<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهشید خلیلی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@lawyer.mkhalili</link>
        <description>وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 23:44:32</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2641172/avatar/zxuM2b.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهشید خلیلی</title>
            <link>https://virgool.io/@lawyer.mkhalili</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اذن پدر برای ازدواج دختر</title>
                <link>https://virgool.io/@lawyer.mkhalili/%D8%A7%D8%B0%D9%86-%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-e3f3fognemde</link>
                <description>یکی از قوانین بحث برانگیز ما، نیازمند بودن دختر به اذن پدر برای ازدواج است. یعنی یک دختر با هر سن و سال و تحصیلاتی، بدون اذن پدر خود نمی تواند ازدواج کند. در توجیه این قانون برخی گفته اند که دختران به خاطر حضور کمتر در جامعه و احساسی تر بودن، ممکن است تصمیم اشتباه بگیرند.چنین توجیهی امروزه قابل پذیرش نیست. چرا که دختران دوشادوش پسران در جامعه تحصیل و کار می کنند.در این مطلب قصد دارم از مطالب پیرامون این قانون صحبت کنم.با من، مهشید خلیلی، همراه باشید.چرا اذن پدر برای ازدواج دختر لازم است؟حقوقدانان در پاسخ به این سوال دلایل مختلفی را برشمرده اند.مثل اینکه در اجتماع ما تجربه و اطلاعات دختران اغلب کمتر از پسران است. به طور طبیعی نیز احساسات دختران رقیق تر از پسران است. بنابراین ممکن است دختران فریب خورده و دستخوش هوسبازی مردان هرزه و ناپاک شوند. یا بدون در نظر گرفتن مصلحت خود اقدام به ازدواجی نامناسب نمایند. در واقع قانونگذار با در نظر گرفتن این قانون قصد حمایت از دختران را داشته است.ضمن اینکه حمایت خانواده و حفظ سنت ها نیز مورد نظر قانونگذار بوده است.اذن پدر در ازدواج دختر:ماده ی 1043 قانون مدنی بیان می کند:«نکاح دختر باکره اگر چه به سن بلوغ رسیده باشد موقوف به اجازه پدر یا جد پدری او است و هر گاه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند اجازه او ساقط و در این صورت دختر می تواند با معرفی کامل مردی که می خواهد با او ازدواج نماید و شرایط نکاح و مهری که بین آنها قرار داده شده پس از اخذ اجازه از دادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نماید.»بنابراین متوجه می شویم:· برای ازدواج تنها اذن پدر یا پدربزرگ پدری لازم است. بنابراین اذن یکی از آنها کفایت می کند و نیازی به اجازه ی هر دو نیست.· در صورت نبودن پدر و پدربزرگ پدری، اذن افرادی نظیر برادر، عمو، پدربزرگ مادری، دایی و … لازم نیست.ازدواج دختر باکره نیازمند اذن پدر یا جد پدری است. چنانچه دختر باکره نباشد، برای ازدواج خود نیازی به اذن پدر یا پدربزرگ پدری ندارد.اینکه دختر به چه دلیل باکره نیست اهمیتی ندارد. به هر جهت باکره نبودن دختر موجب می شود دختر برای ازدواج نیازمند اذن پدر یا پدربزرگ پدری نباشد. حتی اگر دختر در اثر رابطه نامشروع بکارت خود را از دست داده باشد.· اگر بکارت دختری در اثر ورزش، جراحی و .... از بین رفته باشد، او همچنان در حکم دختر باکره است. یعنی برای ازدواج نیازمند اذن پدر یا پدربزرگ پدری است.ازدواج بدون اجازه پدر:ازدواج دختر بدون اجازه ی پدر چه حکمی دارد؟به طور کل هر عقدی سه وضعیت ممکن است داشته باشد:1. صحیح2. باطل3. غیر نافذدر مورد اینکه ازدواج دختر بدون اذن پدر صحیح است یا باطل یا غیر نافذ، اختلاف نظر وجود دارد.اما برخی اساتید معتقدند که چنین ازدواجی غیر نافذ است. غیر نافذ وضعیتی بین صحیح و باطل است. بنابراین این ازدواج یا تنفیذ بعدی پدر می تواند تبدیل به عقد صحیح شود. همچنین پدر می تواند تقاضای ابطال ازدواج را مطرح نماید.اجازه پدر برای ازدواج دختری که باکره نیست:ماده ی 1043 قانون مدنی، از اذن پدر برای ازدواج دختر باکره صحبت می نماید. حال اگر دختر باکره نباشد تکلیف چیست؟در صورتی که دختر باکره نباشد، برای ازدواج نیازی به اذن پدر یا پدربزرگ پدری خود ندارد. حتی اگر بکارت او در اثر رابطه نامشروع از بین رفته باشد. بنابراین دخول و ازاله ی بکارت چه مشروع باشد چه نامشروع، ولایت پدر را از بین می برد.البته ممکن است بکارت دختر در اثر ورزش یا عمل جراحی از بین رفته باشد. چنین دختری در حکم باکره است و برای ازدواج نیازمند اذن پدر یا پدربزرگ پدری است.شرایط ساقط شدن اذن پدر:در چه مواردی دختر می تواند بدون اجازه پدر ازدواج کند؟· بکارت دختر در اثر دخول از بین برود. فرقی نمی کند که رابطه مشروع باشد یا نامشروع.· در صورت که پدر و پدربزرگ پدری هر دو فوت کرده باشند، دختر نیازی به اجازه ی کسی برای ازدواج ندارد.· در صورتی که پدر و پدربزرگ پدری غایب باشند، طوری که امکان کسب اجازه از آنها وجود نداشته باشد یا موجب مشقت شدید باشد و دختر هم نیاز به ازدواج داشته باشد، می تواند بدون اذن ازدواج کند.آیا ثبت ازدواج بدون اجازه پدر ممکن است؟خیر امکان ثبت ازدواج بدون اذن پدر یا پدربزرگ پدری، یا بدون اذن دادگاه امکانپذیر نیست.ثبت ازدواج دختر بدون اذن پدر یا دادگاه برای سردفتر تخلف محسوب می شود.آیا اذن پدر برای ازدواج دختر قابل رجوع است؟آیا پدر می تواند اذن ازدواج بدهد و بعد پشیمان شود؟بله اذن قابل رجوع است. بنابراین اگر پدر ابتدا راضی به ازدواج باشد و بعد پشیمان شود، ازدواج دختر غیر نافذ است.اما در صورتی که پدر بعد از جاری شدن عقد پشیمان شود، پشیمانی بعدی او خللی به عقد وارد نمی کند و عقد همچنان صحیح است.اذن پدر برای ازدواج مجدد دختر:اگر دختر بخواهد مجددا ازدواج کند، در صورتی که دوشیزگی او در ازدواج قبلی از بین نرفته باشد، برای ازدواج مجدد همچنان به اذن پدر یا پدربزرگ پدری نیاز دارد.بنابراین در ازدواج دوم هم موضوع باکرگی دختر تعیین کننده ی این است که نیاز به اذن پدر وجود دارد یا خیر.اذن پدر برای ازدواج موقت دختر:آیا دختر برای ازدواج موقت هم نیازمند اذن پدر است؟در قانون لفظ نکاح به صورت مطلق به کار رفته است. بنابراین هم ازدواج موقت را در بر می گیرد و هم ازدواج دائم را.پس اگر دختر باکره ای قصد ازدواج موقت داشته باشد هم باید اذن پدر یا پدربزرگ پدری را داشته باشد.اذن پدر برای ازدواج دختر بالای 30 سال:برخی تصور می کنند دختر پس از رسیدن به سن خاصی یا داشتن تحصیلات در مقطع خاصی، دیگر برای ازدواج به اذن پدر نیازی ندارد.شاید چنین تصوری منطقی باشد اما قانون آن را نپذیرفته است.یعنی یک دختر تا زمانی که دوشیزه باشد، با هر سن و سال و تحصیلاتی، برای ازدواج به اذن پدر یا پدربزرگ پدری خود نیاز دارد.چگونه از دادگاه اذن ازدواج بگیرم؟در صورتی که دختر فردی را برای ازدواج انتخاب کند و با مخالفت پدرخود رو به رو شود و پدر بزرگ اش هم به او اذن ازدواج ندهد، تکلیف چیست؟در این شرایط دختر باید با تقدم دادخواست از دادگاه اذن ازدواج بگیرد.در این دعوا چند نکته باید رعایت شود:· پدر و پدربزرگ پدری هر دو باید خوانده ی دعوا قرار بگیرند.· دختر باید این دادخواست مردی را که قصد ازدواج با او را دارد به طور کامل معرفی نماید. مثلا باید بیان نماید که شغل مرد چیست و چقدر درآمد دارد و ....· دختر باید در این دادخواست شرایط ازدواج و مهریه ای را که بین آنها مقرر شده، به طور کامل قید کند.به این دعوا در دادگاه خانواده محل اقامت خوانده (پدر و پدربزرگ پدری) رسیدگی می شود.مدارک لازم:برای ثبت دادخواست مدارک زیر لازم است:1. کارت ملی2. ثبت نام در سامانه ثنا3. مدارک مربوط به معرفی پسری که قصد ازدواج با او را دارید.4. توافقات انجام شده با مرد در خصوص ازدواج و مهریهوکیل برای ازدواج بدون اذن پدر:در طرح دعوا برای گرفتن اذن ازدواج از دادگاه، داشتن وکیل اجباری نیست.اما وکلا با تخصص و تجربه ی خود و اطلاع داشتن از رویه ی دادگاه ها می توانند به شما کمک کنند. در این صورت کار شما با ضریب خطای بسیار کمتر انجام خواهد شد.به این ترتیب بهتر است از همراهی و مشاوره ی وکلا برای مطرح کردن دعوای خود استفاده نمایید.جهت ارتباط با ما با شماره ی 09129587186 تماس بگیرید.</description>
                <category>مهشید خلیلی</category>
                <author>مهشید خلیلی</author>
                <pubDate>Mon, 24 Jun 2024 12:49:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چک ضمانت</title>
                <link>https://virgool.io/@lawyer.mkhalili/%DA%86%DA%A9-%D8%B6%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AA-rhiab1diuk19</link>
                <description>کار که از محکم کاری عیب نمی کند. گاهی در معاملات و روابط حقوقی که روزانه در بین افراد جریان دارد، نیاز به تامین اطمینان خاطر هر یک از طرف ها وجود دارد.به همین جهت هم معمولا برای تضمین انجام تعهدات قراردادی، چک یا سفته به عنوان ضمانت دریافت می شود. در واقع برای محکم کاری و جلب اطمینان چک یا سفته ی ضمانتی رد و بدل می شود.اما چک ضمانتی چیست و چه مسائل حقوقی پیرامون آن وجود دارد؟با من، مهشید خلیلی، همراه باشید.چک چیست؟ماده ی 310 قانون تجارت، چک را این گونه تعریف می کند:« چک نوشته ای است که به موجب آن صادرکننده وجوهی را که نزد محال علیه دارد کلا یا بعضا مسترد یا به دیگری واگذار می نماید.»در واقع چک یک نوشته است که صادر کننده با استفاده از آن به بانک دستور می دهد که وجوهی را که نزد بانک دارد به دیگری بپردازد.البته هر نوشته ای چک تلقی نمی شود. دستور صادرکننده به بانک باید بر روی فرم چاپی مخصوصی که به عنوان چک منتشر شده و در اختیار صادرکننده قرار گرفته نوشته شود.امروزه به دلیل ایجاد سامانه صیاد اوراق چک همه ی بانک ها یک شکل و یکسان شده است.چک ضمانت چیست؟چک ضمانت چکی است که برای تضمین انجام تعهد صادر می شود. در واقع صادر کننده چک را نه به عنوان یک بدهکاری مسلّم، بلکه برای تقویت اطمینان خاطر دارنده یا جبران ضرر ناشی از عدم انجام تعهد صادر می کند.بنابراین چک ضمانت در مواردی قابلیت مطالبه و وصول دارد که دارنده ثابت نماید صادرکننده به تعهد خود عمل نکرده است.کاربرد چک ضمانتی:در روابط بین افراد، چک ضمانتی برای تضمین انجام یک تعهد صادر می شود. این تعهد می تواند هر چیزی باشد.مثلا گاهی صاحبخانه از مستاجر چک تضکین برای تخلیه می گیرد.یا گاهی یک فرد وجهی را به دیگری می دهد و برای ضمانت بازپرداخت پول از او سفته می گیرد.حتی ممکن است بانک ها برای تضمین بازپرداخت وام ا پرداخت اقساط از شما چک ضمانتی بگیرند.چک ضمانت وام:اغلب بانک ها هنگام اعطای تسهیلات از ضامن و وام گیرنده چک دریافت می کنند.معمولا به شما می گویند بر رو چک عبارت «بابت ضمانت وام» را ننویسید. چون در صورت درج این عبارت چک دیگر قابلیت اقدام کیفری ندارد. بنابراین بهتر است حتما ان عبارت را درج کنید.چون چک بابت ضمانت است اصولا تاریخ بر روی آن نوشته نمی شود. اما اگر قرار بر این شد که تاریخ بزنید، تاریخ چک باید برای بعد از آخرین قسط باشد.حتما از چکی که به بانک می دهید یک نسخه کپی تهیه کنید.چک ضمانت انتقال سند:گاهی در قرارداد های خرید و فروش املاک، فروشنده برای تضمین حضور در دفترخانه ی اسناد رسمی و تنظیم سند مالکیت به نام خریدار، چک ضمانت صادر می کند.به عبارت دیگر فروشنده متعهد است با تمام مدارک لازم در دفتر اسناد رسمی مورد توافق حاضر شده و سند رسمی ملک را به نام خریدار بزند. حال اگر فروشنده در دفترخانه حاضر نشود، یا حاضر بشود اما مدارک را همراه نیاورد خردار می تواند از دفترخانه گواهی عدم حضور او را بگیرد. به این ترتیب خریدار می تواند برای الزام به تنظیم سند رسمی و مطالبه ی وجه چک ضمانت انتقال سند اقدام کند.نحوه نوشتن چک ضمانت تخلیه:در مواردی صاحبخانه برای تضمین تخله به موقع ملک خود، از مستاجر چک تضمن تخلیه می گیرد. به این ترتیب اگر مستاجر سر موعد ملک را تخلیه نکند، صاحبخانه می تواند وجه چک را مطالبه کند.در نوشتن چک ضمانت تخلیه چند نکته را باید رعایت کنیم:· بر روی چک نوشته شود که بابت ضمانت تخلیه صادر شده است.· در قرارداد مشخصات چک و اینکه بابت ضمانت تخلیه صادر شده است نوشته شود.· اصولا چک های ضمانتی تاریخ ندارند. در مورد چک ضمانت تخلیه می توانید همان تاریخ تخلیه را درج کنید یا آن را خالی بگذارید.· حتما یک نسخه کپی از چک را برای خود نگه دارید.نحوه ی پر کردن چک ضمانت:در پر کردن چک ضمانتی باید نکات زیر را رعایت کنید:· حتما بر روی چک باید نوشته شود که بابت ضمانت صادر شده است. حتی بهتر است شماره قراردادی که چک مربوط به آن است قید شود.· در متن قرارداد باید به شماره و مشخصات چک و ضمانتی بودن آن اشاره شود.· با توجه به اینکه چک بابت ضمانت صادر شده است، درج تاریخ بر روی آن ضرورتی ندارد. پس قسمت تاریخ را خالی بگذارید.· مبلغ را حتما هم به عدد و هم به حروف واضح و دقیق بنویسید.توجه داشته باشید در چک های ضمانتی امکان اقدام کیفری علیه صادرکننده وجود ندارد.تاریخ چک ضمانت:همان طور که گفتم معمولا بر روی چک های ضمانتی تاریخ درج نمی شود. زیرا اولا دین صادرکننده مسلم نیست. ثانیا مشخص نیست که تخلف از انجام تعهد رخ بدهد.اما به هر حال دارنده زمان می تواند چک را برگشت زده و مطالبه کند که مندرجات چک کامل باشد.به همین علت هم دارنده خودش بر روی چک تاریخ زده و آن را برگشت می زند. از نظر قانون دارنده وکیل صادرکننده در تکمیل مندرجات چک محسوب می شود. اما در تکمیل مندرجات نمی تواند از حدود توافقات خود با صادرکننده خارج شود.چک ضمانت در وجه حامل:چک در وجه حامل، چکی است که هر کسی که آن را در دست داشته باشد، دارنده ی آن محسوب می شود.در واقع نام فرد مشخصی به عنوان دارنده در آن نوشته نشوده است. بلکه هر کسی که چک را در دست داشته و آن را ارائه دهد دارنده محسوب می شود.در گذشته امکان صدور چک ضمانت به صورت در وجه حامل وجود داشت. اما در قانون جدید حتما باید نام دارنده بر روی چک درج شود و دیگر نمی توان چک ضمانت را به صورت در وجه حامل صادر کرد.چک سفید امضاء برای ضمانت:چک سفید امضا چکی است که تاریخ یا مبلغ یا هر دو در آن نوشته نشده است. باید بدانید چک سفید امضایی که برای ضمانت صادر می شود هم قابلیت مطالبه دارد. البته با توجه به اینکه برای ضمانت صادر شده:اولا امکان شکایت کیفری ندارد؛ثانیا دارنده باید اثبات کند که صادرکننده تعهد خود را انجام نداده است.بنابراین حتما در قرارداد مشخصات چک را درج کنید و بنویسید که بابت چه چیزی صادر شده است. در متن چک هم اشاره کنید که چک بابت چه چیزی صادر شده است.دارنده می تواند چک را تکمیل کرده و آن را برگشت بزند. از نظر قانون دارنده وکیل صادرکننده در تکمیل مندرجات چک محسوب می شود. اما در تکمیل مندرجات نمی تواند از حدود توافقات خود با صادرکننده خارج شود.مطالبه ی وجه چک تضمینی:برخی افراد تصور می کنند که چک های ضمانتی قابلیت مطالبه ندارند. در این صورت دریافت چک ضمانت چه فایده ای داشت؟بنابراین چک های ضمانتی هم قابلیت مطالبه دارند. اما:· اولا امکان شکایت کیفری از صادرکننده وجود ندارد.· ثانیا دارنده باید اثبات کند که صادرکننده تعهد خود را انجام نداده است.اثبات ضمانتی بودن چک:برای اثبات ضمانتی بودن چک بهترین راه این است که در متن چک نوشته شود که بابت ضمانت صادر شده است.اگر در متن چک نوشته نشده در متن قرارداد اشاره شود که چک با مشخصات فلان بابت ضمانت داده شده است.علاوه بر این با ارسال اظهارنامه و گوشزد کردن این نکته به دارنده تا حدودی می توانید اثبات ضمانت بودن چک را آسان کنید.ممکن است خود دارنده به ضمانتی بودن چک به هر شکلی اقرار کند که می توانید از آن هم استفاده کند.در نهایت شرایط اثبات هر پرونده خاص و منحصر به فرد است. بنابراین پیشنهاد می کنم حتما از یک وکیل کمک بگیرید تا بهترین راه برای شما را پیشنهاد دهد.سوءاستفاده از چک ضمانت:ممکن است دارنده از چک شما به شکل های زیر سوء استفاده کند:· آن را چک عادی تلقی و علیه شما اقدام کیفری کند.· چک را به دیگری انتقال دهد.· بدون آن که تخلفی کرده باشید وجه آن را مطالبه کند.· در درج تاریخ و مبلغ از حدود توافق خارج شود.در مقابل هر یک از این اقدامات شما می توانید دفاع مناسب را برگزیده و یا علیه دارنده اقدام کیفری نمایید.مجازات برگشت زدن چک ضمانتی:برگشت زدن چک ضمانتی مجازاتی ندارد. مگر اینکه دارنده از چک ضمانت سوء استفاده نماید که در این صورت صادرکننده ممکن است بتواند بابت جرائمی نظیر خیانت در امانت، سوء استفاده از سفید امضاء و ... از او شکایت نماید.</description>
                <category>مهشید خلیلی</category>
                <author>مهشید خلیلی</author>
                <pubDate>Wed, 21 Feb 2024 17:33:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خیانت در امانت</title>
                <link>https://virgool.io/@lawyer.mkhalili/%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AA-esijrbjyx3lr</link>
                <description>خیانت در امانت یکی از جرائمی است که علیه اموال و حق مالکیت اشخاص انجام می شود.شاید کمتر با این جرم آشنا باشید و گاهی حتی آن را با کلاهبرداری و سرقت اشتباه بگیرید.در این مطلب اطلاعات کاملی از این جرم به شما می دهم. با من، مهشید خلیلی، همراه باشید.خیانت در امانت چیست؟خیانت در لغت به معنای نقض عهد، پیمان شکنی و عهد شکنی است. واژه ی امانت نیز به معنای مالی است که برای نگهداری به دیگری می سپارند.در قانون مجازات اسلامی تعریفی از جرم خیانت در امانت ارائه نشده است. اما حقوقدانان این جرم را این گونه تعریف می کنند:«تصاحب، استعمال، تلف یا مفقود کردن اموال یا اسناد به زیان مالکان و متصرفان آنها، هنگامی که اشیای یاد شده به عنوان اجاره، امانت، رهن، وکالت و یا هر کار با اجرت یا بی اجرت به کسی داده شده و مقرر بوده است که اشیای مزبور بازگردانده شود و یا به مصرف معینی برسد.»خیانت در امانت به انگلیسی:واژگان malversation و barratry در زبان انگلیسی به معنای خیانت در امانت به کار می رود.عنصر تشکیل دهنده جرم خیانت در امانت:برای تشکیل هر جرم و مجازات مرتکب آن وجود سه عنصر لازم است. این عناصر را در مورد جرم خیانت در امانت بررسی می کنیم:عنصر قانونی:مطابق ماده ی 2 قانون مجازات اسلامی، هر رفتاری که در قانون برای آن مجازات تعیین شده، جرم محسوب می شود. بنابراین منظور از عنصر قانونی، ماده ی قانونی است که مجازات یک رفتار را مشخص می کند.عنصر قانونی جرم ماده ی 674 قانون مجازات اسلامی است که بیان می کند:«هر گاه اموال منقول یا غیر منقول یا نوشته‌هایی از قبیل ‌سفته، چک، قبض و نظایر آن به عنوان اجاره یا امانت یا رهن یا برای وکالت یا هر کار با اجرت یا بی‌اجرت به کسی داده شده و بنا بر این بوده است که اشیای مذکور مسترد شود یا به مصرف معینی‌ برسد و شخصی که آن اشیا نزد او بوده، آنها را به ضرر مالکین یا متصرفین آنها استعمال یا تصاحب یا تلف یا مفقود کند، به حبس ‌از 6 ماه تا سه سال محکوم خواهد شد.»عنصر مادی:مهم ترین جزء عنصر مادی رفتار است. یعنی باید ببینیم که قانونگذار دقیقا چه رفتاری را جرم انگاری کرده است. رفتار جرم خیانت در امانت هر یک از 4 مورد زیر می تواند باشد:1. استعمال: منظور مورد استفاده قرار دادن یا مصرف کردن مال موضوع امانت است.2. تصاحب: منظور رفتار مالکانه با مال موضوع امانت و به مالکیت در آوردن آن است. این عمل می تواند به صورت خودداری از استرداد مال به مالک یا اقدام به فروش مال باشد.3. تلف کردن: منظور از بین بردن مال امانی است.4. مفقود کردن: مرتکب آگاهانه و به عمد کاری کند که دسترسی صاحب مال به مال امانی مشکل و غیر ممکن شود. مثلا مال امانی را به دریا بیندازد.5. گاهی خیانت در امانت به این صورت اتفاق می افتد که امین به جای آن که مال را به مصرف معین و مورد نظر صاحب مال برساند آن را در راه دیگری صرف می کند.جرم خیانت در امانت یک جرم مقید است. یعنی حتما باید نتیجه ی آن اتفاق بیفتد تا جرم محقق شود. به عبارت دیگر تحقق آن منوط به تحقق نتیجه است. نتیجه ی جرم خیانت در امانت ورود ضرر به مالک یا متصرف مال است.عنصر معنوی:در عنصر روانی جرم خیانت در امانت، سوءنیت عام و سوء نیت خاص مرتکب بررسی می شود:· سوءنیت عام: یعنی باید بررسی کنیم که مرتکب در انجام رفتار مجرمانه علم و عمد داشته است یا خیر؟· سوءنیت خاص: در این قسمت بررسی می شود که آیا مرتکب قصد تحقق نتیجه، یعنی ورود ضرر به مالک را داشته است یا خیر؟مجازات جرم خیانت در امانت:طبق ماده ی 674 قانون مجازات اسلامی، مجازات جرم خیانت در امانت عبارت است از شش ماه تا سه سال حبس.اما از آنجا که این جرم با توجه به ماده ی 11 قانون کاهش مجازات حبس تعزیری، جرم قابل گذشت است، پس مجازات آن به نصف کاهش می یابد. یعنی مجازات این جرم از سه ماه تا یک و سال و نیم حبس است. در واقع مجازات این جرم از حبس تعزیری درجه 5 به حبس تعزیری درجه 6 کاهش یافته است.تخفیف و تعلیق مجازات خیانت در امانت:در صورت وجود جهات تخفیف مجازات مانند گذشت شاکی خصوصی، وضع خاص متهم، حسن سابقه او و ... که در ماده 37 قانون مجازات اسلامی ذکر گردیده است دادگاه می‌تواند مجازات مرتکب خیانت در امانت تخفیف دهد .با توجه با اینکه مجازات این جرم حبس تعزیری درجه ی 6 است، قاضی می تواند مجازات او را به حبس تعزیری درجه ی 7 یا 8 تقلیل دهد.همچنین قاضی با توجه به ماده ی 40 قانون مجازات اسلامی می تواند صدور حکم را شش ماه تا دو سال به تعویق اندازد.