<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Lia Mii</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@liami07777</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-22 09:39:19</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/125803/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Lia Mii</title>
            <link>https://virgool.io/@liami07777</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مواظب همدیگر باشیم</title>
                <link>https://virgool.io/@liami07777/tygfvcytt-o7oqlnrzzsrf</link>
                <description>مواظب همدیگه باشیم !از یه جایی بــه بعد دیگه بزرگ نمیشیم؛ پیر میشیم !از یه جایی بــه بعد دیگه خسته نمیشیم؛ می بُرّیم  !از یه جایی بــه بعد دیگه تکراری نیستیم؛ زیادی هستیم !پس قدر خودمون ، خانواده مون ،دوستانمونو، زندگیمونوو کلا حضور خوشرنگ مون رو تو صفحهء دفتر وجود بدونیم…محبت تجارت پایاپای نیستچرتکه نیندازیم که من چه کردم و تو در مقابل چه کردی!بیشمار محبت کنیم.حتی اگر به هردلیلی کفه ترازوی دیگران سبک تر بود</description>
                <category>Lia Mii</category>
                <author>Lia Mii</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jan 2020 00:36:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیمی از زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@liami07777/cxfxcfryg-epm1oimlmaae</link>
                <description>نیمی از زندگی مانمیشود صرفِ اینکه به آدمهای دیگر ثابت کنیم،ما چقدر خوشبختیم…به آدمهایی که شاید خوشبختی برایشان تعریفِ دیگری داردحتی اگر واقعاً هم خوشبخت باشیم،اما همین خودنمایی،ما را تبدیل میکند به بدبخت ترین آدمِ روی زمین!غذایی اگر جلویمان میگذارند،قبل از لذت بردن از غذا،ترجیح میدهیم آن را به رخِ دیگران بکشیم…سفری اگر میرویم،ترجیحمان این است که بگوییم،ما آمدیم به بهترین نقطه ی روی زمین،توبمان همان جهنم همیشگی…واردِ رابطه اگر میشویم،عالم و آدم را با خبر میکنیم،که ببینید چقدر خاطرِ من را میخواهد،تو اما بمان در همان پیله ی تنهایی ات…ما لذت بردن را پاک فراموش کرده ایممسیری را میرویم که خطِ پایان ندارد،فقط میرویم که از بقیه جا نمانیم!</description>
                <category>Lia Mii</category>
                <author>Lia Mii</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jan 2020 00:33:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرکانس</title>
                <link>https://virgool.io/@liami07777/yyygggcxdr-r2ewuabupv40</link>
                <description>انسان های هم فرکانس همدیگر را پیدا می کنند..حتی از فاصله های دور…از انتهای افق‌های دور و نزدیک.. انگار. جایی نوشته بود که اینها باید  در یک مدار باشند.. یک روزی .. یک جایی است  که باید با هم ، برخورد کنند… آنوقت…میشوند همدم، میشوند دوست، میشوند رفیق..اصلا میشوند هم شکل… مهرشان آکنده از همه ….حرفهایشان میشود آرامش…خنده شان، کلامشان می نشیند روی طاقچه دلتان.. نباشند دلتنگشان میشوی..هی همدیگر را مرور می کنند..از هم خاطره می سازند….مدام گوش بزنگ کلمات و ایده ها هستند.. و یادمان  باشد..حضور هیچکس اتفاقی نیست.</description>
                <category>Lia Mii</category>
                <author>Lia Mii</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jan 2020 00:30:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به همه کارهای خود...</title>
