<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های شقایق کوهی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@koohishaqayeq</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 18:31:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3899883/avatar/6QPb0E.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>شقایق کوهی</title>
            <link>https://virgool.io/@koohishaqayeq</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ماراتن لندن ۲۰۲۵؛ عبور از خط پایان با امیدهای بی‌پایان</title>
                <link>https://virgool.io/@koohishaqayeq/%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%86-%D9%84%D9%86%D8%AF%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%B7-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-om9vbdoicxnm</link>
                <description>وقتی یک شهر با هزاران قدم می‌تپد...۱۹۸۱ بود. «کریس براشر» و «جان دیزلی» بعد از شرکت در ماراتن نیویورک، با یک رویا به لندن برگشتند:جایی که آدم‌ها، نه برای رکورد و مقام، بلکه برای شادی، امید و انسانیت کنار هم بدونداین‌ شد که ماراتن لندن به دنیا آمد..و دیروز، بعد از بیش از چهل سال، قصه‌های کوچک و بزرگ ماراتن، هم‌قدم با هم، از کنار رودخانه تایمز جاری شدند.ماراتن لندن ۲۰۲۵ رکوردشکنی کرد:۵۶٬۰۰۰ نفر از خط پایان عبور کردند؛اما واقعیت این است که خیلی‌ها، فقط یک مسابقه را تمام نکردند،بلکه از دل بزرگ‌ترین نبردهای زندگی‌شان عبور کردند.جان تری، قهرمان فوتبال، با سینه‌ای مجروح اما روحی تسخیرناپذیر دوید، نه برای مدال، بلکه برای کودکانی که در اتاق‌های بیمارستان، با هر ضربه‌ی قدمش، به آینده‌ای روشن‌تر امیدوار می‌شدند.جس واکلین، با لباسی شبیه به مغز بزرگ، برای مادرش که با تومور مغزی می‌جنگد دوید.دو پدر، دل‌شکسته اما مقاوم، به یاد دخترانشان دویدند؛ برای عشق، برای حافظه‌ای که فراموش نمی‌کند.و جکی اسکالی، که یک دهه پیش از سرطان نجات یافت، اتوبوس انسانیِ امید را در خیابان‌های لندن هدایت کرد.ماراتن فقط رقابت نیست.ماراتن داستان کسانی است که وقتی زندگی سخت می‌شود، به جای ایستادن، شروع به دویدن می‌کنند.شاید زندگی هم چیزی شبیه به یک ماراتن باشد:نه مسابقه‌ای برای سریع‌تر بودن،که سفری برای قوی‌تر شدن، تاب‌آوردن، و رسیدن به نسخه‌ای از خودمان که همیشه باور داشتیم ممکن است بشویم.تو امسال قرار است از کدام خط پایان عبور کنی؟</description>
                <category>شقایق کوهی</category>
                <author>شقایق کوهی</author>
                <pubDate>Mon, 28 Apr 2025 22:27:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطوری تو مسیر پیدا کردن کار مورد علاقمون، امیدمون رو زنده نگه‌داریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@koohishaqayeq/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D9%88-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%B1%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%DA%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-qfh5clqedwet</link>
