<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های leila asadi ataei</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@leilaasadiataeii</link>
        <description>یه مهندس  با یه دست بی قرار :دی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-13 06:45:55</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/236464/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>leila asadi ataei</title>
            <link>https://virgool.io/@leilaasadiataeii</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چیشد که از احشام به عنوان فحش استفاده کردیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@leilaasadiataeii/%DA%86%DB%8C%D8%B4%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AD%D8%B4%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%AD%D8%B4-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%85-kuebwyi0zufn</link>
                <description>✨به نظرم باید جای (@#%) حیوانات رو استفاده میکردم، قوه تخیل شما قویه! احشام تصور کنید لطفا. ممنون?هنوزم که هنوزه بعد از گذشت این همه مدت نتونستم خودم رو قانع کنم که چرا &quot;گاو&quot; فحشه اما &quot; مورچه&quot; فحش نیست! چرا نمیگیم: فلانی مثل &quot; مورچه&quot; گاز میگیره، میگیم مثل &quot;سگ&quot; گاز گرفته؟ مگه غیر اینه که &quot; سگ&quot; وقتی احساس خطر میکنه پاچه میگیره اما &quot;مورچه&quot; هرچی به دهنش اومد دوستداره بِکَنه و بِبَره انبارش کنه؟؟همین مسئله باعث شد تا کلی تحقیق کنم و یه چیز جالبی که فهمیدم این بود که کاربرد حیوانات متناسب با شرایط تغییر میکنه!!مثلا جایی که طرف مقابلمون نمیفهمه و بهش میگیم &quot;گاو&quot; نمیتونیم از لفظ&quot; گوسفند&quot; استفاده کنیم، چون &quot;گوسفند&quot; وقتی استفاده میشه که میخوایم طرف مقابل رو تنزل درجه بدیم، یا مثلا وقتی یکی خیلی خنثی و مثل &quot;بز&quot; نگات میکنه و هیچ عکس العملی از خودش نشون نمیده و اصلا تو باغ نیست بهش  میگن &quot;شتر&quot; ( دقت کنید خود &quot; بز&quot; کاربرد جداگانه ای داره اما وقتی یه نفر همزمان هم مثل &quot;بز&quot; نگا میکنه و هم مثل &quot;شتر&quot; خنثی ست چون &quot;شتر&quot; بزرگتره، میگن &quot;شتر&quot;) و دیگه نمیتونی از لفظ &quot; خر&quot; یا &quot; الاغ&quot; تو این موقعیت استفاده کنی. یه پرانتز هم باز میکنم اونم اینکه &quot; خر&quot; و &quot; الاغ&quot; جایگاه و کاربردشون با هم کاملا متفاوته، درسته جفتشون یه حیوونن و فرقی از نظر لغوی با هم ندارند، اما باید به غلظت تلفظ این دوتا دقت کرد تازه کاربردشون هم متفاوته، و &quot; الاغ&quot;  جایی بکار میره که فرد استفاده کننده به شدت عصبیه.ما از لفظ &quot; لاک پشت&quot; وقتی استفاده میکنیم که از سرعت فوق العاده پایین و کند بودن یه نفر به تنگ اومده باشیم ومیخوایم کل حسمون تو اون لحظه رو به طرف مقابل انتقال بدیم. اما تو چین &quot;لاک پشت&quot; در حد فحش ناموسی ما زشت و رکیکه!! یا آلمانی ها وقتی از دست یه نفر عصبی باشن بهش میگن &quot; خوک&quot;. راستش هرچی فکر میکنم این حیوون صورتی دوسداشتنیِ حرام گوشت، نباید بین فحش ها باشه، باید کادوپیچ شده با کلی قلب و رز قرمز بین عشاق رد وبدل میشد نه اینکه ب عنوان فحش بین دوتا قلچماق گفته بشه ?? خلاصه که خواستم بگم ناسزا گفتن و ناسزا شنیدن از قدیم الایّام بوده اما خیلی خوشحالم که الان فحش دادن فقط بصورت لفظیه و مثل زمان های خیلی خیلی خیلی قبل بصورت سر بریدن و شکنجه نیست!! قدر این پیشرفت رو بدونین لطفا!!مرسی که تا اینجای متن رو خوندین، مانا باشید ?