<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های لیویتو - Livito.tv</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@livitotv</link>
        <description>پلتفرم پخش زنده بازی، موسیقی و هر آنچه شما می‌پسندید.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:16:47</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/450800/avatar/boDFBj.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>لیویتو - Livito.tv</title>
            <link>https://virgool.io/@livitotv</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پشت صحنه خلق بازی دیابلو | ماجرای سرآغاز شیطان بلیزارد</title>
                <link>https://virgool.io/@livitotv/%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D8%AE%D9%84%D9%82-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%88-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%AF-cfzgv7rlrs4s</link>
                <description>بازی دیابلو یکی از محبوب‌ترین عناوین بلیزارد است. دیابلو یک بازی نقش‌آفرینی اکشن ساخته‌شده توسط Blizzard North است که استانداردهای این ژانر را به معنی واقعی کلمه تغییر داد. در ادامه با لیویتو همراه باشید تا به داستان ساخت بازی دیابلو بپردازیم (همچنین برای خواندن نسخه کامل این مطلب می‌توانید روی این لینک کلیک کنید).خالق دیابلودر ابتدای روایت داستان خلق بازی دیابلو، بهتر است که به معرفی کوتاهی از خالق Diablo یعنی آقای David Brevik بپردازیم. دیوید برویک متولد سال ۱۹۶۸ در شهر مدیسون، واقع در ایالت ویسکانسین آمریکاست. او دوره مدرسه خود را در کالیفرنیا گذراند. دیوید در مقطع دبیرستان در مورد بازی‌هایی که قصد ساخت آن‌ها را داشت، فکر می‌کرد و حتی نام این بازی‌ها را هم برمی‌گزید. سپس او بین سال‌های ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۱ به تحصیل در دانشگاه Chico State کالیفرنیا مشغول شد.دیوید برویک پس از دانشگاه به کار در یک کمپانی کلیپ دیجیتال پرداخت و پس از بسته شدن آن، با چندین کارمند همین کمپانی همراه شد و کمپانی خودش را تشکیل داد. کمپانی او Condor نام داشت و این اسم، بر اساس نام یکی از پروژه‌های کمپانی سابق‌اش یعنی Project Condor بود.برویک وقتی در دامنه کوه Diablo واقع در Danville کالیفرنیا زندگی می‌کرد، در مورد اسم دیابلو فکر کرد و ایده ساخت یک بازی با این نام به ذهن‌اش رسید. او در همین زمان، مشغول ساخت یک بازی مبارزه‌ای با نام Justice League Task Force بود. این بازی در واقع توسط استودیوی ژاپنی Sunsoft در دست ساخت قرار داشت و استودیوهای Condor Games و Silicon &amp; Synapse به ترتیب روی نسخه‌های سگا جنسیس و SNES به این توسعه‌دهنده ژاپنی کمک می‌کردند. استودیوی Silicon &amp; Synapse پس از پایان ساخت این بازی، به Blizzard Entertainment تغییر نام پیدا کرد.دیابلو چگونه ساخته شد؟آقای Matt Barton گفته بود که بازی Telengard منتشرشده توسط Avalon Hill در سال ۱۹۸۲، الهام‌بخش بازی دیابلو شد. بارتون و Bill Loguidice همچنین گفته‌اند که The Legend of Zelda هم تاثیر زیادی روی دیابلو گذاشت و باعث شد تا گیم‌پلی این بازی از حالت نوبتی و سنگین، به اکشن real-time تغییر پیدا کند. برویک همچنین می‌خواسته که این بازی رابط مدرن و جذابی داشته باشد تا بازیکنان به تجربه بهتری برسند.کمپانی Condor شروع به ساخت بازی کرد و همزمان به دنبال ناشر برای بازی بود. Bill Roper گفته که ایده اولیه این بوده که جذابیت بازی‌هایی مثل Moria, Nethack و Rogue را با گرافیک فوق‌العاده ترکیب کند. در این زمان بسیاری از ناشران حاضر به همکاری با Condor نشدند و گفتند که بازی‌های نقش‌آفرینی مرده‌اند. در همین زمان بلیزارد ساخت بازی بعدی‌اش یعنی Warcraft: Orcs &amp; Humans را به اتمام رسانده بود. Condor متوجه شد که بلیزارد به ساخت بازی روی کامپیوترهای شخصی علاقه دارد و ایده ساخت بازی را با این شرکت مطرح کرد. بعد از گذشت حدود ۴ ماه از شروع توسعه بازی، بلیزارد پیشنهاد همکاری را پذیرفت، اما خواستار ایجاد ۲ تغییر مهم در بازی شد. بلیزارد از آن‌ها خواست تا بازی real-time باشد و از حالت چند نفره پشتیبانی کند.بلیزارد در سال ۱۹۹۶ و هنگامی که Condor مشغول ساخت بازی دیابلو بود، این شرکت را خرید. سپس بلیزارد شعبه خود واقع در Irvine کالیفرنیا را به Blizzard South و Condor Games را به Blizzard North تغییر نام داد. شعبه جنوب بلیزارد ۸ ماه زودتر از موعد، ساخت بازی Warcraft II را به اتمام رساند و شروع به کمک در ساخت بازی دیابلو کرد. در این میان بلیزارد نمی‌خواست از یک سرویس گیمینگ آنلاین مثل Total Entertainment Network برای مچ‌میکینگ دیابلو استفاده کند. وقتی Blizzard North به اواخر پروسه توسعه دیابلو رسیده بود، Blizzard South شروع به ساخت Battle.net کرد. پس از انتشاراین بازی در تاریخ ۳ ژانویه سال ۱۹۹۷ میلادی در آمریکای شمالی و در تاریخ ۲ نوامبر ۱۹۹۷ در اروپا منتشر شد. بازی دیابلو اصولا برای اجرا نیاز به سی‌دی اورجینال داشت، اما نسخه‌ای از این بازی روی دیسک به نام Diablo Spawn وجود داشت و این نسخه بدون قرار دادن دیسک هم قابل اجرا بود. این نسخه به شما اجازه دسترسی به دو بخش از دانجن را می‌داد و فقط قادر به انتخاب یک کلاس از بین ۳ کلاس بازی بودید. این نسخه به صورت تک‌نفره و چند نفره قابل‌بازی بود. دیابلو همچنین در سال ۲۰۱۹ به شکل دیجیتال روی فروشگاه GOG در دسترس قرار گرفت.بنا بر گفته Max Schaefer، بلیزارد تصور فروش فوق‌العاده بازی دیابلو را نداشت و آن‌ها تصور می‌کردند که در بهترین حالت حدود ۱۰۰ هزار نسخه بفروشند. البته که به لطف تبلیغات خوب، بیش از ۴۵۰ هزار نسخه از آن پیش‌خرید شد. دیابلو به مدت ۳ ماه توانست لقب پرفروش‌ترین بازی را به دست آورد و تا ماه اکتبر، در لیست ۱۰ بازی پرفروش حضور داشت. این بازی تا اواسط سال ۲۰۰۱ میلادی توانست به میزان فروش خیره‌کننده ۲.۵ میلیون نسخه‌ای برسد.بسته الحاقی دیابلو به نام Diablo: Hellfire در سال ۱۹۹۷ منتشر شد. این بسته الحاقی توسط Synergistic Software توسعه داده شد و Sierra Entertainment آن را منتشر کرد. بخش چندنفره این بسته الحاقی با عرضه نسخه 1.01 غیرفعال شد و این دی ال سی مواردی مثل ۲ دانجن، چندین آیتم خاص و کلاس Monk را به بازی اضافه کرد. بلیزارد در سال ۱۹۹۶ حق توسعه و انتشار نسخه کنسولی بازی را به Electronic Arts واگذار کرد. نسخه پلی استیشن دیابلو توسط Climax Studios ساخته شد و از حالت آنلاین پشتیبانی نمی‌کرد، اما شامل حالت کوآپ دونفره می‌شد.این بازی در سال ۱۹۹۸ به همراه بسته الحاقی Hellfire تحت عنوان Diablo + Hellfire دوباره منتشر شد. این عنوان همچنین در کالکشن‌های دیگری هم حضور داشته است. کالکشن Game of the Year سال ۱۹۹۸ بلیزارد شامل Diablo, StarCraft و Warcraft II: Tides of Darkness بود. بلیزارد به مناسبت ۲۰ سالگی بازی دیابلو، پچی را برای Diablo III عرضه کرد که The Darkening of Tristram نام داشت و بازی اصلی را بازسازی می‌کرد. این پچ شامل یک دانجن ۱۶ مرحله‌ای، ۴ باس اصلی از نسخه ۱۹۹۷ و فیلتر گرافیکی بود. این پچ در تاریخ ۱۱ نوامبر سال ۲۰۱۶ عرضه شد.برای خواندن مطالب پشت صحنه بیشتر با مجله لیویتو همراه باشید.همچنین فراموش نکنید که برای استریم کردن یا تماشای استریم باکیفیت با اینترنت نیم‌بها می‌توانید از لیویتو استفاده کنید.</description>
                <category>لیویتو - Livito.tv</category>
                <author>لیویتو - Livito.tv</author>
                <pubDate>Wed, 17 Apr 2024 10:54:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین بازی های Fallout کدام‌اند؟ فهرست بهترین بازی‌های فال اوت</title>
                <link>https://virgool.io/@livitotv/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-fallout-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%88%D8%AA-vvc2njipu9tj</link>
                <description>سری بازی Fallout، یکی از محبوب‌ترین بازی‌های سبک نقش آفرینی محسوب می‌شود که تاکنون در نسخه‌های مختلفی توسط شرکت بتزدا (Bethesda) عرضه شده است. در ادامه با لیویتو همراه باشید تا سری بازی Fallout را از بدترین نسخه تا بهترین نسخه رده‌بندی کنیم و به شما به صورت خلاصه، نقاط قوت و ضعف هر کدام از بازی‌های این سری را به شما بگوییم (همچنین برای خواندن نسخه کامل این مطلب می‌توانید روی این لینک کلیک کنید).9- Fallout 76سال انتشار: 2018پلتفرم‌ها: پلی استیشن 4، ایکس باکس وان، پی سیایده‌ی اولیه‌ی یک بازی Fallout به صورت چند نفره‌ی آنلاین روی کاغذ بسیار جذاب به نظر می‌رسید، اما بازی در زمان عرضه، یک فاجعه‌ی به تمام معنا بود. حتی با گذشت زمان و عرضه شدن به‌روزرسانی‌های مختلف، شاهد ایرادات زیادی هستیم و به راحتی می‌توان گفت که Fallout 76 در حد سایر نسخه‌های این سری نیست.شرکت بتزدا برای توسعه‌ی این بازی از موتور تاریخ مصرف‌ گذشته‌ای استفاده کرد که مشکلات آن را در Fallout 4 دیده بودیم و حال تصور کنید که فقط به جای یک گیمر، چند گیمر را به صورت همزمان در یک نقشه رها کنید. منطقی است که مشکلات و باگ‌ها چند برابر شده و تجربه‌ی بازی تبدیل به جهنم شود. اما باگ‌ها و مشکلات فنی تنها ایرادات Fallout 76 نبودند و به گفته‌ی بسیاری از منتقدین و بازی‌باز‌ها، این بازی فاقد ماموریت‌ها و فعالیت‌های سرگرم‌کننده و جذاب بود. بازی در نهایت متای افتضاح 53 را از منتقدین دریافت و نام خود را به عنوان بدترین بازی سری Fallout در تاریخ ثبت کرد.8- Fallout: Brotherhood of Steelسال انتشار: 2004پلتفرم‌ها: پلی استیشن 2، ایکس باکسدر اوایل دهه‌ی 2000 بود که سازندگان بازخورد کافی را از گیمرهای پلتفرم پی سی دریافت نمی‌کردند و استقبال از بازی‌ها روی این پلتفرم کاهش چشمگیری پیدا کرده بود. به همین منظور، در یک تصمیم استراتژیک، این بازی به کنسول‌ها آورده شد و این بار دیگر شاهد یک بازی تماما نقش آفرینی نبودیم و المان‌های سبک اکشن راه خود را به این سری باز کردند.بازی Fallout: Brotherhood of Steel تفاوت‌های زیادی را سایر عناوین مجموعه دارد. دوربین بازی به صورت top-down بود و دیگر خبری از سلاح‌های قدرتمند غول‌کش یا زره‌های بزرگ با قابلیت پرواز و له کردن دشمنان نبود. در این بازی به سادگی باید راه خود را با مشت و لگد و چند سلاح ساده باز می‌کردید و داستان بازی نیز نبوغ سایر عناوین مجموعه‌ی Fallout را نداشت. این بازی به عقیده‌ی بسیاری، تنها نام Fallout را به ارث برده و هیچ شباهت‌ دیگری با دیگر نسخه‌ها ندارد.7- Fallout Shelterسال انتشار: 2015پلتفرم‌ها: پلی استیشن 4، ایکس باکس وان، پی سی، نینتندو سوییچ، اندروید، IOSبازی Fallout Shelter در ابتدا به‌صورت اختصاصی برای پلتفرم‌های موبایل عرضه شد و هم‌اکنون روی پی سی و کنسول‌ها نیز در دسترس قرار گرفته است. در این بازی، شاهد گرافیکی کارتونی هستیم و بازی در بحث گیم‌پلی نیز شباهت‌های زیادی با سایر عناوین موبایلی دارد. شما باید به‌عنوان مدیر یک پناهگاه بدنام، حواس‌تان به همه چیز باشد و مطمئن باشید که منابعی نظیر غذا و آب به اندازه‌ی کافی موجود باشد. همچنین برقراری امنیت پناهگاه نیز یکی از وظایف مهم شماست و با تصمیم‌های استراتژیک و درست خود باید اهالی پناهگاه را راضی نگه دارید. عنوان Fallout Shelter به عنوان یک بازی رایگان (Free-to-Play) عرضه شد و نمرات متوسطی را دریافت کرد. 6- Fallout 4سال انتشار: 2015پلتفرم‌ها: پلی استیشن 4، ایکس باکس وان، پی سیدر سال 2015 بود که شرکت بتزدا بالاخره به انتظار طولانی مدت طرفداران پایان داد و بازی Fallout 4 را برای پلتفرم‌های نسل هشتمی عرضه کرد. اما شاید از قرار گرفتن این بازی در رتبه ششم این لیست تعجب کرده باشید. این بازی به هیچ وجه تجربه‌ی بدی نیست و حتی یکی از بهترین‌های این مجموعه حساب می‌شود؛ اما در مقایسه با سایر عناوین این لیست، مقداری ضعیف‌تر است. این بازی سری Fallout را در بسیاری از جهات از جمله گرافیک بصری و گیم‌ پلی ارتقا داد و برای اولین بار شاهد المان‌های جالب توجهی در این سری بودیم.بازی Fallout 4 به اندازه‌ی نسخه‌‌های سوم و New Vegas یک تجربه‌ی انقلابی نبود و به نظر می‌رسید که سازندگان بعد از این همه سال باید تغییرات و جهش‌های بیشتری را در این سری بازی به‌وجود می‌آوردند. این بازی حتی برخی از موزیک‌های Fallout 3 را نیز قرض گرفته بود و شاهد تعداد کمی از موزیک‌های جدید برای این بازی بودیم.5- Fallout Tactics: Brotherhood of Steelسال انتشار: 2001پلتفرم‌ها: پی سیبسیاری از گیمرها و طرفداران عاشق این بازی هستند و بسیاری دیگر از آن تنفر دارند! این بازی همانند Fallout: Brotherhood of Steel، تفاوت‌های زیادی با سایر نسخه‌ها در بحث گیم‌پلی و المان‌های اصلی دارد و دیگر شاهد یک بازی جهان باز نقش آفرینی و اکشن که بتوانید به‌صورت آزادانه در آن گشت و گذار کنید و ماموریت انجام دهید، نیستیم. گیم‌پلی در این بازی تاکتیکال بوده و این‌بار حضور المان‌های نقش آفرینی کم‌رنگ شده است. شما باید کنترل تیمی به نام Brotherhood of Steel را به‌دست بگیرید و با هدایت کردن آن‌ها و شکست دادن دشمنان، ماموریت‌های بازی را پشت سر بگذارید. بازی شباهت‌های زیادی به عناوین دهه نودی نظیر XCOM و Jagged Alliance دارد و بسیاری از المان‌های خود را از این دو عنوان قرض گرفته است. 4- Fallout 3سال انتشار: 2008پلتفرم‌ها: پلی استیشن 3، ایکس باکس 360،‌ ایکس باکس وان و پی سیبازی Fallout 3 بیشترین امتیاز را میان تمام نسخه‌های سری به‌دست آورده و بالاترین امتیاز آن مربوط به نسخه‌ی ایکس باکس 360 با متای 93 می‌شود. این بازی از همان روز اول انتشار، توانست دل بسیاری از طرفداران سبک اکشن نقش آفرینی را به‌دست بیاورد و البته منتقدین دست از تمجید از این عنوان برنمی‌داشتند. بازی نه فقط یکی از بهترین‌های سری، بلکه یکی از انقلابی‌ترین بازی‌های سبک خود بود که برای اولین بار در سری، به شما اجازه می‌داد تا بتوانید در یک جهان آخرالزمانی قدم برداشته و داستان را به دلخواه خود رقم بزنید.اما با این همه تفاسیر، چرا رتبه‌ی چهارم؟ بازی Fallout 3 هنوز هم یکی از بهترین‌های سری است و از آن به عنوان یک بازی ماورایی یاد می‌شود. اما به مرور زمان و با به‌وجود آمدن تحولات عظیم در استاندارد‌های بازی‌های امروزی، می‌توانیم به راحتی متوجه ضعف‌های ریز و درشت در طراحی این بازی شویم. 3- Fallout: A Post Nuclear Role Playing Gameسال انتشار: 1997پلتفرم‌ها: پی سی، اندروید، مکخلقت یکی از بهترین فرانچایز‌های تاریخ صنعت بازی از اینجا شروع شد. اولین نسخه از این سری بازی که به سادگی Fallout نام دارد، شما را در قالب شخصیتی قرار می‌داد که قصد داشت تا برای اولین بار، پناهگاه را ترک کرده و با واقعیت‌های وحشتناک و خشن یک دنیای آخرالزمانی رو به رو شود. این بازی 600 هزار نسخه فروخت و همچنین موفق شد تا متای 89 را از منتقدین دریافت کند؛ موفقیتی تجاری و کیفی برای سازندگان این عنوان.شما می‌توانستید به صورت آزادانه در دنیای بازی به گشت و گذار و پیدا کردن آیتم‌های ارزشمند پرداخته و همچنین با مردم صحبت کرده و از آن‌ها ماموریت دریافت کنید. همچنین لازم به ذکر است که دوربین بازی چه در مواقعی که قصد گشت و گذار داشتید و چه هنگام مبارزات، به صورت ایزومتریک بود و یکی از متفاوت‌ترین تجربه‌های این سری آخرالزمانی را ارائه می‌داد. البته باید در نظر داشته باشید که مبارزات بازی به صورت نوبت به نوبت انجام می‌شد و همانند نسخه‌های مدرن، به صورت همزمان یا Real-Time جریان نداشت.2- Fallout 2سال انتشار: 1998پلتفرم‌ها: پی سی، مکدر مقایسه با نسخه‌ی اول، تغییرات خیلی زیادی را نمی‌شد در نسخه‌ی دوم مشاهده کنیم. این بازی همان ویژگی‌های مثبت نسخه‌ی قبلی را در مقیاسی بزرگ‌تر و بهتر به نمایش می‌گذاشت و همچنان تجربه‌ی سرگرم‌کننده و جذابی بود. بسیاری از مخاطب‌ها و منتقدین، از این بازی به عنوان نسخه‌ای یاد می‌کنند که جهان سری Fallout را گسترش داد و توانست این مجموعه را بهتر و دقیق‌تر معرفی کند.داستان 80 سال بعد از وقایع نسخه‌ی اول جریان داشت؛ جایی که شما باید به عنوان نواده‌ی شخصیت‌ اصلی نسخه‌ی قبلی از پناهگاه خارج می‌شدید و به دنبال کیت the Garden of Eden Creation می‌رفتید. در ادامه به مانند همیشه، همه چیز به‌هم ریخته و ماجرا آن‌طوری که آن انتظار می‌رفت، پیش نمی‌رود. در این بازی، بسیاری از المان‌های آزار‌دهنده‌ی نسخه‌ی قبلی حذف شده و جای خود را به المان‌های بهتری داده‌ بودند. به عنوان مثال،‌ این‌بار دیگر محدودیت زمانی در انجام ماموریت‌ها وجود نداشت و شما می‌توانستید در هر زمانی، به انجام ماموریت‌های دلخواه خود بروید.بازی Fallout 2 تمام ویژگی‌هایی که یک بازی آخرالزمانی نقش آفرینی باید داشته باشد را دارد و یکی از بهترین تجربه‌های این سری محسوب می‌شود. اگر مشکلی با گرافیک قدیمی و همچنین دوربین ایزومتریک عناوین دهه‌ی 2000 ندارید، قرار است ساعت‌ها از این بازی لذت ببرید.1- Fallout: New Vegasسال انتشار: 2010پلتفرم‌ها: پلی استیشن 3، ایکس باکس 360 و پی سیعنوان Fallout: New Vegas مثال دقیقی از یک بازی نقش آفرینی بدون نقص است. این بازی نه‌تنها بهترین نسخه‌ی سری Fallout، بلکه یکی از عناوینی است که سایر بازی‌های نقش آفرینی طی سال‌های گذشته الهامات زیادی را از آن گرفته‌اند و از آن به عنوان یکی از انقلابی‌ترین و ارزشمند‌ترین عناوین صنعت بازی یاد می‌شود.در این بازی که یکی از بهترین شروع‌های تاریخ صنعت‌ بازی را دارد، به عنوان عضوی از گروه Mojave Express وارد ماموریتی خطرناک می‌شوید تا بسته‌ای مرموز را به دست صاحب‌اش برسانید. در ادامه، تعدادی از افراد کمین کرده روی سر شما خراب می‌شوند و شما را به حال مرگ رها می‌کنند و خیلی زود متوجه می‌شوید که درگیر داستان بزرگی شده‌اید. همانطور که در New Vegas پیشروی می‌کنید، با شخصیت‌های متنوعی رو به رو خواهید شد؛ برخی از آن‌ها با اهداف شرورانه به شما نزدیک می‌شوند و برخی نیز قصد کمک کردن به شما را دارند.در این بازی تک‌به‌تک تصمیم‌های شما در داستان تاثیر خواهند داشت و در پایان نیز نتایج تمامی تصمیم‌های خود را خواهید دید. Fallout: New Vegas به‌یاد‌ ماندنی‌ترین داستان، شخصیت‌ها و ماموریت‌ها را دارد و پکیجی کامل و بی‌نقص برای طرفداران سبک نقش آفرینی محسوب می‌شود.برای خواندن آخرین مطالب برترین بازی ها همراه لیویتو باشید.همچنین فراموش نکنید که برای استریم کردن یا تماشای استریم باکیفیت با اینترنت نیم‌بها می‌توانید از لیویتو استفاده کنید.</description>
