<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@kmehdig</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 17:13:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/122915/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهدی</title>
            <link>https://virgool.io/@kmehdig</link>
        </image>

                    <item>
                <title>30 چیستان که عمرا بتونی جواب بدی!!</title>
                <link>https://virgool.io/@kmehdig/30-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%87-%D8%B9%D9%85%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%AA%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%AF%DB%8C-udlrxlcxowbo</link>
                <description>یه سری چیستان گذاشتم سخت، که نتونید جواب بدید. شایدم باهوش باشید و بتونید ولی به نظر من که سختن ...چیستان 1- آقای اسمیت دو فرزند دارد. اگر فرزند بزرگتر پسر باشد، احتمال اینکه فرزند دیگر نیز پسر باشد چقدر است؟چیستان 2- یک نفر می تواند با 4 ته سیگاری که از روی زمین برمیدارد یک سیگار درست کند و بکشد. اگر 16 ته سیگاری پیدا کند، چند نخ سیگار می تواند بکشد؟چیستان 3- وقتی همه اعداد روی صفحه شماره تلفن را ضرب می کنید چه عددی به دست می آید؟چیستان 4- به تازگی یک برف سنگین باریده است، علی بیرون می رود و متوجه می شود که در باغ او دو برابر همسایه اش برف باریده است، اما جف تعجب نمی کند. چرا؟چیستان 5- اعداد 1 الی 9 را بدون این که ترتیب شان به هم بخورد به 100 تبدیل کنید. می توانید از جمع، تفریق، ضرب و تقسیم استفاده کنید. به یاد داشته باشید، آنها باید به همان ترتیب باقی بمانند.چیستان 6- دختری در آخرین تولدش ده ساله بود و در روز تولد بعدی دوازده ساله خواهد شد. چه طور ممکنه؟چیستان 7- محسن تمام اعداد از 300 تا 400 را روی یک کاغذ نوشت. او رقم 3 را چند بار نوشت؟چیستان 8- پسر بچه ای 12 گوجه فرنگی خریداری می کند. در راه بازگشت به خانه ، همه گوجه ها بجز 9 تا  خراب می شوند. چند تا گوجه فرنگی باقیمانده در شرایط خوب باقی مانده است؟چیستان 9- جواب  30 تقسیم بر نیم و به اضافه 10 چند می شود؟چیستان 10- تصور کنید که دو تا حوضچه آب دارید که دمای آب در حوضچه اول 25 درجه سانتیگراد و در حوضچه دوم 25 درجه فارنهایت است. اگر داخل هر یک از حوضچه ها همزمان از یک ارتفاع یک سکه بیاندازیم کدام یک از سکه ها ابتدا به پایین می رسد؟چیستان 11- ثابت کنید که عدد 4 می‌تواند نیمی ‌از عدد 5 باشد.چیستان 12- کدام سه عدد را در همدیگر جمع و یا ضرب کنیم، نتیجه یکسانی دارند؟چیستان 13- ماری چهار دختر دارد و هر یک از دخترانش یک برادر دارد. ماری چند فرزند دارد؟چیستان 14- کدام سنگین تر است: یک تن آجر یا یک تن پر؟چیستان 15- سه پزشک گفتند که بیل برادر آنها بود. بیل می گوید برادر ندارد. واقعاً بیل چند برادر دارد؟چیستان 16- چطور می شود که دو پدر و دو پسر در اتومبیل باشند، ولی فقط سه نفر در ماشین باشند.چیستان 17- چه چیزی را می توانید بگیرید اما پرتاب نکنید؟چیستان 18- من زنده نیستم اما رشد می کنم. من ریه ندارم اما به هوا احتیاج دارم. من چی هستم؟چیستان 19- آن چیست كه ارغوان قبایی دارد/ مانند دم موش پایی دارد/ گرد است و مدور است و تاجش بر سر/ صد پاره تنش/ ولی ز یك پایه نگون؟چیستان 20- دهانی ندارم که صحبت کنم و گوشی هم ندارم که بشنوم. بدنی هم ندارم اما با باد زنده ام. من چه چیزی هستم؟چیستان 21- از آنجایی که از یک معدن آمده‌ام، همیشه با چوب محاصره ام کرده اند. همه از من استفاده می‌کنند. من چه چیزی هستم؟چیستان 22- چند حرف در الفبا انگلیسی وجود دارد؟چیستان 23- سه حرف بعدی در ترکیب روبرو چیست؟ OTTFFSSچیستان 24- چه چیزی یک بار در دقیقه، دو بار در یک لحظه اتفاق می‌افتد، اما هرگز در هزار سال اتفاق نمی‌افتد؟چیستان 25- چه چیزی آنقدر شکننده است که گفتن نامش، آن را می شکند؟چیستان 26- مردی سگ خود را از آن طرف رودخانه صدا می زند. سگ می تواند بدون استفاده از پل یا قایق از رودخانه عبور کند و خیس نشود. چطور امکان دارد؟چیستان 27- چه چیزی می تواند یک اتاق را پر کند اما فضایی را اشغال نمی کند؟چیستان 28- اگر مرا رها کنی، مطمئناً تو ترک خواهم کرد، و اگر به من لبخند بزنی، من هم به تو لبخند می زنم. من چی هستم؟چیستان 29- مردم مرا می سازند، مرا ذخیره می کنند، من را تغییر می دهند، مرا بزرگ می کنند. من چی هستم؟چیستان 30- آن چیست که از شهرها و زمینه ها عبور می کند، اما هرگز حرکت نمی کند؟برای مشاهده جواب به سایت زیر برید: https://esanj.ir/mag/riddles-and-puzzles-with-answers </description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Sun, 08 May 2022 10:02:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تست MBTI - شخصیت شناسی ⭐ رایگان</title>
                <link>https://virgool.io/@kmehdig/%D8%AA%D8%B3%D8%AA-mbti-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86-j6h4i2bl0t27</link>
                <description>تست شخصیت شناسی MBTI و کاربردهای آنتست mbti در مطالعات بسیاری مورد استفاده قرار گرفته است و می تواند ابزاری مفیدی برای شناخت ویژگی های فردی باشد. از این آزمون می توان برای موارد زیر استفاده نمود:?​ خودشناسی و ارتقاء توانمندی روانی? مشاوره شغلی و انتخاب شغل مناسب? مشاوره تحصیلی و انتخاب رشته? مشاوره خانواده و مشکلات بین فردی? مشاوره عشق و ازدواج? پژوهش ها و مطالعات علمی https://esanj.ir/myers-briggs-type-indicator-mbti تست شخصیت شناسی MBTIتست شخصیت شناسی MBTI شغلی و تحصیلی در بسیاری از مراکز مشاوره مورد استفاده قرار می گیرد. آیا تا به حال شنیده اید که فردی شخصیت خود را با برچسب INTJ یا ESTP توصیف نماید؟ آیا از خود سؤال کرده اید که این کدها که شبیه رمز چهار رقمی می باشد، چیست؟ آنچه این افراد برای شناخت خود به آن مراجعه نموده اند نوع شخصیت آنها براساس شاخص Myers-Briggs (MBTI) است.توجه: تست MBTI در سایت ای سنج علاوه بر آزمون اصلی برای تشخیص تیپ، دارای 16 آزمون فرعی جهت اعتبارسنجی است. این آزمون ها را می توانید پس از مشخص شدن تیپ شخصیتی خود در بخش سامانه جامع MBTI انجام دهید.تست mbti چیست؟تست شخصیت مایرز بریگز یا تست ام بی تی آی یک پرسشنامه است که برای شناسایی نوع شخصیت، نقاط قوت و ترجیحات شخصی طراحی شده است. این آزمون توسط ایزابل مایرز و مادرش کاترین بریگز بر اساس کارشان با نظریه کارل یونگ در مورد شخصیتها تهیه شده است.تست شخصیت ام بی تی آی بر اساس الگوی 16 تیپی خود افراد را دسته بندی نموده و به آن ها کمک می کند تا بتوانند ویژگی های بارز رفتاری خود را شناسایی کنند. در شکل زیر 16 تیپ شخصیتی را به طور خلاصه آورده ایم:4 مولفه اصلی تست MBTIتست شخصیت شناسی MBTIدر آزمون شخصیت MBTI با توجه به پاسخ به سوالات، ابتدا 4 جنبه از شخصیت مورد ارزیابی قرار می گیرد. پس از ان افراد با توجه به میزان نمراتشان در این 8 ویژگی در یکی از 16 نوع شخصیت قرار می گیرند. هدف MBTI این است که به پاسخ دهندگان اجازه دهد شخصیت خود را در جنبه های مختلف از جمله نقاط قوت، ضعف، ترجیحات شغلی، سازگاری با افراد دیگر و ... بیشتر کشف و درک کنند.توجه داشته باشید که نوع شخصیتی هیچ فردی &quot;بهترین&quot; یا &quot;بهتر&quot; از شخصیت های دیگر نیست. این پرسشنامه ابزاری نیست که به دنبال اختلال عملکرد یا ناهنجاری باشد. در عوض، هدف آن صرفا  کمک به شما به منظور یادگیری بیشتر در مورد خودتان است. این پرسشنامه از چهار مقياس مختلف تشكيل شده است که سعی می کنیم در ادامه به توضیح بیشتر آن ها بپردازیم.تست MBTI  از شهرت بالایی برخوردار است و در آمریکا تقریبا دو میلیون نفر سالانه از آن برای خودشناسی استفاده می کنند.? درونگرایی (I) - برونگرایی (E)دوگانگی برونگرایی-درونگرایی برای اولین بار توسط یونگ در تئوری شخصیت شناسی خود به عنوان روشی برای توصیف چگونگی پاسخ و تعامل مردم با دنیای اطراف مورد بررسی قرار گرفت.- برونگراها &quot;بیرونی&quot; هستند و تمایل به عمل گرا بودن دارند، از تعامل اجتماعی مکرر لذت می برند و بعد از گذراندن وقت با دیگران احساس انرژی می کنند.- درونگرایان &quot;به سمت درون&quot; هستند و تمایل دارند که به فکر کردن بپردازند، از تعامل های اجتماعی عمیق و معنادار لذت ببرند. همه ما تا حدودی برون گرایی و درون گرایی را در صحنه زندگی به نمایش می گذاریم، اما در بیشتر ما یک جنبه غالب بوده و یا اولویت بیشتری دارد.? شهودی (N) - حسی (S)این بخش شامل بررسی چگونگی جمع آوری اطلاعات از دنیای اطراف خود است. درست مثل برونگرایی و درونگرایی، همه افراد بسته به موقعیت، مدتی را صرف حس کردن یا شهود کردن می کنند. براساس تست MBTI، مردم تمایل دارند برای جمع آوری اطلاعات یک مورد را بیشتر به کار گیرند.- افرادی که &quot;حسی&quot; هستند توجه زیادی به واقعیت دارند، به ویژه به آنچه می توانند از حواس پنجگانه خود درک نمایند. آنها تمایل دارند که روی واقعیت ها و جزئیات تمرکز کنند و از تجربه عینی لذت ببرند.- کسانی که &quot;شهود&quot; را ترجیح می دهند بیشتر به مواردی مانند الگوها و برداشت ها توجه می کنند. آنها از تفکر درباره مسائل و جنبه های انتزاعی لذت می برند.? احساسی (F) - منطقی (T)این بخش به نحوه تصمیم گیری افراد براساس اطلاعاتی که از عملکردهای حسی یا شهودشان جمع آوری می شود، متمرکز شده است.- افرادی که &quot;تفکر&quot; را ترجیح می دهند بیشتر بر واقعیت ها و داده های عینی تأکید می کنند. آنها هنگام تصمیم گیری گزینه های سازگار، منطقی و غیر فردی را در نظر می گیرند.- کسانی که سبک &quot;احساسی&quot; دارند در تصمیم گیری به هنگام رسیدن به نتیجه به احتمال زیاد افراد و احساسات را در نظر می گیرند.? قضاوتی (J) - ادراکی (P)مقیاس نهایی شامل چگونگی تمایل مردم به مقابله با جهان است. در واقع این مورد بیشتر به سبک زندگی افراد اشاره دارد.- کسانی که به سمت &quot;قضاوت&quot; تمایل دارند، ساختار و تصمیمات محکم را ترجیح می دهند. آن ها منظم بوده و ساختار و چارچوب را ترجیح می دهند.- افرادی که بر اساس &quot;ادراک&quot; عمل می کنند بازتر، انعطاف پذیر و سازگار تر هستند. این دو گرایش با مقیاسهای دیگر تعامل دارند.امروزه تست شخصیت MBTI یکی از پرکاربردترین تست های روانشناسی در جهان است.16 تیپ شخصیتی تست MBTIدر تست MBTI پس از سنجش نمرات فرد در چهار جفت صفت، می توان نوع شخصیت را با یک کد چهار حرفی نشان داد. در این صورت 16 حالت شخصیتی ایجاد می شود که در شکل زیر هر کدام مشخص شده اند:?  تیپ شخصیت INTJ (معمار): کسی که فکر می کنید عجیب است اما ذهن درخشانی دارد.?  تیپ شخصیت INTP (منطق گرا): کسی که دوست دارد فقط برای سرگرمی لوازم خانگی را باز کند.?  تیپ شخصیت  ENTJ (فرمانده): فردی خستگی ناپذیر برای دنبال کردن و رسیدن به اهداف زندگی.?  تیپ شخصیت ENTP (مجادله گر): فردی با انگیزه که نگاهش سراسر به جوایز زندگی است.?  تیپ شخصیت INFJ (حامی): کسی که برای دیگران کارهای بزرگی خواهد کرد حتی اگر هنوز این را نمی داند.?  تیپ شخصیت INFP (تسهل کننده):  فردی با روح آزادگی که در افکار پر احساسش بزرگ می اندیشد.? تیپ شخصیت ENFJ (پیشرو): فردی که بدون در نظر گرفتن عواقب و مشکلات برای هدف خود می ایستد.?  تیپ شخصیت ENFP (مبارز): فردی جمع گرا با روحیه آزادگی که استعدادهای خود را هنوز نشناخته است.?  تیپ شخصیت ISTJ (بازرس): فردی دقیق و منطقی که همواره در کار و زندگی وقت شناس است.?  تیپ شخصیت ISFJ (مدافع ): فردی با استعداد و دارای ارزش بسیار که سعی می کند در سایه حرکت کند.?  تیپ شخصیت ESTJ (اجرایی): فردی خوش مشرب که همه نزدیکان و دوستان او را دوست دارند.?  تیپ شخصیت ESFJ (سفیر): یکی از محبوب ترین های افراد هر گروه که البته حساس ترین هم می باشد.?  تیپ شخصیت ISTP (ماهر): فردی که به جای صحبت کردن به دنبال انجام دادن کارهاست.?  تیپ شخصیت ISFP (ماجراجو): فردی هنرمند که همواره ایده ها و افکار خود را مورد آزمایش قرار می دهد.?  تیپ شخصیت ESTP (کارآفرین): فردی با انگیزه و پرتلاش که عاشق هر فرصتی برای درخشیدن است.?  تیپ شخصیت ESFP (سرگرم کننده): فردی پرانرژی و با انگیزه که بودن در کنار او کسل کننده نیست.اهمیت تست شخصیت شناسی MBTIچرا تست شخصیت MBTI  ابزاری مهم برای ارزیابی شخصیت است؟گرفتن شاخص شاخص Myers-Briggs Type می تواند بینش زیادی در شخصیت شما ایجاد کند، به همین دلیل است که این ابزار بسیار محبوب شده است. حتی بدون در اختیار داشتن پرسشنامه کتبی، احتمالاً می توانید بلافاصله برخی از این ویژگی ها را در خودتان تشخیص دهید.طبق گفته بنیاد مایرز و بریگز، لازم است به یاد داشته باشید که همه انواع برابر هستند و هر نوع شخصیت دارای ارزش خاص خود می باشد. برای مثال هنگام کار در موقعیت های گروهی در مدرسه یا محل کار، شناخت نقاط قوت خود و درک نقاط قوت دیگران می تواند بسیار کمک کننده باشد.وقتی در تلاش هستید پروژه خود را با سایر اعضای یک گروه به اتمام برسانید، ممکن است متوجه شوید که برخی اعضای گروه در انجام اقدامات خاص ماهر و با استعداد هستند. با شناختن این اختلافات، گروه می تواند وظایف بهتری را تعیین کرده و در دستیابی به اهداف خود با هم همکاری کنند.تست شخصیت MBTI را در ای سنج با تفسیر کامل و متفاوت تجربه کنید.چرا تست شخصیت MBTI  نسبت به تست های شخصیت دیگر متفاوت است؟در پاسخ به این سوال باید بگوییم که اولا آزمون MBTI  صرفا یک &quot;تست&quot; به معنای واقعی نیست!! پاسخ صحیح یا غلط وجود ندارد و یک نوع شخصیتی در آن بهتر از نوع دیگر نیست. هدف از این شاخص ارزیابی سلامت روان یا ارائه هر نوع تشخیص نیست.همچنین بر خلاف بسیاری از انواع دیگر ارزیابی های روانی، نتایج شما بر خلاف هیچ هنجاری مقایسه نمی شود. هدف این ابزار به جای بررسی نتایج در مقایسه با نتایج سایر افراد، ارائه اطلاعات بیشتر در مورد شخصیت منحصر به فرد خود شماست.تست شخصیت MBTI ای سنجاز آنجا که شاخص نوع شخصیت Myers-Briggs نسبتا آسان است، به یکی از محبوب ترین ابزارهای روانشناختی تبدیل شده است که امروزه مورد استفاده قرار می گیرد.در حالی که نسخه های زیادی از mbti به صورت آنلاین در دسترس است، باید توجه داشت که برخی از آن ها غیر رسمی و نسخه های کامل نمی باشد که تفاسیر و نمره گذاری آن توسط افراد غیرمتخصص تدوین می شود.نسخه فعلی شاخص Myers-Briggs Type بر اساس فرم 87  سوالی متناسب با نسخه اروپایی این ابزار است. برای هر سوال، دو گزینه متفاوت وجود دارد که مخاطب باید آن را انتخاب کند.نکات مهم در تفسیر MBTI ای سنجدر نظر داشته باشید MBTI واقعی باید توسط یک روانشناس متخصص و مجرب مورد استفاده قرار گیرد. تیم ای سنج با بهره گیری از روانشناسان متخصص بر آن است تا در نسخه آنلاین بهترین اطلاعات مورد نیاز جهت خودشناسی را به شما ارائه دهد.برای تدوین این تست و همچنین ارائه راهکارهای دقیق و علمی رواشناسان ای سنج ماه ها زمان گذاشته اند. در تفسیر این تست موارد زیر را به شما خواهیم گفت.?صفات شخصیتی و ویژگی های کلیدی?نقات ضعف شخصیتی شما?ویژگی های شما در روابط عاشقانه?روحیات مشابه?تفاوت الهام بخش?مکمل بالفعل?متضاد چالشی?ویژگی های شما در روابط بین فردی?ویژگی های شما در محل کار?نقاط قوت کاری شما?نقاط ضعف کاری شما?مشاغل مناسب شما?شرایطی ایجاد کننده رضایت شغلی?اوقات فراغت?پیشنهادات?درصد فراوانی تیپ های شخصیتیدر تست MBTI ای سنج سعی بر آن شده است تا مهمترین جنبه های مورد نیاز شما برای آگاهی از شخصیت تان درج گردد. تنها نکته ای که کاربران عزیز باید توجه نمایند این است که به هنگام پاسخگویی به سوالات با دقت کامل و بر اساس  آن چیزی که هستند به سوالات پاسخ دهند و نه بر اساس آنچه که دوست دارند باشند. چنانچه به سوالات به درستی و با دقت کامل پاسخ دهید نتایج به ویژگی های شما بسیار نزدیک خواهد بود.کلیه تست های تهیه شده در سایت ای سنج توسط تیم تخصصی تهیه شده و در حال توسعه می باشد. شما نیز می توانید با نقطه نظرات خود و همچنین انتقادات و پیشنهادات سازنده تان این تیم را در هرچه بهتر نمودن ابزارهای سنجش و اندازه گیری یاری رسانید.سامانه جامع تست MBTI افتتاح شددر این سامانه می توانید اطلاعات جامعی در مورد تیپ های شخصیت MBTI به دست آورید. از جمله مهمترین بخش های قابل استفاده شامل موارد زیر است:? معرفی تیپ های شخصیت در 10 قسمت? بررسی روابط دو به دو تیپ ها? تست های اعتبارسنجی تیپ های شخصیت? اینفوگرافی های MBTI? ویدیو معرفی تیپ های MBTI? مجموعه مقالات شخصیت شناسی MBTIورود به سامانه جامع تست MBTI مقالات مرتبط با تست MBTIدر این بخش می خواهیم چند مقاله کاربردی در رابطه با تست شخصیت MBTI را به شما معرفی کنیم. علاوه بر این مقالات می توانید به بخش کل مطالب مرتبط در رابطه با شخصیت شناسی در مجله ای سنج مراجعه نمایید.? مقدمه ای بر تست MBTI? 4 داستان عشق و تیپ شخصیت MBTI? چگونه شخصیت های MBTI از دیگران مراقبت می کنند؟</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Thu, 28 Apr 2022 13:48:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تغییر یا ثبات شخصیت</title>
                <link>https://virgool.io/@kmehdig/%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%D8%AB%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-kx5ufqhwsozi</link>
                <description>خیلی از افراد در پی این هستند که بتوانند شخصیت خود را تغییر دهند یا به قولی دیگر شخصیت و رفتار خود را بهبود ببخشند. در واقع نکته ای که در اینجا می خواهیم گوشزد کنیم این است که اگر مدام به این قضیه فکر می کنید که خودتان را جلوی دیگران خوب نشان دهید و برای تغییر و بهبود آماده شوی ، فکر نکنید که تنها هستید، درواقع خیلی از افراد جامعه به دنبال تغییر و بهبود وضعیت شخصیتی خوشان هستند. همچنان که مطالعات و تحقیقات پژوهشگران روان شناسی در کشورهای مختلف نشان داده است که همه ی ما تمایل به این قضیه داریم که خصلت های خوبی مانند خوش بینی و مهربانی را در خودمان افزایش دهیم و همچنین ویژگی های نامطلوبی مانند بدبینی و عصبانیت را از خودمان دور کنیم. تا حدی که عده ای با انجام دادن مکرر تست شخصیت شناسی می خواهند روند این تغییرات را در خودشان ارزیابی کند.اما سوالی که اینجا مطرح می شود این است که آیا واقعا تغییر شخصیت ممکن است؟ یا این که ما باید به افراد به عنوان موجوداتی نگاه کنیم شخصیتشان به هیچ وجه ممکن تغییر نمی کند؟براساس مطالبی که در مجله ی روانشناسی اجتماعی و شخصیت به آن اشاره شده است باید ادعا کرد که طبق تحقیقات، تغییر شخصیت و دستیابی به آن چیزی که فکر می کنیم و بهبود وضعیت شخصیتی مان کاملاً امکان پذیر است. به شکلی خاص، گروهی از محققان دانشگاه متدیستین جنوبی به سرپرستی ناتان هادسون دریافتند افرادی که به طور جدی برای تغییر جنبه هایی از شخصیت خود تلاش می کنند، در بسیاری از مواقع در کسب نتایج مطلوب، موفق هستند. آنها برای آزمایش خود، تعدادی از افراد را انتخاب کرده و از آن ها تست روان شناسی کوتاهی را که پنج بعد اصلی شخصیت را مورد سنجش قرار می داد، گرفتند؛ پس از این آزمون از همه افراد شرکت کننده در این تست خواستند تا یکی از آن ابعاد را انتخاب کنند و در طول پانزده هفته برای تغییر آن بعد تلاش کنند؛ متخصصان طی این مدت افراد را مطابق آن بعدی که انتخاب کرده بودند، با چالش هایی مواجه می کردند به این منظور که آن ها از منطقه ی آسایش خود خارج شده و تغییر کنند. برای مثال از فردی که خواستار افزایش برون گرایی اش بود خواستند تا به مکان شلوغی رفته و به افراد آن جا سلام کند. در چالشی سخت تر از آن فرد خواسته شد تا خود را به آن ها معرفی کرده و از آن ها سوالاتی بپرسند.محققان در طی این چالش ها قصد داشتند تا متوجه شوند که که آیا شرکت کنندگان با درگیر شدن در این  موقعیت ها قادر به تغییر شخصیت خود هستند یا خیر. آن ها پس از اتمام پانزده هفته به نتایج جالبی دست یافته بودند. همگی افراد در ابعاد انتخابی خود، رشد کرده بودند. محققان دریافتند که صرف نظر از درجه ی سختی چالش ها، این مداومت افراد شرکت کننده بود که سبب تغییر آن ها شد.در واقع نتایج این تست شخصیت شناسی حاکی از آن بود افراد می توانند تغییر کنند. اما نکته ای که باید به آن اشاره شود این است که تنها خواستن کافی نیست بلکه فرد باید تصمیم بگیرد تا مطابق هدفی که دارد دائم در حال تلاش و تغییر باشد. در واقع این تلاش و اراده و پشتکار فرد می باشد که مسبب اصلی تغییر در شخصیت فرد است. در هر صورت افراد می توانند به صورت مکرر با مراجعه به سایت های مختلف روان شناسی، که به صورت تخصصی تنها به ارزیابی آنلاین تست روان شناسی می پردازد- تست های مختلف شخصیت از جمله تست mbti را بدهند و در طول زمان تغییرات حاصله را مشاهده کنند. نکته ای که در رابطه با تست شخصیت باید در آخر به آن اشاره کرد این موضوع می باشد که اهمیت این قضیه این است که فرد با آگاهی پیدا کردن به این مساله که دارای چه تیپ شخصیتی می باشد می تواند در انتخاب افراد اطرافش آگاهانه تصمیم بگیرد و این امر سبب می شود که فرد از  مشکلات بعدی در حوزه روابط اجتماعی اش دور بماند.</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Wed, 12 May 2021 22:44:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی مفهوم &quot;شخصیت &quot; و  روند شکل گیری آن</title>
                <link>https://virgool.io/@kmehdig/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%B4%DA%A9%D9%84-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A2%D9%86-bamxscuajwoi</link>