علاوه بر آن قاضی می تواند اجرای مجازات مرتکب را از یک تا 5 سال معلق نماید.آیا خیانت در امانت رد مال دارد؟منظور از رد مال بازگرداندن مال به مالک آن است. در جرم خیانت در امانت، مرتکب جرم موظف است مال را به صاحبش برگرداند.بنابراین در این جرم حکم به رد مال وجود دارد. اما اگر اصل مال در دسترس نبود، تکلیف چیست؟در این صورت مرتکب باید مثل یا قیمت مال را به صاحب مال بدهد.اگر مال موضوع خیانت در امانت مثلی باشد، یعنی مشابه آن زیاد باشد، مرتکب باید مثل آن را تهیه کرده و به مالک بدهد. اما اگر مال موضوع جرم قیمی باشد یا مثل آن پیدا نشود، مرتکب باید قیمت آن مال را به نرخ روز به مالک بپردازد.خیانت در امانت قابل گذشت است؟با توجه به ماده ی 11 قانون کاهش مجازات حبس تعزیری، جرم خیانت در امانت جرم قابل گذشت محسوب می شود. این مورد هم از تغییرات محسوسی بود که با تصویب این قانون ایجاد شد.منظور از جرم قابل گذشت این است که شروع و ادامه ی تعقیب و رسیدگی و اجرای مجازات منوط به شکایت شاکی و عدم گذشت او است.تاثیر رضایت شاکی در جرم خیانت در امانت:همان طور که گفتم، خیانت در امانت از جمله جرائم قابل گذشت است. یعنی شروع و ادامه ی تعقیب و رسیدگی و اجرای مجازات منوط به شکایت شاکی و عدم گذشت او است.یعنی در هر مرحله که شاکی رضایت دهد، تعقیب یا اجرای مجازات مرتکب متوقف می شود. در این موارد قرار موقوفی تعقیب یا موقوفی اجرای مجازات صادر می شود.مرور زمان جرم خیانت در امانت:با توجه به اینکه خیانت در امانت یک جرم قابل گذشت است، شاکی تنها یک سال از تاریخ اطلاع از وقوع جرم فرصت شکایت دارد. اگر شاکی در این مدت شکایت نکند، حق شکایت کیفری او ساقط می شود.از سوی دیگر با توجه به اینکه خیانت در امانت، جرم تعزیری درجه شش است، اگر از تاریخ وقوع جرم یا از تاریخ اخرین اقدام تعقیبی یا تحقیقی 5 سال بگذرد و در این مدت متهم تعقیب نشده یا حکم قطعی در خصوص او صادر نشده باشد، تعقیب متهم متوقف می گردد.همچنین اگر از تاریخ قطعیت حکم 7 سال بگذرد و مجازات مرتکب اجرا نشده باشد، اجرای حکم موقوف می گردد.شروع به جرم خیانت در امانت:در قانون مجازات اسلامی تنها برای شروع به جرم جرائم تعزیری درجه 1 تا 5 مجازات تعیین شده است. بنابراین با توجه اینکه خیانت در امانت از جرائم تعزیری درجه ی 6 است، شروع به جرم آن قابل مجازات نیست.اشکال خاص جرم خیانت در امانت:سوء استفاده از سفید مهر یا سفید امضاء:در ماده ی 673 قانون مجازات اسلامی گفته شده:« هر کس از سفید مهر یا سفید امضایی که به او سپرده شده است یا به هر طریق به دست آورده سوء استفاده نماید به یک تا سه سال حبس محکوم خواهد شد.»البته این جرم هم قابل گذشت محسوب می شود. بنابراین اکنون مجازات آن به شش ماه تا یک سال و نیم حبس کاهش یافته است.خیانت در امانت وراث:اگر اموال منقول و غیر منقول و وجه نقد متعلق به اشخاص مجهول‌الوارث که در تصرف دولت یا مؤسسات تجارتی و یا صرافی و غیره‌ و یا اشخاص است در ظرف ده سال نسبت به مال منقول و وجه نقد و بیست سال نسبت به مال غیر منقول از تاریخ فوت مالک کسی به عنوان وراثت‌ ادعا ننماید دیگر ادعائی پذیرفته نخواهد شد و اموال مزبوره متعلق به دولت است که بمصرف مؤسسات خیریه برساند.هرگاه متصرفین مال متعلق باشخاص مجهول‌الوارث و یا مدیونین به اشخاص مزبور بعد از انقضاء مدت های گفته شده مال و یا دین و یا منافع حاصله از آن را به دولت تسلیم و یا تادیه ننمایند به مجازاتی که بموجبقوانین جزائی برای‌ خیانت در امانت مقرر است محکوم خواهند شد. خیانت در امانت در قانون ثبت:هرگاه نسبت به املاک وقف و حبس و ثلث باقی به عوان مالکیت، تقاضای ثبت شده، متولی یا نماینده اوقافی که به موجب نظامنامه مکلف به دادن عرض حال اعتراض و تعقیب دعوا و حفظ حقوق وقف یا حبس یا ثلث باقی است، در اثر تبانی به تکلیف خود عمل ننماید، به مجازات خیانت در امانت محکوم خواهد شد.در مواردی نیز که تقاضای ثبت ملک دیگری بدون ذکر حقوق ارتفاقی املاک وقف و حبس و ثلث باقی شده است، هرگاه اشخاص مذکور در فوق در اثر تبانی به تکلیف خود عمل ننمایند، به مجازات خائنین در امانت محکوم می شوند.خیانت در امانت در قانون تجارت:قانون در برخی موارد اشخاصی را امین تلقی کرده و اقداماتی که بر خلاف مصلحت شخصی که به آنها اعتماد کرده است را خیانت در امانت دانسته است.مانند ماده 349 قانون تجارت که مقرر داشته زمانی که دلال برخلاف وظیفه خود نسبت به کسی که به او مأموریت داده به نفع طرف دیگر معامله اقدام نمایدو یا برخلاف عرف تجارتی ‌محل از طرف مزبور وجهی دریافت و یا وعده وجهی را قبول کند،محکوم به مجازات مقرر ‌برای خیانت در امانت خواهد شد. مواد 359، 370 و 555 قانون تجارت نیز موارد مشابهی را در خصوص حق العمل کار و مدیر تصفیه امور ورشکسته مقرر نموده است.روش اثبات خیانت در امانت:برای اثبات خیانت در امانت ابتدا باید اثبات کنید که مال را به مرتکب سپرده بودید. یعنی امانت بودن مال نزد مرتکب باید اثبات شود. شما باید اثبات کنید که بنای شما و مرتکب بازگرداندن مال به شما یا استفاده از آن در مسر مشخصی بوده است. اما مرتکب مال را به زیان شما تصاحب، استعمال، تلف یا مفقود نموده است.برای اثبات امانت بودن مال نزد موکل وجود قرارداد، شهادت شهود، اقرار فرد و ... می تواند به شما کمک کند.در هر پرونده نحوه ی اثبات متفاوت است. چرا که جرم در همه ی موارد به یک شکل انجام نمی شود. بنابراین توصیه می کنم پیش از هر اقدامی با یک وکیل دادگستری مجرب مشورت نمایید تا بهترین مسیر اثباتی به شما ارائه شود.رسیدگی به جرم خیانت در امانت:برای رسیدگی به جرم خیانت در امانت ابتدا باید شکوائیه ای تنظیم و از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی تقدیم نماید. لازم به یارآوری است که ابتدا باید در سامانه ی ثنا ثبت نام نمایید.در این شکوائیه باید تاریخ و محل وقوع جرم را تعیین نمایید. تعیین محل وقوع جرم از این جهت اهمیت دارد که مرجع قضایی صالح با توجه به آن تعیین می شود. در واقع دادسرای محل وقوع جرم باید تحقیقات مربوط به پرونده را انجام دهد.در صورتی که دادسرا در مرحله ی تحقیقات مقدماتی به این نتجه برسد که جرم توسط مرتکب انجام شده است، قرار جلب به دادرسی او را صادر کرده و پرونده جهت رسیدگی به دادگاه ارجاع می شود.چنانچه دادسرا عمل متهم را جرم تشخیص ندهد یا تشخیص دهد که جرم توسط او انجام نشده است، قرار منع تعقیب او را صادر می کند. این قرار توسط شاکی قابل اعتراض است.اظهارنامه خیانت در امانت:معمولا توصیه می شود که پیش از تقدیم شکوائیه، اظهارنامه ای برای مرتکب ارسال شده و در آن به امانی بودن مال نزد او اشاره شود.این مورد به خصوص در مورد چک و سفته های حسن انجام کار بسیار کاربرد دارد. خصوصا زمانی که بین کارگر و کارفرما قرارداد کتبی وجود ندارد یا قرارداد در دسترس کارگر نیست.در این اظهارنامه نوشته می شود که مال بابت امانت نزد فرد قرار دارد. همچنین تقاضا می شود که مال ظرف مدت مشخصی استرداد شود. ضمن اینکه بیان می شود هر گونه اقدامی نسبت به مال خیانت در امانت محسوب شده و پیگرد قانونی خواهد داشت.خیانت در امانت چک:به عنوان یک وکیل بسیار این مورد را می بینم که چکی به عنوان امانت نزد دیگری است و این فرد اقدام به مطالبه ی وجه آن چک می کند.در این موارد باید به کمک تمام اسناد و مدارک، شهادت شهود و ... اثبات کرد که چک به عنوان امانت نزد فرد قرار داشته است. ضمن اینکه ارسال اظهارنامه در این مورد بسیار به شما کمک می کند.در صورتی که اثبات شود چک به عنوان امانت نزد فرد بوده و او با سوء نیت وجه آن را مطالبه کرده، به مجازات خیانت در امانت محکوم می شود.خیانت در امانت کارت عابر بانک:ممکن است شما کارت عابر بانک خود را در اختیار دیگری قرار دهید و او بدون اجازه ی شما مبالغی را برداشت نماید.در این موارد اثبات این نکته که شخص دیگری از کارت شما استفاده کرده بسیار دشوار است. ضمن اینکه باید اثبات کنید فرد بدون اذن شما این عمل را انجام داده است.بنابراین اینکه در این مورد می توان به عنوان خیانت در امانت علیه فرد اقدام کرد یا خیر کاملا وابسته به مدارک شما جهت اثبات است. بنابران توصیه می کنم با کلیه مدارک و ادله خود به یک وکیل دادگستری مراجعه نمایید.خیانت در امانت خودرو:بسیار اتفاق می افتد که فرد خودروی خود را به کسی می دهد و بعد متوجه می شود که نسبت به خودروی او خیانت در امانت صورت گرفته است. مثلا:· خودرو نزد فرد امانت بوده اما او اتومبیل را فروخته است.· بدون اذن شما از اتومبیل استفاده کرده است.· خودرو شما را از بین برده است.· اتومبیل را مفقود نموده است.در تمام ان موارد باید اثبات کنید خودرو نزد فرد امانت بوده است و او به زیان شما و بر خلاف قرار قبلی این اعمال را انجام داده است.خیانت در امانت همسر:در روابط زن و شوهر نیز گاه خیانت در امانت اتفاق می افتد. البته در این موارد اثبات امانت بودن مال نزد همسر کار دشواری است.اما در صورت که بتوان اثبات کرد که مالی به امانت به همسر داده شده و او آن مال را تصاحب، استعمال و ... به ضرر مالک نموده است می توان او را تحت پیگرد قانونی قرار داد.خیانت در امانت مدیر ساختمان:مدیر ساختمان نسبت به وجوهی که به عنوان شارژ از همسایگان دریافت می کند مسئول است. چنانچه مدیر ساختمان از این وجوه به زیان مالکین برداشت نماید یا از این وجوه در راهی غیر از آنچه باید استفاده کند، عمل او خیانت در امانت محسوب می شود.</description>
                <category>مهشید خلیلی</category>
                <author>مهشید خلیلی</author>
                <pubDate>Sat, 17 Feb 2024 11:50:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مالیات بر ارث</title>
                <link>https://virgool.io/@lawyer.mkhalili/%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%AB-lp0vsuuokz2f</link>
                <description>مالیات بر ارثبعد از فوت شخص معمولا اموالی از او باقی می ماند که ورثه ی او برای آن که بتوانند در این اموال دخل و تصرف کنند، باید مالیات این اموال را بپردازند.بنابراین ورثه مکلفند به اداره ی مالیات مراجعه نمایند و مالیات بر ارث بپردازند.در ادامه در این خصوص به طور کامل توضیح می دهم. با من، مهشید خلیلی، همراه باشید.مالیات بر ارث چیست؟بعد از فوت فرد اموال منقول و غیرمنقول به جا مانده از او بین وراث تقسیم می‌شود. این وراث با توجه به میزان سهم خود از اموال و همچنین نسبت خویشاوندی که با فرد متوفی دارند، باید مالیات بر ارث را پرداخت کنند. در واقع مالیات بر ارث نوعی از مالیات مستقیم محسوب می‌شود که بر دارایی به جا مانده از افراد وضع می‌شود.در صورت عدم پرداخت این نوع مالیات، وراث نمی‌توانند در ترکه دخل و تصرفی داشته باشند. مثلا نمی‌توانند اموال را بفروشند.در حوزه ی ارث وجود دو نوع مالیات وجود دارد:1. مالیات بر ترکه متوفی: مالیاتی است که به دارایی های متوفی تعلق می گیرد، خواه آن دارایی به ارث برسد یا نرسد. مانند زمانی که شخصی هیچ وارثی ندارد، یا وراث او ترکه را قبول نکرده اند.2. مالیات بر ارث : مالیاتی است که وراث به هنگام دریافت سهم خود از ترکه باید بپردازند. پس هر یک از وراث باید بخشی از سهم خود را به عنوان مالیات به دولت بپردازد.در واقع به اموال متوفی دو نوع مالیات تعلق می گیرد، هم مالیات بر ترکه و هم مالیات بر ارث. اما در ایران به دریافت مالیات بر ارث بسنده می شود. البته در شرایط خاصی مانند مواردی که متوفی وارثی ندارد مالیات بر ترکه دریافت خواهد شد.چه اموالی مشمول مالیات بر ارث هستند؟با توجه به ماده 17 قانون مالیات های مستقیم، اموال زیر مشمول مالیات بر ارث هستند:1-  سپرده های بانکی، اوراق مشارکت و سایر اوراق و سودهای متعلق به آنها2-  سهام و سهم الشرکه و حق تقدم آنها3- سود سهام و سهم الشرکه4- حق الامتیاز و سایر اموال و حقوق مالی5- انواع وسایل نقلیه موتوری، زمینی، دریایی و هوایی6-  املاک و حق واگذاری آنهاچه کسانی باید مالیات بر ارث را بپردازند؟مسئول پرداخت مالیات بر ارث، چه کسانی هستند؟همان گونه که قبلا بیان کردم، ورثه ی متوفی باید مالیات بر ارث را بپردازند.ورثه ی متوفی چه کسانی هستند؟مطابق قانون مدنی، افراد از دو جهت ممکن است از دیگری ارث ببرند:1. نسب: منظور وجود رابطه ی خویشاوندی بین متوفی و شخصی است که از او ارث می برد. یعنی افرادی که بین آنها  و متوفی قرابت و خویشاوندی وجود دارد.2. سبب: منظور این است بین فرد و متوفی به سبب ازدواج پیوند و خویشاوندی ایجاد شده است.پس افراد ممکن است به خاطر خویشاوندی نسبی یا سببی که با متوفی دارند از او ارث ببرند. البته در صورتی که مانعی برای ارث بردن آنها وجود نداشته باشد.این ورثه در سه طبقه تقسیم بندی می شوند که در ادامه به آن می پردازیم.طبقات وراث در مالیات بر ارث:ورثه متوفی به سه دسته ی زیر تقسیم می شوند:1- طبقه اول: پدر و مادر و اولاد، اولادِ اولاد یا به بیان  ساده: پدر و مادر، فرزند، نوه، نتیجه و …2- طبقه دوم: اجداد، برادر و خواهر و اولاد آنها یا به بیان ساده: پدر بزرگ و مادر بزرگ، برادر و خواهر متوفی و خواهر زاده ها و برادر زاده ها3- طبقه سوم: اعمام، عمات، اخوال، خالات و اولاد آنها به بیان ساده عموها، عمه ها، دایی ها و خاله های متوفی و فرزندان آنهاطبقات در طول هم هستند یعنی طبقه ی اول برای ارث بردن، بر طبقات بعدی اولویت دارد. حال اگر در طبقه ی اول وارثی نبود، به سراغ طبقه ی دوم می رویم. اگر در طبقه ی دوم وارثی باشد، نوبت به طبقه ی سوم نمی رسد. اما اگر در طبقه ی دوم وارثی نباشد، به سراغ طبقه ی سوم می رویم.نرخ مالیات بر ارث:نرخ مالیات بر ارث بر مبنای نوع مال دریافتی و طبقه ی وارث متفاوت است. به این صورت که هر چه نسبت وارث با متوفی دورتر می شود، مالیات بر ارث نیز بیشتر می شود. بنابراین وراث طبقات دوم و سوم، نسبت به وراث طبقه ی اول باید مالیات بیشتری بپردازند. به علاوه وراث طبقه ی سوم، نسبت به وراث طبقه ی دوم باید مالیات بیشتری بدهند.نرخ مالیات برای وراث طبقه ی دوم دو برابر و برای وراث طبقه ی سوم، سه برابرنرخ تعیین شده برای وراث طبقه ی اول است.در ادامه با توجه به نوع اموال نرخ مالیات بر ارث برای هر طبقه را بررسی می کنیم:مالیات بر ارث املاک، مغازه ها، ملک مسکونی و ... و حق واگذاری :مالیات بر ارث املاک، از قبیل منازل مسکونی، مغازه ها و …:· برای وراث طبقه ی اول 7.5 درصد؛· برای وراث طبقه ی دوم 15 درصد· و برای وراث طبقه ی سوم 30 درصد ارزش معاملاتی ملک در تاریخ ثبت انتقال به نام وراث خواهد بود.مالیات بر ارث حق واگذاری نیز:· برای وراث طبقه ی اول 3 درصد؛· برای وراث طبقه ی دوم 6 درصد· و برای وراث طبقه ی سوم 12 درصد ارزش روز حق واگذاری در تاریخ ثبت انتقال به نام وراث خواهد بود.لازم به ذکر است در خصوص املاک مسکونی برای قیمت گذاری از جدول منطقه ای استفاده می شود که قیمت آن به مراتب کمتر از قیمت واقعی املاک است.در خصوص املاک تجاری قیمت گذاری از طریق کارشناسی انجام می شود.مالیات بر ارث خودرو و وسایل نقلیه موتوری زمینی، دریایی و هوایی:مالیات بر ارث خودرو، وسایل نقلیه موتوری زمینی، دریایی و هوایی:· برای وراث طبقه ی اول 2 درصد؛· برای وراث طبقه ی دوم 4 درصد·  و برای وراث طبقه ی سوم 6 درصد بهای اعلامی توسط سازمان امور مالیاتی کشور در تاریخ ثبت انتقال به نام وراث است.مالیات بر ارث سپرده های بانکی، اوراق مشارکت و سایر اوراق بهادار:مالیات بر ارث سپرده های بانکی، اوراق مشارکت و سایر اوراق بهادار و سودهای متعلق به آنها و همچنین سود سهام و سهم الشرکه تا تاریخ ثبت انتقال به نام وراث و یا پرداخت و تحویل به آنها:· برای وراث طبقه ی اول 3 درصد؛· برای وراث طبقه ی دوم 6 درصد؛· و برای وراث طبقه ی سوم 12 درصد است.مالیات بر ارث سهام، سهم الشرکه و حق تقدم آنها:در خصوص این اموال، با توجه به مواد 143 و 143 مکرر، باید بین سهام و سهم الشرکه ی غیر بورسی و سهام و سهم الشرکه بورسی باید تفکیک قایل شویم.مالیات بر ارث سهام و سهم الشرکه ی غیر بورسی و حق تقدم آن ها:· برای وراث طبقه ی اول، 6 درصد ارزش اسمی؛· برای وراث طبقه ی دوم 12 درصد ارزش اسمی؛· برای وراث طبقه ی سوم 24 درصد ارزش اسمی است.مالیات بر ارث سهام و سهم الشرکه ی بورسی و حق تقدم آن ها:· برای وراث طبقه ی اول، 0.75 درصد ارزش فروش سهام؛· برای وراث طبقه ی دوم 1.5 درصد ارزش فروش سهام؛·  و برای وراث طبقه ی سوم 3 درصد ارزش فروش سهام است.مالیات بر ارث حق الامتیاز، سایر اموال و حقوق مالی:مالیات بر ارث حق الامتیاز و سایر اموال و حقوق مالی:· برای وراث طبقه ی اول، 10 درصد؛· وراث برای وراث طبقه ی دوم 20 درصد؛· و برای وراث طبقه ی سوم 40 درصد ارزش روز در تاریخ تحویل یا ثبت انتقال به نام خواهد بود.چه اموالی معاف از مالیات بر ارث هستند؟با توجه به ماده ی 24 قانون اصلاح قانون مالیات های مستقیم، اموال زیر از مالیات بر ارث معاف هستند:وجوه بازنشستگی و وظیفه و پس انداز خدمت و مزایای پایان خدمتمطالبات مربوط به خسارت اخراج، بازخرید خدمت و مرخصی استحقاقی استفاده نشدهبیمه های اجتماعی و نیز وجوه پرداختی توسط بیمه یا بیمه گزار یا کارفرما از قبیل بیمه های عمر و زندگیخسارت فوت و دیهاثاث البیت محل سکونت متوفیاموالی که برای وزارتخانه ها یا موسسات دولتی، شهرداری ها و دستگاه هایی که بودجه ی آن ها به وسیله دولت تامین می شود، مورد وقف، نذر یا حبس واقع گردد؛ به شرط تائید سازمان ها و موسسات مذکورنحوه ی محاسبه ی ارزش اموال متوفی:ارزش دارایی‌های متوفی با توجه به قیمت روز آنها محاسبه می‌شود. بنابراین زمان فوت متوفی ملاک نیست.در قانون قدیم، مالیات بر ارث، پس از اظهار کلیه اموال متوفی در اظهارنامه مربوطه، برای همه اموال و به صورت یک جا محاسبه می‌شد. در نتیجه ورثه مجبور بودند برای انتقال اموال به خود، اغلب هزینه قابل توجهی را به عنوان مالیات بر ارث بپردازند.در حالی در قانون جدید، الزامی برای تعیین تکلیف تمام دارایی‌ها به صورت یک جا وجود ندارد. در نتیجه وراث می‌توانند تنها بخشی از اموال را در زمان‌های مشخص به خود منتقل نمایند و تعیین تکلیف سایر دارایی‌ها را به زمان دیگری موکول کنند.مدارک مورد نیاز برای تشکیل پرونده مالیات بر ارث:برای تشکیل پرونده ی مالیات بر ارث، به مدارک زیر نیاز دارید:1. اصل یا کپی برابر اصل شده گواهی حصر وراثت2. اصل و فتوکپی تمام صفحات شناسنامه متوفی3. اصل و کپی کارت ملی متوفی4. اصل و فتوکپی گواهی فوت5. اصل و کپی صفحه ی اول شناسنامه ی همه ی ورثه (اگر شناسنامه فرد توضیحات داشته باشد، ارائه ی کپی صفحه ی توضیحات هم لازم است.)6. اصل و کپی کارت ملی تمام ورثه (اگر کارت ملی هر یک از ورثه موقت باشدف ارائه ی کد پستی الزامی است.)7. سند مالکیت یا اجاره نامه یا فیش آب و برق برای احراز محل سکونت متوفی8. اصل و فتوکپی وکالتنامه ی وکیل و کارت ملی او (در صورت داشتن وکیل)9. اسناد مالکیت متوفی مراحل مالیات بر ارث:در این قسمت قدم به قدم تا پرداخت مالیات بر ارث پیش می رویم:1. در خصوص افرادی که پس از سال 1395 فوت کرده اند، اولین قدم دریافت گواهی انحصار وراثت است. برای کسب اطلاعات بیشتر در خصوص دریافت این گواهی اینجا کلیک کنید.2. مراجعه به اداره ی مالیات آخرین محل سکونت متوفی.3. تشکیل پرونده مالیات بر ارث.4. ارائه ی اظهارنامه ی مالیاتی.5. بررسی مدارک و تعیین مبلغ مالیات.6. پرداخت مبلغ تعیین شده و دریافت گواهی مالیات بر ارث.نمونه اظهارنامه مالیاتی:اظهارنامه مالیات برارث فرم مخصوص سازمان امور مالیاتی است که ورثه باید در آن کلیه اموال باقی مانده از متوفی را شرح دهند. در این اظهارنامه باید بدهی‌های متوفی و ارزش کلیه اموال و دارایی‌های متوفی در تاریخ فوت، بیان شود.طبق قانون جدید وراث از تاریخ فوت به مدت یک سال فرصت دارند تا اظهارنامه مالیات بر ارث را به اداره امور مالیاتی تسلیم نمایند. در صورتی که ورثه در مهلت تعیین شده اقدام نکنند، مشمول جریمه نمی شوند. اما هزینه‌های کفن و دفن و همچنین بدهی‌های متوفی از شمول معافیت خارج خواهد شد.در صورتی که متوفی قبل از سال 1395 فوت کرده باشد، عدم تسلیم اظهارنامه ظرف 6 ماه از تاریخ فوت، مشمول جریمه‌ای معادل 10% مالیات متعلقه خواهد بود.اقدامات اداره مالیات پس از رسیدگی به اظهارنامه:اداره ی مالیات پس از رسیدگی به اظهارنامه به شرح زیر اقدام می کند:اگر ارزش روز کلیه ترکه ی متوفی، کمتر از هزینه ی کفن و دفن، دیون و واجبات مالی وی باشد، دارایی های متوفی مشمول مالیات نمی شود.اگر ارزش روز ترکه ی متوفی، از هزینه ی کفن و دفن او و دیون و واجبات مالی وی بیشتر باشد، در این صورت هزینه های فوق از اموال او کسر شده و به باقی مانده ی آن مالیات تعلق می گیرد. پس از پرداخت مالیات به      وراث گواهی مالیاتی داده می شود.گواهینامه پرداخت مالیات بر ارث:پس از پرداخت مالیات بر ارث توسط ورثه، اداره ی مالیات یک گواهی به آن ها می دهد.این گواهی که نشان دهنده ی پرداخت مالیات از سوی ورثه است، گواهینامه مالیات بر ارث نام دارد.فرار از مالیات بر ارث:پرداخت نکردن مالیات بر ارث برای ورثه عواقبی دارد . از جمله مهم ترین آنها این است که ورثه نمی توانند اموال متوفی را به خود منتقل کنند. تا زمانی که ورثه مالیات بر ارث را پرداخت نکنند، نمی‌توانند صاحب دارایی متوفی شوند.</description>
                <category>مهشید خلیلی</category>
                <author>مهشید خلیلی</author>
                <pubDate>Mon, 12 Feb 2024 11:56:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارث</title>