                <category>لیویتو - Livito.tv</category>
                <author>لیویتو - Livito.tv</author>
                <pubDate>Thu, 11 Apr 2024 08:53:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فکت های اساسین کرید | حقایقی از بازی Assassin’s Creed که قبلا آنها را نمی‌دانستید</title>
                <link>https://virgool.io/@livitotv/%D9%81%DA%A9%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-assassins-creed-%DA%A9%D9%87-%D9%82%D8%A8%D9%84%D8%A7-%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF-cznsurvocw7h</link>
                <description>سری Assassin’s Creed یکی از سری‌های محبوب یوبی سافت و البته یکی از پرطرفدارترین سری بازی‌هاست. اولین نسخه از این سری اولین بار در سال ۲۰۰۷ میلادی منتشر شد و این سری تا الان بیش از ۲۰۰ میلیون نسخه فروش داشته است. با لیویتو همراه باشید تا به ۲۰ مورد از فکت های اساسین کرید بپردازیم (همچنین برای خواندن نسخه کامل این مطلب می‌توانید روی این لینک کلیک کنید).۱- معرفی متفاوتفکت های اساسین کرید را با Assassin’s Creed: Valhalla شروع می‌کنیم. یوبیسافت در روز ۳۰ آوریل اعلام کرد که قرار است رویداد خاصی را برگزار کند. هنرمندی به نام Boss Logic با اکانت رسمی یوبیسافت در یوتوب شروع به استریم و کشیدن یک پوستر کرد. با تمام شدن پروسه ساخت پوستر، بازی Assassin’s Creed: Valhalla رسما معرفی شد.۲- شاهزاده ایرانی و اسسینز کریدبازی Prince of Persia: Assassins در واقع اسپین آفی از سری شاهزاده ایرانی محسوب می‌شد و در این بازی قرار بود یک گروه اساسین‌ها از شاهزاده جوان محافظت کنند. یوبیسافت این ایده را برای سری شاهزاده ایرانی نپذیرفت، ولی نسبت به ساخت بازی با محوریت اساسین‌ها روی خوش نشان داد و در نهایت نسخه اول سری اساسینز کرید وارد مرحله تولید شد.۳- نسخه کنسل‌شده برای 3DSهمان‌طور که می‌دانید این سری، چند نسخه برای کنسول‌های دستی یا به اصطلاح Handheld نیز منتشر کرده است. بازی Assassin’s Creed Revelations هم در ابتدا یکی از همین بازی‌ها به شمار می‌رفت. این بازی در ابتدا با نام Assassin’s Creed: Lost Legacy معرفی شد و قرار بود روایت‌گر ماجرای Ezio در Masyaf باشد. سپس این بازی کنسل شد و یوبی سافت نسخه رولیشنز را برای کامپیوتر و کنسول‌ها معرفی کرد.۴- ماجرای حذف تیر و کماندر این قسمت از مطلب فکت های اساسین کرید به ابتدای ماجرای ساخت و عرضه سری می‌پردازیم. در تریلر معرفی نسخه اول سری اسسینز کرید، Altair از Crossbow یا تیر و کمان بهره می‌برد و با استفاده از آن دشمنان به قتل می‌رساند. یوبی سافت در هنگام عرضه بازی، Crossbow را به کل از بازی حذف کرد، چرا که Crossbow اصلا در آن زمان وجود نداشت و سال‌ها بعد برای اولین بار مورد استفاده قرار گرفت.۵- هیدن بلید از کجا آمده است؟در این بخش از مطلب فکت های اساسین کرید به هیدن بلید هیدن بلید قطعا معروف‌ترین سلاح سری اسسینز کرید محسوب می‌شود. در طول سری اشاره‌هایی به تاریخچه هیدن بلید می‌شود و حتی در اسسینز کرید ۲ مجسمه‌ای از داریوش، اساسین ایرانی وجود دارد و گفته می‌شود که او برای اولین بار از هیدن بلید برای کشتن خشایار شاه استفاده کرده است. داریوش در یکی از دی ال سی‌های نسخه آدیسی به نام Legacy of the First Blade حضور دارد و با او بیشتر آشنا می‌شویم.۶- شنا ممنوع!اگر یادتان باشد، در نسخه اول سری اسسینز کرید قادر به شنا کردن نیستید و الطایر به محض ورود به آب، جان خود را از دست می‌دهد. غرق شدن او به این دلیل نبوده که الطایر شنا بلد نبوده و در واقع به خاطر وجود یک گلیچ در دستگاه Animus است و آنان در حال حاضر قادر به رفع آن نیستند.۷- ریشه اساسین‌هااحتمالا در مطلب فکت های اساسین کرید می‌خواهید بدانید که ریشه اصلی اساسین‌ها دقیقا از کجا و چه زمانی از خط داستانی سری آغاز شده است. گروه اساسین‌ها در واقع به نام Hidden Ones شناخته می‌شدند و همسر Bayek در بازی Assassins’s Creed: Origins یعنی Aya این گروه را تشکیل داد.۸- اولین شخصیت اصلی زنبخش اعظمی از پروتاگونیست‌ها یا شخصیت‌های اصلی سری اساسینز کرید را مردان تشکیل می‌دهند. Aveline در واقع اولین شخصیت اصلی زن این سری محسوب شده و در بازی Assassin’s Creed III: Liberation حضور داشت.۹- واقعی‌ترینیکی دیگر از فکت های اساسین کرید این است که واقعیت‌های تاریخی، بخشی جدانشدنی از این سری محسوب می‌شوند. بنا بر ادعای یوبی سافت، حدود ۸۰ درصد از شخصیت‌های بازی Assassin’s Creed III از لحاظ تاریخی دقیق هستند.۱۰- منبع الهاماگر هنوز ریشه و اولین منبع الهام داستان سری اساسینز کرید را نمی‌دانید، این سری در واقع بر اساس رمان نویسنده اسلونیایی یعنی Vladimir Bartol به نام الموت است.برای خواندن آخرین مقالات دانستنی گیم و پشت صحنه با لیویتو همراه باشید.همچنین فراموش نکنید که برای استریم کردن یا تماشای استریم باکیفیت با اینترنت نیم‌بها می‌توانید از لیویتو استفاده کنید.</description>
                <category>لیویتو - Livito.tv</category>
                <author>لیویتو - Livito.tv</author>
                <pubDate>Tue, 09 Apr 2024 09:31:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استریم بازی Red Dead 2 | بهترین استریمرهای رد دد ردمپشن ۲ چه کسانی هستند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@livitotv/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-red-dead-2-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%85%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%AF-%D8%B1%D8%AF%D9%85%D9%BE%D8%B4%D9%86-%DB%B2-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-hmgz6dlmmeb3</link>
                <description>اکنون بیش از پنج سال از انتشار بازی Red Dead 2 می‌گذرد. با این وجود، این بازی جذاب اکشن و ماجراجویانه با گرافیک عالی، داستانِ عمیق و دقت خاصی که به جزئیات داشته، گیمرهای وفادار زیادی در سراسر دنیا دارد که هنوز برای این بازی اعتیادآور و ماموریت‌های متنوع آن زمان می‌گذارند. استریم بازی Red Dead 2 هنوز هم در سایت‌های استریم بازدیدکنندگان زیادی دارد. در ادامه با لیویتو همراه باشید تا به معرفی بهترین استریمرهای رد دد 2 بپردازیم (همچنین برای خواندن نسخه کامل این مطلب می‌توانید روی این لینک کلیک کنید).BrookeABاز جمله استریمرهای معروف این بازی می‌توان به بروک اِی بی اشاره کرد. این یوتیوبر و استریمر 25 ساله آمریکایی از سال 2018 فعالیت خود را به عنوان استریمر با استریم بازی محبوب و پرطرفدار «فورتنایت» آغاز کرده‌ است. او امروزه یکی از شناخته‌ شده‌ترین و بهترین استریمرهای رد دد 2 محسوب می‌شود. آمارها نشان‌ می‌دهند که استریم‌های بازی Red Dead 2 او تاکنون بیش‌ترین دنبال کننده را دارد. البته اکثر بازیدکنندگان استریم‌های بروک انگلیسی زبان هستند؛ اما او رکوردهای جهانی چشم‌گیری را نیز به نام خود ثبت کرده‌ است.VERTiiGOGAMINGیکی دیگر از استریمرهای معروف رد دد 2، VERTiiGOGAMING است که نام اصلی خود را «براندن» معرفی کرده‌ است. این یوتیوبر و استریمر که خود را «The King Of The Noobs» یا «پادشاه تازه‌کارها» می‌نامد، 35 سال دارد و اهل استرالیاست.  این استریمر با آماری معادل بیش از 48 هزار ساعت بازدید، رکورد بیش‌ترین زمان بازید به عنوان یک استریمر رد دد 2 را به خود اختصاص داده‌ است. همین ویژگی او را به یکی از بهترین استریمرهای این بازی تبدیل کرده‌ است. eeddspeaksوقتی صحبت از بهترین استریم بازی Red Dead 2 به میان می‌آید؛ نام eeddspeaks را نمی‌توان نادیده گرفت. این یوتیوبر و استریمر رد دد 2، 32 ساله و اهل کشور فنلاند است و نام واقعی خود را Eitu Pesonen «ایتو پزونن» اعلام کرده‌ است. او فعالیت خود را به عنوان یک استریمر در سال 2012 شروع کرد؛ یعنی حدود 12 سال است که در این حیطه فعالیت دارد.او تا به حال 20 بار رکورد بیشترین بازدید را در بین کانال‌های فنلاندی به خود اختصاص داده‌ است. وی 4 بار هم توانسته به رکورد بیشترین بازدید استریم بازی Red Dead 2 دست پیدا کند.SULAIMAN_iAiاز دیگر کاربرانی که در ساخت استریم بازی Red Dead 2 موفق عمل کرده‌اند؛ می‌توان به SULAIMAN_iAi اشاره کرد. این یوتیوبر و استریمر رد دد 2، عرب زبان است و اطلاعات دقیقی از سن او در دسترس نیست. او فعالیت خود را به عنوان یک استریمر در توئیچ از سال 2018 آغاز کرده و در یوتیوب و اینستاگرام هم فعالیت دارد.استریم بازی Red Dead 2 او به زبان عربی تا به حال یک بار رکورد بیشترین بازدید را زده‌ است. کانال این استریمر 17  بار عنوان پربازدیدترین کانال عرب زبان توئیچ را به خود اختصاص داده‌. در مجموع، این استریمر رد دد 2 بیش از 45 هزار ساعت بازدید داشته که آمار موفقی محسوب می‌شود.Middleditchنفر بعدی در لیست بهترین استریمر رد دد 2، Middleditch است. نام کامل او «توماس استیون میدلدیچ» بوده و او یک بازیگر، کمدین و استریمر محبوبِ کانادایی-آمریکایی است. تعداد دنبال‌کننده‌های او در توئیچ حدود 89 هزار نفر، در اینستاگرام 345 هزار نفر و در یوتیوب 63 هزار نفر است.این هنرمند فعالیت رسمی خود را به عنوان یک استریمر در توئیچ از سال 2022 آغاز کرد. او در همین مدت زمان کم رکوردهای خوبی در استریم بازی Red Dead 2 به ثبت رسانده‌. او تا به حال 4 بار رکورد جهانی بیش‌ترین بازدید استریم بازی Red Dead 2 را به خود اختصاص داده‌ است.ScarletRosePlaysاز استریمرهای دیگری که استریم بازی Red Dead 2 آنها بازدید زیادی داشته، می‌توان به ScarletRosePlays اشاره کرد. او  26 سال دارد و اهل گوآ در کشور هند است. او در سال 2011 کار خود را به عنوان یک مدل آغاز کرد. آغاز فعالیت او به عنوان یک استریمر در توئیچ به سال 2021 باز می‌گردد.این استریمر اخیرا تمرکز خود را روی استریم بازی Red Dead 2 گذاشته‌‌ است. او دنبال‌کننده کمتری در مقایسه با استریمرهای دیگری که ذکر کردیم، دارد. با این وجود، توانسته به رکوردهای خوب و چشم‌گیری به عنوان یک استریمر رد دد 2 دست پیدا کند. او در حال حاضر حدود 11 هزار دنبال کننده در توئیچ دارد.ChefinhaGamesشخص ChefinhaGames یکی دیگر از استریمرهای بازی ردد دد 2 است که به خاطر کسب عنوان «بیشترین سقف بازدید» در توئیچ، به نوعی یک استریمر رد دد 2 پرطرفدار محسوب می‌شود. این تیک‌تاکر و استریمر جوان اهل کشور پرتغال است و فعالیت خود را به عنوان یک استریمر رسمی در توئیچ از کمتر از یک سال گذشته، یعنی ماه ژوئن سال 2023، آغاز کرد.در همین زمان کم، او توانسته 129 بار رکورد بیشترین بازدید استریم بازی Red Dead 2 را به خود اختصاص دهد. این استریمر 19 بار هم عنوان پربازدیدترین استریم این بازی به زبان پرتغالی را دریافت کرده‌ است. این به نوبه خود یک رکورد واقعا عجیب و شگفت‌انگیز محسوب می‌شود؛ به ویژه با در نظر گرفتن این که او در توئیچ فقط 3800 دنبال‌کننده و در تیک تاک 24 هزار دنبال‌کننده دارد. MadameDiabloشخص MadameDiablo از دیگر استریمرهایی است که تمرکز اصلی خود را معطوف استریم بازی Red Dead 2 کرده و فعالیت موفقی در این زمینه داشته‌. او 34 سال سن دارد و  در اینستاگرام، یوتیوب، توییتر و توئیچ فعال است. این استریمر جوان کار خود را به عنوان یک استریمر رسمی در سال 2018 در توئیچ آغاز کرد.او به رکوردهای زیادی به عنوان یک استریمر رد دد 2 در سال‌های فعالیت خود دست پیدا کرده‌ است. برای مثال، می‌توان به 13 بار دریافت عنوان بیش‌ترین بازدید استریم Red Dead 2 و 7 بار دریافت عنوان بیش‌ترین بازدید استریم این بازی به زبان انگلیسی، اشاره کرد. ATT_OficiaLآخرین استریمر رد دد 2 که امروز می‌خواهیم در لیست بهترین استریمرهای بازی رد دد 2 به شما معرفی کنیم، ATT_OficiaL است. او یک استریمر 38 ساله اهل کشور پرتغال بوده و در توئیچ، اینستاگرام، توییتر، تیک تاک و یوتیوب فعالیت دارد. او فعالیت خود را به عنوان یک استریمر رسمی در توئیچ از سال 2012 شروع کرد. امروزه، با بیش از 202 هزار دنبال‌کننده، جزو محبوب‌ترین استریمرهای رد دد 2 است.او با 23 بار کسب کردن عنوان بیش‌ترین بازدید استریم بازی Red Dead 2، جزو رکورددارهای این حیطه به حساب می‌آید. او اخیرا بیشترین زمان فعالیت خود را به ارائه استریم این بازی اختصاص داده‌است. علاوه بر آن، این استریمر رد دد 2 تا به حال دو بار رکورد بیشترین بازدید استریم این بازی به زبان پرتغالی را به نام خود ثبت کرده‌ است.انتخاب بهترین استریمر رد دد 2 تا حد زیادی سلیقه‌ای است. افرادی که ما در این لیست به آن‌ها اشاره کردیم؛ تنها استریمرهای خوب این بازی محسوب نمی‌شوند. استریمرهای زیادی در سراسر دنیا هستند که به نظر بازدیدکنندگان و مخاطبان، بهترین و جذاب‌ترین استریم بازی Red Dead 2 را ارائه می‌دهند.برای خواندن آخرین مطالب استریم همراه مجله لیویتو باشید.همچنین فراموش نکنید که برای استریم کردن یا تماشای استریم باکیفیت با اینترنت نیم‌بها می‌توانید از لیویتو استفاده کنید.</description>
                <category>لیویتو - Livito.tv</category>
                <author>لیویتو - Livito.tv</author>
                <pubDate>Sun, 07 Apr 2024 10:29:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان بازی تیکن | داستان همه نسخه‌های Tekken تاکنون</title>
                <link>https://virgool.io/@livitotv/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AA%DB%8C%DA%A9%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-tekken-%D8%AA%D8%A7%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%86-qwqsqpkcihwl</link>
                <description>مجموعه Tekken یکی از محبوب‌ترین سری بازی‌های مبارزه‌ای محسوب می‌شود. قصد داریم داستان بازی تیکن را در این مطلب همراه شما مرور کنیم. در ادامه با لیویتو همراه باشید (همچنین برای خواندن نسخه کامل این مطلب می‌توانید روی این لینک کلیک کنید).Tekkenدر ابتدای داستان بازی Tekken و هنگامی که Kazuya Mishima تنها ۵ سال داشت، توسط پدرش یعنی Heihachi Mishima از بالای قله یک کوه به پایین انداخته شد، تا قدرت‌اش برای به ارث بردن Mishima Zaibatsu محک بخورد. با وجود این که کازویا کشته نشد، اما زخم بزرگی روی سینه‌اش افتاد و مدتی بعد با موجودی ناشناخته به نام Devil پیمان بست تا قدرت زیادی به دست آورد. کازویا در نهایت توانست تا بالای کوه بالا بیاید، اما هیهاچی به او گفت که برای به ارث بردن Mishima Zaibatsu بسیار ضعیف است. سپس هیهاچی کودک یتیمی به نام Lee Chaolan را به سرپرستی گرفت تا رقیب کازویا باشد.کازویا ۲۱ سال بعد شروع به شرکت در رقابت‌های مختلف کرد و تنها کسی که توانست جلوی او مقاومت کند و با او به نتیجه مساوی برسد، Paul Phoenix بود. هیهاچی برای ثابت کردن قدرت او، مسابقات King of Iron Fist Tournament را شکل داد. کازویا در این مسابقات همه را از پیش روی خود برداشت و به زحمت پال فینیکس را شکست داد. او در انتهای مسابقات در برابر هیهاچی میشیما قرار گرفت و پس از شکست دادن هیهاچی، او را از همان کوه به پایین انداخت تا Mishima Zaibatsu را بر عهده گیرد.Tekken 2چند سال پس از King of Iron Fist Tournament، کازویا فاسدتر و البته قدرت‌مندتر از قبل شده بود. او قاتلان را استخدام می‌کرد تا منتقدان و رقیبان‌اش را به قتل برسانند. کازویا به دلیل قاچاق و آزمایش روی حیوانات، توسط یک فعال حوزه حیوانات به نام Jun Kazama محکوم به دستگیری شد. از سویی دیگر هم هیهاچی میشیما از حوادث نسخه قبل جان سالم به‌در برده بود و خودش را برای بازپس‌گیری Mishima Zaibatsu آماده می‌کرد. کازویا برای خلاص شدن از شر هیهاچی و دشمنان‌اش، King of Iron Fist Tournament 2 را با جایزه ۳ تریلیون دلار برگزار کرد تا هیهاچی با پای خودش بازگردد.شخصیت Jun در خلال مسابقات به کازویا علاقه‌مند شده و سعی می‌کند او را از قدرت شیطانی‌اش جدا کند و در نتیجه از مسابقات کنار می‌رود. از سویی دیگر هیهاچی در مقطع نیمه‌نهایی توسط پال فینیکس حذف می‌شود. سپس پال فینیکس به دلیل ترافیک سنگین به مرحله فینال نمی‌رسد و هیهاچی جایگزین او می‌شود. قدرت کازویا به دلیل اختلاف با بخش شیطانی‌اش کم می‌شود و فینال را به هیهاچی واگذار می‌کند. هیهاچی بدن بیهوش کازویا را به یک آتش‌فشان می‌برد و او را به داخل آتش‌فشان پرتاب می‌کند. در انتهای این بخش از داستان بازی تیکن، Jun پسر کازویا یعنی Jin Kazama را به دنیا می‌آورد.Tekken 3هیهاچی میشیما ۱۵ سال بعد از King of the Iron Fist Tournament 2 یک سازمان شبهه نظامی به نام Tekken Force را برای محافظت از Mishima Zaibatsu تاسیس کرد. هیهاچی و تکن فورس در معبدی واقع در مکزیک، موجودی به نام Ogre را پیدا می‌کنند. این موجود بلافاصله ناپدید می‌شود و به مبارزانی از سراسر جهان حمله می‌کند. Jun که به همراه پسرش جین کازاما در Yakushima زندگی می‌کند، متوجه تهدید اوگر شده و به جین می‌گوید که اگر اتفاق بدی افتاد، سراغ هیهاچی میشیما برود. کمی پس از تولد ۱۵ سالگی جین، اوگر حمله کرده و جین را بیهوش می‌کند. جین پس از به هوش آمدن، متوجه می‌شود که زمین اطراف خانه‌اش آتش گرفته و مادرش کشته شده است. جین با Devil رو به رو شده و این موجود بازوی چپ جین را نشانه‌گذاری و او را تسخیر می‌کند.