                <description>یکی از نکات مهمی که در رابطه با شخصیت و طریقه ساخته شدن آن باید اذعان کرد این است که شخصیت خواه ناخواه ساخته ی وراثت و محیط می باشد. در واقع انسان براساس یک سری ویژگی های ژنتیکی به این دنیا دعوت می شود ولی از آن پس عاملی که بر شخصیت وی تاثیر گذار می باشد محیط اطراف می باشد. عده ای بر این باور هستند &quot;ژنتیک&quot;، تاثیر بیشتری بر ذات اصلی شخصیت دارد ولی عده ای دیگر بر تاثیرگذاری بیش از حد &quot;محیط&quot; تاکید می کنند.یکی از مثال های که در رابطه با تاثیر محیط بر شخصیت در کتاب های مختلف روانشناسی است و اکثر نویسنده ها به آن اشاره می کنند همان کودکانی می باشند که اشتباهاً به هر دلیلی در جنگل رشد کرده اند. مثلاً کشیش هندی که نامش سینگ بود در یکی از  جنگل های هند دو نفر را پیدا کرد و برای کمک رسانی آن ها را به خانه برد. به هر حال گزارشی که سینگ در رابطه با نحوه زندگی و رفتار و شخصیت این دو دختر می دهد این چنین می باشد: این دو کودک رفتارهای انسانی را بلد نبودند و نمی توانستند مثل انسان روی دوپا راه بروند به همین خاطر چهار دست و پا راه می رفتند، و همچون حیوانات جنگلی زوزه می کشیدند. به شدت از جاهای شلوغ متنفر و هراسان بودند. و دیگر این که تحریک پذیری خیلی بالایی داشتند در هر صورت رفتارشان همچون محیطی بود که در آن رشد و نمو پیدا کرده بودند.  در هر صورت پژوهشگران و روانشناسان در رابطه با میزان اهمیت تاثیر محیط(تربیت) بر شکل گیری شخصیت نسبت به میزان اهمیت ژنتیک(طبیعت) به اجماع و یک توافق همگانی نرسیده اند. در واقع مساله طبیعت و تربیت یک مساله ی پیچیده ای می باشد چرا که هر دو مقوله از یکدیگر تاثیر پذیر می باشند. به عبارتی دیگر طبیعت و سرشت با یکدیگر برهمکنش دارند. در واقع امروز دیگر نمی توانیم همچون گذشته عواملی محیطی و ژنتیکی را به طور کامل از یکدیگر جدا کنیم. مطالعات و تجربیاتی زیادی حاکی از آن است که این دو مقوله یعنی طبیعت و تربیت یک رابطه دوسویه و متقابل با یکدیگر دارند.برای مثال تا مدت ها قبل پرورش فرزندان توسطِ والدین یک عاملِ محیطیِ مطلق به حساب می آمد. ولی امروزه شواهد نشان دهنده آن است که تفاوت‌ها و مسائل ژنتیکی، بر رفتارِ پدر و مادر در برابرِ فرزندانشان تاثیرگذار می باشد. تفاوت‌های ژنتیکی میانِ فرزندان نیز ممکن است در این زمینه نقش داشته باشد.برای نمونه می توان این مثال را زد که والدینی که در منزل خود کتاب‌های زیادی دارند، فرزندانشان به لحاظ تحصیلی از عملکرد بالایی در مدرسه برخورددار هستند، اما براساس این همبستگی نمی توان اذعان کرد که داشتنِ کتاب‌های زیاد در خانه علت محیطی برای عملکردِ بهترِ کودکان در مدرسه است. به عبارتی عواملِ ارثی ممکن است بر صفاتِ والدین مؤثر واقع شوند، که این صفات هم با تعداد کتاب هایی که آنان در خانه دارند و هم با پیشرفت تحصیلی فرزندانِ آنها رابطه دارد. از سوی دیگر مشخص شده که عواملِ ژنتیکی دربسیاری از شاخص‌های به ظاهر محیطی، همچون اتفاقاتِ ایامِ کودکی، رویدادهای زندگی و… نقش بسزایی دارند. به عبارتِ دیگر، افراد تا حدی به دلایلِ ژنتیکی، آفریننده ی تجربیاتِ شخصی خود می باشند.در هر صورت در ادامه اگه بخواهیم تعریفی از مفهوم شخصیت ارائه بدهیم باید اذعان کرد که شخصیت مجموعه‌ای از رفتار ، اعمال، حرکات و شیوه‌های تفکر شخص در زندگی شخصی می باشد که با سه ویژگی &quot;بی‌همتا بودن&quot;، &quot;ثبات (پایداری)&quot; و &quot;قابلیت پیش‌بینی&quot; مشخص می شود. از سوی دیگر تعریفی که گوردن آلپورت، در مورد شخصیت ارائه می دهد چنین است: &quot;شخصیت، سازمان بندی پویایی در درون فرد است و شامل آن دسته از نظام‌های روانی - فیزیکی که رفتار و تفکر او را تعیین می‌کند&quot;.در ادامه در رابطه با کلیدواژه هایی که در تعاریف بالا آمده است. بی‌همتا بودن، ثبات (پایداری و قابلیت پیش‌بینی) توضیحاتی ار ائه می گردد:بی همتایی و تفاوت: این مولفه یکی از ویژگی های شخصیبت می باشد. و در واقع بیانگر این می باشد شخصیت یک فرد بی‌همتاست یعنی با وجود شباهت های زیادی بین شخصیت های مختلف هیچ گاه دو شخصیت یکسان وجود ندارد.ثبات داشتن (پایداری): یکی دیگر از ویژگی های مفهوم شخصیت در ثبات و پایداری آن می باشد  یعنی اگر چه در موقعیت های مختلف هر فردی داری یک رفتار و شخصیت متناسب با آن محیط می باشد و به ظاهر رفتارهای متضادی از خودش به نمایش می گذارد، ولی بعد از گذشت یک مدت (مثلاً چندین دهه) رفتار و برخورد و حتی  شیوه تفکر آن‌ها یک ثبات نسبی دائمی پیدا می کند.قابلیت پیش‌بینی: براساس دو ویژگی بالا یعنی بی همتایی و داشتن ثبات می توان رفتار، حرکات و تفکرات افراد را پیش بینی کرد. بنابراین قابلیت پیش‌بینی رفتار با «ثبات در رفتار» رابطه متقابل دارد.به هر حال هر فرد براساس انواع تست روان شناسی موجود در سایت های مختلف - یا در نزد روان شناسان در کلینک های مختلف-  همچون &quot;تست شخصیت شناسی&quot; می تواند شخصیت خود را بیشتر بشناسد. و از این که در کدام تیپ بندی شخصیت قرار گرفته است آگاهی بابد. لازم به ذکر است که در آخر می توان اشاره کرد که یکی از مهم ترین های تست شخصیت،  تست mbti می باشد.تست mbti یکی از کاربردهای مهم آن برای کارفرمایان می باشد که از این طریق می تواند کارکنان خود را دسته بندی کند و هر کدام از تیپ های شخصیتی را که با یکدیگر سازگار هستند کنار همدیگر قرار دهند. و آنهایی که در تیپ های متضادی قرار گرفته اند را از یکدیگر دور نگه دارند. تا با این شیوه از تنش ها و برخوردهای احتمالی بین کارمندان در آینده دوری کنند .</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Wed, 21 Apr 2021 21:33:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تست هوش ریون چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@kmehdig/%D8%AA%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D8%B1%DB%8C%D9%88%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-kx9xvzcsgqww</link>
                <description>تست هوش ریون ماتریس های پیشرونده ریون (Raven&#x27;s Progressive Matrices) که اغلب به ماتریس Raven یا RPM نامیده می شود آزمون گروهی غیرکلامی است که معمولاً در محیط های آموزشی استفاده می گردد.تست هوش ریون با جواب + ترفندهای انجام تستدر سال 1936 در انگلستان ، جان سی ریون بر این باور بود که آزمایش های مورد استفاده در آن زمان برای سنجش هوش مشکل بوده و تفسیر نتایج آن دشوار است. در نتیجه ، او اقدامات ساده ای را در مورد مولفه اصلی عامل g اسپیرمن ایجاد کرد. تست او برای سنجش توانایی تفکر واضح و مفهوم پیچیدگی، توانایی آموزشی و توانایی ذخیره و تولید اطلاعات به کار می رفت.جلد کتابچه آزمون ماتریس های پیشرونده استاندارد Ravenتست هوش ریون به طور معمول یک آزمون 60 ماده ای است که در اندازه گیری استدلال انتزاعی مورد استفاده قرار می گیرد و به عنوان برآورد غیرکلامی هوش سیال در نظر گرفته می شود. بسیاری از الگوها به صورت ماتریس 6 × 6 ، 4 × 4 ، 3 × 3 یا 2 × 2 ارائه می شوند و نام ماتریس به طور کلی برای آن مورد استفاده قرار می گیرد. همه سوالات تست ریون شامل تصاویر هندسی بصری با یک قطعه گمشده است. قبل از پر کردن قطعه گمشده، به آزمون دهنده شش تا هشت گزینه داده می شود تا از بین آنها انتخاب کند.تجزیه ماتریس های ریونماتریس ها در سه فرم مختلف برای آزمون دهندگان با توانایی های مختلف ارائه می شوند:ماتریس های پیشرونده رنگی - این تست برای کودکان کوچکتر (5 تا 11 سال) ، افراد مسن و افرادی که دارای مشکلات یادگیری هستند طراحی شده اند. این تست با زمینه رنگی ارائه می شوند تا از نظر بصری برای شرکت کنندگان تحریک کننده باشد. چند مورد از سخت ترین موارد به رنگ سیاه و سفید است. در این تست 36 عکس وجود دارد و انجام این آن 15 تا 30 دقیقه طول می کشد. این ساده ترین ماتریس پیشرونده ریون است.ماتریس های پیشرونده استاندارد - این تست برای کودکان و نوجوانان 6 تا 16 ساله مناسب است. 5 مجموعه از 12 مورد وجود دارد (در مجموع 60 مورد) ، هر یک از موارد به تدریج دشوارتر می شوند. اینها سیاه و سفید هستند. انجام این تست 40 - 45 دقیقه طول می کشد. می توان گفت تست استاندارد دشوارتر از ماتریس های پیشرونده رنگی است.ماتریس پیشرفته – این تست شامل 48 تصویر است. به عبارتی  یک مجموعه 12 تایی و یک مجموعه دیگر 36 تایی. این تست سیاه و سفید بوده و با پیشرفت در مجموعه ها، سخت تر می شوند. این سوالات برای بزرگسالان و نوجوانان دارای هوش پیشرفته است. انجام این آزمون 40 تا 60 دقیقه طول می کشد. این تست سخت ترین ماتریس های پیشرونده ریون است.یک مورد آزمون ضریب هوشی به سبک ماتریس پیشرونده ریون. با توجه به هشت الگو، فرد باید الگوی نهم گمشده را شناسایی کندکاربردهای تست ریوناین تست ابتدا برای اهداف تحقیقاتی ایجاد شد. اما به تدریج به دلیل عدم وابستگی به زبان و مهارت خواندن و نوشتن و سادگی استفاده و تفسیر، به سرعت کاربرد عملی گسترده ای پیدا کردند. به عنوان مثال، همه هنیروهای مسلح انگلیس از سال 1942 به بعد نسخه بیست دقیقه ای SPM را گرفتند و افسران نسخه ویژه ای را به عنوان بخشی از گزینش در جنگ تهیه کردندرفته رفته این تست برای سنجش سربازان وظیفه در مراکز نظامی سراسر جهان (از جمله اتحاد جماهیر شوروی) به کار رفت.مطالعه ای در سال 2007 شواهدی ارائه داد که افراد با اختلال طیف اوتیسم با عملکرد بالا، نمره بالاتری نسبت به سایر افراد در آزمایشات ریون دارند. مطالعه دیگری در سال 2007 شواهدی را ارائه داد که افراد با اوتیسم کلاسیک، یک اختلال طیف اوتیسم با عملکرد پایین، در آزمایشات ریون نسبت به آزمون وکسلر امتیاز بیشتری کسب می کنند. علاوه بر این ، افراد مبتلا به اوتیسم کلاسیک در مدت زمان کمتری نسبت به افراد بدون اوتیسم پاسخ صحیح به آزمایش ریون می دادند.منبع:https://en.wikipedia.org/wiki/Raven%27s_Progressive_Matriceshttps://www.testingmom.com/tests/ravens-matrices/</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Tue, 13 Oct 2020 09:43:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تست MBTI | توضیحات جامع + تست آنلاین</title>
                <link>https://virgool.io/@kmehdig/%D8%AA%D8%B3%D8%AA-mbti-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ecczyq0ywtc4</link>
                <description>قبل از اینکه در این پست در رابطه با تست MBTI صحبت کنیم لازم است تا مختصری در رابطه با تیپ شناسی و سپس در رابطه با نظریه یونگ بدانیم. بنابراین ابتدا مختصری در این رابطه نوشته و سپس در انتها مباحث جزئی تری را از شخصیت مایرز بریگز یا شخصیت MBTI خواهیم گفت. قبل از اینکه این مطلب را بخوانید نگاهی به فهرست زیر نمایید تا بدانید می خواهیم در رابطه با چه موضوعاتی با شما صحبت نماییم:جهت ارزیابی آنلاین کلیک کنید https://esanj.ir/questionnaires?IC=12 تیپ شناسی چیست؟این ایده که افراد را می توان به انواع یا دسته های مختلف افراد تقسیم کرد حداقل به زمان بقراط (حدود 400 سال قبل از میلاد مسیح) برمی گردد، زمانی که بعداً جالینوس آن را (حدود 150 میلادی) به عقاید خود افزود. در دوران باستان اعتقاد بر این بود که می توان افراد را به چهار گروه صفراوی (به معنای تحریک پذیر)، مالیخولیا (افسرده)، دموی (خوش بینانه) و بلغمی (آرام) تقسیم کرد(بعدها تست ها شخصیتی نظیر تست دیسک بر اساس همین دیدگاه تنظیم شد). در آن زمان این فرضیه مطرح شد که تیپ شخصیتی یک شخص بازتاب سلطه یکی از چهار خلط بدن است - مایعاتی در بدن که تصور می شد برای زندگی اساسی است.این گونه شناسی به طور همزمان شروع به ایجاد دو خط فکری در نظریه شخصیت نمود، خطوطی که از نظر مفهومی از یکدیگر جدا هستند، گرچه اغلب بهم آمیخته اند. خط اول این مفهوم است که شخصیت افراد به گونه ای در نوع یا دسته خاصی قرار می گیرد. خط دوم حاوی این مفهوم است که شخصیت افراد تا حد زیادی توسط متغیرهای بیولوژیکی تعیین می شود. یونگ سپس معتقد بود که افراد در یکی از دو دسته قرار می گیرند:این نوع شناسی به ما اجازه می دهد تمایز مفهومی بین رویکرد نوع و رویکرد مشخصه شخصیت را آشکار کنیم.انواع معمولاً به عنوان کلاسهایی از اعضا در نظر گرفته می شوند که متمایز و گسسته باشند. دو رویکرد اصلی در گونه شناسی به شرح زیر است:&quot;رویکرد حقوقی&quot; (که بر نحوه تغییر صفات در افراد مختلف تأکید دارد) فرض می کند که ابعاد برای همه یکسان است.&quot;رویکرد فردگرایانه&quot; (که بر منحصر به فرد بودن افراد تأکید دارد) برخی از این ابعاد را بعنوان ابعادی منحصر به فرد خاص تلقی می کند.چرا باید تیپ های شخصیتی را بشناسیم؟شناخت انواع تیپ های شخصیتی به چند دلیل مهم است. از همه مهمتر، به ما کمک می کند تا گرایش های آگاهانه خود را درک و تشخیص دهیم. به گفته یونگ، یکی از وظایف اصلی در نیمه اول زندگی این است که یاد بگیریم چگونه اعمال و نگرش های خود را بیان کنیم و از مشکلات سازگاری جلوگیری کنیم. در رابطه با شغل، شکی نیست که انواع خاصی برای برخی مشاغل مناسب یا نامناسب هستند. ممکن است کتابدار خوبی باشید اما در حرفه پرستاری یا مددکاری اجتماعی مشکل داشته باشید. در نظر گرفتن نوع روانشناختی اساسی هنگام انتخاب حرفه، تصمیمات موثرتری را در این زمینه فراهم می کند (مایرز و مک آولی ، 1985). نظریه انواع روانشناختی همچنین به توضیح ناسازگاری و تعارض بین افراد کمک می کند. ممکن است یک فرد درون گرا با فرد برون گرا مشکل داشته باشد، می توان انتظار داشت که یک فرد حسی نوع شهودی را درک نکند و نوع متفکر احساسی و منطقی با هم متفاوت باشند.علاوه بر شناخت عملکرد و نگرش هوشیاری، می توانیم با استناد به اصل جبران روانشناختی، بینش خود را در تمایلات ناخودآگاه خود نیز بدست آوریم، بنابراین هر عملکرد یا نگرشی که در خودآگاه غالب باشد، در ناخودآگاه غالب خواهد بود. این امید است که بتوانیم با دانستن تمایلات خود و ضمیر ناخودآگاه خود از تأثیرات عجیب و منفی آن بکاهیم. از همه مهمتر، با ارتقا عملکرد سطح پایین روحیه و وارد کردن آن به حوزه آگاهی، می توانیم تسلطی در بیان خصوصیات مثبت آن عملکرد یا نگرش پیدا کنیم. شناخت تمایلات سطح پایین آگاهانه یک کار روانشناختی بسیار دشوار است. البته، اگرچه در تئوری هر چهار عملکرد و هر دو رویکرد و رساندن آنها به حوزه آگاهی و ایجاد شخصیت کامل می تواند امکان پذیر باشد، اما در عمل بیشترین امید این است که فرد رویکرد و عملکرد غالب شخصیت خود را تشخیص دهد، عملکرد خود را بیان کرده و روشهای ناخودآگاه و عملکرد آنها را شناسایی می کند.تیپ شناسی یونگ چیست؟یونگ استدلال می کند که ذهن آگاه می تواند واقعیت را از چهار طریق درک کند:اساس ادراک ذهنی واقعی از نظر یونگدر نظریه یونگ، این چهار عملکرد دو قطب مخالف هستند. اول، دو کارکرد غیر منطقی، یعنی حسی و شهودی و در مقابل آنها، کارکردهای منطقی یا عقلی، یعنی تفکر و عواطف.توابع غیر منطقیحس درک فوری ما از جهان عینی است، فرایندی که بدون هیچ ارزیابی صورت می گیرد. فرد حس چیزها را همانطور که هست درک می کند - واقع بینانه و عینی. این توانایی در نظر گرفتن زمینه ها، ارجاعات ضمن ، مفاهیم یا تفسیرها را ندارد، اما سعی دارد اطلاعات دریافت شده توسط حواس را به طور دقیق و با جزئیات ارائه دهد.شهودی به معنای تحقق امکانات ذاتی و مفاهیم درونی است. این عملکرد جزئیات موضوع را نادیده می گیرد و در عوض بر زمینه ها یا جنبه های کلی متمرکز می شود و مسیر حرکت، روابط ظریف داخلی و فرآیندهای نهفته و همچنین احتمالات بالقوه هر موقعیت را درک می کند. ادراک شهودی هرگز وقایع را مستقیماً آشکار نمی کند. بلکه با درک مطالب پنهان که برای مشاهده گر عینی قابل مشاهده نیست، با خلاقیت، ابتکار و بصیرت، مضامین نامفهومی را کشف می کند.توابع منطقیتفکر روشی برای ارزیابی است که تجربه را تأیید یا انکار می کند. تفکر مبتنی بر درک هوشمندانه از مشکلات و به ویژه رابطه بین آنها است. این عملکرد یک فرایند منطقی و سیستماتیک است که سعی می کند واقعیت را از طریق تحلیل منطقی و قیاس درک کند.احساسات یک عملکرد عاطفی است که ارزش یا اعتقاد فرد به یک پدیده را بر اساس استقبال یا عدم استقبال وی تعیین می کند. این عملکرد هر تجربه را به عنوان &quot;خوب یا بد&quot;، &quot;خوشایند یا ناخوشایند&quot; و &quot;قابل قبول یا غیر قابل قبول&quot; اندازه گیری می کند. احساس دقیقاً مترادف با احساس نیست، زیرا ممکن است در مورد چیزی احساس خوب یا بدی داشته باشید، یا بدون اینکه درگیر احساس شوید، احساس وابستگی به چیزی را کنار بگذارید. با وجود این ، احساسات تا حدی یکی از مهمترین مظاهر عملکرد احساسات است.روابط عملکردیاگرچه در هر فرد برای چهار عملکرد فوق پتانسیل دارد، یونگ معتقد بود که در هر فرد، با توجه به عوامل ذاتی و نهادی، یکی از چهار کارکرد آگاهی را به صورت غالب نشان می دهد. هر کدام که برتر باشد، معمولاً در حوزه آگاهی نخواهد بود، و طبق اصل جبران، به یک عملکرد ناخودآگاه تبدیل می شود. در عمل، این بدان معناست که عملکرد پایین معمولاً یا سرکوب می شود، یا به روشهای بدوی، کودکانه، منسوخ و ناهماهنگ آشکار می شود. ادراک حسی و درک شهودی نیز قطب های متضادی هستند، زیرا درک هر دو شکل ظاهری و عمق واقعیت در آن واحد امکان پذیر نیست. هرجا عملکرد حسی برتر باشد، مطمئناً بینش و تخیل قوی نخواهد بود و درک شهودی این افراد بسیار ابتدایی، ناخودآگاه و ناهماهنگ مانند خرافات یا حسادتهای بی اساس خواهد بود.کارکردهای ذهن آگاه مایکل دانس (1993) انواع توابعنظریه یونگ به طور ضمنی نشان می دهد که هشت نوع عملکرد ممکن است. این هشت تابع علاوه بر چهار عملکرد ذکر شده در بالا ، شامل چهار ترکیب برتر و کمی نیز می باشد:خودشناسی با روش يونگیونگ معتقد بود که نگرش های ما ذاتاً تعیین شده است. طبق نظریه وی، افراد درونگرا اغلب از محیط خارج می شوند. آنها برای حفظ انرژی درونی خود از وابستگی و علاقه به دنیای خارج پرهیز می کنند و ممکن است از تماس با جهان و اشیا و افراد دور شوند و در نتیجه حالت دفاعی پیدا کنند. به طور کلی، نوع درون گرا فردی خجالتی و کند مزاج است که با محیط سازگار نیست. این افراد با دنیای درونی خود هماهنگ هستند و دیدگاه های ذهنی خود را به وضوح می دانند. نقطه مقابل این گروه افراد برونگرا هستند که همه چیز را در دنیای خارج جالب می دانند. مانند اشیا، ، افراد، رویدادها و همه باورهای جمعی. علاوه بر این، هر آنچه فکر می کنند یا احساس می کنند، یا انجام می دهند، ارتباط مستقیمی با شرایط خارجی دارد، بنابراین بهتر می توانند با شرایط خارجی سازگار شوند.این  باعث می شود آنها از مسائل ذهنی خود غافل و غالباً خوشحال باشند.انواع شخصیت یونگبا ترکیب دو نوع برخورد با هشت نوع عملکرد، در مجموع شانزده حالت امکان پذیر است. این شانزده حالت روانی در زیر لیست شده است.نكته: يونگ خودش تنها روي هشت تيپ «خالص»، (يعني تركيب برخورد با كاركرد واحد) بحث كرده است. با شناخت دو تيپ موجود در تیپ‌های خالص مي‌توان تيپ آميخته را به خوبي درك نمود. به‌عنوان‌مثال، متفكر حسي برون‌گرا اساساً آميخته‌اي از تيپ حسي برو‌ن‌گرا و متفكر برون‌گرا است.نكته: يونگ خودش تنها روي هشت تيپ «خالص»، (يعني تركيب برخورد با كاركرد واحد) بحث كرده است. با شناخت دو تيپ موجود در تیپ‌های خالص مي‌توان تيپ آميخته را به خوبي درك نمود. به‌عنوان‌مثال، متفكر حسي برون‌گرا اساساً آميخته‌اي از تيپ حسي برو‌ن‌گرا و متفكر برون‌گرا است.ویژگی های افراد با هر بعد شخصیتی (اولویت) به طور جداگانه در زیر ذکر شده است:علاوه بر 8 بعد گفته شده مطابق این چهار بعد، شانزده تیپ شخصیتی دیگر نیز شکل می گیرد. به طور کلی می توان گفت این تیپ های شخصیتی 16 گانه بیانگر افراد با تیپ های مختلف می باشد. هر کدام از این تیپ ها یک کد چهار حرفی است که از ترکیب حروف واژگانی 8 بعد گفته شده در تصاویر بالا ایجاد می شوند. در تصویر زیر این 16 تیپ را ملاحظه می نمایید:16 تیپ شخصیتی MBTI به نقل از سایت ای سنج(1399)اینکه چگونه انواع مخالف به روند گروه کمک می کنند، به شرح زیر بیان می شود: برون گراها (E) امکان برقراری ارتباط بین اعضای گروه را فراهم می کنند، در حالی که افراد درونگرا (I) واکنش داخلی بحث های گروهی را نشان می دهند. سنسورها (S) حقایق و سوالات فنی را مطرح می كنند، در حالی كه متخصصان شهودی (N) در مورد احتمالات جدید حدس می زنند. متفکران (T) یک تحلیل منطقی از وضعیت تصمیم گیری ارائه می دهند. از طرف دیگر ، احساسات (F) نشانه هایی از تأثیر عواطف سایر اعضای گروه یا مشتریان را نشان می دهد. عوامل تعیین کننده (J) تیم را زودتر از موعد مقرر تحت فشار قرار می دهند، در حالی که افراد انعطاف پذیر و پذیرنده (P) به تیم توصیه می کنند راه حل های دیگر را در نظر بگیرند.توصیف 16 نوع یا تیپ شخصیتحسی درون‌گرا - متفکر برون‌گرا (ISTJ)تیپ شخصیتی ISTJ با انجام کارهایی با شرایط زیر همخوان دارد:1- کار ماهیت فنی داشته باشد و به فرد امکان استفاده از توانایی های خود را بدهد.2- یک محصول یا خدمات واقعی ارائه دهد و ترجیحاً از روشهای استاندارد در آن استفاده شود.3- بتواند مستقل عمل کند و از قدرت تمرکز زیاد برای تکمیل آن استفاده کند.4- بتوانید در یک محیط پایدار و سنتی کار کند و نیازی به خطرات بی مورد نداشته باشد.جهت مشاهده ویدیو معرفی تیپ ISTJ کلیک نمایید5- نتایج ملموس و قابل اندازه گیری باشد.6- اهداف عینی واضح و ساختار سازمانی مشخص  داشته باشید.7- فرد وقت کافی برای آماده سازی خود را داشته باشد.8- مسئولیتهای بیشتری به شخص داده شود.9- کار باید در محیطی انجام شود که قضاوت و تجارب فرد به اندازه کافی ارزش داشته باشد.10 - فرد را قادر سازد تا به اهداف تعیین شده دست یابد و نتایج کافی را به فرد ارائه دهد.حسی درون‌گرا - احساسی برون‌گرا (ISFJ)1- نیاز به رعایت و دقت دارد تا فرد بتواند با توانایی خود به حقایق و جزئیات توجه کند.2- به شخص اجازه دهید روی پروژه های مشخصی کار کند و به دیگران کمک کند.3- به فرد فرصت ابراز محبت دهید و شرایط را برای تحقق تلاش های دیگران فراهم کند.4- به روشی سنتی و در یک محیط سازمان یافته انجام شود.5- شرایطی را برای توجه فرد به روشهای استاندارد و استفاده از قضاوتهای عملی فراهم کنید.جهت مشاهده  ویدیو معرفی تیپ ISFJ کلیک نمایید.6- به شخص اجازه دهید در هر زمان روی یک پروژه یا یک شخص کار کند.7- به شخص فضای کار خصوصی بدهید تا بتواند به تنهایی کار کند.8- بتواند به دیگران کمک کند یا با دیگران که عقاید و ارزشهای او را مشترک دارند کار کند.9-  شرایطی برای فرد منظم و کارآمد فراهم کنید.10- لازم نیست شخصی کارهای خود را به طور مرتب در حضور دیگران ارائه دهد.حسی برون‌گرا - متفکر درون‌گرا (ESTP)1- بتواند با دیگران ارتباط برقرار کند، هر روز با یک وضعیت جدید روبرو شود و از آن لذت ببرد.2- بتواند از قدرت مشاهده و توجه خود برای بدست آوردن و نگهداری اطلاعات استفاده کند.3- بتواند برای مشکلات و مسائل راه حل پیدا کند.4- باید یک کار پویا، پرماجرا و سرگرم کننده باشد که در آن حوادث به سرعت اتفاق بیفتد و فرد بتواند تصمیم گیری کند.5- بتواند از روشهای نامتعارف در شرایط غیر برنامه ریزی شده استفاده کند و به راه حل های منطقی برسد.6- بتوانید در شرایطی که مقررات وجود ندارد کار کند و با همکاران تازه کار و فعال برخورد کند.7- شخصاً سازماندهی کند و لزوماً مطابق با استانداردها و معیارهای دیگران رفتار کنید.8- علمی و منطقی باشد و فرد بتواند از استدلال و توانایی های فکری خود استفاده کند.9- بتواند آزادانه با بحرانها روبرو شود.10. با واقعیت ها برخورد کند، نه با تئوری های انتزاعی، تا بتواند با تلاش خود به نتایج ملموسی دست یابد.حسی برون‌گرا - احساسی درون‌گرا (ESFP)1- فراهم آوردن امکان یادگیری از تجربیات به منظور جمع آوری اطلاعات لازم و حل مسئله.2- امکان درگیری شخصی در مسائل را فراهم کنی ، تا وی بتواند مستقیماً با مشتری  صحبت کند.3- فرد باید در کار خود لذت و استقلال داشته باشد و بتواند با افراد مختلف سر و کار داشته باشد.4- می تواند با افراد و مشکلات آنها ماهرانه کنار بیاید و تنش آنها را کاهش دهد.5- احتمال انجام فعالیت های مختلف وجود دارد.6- بتواند با افراد مختلفی که در طول روز اشتیاق او را دارند کار کند.7- بتواند از پس پروژه هایی برآید که سریع و پردرآمد هستند و نیاز افراد مختلف را برآورده می کنند.8- کار در محیطی آرام و صمیمی امکان پذیر باشد.9- تلاش وی باید ثواب بیشتری داشته باشد و فرد نسبت به کار خود احساس قدردانی کند.10- حداقل دیوان سالاری باید در محل کار باشد و فرد از کار خود لذت ببرد و خودش باشد.شهودی درون‌گرا- متفکر برون‌گرا (INTJ)1. به فرد اجازه دهید راه حل های ابتکاری حل مسئله برای بهبود سیستم های موجود پیدا کند.2- برای کار منطقی می توان انرژی را صرف انجام ایده های خوب کرد.3- فرصت کار با افرادی را فراهم کنید که تخصص، هوش و شایستگی آنها مورد احترام است.4- اعتبار دادن به شخص از نظر او و امکان اجرای آنها.5- فرد را قادر به کار مستقل کند و بتواند با افراد آگاه تبادل نظر کند.6- فرد را از اطلاعات جدید آگاه کنید تا بتواند توانایی ها و شایستگی های خود را افزایش دهد.7- شخص را قادر به تهیه کار و تولیدی مطابق با استانداردهای بالای وی کند.8- حالت تکراری نداشته باشد.9- استقلال و اقتدار زیادی برای ایجاد تغییرات و کمک به رشد افراد و سیستم ها داشته باشد.10- مطابق با معیارهای فوق باشد و تلاش فرد را به طور عادلانه جبران کند.شهودی درون‌گرا با احساسی برون‌گرا (INFJ)1- به فرد اجازه دهید روی ایده ها و دیدگاه هایی که به رشد و تعالی دیگران کمک می کنند، کار کند.2- به شخص اجازه دهید محصولات و خدماتی را تولید کند که به آنها اعتقاد دارد و از آنها احساس غرور می کند.3- به مالکیت فرد و تلاشهای بی نظیری که می تواند انجام دهد توجه و ارزش خود را بدانید.4- به فرد اجازه دهید خودش را بیان کند و ایده خود را ببیند.5- به فرد اجازه دهید تا از ایده های خود برای کمک به دیگران استفاده کند.6- به فرد اجازه دهید در محیطی دوستانه و بدون استرس کار خود را انجام دهد.7- بتواند به طور مستقل کار کند، اما نظرات خود را در محیطی دوستانه با دیگران در میان بگذارد.8- به فرد اجازه دهید زمان و محیط کار خود را سازمان دهد و بر روند کار کنترل داشته باشد.9- به فرد اجازه دهید نقطه نظرات خود را خلاصه و پردازش کند و در آمادگی مورد نظر قرار گیرد.10- با اعتقادات فرد هماهنگ باشد و به او اجازه دهد از کمال شخصی و حرفه خوبی برخوردار باشد.