                <link>https://virgool.io/@lawyer.mkhalili/%D8%A7%D8%B1%D8%AB-sgkafvbk1sit</link>
                <description>به قول معروف، مرگ شتری است که در هر خانه ای می خوابد. در دنیای حقوق، مرگ همراه خودش آثاری ایجاد می کند.شخصی که از دنیا رفته تمام اموالش را در این دنیا باقی می گذارد و می رود. یعنی او دیگر نمی تواند مالک اموال خود باشد. به همین علت اموال فرد بعد از فوت او به ورثه اش ارث می رسد.اما این فرآیند چگونه انجام می شود؟ورثه ی فرد چه کسانی هستند؟برای دریافت پاسخ سوال هایتان با من، مهشید خلیلی، همراه باشید.تعریف ارثدر تعریف ارث می توان گفت انتقال قَهری و خود به خودی اموال فرد فوت شده، به ورثه را ارث می گویند.منظور از انتقال قهری و خود به خودی این است که اراده ی کسی در این انتقال دخیل نیست. یعنی به محض آن که فرد فوت می کند، ارتباط او با اموالش قطع می شود و ورثه جانشین او می شوند.شخصی که فوت کرده و اموال او به ارث می رسد، مُوَرِث نامیده می شود.ترکه چیست؟زمانی که فرد فوت می کند، اموالی از او به جا می ماند که باید در مورد آنها تعیین تکلیف شود.منظور از ترکه همان اموالی است که از متوفی به جا مانده و به ارث می رسد. ترکه دارای دو جنبه است:· جنبه ی مثبت: اموالی است که از متوفی به جا مانده و می تواند به وراث به ارث برسد. مانند خانه، زمین، اتومبیل، سپرده بانکی و…· جنبه ی منفی: بدهی هایی است که متوفی دارد و پرداخت نکرده است. مطالبات اشخاص ثالث جنبه ی منفی ترکه را تشکیل می دهد.ورثه با مجموعه ی این دو جنبه مواجه هستند.کدام بخش از ترکه به ارث می رسد؟مطابق ماده ی 869 قانون مدنی ابتدا باید حقوق و دیون زیر ادا شود. سپس اگر مالی باقی ماند، به ورثه می رسد:هزینه ی کفن میت. قانونگذار در مورد هزینه ی تهیه قبر و برگزاری مراسم سکوت کرده است. اما بهتر است هزینه ی این اعمال نیز از محل ترکه متوفی تامین شود.حقوقی که به عین اموال متوفی تعلق گرفته است. به طور مثال اگر یکی از اموال میت وثیقه ی طلب طلبکاری باشد، باید در مورد آن تعیین تکلیف شود.دیون و واجبات مالی متوفی. اگر متوفی مالی به کسی بدهکار است باید پرداخت شود.عمل به وصیت متوفی. وصیت متوفی تا یک سوم اموال او صحیح است و نسبت به مازاد آن اجازه ی وراث نیاز است.هزینه های بالا به ترتیب اولویت پرداخت می شود. سپس اگر مال باقی ماند، بین ورثه ی متوفی تقسیم می شود.در خصوص دیون متوفی هم اگر اموال به جا مانده از او کمتر از دیون باشد، وراث تکلیفی به پرداخت مبلغ مازاد بر ترکه نیستند.وارث کیست؟مسلما نمی توان هر فردی را به عنوان وارث در نظر گرفت. پس ورثه ی متوفی چه کسانی هستند؟مطابق قانون مدنی، افراد از دو جهت ممکن است از دیگری ارث ببرند:1. نسب: منظور وجود رابطه ی خویشاوندی بین متوفی و شخصی است که از او ارث می برد. یعنی افرادی که بین آنها  و متوفی قرابت و خویشاوندی وجود دارد.2. سبب: منظور این است بین فرد و متوفی به سبب ازدواج پیوند و خویشاوندی ایجاد شده است.پس افراد ممکن است به خاطر خویشاوندی نسبی یا سببی که با متوفی دارند از او ارث ببرند. البته در صورتی که مانعی برای ارث بردن آنها وجود نداشته باشد.طبقات ارث:افرادی که به موجب نسب ارث می برند در سه طبقه به شرح زیر تقسیم می شوندک1. طبقه اول: پدر و مادر و اولاد، اولادِ اولاد یا به بیان ساده: پدر و مادر، فرزند، نوه، نتیجه و …2. طبقه دوم: اجداد، برادر و خواهر و اولاد آنها یا به بیان ساده: پدر بزرگ و مادر بزرگ، برادر و خواهر متوفی و خواهر زاده ها و برادر زاده ها3. طبقه سوم: اعمام، عمات، اخوال، خالات و اولاد آنها به بیان ساده عموها، عمه ها، دایی ها و خاله های متوفی و فرزندان آنهااما ارث بردن در این طبقات قواعدی دارد که برخی از متداول ترین آنها عبارتند از:همسر متوفی به  خاطر رابطه ی سببی با او ارث می برد. به همین علت هم در این طبقات نامی از او      نیست. در واقع همسر در کنار همه طبقات ارث می برد.طبقات در طول هم  هستند یعنی طبقه ی اول برای ارث بردن، بر طبقات بعدی اولویت دارد. حال اگر در      طبقه ی اول وارثی نبود، به سراغ طبقه ی دوم می رویم. اگر در طبقه ی دوم وارثی  باشد، نوبت به طبقه ی سوم نمی رسد. اما اگر در طبقه ی دوم وارثی نباشد، به سراغ طبقه ی سوم می رویم.اگر متوفی فرزند داشته باشد، نوه ی او ارث نمی برد. چون فرزند با متوفی نسبت نزدیک تری دارد. در واقع کسی که نیبت نزدیک تری به متوفی دارد، فرد دورتر را از ارث محروم می کند.شرایط ارث:برای اینکه وارث از متوفی ارث ببرد، باید شرایطی داشته باشد. این شرایط عبارتند از:شرط اول ارث بردن، زنده بودن وارث در زمان مرگ مورث است. در واقع مرده از زنده ارث نمی برد. مثلا اگر علی فرزندی به نام مریم داشته باشد، مریم در صورتی از پدر خود ارث می برد که در زمان مرگ او زنده باشد. توجه داشته باشید زنده بودن وارث در زمان مرگ مورث اهمیت دارد نه در زمان تقسیم ارث.حال اگر دو شخص که بین آنها توارث برقرار است فوت کنند و مشخص نباشد چه کسی زودتر فوت کرده و چه کسی دیرتر، تکلیف چیست؟ مثلا اگر علی و مریم هر دو فوت کنند و معلوم نباشد علی زودتر فوت کرده یا مریم، کدام یک از دیگری ارث می برد؟طبق قانون مدنی هیچ یک از دیگری ارث نمی برد. یعنی نه علی از دخترش ارث می برد و نه مریم از پدر ارث می برد. در این شرایط فقط در یک صورت ممکن است از هم ارث ببرند و آن اینکه هر دو در یک حادثه غرق شوند یا در یک حادثه مانند ریزش آوار (هَدم) جان خود را از دست دهند.شرط دوم برای ارث بردن، نبود موانع ارث است. یعنی وارث باید خالی از موانع ارث باشد. حال منظور از موانع ارث چیست؟موانع ارث:منظور از موانع ارث، وجود مواردی است که مانع ارث بردن وارث از متوفی می شود. اگر وارث یکی از موانع ارث را داشته باشد، نمی تواند از مورث خود ارث ببرد. این موانع عبارتند از:1. قتل: قتل عمد از موانع ارث است. بنابراین اگر وارثی به عمد مورث خود را بکشد، نمی تواند از او ارث ببرد. چه خود مستقیما او را به قتل برساند، چه با شراکت دیگری و چه معاون در جرم قتل باشد. دلیل این امر آن است که کسی به انگیزه ی دست یافتن به سهم الارث خود، مرتکب قتل نشود. توجه داشته باشید قتل غیر عمد، اعم از شبه عمد و خطای محض مانع از ارث نمی شود.2. کفر:کافر از مسلمان ارث نمی برد. اما مسلمان از کافر ارث می برد. حال اگر کافری فوت کند و در میان ورثه ی او مسلمانی حضور داشته باشد، وراث کافر ارث نمی برند و تنها وارث مسلمان ارث خواهد برد.3. لِعان: لعان در لغت به معنای ناسزا گفتن و نفرین کردن است. لعان زمانی محقق می شود که مردی به همسر خود نسبت زنا دهد یا بچه ای را که همسرش به دنیا آورده انکار کند. یعنی بگوید این بچه از من نیست. لعان بر ارث بری افراد از یکدیگر تاثیر دارد. بعد از وقوع لعان، ازدواج زن و مرد منحل می شود و زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی برند. همچنین اگر مرد به سبب لعان بچه را انکار کند، پدر از بچه و بچه از پدر ارث نمی برند. اما بچه از مادر و مادر از او ارث می برند.4. ولد الزنا بودن: طفل ناشی از رابطه ی نامشروع، از پدر و مادر خود ارث نمی برد. پدر و مادر نیز از او ارث نمی برند.اگر کسی وارث نداشته باشد چه اتفاقی می افتد؟ممکن است فرد از دنیا برود اما وارثی نداشته باشد. در این صورت چه اتفاقی برای اموال او می افتد.ماده ی 866 قانون مدنی در این باره می گوید:«در صورت نبودن وارث امر ترکه متوفی راجع به حاکم است.»منظور از حاکم در این ماده دادگاه است. در واقع حاکم مسئول اداره ی اموال متوفی است نه مالک اموال او.بنابراین:1. کسی که وارثی ندارد می تواند نسبت به تمام اموال خود وصیت کند و وصیت او نافذ است.2. اگر متوفی وارث نداشته باشد و ضمن وصیت نامه ای برای اداره ی اموال خود وصی مشخص کرده باشد، اداره ی اموال او با همان وصی است و دادگاه حق دخالت ندارد.نکته ی دیگر ماده ی 335 قانون امور حِسبی است. این ماده بیان می نماید:«اگر از تاريخ تحرير تركه تا ده سال وارث متوفی معلوم شود، تركه به او داده می شود و پس از گذشتن مدت نامبرده، باقی‌ مانده تركه به خزانه دولت تسليم می شود و ادعاء حقي نسبت به تركه از كسي به هر عنوان كه باشد پذيرفته نيست.»بنابراین اگر ده سال از زمان تحریر ترکه بگذرد و وارثی پیدا نشود، دولت اموال باقی مانده را تملک می کند. منظور از تحریر ترکه تعیین مقدار ترکه و دیون متوفی است.محرومیت از ارث:در سریال های ایرانی این صحنه را زیاد می بینیم که پدر یا مادر به فرزندش می گوید از ارث محرومت می کنم.اما آیا از نظر قانونی چنین چیزی امکان دارد؟باید بگویم که از نظر قانونی هیچ کس نمی تواند دیگری را از ارث محروم کند. حتی مورث نمی تواند سهم ورثه را کم و زیاد کند. میزان سهم ورثه مطابق آنچه قانون تعیین کرده خواهد بود.آیا می توان سهم بعضی از ورثه را کم یا زیاد کرد؟خیر میزان سهم ورثه را نمی توان کم و زیاد کرد. ترکه متوفی مطابق آنچه قانون گفته تقسیم می شود و به ورثه داده می شود.بنابراین متوفی نمی تواند بگوید که به همسرم به جای یک هشتم اموال، یک چهارم ارث برسد.البته فرد در زمان زنده بودنش از دو طریق می تواند بر روی تقسیم اموال خود اثر بگذارد:1.  در زمان حیات خود نسبت به اموال خود تصمیم گیری نماید. یکی از رایج ترین این اقدامات، صلح عمری است.2. در خصوص اموال خود وصیت نماید. که همان طور که توضیح داده شد، این وصیت تا یک سوم اموال صحیح است. البته اگر فرد وارثی نداشته باشد، وصیت او نسبت به کل اموال و صحیح است.تاثیر وصیت در ارث:در بخش قبل توضیح دادم که وصیت یکی از راه های است که به فرد امکان می دهد، بر روی تقسیم اموال خود تا حدی تاثیر بگذارد.در صورتی که فرد وارث داشته باشد، وصیت او تنها نسبت به یک سوم اموال او صحیح است. نسبت به مقدار بیشتر، وصیت متوفی در صورتی اجرا می شود که ورثه رضایت دهند.نکته ی مهم این که میزان یک سوم اموال در زمان فوت در نظر گرفته می شود نه در زمان وصیت کردن.ارث بردن از مادربرخی تصور می کنند که نحوه ی ارث بردن از مادر یا پدر تفاوت دارد. در واقع تصور می کنند اگر مادری فوت کند، دختر و پسر او به صورت یکسان ارث می برند.در حالی که چنین نیست.ارث بردن از مادر تفاوتی با ارث بردن از پدر ندارد. یعنی اگر مادری فوت کند و هم فرزند پسر داشته باشد هم فرزند دختر، پسر دو برابر دختر ارث می برد.سایر موارد هم نظیر همان چیز است که در خصوص پدر گفتم.سهم الارث فرزند مجردآیا سهم الارث فرزند مجرد، با فرزند متاهل متفاوت است؟پاسخ منفی است. فرزند چه متاهل باشد و چه مجرد مطابق قواعد قانونی از متوفی ارث می برد.ارث فرزندخواندههمان گونه که در ابتدای مطلب توضیح دادم، افراد یا به خاطر رابطه ی نسبی (پیوند خونی) یا رابطه ی سببی (ازدواج) از دیگری ارث می برند.فرزند خوانده هیچ یک از این پیوند ها را با پدر و مادر خوانده ی خود ندارد. به همین سبب هم از هیچ کدام آنها ارث نمی برد.بنابراین شاید بهتر باشد پدر و مادری که سرپرستی کودکی را بر عهده م گرند، بخشی از اموال خود را به نفع او وصیت کنند.ارث زن از شوهربرای آنکه زن از شوهر خود ارث ببرد، دو شرط زیر باید وجود داشته باشد:1. دائمی بودن ازدواج2. وجود رابطه ی زن و شوهر در زمان فوت شوهرسهم الارث زن از شوهر خود در دو فرض متفاوت است:· اگر متوفی فرزند داشته باشد، زن یک هشتم اموال او را ارث می برد.· اگر متوفی فرزند نداشته باشد، زن یک چهارم اموال او را ارث می برد.در واقع فرزند متوفی حاجب همسر او است و باعث می شود زن ارث کمتری ببرد.نکته ی مهم این است که مهم نیست که این فرزند از ازدواج زن و شوهر باشد. ممکن است مرد از ازدواج دیگری صاحب فرزند شده باشد.اگر مرد چند همسر دائمی داشته باشد، یک چهارم یا یک هشتم گفته شده، بین همسران او به صورت مساوی تقسیم می شود.زن از کدام اموال شوهر ارث می برد؟زن از عین اموال منقول و از قیمت اموال غیر منقول ارث می برد.به این ترتیب اگر شوهر خانه یا باغی داشته باشد، زن آن خانه یا باغ را ارث نمی برد، اما از قیمت آن خانه یا باغ ارث می برد.اما در صورتی که شوهر اموالی مانند ماشین داشته باشد، زن از آن ماشین ارث می برد.ارث زن بدون فرزنداگر زن نازا باشد، باز هم از شوهر خود ارث می برد؟بله. نازایی زن تاثیری بر روی سهم الارث او ندارد.آیا زن از همسر دوم خود ارث می برد؟اگر زن مجددا ازدواج کند و ازدواج دوم او دائمی باشد، از همسر دوم خود ارث می برد. البته ازدواج دوم باید تا زمان فوت شوهر باقی باشد.سهم الارث زن از شوهر دوم خود نیز همان یک چهارم یا یک هشتم است.ارث مرد از زنبرای آنکه مرد از همسر خود ارث ببرد، باید دو شرط زیر وجود داشته باشد:1. دائمی بودن ازدواج2. وجود رابطه ی زن و شوهر در زمان فوت شوهرسهم الارث شوهر از زن خود در دو فرض متفاوت است:· اگر متوفی فرزند داشته باشد، شوهر یک چهارم اموال زن را ارث می برد.· اگر متوفی فرزند نداشته باشد، شوهر یک دوم از اموال زن را به ارث می برد.در واقع فرزند زن حاجب شوهر او است و باعث می شود شوهر ارث کمتری ببرد.این نکته را در نظر داشته باشید که حتی اگر بچه از ازدواج دیگری باشد، با هم باعث می شود شوهر ارث کمتری ببرد.ارث زن و شوهر بعد از طلاق:همان طور که گفتم، اصولا برای آن که زن و شوهر از هم ارث ببرند، در زمان فوت باید ازدواج آنها پا برجا باشد.اما در قانون مواردی پیش بینی شده است که زن و شوهر در شرایطی حتی پس از طلاق هم از هم ارث ببرند.طبق ماده ی 944 قانون مدنی، در شرایط زیر زن پس از طلاق از شوهر ارث می برد:1. شوهر در حال بیماری زن خود را طلاق دهد.2. شوهر ظرف یک سال از تاریخ طلاق از همان بیمار فوت کند.3. زن در این مدت ازدواج نکرده باشد.در این مورد اهمیتی ندارد که طلاق بائن باشد یا رجعی.آیا حقوق بازنشستگی متوفی به ارث می رسد؟مطابق ماده ی 80 قانون تامین اجتماعی، مستمری فرد بیمه شده در حالات زیر، به بازماندگان واجد شرایط او تعلق می گیرد:1. در صورت فوت بیمه شده بازنشسته.2. در صورت فوت بیمه شده از کار افتاده کلی مستمری‌بگیر.3. در صورت فوت بیمه شده‌ای که در ده سال آخر حیات خود حداقل حق بیمه یک سال کار را در آخرین سال حیات پرداخته باشد.4. در مواردی که بیمه شده بر اثر حادثه ناشی از کار یا بیماری های حرفه‌ای فوت نماید.بازماندگان واجد شرایط چه کسانی هستند؟همسر دائم متوفیشوهر بیمه شده زن متوفی؛ در صورتی که تحت تکفل زن باشد، بیش از 60 سال سن داشته باشد، یا از کارافتاده باشد و از سازمان تامین      اجتماعی مستمری دریافت نکند.فرزند پسر متوفی؛ در صورتی کمتر از 20 سال سن داشته باشد، یا فقط به تحصیل اشتغال داشته باشد و شغلی نداشته باشد، یا معلولیت داشته و از کارافتاده باشد.فرزند دختر متوفی؛ در صورتی که شغل نداشته باشد و ازدواج هم نکرده باشد.فرزندخوانده ی متوفیپدر و مادر متوفی؛ در صورتی که اولا تحت تکفل متوفی بوده . ثانیا سن پدر از 60 سال و سن مادر از 55 سال بیشتر باشد، یا اینکه از کار افتاده باشند و از سازمان مستمری دریافت نکنند.انحصار وراثت:با فوت فرد، اهلیت تمتع او پایان می یابد. یعنی او دیگر نمی تواند دارای حق یا تکلیفی باشد. به این ترتیب او دیگر نمی تواند مالک مالی باشد و ارتباط او با اموالش قطع می شود.بنابراین اموال او به صورت قهری و خود به خود به ورثه منتقل می شود. اما این ورثه باید شناسایی شده و سهم هر کدام از آنها معلوم شود.انحصار وراثت به این معناست که منحصر بودن ورثه در ارث بردن از متوفی و سهم الارث هر یک در دادگاه بررسی و اثبات شود.تا زمانی که انحصار وراثت انجام نشده ورثه نمی توانند در سهم خود از اموال متوفی، دخل و تصرف انجام دهند.برای مطالعه ی بیشتر به مطلب گواهی انحصار وراثت مراجعه نمایید.</description>
                <category>مهشید خلیلی</category>
                <author>مهشید خلیلی</author>
                <pubDate>Sun, 06 Aug 2023 15:25:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نفقه ی فرزند</title>
                <link>https://virgool.io/@lawyer.mkhalili/%D9%86%D9%81%D9%82%D9%87-%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-paiw2etjimf7</link>
                <description>یکی از وظایف پدر تامین معاش و نیازهای خانواده است. در واقع پدر وظیفه دارد نفقه ی فرزندان خود را بپردازد. اما نفقه ای که پدر به فرزندان خود می پردازد با نفقه ی زوجه تفاوت دارد.در این مطلب تلاش کردم به سوالات شما در خصوص نفقه ی فرزند پاسخ دهم. با من، مهشید خلیلی، همراه باشید.نفقه چیست؟نفقه در لغت به معنا هزینه، خرجی، روزی و ماحتاج معاش است. در اصطلاح عبارت است از آن چیزی که برای گذران زندگی لازم و مورد نیاز است.انواع نفقه:اصولا نفقه بر دو نوع است:1. نفقه ی زوجه2. نفقه ی اقاربنفقه ی فرزند از نوع نفقه ی اقارب است. منظور از اقارب، اقارب نسبی است. عن کسانی که به واسطه ی پیوند خونی با یکدیگر خویشاوند هستند. طبق ماده ی 1196 قانون مدنی:« در روابط بین اقارب فقط اقارب نسبی در خط عمودی اعم از صعودی یا نزولی ملزم به انفاق یکدیگرند.»منظور از اقارب نسبی در خط عمودی، خویشاوندانی است که با واسطه یا بدون واسطه از یکدیگر به دنیا آمده اند. نظیر رابطه ای که بین پدربزرگ، پدر و نوه وجود دارد.لازم به ذکر است با توجه به آنچه گفته شد، خواهد و برادر ملزم به پرداخت نفقه به یکدیگر نیستند.ویژگی های نفقه فرزند:ویژگی های نفقه ی فرزندان عبارت است از:· در صورتی به فرزند نفقه تعلق می گیرد که فرزند فقیر و نیازمند به آن باشد و پدر توان مالی پرداخت نفقه را داشته باشد. یعنی با پرداخت نفقه پدر در مضیقه قرار نگیرد.· فرزندان تنها می توانند نفقه ی آنده ی خود را مطالبه کنند. یعنی اگر در گذشته مادر برخی هزینه ها را پرداخت کرده، نمی توان آن هزینه ها را مطالبه کرد.· در تعیین میزان نفقه ی فرزند وضعیت مالی پدر ملاک است. یعنی نفقه به گونه ای تعیین می شود که پدر دچار مضیقه نشود.· پرداخت نفقه در رابطه ی بین پدر و فرزند، یک تکلیف متقابل است. یعنی همان گونه که پدر وظیفه دارد به فرزند خود نفقه بپردازد، در صورت تغییر شرایط و نیاز مالی پدر و تمکن مالی فرزند، قانونا فرزند باید به پدر خود نفقه بپردازد.نفقه فرزند شامل چه چیزهایی می شود؟با توجه به ماده ی 1204 قانون مدنی، نفقه ی فرزند عبارت است از مسکن، خوراک، پوشاک، وسایل منزل به اندازه ی نیاز. البته باید استطاعت مالی پدر در نظر گرفته شود.آنچه گفته شد مهم ترین نیازمندی ها زندگی است. اما نازهای زندگی منحصر به موارد گفته شده نیست. پس هزینه های بهداشت و درمان، رفت و آمد و ... را باید به آن اضافه کرد.آیا هزینه ی تحصیل هم جزو نفقه محسوب می شود؟منظور از نفقه چیزهایی است که بر حسب متعارف مورد نیاز فرد باشد.قانون هزینه ی تحصیل را به صورت مجزا قید نکرده است. اما به نظر می رسد پرداخت هزینه های تحصیل تا مقطعی که اجباری است جزو نفقه است.شرایط تعلق نفقه به فرزند:با توجه به موارد 1197 و 1198 قانون مدنی، با شرایط زیر به فرزند نفقه تعلف می گیرد:1. فرزند ندار باشد و نتواند به وسیله ی اشتغال به شغلی معاش خود را تامین کند.2. پدر توان پرداخت نفقه را داشته باشد. یعنی بدون آن که در معیشت خود دچار مشکل شود، بتواند نفقه ی فرزند را بپردازد. برای تشخیص توان مالی باید تمام تعهدات پدر و وضع زندگی او در جامعه در نظر گرفته شود.پرداخت نفقه فرزند بر عهده ی کیست؟1. طبق ماده ی 1199 قانون مدنی، پرداخت نفقه ی فرزندان بر عهده ی پدر است.2. بعد از فوت پدر یا در صورتی که پدر توان مالی پرداخت نفقه را نداشته باشد، نفقه ی فرزند بر عهده ی اجداد پدری است. یعنی پدر بزرگ پدری باید نفقه ی نوه ی خود را بپردازد.3. در صورت نبودن پدر و پدربزرگ پدری یا عدم قدرت آنها، مادر باید نفقه را بپردازد.4. اگر مادر هم زنده نباشد یا توانایی پرداخت نفقه را نداشته باشد، پدربزرگ و مادربزرگ مادری و مادربزرگ پدری باید نفقه را بپردازند.مسئول پرداخت نفقه در صورت شاغل بودن مادر:در صورتی که مادر شاغل باشد، باز هم پرداخت نفقه بر عهده ی پدر است.بنابراین در صورت شاغل بودن مادر، تکلیف به پرداخت نفقه از عهده ی پدر ساقط نمی شود.مادر تنها در صورتی مسئول پرداخت نفقه است که پدر و پدر بزرگ پدری فوت کرده یا توان مالی پرداخت نفقه را نداشته باشند.میزان نفقه فرزند:برای میزان نفقه ی فرزند در قانون مبلغ مشخصی تعیین نشده است. در واقع با توجه به اینکه در پرداخت نفقه وضعیت مالی نفقه دهنده ملاک است، نمی توان مبلغ مشخصی را تعیین کرد.در تعیین میزان نفقه ی فرزند دو عامل نقش موثر دارد:نیازها و احتیاجات فرزندتوانایی مالی پدراگر زوجین در خصوص میزان نفقه به توافق برسند، آن میزان ملاک خواهد بود.ولی در صورت عدم توافق، نفقه ی طفل با توجه به سن، وضعیت و نیازهای روزمره ی او توسط کارشناس دادگستری تعیین می شود. بنابراین میزان نفقه از موردی به مورد دیگر متفاوت است.نفقه فرزند دختر تا چند سالگی است؟به فرزند دختر تا زمانی که شغلی ندارد و ازدواج نکرده است، نفقه تعلق می گیرد.در واقع اگر دختر نتواند شغلی بیابد و از این طریق نیازهای خود را برآورده کند، تا زمانی که ازدواج نکرده باید نفقه ی او پرداخت شود.نفقه فرزند پسر تا چه سنی است؟به پسران تا سن 18 سالگی و زمان اتمام دوره ی سربازی نفقه تعلق می گیرد. پس از این دوران در صورتی که پسر توان کار کردن داشته باشد، دیگر نفقه ای به او تعلق نمی گیرد.مگر اینکه پسر به واسطه ی ضعف جسمانی و ... توانایی کار کردن نداشته باشد، که در این صورت به او نفقه تعلق می گیرد.نفقه فرزندان بالای 18 سال:آیا به فرزندان بالای 18 سال نفقه تعلق می گیرد؟