جهت آنها توسعه پیدا کرده است که متاسفانه این علم از جمله علوم مغفول مانده ماست که کمتر به آن پرداخته شده است. علم تئوری های نهادی چیست؟علم تئوری های نهادی در واقع به این نکته می پردازد که مثلا اسلام چه نهادهای بنیادینی در جامعه دارد این نهادها چگونه کار می کنند چه چرخه عملیاتی و اجرایی در سطوح جامعه داشته است که مثال بارزش را در مورد مسجد خدمت شما عرض کردم که مسجد در دوران پیشا مدرنیته ایران قلب تپنده جامعه، قلب آموزش پرورشی جامعه، و ... بوده است از اینرو جامعه وابسته مسجد بود. ولی اکنون قلب تپنده جامعه بانک ها هستند! برای نمونه و دقت بیشتر دوران همه گیری کرونا را به خاطر بیاورید. در دوران کرونا مساجد بسته شد، تکایا بسته شد، امامزاده ها بسته شد، اما بانک ها نمی شد که تعطیل باشند! چرا؟ چون که اگر بانک ها تعطیل می شدند تمام جامعه دچار اختلال عینی و آنی می گشت اما اگر در جامعه امروز ما مسجدها بسته باشند هرگز چنین اتفاقی نخواهد افتاد! عزیزان باید جامعه به سمتی حرکت کند که کم کم نهاد های اسلامی و ایرانی ما، احیا بشوند و این نیاز به تخصصی از علوم نهادی دارد. تخصصی که نهاد های اسلام و ایران و غرب رو درک بکند، جایگاه هر کدام را تشخیص بدهد و بداند که هر کدام در کدام جایگاه باید قرار بگیرند و این مفهوم عدالت در جامعه در نهادهاست! چرا که عدالت به فرموده ی مولانا امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام (روحی فداه) یعنی هر چیزی سر جای خودش! پس یعنی در واقع هر چیزی جایگاه معینی دارد باید در وهله اول آن جایگاه رو شناخت و در وهله دوم آن جایگاه را در صورت عدم حضورش ایجاد کرد و در وهله سوم در درون آن جایگاه قرارش داد. نمی شود چیزی را که هنوز شان و جایگاهش ایجاد نشده به زور در جایی قرار دارد مثلا یک درخت تنومند رو در آب یا یک خاکی که پوسیده است یا خاکی که هیچ خاصیتی ندارد یا مغذی نیست، کاشت یک درخت نیاز به یک زمین و محیط درست  برای پروش دارد. از این رو نمی شود هم اکنون مثلا اعلام بکنیم دستور بدهیم که باید مساجد همین الان بشوند مرکز جامعه! خب چنین چیزی ممکن نیست! نیاز به زمینه سازی ها متعدد است! نهادهای زیادی در جامعه ایران ملتفق شده اند هنوز محیط و خاکی که این درخت قرار است داخلش قرار بگیرد فراهم نشده است. ابتدا باید خاکی مقوی و غنی تنظیم بشود و سپس کم کم جامعه را به آن سمت حرکت داد.قانون زیر بنای تغییر نهادی است و این کار و چه کس و ساختاری در حال حاضر می تواند انجام بدهد؟ قطعا قوه مقننه! قطعا قوانین درست در افق نهادی جامعه اسلامی می تواند با وضع قوانین این محیط را رفته رفت ایجاد بکند که آرام آرام مانند بذر یک درخت رفته رفته  رشد کند و در طی زمان متوجه درخت تنومندی مانند مسجد بشوید و ببنید که مساجد به همان شان خودشان برگشته است. متاسفانه همچین دیدی کمتر در روح قوانین جمهوری اسلامی از آغاز تا به امروز بوده و ان شاالله تعالی به این دید در قوانین ایجاد بشود.محمد حسین خوش بیانمحمد حسینحسین خوش بیانمحمد حسین خوش بیان</description>
                <category>محمدحسین خوش بیان</category>
                <author>محمدحسین خوش بیان</author>
                <pubDate>Mon, 26 Feb 2024 15:40:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عدالت مالیاتی، حق مردم پاکدشت</title>
                <link>https://virgool.io/@khoshbayan/%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AD%D9%82-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%BE%D8%A7%DA%A9%D8%AF%D8%B4%D8%AA-gxyja92rypid</link>
                <description>سلام همشهریان عزیز پاکدشتی.  من به عنوان کاندیدای مجلس دوازدهم، معتقدم که عدالت مالیاتی حق مسلم شماست. مالیاتی که شما به عنوان یک کارگر ساده می‌پردازید، باید برای آبادانی و توسعه همین منطقه خرج شود. مالیات چیست؟  مالیات پولی است که شما به دولت می‌دهید تا از خدمات عمومی مثل جاده‌ها، مدارس، بیمارستان‌ها، و امنیت استفاده کنید. پرداخت مالیات یک وظیفه همگانی است، اما باید به طور عادلانه از همه افراد و اقشار جامعه اخذ شود.  چرا عدالت مالیاتی مهم است؟  عدالت مالیاتی به این معناست که هر کس به تناسب درآمد و توان خود مالیات بپردازد. این امر باعث می‌شود که ثروتمندان سهم بیشتری در تامین هزینه‌های عمومی داشته باشند و از بار مالی بر دوش اقشار کم‌درآمد کاسته شود.  علاوه بر این، عدالت مالیاتی در توسعه متوازن کشور نقش مهمی دارد. زمانی که مالیات هر منطقه در همان منطقه خرج شود، شاهد توسعه و آبادانی همه نقاط کشور خواهیم بود.  شهرستان پاکدشت با وجود ظرفیت‌های فراوان مثل:  بیش از 1000 واحد صنعتی بیش از 50 هزار هکتار زمین کشاورزی موقعیت ممتاز در مسیر جاده اصلی تهران- مشهد رتبه اول تولید گل در ایران و صادرات گل و گیاه به خارج از کشور و درآمد مالیاتی حدود 7 هزار میلیارد تومان، از کمبود زیرساخت‌ها رنج می‌برد.  این در حالی است که با استفاده از همین منابع می‌توان:  جاده‌ها را تعمیر و آسفالت کرد مدارس و بیمارستان‌ها را ساخت و تجهیز کرد امکانات تفریحی و ورزشی را برای جوانان فراهم کرد امنیت را در منطقه افزایش داد و زمینه اشتغال را برای جوانان جویای کار فراهم کرد. من،محمد حسین خوش بیان، به عنوان نماینده شما در مجلس:  قوانینی برای شفافیت و عدالت در نظام مالیاتی تصویب می‌کنم. بر خرج شدن مالیات هر منطقه در همان منطقه نظارت می‌کنم. برای توسعه زیرساخت‌های شهرستان پاکدشت از تمام ظرفیت‌ها استفاده می‌کنم. همچنین با پیگیری و مطالبه ی مردم، می‌توان از دولت خواست که:  معافیت‌های مالیاتی را برای اقشار کم‌درآمد افزایش دهد. از فرار مالیاتی ثروتمندان جلوگیری کند. نظام مالیاتی را به نفع اقشار ضعیف جامعه اصلاح کند. با هم برای آبادانی پاکدشت و تحقق عدالت تلاش می‌کنیم.