<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های kian_moltafet</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@kiannz</link>
        <description>یه مریض مغزی ، دهه هشتادی ، درگیرم با تقویمِ شمسی ،  بی‌سرزمین ، رو نقطه‌ی صفر مرزی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 01:31:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/260967/avatar/xbQeh0.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>kian_moltafet</title>
            <link>https://virgool.io/@kiannz</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بهترین پست های من ( حتما ببینید )</title>
                <link>https://virgool.io/@kiannz/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AD%D8%AA%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%AF-gpjdgnrq4iw8</link>
                <description>برترین آهنگ های بیتلز، کوئین و پینک فلوید ( لیست 10 تایی )گلچین بهترین آهنگ های آبان 99 تا اردیبهشت 1400 برای دانلود (مستر پلی لیست ۲)تفسیر آلبوم عدل فدایی ( کامل و جامع ) تفسیر ( دیس یابی ) متن آهنگ دو جا و صبحونه از حصینبیوگرافی اشکان فدایینقد و بررسی آلبوم مجاز یک سال پس از انتشار به دلیل تولد هیچکسبرترین آلبوم های کوتاه رپ فارسی ( لیست 20 تایی )100 فکت رپ فارسی که شاید ندانید بیوگرافی کامل توپاک ( 2pac )هنوز خيلى مونده مهديار آقاجانى پاريس، تابستان ۱۳۹۳قو های سفید در چنگال شیر های لندنیلندنی ها بدنبال جام نقره ای در سرزمین ماتادور هادلنوشته برای روز های عجیب فوتبال اروپاسیتکام کمتر دیده شده ، سریال baby daddy112 نکته ( فکت )درباره سریال فرندز ( F.R.I.E.N.D.S )بررسی جامع لیگ برتر انگلیس در فصل 2019 - 2020 لیگ برتر انگلیسبهترین همکاری های دو نفره رپ فارس (بخش اول)بهترین همکاری های دو نفره رپ فارس (بخش دوم)</description>
                <category>kian_moltafet</category>
                <author>kian_moltafet</author>
                <pubDate>Sun, 20 Jun 2021 15:57:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهدیار آقاجانی و توضیحاتش درباره آلبوم جنگل آسفالت و هیچکس</title>
                <link>https://virgool.io/@kiannz/%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D8%B6%DB%8C%D8%AD%D8%A7%D8%AA%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D9%88%D9%85-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D9%84-%D8%A2%D8%B3%D9%81%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D9%88-%D9%87%DB%8C%DA%86%DA%A9%D8%B3-sziqxwg889df</link>
                <description>کاور آلبوم جنگل آسفالتپست های پیشنهادی ( با کلیک روی آنها از این مطالب دیدن کنید )تفسیر آلبوم عدل فدایی ( کامل و جامع ) تفسیر ( دیس یابی ) متن آهنگ دو جا و صبحونه از حصینبیوگرافی اشکان فدایینقد و بررسی آلبوم مجاز یک سال پس از انتشار به دلیل تولد هیچکسبرترین آلبوم های کوتاه رپ فارسی ( لیست 20 تایی )100 فکت رپ فارسی که شاید ندانید بیوگرافی کامل توپاک ( 2pac )هنوز خيلى مونده مهديار آقاجانى پاريس، تابستان ۱۳۹۳هنوز خيلى مونده مهديار آقاجانى پاريس، تابستان ۱۳۹۳هشت سال از انتشار “جنگل آسفالت میگذرد و خيلى چيزها تغيير كرده است. توضيح در مورد هيچكس و پشت پرده “جنگل آسفالت” به راحتى میتواند يک كتاب باشد. در اين مقاله به اختصار سعى كرده ام در مورد آشنايی ام با هيچكس، خلق “جنگل آسفالت” و اتفاقات قبل و بعد از آن توضيح دهم.اولين بار كه آهنگى از سروش شنيدم 15 ساله بودم. اينترنت در ايران تقریبا همه گير شده بود. دوستم آدرس اينترنتى يكى از آهنگ هاى هيچكس را فرستاد و براى اولين بار با رپ فارسى آشنا شدم. به نظرم از نظر محتوايى و فنى نقص هاى زيادى داشت با اين حال پر از نكات تازه، خلاقانه و ساختارشكن بود كه باعث میشد بتوانم نقص هايش را فراموش كنم و از شنيدن آن لذت ببرم. بيشتر جست وجو كردم و آهنگ هاى بيشترى پيدا كردم. يكى از مهمترين دلايلى كه به آثار سروش جذب شدم، بى پرده صحبت كردن از دغدغه هاى همسن وسالانش بود كه تا آن زمان نظيرش را در آثار فرهنگی ايرانى نديده بودم. يك سال بعد با سروش از نزديك آشنا شدم و نمونه كارهايم را برايش فرستادم. سروش آهنگها را پسنديد و پيشنهاد همكارى داد. آن زمان قصد داشت از صحنه موسيقى خداحافظى كند و به دنبال آهنگى مناسب براى اين موضوع بود. بعد از بحثهاى فراوان نظرش را تغيير دادم و تصميم گرفتيم اولين آلبوم حرفه اى هيپ هاپ ايرانى را توليد كنيم. وقتى پرسيدم “اسم آلبوم را چى بگذاريم؟” بدون مكث گفت: “جنگل آسفالت.”سروش اميدوار نبود هيپ هاپ به يك صنعت حرفه اى و به تبع آن درآمدزا تبديل شود و دليل اصلى آن را جدى گرفته نشدن هيپ هاپ توسط دولت و روشنفكران میدانست. هرچه بيشتر وارد كار شديم، بيشتر حرف سروش را درک كردم؛ از مدعيان هنر تا حتى خانواده هايمان كارهايمان را مسخره مى كردند. ما باور داشتيم كه “جنگل آسفالت” از نظر نوآورى هنرى در تاريخ موسيقى ايران كم نظير است و از نظر فنى در سطح موسيقى حرفه اى روز دنياست. میدانستيم به دليل كمبود امكانات و بی تجربگی حتما نقص هاى زيادى در كارمان وجود دارد. با اين حال اكثر عكس العمل هاى منفى ، ناشى از طرز فكر غلط در مواجهه با يك پديدۀ  جديد بود. می دانستيم هم نسلان زيادى داريم كه در اين راه ما را يارى خواهند كرد و با هم می توانيم جلوى مخالفت هاى بی منطق ايستادگى كنيم. توهين ها انگيزه اى براى تلاش بيشتر و اثبات نادرستى پيش داوری ها بود. تفكر هيچكس مقدس