در این مورد بین فرزند دختر و پسر تفاوت وجود دارد:· به دختر تا زمانی که شغلی ندارد یا ازدواج نکرده نفقه تعلق می گیرد. چه سن او بیشتر از 18 سال باشد چه کمتر.· به پسری که بیش از 18 سال سن دارد و توانایی کار کردن دارد نفقه تعلق نمی گیرد.نفقه فرزند بعد از طلاق:در صورت جدایی پدر و مادر، پرداخت نفقه بر عهده ی کدام یک از آنها است؟برخی تصور می کنند که اگر حضانت بر عهده مادر قرار گیرد، پرداخت نفقه فرزند نیز بر عهده ی او خواهد بود.اما همان طور که قبلا هم گفتم تامین مالی خانواده بر عهده ی مرد است و مرد باید نفقه ی خانواده ی خود را بپردازد. نفقه ی فرزند حتی اگر مادر عهده دار حضانت بچه باشد، بر عهده پدر است.بنابراین بعد از طلاق، همچنان پرداخت نفقه ی فرزندان مشترک بر عهده ی پدر است. حتی در صورتی که حضانت فرزند با مادر باشد، باز هم پدر وظیفه دارد نفقه ی کودک را بپردازد.نفقه فرزند در طلاق توافقی:در طلاق توافقی پدر و مادر می توانند در مورد نفقه ی فرزند مشترکشان توافق کنند. از جمله می توانند تعیین کنند که چه کسی نفقه را بپردازد یا میزان ان نفقه چقدر باشد.اگر در خصوص میزان نفقه توافقی انجام نشود، طرفین می توانند به دادگاه مراجعه نمایند تا از طریق کارشناسی میزان نفقه تعیین شود.لازم به توضیح مجدد نیست که در صوزت عدم توافق بر مسئول پرداخت نفقه، مطابق قانون پدر باید نفقه را بپردازد.پرداخت نفقه فرزند بعد از فوت پدر:پرداخت نفقه ی فرزند به ترتیب بر عهده ی افراد زیر است:1. پدر2. پدربزرگ پدری3. مادر4. پدربزرگ و مادربزرگ مادری و مادربزرگ پدریبنابراین در صورت فوت پدر به ترتیب اولویت به سراغ پدربزرگ پدری، مادر، پدربزرگ و مادربزرگ مادری و مادربزرگ مادری می رویم.نفقه فرزندخوانده:آیا پدر و مادری که کودکی را به فرزندی قبول می کنند، مسئول پرداخت نفقه ی او هستند؟پدر و مادری که سرپرستی طفلی را بر عهده می گیرند، مانند پدر و مادر واقعی او مسئول پرداخت نفقه ی او هستند و باید نفقه ی بچه را بپردازند.کارشناسی نفقه فرزند:همان طور که گفتم تعیین میزان نفقه ی فرزند توسط کارشناسان رسمی دادگستری انجام می شود.در واقع کارشناس میزان هزینه ی نگهداری فرزند را محاسبه می کند.عوامل مختلفی در ان محاسبه اثرگذار هستند. از جمله زندگی بچه در شهر یا روستا، سن بچه، وضعیت تحصیلی او، وضعیت جسمانی طفل و ...در صورتی که نظر کارشناس مورد پذیرش هر یک از طرفین نباشد، امکان اعتراض برای او وجود دارد. در صورت موضوع توسط هیئت سه نفره مورد بررسی قرار می گیرد.نفقه فرزند از چه تاریخی محاسبه می شود؟نفقه ی ایام گذشته ی فرزندان قابل مطالبه نیست.بنابراین میزان نفقه ای که برای فرزند تعیین شده و پدر به پرداخت آن محکوم می شود، از تاریخ تقدیم دادخواست محاسبه می شود.اعتراض به نفقه فرزند:رای ای که در خصوص محکومیت پدر به پرداخت نفقه صادر می شود، قابلیت اعتراض دارد و هر یک از طرفین در صورتی که رای به ضرر او صادر شده باشد، می تواند نسبت به آن تجدیدنظرخواهی کند.همچنین اگر رای به صورت غیابی صادر شود، پدر به عنوان محکوم علیه می تواند نسبت به آن واخواهی کند.اعسار نفقه فرزند:اگر پدر توان پرداخت مبلغ نفقه ی تعیین شده را نداشته باشد، باید دادخواست اعسار از پرداخت محکوم به بدهد. او باید استشهادیه ای که به امضای دو نفر گواه رسیده باشد را ارائه نماید.این دو شاهد باید از وضع مالی و شغل پدر اطلاع کامل داشته باشند و شهادت دهند که پدر توان پرداخت نفقه را ندارد.همچنین پدر باید صورت اموال خود را پیوست نماید.مجازات نپرداختن نفقه فرزند:مطابق ماده ی 53 قانون حمایت خانواده مصوب 1391، چنانچه پدر با وجود تمکن مالی از پرداخت نفقه ی بچه خودداری نماید، مرتکب جرم ترک انفاق شده و به مجازات حبس تعزیری درجه 6 محکوم می شود. منظور از حبس تعزیری درجه 6، بیش از 6 ماه تا دو سال حبس است.جرم ترک انفاق از جمله جرائم قابل گذشت است.یعنی شروع و ادامه ی تعقیب و رسیدگی در آن منوط به شکایت شاکی است و هر گاه شاکی گذشت کند فرآیند کیفری متوقف می شود.اگر در این مورد سوالی داشتید می توانید با شماره ی 09129587186 تماس بگیرید.</description>
                <category>مهشید خلیلی</category>
                <author>مهشید خلیلی</author>
                <pubDate>Sun, 30 Jul 2023 17:16:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طلاق به درخواست زوجه</title>
                <link>https://virgool.io/@lawyer.mkhalili/%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%B2%D9%88%D8%AC%D9%87-xlqzefbba5ma</link>
                <description>گاهی زندگی زناشویی افراد در بن بست قرار می گیرد و کار به جایی می رسد که چاره ای جز طلاق وجود ندارد.البته طلاق همیشه آخرین راه است. جایگاه نهاد خانواده به ما این اجازه را نمی دهد که با کوچکترین مشکلی جدایی را انتخاب کنیم.درایران حق طلاق با مرد است. اما در مواردی زن هم می تواند برای طلاق اقدام کند.البته فرآیند طلاق به درخواست زن معمولا طولانی و سخت  است.با مطالعه ی این مطلب تمام اطلاعات مورد نظرتان را به دست می آورید. با من، مهشید خلیلی، همراه باشید.طلاق چیست؟طلاق در لغت به معنای گشودن گره و رها کردن است. در اصطلاح طلاق عبارت است از انحلال ازدواج دائم با شرایط و تشریفات خاص از جانب مرد.همان طور که مشخص است طلاق یکی از اختیارات مرد در نظام خانواده است. مرد می تواند بدون رضایت زن، او را طلاق دهد.نکته ی بعدی اینکه طلاق فقط در ازدواج دائم وجود دارد. پس زن و شوهری که ازدواج موقت کرده اند، نمی توانند با طلاق ازدواج خود را منحل کنند.انواع طلاق:1- طلاق رجعی: طلاق رجعی، طلاقی است که با ارده ی مرد واقع می شود و مرد در دوران عده می تواند به زن و زندگی مشترک با او رجوع کند. عده به مدت زمانی پس از انحلال ازدواج گفته می شود که در خلال آن زن نمی تواند مجددا ازدواج کند. اگر ازدواج با طلاق منحل شود، مدت عده سه ماه خواهد بود.در طلاق رجعی، مرد همان طور که یک طرفه همسر خود را طلاق داده، یک طرفه هم می تواند به زندگی رجوع کند. البته فقط در دوران عده چنین اختیاری دارد.2- طلاق بائن:  طلاقی است که مرد در دوران عده نمی تواند به همسر و زندگی مشترک رجوع کند. طلاق در موارد زیر بائن است:طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود.طلاق زن یائسه.سومین طلاقی که پس از سه وصلت متوالی به عمل می آید. همان سه طلاقه که در عرف گفته می شود.طلاق خلع و مبارات تا زمانی که زن به عوض رجوع نکرده باشد.3- طلاق خُلع: آن است که زن به خاطر کراهتی که از شوهرش دارد، مالی به شوهر می دهد تا او را برای طلاق راضی کند. مالی که زن به شوهر برای طلاق می دهد، عِوَض نام دارد. این عوض می تواند به اندازه ی مهریه زن، بیشتر یا کمتر از آن باشد. طلاق خلع نوعی طلاق بائن است و با توافق زن و شوهر انجام می شود.4- طلاق مبارات: طلاقی است که طرفین از هم کراهت دارند. هیچ یک حاضر به ادامه ی زندگی مشترک نیست. در این صورت هم زن می تواند با دادان مالی، شوهر را راضی به طلاق کند. اما عوض نمی تواند از مهریه زن بیشتر باشد. زیرا نارضایتی از جانب دو طرف است. طلاق مبارات از نوع طلاق بائن و توافقی است.طلاق به درخواست زن در قانون مدنی:همان طور که گفتم طلاق از حقوق مرد است. یعنی مرد هر زمان بخواهد می تواند با پرداخت حقوق مالی همسرش حتی بدون دلیل او را طلاق دهد.اما زن در موارد مشخصی می تواند تقاضای طلاق کند. این موارد طبق قانون مدنی عبارتند از:وکالت زن در طلاق شرط ضمن عقد باشد. مثلا در عقد ازدواج شرط شده باشد که اگر شوهر مجددا ازدواج کند، زن وکالت در طلاق داشته باشد. در این صورت زن باید بتواند اثبات کند که شوهر او ازدواج مجدد داشته تا بتواند از وکالت در طلاق استفاده کند.در صورتی که شوهر از پرداخت نفقه ی زن امتناع کند یا توان پرداخت نفقه را نداشته باشد و دادگاه هم نتواند مرد را مجبور به پرداخت نفقه کند، زن می تواند برای طلاق اقدام کند.اگر مردی بیش از چهار سال غایب مفقود الاثر باشد، همسر او می تواند تقاضای طلاق کند. منظور از غایب مفقود الاثر کسی است که برای مدت طولانی ناپدید شده و به هیچ وجه خبری از او در دست نیست.مواردی که طبق ماده ی 1130 قانون مدنی برای زن عسر و حرج وجود داشته باشد. در این مورد در بخش بعدی توضح می دهم.در صورتی که زن از شوهر خود وکالت در طلاق داشته باشد هم می تواند برای طلاق اقدام کند.عسر و حرج یعنی چه؟منظور از عُسر و حَرَج به وجود آمدن وضعیتی است که ادامه ی زندگی مشترک را برای زن با دشواری همراه کند و تحمل آن وضعیت مشکل باشد.در صورتی که دادگاه عسر و حرج زن را احراز کند، حکم به طلاق زن صادر می کند.تشخیص عسر و حرج بر عهده ی قاضی است. اما ماده ی 1130 قانون مدنی موارد زیر را به عنوان مثال هایی برای عسر و حرج بیان کرده است:شوهر در مدت یک سال، زندگی خانوادگی حداقل به مدتشش ماه پشت سر هم یا نه ماه متناوب ترک زندگی مشترک کرده باشد بدون آن که عذر موجهی داشته باشد.شوهر به انواع مواد مخدر یا مشروبات الکلی اعتیاد داشته باشد و از ترک آن خودداری کند یا نتوان او را مجبور به ترک نمود.این اعتیاد باید به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد کند تا موجب عسر و حرج زن شناخته شود. همچنین اگر شوهر قول داده باشد در مدت معینی اعتیاد خود را کنار بگذارد و به تعهد خود عمل نکند یا پس از ترک اعتیاد مجددا به سراغ مواد مخدر یا مشروبات الکلی برود، زن می تواند تقاضای طلاق نماید.در صورتی که شوهر به صورت قطعی به حبس به مدت پنج سال یا بیشتر محکوم شود.ضرب و شتم و هر گونه سوء رفتار شوهر که عرفا از سوی زن قابل تحمل نباشد.شوهر به بیماری های صعب العلاج روانی یا هر بیماری صعب العلاج دیگری مبتلا باشد که زندگی مشترک را مختل نماید.اگر دادگاه در موارد دیگری غیر از آنچه گفته شد عسر و حرج زن را احراز کند، حکم طلاق صادر می نماید.شروط ضمن عقد و طلاق به درخواست زن:در عقدنامه 12 بند پیش بینی شده که در صورت وجود آنها به زن وکالت در طلاق داده می شود، این بند با وکالت در طلاق مطلق متفاوت است و صرفا در صورتی که زن بتواند یکی از موارد زیر را ثابت کند حق طلاق دارد:1- پرداخت نکردن نفقه:هرگاه شوهر به مدت 6 ماه به زن نفقه ندهد یا سایر واجبات مالی زن را نپردازد و امکان الزام او به پرداخت هم وجود نداشته باشد.2- سوء معاشرت مرد:سوء رفتار یا سوء معاشرت مرد به حدی که ادامه ی زندگی مشترک برای زن غیرقابل تحمل باشد.3- بیماری صعب العلاج:مرد مبتلا به بیماری صعب العلاج باشد، به گونه ای که ادامه ی زندگی مشترک برای زن خطرناک باشد.4- دیوانگی مرد:جنون مرد در مواردی که امکان فسخ ازدواج وجود ندارد.5- اشتغال به شغلی که مخالف با مصلحت خانواده است:مرد دستور دادگاه را مبنی بر عدم اشتغال به شغلی که طبق نظر دادگاه مخالف مصلحت خانواده یا زن است، اجرا نکند.6- محکومیت به حبس:مرد با حکم قطعی دادگاه به 5 سال حبس یا بیشتر محکوم شود. یا به جزای نقدی محکوم شود، اما در اثر ناتوانی در پرداخت آن منجر به 5 سال بازداشت او شود. یا به حبس و جزای نقدی که مجموعا به بازداشت شوهر به مدت 5 سال یا بیشتر منتهی شود. البته حکم مجازات باید در حل اجرا باشد.7- اعتیاد:اعتیاد مرد به انواع مواد مخدر به گونه ای که به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد کند و ادامه ی زندگی برای زن دشوار باشد.هر اعتیادی ملاک نیست این اعتیاد باید به اساس زندگی خلل وارد کند. مثلا اعتیادی که باعث مشاجره و دعوا شود. آرامش خانواده را مختل کند. از منظر مسایل مالی مشکل ساز شود.8- ترک زندگی:مرد بدون عذر موجه زندگی خانوادگی را ترک کند. یا شش ماه متوالی بدون عذر موجه غیبت نماید. تشخیص عذر موجه با دادگاه است.9- محکومیتی که آبروی خانواده را ببرد:محکومیت قطعی مرد در اثر ارتکاب جرم و اجرای هرگونه مجازات که با حیثیت خانوادگی و شئونات زن مغایرت داشته باشد. تشخیص این مغایرت با دادگاه است.شاید مرد محکوم به امری شود که شرایط بند 6 را نداشته باشد. یعنی محکوم به حبس نشود اما به مجازاتی محکوم شود که برخلاف شان و آبروی زن باشد. به طور مثال مرد محکوم به نشر اکاذیب شود و این موضوع در شان آن زن نباشد. این موضوع کاملا از زنی به زن دیگر تفاوت دارد. به طور مثال زنی که خودش سابقا سرقت کرده است نمی تواند مدعی شود که همسر من با سرقت کردن از جایی آبروی من را برده است!10- بچه دار نشدن مرد:اگر زن بعد از 5 سال از شوهر خود به دلیل عقیم بودن او یا عوارض جسمانی دیگر صاحب فرزند نشود.دادگاه ها اصولا این فرصت را به زوجین می دهند که برای درمان ناباروری به مراکز درمانی مراجعه کنند و اگر زوجین با وجود طی دوره های درمانی همچنان امکام باروری نداشته باشند ، دادگاه جویز به طلاق میکند. این مورد در خصوص زمانی که مرد تمایلی به مراجعه به مراکز درمان ندارد و یا دوره درمان خود را تکمیل نمی کند نیز وجود دارد.11- مرد مفقود الاثر شود:اگر مرد مفقودالاثر شود و ظرف شش ماه از تاریخ مراجعه زن به دادگاه پیدا نشود.این شرط برای زمانی است که هیچ خبری از مرد نباشد. البته اگر از او خبری باشد به استناد بند 8 (ترک منزل) می تواند در خواست طلاق را داد.12- ازدواج مجدد مرد:مرد بدون رضایت همسر، همسر دیگری بگیرد یا به تشخیص دادگاه نتواند عدالت را بین آنها اجرا نماید.حق طلاق زن:حق طلاق با مرد است و مرد می تواند با پرداخت حقوق مالی همسر خود، او را طلاق بدهد.شوهر می تواند برای اجرای این حق خود، به همسرش یا هر کس دیگر وکالت دهد. یعنی شوهر به همسرش وکالت دهد که هر زمان بخواهد خود را مطلقه کند.پس در واقع به زن وکالت در طلاق اعطا می شود نه حق طلاق.برخی مردان تصور می کنند اگر به همسرشان وکالت در طلاق بدهند دیگر خودشان نمی توانند برای طلاق اقدام کنند. در حالی که چنین نیست و با اعطای وکالت به زن، حق طلاق مرد از بین نم رود.این وکالت در طلاق به دو صورت می تواند داده شود:وکالت در طلاق همزمان با عقد نکاح در سند ازدواج حق طلاق قید شود. نکته مهم در این موارد این است که توجه داشته باشید وکالت در طلاق به صورت کامل و جامع در سند ازدواج قید شود. اکثر وکالت هایی که در سند ازدواج قید می شود، ناقص است.وکالت در طلاق در دفتراسناد رسمی به زن داده شود. در دفاتر اسناد رسمی پیش نویس این وکالت نامه ها آماده است شما می توانید این وکالت نامه را به همان نحو امضا کنید و یا بنا به خواست خود تغییر دهید و سپس امضا کنید.طلاق از طرف زن در دوران عقد:زمانی که زن و مرد در دوران عقد هستند و هنوز مراسم عروسی برگزار نکرده اند و در یک خانه زندگی نمی کنند هم زن می تواند برای طلاق اقدام کند.البته در این صورت هم زن یا باید وکالت در طلاق داشته باشد، یا بتواند عسر و حرج خود را اثبات کند.نکته ای که در خصوص طلاق در دوران عقد وجود دارد این است که اگر رابطه ی زناشویی بین طرفین برقرار شده باشد، تمام مهریه به زن تعلق می گیرد.اما در صورتی که طرفین رابطه ی زناشویی برقرار نکرده باشند، به زن تنها نصف مهریه تعلق می گیرد.درخواست طلاق از طرف زن و مهریه:برخی تصور می کنند در صورتی که زن تقاضای طلاق کند مهریه ای به او تعلق نمی گیرد. در حالی که این تصور اشتباه است.اولا در مواردی که زن در عسر و حرج قرار دارد، دادگاه پس از احراز عسر و حرج او حکم طلاق می دهد. در این صورت زن می تواند برای دریافت مهریه خود نیز اقدام کند.ثانیا در مواردی که زن وکالت در طلاق دارد، می تواند برای طلاق اقدام کند و چون در این موارد طلاق توافقی است، بخشی از مهریه ی خود را به عنوان عوض ببخشد.مشکل آنجایی است که زن دلیلی برای طلاق ندارد، وکالت در طلاق هم ندارد. در این موارد زن باید شوهر را راضی به طلاق کند. برای اینکار زن می تواند همه یا بخشی از مهریه خود را ببخشد. اینکه چه میزان از مهریه بخشیده شود، بستگی به طرفین و توافقات آنان دارد.نفقه در طلاق از طرف زن:به زنی که تقاضای طلاق می کند همچنان نفقه تعلق می گیرد. مگر اینکه زن به موجب حکم دادگاه ناشزه تشخیص داده شود.بنابراین تقاضای طلاق حق زن بر نفقه را از بین نمی برد.درخواست طلاق از طرف زن و اجرت المثل:در واقع زن می تواند بهای خدماتی را که در خانه ی شوهر انجام می دهد از او بگیرد. این بها اجرت المثل نامیده می شود.حتی در مواردی که تقاضای طلاق از سوی زن مطرح می شود هم زن حق دارد اجرت المثل کارهایی را که در خانه ی شوهر انجام داده مطالبه کند.البته مطالبه ی اجرت المثل شرایطی دارد که توصیه می کنم در مطلب اجرت المثل ایام زوجیت مطالعه نمایید.شرط تنصیف اموال در طلاق از طرف زن:یکی از بندهای عقدنامه که معمولا بدون توجه به معنا امضاء می شود، شرط تنصیف دارایی است. به موجب این شرط هرگاه طلاق به درخواست مرد باشد و ناشی از سوء اخلاق و رفتار زن و تخلف او از وظایف همسری نباشد، مرد باید تا نصف اموالی را که در دوران زندگی مشترک با زن به دست آورده، به صورت بلاعوض به نام زن انتقال دهد.پس برای تحقق این شرط همه ی شرایط زیر باید موجود باشند:مرد خواهان طلاق باشد.دلیل طلاق تخلف زن از وظایف همسری یا سوء اخلاق و رفتار وی نباشد.این شرط تنها نسبت به تا نصف اموالی که مرد در دوران زندگی مشترک با زن به دست آورده اجرا می شود.پس:اولا اموالی که مرد از پیش از ازدواج داشته در بر نمی گیرد.ثانیا دقیقا نصف اموال به زن منتقل نمی شود. بلکه از 1 درصد تا 50 درصد اموال ممکن است به زن منتقل شود و میزان آن را دادگاه تعیین می کند.انتقال به صورت بلاعوض انجام می شود. یعنی مرد حق ندارد در مقابل از زن چیزی بگیرد.حال در مواردی که زن خواهان است، نمی تواند اجرای این شرط را مطالبه کند.طلاق به درخواست زوجه و حضانت فرزندان:برخی تصور می کنند اگر زن خواهان طلاق باشد، باید حضانت فرزندانش را به همسرش بسپارد. در حالی که این تصور هم اشتباه است.بدون توجه به جنسیت بچه، حضانت او تا سن هفت سالگی با مادر خواهد بود. پس از هفت سالگی تا زمانی که بچه به سن بلوغ برسد، حضانت او بر عهده ی پدر قرار می گیرد. دختر در نه سالگی و پسر در 15 سالگی به بلوغ می رسد.توجه داشته باشید ممکن است پس از 7 سالگی دادگاه با توجه به مصلحت بچه همچنان مادر را مسئول حضانت او قرار دهد.پیشنهاد می کنم مطلب حضانت را در سایت مطالعه کنید.این نکته را به یاد داشته باشید که ممکن است در مواردی که زن دلیلی برای طلاق ندارد یا طلاق توافقی است، در خصوص حضانت تصمیمات دیگری اتخاذ شود.مراحل طلاق به درخواست زن:برای شروع باید به کجا مراجعه کنم؟قدم اول مراجعه به دفتر خدامت الکترونیک قضایی و ثبت نام در سامانه ی ثنا می باشد.تقدیم دادخواست طلاق به درخواست زوجه.با توجه به اینکه پرونده مربوط به اختلافات خانوادگی است، معمولا برای ایجاد سازش پرونده به شورای حل اختلاف ارجاع می شود.در صورتی که در شورای حل اختلاف سازش حاصل نشود، پرونده به دادگاه خانواده ارسال می شود.سپس پرونده به یکی از شعب دادگاه خانواده ارجاع شده و دادگاه وقت رسیدگی تعیین می کند.پرونده به داوری ارجاع می شود.در صورت نیاز و با توجه به دلیل طلاق ممکن است پرونده به کارشناس یا پزشکی قانونی ارجاع شود.پس از طی این مراحل قاضی در صورتی که دلایل را کافی بداند، حکم طلاق صادر می کند.این حکم قابل تجدیدنظر خواهی و فرجام خواهی است.پس از قطعی شدن رای، می توانید برای اجرای صیغه ی طلاق اقدام کنید.مدت اعتبار حکم طلاق شش ماه از تاریخ ابلاغ رای نهایی است.مدارک لازم برای درخواست طلاق از طرف زن:برای اقدام به طلاق به مدارک زیر نیاز دارید:شناسنامه و کارت ملی خودتانسند ازدواج یا رونوشت آناگر وکیل به نمایندگی از شما اقدام می کند، وکالتنامه ی وکیلهر مدرکی که متناسب با دلیل عسر و حرج شما باشد مانند:حکم محکومیت کیفری شوهرگزارش پزشکی قانونی مبنی بر ضرب و جرحمدارک اثبات کننده ی اعتیاد شوهر مانند گواهی پزشک معتمدشهادت شهود مبنی بر ضرب و جرح شماحکم رابطه نامشروع شوهرمدارک نشان دهنده ی بیماری صعب العلاج شوهرمدارکی که نشان دهنده ی عدم پرداخت نفقه از سوی شوهر باشدمدارکی که نشان دهنده ی غایب مفقودالاثر بودن شوهر باشد.صیغه نامه یا عقد نامه ای که نشان دهنده ی ازدواج دوم شوهر باشدو ....هزینه ی طلاق به درخواست زن:طلاق به درخواست زن یک دعوای غیر مالی است. بنابراین هزینه دادرسی چندانی نخواهد داشت.ثبت دادخواست شما حدودا بین 200 تا 300 هزار تومان هزینه دارد.ممکن است پرونده به کارشناس ارجاع شود که هزینه ی آن هم بر عهده ی شماست.در این فرآیند هزینه های آزمایش عدم بارداری، داوری و ثبت طلاق نیز وجود دارد.دادگاه صالح:به دعوای طلاق به درخواست زن کدام دادگاه رسیدگی می کند؟از نظر ذاتی دادگاه های خانواده صالح به رسیدگی هستند. اما دادگاه خانواده ی کدام محل؟در صورتی که زن و شوهر در حوزه ی قضایی یک استان سکونت داشته باشند، مثلا هر دو تهران باشند، دادگاه خانواده ی محل اقامت شوهر رسیدگ می کند. چون شوهر خوانده است.اما اگر زن و شوهر در حوزه ی قضایی دو استان مختلف، مثلا تهران و اصفهان، سکونت داشته باشند، زن می تواند دعوا را در دادگاه خانواده محل اقامت خودش مطرح کند.طلاق غیابی از طرف زن:در صورتی که شوهر در سامانه ی ثنا ثبت نام نکرده باشد و اخطاریه حضور در جلسه دادرسی به صورت واقعی به او ابلاغ نشود، همچنین شوهر در جلسه ی دادرسی حاضر نشود و لایحه ای هم ارسال نکند، حکمی که در خصوص طلاق صادر می شود غیابی خواهد بود.عدم حضور مرد مانع از رسیدگی به پرونده نمی شود و قاضی بر مبنای دلایل و مدارک موجود رسیدگی خود را انجام می دهد. اما این امر می تواند رسیدگی به پرونده را طولانی کند.عدم حضور مرد ممکن است باعث تجدید ابلاغ، تجدید جلسه دادگاه شود. دادگاه پس از بررسی موضوع شما، رای را صادر می کند. اگر رای به نفع شما صادر شود، لازم است ۴۴ روز صبر کنید تا رای شما قطعی شود و پس از آن می توانید با اخذ گواهی قطعیت طلاق را ثبت کنید. اگر رای طلاق به ضرر شما صادر شده، می توانید به این رای اعتراض نمایید.عده طلاق:عِده عبارت است از مدتی که تا انقضای آن زنی که عقد نکاح او منحل شده است نمی تواند شوهر دیگری اختیار کند.عده ی طلاق برای زنی که باردار نیست، سه طهر است.عده ای می پرسند عده ی طلاق سه طُهر است یعنی چه؟طهر در لغت به معنای پاک شدن است. در اصطلاح حقوقی عبارت است از پاکی زن از عادت ماهانه و مدتی که بین دو عادت ماهانه قرار می گیرد.مدت عده ی طلاق اغلب حدود سه ماه است و معمولا هم در حکم دادگاه همین سه ماه قید می شود.اگر زنی یائسه نشده باشد اما عادت ماهانه نشود، باید سه ماه عده ی طلاق نگه دارد.هزینه وکیل برای طلاق از طرف زن:حق الوکاله ی وکیل با توجه به شرایط پرونده ی شما و نوع اقداماتی که باید انجام شود متفاوت خواهد بود. به هر جهت مسیر طلاق به درخواست زوجه سخت و طولانی است و بهتر است حتما از یک وکیل دادگستری متخصص استفاده نمایید.</description>