شهودی برون‌گرا با متفکر درون‌گرا (ENTP)1- به شخص اجازه دهید اقدامات خلاقانه ای انجام دهد و راه حل های جدیدی برای حل مشکلات پیدا کند.2. بتواند از راه حل های خلاقانه خود برای ایجاد سیستم عامل های کارآمدتر استفاده کنند.3- خلاقیت فرد مورد تأیید و تشویق قرار گیرد.4- به فرد اجازه دهید موقعیت های مختلفی را تجربه کند که سرشار از لذت، سرگرمی و هیجان است.5- نظم منطقی داشته باشید و از معیارها و عادلانه استفاده کند.6- اجازه دادن به فرد برای ملاقات و تبادل نظر با افراد مختلف، خصوصاً افراد محترم.7- فرد را قادر سازید تا توانایی های شخصی و شغلی خود را افزایش دهد و بتواند با افراد توانمند ارتباط برقرار کند.8- می تواند در شرایط جهانی در حال تغییر موثر باشد.9- می تواند در یک محیط دوستانه و غیر سازمان یافته عمل کند. جایی که او می تواند آزادی عمل زیادی داشته باشد.10. به شخص اجازه دهید پروژه های جدیدی را طراحی کند، اما مجبور نیست به جزئیات مسائل توجه کند.شهودی برون‌گرا با احساسی درون‌گرا (ENFP)1- به فرد اجازه دهید در موضوعات مختلف با گروههای مختلف کار کند.2. به فرد اجازه دهید ایده ها، خدمات یا راه حل های جدیدی برای مشکلات دیگری که به دیگران کمک می کند، ارائه دهد.3- دلپذیر، چالش برانگیز و همیشه متنوع باشد.4- به ندرت لازم است فرد در جزئیات کار شرکت کند.5- به فرد اجازه دهید که به سرعت روی موضوعات کار کند، آزادی عمل برای نشان دادن اراده خود را داشته باشد.6- به فرد اجازه دهید با افراد جدید ملاقات کند، مهارت های جدیدی یاد بگیرد و کنجکاوی آنها را برآورده کند.7- با ارزشهای خود سازگار باشد، به او اجازه دهید فرصتهای مناسبی را برای منافع دیگران فراهم کند.8- بتواند در محیطی دوستانه و آرام کار را انجام دهید و حداقل در تعارض با دیگران باشید.9- به فرد اجازه دهید الهامات خود را دنبال کند و در کارهای جالب و مهیج شرکت کند.10- کار باید در فضایی انجام شود که موجب قدردانی شود و به شور و شوق و خلاقیت فرد بیفزاید.متفکر درون‌گرا با حسی برون‌گرا (ISTP)1- بتواند منابع را شناسایی کرده و از آنها به کارآمدترین شکل ممکن استفاده کند.2- به فرد اجازه دهید مهارت هایی را بیاموزد تا بتواند در آنها استاد شود و از آنها استفاده کند.3- فرد را قادر سازید تا از دانشی که کسب کرده استفاده کند و مشکلات دیگران را با آن حل کند.4- دستورالعمل های روشنی داشته باشید و فرد می تواند با محصولات واقعی در تماس باشد.5- باید سرگرم کننده و پویا باشد تا بتواند از محیط بسته کار خارج شود و قدم در قلب طبیعت بگذارد.6- در محیطی کار کند که عاری از مقررات دقیق و دست و پاگیر باشد.7- او می تواند به طور مستقل کار کند و نظارت دیگران بر او کم و نظارت او بر دیگران کم است.8- به فرد فرصت کافی دهید تا به علایق و سرگرمی های خود برسد.9- شادی و نشاط را به فرد هدیه دهید و دائماً به چالش بکشد.10- نیازی به کار روزانه با بسیاری از مقررات نیست.متفکر درون‌گرا با شهودی برون‌گرا (INTP)1- به شخص اجازه دهید ایده های جدیدی ارائه دهد و آنها را نقد و تحلیل کند.2- به فرد اجازه دهد تا در فرآیند خلاقیت از انرژی خود استفاده کند و فقط به نتیجه کار نگاه نکند.3- به فرد این فرصت را بدهید تا به طور مستقل کار کند، تا زمان کافی برای انجام خصوصی کار خود را داشته باشد.4- برای به چالش کشیدن فرد خارج از روش های مرسوم، با مشکلات پیچیده ای روبرو شود.5- بتواند آن را با انعطاف پذیری کافی انجام دهد و قوانین نابهنگام مانعی در برابر او ایجاد نکند.6- به فرد اجازه دهید از معیارهای خود در کار استفاده کند.7- شخص را قادر به انجام كارها با گروه كوچك اما واجد شرايط و صالح كند.8- به فرد اجازه دهد ایده های خلاقانه ای ارائه دهد و وظایف خود را به دیگران بسپارد.9- شخص را قادر سازد تا صلاحیت های خود را افزایش دهد و با افراد ذی صلاح در تماس باشد.10. نیازی به صرف وقت خود برای سازماندهی دیگران ندارد.متفکر برونگرا با حسی درون گرا (ESTJ)1- فرد را قادر سازد تا به صورت سازمان یافته کار کند و از زمان خود به طور موثر در دستیابی به یک نتیجه منطقی استفاده کند.2- به فرد اجازه دهد از مهارتهای خود استفاده کند و از قدرت فکری و استدلالی خود استفاده کند.3- دستاوردهای کار می تواند قابل اندازه گیری باشد.4- در یک فضای دوستانه انجام شود و همکاران سخت کوش و وظیفه شناس داشته باشد.5- می توان انتظارات واضحی از آن داشت.6- ماهیتی واقع بینانه، ملموس و کاربردهای عملی داشته و نتایج شخصی به جای بگذارید.7- فرد را قادر سازد تا بهره ور و کارآمد باشد، بتواند اقدامات لازم را سازماندهی کند، از روش ها و اصول شخصی پیروی کند. مهلت های مشخصی داشته باشید تا فرد بتواند در زمان مقرر کار خود را انجام دهد.8- بتوانید در محیط ها و شرایط قابل پیش بینی کار کند.9- قادر به انجام کار با افراد دیگر باشد. به فرد اجازه دهد بر خودش و همکارانش تسلط یابد.10. به فرد اجازه تصمیم گیری بدهد تا بتواند مسئولیت های زیادی را به عهده بگیرد و کار را کنترل کند.متفکر برون‌گرا با شهودی درون‌گرا (ENTJ)1- به شخص فرصت هدایت دهید تا بتواند امور خود را کنترل کند.2- به فرد اجازه دهید برنامه ای بلند مدت داشته باشد تا بتواند روشهای ابتکاری برای حل مشکلات ارائه دهد.3- کار باید در یک محیط سازمان یافته انجام شود تا فرد بتواند در مناطق خاصی با دیگران کار کند.4- کنجکاوی ذهنی فرد را برانگیخته و به او اجازه دهید با مسائل پیچیده و اغلب دشوار کار کند.5- به فرد فرصت کار با افراد شایسته و توانمند را بدهید.جهت مشاهده ویدیو معرفی تیپ ENTJ کلیک نمایید.6- فرد را قادر سازد تا در درون سازمان رشد کرده و صلاحیت های خود را افزایش دهد.7- باید جالب، چالش برانگیز و رقابتی باشد تا حدی که دیگران دستاوردهای شخص را ببینند.8- به فرد اجازه دهید با افراد باهوش، خلاق و هدفمند کار کند.9- به شخص فرصت تعیین اهداف و فراهم آوردن شرایطی را بدهد تا با دیگران درباره هدف اصلی سازمان فكر كند.10. به فرد اجازه دهید دیگران را مدیریت کند. از معیارهای منطقی استفاده کنید و از توانایی های دیگران استفاده کند.احساسی درون‌گرا با حسی برون‌گرا (ISFP)1- ارزشهای فرد را مطابقت دهید.2- بتوانید این کار را در محیط حمایت همراه با دیگران انجام دهید.3- به جزئیات توجه کنید.4- به فرد فرصت کار مستقل و همراهی افرادی را بدهید که با او سازگار هستند.5- قادر به انطباق، سازگاری و تجربه نتیجه باشد.6- به فرد اجازه دهید از سلیقه خودش استفاده کند.7- در یک محیط تازه و با همکاری دیگران کار کند.8- به فرد اجازه دهید تا به رشد درونی برسد.9- بتواند سریع با مسائل کنار بیاید.10- لازم نیست مدام با دیگران صحبت کند.احساسی درون‌گرا با شهودی برون‌گرا (INFP)1- ارزش ها و اعتقادات فرد با هم هماهنگ هستند و به او اجازه می دهند ایده خود را بیان کند.2- به فرد فرصت دهید تا جریان و نتیجه کار خود را کنترل کند.3- بتواند کار خود را به طور مستقل و خودمختار انجام دهد. هیچ کس نباید در کار او دخالت کند و گاهی اوقات باید بتواند کار خود را به کسانی که احساس می کنند مورد احترام هستند ارائه دهد.4- بتواند انعطاف پذیر و با حداقل قوانین و هر زمان که احساس راحتی کرد کار خود را انجام دهد.5- بتوانید این کار را با افراد علاقه مند و خلاق انجام دهد، ترجیح می دهد این کار را بدون تنش با دیگران انجام دهد.6- بتواند با انجام آن رشد شخصی خود را تشویق کند.7- ارائه اثر به طور منظم به دیگری یا ارائه آن به دیگران قبل از اتمام آن ضرورتی ندارد.8- شخص را قادر سازد تا از طریق آن به دیگران کمک کند تا به حداکثر توانایی خود برسد.9- لازم است دیگران را درک کنید و به آنها اجازه دهیم به طور جداگانه با افراد رابطه برقرار کنند.10 - به فرد اجازه دهید در رسیدن به آرمان های خود تلاش کند و تحت تأثیر مشکلات متوقف نشود.احساسی برون‌گرا با حسی درون‌گرا (ESFJ)1- فرد را قادر سازد که با دیگران روابط صمیمانه داشته باشد و بتواند به تغییر زندگی دیگران کمک کند.2- فواید عملی برای دیگران داشته باشید و به فرد اجازه دهید مهارت های لازم را بیاموزد.3- به فرد اجازه دهید کنترل کند، بتواند با دیگران کار کند و به آنها کمک کند تا به اهدافشان برسند.4- انتظارات مشخص و واضحی داشته باشد و  معیارهای موجود در آن مشخص باشد.5- باید در محیطی با احساس همکاری مشترک انجام شود. یک محیط بدون درگیری.6- به شخص اجازه تصمیم گیری و استفاده از روشهای کارآمد را بدهید.7. به فرد اجازه دهید تا با دیگران تبادل نظر کند و در تصمیم گیری نقش داشته باشد.8- شخص را قادر به سازماندهی کار خود کرده و در این کار به اطرافیان خود کمک کند.9- در یک محیط دوستانه انجام شود. کار شخص را تأیید کنید و موفقیت او را تعریف کنید.10- با توجه به ساختارها و روشهای موجود باید انجام شود و به مافوق احترام گذاشته شود.احساسی برون‌گرا با شهودی درون‌گرا (ENFJ)1- فرد را قادر به داشتن روابط گرم و متقابل با همكاران، مشتريان كند.2- به فرد اجازه دهید راه حل های خلاقانه ای برای پروژه های خود پیدا کند و نتایج مثبت تلاش هایش را ببیند.3- در محیطی کار کند که انتظارات مشخص باشد و رشد شخصی تشویق شود.4- به فرد اجازه دهید در تیم افراد دیگری که شخص به آنها اعتقاد دارد عضوی باشد.5- به فرد اجازه دهید راه حل های خلاقانه ای برای مشکلات پیدا کند و آنها را با افراد حامی به اشتراک بگذارد.6- فعالیت باید در یک محیط چالش برانگیز انجام شود و به فرد اجازه کار در چندین پروژه در آن واحد را بدهد.7- شخص را قادر به استفاده از مهارت های خود و مسئولیت پروژه های خود کند.8- انواع مختلف فعالیت ها را به فرد بدهید تا به طور منظم و برنامه ریزی شده از آنها استفاده كند.9- فرد را در معرض ایده های جدید قرار داده و به او اجازه دهید روش های جدیدی را امتحان کند و به ویژه به روش هایی توجه کند که باعث بهبود زندگی دیگران می شود.10- شغل شخص باید در محیطی به دور از تعارض و تنش بین افراد باشد.تیپ های 16 گانه شاخصیت یاد شده با استفاده از تست MBTI که توسط مایرز و بریگز تدوین شده است قابل سنجش می باشد. در این تست می توان اطلاعات جامعی در رابطه با ویژگی های هر تیپ به دست آورد.نقد نظریه یونگدر خط مقدم مورفولوژی انعکاس گسترده ای است که توسط یونگ در سال 1960 ارائه شده است، که به نظر می رسد با تجربه روزمره بسیاری از افراد سازگار است. خود یونگ هرگز شخصاً آن را از نظر تجربی ثابت نکرده است. جذابیت اخیر این نوع شناسایی ها این است که بازخورد اساسی فرد در مورد موضوع را بیان می کنند. این شناخت ممکن است ذهن فرد را باز نموده، رابطه او با آن را چند برابر کند و نتیجه این می شود که فرد تحت تأثیر شناخت از خود قرار می گیرد. از آنجا که یونگ، اول از همه، چهار عمل را که فکر، احساس، حس و شهود در نظر می گیرد، با توجه به سایر خصوصیات ذاتی موضوع، تبادلات بین شخص و موضوع می تواند اشکال مختلفی داشته باشد. از نظر یونگ، شکل اساسی با یک تفاوت ظریف از این جهت متمایز می شود که بافت نیمه آگاه همیشه مکمل متن آگاهانه است. قالب های یونگی به جای اینکه از گروهی از ویژگی ها تشکیل شود که بین آنها همبستگی وجود دارد، با یک رابطه اساسی تعیین می شود که کلید ساخت خاص آنها را می دهد. اثبات این ادعا ممکن است با توجه به توصیفات کاملاً مشخص و مفصلی که یونگ به آنها داده تعجب آور باشد. اما به راحتی می توان فهمید که رگه های ذکر شده چیزی نیست جز روشنگری روابط اساسی تشکیل دهنده. تجربیاتی در زندگی همه ما وجود دارد که تأثیرات ناخودآگاه جمعی، تجربیات عشق در نگاه اول و سایر جنبه های شخصیتی را نشان می دهد. مدل انواع روانشناختی یونگ الگوی متفاوتی است که انسانها را در عملکردهای آگاهی و ذهنی توصیف می کند. برای اثبات دیدگاه تست MBTI که برای سنج تیپ های شخصیتی مورد استفاده قرار می گیرد نیاز به مطالعه بیشتری وجود دارد. اما آنچه حائز اهمیت است این می باشد که سازمان ها و شرکت های بسیاری از آن استفاده می کنند و حتی از آن رضایت دارند. بنابراین صرف نظر از مقالات منتقدانه به این تست می توان گفت تست MBTI توانسته است جنبه کاربردی بودن خود را به تعداد زیادی از پژوهشگران و مدیران نشان دهد. با این حال به نظر می رسد لازم است که این تست را در کنار سایر تست های روانشناسی و سایر روش های ارزیابی مورد استفاده قرار داد.برای انجام این تست به صورت آنلاین می توانید به سایت ارزیابی آنلاین ای سنج مراجعه نمایید: https://esanj.ir/myers-briggs-type-indicator-mbti?IC=12 </description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Mon, 07 Sep 2020 15:23:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاثیر صفات تاریک بر دلبستگی، همیاری و کنترل روابط عاشقانه</title>
                <link>https://virgool.io/@kmehdig/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%B5%D9%81%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%B1-%D8%AF%D9%84%D8%A8%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-gejqzffmufdv</link>
                <description>نویسندگان:Dr Gayle Brewer et alUniversity of Liverpool, Liverpool L69 7ZA, UKGayle.Brewer@liverpool.ac.ukنوع مقاله: علمی پژوهشیسال انتشار: 2018منبع نویسی: APAتعداد کلمات: 5410منبع لاتین مقاله: ساینس دایرکتچکیدهپژوهش حاضر به بررسی تأثیر ویژگیهای شخصیتی یا صفات تاریک (ماکیاولیسم ، جامعه ستیزی و خودخواهی) بر روابط عاشقانه زنان می پردازد. برای مطالعه 1، زنان (122 نفر) مچ IV، مقیاس خودگزارشی سایکوپاتی ، NPI-16 و تست عشق تجربی تجدید نظر شده را تکمیل کردند. بر اساس نتایج این بخش مطالعه سطح بالای روانپزشکی و سطح پایین عزت نفس سطح بالاتری از اضطراب وابستگی را پیش بینی می کند. عزت نفس بالا، جامعه ستیزی اولیه و جامعه ستیزی ثانویه هریک اجتناب از دلبستگی را پیش بینی می کردند. برای مطالعه 2 ، زنان (265 نفر) مقیاس ویژگی های شخصیتی سه گانه و مقیاس سازگاری را پر نمودند. ماکیاولیسم پاسخ سازنده کمتر فعال یا غیرفعال نسبت به رفتارهای مخرب همسر (یا به طور بالقوه مخرب) و همچنین واکنش مخرب کمتری را پیش بینی کرده است. جامعه ستیزی اولیه رفتار مخرب فعال یا غیرفعال را پیش بینی می کند، در حالی که جامعه ستیزی ثانویه پاسخ سازنده کمتری را پیش بینی می نماید. برای مطالعه 3، زنان (240 نفر) از مقیاس صفات شخصیت تاریک و مقیاس کنترل خشونت بین فردی استفاده نمودند. جامعه ستیزی ثانویه با افزایش سطح هریک از کنترل ها (کنترل از طریق نظارت و ارعاب، کنترل امور روزمره و تصمیمات، و کنترل رفتارهای خودمختار) همراه بود. ماکیاولییسم و   جامعه ستیزی اولیه نیز شاهد افزایش کنترل بر رفتار خود مختار بودند.کلمات کلیدی: ویژگی هاش شخصیتی تاریک، ماکیاولیسم (سلطه گری)، روانپریشی، نارکسیسم (خودپرستی)، وابستگی، سازگاری، کنترل، روابطمقاله ای از مجله شخصیت و تفاوت های فردیعنوان لایتنDark triad traits and romantic relationship attachment, accommodation, and controlچکیده لاتینAbstractThe current studies investigated the influence of Dark Triad traits (Machiavellianism, psychopathy, and narcissism) on women&#x27;s romantic relationships. For Study 1, women (N = 122) completed the Mach IV, Levenson Self-Report Psychopathy Scale, NPI-16, and Experiences in Close Relationships Revised Questionnaire. High secondary psychopathy and low narcissism predicted higher levels of attachment anxiety. High Machiavellianism, primary psychopathy, and secondary psychopathy each predicted higher attachment avoidance. For Study 2, women (N = 265) completed Dark Triad trait measures and the Accommodation Scale. Machiavellianism predicted lower active or passive constructive responses to a partner&#x27;s destructive (or potentially destructive) behavior and lower active destructive responses. Primary psychopathy predicted greater active and passive destructive behavior whereas secondary psychopathy predicted lower active constructive responses. For Study 3, women (N = 240) completed Dark Triad trait measures and the Interpersonal Violence Control Scale. Secondary psychopathy was associated with increased levels of each form of control (control through surveillance and threats, control over everyday routines and decision making, and control over autonomous behavior). Machiavellianism and primary psychopathy also predicted increased control over autonomous behavior.Keywords: Dark Triad Machiavellianism, Psychopathy, Narcissism, Attachment Accommodation, Control, Relationships1.مقدمهسه صفت شخصیت تاریک (ماکیاولیتیسم ، جامعه ستیزی و خودخواهی) مرتبط هستند اما با خصوصیات مختلفی یعنی عدم همدلی، استثمار و دستکاری مشخص می شوند. مطالعات قبلی نشان داده است که تا چه اندازه ویژگیهای شخصیتی تاریک بر روابط عاشقانه و جنسی تأثیر می گذارد. به عنوان مثال ، کسانی که ویژگی های شخصیتی تاریک دارند روابط کوتاه مدت را ترجیح می دهند و از تعهدات ارتباطی خودداری می کنند. پژوهش حاضر تأثیر ویژگیهای شخصیتی تاریک بر پویایی روابط عاشقانه را مورد بررسی قرار می دهد. به طور خاص، خصوصیات تاریک شخصیت در رابطه با وابستگی همسر، سازگاری و کنترل مورد بررسی قرار می گیرد که هر کدام با رضایت از خود و بهزیستی همراه است.1.1. اضطراب از وابستگی و خودداری از آنوابستگی زودرس بر توانایی شکل گیری و حفظ روابط موفق در بزرگسالی تأثیر می گذارد. به ویژه، مدل های کار کردن در مورد خود، احساساتی را نسبت به خود، دیگران و روابط بین دیگران و خود نشان می دهند. وابستگی های نامشخص با اضطراب و اجتناب مشخص می شوند. اضطراب وابستگی با واکنش های قوی تر در برابر طرد عاطفی، زیاده روی در مورد تهدیدهای رابطه و کمترین میزان تعهدات همسر و ناراحتی بیش از حد در پاسخ به انتقاد یا بحث و گفتگو با همسر همراه است. جلوگیری از وابستگی با ناراحتی در هنگام وابستگی به دیگران همراه است. افرادی که اجتناب از وابستگی بالایی دارند، استقلال ذهنی و عاطفی را دوست داشته و از صمیمیت جسمی و عاطفی پرهیز می کنند. خودشیفتگی با سطح بالای علاقه به خود و اعتماد به نفس مشخص می شود. علاوه بر این، خودشیفتگان کمتر به تعهدات شریک زندگی خود شک می کنند. با این حال ، خودشیفتگان نیز نسبت به رد روابط حساس هستند و به احتمال زیاد برای جلوگیری از حل روابط، اقدامات از پیش تعیین شده ای را انجام می دهند. بنابراین، رابطه بین خودشیفتگی و اضطراب وابستگی نامشخص است. ماکیاولیسم با عدم ایمان به بشریت و اعتقاد به دستکاری آن همراه است. از این رو ماکیاولیسم روابطی را ترجیح می دهد که جدا از احساس و دارای تعهد نسبتاً کمتری باشند. جامعه ستیزی با کاهش انحصار روابط و رفتارهای خشن و خودخواهانه همراه است. بنابراین پیش بینی می شود که زنان مبتلا به ماکیاولیسم و روانپریشی بالا، دوری از وابستگی نشان دهند.1.2. سازگاریرفتارهای مخرب یا بالقوه مخرب از ویژگیهای بارز روابط عاطفی با کیفیت ضعیف است. روشی که شریک در پاسخ به رفتار مخرب انتخاب میکند بسیار مهم است. سازگاری به تمایل به مهار ایمپالسهای مخرب در پاسخ به رفتار باقوه مخرب شریک از طریق پاسخ مناسب گفته میشود. استفاده از پاسخ مناسب به اعتماد به رابطه، صمیمیت، از خودگذشتگی و تعهد مرتبط است. درحالیکه پاسخ مخرب ممکن است بشتر به رابطه آسیب بزند. پاسخهای سازنده وقتی فعال هستند بیشتر از غیر فعال مفیدند، شناسایی چهار پاسخ بالقوه به رفتار شریک، که برحسب دو بعد تغییر میکند؛ مخرب در مقابل سازنده و فعال در مقابل منفعل. خروج به معنای آسیب رساندن فعال به رابطه است (مثلا تهدید به رفتن)؛ صدا نشانگر تلاش فعالانه برای بهبود رابطه است (مثلا بحث کردن درباره مشکلات رابطه)؛ وفاداری غیرفعالانه اما انتظار مثبت برای بهبود رابطه است ( مثل منتظر ماندن برای رد کردن کشمکش)؛ و غفلت به طور غیر فعال باعث بدتر شدن رابطه میشود ( مثلا رد کردن بحث در مورد مشکلات رابطه). مطالعه حاضر، سازگاری در روابط عاطفی را بررسی میکند که ممکن است به خودکنترلی و توانایی درنظر گرفتن عواقب رفتار سازنده و مخرب نیاز داشته باشد. زنان با جامعه ستیزی بالا به وسیله رفتار سرد و خشن و استفاده از انتقاد و تحقیر در طول مشاجره با شریک خود مشخص میشوند و پیش بینی میشود که دست به انجام رفتارهای مخربتری بزنند. زنان با ماکیاولیانیسم بالا در طول مشاجره با شریکشان سرسخت[1]هستند ( مثلا از رابطه خارج میشوند) پیش بینی میشود که نسبت به شریکشان کمتر علاقه مند هستند.1.3. کنترل رابطهخشونت شریک صمیمی می تواند طیف وسیعی از رفتارهای جسمی، روحی، جنسی، یا مالی را مورد سوء استفاده قرار دهد. اگرچه تحقیقات و سیاست اغلب بر جنبه فیزیکی سوء استفاده متمرکز هستند اما جنبه روانشناختی این امر میتواند سلامت روحی و جسمی را تحت تاثیر قرار دهد. به طور خاص، کنترل رفتار، جنبه مهمی از خشونت شریک صمیمی را تشکیل می دهد. در این مطالعه، تمایل زنان برای کنترل شریک زندگی آنها مورد بررسی قرار گرفت. براساس سردی عاطفی، شیوه ارتباط بین فردی استثمارگرانه و دستکاری کننده که راون پریشی و ماکیاولیانیسم را مشخص میکند، افزایش خشونت و قبول رفتار خشونت آمیز نیز به وسیله نارسیسیسم ها مطرح میشود، و مطالعات قبلی ارتباط بین صفات تیره سه گانه و خشونت شریک را نشان داد، ما پیش میکنیم که زنان با صفات تیره سه گانه بالا به احتمال زیاد تصمیم به کنترل رفتار رابطه خواهند داشت.بنابراین، پژوهش 1 تاثیر صفات تیره سه گانه بر روی اضطراب وابستگی و اجتناب از آن را بررسی میکند. پژوهش 2 میزان پیش بینی صفات تیره سه گانه بر خروج[2]( مخرب فعال)، حرف زدن[3](سازنده فعال)، وفاداری[4](سازنده غیر فعال) و غفلت[5](مخرب غیرفعال) در پاسخ به رفتار مخرب یا بالقوه مخرب شریک را بررسی میکند. پژوهش 3 تاثیر صفات تیره سه گانه را روی کنترل رفتار (کنترل از طریق نظارت و تهدید، کنترل روال روزمره و تصمیمات روتین، و کنترل رفتارهای خودمختار) بررسی میکند. صفات تیره سه گانه، پیامدهای روابط و ارتباط بین این دو، تفاوتهای جنسیتی مهمی را بیان میکند. علاوه بر این، به تحقیقات اضافی برای بررسی صفات تیره سه گانه و روابط زنان نیاز است. از این رو، مطالعه حاضر فقط بر نحوه تاثیر صفات تیره سه گانه بر روابط زنان متمرکز است.2. روش پژوهش اول1.2 شرکت کنندگانزنان دگر جنسگرا (N =122)در سن 20 تا 45 سال (M= 24.06, SD = 4.82) به صورت آنلاین و از محوطه دانشگاه بریتانیا استخدام شدند.  همه شرکت کنندگان در یک رابطه عاطفی که در زمان تحقیق حداقل 3 ماه از عمر آن میگذشت قرار داشتند. میانگین طول مدت روابط از 6 ماه تا 3 سال بود.2.2 مواد و روشهاشرکت کنندگان پرسشنامه های اولیه دموگرافیک ماک IV، NPI-16و مقیاس جامعه ستیزی خودگزارشی لونسون را پر کردند. پرسشنامه ها آنلاین (با سایتهای شبکه های اجتماعی یا وبسایتهای مشارکت در تحقیقات آنلاین) یا آفلاین در محوطه دانشگاه بریتیش یونورسیتی[6]پر شدند. همه شرکت کنندگان قبل از مشارکت، اعلام رضایت آگاهانه کردند و پرسشنامه ها ناشناس تکمیل شد. شرکت کنندگان پولی بابت وقت خود دریافت نکردند. ماک IV یک مقیاس 20 آیتمی برای ماکیاولیانیسم است. آیتم ها در 7 درجه رتبه بندی شده اند (1= کاملا مخالف، 7= کاملا موافق). این مقیاس، تعاملات با دیگران، اخلاق و بدبینی را ارزیابی می کند. به عنوان مثال آیتمها شامل &quot;هر کس به طور کامل به دیگران اعتماد کند خود را به دردسر می اندازد&quot;. 