<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های kimiya</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@kimiya</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 22:31:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/34127/avatar/Xl1pF3.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>kimiya</title>
            <link>https://virgool.io/@kimiya</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خداحافظ رفیق قدیمی</title>
                <link>https://virgool.io/@kimiya/%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D8%B1%D9%81%DB%8C%D9%82-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C-popwuar56mb3</link>
                <description>آدما خیلی بی معرفتن چیشد که این جوری شدن ؟چیشد که نزدیک ترین بهم شد دور ترین؟ کجای راهو اشتباه رفتم ؟کجا تنهاش گذاشتم ؟ینی واسه همه به اندازه من سخته دل کندن از کسی که 20سال باهاش زندگی کردین؟ما روزای بد و خوب کم نداشتیم ولی تو یه جایی انتخاب کردی آره انتخاب کردی که راهت و عوض کنی به هر قیمتی و ، وقتی دیدی خواسته هات یه راه دیگن و ما یه راه خواسته هات و انتخاب کردی باشه  قبول اونا مهم تر از مان ولی من چی؟ منم یادت رفت نامرد ؟دلم میسوزه خیلی میسوزه حالم بده از تو حالم بده کاش میفهمیدی این چیزارو ، میفهمیدی همه چیز آدمای جدید و کارای جدید نیستن همه پیز موقعیت و پول و آرزوهات نیستن میدونم بالاخره میفهمی و میای سراغم ولی اون موقع دیگه خیلی دیره خیلی انقدر دور شدم که نتونی بهم نزدیک شی خداحافظ رفیق قدیمی ?</description>
                <category>kimiya</category>
                <author>kimiya</author>
                <pubDate>Wed, 12 Aug 2020 05:52:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رفتن</title>
                <link>https://virgool.io/@kimiya/%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-cxhob5va211d</link>
                <description>تقریباً دو ماهه که به خاطر درسم مجبور شدم با اَدبیات که برای من یه غولِ سر و کله بزنم ولی اونقدرام بد نیست.مثل این چند خط از هوشنگ خان ابتهاج که رفت تو دلم ?گفتم مرو رفتی و بد ، بیراه رفتی بس تند میرانی نگه کن تا نیوفتی قدرِ تو میدانم و میگویمش باز تا کَس نگوید گفتنی هارا نگفتی اشک روان سایه پیک مهربانی است از دیده افتادی ولی از دل نرفتی...?</description>
                <category>kimiya</category>
                <author>kimiya</author>
                <pubDate>Thu, 05 Dec 2019 12:33:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولیش</title>
                <link>https://virgool.io/@kimiya/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%B4-jsnstsixsu8v</link>
                <description>آقا ما رفتیم یه وبلاگ زدیم کلی نوشتیم که بیایین اینجا باهم حرف بزنیم و درسته که اینستاگرام و توئیتر و فلان و فلان هست ولی باز ما یه جا رو نداریم باهم بگیم و بگیم و پس بیایین همین جا باشیم در خدمتتون و....اصلا  انگار نه انگار یکی نیومد بگه چی میگی تو زبون بسته ؟حالا اومدم این جا اگر جواب بگیریم بازم حرف میزنیم </description>
                <category>kimiya</category>
                <author>kimiya</author>
                <pubDate>Sat, 02 Mar 2019 13:32:42 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>