                <category>مهشید خلیلی</category>
                <author>مهشید خلیلی</author>
                <pubDate>Sun, 23 Jul 2023 13:41:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نکات طلایی اجاره</title>
                <link>https://virgool.io/@lawyer.mkhalili/%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA-%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D9%87-arbm0oovkzh5</link>
                <description>پس از عقد بیع، یکی از رایج ترین معاملات بین اشخاص در خصوص املاک، اجاره است. به ویژه در دوران کنونی که بسیاری از خانواده ها توان مالی خرید خانه را نداشته و به ناچار به اجاره نشینی روی آورده اند. حتی صاحبان مشاغل گوناگون نیز با مقوله ی اجاره برای محل کار خود سر و کار دارند. بنابراین دانستن نکاتی که امنیت اشخاص را در انعقاد عقد اجاره تضمین نموده و ریسک معامله و ایجاد اختلاف بین طرفین را به حداقل برساند، ضروری است.پس با من، مهشید خلیلی، همراه باشید تا مهم ترین نکات را با هم مرور کنیم.اجاره از نظر قانون: قانون مدنی در تعریف عقد اجاره بیان داشته:اجاره عقدی است که به موجب آن مستاجر مالک مافع عین مستاجره می شود. اجاره دهنده را موجر، اجاره کننده را مستاجر و مورد اجاره را عین مستاجره می گویند.20 نکته ی طلایی:1- از صحت مدارک طرف مقابل خود اطمینان حاصل فرمایید و در وارد نمودن اطلاعات مربوط دقت لازم را به عمل آورید.2- سند مالکیت موجر را بررسی نمایید و مشخصات درج شده در سند را با مدارک شناسایی وی تطبیق دهید.3- ممکن است مالک جهت اجاره ی ملک خود به شخصی وکالت داده باشد. در این صورت ضمن بررسی وکالتنامه وکیل، به بخش حدود اختیارات وی توجه فرمایید. زیرا ممکن است وکیل اختیار اجاره دادن ملک مورد نظر را نداشته باشد. همچنین توجه داشته باشید که در صورت مدت دار بودت وکالتنامه ی وکیل، مدت وکالت وی منقضی نشده باشد.4- همان طور که در تعریف عقد اجاره اشاره شد،با انعقاد عقد اجاره مستاجر مالک منافع عین مستاجره می شود. مالکیت منافع به مستاجر این امکان را می دهد که ملک را مجددا به شخص دیگری اجاره دهد. به عنوان موجر می توانید چنین اختیاری را از مستاجر خود سلب نمایید. به عنوان مستاجر نیز ممکن است ملک را از مستاجر اول اجاره نمایید، در این صورت اجاره نامه ی مستاجر اول و مالک را بررسی نمایید که مستاجر اول اختیار اجاره ی مجدد ملک را دارا باشد.5- در بنگاه های املاک، قرارداد اجاره در سه نسخه تنظیم می شود که یک نسخه مربوط به مستاجر، یک نسخه مربوط به موجر و نسخه ی سوم مربوط به دفتر املاک است و در سوابق نگهداری می شود. معمولا این قبیل اجاره نامه ها دستی نامیده می شوند و از نظر قانونی نیز معتبر هستند. همچنین شما می توانید اجاره نامه خود را در دفاتر اسناد رسمی به ثبت برسانید.6- در قرارداد اجاره باید مشخصات موجر و مستاجر، میزان اجاره بها، مدت اجاره، مشخصات مورد اجاره و شروط تعیین شده بین طرفین درج گردد.7- در اجاره نامه مبلغ اجاره بها را به طور مشخص قید نمایید و توجه داشته باشید در مدت قرارداد امکان تغییر بهای مورد توافق وجود ندارد.8- در قرارداد موعد پرداخت اجاره بها را معین نمایید و حتی الامکان در قبال پرداخت هر قسط از موجر رسید بگیرید.9- در تعیین میزان اجاره بها، ممکن است امکاناتی نظیر آسانسور، امکانات رفاهی خاص، دسترسی ها و ... در نظر گرفته شوند. لذا بهتر است این موارد را بررسی نمایید. زیرا ممکن است ملک واجد شرایط مورد ادعا نباشد.10- در عرف رایج است هنگام اجاره ی ملک ، مستاجر مبلغی را به عنوان ودیعه نزد موجر به امانت گذارد که البته به اشتباه بدان رهن گفته می شود. مبلغ ودیعه را واضح تعیین نموده و در خصوص نحوه ی پرداخت آن با موجر، توافق نمایید.11- اگر برای پرداخت مبلغ ودیعه با اجاره بها و یا به عنوانی در معامله، مستاجر به موجر یا بالعکس، چکی تقدیم می نماید، حتما شماره ی چک های تقدیمی را با ذکر این نکته که چک ها بابت چه چیزی داده شده است، در قرارداد قید نمایید. 12- در متن چک نیز به صورت دقیق بنویسید بابت چه چیزی صادر گردیده است. مثلا بابت ضمانت پرداخت اجاره بهای قرارداد شماره ........... مورخ ..........13- مشخصات ملک مورد اجاره را به صورت واضح و کامل قید کنید. حتما مشخصات پلاک ثبتی را در قرارداد اجاره درج نمایید.14- به عنوان موجر حتما در اجاره نامه، نوع کاربری ملک مورد اجاره را قید نمایید. زیرا ممکن است مستاجر ملکی را به عنوان مسکونی اجاره نماید، سپس کاربری آن را تغییر داده و به عنوان تجاری یا اداری استفاده نماید.15- حتما در قرارداد اجاره مدت قرارداد و تاریخ شروع آن را قید نمایید. اجاره نامه ای که فاقد مدت باشد، باطل بوده و فاقد اثر قانونی است. اگر تاریخ شروع عقد اجاره را قید ننمایید، ابتدای مدت از تاریخ انعقاد عقد اجاره در نظر گرفته می شود. همچنین می توانید تاریخ تحویل مورد اجاره به مستاجر را نیز ذکر کنید.16- باید بدانید با انقضای مدت، عقد اجاره از بین رفته و حضور مستاجر پس از این مدت در ملک مورد اجاره خلاف قانون می باشد. لذا موجر مستحق اجرت المثل ملک در ایام تصرف اضافی مستاجر  می گردد. بنابراین هر دو طرف باید مدتی پیش از انقضای مدت در خصوص تمدید قرارداد یا تحویل مورد اجاره تصمیمات لازم را گرفته و به اطلاع یکدیگر برسانند17- اگر قصد تمدید قرارداد اجاره به همان شکل اولیه را دارید، می توانید قرارداد را پشت نویسی نمایید و نیازی به تنظیم مجدد قرارداد نیست. دقت نمایید متن تمدید قرارداد باید واجد شماره قرارداد اولیه، تاریخ تمدید و امضای طرفین باشد. اگر تغییر در برخی شروط، اجاره بها، مدت قرارداد و ... مورد نظرتان است، تغییرات مربوطه را ضمن متن تمدید قرارداد، در پشت اجاره نامه قید نموده و سپس امضا نمایید.18- اگر در زمان بازدید از ملک، خرابی در قسمت ها ی مختلف ساختمان یا تجهیزاتی نظیر کولر، آبگرمکن و ... مشاهده کردید حتما این موارد را در قرارداد ذکر نمایید. در این صورت از ادعای بعدی موجر مبنی بر تخریب تجهیزات توسط خودتان جلوگیری می نمایید. به علاوه ذکر این مورد به موجر این امکان را می دهد که در صورت خراب نمودن تجهیزات توسط مستاجر، بتواند مورد را پیگیری و اثبات نماید.19- می توانید در خصوص اینکه چه کسی مسئول پرداخت شارژ ساختمان می باشد توافق نمایید.20- بهتر است در قرارداد در خصوص مسئولیت پرداخت هزینه های تعمیرات توافق کنید. البته قانونگذار مسئولیت پرداخت هزینه ی تعمیرات اساسی، مربوط به اصل بنا یا تاسیسات عمده را بر عهده ی موجرو هزینه ی تعمیرات جزئی را بر عهده ی مستاجر می داند. اما امکان توافق بر خلاف این فروض وجود دارد.</description>
                <category>مهشید خلیلی</category>
                <author>مهشید خلیلی</author>
                <pubDate>Tue, 11 Jul 2023 14:37:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفته حسن انجام کار</title>
                <link>https://virgool.io/@lawyer.mkhalili/%D8%B3%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-ufag1kdl71cn</link>
                <description>احتمالا برای شما هم پیش آمده که قصد کار کردن در یک مجموعه را داشته اید و از شما تقاضای سفته کرده اند.کارفرما این سفته را بابت ضمانت انجام درست وظایفتان از شما می گیرد.اما همان طور که می دانید سفته یک سند تجاری است. پس صدور آن برای شما تعهد ایجاد می کند. بنابراین باید بدانید چگونه یک سفته ی حسن انجام کار را پر کنید که دچار دردسر نشوید.با من، مهشید خلیلی، همراه باشید.سفته چیست؟ماده ی 307 قانون تجارت در تعریف سفته می گوید:«فته طلب (سفته) سندی است که به موجب آن امضاء کننده تعهد می کند مبلغ در موعد معین یا عندالمطالبه در وجه حامل یا شخص معین و یا به حواله کرد آن شخص کارسازی نماید.»پس سفته برای صادر کننده در مقابل دارنده یک تعهد مستقیم ایجاد می کند.در واقع سفته نشان دهنده ی طلبی است که دارنده ی سفته از مسئولان پرداخت آن دارد.سفته حسن انجام کار چیست؟سفته ای که برای ضمانت انجام وظایف کاری خود به کارفرما می سپارید، سفته ی حسن انجام کار نامیده می شود. البته عبارت حسن انجام کار، عبارت مبهمی بوده و در صورتی که در متن قرارداد کار، جزییات مربوط به آن مشخص نشده و مورد توافق طرفین واقع نشود، می تواند در بسیاری از موارد منجر به بروز اختلافات میان کارگر و کارفرما شود .البته در مواردی که بن کارگر و کارفرما قرارداد مکتوبی وجود ندارد، اثبات این نکته که سفته بابت ضمانت انجام کار بوده بسیار دشوار است.دلیل دریافت چنین سفته هایی از جانب کارفرما برای این است که اطمینان حاصل کند که اگر از ناحیه کارگر خود متحمل خسارات و ضرری شود بتواند از محل سفته آن را جبران کند، اما متاسفانه گاهی پیش می آید که دریافت چنین سفته هایی از طرف کارفرا برای فشار آوردن و تهدید کردن کارگر در آینده و ضایع شدن حقوق استفاده می شود.آیا گرفتن سفته ضمانت از کارگر قانونی است؟قانون کار کارفرما را از گرفتن این سفته ها منع نکرده است. بنابراین دریافت سفته ضمانت از کارگر و کارمند قانونی است.هر چند در مواردی که قصد کارفرما تحت فشار قرارداد کارگر است، اقدام او غیر اخلاقی است. البته همچنان اقدام او قانونی است.چرا از کارگران سفته حسن انجام کار می گیرند؟زمانی که فرد در یک مجموعه استخدام می شود تعهداتی را در مقابل کارفرما بر عهده می گیرد. تعهدات اصلی کارگر عبارتند از:·  انجام درست وظایفی که بر عهده گرفته است.·  پیش از پایان مدت قرارداد کار، قرارداد را یک جانبه فسخ نکند. به عبارتی ترک کار نکند.درافت سفته ی حسن انجام کار برای تضمین وفاداری کارگر به دو تعهد گفته شده است. زیرا اگر کارگر در انجام وظایف خود کوتاهی کند یا قرارداد خود را قبل از اتمام آن و بدون رضایت کارفرما فسخ نماید، ممکن است خسارت‌هایی را به کارفرما وارد نماید.در این صورت چنانچه سفته حسن انجام کار از کارگر دریافت شده باشد کارفرما می‌تواند با طی مراحل قانونی و اثبات عدم حسن انجام کار و یا ترک کار مبلغ سفته حسن انجام کار را از کارگر مطالبه نماید.نحوه پر کردن سفته ضمانت حسن انجام کار:هر سفته شامل قسمت هایی است که متعهد باید آنها را تکمیل کند. این قسمت ها عبارتند از:1.  مبلغ سفته: که باید به عدد و حروف داخل سفته نوشته شود. البته سقف مبلغ هر سفته بر روی آن مشخص شده است.2.  نام و نام خانوادگی: نام و نام خانوادگی باید در این قسمت درج شود.3.  تاریخ: تاریخ صدور سفته در این قسمت نوشته می شود.4.  گیرنده ی وجه: اسم شخصی که سفته در وجه او صادر گردیده است. البته ممکن است سفته در وجه حامل صادر شود. در این صورت هر کسی که سفته را در دست داشته باشد، مالک آن شناخته می شود.همچنین اطلاعاتی در مورد محل اقامت شخصی که متعهد شده و محل پرداخت وجه سفته نیز وجود دارد که توسط متعهد پر می شود.البته در پر کردن سفته ی حسن انجام کار نکات مهمی وجود دارد که در بخش بعدی به طور کامل توضیح می دهم.نکاتی که کارگران یا کارمندان باید در نوشتن سفته حسن انجام کار رعایت کنند:کارگر یا کارمند، صادر کننده ی سفته محسوب می شود. به عنوان صادرکننده حتما باید نکات زیر را رعایت کنید:·  حتما در روی سفته درج کنید که بابت حسن انجام کار صادر شده است.به هیچ عنوان بر روی سفته تاریخ نزنید. چون سفته بابت ضمانت داده می شود، پس درج تاریخ وصول معنی ندارد.اگر کارفرما از شما خواست کسی به عنوان ضامن پشت سفته را امضاء کند، ضامن حتما باید بنویسد به عنوان ضمانت پشت سفته را امضاء می کند.حتما در قسمت نام گیرنده وجه نام شرکت را بنویسید نه نام مدیرعامل را.اگر بین شما و کارفرما قرارداد مکتوبی وجود دارد، در متن قرارداد حتما شماره ی سفته ای که به کارفرما می دهید بنویسید.در متن قرارداد هم اشاره کنید که سفته بابت حسن انجام کار داده شده است.مبلغی که به صورت چاپی روی سفته نوشته شده، نشان دهنده ی حداکثر مبلغی است که می توان روی سفته نوشت. پس اگر مبلغ کمتری مد نظرتان است، هم در خود سفته، هم در قرارداد مبلغ را با حروف و عدد بنویسید.حتما یک نسخه کپی از سفته و قرارداد تهیه کنید و از کارفرما بخواهید آن را امضاء کند.کارفرما چه نکاتی را باید رعایت کند؟کارفرما دارنده ی سفته محسوب می شود. پس به عنوان کارفرما نکات زیر را باید رعایت کنید:اگر کارگر از انجام وظایف خود خودداری کرد و خسارتی به شما وارد شد، ابتدا لازم است شما بروز خسارت را اثبات نماید. برای این امر می توانید تامین دلیل کنید. تامین دلیل از طریق شورای حل اختلاف انجام می شود.اگر خسارات را تامین دلیل نکرده اید، در دادخواست مطالبه ی وجه سفته، برای برآورد خسارات می توانید تقاضای کارشناسی کنید.سفته بابت ضمانت کار بدون قرارداد:ممکن است بین کارگر و کارفرما قرارداد مکتوبی وجود نداشته باشد. یا به هر دلیلی کارگر به قرارداد کار خود دسترسی نداشته باشد.همچنن ممکن است قرارداد وجود داشته باشد اما در متن آن به سفته حسن انجام کار اشاره نشده باشد. در متن سفته هم چیزی نباشد که نشان بدهد بابت حسن انجام کار است. در این موارد تکلیف چیست؟اگر هر کدام از این شرایط در مورد شما وجود دارد، به نکات ذیل توجه نمایید:ممکن است پس از خروج از مجموعه، کارفرما سفته ی شما را پس ندهد. در این صورت می توانید اظهارنامه ای برای او بفرستید و در متن آن با اشاره به شماره ی سفته و مشخصات آن اعلام کنید که سفته بابت حسن انجام کار و به عنوان امانت نزد کارفرما بوده است. اگر کارفرما بدون علت سفته شما را مطالبه کند و شما بتوانید ثابت کنید که سفته بابت ضمانت کاری بوده است، در این صورت، شما می توانید شکایت کیفری خیانت در امانت را علیه او مطرح کنید.اگر کارفرما حاضر نبود که در سفته حسن انجام کار را قید کند، می توانید در زمان تحویل سفته از شاهد استفاده کنید. اگر بعدا مشکلی پیش بیاید شهود می توانند شهادت دهند که سفته بابت چه موضوعی بوده است.همچنین اینکه از سوی کارفرما در تاریخ های مشخصی برای شما وجه مشخصی واریز شده باشد، می تواند نشان دهنده ی ارتباط کاری شما باشد.سفته سفید امضا برای حسن انجام کار:منظور از سفته ی سفید امضا، سفته ای است که در آن تاریخ یا مبلغ یا هر دو را خالی گذاشته اند.اصولا سفته های حسن انجام کار سفید امضا هستند. زیرا سفته برای ضمانت داده می شود و درج تاریخ وصول در آن معنی ندارد.بنابراین کارفرما برای مطالبه ی وجه سفته، باید آن را تکمیل کند. این تکمیل کردن سفته از طرف کارفرما جعل محسوب نمی شود. اما کارفرما باید به چند نکته توجه کند:1.  از حدود توافقات خود با کارگر خارج نشود. یعنی مبلغ سفته را بیش از آنچه توافق کرده اند ننویسد. یا تاریخ سفته را به گونه ای ننویسد که تعهدات بیشتری به کارگر تحمیل کند.2.  مبلغی که بر روی سفته می نویسد از سقف مبلغ سفته یا همان مبلغ اسمی بیشتر نباشد.3.  در نهایت کارفرما باید بتواند اثبات نماید که کارگر از انجام تعهدات خود تخلف کرده و این تخلف به او ضرر وارد کرده است.درج نام دارنده در سفته حسن انجام کار:شما سفته ی حسن انجام کار را بابت تضمین انجام تعهدات خود نسبت به یک مجموعه صادر می کنید.بنابراین دارنده ی سفته ی شما شخصیت حقوقی آن مجموعه است. پس در قسمت نام دارنده، نام آن شرکت را بنویسید.به هیچ عنوان نام شخص مدیر عامل، رئیس هیئت مدیره و سایر اشخاص را به عنوان دارنده ننویسید.به علاوه سفته را در وجه حامل نیز صادر ننمایید.آیا سفته حسن انجام کار قابل وصول است؟برخلاف تصور برخی، برای وصول وجه سفته ی حسن انجام کار هم می توان اقدام کرد.البته با توجه به اینکه این سفته بابت ضمانت صادر شده، کارفرما باید دو چیز را اثبات کند:1.  کارگر از انجام تعهدات خود تخلف کرده است.2.  در نتیجه ی تخلف کارگر، به کارفرما خسارت وارد شده است.در صورتی که کارفرما این دو نکته را اثبات کند، کارگر به پرداخت وجه سفته در حق کارفرما محکوم می شود.کارفرما می تواند قبل از مطالبه ی وجه سفته، ورود خسارت و میزان آن را ار طریق شورای حل اختلاف تامین دلیل کند.اجرا گذاشتن سفته حسن انجام کار:حال کارفرما برای اجرا گذاشتن سفته چه باید بکند؟·  مدیر شرکت یا نماینده ی قانونی آن باید به همراه روزنامه رسمی شرکت و مهر آن به دفاتر خدمات الکترونیک قضایی مراجعه نماید. این شخص باید مدارکی که نشان دهنده ی سمت یا نمایندگی او باید همراه داشته باشد.·  در آنجا باید با ارائه ی مدارک برای شرکت در سامانه ی ثنا ثبت نام کند.·  سپس دادخواستی به خواسته ی مطالبه وجه سفته را تقدیم نماید.·  مدارکی که نشان دهنده ی تخلف کارگر از تعهدات او و ورود خسارت است باید پیوست شود.اثبات عدم حسن انجام کار:همان طور که گفتم کارفرما برای مطالبه ی وجه سفته، باید بتواند اثبات کند که کارگر از انجام تعهدات خود تخلف کرده است. علاوه بر این باید اثبات کند که به خاطر تخلف کارگر به او ضرر وارد شده است.کارفرما برای اثبات این دو نکته می تواند از شهادت شهود، اقرار خود کارگر، ارائه ی اسناد کتبی نشان دهنده ی تخلف، تامین دلیل و ... استفاده نماید.خیانت در امانت سفته حسن انجام کار:سفته ی حسن انجام کار از طرف کارگر به کارفرما بابت ضمانت داده می شود. بنابراین اگر کارگر تعهدات خود را به درستی انجام دهد، در پایان مدت قرارداد، کارفرما باید سفته ی او را برگرداند.اگر مدت قرارداد تمام شد و کارگر هم تخلفی نکرده بود، اما کارفرما سفته ی او را پس نداد، راه حل چیست؟اولین قدم برای کارگر این است که یک اظهارنامه ی رسمی برای کارفرما ارسال کند. او باید در این اظهار نامه بیان کند که سفته ی شماره فلان که توسط او صادر شده و اکنون نزد کارفرماست، بابت ضمانت حسن انجام کار قرارداد کار شماره فلان صادر شده است.همچنین باید اشاره کند که این سفته نزد کارفرما امانت بوده و بنای طرفین بر این بوده است که با پایان مدت قرارداد به کارگر مسترد شود.پس از ارسال اظهارنامه در صورتی که کارفرما سفته را پس نداد، می توانید از طریق دادگاه برای استرداد سفته ی خود اقدام کنید.در این شرایط اگر کارفرما اقدام برای مطالبه ی وجه سفته انجام دهد، شما می توانید مطابق مواد 673 و 674 قانون مجازات اسلامی، علیه کارفرما اقدام کیفری کنید.وکیل پرونده سفته حسن انجام کار:ورود به هر پرونده ی قضایی نیازمند تخصص و تجربه است. ان تخصص و تجربه به شما کمک می کند در زمان کوتاه تر و آسان تر حقوق از دست رفته ی خود را احیاء کنید. بنابران توصیه می کند پیش از هر گونه اقدامی در خصوص سفته ی حسن انجام کار، با وکلای متعهد و مجرب مشورت نمایید.</description>
                <category>مهشید خلیلی</category>
                <author>مهشید خلیلی</author>
                <pubDate>Mon, 10 Jul 2023 20:07:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ازدواج مجدد مرد</title>
                <link>https://virgool.io/@lawyer.mkhalili/%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D9%85%D8%AC%D8%AF%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AF-tqd5vqgbgy0w</link>
