<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حسین خضوعی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@khozuei</link>
        <description>بر سر آنم که گر زدست برآید    دست به کاری زنم که غصه سراید</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 04:39:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/56008/avatar/qiQXEu.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حسین خضوعی</title>
            <link>https://virgool.io/@khozuei</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رابطه‌ی آگاهی با رنج زنگوله‌ای است</title>
                <link>https://virgool.io/@khozuei/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%DB%8C-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%D9%86%D8%AC-%D8%B2%D9%86%DA%AF%D9%88%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-jlrmlzoqfgah</link>
                <description>اکثر ما حسرت دوره‌ی کودکیمون رو‌ داریم و دلمون میخواد به عالم بچگی و بازی‌هاش برگردیم. چند وقت دارم به این موضوع فکر می‌کنم که آیا نمیشه جوهره‌ی شادی کودکی رو پیدا کرد و اون رو در بزرگسالی تکرار و تکثیر کرد؟ آگاهی بچه‌ها به مخاطرات و رویدادهای محیط و جامعه کمه و براشون همه‌چیز بازیه. بزرگ‌تر که میشن با افزایش آگاهی و اطلاعات رفته رفته شادی زندگی کم میشه.  به نظرم رابطه آگاهی و رنج شبیه یک منحنی زنگوله‌ایه. در ابتدای زنگوله که آگاهی کمه، رنج حداقله و هرچه آگاهی بیشتر بیشه تا یک جایی- میانه‌ی زنگوله- رنج بیشتر میشه و اونجا به بعد با افزایش آگاهی رنج دوباره کم میشه. اگه می‌بینیم با گذر عمر و افزایش آگاهی هی داره از شادی کودکیمون کم میشه و بر رنجمون افزوده میشه، علتش اینه که هنوز به میانه منحنی زنگوله‌‌ای آگاهی نرسیدیم.</description>
                <category>حسین خضوعی</category>
                <author>حسین خضوعی</author>
                <pubDate>Tue, 11 Nov 2025 08:48:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زبودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@khozuei/%D8%B2%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%D9%85-%DA%86%D9%87-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%D9%85-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%AF-j1lulj9o7p4l</link>
                <description>«بودن» نشانه‌ها و آثاری داره، یکی از ساده‌ترین‌هاش اینه که از بودن کسی یا چیزی در جایی، چیزی به اونجا اضافه میشه یا تغییری در اونجا رخ میده. بودن همه آدما به یک اندازه نیست و این رو میشه از مقدار آثارشون فهمید. به نظرم عمر فرصتی برای ماست تا بودن خودمون رو حداکثر کنیم و این حداکثر سازی سه بُعد داره: مدت، شدت و وسعت. برای افزودن بودنمان از بُعد مدت، اولا باید جوری از تن و روان مون مراقبت کنیم که حداکثر اعتباری زمانی که خالقمون برامون در نظر گرفته رو استفاده کنیم و با بی تدبیری شارژ زمانی مون رو کم نکنیم. ثانیا  باید پیوسته زندگی کنیم و از وقفه‌ها و غیبت‌های مسیر زندگی تا می‌تونیم بکاهیم. برای افزودن بودن از حیث شدت باید عمیق زندگی کنیم، در از امید و ذوق و شوق و انگیزه، و از کسالت و رخوت و یاس تا می‌تونیم پرهیز کنیم. برای افزایش بودن از حیث وسعت باید نقاط کور رهنمون رو بشناسیم و اونا رو از بین ببریم، قاب ذهنی و وسعت نگاه مون رو تا می‌تونیم بگسترانیم. اگه میخایم بدونیم آیا در توسعه ابعاد بودنمون موفق بودیم یا نه؟ نگاه کنیم و ببینیم ثمره و نشانه‌‌های بودنمون تا حالا چی بوده؟ از خودمون بپرسیم زبودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟</description>
                <category>حسین خضوعی</category>
                <author>حسین خضوعی</author>
                <pubDate>Mon, 10 Nov 2025 16:43:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه با آنچه‌داریم باشیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@khozuei/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-vwosve2ugmrp</link>