با رای شما، صدای مردم پاکدشت در مجلس شنیده خواهد شد.  در ادامه به برخی از اقداماتی که می‌توان برای تحقق عدالت مالیاتی در شهرستان پاکدشت انجام داد، اشاره می‌کنم:  تشکیل یک کمیته تخصصی برای بررسی وضعیت مالیاتی شهرستان برگزاری جلسات متعدد با مردم و فعالان اقتصادی برای جمع‌آوری نظرات و پیشنهادات ارائه گزارش‌های دوره‌ای به مردم در مورد نحوه عملکرد و پیشرفت کار استفاده از ظرفیت‌های قانونی برای پیگیری مطالبات مردم معتقدم که با همدلی و همیاری مردم و مسئولان، می‌توانیم به عدالت مالیاتی در شهرستان پاکدشت دست پیدا کنیم و شاهد توسعه و آبادانی این منطقه باشیم.از شما مردم فهیم و قدرشناس پاکدشت می‌خواهم که در انتخابات دوازدهمین دوره مجلس با انتخاب درست خود به آبادانی منطقه پاکدشت همت بگمارید  #عدالت_مالیاتی #پاکدشت #انتخابات #مجلس_دوازدهم#رای_اولی#محمد_حسین_خوش_بیان</description>
                <category>محمدحسین خوش بیان</category>
                <author>محمدحسین خوش بیان</author>
                <pubDate>Sun, 18 Feb 2024 09:09:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عدالت در جامعه کنونی چگونه قابل تعریف است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@khoshbayan/edalatejtemaee-emugwsaafoup</link>
                <description>از لوازم تعریف عدالت، تعریف مسئله «حق داشتن» است!چه کسی «حق دارد» و چه کسی «حق ندارد»؟«حق» داشتن یا نداشتن از مبنایی ترین مسائل برای تعریف عدالت است و تعریف خود حق بدون مشخص کردن دسته و رسته های آن، ممکن نخواهد بود! و همچنان که عدالت مسئله اجتماعی است نبایست صرفا به حق به مسئله فردی نگاه کرد و مسئله اجتماعی حق بسیار مهم تر از طرح مسئله فردی آن است و اگر متوجه حقوق اجتماعی مختلف نشویم هرگز نمی توانیم عدالت را در جامعه فهم کنیم چه برسد بخواهیم آن را پیاده سازی کنیم!حقوق در جوامع مختلف به تناسب تاریخ خود، به دسته های مختلفی تقسیم شده است. این دسته ها ممکن است عینی و با امکان پیگیری قضایی (مانند حقوق خصوصی) و یا صرفا ذهنی و سیاسی بدون امکان دقیق مشخص کردن محدوده باشند.(مانند حقوق طوایف نسبت به هم)حقوق در ایران در دوران پیشامدرن به چهار دسته قابل تقسیم بود:حقوق خصوصیحقوق شاهموقوفاتامور حسبهحقوق در ایران بعد از مدرنیزاسیون و دخل و تصرفات دوره پهلوی اول به سه دسته تقسیم شد:حقوق خصوصیحقوق حکومت و شاهحقوق عمومیحقوق بعد از انقلاب به پنج دسته  تقسیم شد:حقوق خصوصیحقوق عمومیحقوق حکومتی: در سه رسته حقوق دولت، مجلس و قوه قضائیهحقوق موقوفات با رسته های گوناگونحقوق رهبری: در رسته های گوناگونی نظیر قوای مسلح، صداوسیما، بنیاد مستضعفان و ...گرچه این پنج دسته در بعضی نقاط اشتراکاتی دارند اما به صورت کلی از هم مجزا تعریف می شوند و نمی توان آنها را یکی دانست.شاید این سوال پیش آید که دسته بندی حقوق به چکار آید؟جواب مشخص استبا دسته بندی حقوق امکان حساب کشی و حساب رسی دقیق از دسته ها و به طور کلی درخواست مطالبه شفافیت و سپس معین نمودن میزان و جایگاه هر حق که همگی از پیش زمینه های عدالت است، محقق خواهد شد.مثلا درخواست شفافیت از وزارت نفت مادامیکه ذیل حقوق دولتی است نه عمومی به سادگی ممکن نیست! (با این پیش فرض که مخاطب این متون میداند که نفت در ایران دولتی است نه ملی!)برای فهم مسئله دسته های حقوقی بگذارید مثالی بزنیم آپارتمانی را در نظر بگیرید که دارای ۱۰ واحد و مشاعاتی نظیر حیاط، باغچه، پشت بام، راهروها و تاسیسات و ... است.در این ساختمان کسی جز صاحب هر ملک «حق» ندارد به واحد ها ورود کند اما در مشاعات هر صاحب ملکی میتواند ورود کند، اما امکان «تصرف» مشاعات را ندارد!در واقع هر واحد ذیل دسته حقوق خصوصی و مشاعات در دسته حقوق عمومی تقسیم بندی می شوند.هر گونه تصمیم برای تغییر مشاعات منوط به اجازه و موافقت همه مالکین است و مالکین حق دارند که البته باید از مشاعات حفاظت حراست کنند و گرچه ملک خصوصی آنها نیست اما رسیدگی به آن در کیفیت زندگی آنان تاثیر مستقیم می‌گذارد مثلا باغچه را آب دهند و با بهداشت و نظافت را در مشاعات رعایت کنند و چون همه مالکین در زیربنای ساختمان ذی نفع اند و فردا روزی اگر بخواهند ساختمان را تجدید بنا کنند همه از مشاعات سهم خواهند داشت. پس همه در حراست و مراقبت آن باید کوشا باشند.طبیعت، اراضی ملی، راه ها، خیابان ها و کوچه ها و ... همگی جزوی از این حقوق عمومی اند.همه امکان ورود به آن را دارند اما «حق» تصرف آن را ندارند.حال اگر این آپارتمان مجتمع بزرگی باشد اموراتش را به دست مدیریتی بسپارند و از این مشاعات اتاقی را برای جایگاه مدیریت درست کنند، اتاق مدیر هم باز ذیل مشاعات تعریف می شود و مدیر «حق انحصار» در اتاق ندارد و اگر صدمه ای به این اتاق وارد کند و یا مثلا شخص غریبه را وارد این اتاق کند ساکنین می توانند مدیر را مورد بازخواست قرار دهند. در این مثال مدیر صرفا نماینده ای از طرف مردم است و مدیر ساختمان هیچ حق اضافه ای ندارد.همچنین در دخل و خرج ساختمان، هر کسی «حق» دارد مستقلا از مدیر درخواست حساب و کتاب کند تا بداند امورات ساختمان چگونه میگذرد.در این ساختمان صرفا دو نوع حق تعریف شده است:حقوق خصوصیحقوق عمومیو از نظر نگارنده این تعریف بهترین، ساده ترین و راهگشاترین برای پیاده سازی عدالت در جامعه است اما حقوق در جوامع معمولا به این سادگی قابل تعریف نیستند!