                <description>پنجمین روزی بود که چشم انتظاره یه شماره ناشناس بودم که روی صفحه ی گوشیم بیوفته، گلومو صاف کنم و با قدرت جواب بدم: بفرمایید؟نمی‌دونم چرا تو همچین موقعیت‌هایی آدم‌های بیشتری بیخودی تماس میگیرن! دیری رین رین... دیری رین ری.... رین: بفرمایید (با لحن بیزنسی تبلیغات شبکه ۱)سلام وقتتون بخیر، خسروی هستم (تا اینجاش امیدوار کننده‌ست) از شرکت تصفیه آب تماس میگیرم، شما فیلتر دستگاهتون رو ۷ماهه تعویض نکردید!!دقیقا همینجا تمام دریاهای امیدم به سراب‌های وسط کویر تبدیل میشن! شاید یکی از سریع ترین ناامیدی‌های تاریخ همین حد فاصل بین: شنیدن اولین زنگ و قطع کردن تلفن نامرتبط باشه.البته تماس‌های تلفنی شبه مزاحم، تنها ابزار شکنجه در این مواقع نیستن! نوتیف‌های ایمیل میگن «یه پیام جدید اومده!» هجوم میبریم میبینیم اسپمه «تبریک! درآمد 10 میلیون در ساعت!» لینکدین میگه «دونفر پروفایلتو دیدن» میرم خوشحال ببینیم کیه، میبینیم یکی دیگه از بیکاری امده یه سرکی اینور بازار بکشه. وقتی تو همچین شرایط اذیت کننده‌ای قرار میگیرم بیشتر از هر وقتی به فکر فرو میرم و حس میکنم ما آدما به اصطلاح داریم قدرتمندتر میشیم ولی در واقع هر روز نقطه ضعف‌های بیشتری به دنیای اطرافمون میدیم مثلا یکم قبلتر چه وسایلی می‌تونست آدم های منتظر رو شکنجه کنه؟ احتمالا فقط یدونه تلفن ثابت! ولی همون‌جوری که گفتم الان راه‌های خیلی زیادی وجود داره!آخرین باری که شما منتظر یک خبر مهم بودید کی بوده؟یادتونه چند دقیقه یکبار چک می‌کردید که خبری رسیده یا نه؟ یا اصن برعکس، یادتونه نهایت زمانی که تونستید گوشیتونو چک نکنید چقدر بوده؟ (آخه من بعضی وقتا تو همچین موقعیت‌هایی تصمیم میگیرم به گوشی بی‌محلی کنم و با اینکه کل حواسم پیششه نمیرم سراغش! کس دیگه ای جز من همچین درگیری داره اصن؟!))چندتا راهی که من به لطف تجربه‌ی زیسته‌ام از این دوران بدست آوردم تا قابل تحمل‌تر بشه رو می‌خوام به اشتراک بزارم ، شمام اگر راهی دارید بنویسید بلکه بتونیم این نبرد ظالمانه رو یکم منصفانه کنیم!۱. توی اسکیل بزرگ به شرایطتون نگاه کنید:مثلا شما چندماه نمی‌خواد برید سرکار، کل حقوق این چندماهتون چقدر میشه؟دقیقا توی همون دوران آدمایی هستن که یه شبه چند میلیارد ضرر متحمل میشن، پس ایتس اکی.۲. خودتون رو مشغول نگه دارید: توی فیلد تخصصیتون هر روز برای به روز شدن تلاش کنید، دوره های آنلاین رایگانی هستند که میتونید اون هارو ثبت نام کنید یا کمک مالی دریافت کنید مثل کورسرا.این کار هم به تقویت رزومتون کمک می‌کنه هم حالتون رو خوب می‌کنه چون حس کارآمد بودن و مفید بودن  بهتون میده.۳. با کسی در مورد بیکاریتون صحبت نکنید:چون مدام می‌خوان ازتون بپرسن:‌چخبر؟! مشغول شدی ایشاله؟!  این خودش یه فشاره که واقعا تو اون دوران نیازی بهش نداری.۴. بپذیرید که این هم یک دوره از زندگیتونه و مثل تمام دوره ها در حاله عبوره، بپزیرید که سخته و باهاش نجنگید چون همون‌طور که گفتیم اون زورش بیشتره.۵. امیدوار باشید:هر روزی که شما رزومه می‌فرستید به خودتون شانس میدید و هرروزی که نمیفرستید به رقباتون، پس کیپ گویینگ.اگر شمام تجربه مشابه دارید به اشتراک بزارید، دوست دارم بشنوم و ازش یاد بگیرم.</description>
                <category>شقایق کوهی</category>
                <author>شقایق کوهی</author>
                <pubDate>Fri, 18 Apr 2025 14:44:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نویسندگی روی صفحه شطرنج</title>