                <description>سوال فوق یک سوال میلیون دلاریه. چرا؟ چون پاسخ درست به اون می‌تونه کلی کیفیت زندگی ما رو بالا ببره و لذتمون رو بیشتر کنه.به نظرم برای بودن با آنچه داریم، اول باید اونا رو بشناسیم و بشماریم. چون اساسا چیزی رو که نمی‌دونیم داریمش یا نه، نمی‌تونیم باهاش باشیم و از وجودش لذت ببریم.شناخت دارایی و نعمت آغاز راهه، دارایی‌ها رو زمانی می‌تونیم درست و عمیق بشناسیم که بتونیم نبودشون رو تصور کنیم. تصور درست نبودن چیزی، موجب درک بهترِ بودنِ اون چیز میشه و احساس قدردانی ما از وجود او رو‌ بالا خواهد برد. در یک کلام برای اینکه با داشتن هامون بیشتر باشیم، باید یاد بگیریم اونا رو با عینک نداشتن‌شون ببینیم.</description>
                <category>حسین خضوعی</category>
                <author>حسین خضوعی</author>
                <pubDate>Sun, 09 Nov 2025 21:39:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرمایه رایگان</title>
                <link>https://virgool.io/@khozuei/%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86-htxzqwmmadxg</link>
                <description>برخی سخن‌ها برای گوینده «حرف»اند ولی برای شنونده «سرمایه» می‌شوند.وقتی از والدین تان تقدیر می‌کنید…وقتی از همسرتان تشکر می کنید…وقتی فرزندتان را تشویق می‌کنید…وقتی دوستتان را تحسین می‌کنید…معجزه‌ی گفتگوبدون هیچ هزینه‌ایاز «کلمات» شما برای مخاطب‌تان«سرمایه» می‌سازد، آن‌هم چه سرمایه‌ای؛سرمایه‌ی «امید»سرمایه‌ی «انگیزه»سرمایه‌ی «معنا»سرمایه‌ی «حرکت»سرمایه‌ی حس‌خوب زندگیاین سرمایه‌های ارزشمند ولی رایگان را از عزیزان‌مان دریغ نکنیم.</description>
                <category>حسین خضوعی</category>
                <author>حسین خضوعی</author>
                <pubDate>Wed, 23 Jun 2021 13:38:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اطلاعات بلاتکلیف</title>
                <link>https://virgool.io/@khozuei/%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%AA%DA%A9%D9%84%DB%8C%D9%81-vp3x416a9xdd</link>
                <description>شبکه‌های اجتماعی هر روز اطلاعات متنوع و تجربه‌های فراوانی در قالب جستار، عکسنوشته، پادکست و ویدیو به دیدرس و تیررس ما می‌آورند.ما اما چون با برنامه سراغ آنها نرفته‌ایم، ظاهراً هزینه‌ای بابت آنها پرداخت نکرده‌ایم و سامانه‌‌ یا فلوچارتی برای به بندکشیدن، نگهداری، آماده‌سازی و هضم و جذب آنها نداریم، از هر کدام در حد یک نگاه کوتاه یا یک لمس کوچک محظوظ می‌شویم و با شتاب سراغ بقیه می‌رویم تا میل تنوع طلبی خود را ساکت کنیم.محتوایی که یک‌بار در تورمان افتاده بود و می‌توانست التیام بخش گوشه‌ای از رنج‌مان یا توسعه‌بخش قسمتی از دیدگاهمان باشد، به طرفهالعینی از دستمان سر می‌خورد و در بیکرانه‌‌-دریایِ مجازی دوباره فرو می‌رود. تا کی دست تقدیر آن‌را دوباره در تور ما بیندازد یا نیندازد؟مهر پارسال یکی از شما این محتوا را در قالب استوری در تور من انداخت، با آنکه از آن بهره‌ها برده‌ام و هنوز هم می‌برم، ولی ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است، لذا به مصداق «وَذَکِّرْ فَإِنَّ الذِّکْرَىٰ تَنفَعُ الْمُؤْمِنِینَ» آنرا محض یادآوری تقدیم شما و آن عزیز می‌کنم؛«اگر تو دلت به یک شاخه گل آفتاب‌گردان گرم و روشن میشه، فدای سرت که اطرافیانت تعجب می‌کنند و می‌خواهند تو را به دام تجملات حتی بی‌معنای خودشان بکشانند.کی گفته سلیقه‌‌ی تو به اندازه‌ی بقیه مهم نیست؟دل قوی دار که این دنیا محل فراوانی فکر و نعمت و سلیقه است.لذت ببر و در برابر لذت‌ها و سلایق مردمان متواضع باش، حتی کمک‌شان کن به شیوه‌ی انحصاری خودشان از عمرشان لذت ببرند.»</description>
                <category>حسین خضوعی</category>
                <author>حسین خضوعی</author>
                <pubDate>Tue, 22 Jun 2021 13:41:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از کجا شروع کنم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@khozuei/%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D9%86%D9%85-qry56jqt6a2y</link>