لیما (IHO)?20:19......1399/07/12منابع:-  امیدسالار، محمود، (1381)، «نکاتی درباره ی فحش و فحاشی در زبان فارسی»، مجله ایرانشناسی، سال چهاردهم شماره 54Bernstein, Elizabeth (2012) Why We Are So Rude Online, The Wall Street Journal, 2 OctoberJay, Timothy. (2009). &amp;amp;quot;The Utility and Ubiquity of Taboo Words&amp;amp;quot;(PDF). Perspectives on Psychological Science 4 (2): 153–161. doi:10.1111/j.1745-6924.2009.01115.x. Retrieved 2012-11-19محمد وحید دستگردی ، (1301،ص 255) «ایران از فحش ویران است.» مجله ارمغان، سال سوم شماره 6 </description>
                <category>leila asadi ataei</category>
                <author>leila asadi ataei</author>
                <pubDate>Sat, 03 Oct 2020 20:54:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولین حضور من در &quot;،&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@leilaasadiataeii/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-nno8xg7iuwtf</link>
                <description>سلام من لیلا اسدی عطائی هستم! یه مهندس با یه مغز نیم سوز ( به قول همسر گرام) و یه دست بی قرار!!  :دیاصلاً اینکه چیشد یهو تصمیم گرفتم از حوزه قشنگ و باکلاس مهندسی پزشکی فاصله بگیرم و بیام تو دنیای نوشتن(که البته اگر صاحب نظران این چند پاراگراف حقیر بنده رو نوشتن قلمداد کنند) این بود که من به مدت دوسال و اندی کاربر کیوسی (یا Q.C، که خب باکلاس کنترل کیفیه) بودم! از دنیای تجهیزات پزشکی و بیمارستان که رد بشم(خود این رشته دردسرها که برای من نداشت!!!) میرسم به جهانگردی و ویرگول بزرگ! کلاً آدم با حوصله‌ای نیستم توی خوندن و همیشه تصمیم بر این بوده که نوشته رو تا میتونم کم کنم که خواننده (البته من بدترین حالت که خودم هستم رو تصور میکنم، بی حوصله) سریعتر به اصل مطلب برسه. ماجرا از اونجایی شروع شد که من رفتم یه شرکت رزرو هتل و شدم کاربر خدمات مشتریان ( یه جورایی میشه گفت پشتیبانی و رزرو هتل همزمان بود).شروع کار خیلی جذاب بود طوری که حس این آدمای با کلاس و عقل کل و خلاصه هرچی تر و ترینه داشتم!برام جالب بود و همش دوسداشتم یاد بگیرم. شده تاحالا وارد یه کار بشید و وقتی ته و توی قضیه رو درآوردین دیگه دوسش نداشته باشین؟؟ حس من نسبت به این کار همین بود!! میری سرکار طبق قوانین باید گوشیت تو باکس مخصوص ( ://) وسایلت تو کمدت و... بعد مثل یه کارمند باکلاس بشینی پشت سیستمت تا ملت زنگ بزنن بهشون مشاوره هتل بدی تااااا اتمام شیفت مبارک!!کار خاصی نداره ینی ته پیشرفتت همینه که همه جا رو بشناسی و مثلا فاصله هتل استقلال تهران ( مثال هست و جنبه تبلیغاتی نداره اصلا، هر هتلی میتونه باشه) تا بیمارستان ولیعصر تهران رو بدونی!! ( خیلی کار شاخیه که بدونی :)) ) الآن تو این لحظه حس من همینه!! ینی کل چیزایی که باید یاد میگرفتم رو بلدم!!البته این که همش دوسداشتم تو کار بقیه سرک بکشم و یادبگیرم هم بی تاثیر نبود! و همین باعث شد زود خسته بشم... اینارو گفتم که برسم به انگیزم برای نوشتن!! میخوام شروع کنم به یادگیری نویسندگی و قدم به قدمش رو اینجا مینویسم، نه برای بقیه که واسه خودم!! اما اگر کسی دوستداشت استفاده کنه ، مانعی نیست D: میتونه حتی کپی کنه بدون ذکر منبع! اولین متن بنده در ویرگول و تنها متن طولانی من اینجا ثبت شد. از فردا طبق برنامه ای که برای خودم چیدم اینجا مرحله به مرحله پیشرفتمو مینویسم تا یادم نره چقدر سواد نوشتنم کم بوده... برات عشق و موفقیت آرزو میکنم. لیما</description>
                <category>leila asadi ataei</category>
                <author>leila asadi ataei</author>
                <pubDate>Sun, 09 Aug 2020 17:26:18 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>