                <link>https://virgool.io/@koohishaqayeq/%D8%AA%D8%B4%D8%A8%DB%8C%D9%87-6-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%D8%B7%D8%B1%D9%86%D8%AC-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-wxty36xx4lqf</link>
                <description>توی یه شب سرد زمستونی، وسط برف و بوران، نورهای لرزون شمع‌ها از پنجره‌های باریک و بلند قصر وایت بیرون زده بود. اون دورو ور جز صدای هوهوی پرنده‌های شبگرد که با زوزه‌ی باد مخلوط می‌شد و خش خش برگ درختا صدای دیگه‌ای نمیومد، توی قصر، پادشاهی روی تخت چوبی طلاکوب خودش نشسته بود، انعکاس نور شمع‌ها درخشش تاج پر زرق و برقش رو چند برابر کرده بود. نگاهش به دور دست خیره بود و انگشتاش با حرکت‌های آهسته، سبیل پیچ‌ خورد‌ه‌اش رو نوازش می‌کرد که یکدفعه متوجه صداهای غیر عادی از سمت دروازه‌ی اصلی قصر شد. هنوز پادشاه به خودش نیومده بود که در اتاق با صدای بلندی باز شد و وزیر، با صورت گل‌انداخته و نفس نفس‌زنان وارد شد. روی لباساش پر برف بود و چشماش از اضطراب گشاد شده بود. با صدای بلند و هراسان گفت: «قربان! پشت دیوار شمالی، لشکری از دشمنان صف کشیده‌اند. چه فرمانی می‌دهید»؟!همین حین در یک چشم بهم زدن تمام سربازهای پیاده پشت دیوار صف کشیدن، یکم عقب‌تر اسب‌های زره پوش و فیل‌های تنومند قرار گرفتن و تیرکمان‌های از برج‌های مراقبت دو طرف دیوار آماده پرواز شدند و..... به این ترتیب صفحه‌ی شطرنج ما چیده شد.تمام مهره‌های شطرنج برای حفاظت از پادشاه تلاش می‌کنند، هر مهره‌ای نقش و جایگاه خودش رو داره و عدم وجودش خیلی میتونه زیان‌آور باشه ولی فقط یک مهره است که اگر در جای درستی از صفحه قرار نگیره باعث شکست در بازی میشه: پادشاه.بنظرتون نقش کدوم مهره توی این نبرد از بقیه مهم‌تره؟ پادشاه با تمام قدرتش میتونه به تنهایی وارد صفحه بشه؟ اگر بخوایم به هرکدوم از مهره‌های شطرنج یک وظیفه توی محتوا نویسی بدیم هر کدوم چه جایگاهی میتونن بگیرن؟از پادشاه شروع کنیم؛بنظر من پادشاه ایده اصلی، چارچوب و استراتژی یک متنه. اگر استراتژی شما قوی و سازمان‌یافته باشه، کنترل بازی دستتونه. توی تولید محتوا، تعیین استراتژی شامل مواردی مثل: تعین اهداف، شناخت مخاطبان و برنامه‌ریزی و اینجور چیزاعه. بدون برنامه، هر حرکت یک قدم به سمت شکست محسوب میشه.بریم سراغ وزیر؛مهره‌ی وزیر در شطرنج نقشی کلیدی و قدرتمندی داره؛ توانایی حرکت در همه‌ی جهت‌ها رو داره و معمولاً مهره‌ایه که بازی رو متحول می‌کنه. حالا اگر ما بخوایم این مهره رو به یکی از ارکان محتوا نویسی تشبیه کنیم، می‌تونیم اونو به خلاقیت و نوآوری نسبت بدیم.چرا؟ چون وزیر دقیقاً مثل خلاقیت، گسترده‌ترین آزادی عمل رو داره. همونطور که وزیر می‌تونه توی همه‌ی جهت‌ها حرکت کنه، خلاقیت هم محدودیتی نداره، از سبک نوشتن گرفته تا نحوه‌ی ارائه‌ی محتوا. خلاقیت به شما این آزادی رو می‌ده که محتوا رو در هر جهتی هدایت کنید، از نوشتن یک تیتر جذاب گرفته تا ارائه‌ی محتوایی تعاملی یا حتی ترکیب داستان‌گویی با تصاویر نوآورانه.رخ؛رخ تیریه که صاف و مستقیم پیام رو به هدف میسرسونه، بله منظورم اینکه رخ میتونه کانال‌های توزیع محتوا باشه که پیام‌های شما رو مستقیماً به دست مخاطب می‌رسونه. ایمیل‌ها، پست‌های شبکه اجتماعی و وب‌سایت‌ها رخ‌های این بازی‌اند پس تا می‌تونید توشون مشعل روشن کنید و نورانیشون کنید.اسب؛اسب‌ها غیرمنتظره ترین حرکت رو توی شطرنج دارن به همین خاطر میتونن شبیه انتخاب‌ها و فعالیت‌های غافلگیرانه برای جلب توجه مخاطب‌ها باشن مثل یک چالش تعاملی یا یک کمپین هیجان‌انگیز! شما تا حالا روش‌های غیر منتظره‌ای برای جلب مخاطب پیاده کردید؟