                <description>اگر می‌خواهی فردا همین جایی که هستی، باشی، لازم نیست هیچ اقدامی انجام بدهی.ولی اگر می‌خواهی فردا جایی غیر از اینجا باشی باید به ترتیب اقدامات زیر را انجام دهی:1️⃣: مقصدت را مشخص کنی2️⃣: وسیله‌ی مناسب سفرت را انتخاب کنی3️⃣: بلیط بگیری4️⃣: چمدانت را ببندی 5️⃣: سر ساعت حرکت در زمان در ترمینال،ایستگاه یا فرودگاه حاضر باشی تا از سفر جانمانی.نیچه همین محتوای ساده  و بدیهی را در قالب کلمات دیگری ریخته است و می‌گوید:« از سنگ قبرت شروع کن...[ببین چی دلت میخواد روی سنگ قبرت بنویسند] اگر می‌خواهی بدانی امروز چه اقدامی باید انجام دهی، ببین فردا باید کجا باشی»</description>
                <category>حسین خضوعی</category>
                <author>حسین خضوعی</author>
                <pubDate>Mon, 21 Jun 2021 16:48:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرمایه‌های اصیل</title>
                <link>https://virgool.io/@khozuei/%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%DB%8C%D9%84-tqrltxxzxilc</link>
                <description>سرمایه‌های انسان دو نوع‌اند؛سرمایه‌های اصیلسرمایه‌های غیر اصیل?غیراصیل‌ها در بیرون‌ ما هستند ولی اصیل‌ها در درون‌ ما?غیراصیل‌ها با خرج کردن کم می‌شوند ولی اصیل‌ها با خرج کردن زیاد.?غیراصیل‌ها با گذر زمان می‌کاهند ولی اصیل‌ها با گذر زمان می‌بالند.?غیراصیل‌ها نیاز به محافظت دارند ولی اصیل‌ها از ما محافظت می‌کنند.?از غیراصیل‌ها با واسطه‌ی حواس پنج‌گانه لذت می‌بریم، اما لذت اصیل‌ها را بی‌واسطه در درون خود وجدان می‌کنیم.?وقت رفتن از دنیا غیر اصیل‌ها را باید بگذاریم و برویم ولی اصیل‌ها را می‌توانیم با خودمان ببریم.</description>
                <category>حسین خضوعی</category>
                <author>حسین خضوعی</author>
                <pubDate>Sun, 20 Jun 2021 12:59:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خالی بستن در زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@khozuei/%D8%AE%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-j7m8r5fkrzcw</link>
                <description>زندگی...سازه‌ای متشکل از هزاران بلوک استو ما هر روز چند عدد از آن‌ها را قالب‌بندی و پُر می‌کنیم.شکل قالب را کارهایی که طی شبانه‌روز انجام می‌دهیم، تعیین می‌کندو محتوای آن را حس و حالی که در کارهای روزانه می‌ریزیم.با شروع هر کاری ما یکی از این قالب‌ها را باز می‌کنیم و با پایان آن، قالب را می‌بندیم.اگر یک کار را با تمام وجود و حضور خود انجام دهیم یک بلوک پر و محکم ساخته‌ایم و اگر آن را از روی بی‌میلی و بی‌حس‌حال  انجام دهیم، در واقع قالب را خالی بسته‌ایم.</description>
                <category>حسین خضوعی</category>
                <author>حسین خضوعی</author>
                <pubDate>Sat, 19 Jun 2021 13:01:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تا مقصد چقدر مانده؟</title>
                <link>https://virgool.io/@khozuei/%D8%AA%D8%A7-%D9%85%D9%82%D8%B5%D8%AF-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-rswbqkiuxb3p</link>
                <description>به سوی هر مقصدی که حرکت می‌کنیم، در مسیر علامت‌هایی را می‌بینیم که ما را از نزدیک شدن به هدف مطمئن می‌کنند.فردی که به خداوند در نماز، روزه، و فعالیت‌های اقتصادی،عبادی و اجتماعی‌اش تقرب می‌جوید، نیز به چنین علایم اطمینان بخشی نیاز دارد. نمی‌شود فردی سال‌ها صادقانه به عظیم  تقرب جسته باشد، ولی در همان کوچکی گذشته‌ی خود  مانده باشد.علایم نزدیک شدن به هر مقصودی با شاخصی از جنس همان مقصود دور شدن و نزدیک شدن را نشان می‌دهند لذا علایم تقرب به عظیم از همان جنس یعنی از جنس بزرگ شدن هستند. برخی از این علایم به عنوان مثال این‌جا ذکر شده اند؛هرچه انسان بزرگ‌تر باشد در مصیبت کمتر متلاطم می‌شود.هرچه انسان بزرگ‌تر باشد دیرتر از کوره در می‌رود. هرچه انسان بزرگ‌تر باشد، اشتباهات دیگران هرچند بزرگ باشد را زودتر می‌بخشد.هرچه انسان بزرگ‌تر باشد آدم‌های بیشتری در اطراف خود می‌بیند و حس همدردی بیشتری دارد.هرچه انسان بزرگ‌تر باشد در برابر وسوسه‌های خُرد و خوار کننده، شکیبایی بیشتری دارد.هرچه انسان بزرگ‌تر باشد زودتر حق را می‌پذیرد هرچند علیه خود او باشد.هرچه انسان بزرگ‌تر باشد انتقاد پذیری بیشتری دارد.?شما هم اگر نمونه‌های دیگری از علائم نزدیک شدن به خدای عظیم می‌شناسید لطفاً در کامنت? یادداشت کنید.</description>
                <category>حسین خضوعی</category>