                <description>در قانون ایران با توجه به فقه اسلامی، به مردان این اجازه داده شده است که با رعایت شرایطی چند همسر داشته باشند.موافقان و مخالفان موضوع چند همسری، دلایل مختلفی را بیان کرده اند. اما من قصد ندارم به بررسی این دلایل بپردازم.در این مطلب تلاش کردم با توجه به قانون، ابعاد مختلف چند همسری را بررسی کنم.با من، مهشید خلیلی، همراه باشید.ازدواج مجدد مرد در قانون:قانون به مرد این اجازه را می دهد که تا چهار همسر دائم اختیار کند. شرط مهمی که در قرآن کریم برای چند همسری بیان شده است، رعایت عدالت میان زنان است. حتی در آیه سوم سوره ی نساء بیان شده:«اگر بیم دارید که عدالت نکنید، فقط یک زن بگیرید.»البته منظور از عدالت، تساوی در حقوق زنان مانند نفقه و قسم است.در قانون حمایت خانواده مصوب 1353 به موضوع چند همسری و ازدواج مجدد مرد پرداخته شده است. مواد مرتبط آن قانون را ضمن هر بحث مطرح می کنم.مرد در چه مواردی می تواند ازدواج مجدد داشته باشد؟طبق ماده ی 16 قانون حمایت خانواده 1353 مرد نمی تواند با داشتن زن همسر دوم اختیار کند، مگر در موارد زیر:رضایت همسر اولعدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشوییعدم تمکین زن از شوهرابتلاء زن به جنون یا امراض صعب العلاجمحکومیت زن به حکم قطعی به 5 سال حبس یا بیشتر، یا محکومیت به جزای نقدی که بر اثر عجز از  پرداخت منجر به 5 سال بازداشت شود، یا محکومیت به حبس و جزا نقدی که مجموعا منجر به 5 سال حبس یا بیشتر شود و حکم مجازات در حال اجرا باشد.ابتلاء زن به هرگونه اعتیاد مضری که به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد کند و ادامه ی زندگی زناشویی را غیر ممکن سازد.ترک زندگی خانوادگی از طرف زنعقیم بودن زنغایب مفقود الاثر شدن زنبنابراین اختیار چند همسری مردان در این قانون به نه مورد محدود شده است.نحوه ی اقدام مرد برای ازدواج مجدد:با توجه به ماده ی 17 قانون حمایت خانواده 1353، مرد باید دادخواستی به خواسته ی اذن ازدواج مجدد به دادگاه تقدیم نماید. مرد باید علت ازدواج مجدد و دلایل و مدارک خود را نیز پیوست دادخواست کند.در این دادخواست همسر اول او به عنوان خوانده قرار می گیرد. بنابراین یک نسخه از دادخواست و پیوست های آن و وقت رسیدگی به او ابلاغ می شود.دادگاه با بررسی موضوع و در صورت امکان تحقیق از همسر فعلی مرد، در صورتی که توانایی مالی شوهر و اجرای عدالت او را احراز کند، اجازه ی ازدواج مجدد به مرد می دهد.البته زن ان امکان را دارد که از دادگاه تقاضای طلاق نماید.دادگاه صالح:مرد دادخواست خود را باید به کدام دادگاه تقدیم کند؟با توجه به ماده 4 قانون حمایت خانواده جدید، از نظر ذاتی در صلاحیت دادگاه خانواده است.بنابراین با رعایت صلاحیت محلی، دادخواست باید به دادگاه خانواده محل اقامت همسر اول تقدیم شود.مرد چگونه می تواند علت ازدواج مجدد خود را به دادگاه اثبات کند؟همان طور که توضیح دادم، مرد تنها در 9 مورد می تواند تقاضا ازدواج مجدد کند. حال چگونه باید این موارد را اثبات کند؟مرد هر مورد را که به عنوان علت ازدواج مجدد خود مطرح کند، باید دلایل متناسب با آن را ارائه دهد.مثلا اگر علت ازدواج مجدد او عقیم بودن زن است، باید مدارک پزشکی که نشان دهنده ی عقیم بودن زن است ارائه دهد.یا اگر به علت اعتیاد زن خواهان ازدواج مجدد است، مدارک پزشکی و آزمایش هایی را که اعتیاد زن را اثبات می کند، ارائه دهد.به هر جهت با توجه متفاوت بودن هر مورد با مورد دیگر، پیشنهاد می شود پیش از اقدام با یک وکیل دادگستری متخصص مشورت نمایید.ازدواج مجدد مرد بدون اجازه همسر اول:بنابراین مرد برا ازدواج مجدد نیازمند رضایت همسر یا اجازه ی دادگاه است.یکی از مواردی که به زن وکالت بلاعزل در طلاق می دهد و در شروط ضمن عقد ازدواج آمده است، ازدواج مجدد مرد است.بنابراین حتی اگر مرد با اجازه ی همسر اول یا اجازه ی دادگاه ازدواج مجدد کند، باز هم همسر اول می تواند از دادگاه تقاضا صدور گواهی عدم امکان سازش کند.البته با توجه به رای وحدت رویه شماره 716 دیوان عالی کشور، اگر زنی از شوهرش تمکین نکند و شوهر با اجازه ی دادگاه ازدواج مجدد کند، زن نمی تواند از وکالت در طلاق مندرج در سند ازدواج استفاده کند.ازدواج مجدد مرد در طلاق رجعی:طلاق رجع طلاقی است که مرد در دوران عده می تواند به همسر و زندگی مشترک رجوع کند. در دوران عده طلاق رجعی، زن در حکم همسر مرد است و رابطه ی نکاح او با شوهر کامل قطع نشده است. پس اگر شوهر در دوران عده بخواهد مجددا ازدواج کند، به کسب اجازه از دادگاه نیاز دارد.تکلیف مهریه بعد از ازدواج مجدد مرد:ازدواج مجدد مرد، حق همسر اول را نسبت به مهریه از بین نمی برد. مهریه حق زن است.پس حت اگر مرد مجددا ازدواج کند، باز هم وظیفه دارد مهریه همسر اول خود را بپردازد.اگر پس از طلاق مرد ازدواج مجدد کند هم همین است. باز هم باید مهریه همسر اول خود را بپردازد.ازدواج مجدد مرد و حضانت فرزند:اصولا ازدواج مجدد پدر باعث نمی شود که حضانت فرزندان از او سلب شود. مگر اینکه ازدواج مجدد پدر به نوعی صلاح طفل را به خطر بیاندازد.که در این صورت مادر می تواند با مراجعه به دادگاه و اثبات این نکته که پس از ازدواج مجدد پدر، زندگی کردن بچه با پدرش، به مصلحت بچه نیست، حضانت او را از پدر بگیرد.جرم ازدواج مجدد:آیا ازدواج مجدد بدون اجازه ی دادگاه جرم است؟پاسخ ان سوال منفی است. اما یک نکته را باید در نظر داشته باشید. ازدواج مجدد بدون اجازه نامه دادگاه ثبت نمی شود. عدم ثبت ازدواج هم جرم است. بنابراین به جهت عدم ثبت ازدواج خود به جزای نقدی یا حبس از نود و یک روز تا شش ماه محکوم می شود.اگر مرد متاهل ازدواج موقت کند، آیا همسر او می تواند برا طلاق اقدام کند؟یکی از شروط ضمن عقد ازدواج که در سند ازدواج نوشته شده، این است که در صورت ازدواج مجدد مرد به زن وکالت بلاعزل در طلاق اعطاء شود. معمولا زن و مرد این شرط را امضاء می کنند.بنابران زنی که شوهرش ازدواج مجدد کرده می تواند به این بند عقدنامه استناد کرده و از دادگاه تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش کند. در این مورد تفاوتی بین ازدواج دائم و موقت نیست.البته اگر شوهر به علت عدم تمکین زن اقدام به ازدواج مجدد کرده باشد، زن نمی تواند از این بند عقدنامه استفاده کند.جهت دریافت مشاوره با شماره ی 09129587186 تماس بگیرید.</description>
                <category>مهشید خلیلی</category>
                <author>مهشید خلیلی</author>
                <pubDate>Sun, 09 Jul 2023 19:57:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توهین چیست و چه مجازاتی دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@lawyer.mkhalili/%D8%AA%D9%88%D9%87%DB%8C%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-j6nsdyryvq3s</link>
                <description>ارتکاب بعضی جرائم خیلی ساده انجام می شود. توهین هم از همین دسته جرائم است.همان لحظه که نمی توانیم خشممان را کنترل کنیم و با کلاممان شخصیت و حیثیت دیگران را نشانه می رویم، جرم توهین انجام می شود.امروزه که اغلب ما تصور می کنیم از پشت گوشی های موبایل قابل شناسایی نیستیم، شاید بی پرواتر هم شده باشیم.امروز تصمیم دارم در مورد جرم توهین برای شما توضیح بدهم.با من، مهشید خلیلی، همراه باشید.توهین چیست؟توهین در لغت به معنای خوار و سبک شمردن است. در قانون تعریفی از توهین ارائه نشده است.اما در تعریف آن می توان گفت: به کار بردن الفاظ یا انجام رفتارهایی است که حرمت افراد را از بین می برد.بنابراین توهین صرفا لفظی نیست. گاهی توهین با انجام یک عمل مثل حرکات دست محقق می شود.عناصر تشکیل دهنده جرم توهینبرای تشکیل هر جرمی وجود سه عنصر لازم است:عنصر قانونیعنصر مادیعنصر روانیدر این قسمت عناصر تشکل دهنده ی جرم توهین را بررسی می کنیم:عنصر قانونی:مطابق ماده ی 2 قانون مجازات اسلامی، هر رفتاری که در قانون برای آن مجازات تعیین شده، جرم محسوب می شود. بنابراین منظور از عنصر قانونی، ماده ی قانونی است که مجازات یک رفتار را مشخص می کند.عنصر قانونی جرم توهین ماده ی 608 قانون مجازات اسلامی است. این ماده بیان می نماید:«توهین به افراد از قبیل فحاشی و استعمال الفاظ رکیک چنانچه موجب حد قذف نباشد به مجازات شلاق تا 74 ضربه و یا 50 هزار ریال تا 1 میلیون ریال خواهد بود.»البته این مجازات به موجب قانون کاهش مجازات حبس تعزیری به جزای نقدی درجه 6، یعنی از 2 میلیون تومان تا 8 میلیون تومان، تغییر یافته است.عنصر مادی:مهم ترین جزء عنصر مادی رفتار است. یعنی باید ببینیم که قانونگذار دقیقا چه رفتاری را جرم انگاری کرده است. قانونگذار هر گونه رفتار اهانت آمیز را توهین می داند. این رفتار اهانت آمیز می تواند استفاده از الفاظ رکیک و نامناسب یا انجام یک رفتار توهین آمیز باشد.توهین ممکن است به صورت گفتاری یا نوشتاری، با حرکات اشاره ا انجام یک رفتار خاص واقع شود.البته این توهین باید نسبت به فرد یا افراد معینی انجام شود. اگر گروهی از افراد مورد توهن قرار می گیرند، این گروه باید محصور و معین باشند.عنصر روانی:در عنصر روانی جرم توهین آنچه برای ما مهم است، سوء نیت عام مرتکب است. یعنی اینکه مرتکب در انجام رفتار توهین آمیز علم و عمد داشته است مورد بررسی قرار می گیرد.انواع توهین:به طور کلی جرم توهین را می توان به دو نوع زیر تقسیم کرد:1- توهین ساده:منظور از توهین ساده توهینی است که با وجود داشتن وصف مجرمانه، کیفیات مشدده ندارد و به همین دلیل مجازات سنگین تری در مورد آن اعمال نمی شود.در توهین ساده:توهین باید صریح و بر مبنای عرف باشد.اهانت حتماً باید نسبت به یک شخص حقیقی انجام شود. وگرنه به ‌کار بردن لفظ توهین آمیز درباره‌ی عده‌ی کثیری از مردم مشمول مجازات نیست.حضوری یا علنی بودن توهین برای تحقق جرم کافی است و نیازی به هر دو شرط نیست.منظور از حضور، لزوما حضور فیزیکی نیست، بلکه اگر اهانت از طریق پیامک، ایمیل یا… صورت گیرد، مشمول مجازات می­‌ شود. منظور از علنی بودن هم این است که صرفاً حضور شاهد الزامی نیست؛ بلکه اگر اهانت در مکانی عمومی باشد، هر چند شاهدی وجود نداشته باشد، کافی است.2- توهین مشدده:منظور توهینی است که قانونگذار برای آن مجازات سنگین تری در نظر گرفته است. این موارد عبارتند از:توهین به مقدسات اسلام:ماده ی 513 قانون مجازات اسلام بیان می نماید:« هر کس به مقدسات اسلام یا هر یک از پیامبران عظام یا ائمه اطهار و یا حضرت فاطمه (س) اهانت نماید، در صورتی که مشمول حکم ساب النبی نباشد به حبس از یک تا پنج سال محکوم می گردد.»ساب النبی کیست؟مطابق ماده ی 262 قانون مجازات اسلامی، هر کس پیامبر اعظم اسلام و یا هر یک از پیامبران عظام الهی را دشنام دهد یا قذف کند ساب النبی است و به اعدام محکوم می شود.این حکم در مورد کسی که هر یک از ائمه اطهار یا حضرت فاطمه (س) را قذف کند هم جاری است.توهین به رهبری و امام خمینی:ماده ی 514 قانون مجازات اسلامی بیان می کند:« هر کس به حضرت امام خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی و مقام معظم رهبری به نحوی از انحاء اهانت نماید به حبس از شش ماه تا دو سال محکوم خواهد شد.»توهین به مقامات دولتی ایران:طبق ماده ی 609 قانون مجازات اسلامی،« هر کس با توجه به سمت، یکی از رؤسای سه قوه یا معاونان رئیس جمهوری یا وزرا یا یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی یا نمایندگان مجلس خبرگان یا اعضای شورای نگهبان یا قضات یا اعضای دیوان محاسبات یا کارکنان وزارتخانه‌ها و مؤسسات و شرکت‌های دولتی و‌ شهرداری ‌ها در حال انجام وظیفه یا به سبب آن توهین نماید به سه تا شش ماه حبس و یا تا 74 ضربه شلاق و یا پنجاه هزار تا یک میلیون ریال جزای ‌نقدی محکوم می‌شود.»توهین به مقامات سیاسی خارجی:با توجه به ماده ی 517 قانون مجازات اسلامی:هر کس علنا به رئیس کشور خارجی یا نماینده ی سیاسی آن کشور که در قلمرو خاک ایران وارد شده اهانت نماید، به یک تا سه ماه حبس محکوم می گردد؛ مشروط بر اینکه در آن کشور نیز در این مورد نسبت به ایران معامله متقابل بشود.چه الفاظی توهین محسوب می شود؟استفاده از هر نوع لفظی که عرف آن را اهانت آمیز بداند، توهین محسوب می شود.بنابراین فحاشی، استعمال الفاظ رکیک و هر نوع لفظی که عرف آن را اهانت تلقی می کند، توهین است.یادآوری می کنم که گاهی ممکن است یک رفتار یا یک اشاره ی اهانت آمیز نسبت به فردی انجام شود. قانون رفتار اهانت آمیز را نیز توهین تلقی می کند.مجازات توهین و فحاشی:مجازات توهین در ماده ی 608 قانون مجازات اسلامی تعیین شده است.طبق این ماده توهین به افراد مستوجب یکی از دو مجازات زیر است:از یک تا 74 ضربه شلاقاز پنجاه هزار ریال تا یک میلیون ريال جزای نقدیالبته این مجازات به موجب قانون کاهش مجازات حبس تعزیری به جزای نقدی درجه 6، یعنی از 2 میلیون تومان تا 8 میلیون تومان، تغییر یافته است.توهین تلفنی:برای تحقق جرم توهین لازم نیست که به فرد به صورت رو در رو توهین شود. در واقع نیازی به حضور فیزیکی افراد در کنار هم نیست.بنابراین توهین می تواند از طریق وسایل ارتباط از راه دور مثل تلفن هم انجام شود.شاید تصور کند چنین توهینی قابلیت پیگیری ندارد. اما باید بدانید که برای شما امکان پیگیری و شکایت در توهین تلفنی فراهم است.مجازات توهین تلفنی نیز جزای نقدی درجه شش است. مگر اینکه از موارد توهین مشدده باشد که مجازات آن با توجه به مورد متفاوت خواهد بود.البته برا محکومیت فرد به مجازات گفته شده باید بتوانید وقوع توهین از جانب او را اثبات نمایید. در ادامه به این موضوع بیشتر می پردازیم.توهین پیامکی:جرم توهین با ارسال پیامک هم قابل تحقق است.اثبات توهین پیامکی ساده تر است. مقام قضایی می تواند از اپراتور تلفن همراهی که پیامک های توهین آمیز را ارسال نموده، متن پیامک ها را درخواست نماید.خود شما هم بهتر است متن پیام ها را در موبایل خود نگه دارید و به اسکرین شات گرفتن اکتفاء نکنید.نکته ی آخر در این خصوص اینکه مجازات توهین پیامکی هم جزای نقدی درجه شش است. مگر اینکه از موارد توهین مشدده باشد که مجازات آن با توجه به مورد متفاوت خواهد بود.توهین در فضای مجازی:امروزه بعضی از جرائم در بستر اپلیکیشن هایی مثل واتس اپ، تلگرام، اینستاگرام و ... انجام می شود.تصور برخی افراد این است که در این بستر امکان شناسایی شان وجود ندارد و به همین علت هم به راحتی هر رفتار خلافی را انجام می دهند.بهتر است بدانید امکان پیگیری جرائمی که در فضای مجازی انجام می شوند وجود دارد.توهین در فضای مجاز هم قابل پیگیری است و ممکن است در قالب پیام متنی، صوتی، ویدئویی و ... انجام شود.برای اثبات ان جرم معمولا اسکرین شات ارائه می شود. لازم به ذکر است اسکرین شات اماره محسوب می شود. یعنی می تواند نشان دهنده ی صحت گفتار شما باشد. اما به تنهایی برای اثبات جرم کافی نیست.اثبات جرم توهین:جرم توهین با اقرار، شهادت شهود، ارائه ی اسکرین شات و ... قابل اثبات است.گزارشات مامورین نیروی انتظامی، اپراتور های تلفن همراه و ... نیز از مواردی هستند که با توجه به شکل ارتکاب جرم، در اثبات جرم موثرند.شکایت به جرم توهین:برای شکایت از کسی که مرتکب رم توهین نسبت به شما شده باشد باد مراحل زیر را طی کنید:مراجعه به دفتر خدمات الکترونیک قضاییثبت نام درسامانه ی ثناثبت شکوائیه توسط کاربر دفتر خدمات قضاییارسال شکوائیه برای دادسرا و ثبت آنارجاع شکوائیه به شعبه و دریافت پیامک از طرف دادسراپیگیری امر از طریق دادسراتفاوت توهین و قذف:منظور از قذف نسبت دادن زنا یا لواط به دیگری است. ان جرم از جرائم حدی می باشد و مجازات آن 80 ضربه شلاق حدی است.در حالی که توهین هر گونه کلام یا رفتار اهانت آمیز به دیگران را در بر می گیرد. همچنین توهین از جرائم تعزیری است و مجازات آن جزای نقدی درجه 6 است.تفاوت توهین و افترا:افترا نسبت دادن جرم به دیگری است. مثلا فردی را دزد یا کلاهبردار خطاب کنیم. ان جرم هم از جرائم تعزیری است و مجازات آن جرای نقدی درجه شش است.در حالی که جرم توهین هر گونه کلام یا رفتار اهانت آمیز به دیگران را در بر می گیرد. همچنین توهین از جرائم تعزیری است و مجازات آن جزای نقدی درجه شش است.</description>
                <category>مهشید خلیلی</category>
                <author>مهشید خلیلی</author>
                <pubDate>Tue, 04 Jul 2023 13:38:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حضانت فرزند</title>
                <link>https://virgool.io/@lawyer.mkhalili/%D8%AD%D8%B6%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-uwolw6jlzyjh</link>
                <description>حضانتحضانت یکی از حقوق و تکالیفی است که قانون گذار بر عهده ی هر پدر و مادری قرار داده است. معمولا به هنگام طلاق و جدایی زوجین، بر سر این موضوع اختلاف ایجاد می شود.من، مهشید خلیلی، در این مطلب تلاش کردم به پرسش های شما پاسخ دهم. با من همراه باشید.حضانت فرزند:حضانت در لغت به معنای نگاهداری است. در تعریف حضانت می توان گفت:«حضانت نگاهداشتن طفل، مواظبت و مراقبت از او و تنظیم روابط او با خارج است، با رعایت حق ملاقات که برای خویشان نزدیک طفل شناخته شده است.»با توجه به این تعریف، در حضانت بیشتر تربیت و نگهداری فرزندان و آموزش و پرورش آنها مورد نظر است. البته جنبه های روحی و معنوی حضانت نیز مورد توجه قرار می گیرد.قوانین مربوط به حضانت:مقررات ناظر بر حضانت در مواد 1168 تا 1179 قانون مدنی و مواد 40 تا 47 قانون حمایت خانواده بیان شده است که در هر مبحث به آنها اشاره خواهم کرد.شرایط حضانت فرزند:برا آن که یک شخص بتواند حضانت بچه را بر عهده بگیرد باید شرایط زیر را داشته باشد:·  بلوغ·  عقل·  توانایی عملی·  شایستگی اخلاقی·  ازدواج نکردن مادر با شخصی دیگر·  اسلامدر مورد شرط آخر باید توضیح بدهم که کافر نمی تواند حضانت طفل مسلمان را بر عهده بگیرد.سن حضانت طفل:طبق قانون ایران کودک تا یک سن مشخصی تحت حضانت پدر و مادر خود قرار می گیرد و بعد از آن از مدار حضانت خارج می شود. یعنی پس از عبور از آن سن دیگر حضانت در مورد او معنی نمی دهد و بچه خودش تصمیم می گیرد که با چه کسی زندگی کند.بنابراین زمانی که دختر به نه سال و پسر به پانزده سال تمام قمری برسد از مدار حضانت خارج شده و خودش تصمیم می گیرد با پدر یا مادرش زندگی کند.در ماده 1169 قانون مدنی بیان شده است که:«برای حضانت و نگهداری طفلی که ابوین او جدا از یکدیگر زندگی می کنند مادر تا سن هفت سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است.تبصره- بعد از هفت سالگی در صورت حدوث اختلاف، حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک به تشخیص دادگاه می باشد.»بنابراین ممکن است پس از 7 سالگی طفل و با توجه به مصلحت او، حضانت مجددا بر عهده ی مادر قرار گیرد.شروط ضمن عقد حق حضانت فرزند:در سند ازدواج، زن و شوهر می توانند در مورد اموری که مورد نظر آنها است، از جمله حضانت، تصمیم گیری کنند.مثلا توافق کنند که حضانت فرزند آنها تا زمان مشخصی بر عهده ی پدر یا مادر باشد. اما آیا این توافق معتبر است؟در این خصوص دو نظر وجود دارد:·  برخی از حقوقدانان عقیده دارند که چون در زمان ازدواج فرزند وجود ندارد پس ان توافق موثر نیست.·  اما برخی دیگر می گویند چنین توافقی نشان دهنده ی مبنای طرفین و موثر است.به یاد داشته باشید که در نهایت آنچه در تعیین مسئول حضانت اثر گذار است صلاح بچه است. یعنی ممکن است شما توافق کنید حضانت با پدر باشد، اما پدر اعتیاد داشته باشد. در این صورت زندگی کردن بچه با پدر به صلاح او نیست و این نکته مورد توجه قاضی قرار می گیرد.حضانت فرزند دختر:همان طور که گفتم در قانون برای حضانت سن مشخصی در نظر گرفته شده است. این نکته را در نظر داشته باشید که در خصوص سن حضانت بین فرزند دختر و پسر تفاوت وجود دارد.دختر تا هفت سالگی با مادر خود زندگی می کند و پس از آن تا نه سالگی با پدر خود زندگی می کند.دختر پس از نه سالگی خودش تصمیم می گیرد که با پدر زندگی کند یا مادر.حضانت فرزند پسر:با توجه به تفاوت سن بلوغ دختر و پسر، سن حضانت پسر و دختر هم متفاوت است. به این ترتیب در صورتی که والدین یک پسر بچه جدا از هم زندگی کنند، مادر تا سن هفت سالگی حضانت او را بر عهده دارد.پس از هفت سالگی تا رسیدن پسر به سن 15 سالگی، حضانت او با پدر است. پس از آن که پسر به 15 سالگی رسید، خودش می تواند تصمیم بگیرد که با چه کسی زندگی کند.حضانت فرزند بعد از طلاق:بعد از وقوع طلاق، مسئول حضانت مطابق همان چیزی که گفتم تعیین می شود. یعنی بدون توجه به جنسیت بچه، حضانت تا سن هفت سالگی با مادر خواهد بود. پس از هفت سالگی تا زمانی که بچه به سن بلوغ برسد، حضانت او بر عهده ی پدر قرار می گیرد.اما در نهایت این یک قاعده ی ثابت نیست. زیرا با توجه به ماده ی 45 قانون حمایت خانواده، دادگاه وظیفه دارد مصلحت کودک را در تصمیمات خود در نظر بگیرد. بنابراین ممکن است به صلاح کودک نباشد که تا هفت سالگی با مادر زندگی کند، یا پس از هفت سالگی همراه پدر خود باشد.حضانت فرزند در طلاق توافقی:در طلاق توافقی، زوجین خودشان در مورد حضانت فرزند مشترک تصمیم می گیرند. یعنی خود تعیین می کنند که حضانت بچه تا چه سنی با کدام یک از آنها باشد. این توافق میتواند مخالف مقررات که گفتیم باشد. مثلا حضانت فرزند تا قبل 7 سالگی با پدر باشد.به این ترتیب طرفین باید در خصوص موارد زیر نیز تصمیم گرفته و تصمیم خود را بعه دادگاه اعلام کنند:1.  مسئول حضانت فرزند مشترک.2.  میزان نفقه ی فرزند.3.  ساعت و مکان ملاقات با طفل.توجه داشته باشید که اگر این توافقات برخلاف مصلحت بچه باشد، دادگاه می تواند حضانت را به دیگر واگذار کند یا برای این امر ناظر تعیین کند.پرداخت نفقه ی فرزند بر عهده ی کیست؟مرد به عنوان رئیس خانواده، تامین مالی خانواده را برعهده دارد و باید به خانواده ی خود نفقه بپردازد. بنابراین نفقه ی فرزند مشترک بر عهده ی پدر است. پدر وظیفه دارد نیازهای اساسی فرزند خود را تامین کند حتی اگر حضانت بچه با او نباشد.حال اگر طرفین در خصوص میزان نفقه توافق کرده باشند، همان مبلغ باید پرداخت شود. اما اگر به مبلغ مشخصی توافق نشده باشد، نفقه ی بچه با توجه به سن، وضعیت او، نیازهای بچه و ...  توسط کارشناس رسمی دادگستری تعیین می شود.در صورت فوت پدر، پرداخت نفقه ی بچه بر عهده ی پدربزرگ پدر است. حتی اگر بچه تحت حضانت مادر خود باشد.حضانت فرزند بعد از فوت پدر:معمولا آنچه در فیلم ها و سریال ها نشان مردم داده می شود این است که پدر فوت کرده و پدربزرگ بچه، او را از مادرش جدا کرده است.همن ابتدا بگویم که این موضوع صرفا یک تراژد برای جذب مخاطب است و با واقعیت های حقوقی و قانونی فاصله ی بسیار زیادی دارد.