مدیر ساختمانی را در نظر بگیرید که برای کارهای ساختمان چندین کارمند و مسئول فنی و اداری استخدام کرده است و استخدام آنها «رسمی» و دائمی است. یعنی حتا با تغییر مدیر، کارمندان تغییر چندانی نمی‌کنند، روابط آن کارمندان با مالکین ساختمان به صورت غیر مستقیم است و ساکنین دیگر «حق» حساب کشی و حساب رسی مستقیم از کارمندان را ندارند!کارمندان رفته رفته قدرت بیشتری کسب کرده اند و با تشکیل انواع تعاونی ها بخش بیشتری از مشاعات را برای خود «تصاحب» کرده اند، درواقع انباشت بروکراسی و نظام اداری تا بحدی جری می‌شود که انگار بخشی از مالکیت ساختمان به نام آنهاست!در این حالت دیگر حقوق مجتمع به دو دسته خصوصی و عمومی قابل تقسیم نیست که اکنون حقوقی به نام «مدیریت» تعریف می شود!قوای سه گانه حکومتی اعم از دولت، مجلس و قوه قضائیه و همچنین همه شرکت های دولتی هر کدام حقوق مجزای خاص خود را دارند و گرچه سازوکاری برای نظارت بین آنها وجود دارد اما امکان حسابرسی و حسابکشی مستقیم از طرف مردم نیست و سازوکار نظارتی سایر نهادها پیچیده و تقریبا ناکارآمد است و صرفا جنبه رسانه ای و خبری دارد! و یا نهایتاً راس آن مجموعه تغییر می‌کند اما بدنه آن که وارث اصلی حقوقی آن اند تغییر چندانی نمیکنند!شاید زمانی قوای سه گانه حکم نمایندگان مردم برای اداره امور را داشتند اما گذر زمان با انبساط کم کم خود به ساختاری مستقل تبدیل و به غیر مردم تبدیل شدند! حالا مردم صرفا مثلا رای نمی دهند تا نماینده ای از جانب خود انتخاب کنند بلکه رای میدهند که اشخاصی بتوانند از حقوق بیشتر و طبقه بالاتری برخوردار شوند!حالا یک نفر از ساکنین می آید و واحد خودش را وقف حسینیه میکند،حسینیه علی الظاهر مکانی عام المنفعه است و باید ذیل حقوق عمومی تعریف شود اما چون مالک آن و متولی آن خصوصی است کسی «حق» ندارد از دخل و خرج آن سوال بپرسد! حتی ممکن است مالک اصلی فوت کند اما باز حسنیه برقرار است و تولیت خاص خودش را خواهد داشت.پس اینجا حقی تعریف شده است که نه خصوصی است نه عمومی و نه مدیریتی که آن حقوق موقوفات است که علی الظاهر عمومی اند اما نیستند!همه موقوفات کشور ذیل این دسته حق تعریف می شوند.حال اگر این مجتمع با خون دل و ذیل ارزشهای کلان مهمی بوجود آمده باشد و دشمنان و بدخواهان بسیاری تا دندان مسلح دنبال دست درازی و تخریب آن باشند نیاز به شخصی است که حراست این «مدیریت کلان ارزشی» را عهده دار شود و ذیل این تعهد، مشاعاتی در اختیار او قرار میگیرد.جایگاه رهبری دقیقا همینجاست و عبارت «مدیرت کلان ارزشی» از خود ایشان است که جایگاه رهبری رسته های حقوقی گوناگونی به همراه دارد، از جمله صدا و سیما، قوای مسلح، بنیاد مستضعفان و ...منظور از رسته های حقوق، صفوف داخلی هر یک از دسته های حقوقی است که گرچه همه در ذیل یک دسته تقسیم می شوند اما در درون خود حقوق مجزایی دارند.در مثال اخیر ریاست صداوسیما گرچه از طرف رهبر تعیین می شود اما سازوکار تعریف شده در آن مستقل از خود رهبری است و امکان حساب رسی و یا حساب کشی رسمی و مستقیم رهبری از کارمندان و بخش های جز به صورت رسمی وجود ندارد و نیاز به فرآیند های سیاسی و فشار های دیگر مثلا تعیین مدیرانی همسو است تا نظرات رهبری و بیت ایشان به صورت مستقیم لحاظ شود.حال این فراوانی دسته ها و رسته ها چه زیانی خواهد داشت؟بوضوح هر کدوم از این دسته ها به مرور با انباشت و انبساط زیر مجموعه خود، تبدیل به یک ابر رقیب برای دسته های خصوصی می شوند!شاید ایده‌آل ترین حالت تقسیم بندی حقوقی، دو دسته خصوصی و عمومی است که ارتباط مستقیم با هم دارند و اگر همه دسته ها و رسته های غیر از حقوق خصوصی از ابتدا ذیل دسته عمومی قرار میگرفتند و هر شخصی به نوبه خود حق حساب کشی و حساب رسی از دستگاه ها را داشت بخش بسیاری از مشکلات امروز حل بود. چراکه همه ارگانها و دستگاه ها ذیل مستقیم نظارت و حراست مردم قرار می‌گرفتند و توسعه یکی منجر به بهبود و توسعه دیگری می‌شد.اما فراوانی دسته های حقوقی امکان مطالبه شفافیت برای عدالت‌خواهی را دشوار می سازد یعنی مردم عملا این «حق» را ندارند که خواهان شفافیت سایر دسته های حقوقی شوند!اما دسته ها و رسته های فراوان حقوقی تبدیل به ابر رقیب برای حقوق خصوصی افراد شده اند به این معنا که امروز دسته های حقوقی مختلف مردم را رقیب خود می بیند و مردم دسته های دیگر حقوقی را رقیب خود و هر کدام در حال مسابقه حراست از حقوق خود هستند، اینجاست که دولت و سایر دسته های حقوقی براحتی در هر مشکلی به منظور سیر کردن دسته های حقوقی خود، با تورمی که خودشان باعثشان هستند، دست در جیب مردم میکنند! و مردم حکومت را از خود نمی دانند!و مثلا یا شرکت های حقوقی حکومتی براحتی بر روی بورس سوار می شوند و تاب بازی میکنند و یا در بحران های ارزی و یا طلا بیشتری خریداران طلا و دلار را تشکیل می دهند و یا بهترین زمین ها و خانه ها را تصاحب میکنند و ...و نیز از همینجاست که وقتی حرکتی مثبت مردمی شروع شود دولت و سایر دسته های حقوقی سعی در بلعیدن آن و زدن آن حرکت به نام خود را دارند! لذااولین حرکت جهت عدالت‌خواهی اصلاح این دسته های فراوان و شلخته حقوقی است!اگر انقلاب متعلق به مردم است و مردم نقش اصلی را دارند و میزان رای مردم است، نیاز به تعیین سازوکار و قوانینی هستیم که عملا مردم را در راس قرار دهند و تا میتوان باید ساختار حقوقی را چابک و سبک کرد و هرگز نباید اجازه داد که دسته های حقوقی رقیبی برای مردم شوند و اگر دخالتی در امور اقتصادی میکنند، نه در جهت دور زدن مردم که در جهت کمک به حال مردم باشند.والسلاممحمدحسین خوش بیان</description>
                <category>محمدحسین خوش بیان</category>