                <author>حسین خضوعی</author>
                <pubDate>Sat, 12 Jun 2021 12:51:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حداکثر کردن دارایی‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@khozuei/%D8%AD%D8%AF%D8%A7%DA%A9%D8%AB%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D8%A7-yvtwyinu6qw6</link>
                <description>یکی از اهدافی که می‌تواند زندگی هر فردی را معنادار کند، تلاش برای حداکثر کردن دارایی‌‌هاست.?فقط چون دارایی تعاریف و مصادیق مختلفی دارد، منطقی است ابتدا منظورمان از دارایی را برای خودمان شفاف کنیم تا احیانا یک عمر به خیال آب دنبال سراب ندویم.?برای روشن‌تر شدن موضوع،برخی از معانی و مصادیق دارایی را برای نمونه این‌جا گردآورده‌ام:1️⃣ دارایی کلیه‌ی اموال و حقوقی است که دارای ارزش پولی هستند.2️⃣دارایی چیزی است که برای انسان ایجاد درآمد می‌کند.3️⃣ دارایی آن چیزهایی هستند که زمان مرگ از خودت به ارث می‌گذاری.4️⃣ دارایی عبارت است از داشته‌هایت‌ به علاوه‌ی نگاهت به نداشته هایت.5️⃣ دارایی آن چیزهایی است که برای زیستن به آنها نیاز داری.6️⃣ دارایی آن چیزهایی است که برای تو تا همیشه می‌ماند.7️⃣ دارایی عبارت است از آنچه هستی نه آنچه داری.8️⃣ دارایی آن چیزهایی است که وقت مرگ با خودت می‌بری.? شما کدام تعریف را می‌پسندید؟به نظر شما حداکثر کردن دارایی‌ها، هدف مناسبی برای زندگی است؟ اگر آری، دارایی با کدام تعریف؟ اگر نه، چرا؟</description>
                <category>حسین خضوعی</category>
                <author>حسین خضوعی</author>
                <pubDate>Tue, 08 Jun 2021 12:49:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهلی می کنیم یا اهلی می‌شویم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@khozuei/%D8%A7%D9%87%D9%84%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D9%87%D9%84%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85-fjfvp3czmtat</link>
                <description>شازده کوچولو گفت: تو کی هستی؟ چه خوشگلی! بیا با من بازی کن. من آنقدر غصه به دل دارم که نگو...روباه گفت: من نمی‌توانم با تو بازی کنم. مرا اهلی نکرده‌اند.شازده کوچولو آهی کشید و گفت: ببخش! اما پس از کمی تامل پرسید: اهلی کردن یعنی چی؟روباه گفت: تو اهل اینجا نیستی. پی چی می گردی؟شازده کوچولو گفت: من پی آدم‌ها می گردم. اهلی کردن یعنی چی؟روباه گفت: آدمها تفنگ دارند و شکار می‌کنند. این کارشان آزاردهنده است. مرغ هم پرورش می‌دهند و تنها فایده‌شان همین است. تو پی مرغ می‌گردی؟شازده کوچولو گفت: نه، من پی دوست می‌گردم. نگفتی اهلی کردن یعنی چی؟روباه گفت: &quot;اهلی کردن&quot; چیز بسیار فراموش شده‌ایست. یعنی &quot;علاقه ایجاد کردن&quot;...شازده کوچولو گفت: علاقه ایجاد کردن؟روباه گفت: البته. تو برای من هنوز پسر بچه‌ای بیش نیستی؛ مثل صدها هزار پسر بچه‌ی دیگر و من نیازی به تو ندارم. تو هم نیازی به من نداری. من نیز برای تو روباهی هستم شبیه به صدها هزار روباه دیگر. ولی تو اگر مرا اهلی کنی هر دو به هم نیازمند خواهیم شد. تو برای من در عالم همتا نخواهی داشت و من برای تو در دنیا یگانه خواهم بود...شازده کوچولو گفت: کم کم دارم می‌فهمم... گلی هست... و من گمان می‌کنم که آن گل مرا اهلی کرده است....</description>
                <category>حسین خضوعی</category>
                <author>حسین خضوعی</author>
                <pubDate>Sat, 29 May 2021 13:08:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چشم انتظار حادثه‌ای ناگهان مباش</title>
                <link>https://virgool.io/@khozuei/%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D8%AF%D8%AB%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%DA%AF%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B4-z69qgm2qyivo</link>
                <description>? آینده... مدت زمانی از عمر انسان است که در فراسوی لحظهٔ «حال» گسترش می‌یابد و مجموعه‌ای از اتفاقات را با خود به همراه می‌آورد.? آینده... «معمایی» است که بشر همواره آرزو داشته آنرا رازگشایی کند و به رخدادهای سازنده‌اش بشکند.? انسان... نسبت به رخدادهای آینده رفتاری تبعیض آمیز دارد؛?از یک سو می‌کوشد رخدادهای احتمالی آینده را بشناسد  و  ?از سوی دیگر سعی می‌کند رخدادهای یقینی آنرا فراموش نماید.? مرگ... یقینی‌ترین رخداد آینده است که البته انسان  نسبت به آن «غافل‌ترین‌» است.و زندگی... مطمئن‌ترین شیوه‌ی استقبال از مرگ است که البته انسان نسبت به آن نیز «غافل‌ترین‌» است.   </description>
