<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های kohandel</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@kohandel</link>
        <description>deeer.ir</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 09:50:40</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/67391/avatar/kD04Zy.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>kohandel</title>
            <link>https://virgool.io/@kohandel</link>
        </image>

                    <item>
                <title>درباره ی داستان کوتاه لاتاری</title>
                <link>https://virgool.io/@kohandel/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%84%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-wvtyzzlry3ns</link>
                <description>*آیا ما با قوانین حاکم برجامعه موافقیم یا برای تغییر این قوانین منسوخ و قدیمی تلاش میکنیم؟*داستان در میدان روستایی کوچک اتفاق میافتد مردم در انتظار اتفاقی هستند که بنظر برای آن هیجان زده هم هستند اما تا انتهای داستان و ضربه ی نهایی آن مشخص نمیشود که این اتفاق یک حادثه ی تلخ و غیر منتظره است،البته شخصیت های داستان هم کمکی به این موضوع نمی کنند به جز پسر جوانی که از قرار معلوم پدرش را قبلا در این مراسم از دست داده است، نویسنده به خوبی خواننده را برای رسیدن به انتهای داستان جذب وغافلگیر میکند.نویسنده در داستان توجه خاصی به زنان دارد، زنانی که در جامعه ای کوچک وسنتی اجازه ای برای ایفای نقش های مهم (در اینجا شرکت در قرعه کشی) ندارند مگر اینکه همسر یا فرزندی نداشته باشند. آنجا که خانم هاچین سن دیر به مراسم میرسد و به همسرش میگوید اگر ظرفا رو نشسته توی دستشویی ول میکردم می اومدم هزار تا حرف بهم نمیزدی؟ جو؟ به خوبی به این نکته اشاره می کند که زن در نازل ترین جایگاه قرار دارد. صندوق سیاه و رنگ پریده استعاره ای از افکار پوسیده و قدیمی اهالی روستاست که به آن باور دارند و با همه ی تغییراتی که در مراسم بوجود آمده صندوق همچنان به قوت خود باقیست و مردم برای تغییر آن تلاشی نمی کنند. جایی از داستان صحبت از روستاییست که میخواهد قرعه کشی را ور بیاندازد اما پیرمرد داستان این کار را احمقانه میداند، این روستا استعاره ای از جوامع مدرن امروزی بوده که در نهایت این افکار را کنار می زنند.برای من برخورد مردم قبل و بعد از مراسم عجیب بود تمام مهربانی ها و شوخی ها با خانم هاچین سن و همسرش با افتادن قرعه به نام او عوض شد، در نهایت خود او که برای این مراسم هیجان زده بود آن را غیر منصفانه خواند.پی رنگ : خانم هاچین سن سنگسار شد چون قرعه به نام او افتاد.</description>
                <category>kohandel</category>
                <author>kohandel</author>
                <pubDate>Sat, 21 Mar 2020 23:06:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دربارهٔ داستان کوتاه مسخ</title>
                <link>https://virgool.io/@kohandel/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%B3%D8%AE-bgbugcxdbaqp</link>