در این بخش از داستان بازی تیکن، جین به سراغ پدربزرگ‌اش هیهاچی می‌رود و از او می‌خواهد که برای مبارزه با اوگر، تعلیم‌اش دهد. هیهاچی قبول می‌کند و جین را به سرپرستی می‌پذیرد. جین به Mishima High School رفته و همچنین با افرادی مثل Ling Xiaoyu و Hwoarang آشنا می‌شود. در ۱۹ سالگی جین، هیهاچی مسابقات King of Iron Fist Tournament 3 را برگزار می‌کند تا حضور مبارزان باعث به تله افتادن اوگر شود. جین True Ogre را نابود کرده و برنده مسابقات می‌شود ولی گروهی از Tekken Force به رهبری هیهاچی به او شلیک می‌کنند. هیهاچی که حالا نیازی به جین ندارد، به سرش شلیک می‌کند. جین توسط Devil احیا شده و به هیهاچی حمله می‌کند. سپس جین بال درآورده و از معبد می‌گریزد.Tekken 4در این قسمت از داستان بازی Tekken هیهاچی میشیما متوجه می‌شود که جنازه کازویا در آزمایشگاه G Corporation قرار دارد. او گروهی از Tekken Forces را به این آزمایشگاه می‌فرستد تا باقیمانده کازویا را از آنجا بردارند. کازویا توسط G Corporation احیا شده و تمامی افراد هیهاچی را نابود می‌کند. سپس هیهاچی متوجه می‌شود که جین کازاما در Brisbane مشغول تمرین کاراته میشیما استایل است. هیهاچی برای بیرون کشاندن جین و کازویا، King of Iron Fist Tournament 4 را با جایزه تصاحب Mishima Zaibatsu برگزار می‌کند.پس از پایان مبارزه، هیهاچی کازویا را به Hon-Maru می‌برد و قصد دارد تا کازویا را هم زندانی و قدرت Devil او را تصاحب کند. Devil کنترل بدن کازویا را بر عهده گرفته و مشخص می‌شود که ۲۱ سال پیش در داستان بازی تیکن و پس از پرتاب کازویا به درون آتش‌فشان، نیمی از Devil جدا شده و جین را تسخیر کرد. Devil هیهاچی را بیهوش می‌کند ولی کازویا کنترل بدن‌اش را دوباره به دست می‌آورد تا او و Devil تبدیل به یک موجود واحد شوند. جین با کازویا مبارزه کرده و برنده می‌شود. هیهاچی به هوش می‌آید و با جین وارد نبرد می‌شود. جین پیروز شده و به دلیل الهامی از سوی مادرش، هیهاچی را به قتل نمی‌رساند. جین بال‌های شیطانی خود را باز کرده و پرواز می‌کند.Tekken 5وقایع این نسخه لحظاتی پس از اتمام نسخه قبل آغاز می‌شوند. G Corporation به Hon-Maru حمله کرده و ربات‌های Jack-4 را به این مکان وارد می‌کند. هیهاچی و کازویا با این ربات‌ها مبارزه می‌کنند. کازویا در میان مبارزه فرار کرده و هیهاچی تنها می‌ماند. ربات‌ها بر او غالب شده و انفجار بزرگی را شکل می‌دهند. نینجای مرموزی به نام Raven شاهد این اتفاق بوده و خبر کشته شدن هیهاچی را اعلام می‌کند.کازویا متوجه می‌شود که پدربزرگ‌اش یعنی Jinpachi Mishima حدود ۴۰ سال پیش با دسیسه‌ای قدرت را به هیهاچی واگذار کرد و زیر Hon-Maru محبوس شد. سپس جینپاچی توسط یک روح خبیث تسخیر و در نهایت با حمله G Corporation توانست از زیر Hon-Maru بیرون بیاید. در انتهای این قسمت از داستان بازی Tekken جین موفق به نابودی جینپاچی می‌شود و کنترل Mishima Zaibatsu را به دست می‌گیرد.Tekken 6چند ماه پس از اتفاقات نسخه قبل، Mishima Zaibatsu با رهبری جین کازاما در برابر تمامی ملت‌ها اعلام جنگ می‌کند. هم‌زمان کازویا کنترل G Corporation را بر عهده گرفته و جایزه‌ای را برای به قتل رساندن جین تعیین می‌کند. جین برای تلافی، ششمین King of Iron Fist Tournament را برگزار می‌کند تا کازویا را به دام بیندازد.لارس الکساندرسون (Lars Alexandersson) رهبر تکن فورس، با عده‌ای از سربازان‌اش شورش می‌کنند و این فرد طی مبارزه‌ای با G Corporation حافظه‌اش را از دست می‌دهد و به همراه ربات‌اش یعنی Alisa Bosconovitch مدتی را برای به دست آوردن حافظه صرف می‌کند. لارس در این ماجرا متوجه می‌شود که فرزند نامشروع هیهاچی میشیما است. لارس به مصر می‌رود و با ستاره‌شناسی به اسم Zafina آشنا می‌شود. Zafina به لارس می‌گوید که نگران ظهور شیطانی باستانی به اسم Azazel است. جین با لارس مواجه شده و او اعتراف می‌کند که دلیل اعلام جنگ، برای بیدار کردن و نابودی Azazel بوده که تنها به وسیله انرژی‌های منفی جهان، وارد شکل فیزیکی می‌شود و جین معتقد بوده که با نابودی Azazel قادر به آزادی از ژن شیطان است. در نهایت جین با Azazel مبارزه کرده و آن‌ها به زیر صحرا سقوط می‌کنند تا داستان بازی تیکن در این قسمت به انتها برسد.Tekken 7این نسخه توسط یک خبرنگار که همسر و فرزندش در جنگ کشته شده‌اند، روایت می‌شود. پس از اتفاقات نسخه قبل، Nina Williams کنترل Zaibatsu را در غیاب جین بر عهده می‌گیرد و سعی در یافتن او می‌کند، ولی هیهاچی نینا را مجبور به کار با خودش کرده و دوباره صاحب زایباتسو می‌شود.خبرنگار در مورد گذشته هیهاچی تحقیق کرده و متوجه می‌شود که دسیسه او علیه جینپاچی و مرگ همسرش Kazumi در همان سالی که او کازویا را از کوه به پایین پرتاب کرد، رخ داده است. در این میان لارس موفق به پیدا کردن بدن بیهوش جین می‌شود. زایباتسو به محل فرماندهی لارس حمله می‌کند، ولی لارس به همراه Lee Chaolan و Alisa مانع دزدیده شدن جین می‌شود. در این بخش از داستان بازی Tekken مشخص می‌شود نیرویی که کلادیو آن را حس کرده بود، در واقع مربوط به Akuma می‌شد. آکوما به کازومی قول داده بود که هیهاچی و کازویا را نابود کند. کازویا در Mishima Dojo هیهاچی را شکست داده و به برج G Corp می‌رود. هیهاچی زنده می‌ماند ولی خبر کشته شدن خودش را پخش می‌کند. او سپس عکس‌هایی از تبدیل کازویا به Devil را به مردم مخابره کرده و با سلاحی لیزری از طریق ماهواره، برج G Corp را نابود می‌کند. کازویا زنده مانده و ماهواره را نابود می‌کند. کازویا موفق به کشتن هیهاچی می‌شود و او را به درون آتش‌فشان می‌اندازد. لحظاتی بعد، آکوما پدیدار شده و به کازویا حمله می‌کند. نتیجه دقیق این مبارزه مشخص نیست. پس از اتمام این ماجراها، جین بالاخره بیدار شده و قول می‌دهد که یک بار برای همیشه جنگ را به اتمام برساند.Tekken 8توجه: اگر هنوز این قسمت از سری را بازی نکرده‌اید و نمی‌خواهید داستان‌اش برای‌تان لو برود، از خواندن این بخش مطلب خودداری کنید.در این بخش از داستان بازی Tekken و ۶ ماه پس از مرگ هیهاچی، جین به همراه لی به کازویا در منهتن حمله می‌کنند. او نبرد را به کازویا واگذار کرده و کازویا شکل واقعی شیطانی خود را به جهان نشان می‌دهد. همچنین کازویا King of Iron Fist Tournament را آغاز کرده و اعلام می‌کند که قرار است در این مسابقات، کشور‌ها به مصاف یکدیگر بروند و کشورهای بازنده از صحنه روزگار محو شوند.یک هفته بعد و پیش از مسابقات مقدماتی، جین متوجه شده که خودش نمی‌تواند قدرت Devil را فعال کند. پس از صحبتی با آلیسا، جین تصمیم می‌گیرد که در مسابقات شرکت کند. جین در مسابقات مقدماتی Reina را که از سبک مبارزه میشیما بهره می‌برد، شکست می‌دهد. سپس رینا از جین می‌خواهد که او را در جنگ با کازویا همراهی کند.جین به این باور می‌رسد که در محل تولدش یعنی Yakushima قادر به بازیابی قدرت شیطانی‌اش است. کازویا نیروهایش را به Yakushima می‌فرستد تا جلوی نیروهای شورشی را بگیرد. نیروهای شورشی به همراه چندین مبارز از مسابقات، در برابر G Force ایستادگی می‌کنند. جین در رویای خود، با نسخه شیطانی خودش مواجه می‌شود که او شکست‌ها و جنایات قبلی جین را مسخره می‌کند و مبارزه‌ای بین این دو شکل می‌گیرد. در نهایت جین نیمه شیطانی خودش را می‌پذیرد و قدرت‌های شیطانی را پس می‌گیرد. جین در مبارزه‌ای سخت با کازویا، به فرم Angel تغییر پیدا می‌کند. در انتهای این مبارزه، ژن شیطان آن‌ها به همراه ازازیل نابود می‌شود.جین و کازویا در زمین مبارزه می‌کنند و جین پیروز می‌شود. جین بالاخره از ژن شیطان رها شده و محل را ترک می‌کند. ناگهان زنی که به نظر می‌رسد Jun باشد، بالای سر کازویای بیهوش می‌رود و بازی به اتمام می‌رسد. در میانه بخش Credits نشان داده می‌شود که ژن شیطان رینا بالاخره فعال شده و به حالت شیطانی درمی‌آید. رینا دختر هیهاچی بوده و تنها شخصی‌ست که در حال حاضر ژن شیطان را با خود به همراه دارد. داستان بازی تیکن در همین نقطه به اتمام می‌رسد.برای خواندن آخرین مقالات دانستنی گیم و پشت صحنه با لیویتو همراه باشید.همچنین فراموش نکنید که برای استریم کردن یا تماشای استریم باکیفیت با اینترنت نیم‌بها می‌توانید از لیویتو استفاده کنید.</description>
                <category>لیویتو - Livito.tv</category>
                <author>لیویتو - Livito.tv</author>
                <pubDate>Fri, 05 Apr 2024 20:55:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین بازی های رایگان کدام‌اند؟ فهرست بهترین بازی های Free</title>
                <link>https://virgool.io/@livitotv/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-free-nkgrh3d3h4xz</link>
                <description>خواندن فهرست بهترین بازی های رایگان برای کنسول‌ها و پلتفرم‌های پرطرفداری مثل PS4 ،PS5 ،Xbox و PC فقط یک معنا دارد: قرار است هوای دخل و خرج‌تان را داشته باشید. شاید عده‌ای معتقد باشند که بازی های رایگان کیفیت چندانی ندارند و به قول معروف هر چقدر پول بدهی، همانقدر آش می‌خوری. ولی همیشه پولی بودن یک بازی به معنای بهتر بودن آن نیست. با لیویتو همراه باشید تا به معرفی بهترین بازی‌های رایگان بپردازیم‌ (همچنین برای خواندن نسخه کامل این مطلب می‌توانید روی این لینک کلیک کنید).بهترین بازی های رایگان برای PCاز Apex Legends گرفته تا Valorant، متوجه خواهید شد که بعضی از بهترین بازی‌های بتل رویال در واقع برای هر کسی که PC دارد، رایگان است. این رایگان بودن در واقع ویژگی مشترک تمام بازی‌هایی است که در این فهرست معرفی شده‌اند. با این حال، بازی‌های سبک شوتر تنها بازی‌های رایگان برتر نیستند. از شبیه‌سازهای زندگی گرفته تا عناوین ترسناک مستقل، ما اینجا هستیم تا به شما کمک کنیم بهترین بازی های رایگان را پیدا کنید.Apex Legendsاین بازی اگرچه هنوز محبوب و به‌طور کلی بسیار خوب است، ولی روزگار درخشش Apex Legends تا حدودی تمام شده. در سال 2023، به‌روز رسانی‌ها به جای افزودن محتوای جدید، بیشتر روی تغییر فرمول بازی متمرکز شدند و تعدادی از این تغییرات واکنش‌های متفاوتی به همراه داشت. تعادل سلاح‌های بازی هم همیشه هدف انتقادات زیادی بوده و البته همین را می‌توان در مورد Legends هم گفت. با وجود تمام آن چه گفته شد، بازی Apex Legends همچنان گیم پلی خود را حداقل در مقایسه با سایر گزینه‌های رایگان متمایز نگه داشته و یکی از بهترین بازی های رایگان بتل رویال PC باقی مانده است.Naraka: Bladepointحتی اگر بازی‌های بتل رویال در سال‌های اخیر کمی از مد افتاده باشند، ولی هنوز هم اجتناب‌ناپذیر هستند. این امر تا حد زیادی مدیون موفقیت بازی‌های مشهوری مثل Fortnite و Warzone است. حالا، بازی پیشنهادی ما، عنوانی جذاب‌تر از هر کدام از این نسخه‌هاست. بازی Naraka: Bladepoint با تمرکز روی اکشن‌های ستیزه‌جویانه به جای اکشن‌های دامنه‌دار، خود را از سایر بازی‌های ذکرشده متمایز می‌کند. این بازی همچنین با ترکیب کاراکترهای دارای توانایی‌ها و سلاح‌های منحصربه‌فرد، ایده‌هایی را از ژانر شوتر قهرمان‌محور می‌گیرد و به گیمرها این امکان را می‌دهد تا به سمت سبک‌های بازی دلخواه خود حرکت کنند. این تصمیم خلاقانه منجر به پروژه‌ای با سقف مهارت‌های بالاتر نسبت به اکثر بازی‌های بتل رویال شده، اگرچه نبرد هنوز در بازی در جریان است.The Finalsبازی The Finals سرنوشت جالبی داشت. تنها پس از چند تست بازی، به طور غیرمنتظره‌ای در همان روز برگزاری مراسم The Game Awards عرضه شد. FPS مبتنی بر کار تیمی که حول نبردهای 3v3v3 می‌چرخد و حس شوخ طبعی عجیبی دارد که عمدتاً از طریق قاب‌بندی آن ارائه می‌شود: یک گیم شو به معنای واقعی کلمه. گیمرها در قالب یک مسابقه تلویزیونی با هم رقابت می‌کنند که درون جهان بازی در جریان است و هر نوع بزن بزن خلاقانه‌ای و هر جور پاداش و جایزه‌ای را در پی دارد.Honkai: Star Railپس از تولید یکی از محبوب‌ترین بازی‌های اکشن RPG در زمینه بازی های رایگان، شرکت HoYoVerse چشم‌انداز خود را به حوزه بازی‌‌های نوبتی معطوف کرده است. اگرچه بازی Honkai: Star Rail اولین قسمت در سری خود نیست، اما به عنوان چیزی مثل نوعی ریست، خیلی نرم و روان عمل می‌کند. به این معنا که کسانی که قبلاً اطلاعی از وجود این بازی نداشتند یا آن را امتحان نکرده‌اند، می‌توانند بدون نیاز به آشنایی با پروژه‌ها و قسمت‌های قبلی مانند Honkai Impact 3 که به خودی خود یک بازی رایگان خوب است، وارد دنیای این بازی‌ها شوند. بر خلاف محیط فانتزی Genshin Impact، بازی Star Rail سرشار از مزایای بازی‌های علمی تخیلی است. گیمرها قرار است در کمپین بازی، یک خدمه فضایی را در حین بازدید از سیارات مختلف دنبال کنند. سیاراتی که به عنوان بیوم‌های بازی عمل می‌کنند، هر کدام داستان‌های نسبتاً مستقل و مفصلی به ارمغان می‌آورند و همین امر به شرکت HoYoVerse اجازه داده تا فرهنگ‌ها، طراحی‌های جدید از جهان و دشمنان را به مخاطبان این مجموعه بازی‌ها معرفی کند. بازی Honkai: Star Rail در ابتدا با دو سیاره عرضه شد، اگرچه این تعداد باید با گذشت ماه‌ها و سال‌ها افزایش یابد و بیشتر شود.The Sims 4پس از تقریباً 8 سال حضور مستمر و قوی در بازار، بازی The Sims 4 به صورت رایگان عرضه شد و همگان به آن دسترسی پیدا کردند. البته، همچنان پکیج‌های توسعه شبیه‌ساز اجتماعی به پرداخت پول و هزینه تعیین‌شده نیاز دارند و تا حد زیادی، تنوع قابل‌توجهی را به تجربه پایه بازی اضافه می‌کنند. با این وجود، نسخه رایگان بازی The Sims 4 برای تازه‌واردانی که فقط می‌خواهند این فرنچایز محبوب را امتحان کنند، ایده‌آل است. اگر آن‌‌چه را که می‌بینند دوست داشته باشند، همیشه می‌توانند به سراغ بسته‌های الحاقی بروند تا دنیای بزرگ‌تر و چیزهای بیشتری از بازی را تجربه کنند.The Murder Of Sonic The Hedgehogبازی The Murder of Sonic The Hedgehog ممکن است بهترین بازی رسمی شرکت Blue Blur در یک بازه زمانی طولانی‌مدت باشد، حداقل به این معنا که هر کاری را که قرار است انجام دهد، به‌درستی انجام می‌دهد. همانطور که از عنوان بازی هم پیداست، داستان حول محور قتل سونیک می‌چرخد و گیمرها در موقعیتی قرار می‌گیرند که این پرونده را بررسی کنند. این بازی عمدتاً شامل بخش‌های جدید بصری و بخش‌های نشانه‌گیری و کلیک است، اگرچه بخش‌های گیم‌پلی کوتاهی وجود دارد که با تجربه سنتی Sonic the Hedgehog مطابقت بیشتری دارد.Warframeبرخی معتقدند که نمرات متاکریتیک به قدر کافی منعکس‌کننده وضعیت و کیفیت یک بازی عرضه شده است. البته این رویکرد نسبت به نمره بازی‌ها در متاکریتیک کاملاً منطقی است، چون استودیوها باید در مورد اینکه آیا بازی‌های خوبی ارائه می‌دهند یا نه، تجزیه و تحلیل‌هایی داشته باشند. با این حال، برای عنوانی مانند Warframe، امتیاز منتقدان یعنی 69 سطح کیفی فعلی آن را منعکس نمی‌کند. این بازی RPG اکشن محصول شرکت Digital Extremes از زمان آغاز به کار، بسیار پیشرفت داشته و جهان‌های باز بیشتری را برای کاوش در کنار دانستنی‌های زیبای خود اضافه کرده است.HoloCure – Save The Fansبرای افرادی که هرگز بازی Vampire Survivors یا عنوانی مشابه آن را بازی نکرده‌اند، گیم‌پلی HoloCure، حداقل در نگاه اول، چندان پیچیده نیست. گیمرها یک Vtuber (به علاوه سلاح منحصربه‌فرد او) را از فهرست موجود انتخاب می‌کنند و روی نقشه قرار می‌گیرند. همه چیز باید در این نقشه سلاخی و نابود شود و کاراکتر به‌طور خودکار دست به حمله می‌زند. هیولاهای بازی دائماً تخم‌ریزی می‌کنند و در صورت نابود شدن آنها، گیمرها در سطح بالاتری از بازی قرار می‌گیرند و توانایی باز کردن آیتم‌ها، مهارت‌ها یا ارتقاهای جدید را به دست می‌آورند. گزینه‌های اخیر به‌طور تصادفی انتخاب می‌شوند، که نه‌تنها تنوعی به اجراها اضافه می‌کند، بلکه کاربران را تشویق می‌کند تا به‌دقت ساخته‌های خود را برنامه‌ریزی کنند. پس از یک نوبت بازی، پلیرها می‌توانند از درآمد خود برای خرید کاراکترهای جدید و چیزهای دیگر استفاده کنند. این، یکی از بازی های رایگان هیجان‌انگیز PC است که نباید از دست بدهید.Marvel Snapپس از گذراندن کمتر از یک سال در دسترسی زودهنگام، Marvel Snap اولین نسخه کامل خود را در تابستان 2023 عرضه کرد و این یک بازی کارتی معرکه است. صنعت گیم در این سبک لزوماً فاقد پروژه‌های بزرگ نیست، ولی بازی Marvel Snap ممکن است یکی از در دسترس‌ترین و در عین حال سرگرم‌کننده‌ترین آثار در این سبک باشد. مسابقات شامل شش راند است که هر یک انرژی پایه کارت‌های قابل بازی را افزایش می‌دهد و سه خط که هر کدام به‌طور تصادفی اثر اصلاحی ایجاد می‌کنند. در هر نوبت، رقبا باید کارت‌هایی را بازی کنند که امتیاز کسب می‌کند یا توانایی‌های ویژه‌ای دارند. برنده آن شخصی است که بالاترین امتیاز را در دو خط از سه خط کسب کند.Gatekeeper: Infinityبازی Infinity به عنوان پیش درآمد و مقدمه‌ای برای قسمت بعدی Gatekeeper، باید بتواند محبوبیت اندکی را به خود جلب کند، به خصوص که این بازی به عنوان یک نسخه مستقل عرضه شده؛ در نتیجه هیجان زیادی پیرامون‌اش وجود نداشته و تبلیغات خاصی را هم درباره‌اش شاهد نبوده‌ایم. امروزه، بازی‌های دارای حالت Roguelite خیلی زیاد هستند، اما گزینه‌های زیادی از آنها در بازار بازی های رایگان وجود ندارد. بازی Gatekeeper: Infinity یک شوتر دو استیکی است که نسبتاً ساده شروع می‌شود، اما درجه سختی‌اش به سرعت بالا می‌رود و با درنظر گرفتن رایگان بودن‌اش، مجموعه‌ای چشمگیر از دشمنان و مناطق دارد.Guild Wars 2بازی Guild Wars 2 که در سال 2012 شروع به کار کرد، از تابستان 2015 به صورت رایگان در دسترس گیمرهای PC قرار گرفت. به جز تعداد کمی از محدودیت‌ها، گیمرهای نسخه رایگان به تجربه اصلی بازی دسترسی دارند. البته اگر بخواهند این سه بسته الحاقی بازی را امتحان کنند باید هزینه‌ و پول پرداخت کنند. در حالی که بسته‌های الحاقی به خودی خود عالی هستند، ولی کمپین رایگان Guild Wars 2 همان دلیلی است که این بازی به عنوان یکی از بهترین MMORPG های تمام دوران شناخته می‌شود. پروژه ArenaNet برخلاف برخی دیگر در این ژانر، کاملاً داستان‌محور است و کمپین اولیه می‌تواند هر  کسی را نزدیک به 100 ساعت درگیر کند.Smiteبازی Smite به گیمرها اجازه می‌دهد تا از میان بیش از 100 خدای مختلف در 16 پانتئون جداگانه انتخاب کنند. کاراکترهای قابل بازی در Smite خدایان ادیان چند خدایی باستانی مانند زئوس و اودین هستند. این عنوان دارای چندین حالت بازی است که Conquest محبوب‌ترین آنهاست.