                <category>حسین خضوعی</category>
                <author>حسین خضوعی</author>
                <pubDate>Fri, 28 May 2021 12:38:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جامعه هم سیستم عامل دارد!</title>
                <link>https://virgool.io/@khozuei/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D9%87%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-tix5unhon03r</link>
                <description>جوامع را از جهاتی می‌توان به یک کامپیوتر تشبیه کرد.آن‌ها مانند کامپیوتر متشکل از  مجموعه‌ای از سخت‌افزار و نرم‌افزار هستند که برای فراهم کردن مقصودی کنار هم قرار گرفته‌اند.?موقعیت جغرافیایی، منابع طبیعی و سرمایه انسانی جامعه به مثابه سخت افزارها، خرده فرهنگ‌ها، قوانین و مقررات بخشی ، سمن‌ها، احزاب، مطبوعات و .... مانند برنامه‌های کاربردی در ابر کامپیوترها هستند.?مهمترین نرم‌افزار یک کامپیوتر «سیستم عامل» آن است.  سیستم عامل، سخت‌افزارها و نرم‌افزارهای موجود روی کامپیوتر را به یکدیگر متصل نگه می‌دارد و  آن‌ها را مدیریت می‌کند.?سیستم عامل یک کشور سیاست‌ها و رویه‌های کلان و سازوکار (مدل)حکمرانی آن کشور است.  «مدل حکمرانی» است که به عنوان اصلی‌ترین نرم افزار یک کشور بین سخت‌افزارها و نرم افزارهای آن ارتباط برقرار می‌کند و آنها را در جهت هدف خاصی به کار می‌گیرد.?همان‌گونه که در کامپیوتر کارکرد بسیاری از سخت افزارها و نرم افزارها تا حد زیادی بستگی به کارآیی و تناسب سیستم عامل دارد، در یک جامعه نیز استفاده بهینه از منابع طبیعی و نیروی انسانی و کارآیی احزاب، اصناف، سازمان ها، مطبوعات بستگی به کارآمدی مدل حکمرانی آن جامعه دارد.?دلیل اینکه برخی جوامع علیرغم برخورداری از منابع طبیعی غنی و نیروی انسانی با استعداد نسبت به کشورهای مشابه و حتی فقیرتر از خود، به شاخص‌های عملکردی بسیار ضعیف‌تری می‌رسند را در ناکارآمدی مدل حکمرانی آن ها باید جست.?علت این‌که در برخی جوامع، سخت افزارها زود به زود و نوبت به نوبت می‌سوزند را در مناسب نبودن مدل حکمرانی باید یافت.?اگر در جامعه‌ای... به کرات آدم‌ها و برنامه‎های خوب نتایج بد به بار می‌آورند، احتمالا مشکل از آدم‌ها و برنامه‌های جزءی نیست، بلکه مشکل در سیاست‌ها و رویه‌های کلان آن جامعه است.?احتمالا... سیستم عامل آن جامعه ویروسی شده‌ و باید ویروس کشی شود و یا ... «قدیمی» شده  و باید «ارتقا» پیدا کند.</description>
                <category>حسین خضوعی</category>
                <author>حسین خضوعی</author>
                <pubDate>Thu, 27 May 2021 12:13:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی هم سیستم عامل دارد!</title>
                <link>https://virgool.io/@khozuei/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-zhaju8i44pih</link>
                <description>زندگی را از جهاتی می‌توان به یک کامپیوتر تشبیه کرد.زندگی نیز مانند کامپیوتر شامل مجموعه‌ای از سخت‌افزار و نرم‌افزار است که برای فراهم کردن مقصودی کنار هم قرار می‌گیرند.سیستم عامل مهمترین نرم‌افزار یک کامپیوتر است. سیستم عامل سخت‌افزار و سایر نرم‌افزارهای موجود روی کامپیوتر را به یکدیگر متصل نگه می‌دارد و مدیریت می‌کند.مهمترین نرم‌افزار زندگی نیز نقشه‌ی راه یا برنامه‌ای است که بین سخت‌افزارها و نرم افزارهای زندگی ارتباط برقرار می‌کند و آنها را در جهت هدف خاصی به کار می‌گیرد. همان‌گونه که در خرید یک گوشی هوشمند یا تجهیز یک کامپیوتر به اهمیت و اولویت نرم‌افزار بویژه سیستم عامل آن توجه می‌شود، بدیهی است که در سامان دادن یک زندگی معنی‌دار و هدفمند نیز برنامه‌ی کلان و نقشه‌ی راه زندگی در اولویت توجه قرار گیرد.اما متاسفانه نه تنها به اولویت و اهمیت نرم‌افزار توجه نمی‌شود بلکه غالبا به نرم افزارهای زندگی اصلا توجهی نمی‌شود و بخش عمده‌ی  وقت و توجه افراد صرف خرید سخت افزارهای جدید و ارتقا آنها می‌شود.