                <link>https://virgool.io/@liami07777/pqiweopm-ozcc5pi4romn</link>
                <description>به همه‌ی کارهای خود روح دهید :  به دست دادنِ خود روح دهید . وقتی با کسی دست می‌دهید با همه‌ی وجودِ خود دست بدهید . سعی کنید با فشار دستتان بگویید:&quot;از آشنایی با شما خوشحالم&quot; یک دست دادن زورکی و بی‌رمق از دست ندادن بدتر است . به خنده‌هایتان روح دهید . با چشم‌هایتان بخندید . هیچ‌کس خنده‌های تصنعی ،خشک و مصلحتی را دوست ندارد . وقتی می‌خندید،به راستی بخندید . به متشکرم‌های خود روح دهید . یکی متشکرمِ ماشینی و از سر عادت ، تقریبا فقط یک صدا است . هیچ مفهومی ندارد . بی‌ثمر است . هروقت به حرف‌های خود شور و حال می‌دهید،خودتان هم به‌طور ناخودآگاه از این شور و شوق بهره‌مند می‌شوید . این مسئله را از فردا امتحان کنید</description>
                <category>Lia Mii</category>
                <author>Lia Mii</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jan 2020 00:19:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جشن تولد</title>
                <link>https://virgool.io/@liami07777/ygyuhyt-cqro1ve83nxt</link>
                <description>معمولا توی همه‌ی جشن تولدا یه نفر هست که دوست داره کادوش دیرتر از همه باز بشه. معمولا اون یه ‌نفر از همه پولدارتره و مطمئنه که کادوش رو دست همه‌ی کادوهاس و میخواد سورپرایز آخریه باشه!معمولا یه نفر هست که غافلگیر می‌شه چون فکر نمی‌کرده کسی چیزی بیاره و دقیقه‌ی نود میپره سر خیابون و از عابر بانک چهار تا اسکناس می‌گیره و میگه «سلیقه‌تو نمیدونستم، گفتم پول بدم خودت به سلیقه‌ی خودت بگیری» معمولا توی کادوها کادویی هست که زیر لب فحش میدی به سلیقه‌ی آورندش و اتفاقا سعی میکنی بیشتر از همه هم قربون صدقه‌ی همون بری! معمولا یه آدم بی مزه‌ی خود نمک پندار هست که قبل از تو شمع رو فوت می‌کنه و بعد ازینکه اسکار بهترین کمدین رو گرفت! خودش دوباره روشنش می‌کنه تا این بار دیگه خودت فوت کنی! البته اگه بار اول بهش خندیده باشن، ممکنه بار دوّمم دوباره خودش فوت کنه!معمولا این همونه که وسط رقص، بادکنک میترکونه پشت سرت!آها...معمولا یکی‌ام هست که از اول تا آخر حواسش هست با کیا میرقصی!معمولا فردا بعدازظهرش که داری تنهایی عکسارو نگاه میکنی، بینشون یه دونه‌ عکس هست که توش حواست به دوربین نیست و با یه لبخند کم‌حال زُل زدی به عددِ روی کیک... عددی که داره بی صدا روی کیک خامه‌ای آب میشه</description>
                <category>Lia Mii</category>
                <author>Lia Mii</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jan 2020 00:17:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مخفف کردن</title>
                <link>https://virgool.io/@liami07777/edpltyvgf-nfcikxl9xxzj</link>
                <description>خارجیا با مخفف کردنshort message serviceبه SMS خواستن به دنیا بگن که خیلی تنبلن, ولی ما با مخفف کردن SMS به S جای بحث نذاشتیم براشون..!!!!خارجی ها با ابداع کلمه lol به جای loud out laugh (یعنى بلند خندیدن) مثلا خواستن بگن ما خیلی مبتکریم مخیم و اینا… اما قهرمانان ایران زمین با ابداع “خخخخخخخ” به جای (خیلی خوبه خدایی خیلی خندیدیم خدا خیرت بده!! ) برای هزارمین بار ثابت کردن هنر نزد ایرانیان است وبس………</description>
                <category>Lia Mii</category>