نيست. روند كارى من و سروش در ساخت آهنگها معمولاً به دو شكل پيش می رود. شكل اول اينكه ابتدا سروش موضوع آهنگ را مطرح مى كند و دربارۀ آن صحبت مى كنيم. بعد از همفكرى در مورد چگونگى ارتباط آهنگ با موضوع، شروع به ساخت آهنگ مى كنم. يك نسخة اوليه از آهنگ را براى سروش آماده مى كنم و اگر ِ بپسندد نوشتن شعر را شروع مى كند. در شكل دوم، سروش موضوع را بر اساس يكى از آهنگهاى منتشرنشده ام انتخاب مى كند. در هر دو شكل بعد از انتخاب موضوع و آهنگ، سروش شروع به نوشتن شعر بر روى آهنگ مى کند . پس از نوشتن هر چند سطر، در مورد آن نظرخواهى مى كند و اين روند را ادامه می دهد تا شعر كامل و آمادۀ ضبط شود. بعد از ضبط، دوباره آهنگ را متناسب با شعر تغيير می دهم، تنظيمات نهايى را اجرا مى كنم و همزمان مسائل مربوط به طراحى جلد، وبسايت و فروش را دنبال مى كنيم. ساخت “جنگل آسفالت” لذت بخش بود. هر دو به دنبال ساخت يك اثر خاص بوديم و انتقاد پذيرى طرفين كار را آسان مى كرد. سروش در مورد تمام زواياى كار مشورت مى كند، از موضوع كار گرفته تا جزئی ترين آرايه ها. هميشه سعى مى كند نقطه نظر طرف مقابل را درک كند، حتى اگر با آن موافق نباشد. اين فضاى حرفه اى باعث می شود در روند يك كار گروهى به راحتى ايده پردازى كنيم، خلاق باشيم، اشتباه كنيم، انتقاد كنيم و در نهايت به نتيجه اى برسيم كه همه تا حد امكان از آن راضى باشيم. عامل ديگرى كه ساخت “جنگل آسفالت” را آسان مى كرد، اعتماد همه جانبه سروش بود. آلبوم را با ساختن “اختلاف” شروع كرديم. هفت آهنگ ساختم تا بالاخره سروش آهنگ هفتم را براى نوشتن اختلاف انتخاب كرد. دومين آهنگ “قانون” بود كه براى آن هم شش آهنگ ساختم تا راضى شد. وقتهايى كه سروش به اندازۀ كافى از كارم راضى نبود و می خواست كه يك آهنگ ديگر بسازم، شك مى كردم شاید واقعا توانش را ندارم و از سروش می پرسيدم: “مطمئنى استعدادش را دارم؟” و يا بارها گفتم “مشكلى ندارم اگر پشيمان شده اى و می خواهى با آهنگساز ديگرى كار كنى.” ولى سروش هميشه به اين حرف ها می خنديد. می گفت خودم را باور داشته باشم و ادامه دهم. از طرف ديگر مسائل بيرونى مانند كمبود امكانات و ترس نوازنده ها از همكارى با هنرمندان زيرزمينى، ساخت “جنگل آسفالت” را مشكل مى كرد. در طول مدت ضبط آلبوم سه بار مجبور شديم استوديو را تغيير دهيم. چون پس از مدتى استوديو پلمب می شد و يا از ترس پلمب شدن اجازۀ ضبط از ما گرفته مى شد. در آخر به لطف يكى از دوستان كه استوديوى كوچكى داشت، شب ها بعد از تعطيلى استوديو تا صبح كار مى كرديم. حق نداشتيم سر و صداى زيادى كنيم تا كسى متوجه فعاليت هاى استوديو در طول شب نشود. در نتيجه هر روز سر كلاس هاى مدرسه خواب بودم. در “جنگل آسفالت” سعى كرديم همة آهنگها را به دليل ضرورت كيفى، هنرى و معنوىشان در آلبوم قرار دهيم. ولى در مواردى، به دلايل امنيتى و براى كاهش خطرهاى احتمالى، مجبور شديم استثنا قائل شويم. آهنگ “وطن پرست” با وجود اينكه با ارزشهاى فكرى سروش در آن دوره در تضاد نبود، حضورش در آلبوم دلايلى فراتر از ارزش هنرى آهنگ داشت. مثال ديگر اين مسئله “مقدمه قانون” است.سى دى، دفترچه و بسته بندى “جنگل آسفالت” را همراه يكى از دوستان دبيرستانم طراحى كرديم و مخفيانه در چاپخانة يكى از آشنايان تكثير كرديم. براى پيشفروش آلبوم يك وبسايت طراحى كرديم و از دو هفته قبل از تاريخ انتشار، ساكنان تهران مى توانستند آلبوم را پيش خريد كنند. با ثبت نام كنندگان تماس مى گرفتيم و مبلغ را حضورى از آنها دريافت مى كرديم. با وجود اينكه آلبوم قبل از انتشار لو رفت، در تهران نزديك به ۲۰۰۰نفر ثبت نام كردند. افرادى كه به صورت حرفه اى در حوزه فرهنگ فعاليت مى كردند و به كارمان احترام مى گذاشتند انگشت شمار بودند ولى بعد از انتشار “جنگل آسفالت” تعدادشان خيلى بيشتر شد و برخورد عامه مردم هم تا حدودى جدى تر شد. همچنان مشكلات زيادى وجود داشت از جمله عدم امكان برگزارى اجراى زنده، عدم امكان فروش آثار و خطر دستگيرى به خاطر فعاليت غيرمجاز. همانطور كه   پيش بينى مى شد بعد از انتشار، فشارها از طرف دولت بيشتر شد و حين تحويل آلبوم ها، سروش چند روز براى بازجويى دستگير شد. دولت مانع تحويل باقى آلبوم ها شد. سه سال بعد من به اروپا رفتم. فشارهاى دولت تا جايى ادامه پيدا كرد كه سروش نيز برخلاف ميلش براى ادامه فعالیت هنرى ايران را ترک كرد.كار با سروش خارج از ايران از جهاتى آسان تر و از جهاتى سخت تر شده است. در كشورهاى توسعه يافته برخوردها بسيار متفاوت است و نه تنها هيپ هاپ جدى گرفته مى شود، بلكه يكى از محبوبترين موسيقى هاى عامه پسند روز و از كارآمدترين ابزارهاى تجارى، فرهنگى، سياسى و حتى آموزشى محسوب مى شود. بخشى از اين مسئله به خاطر جا افتادگى هيپ هاپ در فرهنگ عمومى اين كشورها و بخش ديگرى از آن به خاطر امكان فعاليت رسمى است كه منجر به ايجاد صنعت پردرآمد هيپ هاپ شده است. فراوانى امكانات و برنامه هاى فرهنگى باعث شده امكان استفاده از روشهاى نوين، تجربه كردن و يادگيرى بيشتر شود. ولى زندگى در دو كشور مختلف اجازۀ همكارى از نزديك را نمى دهد و بيشتر اوقات آهنگها را از طريق اينترنت براى يكديگر مى فرستيم. نمى توانم با يك تاكسى به خانة سروش بروم و پيش خودش آهنگ را بسازم يا تغييراتى كه مى خواهد را درجا اعمال كنم. به همين دليل با وجود امكانات بيشتر، گاهى كارها بيشتر از زمانى كه در ايران بوديم طول مى كشد. كمتر به فشارهاى دولت فكر مى كنيم. مى توانيم به اجراى زنده و فروش محصولات فكر كنيم. ولى همچنان در ايران نمى توانيم فعاليت تجارى داشته باشيم و به اكثر مخاطبها دسترسى فيزيكى نداريم. تقاضا براى خريد آهنگها در ايران زياد است و براى بعضى از محصولات امكان خريد از طريق كمك به خيريه گذاشته ايم تا متقاضيان بتوانند با پرداخت مبلغ به خيريه و ارسال قبض پرداخت به ما، رمز بگيرند و محصول مورد نظر خود را با كيفيت دلخواه دريافت كنند.