10 آیتم کدگذاری معکوس شده اند. NPI-16 یک مقیاس 16 آیتمی نارسیسیسم است که از مقیاس بزرگتر NPI-40 گرفته شده است. شرکت کنندگان با 16 جفت حمله روبرو بودند که باید جمله ای را که بیشتر به احساسات آنها نزدیک بود را انتخاب میکردند، مثل &quot;من ترجیح میدهم با مردم آمیخته باشم&quot; در مقابل &quot; من ترجیح میدهم در مرکز توجه باشم&quot;. پاسخهای نارسیستیک به عنوان 1 و غیر نارسیستیک به عنوان صفر کدگذاری شده است. مقیاس خودگزارشی روان ریشی لونسون نیز شامل 26 آیتم است ( 7 تا کدگذاری معکوس) و برای استفاده نمونه های غیر رسمی در نظر گرفته شده است. مقیاس به دو قسمت اولیه (16 آیتم) برای ارزیابی رفتارهای خودخواهی، دستکاری کننده و بی توجهی و قسمت ثانویه (10 آیتم) برای بررسی رفتارهای ضد اجتماعی تقسیم میشود. برای مثال آیتم شامل &quot;برای من هر آنچه که بتوانم با آن خلاص شوم درست است&quot; (جامعه ستیزی اولیه)، و &quot;من در مشاجرات زیادی با دیگران شرکت کرده ام&quot; (روانپریشی ثانویه). آیتمها در 7 درجه تقسیم بندی میشوند. (1= کاملا مخالف، 7= کاملا موافق). شرکت کنندگا همچنین پرشسنامه اصلاح شده در مورد تجربیات روابط نزدیک خود را نیز پر کردند. این پرسشنامه یک مقیاس 36 آیتمی است که اضطراب مربوط به وابستگی و اجتناب مربوط به وابستگی را اندازه گیری میکند. شرکت کنندگان به جملات امتیاز 1 تا 5 را میدهند (1=کاملا مخالف، 5= کاملا موافق). برای مثال، &quot;من میترسم از اینکه عشق همسرم را از دست بدهم&quot; ( استرس مرتبط با وابستگی) و &quot;من ترجیح میدهم که زیاد به شریکان عاشق نزدیک نشوم&quot; (اجتناب از وابستگی). درجه اطمینان سنجش صفات تیره شامل ماکیاولیانیسم α=0.77 ؛ نارسیسیسم α=0.84؛ جامعه ستیزی اولیه α=0.94؛ جامعه ستیزی ثانویه α=0.91؛ درجه اطمینان وابستگی شامل استرس مربوط به وابستگی α=0.94؛ اجتناب از وابستگی α =0.96 .3. نتایج پژوهش اولرگرسیونهای هرمی چندگانه دو مرحله ای انجام شد برای اینکه مشخص شود که آیا صفات تاریک چندگانه (ماکیاولیانیسم، نارسیسیسم، جامعه ستیزی اولیه و ثانویه) ارتباطی بین کنترل سن شرکت کنندگان و طول رابطه را با استرس وابستگی پیش بینی میکند. رگرسیون نشان داد که در مرحله اول، سن و طول رابطه به طور معنی داری زوی استرس وابستگی اثر نداشت. F (2,117) = 0.87, p = 0.423. متغیرهای صفات تیره سه گانه در مرحله دوم تغییر 42.1% را در استرس وابستگی نشان دادند و این تغییر در R2  معنی دار بود(p &lt; 0.001). هنگامی که هر شش متغییر پیش بینی کننده (سن، طول رابطه، و صفات تیره سه گانه)وارد مرحله 2 در مدل رگرسیون شدند، جامعه ستیزی ثانویه (B =0.62, t =6.15, p &lt; 0.001) و نارسیسیسم (B= −0.22, t= −2.33, p =0.021) تنها پیش بینی کننده های معنی دار در استرس وابستگی بودند. رگرسیون دوم نشان داد که در مرحله 1، سن و طول رابطه راتباط خاصی با مدل رگرسیون اجتناب از وابستگی ندارد، F (2,117) =0.78, p= 0.46. متغییرهای صفات تاریک سه گانه در مرحله 2 64.4% تغییر در اجتناب از وابستگی را نشان میدهد و این تغییر در R2 معنی دار است، F (4, 113) = 53.12, p &lt; 0.001. هنگامی که هر شش متغییر پیش بینی کننده (سن، طول رابطه، و صفات تیره سه گانه)وارد مرحله 2 در مدل رگرسیون شدند، ماکیاولیانیسم (B =0.17, t= 2.29, p = 0.024، جامعه ستیزی اولیه (B= 0.24, t= 2.49, p=0.014) ، و جامعه ستیزی ثانویه (B= 0.50, t= 6.35, p &lt; 0.001) تنها عوامل پیش بینی کننده تکی اجتناب از دلبستگی بودند.4. بحث پژوهش اولزنان با ماکیاولیانیسم بالا احتمال بیشتری برای اجتناب از وابستگی نسبت به افراد با ماکیاولیانیسم پایین دارند (برای مثال ترجیح دادن استقلال و احساس عدم راحتی در وابستگی به دیگران). یافته های مربوط به تحقیقات قبلی نشان می دهد که ماکیاولی به ناراحتی بیشتر با نزدیک بودن یا وابستگی احساسی مرتبط است و نیاز کمتری به وابستگی دارند. ماکیاولی بیشتر با بدبینی و بی اعتمادی در ارتباط است و این افراد به احتمال زیاد بیان میکنند که دیگران از آنها سوءاستفاده میکنند. از این رو، به جای یک منبع آسایش و حمایت، رابطه ها بیشتر در معرض خطر استثمار[7]قرار میگیرد و از آن اجتناب میشود.روانپریشی اولیه نیز با اجتناب از وابستگی در ارتباط است. این صفت با رفتارهای خودخواهانه، سردی احساس و بی عاطفگی شناخته میشود. از این رو، این افراد با احتمال کمتری روابط شخصی نزدیکی را شکل میدهند یا کمتر این موهبت را پیدا میکنند و بیشتر ارتباطات با سطح پایین انحصار را ترجیح میدهند. افراد با جامعه ستیزی ثانویه بالا به احتمال زیاد استرس وابستگی و اجتناب از آن را مطرح میکنند. استرس وابستگی (در ارتباط با زیر نظر گرفتن و تهدید رابطه) ممکن است رابطه مثبت بین جامعه ستیزی ثانویه و اثر منفی توانایی درک کردن و تجربیات را منعکس کند. اجتناب کردن و عدم احساس راحتی با صمیمیت و وابستگی ممکن است یک روش بین شخصی تهاجمی و علاقه کمتر به امنیت رابطه را منعکس میکند.یافته ها نشان میدهد که زنان با نارسیسیسم بالا به احتمال کمتر استرس وابستگی را بیان میکنند. اگر چه حق خودشیفتگی در ارتباط با تمایل به مجازات کردن و دعوا کردن در پاسخ به تحریک و یا پس زدن اجتماعی است. نارسیسیسم به وسیله احساس بالایی از خود برحق انگاشتن و خود را ارزشمند دانستن مشخص میشود. زنان با این ویژگی به میزان کمتر تهدیدهای رابطه را درک میکنند و تعهد شریک خود را دست کم میگیرند که با استرس وابستگی مشخص میشود. یافته ها درک ما را از رابطه بین صفات تیره سه گانه و تاثیر آن بر روابط نزدیک شخصی بالا برد. تحقیقات آینده باید میزان تاثیری که استرس وابستگی و اجتناب از آن بر روی رابطه بین صفات تیره سه گانه و پیامدهای مهم روابط میگذارد را بررسی کند ( برای مثال میزان رضایت از رابطه یا از هم پاشیدن آن)5. روش پژوهش دوم1.5 شرکت کنندگانزنان دگر جنسگرا (N =265)در سن 16 تا 65 سال (M= 24.59, SD = 8.62) به صورت آنلاین و در محوطه دانشگاه بریتیش به کار گرفته شدند. همه شرکت کنندگان در یک رابطه عاشقانه بودند. میانگین عمر روابط از 8 ماه تا 3 سال بود.2.5 مواد روشهاشرکت کنندگان پرسشنامه های اولیه دموگرافیک ماک IV، NPI-16و مقیاس جامعه ستیزی خودگزارشی لونسون و مقیاس سازگاری را پر کردند. مقیاس صفات تیره در قسمت 2.2 توضیح داده شد. پرسشنامه ها آنلاین (با سایتهای شبکه های اجتماعی یا وبسایتهای مشارکت در تحقیقات آنلاین) یا آفلاین در محوطه دانشگاه بریتیش یونورسیتی[8]پر شدند. همه شرکت کنندگان قبل از مشارکت، اعلام رضایت آگاهانه کردند و پرسشنامه ها ناشناس تکمیل شد. شرکت کنندگان پولی بابت وقت خود دریافت نکردند. مقیاس سازگاری یک مقیاس 16 آیتمی درباره پاسخ به مشکلات رابطه است. آیتم ها با 9 درجه امتیاز بندی میشوند (صفر= هرگز آن را انجام نمی دهم، 8= حتما آن را انجام میدهم). این مقیاس شامل 4 زیرگروه است:خروج ( مخرب فعال)، حرف زدن (سازنده فعال)، وفاداری (سازنده غیر فعال) و غفلت (مخرب غیرفعال). مثال آنها شامل &quot;وقتی همسرم به من درباره چیزی دروغ میگوید من عصبانی میشوم و سریعا اتاق را ترک میکنم&quot; (خروج) و &quot;وقتی همسرم مرا مسخره میکند من با او درباره اینکه چرا این موضوع مرا ناراحت میکند حرف میزنم&quot; (حرف زدن). نمرات بالا نشان دهنده میزان بالای صفات تاریک سه گانه و پاسخ به مشکلات رابطه است. درجه اطمینان صفات تیره سه گانه شامل: ماکیاولیانیسم α =0.76؛ نارسیسیسم α= 0.61؛ جامعه ستیزی اولیه α =0.85؛ روانپریشی ثانویه α=0.66. درجه اطمینان مشاجره شامل: خروج α= 0.63، حرف زدن α= 0.55، وفاداری α= 0.73، غفلتα=0.656. نتایح پژوهش دومرگرسیون هرمی چندگانه دومرحله ای انجام شد جهت تخمین اینکه صفات ثانویه سه گانه، پاسخ به رفتار خروج، حرف زدن، غفلت و وفاداری را درحالیکه سن و طول رابطه کنترل میشود پیش بینی میکنند یا نه. رگرسیون اولیه نشان میدهد که در مرحله 1، سن و طول رابطه به طور قابل توجهی در مدل شرکت کرد(2,248) =4.36, p =0.014 F. و در 4/3% تغییرات رفتار خروج به حساب می آید. در برگرفتن متغییرهای صفات تیره سه گانه در مرحله 2، 5/13% تغییر بیشتر در رفتار خروج را نشان داد و این تغییر در R2معنی دار بود، F (4, 244) =9.94, p &lt; 0.001. وقتی هر شش متغییر پیش بینی کننده در مرحله دو مدل رگرسیون وارد میشوند، سن (B=−0.19, t=−2.22, p=0.027)، ماکیاولیانیسم (B=−0.50, t=−5.59, p&lt;0.001)، و جامعه ستیزی اولیه (B = 0.20, t= 2.18, p= 0.030)تنها پیش بینی کننده های تکی رفتار خروج بودند. رگرسیون ثانویه نشان داد که در مرحله اول، سن و طول رابطه تاثیر قابل توجهی بر حرف زدن نداشتند، F (2,246)= 1.41, p = 0.245. ورود متغیرهای صفات تیره سه گانه در مرحله دو 3/26% تغییر در حرف زدن را نشان می دهد و این تغییر در R2 معنی دار بود،F (4, 242) = 21.96, p &lt; 0.001. وقتی هر 6 متغییر ( سن، طول رابطه، صفات تیره سه گانه) به مرحله دو مدل رگرسیون وارد شدند، ماکیاولیانیسم (B= −0.36, t =−4.22, p &lt; 0.001) و جامعه ستیزی ثانویه (B= −0.23, t =−3.24, p = 0.001)تنها پیش بینی کننده های قابل توجه بر حرف زدن بودند. رگرسیون سوم نشان داد که در مرحله اول، سن و طول رابطه تاثیر قابل توجهی بر وفاداری ندارد، F (2,248) = 2.99, p = 0.052. ورود متغییرهای صفات تیره ثانویه در مرحله دوم تغییر 1/14% را در وفاداری نشان میدهد و این تغییر در R2 معنی دار است. F (4, 244) =10.27, p&lt;0.001 .وقتی هر 6 متغییر ( سن، طول رابطه، صفات تیره سه گانه) به مرحله دو مدل رگرسیون وارد شدند، سن (B= −0.22, t= 2.67, p = 0.008) و ماکیاولیانیسم (B =−0.34, t= −3.72, p &lt; 0.001)تنها پیش بینی کننده های معنی دار تکی وفاداری بودند. رگرسیون چهارم نشان داد که در مرحله 1، سن و طول رابطه تاثیر قابل توجهی بر مدل گذاشتند، F (2,246) = 5.53, p = 0.004، و 3.4% تغییر در غفلت تخمین زده شد. ورود متغییرهای صفات تیره در مرحله 2، تغییر بیشتر از 1/18% را در غفلت نشان داد و این تغییر در R2  معنی دار بود، F (4, 242) = 14.14, p &lt; 0.001. وقتی هر 6 متغییر ( سن، طول رابطه، صفات تیره سه گانه) به مرحله دو مدل رگرسیون وارد شدند، جامعه ستیزی اولیه (B=0.48, t=5.41, p&lt;0.001)تنها پیش بینی کننده فردی معنی دار رفتار غفلت بود.7. بحث پژوهش دومپژوهش دو نشان میدهد که صفات تیره بر روی هر دو پاسخ سازنده و مخرب به رفتار مخرب بالقوه همسر اثر دارد. مخضوضا کسانی با سطح ماکیاولیانیسم بالا به احتمال کمتر به رفتار مخرب همسر خود با رفتار فعال سازنده ( حرف زدن)، بالقوه سازنده (وفاداری) یا مخرب فعال (خروج) پاسخ میدهند. ماکیاولیانیسم با تمایل به دستکاری و بهره برداری از دیگران شناخته میشود. بنابراین زنان ممکن است به منظور افزایش فرصتهای دستکاری و بهره برداری در رابطه باقی بمانند (خروج کمتر)، اما از همسرشان فاصله بگیرند (وفاداری کمتر). در این متن، پاسخهای فعال سازنده (حرف زدن) می تواند تاثیر برعکس داشته باشد و می تواند همسر خود را از عدم رضایت و تعهد خود آگاه سازد. در واقع، ماکیاولی ها برای رسیدن به خواسته های خود از دیگران بهره برداری میکنند، آنها ممکن است مخصوصا، بسته به میزانی که قابل اعتماد یا حقیقی نشان میدهند در نتیجه یک بیزاری درگیر مشاجره بشوند یا دعوا کنند. زنان با جامعه ستیزی اولیه به احتمال بیشتری فعالیت مخرب فعال (خروج) یا مخرب غیر فعال (غفلت) را گزارش دهند. یافته ها همراه با پژوهشهای قبلی نشان میدهد که جامعه ستیزی اولیه تخریب رابطه کم ارزش را پیش بینی میکند و این با تحربه های مثبت اثر گرفته از محرک های غم انگیز مرتبط است. افرادی با جامعه ستیزی ثانویه به احتمال کمتر پاسخ فعالانه سازنده (حرف زدن) در برابر رفتارهای مخرب شریکشان انجام میدهند. ابراز نارضایتی با حرف زدن نشان دهنده کنترل بر خود و خودداری است که با حالت پرخاشگری جامعه ستیزی ثانویه در تعارض است.نارسیسیسم هیچگونه تاثیری بر روی تمایل به پاسخ سازنده یا مخرب در مقابل رفتار شریک نشان نداد. مطابق با مطالعات قبلی ثابت شد که ماکیاولیانیسم و جامعه ستیزی عوامل پیش بینی کننده بهتری نسبت به نارسیسیسم برای شدت و خصومت مشکلات روابط عاشقانه هستند. در واقع، این ممکن است یکی از نشانه های نارسیسیسم را که خود ارزشمندی اغراق آمیز است را منعکس کند و اعتقاد بر اینکه شریک زندگی کسی است که باید خود را اصلاح کند و عذرخواهی کند. مطالعات آینده باید انواع مختلف نارسیسیسم مانند نارسیسیسم خیلی حساس که ممکن است بیشتر به رفتار مخرب شریک خود پاسخ دهند را بررسی کند.8. روش پژوهش سوم1.8. شرکت کنندگانزنان دگرجنس گرا (N =240)سن 18 تا 62 سال (M= 29.99, SD = 10.81) به صورت آنلاین و از دانشگاه بریتیش یونیورسیتی به کار گرفته شدند. همه شرکت کنندگان در یک رابطه عاشقانه بودند. میانگین عمر روابط 7 ماه تا 5 سال بود.2.8. مواد و روشهاشرکت کنندگان پرسشنامه های دموگرافیک اولیه ماک IV، NPI-16، و مقیاس جامعه ستیزی خود گزارشی لونسون را پر کردند. ابزار سنجش صفات تیره سه گانه در قسمت 2.2 توضیح داده شد. پرسشنامه ها به صورت آفلاین در محوطه دانشگاه یا آنلاین در وبسایت پر شدند. زنان به طور آگاهانه از شرکت کردند در پروژه رضایت داشتند. پرسشنامه ها به صورت ناشناس پر شد. زنان هیچ پولی بابت پر کردن پرسشنامه ها دریافت نکردند. شرکت کندگان همچنین پرسشنامه مقیاس کنترل خشونت شخصی را نیز پر کردند. این مقیاس شامل 16 آیتم تمایل به کنترل است. این مقیاس شامل 3 زیر مجموعه است: کنترل از طریق نظارت و تهدید، کنترل روی کارهای روتین روزمره و گرفتن تصمیمات، و کنترل روی رفتار خودمختار. شرکت کنندگان به جملاتی مثل &quot; کاش بیشتر روی اینکه همسرم چگونه روزش را سپری کند کنترل داشتم&quot; در 5 نمره از 1 (هرگز) تا 5 (اغلب) پاسخ میدهند. در مطالعا حاضر، یک آیتم &quot; من گاهی آرزو دارم که فرزندانم را از همسرم دور کنم تا او بقیه روز را با چیزهای دیگری که میخواهد بگذراند&quot; از زیر مجموعه کنترل از طریق نظارت و تهدید حذف شده است به دلیل اینکه انتظار نمیرفت همه شرکت کنندگان بچه داشته باشند. درجه اطمینان مقیاس سه گانه تیره : ماکیاولیانیسم α =0.75، نارسیسیسم α= 0.72، جامعه ستیزی اولیه α =0.85، جامعه ستیزی ثانویه α= 0.74بود. درجه اطمینان کنترل رابطه: کنترل از طریق نظارت و تهدید α= 0.81، کنترل روتین روزمره α = 0.66، کنترل رفتار خودمختار α =0.68 بود.9. نتایج پژوهش سومرگرسیون هرمی چندگانه دو مرحله ای انجام شد برای تعیین اینکه آیا صفات تیره ثانویه کنترل رابطه را در حالی که سن و طول رابطه پایش میشود را پیش بینی میکند. رگرسیون اول نشان داد که در مرحله 1، سن و طول رابطه به طور معنی داری به مدل کمک کردند، F (2,214) =4.69, p =0.010. 2/4% از تغییرات مربوط به تهدید و نظارت بود. ورود صفات تیره ثانویه در مرحله 2، بیشتر از 4 /17% تغییرات در رفتارهای نظارت و تهدید را توضیح میدهد و این تغییر در R2 معنی دار بود، F (2, 210) = 11.64, p &lt; 0.001. وقتی هر 6 متغییر عامل پیش بینیدر مرحله دوم مدل رگرسیون وارد شدند، جامعه ستیزی ثانویه (B= 0.33, t=4.50, p &lt; 0.001) تنها عامل پیش بینی کننده تکی رفتار نظارت و تهدید بود. رگرسین دوم نشان داد که در مرحله 1, سن و طول رابطه به مدل کمک معنی داری کرد، F (2,214) = 4.75, p= 0.010. و 3/4 % حساب شده برای تغییرات در تمایل به کنترل روتین روزمره و تصمیم گیری است. ورود صفات تیره سه گانه در مرحله 2، تغییرات بیشتر از 8/13% در روتین های روزمره و تصمیم گیریها نشان میدهد و این تغییرات در R2 معنی دار بود.F (4, 210) =8.87, p &lt; 0.001. هنگامی که هر 6 متغیر پیش بینی کننده به مرحله 2 مدل رگرسیون وارد شدند، سن (B=−0.20, t=−2.22, p&lt;0.028)، طول رابطه (B=0.26, t=2.96, p=0.003) و جامعه ستیزی ثانویه (B= 0.30, t= 4.03, p &lt; 0.001)تنها متغیرهای پیش بینی کننده معنی دار تکی در تمایل به کنترل روزمره بودند.رگرسیون سوم نشان داد که در مرحله اول، سن و طول رابطه تاثیر معنی داری روی مدل رگرسیون رفتار خودمختار نداشت، F (2,214) = 1.20, p = 0.305. ورود رفتار تیره سه گانه به مرحله دو یک تغییر 9/10% در کنترل رفتار خودمختار نشان داد و این تغییر در R2 معنی دار بود، F (4, 210) =6.49, p &lt; 0.001. وقتی هر 6 عامل پیش بینی کننده در مرحله دو مدل رگرسیون وارد شدند، ماکیاولیانیسم (B =0.24, t= 2.56, p = 0.011)، جامعه ستیزی اولیه (B= 0.32, t= 3.31, p = 0.001)و جامعه ستیزی ثانویه (B= 0.23, t =−2.99, p = 0.003) تنها عوامل پیش بینی کننده معنی دار در تمایل به کنترل رفتار خودمختار بود.10. بحث پژوهش سومزنان با سطح بالای جامعه ستیزی ثانویه به احتمال بیشتر در معرض همه انواع مدل کنترل شریک که تا کنون بررسی شد قرار گیرند (نظارت و تهدید، کنترل تصمیمات روزمره و کنترل رفتار خودمختار). جامعه ستیزی ثانویه به طور قابل توجهی با توانایی درک و تجربیات با اثر منفی وتمایل به عمل به صورت یک روش ناگهانی و بدون فکر برای کاهش اثرات منفی همراه است. زنان با جامعه ستیزی ثانویه بالا بیشتر احتمال دارد که دست به رفتارهای کنترل کننده در پاسخ به مشکلات رابطه بدون توجه به عواقب آن بزنند. در واقع مطالعات قبلی به رابطه بین جامعه ستیزی ثانویه و خشونت همسر[9]اشاره کرده اند. تمایل به چنین رفتاری در زمان کم آشنایی، کمبود صمیمیت مربوط به جامعه ستیزی ثانویه بدتر میشود. زنان با ماکیاولیانیسم بالا و جامعه ستیزی اولیه نیز بیشتر احتمال دارد که تمایل به کنترل رفتار خودمختار شریکشان داشته باشند. مطالعات قبلی مربوط به ماکیاولیانیسم، سوءاستفاده عاطفی و کنترل رفتار خودمختار شریک را گزارش داده اند، همچنین رابطه بین جامعه ستیزی اولیه و خشونت همسر را نیز بیان کرده اند. در واقع جامعه ستیزی با میزان کم رفتار خود کنترلی و خویشتن داری بعد از درگیری بین همسران ارتباط دارد. نارسیسیسم روی کنترل رفتار تاثیری ندارد و حس خود ارزشمندی و حق به جانبی را افزایش میدهد. علاوه بر این هنگام احساس تهدید، نارسیسیسمها ممکن است تلاش کنند تا حسادت را تحریک کنند تا به دنبال کنترل شریک زندگی خود باشند. یافته ها در تحقیق درباره شرکت زنان در خشونت علیه همسر کم است بنابراین تحقیقات آینده باید رفتار هر دو جفت در رابطه را بررسی کنند.11. بحث کلیمطالعه حاضر نشان داد که صفات تیره سه گانه بر وابستگی عاطفی، سازگاری،و کنترل اثر میگذارد. زنان با ماکیاولیانیسم بالا، اجنتاب از رابطه زیاد، پاسخ مخرب فعال کم (خروج)، پاسخ سازنده فعال کم (حرف زدن)، پاسخ سازنده غیر فعال کم (وفاداری) را در برابر رفتار مخرب همسر، و کنترل بیشتر روی رفتار خودمختار را نشان میدهند.ماکیاولیانیسم به وسیله بدبینی، بی اعتمادی و جدایی عاطفی مشخص میشود. در واقع زنان با ماکیاولیانیسم بالا دیگران را درک میکنند تا آنها را دستکاری کنند و آنها کمتر به تعهد به شریکشان پایبند هستند. وابستگی های شخصی نزدیک ممکن است با شک و بدبینی همراه باشد،به طوریکه این افراد گمان میکنند که دیگران از آنها سوءاستفاده میکنند. دوری از وابستگی و استقلال عاطفی ممکن است بر پویایی سایر روابط نیز تاثیر بگذارد. عدم پاسخ به رفتارهای مخرب همسر توسط این افراد گزارش میشود، تحقیقات قبلی نشان میدهد که همسران اجنتاب کننده از هم خودشان را متقاعد میکنند که در طول مشاجره کمتر پاسخگو باشند. ماکیاولیانیسم تمایل برای کنترل رفتار خودمختار همسر را پیش بینی میکند، تحقیقات قبلی رابطه ای بین ماکیاولیانیسم و رفتار کنترل کننده رابطه را نشان میدهد. کنترل ممکن است این شکل از استثمار را تسهیل کند، گرچه تحقیقات اضافی برای تعیین شیوه ای که کنترل آن را تسهیل می کند مورد نیاز است.زنان با جامعه ستیزی اولیه بالا، اجتناب از وابستگی زیاد، پاسخ مخرب فعال (خروج) و غیر فعال (غفلت) و کنترل رفتار خودمختار زیاد را نشان میدهند. ترجیح آنها برای استقلال روانی و عاطفی و عدم رغبت به صمیمیت فیزیکی و احساسی که توسط اجتناب از وابستگی مشخص میشود، نشان دهنده رفتارهای خودمحورانه این افراد است. یافته ها با پژوهشهای قبلی که شامل تاثیرگذاری جامعه ستیزی اولیه فقط بر روی وابستگی مردان است، هم خوانی ندارد و مطالعات آینده باید رابطه بین وابستگی زنان و جامعه ستیزی اولیه را مشخص کند. درگیر شدن در پاسخهای مخرب به رفتار مخرب همسر که توسط تحقیقات قبلی نیز اثبات شده است نشان از بخالت و فقدان صمیمت دارد. اینها همچنین ممکن است تمایل به کنترل رفتار خودمختار همسر خود نیز داشته باشند.جامعه ستیزی ثانویه با استرس وابستگی زیاد، پاسخ سازنده (حرف زدن) کم، و کنترل رابطه زیاد (نظارت و تهدید، کنترل روزمره، کنترل رفتار خودمختار) همراه است. عدم تمایل به شرکت در رفتار سازنده فعال ممکن است منعکس کننده رفتار سریع بدون فکر، رفتار ضد اجتماعی و تصمیم گیری مخاطره آمیز باشد که روانپریشی ثانویه را مشخص می کند. این صفات ممکن است مانع از رفتار سازنده در طول مشاجره شوند. این افراد تمایل زیاد به کنترل رفتار دارند. تحقیق قبل رابطه بین جامعه ستیزی ثانویه و خشونت همسر را نشان داد. یافته های اخیر نیز نشان میدهد که جامعه ستیزی ثانویه بسیار بیشتر از جامعه ستیزی اولیه با کنترل همسر مرتبط است و پیشنهاد میکند که تحقیقات آینده باید تفاوت این دو نوع جامعه ستیزی را مشخص نمایند.زنان با نارسیسیسم بالا کمتر استرس وابستگی را نشان میدهند. این نشان دهنده خود ارزشمندی و اعتماد به نفس بالای آنهاست که معتقدند هر موقع لازم باشد میتوانند شریک جایگزین را به سمت خود جذب کنند. نارسیسیسم پاسخی را نسبت به رفتار مخرب همسر پیش بینی نمیکند. این ممکن است با تحقیقات قبلی در تناقض باشد و نشان دهنده تمایل بیشتر برای انتقام و بخشش کمتر باشد. به هر حال پاسخها ممکن است بسته به نوع مشاجره متفاوت باشند،پاسخها بیشتر با نادیده گرفتن است تا درگیری های عمومی. نارسیسیسم به کنترل همسر هیچ ارتباطی نداشت. این زنان ممکن است باور داشته باشند که شریک آنان نمیخواهد بی وفایی کند یا ارتباطشان را خاتمه دهد، به همین دلیل نیازی به کنترل رفتار همسر خود نمی بینند. در واقع این افراد به آسانی میتوانند دلایلی برای تعهد همسرشان بیان کنند اما به سختی میتوانند دلیلی برای عدم پایبندی همسر خود پیدا کنند. به علاوه، این افراد کمتر به همسر خود متعهد باقی می مانند چون فکر میکنند به آسانی میتوانند یک جایگزین برای او پیدا کنند بنابراین وابسگی شان به همسر فعلی کاهش می یابد. تحقیقات آینده ممکن است تفاوت بیشتری بین جنبه های مختلف نارسیسم بیابد یا میزان جنبه های مختلف نارسیسیسم را بسنجد.1.11 محدودیتها و تحقیقات بیشتردر این تحقیق داده های آماری محدود به زنان دگرجنسگرا با سن و طول رابطه مشخص بود. صفات تیره سه گانه جنس، سن و تفاوت فرهنگی را مشخص کرد. شباهت سن، جنس، جهت گیری جنسی و طول رابطه بر روی پویایی رابطه تاثیر داشت، و صفات تیره سه گانه ممکن است به طور متفاوتی بر رفتار زن و مرد تاثیر داشته باشد. مطالعات آینده باید در نظر بگیرد که کدام یافته ها ممکن است قابل تعمیم به سایر جمعیتها یا انواع رابطه ها باشد. مطالعات بعدی ممکن است از معیارهای خاص دامنه یا آنهایی که جنبه های پیچیده تر هر یک از صفات را در نظر می گیرند، استفاده کنند، مثلا اندازه گیری های نارسیسیسم با حساسیت بالا. با توجه به تحقیقات قبلی در این منطقه، مطالعات حاضر بر اساس داده های پرسشنامه خود گزارش شده از تنها یک عضو رابطه انجام شده است. از این رو مطالعات آینده باید شامل شرکت کنندگان هر دو طرف رابطه باشند. برای کم کردن تاثیر تعصب و بخاطر آوردن ضعیف، همه افراد در حال انجام این تحقیق دارای یک رابطه استوار و پا برجا بودند و نظرات خود را در مورد شریک فعلیشان میدادند. تحقیقات آینده ممکن است از ورورد معیارهای روابط عینی و داده های مشاهده ای بهره مند شوند.برای نتیجه گیری، سه مطالعه برای بررسی تاثیر صفات تیره ثانویه (ماکیاولیانیسم، نارسیسیسم، جامعه ستیزی) بر روی روابط عاطفی، سازگاری و کنترل رابطه انجام شد. مطالعه 1 نشان داد که جامعه ستیزی ثانویه بالا و نارسیسیسم کم، سطح بالای استرس وابستگی را پیش بینی میکند. درحالیکه ماکیاولیانیسم بالا، جامعه ستیزی اولیه و ثانویه بالا، میزان بالای اجتناب از وابستگی را نشان میدهد. مطلعه 2 بیان میکند که ماکیاولیانیسم بالا نشان دهنده پاسخ سازنده غیر فعال و فعال کم و پاسخ مخرب غیر فعال کم به رفتار مخرب همسر است. جامعه ستیزی اولیه رفتار مخرب فعال و غیر فعال بیشتر را نشان داد. در حالیکه جامعه ستیزی ثانویه پاسخهای سازنده فعال کمتری را پیش بینی کرد. مطالعه 3 نشان داد که زنان با جامعه ستیزی ثانویه بالا بیشتر درگیر همه انواع کنترل رفتار همسر میشوند. ماکیاولیانیسم و جامعه ستیزی ثانویه نیز افزایش در کنترل رفتار خود مختار همسر را نشان میدهند. مطالعات آینده باید این موارد را بیشتر در نظر بگیرند.