فیل؛فیل‌ها با حرکات‌ مورب و عمقی خودشون، برای من تداعی کننده‌ی تخصص و اقتدار محتوا هستند که میتونن تأثیر عمیقی بر مخاطب بزارن.و نوبت میرسه به سرباز؛سرباز‌ها شاید کوچک بنظر برسند اما اگر دقت کنیم میبینیم که این جزئیات کوچک مثل انتخاب رنگ و فونت مناسب، عنوان‌های جذاب و علائم نگارشی برای قهرمانی ضروری هستند.و حالا، درست مثل محتوایی که با هر کلمه و جمله به مقصد خودش نزدیک‌تر می‌شه، قصر هم با هر حرکت سربازان و هر تصمیم پادشاه قدمی به سوی آینده و سرنوشت برمی‌داره. همونطور که توی محتوا نویسی، جزئیات کوچک و استراتژی‌های بزرگ کنار همدیگه معنا پیدا می‌کنن، توی این نبرد هم هر قدم، هر تصمیم و هر حرکت مهره‌ها جزیی از داستان پیروزی یا شکسته. قصر، در برابر لشکری از چالش‌ها تنها با استراتژی، تفکر و خلاقیت می‌تونه از خودش دفاع کنه.اما قصه هنوز تموم نشده، تازه شما باید تصمیم بگیرید که چطوری مهره‌ها را حرکت بدید که پیروز این رقابت پر همهمه باشید، سعی کنید سبک خوتون رو انقدر قدرتمند بسازید که ذهن مخاطب رو تسخیر کنه و بتونه تاثیرگذار باشه.</description>
                <category>شقایق کوهی</category>
                <author>شقایق کوهی</author>
                <pubDate>Tue, 08 Apr 2025 17:10:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با این ۳ مرحله مثل جت محتواتو بنویس 🚀</title>
                <link>https://virgool.io/@koohishaqayeq/%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86-3-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D8%AC%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%D8%AA%D9%88-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-htiluxqosxyl</link>
                <description>freepic.comهمیشه لازم نیست ساعت‌ها خودتون رو درگیر کنید تا به یه محتوای جذاب برسید، ولی چطوری میشه این کارو سریع‌تر و مؤثرتر انجام داد؟گاهی وقتا تلاش بی‌قفه بهترین نتایج رو نمیده؛ گاهی یک برنامه‌ریزی هوشمندانه می‌تونه شما رو به نتایجی برسونه که انتظارشو ندارید.مراحل زیر در عین سادگی فوق‌العاده کاربردی‌اند. فقط کافیه کارهاتونو به این مراحل تقسیم کنید، با تمرکز روی هر مرحله بهترین نتیجه رو بگیرید و وارد مرحله‌ی بعد بشید تا توی مدت کوتاهی متن نهاییتون آماده بشه.1. سه گانه‌ی زیرسازیتوی این مرحله باید 3تا کار انجام بدید که پایه و اساس محتوای شمارو تشکیل میده. تمام چیزی که بعدا قرار بنویسید به انتخاب الانتون بستگی داره پس دقت کافی به خرج بدید ولی دچار وسواس نشید که خودش عامل بزرگی برای گمراهیه!1. انتخاب موضوع: خب اولین کاری که باید بکنید انتخاب موضوعه. بهترین موضوعات، موضوعاتی هستند که هم بهشون علاقه دارید و هم اطلاعات کافی در موردشون دارید پس به جای انتخاب موضوعات پیچیده که باید زمان زیادی بزارید تا در موردشون اطلاعات کسب کنید موضوعاتی در حیطه تخصص خودتون پیدا کنید.2. تحقیق سریع: با استفاده از ابزارهای مختلفی میتونید در مورد موضوع انتخابیتون تحقیق کنید ولی حتما برای این‌کار محدودیت زمانی تعیین کنید تا در اعماق سایت‌ها و شبکه‌های مختلف غرق نشید، زمانی که در نظر می‌گیرید باتوجه به میزان دانش و اطلاعاتی که از موضوع دارید می‌تونه