                <author>محمدحسین خوش بیان</author>
                <pubDate>Thu, 17 Sep 2020 11:32:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نفت،کرونا و آغاز فروپاشی نظم نوین جهانی</title>
                <link>https://virgool.io/@khoshbayan/cronaeffect-frdgqhj5dmv1</link>
                <description>قیمت #نفت در وست تگزاس اینترمدیت به زیر صفر رسید و حدودا منهای ۳۷ دلار معامله شد!این بدین معناست که شما برای با خرید هر بشکه نفت نه تنها پولی پرداخت نمی کنید که به ازای هر بشکه نفت ۳۷ دلار نیز به شما پرداخت خواهند کرد!و این موضوع در تاریخ از زمان اکتشاف نفت تا به امروز بی سابقه است!اما این مهمترین پیامد #جهان_پس_از_کرونا نیست!نفت تنها یک وسیله و عامل محرکه برای غولهای بزرگ تری به نام ماشینیزم و مصرف‌گرایی است!برخلاف تصور عمومی مهمترین چالش #کرونا برای جهان امروزی به مثابه تجسم غرب، نفت و یا اقتصاد وابسته به آن نیست!که #قناعت، صرفه جویی و عدم اسراف است!محصول علم یعنی #ساینس اختراع ماشین را در پی داشت؛ وسیله ای که می تواند به جای ده ها اسب و انسان کار کند و این یعنی سود بیشتر بالقوه! و اگر پای طمع به میان آید ناخودآگاه وابستگی به ماشین بیشتر خواهد شد و این یعنی #ماشینیزم!طمع آتشیست خاموش ناشدنی و انسان طماع در طول ده‌ها سال تلاش کرد به هر نحو ممکن ساعت بیشتری ماشینهایش روشن بماند!ماشینها می‌توانستند در یک روز بیشتر از تولید یک ماه (و یا حتا بیشتر) یک انسان محصول تولید کنند! اما آیا محصولات تولید شده متناسب بازار و نیاز مردم خواهد بود؟اینجاست که بنای تغییر در سبک زندگی مصرفی در جهان آغاز شد! محصولات تولید شده الزما اگر مصرف نشوند در جهان تلمبار خواهند شد و درنتیجه ماشینها محکوم به خاموشی می شوند!در جهان مدرن پدیده خاموشی ماشین ها را رکود وبحران های اقتصادی نامیدند و طبق تجارب بدست آمده ناشی از رکود، برای مقابله با خاموشی ماشین ها، سه استراتژی کلیدی را در دستور کار قرار داد: یکم تبلیغات پر زرق و برق و پر تکرار با شعار #نوگرایی و #تجدد و اشاعه #تجمل و #تبرج، در جهت مصرف بیشتر و #مصرف_گراییدوم استراتژی اقتصادی برای تولید محصولات با عمر کم و یا با کیفیت های مورد انقضا و  خارج کردن زودهنگام آنها از چرخه سرویس دهی!(محصول با عمر بالا برای اقتصاد جهان مانند توده سرطانی بر بدن انسان است!) و سوم پایه گذاری اصل جهانی سازی!جهانی سازی باعث جلوگیری تلمبار شدن محصولات خواهد شد و مصرف‌گرایی را در جهان راحت تر گسترش میدهد و ماشینیزم را هدفمندتر توسعه می بخشد. روشن ماندن ماشین ها به خودی خود مصرف بیشتر انرژی و مواد خام اولیه را در پی داشت این خود به نابودی طبیعت انجامید اما صرفا اینجا نبود که استفاده بیشتر و مصرف‌گرایی، تولید زباله و آلودگی ها را دو چندان نمود! مصرف، آخرین حلقه و مهمترین چرخه ی باطل غرب به مثابه نظم نوین جهانی است!غرب با همه ابهت و عظمت و زرق و برقش بدون حلقه‌ی  مصرف‌گرایی همانگونه که پر شتاب حرکت میکرد همانطور خیلی زود نابود می شود و میمیرد! و کرونا اینگونه به میدان آمد! اصل #فاصله گذاری_اجتماعی سبب شد که در همان وهله اول ارتباط کشورها با یکدیگر تا حد ممکن قطع شود و این خود یعنی شروعی بر پایان #جهانی_سازی و قطع حلقه هماهنگ بوجود آمده ناشی از ماشینیزم. بارها و محصولات بسیاری پشت درب مرزهای کشورها و یا انبارها ماندند و سفارش بسیاری از محصولات لغو گردید.از سوی دیگر کرونا و ترس گسترشش توصیه های در#خانه‌مانی را رواج داد که این خود مصرف عمومی را به شدت پایین آورد، مردم سعی به صرفه جویی و قناعت کردند و چون ارتباطات اجتماعی به حداقل رسید، تجمل، خودنمایی و تبرج در بین مردم کمرنگ شد و همه اینها یعنی مصرف کمتر!اما موضوع به همینجا ختم نشد، خانه‌مانی و عدم اطمینان به محصولات بیرون از خانه، تا آنجا پیش رفت که باعث شده است انسانها خودشان بسیاری از محصولات مورد نیازشان را از نان و سبزیجات گرفته تا پوشاک، تولید کنند! (که این خود در آینده نزدیک گریز از شهرها و پناه بردن به روستا و در نتیجه توسعه روستایی را در پی خواهد داشت که بحثش مفصل است اما به صورت کلی علیه مدرنیته و نظم کنونی جهانی خواهد بود)و دست اخر همه این صحبتها یعنی تلمبار شدن محصولات در بازار، یعنی تورم منفی، یعنی خاموش کردن ماشین‌ها، یعنی سکته کامل #اقتصاد جهانی و همه اینها یعنی: آغاز فروپاشی #نظم_نوین_جهانی! #محمدحسین_خوش_بیان</description>
                <category>محمدحسین خوش بیان</category>
                <author>محمدحسین خوش بیان</author>
                <pubDate>Tue, 21 Apr 2020 03:37:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صفات و مراتب انصار حضرت صاحب الامر ارواحنا له الفدا</title>
                <link>https://virgool.io/@khoshbayan/sefatemontazerin-lliasu3lsgxb</link>