این حالت دو تیم متشکل از پنج پلیر را در برابر یکدیگر قرار می‌دهد، یک تایتان و مجموعه‌ای از هیولاهای متخاصم که در «جنگل» پنهان شده‌اند. نقدها و ارزیابی‌های منتقدان و کاربران درباره Smite، موارد زیادی نظیر سهولت بازی، گزینه‌های متعدد و دوربین بدون دردسر بازی را ستایش می‌کند. به‌نظر می‌رسد یک سری شکایت‌ تکراری از بازی هم ثبت شده که به تعادل مسابقات اشاره دارد. به قول گیمرها، در این بازی «یا خیلی راحت برنده می‌شوید یا خیلی راحت شکسته می‌خورید».War Thunderبازی War Thunder زمانی که در اوایل دهه 2010 عرضه شد، عنوانی عجیب بود. این بازی، دارای مجموعه خوبی از هواپیماها بود و بیشتر روی مؤلفه شبیه‌سازی تمرکز کرده بود. حالا، نزدیک به یک دهه از زمان عرضه بازی گذشته و همه چیز به طرز چشمگیری دچار تغییر شده است. امروزه، بازی War Thunder یکی از بزرگ‌ترین بازی های رایگان موجود در بازار است که بیش از هزار وسیله نقلیه را ارائه می‌کند که انواع مختلف دارند و متعلق به کشورهای مختلفی هستند. علاوه بر این، گیمرها می‌توانند در زمینه وسایل نقلیه هوایی، دریایی یا زمینی تخصص پیدا کنند و مهم‌تر از همه، بازی را می‌توان در کنار دوستان یا حتی به شکل انفرادی انجام داد و لذت برد..The Lord Of The Rings Onlineبازی The Lord of the Rings Online از سال 2007 میان گزینه‌های گیمرها حضور داشته است. ولی در سال 2010 یک مدل رایگان برای بازی عرضه شد و در نهایت، با اطمینان می‌شود مدعی شد که این MMORPG نسخه رایگان خود را در بهار 2022 گسترش داد. در این مرحله، شرکت Standing Stone تمام محتوا را تا حد امکان افزایش داد. ششمین بسته الحاقی و اکسپنشن، یعنی Helm’s Deep، سال 2013 در دسترس همگان قرار گرفت. گیمرهای نسخه رایگان می‌توانند ماموریت‌هایی تا سطح 95 را انجام دهند که به طور بالقوه بیش از 100 ساعت ارزش گیم پلی دارد.Omega Strikersبازی Omega Strikers ممکن است شبیه یک بازی ورزشی به‌نظر برسد، اما بیشتر به یک بازی بزن بزن نزدیک است. گیمرها یک مهاجم را از فهرستی از کاراکترهای سبک انیمه انتخاب می‌کنند که توانایی‌ها و سبک‌های بازی منحصربه‌فردی دارند. برخی از چهره‌ها در موقعیت‌های دفاعی تخصص دارند، در حالی که برخی دیگر مهاجمان خالص هستند. بازی Omega Strikers یک بازی جذاب و رایگان برای PC است که برای جلسات بازی سریع و گذرا، عالی است.Old School RuneScapeجدای از بازی World of Warcraft، بازی RuneScape مسلماً مشهورترین MMORPG تمام دوران است و این بازی به دو شکل در دسترس است. RuneScape استاندارد با جلوه‌های بصری (نسبتا) مدرن و بهبودهایی که ارائه می‌شود؛ اگرچه بیشتر ایده‌های اصلی را که نسخه 2001 را تعریف می‌کردند، در خود حفظ می‌کند. با این حال، افرادی که می‌خواهند نسخه کلاسیک را بازی کنند، باید Old School RuneScape را دانلود کنند، نسخه‌ای که اکثر تغییرات ایجاد شده پس از RuneScape 3 را حذف می‌کند.Valorantبازی Valorant توسط تیمی ساخته شده که چیزهای زیادی در مورد ساخت بازی های رایگان موفق می‌داند. این بازی به سرعت در ژانر شوتر قهرمان‌محور جای خود را پیدا کرد. ژانری که تا پیش از Valorant تصور می‌شد بیش از حد اشباع شده باشد و رقیب تازه‌ای را به جمع مدعیان نمی‌پذیرد. اما این پروژه شرکت Riot مسلماً قوی‌ترین شوتر اول شخص مبتنی بر تیم در زمینه قیمت است و هیچ نشانه‌ای از کاهش سرعت هم نشان نمی‌دهد. بازی Valorant با داشتن حالت‌های متعدد و طیف وسیعی از نقشه‌ها، به لطف طیف گسترده‌ای از عوامل خود، که هر کدام در چند نوع کلاس مختلف قرار می‌گیرند، بازی‌های فشرده را با نکات ظریف استراتژیک ترکیب می‌کند. از آنجایی که مسابقات 5 در 5 هستند، هم‌افزایی تیم نقش مهمی در تعیین برنده دارد و از پلیرها انتظار می‌رود بسته به کاراکتر انتخابی خود نقش‌های خاصی را ایفا کنند.بهترین بازی های رایگان برای پلی استیشناگر به تازگی به یک پلی استیشن 4 یا 5 دسترسی دارید، ممکن است از خود بپرسید که بهترین بازی های رایگان پلی استیشن برای شروع کدام‌اند؟ با توجه به اینکه اکثر بازی‌های AAA هم‌اکنون با قیمتی معادل ۷۰ دلار به فروش می‌رسند، خوشحال می‌شوید که بدانید فروشگاه پلی ‌استیشن تعداد زیادی بازی رایگان را در اختیار شما می‌گذارد.Destiny 2جای تعجب نیست که استودیوی Halo یکی از بهترین بازی های اکشن را در فروشگاه پلی استیشن ساخته است. اگرچه بازی Destiny 2 در فروشگاه پلی استیشن در ابتدا یک بازی پولی یا پریمیوم بود، ولی در سال 2019 تغییر رویه داد و از آن زمان پشتیبانی از بازی ادامه دارد.بازی Destiny 2 به شما اجازه می‌دهد تا به عنوان یک ماجراجو بازی کنید – یا شکارچی، Warlock یا تیتان-  و ماموریت‌های یک انجمن نگهبان را به انجام برسانید. این ممکن است شبیه فضای فانتزی کلاسیک کاویدن در سیاه‌چاله‌ها به نظر برسد، اما در عوض، شما یک یاغی سرکش اسلحه به دست هستید که در سیارات بیگانه در حال کاوش هستید.FORTNITEبازی Fortnite از محبوب‌ترین بازی های رایگان پلی استیشن و در واقع هر پلتفرمی است. شاید اگر Roblox روی پلی استیشن بود، رقیبی برایش وجود می‌داشت، اما واقعیت این است که Fortnite از هر جهت کامل است. اگر می‌خواهید پارکور، مبارزه تیمی تا حد مرگ، بتل رویال یا حالت اصلی Save The World را بازی کنید، فقط آن را از منوی فورتنایت انتخاب کرده و بازی کنید. توسعه‌دهندگان در هر فصل تغییرات بزرگی ایجاد می‌کنند – آنها در گذشته چیزهایی مثل تانک‌ها، امتیازات، کوهنوردی و ماهیگیری را اضافه کرده‌اند.GENSHIN IMPACTاگر بازی The Legend of Zelda: Breath of the Wild را انجام داده‌اید و در حین بازی آرزو می‌کردید که چند نفره (و انیمه‌های بیشتر) در آن باشد، بازی Genshin Impact برایتان حکم یک رویا را خواهد داشت. آشپزی، کوهنوردی و عبور از مناظر سرسبز همگی در کنار گروهی از کاراکترهای رنگارنگ ظاهر می‌شوند. تفاوت‌های بزرگ این است که بازی بیشتر به عناصر RPG متکی است – ارتقاء سطح، غارت آیتم‌های جدید و ساختن قدرت‌های کلیدی.Warframeبازی Warframe همان عنوانی است که تصور می‌کنید بیگانگان بازی می‌کنند. کاراکترهای شما، Tenno، عروسک‌های نانویی هستند که توسط خلأ کنترل می‌شوند. شما شروع به بیدار کردن Tenno خودتان از خواب کریو می‌کنید و برای مبارزه با تهدید Sentient استخدام می‌شوید. همه چیز کاملاً عجیب است، اما غارت کردن و تیراندازی به بیگانگان با دوستان خود بهترین دلیل برای گذراندن وقت در این دنیاست!APEX LEGENDSبزرگترین رقیب فورتنایت، یعنی بازی Apex Legends، تفاوت‌های بزرگی با آن دارد. اولین تفاوت عمده این است که ایپکس یک بازی اول شخص است و به این دلیل پرتنش‌تر است. شما نمی‌توانید این طرف و آن طرف خود را نگاه کنید یا غرق تماشای مناظر اطراف خود باشید، چون هر لحظه ممکن است شکار و نابود شوید! دومین تفاوت عمده، کاراکترهای آن (یا افسانه‌هایی) است که همگی توانایی‌های ویژه‌ای دارند که باید مراقب آنها بود.RESIDENT EVIL REVELATIONS 2: Episode 1اگر دنبال یک بازی هستید که از شدت هیجان و دلهره، عرق سرد روی پیشانی‌تان بر جای بگذارد و رایگان هم باشد، انتخاب‌های زیادی ندارید.اگرچه PS Plus عناوین ترسناک زیادی دارد مثل Dead by Daylight، Until Dawn وHello Neighbor ولی تنها دو بازی ترسناک رایگان در فروشگاه PlayStation وجود دارد. این کاملا برعکس برخی از بهترین بازی‌های Xbox Horror است که بیشتر در Xbox Game Pass یافت می‌شوند. با این حال، برای پلی استیشن، تنها بازی های ترسناک رایگان عبارتند از:Chapter 1 of Opus CastleEpisode 1 of Resident Evil Revelations 2هر دو بازی قطعاً ارزش امتحان کردن برای طرفداران بازی‌های ترسناک را دارند، ولی بازی Resident Evil Revelations 2 با کمپین همکاری و سهم بیشتری که برای بخش ترسناک درنظر گرفته است؛ دست بالاتر را دارد. در واقع، کل مجموعه رزیدنت اویل به خاطر نوستالژی هم که شده، ارزش بازی کردن را دارد.JUST DANCE 2023 EDITIONتا پیش از این، بازی‌های Just Dance بدون تخفیف و کاملاً پولی بودند، اما اخیراً یوبی‌سافت تصمیم گرفته تا شیوه دیگری را در پیش بگیرد. با نسخه 2023، Just Dance اکنون در پلی استیشن رایگان است و قرار است به آخرین نسخه از این سری تبدیل شود. محتوای رایگان و پولی جدید به جای انتشار سالانه به طور مداوم به همین نسخه اضافه شود.SMITEمتأسفانه، فروشگاه پلی استیشن هیچ بازی استراتژی رایگانی ندارد. اما اگر به MOBA علاقه دارید، بازی Smite بزرگ‌ترین و محبوب‌ترین بازی رایگان MOBA در پلی استیشن است. داستان بازی پیرامون خدایان افسانه‌ای و اسطوره‌ای تمام پانتئون‌های جهان است. در حالی که تیم خود را برای تصرف پایگاه دشمن هماهنگ می‌کنید، مبارزه آفرودیت را در کنار Maui ببینید.این بازی بیش از هفت سال است که با قدرت کامل پیش می‌رود و بیش از صد خدای قابل بازی دارد. Genesha، Hel و حتی King Arthur در بازی حضور دارند، بنابراین شما برای پیدا کردن یک قهرمان برای ماجراجویی مشکلی نخواهید داشت. چالش واقعی این است که دشمنان خود را شکست دهید.Rocket Leagueبه طرز شگفت‌انگیزی، فوتبال بازی کردن با ماشین‌ها برای قدمت بسیاری دارد، اما اگر این تمام آن چیزی باشد که بازی Rocket League را تعریف می‌کند، این نوع بازی‌ها قطعاً حتی نیمی از محبوبیت امروز را هم در اختیار نمی‌داشتند. چیزهای اضافه زیادی در اینجا وجود دارند، مثلاً وسیله نقلیه شما مجهز به تقویت‌کننده‌های موشکی و تعلیق شگفت‌‌آوری است تا بتوانید بازی را به همان اندازه که در زمین بازی انجام می‌دهید، در هوا هم انجام دهید.Astro’s Playroom (انحصاری PS5)اگر روی پلی‌استیشن 4 بازی می‌کنید، ممکن است از اینکه متوجه شوید یکی از بهترین بازی های رایگان فروشگاه پلی استیشن، انحصاری PS5 است، ناامید شوید. Astro’s Playroom بازی‌ای است که با PS5 عرضه شد.این بازی هم برای گیمرهایی ساخته شده که می‌خواهند صفحه کلید و کنترلر جدید سیستم را با تریگرهای تطبیقی تجربه کنند و هم، به عنوان نامه‌ای عاشقانه و ادای احترامی به تاریخ پلی استیشن ساخته شده. تمام عناوین بزرگ پلی استیشن (و بسیاری از آنهایی که کمتر شناخته شده‌اند) در میان ربات‌های بامزه‌ای که در اطراف بازی می‌کنند، ظاهر می‌شوند.بهترین بازی های رایگان برای ایکس باکساز آنجایی که Xbox Game Pass دسترسی به بازی‌های ممتاز را با قیمتی ماهیانه و مقرون به صرفه امکان‌پذیر کرده، گیمرها ممکن است احساس کنند دلیل زیادی برای بررسی بازی‌های رایگان Xbox Series X/S و Xbox One وجود ندارد. اما این عناوین رایگان شهرت متفاوتی دارند. درست است که بعضی از بازی‌ها از سیستم‌های پرداخت برای برد (Pay to Win) رنج می‌برند، نسخه‌های رایگان زیادی هم وجود دارند که گیم ‌پلی عالی و محتوای کافی را ارائه می‌دهند تا افراد را اگر نه سال‌ها، ولی برای ماه‌ها سرگرم نگه دارد.Omega Strikersپس از یک دوره موفقیت‌آمیز نسخه بتا روی PC، بازی Omega Strikers در نهایت راه خود را به اکثر پلتفرم‌ها از جمله Xbox Series X/S و Xbox One باز کرد. این محصول شرکت Odyssey Interactive عناصری را از بازی‌های سبک MOBA، سبک ورزشی و سبک مبارزه‌ای می‌گیرد و آنها را با هم ترکیب می‌کند تا یک گیم ‌پلی اعتیادآور خلق کند که حول جلسات کوتاه بازی طراحی شده است. بازی Omega Strikers با تمرکز بر مسابقات 3v3، تنها با تعداد معدودی از حالت‌های اولیه مانند بازی سریع و رتبه‌بندی عرضه شد. بنابراین محتوای بازی ممکن است به نسبت کم به نظر برسد است، ولی مکانیک‌های اصلی آنقدر سرگرم‌کننده هستند که دانلود بازی و توصیه آن را به دیگران توجیه کنند.Fall Guysبازی Fall Guys در ابتدا با یک برچسب قیمت منتشر شد، ولی زمانی که روانه پلتفرم‌های دیگر شد، به صورت رایگان عرضه شد؛ حرکتی که تا حد زیادی به نفع این بازی تمام شده است. به عنوان یک بازی مخصوص دورهمی و مهمانی، بازی Fall Guys از مجموعه‌ای از انواع بازی پشتیبانی می‌کند. حالت اصلی یک نبرد رویال 60 نفره است که به تعدادی راند تقسیم می‌شود. راندهایی که به نوبه خود هر یک از بازی‌های کوچک‌تری تشکیل شده‌اند.Phantasy Star Online 2: New Genesisبازی Phantasy Star Online 2 در سال 2012 عرضه شد، اما تا سال 2020 به کشورهای غربی راه پیدا نکرد. New Genesis که یک سال بعد منتشر شد، به‌طور قابل توجهی تجربه اصلی را با بهبود جلوه‌های بصری، تنظیم دقیق سیستم کلاس و معرفی یک سیستم جهان باز به روز کرد.عنوان New Genesis دارای چند ایراد رایج برای بازی‌های سبک MMO است، عمدتاً کوئست‌های بازی چندان درخشان نیستند و تمرکز زیادی روی ضربه‌زنی قرار می‌دهد. با این حال، آن را در بخش گیم پلی ارائه می‌کند. سیستم مبارزه بازی هم عمیق و جذاب است، در حالی که عمل ساده کاوش در جهان برای هر گیمری چه تازه‌کار و چه قدیمی، حسابی لذت‌بخش خواهد بود. امتحان‌اش ضرری ندارد.Killer Instinctاگرچه به اندازه Mortal Kombat یا Street Fighter نتوانسته خودش را تثبیت کند، اما بازی Killer Instinct هنوز هم نامی بزرگ در ژانر مبارزه‌ای است. ریبوت این بازی سال 2013 یکی از معدود دلایلی بود که ایک باکس وان را در روزهای اولیه آن انتخاب کرد و Iron Galaxy چندین سال از این فایتر رایگان پشتیبانی کرد. جدای از یک آپدیت 10 ساله که پشتیبانی 4K را اضافه می‌کند، بازی Killer Instinct برای مدتی غیرفعال بوده است. هرچند که گیم پلی اصلی آن به قدری خوب هست که طرفداران همچنان می‌توانند به آن هجوم ببرند و چند مسابقه سرگرم‌کننده را تجربه کنند.فضا و امکانات بازی Killer Instinct و مکانیک‌های ترکیبی-محور آن عالی است، به ویژه این که محتوای کافی برای تازه‌واردان هم وجود دارد تا به درستی قضاوت کنند آیا می‌خواهند بسته کامل این بازی را امتحان کنند یا نه.World Of Tanksحتی اگر محبوبیت یک بازی هرگز از بین نرود، این قاعده همچنان پابرجاست که هر چه عمر یک بازی MMO طولانی‌تر باشد، روی آوردن افراد جدید به آن سخت‌تر می‌شود. بازی World of Tanks هم از این قاعده مستثنی نیست، چون این بازی در دهه گذشته دارای طرفداران سرسختی بوده است. امری که ورود گیمرهای نسخه رایگان و افراد تازه‌وارد را به بازی خیلی دشوار می‌کند. برای افراد ناآشنا، انگار World Of Tanks یک بازی مبارزه‌ای با وسایل نقلیه است که روی جنگ تانک‌ها تمرکز دارد و پلیرها به طور کلی برای نبردهای بزرگ به دو گروه تقسیم می‌شوند.PUBG: Battlegroundsبازی PUBG: Battlegrounds که در سال 2017 عرضه شد، یک نقطه عطف برای بازی های بتل رویال بود، تا جایی که می‌توان این بازی را همان جرقه انفجار برای محبوبیت این ژانر دانست. پس از گذراندن سال‌ها به عنوان یک محصول برتر در کنار تعداد زیادی از رقبای رایگان، PUBG سرانجام در سال 2022 به قسمت بازی های رایگان منتقل شد، تصمیمی که با افزایش محبوبیت غیرمعمولی این بازی همراه بود. از بسیاری جهات، این عنوان اصلی‌ترین بازی بتل رویال است، به این معنا که تجربه دقیق و دست اولی از این نوع بازی‌ها را ارائه می‌دهد. به عبارت بهتر، برای داشتن تجربه‌ای از بازی های بتل رویال، بازی کردن PUBG: Battlegrounds کافی است. Rogue Companyبازی Rogue Company که توسط استودیوی First Watch Games توسعه یافته و از سوی Hi-Rez Studios منتشر شده، یک شوتر سوم شخص است که همیشه تحت‌الشعاع سایر بازی های رایگان Xbox قرار می‌گیرد. این موقعیت حاشیه‌ای، ممکن است به این دلیل باشد که این بازی به بازی‌های سبک شوتر و آنلاین موفق دیگر خیلی شبیه است. در نتیجه، در زمان بازاریابی کنار رقیب‌هایی مثل Overwatch 2 و Valorant به سختی می‌توان آن را متمایز کرد. اگرچه بازی Rogue Company به قواعد تثبیت شده این قبیل بازی‌ها وفادار است، ولی پروژه‌ای است که با صرف دقت و ظرافت، بیشتر کارها را درست انجام می‌دهد.Crackdownبازی Crackdown وانمود نمی‌کند که عمیق یا پیچیده است، اما نوعی سرگرمی به سبک آرکید ارائه می‌کند که مراجعه دوباره به آن را آسان می‌کند. گیمرها در پسیفیک سیتی، مسئولیت یکی از اعضای سازمان دولتی را برعهده می‌گیرند که وظیفه دارد باندهایی را پاک‌سازی کند که شهر را تحت کنترل درآورده‌اند. با شکست دشمنان، گیمرها نشان‌های تجربه به دست می‌آورند که آمار آنها را درون بازی بهبود می‌بخشد. پیشرفت‌ گیمرها بر اساس مهارت بوده و پیوسته رخ می‌دهد. در عرض چند ساعت، مامور به یک ابرقهرمان قدرتمند تبدیل می‌شود که می‌تواند ماشین‌ها را بلند و جابجا کند و حتی از روی ساختمان‌ها بپرد.Phantom Dustبازی Phantom Dust یک بازی کلاسیک کوچک ایکس باکس بود که یک ریمستر برای ایکس باکس وان به دست آورد. در حالی که دارای سویه‌های خشونت‌آمیز است، ولی مکانیک‌های جذاب و سیستم جنگی جالب بازی، آن را حتی در تمام این سال‌ها پس از قسمت اول‌ا، شایسته تقدیر و صاحب شهرت کرده است. بازی Phantom Dust در یک واقعیت متفاوت می‌گذرد. واقعیتی که در آن سطح زمین توسط غبار سمی پوشیده شده است. این غبار سمی می‌تواند خاطرات و حافظه‌ آدم‌ها را پاک کند و بشریت را مجبور کرده تا به زیر زمین بروند و در آنجا زندگی کنند. با این حال، دو مرد یاد می‌گیرند که می‌توانند این ماده را به‌عنوان یک قدرت و توانایی جمع‌آوری کنند و به امید یادآوری گذشته‌های خود، از زیر زمین بیرون می‌روند. این پیش‌فرض داستانی و مقدمه‌چینی روایی به خوبی قادر است صحنه را برای یک بازی پسا آخرالزمانی سرگرم‌کننده‌ فراهم کند و با شرایط و حال و هوای بازی هم مطابقت دارد.My Hero Ultra Rumbleامروزه، یک بازی جدید بتل