                <description>شاید در زمان استیصال و تنهایی آخرین سنگر و پناهگاه برای ما خانواده یمان باشد، کسانی که‌ در مهم ترین اتفاقات زندگی از کودکی همیشه در کنار ما و حامی همیشگی ما بوده اند.اما کافکا در داستان مسخ نگاهی متفاوت به روابط خانوادگی دارد،گرگور که زمانی تمام تلاش خود را برای حفظ خانواده میکرده و با کار اضافه و خستگی زیاد سعی در جلب رضایت پدر ورشکسته ی خود داشته و بدنبال تامین هزینه ی دانشکده ی موسیقی خواهرش بوده اکنون دچار بیماری روحی شده و تصور میکند تبدیل به سوسک شده است و این بیماری به مرور زمان از لحاظ جسمانی هم روی او تاثیر میگذارد.حال که انتظار میرود خانواده با مهربانی زحمات گذشته ی او را جبران کنند با گذر زمان از او بیزار میشوند،هر چند در ابتدا گرگور تصور می‌کند که خانواده و بویژه خواهرش به او اهمیت میدهند اما به مرور متوجه این فاصله و بی اهمیتی خود نزد آنها میشود و آنجا که آرزوی مرگ او را میکنند نقطه ی پایان این ارتباط سرد است.در واقع روابط در محکم ترین و نزدیک ترین حالت هم میتوانند دستخوش تغییر شوند و نویسنده با داستان کوتاه مسخ این تغییرات را به خوبی نشان داده.</description>
                <category>kohandel</category>
                <author>kohandel</author>
                <pubDate>Sun, 29 Dec 2019 04:29:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۹۸۴</title>
                <link>https://virgool.io/@kohandel/%DB%B1%DB%B9%DB%B8%DB%B4-qhcgtftjl9ni</link>
                <description>وجود فضایی آنچنان تحت فشار و نظارت حکومت شاید غیر قابل باور باشد اما دور از تصور نیست، سالهایی نه چندان دور در کشورهایی همچون شوروی کمونیست شاهد چنین سیستم هایی بوده ایم و البته همچنان هم حکومت های دیکتاتوری سعی در ساختن چنین شرایطی برای کنترل هر چه بیشتر مردم دارند، اما شاید بدین شکل که در کتاب ۱۹۸۴ در مورد حکومت های تمامیت خواه میخوانیم موفق نبوده اند یکی از مهم ترین عوامل در تن ندادن انسان ها به زور و ظلم حکومت ها آگاهیست،زمانی که انسان ها به این مهم دست یابند حکومت ها توان مقابله با ان ها را نخواهند داشت. در واقع مردم با آگاهی به آزادی دست میابند و به حقوق خود پی می برند،همانطور که در کتاب قید شده حزب با رها کردن طبقه ی فرودست در فقر و نادانی سعی در کنترل آنها دارد.با درک شرایط حاکم بر اقیانوسیه شما کشورهای دیکتاتوری حال حاضر را متصور میشوید، کودکان طوری تربیت میشوند که برایشان حزب نسبت به خانواده در اولویت قرار دارد و یا دیدن کوچکترین تغییری در چهره ی انسان ها و رفتارشان به دستگیری ختم شده و مورد بازجویی قرار میگیرند،که بی شباهت به شرایط کره ی شمالی  نیست کشوری که در آن همسایه ها حتی اگر از تغییر رفتار یا فرار همسایه ی خود به کشورهای دیگر اطلاعی نداشته باشند دستگیر و بازجویی میشوند یا تصاویر بزرگ ناظر کبیر که در گوشه گوشه ی شهر برافراشته است بی شباهت به تصاویر استالین در شوروی سابق نیست. این کتاب برای علاقمندان به آشنایی با نظام های توتالیتر و سیاست های این حکومت ها پیشنهاد میشود.</description>
                <category>kohandel</category>
                <author>kohandel</author>
                <pubDate>Fri, 25 Oct 2019 04:08:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لین یونگ چنگ و زنان</title>
                <link>https://virgool.io/@kohandel/%D9%84%DB%8C%D9%86-%DB%8C%D9%88%D9%86%DA%AF-%DA%86%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-ahg5mtykn6cs</link>