متفاوت باشه.3. چارچوب سازی: قبل از شروع نوشتن، یک طرح کلی داشته باشد که بدونید چجوری می‌خواید شروع کنید، ادامه بدید و در انتها قراره چی بگید و نتیجه گیری کنید، این کار خیلی به سرعت نوشتنتون کمک میکنه.2. شروعپیشروی کنید، فعلا پشت سرو نگاه نکنیدقبل از شروع کورنومتر رو روشن کنید و فقط بنویسید، فقط تمرکز کنید و بنویسید، توی این مرحله از خوتون انتقاد نکنید و دنبال اصلاح کردن جزئیات نباشید. هدف اینکه متن اولیه را سریع بنویسید، جزئیات را در مراحل بعدی ویرایش می‌کنید.به دوتا دلیل اینجا باید کورنومتر روشن کنید:اول اینکه تمرکزتون رو بالا میبره، اگر فکر می‌کنید روشن کردن کورنومتر بهتون استرس میده اشتباه می‌کنید چون این کار صرفا برای مشخص کردن محدوده زمانی هستش نه برای ایجاد رقابت. مشخص کردن محدوده زمانی از پرت شدن حواس و از دست رفتن زمانتون جلوگیری می‌کنه.دلیل دوم اینه که شما شناخت خیلی خوبی از خودتون پیدا می‌کنید. متوجه می‌شید که اگر تمرکز و دقت کافی به خرج بدید نوشتن نسخه اولیه هر متن چقدر براتون زمان می‌بره. این آگاهی بهتون کمک می‌کنه که کم‌کم به یک روتین منظم و کارآمد برای نوشتن برسید.3. ویرایشو آرین مرحله ویرایشه که یکی از مهمترین مراحل تولید محتوای با کیفیته. باید این فرصت رو به متنتون بدید که توی بهترین لباس خودش ظاهر بشه.شاید لازم باشه یک دکمه کم و زیاد بشه یا اندازه‌ی آستین چند سانتی‌متر کوتاه بشه، خلاصه با نهایت دقت و ظرافت تغییرات لازم رو انجام بدین تا خروجی نهایی چشم هر بیننده‌ای رو خیره کنه.پیشنهاد میکنم هنگام ویرایش کردن، متن رو با صدای بلند برای خوتون بخونید و فراموش نکنید که تیترها و جملات ابتدایی بیشترین اهمیت را دارند.در نهایت، سرعت در نوشتن محتوا به معنای کیفیت پایین نیست؛ بلکه هنر اینه که زمان و تمرکزتون رو درست مدیریت کنید. با همین سه مرحله‌ای که گفتیم، هم می‌تونید متن‌های حرفه‌ای و جذاب بنویسید و هم کلی تو مهارت‌های نویسندگی پیشرفت کنید و قوی‌تر بشید.کم‌کم راه و روش خودتون رو پیدا می‌کنید و می‌بینید که کارهاتون چقدر سریع‌تر و بهتر پیش میره.&quot;هر محتوا یک فرصت برای اثرگذاریه؛ هوشمندانه از زمانتون استفاده کنید&quot;</description>
                <category>شقایق کوهی</category>
                <author>شقایق کوهی</author>
                <pubDate>Sat, 05 Apr 2025 13:57:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازخورد؛ آینه‌ای که باید خودتو توش ببینی</title>
                <link>https://virgool.io/@koohishaqayeq/%D8%A2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA%D9%88%D9%86%D9%88-%D8%AA%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%AF-zcegtqxtq1qr</link>
                <description>Pinterestشما تا حالا استخدام شدین یا استخدام کردین؟(اگر تو این جایگاه‌ها هم تاحالا نبودین بازم این متن به دردتون میخوره پس خوندنش رو از دست ندین)استخدام شدن و استخدام کردن هردو فرایندهای بسیار پیچیده و زمانبری هستند.بنظر من استخدام کردن مثل انتخاب غذا از منوی یه رستوران پر زرق و برقه! یه عالمه غذا با عکسا و توضیحات جذاب که باید نوستراداموس باشی تا تشخیص بدی کدوم توضیح حقیقت داره و کدوم توضیح قراره حسابی ناامیدت کنه.مشکل اصلیم اینکه قضیه فقط به انتخاب اون لحظه ختم نمیشه، اگر انتخاب درستی نکنی ممکن تا یه مدت بدجوری تاوان پس بدی!