خوشبختانه موسيقى وراى زبان است و مى توانم با هر مليتى در هر   زمينه اى كار كنم ولى سروش هميشه در حال دست و پنجه نرم كردن با مشكلات هنر ايران و فارسى زبانهاست و به عنوان يك رپكن ايرانى به خاطر ضرورت استفاده از زبان فارسى نمى تواند به راحتى با مخاطب غيرفارسى زبان ارتباط برقرار كند و موقعيتهاى كارى ايجاد كند. هميشه با سروش سعى داريم با هر اثر حداقل يك ايدۀ نو يا يك تلفيق خلاقانه در هنر موسيقى و شعر ايران و جهان مطرح كنيم. برايمان نوآورى و شعور مخاطب ارزش دارد و مهم نيست در اين راه از كجا الهام مى گيريم.در دورۀ اينترنت فرهنگ شرق و غرب به سادگى در هم حل مىشوند و آنچه مهم است كيفيت و نوآورى اثر است. براى نوآورى در زمينة موسيقى، در آهنگ &quot;ديده و دل &quot; با استفاده از اشعار، آوازها، سازها، ريتم ها و ملودى هاى سنتى ايرانى، به نوعى سعى كرديم فرم جديدى از هيپ هاپ را به عنوان هيپ هاپ ايرانى بسازيم. مثال ديگر مى تواند استفاده از تكنيك سمپلينگ باشد كه در آهنگسازى غربى مرسوم است ولى تا قبل از رونق رپ فارسى در موسيقى ايرانى زياد به چشم نمى خورد. تكنيك سمپلينگ در موسيقى شبيه تكنيك كولاژ در هنرهاى تصويرى است. به اين معنى كه با استفاده از قسمتهايى از يك يا چند صدا كه به منظور ديگرى ضبط شده اند، آهنگ جديدى بسازيم. استفاده از اين تكنيك مى تواند براى كمك به مضمون آهنگ باشد و يا كمك به زيبايى آن. براى ساخت آهنگ “اون منم” سروش درخواست كرد آهنگى با استفاده از يك آهنگ قديمى ايرانى بسازم. دو آهنگ با استفاده از آثار گوگوش ساختم كه يكى از آنها “اون منم” بود. سروش موضوع را طورى طراحى كرد كه شعر گوگوش به مفهوم و حس آهنگ كمك كند. چند سال بعد موضوع “يه روز خوب مياد” را مطرح كرد و پيشنهاد داد آهنگ را با استفاده از تكنيك سمپلينگ بسازم. اين بار مهم نبود چه آهنگى انتخاب كنم، فقط بايد به حس موضوع كمك مى كرد. دو آهنگ ساختم، يكى با استفاده از آهنگ “اشك من هويدا شد” از مرضيه و ديگرى با استفاده از آهنگ “هكابه” از النى كاراايندرو به همراه صداى تظاهرات88 ، تكنوازى نى و تكنوازى سنتور. آهنگ دوم انتخاب شد و در مرحلة تنظيم -به پيشنهاد سروش- صداى بخشى از سخنرانى على شريعتى را به آخر آهنگ اضافه كرديم. در اين اثر حتى انتخاب قطعه براى سمپلينگ، فكرشده بود. قطعة “هكابه” از آلبوم موسيقی متن نمايشنامه اى است كه به روايت سرنوشت زنان تروا مى پردازد. شهر جنگزده اى كه مردانش كشته شده اند و زنانش سعى در دادخواهى و ساختن شهر دارند. مثال ديگر براى انتخاب فكرشدۀ قطعه براى سمپلينگ، آهنگ “عاشقم” است. بعد از ضبط وقتى براى شعر همخوان به نتيجه اى نرسيديم، به جست وجوى آهنگى برخاستم كه بتوانم با استفاده از آن همخوان آهنگ را بسازم. در آخر با تغيير گام و ضرب آهنگ “الا يا ايها الساقى” از شهرام ناظرى توانستم همخوانى بسازم كه مضمون شعر سروش را به مخاطب برساند. در آهنگ “يانگ اند فوليش” به درخواست شركت تهيه كننده از آهنگ “هاس  آو رايزينگ سان” استفاده كرديم و سروش مانند “اون منم” موضوع را بر اساس سمپل طراحى كرد. “پابرجا” كه با استفاده از آهنگ “وقتى بهار نيست” از گلپا ساخته شده، از آن دسته كارهايى است كه در آن از سمپلینگ  صرفا به خاطر زيبايى استفاده شده است. نمونة پيشرفته تر اين كار را می توانيم در آهنگ “من اگه تو نباشى” بشنويم كه در آن براى زيباتر شدن اثر از آوازهاى محلى شمال ايران استفاده شده است. در زمينه نوآورى در شعر مى توان به چينش كلمات سروش روى ضربآهنگ توجه كرد كه تنوع چشمگيرى دارد و روى هر گونه ضرب و كسر ميزان تسلط دارد، از قافيه پردازى روى ضرب 1۴۰بى پى ام&quot; برپا &quot; تا اجراى ريتم هاى پيچيده روى كسر ميزان 6/8 “انجام وظيفه” . سروش در نوشتن از همه چيز الهام مى گيرد. كوچكترين اتفاق در خيابان و نكات سادۀ كتابهاى درسى مى تواند منبع الهام باشد. در مدرسه در تفسير خيلى از شعرها مى گفتند منظور از معشوق خداست. سروش بر همين مبنا ايدۀ آهنگ “هزارى” را مطرح كرد كه آهنگى عاشقانه است و معشوق اسكناس هزار تومانى.بخشى از شعر “هزارى: &lt;&lt;همه بهت میگن  صدى و دامنت چين چينه (دستة 1۰۰هزار تومانى) اونى كه مانتوش آبيه كیت میشه؟ (اسكناس ۲هزار تومانى)اونم بوده باهام چند بار ولى خب تو از بچه هاى قديمى ترى مانتوت سبز، مشهورتر از (اسكناس هزار تومانى) هديه تهرانى.با تو محبوبترم بيا عشقبازى كنيم دستم به كمرت (حالت پول در دست گرفتن)دست راستو خيس مى كنم مى كشم به سرت (حالت شمارش پول)” &gt;&gt;من و سروش خوشبختانه از ابتدا به لطف دوست خوبمان مهرک گلستان (ريويل ) هميشه در جريان جزئيات موسيقى دنیا و خصوصا هيپ هاپ بوديم.  به عنوان مثال مهرک در زمان “جنگل آسفالت” ما را با آرايهاى آشنا كرد كه مى توان آن را “تشبيه به ايهام” ناميد. آرايه اى كه در ادبيات غرب وجود دارد ولى نمونه اش را در ادبيات فارسى نديده بوديم. نمونة واضح اين آرايه را در آهنگ “بنگ” مى بينيم:“خوب میخونم و حرف حق مى زنم قارى ام؟ نه دبه مى كنيم شورش در مياد (زير حرفمان مى زنيم گندش در مى آيد / دبه شور درست مى كنيم) وعده بیخودى میديم بوش كه در مياد (بيخودى وعده مى دهيم وقتى همه باخبر مى شوند / بيخودى وعده مى دهيم وقتى بوى شورمان بلند مى شود / همچنين منظور از ‘بوش’ مى تواند رئيس جمهور سابق آمريكا باشد)”سروش در بيت آخر شعر بالا سه معنى جدا از هم را به شنونده منتقل مى كند. در بيت اول حرف حساب زدن خود را به قارى قرآن كه “كلام حق” را مى خواند تشبيه كرده است. در واقع تشبيه خود را به معنى دوم (ايهام) “حرف حق” كه قرآن است نسبت داده است. آراية ديگرى كه از طريق رپ فارسى وارد ادبيات شده، آرايه اى است كه مى توان آن را “ايهام تلفظى” ناميد. به مثال زير از آهنگ “چى شنيدى؟”