                <author>Lia Mii</author>
                <pubDate>Sat, 25 Jan 2020 20:59:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بسلامتی هرکی مَرده</title>
                <link>https://virgool.io/@liami07777/yghuhijkty-gouem2z5yxlg</link>
                <description>مرد مست به خانه آمدآنقدر مست بود که گلدان قیمتی که زنش به آن خیلی علاقه داشت را ندید و به گلدان خورد و گلدان شکستپیش خودش گفت حتمازنم فردا واسه گلدون کلی داد و بیداد میکنههمونجا خوابش برد صبح که ازخواب بیدارشد یادداشتی را روی یخچال دید:♥عزیزم صبحونه مورد علاقتو روی میز چیدم الانم رفتم بیرون تا برای ناهار موردعلاقت چنتا چیز بخرم دوست دارم عشقم”مرد با تعجب از پسرش پرسید این یادداشت چیه چرا مامانت ناراحت نشدهپسر گفت دیشب که مست بودی مامان بغلت کرد بذارتت رو تختتو عالم مستی گفتی خانم به من دست نزن من متاهلم…←نِمیگََََََم بِه سَﻻمَتیه هَََرچْْْی مَََََردهمیگََََََََم بِه سَﻻمَتیه هَََر کْْْی مَََََرده…!</description>
                <category>Lia Mii</category>
                <author>Lia Mii</author>
                <pubDate>Sat, 25 Jan 2020 20:54:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدرس</title>
                <link>https://virgool.io/@liami07777/plolilulyl-given8psz43x</link>
                <description>خارجی‌ها را  خیلی در جریان نیستم، ولی «آدرس ‌دادن» برای ما ایرانی‌ها یک‌جور کارِ خوش و مفرحی‌ست. باهاش احساس قهرمانی و منجی بودن می‌کنیم. یک موقعیتِ همیشه در دسترس و راحتی‌ست که باهاش تمام عجزمندی‌ها و ناتوانی‌های زندگی‌مان را جبران کنیم. اصلا می‌شود نیم‌روزِ معمولیِ یک ایرانی را به قبل و بعد از آدرس دادن تقسیم کرد.امروز سر چهارراهِ دروازه‌طلایی، یک‌نفر ازم آدرسِ بلوار سجاد را پرسید. بهش گفتم «همین بلوار رو برو تا برسی به میدون‌. اونطرفِ میدون مستقیم برو تا پنجراه سناباد...»به اینجا که رسیدم دیدم ازین‌جا به بعدش را باید یکی دوبار بپیچید به راست و چپ؛ سخت می‌شد. ازاینجا که ایستاده بودیم سخت می‌شد پیچ‌های چندکیلومتر آن‌طرف‌تر را حالیش کنم. حتم دارم گیج می‌شد و همان مسیرِ مستقیم را هم یادش می‌رفت. از طرفی‌هم دلم نمی‌خواست کاپِ قهرمانی را از وسط راه بدهم به یک‌نفر دیگر و بگویم: اونجا به بعدش رو از یکی بپرس. منتها یک فشاری به وجدانم دادم و گفتم: «پنجراه سناباد که رسیدی بقیه‌شو بپرس»خطای ما در آدرس دادن همیشه آن‌جاست که می‌خواهیم تا تهِ مسیر را یک‌تنه نشان بدهیم. دلمان می‌خواهد تک‌قهرمان بمانیم تا آخر خط! ولی حقیقت این‌ است که مسیرِ زندگی، پیچ‌ و واپیچ‌هایی دارد که ما سرِ همه‌شان حاضر نیستیم. رستگاریِ خودمان و دیگران در این‌ است که به کسی که ازمان راه می‌پرسد، تا همان‌جایی که می‌بینیم را آدرس بدهیم‌. ممکن است فرسنگ‌ها آن‌طرف‌تر، خیابانی که قبلا برای ما باز بوده، امروز بسته باشد! بگذاریم سرِ پیچ‌ها از کسی که همان‌جا ایستاده است بپرسد.</description>
                <category>Lia Mii</category>
                <author>Lia Mii</author>
                <pubDate>Sat, 25 Jan 2020 20:47:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاروانسرا</title>
                <link>https://virgool.io/@liami07777/uyuiopkl-belyosjtpsmw</link>