[1] Stone-walling[2] exit[3] voice[4] loyalty[5] neglect[6] British university[7] exploitation[8] British university[9] partner violenceمنابعAbell, L., Brewer, G., Qualter, P., &amp; Austin, E. (2016). Machiavellianism, emotional manipulation, andfriendship functions inwomen&#x27;s friendships. Personality and Individual Diﬀerences, 88, 108–113. http://dx.doi.org/10.1016/j.paid.2015.09.001.Ahmetoglu, G., Swami, V., &amp; Chamorro-Premuzic, T. (2010). The relationship between dimensions of love, personality, and relationship length. Archives of Sexual Behavior, 39, 1181–1190. http://dx.doi.org/10.1007/s10508-009-9515-5.Ali, F., Amorim, I. S., &amp; Chamorro-Premuzic, T. (2009). Empathy deﬁcits and trait emotional intelligence in psychopathy and Machiavellianism. Personality and Individual Diﬀerences, 47, 758–762. http://dx.doi.org/10.1016/j.paid.2009.06.016.Ali, F., &amp; Chamorro-Premuzic, T. (2010). Investigating Theory of Mind deﬁcits innonclinical psychopathy and Machiavellianism. Personality and Individual Diﬀerences, 49, 169–174. http://dx.doi.org/10.1016/j.paid.2010.03.027.Ames, D. R., Rose, P., &amp; Anderson, C. P. (2006). The NPI-16 as a short measure of narcissism. Journal of Research in Personality, 40, 440–450. http://dx.doi.org/10.1016/j. jrp.2005.03.002.Anestis, M. D., Anestis, J. C., &amp; Joiner, T. E. (2009). Aﬀective considerations in antisocial //dx.doi.org/10.1016/ j.paid.2009.05.013.Bates, E. A., Archer, J., &amp; Graham-Kevan, N. (2017). Do the same risk and protective factors inﬂuence aggression toward partners and same-sex others? Aggressive Behavior, 43, 163–175. http://dx.doi.org/10.1002/ab.21672.Beck, L. A., Pietromonaco, P. R., DeVito, C. C., Powers, S. I., &amp; Boyle, A. M. (2014). Congruence between spouses&#x27; perceptions and observers&#x27; ratings of responsiveness: The role of attachment avoidance. Personality and Social Psychology Bulletin, 40, 164–174. http://dx.doi.org/10.1177/0146167213507779.Besser, A., &amp; Priel, B. (2009). Emotional responses to a romantic partner&#x27;s imaginary rejection: The roles of attachment anxiety, covert narcissism, and self-evaluation. Journal of Personality, 77, 287–325. http://dx.doi.org/10.1111/j.1467-6494.2008. 00546.x.Besser, A., &amp; Priel, B. (2010). Grandiose narcissism versus vulnerable narcissism in threatening situations: Emotional reactions to achievement failure and interpersonal rejection. Journal of Socialand Clinical Psychology,29,874–902.http://dx.doi.org/10. 1521/jscp.2010.29.8.874.Bledsoe, L. K., &amp; Sar, B. K. (2011). Intimate partner violence control scale: Development and initial testing. Journal of Family Violence, 26, 171–184. http://dx.doi.org/10. 1007/s10896-010-9351-3.Blinkhorn, V., Lyons, M., &amp; Almond, L. (2016). Drop the bad attitude! Narcissism predicts acceptance of violent behaviour. Personality and Individual Diﬀerences, 98, 157–161. http://dx.doi.org/10.1016/j.paid.2016.04.025.Brennan, K. A., Clark, C. L., &amp; Shaver, P. R. (1998). Self-report measurement of adult romantic attachment: An integrative overview. In J. A. Simpson, &amp; W. S. Rholes (Eds.).Attachment theoryand closerelationships(pp.46–76).NewYork:GuilfordPress.Brewer, G., &amp; Abell, L. (2017a). Machiavellianism and romantic relationship dissolution. Personality and Individual Diﬀerences, 106, 226–230. http://dx.doi.org/10.1016/j. paid.2016.11.001.Brewer, G., &amp; Abell, L. (2017b). Machiavellianism, relationship satisfaction, and romantic relationship quality. Europe&#x27;s Journal of Psychology In Press.Brewer, G., Abell, L., &amp; Lyons, M. (2016). Machiavellianism, pretending orgasm, and sexual intimacy. Personality and Individual Diﬀerences, 96, 155–158. http://dx.doi. org/10.1016/j.paid.2016.02.084.Buss, D. M., &amp; Shackelford, T. K. (1997). Susceptibility to inﬁdelity in the ﬁrst year of marriage. Journal of Research in Personality, 31, 193–221. http://dx.doi.org/10.1006/ jrpe.1997.2175.Campbell, W. K., Foster, C. A., &amp; Finkel, E. J. (2002). Does self-love lead to love for others? A story of narcissistic game playing. Journal of Personality and Social Psychology, 83, 340–354. http://dx.doi.org/10.1037/0022-3514.83.2.340.Campbell, W. K., Goodie, A. S., &amp; Foster, J. D. (2004). Narcissism, conﬁdence, and risk attitude. Behavioral Decision Making, 17, 297–311. http://dx.doi.org/10.1002/bdm. 475.Carter, G. L., Campbell, A. C., &amp; Muncer, S. (2014). The Dark Triad: Beyond a ‘male’ mating strategy. Personality and Individual Diﬀerences, 56, 159–164. http://dx.doi. org/10.1016/j.paid.2013.09.001.Carton, H., &amp; Egan, V. (2017). The dark triad and intimate partner violence. Personality and Individual Diﬀerences, 105, 84 –88. http://dx.doi.org/10.1016/j.paid.2016.09. 040.Christie, R., &amp; Geis, F. L. (1970). Studies in Machiavellianism. London: Academic Press. Coker, A. L., Smith, P. H., Bethea, L., King, M. R., &amp; McKeown, R. E. (2000). Physical health consequences of psychological intimate partner violence. Archives of Family Medicine, 9, 451–457.Coker, A. L., Smith,P. H.,McKeown, R.E.,&amp; King, M. J.(2000). Frequency andcorrelates of intimate partner violence by type: Physical, sexual and psychological battering. American Journal of Public Health, 90, 553–559.Collins, N. L. (1996). Working models of attachment: Implications for explanation, emotion, and behavior. Journal of Personality and Social Psychology, 71, 810–832. http://dx.doi.org/10.1037/0022-3514.71.4.810.Dean, A. C., Altstein, L. L., Berman, M. E., Constans, J. I., Sugar, C. A., &amp; McCloskey, M. S. (2013). Secondary psychopathy, but not primary psychopathy, is associated with risky decision-making in noninstitutionalized young adults. Personality and Individual Diﬀerences, 54, 272–277. http://dx.doi.org/10.1016/j.paid.2012.09.009.Del Gaizo, A. L., &amp; Falkenbach, D. M. (2008). Primary and secondary psychopathic traits and their relationship to perception and experience of emotion. Personality and Individual Diﬀerences, 45, 206–212. http://dx.doi.org/10.1016/j.paid.2008.03.019.Emmons, R. A. (1984). Factor analysis and construct validity of the Narcissistic Personality Inventory. Journal of Personality Assessment, 48, 291–300. http://dx.doi. org/10.1207/s15327752jpa4803_11.Exline, J. J., Baumeister, R. F., Bushman, B. J., Campbell, W. K., &amp; Finkel, E. J. (2004). Too proud to let go: Narcissistic entitlement as a barrier to forgiveness. Journal of Personality and Social Psychology, 87, 894–912. http://dx.doi.org/10.1037/00223514.87.6.894.Felson, R. B., &amp; Messner, S. F. (2000). The control motive in intimate partner violence. Social Psychology Quarterly, 63, 86 –94.Mager, K. L., Bresin, K., &amp; Verona, E. (2014). Gender, psychopathy factors, and intimate partner violence. Personality Disorders: Theory, Research, and Treatment, 5, 257–267. http://dx.doi.org/10.1037/per0000072.McNulty, J. K., &amp; Widman, L. (2014). Sexual narcissism and inﬁdelity in early marriage. Archives of Sexual Behavior, 43, 1315–1325. http://dx.doi.org/10.1007/s10508-0140282-6.Muris,P.,Merckelbach, H.,Otgaar, H.,&amp;Meijer,E.(2017).The malevolentsideofhuman nature: A meta-analysis and critical review of the literature on the Dark Triad (Narcissism, Machiavellianism, and Psychopathy). Perspectives on Psychological Science, 12, 183–204. http://dx.doi.org/10.1177/1745691616666070.Okutan, N., Buyuksahin Sunal, A., &amp; Sakalli Ugurlu, N. (2017). Comparing heterosexuals&#x27; and gay men/lesbians&#x27; responses to relationship problems and the eﬀects of internalized homophobia on gay men/lesbians&#x27; responses to relationship problems in Turkey. Journal of Homosexuality, 64, 218–238. http://dx.doi.org/10.1080/ 00918369.2016.1174028.</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Thu, 20 Aug 2020 00:50:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انواع هوش پیش بینی کننده احتمالی برای ازدواج و ثبات آن: شواهد کاربردی در مقیاسی گسترده برای نظریه تکاملی</title>
                <link>https://dataio.ir/انواع-هوش-پیش-بینی-کننده-احتمالی-برای-ازدواج-و-ثبات-آن-شواهد-کاربردی-در-مقیاسی-گسترده-برای-نظریه-تکاملی-ogtsgwu6m2ef</link>
                <description>نویسندگان:Jaakko Asparaa -  Hanken School of Economics, Helsinki, Finland Kristina Wittkowskib - Aalto University, Helsinki, Finland Xueming Luoc - Temple University, Philadelphia, PA, USAنوع مقاله: علمی پژوهشیمنبع نویسی: APAتعداد کلمات: 4380منبع لاتین مقاله: ساینس دایرکتچکیدهتصمیم های مربوط به ازدواج و طلاق، رویدادهای مهمی در زندگی افراد است. در پژوهش حاضر، ما شواهدی گسترده درباره نقش هوش فردی در ازدواج و رفتار طلاق با كنترل شاخص هایی نظیر نمادهای درآمد و وضعیت اجتماعی ارائه می كنیم. شواهد نشان می دهد که نمره هوش مردان در اوایل بزرگسالی با نمونه ای از 120،290 نفر ، رابطه مثبتی با احتمال ازدواج بعدی آنها دارد. یافته ها همچنین ثبات ازدواج (عدم طلاق) را در نمونه جداگانه از 68150 مرد متاهل پیش بینی کرده است. هوش کلامی به نسبت هوش منطقی (0.05 = r) و هوش عددی(0.06 = r) نمرات احتمال ازدواج را (همبستگی دو جانبه r = 0.07)  را بهتر پیش بینی می کند. احتمال ازدواج مجدد با هوش کلامی، عددی و منطقی با یک اندازه برابر پیش بینی می شوند (r ≈ 0.05). یک سری از مدلهای رگرسیون تأثیر مستقیم هوش بر رفتارهای ازدواج را بیشتر از اثر غیرمستقیم آن از طریق درآمد، وضعیت اجتماعی و سایر متغیرهای کنترل نشان می دهد. این یافته ها شواهد تجربی را برای مفهوم روانشناسی تکاملی فراهم می کند که هوش انسانی، به عنوان یک شاخص نامشهود، به جای اینکه فقط تأثیر خود را از طریق منابع مشهود نظیر درآمد و وضعیت اجتماعی بگذارد، مستقیماً بر رفتار انتخاب همسر و ازدواج موثر است.کلید واژه ها: تکامل، هوش، ازدواج، طلاق، شاخص های برازش، هوش کلامی، توانایی عددی، منطق فضاییمقاله ای از ؛ مجله شخصیت و تفاوت های فردیعنوان لاتین:Types of intelligence predict likelihood to get married and stay married: Large-scale empirical evidence for evolutionary theoryچکیده لاتینDecisions related to marriage and divorce are key life events for individuals. In the present research, we provide large-scale evidence of the role of individual intelligence in marriage and divorce behavior, controlling for tangible resources such as income and social status symbols. We ﬁnd that male individuals&#x27; intelligence score at early adulthood has a positive relationship with their subsequent likelihood to get married, in a sample of 120,290 males. Intelligence also predicts continued marriage (non-divorce) in a separate sample of 68,150 married males. The relatively easier-to-perceive verbal intelligence predicts the likelihood of getting married (bivariate correlation r = 0.07) slightly better than the harder-to-observe numeric (r = 0.06) and logical intelligence (r = 0.05). The likelihood to stay married is predicted to an equal extent by verbal, numeric, and logical intelligence (r ≈ 0.05). A series of regression models conﬁrms the direct eﬀect of residualized intelligence on marriage behavior over and above its indirect eﬀect through income, social status, and other control variables. These ﬁndings provide empirical evidence for the notion of evolutionary psychology that human intelligence, as an intangible ﬁtness indicator, directly inﬂuences mating prospects, rather than merely exerting its inﬂuence through the tangible resources of income and social status.Keywords: Evolution, Intelligence, Marriage, Divorce, Fitness indicators, Verbal intelligence, Numeric ability, Spatial logic1. مقدمهاز آنجا که تصمیم ازدواج و طلاق به طور عمده به فرهنگ و صفات یادگیری افراد بستگی دارد (Yates  و  de Oliveira، 2016)، پژوهش های اخیر (Jerskey و همکاران، 2010) نشان می دهند که ویژگی های بنیادین، و عمدتا زیست شناختی تعیین شده افراد انسان نیز ممکن است چشم انداز ازدواج آنها را تحت تاثیر قرار دهد. یک ویژگی اساسی این است که توانایی شناخت عمومی یا هوش افراد است (Miller، 2000). در واقع، حتی در یک نمونه نسبتا کوچک از افراد، بین نمرات هوش مردان و احتمال ازدواج آنها رابطه مثبت وجود دارد (Taylor و همکاران، 2005). به همین ترتیب، محققان روانشناسی هم مدت زیادی علاقه مند به رابطه بین هوش افراد و احتمال باقی ماندن ازدواج آنها بوده اند (Carter  و Foley ، 1943): &quot;... به نظر می رسد که بیشتر افراد زمانی به ازدواج وارد می شوند که امادگی حفظ آن را ندارند &quot;(ص 275). به عنوان یک توضیح کلی برای ارتباط بالقوه بین هوش و چشم انداز ازدواج، پیشنهاد شده که زنان به مردان با هوش بالاتر تمایل دارند، زیرا مردان هوشمند آمادگی بیشتری برای حفظ و حمایت از شریک زندگی و فرزندان خود دارند (به عنوان مثال، Ellis  ، 2001 ؛ Miller ، 2000؛ Symons، 1979). با این حال، تا به امروز، مقالات در مورد اینکه آیا هوش، به طور مستقیم شرکای ازدواج را جذب می کند یا خیر، و یا اینکه صرفا به طور غیر مستقیم آنها را از طریق همبستگی با منابع ملموس، به ویژه درآمد و وضعیت اجتماعی جذب می کند، بی نتیجه مانده است (Neisser  و همکاران، 1996؛ Nettle  و  Pollet، 2008؛ Taylor و همکاران، 2005). در مقابل این وضعیت، هدف اصلی تحقیق حاضر، جستجوی شواهد تجربی در مقیاس گسترده برای بررسی این است که کدامیک از این دو مکانیسم نظری- اثر مستقیم یا غیرمستقیم هوش- ممکن است درست باشد. https://vrgl.ir/V09mf به طور مشخص، بر اساس مکانیسم غیرمستقیم، هوش به طور مستقیم با شاخص های ملموس مانند شرایط درآمد و وضعیت اجتماعی (به عنوان مثال، داشتن ماشین بزرگ یا خانه) مرتبط است، که به نوبه خود نشان دهنده منابع ملموس به عنوان منابعی در خور است (Neisser  و همکاران ، 1996). در نتیحه هوش، به دلیل همبستگی تجربی بین آن از یک سو و درآمد و وضعیت اجتماعی از سوی دیگر (Neisser  و همکاران، 1996)، به طور غیر مستقیم از طریق وضعیت درآمدی و موقعیت اجتماعی، چشم انداز ازدواج را تحت تأثیر قرار می دهد. در مقابل، با توجه به مکانیزم قبلی، همبستگی بین هوش و چشم انداز ازدواج نیز ممکن است مستقیم باشد، زیرا هوش به طور مستقیم ممکن است (Miller  ، 2000)، مستقل از درآمد و وضعیت اجتماعی مستلزم جذب همسران باشد. علاوه بر این، در این مفهوم، انواع مختلف هوش ممکن است دارای اثرات بالقوه متفاوت باشند. به عنوان مثال، در هنگام شروع روابط عاشقانه، در هنگام معاشقه و سایر تعاملات اجتماعی (Lewak، Wakefield، و  Briggs، 1985)، هوش هایی که آسانتر درک می شوند (به عبارتی Judge، Colbert، و  Ilies، 2004) مانند هوش زبانی (Thorndike، 1942) و مهارت های ارتباطی مربوطه (Mayer، Caruso، و  Salovey، 1999) می تواند به خصوص در جذب همسر موثر باشد. به نوبه خود، هنگامی که زمان ادامه ارتباط و باقی ماندن ازدواج می رسد، هوش منطقی و عددی (Holley، Yabiku، و  Benin، 2006) که ممکن است فقط در یک دوره زمانی طولانی مشاهده شود، ممکن است مهم باشد.2. مواد و روش ها1 . 2 .  نمونه هادر این پژوهش دو نمونه از افراد مورد مطالعه قرار گرفتند: (1) ابتدا افراد مرد مجرد (29020 نفر) که در سن 18 تا 45 سالگی بوده و در سال 2007 در منطقه Uusimaa در فنلاند ساکن بودند (سن M = 4/28؛ SD = 1/8) و (2) مردان به تازگی ازدواج کرده (68150 نفر) در سنین مشابه، که در همان زمان و در همان منطقه ساکن بودند (سن M = 1/37، SD = 1/8 ). به این ترتیب، این نمونه ها به جای نمونه های تصادفی یا ساده، بررسی شدند. تا 70٪ از جمعیت های اولیه مورد سوال در نمونه های نهایی قرار گرفتند، در حالی که حدود 30٪ از افراد این دو جمعیت به علت فقدان اطلاعات در مورد هوششان، حذف شدند. برای جزئیات بیشتر موارد تکمیلی (آنلاین) را مشاهده کنید. همچنین به Aspara، Luo  و Dhar نگاه کنید (2017)، که در آن از همان نمونه مردان و داده ها برای مطالعه رفتار غیر مرتبط با ازدواج (رفتار مربوط به محیط زیست) استفاده شده است.2 . 2 . ارقام و متغیرهادر این مطالعه به منظور جمع آوری داده ها از تست هوش استفاده شده است. داده های مربوط به نمره هوش فردی از نیروهای دفاعی فنلاند بدست آمد که تست های شناختی را در مورد تمامی اعضا که در خدمت ارتش هستند انجام می دهد. در این آزمون، 120 سوال پرسشنامه براساس عملکرد شناختی، سه حوزه اطلاعاتی را ارزیابی می کنند: (1) عددی، (2) زبانی و (3) توانایی های منطقی غیر زبانی. موارد آزمایشی (1) عددی و (2) کلامی، نشان دهنده این است که هوش دارای دو عامل اصلی است که به مهارت عددی و کلامی مربوط می شود (Thurstone، 1924). (3) آزمون منطقی غیر کلامی، به نوبه خود، به طور عمده با تست هوش ریون (Thompson، 2004) به طور گسترده ای مطابقت دارد. در تجزیه و تحلیل اصلی، ما از یک نمره هوشی مرکب که از سه مؤلفه اطلاعاتی ارائه شده توسط نیروهای دفاعی تشکیل شده، استفاده می کنیم. این اقدام ترکیبی به دنبال توزیع stanine  استاندارد شده است (Thorndike، 1982). در تجزیه و تحلیل های دیگر انواع مختلف اطلاعات، از نمره های stanine  برای اطلاعات عددی، کلامی و منطقی استفاده می کنیم. متغیرهای اصلی نتیجه ازدواج و ازدواج پایدار بر اساس ثبت نام مرکز ثبت جمعیت دولتی فنلاند بود. متغیر پیش از ازدواج مقدار 1 را دریافت کرد، در صورتی که افراد مجرد در سال 2007 به طور رسمی در پنج سال بعدی، یعنی در پایان سال 2011 بصورت رسمی متاهل شده باشند (و 0 اگر همچنان مجرد بودند). متغیر دومِ ماندن در ازدواج اگر افرادی که در سال 2007 ازدواج کرده بودند، در پایان سال 2011 به طور رسمی همچنان متاهل ثبت شوند مقدار  1 را دریافت می کند(و صفر اگر طلاق گرفته شده). با همان زمان اندازه گیری برای همه افراد نمونه در طی دوره 5 ساله، ما از تغییر شرایط اجتماعی در رابطه با ازدواج و طلاق در طول زمان جلوگیری می کنیم (Buller، 2005؛ Courtiol، Pettay، Jokela، Rotkirch، و  Lummaa، 2012؛ Nettle  و  Pollet، 2008؛ Pérusse، 1993). از متغیرهای کنترل کلیدی، درآمد داده های ارائه شده توسط اداره مالیات مالی فنلاند، بر اساس درآمد کل سالانه فرد (کار و سرمایه) اندازه گیری شد. وضعیت اجتماعی افراد با استفاده از ماشین متعلق به آنها بر اساس سوابق اداره خودرو فنلاند بود. این متغیر اگر فرد ماشین نداشت، مقدار 0 را دریافت کرد، اگر فردی یک ماشین کوچک داشته باشد مقدار 1، و اگر فردی یک ماشین بزرگ داشته باشد مقدار 2 است (بر اساس میانگین). متغیرهای کنترل اضافی شامل سن، هزینه حمل و نقل کار، اقامت در پایتخت فنلاند و گروه های زبانی است. اندازه گیری این متغیرها در مواد تکمیلی به طور دقیق شرح داده شده و آمار توصیفی برای همه متغیرها در جداول S1 و S2 ارائه شده است.شکل 1 نمودار نواری نشان دهنده سهم مشاهده شده (الف) افراد مجرد که در یک دوره 5 ساله ازدواج کرده اند (2007-11) و (ب) افراد متاهل که متاهل مانده اند، به عنوان عملکردی از اطلاعات هوش ترکیبی3. نتایج1 . 3 .  شواهد بدون مدلما با تصویرسازی سهم مشاهده شده افراد که در ابتدای سال 2007 ازدواج نکرده اند، اما در طی دوره 5 ساله متاهل شدند، به عنوان عملکردی از نمره هوش ترکیبی، در شکل 1a شروع کردیم. به نوبه خود، شکل 1b سهم افراد نمونه دوم را نشان می دهد: کسانی که در سال 2007 ازدواج کرده اند و برای مدت 5 سال متاهل مانده اند (در مقایسه با طلاق گرفته شده). به طور کلی تمایل به ازدواج و همچنین طلاق به سن بستگی دارد (ما جدول های S3 و S4 را در مواد تکمیلی برای همبستگی دوطرفه نشان دادیم. هر دو شکل 1a و 1b حمایت اولیه از مفهوم کلی تئوری تکاملی را ارائه می دهند که هوش دارای رابطه مستقیم با احتمال داشتن ازدواج و همچنین متاهل باقی ماندن است: در هر گروه سنی، سهم افراد متاهل و باقی ماندن در ازدواج به صورت قابل ملاحظه ای برای افراد با نمرات هوشی بالاتر (پایین تر)، بیشتر (کم تر). علاوه بر این، در هر دو شکل 1a و 1b ، رابطه بین نمره هوشی و احتمال ازدواج در گروه سنی جوان تر نسبت به افراد مسن بیشتر است.جدول 1.  هوش به طور مستقیم، احتمال ازدواج و پایداری آن را با درآمد و وضعیت اجتماعی پیش بینی می کند. برآورد پارامترهای رگرسیون لجستیک نشان می دهد که حتی هنگام کنترل درآمد و وضعیت اجتماعی (مالکیت خودرو)، هوش به طور مستقیم و مستقل بر احتمال وقوع ازدواج و پایداری آن اثر می گذارد.  برای به دست آوردن شواهد قطعی از اینکه آیا اطلاعات مستقیما یا غیرمستقیم با هم مرتبط می شوند، دو آزمون انجام دادیم. اولا، ما برآورد رگرسیون لجستیک باینری را برای احتمال ازدواج و ازدواج پایدار ارزیابی کردیم. در رگرسيون ها، ما نمره هوش ترکیبی و شاخص هاي تناسب ملموس نمايه هاي درآمدی و وضعيت اجتماعي (داشتن خودروي بزرگ) را به نوان متغیرهای اصلی پیش گویی در نظر گرفتیم. ما همچنین سایر متغیرهای جمعیت شناختی را که به طور بالقوه با احتمال ازدواج مرتبط می شوند، را همانطور که در بالا توضیح داده شد، وارد کردیم. جدول 1 نتایج را نشان می دهد. یافته کلیدی این است که ورود شاخص های تناسب ملموس، درآمد و مالکیت ماشین در همان مدل، اثر هوش را بر احتمال وقوع ازدواج بی اثر نمی کند. برای احتمال ازدواج، ضریب همبستگی هوش ترکیبی (P &lt;0.0001). حتی در زمان کنترل درآمد و ماشین بسیار قابل توجه است .