یه خاطره می‌خوام براتون تعریف کنم از یه کارفرمایی که چند وقت پیش شنیدم و خیلی به فکر فرو بردتم. تعریف میکرد، یه بار زمانی که دنبال یه فردی برای استخدام میگشتم به یه رزومه‌ی خیلی قوی برخوردم (مثلا آقای زرین) و سریع دعوتش کردم برای مصاحبه، دل تو دلم نبود که قبل از روز موعود با شرکت دیگه‌ای قرارداد نبنده. خلاصه آقای زرین که برای مصاحبه اومد دیدم از رزومه‌اش هم توانمندتره و بدون معطلی استخدامش کردم. بلافاصله‌ام یه پروژه بهش دادم و با خیال راحت منتظر شدم تا نتیجه رو گزارش بده. تقریبا ۱ ماه بعد گزارش پروژه رو برام ایمیل کرد، چشمم که به گزارش افتاد حس آدمی رو داشتم که شیشلیک سفارش داده ولی براش سوپ آوردن! اصلا چنگی به دل نمیزد، ولی چیزی نگفتم چون حوصله‌ی توضیح، ناراحتی و جدل نداشتم و در عین حال هنوز معتقد بودم نیروی ارزشمندیه و با یک پروژه نمیشه نتیجه گیری کرد. پس با وجود کمبود وقت، خودم اصلاحات لازم را انجام دادم و کار رو تکمیل کردم.متاسفانه بعد از باز کردن گزارش پروژه‌های بعدی هم نگاهم روی صفحه‌ی کامپیوتر مات و ناامید، خیره موند. تا اینکه حدود ۵ ماه بعد یکروز که خیلی‌ام خسته و عصبانی بودم دعوتش کردم تا در مورد کارش باهم صحبت کنیم ولی خیلی دیر شده بود چون از قرار معلوم تو این مدت، نسبت ناامیدی من و اعتمادبنفس آقای زرین ارتباط مستقیم داشتن و هر دو باهم خیلی اوج گرفته بودن، در نتیجه قابل پیشبینی بود که جلسه خوب پیش نرفت و در آخر مجبور شدم اخراجش کنم.آقای زرین موقع رفتن برگشت بهم گفت: رئیس اگر خوب نبودم چرا از اول نگفتی؟ چرا این همه مدت منو علاف کردی؟ چرا فرصت ندادی خودمو بهتر کنم؟...شما بودید چه جوابی می‌دادید؟ من به شخصه به آقای زرین حق میدم، فارغ از اینکه واقعا چقدر توانمند بود حق داشت که نظر واقعی کارفرمای خودش رو بدونه، شاید میتونست تبدیل به همون آدمی بشه که ازش انتظار میرفت و مطابق با چیزی که ازش میخواستن تلاش میکرد.نه تنها آقای زرین بلکه همه‌ی آدم‌ها یه سری ویژگی دارن که همیشه نیازمند بازخوردن،یکی از این ویژگی ها اینکه ما آدما نقطه کور داریم!برای هممون پیش اومده که وقتی میریم آرایشگاه بعد تموم شدن کار، آرایشگر یه آینه از پشت سرمون میگیره تا جاهایی که دید نداریم رو ببینیم. دقیقا توی زندگیم به چنین آینه‌ای نیاز داریم تا بتونیم توی مسیر درست رشد کنیم.یکی دیگه از ویژگی‌ها اینکه هممون نسبت به خومون تعصب داریم، به طور کلی ما تمام موفقیت‌هارو حاصل تلاش خودمون و شکست‌ها رو از چشم بقیه میبینیم.به همین دلیل پذیرش داشتن نسبت به بازخوردهای منطقی مثل شارژتوربو، سرعت پیشرفتمون رو چندبرابر میکنه.پس چرا خیلی از افراد چه در سازمان‌ها و چه در زندگی روزمره از بازخورد دادن پرهیز میکنند؟ریشه این دلایل میتونه در فرد بازخورد دهنده یا فرد گیرنده باشه که در موقیت‌های مختلف متفاوته.عواملی مثل رودربایستی، بی‌تفاوتی، حسادت، دلسوزی بی‌جا یا همان دوستی خاله‌خرسه، می‌توانند نقش داشته باشند. علاوه بر این‌ها، یکی از دلایل مهم اینکه تحمل شنیدن بازخورد رو نداریم و دلخوری پیش میاد درنتیجه ترجیح میدیم بی‌تفاوت از کنار هم عبور کنیم.حالا برای بسته شدن این بحث یه سوال ازتون دارم که برگردیم به جایی که ازش شروع کردیم:تاحالا شده بعد سفارش دادن و آوردن غذاتون فقط نگاش کنید؟حواستون باشه که استخدام شدن یا استخدام کردن هم مثل آوردن غذا روی میز، تازه اول راهه، پس قاشق چنگال آهنیتون رو بردارید و آماده شید.راستی، یه سوال دیگه ام دارم که دوست دارم نظراتونو برام بنویسید و یکم باهم تبادل نظر کنیم؛بنظرتون آینه‌ی قبل اصلاح مهمتره یا بعد اصلاح؟</description>