رویال به سختی می‌تواند برای گیمرها هیجان‌انگیز باشد. با این حال، این ژانر با موفقیت نسبی به حرکت خود ادامه داده است؛ حتی اگر دیگر در دوره رونق خود نباشد. بازی My Hero Ultra Rumble در حالی که از ایده‌آل بودن کمی دور است، ولی به اندازه کافی کاراکتر منحصربه‌فرد دارد تا همچنان طرفدار داشتن خود را توجیه کند و البته، گزینه‌ای است که به راحتی می‌شود به طرفداران مانگا و انیمه ابرقهرمانی محبوب توصیه‌اش کرد.Warframeبا نزدیک شدن به سالگرد 10 سالگی، بازی Warframe به خوبی به عنوان یکی از موفق‌ترین بازی های رایگان بازار تثبیت شده است. این شوتر سوم شخص محصول شرکت Digital Extremes در ابتدا از نظر مقیاس بازی نسبتاً کوچکی بود و دارای مراحل عمدتاً کریدوری که گیمرها باید تا بی‌نهایت آنها را طی می‌کردند. با این حال، این پروژه در طول سال‌ها به طور قابل توجهی از نظر وسعت افزایش یافته است. امروزه، بازی Warframe اطلاعات عمیق، تنوع، گزینه‌های سفارشی‌سازی فوق‌العاده و نبردی سخت را ارائه می‌دهد.Call Of Duty: Warzone 2.0تا آنجایی که به بازی‌های بتل رویال مربوط می‌شود، Warzone 2.0 یکی از رضایت‌بخش‌ترین‌ها در بازار است. از نظر بصری، همه چیز بازی خوب به نظر می‌رسد و روی سخت‌افزارهای نسل فعلی به خوبی اجرا می‌شود. gunplay هم فوق‌العاده است، که با توجه به سابقه مجموعه Call of Duty، اصلاً جای تعجب ندارد. علی‌رغم اینکه Warzone 2.0 به طور جداگانه عرضه شده، ولی می‌توان آن را به عنوان برنامه همراه Modern Warfare 2 در نظر گرفت که در کنار هم تجربه‌ای قوی را ارائه می‌دهند.Dauntlessبازی Dauntless الهام‌گیری خود از بازی Monster Hunter را پنهان نمی‌کند. این بازی شباهت‌های زیادی با فرنچایز شرکت کپکام دارد، اگرچه مراحل آن از نظر طراحی به نسخه‌های قبل از Monster Hunter World نزدیک‌تر است. در سال 2023، Monster Hunter World و Monster Hunter Rise هر دو روی کنسول های ایکس باکس در دسترس قرار گرفتند و دومی به Xbox Game Pass اضافه شد. در نتیجه، توصیه Dauntless ممکن است کمی سخت باشد چون این RPG اکشن باید در کنار برادران مشهورتر خود ظاهر شود.Super Animal Royaleبازی‌های بتل رویال رایگان زیادی وجود دارد که می‌توانند همزمان با هم محو شوند، اما بازی Super Animal Royale یک استثناست. حتی اگر بزرگترین نماینده این ژانر هم نباشد، این محصول استودیوی Pixile دارای یک سبک بصری و پیش‌فرض منحصر به فرد است که آن را از خیل بازی‌های مشابه، متمایز می‌کند. مهم‌تر از آن، گیم پلی بازی رضایت‌بخش بوده که در آن 64 پلیر تا انتها در یک کشتار از بالا به پایین رقابت می‌کنند و با استفاده از حیوانات خاص در مبارزه شرکت می‌کنند. پیشرفت در بازی به شکل امتیازات جمع‌شده‌ای است که پس از هر مسابقه به دست می‌آید و در ادامه Super Animals جدیدی را باز می‌کند که می‌توانند در نبردهای آینده تا حد مرگ مورد استفاده قرار گیرند.War Thunderاگر یک بازی مثل Battlefield هزینه زیادی روی دست گیمرها می‌گذارد و گران است، بازی War Thunder بهترین جایگزین بدون هزینه و رایگان آن محسوب می‌شود. این بازی دارای یک میدان جنگ جهانی دوم/جنگ سرد است که مملو از میدان‌های باز، جنگل‌های شهری و فضای وسیع هوایی است. در این بازی چند نفره 32 پلیر رقیب حضور دارند که در مسابقات PvP، در مقیاس کامل با بیش از 1700 وسیله نقلیه نظامی موجود با هم درگیر می‌شوند.Path Of Exileدر بیشتر موارد، حوزه بازی های رایگان تحت‌الشعاع پروژه‌های چند نفره قرار می‌گیرد. با این حال، چند استثنا با مضمون RPG هم وجود دارد و بازی Path of Exile یکی از بهترین‌ها در Xbox Series X/S و Xbox One است. استودیوی Grinding Gear Games یک بازی RPG اکشن قدیمی ساخته که سابقه‌اش به بازی‌هایی مانند Diablo 2 برمی‌گردد و با وجود قیمت «رایگان»، محتوای زیادی برای بازی کردن دارد.این کمپین باید گیمرها را برای چند ده ساعت سرگرم کند و این تنها گوشه خیلی کوچکی از تجربه گسترده بازی Path of Exile است. اصلاً برچسب بازی های رایگان را فراموش کنید، بازی Path of Exile یکی از بهترین بازی‌های RPG مدرن است.Fortniteبازی Fortnite مانند یک موشک اسپیس ایکس در جداول مختلف بالا رفت و همین امر این بازی را به یکی از ضروریات ایکس باکس تبدیل کرد. این بازی عناصر ساخت و ساز را به حالت بتل رویال معرفی کرد که گیمرها را به ساختن استحکامات تشویق می‌کند. گیمرها به سرعت به این موضوع پی بردند و به طور یکپارچه پلتفرم‌هایی را با نبرد ادغام کردند.در این مرحله، Fortnite مجموعه خود را متنوع کرده است و حالت‌های رایگان متعددی را ارائه می‌کند که همگی بسیار متفاوت از هم هستند. بتل رویال هنوز هم محبوب‌ترین و پرطرفدارترین است و این وضعیت به همین زودی‌ها تغییر نخواهد کرد. بازی‌های Rocket Racing و Lego Fortnite به‌طور تصادفی در پاییز 2023 منتشر شدند و هر دو ایده‌های کاملاً گسترش‌یافته‌ای هستند که ارزش امتحان کردن را دارند، حتی برای افرادی که طرفدار بازی‌های اصلی نیستند.Rocket Leagueمحبوبیت Rocket League خود گویای همه چیز است. این بازی که در سال 2015 شروع به کار کرد، فوتبال را با ماشین‌ها ترکیب می‌کند و تجربه‌ای را ایجاد می‌کند که برای همگان قابل فهم است، اما علاوه بر این، Rocket League اتکای زیادی بر مهارت دارد. این بازی قبل از اینکه به یک بازی رایگان تبدیل شود، به موفقیت‌های بزرگی رسیده بود، اما رایگان شدن‌اش تضمین کرد که بازی برای سال‌های آینده هم فعال باقی بماند. برخلاف بعضی دیگر از بهترین بازی های رایگان که در این فهرست معرفی کردیم، بازی Rocket League برای جلسات بازی کوتاه طراحی شده است. چند دقیقه برای بازی وقت دارید؟ یک مسابقه سریع در Rocket League انجام دهید. پشیمان نمی‌شوید و زمان‌تان را به خوبی و خوشی صرف می‌کنید.برای خواندن آخرین مطالب برترین بازی ها همراه لیویتو باشید.همچنین فراموش نکنید که برای استریم کردن یا تماشای استریم باکیفیت با اینترنت نیم‌بها می‌توانید از لیویتو استفاده کنید.&lt;br/&gt; </description>
                <category>لیویتو - Livito.tv</category>
                <author>لیویتو - Livito.tv</author>
                <pubDate>Thu, 04 Apr 2024 20:54:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان بازی تامب رایدر | داستان همه نسخه‌های Tomb Raider</title>
                <link>https://virgool.io/@livitotv/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D9%85%D8%A8-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-tomb-raider-qhkgtu0bjuvj</link>
                <description>بازی Tomb Raider یکی از محبوب‌ترین سری بازی‌ها به حساب می‌آید و قصد داریم داستان بازی تامب رایدر را برای شما بازگو کنیم. با لیویتو همراه باشید (همچنین برای خواندن نسخه کامل این مطلب می‌توانید روی این لینک کلیک کنید).بازی Tomb Raider قاعدتا اولین بازی پلتفرمر تاریخ نبود، اما این بازی به همراه شخصیت اصلی‌اش یعنی لارا کرافت باعث محبوبیت این سبک شد و انقلابی را در آن ایجاد کرد. نسخه‌های زیادی از این فرنچایز منتشر شده و قصد داریم به بررسی داستان بازی تامب رایدر بپردازیم.داستان بازی Tomb Raiderیک مزدور به نام Larson که برای تاجری به نام Jacqueline Natla کار می‌کند به لارا مراجعه کرده و او را استخدام می‌کند تا یک شی باستانی به نام Scion را در مقبره‌ای واقع در کوه‌های کشور پرو را برای او بیاورد. لارا موفق به پیدا کردن این شی می‌شود ولی لارسون به او حمله می‌کند و لارا می‌گوید که تنها بخش کوچکی از این شی را به همراه دارد. ناتلا یک شکارچی گنج به اسم Pierre DuPont را می‌فرستد تا بقیه قطعات را پیدا کند. سپس لارا متوجه محل فعلی Pierre می‌شود. او همچنین با خواندن دفترچه خاطرات یک راهب متوجه می‌شود که Scion در واقع به ۳ قسمت تقسیم شده و در اختیار ۳ حاکم آتلانتیس قرار گرفته بود و همچنین یکی از همین قطعات در مقبره Tihocan واقع در یک صومعه باستانی در یونان قرار دارد.لارا به صومعه می‌رود و پس از چندین مبارزه با Pierre قادر به پیدا کردن مقبره Tihocan می‌شود. او Pierre را به قتل رسانده و دومین قطعه Scion را هم برمی‌دارد و با الهام از این شی متوجه می‌شود که سومین قطعه در کشور مصر قرار دارد. او به مصر و شهر گم‌شده Khamoon می‌رود و پس از کشتن لارسون سومین قطعه را هم بر‌میدارد.لارا موقع بیرون آمدن از غارها توسط ناتلا و ۳ نفر از زیر دستان‌اش غافلگیر می‌شود. آن‌ها Scion را از او می‌گیرند. لارا فرار می‌کند و مخفیانه وارد قایق تفریحی ناتلا می‌شود. مقصد این قایق جایی جز یک جزیره با آتشفشانی با یک هرم آتلانتیسی نیست. لارا افراد ناتلا را می‌کشد و پس از پیدا کردن Scion باز هم به او الهام می‌شود و او می‌فهمد که ناتلا در واقع خائن است. لارا با ناتلا مواجه می‌شود و ناتلا می‌گوید که قصد دارد از ارتش خود به منظور تکامل بشر استفاده کند. او همچنین می‌گوید که آتلانتیس و تمدن‌های فعلی قادر به تحمل فجایع نیستند. لارا تصمیم می‌گیرد که Scion را نابود کند و ناتلا با او درگیر می‌شود. لارا در میانه مبارزه به شکاف عمیقی می‌افتد و مجبور به مبارزه با یک هیولای بزرگ می‌شود. پس از این مبارزه، لارا به Scion شلیک می‌کند و باعث می‌شود تا هرم شروع به نابودی کند. در نهایت لارا موفق به کشتن ناتلا که بال درآورده بود، می‌شود و از جزیره می‌گریزد.داستان بازی Tomb Raider IIلارا کرافت در این قسمت از داستان بازی تامب رایدر به دنبال خنجر Xian می‌رود. این خنجر یک سلاح جادویی‌ست که توسط امپراطور چین مورد استفاده می‌شده. خنجر قابلیت این را دارد که صاحب خودش را تبدیل به یک اژدها کند. لارا زیر دیوار چین تالاری را پیدا می‌کند. او با یکی از اعضای Fiamma Nera، فرقه ایتالیایی که به دنبال خنجر است، مواجه می‌شود. این عضو فرقه قبل از خودکشی می‌گوید که ارباب‌اش به نام Marco Bartoli به دنبال خنجر است. لارا این فرقه را دنبال می‌کند و به یک خانه اپرای متروکه واقع در شهر ونیز می‌رسد. لارا مخفیانه سوار بر یک هواپیما به همراه بارتولی ونیز را ترک می‌کند. لارا از صحبت‌های بارتولی متوجه می‌شود که گشایش تالار خنجر به وسیله یک شی به نام Seraph انجام می‌شود.لارا در هواپیما دستگیر می‌شود و او را زندانی می‌کنند. سپس لارا موفق به فرار شده و با راهبی از صومعه Barkhang تبت مواجه می‌شود. این راهب در واقع امپراطور را به قتل رسانده و خنجر را مخفی کرده بود. بارتولی این راهب را به قتل می‌رساند و لارا به سختی موفق به فرار می‌شود و درون آب، باقیمانده‌های کشتی را پیدا می‌کند. لارا با جستجو در بقایای کشتی Seraph را یافته و با استفاده از هواپیما راهی تبت و صومعه Barkhang می‌شود. او با رسیدن به صومعه متوجه می‌شود که صومعه تحت محاصره فرقه قرار دارد. او از Seraph استفاده کرده و پس از کشتن یک هیولا و بلافاصله پس از باز کردن تالار خنجر، به پایین سقوط می‌کند.او بازمی‌گردد و می‌بیند که بارتولی خنجر را در بدن‌اش فرو کرده و اعضای فرقه او را وارد پورتال می‌کنند. لارا آن‌ها را دنبال می‌کند و می‌بیند که بارتولی تبدیل به یک اژدها شده است. لارا با اژدها مبارزه می‌کند و با کشتن او، خنجر را از بدن‌اش بیرون می‌کشد و دوباره وارد دنیای واقعی می‌شود. در انتهای بازی افراد فرقه به عمارت محل سکونت لارا حمله‌ور می‌شوند و لارا تک‌تک افراد مهاجم را به قتل می‌رساند.داستان بازی Tomb Raider IIIیک شرکت با نام RX-Tech مشغول حفاری محل برخورد یک شهاب سنگ از میلیون‌ها سال قبل در قطب جنوب است. آن‌ها مجسمه عجیبی در کنار قبر یکی از دریانوردان کشتی‌های HMS Beagle پیدا می‌کنند. هم‌زمان با این قضایا، لارا به دنبال یک شی به اسم Infada Stone خرابه‌های یک معبد هندو را جستجو می‌کند. لارا شی را از محقق شاغل در RX-Tech می‌گیرد و سپس یک دانشمند از همین شرکت به اسم Dr. Willard با لارا صحبت می‌کند و می‌گوید که افرادی از تمدن Polynesia هزاران سال پیش این شی را در قطب جنوب پیدا کردند و متوجه قدرت فوق‌العاده آن شدند. این افراد ۴ شی کریستالی را با استفاده از آن‌ تولید کردند و از قطب جنوب به دلایل نامعلوم گریختند. در قرن نوزدهم، گروهی از دریانوردان همراه با Charles Darwin به قطب جنوب آمدند و باری دیگر این اشیا را کشف کردند. ۴ شی در نقاط مختلف جهان تقسیم شدند و Dr. Willard با استفاده از دفترچه خاطرات یکی از ملوانان توانست محل وجود این اشیا را دنبال کند و لارا هم قبول می‌کند که در این جستجو به او یاری بدهد.آن‌ها به جزیره‌ای در اندونزی می‌روند و لارا با سربازی زخمی روبه‌رو می‌شود. این سرباز به او در مورد وجود خدایی قدرتمند به اسم Puna هشدار می‌دهد. لارا حین تعقیب Puna متوجه می‌شود که دریانوردی یکی از اشیا را به جزیره آورده است. او به یک معبد نفوذ می‌کند و Puna که از قدرت شی دوم به اسم خنجر Ora بهره می‌برد را شکست می‌دهد. لارا در لندن به دنبال سومین شی، یعنی Eye of Isis می‌گردد. این شی در تصاحب Sophia Leigh رئیس یک شرکت قرار دارد. لارا سپس متوجه شده که شرکت روی انسان‌ها به منظور دسترسی به جاودانگی و جوانی ابدی آزمایش می‌کند و در نهایت موفق به برداشتن شی می‌‌شود. لارا در Nevada تلاش می‌کند که وارد منطقه ۵۱ شود. شی چهارم به نام Element 115 درون یک سفینه فضایی در این منطقه وجود دارد و دولت آمریکا از آن محافظت می‌کند. او حین تلاش برای ورود به منطقه دستگیر می‌شود، اما قادر به گریختن شده و در نهایت شی را تصاحب می‌کند.لارا در این بخش از داستان بازی تامب رایدر پس از جمع‌آوری هر ۴ شی، به قطب جنوب می‌رود و متوجه می‌شود که دکتر ویلارد مشغول اجرای آزمایش روی افراد خودش و جهش‌های وحشتناک است. لارا با دکتر صحبت می‌کند و متوجه می‌شود که او با استفاده از هر ۴ شی قصد دارد این جهش را روی تمام انسان‌های دنیا پیاده کند. دکتر به لارا خیانت کرده اشیا را می‌دزدد. لارا پس از مبارزه با جهش‌یافته‌ها با ویلارد که حالا از قدرت تمام اشیا استفاده کرده و تبدیل به موجودی شبیه به عنکبوت شده، مواجه می‌شود. او در نهایت ویلارد را به قتل می‌رساند و با هلیکوپتر فرار می‌کند.داستان بازی Tomb Raider: The Last Revelationبازی Tomb Raider: The Last Revelation با فلش‌بکی به سال ۱۹۸۴ و دوره نوجوانی لارا شروع می‌شود. او به همراه استادش Werner Von Croy مشغول جستجو در بخشی از معبد Angkor Wat به منظور یافتن یک شی به نام Iris هستند. هنگام پیدا کردن این شی، عجله Von Croy باعث فعال شدن تله می‌شود و لارا مجبور شده تا شی را بردارد و بدون Von Croy فرار کند. بازی به زمان حال یعنی سال ۱۹۹۹ باز می‌گردد. لارا در کشور مصر مشغول به گشت و گذار در معبد Set است. او طلسم افسانه‌ای Horus را در مقبره پیدا می‌کند و پس از خیانت توسط راهنمای خود که تحت فرمان Von Croy بوده، موفق به فرار می‌شود. نوشته‌های روی طلسم حاکی از این هستند که اعمال لارا باعث آزادی Set شده است. لارا با کمک دوست‌اش یعنی Jean-Yves وارد خرابه‌های زیر Karnak و مقبره Semerkhet می‌شود.استاد لارا یعنی Von Croy او را غافلگیر و طلسم را می‌دزدد. لارا و Jean-Yves در خرابه‌های قصر کلئوپاترا واقع در شهر اسکندریه موفق به پیدا کردن Armour of Horus می‌شوند. Von Croy در این میان Jean-Yves را می‌دزدد و او را در قاهره به عنوان گروگان نگه می‌دارد. او از لارا می‌خواهد که Armour of Horus را در ازای Jean-Yves به او تحویل دهد. در راه قاهره، Von Croy توسط Set تسخیر می‌شود.در این بخش از داستان بازی تامب رایدر، قاهره تحت حمله نیروهای Set است. لارا از یک سرهنگ مصری کمک می‌گیرد و مار بزرگی که در ورودی قلعه صلاح‌الدین قرار داشت را نابود می‌کند. لارا Jean-Yves را نجات می‌دهد و Von Croy را در زیر قلعه دنبال می‌کند. Set به لارا پیشنهاد همکاری می‌دهد، اما لارا نمی‌پذیرد و طلسم را برمی‌دارد. لارا زیر هرم بزرگ جیزه شروع به احضار Horus می‌کند، ولی Set به او حمله کرده و جلوی فرایند احضار را می‌گیرد. لارا با استفاده از طلسم Set را زیر هرم زندانی و از هرم در حال نابودی فرار می‌کند. او در انتهای راه با Von Croy رو‌به‌رو شده ولی مطمئن نیست که او خودش است یا هنوز هم تحت تسخیر قرار دارد. لارا کمک Von Croy را نمی‌پذیرد و به پایین سقوط می‌کند تا سرنوشت‌اش در انتهای این نسخه نامشخص باشد.داستان بازی Tomb Raider: The Nightmare Stoneدر ماجرایی دیگر از داستان بازی تامب رایدر، پروفسور Igor Bowmane با لارا تماس می‌گیرد و خبر می‌دهد که یک دست‌نوشته قدیمی که سال‌های آخر حاکمیت Moctezuma را بازگو می‌کند، توسط یکی از افراد Cortez، فاتح اسپانیایی یافته شده است. در این دست‌نوشته اطلاعاتی از Nightmare Stone که یکی از نمادهای مذهبی اسپانیا است، به همراه نکاتی از یک حاکم شیطانی به اسم Quaxet که تمدن‌های اینکا، آزتک و مایا را رهبری می‌کرد، نوشته شده.این ۳ تمدن برای مقابله با نیروهای شیطانی با هم متحد شدند. ۳ راهب بزرگ Quaxet را شکست دادند و روح او را درون یک گوی کریستال گذاشتند. این گوی از آن روز به بعد Nightmare Stone نام گرفت و راهبان آن را در یک ستون بزرگ قرار دادند. پروفسور Bowmane از لارا می‌خواهد تا این سنگ را پیش از دیگران پیدا کند و لارا به سرعت به پرو می‌رود. او در نهایت موفق به پیدا کردن سنگ می‌شود.داستان بازی Tomb Raider: Chroniclesلارا پس از وقایع بازی The Last Revelation مرده تلقی می‌شود. ۳ نفر از دوستان و همکاران لارا در عمارت محل زندگی لارا در مورد چندین ماجرا و داستان قدیمی از لارا صحبت می‌کنند. اولین داستان در مورد ماجرای لارا در دخمه‌‌های شهر رم برای یافتن Philosopher’s stone است. Larson Conway و Pierre DuPont او را تعقیب می‌کنند. دومین داستان در مورد جستجوی لارا در اقیانوس برای یافتن Spear of Destiny است. او به Zapadnaya Litsa در روسیه نفوذ می‌کند و مخفیانه سوار زیردریایی روسی تحت فرمان Admiral Yarofev می‌شود. لارا موفق به پیدا کردن نیزه شده، اما توسط دستیار آدمیرال یعنی Mikhailov غافلگیر می‌شود. قدرت نیزه باعث مرگ Mikhailov شده و به زیردریایی آسیب می‌زند. لارا موفق به فرار می‌شود ولی زیردریایی توسط قدرت نیزه نابود می‌شود.