                <description>مردی وارد کاروانسرایی شد تا کمی استراحت کنه کفشاشو گذاشت زیر سرش و خوابید !طولی نکشید که دو نفر وارد آنجا شدند.یکی از اون دو نفر گفت: طلاها رو بزاریم پشت اون جعبه... اون یکی گفت: نه اون مرد بیداره وقتی ما بریم طلاها رو بر میداره ! گفتند : امتحانش کنیم کفشاشو از زیر سرش برمیداریم اگه بیدار باشه معلوم میشه! مرد که حرفای اونا رو شنیده بود، خودشو بخواب زد... اونها کفشاشو برداشتن و مرد هیچ واکنشی نشون نداد . گفتند : پس خوابه ! طلاها رو بزاریم زیر جعبه...بعد از رفتن آن دو، مرد بلند شد و رفت که جعبه طلای اون دو رو  برداره اما اثری از طلا نبود و متوجه شد که همه این حرفا برای این بوده که در عین بیداری کفشهاش رو بدزدن !!یادمان باشد در زندگی هیچ وقت خودمان را به خواب نزنیم که متضرر خواهیم شد ...</description>
                <category>Lia Mii</category>
                <author>Lia Mii</author>
                <pubDate>Sat, 25 Jan 2020 10:11:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همیشه گفته اند</title>
                <link>https://virgool.io/@liami07777/uhihuihjjbjjvfthbchn-l96e6slxvpnq</link>
                <description>این متن رو بخونید و نظرتونو بگید راجبش..❤همیشه گفته اند منتظر باشید،پسرها سمتتان بیاینداما نگفتند تکلیف دخترهایی که،عاشق میشوند چه میشود...؟تکلیف خودشان و بیقراری های مداومشان...سخت است،ببینی و گرمای تن ات را حس کنی با طپش قلب ات!اما سمتش نری...زبان نگشایی و نگویی...!اما بنظرم،انها که جسواً میروند و داد میزنند دوست داشتنشان را...میروند زل میزنند،غرورشان را چندساعتی کنار میگذارند و این دوست داشتن را در گوش های شهر،میخوانند...من،دیده ام یک نفر خیلی دیر گفتو متهم شد به نگفتن...و زمان دیگر نمیتوانست کاری بکند...جز انکه بپذیرد دیرها سهم دیگری میشوند...دیده ام،از ترس آبرویشان،سکوت میکنند و لای زخم های دلشان،استخوان فرو میکنند...دیده ام،در رویاهاشان،به همه چی رسیده اند،اما در واقعیت منتظر معجزه اند...دیده ام،پس زده شده اند...اما خوشحال از اینک حسرت نگفته هایشان را نمیخورند...دیده ام،پذیرفته شده اند...تساوی حقوق زن و مرد،عشق را دو طرفه کرده است...دیده ام،خیلی از دختر ها،بیشتر از  رابطه ای که رها بشوند،از نگفتن ها و از انکه منتظر باید بمانند اسیر حس دوگانگی هستند...اگر،دختری روزی دوستتان داشتعاشقش باشیددختر که عاشق بشود،یا تنهاست...یا شاعر...یا مو کوتاه...</description>
                <category>Lia Mii</category>
                <author>Lia Mii</author>
                <pubDate>Sat, 25 Jan 2020 10:06:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من در زندان...</title>
                <link>https://virgool.io/@liami07777/ioplkiopv-bkrof4lboynv</link>
                <description>من در زندان مدرن خویش جهنم بانِ رمانتیکه در برزخم‌!!! کبریتی به آتش میکشم از سرما !! نه که من دخترک کبریت فروش باشم و پکیج گرمایی خانه ی متروکم کور !! نه !! اجاق آتش است و تکنولوژی بیدار اما رباط ها بی حس و قلب ها از آهن و‌ سردی در بینا بین انرژی برق و گاز حکم فرما !! پس به آتش میکشم جهنم پیشینیان باروت و قطعه ی باریک چوب کبریت را از برای سرمای فیتیله ی منجمد وسط مومیایی پارافین و خمیر شده ی فرعونان تاریخ !! آری من شمعی به تنهایی و سردی شب تنهایی روشن کردم که سرد از دوری و غربت است نه از شومینه و شوفاژ !! همزمان برزخ من جهنمی روشن میشود !! آتشی از تنه های خورد شده ی درختان در شومینه ی هیزمی و شمع های چیده شده روی میز همسایه ی مبل خاکستری که خود از تن دزدان و غارتگران قرن قبل است و