توجه كنيد:“هستى طلبه؟ بيا قمقمه يادت نره اينجا دهنا خشك مىشن با نور جمجمه” “قمقمه” و “قم قمه” تلفظهاى يكسان دارند ولى معنى هاى متفاوت. سروش با استفاده از اين نكته و همچنين ايهام كلمة “طلبه” توانسته دو معنى کاملا متفاوت را همزمان انتقال دهد. معنى اول “آيا تو هم خواستارى؟ بيا، فقط قمقمه فراموش نشود چون اينجا از شدت نور جمجمه دهانت خشك خواهد شد” است و معنى دوم “آيا طلبة حوزه هستى؟ قم قم است. اينجا فرق دارد و دهانت از شدت نور جمجمه خشك مىشود”.امروز كه به “جنگل آسفالت” فكر مى كنم، به نظرم كاستى هاى زيادى از نظر موسيقى و شعر دارد. در اين هشت سالى كه از انتشار “جنگل آسفالت” گذشته، هيچكس خيلى پخته تر شده است و اين تغيير را در آلبوم بعدى اش به نام “مجاز” خواهيم شنيد. “جنگل آسفالت” ساختة دو ذهن 17 و 21 ساله است كه در جايى كه كارشان جرم محسوب مى شده است، بدون امكانات كافى، سرمايه، تجربه يا راهنما دست به خلق يك اثر تجربى زدند كه مى تواند با استانداردهاى جهانى روز خود تطابق داشته باشد. “جنگل آسفالت” با همة خوبى ها و بدى هايش توانست موسيقى ايران را به قبل و بعد از خود و يا به تعبيرى به قبل و بعد از همه گير ِ شدن رپ فارسى تقسيم كند. حركتى كه باعث شد هر نوجوان ايرانى به خود جرأت نوشتن و آهنگسازى ً بدهد. حتما هنرمندان بااستعدادى بين اين نوجوانان هستند كه ممكن است موفق شوند بدون پشتوانه صداى خود را به گوش ديگران برسانند. ولى آيا قادر خواهند بود به طور رسمى هنر خود را عرضه كنند، بدون اينكه مجبور باشند در روح اثر دست ببرند يا به كسى باج بدهند؟ آيا روزى مى توان در ايران از طريق هنر هيپ هاپ زندگى كرد؟ بعيد مى دانم كه من يا سروش آن روز را ببينيم ولى اميدوارم يك روز خوب بيايد</description>
                <category>kian_moltafet</category>
                <author>kian_moltafet</author>
                <pubDate>Thu, 25 Mar 2021 15:43:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>112  فکت ( حقیقت ) درباره سریال فرندز ( friends  )</title>
                <link>https://virgool.io/Novira/112-%D9%81%DA%A9%D8%AA-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%AF%D8%B2-friends-qzdvlx7nwhji</link>
                <description>دوستان یا فِرِندز (Friends) یک مجموعه کمدی موقعیت آمریکایی است که توسط دیوید کرین و مارتا کافمن ساخته شد و از ۲۲ سپتامبر ۱۹۹۴ تا ۶ مهٔ ۲۰۰۴ از شبکهٔ ان‌بی‌سی پخش گردید. این مجموعه دارای ده فصل است و هنوز در شبکه‌های مختلف در حال بازبخش می‌باشد. داستان آن دربارهٔ شش دوست است که در منهتن نیویورک زندگی می‌کنند. برایت ،کافمن، کرین پروداکشنز  با همکاری وارنر برادرز تهیه‌کنندگان اصلی این سریال و کوین اس برایت، مارتا کافمن و دیوید کرین تهیه‌کنندگان اجرایی اصلی آن بودند.فرندز از محبوب ترین سریال های تاریخ است که شش کاراکنر اصلی آن جنیفر آنیستون در نقش ریچل گرین  ، کورتنی کاکس در نقش مانیکا گلر ، لیسا کودرو در نقش فیبی بوفی ، مت له بلانک در نقش جویی تریبیانی ، متیو پری در نقش چندلر بینگ و دیوید شویمر در نقش دکتر راس گلر هستند .1_ بازيگران اصلى سريال هر كدام در آغاز كار خود، براى هر قسمت ٢٢٥٠دلار و در پايان سريال، براى هر قسمت ١ميليون دلار دريافت ميكردند.2_ قبل از اينكه نام سريال، &quot;دوستان&quot; باشد. سازندگان، فيلم نامه اى ٧صفحه اى به اسم &quot;كافه بيخوابى&quot; نوشته بودند كه از لحاظ موضوعى نيز فرق داشت، براى مثال: &quot;راس&quot; و &quot;ريچل&quot; رابطه كليدى سريال نبودند و در عوض &quot;جويى&quot; و &quot;مونيكا&quot; رابطه كليدى بودند اما وقتى كه شبكه NBC در مورد سريال خبر هايى منتشر كرد اسم سريال را &quot;دوستانى مثل ما&quot; اعلام كرد. پس از آغاز فيلم بردارى اسم سريال به &quot;شش از يك&quot; تغيير كرد ودر نهايتدر٢٣سپتامبر ١٩٩٤كه سريال براى اولين بار پخش شد، سازندگان به &quot;دوستان&quot; خالى بسنده كردند.3_ وقتى كه مت لبلانك (جويى) براى نقشش مصاحبه كرد تنها ١١دلار پول داشت. بعد از اينكه بازيگران اولين چك حقوق خود را دريافت كردند، او براى خود يك غذاى گرم خريد.4_ تيتراژ آغازين سريال در استديو &quot;برادران وارنر&quot; در كاليفرنيا فيلم بردارى شد، نه در پارك مركزى در نيويورك.5_ در قسمتى كه وسايل &quot;جويى&quot; و &quot;چندلر&quot; به سرقت رفته بود، سارق بر روى تختۀ آهن ربايى روى درب، با عبارت &quot;بابت وسايل ممنون&quot; از آنها تشكر كرده بود! خب حداقل انقدر ادب داشته كه تشكر كنه...6_ديويد شويمر اولين نفر از بين شش بازيگر اصلى بود كه براى بازى در سريال انتخاب شد.7_ جنيفر آنيستون  آخرين نفر از بين شش بازيگر اصلى بود كه براى بازى در سريال انتخاب شد.8_ جواب اين سوال كه &quot;چگونه هربار بر روى همان مبل در كافه مينشستند؟&quot; اين است كه در واقع تابلو كوچكى با مضمون &quot;رزرو شده&quot; بر روى ميزِ هميشگى آنها بود.9_ بدليل شرط بندى اى كه بين متيو پرى و بروس ويليس بر سر فيلم آخر خط بود، كه متیو پری هم برنده شد. &quot;ويليس&quot; بايد در ٣قسمت، بعنوان بازيگر مهمان بازى ميكرد، آن هم مجانى!10_ در آغاز سريال، شمارۀ بر روى درب آپارتمان &quot;مونيكا&quot; ٥بود. اما سازندگان بعدا متوجه شدند كه اين اصلا با عقل جور در نمياد، چون در طبقۀ بالاترى زندگى ميكرد. پس شمارۀ آپارتمان را به ٢٠ تغيير دادند، شمارۀ آپارتمان &quot;چندلر&quot; نيز از ٤به ١٩تغيير كرد.11_ نويسنگان از چارتِ پاى(pie chart)  استفاده ميكردند تا تعداد جوك ها و صحبت هايى كه هر كاركتر ميگويد را دنبال كنند تا مطمئن شوند به هركس به ميزان يكسان ميرسد. كاملا منصفانه...