طبق ماده ی 1171 قانون مدنی:«در صورت فوت یکی از ابوین حضانت طفل با آنکه زنده است خواهد بود هر چند متوف پدر طفل بوده و برا او قیم معین کرده باشد.»بنابراین اگر پدر بچه فوت کند، مادر مسئول حضانت است نه پدربزرگ. پدربزرگ تنها در صورتی می تواند حضانت را از مادر بگیرد که زندگی کردن بچه با مادر به صلاح او نباشد. مثلا مادر اعتیاد داشته باشد یا بیمار روانی باشد.حضانت فرزند در صورت ازدواج پدر:آیا در صورت ازدواج مجدد پدر، حضانت بچه از او گرفته می شود؟در پاسخ باید گفت اصولا خیر و ازدواج مجدد پدر از موارد سلب حضانت از او نیست. اما در صورتی که دادگاه تشخیص دهد زندگی کردن بچه با پدر و نامادری به صلاح بچه نیست، حضانت فرزند را به مادر می سپارد.موارد سلب حضانت فرزند:گاهی زندگی کردن بچه با پدر یا مادر، سلامت جسم و روح یا تربیت بچه را به خطر می اندازد.در این شرایط دادگاه می تواند به تقاضای نزدیکان بچه، قیم او یا رئیس حوزه ی قضایی در مورد حضانت تصمیم بگیرد. بنابراین؛اگر کسی که حضانت را بر عهده دارد؛اعتیاد زیان آور به الکل، مواد مخدر و قمار داشته باشد،به فساد اخلاقی یا فحشاء شهرت داشته باشد،به بیماری روانی مبتلا باشد و پزشکی قانونی آن را تشخیص دهد،از کودک سوء استفاده کند یا او را مجبور به ورود در مشاغلی مانند قاچاق، تکدی گری و … نماید،خارج از حد متعارف کودک را کتک بزند؛دادگاه می تواند حضانت را از این فرد گرفته  به دیگری بسپارد.البته آنچه گفتیم تنها برخی از رفتارهای است که می تواند سلامت بچه را تهدید کند.  ممکن است موارد دیگر خارج از آنچه گفتم وجود داشته باشد، که دادگاه بنا به مصلحت بچه حضانت را از مادر یا پدر بگیرد.موارد سلب حضانت از مادر:علاوه بر مواردی که در بخش قبل گفتم، در دو مورد دیگر هم اگر حضانت با مادر باشد، حضانت از او گرفته می شود:1.  مادر مبتلا به جنون شود.2.  مادر با فرد دگر ازدواج کند.در این دو مورد حضانت بر عهده ی پدر قرار می گیرد.این نکته را در نظر داشته باشید اگر پدر فوت کرده باشد، ازدواج مجدد مادر موجب سلب حضانت از او نیست.ملاقات با طفل:مطابق ماده ی 1174 قانون مدنی، پدر یا مادر که حضانت بچه را بر عهده ندارد، حق دارد فرزند خود را ببیند. پدر مادر باید در مورد زمان، مکان و سایر جزئیات این ملاقات توافق کنند. ولی اگر نتوانند با هم توافق کنند، دادگاه خود تصمیم می گیرد.پدر و مادر به شکل های مختلفی می توانند در این مورد توافق کنند. مثلا:·  24 ساعت در هر هفته از 12 ظهر پنجشنبه تا 12 ظهر جمعه.·  48 ساعت در هفته از چهارشنبه تا جمعه.·  و ...البته توجه کند اگر توافقات پدر و مادر در خصوص نحوه ی ملاقات بچه، به صلاح او نباشد، دادگاه می تواند حضانت را به دیگر واگذار کند یا برای این امر، با تعیین حدود اختیارات، ناظر تعیین کند.دستور موقت ملاقات فرزند:ممکن است پدر یا مادری که از بچه نگهدار می کند، اجازه ندهد طرف مقابل فرزندش را ببیند. در ان موارد کسی که خواهان دیدار فرزندش است، باید از دادگاه تقاضای ملاقات با طفل را بنماید.او می تواند ضمن همین دادخواست، از دادگاه تقاضای صدور دستور موقت کند. در این صورت با صدور دستور فوق می تواند پیش از صدور رای دادگاه  فرزند خود را ببیند.مجازات جلوگیری از ملاقات فرزند:پدر یا مادری که مانع از ملاقات بچه با طرف مقابل خود می شود، باید منتظر عواقب قانونی سنگنی باشد. زیرا در ماده ی 632 قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات بیان می دارد:«اگر کسی از دادن طفلی که به او سپرده شده است در موقع مطالبه ی اشخاصی که قانونا حق مطالبه دارند امتناع کند به مجازات حبس از سه ماه تا شش ماه حبس یا به جزای نقدی از یک میلیون پانصد هزار تا سه میلیون ریال محکوم می شود.»</description>
                <category>مهشید خلیلی</category>
                <author>مهشید خلیلی</author>
                <pubDate>Sun, 02 Jul 2023 12:33:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گرفتن مهریه از پدرشوهر</title>
                <link>https://virgool.io/@lawyer.mkhalili/%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D9%85%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%AF%D8%B1%D8%B4%D9%88%D9%87%D8%B1-hxjedpegh3wc</link>
                <description>به مالی که مرد در زمان ازدواج به زن می پردازد یا تعهد به پرداخت آن می کند، مهریه گفته می شود.به صورت منطقی مرد باید به میزان توانایی مالی خود تعهد کند. زیرا هیچ کسی به جز او متعهد نیست پس اوست که باید از پس پرداخت دین خود بر آید.در مقابل برخی زنان تصور می کنند که اگر شوهر آنها توان پرداخت مهریه را نداشته باشد، پدر شوهر وظیفه دارد مهریه را بپردازد.آیا این تصور درست است؟در این مطلب بررسی می کنم که گرفتن مهریه از پدر همسر ممکن است یا خیر.با من، مهشید خلیلی، همراه باشید.آیا دریافت مهریه از پدر شوهر ممکن است؟همان طور که گفتیم، شوهر باید مهریه را بپردازد.حال آیا اگر شوهر توان مالی پرداخت مهریه را نداشته باشد، پدر شوهر باید مهریه را بپردازد؟مسلما نه. هر کس خود مسئول دیون و تعهداتی است که بر عهده دارد.پس پدرشوهر مجبور به پرداخت دین پسر خود نیست حتی اگر بسیار ثروتمند باشد. مگر در شرایط خاص.شرایط دریافت مهریه از پدر شوهر:برای دریافت مهریه از پدرشوهر باید شرایط زیر وجود داشته باشد:پدر شوهر ضمن عقد ازدواج، در سند ازدواج یا در قرارداد جداگانه ای پرداخت مهریه را تقبل کرده باشد.پدر شوهر ضمن عقد ازدواج، در سند ازدواج یا در قرارداد جداگانه ای، پرداخت مهریه را از جانب پسر خود ضمانت کرده باشد.پس تعهد لفظی برای مسئول دانستن پدرشوهر به پرداخت مهریه معتبر نیست.در مورد بند اول، چون پدر شوهر مستقیما متعهد شده، پس بدون هیچ مشکلی می توان پرداخت مهریه را از او مطالبه کرد.اما در مورد بند دوم حالات مختلفی وجود دارد. زیرا ضمانت انواع مختلفی دارد.ضمانت پرداخت مهریه از طرف پدرشوهر:اگر ضمانت به صورت نقل ذمه باشد، پس پدر شوهر جانشین شوهر شده باید از جانب او مهریه را بپردازد. البته پس از پرداخت می تواند از پسر خود مبلغی را که پرداخته بگیرد.اما ضمانت ضم ضمه از دو حالت خارج نیست:1. زن می تواند به هر کدام از شوهر یا پدرشوهر که بخواهد مراجعه کند و مهریه خود را دریافت کند.2. زن باید اول به شوهر مراجعه کند. اگر او مهریه را نپرداخت به پدر شوهر مراجعه کند. در حالت دوم بین شوهر و پدر او سلسله مراتبی وجود دارد. پس زن باید این سلسله مراتب را رعایت کند.چگونه می توان مهریه از پدر شوهر مطالبه کرد؟اگر شرایط بالا وجود داشت، می توانیم پرداخت مهریه را از پدر شوهر مطالبه کنیم.برای این کار باید دادخواستی به خواسته ی مطالبه ی مهریه تقدیم کنیم.باید توجه نمایید که چون مطالبه ی مهریه دعوای مالی است، پس هزینه ی دادرسی ان هم باید مطابق دعاوی مالی پرداخت شود.زن می تواند برای طلبی که بابت مهریه از پدر شوهر دارد، اموال او را معرفی و توقیف نماید.به این ترتیب اگر حکم به نفع او صادر شود، می تواند به راحتی آن را اجرا نماید.عدم پرداخت مهریه توسط پدر شوهر:اگر پدر شوهر پرداخت مهریه را تعهد کرده باشد و زن علیه او اقدام کند و حکم دادگاه به نفع زن صادر شود، پدر شوهر باید مهریه را بپردازد.اگر پدر شوهر توان پرداخت نداشته باشد، باید دادخواست اعسار از پرداخت محکوم به را تقدیم دادگاه کند.دادگاه به ادعای اعسار او رسیدگی می کند. اگر اعسار او را بپذیرد، پرداخت مهریه را تقسیط می کند.اما اگر اعسار پدر شوهر پذیرفته نشود، مکلف به پرداخت مهریه می شود و اگر حکم را اجرا نکند حبس می شود.آیا می توان مهریه را بعد از فوت شوهر، از پدر شوهر گرفت؟همان طور که گفتیم اساسا پرداخت مهریه بر عهده ی شوهر است.اگر شوهر پیش از پرداخت مهریه فوت کند، مهریه زن از ترکه ی او پرداخت می شود.اگر اموال به جا مانده از شوهر کفایت نکند با اصلا مالی از او باقی نمانده باشد، پدر شوهر یا دیگران وظیفه ای برای پرداخت مهریه به زن ندارند.حال اگر پدر شوهر پرداخت مهریه را تعهد کرده باشد، بعد از فوت شوهر هم می توان پرداخت مهریه را از او خواست.آیا عروس از پدر شوهر ارث می برد؟افراد یا به موجب وجود پیوند خونی از یکدیگر ارث می برند یا به خاطر ازدواج.بین عروس و پدرشوهر هیچ یک از این دو حالت وجود ندارد.پس عروس از پدرشوهر ارث نمی برد.</description>
                <category>مهشید خلیلی</category>
                <author>مهشید خلیلی</author>
                <pubDate>Sat, 01 Jul 2023 15:39:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حق خروج از کشور زنان</title>
                <link>https://virgool.io/@lawyer.mkhalili/%D8%AD%D9%82-%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-kcali4ylhuq0</link>
                <description>عرف و قوانین ما در کنار حقوقی که برای زنان قائل شده، محدودیت های زیادی برای زنان ایجاد کرده است. اغلب این محدودیت ها پس از ازدواج بیشتر هم می شوند.یکی از این محدودیت ها در خصوص حق خروج زنان از کشور می باشد.در این مطلب قصد دارم حق خروج از کشور زنان را  بررسی کنم.با من، مهشید خلیلی، همراه باشید.چه کسانی می توانند برای دریافت گذرنامه اقدام کنند؟گذرنامه سندی است که از طرف مأموران صلاحیت دار دولت برای مسافرت اتباع ایران به خارج و یا اقامت‌ در خارج و یا مسافرت از خارج به ایران داده می شود.اتباع ایران برای خروج از کشور و یا اقامت در خارج و یا مسافرت از خارج به ایران باید تحصیل گذرنامه نمایند.افراد زیر می توانند گذرنامه دریافت نمایند:·  افراد بالای 18 سال·  افرادی که سن آنها کمتر ۱۸ سال است با اجازه ی ولی یا قیم·  کسانی تحت ولایت یا قیمومیت هستند و اجازه کتبی ولی یا قیم خود را دارند·  مشمولین خدمت وظیفه عمومی با اجازه کتبی اداره عمومی·   بانوانی که کمتر ۱۸ سال دارند و ازدواج کرده اند با اجازه کتبی همسر خود·  بانوانی که شوهر خارجی دارند·  بانوانی که مقیم خارج از کشور هستندمدارک عمومی مورد نیاز برای دریافت گذرنامه:کلیه افراد، چه مرد و چه زن، برای درافت گذرنامه به مدارک زیر نیاز دارند:1.  اصل شناسنامه و کارت ملی و یا تائیدیه ثبت احوال برای کلیه متقاضیان.2.  برای افراد بالای 15 سال شناسنامه عکسدار.3.  افراد زیر 15 سال ضمن حضور در دفتر می بایست گواهی اشتغال به تحصیل، دفترچه بیمه و یا گذرنامه عکسدار ارائه نمایند.4.  برای افراد زیر 6 سال، کودک باید در دفتر حاضر شده و ولی کودک یک قطعه عکس از کودک خود را ارائه نماید.5.  ارائه اصل آخرین پاسپورت (در صورت معتبر بودن)6.  عکس بیومتریک7.  اجازه محضری برای افراد زیر 18 سال از سوی پدر و یا قیم قانونی.8.  بازنشستگان نظامی که 5 سال تمام از بازنشستگی آنها نگذشته است ارائه نامه از حفاظت یگان مربوطه الزامی است.9.  بازنشستگان نظامی که 5 سال از بازنشستگی آنها می گذرد می بایست اصل و کپی کارت کانون بازنشستگان را ارائه نمایند (نیازی به ارائه گواهی از سازمان مربوطه نمی‌ باشد.)10.  نظامیان شاغل می بایست نامه موافقت حفاظت یگان مربوطه را ابتدا به دبیرخانه اداره گذرنامه ارائه و پس از ثبت به دفاتر خدمات الکترونیک انتظامی ارائه نمایند.مدارک مورد نیاز زنان برای دریافت گذرنامه:زنان علاوه بر مدارک عمومی، باید با توجه به شرایط خود مدارک زیر را نیز ارائه دهند:·  اجازه محضری برای بانوان متأهل از سوی همسر.·  اجازه ی محضری پدر یا پدربزرگ پدری یا قیم برای دختران کمتر از 18 سال·  بانوانی که همسر آنها فوت نموده، باید اصل گواهی فوت همسر و یا اصل شناسنامه باطل شده همسر خود را ارائه کنند.·  برای بانوان مطلقه ارائه ی اصل طلاق نامه.·  بانوان مقیم خارج در صورتی که شوهر خارجی اختیار نموده باشد نیازی به اجازه محضری همسر ندارند.حق خروج از کشور برای دختر:ابتدا وضعیت خروج از کشور دختران مجرد را بررسی می کنیم.وضعیت و شرایط خروج از کشور دختران کمتر از 18 سال با دختران بالای 18 سال تفاوت دارد. بنابراین آنها را در دو بخش جداگانه بررسی می کنم.1- خروج از کشور دختر مجرد زیر 18 سال:در صورتی که دختر کمتر از 18 سال سن داشته باشد، برای دریافت گذرنامه و خروج از کشور به اذن ولی یا قم خود نیاز دارد. به این ترتیب دختر مجرد کمتر از 18 سال نمی تواند بدون اذن ولی یا قیم خود از کشور خارج شود.بنابراین دختران مجرد کمتر از 18 سال علاوه بر مدارک عمومی گفته شده، باد اجازه  محضری پدر یا پدربزرگ پدری خود را ارائه کنند تا بتوانند گذرنامه بگیرند.خروج از کشور دختر مجرد بالای 18 سال:برخلاف تصور عموم، دختر مجرد پس از رسیدن به سن قانونی برای خروج از کشور به اذن پدر، پدربزرگ، برادر، عمو و ... نیاز ندارد.بنابراین دختر مجرد بالای 18 سال می تواند بدون اذن پدر از کشور خارج شود.به این ترتیب برای دریافت گذرنامه تنها باید مدارک عمومی گفته شده را ارائه دهد و نیاز به اجازه ی محضری ندارد.حق خروج از کشور زن:وضعیت زنان متاهل با دختران مجرد متفاوت است.زنان متاهل با هر سنی، برای خروج از کشور به اذن همسر خود نیاز دارند.بنابراین زن متاهل چه کمتر از 18 سال باشد چه بیشتر از 18 سال، برای دریافت گذرنامه و حتی تمدید آن به اذن شوهر خود نیاز دارد.اذن شوهر باید به صورت محضری باشد و بدون آن امکان دریافت و تمدید گذرنامه وجود ندارد.مدارک لازم برای اخذ گذرنامه زنان متاهل:همان طور که در بخش های قبل توضیح داده شد، زنان متاهل علاوه بر مدارک عمومی، به اجازه ی محضری همسر خود برای دریافت گذرنامه و خروج از کشور نیاز دارند.مدارک لازم برای تمدید گذرنامه زنان متاهل:تمدید گذرنامه ی زنان متاهل نیز با اجازه ی محضری همسر آنان انجام می شود. بنابراین اگر زنی یکبار با اذن همسر خود گذرنامه بگیرد و بعد اعتبار آن گذرنامه منقضی شود، باید مجددا از همسر خود اذن خروج بگیرد. در غیر این صورت گذرنامه ی او تمدید نخواهد شد.دادن حق خروج از کشور به زن:مرد از چه راه هایی می تواند به زن اذن خروج از کشور بدهد؟برای این کار سه راه وجود دارد:1- حضور در اداره گذرنامه:مرد می تواند شخصا در اداره ی گذرنامه حاضر شده و رضایت خود برای دریافت گذرنامه ی همسرش را اعلام نماید.2- حق خروج از کشور در عقدنامه:این امکان وجود دارد کع حق خروج از کشور برای زن در عقدنامه قید شود. اما این روش یک مشکل دارد. با وجود آنکه سند ازدواج یک سند رسمی و لازم الاجراست، اما صرف درج حق خروج از کشور در سند ازدواج، برای اداره ی گذرنامه مورد قبول نیست. به این ترتیب باید با حضور زوجین در دفتر اسناد رسمی به زن وکالت برای خروج از کشور اعطا شود.3- وکالت اجازه خروج از کشور:شوهر می تواند با اعطای وکالت رسمی به همسر خود به او اذن خروج از کشور بدهد. برای این کار باید به دفتر اسناد رسمی مراجعه شود و وکالتنامه ای جهت خروج از کشور به نام زن تنظیم شود. توصیه می کنم این وکالت به صورت بلاعزل دریافت شود.</description>
                <category>مهشید خلیلی</category>
                <author>مهشید خلیلی</author>
                <pubDate>Wed, 28 Jun 2023 12:29:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گواهی انحصار وراثت:</title>
                <link>https://virgool.io/@lawyer.mkhalili/%DA%AF%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AD%D8%B5%D8%A7%D8%B1-%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%AB%D8%AA-xx1fub1uxqjz</link>
                <description>زمانی که فرد از دنیا می رود رابطه ی او با اموال اش نیز قطع می شود. یعنی دیگر نمی تواند مالک مالی باشد.به همین علت اموال فرد پس از فوت او به ورثه اش منتقل می شود. اما برای اینکه این ورثه شناسایی شوند و بتوانند سهم شان را بگیرند، باید گواهی انحصار وراثت دریافت کنند.در این مطلب من، مهشید خلیلی، در مورد گواهی حصر وراثت برای شما توضیح می دهم.انحصار وراثت چیست؟همان طور که توضیح دادم با فوت فرد، اهلیت تمتع او پایان می یابد. یعنی او دیگر نمی تواند دارای حق یا تکلیفی باشد. به این ترتیب او دیگر نمی تواند مالک مالی باشد و ارتباط او با اموالش قطع می شود.بنابراین اموال او به صورت قهری و خود به خود به ورثه منتقل می شود. اما این ورثه باید شناسایی شده و سهم هر کدام از آنها معلوم شود.انحصار وراثت به این معناست که منحصر بودن ورثه در ارث بردن از متوفی و سهم الارث هر یک در دادگاه بررسی و اثبات شود.تا زمانی که انحصار وراثت انجام نشده ورثه نمی توانند در سهم خود از اموال متوفی، دخل و تصرف انجام دهند.ماترک متوفی چیست؟تَرَکه یا ماترک یعنی چه؟زمانی که فرد فوت می کند، اموالی از او به جا می ماند که باید در مورد آنها تعیین تکلیف شود.منظور از ترکه همان اموالی است که از متوفی به جا مانده و به ارث می رسد. ترکه دارای دو جنبه است:· جنبه ی مثبت: اموالی است که از متوفی به جا مانده و می تواند به وراث به ارث برسد. مانند خانه، زمین، اتومبیل، سپرده بانکی و…· جنبه ی منفی: بدهی هایی است که متوفی دارد و پرداخت نکرده است. مطالبات اشخاص ثالث جنبه ی منفی ترکه را تشکیل می دهد.ورثه با مجموعه ی این دو جنبه مواجه هستند.ورثه چه کسانی هستند؟ورثه افرادی هستند که از اموال متوفی ارث می برند. اما با توجه به قانون چه کسانی را می توان وارث دانست؟با توجه به قانون مدنی، افراد به دو جهت ممکن است از متوفی ارث ببرند:1. نسب: منظور وجود رابطه ی خویشاوندی بین متوفی و شخصی است که از او ارث می برد. یعنی افرادی که بین آنها  و متوفی قرابت و خویشاوندی وجود دارد.2. سبب: منظور این است بین فرد و متوفی به سبب ازدواج پیوند و خویشاوندی ایجاد شده است.پس افراد ممکن است به خاطر خویشاوندی نسبی یا سببی که با متوفی دارند از او ارث ببرند. البته در صورتی که مانعی برای ارث بردن آنها وجود نداشته باشد.چه کسانی می توانند برای انحصار وراثت اقدام کنند؟با توجه به ماده ی 360 قانون امور حسبی، هر یک از وراث و اشخاص ذی نفع در ترکه می توانند تقاضای صدور گواهی حصر وراثت را مطرح نمایند.بنابراین به جز ورثه، اشخاص دیگری نیز می توانند در ترکه نفع داشته باشند. این افراد عبارتند از:· طلبکاران متوفی از جمله افراد ذی نفع هستند. به این ترتیب اگر کسی طلبی از متوفی داشته باشد، می تواند تقاضای صدور گواهی حصر وراثت کند.· وَصی نیز در مواردی که تعیین وراث برای تنفیذ و اجرای وصایای متوفی لازم است ذی نفع محسوب می شود. وصی کسی است که به موجب وصیت عهدی، انجام امری از جانب متوفی به او سپرده شده است.· موصی لَه نیز در مواردی که تملک موصی به نیازمند تنفیذ وراث باشد، ذی نفع تعیین وراث است. موصی له کسی است که به موجب وصیت تملیکی، مالی از اموال متوفی، به صورت مجانی به او تملیک شده است.· ولی، وصی و قیم هر وارث که محجور باشد.· امین غایب یا جنینآیا حضور همه ی ورثه الزامی است؟برخی تصور می کنند برای آنکه انحصار وراثت انجام شود، همه ی ورثه باید حاضر باشند. در حالی که چنین نیست.هر کدام از ورثه می تواند به تنهایی برای دریافت گواهی انحصار وراثت اقدام کند و نیازی به حضور باقی ورثه نیست.آیا انحصار وراثت اجباری است؟همان طور که گفتم اموال متوفی پس از فوت او به ورثه منتقل می شود. اما تا زمانی که انحصار وراثت انجام نشود، ورثه و میزان سهم آنها مشخص نیست. بنابراین امکان دخل و تصرف در اموال نیز وجود ندارد.به این ترتیب برای اینکه ورثه بتوانند اموال متوفی را فروشند، از حساب ها بانکی او استفاده کنند و ... باید گواهی حصر وراثت دریافت نمایند.برای انحصار وراثت کجا برویم؟برای شروع فرآیند انحصار وراثت ابتدا باید به دفتر خدمات الکترونیک قضایی مراجعه کرده و دادخواستی به خواسته ی صدور گواهی انحصار وراثت تقدیم نمایید.این دادخواست از طریق دفتر خدمات الکترونیک قضایی به شورای حل اختلاف ارجاع می شود.توضیح دقیق تر اینکه صدور گواهی انحصار وراثت از نظر ذاتی در صلاحیت شورای حل اختلاف است. اما شورای حل اختلاف کدام محل باید این کار را انجام دهد؟با توجه به قانون شورای حل اختلاف محل آخرین اقامتگاه متوفی در ایران صالح است.حال اگر آخرین اقامتگاه متوفی مشخص نبود، شورای حل اختلاف آخرین محل سکونت متوفی در ایران صلاحیت دارد.در صورتی که متوفی در ایران اقامتگاه یا محل سکونت نداشته باشد، تکلیف چیست؟در این صورت سه حالت ممکن است ایجاد شود:· شورای حل اختلافی که ترکه در آنجا واقع شده صلاحیت دارد.· اگر ترکه در حوزه های مختلف باشد، شورای حل اختلاف محلی که مال غیر منقول در آن حوزه واقع شده صالح است.· اگر چند مال غیر منقول در حوزه های مختلف وجود داشته باشد، شورای حل اختلافی که پیش از سایرین در مورد حصر وراثت اقدام کرده صالح است.مدارک لازم برای انحصار وراثتبرای انجام انحصار وراثت مدارک زیر لازم است و حتما باید به دادخواست پیوست شود:1. شناسنامه و کارت ملی متوفی2. گواهی فوت3. شناسنامه ورثه4. سند رسمی ازدواج یا رونوشت آن5. وصیت نامه متوفی6. استشهادیه رسمی7. گواهی مالیاتیمراحل انحصار وراثت در شورای حل اختلافبرای انجام انحصار وراثت باید مراحل زیر را طی کند:1. به همراه مدارکی که در بخش قبل گفته شد، به دفتر خدمات الکترونیک قضایی مراجعه نمایید. چنانچه در سامانه ی ثنا ثبت نام نکرده اید، ابتدا در سامانه ثبت نام نموده و سپس از طریق همان دفتر خدمات دادخواست انحصار وراثت را تقدیم نمایید.2. پس از ارجاع دادخواست به شورای حل اختلاف صالح برای شما پیامکی ارسال می شود.3. شعبه ای که دادخواست به آن ارجاع شده است به بررسی اسناد و مدارک شما می پردازد. توصیه می کنم پس از ارجاع دادخواست به همراه اصل مدارک خود به شعبه مراجعه نمایید.4. پس از بررسی مدارک ارائه در صورتی که اموال متوفی بیش از 50 میلیون تومان باشد، درخواست متقاضی انحصار وراثت یک نوبت در روزنامه ی کثیرالانتشار یا محلی آگهی می شود.5. هر معترضی یک ماه از تاریخ انتشار آگهی فرصت دارد مراتب اعتراض خود را اعلام کند. اگر در این مدت اعتراضی صورت نگیرد، شورای حل اختلاف گواهی انحصار وراثت نامحدود صادر می نماید.6. چنانچه در مدت یک ماه شخص یا اشخاصی معترض انحصار وراثت باشند، شورای حل اختلاف جلسه ای برای رسیدگی به اعتراض تعیین نموده و به اعتراض رسیدگی می کند. رای شورا در این مورد قابل تجدیدنظر خواهی است.7. اگر اموال متوفی از 50 میلیون تومان کمتر باشد، شورای حل اختلاف بدون انتشار آگهی و صرفا با بررسی مدارک گواهی حصر وراثت محدود صادر می کند.