                <description>دعوت به اندیشه در فرازی از دعای شریف عهد صفات و مراتب انصار حضرت صاحب الامر ارواحنا له الفدا اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي | مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ | وَ الذَّابِّينَ عَنْهُ | وَ الْمُسَارِعِينَ إِلَيْهِ فِي قَضَاءِ حَوَائِجِهِوَ الْمُمْتَثِلِينَ لِأَوَامِرِهِ | وَ الْمُحَامِينَ عَنْهُ | وَ السَّابِقِينَ إِلَى إِرَادَتِهِ | وَ الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْهِ?انسان در آرزوها و حوائج قلبی، زبانی و عملی اش خلاصه میگردد و برای شیعه مولا علی در زمان غیبت مگر فضیلتی بالاتر از انتظار و عملی بالاتر از انتصار حضرت حجة عجل الله تعالی فرجه هست؟ خیر!? اما بودن در میان انصارش،مراتبی دارد چرا که کسی که از انصار است لزوما از اعوان نیست. اعوان به معنای همراه و هم قدم است یعنی از اصحاب همرکاب ایشان.شخصی می تواند زندگی عادی اش را بکند و صرفا در پی لقمه نانی باشد ولی حالا گاه به گاه دعایی آن هم صرفا در مقام لفظ،برای ظهور حضرت بکند؛ این شخص در بخش حداقلی از ناصران حضرت است ولی از اعوان نیست.?اعوان را نیز مراتبی است نه هر که در معیت و نزدیک حضرت باشد از مقربان باشد؛ اینجاست که دعا بلافاصله می گوید:? و الذابین عنه! .. ذبّ .. ذاب عنه .. لفظ و تعابیر عجیبی اند! بعضی نوشته اند یعنی از مدافعان! حال آنکه معنی دقیقی نمی تواند باشد چرا که اگر حضرت می خواست قطعا می فرمود مدافع که لغت آنهم هم عربی است.ذَبّ و ذاب معنای گسترده ای دارد، از نگرانی, غم, ,حرکت, مذاب شدن,حیرت و...  هست تا مثلا مدافع! برای همین تعبیر ذابین عنه نزدیک به این است: کسی که پیوسته در جوش و خروش و نگرانی و دغدغه‌مند برای حضرت، مانند پروانه به دورش می گردد. یعنی پیوسته بدنبال آن است که «حوائج» و «اوامر» و «اراده» حضرت را متوجه شود و سعی کند آنان را برآورده کند.اینجاست که چنین شخصی «مسارعین الیه فی قضا حوائجه» می شود. ? وَ الْمُسَارِعِينَ إِلَيْهِ فِي قَضَاءِ حَوَائِجِهِ یعنی دنبال این است که حوائج حضرتش به سریع ترین حالت ممکن رفع شود. حوائج در اینجا با توجه به فراز بعدی به معنای رفع موانع و ایجاد زمینه لازم برای امر است! چرا که قبل از انجام هر عمل و هر امری نیاز است که نه فقط موانع آن امر برطرف گردد که شرایط و حوائج اراده اش محیا گردد این است که بعد از آن دعا میکنیم که نه تنها از «مسارعین الیه فی قضا حوائجه» باشیم که از « وَ الْمُمْتَثِلِينَ لِأَوَامِرِهِ» نیز باشیم!? امتثال یعنی فرمان‌برداری کردن؛ اطاعت کردن. پیروی کردن از طریقه یا امری. یعنی دستور حضرت را تمام و کمال در عالی ترین سطح اجرا کردن چرا که ممکن است انسان دستوری را انجام دهد اما نتواند آن دستور را به حد عالی پیاده کند؛ کم کاری و یا ندانم کاری کند که به هر حال دستور به نحو احسن انجام نشود.? مرتبه بعدی محامین است : «وَ الْمُحَامِينَ عَنْهُ» محام هم به معنی ثابت و استوار است و هم به معنی وکیل حقوقی و مشاور فهم میشود است والبته به عنوان مدافع هم هست. چه بسا از مجری اوامر حضرت که در مقام فهم و درک از امر نباشد که امر حضرتش را به قدر حدود خود درک کند، چنین فردی ممکن است که قلبش مملو از ایمان باشد و از روی ایمان بالا و اخلاص خود اوامر حضرت را بی کم و کاست اجرا کند اما به حکمت امر مطلع نباشد پس نتواند از آن در مقام بحث و فکر و عمل تماما دفاع کند.? حد عالی مرتبت بعدی «وَ السَّابِقِينَ إِلَى إِرَادَتِهِ» است که در این مرتبه شخص سالک به مرتبتی می رسد که شتابان به سوی مسئله ای روانه می شود که اراده حضرت حجة عج الله تعالی فرجه بر آن قرار گرفته است یعنی سالک به مقامی رسیده است که هنوز اراده حضرت به صورت امر نیامده، او آگاه به اراده حضرت است و به سمت آن شتابان و شاید امین و گماشته و از حاکمان منصوب حضرتش باشد!? و اعلی درجه این راه نیز شهادت است اما نه هر شهادتی که از الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْهِ که شهادت نیز مراتبی دارد کسی در راه رزق اهل خانه اش کشته می شود و به واسطه این امر شهید می شود و کسی در صحرای کربلا شهید می شود!حتا شهدای کربلا در عین بی نظیری، همه در یک مقام و مرتبه نبودند. در این فراز از دعا عالی ترین مقامی که برای یک مخلوق در زمانه غیبت و ظهور حضرتش متصور است را از خدای متعال خواستاریم که آن شهادت بین دستان حضرت حجة عجل الله تعالی فرجه است. وجعلنا منهم ... آمین یا رب العالمینمحمدحسین خوش بیان</description>
                <category>محمدحسین خوش بیان</category>
                <author>محمدحسین خوش بیان</author>
                <pubDate>Thu, 09 Apr 2020 03:30:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از مرتضی تا ما</title>
                <link>https://virgool.io/@khoshbayan/azmortazatama-h9wwxsa3lnc2</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیماز مرتضی تا ما!نقل است که در سال16 هـ . ق. سپاه اسلام وقتی به منطقه شوش وارد شد متوجه مقبره ای گردید که ایرانیان در آن جسد فردی نورانی درون تابوتی شیشه ای قرار داده اند. پرسیدند این کیست؟ ایرانیان اظهار بی اطلاعی کردند وگفتند هر زمان که به باران نیاز داشته باشند تابوت را بیرون می آورند و آسمان در هنگام رویت تابوت بر اهل زمین می بارد و با بازگشت تابوت به مقبره باران بند می آید. از خلیفه وقت پرسیدند که او کیست و نمی دانست به امیرالمومنین علی علیه السلام رجوع کردند فرمود که او جسد برادرم دانیال نبی علیه السلام است و امر میکند او را به روش مسلمین دفن کنند و می فرماید «من زار اخی دانیال کمن زارنی: یعنی هر کس برادرم دانیال را زیارت کند مرا زیارت نموده است»ایرانیان در آن زمان نه راه و رسم حضرت دانیال نبی را حفظ کردند و نه سعی کردند ذره ای به او نزدیک شوند صرفا از عواید عجیبش بهرمند می شدند!و چه این نقل شبیه اوضاع فرهنگی کنونی ایران است و سید مرتضی ها و شهدا چقدر شبیه آن نبی خدایند! هر سال که می گذرد شهدا وارد شهر می شوند تذکره ای و راهی نشان می دهند، مردم دورشان حلقه می زنند، گریه می کنند و سپس پراکنده می شوند؛ بی آنکه تصمیمی نهادی و ساختاری برای ادامه راه آنها بگیرند! کما حکایت اهالی تصویر با سیدمرتضی! هر سال مراسم می‌گیرند دهها مقاله و یادداشت در وصف او و نوشته ها و آثارش می نویسند، هر سال توبه نامه ای صادر میکنند که آه! ای مرتضی! ما به تو جفا کرده ایم! اما باز اثری از آثار او در بین کارها نیست!