                <description>لین یونگ چنگ عکاس اهل تایوان است که از طریق رویکرد عکاسی منحصر به فرد خود به بررسی مسائل اخلاقی و تعریف زنان در جامعه امروزی پرداخته است.لین یونگ چنگ معتقد است رسانه ها تاثیر بسیار زیادی در تغییراتی که زنان در اندام و چهره ی خود انجام می دهند دارند، آنها دست به جراحی های گوناگون زده وهمواره در حال کم کردن وزن خود هستند و شاید نهایتا دارای پوستی صاف و زیبا و اندامی لاغر باشند، اما این تغییرات برای آنها توام با درد بسیار بوده وآن را به شکنجه تشبیه کرده.دنیای عکس ها او دنیایی زنانه،عجیب و پر از درد است شاید در ابتدا حتی نگاه کردن به تصاویر برای شما سخت،تهوع آور و ناراحت کننده باشد اما ترکیب بندی و نحوه ی اجرا بسیار جالب و خلاقانه است.در بعضی از عکس ها مستقیما به دردی که زنان متحمل میشوند اشاره کرده اما در بعضی دیگر به شکلی استعاره گونه این درد را به تصویر کشیده،جاهایی که نخ های قرمز از پوست عبور کرده است شاید اشاره ای به نخ های جراحی دارد.در این مجموعه با نشان دادن مستقیم اندام عریان زنان و نشانه هایی از خشونت بر بدن آنها بیننده را به درک هر چه بیشتر دردی که زنان امروزی برای به روز بودن متحمل میشوند دعوت میکند. </description>
                <category>kohandel</category>
                <author>kohandel</author>
                <pubDate>Wed, 04 Sep 2019 01:13:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره ی آنکا  ژوراولوا</title>
                <link>https://virgool.io/@kohandel/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D8%A2%D9%86%DA%A9%D8%A7-%DA%98%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%88%D9%84%D9%88%D8%A7-nd30bkuk8fhy</link>
                <description>امروز از آنکا ژوراولوا می نویسم عکاسی که مدت هاست توجه من رو به عکس هاش جلب کرده و من روزانه چندین بار به آ ثارش نگاه میکنم ، امیدوارم به زودی عکس هایی شبیه به عکس های اون رو خلق بکنم . آنکا ژوراولوا متولد 1980 هست از همون کودکی علاقه ی زیادی به هنر به ویژه نقاشی داشته و خودش رو با ابزارهای نقاشی مادرش سرگرم میکرده،در نوجوانی در فاصله کمی مادر و پدرش رو از دست میده بعد از اون برای کسب درآمد مدتی وارد دنیای مد میشه و به عنوان مدل عکسهاش در مجله پلی بوی چاپ میشه اما این شغل مورد علاقه ی اون نبود بعد از آشنایی با همسرش دوباره وارد دنیای هنر و نقاشی میشه  وچندین تابلوی نقاشی رو میکشه   تمام این نقاشی‌ها به گونه‌ای متفاوت هستند که انگار توسط افراد مختلف خلق شدند.از سال 2006 به عکاسی علاقمند میشه و پا به دنیای عکاسی میذارهدو سال پیش با مجموعه ای از آنکا ژوراولوا  که در فضای مجازی پخش شد آشنا شدم نکته مهمی که کارهای اون رومتمایز میکنه دنیای خیالی و سورئال و استفاده از رنگ های متنوع  ، سادگی  و از نظر من خلوت بودن فضای عکس هست که در مقایسه با عکس های سوررئال دیگه جذابیت خاصی داره،هر فریم داستان ساده و زیبایی داره انگار گوشه ای از یک کتاب رو به تصویر کشیده.فضای عکس ها،چهره ی سوژه ها، ادیت فوق العاده رنگ و نور در کنار هم تصویری زیبا رو به وجود آورده که هر بیننده ای رو مجذوب خودش میکنه.ارتباط بین رنگ های لباس های سوژه ها و المان های موجود در عکس به هر چه زیباتر شدن عکس ها کمک زیادی کرده نکاتی که در عکس های او به وفور دیده میشه، استفاده از لباس ها و همچنین المان های  کلاسیک  هست که باعث فاصله گرفتن از فضای مدرن امروزی در عکس ها شده.نکته ای که از برش های ورکشاپ هاش در کشورهای مختلف دستگیرم شد دعوت از کارآموزها برای استفاده از ساده ترین ابزارهای در دسترس برای تمرین بود.http://deeer.ir/photography/about-anka-zhuravleva/</description>
                <category>kohandel</category>
                <author>kohandel</author>
                <pubDate>Mon, 26 Aug 2019 00:16:12 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>