(چارت پاى يا چارت شيرينى شكل، چارتى است دايره شكل كه به قسمت هاى مساوى همانند يك كيك بريده شده تقسيم شده است)12_ مجسمۀ سگ سفيد &quot;جويى&quot; در واقع متعلق به &quot;جنيفر آنيستون&quot; بود كه از طرف بهترين دوستش به هنگام شروع بازيگرى براى شانس آوردن به او هديه داده شده بود. &quot;آنيستون&quot; مجسمه را براى قسمتى كه جويى پولدار شده بود و وسايل بسيارى خريد، به سريال قرض داد اما بعد از اون قسمت سازندگان تصميم گرفتند آن را نگه دارند.13_تمامى طرح هاى بر روى تختۀ آهن ربايى آپارتمان چندلر توسط &quot;پاول شوئين&quot; كشيده ميشد.14_نقش &quot;مارسل&quot; توسط دو ميمون بازى شد! توسط &quot;كيتى&quot; و &quot;ميمون&quot;... &quot;ميمون&quot; خلاقانه ترين اسم واسه يه ميمون ـه15_ شبكه NBCدر اصل فكر ميكرد كه بازيگران خيلى جوان هستند و از نويسندگان خواست كه يك كاركتر مسن تر به سريال اضافه كنند تا به بازيگران اصلى پند و نصيحت دهد.16_ تقريبا براى كل فصل اول، بيرون از &quot;سنترال پرك&quot; خيابانى نبود و فقط پس زمينه اى رنگى بود.آنها پنجره را كمى مات و جلوى پنجره را پر از گياه كرده بودند تا مشخص نشود.17_ در قسمت ١٣فصل ١٠جايى كه &quot;جويى&quot; از &quot;فيبى&quot; درخواست ميكند كه به او زبان فرانسوى ياد دهد و با تلاش هاى بسيار فيبى او نميتواند. در صورتى كه در زندگى واقعى &quot;مت لبلانك&quot; زبان فرانسه را بطور روان صحبت ميكند.18_ سازندگان سريال &quot;دوستان&quot; در اصل از &quot;كورتنى كاكس&quot; خواستند تا نقش ريچل را بازى كند اما او بازى در نقش مونيكا را درخواست كرد زيرا به نقش هايى با كاركتر قوى علاقه داشت.19_ گانتر تا اواسط فصل دوم اسمى نداشت.20_ سازندگان در ابتدا اين ايده را در نظر داشتند كه &quot;چندلر&quot; گِى باشد، اما هنگامى كه با &quot;متيو پرى&quot; ملاقات كردند نظرشان عوض شد. اگرچه جوك هايى در مورد رفتار گِى گونه &quot;چندلر&quot; مثل ديدن برنامه هاى كارتونى و نداشتن اطلاعات در مورد ورزش به سريال اضافه كردند.21_ شبكه NBCدر اصل فكر ميكرد كه &quot;سنترال پرك&quot; خيلى مدرن ـه و ميخواست كه بازيگران در يك ناهارخورى در كنار هم جمع شوند، همانند سريال &quot;ساينفلد&quot;!22_در قسمتى كه مشخص ميشود &quot;چندلر&quot; از سگها متنفر است، متوجه ميشويم كه &quot;راس&quot; نيز از بستنى متنفر است. در صورتى كه در يكى از قسمت هاى فصل پيشين شاهد آن بوديم كه &quot;راس&quot; و &quot;اليزابت&quot; در يكى از قرار هايشان از بستنى خوردن لذت ميبرند. از اشتباهات سریال!23_ دو قلو هاى &quot;مونيكا&quot; و &quot;چندلر&quot; با فاصله زمانى ٣دقيقه و ٤٦ثانيه متولد شدند.24_ جيمز مايكل تايلور&quot; واقعا در كافى شاپى در هاليوود كار ميكرد كه براى نقش &quot;گانتر&quot; قبول شد.25_مبل نارنجى اى كه در سريال &quot;فرندز&quot; در كافه استفاده ميشد، در زيرزمين استديو &quot;برادران وارنر&quot; پيدا شده بود.26_ جمله معروف &quot;جويى&quot; How u Doinدر رتبۀ چهارم در بين ٢٠تيكه كلام برتر سريال هاى تلويزيونى، در مجله TV Guideاست.27_ ليسا كودرو از اردكى كه در فصل ٣به سريال اضافه شده بود، بشدت ميترسيد.28_ جيوانى ربيسى كه در نقش برادر كوچكتر &quot;فيبى&quot; بازى ميكرد، در يكى از قسمت هاى اوايل سريال با نقش كوچك متفاوتى ظاهر شده بود. همان پسرى كه اشتباهى به جاى سكه، كاندوم داخل جعبه گيتار &quot;فيبى&quot; مى اندازد.(قسمت 6 فصل 2 )29_ در واقع كاركتر &quot;جويى&quot; ساده لوح و احمق نبود، اين پيشنهادِ خود &quot;مت لبلانك&quot; بود كه كاركتر اينگونه باشد.30_ جويى و ريچل تنها دوستانى بودند كه هر دو در دوره خاصى از زندگيشان در &quot;سنترال پرك&quot;كار كردند.31_ جون گيبل كه در نقش &quot;استل&quot; ، مشاور بازيگرى &quot;جويى&quot;، بازى ميكرد. در قسمتى ديگر در نقش يك پرستار هم بازى كرده بود.32_ به ياد داريم كه كاركتر &quot;جويى&quot; در سريال تلويزيونى &quot;روزهاى زندگى ما &quot; در نقش &quot;دكتر دريك رمورى&quot; بازى ميكرد. در دنياى واقعى، پدر &quot;جنيفر آنيستون&quot;، &quot;جان آنيستون&quot; در نقش &quot;ويكتور كِرياكس&quot; در سريال &quot;روزهاى زندگى ما&quot; محصول شبكه NBCايفاى نقش كرده بود.33_مونيكا&quot; اولين جملات سريال را گفت و &quot;چندلر&quot; نيز آخرين جملات را.34_ مت لبلانك در روز مصاحبه با زخمى بزرگ و زشت كه بر اثر سر خوردن و فرود بر روى لبه توالت فرنگى ايجاد شده بود، ظاهر شد.35_ دكوراسيون &quot;سنترال پرك&quot; هر ٣قسمت يكبار تغيير داده ميشد.36_هنك كزاريا  براى نقش جويى تست داده بود اما رد شد. او التماس كرد كه دوباره تست دهد و اينكار را نيز كرد و دوباره نيز رد شد. اما بعدا در نقش &quot;ديوويد، دوست پسر دانشمند فيبى&quot; در سريال ظاهر شد.37_ ديويد شويمر&quot; ١٠قسمت از سريال را كارگردانى كرده است. يك امتياز ديگر براى  راس!38_ سازندگان سريال، &quot;مارتا كافمن&quot; و &quot;ديويد كرين&quot;، نويسنده آهنگ متن سريال يعنى &quot;من در كنارت خواهم بود &quot; نيز هستند.39_ ليسا كودرو&quot; همزمان كه در سريال &quot;دوستان&quot; بازى ميكرد، در سريال &quot;مجنون تو &quot;²نيز بازى كرده بود. او در اين سريال نقش &quot;اورسلا&quot;، خواهر دوقلوى &quot;فيبى&quot; را بازى ميكرد. آنها نقش ها رو به گونه اى جلوه دادند كه دو سريال را به هم مرتبط كند.40_ با توجه به تمامى قسمت هاى سريال، هر شش بازيگر اصلى همديگر را بوسيده اند بجز &quot;مونيكا&quot; و&quot;فيبى&quot;...41_ قابِ طلايىِ دورِ چشمىِ در، در واقع يك آيينه بود كه يكى از عوامل پشت صحنه، &quot;ريكى پاركر&quot;،تصادفا آن را شكست. اما چون زيبا بنظر ميرسيد تصميم گرفتند كه همانجا بماند. كارت خوب بود ريكى پاركر!42_ در واقع آهنگ متن اصلى سريال &quot;مردمِ شادِ درخشان &quot;³بود كه توسط &quot;ار.