و گرچه در دهه اخیر تحقیقات و پژوهشات گوناگونی در آثار او و در قالب مقالات و پایان نامه ها از قبیل بررسی و دقت در کلام او و یا زیبا شناسی آثارش صورت گرفته، اما کماکان راه او ادامه پیدا نکرده است.سیدمرتضی سالکی الی الله بود در بین ما که در هیاهو منیت و انانیت و غروب روزگار توحیدی، اگر دست قلم می برد اعجاز لغات بود و با کلام عیسوی اش روح را به حی امکان وجود می رساند! و اگر دست به دوربین می شد، سعی به خرق واقعیت موجود و رسیدن به حقیقت وجود میداشت و ما را از غروب زمانه به طلوعی نزدیک بشارت میداد! اما نه سلوکش و نه افکارش و نه فن اعمالش هیچ کدام ادامه نیافت! او هنوز هم غریبه ای بین ماست!درک کلام مرتضی نیاز به فاصله گرفتن از زمین و زمان اکنون و به سیر و سلوک عارفانه و عاشقانه دارد اما زمانه و نظامات حاکم بر آن، اگر سد راه کشف و سیر عرفانی نباشند، همراه و هموار کننده راه آن نیستند! و این اولین حجاب در ادامه حرکت اوست! ماجرای عرفان ستیزی و مقابله جمعی و رسمی و فردی علیه سیر و سلوک ریشه تاریخی دارد که بحثش یادداشت دیگر می طلبد و درکش برای هر هنرمندی واجب که چه شد در زمانه ما هر چه پیش رفتیم عرفان ستیزتر شدیم و با کشف حقیقت و تاویل آیات مخالفتر.و البته هنر اسلامی جز دریافت شهود و آینه گی وجود و آوردن خبری از ملکوت و بهشت خداوند نیست و هنرمند متعهد اگر سالک نباشد چگونه خبری از اسرار حقیقت بر او منکشف خواهد شد؟ و چگونه آورده ای از غیب برای مردمان زمانه خود خواهد داشت؟ کما اینکه سید مرتضی فرمود :هنر یاد بهشت است و نوحه انسان در فراق هنر «زبان غربت» بنی‌آدم است در فرقت دارالقرار، و از همین روی همه با آن انس دارند کمااینکه هنرمند رازدار خزاین غیب است و زبان او زبان تمثیل است. پس باید رمز و راز ظهور حقایق متعالی را در جهان بشناسد.و انصاف اینکه در جای جای سخن او و آثار هنری اش بوی بهشت را می توان شنید!علاوه بر این حجاب، مرتضی خود حجاب مرتضی شد! کلام او در باب ابزار و تکنیک و رسانه مناقشاتی برانگیخت که به زعم نگارنده ی این سیاهه، خالی از اشتباه نبود! او در این باب می گوید: محصولات (و تکنیک و تکنولوژی تمدن غرب) همگی، کم و بیش، صورت هایی مجسم از فرهنگ غرب هستند (ویدئو در برابر رستاخیز تاریخی انسان - فارابی 1371 شماره 17) همین کلام را بسط می دهد وبه ارائه نظریه ای در باب ولایت تکنیک در غرب می رسد و سپس با ورود این کلام در سینما می گوید: باید دانست که سـینما مـاهیتا با کفروشرک نزدیکی بیش‌تری‌ دارد‌ تا‌ اسلام! ( تاملاتی در ماهیت سینما )  و سپس یکی از اساسی ترین راهکارهایش تکنیک گریزی و خرق ( و نه استفاده) تکنیک غرب توسط ابر مردان ایمانی می شود!: «قالب‌هاي هنري غربي هر نوع پيام يا محتوايي را نمي‌پذيرد و كسي كه مي‌خواهد در سينما و تلويزيون، عوالم غيبي و حال و هواي معنوي انسان‌ها را به تصوير بكشد بايد بر تكنيك بسيار پيچيدة اين وسائل غلبه كند. سيّد مرتضي آويني، آئينة جادو، ج 1، ص 116 او غرب و تکنیک و دستگاهش را چنان پیچیده و مخوف و شیطانی و محصول فرهنگی غیر الهی توصیف میکرد که «ماهیتا» غیر الهی است!  تو گویی برای«خرق» آن باید نبی ای مرسل یا عصمتی در نفس حاصل شود! همین باور در او باعث گردید که بسیاری از افراد بعد از او شهامت و شجاعت لازم را از ورود به عرصه تصویر از دست بدهند و نگارنده شاهد بسیاری از آوینی خوانان جوان بوده است که مبنایی برای حرکت در عرصه تصویر نیافته اند چراکه ترسیده اند که نکند از ولایت الله خارج شده و به ولایت تکنیک که همان پذیریش ولایت شیطان است وارد شوند! این کلام شهید درست نیست! و این حجابی اکبری برای پیروان راه او شد و حقیقت این است که گرچه در خبر هست که شیطان اول بار کما اینکه به قابیل نحوه کشتن آموزاند، ساخت شمشیر را  به ملحدی یاداد و پیامبران الهی در برابر شمشیر زره باف بودند اما همین شمشیر به مرتبی می رسد که مظهر عدالت و عدل و داد می گردد و ملائکه در وصفش و دارنده و برزانده اش می گویند لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار! اگر شمشیر را در ماهیت الحادی بدانیم تصور چنین مقامی الهی برایش باطل است!و البته بایست تفکر نظری شهید را از تفکر هنری اش جدا کرد که خود شهید گرچه در بیان تفکر نظری اش چنین مطالبی در باب ماهیت تکنیک غرب از جمله سینما گفته است و تنها راه را در خرق آن ( نه استفاده از آن) بیان کرده اما در تفکر هنری اش حتی تکنیک را نیاز به خرق ندانسته و صرفا وجودش را به مومنی معتقد معطوف کرده است کما اینکه گفت: آن‌گاه كه موشك استینگر بر شانه‌ی یك پاسدار مؤ‌من قرار گیرد، ابزار درست در خدمت آنچه كه باید، یعنی در خدمت اشاعه‌ی توحید بر سراسر سیاره‌ی زمین، به كار رفته است. و لیكن ما هرگز بر قدرت ابزار تكیه نخواهیم كرد؛ قدرت حقیقی در جایی دیگر است. (مستند سحر یا معجزه)پس خود نیز در عمل معتقد به این کلام است که حتا تکنولوژی غرب با همه هیاهو و پیچیدگی اش از حکومت الله عزوجل خارج نیست پس نمی تواند ماهیت الحادی داشته باشد و آن حقیقتی دارد که با مومنین به اعلی وجود می رسد که حقیقت اختیار تمیز بین قضا و رضای الهی است و عمل مومن حمل حقائق به سمت رضای الهی است و عمل ملحد عکس آن! و این مسئله در سینمای امروز واضح است کما اینکه خود شهید وقتی در مقام منتقد آثار سینمایی قرار میگیرد صرفا به پردازش صدق و کذب و کتمان حقیقت و قرارِ رضای الهی در آثار می پردازد.