کور و کر و لال و بی حرکت نشسته در انتظار فرسودگی و سوختن !! ولی آنان که میسوزند فیتیله و شمع و هیزم و درخت نیستند بلکه شمع ها و هیزم های ساخته شده و روییده از خاک و زمین هستند و زمین آرامگاه جهنمیان خوابیده در قبر و قطره های آویزان شمع اشکهای منجمد که از تکرار به غلظت عفونت رسیده و از انکار به هم نشینی آتش !! من به آرامی خیره به بیرحمیه آتش انجیری در دهان میگذارم !! آیا به راستی دانه های کوچکی که از درون انجیر زیر دندانهایم خورد میشوند جمجمه های جهمیان و درختی که از زمین روییده تن خوابیده در قبرشان است و من در مقابل شومینه و ظرف میوه به تماشا و مجازات آنها میپردازم که سالها قبل ، بعد از مرگ تنشان را زیر خاک کردند و نامه ی عملشان را به دست چپشان دادند و در بند و خاموش جزوی از درختان و چوب و هیزم و شمع و میز شدند ؟!؟!! آیا به راستی آنان در جهنم میسوزند و من و ما از گرمایشان لذت میبریم و از سوختن و تقاص پس دادنشان به آرامش و گرما میرسیم ؟!؟!؟ عجب !! پس جهنم وجود داشت و دارد و من در زندان مدرن خود جهنم بان رُمانیک در برزخم !! پس برزخ وجود داشت و به همین خاطر موجودات زنده بر روی آن گمراه و بی خبر بودند !! گمراه و بی خبر را مرگ حلال نیست چرا که ممکن است تشنه ی تلنگر باشد برای تغییر و جنگیدن در راه بهشت که حتی برای حشرات موزی فرصت زندگی هست ! حال سوال این است !! آیا بهشت هم وجود دارد ؟!؟ اگر جواب مثبت است تا کی باید در برزخ به تماشای جهنم نشست ؟!؟ آیا تا دیدن و درک کردن گناهِ جهل فرعونان پیشین در آتش شومینه ؟!؟ اگر جواب مثبت است پس سزاوار بهشتم و طلب دارم من از این زندگی از این شبا ... ! من در زندان مدرن خویش جهنم بان رمانتیک در برزخم !! دلنوشت ! راز سه عالم !! #امیر_تتلو ! صبح بخیر !! ۷۸</description>
                <category>Lia Mii</category>
                <author>Lia Mii</author>
                <pubDate>Fri, 24 Jan 2020 00:41:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روزی هزاربار...</title>
                <link>https://virgool.io/@liami07777/zahrtyuibu-arfg9x13b4ph</link>
                <description>روزی هزار بار برای خودتان بنویسید عزت نفس. روی آینه، کف دست، گوشه‌ی کتاب، روی یخچال، آلارم موبایل!با خط قرمز هم بنویسید ترجیحا که هی جلوی چشم‌تان باشد؛ که باباجان خط قرمز هر رابطه‌ای [کاری و عشقی و عاطفی و رفاقتی و رختخوابی و خانوادگی حتی] عزت نفس است.که هی حواستان باشد اگر دارید به خیال خودتان رابطه‌ای را نجات می‌دهید توی عملیات نجات، کرامت انسانی خودتان را فدا نکنید.توی اتاق عملش هم اگر لازم باشد دست و سر و گوش و چشم و مری و معده را دور می‌اندازند که قلب و مغز زنده بماند.آقاجان! از خودتان هم اگر گذشتید از خودتان نگذرید.. ها؟ خودتان را که از سر راه نیاورده‌اید.. آورده‌اید؟ روی دست خودتان که نمانده‌اید.. مانده‌اید؟</description>
                <category>Lia Mii</category>
                <author>Lia Mii</author>
                <pubDate>Fri, 24 Jan 2020 00:38:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جول استین...</title>
                <link>https://virgool.io/@liami07777/lkoplkmnj-cqcmofkahuhv</link>