اى.ام&quot; اجرا شده بود.اما بعدا به &quot;من در كنارت خواهم بود&quot; كه توسط &quot;رِمبرانتس&quot; اجرا شده بود تغيير يافت.43_ در تيتراژ آغازين سريال كه بازيگران در كنار فواره ميرقصند، آهنگى در پس زمينه برايشان پخش نميشد زيرا هنوز ضبط نشده بود. اما به آنها گفته شده بود كه يكى از آهنگ هاى &quot;رمبرانتس&quot; خواهد بود.(واسه خودشون میرقصیدن !!!)44_ يخچال فريزر داخل خانه &quot;جويى&quot; و &quot;مونيكا&quot; هر دو واقعى بودند و كار ميكردند. يخچال &quot;مونيكا&quot; معمولا پر از آب و نوشيدنى هايى بود كه عوامل استفاده ميكردند اما يخچال &quot;جويى&quot; هميشه خالى بود مگر اينكه براى صحنه اى مشخص، قرار بود داخل يخچال نشان داده شود.45_ دليل انتخاب &quot;جيمز مايكل تايلور&quot; براى نقش &quot;گانتر&quot; اين بود كه او كار با دستگاه قهوه ساز اسپرسو را بلد بود و او در واقعیت یک باریستا بود .46_ گانتر  تا قسمت ٣٣سريال جمله اى نداشت و فقط كلمه &quot;آره!&quot; رو ميگفت. بهترين كلمۀ هر قسمت...47_ در قسمت آخر سريال به اينكه هر شش نفر، زمانى در آپارتمان &quot;مونيكا&quot; زندگى كرده اند اشاره شد. اما چيزى كه به آن اشاره نشد اين بود كه هر شش نفرشان زمانى در خانه &quot;جويى&quot; نيز زندگى كرده بودند.48_ كورتنى كاكس&quot; تنها بازيگر، بين شش بازيگر اصلى است كه نامزد دريافت جايزه &quot;امى&quot; براى بازى در سريال نشده است.49_ تام سِلِك ، بازيگر نقش &quot;ريچارد&quot;، در اجرا هاى اوليه خود باعث شد كه تماشاچيان ايستاده او را تشويق كنند، كه اين موضوع اجرا هاى ضبط شده او را بى استفاده ميكرد. بنابراين تصميم گرفتند قسمت هايى كه او در آن نقش دارد را بدون تماشاچى ضبط كنند.50_ ليسا كودرو  شخصيت هيپى كاركترش &quot;فيبى&quot; را از شخصيت &quot;جنيفر آنيستون&quot; الهام گرفت. دليل آن نيز علاقه اين بازيگر به جنبه هاى معنوى زندگى بود.51_ نقش &quot;چندلر&quot; به &quot;جان فَورو &quot; نيز پيشنهاد شده بود. اما او در يكى از قسمت هاى سال ١٩٩٧ بعنوان بازيگر مهمان در نقش دوست پسر پولدار &quot;مونيكا&quot;، &quot;پيت بِكِر&quot;، در سريال ظاهر شد.52_در هنگام فيلم بردارى، بازيگران و عوامل &quot;مت لبلانك&quot; را &quot;لبلانك&quot; و &quot;متيو پرى&quot; را &quot;مت يا &quot;متيو&quot; صدا ميزدند، كه البته بدليل شباهت اسم اين دو بازيگر بود. اگرچه &quot;ديويد شويمر&quot; را نيز &quot;شويم&quot; صدا ميزدند.53_ بعد از اتمام فصل آخر سريال، &quot;جنيفر آنيستون&quot; به همراه شوهر سابقش &quot;برد پيت&quot; مهمانى شامی را در خانه شان ميزبانى كردند كه در آن شراب هايى كه تهيه كنندۀ سريال &quot;كوين برايد&quot; از فصل اول نگه داشته بود، سرو ميشد.54_ بعد از اتمام سريال، به هر كدام از بازيگران تيكۀ كوچكى از سنگفرشِ جلوىِ درب &quot;سنترال پرك&quot; به رسم يادبود اهدا شد.55_ ليسا كودرو  از يادگيرى نواختن گيتار متنفر بود و پس از ياد گرفتن چند آكورد، اعلام كرد كه ديگر برايش كافى است. و اين دليل حرفه اى نبودن &quot;فيبى&quot; در نواختن گيتار است...56_نوك يكى از انگشتان دست &quot;متيو پرى&quot; بر اثر اتفاقى بريده شده است. كاركتر &quot;چندلر&quot; نيز در (قسمت8 فصل 5) نوك يكى از انگشتان پاى خود را از دست ميدهد.57_ نام كاركتر هاى اصلى سريال از روى سريال &quot;تمامِ فرزندان من &quot; الهام گرفته شده است.58_فصل ٢سريال، تنها فصلى است كه در آن هيچ قسمتى در مورد روز شكرگذارى وجود ندارد.59_ زمانى كه تهيه كنندگان سريال، ايدۀ داستان عشق &quot;جويى&quot; و &quot;ريچل&quot; به ذهنشان رسيد، همه نظرات منفى اى درباره اين موضوع داشتند. و وقتى كه به تهيه كنندگان اشتباه بودن اين ايده را اشاره كردند، آنها در جواب گفتند كه دليل انجام دادن اين ايده اشتباه بودن آن است. گاهى دو دوست نيز عاشق يكديگر ميشوند هرچند اشتباه باشد.60_ ايده اصلى براى قسمت شكرگذارى فصل ٩اين بود كه &quot;ريس ويدر اسپون &quot; بعنوان &quot;جيل گرين&quot; برگردد اما چون در دسترس نبود، نويسندگان فيلمنامه را دوباره نوشتند و نقش را با &quot;امى گرين&quot; با بازى &quot;كريستينا اپل گيت &quot; عوض كردند.61_زمانى كه &quot;متيو پرى&quot; براى اولين بار درباره شخصيت چندلر در ميان بازيگران توضيح ميداد &quot;ليسا كودرو&quot; متعجب شد. زيرا از آنجايى كه او فيلمنامه را خوانده بود، با خودش فكر ميكرد &quot;چندلر&quot; قرار است گى باشد. همه فكر ميكنن &quot;چندلر&quot; قرار بود گى بشه...62_در قسمت &quot;وقتى كه فريادزن پير ميميرد&quot; راس از پسرش ميخواهد كه كلمه &quot;دادا&quot; را بگويد، و قرار بود بازيگر كودك ساكت باشد اما او واقعا كلمه &quot;دادا&quot; را پشت سرهم ميگفت.63_متيو پرى&quot; در سال ١٩٩٧به دليل اعتياد به دارو و الكل دوره بازپرورى رفت، او در سال ٢٠٠١ نيز دوباره به بازپرورى رفت. او بعدها به طرفدارانش گفت كه هيچگاه در محل كارش تحت تاثير مواد نبوده و تنها خمارى دردناكى داشته است، كه به مرور زمان شدت آن بيشتر شد به گونه اى كه نميتوانست از ديگران مخفى كند و همه متوجه آن شدند.64_در قسمت ٧فصل ١عبارت &quot;منطقه دوستى &quot;¹استفاده شد كه ممكن است اولين بارى بوده كه از اين كلمه استفاده شده است چون در هیچ فیلم و سریالی استفاده نشده بود.