این دو یعنی منقاشات در باب ماهیت ابزار در کلام شهید و عدم باور نظامات و زمانه جامعه به طریقت و سلوک، بزرگترین حجاب و سد راه عدم تکرار آثار و یا قدم زدن در تکمیل راه اوست! مومنین در مواجه کلمات شهید و عقاید او یا عرصه را رها کرده اند ویا چشم بسته اند واز کنار آثار او گذشته اند راه خود را رفته اند! راهی که از نظر نگارنده گرچه از طریقت عرفانی و ملکوتی و فتوحات سید مرتضی به دور است اما در جهت بخشی ابزارات موجود غرب در جهت رضای الهی موفق بوده است.کما اینکه قوت اصلی و بازدارندگی ما در زمینه دفاعی رسیدن به همان تکنولوژی و تکنیکی در غرب است که منجر به ساخت انواع پهپاد ها و موشک های نقطه زن فوق پیشرفته شد در فیلم سینما نیز به ندرت و در فیلم های مستند به صورت وسیعی استفاده از تکنیک های مختلف بیانی و تصویری و روایی نائل شده ایم اما کماکان در طریقت ملکوتی هنر حرفی نزده ایم و صحبت ها در این طریق بسیار است.محمدحسین خوش بیان</description>
                <category>محمدحسین خوش بیان</category>
                <author>محمدحسین خوش بیان</author>
                <pubDate>Wed, 08 Apr 2020 19:23:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در نقد ساختار ریاستی و خودشیفتگی صداوسیما</title>
                <link>https://virgool.io/@khoshbayan/sedaosima-lhr2vh2xmqxs</link>
                <description>پوستر روی جلد مجله داخلی صداوسیمااین تصویر واقعی صفحه اول نشریه داخلی صداوسیماست!نشریه صداوسیما یک نشریه طنز نیست اما مضحک ترین و خنده‌آور ترین پوستر را برای صفحه اول خود برگزیده است!این تصویر نه تنها تصویر اولیه نشریه داخلی که تصویر ذهنی قاطبه اهالی صداوسیما از خود است!صداوسیما یک سازمان ریاستی است و مانند همه ساختارهای ریاستی در ایران مجیزه گوی سلسله دیکتاتوری ریاست آن است! از طرفی هیچ نقد و پیشنهادی از خارج یا حتی داخل سازمان را بر نمی تابد و همه علمکردش را چون اسطورگان راه‌گشا، پیروزمندانه و افتخارآمیز می نامد.هرکه در این مجیزه گویی پیشی بگیرد و کمتر زبان نقد بگشاید از اقربین خواهد شد و مقام و مرتبه بلندتری در سازمان خواهد گرفت.تصویر پوستر رئیس سازمان #عبدالعلی_علی_عسگری است که در قامت یک شوالیه خندان و پیروزمند است که در مقابل تیرهایی نظیر:#کرونا#افراطیون#bbc#manotoکاهش #بودجه#facebook#instagram#twitter#telegram بی تدبیری و نا امیدی با رنگ بنفشو حتا#خطای_انسانیایستادگی کرده است!تیرهای روی سپر ریاست سازمان!این مجیزه گویی خنده‌آور در متن هم موجود است! و نویسنده متن آقای ریاست سازمان را ستونی استوار در برابر مشکلات نام برده!نویسنده متن آقای #احسان_ناظم_بکایی است که ید طولایی در طنز نویسی دارد. چه در همشهری جوان, عضو حلقه مشهور احسانهایش بوده و هم در نشریاتی چون خط خطی و چلچراغ و ... قلم زده و کتاب «من و بابا شاهم» با طنز متوسط از اوست!از طراحی صفحه جلد هم میتوان پی برد که سلیقه و ذائقه کسی است که روزی با همشهری جوان محشور بوده است!با اینحال معلوم نیست متنش طنز نامحسوسی برای محفل خصوصی رفقا و دوستانش است یا پیرو همان ساختار مجیزه گویی سازمان های ریاستی است!هر ناظر بیرونی بی طرفی قائل به این است که سازمان #صداوسیما هرگز رزومه قابل قبولی در مواجه با حوادث و اتفاقات و دشمنان ایران نداشته است.صداوسیما همیشه در حوادث منفعل بوده و بعد از حوادث وارد شده و قالبا خودش را نقض کرده چه در بحران سیل پارسال چه در ماجرای خطای انسانی و چه در قضایای اخیر کرونا، سازمان دائما در حال نقض حرفهای خودش است!و از طرفی با دلالی انواع مسابقات ستاره مربعها و برنامه های مشارکتی مزاحم، در پی چاپیدن جیب مردم است و از سوی دیگر به دنبال مجیزه گویی دولت است که نکند بودجه اش قطع شود!و شاید پیروزی اش برای خودش است نه ایران! که توانسته بدنه کم‌خاصیت ۴۰هزار کارمندانش را در کوران حوادث حفظ کند و از هر طریقی ولو شبهه ناک حقوق بدهد!و بالاخره سازمان صداوسیما هرچه باشد هرگز شوالیه و قهرمان حوادث سال ۹۸ نبوده است!#محمدحسین_خوش_بیان</description>
                <category>محمدحسین خوش بیان</category>
                <author>محمدحسین خوش بیان</author>
                <pubDate>Sun, 15 Mar 2020 19:17:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیلم: شیوع بحران ویروس کرونا و بحران اطلاع رسانی</title>
                <link>https://virgool.io/@khoshbayan/crona-cl3ig8hws42v</link>
                <description> فیلم #شیوع_ویروس_کرونا از ابتدا تا ۱۲ اسفنددقیقاشیوع یک روز بعد از ۳۰ بهمن  و اعلام رسمی شیوع #کرونا در #قم، #تهران و #گیلان هم مبتلا شدند.پس قرنطینه صرف شهر قم در پیشگیری آن موثر نمی‌افتاد.قرنطینه زمانی موثر می‌افتاد که همزمان با قم، تهران و گیلان هم #قرنطینه میشدند.اما مشکل اصلی ما#بحران عدم #اطلاع_رسانی صحیح و به موقع توسط حکومت است!هر چه میگذرد این بحران بیشتر و بیشتر مشخص می شود!با روند توسعه وب ۲ و شبکه های اجتماعی رفته رفته جسم خمار و پیر و فرتوت اطلاع رسانی حکومت عیان تر از قبل شده است!مردم جلوتر از حکومت و مبادی رسمی حکومت به اخبار دسترسی دارند!و چون بازار شایعات و رسانه های معاند، داغ استو از طرفی عدم وجود اعتماد به سیستم اطلاع رسانی حکومت، براحتی هر شایعه ای در بین مردم تبدیل به خبر شده و به سرعت در جامعه پخش می شود.شیوع ویروس کرونا در کشور تا ۲۰ اسفند ماهعدم اعتماد مردم به مجموعه اطلاع رسانی حکومت دلایل متعددی دارد که مهمترین آن نحوه مواجه حکومت با بحران هاست.به صورت کلی حکومت در مواجه با بحران ها مدل زیر را اتخاذ کرده است:1. انکار صورت مسئله!اگر نشد  میگویند:2.ان شاالله گربه است! (هیس! هیس! هیچی نیست!)