در سومین داستان، لارای نوجوان همراه با Dunstan به جزیره‌ای تسخیر‌شده توسط نیروهای شیطانی می‌رود. Dunstan توسط شیطانی انسان‌نما به نام Vladimir Kaleta گروگان گرفته می‌شود و لارا مجبور می‌شود این شیطان را آزاد کند. سپس لارا کتابی پیدا می‌کند و با استفاده از کتاب، نام شیطان یعنی Verdelet را صدا می‌زند و او را از زمین محو می‌کند. چهارمین داستان در مورد نفوذ لارا به مقر اصلی شرکت استاد سابق‌اش یعنی Werner Von Croy برای پیدا کردن Iris است.داستان‌ها به اتمام می‌رسند. Werner Von Croy مشغول کند و کاو باقیمانده‌های هرم بزرگ برای یافتن لارا است. او در نهایت در این خرابه‌ها کوله پشتی لارا را پیدا می‌کند اما اثری از او نمی‌بیند. او می‌گوید «ما لارا را پیدا کردیم.» و به نظر می‌رسد که لارا از وقایع نسخه قبلی جان سالم به در برده است.داستان بازی Tomb Raider: Curse of the Swordسال‌ها پیش، شیطانی به نام Madame Paveau در New Orleans با استفاده از جادوی سیاه و قربانی کردن انسان‌ها به قدرت رسید. یک خلافکار به عمارت او وارد می‌شود و این جادوگر را به همراه عمارت آتش می‌زند. مردم فکر می‌کنند که حالا از شر این شیطان خلاص شده‌اند، اما خبر ندارند که یک از زیردستان او زنده مانده است. این فرد با انجام یک مراسم باستانی، روح Madame Paveau را از بدن‌اش جدا و آن را در محفظه‌ای قرار داد. سپس این زیردست شروع به پیدا کردن بدن و جادوهای مناسب برای برگرداندن استادش کرد.لارا در یک موزه شاهد دزدیده شدن یک شمشیر قدرتمند شده و به وسیله شمشیر آسیب می‌بیند. خون لارا روی شمشیر می‌ماند و حالا لارا هدف اصلی قرار دادن روح Madame Paveau در بدن‌اش است. زیردست جادوگر پس از این اتفاق به دنبال اشیای دیگر برای انتقال روح استادش به لارا می‌رود. لارا به جستجوی فرقه می‌پردازد و آنان را در باهاماس می‌یابد. لارا در انتها شمشیر را به ۲ قسمت نصف کرده و مانع انتقال روح جادوگر به بدن‌اش می‌شود.داستان بازی Tomb Raider: The Prophecyداستان بازی تامب رایدر در این نسخه بر اساس پیشگویی باستانی نوشته شده در Tome of Ezekiel است که از ۳ سنگ جادویی استفاده شده توسط حاکمان قدرتمند جهان خبر می‌دهد. لارا باید پیش از فرقه Teg-du-Bhorez این ۳ سنگ را پیدا کند تا موجودی جادویی به نام Great Grey One توسط آن‌‌ها زنده نشود. لارا در بازی به دنبال سنگ‌ها می‌گردد و فکر می‌کند که آن‌ها را پیدا کرده است، اما او در نهایت متوجه می‌شود که دچار اشتباه شده و بازمی‌گردد تا شرور این بازی را شکست دهد.برای خواندن آخرین مقالات دانستنی گیم و پشت صحنه با لیویتو همراه باشید.همچنین فراموش نکنید که برای استریم کردن یا تماشای استریم باکیفیت با اینترنت نیم‌بها می‌توانید از لیویتو استفاده کنید.</description>
                <category>لیویتو - Livito.tv</category>
                <author>لیویتو - Livito.tv</author>
                <pubDate>Wed, 03 Apr 2024 13:03:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین استریمر کلش اف کلنز | بهترین استریمرهای Clash of Clans کدام‌اند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@livitotv/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%85%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%B4-%D8%A7%D9%81-%DA%A9%D9%84%D9%86%D8%B2-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%85%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-clash-of-clans-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%AF-horckqzusc43</link>
                <description>کلش آف کلنز یک بازی استراتژیک محبوب است که در آن باید سرزمین یا دهکده خود را بسازید، از آن محافظت کنید، نیروها را آموزش دهید و به سرزمین‌های دیگر حمله کنید. در ادامه با لیویتو همراه باشید تا به معرفی برترین استریمر کلش اف کلنز بپردازیم (همچنین برای خواندن نسخه کامل این مطلب می‌توانید روی این لینک کلیک کنید).معرفی بهترین استریمر کلش اف کلنزکمپانی سوپرسل به بسیاری از استریمرهای Clash of Clans کمک کرده تا حرفه خود را در صنعت بازی ایجاد کنند. شخصی که به عنوان استریمر کلش اف کلنز فعالیت دارد، به بازیکنان روش بازی را آموزش داده و ترفندهای کاربردی را در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد. در ادامه بهترین استریمرهای کلش اف کلنز را به شما معرفی خواهیم کرد.Judo Slothیکی از بهترین استریمرهای کلش‌آف‌کلنز، Judo Sloth است که در یوتیوب فعالیت داشته و ترفندها و نکات کاربردی را به بازیکنان تازه‌کار و قدیمی بازی آموزش می‌دهد. او یک یوتیوبر بریتانیایی است که در سال 2014 به یوتیوب پیوست و تا امروز نزدیک 1.9 هزار ویدیو منتشر کرده است. Kenny Joاستریمری دیگری که محتوای کاربردی در مورد بازی Clash of Clans ارائه می‌دهد، Kenny Jo است. این استریمر کلش اف کلنز علاوه بر آموزش نکات لازم برای بازی، آخرین اخبار، به‌روز‌رسانی‌ها و سایر محتوای مرتبط با بازی را در اختیار دنبال‌کنندگان خود قرار می‌دهد. Galadon Gamingیکی از قدیمی‌ترین استریمرهای بازی کلش اف کلنز در یوتیوب، Galadon Gaming است. این استریمر شغل خود را رها کرد تا بتواند در صنعت بازی جایگاهی پیدا کند. Galadon یک گیمر آمریکایی است که سال 2013 به یوتیوب پیوست و اولین ویدیوی خود را در سال 2014 منتشر کرد. این استریمر راهنمایی‌هایی برای انتخاب بهترین استراتژی حمله، گیم پلی، ترفندها و اخبار مرتبط با بازی را ارائه می‌دهد.CarbonFin Gamingاستریمر CarbonFin Gaming از سال 2014 در یوتیوب فعال بوده و جز قدیمی‌ترین‌ها محسوب می‌شود. او 423 هزار دنبال‌کننده داشته و تا این تاریخ، 1715 ویدیو آپلود کرده است. او هم‌چنین یک استریمر فعال در توییچ است که در این پلتفرم بیش از 63 هزار دنبال کننده دارد.Godsonوقتی صحبت از بهترین استریمر کلش آف کلنز می‌شود، Godson را نباید از یاد برد. بیشتر فعالیت این استریمر روی بازی Clash of Clans است اما گاهی در لایو استریم به آموزش سایر بازی‌ها هم می‌پردازد.General Tonyاستریمر General Tony سال 2014 چنلی در یوتیوب ایجاد کرد و به آپلود گیم پلی بازی Clash of Clans پرداخت. او با آپلود 2,753 ویدیو، 2.32 میلیون دنبال کننده به‌ دست ‌آورده و آموزش‌های کاربردی و مفیدی را در اختیار گیمرها قرار می‌دهد.Beaker’s Labاستریمر آمریکایی Beaker’s Lab سال 2014 شروع به فعالیت در یوتیوب کرد و تا امروز با انتشار 2867 ویدیو، توانسته جایگاه خود را در بین بهترین استریمرهای کلش آف کلنز تثبیت کند. او در یوتیوب 1.43 میلیون دنبال کننده داشته و به صورت مرتب آموزش‌های مرتبط با این عنوان را منتشر می‌کند.Sumit 007چنل یوتیوب Sumit 007 با 2.17 میلیون دنبال کننده و 1.3 هزار ویدیو، منبع خوبی برای یادگیری ترفندهای بازی کلش آف  کلنز خواهد بود. این یوتیوبر هندی به آموزش بهترین ترفندهای حمله در بازی پرداخته و محتوای با کیفیتی را ارائه می‌دهد.برای خواندن آخرین مطالب استریم همراه مجله لیویتو باشید.همچنین فراموش نکنید که برای استریم کردن یا تماشای استریم باکیفیت با اینترنت نیم‌بها می‌توانید از لیویتو استفاده کنید.&lt;br/&gt; </description>
                <category>لیویتو - Livito.tv</category>
                <author>لیویتو - Livito.tv</author>
                <pubDate>Mon, 18 Mar 2024 10:28:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استریم بازی Elden Ring | بهترین استریمرهای الدن رینگ چه کسانی هستند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@livitotv/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-elden-ring-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%85%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D8%AF%D9%86-%D8%B1%DB%8C%D9%86%DA%AF-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-tmgsoy45tdf5</link>
                <description>بازی Elden Ring یکی از بهترین و جذاب‌ترین بازی‌های تاریخ گیم است که در سال ۲۰۲۲ توسط استودیوی فرام‌سافتور (FromSoftware) به بازار عرضه شد. این بازی از همان روزی که معرفی شد توانست توجه تمامی گیمرهای جهان را به خود جلب کند. در ادامه با لیویتو همراه باشید تا بهترین استریمرهای الدن رینگ را معرفی کنیم (همچنین برای خواندن نسخه کامل این مطلب می‌توانید روی این لینک کلیک کنید).الدن رینگ هنوز هم جزو محبوب‌ترین بازی‌های تک‌نفره در توییچ و یوتیوب است و هر روزه ساعت‌ها محتوای مختلف از آن ساخته می‌شود. علاوه بر این، بسیاری از استریمر ها مشغول آماده‌کردن خود برای اولین بسته الحاقی الدن رینگ یعنی Shadow of The Erdtree هستند. از آن جایی که تنها چند ماه با انتشار این بسته الحاقی فاصله داریم، بد نیست با تعدادی از معروف‌ترین استریمر های الدن رینگ آشنا شویم.لیست بهترین استریمر های الدن رینگاستریمر های بازی الدن رینگ به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ استریمرهای مشهوری که زیاد سراغ این بازی می‌روند و استریمرهایی که به‌طور حرفه‌ای روی بازی‌های سبک سولزبورن مثل الدن رینگ تمرکز دارند. ما در این مطلب تعدادی از معروف‌ترین استریمرهای هر گروه را به شما معرفی می‌کنیم.استریمرهای مشهور:Lirikلیریک (Lirik) یکی از مشهورترین استریمرهای توییچ است که از سال ۲۰۱۱ تاکنون در این پلتفرم فعال بوده و بیش از ۳ میلیون دنبال‌کننده دارد. این استریمر آمریکایی با ویدیوهای مهیج و مهارت بالای خود در بازی‌های چالش‌برانگیز مثل الدن رینگ به شهرت رسیده است. او به طور مرتب سراغ الدن رینگ می‌رود و چالش‌های مختلفی را در این بازی انجام می‌دهد.Summit1gجرید راسل لازار (Jaryd Russel Lazar) یا همان Summit1g یکی از محبوب‌ترین استریمرهای توییچ است که با شوخ‌طبعی و تعامل بالای خود با بینندگان شناخته می‌شود. بازی Elden Ring یکی از بازی‌های متنوعی است که Summit1g آن‌ها را در استریم‌هایش تجربه کرده است.Asmongoldازمنگولد (Asmongold) یک استریمر مشهور آمریکایی است که در حال حاضر بیش از ۳.۴ میلیون دنبال‌کننده در پلتفرم توییچ دارد. ازمنگولد با مهارت بالای خود بخش‌های مختلف دنیای الدن رینگ را کاوش کرده و درمورد جزئیات آن‌ها با بینندگانش صحبت می‌کند. اگر به گشت‌وگذار در دنیای بازی‌ها علاقه دارید، ویدیوهای Asmongold می‌توانند شما را ساعت‌ها سرگرم کنند.استریمرهای متخصص الدن رینگ:VaatiVidyaیکی از ویژگی‌های مهم بازی‌های استودیوی فرام‌سافتور داستان‌سرایی منحصربه‌فرد آن‌هاست. این بازی‌ها به‌جای روایت‌کردن داستان، قسمت‌های مختلف آن را با گیم‌پلی بازی ترکیب می‌کنند و یک تجربه فراگیر را می‌سازند. این یعنی شما باید با کاوش‌کردن دنیای بازی، پیداکردن آیتم‌های مختلف و بررسی سرنخ‌های متفاوت داستان بازی را مانند یک پازل کامل کنید. اگرچه این کار جذاب و هیجان‌انگیز به نظر می‌رسد، اما بیشتر گیمرها وقت کافی برای انجام آن را ندارند.خوشبختانه استریمرها و یوتیوبرهایی مثل VaatiVidya وجود دارند که با جمع‌آوری سرنخ‌‌های مختلف و قراردادن آن‌ها در کنار یکدیگر داستان کامل این بازی‌ها را تعریف می‌کنند. شما با دنبال‌کردن استریم و ویدیوهای VaatiVidya می‌توانید با داستان کامل بازی Elden Ring آشنا شوید و مفهوم اتفاقات مختلف آن را بفهمید.Fextralifeاگر دنبال یک راهنمای دقیق، پرجزئیات و کامل برای بازی‌هایی مثل الدن رینگ هستید، ما دنبال‌کردن کانال Fextralife را به شما توصیه می‌کنیم. هدف این کانال راهنمایی گیمرها در بازی‌های چالش‌برانگیز است و به شما کمک می‌کند رازهای مختلف دنیای این بازی‌ها را به‌راحتی کشف کنید. پس اگر قسمتی از الدن رینگ برایتان گیج‌کننده است یا دنبال آیتم خاصی هستید، می‌توانید از Fextralife کمک بگیرید.FightinCowboyفایتین کابوی (FightinCowboy) یکی از بااخلاق‌ترین و محبوب‌ترین استریمر های الدن رینگ است که با آموزش‌ها و راهنمایی‌های خود شناخته می‌شود. او در استریم‌هایش روش شکست‌دادن باس‌های مختلف را به بینندگان نشان می‌دهد و با آن‌ها درمورد بیلدها (Build) و استراتژی‌های مختلف صحبت می‌کند. استریم‌های FightinCowboy می‌توانند نکات جالبی درمورد قدرتمندترین و بهترین سلاح‌های بازی Elden Ring به شما یاد بدهند.The_Happy_Hobاگر دنبال خلاقانه‌ترین و متفاوت‌ترین استریم بازی Elden Ring هستید، همین‌ الان سراغ ویدیوهای TheHappyHob بروید. این استریمر خلاق علاقه زیادی به تجربه‌های چالش‌برانگیز دارد و تاکنون چندین بار بازی الدن رینگ را به روش‌های مختلف تمام کرده. استریم‌های TheHappyHob به لطف خلاقیت بالای خود تجربه‌ای کاملاً متفاوت نسبت به استریمرهای دیگر ارائه می‌کنند.Distortion2برایان بیرمنگهام (Brian Birmingham) ملقب به Distortion2 یک استریمر کانادایی است که با اسپیدران (Speed Run) کردن الدن رینگ و ثبت رکوردهای جهانی به شهرت رسیده. مهارت Distortion2 در بازی الدن رینگ آن قدر بالاست که او می‌تواند هر کدام از غول‌های بازی را بدون هیچ آسیبی (No Hit) شکست دهد. کافی است چند دقیقه از استریم‌های الدن رینگ او را تماشا کنید تا متوجه توانایی‌های باورنکردنی این استریمر شوید. Limmyلیمی (Limmy) یکی از بامزه‌ترین و خنده‌دارترین استریمر های الدن رینگ است که تعامل زیادی با بینندگان‌اش دارد. او همیشه با شوخی‌های جالب خود باعث خنده مخاطبان می‌شود و فضای استریم‌هایش را شاد نگه می‌دارد. علاوه بر این، لیمی همیشه مهارت‌هایش را با چالش‌های متنوع محک می‌زند. استریم‌های لیمی یک انتخاب عالی برای کسانی است که دنبال یک تجربه سرگرم‌کننده و هیجان‌انگیز از Elden Ring هستند.MissMikkaaمیس‌میکا (MissMikkaa) یکی دیگر استریمرهای مشهور الدن رینگ است که به چالش کشیدن مهارت‌هایش در این بازی علاقه دارد. بااین‌حال برخلاف استریمرهای دیگر، چالش‌های MissMikkaa بیشتر به خارج از بازی مربوط هستند تا داخل بازی. مثلاً او توانسته بازی Elden Ring را با استفاده از پد رقص (Dance Pad) که مخصوص بازی‌های حرکتی است کامل کند. میس‌میکا همچنین می‌تواند سخت‌ترین غول‌های الدن رینگ را تنها با استفاده از یک‌دست شکست دهد. پس اگر دنبال یک تجربه شاد و مثبت هستید یا از تماشای چالش‌های جذاب لذت می‌برید، حتماً به استریم‌های MissMikkaa سر بزنید.Bushyبوشی (Bushy) یک گیمر آمریکایی است که علاقه زیادی به بازی‌های سخت دارد و از سال ۲۰۱۸ تاکنون مشغول تولید محتوا از این نوع بازی‌ها بوده. اگرچه بوشی به‌اندازه بقیه استریمر های الدن رینگ شناخته شده نیست، اما ویدیوهای او به‌شدت سرگرم‌کننده هستند. این استریمر بااستعداد بعد از عرضه الدن رینگ تمام تمرکز خود را روی این بازی گذاشته و ویدیوهای جذابی درمورد آن ساخته است. بوشی در این ویدیوها با چالش باورنکردنی و خنده‌داری روبه‌رو می‌شود که شما را در جایتان میخکوب می‌کنند؛ از جنگیدن با چند غول مختلف به‌صورت هم‌زمان تا تمام‌کردن بازی فقط با استفاده از یک سپر.ما در این مطلب سعی کردیم تعدادی از بهترین و جذاب‌ترین استریمر های الدن رینگ را به هواداران این بازی دوست‌داشتنی معرفی کنیم. با این‌حال، جذابیت محتوای هرکدام از این استریمر به سلیقه و نیازهای شما بستگی دارد. پس اگر نکته خاصی درمورد این استریمر های الدن رینگ می‌دانید یا استریمر دیگری را می‌شناسید که باید در این لیست باشد، حتماً نظر خود را با ما به اشتراک بگذارید.برای خواندن آخرین مطالب استریم همراه مجله لیویتو باشید.همچنین فراموش نکنید که برای استریم کردن یا تماشای استریم باکیفیت با اینترنت نیم‌بها می‌توانید از لیویتو استفاده کنید.</description>
                <category>لیویتو - Livito.tv</category>
                <author>لیویتو - Livito.tv</author>
                <pubDate>Fri, 15 Mar 2024 10:59:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی 9 تا از خبیث‌ترین شخصیت‌های بازی ها که هرگز نمی‌میرند!</title>
                <link>https://virgool.io/@livitotv/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-9-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%A8%DB%8C%D8%AB-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B1%DA%AF%D8%B2-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%86%D8%AF-qfamuqnexhew</link>