انواع گواهی حصر وراثت:با توجه به توضیحات فوق، دو نوع گواهی انحصار وراثت داریم:انحصار وراثت محدود:اگر بهای ترکه متوفی از 30 میلیون ریال کمتر باشد، شورای حل اختلاف بدون نشر آگهی به دلایل متقاضی رسیدگی نموده و در خصوص قبول یا رد درخواست تصمیم گیری می نماید. در صورت پذیرش گواهی حصر وراثت محدود صادر می شود.انحصار وراثت نامحدود:همان طور که گفتم، اگر بهای ترکه متوفی بیش از 30 میلیون ریال باشد، شورای حل اختلاف دادخواست متقاضی را یک نوبت در یکی از روزنامه های کثیرالانتشار آگهی می نماید. هر معترضی ظرف یک ماه از تاریخ انتشار آگهی فرصت دارد اعتراض خود را اعلام نماید. در صورت اعتراض شورای حل اختلاف در جلسه ای به اعتراض او رسیدگی کرده و رای صادر می نماید. این رای مطابق مقررات قابلیت تجدیدنظر خواهی دارد.اگر در مدت 1 ماه از تاریخ نشر آگهی معترضی نبود، شورای حل اختلاف به تقاضای متقاضی رسیدگی نموده و گواهی حصر وراثت نامحدود صادر می نماید.تفاوت گواهی حصر وراثت محدود و نامحدود:علاوه بر تفاوتی که از نظر تشریفات بین این دو گواهی وجود دارد، این دو تفاوت دیگری هم دارند. برای نقل و انتقال ما ترک متوفی، هنگام انتقال سند رسمی به نام خریدار به گواهی حصر وراثت نامحدود نیاز است. به علاوه اگر متوفی وجوهی نزد بانک ها یا موسسات مالی و اعتباری داشته باشد، برای دریافت این وجوه به گواهی حصر وراثت نامحدود نیاز دارید.کاربرد گواهی انحصار وراثت:همان طور که قبلا هم اشاره کردم، ورثه و افرادی که دارای حقی در اموال متوفی هستند، می توانند در ترکه دخل و تصرف کنند.کاربرد گواهی حصر وراثت هم همین است. به کمک این گواهی افرادی که حق تصرف در اموال متوفی را دارند، شناسایی می شوند. همچنین در این گواه میزان سهم هر یک از افراد مشخص می شود.به این ترتیب اگر ورثه قصد خرید و فروش اموال متوفی ا برداشت وجه از حساب متوفی و ... را داشته باشند، ابتدا باید با ارائه ی گواهی حصر وراثت ثابت نمایند جزو ورثه ی متوفی بوده و در اموال او حقی دارند.مدت اعتبار گواهی انحصار وراثتمدت اعتبار گواهی حصر وراثت محدود نیست. یعنی اعتبار آن با گذشت زمان از بین نمی رود.پس می توان گفت اعتبار گواهی حصر وراثت از نظر زمانی محدود نیست.سکونت ورثه در خارج از ایران:ممکن است فرد در ایران از دنیا برود، اما ورثه ی او در خارج از ایران سکونت داشته باشند. در این صورت هر یک از ورثه که بخواهد انحصار وراثت انجام شود، باید از طریق سامانه ی ثنا یا میخک به فردی در داخل ایران وکالت دهد تا وکیل از جانب او بتواند اقدامات لازم را انجام دهد.لازم به ذکر است که در این حالت هیچ نیازی به حضور خود فرد در هیچ یک از مراحل نیست.سوالات شما:آیا برای گرفتن گواهی حصر وراثت باید به اداره دارایی مراجعه کرد؟اگر فوت پیش از سال 1395 رخ داده باشد، ابتدا باید گواهی مالیات درافت شود و سپس می توان برای انحصار وراثت اقدام کرد. اما اگر فوت بعد از سال 1395 باشد، بدون گواهی مالیاتی می توان گواهی حصر وراثت گرفت.آیا برای مطالبه مهریه از ورثه به انحصار وراثت نیاز است؟بله، چنانچه شوهر فوت کرده باشد، باید گواهی حصر وراثت او ارائه شود.وصیت نامه متوفی در چه صورت اعتبار دارد؟هر شخص فقط تا یک سوم اموال خود را می تواند وصیت کند. اگر فرد بیش از یک سوم اموال خود را وصیت کند، وصیت او تنها نسبت به یک سوم اموال او نافذ است و نسبت به مقدار بیشتر، ورثه باید وصیت را تنفیذ کنند.در صورت مفقود شدن گواهی چه باید کرد؟از طریق شورای حل اختلافی که گواهی حصر وراثت را صادر کرده، می توانید مجددا گواه انحصار وراثت را دریافت نمایید.</description>
                <category>مهشید خلیلی</category>
                <author>مهشید خلیلی</author>
                <pubDate>Tue, 27 Jun 2023 14:15:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اجرت المثل ایام زوجیت</title>
                <link>https://virgool.io/@lawyer.mkhalili/%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%AB%D9%84-%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%B2%D9%88%D8%AC%DB%8C%D8%AA-trlrqfqirfwn</link>
                <description>اجرت المثل ایام زوجیت:اجرت المثل یکی از حقوق مالی زن است که در هنگام طلاق از شوهر مطالبه می شود. البته ممکن است شما با این حق آشنایی نداشته باشید.بنابراین از شما دعوت می کنم که در این مطلب با من؛ مهشید خلیلی، وکیل پایه یک دادگستری، همراه باشید.اجرت المثل یعنی چه؟گاهی دو نفر توافق می کنند که یک کار در مقابل مزد و اجرت مشخصی انجام شود. زمانی که اجرت بین طرفین مشخص است، به آن اجرت المسمی می گویند.اما گاهی بدون آن که توافق بر سر مزد و اجرت وجود داشته باشد، یکی از طرفین کاری را در حق دیگری انجام می دهد. در این موارد به فرد اجرت المثل پرداخت می شود.در واقع اجرت المثل بهای متعارفی است که به عنوان مزد در مقابل کار و پس از انجام عمل پرداخت می شود.اجرت المثل ایام زوجیت چیست؟در زندگی مشترک، هر یک از زن و مرد وظایفی را بر عهده دارند. اما انجام برخی کارها مثل پخت و پز، شیر دادن بچه، تمیز کردن خانه و ... بر خلاف تصور عموم، وظیفه ی زن نیست.در واقع زن می تواند بهای خدماتی را که در خانه ی شوهر انجام می دهد از او بگیرد. این بها اجرت المثل نامیده می شود.وظایف زن در زندگی مشترک:بهتر است در همین ابتدای بحث تکلیف وظایف زن را روشن کنیم و ببینیم برای چه کارهایی می توان اجرت المثل خواست.در قانون مدنی برای زن و مرد وظایفی در نظر گرفته شده، از جمله حسن معاشرت، معاضدت و وفاداری.همچنین زن مکلف به تمکن عام و خاص از شوهر است. منظور از تمکن عام ان است که زن در حدود عرف و قانون از شوهر خود اطاعت کند و ریاست او را بر خانواده بپذیرد. منظور از تمکن خاص هم این است که زن رابطه ی جنسی با شوهر را به طور متعارف بپذیرد مگر اینکه مانع موجهی داشته باشد.در هیچ کجای قانون زن موظف به انجام کارهای خانه نشده است. بنابراین اگر زنی کارها خانه مثل رفت و روب، آشپزی و ... را انجام می دهد، با شرایطی که خواهم گفت می تواند از شوهر اجرت المثل بگیرد.در چه صورت به زن اجرت المثل تعلق می گیرد؟با توجه به تبصره ماده ی 336 قانون مدنی، به زن با شرایط زیر در مقابل کارهای خانه، اجرت المثل تعلق می گیرد:انجام آن کارها شرعا بر عهده ی زن نباشد. یعنی جزو موارد تمکین عام و خاص نباشد.در عرف به انجام آن کار اجرت المثل تعلق بگیرد.زن به دستور و خواست شوهر آن کارها را انجام داده باشد.زن به رایگان کارهای خانه را انجام نداده باشد. یعن قصد تبرع نداشته باشد.این موارد به دادگاه اثبات شود.اجرت المثل زن چقدر است؟این طور نیست که مبلغ و میزان مشخصی برای اجرت المثل وجود داشته باشد. در واقع مبلغ اجرت المثل معین نشده است. علت آن است که میزان و نوع کارهایی که یک زن در خانه ی شوهرش انجام می دهد، با زنی دیگر متفاوت است.پس میزان اجرت المثل چگونه تعیین می شود؟برای تعیین میزان اجرت المثل، موضوع به کارشناس رسمی دادگستری ارجاع می شود. کارشناس با در نظر گرفتن برخی عوامل، مبلغ اجرت المثلی را که شوهر باید بپردازد، تعیین می کند.در ادامه عوامل موثر در نظر کارشناس را یک به یک بررسی می کنیم.عوامل موثر در تعیین میزان اجرت المثل:کارشناس رسمی دادگستری، در تعیین اجرت المثل عوامل زیر را در نظر می گیرد:1- میزان تحصیلات زن:میزان تحصیلات زن، تا حد زیادی بر نظر کارشناس اثر می گذارد. هر چه میزان تحصیلات زن بیشتر باشد، اجرت المثل بیشتری هم برای او در نظر گرفته می شود.2- شاغل بودن یا نبودن:اینکه زن در بیرون از خانه مشغول کار و فعالیت باشد یا خیر نیز بر میزان اجرت المثل اثر گذار است. به زنان شاغل اجرت المثل کمتر تعلق می گیرد. علت این امر آن است که زنان شاغل زمان کمتری را در خانه می گذرانند و ساعات کمتری را به کار خانه می پردازد. بنابراین اجرت المثل زنان خانه دار بیشتر است.3- سال های زندگی مشترک:هر چه سالهای زندگ مشترک بیشتر باشد، اجرت المثل بیشتری برای زن تعیین می شود. چرا که مدت بیشتری به امور خانه پرداخته است.4- تعداد فرزندان:تعداد فرزندان نیز در میزان اجرت المثل اثر می گذارد. زیرا هر چه تعداد فرزندان بیشتر باشد درگیری و کارهای مادر هم بیشتر می شود.5- شان اجتماعی زن:برای زنی که شان اجتماع بالاتری دارد، اجرت المثل بشتری هم تعیین می شود. در واقع زنی که در خانواده ای ثروتمند رشد کرده یا به لحاظ شغلی مرتبه ی بالاتر دارد، اجرت المثل بشتر هم می گیرد.اجرت المثل زن خانه دار:زن خانه دار در صورتی که شرایط لازم را داشته باشد، می تواند بابت کارهای خانه از شوهرش اجرت المثل بگیرد.  همان طور که قبلا هم اشاره کردم، اجرت المثلی که به زن خانه دار تعلق می گیرد، از زنان شاغل بشتر است.چرا که یک زن خانه دار ساعات بیشتر را در خانه گذرانده و زمان بیشتر را به کارها خانه اختصاص می دهد.اجرت المثل زنان شاغل:برخی تصور می کنند که به زنان شاغل اجرت المثل تعلق نمی گیرد. در حالی که این تصور اشتباه است. زنان شاغل هم اگر کارهای خانه را به خواست شوهر انجام دهند و قصد انجام رایگان کارها را نداشته باشند، با وجود سایر شرایط می توانند اجرت المثل مطالبه کنند.البته اجرت المثلی که به زنان شاغل تعلق می گیرد، از زنان خانه دار کمتر است.اجرت المثل زن در طلاق:همان طور که گفتم، اجرت المثل از حقوق مالی زن است. معمولا زنان در هنگام طلاق این حق را هم مطالبه می کنند.این گونه نیست که اگر زن دادخواست طلاق بدهد، مجبور باشد اجرت المثل خود را ببخشد. اما در رویه معمولا زمانی که زن خواهان طلاق است یا طلاق توافقی است، حاضر می شود این حق خود را در قبال طلاق ببخشد.طلاق از طرف مرد و گرفتن اجرت المثل:زمانی که مرد خواهان طلاق باشد، باید تکلیف کلیه حقوق مالی زن را مشخص کند. یکی از این حقوق مالی اجرت المثل است.بنابراین مردی که می خواهد زن خود را طلاق بدهد باید اجرت المثل زن را مثل باقی حقوق مالی او بپردازد.جهت دریافت مشاوره حقوقی در خصوص موضوع اجرت المثل با شماره ی 09129587186 تماس بگیرید.</description>
                <category>مهشید خلیلی</category>
                <author>مهشید خلیلی</author>
                <pubDate>Mon, 26 Jun 2023 15:11:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اعتبار قولنامه دستی</title>
                <link>https://virgool.io/@lawyer.mkhalili/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%82%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DB%8C-jqjsr4lynb87</link>
                <description>اعتبار قولنامهقولنامه واژه ای آشنا برای همه ی ما است که معمولا در معاملات بحث آن مطرح می شود.معمولا برای افراد این سوال ایجاد می شود که قولنامه از نظر قانون چقدر اعتبار دارد؟با من، مهشید خلیلی، همراه باشید.سند چیست؟سند در لغت به معنای «آنچه به آن اعتماد می کنند» آمده است. با توجه به قانون مدنی، سند عبارت است از هر نوشته ای که در مقام اثبات دعوا یا دفاع قابل استناد باشد.یک نوشته در صورتی علیه دیگری قابل استناد است که به امضاء، مهر یا اثر انگشت کسی که سند به او نسبت داده می شود رسیده باشد.انواع سند:سند بر دو نوع است:1. رسمی2. عادیمطابق ماده ی 1287 قانون مدنی، اسنادی که در اداره ی ثبت اسناد و املاک و یا دفاتر اسناد رسمی یا در نزد سایر مامورین رسمی، در حدود صلاحیت آنها و طبق مقررات قانونی، تنظیم شده باشد رسمی محسوب می شوند.هر سندی که این ویژگی ها را نداشته باشد، سند عادی است.مندرجات هر سندی علیه امضا کنندگان آن سند معتبر است و از این نظر هیچگونه تفاوتی بین سند عادی و رسمی وجود ندارد.امضا کنندگان اسناد مسئول اجرای تعهداتی هستند که به موجب آن سند به عهده گرفته اند و باید آثار حقوقی سند مزبور را تحمل نمایند.در همین قسمت متوجه می شویم که قولنامه ویژگی های سند رسمی را ندارد. بنابراین یک سند عادی محسوب می شود. مطالبی که در خصوص اسناد عادی بیان می شود شامل قولنامه نیز می شود.انواع اسناد عادی:اسناد عادی گسترده و بسیار متنوع هستند. بنابراین نمی توان آن ها را به سادگی دسته بندی کرد. به همین در این قسمت تنها به برخی از اسنادی اشاره می کنیم که برخلاف تصور عموم عادی محسوب می شوند:1.  اسناد تجاری:کلیه اسناد تجاری مانند چک، سفته، برات، بارنامه، قبض انبار و …سند عادی محسوب می‌شوند.2. مبایعه نامه کد رهگیری دار:برخلاف آنچه برخی از مشاورین املاک به اشخاص اعلام می‌کنند، کلیه مبایعه‌نامه‌هایی که توسط مشاورین املاک تنظیم می‌شوند سند عادی محسوب می‌شود. این قراردادها از نظر قانون و دادگاه اعتبار بیشتری نسبت به یک قولنامه عادی ندارد. اعتبار این قراردادها به اندازه اعتبار قولنامه دستی است.3. اسناد عادی گواهی امضا شده:برخی اسناد توسط سردفتر اسناد رسمی تنظیم نمی شوند و در آنها صرفا انتساب امضا به شخص امضا کننده، توسط سر دفتر گواهی می‌شود. اینگونه اسناد وصف عادی بودن خود را از دست نمی دهند و تبدیل به سند رسمی نمی شوند.4. سند عادی در حکم سند لازم الاجرا:برخی از اسناد، اگر چه قانونا یک سند عادی هستند ولی قانون آنها را در حکم سند لازم الاجرا می داند. یعنی دارای امتیازاتی هستند.برای اجرای اسناد لازم الاجرا طبق قانون نیاز به مراجعه به دادگاه و اخذ رای نیست و با مراجعه به اداره اجرای ثبت می‌توان تقاضای اجرای آن را نمود. البته این ویژگی باعث نمی شود که سند عادی تبدیل به سند رسمی بشود. مانند چک.حدود اعتبار اسناد عادی در معاملات املاک:با توجه به مواد 22 و 46 و 47 و 48 قانون ثبت، انتقال املاکی که دارای سابقه ی ثبتی هستند، الزاما باید به وسیله ی سند رسمی انجام شود. در واقع قانون ثبت انتقال ملک با سند عادی را فاقد وجاهت قانونی می داند و با توجه به ماده ی 22 قانون ثبت، از نظر دولت مالک ملک کسی است که سند رسمی به نام او است.بر طبق این مواد انتقال املاک با اسناد عادی غیر معتبر بوده و توسط دادگاهها نیز به رسمیت شناخته نمی‌شد.اما خبر خوش آن که شورای نگهبان در سال 92 ماده 22 قانون ثبت را خلاف شرع دانسته و انتقال بر اساس اسناد عادی را بر اساس مواد 1285 و 1291 قانون مدنی صحیح تلقی نمود.در حال حاضر اگر انتقال با سند عادی نیز صورت گرفته باشد دادگاه ها باید به آن توجه نموده و در صورت احراز صحت آن، حکم به تنظیم سند رسمی صادر نمایند.قولنامه دستی چیست؟حال که دانستیم قولنامه یک سند عادی محسوب می شود و سند عادی را شناختیم، می توانیم قولنامه را تعریف کرده و آن را بررسی کنیم.در عرف گاهی افراد دو واژه ی «قولنامه» و «مبایعه نامه» را به جای هم به کار می برند. در حالی که این دو کاملا با هم تفاوت دارند.گاهی اتفاق می افتد که دو طرف یک معامله بر سر انجام معامله و شرایط آن کاملا با یکدیگر توافق دارند. آنها قصد انجام معامله با یکدیگر را دارند اما یک سری مقدمات برای انجام معامله وجود ندارد. مثلا پول خریدار آماده نیست. یا مثلا در معامله ی اتومبیل، فروشنده خلافی خودرو را نگرفته است.در این موارد با توجه به اینکه توافق بر انجام معامله دارند، در مقابل یکدیگر تعهد می کنند که در آینده با هم معامله را انجام دهند. این تعهد و وعده را طرفین در قالب «قولنامه» با یکدیگر مکتوب می کنند.تعهد که طرفین ضمن قولنامه بر عهده می گیرند، لازم الاجراست و هر یک از طرفین که از انجام آن خودداری کند می توان الزام او را از دادگاه خواست.حال اگر طرفین قراردادی غیر رسمی مبنی بر نقل و انتقال مال با کدیگر امضا کنند، این قرارداد مبایعه نامه نامیده می شود.کاربرد قولنامه:گاهی فرصت مناسبی برای انجام یک معامله پیش می آید اما مقدمات و شرایط انجام قطعی معامله فراهم نیست. مثلا خریدار پول کافی ندارد و از طرف دیگر فروشنده هم برای گرفتن پایان کار، صورت جلسه تفکیکی، تسویه حساب با شهرداری و امور مالیاتی و… فرصت می‌خواهد. گاهی نیز دسترسی به دفاتر اسناد رسمی وجود ندارد.در این موارد برای از دست ندادن معامله می توان از قولنامه استفاده کرد.اعتبار قولنامه دستی در دادگاه:سوالی که معمولا پرسیده می شود ان است که آیا قولنامه دستی از نظر دادگاه معتبر است؟قولنامه ی دستی یک سند عادی محسوب می شود. این سند عادی در صورتی که به درستی و در حدود قانون تنظیم شده باشد از نظر دادگاه معتبر است. بنابراین دادگاه به محتویات این سند ترتیب اثر می دهد.امضا نکردن قولنامه:همان طور که قبلا هم گفتم، امضا در مفهوم حقوقی هرگونه علامت انحصاری شخصی است که زیر نوشته ترسیم یا گذاشته شده و دلالت بر هویت امضا کننده و تایید متن نوشته توسط او را بنماید.در قراردادها طرفین با امضای قرارداد تمایل خود مبنی بر انجام معامله را نشان می دهند. امضا نکردن معامله نشان دهنده ی این است که اراده بر انجام معامله وجود ندارد. بنابراین اساسا قرارداد و معامله ای بین طرفین شکل نمی گیرد.از طرفی اگر کسی متنی را امضا نکرده باشد بدین معنی است که آن متن مورد تائید او نیست. بنابراین نمی توانیم او را متعهد به نوشته ای بدانیم که مورد تائید او نیست.اعتبار قولنامه دستی با اثر انگشت:صرف درج امضاء برای اعتبار قولنامه کفایت می کند و اینگونه نیست که با درج اثر انگشت اعتبار قولنامه بیشتر شود.درج اثر انگشت در مواردی که ادعای جعل مطرح می شود بسیار به کمک شما می آید. اما در حالت عادی الزامی به انگشت زدن قولنامه نیست.گاهی افراد به دلیل بیماری یا بی سوادی توان امضاء کردن را ندارند. این افراد برای نشان دادن اراده ی خود از اثر انگشت استفاده می کنند. اما گاهی فرد با وجود توانایی امضا کردن، صرفا از اثر انگشت استفاده می کند. در این موارد تکلیف چیست؟باید بدانید که از نظر اعتبار تفاوتی بین امضا و اثر انگشت نیست. آنچه در ایجاد تعهد مهم است اراده ی طرفین است. حال ممکن است طرفین با زدن اثر انگشت این اراده را نشان بدهند.اعتبار قولنامه بدون شاهد:برخی تصور می کنند در صورتی که قولنامه بدون امضای شاهد باشد، اعتبار ندارد. این تصور کاملا نادرست است.قولنامه بدون امضای شهود هم اعتبار دارد. امضای شهود در مواردی به کار می آید که بین طرفین در خصوص قولنامه و اعتبار آن اختلافی ایجاد شود.اعتبار قولنامه با کد رهگیری:برخی تصور می کنند که دریافت کد رهگیری برای قولنامه آن را تبدیل به سند رسمی می کند.قولنامه های کد رهگیری دار نیز یک سند عادی محسوب می شوند و به اندازه ی یک سند عادی اعتبار دارند.بنابراین قولنامه ی کد رهگیری دار هم معتبر است اما نه به عنوان یک سند رسمی، بلکه به عنوان یک سند عادی.نکاتی که هنگام نوشتن قولنامه دستی باید رعایت شود:1. مشخصات کامل خریدار و فروشنده را بنویسید.2. حتما مدارک شناسایی طرف مقابل را بررسی کنید.3. اگر طرف مقابل شما به وکالت از شخصی دیگر اقدام به خرید یا فروش می کند، از او وکالتنامه رسمی بخواهید و مشخصات وکالتنامه را در قولنامه بنویسید.4. اقامت طرفین قولنامه باید به طور دقیق مشخص شود. یعنی نشانی و تلفن ثابت و تلفن همراه هریک به طور دقیق و خوانا ذکر شود.5. موضوع قولنامه باید مشخص ومعین باشد. یعنی دقیقا بنویسید چه چیزی مورد خرید و فروش واقع شده و مشخصات کامل مال را قید کنید. در خصوص املاک حتما پلاک ثبتی را قید کنید.6. حتما تاریخی را برای حضور در دفتر اسناد رسمی مشخص کند و یک دفتر خانه را قید نمایید.7.  نکته بسیار مهم در تنظیم قولنامه دستی این است که حتی المقدور، ضمانت اجرا در نظر بگیرید. این که اگر یکی از طرفین به وعده خود عمل نکرد، ملزم به پرداخت خسارت می‌شود.8. اگر چکی به طرف مقابل می دهید، حتما شماره ی چک و مشخصات آن را در قولنامه بنویسید. در چک هم بنویسید که بابت قولنامه ی شماره فلان صادر شده است.9. حداقل دو نفر زیر قولنامه را به عنوان شهود امضا کنند. نام و نام خانوادگی و مشخصات کامل شهود حتما درج شود. حتی الامکان شهود، مورد اعتماد هر دو طرف باشد.10. شرایطی را در بند قولنامه به عنوان شروط قولنامه در نظر بگیرید، تا در صورت عدم انجام تعهد، هر کدام از طرفین حق فسخ و ابطال قولنامه را داشته باشند.11. ثمن معامله و نحوه‌ی پرداخت آن حتما به صورت واضح و مشخص در قولنامه ذکر شود.12. تا وقتی سند رسمی به شما انتقال پیدا نکرد، از پرداخت تمام پول به فروشنده خودداری کنید.13. قولنامه دستی را حتما در سه نسخه تهیه کنید. یکی در دست فروشنده، یکی در دست خریدار و دیگری نزد بنگاه به امانت گذاشته شود. در صورتی که در بنگاه معامله نمی‌کنید یک نسخه از قولنامه را نزد فردی امین که مورد وثوق دو طرف است به امانت بسپرید.</description>
                <category>مهشید خلیلی</category>
                <author>مهشید خلیلی</author>
                <pubDate>Sun, 25 Jun 2023 13:28:54 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>