                <description>اگر همه فکر شما به این باشه که کرایه تاکسی را از کجا بیارید پس به اندازه همون کرایه تاکسی پول خواهید داشت .اگر در اتوبوس نشسته باشید و تمام فکر شما این باشد که ماشین مورد علاقه شما باید رنگش سفید باشد پس در آینده نچندان دور سوار ماشین مورد علاقه خود خواهید بود.شما به همان اندازه که فکر میکنید پول خواهید داشت.روی یه تکه کاغذ ( این کاغذبایدخیلی مهم باشد برای شما )  تمام هدفهای بزرگ خود را بنویسید. و نگران پول های کوچک نباشید.کائنات فقط به اندازه ی ارزوهای شما به شما می بخشد. بزرگ ارزو کنید و برای ارزویتان از هیچ تلاش و کوشش درستی نترسید#جول_استین</description>
                <category>Lia Mii</category>
                <author>Lia Mii</author>
                <pubDate>Fri, 24 Jan 2020 00:26:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روانشناسی</title>
                <link>https://virgool.io/@liami07777/nbhunbhui-him9yhjcymzc</link>
                <description>آیا شما به سرنوشت اعتقاد دارید؟‌از قدیم گفتن سرنوشت هر کسی از پیش تعیین شده اما شاید شما به این موضوع اعتقاد نداشته باشید. اما خوبه بدونید در ذهن هر کسی الگوهایی هستند که مرتب تکرار می شن و این تکرار باعث رخدادن وقایع شبیه به هم در زندگی افراد میشه آیا شما هم حس کردید یک سری اتفاقهای شبیه به هم تو  زندگیتون رخ میده ؟؟یک سری تلاشهای ناموفق دارید؟ یک انتخابهایی می کنید که نتیجه اش اصلا اونی نیست که شما انتظارشو داشتید؟برای اینکه بهتر متوجه این موضوع بشید لازمه ابتدا با ذکر چند مثال  این الگوهای ذهنی رو بیشتر بشناسید. متوسط سرعت مطالعه مردم ایران ۱۵۰ کلمه در دقیقه است و این در حالیه که این عدد برای امریکا ۸۵۰ کلمه و مردم ژاپن ۱۲۰۰ کلمه در دقیقه است  یعنی تقریبا سرعت مطالعه امریکایی ها حدود ۵ و نیم برابر و ژاپنی ها ۸ برابر ماست و مسلما می دونید که این تفاوت کوچک چقدر میتونه روی سرنوشت یک ملت تاثیر بگذاره چون اگه یک ژاپنی در طول روز تنها یک ساعت مطالعه کنه معادل ۱۲ ساعت مطالعه ما فراگیری داشته احتمالا تصورتون اینه که  در زمان مطالعه اونها چشمهاشون سریعتر روی متن حرکت میکنه اما واقعیت اینه که ما در هنگام حرکت چشمها مطالعه نمی کنیم بلکه در مسیر حرکت از ابتدای سطر به انتهای اون بارها چشم ما متوقف میشه و کلمات خونده میشه و بعد مجددا حرکت میکنه .اما این توقف ها اینقدر کوتاه هستند که ما در حالت عادی متوجهش نمیشیم ذهن هر انسان یک سری از کلمات رو برای توقف انتخاب می کنه.ممکنه چشم من و شما برای خوندن این جمله :  او در مدرسه جایزه گرفت فقط یکبار توقف کنه اما نقطه توقف چشم شما کلمه مدرسه باشه و  چشم من روی کلمه جایزه توقف کنه .اما چون این توقفها با سرعت بالا و به شکل ناخوداگاه رخ میده ما متوجهشون نمیشیم ولی این عدم آگاهی از اهمیت اون کلمات کم نمیکنه چون کلمه ای که چشم هر کس برای توقف انتخاب میکنه بینش هر کسی نسبت به اون متن رو شکل میده و درک نهایی از یک مطلب به اون بینش فرد به زندگی برمیگرده .این قاعده روی سایر حواس ما هم به همین ترتیب صدق میکنه .مثال دیگه: اگه به شما یک عکس نشون داده بشه که در اون توپ – همبرگر و کتاب قرار داشته باشه در کسری از ثانیه چشم شما یکی از اون سه چیز رو برای توقف و شناسایی عکس انتخاب می کنه چون این انتخاب ناخوداگاه انجام میشه شما متوجه نمیشید چشمتون روی کدوم یکی  متوقف شده اما اگه در مقابل سنسور حرکت مردمک چشم باشیداون دستگاه به شما خواهد گفت که شما یک ورزشکار هستید یا اهل مطالعه و یا یک فرد شکمو . راز مهم اینه که با اینکه انتخاب محل توقف با چنان سرعت بالایی توسط  ذهن ناخودگاه ما صورت میگیره که کنترلی روش نداریم  ولی تازمانی که چشم ما همبرگر رو پیش از توپ انتخاب میکنه نباید امیدی به لاغر شدن داشته باشیم .