                <description>در پایان یک ماجراجویی طولانی، قهرمان داستان معمولا شخصیت شرور را شکست می‌دهد. این اقدام، صلح را به جهان باز می‌گرداند زیرا دیگر کسی نیست که آن را تهدید کند. با این حال، همه شخصیت‌های شرور با آرامش کنار نمی‌روند. در ادامه با لیویتو همراه باشید تا فهرست خبیث‌ترین شخصیت‌های بازی ها که هرگز نمی‌میرند را معرفی کنیم (همچنین برای خواندن نسخه کامل این مطلب می‌توانید روی این لینک کلیک کنید).۹- Dr.Willyهمتای دکتر لایت، دکتر آلبرت وایلی از بهترین خبیث‌های بازی‌هاست. او به اندازه همکار سابق‌اش باهوش است ولی احساسات و عواطف او را ندارد. شرور اصلی سریال مگامن، دکتر وایلی تنها هدف‌اش این است که به خاطر دستاوردهای علمی‌اش شناخته شود و بر جهان حکومت کند.برای انجام این کار، او ربات خود را مستقر می‌کند تا بارها و بارها با بمب افکن آبی مبارزه کنند، صرف نظر از اینکه هر چند وقت یکبار آنها به ضایعات فلزی تبدیل می‌شوند. ۸- Draculaقبیله بلمونت به دلیل توانایی آنها در شکار موجودات شب، بسیار شناخته شده هستند. بالاتر از همه ارواح، گرگینه‌ها و شیاطین، ارباب تاریکی یعنی دراکولا قرار دارد. دراکولا که زمانی انسان بود، پس از این‌که همسرش را از دست داد، به‌جنون ‌رسید و تبدیل به خون‌آشام جاودانه‌ای شد که امروز او را می‌شناسیم.با توجه به جایگاه‌اش به عنوان یک موجود جاودانه، دراکولا بدون توجه به اینکه هر چند وقت یک‌بار شکست می‌خورد، همیشه دوباره برمی‌خیزد و همیشه آماده است تا بشریت را در شبی ابدی فرو ببرد.۷- Dr. Neo Cortexیکی از موارد نادر خبیث‌ترین شخصیت‌های بازی ها دکتر نئو کورتکس است. او دانشمند دیوانه‌ای بود که روی حیوانات آزمایش می‌کند و یکی از آزمایش‌های او باعث خلق دشمن اصلی‌اش می‌شود! Cortex در نسخه اول بازی Crash Bandicoot که برای پلی استیشن معرفی شد، قصد داشت با ارتشی از حیوانات جهش یافته که خودش آن‌ها ساخته بود، جهان را تحت کنترل خود درآورد.که یک نقص در دستگاه او، منجر به ایجاد شخصیت Crash شد، یک بندیکوت نارنجی که از آن زمان به سختی در حال مبارزه با دکتر بوده است. کورتکس هرگز برای مدت طولانی شکست نمی‌خورد و چندین ماسک جادویی یا کریستال پیدا می‌کند تا دوباره به صحنه بازگردد.۶- M. Bisonرئیس بزرگ در سری Street Fighter، یعنی شخصیت M. Bison، رهبر سندیکای جنایی شادالو است. بایسون با آرزوی تسلط بر جهان، میزبان چندین تورنمنت جهانی بوده و به‌عنوان حریف نهایی هر کدام ظاهر می‌شود و در عین حال می‌تواند از قدرت روانی ویرانگر خود استفاده کند.بسیاری از جنگجویان جهان، مانند ریو و چون لی، قول داده‌اند که او را متوقف کنند، با این‌حال بایسون همیشه راهی برای بازگشت پیدا می‌کند.۵- Ridleyدر حالی که شخصیت «ساموس آران» چندین بیگانه را در طول سری Metroid به قتل رسانده، اما یکی از آن‌ها همیشه راه بازگشت را پیدا می‌کند. «ریدلی» رهبر گروهی از دزدان دریایی فضایی است که سال‌های زیادی را صرف ایجاد وحشت در کهکشان کرده‌اند.این خبیث برای مدتی طولانی از بین نرفته و به طرق مختلف باز می‌گردد. از تبدیل شدن به شخصیت متا ریدلی مکانیکی در طول سه‌گانه Metroid Prime گرفته تا احیا شدن به عنوان یک کلون انگل X در عنوان Metroid Fusion، این بلای کهکشانی هرگز برای مدت طولانی از بین نمی‌رود.۴- Albert Weskerآلبرت وسکر، مردی که به هیچ‌کس جز خودش وفادار نبود، تیم S.T.A.R.S را در طول سری Resident Evil اصلی رهبری کرد. با این حال، این یک پوشش بود، زیرا او تمام مدت با شرکت آمبرلا کار می‌کرد. وسکر همیشه در حال نقشه کشیدن بوده و زمانی که برای پیشبرد اهداف‌اش راحت بود، آنها را عملی می‌کرد. وسکر در بازی Resident Evil 5 به اوج خود رسید و در مقابل کریس ردفیلد به عنوان یک دیوانه واقعی، که البته همین‌طور هم بود، در مرکز صحنه بازی قرار گرفت. میتوان گفت که این شخصیت از بهترین خبیث‌های بازی‌هاست.۳- Dr. Eggmanدکتر Ivo Robotnik که با نام اگمن نیز شناخته می‌شود، سال‌هاست که سونیک و دوستان‌اش را به وحشت انداخته. این دکتر نه چندان خوب و خودخواه، این را ماموریت زندگی خود قرار داده که حیات وحش را نابود و بر دنیا تسلط پیدا کند. دکتر اگمن یکی از پرطرفدارترین و بهترین خبیث‌های بازی‌هاست.حتی اگر اگمن تقریباً به پیروزی‌هایی مانند پرتاب سونیک به فضا در Sonic Adventure 2 یا اسیر کردن او در Sonic Forces دست یافته بود، اما این موجود آبی هر دفعه برای پیروزی قوی‌تر شد. با وجود این شکست‌ها، اگمن همیشه در حال برنامه‌ریزی و بازگشت و با یک ربات جدید آماده است.۲- Ganondorfگانوندورف، دارنده سه منبع قدرت، کینه‌ای قدیمی از شخصیت‌های لینک و زلدا دارد. Ganondorf مظهر نفرین Demise بود. این نفرین به همراه جاودانگی او، باعث شده که چندین بار به پا خیزد، همیشه با این هدف که سرزمین Hyrule را به تصاحب خود درآورد.علی‌رغم این عطش برای قدرت، گانون توسط خدایان در این چرخه اسیر شده و نمی‌تواند خود را از یک پایان همیشگی و خشونت آمیز  به دست لینک رها کند. این شخصیت از خبیث‌ترین شخصیت‌های بازی ها به حساب می‌آید؛ مخصوصا در سری زلدا.۱- Bowserاگر شخصیت شروری وجود داشت که به خاطر برخاستن و ادامه مخالفت با قهرمانان، همچنین بدون توجه به حوادثی که هربار اتفاق می‌افتد، معروف شده بود، آن شخصیت کسی نیست جز Bowser. پادشاه نمادین کوپاها در ۳۵ سال گذشته سعی در ربودن پرنسس Peach داشته و هر بار، برادران ماریو همیشه برای متوقف کردن او حضور دارند.در حالی که انگیزه‌های دقیق او از یک بازی به بازی دیگر تغییر می‌کند، به نظر می‌رسد Bowser معنای کلمه «رفتن» و بیخیال شدن را نمی‌داند، زیرا او از انواع گدازه‌ها و انفجارها جان سالم به در برده تا بازگردد.نظرتان درباره فهرست خبیث‌ترین شخصیت‌های بازی ها که نمی‌میرند چیست؟ به نظرتان چه شخصیت دیگری را می‌توان در این لیست قرار داد؟ برای‌مان بنویسید.برای خواندن فهرست های بازی بیشتر همراه مجله لیویتو باشید.همچنین فراموش نکنید که برای استریم کردن یا تماشای استریم باکیفیت با اینترنت نیم‌بها می‌توانید از لیویتو استفاده کنید.</description>
                <category>لیویتو - Livito.tv</category>
                <author>لیویتو - Livito.tv</author>
                <pubDate>Sat, 09 Mar 2024 10:20:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین بازی های Ubisoft کدام‌اند؟ فهرست بهترین بازی های یوبی سافت</title>
                <link>https://virgool.io/@livitotv/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-ubisoft-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%D9%88%D8%A8%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%81%D8%AA-rrbjyt0m8kfl</link>
                <description>کمپانی Ubisoft به دلیل اتکای بیش از حد روی فرنچایزها مورد انتقاد قرار می‌گیرد، ولی در این میان مجموعه‌ای از بازی‌‌های باکیفیت را در کارنامه خود دارد. در ادامه با لیویتو همراه باشید تا بهترین بازی های Ubisoft را به شما معرفی کنیم (همچنین برای خواندن نسخه کامل این مطلب می‌توانید روی این لینک کلیک کنید).۱۰- بازی South Park: The Stick Of Truthبازبببازی South Park نقش مهمی در تاریخ تلویزیون ایفا کرده و در کنار The Simpsons جزو انیمیشن‌هایی‌ است که ساخت آن‌ها تاکنون ادامه داشته. این فرنچایز در سال ۱۹۹۸ وارد صنعت بازی‌های ویدیویی شد، اما نسخه سال ۲۰۱۴ اولین باری بود که می‌توانستیم به خوبی روح این انیمیشن جذاب را در یک بازی اقتباسی حس کنیم. بازی South Park: The Stick of Truth یک عنوان نقش آفرینی نوبتی است که شما را در موقعیت‌های مفرح و خنده‌دار قرار می‌دهد تا تجربه متفاوتی با دیگر عناوین این ژانر داشته باشید.۹- بازی Valiant Hearts: The Great Warبازی Valiant Hearts: The Great War یک عنوان است که وقایع جنگ جهانی اول را با شیوه متفاوتی از بازی‌های تیراندازی اول شخص روایت می‌کند و به خوبی در این امر موفق بوده است. بازی Valiant Hearts: The Great War با انیمیشن زیبا و پازل‌های جذاب، به خوبی احساسات را در روایت قرار داد.این بازی توسط Ubisoft Montpellier توسعه داده شده است و ظرفیت یوبی سافت برای ریسک و ساخت بازی‌های متفاوت را به تصویر می‌کشد. صنعت بازی‌های ویدیویی به عناوین بیشتری شبیه به Valiant Hearts: The Great War نیاز دارد.۸- بازی Child Of Lightبازی Child Of Light با طراحی بصری و مکانیک‌های گیم‌پلی متفاوت، تازگی زیادی میان پروژه‌های معمول یوبی سافت داشت. با اولین نگاه به این بازی متوجه می‌شوید که هر چیزی در آن با عشق ساخته شده و قرار است تجربه متفاوتی را برای شما رقم بزند.قرار بود برای این بازی یک پیش‌درآمد ساخته شود ولی با توجه به مسیر فعلی یوبی سافت، این امر منتفی به نظر می‌رسد، اما خوشبختانه این عنوان برای کنسول‌های مدرن پورت شده و به راحتی می‌توانید از آن لذت ببرید.۷- بازیTom Clancy’s Rainbow Six: Vegasبا وجود این که نسخه Siege در حال حاضر محبوب‌ترین نسخه این سری محسوب می‌شود، اما مسیر سختی را از زمان عرضه پشت سر گذشت تا به وضعیت حال حاضر برسد. البته که اگر دنبال بهترین تجربه تک‌نفره این سری می‌گردید، بازی Tom Clancy’s Rainbow Six: Vegas جزو یکی از بهترین بازی های یوبی سافت محسوب می‌شود و سری فرعی وگاس استانداردهای جدیدی را در این ژانر معرفی کرد.بازی Tom Clancy’s Rainbow Six: Vegas داستان یک مامور تازه‌کار به نام Logan Keller را در خلال یک حمله تروریستی روایت می‌کند. Tom Clancy’s Rainbow Six: Vegas ایده‌هایی از بازی‌های تیراندازی زمان خودش را ترکیب می‌کند تا به یکی از تجربه‌های فوق‌العاده تاکتیکال تبدیل شود.۶- بازی Beyond Good &amp; Evilبرخی از بازی‌ها به شما اجازه می‌دهند تا در نقش یک خبرنگار یا کاراگاه بازی کنید، اما خبرنگاران بسیار کمی مثل Jade مسلط به فنون رزمی هستند. او شخصیت اصلی بازی Beyond Good &amp; Evil است که روی یک پرونده مربوط به بیگانگان فضایی کار می‌کند.با وجود فروش کم، این عنوان یکی از بهترین بازی های Ubisoft لقب گرفته و منتقدان به شدت آن را پسندیدند. یوبی سافت ساخت دنباله بازی را در سال ۲۰۱۷ تایید کرد، اما هنوز هیچ خبری از این بازی نشده و اصلا معلوم نیست که یوبی سافت قرار است چه سیاستی را در مورد آن دنبال کند.۵- بازی Assassin’s Creed 2سری بازی‌های Assassin’s Creed یکی از معروف‌ترین سری بازی های یوبی سافت شناخته می‌شود و تعداد عناوین زیادی دارد.البته که نسخه سال ۲۰۰۹ یعنی عنوان Assassin’s Creed 2 در زمان خودش یکی از شگفت‌انگیزترین بازی‌ها بود و به اندازه‌ای جذاب است که هنوز هم می‌توانید نسخه اولیه بازی را تجربه کنید. در این نسخه شما نقش Ezio Auditore را بر عهده می‌گیرید که از جوانی خوش‌گذران تبدیل به یک قاتل حرفه‌ای می‌شود.۴- بازی Far Cry 3این سری بازی کم اسم و رسم نبود، اما بازی Far Cry 3 باعث شهرت انفجاری این سری بازی های یوبی سافت شد. دلیل موفقیت کم‌نظیر Far Cry 3 این بود که بازی به نوعی تجربه یک شوتر سوم شخص را در یک عنوان شوتر اول شخص گنجاند.داستان جذاب و آنتاگونیست فراموش‌نشدنی، باعث شد تا این بازی در قلب هر کسی جای بگیرد و یکی از تجربه‌‌های دوست‌داشتنی برای ما باشد.۳- بازی Rayman Legendsبازی Rayman Origins در ابتدا مخاطبان کودک و کم سن و سال را هدف قرار داد، اما در نهایت تعجب دیدیم که راه خودش را به دل بزرگ‌سالان باز کرد و علاوه بر کیفیت بالای بازی، تبدیل به یک موفقیت تجاری شد. دنباله این بازی یعنی Rayman Legends در سال ۲۰۱۳ توانست موفقیت نسخه قبلی را تکرار کند و حتی سطح کیفی را به مراتب بالاتر هم ببرد. این عنوان بازیکنان را به دوران گذشته و گیم‌پلی side-scroll می‌برد.۲- بازی Prince Of Persia: The Sands Of Timeباعث تاسف است که سری Prince Of Persia در ۲ نسل گذشته مورد کم‌لطفی یوبی سافت قرار گرفته و این کمپانی بیش از حد روی سری Assassin’s Creed تمرکز کرده است. سه‌گانه The Sands Of Time بدون شک از بهترین آثار بین بازی های Ubisoft است و کم‌تر گیمری با آن خاطره ندارد.خلاقیت در طراحی مراحل، سیستم مبارزات جذاب و صد البته قابلیت سفر در زمان، بازی Prince Of Persia: The Sands Of Time را تبدیل به یک اثر کلاسیک و به یاد ماندنی کرد. نسخه ریمیک این بازی ۲۰۰۳ فعلا در دست ساخت قرار دارد و تاریخ دقیق انتشار آن مشخص نیست.۱- بازی Tom Clancy’s Splinter Cell Chaos Theoryدر حال حاضر سری Hitman پرچم‌دار شماره ۱ بازی‌های مخفی‌کاری است، اما سری Splinter Cell سال‌ها حکم قهرمان شماره یک این ژانر به حساب می‌آمد. اکثر بازی‌های این سری کیفیت بالایی دارند، ولی نسخه Chaos Theory سرآمد تمامی آنان است. این نسخه از تجربه‌های قبلی در بخش گیم‌پلی درس گرفته بود و در نهایت واقع گرایی به شدت بالایی داشت. همچنین حالت‌های مختلف بخش چند نفره باعث شد تا این بازی تبدیل به یکی از بهترین بازی های Ubisoft برای گیمرها شود.نظر شما در مورد لیست بهترین بازی های یوبی سافت چیست؟ شما چه بازی‌های دیگری را به این لیست اضافه می‌کنید؟ خوشحال می‌شویم که نظر خودتان را با ما در میان بگذارید.برای خواندن آخرین مطالب برترین بازی ها همراه لیویتو باشید.همچنین فراموش نکنید که برای استریم کردن یا تماشای استریم باکیفیت با اینترنت نیم‌بها می‌توانید از لیویتو استفاده کنید.</description>
                <category>لیویتو - Livito.tv</category>
                <author>لیویتو - Livito.tv</author>
                <pubDate>Wed, 06 Mar 2024 08:59:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه اخبار بازی Elden Ring Shadow of the Erdtree | هر چیزی که درباره DLC الدن رینگ می‌دانیم</title>
                <link>https://virgool.io/@livitotv/%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-elden-ring-shadow-of-the-erdtree-%D9%87%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-dlc-%D8%A7%D9%84%D8%AF%D9%86-%D8%B1%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-sgvx4v5koybp</link>
                <description>تقریبا دو هفته پیش بود که DLC الدن رینگ اولین تریلر خود را دریافت کرد. با انتشار این تریلر و سپس مصاحبه با کارگردان بازی یعنی هیدتاکا میازاکی، اطلاعات زیادی درباره این دی ال سی و بازی الدن رینگ منتشر شد. در ادامه لیویتو همراه باشید تا همه اخبار بازی Elden Ring Shadow of the Erdtree را بررسی کنیم (همچنین برای خواندن نسخه کامل این مطلب می‌توانید روی این لینک کلیک کنید).سال پیش و دقیقا در همین روزها بود که عنوان و اولین پوستر DLC الدن رینگ یعنی Shadow of the Erdtree منتشر شد. به غیر از این جزییات، هیچ خبر رسمی از این دی ال سی منتشر نشد و فقط شاهد پیش‌بینی‌ها و انتشار شایعه‌ها درباره داستان DLC و تاریخ عرضه آن بودیم. بالاخره طی دو هفته گذشته اولین تریلر رسمی این دی ال سی به نمایش گذاشته شد و تاریخ عرضه Shadow of the Erdtree نیز اعلام شد.داستان این دی‌ال‌سی در سرزمین سایه یا Land of Shadow دنبال می‌شود، جایی که برای اولین بار با Miquella، برادر Malenia، روبه‌رو می‌شویم. این سرزمین توسط Erdtree پنهان‌شده و به عنوان اولین سرزمینی است که ملکه Marika در آنجا قدم گذاشته. یک نبرد فراموش‌شده باعث تهی شدن Land of Shadow شد، اما این اتفاق از پنهان شدن Miquella در این سرزمین جلوگیری نکرد؛ جایی که او همه چیزش را فدا کرد تا منتظر بازگشت ارباب‌اش بماند.پس از انتشار تریلر، کارگردان بازی Elden Ring و DLC آن، هیدتاکا میازاکی، با وب‌سایت یوروگیمر مصاحبه‌ای داشته و درباره جزییات Shadow of the Erdtree صحبت کرده. طبق گفته‌های او، DLC الدن رینگ بزرگ‌ترین دی ال سی است که استودیو FormSoftware تاکنون توسعه داده و وسعت نقشه آن چیزی بزرگ‌تر از منطقه Limgrave در نقشه Elden Ring است.این دی ال سی همچنین دارای باس‌ها، سلاح‌ها و Ashes of Warهای جدید و متعددی خواهد بود. بیش از ۱۰ باس جدید در این دی ال سی به فهرست باس‌های الدن رینگ اضافه می‌شوند از جمله یک باس مشکل و چالش‌برانگیز در سطح Malenia. طبق گفته‌های میازاکی، گیمرهایی که دنبال چالش بیشتر در بازی می‌گردند، در DLC این چالش‌ها را پیدا می‌کنند؛ از محیط‌های چالش‌برانگیز گرفته تا باس‌ها و دشمن‌های جدید. البته برای رویارویی با این چالش‌ها، ۸ نوع سلاح جدید همراه رزه‌های نو به بازی اضافه می‌شوند. الدن رینگ به خودی خود دارای تنوع زیادی در انواع سلاح‌ها و زره‌ها داشته و با اضافه شدن موارد جدید، تنوع این بازی در این زمینه بی‌نظیر خواهد شد.از جمله چالش‌های جدید، سیستم ارتقای سطح یا Level-Up بازی خواهد بود. طبق گفته میازاکی، سیستم ارتقای سطح در دی ال سی از بازی اصلی متفاوت خواهد بود و شبیه به بازی Sekiro کار شده است. در بازی Sekiro، گیمرها به‌طور کلی یک بخش یا زمینه از قابلیت‌های شخصیت‌شان را ارتقا نمی‌دادند بلکه برای مثال قدرت حملات‌شان (Attack Power) را بیشتر می‌کردند.از جمله باقی مواردی که در انحصار DLC الدن رینگ بوده و از بازی اصلی متفاوت خواهد بود، بخش‌های داستانی است. عملکرد شما در خط داستانی خود بازی تاثیری در داستان دی ال سی نخواهد داشت و بالعکس. برخلاف انتظارات و اینکه کدام پایان را در بازی اصلی دنبال کرده‌اید، Shadow of the Erdtree هیچ تاثیری از این ماجراجویی شما نخواهد گرفت. البته در بخش داستانی و افسانه‌های دنیای Elden Ring، یک وجه شباهت بین بازی اصلی و DLC وجود دارد که آن نیز به جرج آر آر مارتین مربوط می‌شود. حتما می‌دانید که قصه بازی الدن رینگ بر پایه نوشته‌های این نویسنده بنا شده؛ هر چند که خودش به‌طور مستقیم در نوشتن خط داستانی بازی و توسعه آن نقشی نداشته است. در DLC الدن رینگ نیز این‌چنین است. داستانی که قرار است در Shadow of the Erdtree دنبال کنیم، مجدد براساس نوشته‌های مارتین شکل گرفته و او برای دی ال سی محتوای جدیدی تولید نکرده.این بود اطلاعاتی که تاکنون از دی ال سی بازی الدن رینگ منتشر شده است. این بازی در تاریخ ۱ تیر سال آینده شمسی با قیمت ۴۰ دلاری وارد بازار خواهد شد. همچنین طبق اعلام استودیو FormSoftware، این DLC الدن رینگ اولین و آخرین دی ال سی آن خواهد بود و فعلا برنامه‌ای برای توسعه DLCهای بیشتر یا حتی دنباله‌ای برای بازی وجود ندارد.نظر شما درباره Elden Ring Shadow of the Erdtree چیست؟ آیا منتظر آن هستید؟ برای‌مان بنویسید.در ادامه برای خواندن جدیدترین مقالات بازی با مجله لیویتو همراه باشید. این مطلب به‌طور مرتب با انتشار اخبار بیشتر از بازی به‌روز رسانی خواهد شد.همچنین فراموش نکنید که برای استریم کردن یا تماشای استریم باکیفیت با اینترنت نیم‌بها می‌توانید از لیویتو استفاده کنید.</description>
                <category>لیویتو - Livito.tv</category>
                <author>لیویتو - Livito.tv</author>
                <pubDate>Mon, 04 Mar 2024 08:34:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای بازی Suicide Squad Kill the Justice League</title>
                <link>https://virgool.io/@livitotv/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-suicide-squad-kill-the-justice-league-g4geyyztcswt</link>