(وقتى كه يك رابطه دوستى بين دو نفر وجود دارد اما يكى از آنها حس علاقه به ديگرى دارد و ديگرى ميخواهد كه تنها با او دوست بماند و به عبارتى او را در منطقه دوستى نگه دارد)65_ايده اينكه &quot;فيبى&quot; سه قلو هاى برادرش را به دنيا آورد، زمانى به سريال اضافه شد كه &quot;ليسا كودرو&quot; حاملگى اش در زندگى واقعى را اعلام كرد. اما چون شكم &quot;ليسا&quot; آنقدر بزرگ نبود كه نشان دهد سه قلو حامله است و زمان به سبك تلويزيونى جلو ميرفت، مجبور شدند او را گريم كنند.66_ليسا كودرو&quot; متولد ١٩٦٣بزرگترين فرد بين شش بازيگر اصلى و &quot;متيو پرى&quot; متولد آگوست ١٩٦٩كوچكترين فرد بين شش بازيگر اصلى است.67_در خانه &quot;جويى&quot; و &quot;چندلر&quot; پوسترى از كانگورو هايى در حال بوكس است كه به زبان روسى بالاى آن &quot;كانگوروى بوكسور&quot; نوشته شده است.68_ در بين شش كاركتر اصلى، &quot;چندلر&quot; تنها فردى است كه خواهر يا برادرى ندارد. &quot;ريچل&quot; دو خواهر دارد، &quot;مونيكا&quot; و &quot;راس&quot; خواهر و برادر هستند، &quot;فيبى&quot; يك خواهر دوقلو و يك برادر ناتنى دارد و &quot;جويى&quot; نيز ٧خواهر دارد.69_جنيفر آنيستون&quot; در اصل قصد حضور در فصل آخر سريال را نداشت. او در مصاحبه سال ٢٠٠٤ خود گفت: او دلش ميخواهد حالا كه در ميان مردم محبوب هستند و در اوج هستند خداحافظى كند و ديگر نميداند كه چه مقدار &quot;ريچل&quot; در وجودش باقى مانده است. اما در آخر در آخرين فصل سريال حضور پيدا كرد.70_ در حالى كه كافه &quot;سنترال پرك&quot; واقعى نيست، اين كافه خيالى الهام بخش بعضى از كافه هاى واقعى بوده است حتی در ایران71_تجديد ديدار رسمى همه بازيگران سريال احتمالا ممكن نباشد. &quot;كورتنى كاكس&quot; در مصاحبه اى با &quot;ديويد لترمن&quot; عنوان كرد: تجديد ديدار نشدنى است. زيرا براى شش نفر آنها جمع شدن براى يك شام ساده بسيار سخت است چه برسد به تجديد ديدارى رسمى!(البته شایعه هایی مبنی بر ساخت یه فیلم سینمایی با حضور 6 کاراکتر وجود دارد)72_سفارش ويژه &quot;جويى&quot;، سفارش همزمان ٢پيتزا براى يك وعده است.73_ 3 صداپيشه از سريال كارتونى &quot;سيمپسون ها &quot; بعنوان بازيگر مهمان در سريال &quot;فرندز&quot; حضور داشتند: &quot;هنك آزاريا&quot;، &quot;دَن كاستِلانِتا&quot; و &quot;هرى شر&quot;74_كارگردان &quot;جيمز باروز &quot; شش بازيگر را به وگاس برد زيرا به سريال علاقه داشت. وقتى كه به &quot;عمارت سزار&quot; رسيدند او به آنها گفت تا ميتوانند لذت ببرند كه اين آخرين فرصت آنها براى لذت بردن به هنگام ناشناس بودن است.75_ از &quot;سنترال پرك&quot; تا آپارتمان &quot;جويى&quot; و &quot;چندلر&quot; ٩٧قدم فاصله است.76_نام برنامۀ مضحك پدرِ گىِ &quot;چندلر&quot; در لاس وگاس، &quot;ويوا لازگِگاس&quot; بود.77_هر وقت كه بحثى در مورد اينكه آيا &quot;جويى&quot; و &quot;فيبى&quot; در آخر بهم ميرسند ميشد، نويسندگان در نظر داشتند كه رابطه عاطفى &quot;جويى&quot; بايد اسرار آميز باشد تا بعد از اتمام سريال بينندگان خود تصميم بگيرند كه آيا او با كسى وارد رابطه ميشود يا تنها ميماند. آنها تصور ميكردند كه اينگونه سريال، مدت بيشترى در ذهن بينندگان ميماند.(یه مقدار اصغر فرهادی طور کار کردن)78_ شايد بنظر برسد كه ساختمان &quot;سنترال پرك&quot; و آپارتمان &quot;مانيكا&quot; و &quot;چندلر&quot; جدا باشد اما اينگونه نيست و آپارتمان آنها دقيقا بالاى &quot;سنترال پرك&quot; است.79_ گل مورد علاقه &quot;ريچل&quot; سوسن است.80_هر شش بازيگر اصلى بجز &quot;مت لبلانك&quot; ميزبان قسمتى از برنامه تلويزيونى &quot;شنبه شبِ زنده&quot; بوده اند.81_اولين قسمت سريال در تاريخ ٢٢سپتامبر ١٩٩٤و آخرين قسمت آن در تاريخ ٦مى ٢٠٠٤بر روى آنتن رفت.82_اولين حضور كاركتر زن قبلى &quot;راس&quot; يعنى &quot;كارول&quot; در سريال را &quot;آنيتا بارون &quot; بازى كرد اما بعد از آن بازيگر عوض شد و از دومين حضور كاركتر تا آخر سريال، &quot;جين سيبِت &quot; نقش او را بازى ميكرد.83_ &quot;ليسا كودرو&quot; و &quot;مت لبلانك&quot; وقتى از نويسندگان در مورد رابطه &quot;فيبى&quot; و &quot;جويى&quot; در آينده پرسيدند، آنها جواب دادند كه قرار بود &quot;جويى&quot; و &quot;فيبى&quot; در نهايت با يكديگر سكس كنند و چند سال نيز اين كار را ادامه دهند. اما از اين ايده صرف نظر كردند زيرا با حال و هواى سريال هماهنگ نبود.84_اليزابت بِركلِى  براى نقش &quot;ريچل&quot; تست داده بود.85_ مادر &quot;فيبى&quot; كه خودكشى كرده بود در بين پدر و مادر ها تنها كسى بود كه در سريال نشان داده نشد.86_ يكى از ميمون هايى كه نقش &quot;مارسل&quot; رو بازى كرده بود، &quot;كيتى&quot;، در آن زمان بعنوان نماد خوش شانسى به تيم بيسبال &quot; فرشتگان لس آنجلس&quot; اهدا شد.87_ با توجه به &quot;تى وى جى اسپشال &quot; داستانى پشت سريال &quot;فرندز&quot; هست كه &quot;جنيفر آنيستون&quot; به خاطر تعهد به مدلينگ در شبكه &quot;سى بى اس &quot; نزديك بود از نقش &quot;ريچل&quot; اخراج شود. آنها ميگفتند كه او ميخواهد از طريق سريال &quot;فرندز&quot; خودش را براى مدلينگ بالا بكشد و به اين دليل ميخواستند او را اخراج كنند كه چنين چيزى اتفاق