                <category>شقایق کوهی</category>
                <author>شقایق کوهی</author>
                <pubDate>Mon, 17 Mar 2025 16:37:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رقابت: بزرگترین متحد یا بی‌رحم‌ترین دشمن؟</title>
                <link>https://virgool.io/@koohishaqayeq/%D8%B1%D9%82%D8%A7%D8%A8%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86-ltexik2e5q7p</link>
                <description> رقابت همه جا هست و همه‌مون یه زمانی فشارش رو حس کردیم. اما آیا واقعاً به ما کمک می‌کنه یا بدون اینکه بفهمیم جلوی پیشرفتمون رو می‌گیره؟ به نظرتون رقابت خوبه یا بد؟ بنظرتون رقابت‌های محلی چرا انقدر داغ و مهم هستند؟راستش، رقابت باعث می‌شه بهترین نسخه خودمون رو فعال کنیم و یه نیروی محرک برای رشد و پیشرفتمون باشه. ولی یه شرط داره: نباید به خاطر رقبا، رویکردها و استراتژی‌های خودمون رو تغییر بدیم. اگه این کار رو کنیم، دیگه رقابت نمی‌کنیم؛ از گود رقابت خارج میشیم و در واقع انتخاب می‌کنیم که رقیبمون الگوی ما بشه، بدون اینکه از جزئیات پشت پرده‌اش خبر داشته باشیم. درست مثل بچه‌هایی که ستاره‌های سینما رو الگوی خودشون می‌کنن، بدون اینکه بدونن واقعیت زندگی اونا چیه.وقتی کورکورانه از رقبا تقلید می‌کنیم، در واقع داریم توی سایه اونا حرکت می‌کنیم، یعنی پشت سرشون. درست  زمانی که ما  نگران پیشرفت‌ رقبا و مشغول دویدن پشت سرشون هستیم، اونا روی اهداف خودشون تمرکز می‌کنن و جلو می‌رن.شاید در نگاه اول فکر کنیم ثابت موندن و تقلید نکردن کار ساده‌ایه، ولی  نوبت عمل که می‌رسه، می‌فهمیم که چقدر می‌تونه سخت باشه. احساسات منفی ممکنه به سراغمون بیان و وسوسه بشیم که ادای بقیه رو دربیاریم. دقیقاً تو همین لحظه‌ است که باید خونسرد باشیم و روی اهداف خودمون تمرکز کنیم.رقابت یه شمشیر دو لبه‌ است. هم می‌تونه کمکمون کنه و هم می‌تونه زمینمون بزنه. برای همین، باید با برنامه وارد رقابت بشیم و رقبا رو هوشمندانه انتخاب کنیم. رقابت با کسی که پایین‌تر از سطح ماست، فایده‌ای نداره؛ مثل نوشیدن آب وقتی تشنه نیستیم. از طرفی، رقابت با کسی که خیلی از ما جلوتره، بازم مثل آبه ولی ایندفعه سرابه که فقط سردرگممون می‌کنه. پس باید حواسمون به انتخاب رقبا و نحوه رقابتمون باشه.حالا برسیم به سوال آخر، تا حالا فکر کردین چرا رقابت‌های داخلی و محلی انقدر جذاب‌اند؟، مثلاً مسابقه‌ی بین دو تا تیم فوتبال یه شهر چرا انقدر هیجان‌انگیزه؟؟ دلیلش برمی‌گرده به زمانی که محدوده جغرافیایی همه‌چیز رو تعیین می‌کرد. خبری از تورنمنت‌های جهانی یا شبکه‌های اجتماعی برای اطلاع‌رسانی نبود. طبیعتا در چنین شرایطی افراد با محیط نزدیک خودشون وارد رقابت میشدند.اما در دنیای امروز، ادامه این رویکرد منطقیه؟ شاید بهتر باشه بعضی وقت ها با زیرکی جای رقابت رو با اتحاد عوض کنیم و با تشکیل تیم قدرتمند تر برای رقبای بزرگ تر آماده بشیم.</description>
                <category>شقایق کوهی</category>
                <author>شقایق کوهی</author>
                <pubDate>Sat, 15 Mar 2025 16:19:11 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>