افرادی که در زندگی اصالت را به سخت افزار می‌دهند  کمتر به چرایی؟  و چگونگی؟ امور فکر می‌کنند و بیشتر اوقات به «چه چیزی؟»  و «چه‌قدر؟» می‌اندیشند : چه چیزی بخریم؟چه چیزی بخوریم؟ چه چیزی بپوشیم؟ و ....چقدر بخریم؟ چقدر بخوریم؟ چقدر بپوشیم؟‌ و ...و برای پاسخ به این پرسش‌ها معیارشان دیگران هستند و جواب را از مقایسه‌ی خود با دیگران و چشم و هم چشمی‌ها استخراج می‌کنند.اما افرادی که در زندگی اصالت را به نرم افزار می‌دهند در کنار «چه چیزی؟» و «چه قدر؟» به «چرایی؟» و  «چگونگی؟» امور هم می‌اندیشندو  پاسخ به این سوالات را از هدفی که برگزیده‌اند و برنامه‌ی جامعی که برای زندگی‌شان دارند، استخراج می‌کنند نه از این که دیگران چه کرده‌اند یا چه می‌کنند.</description>
                <category>حسین خضوعی</category>
                <author>حسین خضوعی</author>
                <pubDate>Wed, 26 May 2021 10:36:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابزارهای زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@khozuei/%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-zrevefn8wyfk</link>
                <description>ابزارهای لازم برای زندگی دو دسته‌اند:۱)سخت افزارها۲) نرم افزارهاسخت افزارهای زندگی اکثرا فیزیکی، عینی‌ و خریدنی اند و برای بدست آوردن‌شان باید پول پرداخت مانند خانه، ماشین، لوازم منزل و ...اما نرم افزارهای زندگی از جنس برنامه، نقشه‌راه و مهارت‌‌‌ های مختلف هستند. نرم افزارهای زندگی در واقع شیوه‌ی به کارگرفتن سخت افزارهای زندگی را مشخص می‌کنند و از آنها تحت عنوان کلی سبک زندگی یاد می‌کنند. برای داشتن بسیاری از نرم‌افزار‌های مفید برای زندگی، «پول» لازم نیست، بلکه کمی «توجه» کافی است.متاسفانه اکثر مردم بیشتر هم و غم‌شان بدست آوردن سخت افزارهای زندگی و ارتقا آنهاست و کمتر به نرم افزارهای زندگی توجه می‌کنند. حال آنکه همه نیک می‌دانند که بدون داشتن یک سیستم عامل و نرم‌افزارهای مناسب بسیاری از سخت افزارها کارآیی درست خود را از دست می‌دهند.برخی از نرم‌افزار‌های مفید زندگی -که البته یقینا با آنها آشنا هستید- جهت یادآوری اینجا فهرست شده‌اند:1- آب را در لیوان بلورین بنوشید و قبل از نوشیدن آنرا نگاه کنید.2- قبل از خوردن میوه، آنرا ببویید.3-برای وسایل منزل خود اسم بگذارید و آنها را با نام کوچک صدا کنید.4-هر روز یک یا چند بهانه‌ پیدا کنید و از همسرتان تشکر کنید.5- لقمه‌هایتان را خوب بجوید6- وقت حرف زدن با همسر یا فرزندتان او را نگاه کنید و خوب به او گوش کنید.7- یک یا چند گلدان در خانه یا تراس خانه نگهداری کنید و با آب‌پاش به آن آب بدهید.8- شب وقت مسواک زدن اگر مقدور است آسمان را تماشا کنید.9- هرچند مدت یکبار نفس عمیق بکشید.10- هر روز فهرست نعمت‌هایی که دارید را بشمارید.11- روزی یکبار برای سلامت، سعادت و موفقیت خویشان و دوستان دعای خیر کنید.بدیهی است که نرم افزارهای زندگی به فهرست بالا محدود نمی شوند و هر فردی متناسی با تجربیات خود می تواند بر این فهرست موردهایی بیفزاید.خواهشمندم در کامنت ها پیشنهادهای تکمیلی خودتان را با ما در میان بگذارید.</description>
                <category>حسین خضوعی</category>
                <author>حسین خضوعی</author>
                <pubDate>Tue, 25 May 2021 13:18:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است</title>
                <link>https://virgool.io/@khozuei/%D8%B2-%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%DA%86%D8%B4%D9%85%D9%85-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-eirwatpfn0tl</link>
                <description>یکی از واژه‌هایی که هرازگاهی، چند هفته‌ای مُد می‌شود و به طرز خارق‌العاده‌ای در قالب‌های متعددی تکرار می‌شود، کلمه‌ی «مردم» است.هر دو سال یکبار، دم انتخابات  کاندیداهای مجلس یا ریاست جمهوری، هرکدام با بیانی از «مردم» سخن می‌گویند؛ ?یکی از گرانی می‌گوید که کمر «مردم» را شکسته است. ?یکی از فساد می‌گوید که اموال مردم را به تاراج برده است. ?یکی به کارگران هفت تپه سلام می‌رساند  ?و دیگری بغضش از زندگی سخت کولبران می‌ترکد.? رسانه‌ی ملی دوباره یادش می‌افتد ایران زنان و مردانی با پوشش، عقیده و مذهبِ دیگری هم  دارد و هر شبکه‌ای را که می‌زنی سخن از حقوق‌ وحضور «مردم» صرفِنظر از عقاید و سلایق‌شان می‌شنوی.?