اگر جواب نداد گفته خواهد شد:3. کار، کارِ دشمن است!نشد میگویند4. نذاشتن کار کنیم! یعنی فرافکنی و انداختن گردن دیگران!نشد5. ژست روشنفکری فرافکنی به مردم یعنی مشکل را ریشه ای و از درون خود مردم توصیف می کنند و مشکل اصلی عدم همکاری آنان معرفی می کنند!و دست آخر: 6. بازخوانی و فهم دقیق و باور صورت مسئله به منظور یافتن راه حل!مورد شماره ۳ و ۴ به علت شکست جنگ رسانه ای حکومت  علیه دشمنان و همچنین عدم کارایی مکرر در مواجه با بحران ها، دیگر کارایی ندارد!خود حکومت هم این موضوع را فهمیده و کمتر بکار می‌برد و همگان فهمیده اند که دشمن زمانی موثر است که ضعفی درونی در ما وجود داشته باشد که در دولت ضعف عدم عمل گرایی، فربهی مفرط، غرور و تکلف بیش از حد، فامیل و رابطه سالاری و عدم تخصص و ترس از مواجه با واقعیت است!همه این عوامل به علاوه کارمند سالاری و  ناکارآمدی افراد سیستم باعث شده که بحران اصلی حال حاضر کشور، بحران عدم مقبولیت رسانه ای در حکومت باشد!#COVID19#CRONAVIRUS</description>
                <category>محمدحسین خوش بیان</category>
                <author>محمدحسین خوش بیان</author>
                <pubDate>Tue, 10 Mar 2020 15:27:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا کرونا الهه نجات اقتصاد آمریکا خواهد شد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@khoshbayan/crona-ngaqr6fyx8dz</link>
                <description>نسبت GDP به بدهی ایالات متحده آمریکانمودار بالا نسبت جی دی پی به بدهی خارجی ایالت متحده آمریکاست که چند سال است از صد در صد خارج شده است! بیشتر شدن نسبت بدهی به تولید ناخالص ملی ایالات متحده از بعد از جنگ جهانی دوم تا کنون بی سابقه است! این بدان معناست که کشتی غول پیکر اقتصاد آمریکا سوراخ شده و در شرف ورشکستگی است!برای ساده سازی خانواده ای را در نظر بگیرید که درآمد ماهانه اش دو میلیون است اما بدهی ماهانه اش ماهی دو میلیون دویست هزار تومان!این خانواده برای پر کردن این شکاف دست به هر کاری میزند که بتواند بدهی خود را پرداخت کند.ممکن است بیشتر کار کنند و دست به شغل های اضافی بزنند و یا وسایل خانه را یک به یک به حراج بگذارند!بحرانی بودن این ماجرا زمانی بیشتر قابل درک خواهد بود که بدانیم که این خانواده برای خرج و برج زندگی خودش نیز نیاز به استفاده از این ناخالص دارد! یعنی اگر هزینه های معاش ماهانه را در نظر بگیریم میزان اختلاف درآمد ماهیانه و بدیهی هایش بسیار بیشتر از ۲۰۰هزار تومان است!در ایالات متحده آمریکا هم همین وضع برقرار است!سالیان سال این شکاف بین ناخالص داخلی و بدهی، توسط دو عامل یکی توزیع دلار بی پشتوانه و تزریق آن به اقتصاد جهانی و دیگری البته جنگ افروزی و فروش سلاح به دیگر کشورها پر می شد.اما اولی در حال شکست خوردن است چراکه کشورها در پی ایجاد تجارت های مستقل از دلار و ایجاد شبکه پولی بین الدولی اند.میزان فروش اسلحه ایالات متحده به تفکیک سالاما سیاست دوم یعنی جنگ افروزی به نظر میرسد که بعد از داعش با شکست موجه شده استنمودار دوم میزان فروش اسلحه ایالات متحده آمریکا است که دقیقا در سال 2017 سال آخر حکومت داعش که نبردهای نهایی بود بیشترین میزان فروش اسلحه توسط آمریکا صورت میگرفت که با نابودی آن  به یکباره فروش اسلحه به حداقل رسید، بازار خرید اسلحه خاورمیانه در حال اشباع شدن است و از طرفی همچنین حملات موفق آمیز آرامکو و عین الاسد توسط محور مقاومت منطقه، کارآمدی تجهیزات و تسلیحات ایالات متحده آمریکا را مورد خدشه شدید قرار داده و فروش تسلیحات آمریکا به حداقل ممکن رسیده است!در چنین شرایطی آمریکا مجبور به اعمال سیاست های انقباضی گردید ، تعطیلی پایگاه های آمریکا و تعدیل نیروها در منطقه در پی چنین سیاست های انقباضی صورت گرفته است که این روند از عراق و افغانستان شروع شده است و به نظر می رسد که این روند ادامه پیدا کند.تاثیر کرونا بر اقتصاد شرق آسیا و ایالات متحدهعکس سوم تاثیر کرونا بر اقتصاد شرق آسیا و آمریکاست که در ابتدا به دلیل حجم بالای اقتصاد شرق آسیا، سقوط اقتصاد چین تاثیر مستقیمی بر اقتصاد آمریکا گذاشت اما در ادامه با عدم حضور رقیب قدرتمندی مانند چین ، آمریکا امکان حضور مستقیم در اقتصاد جهان پیدا کرد و در حال ترمیم اقتصاد خودش از طریق پر کردن جای خالی چین است!یعنی ویروس کرونا که اقتصاد جهانی را به شدت تحت ناثیر قرار داده میتواند فرصت بی نظیری برای اقتصاد ایالات متحده رقم بزند تا بتواند از طریق آن شکاف ایجاد شده بین بدهی و ناخالص داخلی اش را کم کند و شاید نقطه شروع مجددی برای اقتصاد خود پیدا کند.روند تغییرات قیمت نفت از ابتدای سال 2020 تا کنونعکس چهارم سقوط آزاد قیمت نفت است. نفت شل آمریکا یکی از بنیان های اقتصادی اوست که با سقوط قیمت نفت اقتصاد آمریکا تحت الشعاع قرار خواهد گرفت!باید دید که در ادامه و تاثیر عمیق کرونا بر اقتصاد جهانی آیا کرونا الهه نجات اقتصاد امریکا خواهد شد؟ و یا او را هم خواهد بلعید!#کرونا#نفت#ایالات_متحده_آمریکا#GDP#Debt#CVID19#cronavirus#china#us#economy#oilمنابع:https://zfacts.com/p/318.htmlhttps://tradingeconomics.com/united-states/weapons-saleshttps://economics.rabobank.com/publications/2020/january/economic-implications-of-the-coronavirus/https://www.bbc.com/news/amp/business-51753142</description>
                <category>محمدحسین خوش بیان</category>
                <author>محمدحسین خوش بیان</author>
                <pubDate>Mon, 09 Mar 2020 17:11:05 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>