از لحاظ ضریب تاثیر استاندارد ، نمره هوش ترکیبی (β هوش ترکیبی= 0.072، P &lt;0.0001) دارای اثر پیش بینی تقریبا برابر با احتمال داشتن ازدواج با داشتن خودرو (βداشتن خودرو = 0.095، P &lt;0.0001)، و کمتر از درآمد (βدرآمد = 0.244، P &lt;0.0001) است. برای احتمال ازدواج، نمره هوش ترکیبی نسبتا بزرگتر است (β هوش ترکیبی = 0.086، P &lt;0.0001): یعنی تقریبا برابر با اندازه درآمد (βدرآمد = 0.105، P &lt;0.0001) و بزرگتر از داشتن ماشین (βداشتن ماشین = 0.057، P &lt;0.0001) است. این نتایج نشان می دهد که نمره هوش افراد در اوایل بزرگسالی رابطه مستقیمی با احتمال زندگی پس از ازدواج دارد و ازدواج پایدار دارد، که تا حدی مستقل از نمایه های درآمدی و وضعیت اجتماعی است. علاوه بر ارزیابی مقادیر نسبی تاثیر مستقیم مستقیم یا غیرمستقیم هوش، می توان عنوان کرد که میزان همبستگی دو جانبه بین هوش و درآمد برابر با 0.18 (جدول S3 در مواد تکمیلی) است، در حالی که میزان همبستگی بین درآمد و احتمال ازدواج 0.24(جدول 1) است. بنابراين، مؤلفه غيرمستقيم هوش از طريق درآمد، با همبستگي تقريبي 0.24 × 0.18 = 0.05 است. با توجه به محاسبات مشابه، اثر غیر مستقیم از طریق نماد وضعیت اجتماعی وسیله نقلیه بزرگ 0.10 × 0.18 = 0.02 است. بنابراین، اثرات غیرمستقیم هوش بر روی احتمال ازدواج از طریق درآمد و مالکیت ماشین (0.05 + 0.02 = 0.07) مشابه اندازه های اثر مستقیم هوش گزارش شده در بالا (β هوش ترکیبی=0.07) است . به نوبه خود، برای نمونه ی احتمال ماندن در ازدواج، میزان همبستگی بین هوش و درآمد 30/0 است (جدول S4). بنابراین، اثر غیرمستقیم هوش بر احتمالهای ازدواج پایدار دارای یک همبستگی کلی تقریبی 0.11× 0.30 = 0.03 برای درآمد و 0.06 × 0.30 = 0.02 برای مالکیت ماشین است. به طور خلاصه، این همبستگی ها با هم (0.03 + 0.02 = 0.05) نیز در همان مقدار از مقیاس بزرگ، اما کمی کوچکتر از مقادیر مستقیم اطلاعات هوش گزارش شده در بالا هستند (β هوش ترکیبی = 0.086). به عنوان یک نتیجه ، هوش نه تنها دارای ارتباط غیرمستقیم با احتمال ازدواج و ازدواج پایدار از طریق درآمد و وضعیت اجتماعی، بلکه دارای اثر مستقیم نیز هست، و اثرات غیر مستقیم و مستقیم تقریبا یکسان می باشند. دوم اینکه، ما از یک روش تابع کنترل استفاده کردیم تا شواهد بیشتری از اطلاعات مستقل هوش را بر روی احتمال ازدواج کردن و ماندن در ازدواج، بیش از نمایه های درآمدی و وضعیت اجتماعی بررسی کنیم.برای این منظور، نمره هوش ترکیبی بر درآمد، داشتن ماشین و سایر متغیرهای کنترلی را رگرسیون کردیم و باقیمانده این رگرسیون را برای متغیر هوش در رگرسیون های لجستیک باینری احتمال ازدواج و ازدواج پایدار جایگزین کردیم. باقی مانده نشان دهنده بخشی از ضریب هوشی است که با درآمد، مالکیت خودرو و سایر متغیرهای کنترلی ارتباطی ندارد. نتایج نشان داده شده در ستون های دوم و چهارم جدول 1 نشان می دهد که باقی مانده های اطلاعات تقریبا مشابه با احتمال ازدواج (β  باقی مانده هوش ترکیبی = 0.07، P &lt;0.0001) و متاهل باقی ماندن (β باقی مانده هوش ترکیبی = 0.083، P &lt;0.0001) به عنوان نمرات اصلی هوش در مورد احتمال ازدواج (β هوش ترکیبی = 0.072، P &lt;0.0001) و ازدواج پایدار(β هوش ترکیبی = 0.086، P &lt;0.0001) (ستون های 1 و 3 جدول 1) است . این نتایج مستلزم تأثیر مستقیم هوش بر ازدواج است و بیش از اثر غیرمستقیم هوش از طریق درآمد، وضعیت اجتماعی و سایر متغیرهای کنترل می باشد. با این حال، لازم به ذکر است که در شرایط نسبی، درآمد هنوز هم تا حدودی بالاتر از توانایی پیش بینی شده برای احتمال ازدواج (β هوش ترکیبی = 0.26) و ازدواج پایدار (β هوش ترکیبی = 0.13) از هوش باقی مانده (احتمال ازدواج : β هوش ترکیبی باقی مانده = 0.07؛ احتمال ازدواج پایدار: β هوش ترکیبی باقی مانده = 0.08)و توانایی پیش بینی داشتن ماشین (احتمال ازدواج: β هوش ترکیبی = 0.09؛ احتمال ازدواج پایدار: β هوش ترکیبی = 0.06) نیز به همان اندازه از هوش است. به عبارت دیگر، نتایج فقط باید تفسیر شود تا تأیید شود که هوش، بیش از درآمد و وضعیت اجتماعی، تأثیر مستقیم بر احتمال ازدواج دارد، اما به تنهایی تأثیری بزرگتر از هر یک از اینها ندارد.3 . 3. آزمایش اثرات انواع مختلف هوشبرای شواهد بیشتر، مجموعه دیگری از تجزیه و تحلیل رگرسیون لجستیک باینری با انواع مختلف هوش را به عنوان پیش بینی کننده برآورد کردیم. با توجه به نتایج، شکل 2a  نشان دهنده احتمال پیش بینی ازدواج به شکل عملکرد هوش زبانی، عددی و منطقی است، در حالی که شکل 2b  احتمال پیش بینی ازدواج را نشان می دهد (جدول S5 را برای جزئیات آماری را ببینید). شکل 2a  نشان می دهد که هوش زبانی به وضوح بیشترین تاثیر را در احتمال احتمال ازدواج دارد (β هوش زبانی= 0.066، P &lt;0.0001؛ جدول S5). تأثیر هوش منطقی بر احتمال ازدواج تنها یک سوم هوش زبانی است (βهوش منطقی. = 0.0202؛ P = 0.0009) و اثر هوش عددی از لحاظ آماری ناچیز است (βهوش عددی= 0.003؛ P&gt; 0.5). شکل 2. نمودار خطی نشاندهنده احتمال پیش بینی (الف) ازدواج و (ب) ماندن در ازدواج است. خطوط نشان می دهد که ارتباط بین هوش و پیش بینی احتمال ازدواج برای هوش زبانی بیشتر است (بخش  a)، در حالی که رابطه بین هوش و احتمال پیش بینی ازدواج به یک اندازه برای هوش زبانی، منطقی و عددی عنوان می شود (بخش b ).یک آزمون Z در مقایسه ضرایب نشان می دهد که اثر هوش زبانی نیز به طور معناداری بیشتر از اثر هوش منطقی و هوش عددی  است. این یافته ها از این مفهوم حمایت می کند که به ویژه هوش زبانی، نوعی هوش است که به ساده ترین روش توسط توسط دیگران، مانند توانایی ارتباطی فرد  دیده می شود(Lewak  و همکاران، 1985)، و احتمال وقوع ازدواج را پیش بینی می کند. شکل 2b  نشان می دهد که هوش عددی (β هوش عددی= 0.0393؛ P &lt;0.01؛ جدول S5)و هوش منطقی (β هوش منطقی= 0.0259؛ P &lt;0.01) ، مانند هوش زبانی (β هوش زبانی= 0.0385؛ P &lt;0.01) توانایی پیش بینی مشابهی برای احتمال ازدواج دارد. از این رو، در مقایسه با نتایج در مورد احتمال ازدواج، تأثیر هوش زبانی در مورد احتمال ازدواج، غالب تر است، در حالی که اثرات نسبی هوش عددی و منطقی برابر است. آزمون Z در مقایسه ضرایب نشان می دهد که تفاوت بین ضرایب از لحاظ آماری معنی دار نیست (P&gt; 0.05). این بیشتر از این مفهوم پشتیبانی می کند که علاوه بر هوش زبانی، حتی هوش عددی و منطقی، نیز انواعی از هوش هستند که عمدتا در طول مدت و در یک رابطه بلندمدت مشاهده می شوند (Holley  و همکاران، 2006) .4 . 3 . تجزیه و تحلیل های دیگربرای بررسی نقش سِن، تحلیلهای رگرسیون لجستیک دیگر را با شرایط تعامل بین هوش و سن انجام دادیم. نتایج (جداول S6 و S7) نشان می دهد که تاثیر متقابل نمره هوش و سن در احتمال ازدواج (β هوش ترکیبی×  سن = -0.067؛ P = 0.01؛ جدول S6) و احتمال ازدواج پایدار (β هوش ترکیبی × سن = -0.35؛ P &lt;0.0001؛ جدول S7) منفی است. شکل 3a و b احتمال وقوع ازدواج و باقی ماندن آن را ترسیم می کند، که بصورت جداگانه برای گروه های سنی مختلف (جداول S8 و S9) تخمین زده می شود.شکل 3. نمودار خطی نشان دهنده احتمال پیش بینی (الف) ازدواج و (ب) ماندن در ازدواج، به عنوان یک عملکرد از هوش در گروه های سنی مختلف است. خطوط نشان می دهد که ارتباط بین هوش و احتمال ازدواج (بخش a) و ازدواج پایدار (بخش b) در گروه های سنی پایین (36 سال)، بیشتر از افراد مسن (36 سال) است.این ارقام نشان می دهد که ارتباط بین هوش و احتمال تاهل (شکل 3a) و متاهل ماندن (شکل 3b) به مراتب در افراد جوان تر (کمتر از 36 سال) از گروه های سنی بالاتر از 36 سال بیشتر است. این الگو با شواهد مدل آزاد در شکل 1 سازگار است و از این مفهوم تکاملی پشتیبانی می کند که تأثیر شاخص های تناسب اندام در چشم انداز ازدواج به طور کلی در سال های جوانی باید بیشتر باشد، زیرا زمانی که همسران در سن بالا و نزدیک به پایان باروری خود هستند تمایل کمتری نسبت به منابع و شاخص های تناسب شریک خود دارند (Waynforth و Dunbar، 1995). به عنوان بررسی پایداری نهایی، ما عملگرایی جایگزین متغیر کنترلی مالکیت خودرو را به عنوان نماد وضعیت اجتماعی در نظر گرفتیم. به طور خاص، به عنوان یک جایگزین برای داشتن یک ماشین بزرگ (مانند مدل اصلی ما در بالا)، ما وضعیت اجتماعی را مانند داشتن یک ماشین جدید عملیاتی کردیم. همانند متغیر داشتن خودرو در مدل های اصلی، متغیر داشتن خودروی جدید به عنوان متغیر مشخص تعیین شد و مقدار صفر را دریافت کرد اگر فردی هیچ خودرویی نداشت، 1 اگر فرد دارای ماشین قدیمی تر از حد متوسط   باشد، و مقدار 2 اگر فرد دارای ماشین جدیدتر از حد متوسط   بود. نتایج حاصل از برآورد مجدد مدل اصلی (جدول 1)، جایی که ما داشتن خودرو را با متغیر داشتن خودروی جدید جایگزین کردیم، در جدول ضمیمه S10 ارائه شده است. نتایج نشان می دهد که داشتن خودروی جدید دارای توانایی پیش بینی کمی بالاتر نسبت به مالکیت ماشین بزرگتر در مدل اصلی بود (جدول 1 : احتمال ازدواج: β = 0.09؛ احتمالی ماندن در ازدواج: β = 0.06)، توانایی پیش بینی هوش ترکیبب باقی مانده برای احتمال ازدواج (β = 0.07، P &lt;0.0001) و ازدواج پایدار (β = 0.08، P &lt;0.0001)  بود. این نتایج نشان می دهد که نتایج اصلی ما نسبت به عملی بودن دقت وضعیت اجتماعی از لحاظ داشتن مالکیت ماشین خیلی حساس نیست.4. بحثبه طور خلاصه، می بینیم که نمرات هوش افراد در اوایل بزرگسالی به طور مستقیم می تواند احتمال بروز ازدواج و پایداری آن را در زندگی نشان دهد. مانند تاثیر دم رازآلود طاووس (peacock&#x27;s mysterious tail) بر موفقیت در جفت یابی (Luxen  و  Buunk، 2006)، یافته های کنونی نشان دهنده اولین شواهد گسترده در حمایت از این مفهوم است که هوش انسانی تاثیر مستقیم بر چشم انداز های جفت یابی انسان در شرایط ازدواج دارد. در حالی که اثرات شاخص های تناسب ملموس درآمدی و وضعیت اجتماعی در چشم انداز ازدواج در تحقیقات قبلی ثابت شده است، یافته های ما نشان می دهد که حتی شاخص های تناسب نامحسوس هوش زبانی، عددی و منطقی می توانند به طور مستقیم بر چشم انداز ازدواج تاثیر گذار باشند. علاوه بر این، هوش زبانی، یعنی نوعی از اطلاعاتی که به راحتی قابل مشاهده است، به ویژه پیش بینی کننده احتمال وقوع ازدواج است، در حالی که هوش عددی و منطقی در پیش بینی احتمال ازدواج، مانند هوش زبانی نیستند. این مطابق با مقالات پیشین است که مقادیر قابل مشاهده و کمتر قابل مشاهده هوش ممکن است بر جذابیت درک شده افراد و نیز رفتارهای واقعی مانند جذبه (Charisma) و رهبری تاثیر بگذارد (Judge  و همکاران، 2004). با استفاده از این یافته ها، سهم اصلی پژوهش حاضر، حل مشکل عدم قطعیت قبلی در این نظریه تکاملی است که آیا اثر هوش در چشم انداز رابطه، غیر مستقیم یا مستقیم است (Ellis، 2001؛ Lewak  و همکاران ، 1985؛ Symons، 1979؛ Taylor و همکاران ، 2005). در واقع، یافته های ما به وضوح نشان می دهد که هوش انسانی، به رغم شاخص تناسب ناملموس، مستقیما بر روی چشم اندازهای ارتباط تأثیر می گذارد، حتی اگر تاثیرات آن از طریق شاخص های تناسب ملموس درآمد و موقعیت اجتماعی اعمال شود. علاوه بر این، یافته های ما همچنین این مفهوم جایگزین را که هوش در درجه اول بر روی چشم اندازهای ارتباط افراد از طریق آموزش تأثیر می گذارد، منعکس می کند. به عنوان توضیح جایگزین، افراد هوشمند ممکن است تمایل بیشتری به وقت گذراندن در حرفه تحصیلی خود نسبت به افراد کم هوش داشته باشند (Taylor و همکاران، 2005)، که منجر به ازدواج در سن بالاتر، به عنوان مثال، پس از پایان تحصیلات می شود. با این حال، برای این توضیح جایگزین، ارتباط بین هوش و ازدواج باید در گروه های سنی بالاتر عنوان شود. در عوض، ما دریافتیم که همبستگی بین هوش و احتمال ازدواج و پایداری آن، بیشتر در گروه های سنی جوان تر وجود دارد.بنابراین، نتایج ما با تئوری گسترده تر تکاملی سازگار است، که نشان می دهد که زنان به عنوان شرکای عاطفی مردان، تمایل کمتری نسبت به شاخص های تناسب همسرانشان در هنگام رسیدن به پایان سن باروری (Waynforth  و  Dunbar، 1995) نسبت به زمان صرف شده در تحصیلاتشان دارند. به عبارت دیگر، همبستگی قوی بین هوش و احتمال ازدواج در گروه های سنی جوانتر، شواهد بیشتری در مورد نقش هوش به عنوان یک شاخص تناسب تکاملی را نشان میدهد که تأثیر بر جفت یابی انسان به طور کلی و جذابیت مردان برای زنان به طور خاص دارد. علاوه بر مشارکت در مقالات تکاملی در مورد   جفت یابی، تحقیقات ما همچنین به دو مقاله دیگر در تصمیم گیری فردی افزوده است. اولا، نتایج ما، مقالات روانشناختی اقتصادی در حال ظهور را در رابطه با تأثیر هوش بر تصمیم گیری فردی، بیش از موارد مالی و مصرفی مطالعات قبلی به عنوان مثال، Aspara و همکاران، 2017؛ winger، Hudson، Karkoviata، و Wilcox، 2011؛   Gerardi، Goet  و  Meier؛ 2013؛ Grinblatt، Keloharju، و  Linnainmaa، 2012)، رفتارهای جذابیت شغلی (Burks، Carpenter، Goet، و Rustichini، 2009) و رفتارهای رهبری (Judge  و همکاران، 2004) گسترش می دهد. دوماً، تحقیق ما به مقالات مربوط به ارتباط اساسی بین هوش انسانی و همکاری های اجتماعی کمک می کند (مانند Chen، Chiu، Smith و Yamada ، 2012؛ Millet  و  Dewitte، 2007؛ Pinker، 2010). در واقع، نتایج ما به وضوح نشان می دهد که افراد باهوش نه تنها بیشتر احتمال دارد که به نسبت افراد کم هوش ازدواج کنند، بلکه بیشتر احتمال دارد که بتوانند ازدواج خود را ادامه دهند. این یافته نشان می دهد که هوش، افراد را قادر می سازد که &quot;متناسب&quot; بوده و توانایی همکاری داشته باشند که برای شروع و حفظ ارتباط اجتماعی افراد ضروری است.در مورد محدودیت اصلی تحقیق حاضر، نمونه ما تنها شامل مردان بود، زیرا داده های مشابه در مقیاس بزرگ، برای زنان در دسترس نیست. به طور قابل ملاحظه ای، به این دلیل که رفتارهای دختران ممکن است با عوامل موقعیتی، اجتماعی و فرهنگی، بیش از صفات متمایز زیست شناختی تحت تاثیر قرار گیرد (Lippa ، 2003)، ممکن است که هوش، به عنوان یک ویژگی عمدتاً زیست شناختی ، رفتارها یا چشم اندازهای ارتباطی زنان را به اندازه مردان تحت تاثیر قرار ندهد. یکی دیگر از دلایل ممکن برای تاثیرات بالقوه کمتر هوش بر چشم اندازهای ارتباط زنان نسبت به مردان، این است که مردان در انتخاب همسران خود به هوش آنها کمتر توجه می کنند، و احتمالا بیشتر به جذابیت فیزیکی آنها توجه دارند (Li، Bailey، Kenrick، و Linsenmeier، 2002). به هر حال، در مورد مردان، نتایج کنونی به وضوح نشان می دهد که هوش، یک شاخص تناسب در ارتباط مرد و زن است، و به طور مستقیم پیش بینی کننده چشم انداز ورود به ازدواج و همچنین حفظ آن می باشد. این همچنین به طور غیرمستقیم نشان می دهد که زنان در انتخاب همسران خود توجه جدی تری به هوش مردان دارند - هر چند که اطلاعات ما به طور مستقیم به توجه یا ترجیحات زنان مربوط نمی شود (به عنوان مثال بخشی از نتایج ما ممکن است با توانایی های متقاعد کننده مردان هوشمند در ازدواج کردن و حفظ آن، به جای ترجیحات اساسی زنان توضیح داده شود).منابع- Aspara, J., Luo, X., &amp; Dhar, R. (2017). Eﬀect of intelligence on consumers&#x27; responsiveness to a pro-environmental tax: Evidence from large-scale data on car acquisitions of male consumers. Journal of Consumer Psychology, 27(4), 448–455. - Ballinger, T. P., Hudson, E., Karkoviata, L., &amp; Wilcox, N. T. (2011). Saving behavior and cognitive abilities. Experimental Economics, 14(3), 349–374. - Buller, D. J. (2005). Adapting minds: Evolutionary psychology and the persistent quest for human nature. Cambridge, MA: MIT Press. - Burks, S. V., Carpenter, J. P., Goette, L., &amp; Rustichini, A. (2009). Cognitive skills aﬀect economic preferences, strategic behavior, and job attachment. Proceedings of the National Academy of Sciences, 106(19), 7745–7750. - Carter,H.L.,&amp;Foley,L.(1943).Whatareyoungpeopleaskingaboutmarriage?Journalof Applied Psychology, 27(3), 275–282. - Chen,C.-C.,Chiu,I.-M.,Smith,J.,&amp;Yamada,T.(2012).Toosmarttobeselﬁsh?Measures of cognitive ability, social preferences, and consistency. Journal of Economic Behavior&amp;Organization, 90, 112–122. - Courtiol, A., Pettay, J. E., Jokela, M., Rotkirch, A., &amp; Lummaa, V. (2012). Natural and sexual selection in a monogamous historical human population. Proceedings of the National Academy of Sciences, 109(21), 8044–8049. - Ellis, L. (2001). The biosocial female choice theory of social stratiﬁcation. Social Biology, 48(3), 298–320. - Gerardi, K., Goette, L., &amp; Meier, S. (2013). Numerical ability predicts mortgage default. Proceedings of the National Academy of Sciences, 110(28), 1267–1271. - Gray, J. R., &amp; Thompson, P. M. (2004). Neurobiology of intelligence: Science and ethics. Nature Reviews. Neuroscience, 5(6), 471–482. - Grinblatt, M., Keloharju, M., &amp; Linnainmaa, J. T. (2012). Iq, trading behavior, and performance. Journal of Financial Economics, 104(2), 339–362. - Holley, P., Yabiku, S., &amp; Benin, M. (2006). The relationship between intelligence and divorce. Journal of Family Issues, 27, 1723–1748. - Jerskey, B. A., Panizzon, M. S., Jacobson, K. C., Neale, M. C., Grant, M. D., Schultz, M., ... Lyons, M. J. (2010). Marriage and divorce: A genetic perspective. Personality and Individual Diﬀerences, 49, 473–478. - Judge, T. A., Colbert, A. E., &amp; Ilies, R. (2004). Intelligence and leadership: A quantitative review and test of theoretical propositions. Journal of Applied Psychology, 89(3), 542–552. - Lewak,R.W.,Wakeﬁeld,J.A.,&amp;Briggs, P.F.(1985).Intelligence andpersonalityinmate choice and marital satisfaction. Personality and Individual Diﬀerences, 6(4), 471–477. - Li, N. P., Bailey, J. M., Kenrick, D. T., &amp; Linsenmeier, J. A. W. (2002). The necessities and luxuries of mate preferences: Testing the tradeoﬀs. Journal of Personality and Social Psychology, 82(6), 947–955. - Lippa, R. A. (2003). Are 2D:4D ﬁnger-length ratios related to sexual orientation? Yes for men, no for women. Journal of Personality and Social Psychology, 85(1), 179–188. - Luxen, M. F., &amp; Buunk, B. P. (2006). Human intelligence, ﬂuctuating asymmetry and the peacock&#x27;s tail general intelligence (g) as an honest signal of ﬁtness. Personality and Individual Diﬀerences, 41, 897–902. - Mayer, J. D., Caruso, D. R., &amp; Salovey, P. (1999). Emotional intelligence meets traditional standards for an intelligence. Intelligence, 27(4), 267–298. - Miller, G.(2000).Sexualselection forindicators ofintelligence. InG.Bock, J.Goode, &amp;K. Webb (Vol. Eds.), The nature of intelligence. 233. The nature of intelligence (pp. 260– 275). New York: John Wiley and Sons Ltd. - Millet, K., &amp; Dewitte, S. (2007). Altruistic behavior as a costly signal of general intelligence. Journal of Research in Personality, 41, 316–332. - Neisser, U., Boodoo, G., Thomas, J., Bouchard, J., Boykin, A. W., Brody, N., Ceci, S. J., et al. (1996). Intelligence: Knowns and unknowns. American Psychologist, 51, 77–101. - Nettle, D., &amp; Pollet, T. V. (2008). Natural selection on male wealth in humans. The American Naturalist, 172(5). - Pérusse, D. (1993). Cultural and reproductive success in industrial societies: Testing the relationship at the proximate and ultimate levels. Behavioral and Brain Sciences, 16, 267–322. - Pinker, S. (2010). The cognitive niche: Coevolution of intelligence, sociality, and language. Proceedings of the National Academy of Sciences, 107(Supplement 2), 8993–8999. - Symons, D. (1979). The evolution of human sexuality. (New York). Taylor,M.D., - Hart,C.L.,Smith,G.D., Whalley,L.J.,Hole,D.J.,Wilson, V.,etal.(2005). Childhood IQ and marriage by mid-life: The Scottish Mental Survey 1932 and the Midspan studies. Personality and Individual Diﬀerences, 38(7), 1621–1630. - Thorndike, R. L. (1942). Two screening tests of verbal intelligence. Journal of Applied Psychology, 26(2), 128–135. - Thorndike, R. L. (1982). Applied psychometrics. Boston MA: Houghton Miﬄin Company. - Thurstone, L. L. (1924). The nature of intelligence. London, UK: Routledge. Waynforth, D., &amp; - Dunbar, R. I. M. (1995). Conditional mate choice strategies in humans: Evidence from ‘lonely hearts’ advertisements. Behaviour, 132, 755–779. - Yates, J.F., &amp;deOliveira, S.(2016). Culture anddecisionmaking. Organizational Behavior and Human Decision Processes, 136, 106–118.</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Wed, 15 Jul 2020 11:10:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علائم افسردگی</title>
                <link>https://virgool.io/@kmehdig/%D8%B9%D9%84%D8%A7%D8%A6%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-hjwsveugvhkl</link>
                <description>بیشتر ما گاهی اوقات احساس غم، تنهایی یا افسردگی می کنیم. این یک واکنش طبیعی در برابر از دست دادن، مشکلات زندگی یا عزت نفس آسیب دیده است. اما وقتی این احساسات بیش از حد پررنگ شوند، باعث علائم جسمی شده و برای مدت طولانی می توانند شما را از زندگی سالم و فعال باز دارند. در این زمان است که ما به روانشناس نیاز پیدا می کنیم.فراموش نکنیم؛ افسردگی اختلالی است که حتما باید به موقع و سریع درمان شود.رفتن پیش مشاور بسیار حائز اهمیت است. آنها می توانند میزان افسردگی شما را تست نموده و علائم شما را بررسی نمایند. اگر افسردگی شما درمان نشود، ممکن است بدتر شود و ماهها و حتی سالها ادامه یابد. این می تواند باعث درد شود و احتمالاً منجر به خودکشی خواهد شد. شناخت علائم افسردگی برای درمان آن بسیار مهم است. متأسفانه، تقریباً نیمی از افرادی که افسردگی دارند هرگز تشخیص داده نمی شوند و تحت درمان قرار نمی گیرند.افسردگی دنیای ما را تیره و تار می کند و باید زودتر درمان شودعلائم افسردگیعلائم می توانند شامل موارد زیر باشند:تمرکز ، به خاطر سپردن جزئیات و تصمیم گیری مشکلخستگیاحساس گناه، بی ارزشی و درماندگیبدبینی و ناامیدیبی خوابی، بیداری زودهنگام صبح یا خواب زیادتحریک پذیریبی قراریاز دست دادن علاقه به چیزهایی که یک بار لذت بخش باشد، از جمله رابطه جنسیپرخوری، یا از دست دادن اشتهادرد، سردرد یا گرفتگی که از بین نمی رودمشکلات هضمی که حتی با درمان بهبود نمی یابنداحساسات مداوم غم انگیزی و اضطرابافکار یا تلاشهای خودکشیتشخیص افسردگیروش های مختلفی برای تشخیص افسردگی وجود دارد. روانشناسان معمولا از مصاحبه های بالینی و تست های روانشناسی از جمله تست افسردگی بک برای تشخیص های اولیه استفاده می کنند. برای این منظور روانشناسان معمولا به دنبال آن هستند که بدانند:چه وقتی علائم شما شروع شده است؟چه مدت آنها دوام آورده است؟چقدر شدید هستند؟افسردگی یا سایر بیماریهای روانی در خانواده شما وجود دارد؟آیا سابقه سوء مصرف مواد مخدر یا الکل دارید؟همچنین از شما سؤال خواهد شد که آیا قبل از این علائم مشابه افسردگی را تجربه کرده اید یا خیر، و اگر داشته اید چگونه درمان شده اید؟پس از تشخیص افسردگی روانشناسان علل اختلال را در فرد بررسی می کنند. شاید لازم باشد قبل از هرچیز دلایل پزشکی که ناشی از بدعملکردی غدد و هورمون ها هستند مورد بررسی قرار گیرند. سپس با توجه به شدت و دلایل افسردگی دارودرمانی، روان درمانی و یا هر دو آن ها مورد استفاده قرار می گیرد.با درمان افسردگی می توانیم زندگی را از نو اغاز کنیمعلل افسردگیچندین دلیل احتمالی برای ابتلاء به افسردگی وجود دارد. آنها می توانند از عوامل بیولوژیکی تا عوامل اجتماعی متغیر باشند. علل شایع عبارتند از:سابقه خانوادگی. اگر سابقه خانوادگی افسردگی یا اختلال خلقی دیگری دارید، در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به افسردگی قرار دارید.تروما در اوایل کودکی. برخی از وقایع بر نحوه واکنش بدن شما به ترس و شرایط استرس زا تأثیر می گذارد.ساختار مغز. اگر لوب فرونتال مغز شما کمتر فعال باشد، خطر افسردگی بیشتر وجود دارد. با این حال، دانشمندان نمی دانند که این اتفاق قبل یا بعد از شروع علائم افسردگی رخ می دهد.شرایط پزشکی. برخی شرایط ممکن است شما را در معرض خطر بیشتری قرار دهد، مانند بیماری مزمن، بی خواب ، درد مزمن یا اختلال بیش فعالی کمبود توجه (ADHD).استفاده مواد مخدر. سابقه سوء استفاده از مواد مخدر یا الکل می تواند خطر را افزایش دهد. حدود 21 درصد افرادی که مشکل مصرف مواد دارند نیز دچار افسردگی می شوند.خودکشی را جدی بگیریم و برای درمان افسردگی به روانشناس مراجعه کنیمافسردگی و خطر خودکشیافسردگی عامل اصلی خطر برای خودکشی است. ناامیدی عمیقی که همراه با افسردگی است می تواند باعث بروز خودکشی شود. اگر فردی در اطراف شما افسردگی دارد، هرگونه صحبت یا رفتار خودکشی را جدی بگیرید و علائم زیر را به دقت بررسی نمایید:صحبت در مورد کشتن یا آسیب رساندن به خودابراز احساس ناامیدی یا گرفتارینگرانی غیرمعمول با مرگبی پروا عمل کردن، گویی که آرزوی مرگ دارند (مثلاً عبور از چراغ قرمز)نوشتن وصیت یا  خداحافظی از دیگرانبخشیدن اموال و دارایی هاگفتن چیزهایی مانند &quot;همه بدون من بهتر زندگی خواهند کرد&quot; یا &quot;من می خواهم از اینجا بروم&quot;تغییر ناگهانی از افسردگی شدید به حالت های شدید خوشحالیسنجش افسردگیبرای سنجش افسردگی در بزرگسالان می توانیم از تست افسردگی بک استفاده کنیم. همچنین سنجش افسردگی کودکان را می توان با استفاده از تست افسردگی ماریا کواس انجام داد. برای انجام آنلاین تست افسردگی بک می توانید به سایت ای سنج مراجعه کنید. تست افسردگی بک جنبه های مختلف افسردگی از جمله موارد زیر را در شما می سنجد:مولفه های تست افسردگی(به نقل از سایت ای سنج، 1399)علاوه بر تست افسردگی بک برای سنجش افسردگی در کودکان و نوجوانان می توانید از تست افسردگی ماریا کواس استفاده نمایید. تست افسردگی کودکان و نوجوانان (CDI) یکی از مقیاس های پرکاربرد و مورد بررسی برای ارزیابی علائم افسردگی در کودکان و نوجوانان است. تست افسردگی کودکان توسط کواس ساخته شده و بیشتر اوقات برای اندازه گیری علائم افسردگی در بین جمعیت عادی کودکان و نوجوانان استفاده می شود. تحقیقات قبلی نشان داده است كه تست افسردگی کودکان و نوجوانان ماریاکواس مانند تست افسردگی بک در بزرگسالان از نظر تشخیص علائم افسردگی قابل اعتماد و معتبر است.</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Sat, 18 Apr 2020 21:02:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علائم افسردگی در DSM-5</title>