نيافتاد.88_ فصل ٣تنها فصلى است كه قسمت ٢پارته ندارد.89_فيلمنامۀ قسمتى كه در آن &quot;فيبى&quot; فكر ميكند روح مادرش در جسم يك گربه دوباره احياء شده است توسط &quot;مارتا كافمن &quot; نوشته شد در حالى كه چند هفته از مرگ مادرش ميگذشت. او آن قسمت را براى يادبود مادرش ساخت. در مصاحبه اى با نويسندگان ديگر آنها گفتند در شرايط عادى ممكن بود اين ايده رد شود اما در اين شرايط نه...90_نقش &quot;چندلر بينگ&quot; به &quot;جان كراير &quot; پيشنهاد شده بود اما &quot;كراير&quot; در سريال تلويزيونى &quot;دو مرد و يك نصفى &quot;در كنار &quot;چارلى شن &quot;به ايفاى نقش پرداخت.91_در سال ١٩٩٧بازيگران سريال همگى جمع شدند( به درخواست راس?) تا در مورد افزايش دست مزدشان به ١٠٠٠٠٠ دلار در هر قسمت، مذاكره كنند. اين اولين بار در تاريخ تلويزيون بود كه بازيگران اينكار را انجام ميدادند.92_كورتنى كاكس نيز همانند شخصيت &quot;مونيكا&quot; شخصى تميز است و كمد لباس ديگران را تميز می کرد!93_در واقع &quot;كورتنى كاكس&quot; ٣سال از &quot;ديويد شويمر&quot; بزرگتر است در حالى كه نقش خواهر كوچكتر راس را بازى ميكرد.94_در قسمت آغازين &quot;مونيكا&quot; اسم كسى كه باهاش خوابيده رو يادش ميره، سازندگان كه نگران بودندتماشاگران ممكنه از شخصيت &quot;مونيكا&quot; خوششون نياد نظرسنجى اى بين تماشاگران حاضر در استديو كردند كه آيا داستان را عوض كنند يا نه، كه نكردند.95_قسمت &quot;وقتى كه هيچكس آماده نيست &quot; (فصل3 قسمت2 )همه سكانس هايش در لوكيشن آپارتمان مونيكا فيلم بردارى شد. زيرا سريال بودجه كافى براى بازيگر مهمان يا لوكيشن هاى ديگر نداشت.96_بازيگران براى اتاقِ لباسِ بهتر و بزرگتر رای گیری به راه مى انداختند.97_بازيگران، قبل از شروع فيلم بردارى هر قسمت دور هم جمع ميشدند و براى يكديگر آرزوى موفقيت ميكردند.98_ در اصل قرار بود كه &quot;فيبى&quot; و &quot;چندلر&quot; كاركتر هاى مكمل سريال باشند.99_در قسمت ٢١فصل &quot; ٣قسمتى با جوجه و اردك &quot;تقريبا در اطراف دقيقه 17 جوجه در حالى كه &quot;جويى&quot; به &quot;چندلر&quot; ميگويد كه چرا از دست جوجه و اردك خلاص نشده است، كمى مدفوع ميكند.100_ آهنگ متن سريال كه توسط &quot;رمبرانتس&quot; خوانده شد، براى ٨هفته شماره ١در بين تك آهنگ هاى برتر پاپ آمريكايى در سال ١٩٩٥بود.101_ مونيكا&quot; ١١نوع دسته بندى براى حوله هايش داشت.102_ در اصل نقش &quot;فيبى&quot; به &quot;جِنين گرافالو &quot; پيشنهاد شد اما او اين پيشنهاد را رد كرد.103_در حالى كه قرار نبود رابطه &quot;ريچل&quot; و &quot;راس&quot; رابطه عاطفى اصلى سريال باشد، داستان كمى تغيير كرد زيرا &quot;ديويد شويمر&quot; و &quot;جنيفر آنيستون&quot; زوج خوبى از آب در مى آمدند.104_در قسمت هايى كه اتفاقات مهمى در سريال رخ ميداد از تماشاچى زنده استفاده نميشد همانند عروسى &quot;راس&quot; و &quot;اميلى&quot;105_&quot;جنيفر آنيستون&quot; از مدل مو اى كه &quot;ريچل&quot; براى اولين بار با آن ديده شد، متنفر بود. او در مصاحبه اى عنوان كرد كه او ترجيح ميدهد سرش را بتراشد تا اينكه دوباره آن مدل مو را بزند.106_در تيتراژ آغازينِ قسمت &quot;بعد از وگاس &quot;¹كه به مناسبت عروسى &quot;كورتنى كاكس&quot; و &quot;ديويد آركِت &quot; به آنها تقديم شد، بعد از نام خانوادگى هر بازيگر پسوند &quot;آركِت&quot; اضافه شده بود.107_هيچ يك از اعضاى خانواده &quot;فيبى&quot; از جمله خواهر دوقلويش، پدرش، مادر خونيش، برادرش فرانك، و سه قلويى كه به دنيا آورد در جشن عروسى اش حضور نداشتند.108_  آخرین قسمت سریال در ۶ مهٔ ۲۰۰۴ پخش شد و حدود ۵۲٫۵ میلیون بینندهٔ آمریکایی را به پای تلویزیون کشاند که آن را به پنجمین قسمت آخر پربیننده در تاریخ و اولین در دهه تبدیل کرد.109_سریال دوستاندر مجموع ۶۲ نامزدی جایزه امی به دست آورد و در سال ۲۰۰۲ جایزه بهترین سریال کمدی را برای فصل هشتم به دست آورد. این سریال در فهرست «۵۰ سریال برتر تاریخ TV Guide» در ردهٔ ۲۱ و در فهرست ۵۰ سریال برتر تاریخ مجلهٔ امپایر در ردهٔ ۷ قرار دارد. در سال ۱۹۹۷، اپیزود «ویدئوی جشن رقص آخر سال» در ردهٔ ۱۰۰ فهرست صد اپیزود برتر تاریخ TV Guide قرار گرفت. در سال ۲۰۱۳، دوستان در فهرست بهترین سریال‌های نوشته شده از طرف انجمن نویسندگان آمریکا در ردهٔ ۲۴ و در فهرست ۶۰ سریال برتر تاریخ TV Guide در رتبهٔ ۲۸ قرار گرفت.110_ مجموعهٔ دوستان در سطحهای مختلف اثر قابل توجهی بر فرهنگ عامه خصوصاً بر زبان و مد داشت. کاربرد &quot;so&quot; به معنای «خیلی» یا «واقعاً» توسط نویسندگان دوستان اختراع نشد اما استفادهٔ زیاد این عبارت در سریال استفادهٔ آن را در مکالمات روزمره تشویق کرد. همچنین استفاده عبارت «I Know» به معنای «می‌دانم» توسط مونیکا با لحنی تأکیدی باعث به کار رفتن بیش از پیش آن شد. ضمناً این مجموعه به دلیل اثر آن بر مد روزمره و مدل موی سر قابل توجه‌است، به عنوان مثال مدل موی جنیفر انیستن توسط عدهٔ زیادی تقلید می‌شد.111_عبارت «راس و ریچل» هم برای روابط دارای سابقه که قطع و وصل می‌شوند استفاده می‌شود. هنوزهم به کسانی که واقعاً همدیگر را دوست دارند اما دائم با هم بحث می‌کنند یا حسادت می‌کنند این اصطلاح را لقب می‌دهند.112_در سریال دوستان برای اولین بار ازدواج لزبین ها در تلویزیون نشان داده شد.امیدوارم لذت برده باشید.</description>
                <category>kian_moltafet</category>
                <author>kian_moltafet</author>
                <pubDate>Thu, 25 Mar 2021 15:28:01 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>