کاندیداها همه‌ دم از «مردم» می‌زنند. لباس منتقد به وضعِ موجود می‌پوشند و در همدردی با «مردم» از وضع موجود می‌نالند. بدون این‌که هیچ تقصیری برای خودشان -که سال‌ها در این سیستم قدرت داشته‌اند- قائل باشند.?همه فهرستی از درد و رنج‌های «مردم» را برای مردم دوباره بازمی‌گویند و تمام کاسه- کوزه‌ها را بر سر ناکارآمدی، خیانت و فساد «یکدیگر» می‌شکنند.? همه با یقین وعده می‌دهند؛ «اگر من بیایم دوباره اوضاع بر وفق مراد ^مردم^می‌شود» و هیچ‌کدام‌شان احتمال نمی‌دهد شاید تاکنون هم ایراد از اشخاص نبوده، بلکه شاید:? اشکال از ساختارها، سیاست‌ها و رویه‌هایی باشد که در آن هر مسئولی می‌تواند با فرافکنی از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند و تقصیر را به گردن دیگران بیندازد.? اشکال از دورویی یا دروغ درخصوص اصل «حاکمیت مردم بر سرنوشت‌شان» باشد که تا بحث رای و صبر و مقاومت است، آنها  ولی‌نعمت‌‌اند اما همین‌که سخن از سایر شؤون و تصمیمات کلان کشورداری به میان می‍آید،  نامحرم و نابالغ‌ اند و به فراموشی سپرده می‌شوند. ?«مردم» اگر اصل‌اند، باید همیشه و در همه‌ی امور در صدر بمانند چرا که اصل یعنی آنچه همیشه «اصالت» دارد.</description>
                <category>حسین خضوعی</category>
                <author>حسین خضوعی</author>
                <pubDate>Mon, 24 May 2021 13:12:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نفسم گرفت از این شب در این حصار بشکن</title>
                <link>https://virgool.io/@khozuei/%D8%AD%D8%B5%D8%A7%D8%B1-hoysjegwjvyt</link>
                <description>? انسان... «ناحیه‌»ای است  محصور در «تعلقات»ش از آنچه می‌ترسد از دست بدهد «شروع» می‌شود.  و به آنچه طمع دارد بدست بیاورد «پایان» می‌یابد. ? وسعت آدمی و شاخص اندازه‌گیری‌اش را  نوع «ترس» و «طمع» او و جنس «هَمّ» و «غَمّ»اش مشخص می‌کند؛  ? فردی‌که «ترس و طمع»اش  تعداد فالوورها و لایک‌های آن‌ها است با «کیلو فالور» و «کیلولایک» تعریف می‌شود. ? فردی‌که «هم و غم»اش توسعه‌ی ملک و تعداد آپارتمان است با «مترمربع» اندازه‌گیری می‌شود. ? فردی‌که  می‌ترسد «صندلی‌ کنونی‌»اش را بگیرند و  به هر هزینه‌ای طمع دارد بر «صندلی بلندتر»ی بنشیند با «رنگ و ارتفاع» صندلی سنجیده می‌شود. ? فردی‌که  نه دارد که تهدیدش کنند که می‌گیریم و نه می‌خواهد که تطمیعش کنند که می‌دهیم  از حصار سنجش آزاد  و بدون حد و مرز است. ? فردی‌که غمش، تضییع «حقوق»  و هَمّش، اقامه‌ی «حق» است از حق «شروع» می‌شود و تا حق ادامه دارد «ادامه» می‌یابد. </description>
                <category>حسین خضوعی</category>
                <author>حسین خضوعی</author>
                <pubDate>Wed, 19 May 2021 20:02:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سه گُل</title>
                <link>https://virgool.io/@khozuei/%D8%B3%D9%87-%DA%AF%D9%8F%D9%84-fgm0vqvxje6d</link>
                <description>«قوای حاکم» در جمهور اسلامی ایران -طبق اصل ۵۷ قانون اساسی- عبارتند از: قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضاییه که زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت  اعمال می‌گردند. عملکرد «قوای حاکم» در سال‌های گذشته نتیجه‌ای به بار آورده است که از آن تحت عنوان «وضع کنونی» یاد می‌شود. مقامات «قوای حاکم» همه از «وضع کنونی» شاکی‌اند.هر کدامشان  خود را نسخه‌ی نجات مردم از «وضع کنونی» می‌دانند.ولی...هیچ کدامشان  در ایجاد «وضع کنونی» خودش را «مقصر» نمی‌داند.    این سه گُل گاهی مرا می‌خندانند گاهی به گریه می‌اندازند و گاهی همزمان هم می‌خندانند، هم می‌گریانند و هم به فکر وا می‌دارند. به نظرم یک کم خُل شده‌ام.</description>
                <category>حسین خضوعی</category>
                <author>حسین خضوعی</author>
                <pubDate>Tue, 18 May 2021 10:11:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سعادت</title>
                <link>https://virgool.io/@khozuei/%D8%B3%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-rce86z250o3q</link>