                <link>https://virgool.io/@kmehdig/%D8%B9%D9%84%D8%A7%D8%A6%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-dsm-5-vf9dobn506rn</link>
                <description>نوع مقاله: علمی-تخصصی رفرنس دهی: ونکوورافسردگی یک اختلال روانی شایع است. شیوع تقریبی  این بیماری 10٪ در جمعیت عمومی می باشد (1 ، 2). در موارد بالینی شیوع آن ممکن است به 20٪ برسد (1 ، 3). طبق دفترچه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، نسخه پنج (DSM-5)، برای تشخیص علائم افسردگی اساسی (MDE) به داشتن 5 یا بیشتر علائم در طی یک دوره 2 هفته ای (4) نیاز داریم.  https://esanj.ir/mag/dsm-5/major-depressive-disorder-in-dsm-5 برای اطلاع کامل تر در رابطه با افسردگی در DSM-5 می توانید به لینک بالا مراجعه کنیدحداقل یکی از این علائم باید حالت خلق افسرده (DM) یا خستگی(از دست دادن علاقه یا لذت) باشد. علائم ثانویه MDE عبارتند از تغییر در اشتها یا وزن (AW)، مشکلات خواب (بی خوابی یا پرخوابی)، تحریک یا کندی روانی حرکتی (PAR)، خستگی یا از دست دادن انرژی (FE)، کاهش توانایی در فکر یا تمرکز (C)، احساس بی فایدگی یا گناه بیش از حد (FW) و خودکشی (SU) می باشد. این علائم بر اساس یک طیف درجه بندی از وجود یا عدم وجود (0 یا 1) رتبه بندی می شوند.نسخه های مختلف DSMمطابق معیارهای DSM، جمع علائم برای تعیین وجود یا عدم وجود افسردگی عمده استفاده می شود (4). در نتیجه، DSM فرض می کند که ساختار افسردگی ممکن است یک بعدی تلقی شود. با این حال، مطالعات مختلفی انواع مختلف افسردگی را توصیف کرده اند (1، 5، 6). علاوه بر این، مدل یک بعدی افسردگی با مطالعاتی در مورد ساختار عاملی معیارهای علائم (7، 8، 9) به چالش کشیده شده است. الهی و همکاران (10) گزارش داده اند که یک مدل دو عاملی بهتر از حالت یک بعدی یک طرفه است. آنها دریافتند که علائم اصلی افسردگی توسط عوامل جسمی و غیر جسمی بهتر نشان داده می شوند. موارد جسمی شامل مشکلات خواب (SD) ، اشتها یا تغییر وزن، کندی و تحریک  روانی حرکتی است. عامل غیر جسمی شامل موارد عاطفی مانند خلق و خوی افسرده ، آنهدونیا ، احساس بی ارزشی و افکار مرگ بود(11، 12).تحقیقات قبلی گزارش کرده اند که اختلال عملکرد شناختی، سن، روان پریشی، بیکاری، افکار خودکشی با شدت افسردگی همراه است (13-14). با این حال، یک مطالعه سیستماتیک در رابطه بین علائم DMS-5 و شدت افسردگی وجود ندارد(15، 16). هنوز اجماعی در این مورد وجود ندارد که تعداد علائم نشانگر شدت افسردگی باشد یا اینکه از درجه هر علائم می توان به عنوان یک شاخص استفاده کرد تا افسردگی خفیف، متوسط ​​یا شدید را طبقه بندی نمود(17).به طور معمول شدت افسردگی با کمک مقیاس های افسردگی رتبه بندی، مانند تست افسردگی بک سنجیده می شود.تشخیص علائم افسردگی بسیار ضروری است. چرا که این اختلال می تواند مشکلات و آسیب های عمده ای را در زندگی فردی و جامعه ایجاد نماید.الماس و همکاران (18) گزارش دادند كه افراد دارای افسردگی​​، خطر بیشتری را برای ابتلا به بیماری های قلبی عروقی (CVD) در مقایسه با دیگران نشان می دهند. به تازگی، تولنتینو و اشمیت (19) نشان داده اند كه تنظیم اتونوم قلبی با شدت افسردگی همراه است. بیماران افسرده با افسردگی متوسط، اختلالات بیشتری را در سیستم عصبی خودمختار نشان دادند. همچنین شواهد نشان می دهد در مقایسه با بیماران دیگر یا غیر افسرده، افراد مبتلا به افسردگی در معرض خطر بیشتری از ابتلا به اختلالات قلبی عروقی هستند. تشخصی غلط نیز می تواند مشکلاتی را به همراه داشته باشد. به عنوان مثال برخی از داروهای ضد افسردگی مانند سه حلقه ای ها در بلند مدت ممکن است باعث افزایش خطر آریتمی قلبی و مرگ ناگهانی قلبی شوند (20-21). با توجه به اثرات ناشی از علائم افسردگی تشخیص درست و به موقع آن بسیار ضروری و حائز اهمیت است.بنابراین مصاحبه های بالینی ساختار یافته و بدون ساختار باید همراه تست ها و  بر اساس مقیاس های اختصاصی تکمیل شود (22، 23). از آنجا که گاهی اوقات استفاده از مصاحبه های عمیق به طور گسترده امکان پذیر نیست، بهتر است ابتدا از تست های رایج برای اینکار استفاده نمود. سپس می توان پس از تشخیص اولیه این علائم با مراجعه به روانشناس به ارزیابی دقیق تر با استفاده از ملاک های DSM-5 پرداخت(24).تست افسردگی کودکان، نوجوانان و بزرگسالان در سایت ای سنج برای انجام تست ها اینجا را کلیک نمایید...منابع1. Kessing LV. Epidemiology of subtypes of depression. Acta Psychiatr Scand. (2007) 115:85–9. 10.1111/j.1600-0447.2007.00966.x [PubMed] [CrossRef] [Google Scholar]2. Kessler RC, Bromet EJ. The epidemiology of depression across cultures. Annu Rev Public Heal. (2013) 34:119–38. 10.1146/annurev-publhealth-031912-114409 [PMC free article] [PubMed] [CrossRef] [Google Scholar]3. O&#x27;Connor EA, Whitlock EP, Beil TL, Gaynes BN. Screening for depression in adult patients in primary care settings: a systematic evidence review. Ann Intern Med. (2009) 151:793–803. 10.7326/0003-4819-151-11-200912010-00007 [PubMed] [CrossRef] [Google Scholar]4. American Psychiatric Association Diagnostic and statistical manual of mental disorders: 5th Edn. Washington, DC: (2013) [Google Scholar]5. Rantala MJ, Luoto S, Krams I, Karlsson H. Depression subtyping based on evolutionary psychiatry: proximate mechanisms and ultimate functions. Brain Behav Immun. (2017) 69:603–17. 10.1016/j.bbi.2017.10.012 [PubMed] [CrossRef] [Google Scholar]6. van Loo HM, de Jonge P, Romeijn JW, Kessler RC, Schoevers RA. Data-driven subtypes of major depressive disorder: a systematic review. BMC Med. (2012) 10:156. 10.1186/1741-7015-10-156 [PMC free article] [PubMed] [CrossRef] [Google Scholar]7. Smolderen KG, Spertus JA, Reid KJ, Buchanan DM, Krumholz HM, Denollet J, et al. . The association of cognitive and somatic depressive symptoms with depression recognition and outcomes after myocardial infarction. Circ Cardiovasc Qual Outcomes (2009) 2:328–37. 10.1161/CIRCOUTCOMES.109.868588 [PMC free article] [PubMed] [CrossRef] [Google Scholar]8. Hoen PW, Whooley MA, Martens EJ, Na B, van Melle JP, de Jonge P. Differential associations between specific depressive symptoms and cardiovascular prognosis in patients with stable coronary heart disease. J Am Coll Cardiol. (2010) 11:838–44. 10.1016/j.jacc.2010.03.080 [PMC free article] [PubMed] [CrossRef] [Google Scholar]9. Helzer JE, Kraemer HC, Krueger RF. The feasibility and need for dimensional psychiatric diagnoses. Psychol Med. (2006) 36:1671–80. 10.1017/S003329170600821X [PubMed] [CrossRef] [Google Scholar]10. Elhai JD, Contractor AA, Tamburrino M, Fine TH, Prescott MR, Shirley E, et al. . The factor structure of major depression symptoms: a test of four competing models using the Patient Health Questionnaire-9. Psychiatry Res. (2012) 199:169–73. 10.1016/j.psychres.2012.05.018 [PubMed] [CrossRef] [Google Scholar]11. McDermott LM, Ebmeier KP. A meta-analysis of depression severity and cognitive function. J Affect Disord. (2009) 119:1–8. 10.1016/j.jad.2009.04.022 [PubMed] [CrossRef] [Google Scholar]12. Mackin RS, Nelson JC, Delucchi KL, Raue PJ, Satre DD, Kiosses DN, et al. . Association of age of depression onset with cognitive functioning in individuals with late life depression and executive dysfunction. Am J Geriatr Psychiatry (2014) 22:1633–41. 10.1016/j.jagp.2014.02.006 [PMC free article] [PubMed] [CrossRef] [Google Scholar]13. Johanson S, Bejerholm U. The role of empowerment and quality of life in depression severity among unemployed people with affective disorders receiving mental healthcare. Disabil Rehabil. (2017) 39:1807–13. 10.1080/09638288.2016.1211758 [PubMed] [CrossRef] [Google Scholar]14. Hamilton M. Scale for depression. Matrix (1960) 23:56–63. 10.1136/jnnp.23.1.56 [PMC free article] [PubMed] [CrossRef] [Google Scholar]15. Carneiro AM, Fernandes F, Moreno RA. Hamilton depression rating scale and montgomery-asberg depression rating scale in depressed and bipolar I patients: Psychometric properties in a Brazilian sample. Health Qual Life Outcomes (2015) 13:1–8. 10.1186/s12955-015-0235-3 [PMC free article] [PubMed] [CrossRef] [Google Scholar]16. Rohan KJ, Rough JN, Evans M, Ho SY, Meyerhoff J, Roberts LM, et al. . A protocol for the Hamilton Rating Scale for depression: item scoring rules, Rater training, and outcome accuracy with data on its application in a clinical trial. J Affect Disord. (2016) 200:111–8. 10.1016/j.jad.2016.01.051 [PMC free article] [PubMed] [CrossRef] [Google Scholar]17. Zimmerman M, Martinez JH, Young D, Chelminski I, Dalrymple K. Severity classification on the Hamilton depression rating scale. J Affect Disord. (2013) 150:384–8. 10.1016/j.jad.2013.04.028 [PubMed] [CrossRef] [Google Scholar]18. Almas A, Forsell Y, Iqbal R, Janszky I, Moller J. Severity of depression, anxious distress and the risk of cardiovascular disease in a Swedish population-based cohort. PLoS ONE (2015) 10:e0140742. 10.1371/journal.pone.0140742 [PMC free article] [PubMed] [CrossRef] [Google Scholar]19. Tolentino JC, Schmidt SL. Association between depression severity and cardiac autonomic modulation. J Psychosom Res. (2016) 85:9–11. 10.1016/j.jpsychores.2016.03.125 [PubMed] [CrossRef] [Google Scholar]20. Leonard CE, Bilker WB, Newcomb C, Kimmel SE, Hennessy S. Antidepressants and the risk of sudden cardiac death and ventricular arrhythmia. Pharmacoepidemiol Drug Saf. (2011) 20:903–13. 10.1002/pds.2181 [PMC free article] [PubMed] [CrossRef] [Google Scholar]21. Nezafati MH, Vojdanparast M, Nezafati P. Antidepressants and cardiovascular adverse events: a narrative review. ARYA Atheroscler. (2015) 11:295–304. [PMC free article] [PubMed] [Google Scholar]22. Roose SP, Spatz E. Treating depression in patients with ischaemic heart disease: which agents are best to use and to avoid? Drug Saf. (1999) 20:459–65. 10.2165/00002018-199920050-00006 [PubMed] [CrossRef] [Google Scholar]23. Yekehtaz H, Farokhnia M, Akhondzadeh S. Cardiovascular considerations in therapy : an evidence-based review antidepressant. J Tehran Heart Cent. (2013) 8:169–76. [PMC free article] [PubMed] [Google Scholar]24. Jones KD. The unstructured clinical interview. J Couns Dev. (2010) 88:220–226. 10.1002/j.1556-6678.2010.tb00013.x [CrossRef] [Google Scholar]</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Mon, 23 Mar 2020 21:21:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اضطراب کرونا ویروس (Coronavirus Anxiety)</title>
                <link>https://virgool.io/@kmehdig/%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B3-coronavirus-anxiety-fv6zxx6rdb7b</link>
                <description>توضیحات؛ این متن برگرفته از مقالات معتبر روز دنیا در سال 2020 می باشد. برخی از منابع مورد استفاده در انتها گزارش شده است. چنانچه بهره گیری از مقالات علمی برایتان دشوار است می توانید جهت اطلاعات بیشتر از سامانه های آنلاین علمی از جمله سایت سازمان بهداشت جهانی(WHO) و سایت انجمن روانشناسی آمریکا(APA) استفاده نمایید.ترس از کرونا ویروس توجه جهان را به خود جلب کرده است. در حالی که تقریباً تمام موارد مبتلا نسبت به بیماری های دیگر بسیار محدود بوده است. شیوع نگرانی از این بیماری بیش از 1000 برابر شیوع خود بیماری است. این بیماری جدید مطمئناً نگران کننده است و نیاز به توجه دارد. اما توجه داشته باشید که افراد بسیار بیشتری در اثر بیماری های آشنا تحت عنوان آنفولانزای فصلی می میرند. چرا ما وقتی احتمال ابتلا به آنفولانزا بیشتر است از کرونا ویروس  می ترسیم؟باور و ذهن ما از هر ویروسی می تواند خطرناک تر باشد...به یاد داشته باشید ، شیوع چنین مواردی هر از گاهی در سراسر جهان به صورت طبیعی رخ می دهد. این بیماری ها می توانند بسیار ترسناک باشند، به خصوص اگر در یک منطقه بسیار آلوده زندگی می کنید. این در حالی است که در صورت احتیاط های متناسب احتمال ابتلا به بیماری شما بسیار اندک است. بنابراین شیوع ویروس جدید از همه گیری سلامتی موجود ترسناک تر است. بسیاری از رسانه های خبری و سایر منابع اطلاعاتی به صورت آنلاین و رسانه های اجتماعی بر این مسئله دامن می زنند. بیماری آنفولانزای عادی تاکنون مسئول 15 میلیون عفونت ، 140،000 بستری در بیمارستان و 8200  مرگ و میر در ایالات متحده آمریکا در همین فصل بوده است. در مقایسه ، از 31 ژانویه سال 2020 ، کرونا ویروس فقط حدود 8000  نفر را در سرتاسر جهان آلوده کرده است (اکثر آنها در چین) با کمتر از 200 کشته. به گزارش رویترز، اعتقاد بر این است که میزان مرگ و میر کروناویروس حدود 2 درصد باشد. به طور خلاصه ، آنفولانزا به مراتب شایع تر است و بنابراین سالانه افراد بیشتری را می کشد.علائم اضطراب کرونا ویروسفردی که به اضطراب کرونا مبتلا می باشد در هفته اخیر نگرانی مدامی در رابطه با  ابتلاء به ویروس کرونا داشته و در طی این دوره برخی از نشانه های زیر را تجربه می کند:- مشکل در تمرکز و خوابیدن- احساس درماندگی- اضطراب و نگرانی مداوم- خشم- هوشیاری بیش از حد به سلامتی و بدنبدون شرح!!راهکارهای مهم برای مقابله با کرونا ویروسبا گسترش کروناویروس، بیشتر افراد نسبت به آنچه در زندگی آنها معنی دارد، نگران می شوند. از این گذشته ، کل شهرها در چین قرنطینه شده اند. محدودیت های سفر در سراسر جهان اعمال شده است. کاملاً طبیعی است که از این بحران در حال ظهور سلامتی احساس نگرانی کنید.اما این به معنی این نیست که از &quot;ترس مرگ خودکشی کنید&quot;.مرور بسیاری از مقالات علمی روز دنیا در انجمن های معتبر علمی از جمله سازمان بهداشت جهانی نشان می دهد که بیماری کورونا ویروس در افرادی که سیستم ایمنی ضعیفی دارند کشنده است. بنابراین استرس که مستقیما سیستم ایمنی را تضعیف می کند می تواند عامل مهمی برای کاهش مقاومت ما در برابر این بیماری باشد. در ادامه 4 راهکار مهم برای مقابله با اضطراب و ترس ناشی از کرونا ویروس آورده شده است:راهکار اول-  خطر را باد نکنید!!!این تیتر را عمدا انتخاب کردم چون دقیقا تخصص مردم ما باد کردن مسائل است. ما خطرات را باد می کنیم، آنقدر باد می کنیم تا با انفجار آن سر همه را واقعا به باد می دهیم. مغز ما در برخورد با مسائل و پیامدهای جدید عادت دارد تا غلو کند. به گونه ای که چیزهای جدید ترسناک و رازآلود به نظر برسد. این بخشی از پاسخ ذاتی، درونی و ذهنی ماست. بزرگ و ترسناک جلوه دادن چیزهای جدید. مثلا با اینکه احتمال تصادف و مرگ و میر ناشی از رانندگی بالاست اما استفاده از وسیله نقلیه عمومی را کنار می گذاریم تا خدایی نکرده به کرونا ویروس مبتلا نشویم. البته این به معنی این نیست که رعایت نکنیم، این تنها نحوه تجزیه و تحلیل مغز ما را نشان می دهد. که البته سرشار از خطا و اشتباه است. آنفولانزا نیز به مراتب شایع تر است و بنابراین سالانه افراد بیشتری را می کشد. اگرچه کرونا ویروس ممکن است کشنده باشد، اما مشخص نیست که به همان اندازه افراد مبتلا به آنفولانزا آلوده می شوند. یا خیلی از اما و اگرهای دیگر. بنابراین اول باید شناخت ها و باورهای خودمان را اصلاح کنیم و به جای غلو کردن و بزرگ کردن مسائل اندکی با خود بیندیشیم. با بزرگ کردن مساله چه سودی به ما می رسد؟توجه داشته باشید رعایت کردن بهداشت برای بیمار نشدن یک فرایند ساده است و هیچ ربطی به واکنش های شدید ما نسبت به بیماری ندارد!!! با کولی بازی های ما نه تنها مسئله حل نمی شود بلکه مشکلات را دو چندان می کنیم!!کولی گری در برابر مشکلات طبیعی از جمله بیماری کرونا رفتاری عامیانه است. مانند سیاهی لشکران صحنه زندگی که به جای تامل و پیدا کردن راهی برای حل و فصل مسائل تنها فریاد می زنند!! دیالوگ هایی ضعیف، تکراری و غیرهوشمندانه که نه تنها دردی را دوا  نمی کند بلکه مانعی برای بازیگران اصلی جهت مقابله با مشکلات خواهد بود!!!غلو کردن تخصص ماست!!!راهکار دوم- اقدامات احتیاطی سالم و طبیعی را انجام دهیدهر دو آنفلوانزا و کورونا ویروسی از طریق تماس روزمره، از طریق لمس، سرفه یا عطسه منتشر می شوند. اگر مریض هستید، در خانه بمانید و به سرکار نروید. اگر مریض نیستید، از تماس فیزیکی با اشخاص خودداری کنید. شستن دست ها به طور مرتب و کامل اهمیت بسیاری دارد. از آب گرم  و صابون استفاده کنید. اگر در سفر هستید یک بطری کوچک آب و لوازم مورد نیاز بهداشتی را همراه خود داشته باشید.توصیه های معمول پزشکی را رعایت کنیمشاد و سالم نگه داشتن سیستم ایمنی بدن می تواند بسیار کمک کننده باشد. به خصوص اگر بیمار شوید. یک سیستم ایمنی سالم با یک رژیم متعادل شروع می شود. همچنین میزان خواب لازم برای احساس آرامش ضروری است. ورزش کردن منظم حتی در زمستان نیز بسیار مهم است.برای علت مرگ بسیاری از افراد می توان نوشت؛ 10 درصد بیماری ناشی از(ویروس، میکروب و ...) + 90 درصد مرگ ناشی از اضطراباین مواردی که گفتیم تنها و مهمترین کارهایی است که شما می توانید برای جلوگیری از بیماری خود انجام دهید. فکر نمی کنم این ها چیز جدیدی باشند و یا نکاتی باشند که تا کنون نشنیده باشید!! به همین سادگی!! بنابراین دست از رفتارهای بچه گانه بردارید و این نکات بهداشتی را رعایت کنید. این هم مثل تمامی بیماری های دیگر ممکن است شما را مبتلا کند، پس فقط کاری که از عهده تان بر می آید را انجام دهید. نگرانی تنها بدن تان را ضعیف می کند و با اضطراب فقط کار را برای خودتان و اطرافیانتان سخت تر می کنید.اضطراب از کرونا ویروس مانند گزش سگ بر سنگ است و چیزی جز حماقت نیست!!!راهکار سوم- استفاده از رسانه ها را کاهش دهیدکرونا ویروس یک فرصت عالی برای افرادی است که از این بیماری سود تجاری می برند. زیرا آنها برای ترساندن شما از این بیماری می توانند رسانه های خود را فعال نمایند. البته تبلیغات و کار تجاری در بستر رسانه ها کار بدی نیست اما دادن اطلاعات غیردقیق به مردم و ایجاد رعب  و وحشت در آن ها می تواند بسیار آسیب زا باشد. بنابراین نباید دستخوش رسانه ها و اخبار ضد و نقیض آن شویم. برای اینکار لازم است تا اطلاعات خود را به طور مشخص از منابع علمی و تخصصی دریافت کنیم.  فراموش نکنید که در سراسر جهان دانشمندان و مقامات بهداشت عمومی در حال اضافه کاری برای درک بهتر این ویروس و به دنبال راه هایی برای محدود کردن تأثیر آن می باشند. به کار و تلاش آنها اعتماد کنید.رسانه ها می توانند بزرگترین منبع شایعات و ایجاد اضطراب و نا امنی باشندبنابراین مفیدترین کاری که مردم در این مرحله می توانند انجام دهند پیدا کردن منابع اطلاعاتی قابل اعتماد مانند مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها یا سازمان بهداشت جهانی یا برخی از رسانه های اصلی ما است و فقط به آنها بچسبید. آنها حرفه ای هستند آنها بهترین کار ممکن را برای جمع آوری اطلاعات انجام می دهند. این امر همچنین شما را از صحبت های غیر مسئولانه و شایعات دور خواهد کرد. همچنین این بیماری الان بهترین فرصت برای عده ای سودجو است تا  از آن  برای فروش محصولات یا گسترش نفرت نژادی و نفرت قومی استفاده کنند. بسیاری از افراد نیز از آن به عنوان فرصتی برای بهره برداری سیاسی استفاده خواهند کرد.برخی از رسانه ها با قدرتی که دارند تلاش می کنند تا توان علمی متخصصین را زیرسوال برده و با ایجاد ترس و وحشت، مخاطبان خود را افزایش دهند.راهکار چهارم- از مهارت های مقابله ای خود استفاده کنیدمهم نیست که تمرکز اضطراب فرد روی چیست. مثلا الان بحث اضطراب کرونا ویروس است. توانایی و روش ها برای مقابله با کلیه اضطراب ها به هم شبیه هستند. استفاده از آنچه در گذشته برای مدیریت این احساسات کارکرد داشته است، معمولاً در اینجا نیز می تواند سودمند باشد. شاید نیاز به گفتگو با افراد آگاه داشته باشید، تا افکار غیر منطقی را با پاسخ های منطقی و مبتنی بر واقعیت جایگزین کنند. شاید از طریق یک دوست یا یکی از اعضای خانواده بتوانید باورها و افکار خود را به چالش بکشید. به چالش کشیدن این باورها و افکار در فرایند کاهش اضطراب نقش سودمندی دارد. می توانید از تکنیک های ذهن آگاهی یا مراقبه استفاده کنید. لازم است برای اینکار با روانشناس مشورت نموده و یا از منابع کاملا علمی برای افزایش توان مقابله ای خود استفاده کنید.افزایش توان مقابله ای، شما را در برابر بسیاری از بیماری ها ایمن می کند.اضطرابت را قورت بده!!!7 توصیه تکمیلی برای مقابله با اضطراب کروناهمانطور که گفته شد گزارش های خبری درباره شیوع کروناویروس در چین، همراه با گمانه زنی ها مبنی بر شیوع گسترده تر، باعث نگرانی برخی افراد شده است. در اینجا چند نکته مهم برای کمک به شما در مدیریت اضطراب کرونا ویروس ارائه می شود:توصیه اول-تصور و باورهای خود را گسترش دهید و سعی کنید همه جوانب را ببینید. نفس عمیق بکشید و به خود یادآوری کنید که تعداد عفونت های تایید شده بسیار کم تر از این همه نگرانی است. این واقعیت که اخبار زیادی در این زمینه وجود دارد ، لزوماً به معنای این نیست که شما یا خانواده شما را تهدید می کند.