چه عاملی باعث این انتخاب ناخوداگای میشه؟ احتمالا شما هم حس کردید  که از وقتی ماشین جدیدتون رو خریدید شبیه ماشین شما تو خیابونها زیادتر شده در حالیکه دلیل این احساس همون توقف اولیه چشم شماست که باعث شده ماشینهای شبیه ماشین شما بیشتر به چشمتون بیان  .بارزترین نوع گیر افتادن تو این چرخه تکرار رو افرادی که در دام اعتیاد افتادن تجربه می کنند .کسیکه به بتازگی اعتیادشو ترک کرده وقتی در پیاده روی خیابون قدم میزنه از بین تصویر دهها اتوموبیل و چهره دهها رهگذرو دهها تابلوی رنگارنگ و ویترین های اشباع شده از کالاهای متنوع - نظرش به سوراخهای دیوار پیاده رو جلب میشه که درون اونها می شه مواد مخدر رو مخفی کرد و این یعنی لغزش مجدد و اندیشه بازگشت به سومصرف مواد مخدر  . وقتی قرار باشه این فرد در بازی اسم و فامیل شرکت کنه اولین اسمی که با حرف سین به ذهنش میرسه ساقیه یا اولین فامیلی که با حرف میم بیادش میاد منقل فروشه . این اندیشه های  مضر کاملا ناخوداگاه به ذهن فرد میرسه.  در انتهای این بحث به این نکته هم اشاره کنم که  طبق قانون مادر بزرگ در علم ژنتیک، ما در بدو ورود به این دنیا هم یک سری الگوهای ذهنی داریم که طبق اونها دست به انتخابهای ناخوداگاهی می زنیم و  برای ایجاد این تغییرات با کمک بازی ارتعاش میشه از سنین ۳ -۴ سالگی  گرایش ناخوداگاهی کودک رو به سمت موضوعات مفیدی  مثل علاقه به کتاب – ورزش هدایت کرد.پس تمرین کنید ارتعاش مثبت داشته باشید❤️</description>
                <category>Lia Mii</category>
                <author>Lia Mii</author>
                <pubDate>Thu, 23 Jan 2020 23:50:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موضوع..</title>
                <link>https://virgool.io/@liami07777/pokliopk-lghgff1kbksh</link>
                <description>موضوع لباس نیست...!طرز فکره...دختران زود باورند زود اعتماد میکنند زود دل میبندند اما وای به حال ان روز که همراه اشک چشمانشان خاطره هایتان هم فرو ریزد ان موقع زود پیر میشوندزود فراموش میکنند و مهم تر از ان زود میمیرند ...</description>
                <category>Lia Mii</category>
                <author>Lia Mii</author>
                <pubDate>Thu, 23 Jan 2020 23:47:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دانی که چرا...</title>
                <link>https://virgool.io/@liami07777/tgvhyf-ddvs39qkffkf</link>
                <description>دانی که چرا دار مکافات شدیم؟ناکرده گنه، چنین مجازات شدیم؟کشتیم خرد؛ دااار زدیم دانش رادربند و اسیر صد خرافات شدیم!یه مقوله ای هست به نام پذیرش. میگن انسان وقتی یه چیزیو که باهاش همش در جنگه بپذیره و شرایط رو قبول کنه اون موقع تازه شکوفا میشه و پیشرفت میکنه. ما ام اگر بپذیریم که جهان سومی هستیم و متوسط هوش مون 84 هستش یعنی خیلی پایینتر از خیلی کشورها و اکثر نخبه هامون در هر زمینه ای دارن میرن، یه جا به خودمون میایم و سعی میکنیم تغییر کنیم. چرا باید جهان سومی بمونیم؟ چرا نباید پیشرفت کنیم؟ ما که بزرگترین دانشمندای جهان رو قرنها پیش داشتیم. امیدوارم خودمون اول عوض شیم و سعی کنیم یه دنیای قشنگ بسازیم برای بچه هامون.اونا حقشونه که خوشبخت باشن. ❤️</description>
                <category>Lia Mii</category>
                <author>Lia Mii</author>
                <pubDate>Thu, 23 Jan 2020 23:43:43 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>