                <description>?سعادت...یک «پایان» نیست بلکه یک «آغاز» است.«به» سعادت، زندگی انسان پایان نمی‌یابد بلکه «با» آن، تازه آغاز می‌شود. ?سعادت... یک «سبکِ زندگی» است که تدریجا به عنوان ثمره‌ی عمر یک انسانِ عاقبت‌اندیش به‌بار می‌نشیند.?سعادت...یک «شیوه‌ی زیستن» استکه بر شالوده‌ای از «حقایق» بنا می‌شودو «حقایق» آنهایی هستند که در طول زمان و بعد از زمان ادامه دارند. منقضی و مستهلک نمی‌شوند.?سعادت...یک «رویه‌ی معیشت» است؛پویا و یادگیرنده با محیط پیرامونش ارتباط «فعالانه» و «عاشقانه» دارد: از آن انرژی و احسان می‌ستاند و بیشتر از آن‌چه ستانده به آن عشق و احسان باز پس می‌دهد. از آن می‌آموزد و بخشی از آنچه آموخته را می‌پروراند و دوباره به آن می‌آ‌‌‌موزاند.?سعادت.. یک «روال معاشرت» است؛ به «کمیتِ» دارایی‌ها وابسته نیست، بلکه تابعی از «کیفیت ارتباط» با دارایی‌هاست. از بیشتر«داشتن» قوام نمی‌گیرد بلکه از بیشتر «بودن» حیات می‌گیرد.?سعادت... در حصار تنگ «فردیت» نمی‌گنجدبلکه در شبکه‌ای از ارتباطات؛ بین انسان و خودش، انسان و خدایش، انسان و اشخاص پیرامونش انسان و اشیای دور وبرش، می‌بالد و می‌شکفد ?سعادت... کیفیتی برتر از حیات است که:?وقتی در محضر پروردگار عظیم به فقر و نیازت اقرار می‌کنی.?وقتی خودت را می‌بخشی و در آغوش می‌کشی.?وقتی کارهایت را با تمام حضور انجام می‌دهی ?وقتی پیله‌ات را می‌گشایی و دوباره متولد می‌شوی?وقتی از خودت بیرون می‌آیی و دیگران را  هم به نگاه انصاف و احسان می‌بینی?وقتی از صمیم قلب خیرمردمان را می‌خواهی و از موفقیت‌ آنان خوشحال می‌شوی?وقتی کسی را بی‌توقع دوست می‌داری یا چیزی را علیرغم میلت می‌بخشی?وقتی نکته‌ای هرچند ریز را کشف می‌کنی یا چیزی هرچند کوچک را می‌آفرینی?وقتی به حکم انصاف علیه نظر، عقیده‎ و خودت شهادت می‌دهیمی‌توانی بارقه‌ای از آن‌را در وجودت تماشا کنی.</description>
                <category>حسین خضوعی</category>
                <author>حسین خضوعی</author>
                <pubDate>Sat, 15 May 2021 21:02:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شهرآورد</title>
                <link>https://virgool.io/@khozuei/%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF-xyi5wbnr8mpe</link>
                <description> آخرین باری که برای دیدنش رفتم همین دیشب بود...درست همان زمانی که خبر مرگ ناگهانی استاد جوانش را از بچه‌های دانشگاه شنید زنگ خانه‌اش را زدم.گوشه‌ی پرده‌ی پنجره‌ی اتاقش را کمی کنار زد تا چشمش به من افتاد پرده را رها کرد و برق اتاقش را خاموش کرد تا وانمود کند کسی در خانه نیست.این عادت همیشگی اوست.  تا مرا از دور می‌بیند یا خودش را به خواب می‌زند یا برای خودش کاری می‌تراشد یا خودش را با فیلم و سریال و شبکه‌ای سرگرم می‌کند  و بالاخره هم بهانه‌ای جور می‌کند تا از رویارویی با من فرار کند.اما من دوستش دارم و برایش نگرانم.باید درباره اتفاقات مهمی که در آینده خواهد افتاد با او حرف بزنم. باید راجع به اولویت‌ها و فوریت‌های زندگی‌ نکاتی را برایش تعریف کنم.برای همین دوباره و سه‌باره زنگ زدم...فهمید که می‌دانم در خانه است و از روی ناچاری آیفن را برداشت و گفت: کیه؟گفتم: منم یک «پرسشِ بی‌پاسخ» یک «سوالِ بی‌جواب»گفت: کدام پرسش؟ کدام سوال؟گفتم:  همان پرسش سمج قدیمی که دست از سرت برنمی‌دارد و هر روز با ظاهری به سراغت می‌آید.گفت: همان «زندگی چه معنایی دارد؟ »، «آیا زندگی به رنج‌ها و غم‌هایش می‌ارزد؟»، «هدف از زندگی چیست؟» همان «از کجا آمده‌ای آمدنت بهر چه بود؟» ؟گفتم: آریگفت: ببین امشب خسته‌ام باید قسمت آخر سریال یاور چلویی و بچه مهندس4 را باید ببینم.  باشد برای فردا...  راستی فردا هم نمی‌شود.  فردا «شهرآوردِ» استقلال و پرسپولیس است، رویارویی هیجان انگیزِ فرهاد مجیدی و یحیی گل محمدی را نمی‌توانم از دست بدهم، پس فردا بیا...و به این ترتیب دوباره دست به‌سرم کرد.لبخندی زدم و برگشتم. ولی ته دلم نگران فردا بودمنه فردای ناپیدای بعد از این «شهرآورد» که او می‌ماند و منو همان بازی قدیمیبلکه فردای پیدای بعد از تمام «شهرآورد»ها  که او می‌ماند تنها و تُهی...بدون بازی</description>
                <category>حسین خضوعی</category>
                <author>حسین خضوعی</author>
                <pubDate>Fri, 14 May 2021 11:38:13 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>