توصیه دوم-واقعیت ها را بدست آورید. در پیگیری گزارش های خبری درباره ویروس، استفاده از منابع علمی مفید است. برای این منظور ، شما یک منبع معتبر را پیدا کنید که به آن اعتماد کنید. مراکز کنترل و پیشگیری از بیماریها و پزشک ها و متخصصین این حوزه که گاها در شبکه های اجتماعی نیز پیام هایی می گذارند، می توانند منابع مفیدی باشند.توصیه سوم-درمورد اطلاعات خود در مورد کرونا ویروس صادقانه و متناسب با دانش خود بحث کنید. متاسفانه بسیاری از ما با غلو کردن و آب و تاب دادن اخبار می خواهیم دانش خودمان را به روز نشان دهیم. اما از این کار پرهیز نموده و دیگران را هم به مستند و علمی حرف زدن فرابخوانید.توصیه چهارم-مطالب علمی و تخصصی که از منابع دسته اول و معتبر جمع آوری می شوند را در شبکه های اجتماعی منتشر و ترویج دهید. حتما با منبع و مستند حرف بزنید و نگذارید سودجویان و افرادی که دنبال بهره برداری شخصی از این بیماری هستند شما را بازیچه خود قرار دهند.توصیه پنجم-اگر میزان اضطراب شما و یا فردی در اطراف تان در رابطه با این موضوع بسیار بالاست حتما با یک مشاور و روانشناس مطرح کنید. مطمئن باشید اضطراب ناشی از بیماری کرونا ویروس بدن شما را برای ابتلاء به آن ضعیف می کند.توصیه ششم-شواهد علمی بسیاری نشان می دهد که ضعف راهبردهای مقابله با استرس از خود استرس(در اینجا بیماری کرونا) خطرناکر تر است. سالانه تحقیقات گسترده ای در جهان انجام می گیرد که نشان می دهد افراد با راهبردهای مقابله ای ضعیف تر بیشتر به بیماری های ویروسی مبتلا می شوند.توصیه هفتم-نکات بهداشتی را صرفا با استرس و نگرانی انجام ندهید. اینکه به صورت وسواس گونه و مضطرب بخواهید سلامت خود را در برابر این بیماری حفظ کنید، می تواند زمینه ساز بسیاری از بیماری های دیگر باشد.برخی از منابع علمی مورد استفاده:- Al-Rabiaah, A., Temsah, M. H., Al-Eyadhy, A. A., Hasan, G. M., Al-Zamil, F., Al-Subaie, S., ... &amp; Somily, A. M. (2020). Middle East Respiratory Syndrome-Corona Virus (MERS-CoV) associated stress among medical students at a university teaching hospital in Saudi Arabia. Journal of Infection and Public Health.- Xiang, Y. T., Yang, Y., Li, W., Zhang, L., Zhang, Q., Cheung, T., &amp; Ng, C. H. (2020). Timely mental health care for the 2019 novel coronavirus outbreak is urgently needed. The Lancet Psychiatry.- Wen, J., Aston, J., Liu, X., &amp; Ying, T. (2020). Effects of misleading media coverage on public health crisis: a case of the 2019 novel coronavirus outbreak in China. Anatolia, 1-6.- Kang, L., Li, Y., Hu, S., Chen, M., Yang, C., Yang, B. X., ... &amp; Chen, J. (2020). The mental health of medical workers in Wuhan, China dealing with the 2019 novel coronavirus. The Lancet Psychiatry.- Kelvin, D. J., &amp; Rubino, S. (2020). Fear of the novel coronavirus. The Journal of Infection in Developing Countries, 14(01), 1-2.- Asmundson, G. J., &amp; Taylor, S. (2020). Coronaphobia: Fear and the 2019-nCoV Outbreak.- Khan, N., &amp; Naushad, M. (2020). Effects of Corona Virus on the World Community. Available at SSRN 3532001.</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Mon, 24 Feb 2020 17:11:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره gamophobia  بیشتر بدانید - ترس بیش از حد از تعهدات</title>
                <link>https://virgool.io/@kmehdig/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-gamophobia-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%B9%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%AA-tfm1why400lt</link>
                <description>وقتی ترس از ازدواج یا هر نوع تعهد، بیش از حد شود و به یک چالش تبدیل گردد، به صورت اختلال درآمده و نیاز به مداخله روانشناختی دارد. گاموفوبیا به نوعی از ترس اشاره دارد که مرضی بوده و لازم است تا روانشناس دلایلی که باعث بروز مشکل شده را شناسایی و در نتیجه به بهترین وجه آن را مورد آماج قرار دهد.منبع مطالب؛ کتاب راهنمای ضروری برای درک علت ترس از ازدواج و چگونگی غلبه بر گاموفوبیاگاموفوبیا یا ترس از تعهد ممکن است یک شوخی به نظر برسد، اما این طور نیست! این یک اختلال شدید است. افرادی وجود دارند که به علت این ترس شدید خود را منزوی می کنند و از هرگونه تعهد به ویژه تعهد به ازدواج گریزان هستند. بنابراین این افراد کارکرد اجتماعی خود را از دست داده و به مرور زمان دچار آسیب های جدی تری خواهند شد.گاموفوبیا چیست؟برای درک بهتر این اصطلاح ، لازم است تا منشأ آن مشخص شود. این واژه از کلمه &quot;phobos&quot; یونانی به معنای ترس و &quot;gamos&quot; (ازدواج) می آید. بنابراین ترس یا هراس از ازدواج معنی می گردد. این مشکل اشاره به احساس غیرقابل کنترل و غیرمنطقی در مورد این می باشد که ارتباط فرد در آینده به یک ازدواج و تعهد منجر می شود.این اختلال ممکن است در افراد متاهل نیز پس از ازدواج خود را نشان دهد!این بیماری زنان و مردانی را مبتلا می کند، که به دلایل مختلف از تعهد رنج می برند. این افراد ترجیح می دهند زندگی خود را به دور از موقعیت هایی سپری کنند که آنها را به نوعی به تعهد جدی تر نسبت به فرد دیگر سوق می دهد.  بنابراین آنها خود را منزوی می کنند، هر نوع تماس را با افرادی که درباره زندگی عاشقانه صحبت می کنند مخفی و قطع می کنند. از مسائل خانوادگی و مسئولیت به هر قیمتی جلوگیری می کنند. گاموفوبیا نه تنها ترس از تعهد در زندگی خود می باشد بلکه این افراد از موقعیت های متنوع دیگر نیز از جمله عکس ها ، پیام ها، مکالمات و دعوت به عروسی گریزان هستند.این افراد دقیقا کسانی هستند که دیگران را برای ازدواج کردن مسخره می کنند!علل گاموفوبیادلایل زیادی می تواند باعث شود که فرد به گاموفوبیا دچار شده باشد. اما به نظر می رسد آسیب های دلبستگی و احاساس های عدم امنیت ناشی از ترس های کودکی می تواند از دلایل اصلی آن باشد. علاوه بر این شواهد تجربی بیانگر آن است که عوامل زیر در بروز گاموفوبیا می توانند نقش داشته باشند:جدایی از والدین؛رابطه عاشقانه آسیب زا؛خیانت؛ضرر و زیان؛تجربیات بد با دوستان؛اضطراب؛افسردگی؛ژنتیک؛تنش های روزانه؛استرس؛ویژگی گاموفوبیااین اختلال نیز همانند بسیاری از اختلالات روانشناختی دارای نشانه ها و علائم عمومی و اختصاصی می باشد. افراد مبتلا به این اختلال به صورت جدی چند مورد از این علائم را دارند. از جمله ویژگی های اصلی عبارتند از:علائم اختصاصی؛ حداقل یکی از این علائم به صورت شدید وجود دارد:ترس و ناامیدی هنگام فکر کردن در مورد زندگی متعهدانه؛دوری کردن از افرادی که در مورد ازدواج صحبت می کنند؛احساس مرگ زمان فکر کردن درباره یک رابطه جدی؛دوری کردن از افراد و دوستان متاهل، شرکت نکردن در مراسم های ازدواج و ...؛پرهیز از هرگونه رابطه جدی و ترس و نگرانی غیرقابل کنترل به هنگام پیشنهادهای ازدواج؛علائم عمومی؛ این علائم همراه با یکی از علائم اختصاصی دیده می شود:ترس شدید؛احساس مکرر غم و اندوه؛عدم توانایی در ترس از ترس؛تپش قلب؛تنگی نفس؛حالت تهوع؛درد قفسه سینه؛سرگیجه؛غش کردن؛گریه می کند،لرزش؛حسی که باعث می شود فرد کنترل خود را از دست بدهد؛فراموش نکنید بدگویی در مورد افرادی که در شرف ازدواج هستند، شرکت نکردن در مراسم های ازدواج دیگران و تشویق جوانان به مجرد بودن یک تیپ روشنفکری نیست، بلکه می تواند ناشی از ترس های مرضی ما ذیل عنوان &quot;گاموفوبیا&quot; باشد.درمان گاموفوبیاچگونگی شروع درمان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از آنجایی که این افراد به بیماری خود بینش ندارند، فرد باید این بیماری را ابتدا بپذیرد و بداندکه این واکنش نه برای زندگی خود و نه دیگران به هیچ وجه سودمند نیست.کمک همه افراد نزدیک به این امر مهم خواهد بود، زیرا حمایت از خانواده و دوستان برای تحول در درمان ضروری است.اکثر این افراد بینش کمی نسبت به تفکر غیرواقعی و مرضی خود دارند.مشاوره روانشناختی بهترین مداخله با این افراد است، زیرا از این طریق فرد فرصتی خواهد داشت که ترس و نگرانی خود را با فرد دیگر درمیان بگذارد. همچینین از طریق این نوع مداخلات می توان زیربنای آسیب های دوران کودکی و ترس های فرد را موشکافانه بررسی و گره گشایی نمود. اما زمانی که مورد شدیدتر باشد و علائم اضطراب بالا وجود داشته باشد، در کنار مشاوره معمولاً استفاده از داروهایی که توسط روانپزشک تجویز می شود الزامی است.برای کسانی که با فرد مبتلا به Gamophobia در رابطه هستند ، ایده آل است که شریک زندگی آگاه باشد که برای درمان همسر خود باید در گفتگوها و مشوقهای مداخله بسیار فعال باشد. فراموش نکنید گاموفوبیا مشکلی است که درمان دارد، کافی است که بیمار بپذیرد و در جستجوی یک متخصص باشد، زیرا او می تواند کیفیت زندگی بهتری کسب کند و از یک رابطه دوست داشتنی لذت ببرد.برای سنجش ترس از ازدواج می توانید به سایت ای سنج مراجعه کنید. در این سایت تست ترس از ازدواج به صورت آنلاین و با تفسیر کامل،  10 مولفه اصلی این نوع ترس را در شما سنجیده و راهکارهای لازم را برایتان ارائه می نماید.تست ترس از ازدواج(منبع؛ ای سنج؛ 1398) برای انجام این تست کلیک نمایید؛</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Sun, 02 Feb 2020 11:58:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هوش هیجانی</title>
                <link>https://virgool.io/@kmehdig/%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C-e3qkerbfixq3</link>
                <description>هوش هیجانی (که به عنوان هوش عاطفی یا EQ شناخته می شود) توانایی درک، استفاده و مدیریت احساسات شخصی خود از راه های مثبت برای کاهش استرس، برقراری ارتباط موثر، همدلی با دیگران، غلبه بر چالش ها و خنثی کردن درگیری های ارتباطی است. هوش هیجانی به شما کمک می کند تا روابط محکم تری برقرار کنید، در مدرسه و محل کار موفق شوید و به اهداف شغلی و شخصی خود برسید. همچنین می تواند به شما کمک کند تا با هیجانات خود ارتباط برقرار کنید، قصد خود را به عمل تبدیل کرده و در مورد مسائل ارتباطی تصمیمات آگاهانه بگیرید. این ویژگی توسط تست EQ که بارآن طراحی نموده است قابل سنجش می باشد.وقتی صحبت از خوشبختی و موفقیت در زندگی می شود، هوش هیجانی به همان اندازه توانایی فکری اهمیت دارد. بیاموزید که چگونه می توانید EQ خود را تقویت کنید. ما به شما تست هوش هیجانی بارآن را پیشنهاد می کنیم. این تست در سایت ای سنج با تفسیر کامل وجود دارد؛ https://esanj.ir/bar-on-emotional-intelligence هوش هیجانی معمولاً با چهار ویژگی تعریف می شود؟خودمدیریتی - شما قادر هستید احساسات و رفتارهای تکانشی را کنترل کنید ، احساسات خود را به روشهای سالم مدیریت کنید، ابتکار عمل داشته باشید، به تعهدات خود عمل کنید و با شرایط تغییر سازگار شوید.خودآگاهی - شما احساسات خودتان را تشخیص می دهید و از چگونگی تأثیر آنها بر افکار و رفتارتان آگاه خواهید بود. نقاط قوت و ضعف خود را می دانید و اعتماد به نفس کافی را دارید.آگاهی اجتماعی - شما همدلی دارید. شما می توانید احساسات ، نیازها و نگرانی های سایر افراد را درک کنید، از نشانه های عاطفی استفاده کنید، از نظر اجتماعی احساس راحتی کنید و پویایی لازم را در یک گروه یا سازمان داشته باشید.مدیریت روابط - شما می دانید که چگونه روابط خوب را توسعه داده و حفظ کنید، ارتباط کاملاً واضحی داشته باشید، به دیگران الهام بخش و تأثیر بگذارید، در یک تیم خوب کار کنید و درگیری های ارتباطی را مدیریت کنید.چرا هوش هیجانی بسیار مهم است؟همانطور که می دانیم، باهوش ترین افراد موفق ترین افراد نیستند. شما احتمالاً افرادی را می شناسید که از نظر دانشگاهی درخشان هستند و در عین حال از نظر اجتماعی نیز در کار یا در روابط شخصی ناموفق هستند. توانایی فکری یا هوش هوشی شما (IQ) به تنهایی برای دستیابی به موفقیت در زندگی کافی نیست. ضریب هوشی شما می تواند به شما در ورود به دانشگاه کمک کند، اما ضریب هوش هیجانی شما به شما کمک می کند در هنگام مواجهه با امتحانات نهایی، استرس و احساسات را مدیریت کنید. ضریب هوشی و هوش هیجانی به طور هم زمان می توانند عامل مهمی برای موفقیت تلقی شوند.هوش هیجانی بر چه چیزهایی تأثیر می گذارد؟عملکرد شما در مدرسه یا محل کار- هوش هیجانی بالا می تواند به شما کمک کند در پیچیدگی های اجتماعی محیط کار حرکت کنید، دیگران را هدایت کنید و به آنها انگیزه دهید و در حرفه خود عالی باشید. در واقع ، وقتی صحبت از گزینش های مهم شغلی فرا می رسد، اکنون بسیاری از شرکت ها هوش هیجانی را به عنوان توانایی فنی ارزیابی می کنند و آزمایش EQ را قبل از استخدام به کار می گیرند.سلامت جسمی-  شما اگر نمی توانید احساسات خود را مدیریت کنید، احتمالاً هم خود را نیز نمی توانید مدیریت کنید. این می تواند به مشکلات جدی سلامتی منجر شود. استرس کنترل نشده فشار خون را بالا می برد، سیستم ایمنی بدن را سرکوب می کند، خطر حمله قلبی و سکته مغزی را افزایش می دهد، به ناباروری کمک می کند و روند پیری را تسریع می کند. اولین قدم برای بهبود هوش هیجانی، یادگیری نحوه مدیریت استرس است.سلامت روان - شما احساسات و استرس کنترل نشده نیز می تواند سلامت روان شما را تحت تأثیر قرار دهد و شما را در معرض اضطراب و افسردگی قرار دهد. اگر نتوانستید احساسات خود را بفهمید، یا آن را مدیریت کنید، برای ایجاد روابط محکم نیز عملکرد خوبی نخواهید داشت. این امر به نوبه خود می تواند احساس تنهایی و منزوی شدن و هرگونه مشکلات سلامت روان را تشدید کند.روابط اجتماعی- شما با درک احساسات خود و نحوه کنترل آنها، بهتر می توانید احساسات خود را بیان کنید و درک کنید که دیگران چه احساسی دارند. این به شما امکان می دهد تا ارتباط مؤثر تری برقرار کنید و روابط قوی تر را هم در محل کار و هم در زندگی شخصی خود ایجاد کنید.هوش اجتماعی- هماهنگ بودن با احساسات خود در خدمت یک هدف اجتماعی است و شما را به افراد دیگر و دنیای اطراف خود متصل می کند. هوش اجتماعی به شما امکان می دهد تا دوست خود را از دشمن تشخیص دهید، میزان علاقه شخص دیگری به خود را درک کنید، استرس را کاهش دهید، سیستم عصبی خود را از طریق ارتباطات اجتماعی متعادل کنید و احساس دوست داشتن و خوشبختی کنید.ایجاد هوش هیجانی: 4 مهارت اصلی برای افزایش سطح هوش هیجانی شمامهارتهایی که باعث ایجاد هوش هیجانی می شوند در هر زمان می توانند آموخته شوند. با این حال ، به یاد داشته باشید که بین یادگیری ساده در مورد EQ و استفاده از آن دانش در زندگی شما تفاوت وجود دارد. فقط به این دلیل که می دانید باید کاری انجام دهید به این معنا نیست که شما قادر به آن خواهید بود. به خصوص هنگامی که دچار استرس شدید می شوید، عملکردتان به شدت کاهش می یابد. برای اینکه بطور دائم بتوانید تحت فشار رفتار و هیجان هایتان را کنترل کنید، باید یاد بگیرید که چگونه در لحظه و در روابط خود بر استرس غلبه داشته باشید تا از نظر عاطفی آگاه باشید. مهارت های اصلی برای ساخت EQ و بهبود توانایی شما در مدیریت احساسات و ارتباط با دیگران عبارتند از:خودمدیریتیخودآگاهیآگاهی اجتماعیمدیریت روابط</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Sat, 01 Feb 2020 00:00:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تست روانشناسی</title>
                <link>https://virgool.io/@kmehdig/%D8%AA%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-yvaxl7hltwk9</link>
                <description>تست روانشناسی فرایندی است که از تکنیک هایی برای رسیدن به برخی فرضیه ها درباره  رفتار، شخصیت و قابلیت های فرد استفاده می کند. تست روانشناسی به آزمایش روانی یا انجام آزمون های روانشناختی روی شخص گفته می شود. تست روانشناسی تقریبا همیشه توسط یک روانشناس مجاز یا یک کارآموز روانشناسی انجام می گیرد. روانشناسان تنها حرفه ای هستند که به صورت ماهرانه برای انجام و تفسیر تست های روانشناختی آموزش دیده اند.مجموعه ای از تست روانشناسی(به نقل از سایت ای سنج، 1398) تست های روانشناسی  پرکاربردتست های روانشناسی بسیاری وجود دارد که هر فرد می تواند با استفاده از آن ها شناخت خوبی در مورد جنبه های روانشناختی خود پیدا نماید. از مهمترین تست های مورد استفاده می توان به تست های زیر اشاره نمود:- تست شخصیت  شناسی MBTI      - تست هوش کتل      - تست هوش هیجانی بار-آن      - تست افسردگی بک- تست اضطراب کتل           - تست سلامت عمومی(GHQ)               -تست مشاوره شغلی تحصیلی استرانگ   - تست علائم  روانشناختی(SCL-90)     - تست رضایت زناشویی انریچ    - تست سبک های فرزندپروری بامریندتست روانشناسی چه فوایدی دارد؟اگر به شما یا یکی از اعضای خانواده انجام تست روانشناسی خاصی توصیه شده باشد، احتمالاً به سوالات یا پرسشنامه هایی پاسخ خواهید داد. تست روانشناختی ممکن است نگران کننده به نظر برسد، اما برای کمک به شما طراحی شده است. از بسیاری جهات، تست و ارزیابی روانشناسی مشابه آزمایش های پزشکی است. اگر یک بیمار علائم جسمی داشته باشد، پزشک ممکن است از طریق پرتوهای ایکس یا آزمایش خون متوجه شود که چه عواملی باعث ایجاد این علائم شده است. نتایج آزمایش ها به ایجاد یک برنامه درمانی کمک می کند.تست های روانشناسی نیز مانند تست های پزشکی در خدمت برنامه ریزی بهتر است.روانشناسان از تست ها برای سنجش و مشاهده رفتار مراجعین به منظور دستیابی به تشخیص و راهنمایی درمانی بهتر استفاده می کنند. روانشناسان به دلایل مختلفی تست ها و ارزیابی ها را انجام می دهند. در زیر به برخی از این موارد اشاره می شود:تست های مهارتیکودکانی که در مدرسه مشکل دارند، ممکن است برای ناتوانی یادگیری، تحت آزمایش مهارت و استعداد قرار گیرند. تست های مهارت از قبیل تست هوش تصویری، تست زمان واکنش و حافظه می توانند به متخصصین کمک کنند تا شرایطی مانند صدمات مغزی یا زوال عقل را تشخیص دهند. تست های زیر می توانند از این دست باشند:- تست بندرگشتالت          - تست هوش کتل                 - تست حافظه وکسلرنمونه ای از تست هوش کتل (به نقل از سایت ای سنج، 1398)تست های شغلی-تحصیلیبرخی از تست ها از جمله تست MBTI و تست رغبت سنج استرانگ برای هدایت شغلی افراد مورد استفاده قرار می گیرد. در واقع این نوع تست ها به گونه ای است که می توان بر اساس آن مشاغل متناسب با ویژگی های فردی را ارائه نمود. افراد از طریق این نوع تست ها مسیر درست انتخاب رشته و شغل را در پیش گرفته و می توانند آینده مناسبی را برای خود ترسیم نمایند.- تست شخصیت شناسی مایرز بریگز MBTI                       - تست رغبت سنج شغلی تحصیلی استرانگ- تست هوش چندگانه گاردنر                                           بخش کوچکی از تفسیر تست MBTI (به نقل از ای سنج، 1398)تست های مهارت زندگیاگر شخصی در محل کار،  مدرسه یا منزل مشکل داشته باشد، تست های روانشناسی می تواند به روانشناس کمک کند تا علت آن را متوجه شود. اینکه آیا ممکن است در زمینه مدیریت عصبانیت یا مهارت های بین فردی یا خصوصیات شخصیتی خاصی که در بروز این مسئله نقش دارد، مشکل داشته باشد.- تست هوش هیجانی                        - تست رضایت زناشویی انریچ                  - تست شادکامی آکسفورد- تست شخصیت کتل                         - تست سبک های فرزندپروری بامریندبخشی از تفسیر تست فرزندپروری بامریند(به نقل از ای سنج، 1398)تست های مشکلات روانشناختیتست های دیگر روانشناسی کمک  می کند که اختلالات عاطفی مانند اضطراب یا افسردگی را تشخیص دهند. برخی از افراد دچار بیماری های روانشناختی خاصی شده که می تواند زندگی آن ها را مختل نماید. با استفاده از این تست ها می توان به آن ها کمک نمود تا میزان مشکل خود را دریافته و متناسب با آن مداخله ها و درمان های مدنظر را دریافت نمایند.- تست افسردگی بک                  - تست اضطراب کتل                 - تست علائم روانشناختی(SCL-90)- تست سلامت روان GHQ         مولفه های تست سلامت عمومی(به نقل از سایت ای سنج، 1398) تست های اختلالات کودکانعلت اصلی مشکلات کودکان همیشه روشن نیست. به عنوان مثال، اگر كودكی در مدرسه دچار مشكل است، آیا او مشكل خواندن مانند دیسكسكلی دارد؟ یا مشکل توجه مانند اختلال بیش فعالی کمبود توجه (ADHD)؟ یا دچار آسیب مغزی شده است؟ تست های روانشناسی به روانشناس این امکان را می دهد که ماهیت مسئله را درک کند و بهترین راه برای رسیدگی به آن را دریابد.- تست مشکلات رفتاری راتر                - تست اختلالات یادگیری                - تست علائم اوتیسم کودکانتست روانشناسی استانداردروانشناسان از تست های روانشناسی برای رسیدن به تشخیص و دستیابی به یک برنامه درمانی و یا مشاوره ای استفاده می کنند. تست روانشناسی شامل استفاده از تست های رسمی مانند پرسشنامه ها یا چک لیست ها است. این تست ها معمولاً به عنوان آزمونهای &quot;مرجع نرمال&quot; توصیف می شوند. این بدان معنی است که تست های روانشناسی به صورت استاندارد شده می باشند. به گونه ای که افراد به یک روش مشابه ارزیابی می شوند. مهم نیست افرادی که تست می دهند  در کجا زندگی می کنند یا چه کسی این تست را انجام می دهد. به عنوان مثال، یک تست هنجار شده برای توانایی خواندن کودک، می تواند توانایی آن فرد را در مقایسه با سایر کودکان هم سال خود نشان دهد. تست های روانشناسی همگی توسط محققان روانشناس تهیه و ارزیابی شده و این مسئله ثابت شده است که برای اندازه گیری یک ویژگی یا اختلال خاص موثرند. معمولا روانشناسان برای نشان دادن میزان استاندارد بودن آزمون ها و تست های روانشناس از شاخص های اعتبار و روایی استفاده می کنند.نمونه ای از گزارش اعتبار و روایی تست روانشناسی(به نقل از ای سنج، 1398)تست روانشناسی برای چه کسانی قابل استفاده است؟روانشناسان مجموعه ای خاصی از تست های روانشناسی برای هر مراجع استفاده می کنند. روانشناسان بالینی دارای مجوز به طور ماهرانه برای انجام ارزیابی ها و تست روانشناسی و تفسیر نتایج آموزش می گیرند. هر کسی می تواند یک تست روانشناسی را  انجام دهد. انجام این تست ها به منزله داشتن مشکل نیست بلکه برای دریافت خدمات بهتر و هدایت دقیق تر زندگی خودمان می باشد. در بسیاری از موارد، روانشناسانی که تست را انجام می دهند، پس از آن توصیه ها و راهنمایی هایشان را تدوین می کنند. برخی روانشناسان فقط روی تست افراد تمرکز می کنند و پس از تشخیص، آنها را برای ارائه راهکارها به متخصصان دیگر ارجاع می دهند. در هر دو صورت، فرایند تست و ارزیابی این اطمینان را ایجاد می کند که فرد راهکارها و توصیه هایی را متناسب با نیازهای فردی خود دریافت کند.چرا نباید در تست های روانشناسی تقلب کنیم؟تست روانشناختی مانند قبولی در امتحان چند گزینه ای نیست که شما نگران شکست خوردن خود باشید. در عوض، روانشناسان از اطلاعات حاصل از تست های روانشناسی و ارزیابیهای مختلف برای رسیدن به تشخیص خاص و تهیه یک برنامه استفاده می کنند. تقلب کردن در این تست ها هیچ سودی برای فرد نداشته و تنها باعث می شود که مسیرتان را اشتباه بروید. تقلب کردن در تست های روانشناسی درست مثل این می ماند که ما نتیجه آزمایش های پزشکی فرد دیگری را به جای خودمان استفاده کنیم. در این حالت چنانچه مشکل یا بیماری داشته باشیم با تقلب در تست تغییری در آن مشکل ایجاد نخواهد شد و این ما هستیم که بیمار می مانیم و بدون معالجه به موقع با زندگی و جان خود بازی می کنیم. بنابراین تست های روانشناسی کمک می کنند تا بهترین راهکارها را در زمان های مناسب دریافت و مسیر درستی را در زندگی طی نماییم.</description>
                <category>مهدی</category>
                <author>مهدی</author>
                <pubDate>Sat, 25 Jan 2020 18:58:02 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>