                <description>بازی Suicide Squad Kill the Justice League جدیدترین بازی سازندگان سهگانه Batman Arkham یعنی استودیوی مشهور راکاستدی (Rocksteady) است. اگر دنبال یک ماجراجویی مهیج در شهر متروپلیس هستید، با لیویتو و راهنمای بازی Suicide Squad Kill the Justice League همراه باشید (همچنین برای خواندن نسخه کامل این مطلب میتوانید روی این لینک کلیک کنید).قوانین نانوشته بازی Suicide Squad Kill the Justice Leagueبازی Suicide Squad Kill the Justice League با وجود حواشی خود موفق به جذب بازیکنان زیادی شده و نمرات قابلقبولی از کاربران دریافت کرده است. این یعنی افراد زیادی هستند که از جدیدترین ساخته راکاستدی لذت میبرند و ساعتها از وقت خود را پای آن گذاشتهاند. ما در این قسمت از راهنمای Suicide Squad Kill the Justice League سعی میکنیم مهمترین نکات این بازی برای بازیکنان تازهکار را توضیح دهیم.راهنمای یادگیری بازی Suicide Squad Kill the Justice Leagueکامل کردن داستان را در اولویت قرار دهیداگرچه داستان Suicide Squad Kill the Justice League به اندازه بقیه بازیهای دنیای آرکهام (Arkham) طولانی نیست، اما این موضوع به نفع گیمرها است. این بازی شما را با مراحل متنوع خود سرگرم نگه میدارد و شما فقط برای رسیدن به مراحل پایانی نیاز به کامل کردن داستان دارید. علاوه بر این، از آن جایی که بازی Kill the Justice League یک عنوان لایو سرویس (Live Service) است، تمامکردن داستان برای دسترسی به محتواهای آینده اهمیت بالایی دارد. برای همین اولین توصیه ما این است که مراحل داستانی Suicide Squad Kill the Justice League را در اولویت قرار دهید.روی یک یا دو کاراکتر تمرکز کنیدبازی Suicide Squad Kill the Justice League در حال حاضر چهار شخصیت قابل بازی دارد که در آینده بیشتر هم خواهند شد. به همین دلیل شما وسوسه میشوید که شخصیتهای مختلف را در طول داستان امتحان کنید. با این حال، این حرکت یک اشتباه بزرگ است که در مراحل بالاتر شما را درگیر میکند. مأموریتهای پایانی Kill the Justice League به یک شخصیت با لول (Level) ۳۰ نیاز دارند و بهترین روش برای رسیدن به آن تمرکز روی یک کاراکتر بهخصوص است. شما در طول این مراحل آنقدر XP به دست میآورید که برای ارتقا بقیه شخصیتهایتان کافی است.از ویژگی Shield Harvest زیاد استفاده کنیدبرخلاف بیشتر بازیهای اکشن ماجراجویی، بازی Suicide Squad Kill the Justice League هیچ آیتمی برای پر کردن جان (Heal) ندارد. این بازی در عوض از سیستم Shield Harvest برای پر کردن سپر دفاعی شخصیتهای اصلی استفاده میکند. در این سیستم، شما باید با شلیککردن به پاهای دشمنان یا اجرای یک حمله پیمایشی (Traversal Attack) آنها را در حالت Harvestable قرار دهید. حالا یک سپر آبی روی سر دشمنان ظاهر میشود و شما میتوانید با فشاردادن دکمه مشخص شده حرکت Shield Harvest را انجام دهید. اگر سپر دفاعی شخصیت شما موقع اجرای این حرکت پر باشد، شما بهطور موقت یک سپر اضافی دریافت میکنید.در صورت امکان از ویژگی ضد حمله استفاده کنیدضد حملهها (Counters) جزو قدرتمندترین حملات در بازی Suicide Squad: Kill the Justice League هستند، مخصوصاً زمانی که بهدرستی از آنها استفاده کنید. دشمنان بازی معمولاً قبل یا بعد از حمله ویژه (Signature Attack) خود در برابر ضد حملهها آسیبپذیر میشوند. در این زمان، بخشی از بدن آنها با یک رعدوبرق نارنجیرنگ علامتگذاری میشود. شما با آسیب واردکردن به ناحیه مشخصشده یک Critical Counter را فعال میکنید و آسیب بیشتری به دشمنان میزنید.رازهای ارزشمند بازی Suicide Squad Kill the Justice Leagueاگرچه بازی Suicide Squad Kill the Justice League مکانیکهای متنوع گیمپلی را بهخوبی معرفی میکند، اما نکاتی وجود دارند که در هیچ جای بازی معرفی نمیشوند. خوشبختانه، راهنمای بازی Suicide Squad Kill the Justice League شامل رازهای مخفی این بازی هم میشود. این ترفندهای مهم عبارتاند از:کاملکردن چالشهای Combat Flair باعث بالارفتن سلامتی و مقاومت سپر میشوند. این چالشها همچنین ۱۰ امتیاز به شمارشگر Combat Combo اضافه میکنند.تمامی فعالیتهای اعضای گروه باعث پیشرفت قراردادها (Contracts) میشود.همه آسیبها (Afflictions) یک جنبه منفی هم دارند.دشمنان آسیبدیده (Afflicted) قابلیت Shield Harvest ندارند. شما برای استفاده از این ویژگی باید یک حمله پیمایشی روی آنها اجرا کنید.تجهیزاتی که از دست میدهید به طور خودکار وارد Inventory شما میشود.هلیکوپترها جزو دشمنان کلاس Brute بهحساب میآیند.اجرای حملات نزدیک (Melee) و پیمایشی یا پرتابکردن نارنجک دشمنان را از حالت آسیبناپذیر (Invulnerable) خارج میکنند.وقتی گزینه Auto Equip فعال است، رباتهای متحد (Ally) به طور خودکار از بهترین تجهیزات موجود استفاده میکنند.این ترفندها در چه جاهایی کاربرد دارند؟از آنجایی که چالشهای Combat Flair توضیحات مناسبی ندارند، بیشتر بازیکنان اهداف آنها را از طریق آزمونوخطا پیدا میکنند. زمانی که مشغول مبارزه با دشمنان بازی هستید، یک پنجره در سمت راست صفحه ظاهر میشود که شامل سه چالش متفاوت است. شما اگر بتوانید آنها را کامل کنید، سلامتی، مقاومت سپر و شمارشگر کمبوهایتان بالاتر میرود. پس چالشهای Combat Flair ارزش دنبالکردن را دارند.یکی از بزرگترین مکانیکهای مخفی Suicide Squad Kill the Justice League مربوط به آسیبهای شخصیت پویزن آیوی (Poison Ivy) است. اگرچه بازی تلاش میکند جنبههای منفی آسیبها را به بازیکنان توضیح دهد، اما این ویژگی بازهم مبهم به نظر میرسد. مثلاً بیشتر بازیکنان نمیدانند دشمنان آسیبدیده قابلیت Shield Harvest ندارند یا حریفان یخزده آسیب کمتری از ضربات نزدیک دریافت میکنند.گاهی اوقات دشمنان بازی وارد یک حالت آسیبناپذیر میشوند و شلیکهای شما هیچ ضربهای (Damage) به آنها وارد نمیکند. در این مواقع، شما میتوانید با استفاده حملات نزدیک، پیمایشی یا پرتاب نارنجک این حالت را به هم بزنید. در نهایت، هر وقت بازی به شما دستور میدهد یک دشمن Brute را بکشید، کافی است به آسمان نگاه کنید چون هلیکوپترها هم در این کلاس قرار میگیرند.پنج ترفند مهم برای تجربه تکنفره بازی Suicide Squad Kill the Justice Leagueبا این که بازی Suicide Squad Kill the Justice League یک تجربه کاملاً آنلاین است، اما شما میتوانید بهصورت تکنفره هم از این بازی لذت ببرید. این بازی به شما اجازه میدهد کنترل شخصیت موردعلاقهتان در دست بگیرید و بقیه اعضای جوخه انتحار را به هوش مصنوعی بسپارید. علاوه بر این، احتمال عرضه حالت آفلاین Kill the Justice League در آینده وجود دارند.روی یک شخصیت تمرکز کنیدهمانطور که بالاتر اشاره کردیم، شما برای کاملکردن مراحل پایانی Suicide Squad Kill the Justice League به یک شخصیت لول بالا نیاز دارید. برای همین، بهتر است روی یک شخصیت مشخص تمرکز کنید و آن را زودتر بقیه به لول ۳۰ برسانید. شخصیت شما بعد از رسیدن به این لول ویژگی Squad Level را باز میکند که سطح اعضای دیگر جوخه انتحار را هم ارتقا میدهد. به عبارتی دیگر، شما میتوانید امتیازهای دریافتی را روی گزینههایی خرج کنید که همه اعضای تیم را تحتتأثیر قرار میدهد.ویژگی Squad Level به شما اجازه میدهد سلامتی، مقاومت سپر، میزان آسیب و گزینههای دیگر تا بینهایت ارتقا دهید. این موضوع به شما کمک میکند مراحل سخت بازی را با کمترین زحمت پشت سر بگذارید.مطمئن شوید گزینه Auto Equip فعال استتجهیز خودکار یا همان Auto Equip یک ویژگی جذاب در بازی Suicide Squad Kill the Justice League است که به شخصیتهای هوش مصنوعی اجازه میدهد تجهیزات ارزشمند را جمعآوری و استفاده کنند. اگرچه شما میتوانید تجهیزات این شخصیتها را خودتان مشخص کنید، اما استفاده از Auto Equip قویترین تیم ممکن را در اختیارتان میگذارد. این سیستم همه چیز را سادهتر میکند و باعث صرفهجویی در وقت شما میشود.حواستان به توکنهای احیا (Revive Tokens) باشدشما بعد از کاملکردن هر مأموریت تعدادی توکن احیا دریافت میکنید که کاربرد آنها نجات شخصیت شماست. این توکنها مخصوص بازیکنانی هستند که بازی را بهصورت تکنفره تجربه میکنند و همتیمی واقعی ندارند. شما با استفاده از توکن احیا میتوانید به همتیمیهایتان دستور دهید که شما را احیا (Revive) کنند.همیشه در حال حرکت باشیدگیمپلی روان و سریع Suicide Squad Kill the Justice League تمرکز زیادی روی حرکتکردن دارد. این یعنی ثابت ایستادن و تیراندازی به دشمنان فایده چندانی ندارد و در مراحل بالاتر کارتان را سخت میکند. شما باید با استفاده از مهارتهای مختلف اعضای جوخه انتحار بین ساختمانهای متروپلیس جابهجا شوید و ارتش بزرگ برینیاک را نابود کنید. با این کار، دشمنان دیگر نمیتوانند شما را هدف قرار دهند و به شخصیتتان آسیب بزنند.از مهارتهای متنوع شخصیتهایتان استفاده کنیدشما با پیشروی در بازی Kill the Justice League مهارتهای متنوعی را باز میکنید که نبرد با دشمان را آسانتر میکنند. مثلاً بعد از رسیدن به لول ۳۰ چند مهارت بسیار قدرتمند با عنوان التیمیت (Ultimate) در دسترس شما قرار میگیرند. شما با آسیبزدن به دشمنان میتوانید این قابلیتهای قدرتمند را پر کنید و از آنها برای نابودکردن سربازان برینیاک یا غولهای بازی استفاده کنید. مهارتهای التیمیت چند ویژگی بسیار مهم دارند که باعث سادهتر شدن مأموریتهای Suicide Squad Kill the Justice League میشوند.راهنمای افزونههای (Augments) بازی Suicide Squad Kill the Justice Leagueیکی از مهمترین قسمتهای بازی Suicide Squad Kill the Justice League استفاده از بهترین افزونهها یا همان Augments است. افزونهها به شما اجازه میدهند ویژگیهای تجهیزاتتان را با توجه به سبک بازی خود تنظیم کنید و قدرت آنها را بالا ببرید. این ویژگی نهتنها شکستدادن دشمنان را سادهتر میکند، بلکه با ارائه باعث جذابتر شدن تجربه شما هم میشود. در این بخش از راهنمای بازی Suicide Squad Kill the Justice League ما تمامی نکاتی که باید درمورد افزونهها بدانید را به شما آموزش میدهیم.کاربرد Augment چیست؟همانطور که از اسمشان مشخص است، افزونهها نوعی آیتم خاص هستند که به تجهیزات شما متصل میشوند و قدرت یا ویژگیهای آنها را تغییر میدهد. شما میتوانید روی هر کدام از وسایلتان سه افزونه با سطوح کیفی متفاوت (سبز، آبی و بنفش) داشته باشید. این افزونهها تأثیرات مختلفی روی تجهیزات شما دارند، از بزرگتر کردن محدوده برداشت آیتم تا افزایش ۵۰ درصدی آسیب سلاحهایتان به دشمنان آسیبدیده (Afflicted).راهنمای تغییر افزونههای در بازی Suicide Squad Kill the Justice Leagueشما در بخشی از مراحل داستانی بازی با یک مخترع نابغه به اسم تویمن (Toyman) آشنا میشوید که میخواهد دنیا را نجات دهد. کمی بعد این شخصیت توسط آماندا والر استخدام میشود تا به شما و تیمتان در مبارزه برینیاک کمک کند. شما میتوانید با رفتن به تالار عدالت (Hall of Justice) در Hub اصلی بازی فروشگاه Toyman را پیدا کنید. Toyman در ازای دریافت پول و منابع مختلف به شما اجازه میدهد که یکی از افزونههای سلاح یا تجهیزات دیگرتان را تغییر دهید.البته این تغییر کاملاً شانسی یا بهاصطلاح Reroll است و شما هیچ کنترلی روی نتیجه آن ندارید. علاوه بر این، تغییر دادن یک افزونه باعث قفلشدن بقیه موارد میشود و شما دیگر نمیتوانید آنها را Reroll کنید. شخصیت Toyman چندین مأموریت اختصاصی دارد که شما با کاملکردن آنها میتوانید افزونههای جدید به دست بیاورید و سلاحهایتان را قویتر کنید.نکته: بعد کاملکردن مأموریت دوتا مانده به آخر Toyman شما ویژگی Toyman’s Overtly Targeted Extrapolation System &#40;بهاختصار T.O.T.E.S&#41; را باز میکنید. این سیستم به شما اجازه میدهد بهجای Reroll کردن دقیقاً همان افزونهای که دوست دارید را روی سلاحتان نصب کنید.روش گلچین (Elite) کردن تجهیزاتبعد از کاملکردن مأموریتهای Toyman ویژگی گلچین (Elite) کردن تجهیزات در دسترس شما قرار میگیرد. این ویژگی که با یک نماد خاص در کنار اسم اسلحه نشان داده میشود به شما اجازه میدهد وسایل محبوبتان را از تجهیزات عادی جدا کنید. با این کار، محدودیت Reroll کردن افزونهها برداشته میشود و شما میتوانید هر سه آنها را تغییر دهید.اگرچه این ویژگی به پول و منابع بیشتری نیاز دارد، اما دست شما را برای شخصیسازی تجهیزاتتان باز میگذارد. سیستمهای Elite و T.O.T.E.S اهمیت زیادی در بیلدهای (Build) آخر بازی دارند و شما با استفاده از آنها میتوانید قویترین ترکیب ممکن را بسازید.راهنمای شخصیتهای بازی Suicide Squad Kill the Justice Leagueبازی Suicide Squad Kill the Justice League در حال حاضر چهار شخصیت قابل بازی دارد؛ هارلی کویین، ددشات، کینگ شارک و کاپیتان بومرنگ. هرکدام از این شخصیتها داستان مخصوص خود را دارند و سبک بازی متفاوتی را ارائه میکنند. این یعنی شما باید تجهیزات و بیلدهای متفاوتی را برای آنها در نظر بگیرید و نمیتوانید همه این شخصیتها را به یک شکل کنترل کنید.علاوه بر این، هرکدام از اعضای جوخه انتحار مکانیکهای پیمایش مخصوص خود را دارند و شهر متروپلیس را به روشی متفاوت کاوش میکنند. درست مانند بازیهای دیگر سبک لوتر شوتر (Looter Shooter)، موفقیت و لذت شما در بازی Kill the Justice League به انتخاب شخصیت درست بستگی دارد.هارلی کویینهارلی کویین بدون شک شناختهشدهترین عضو Task Force X (اسم دیگر جوخه انتحار) است که با شوخطبعی عجیباش شناخته میشود. سبک مبارزات هارلی مانند شخصیت انفجاری او پر از آشوب است و روی حملات نزدیک تمرکز دارد. شما با استفاده از حملات نزدیک یا اجرای Shield Harvest قدرت نارنجکها و تفنگهایتان را بالاتر میبرید و از آنها برای شکستدادن دشمنان استفاده میکنید. اسلحههای هارلی هم متناسب با این نوع سبک بازی انتخاب شدهاند؛ تپانچه (Pistol)، تیربار دستی (Submachine Gun) و مسلسل (Minigun).هارلی کویین برای جابهجاشدن در شهر متروپلیس از یک قلاب ویژه استفاده میکند که کارکرد آن شبیه قلاب نمادین بتمن در بازیهای آرکهام است. او همچنین یک پهباد مخصوص دارد که شما میتوانید در هر زمانی به آن قلاب بزنید و از یک نقطه به نقطهای دیگر بروید.شخصیت هارلی کویین مخصوص گیمرهایی است که دوست دارند به قلب مبارزه بزنند و ارتش دشمن را به خاک و خون بکشند. با این حال، مکانیکهای پیمایش او کمی محدود هستند و شما نمیتوانید آزادانه در خیابان متروپلیس تاب بخورید. علاوه بر این، هارلی هیچ سلاح دوربردی ندارد و شما فقط از فاصله متوسط یا نزدیک میتوانید به دشمنان حمله کنید.ددشاتبرخلاف هارلی کویین، ددشات ترجیح میدهد کمی از اهدافاش فاصله بگیرد و با تفنگ دوربردش بهحساب آنها برسد. ددشات از تپانچه، تفنگ تهاجمی (Assault Rifle) و تکتیرانداز (Sniper Rifle) استفاده میکند که ترکیب مرگباری را به شما ارائه میدهند. همچنین، تمامی تلنتهای (Talent) این شخصیت باهدف افزایش آسیب شلیکهای کشنده (Critical) و ایجاد کمبوهای (Combo) متنوع طراحی شدهاند.ددشات برای جابهجاشدن در محیط بازی از یک جت پک (Jetpack) دزدیدهشده استفاده میکند که به او اجازه حرکت در هوا را میدهد. البته شما نمیتوانید بهطور دائم روی هوا بمانید زیرا جت پک بیش از حد داغ میکند و وارد حالت کولداون (Cooldown) میشود. پس موقع پروازکردن با ددشات مراقب ظرفیت جت پک خود باشید.شخصیت ددشات مناسب افرادی است که دوست دارند از حملات دشمنان دور بمانند و با سلاحهای دوربرد بهحساب آنها برسند. البته این یعنی ددشات در مبارزات نزدیک ضعیف عمل میکند و ابزارهای مناسب برای آسیبزدن به دشمنان در فضای محدود را ندارد. شما میتوانید با جت پک خود از موقعیتهای مختلف فرار کنید، اما ظرفیت محدود آن شما را دچار مشکل میکند. بهطور خلاصه، ددشات بیشترین آزادی حرکت در بین اعضای جوخه انتحار را دارد، اما در عوض منابع زیادی هم مصرف میکند.کینگ شارکناناوی (Nanaue) یا همان کینگ شارک منحصربهفردترین و قابلتشخیصترین عضو جوخه انتحار است، زیرا به معنای واقعی کلمه مانند یک تانک ساخته شده. او نهتنها میتواند آسیبهای زیادی را تحمل کند، بلکه دمیج بالایی هم دارد. کینگ شارک برای مبارزه از تفنگهایی چون شاتگانها (Shotgun)، اسلحههای تهاجمی و مسلسل استفاده میکند. علاوه بر این، حملات نزدیک این شخصیت قدرت بسیار بالایی دارند و دشمنان را دچار خونریزی میکند. این ویژگی در طول زمان به دشمنان آسیب میزند. حرکات پیمایشی کینگ شارک هم شامل پرشهای بلند و دشهای (Dash) کوتاه در جهتهای مختلف هستند.با این حال، ناناوی کندترین عضو جوخه انتحار است و بازیکردن با او در مبارزات سریع خیلی راحت نیست. شما مجبور هستید برای جابهجاشدن روی پرشهای بلند این شخصیت تکیه کنید، اما دقت پایین آنها میتواند او را به یک هدف ساده تبدیل کند. با این حال، محاصره شدن توسط دشمنان خیلی هم بد نیست، زیرا کینگ شارک میتواند با حملات نزدیک خود همه آنها را نابود کند. این شخصیت قویترین حملات فیزیکی در بازی Suicide Squad Kill the Justice League را دارد.کاپیتان بومرنگاز نظر بیشتر هواداران Suicide Squad Kill the Justice League، کاپیتان بومرنگ انعطافپذیرترین شخصیت این بازی است. این شخصیت به مجموعهای متنوع از سلاحها دسترسی دارد و میتواند از فواصل مختلف به جنگ ارتش برینیاک برود؛ از تیربار دستی و شاتگان تا تفنگهای تکتیرانداز. همچنین تلنتهای کاپیتان بومرنگ روی افزایش شانس Shield Harvest و بالابردن پاداش ضد حملهها تمرکز دارند که به زنده نگهداشتن تیم کمک میکند.کاپیتان بومرنگ برای کاوشکردن متروپلیس از یک دستکش دزدیدهشده استفاده میکند که سرعتی باورنکردنی به او میدهد. شما با استفاده از این دستکش میتوانید در فواصل کوتاه جابهجا شوید و بهاصطلاح تلپورت (Teleport) کنید. کنترل فاصله تلپورت کاملاً در اختیار شماست و میتوانید از طریق نگهداشتن دکمه مخصوص آن را مشخص کنید. اگر دنبال یک شخصیت چابک و سریع هستید، کاپیتان بومرنگ بهترین گزینه برای شماست. بومرنگ در فاصله نزدیک از هارلی هم بهتر عمل میکنند و بهسادگی از شرایط پیچیده خارج میشود. بااینحال، شما برای لذتبردن از این شخصیت باید استفاده درست و بهموقع از ضد حملهها را یاد بگیرید. امیدواریم که راهنمای بازی Suicide Squad Kill the Justice League نکات ارزشمندی را به شما عزیزان آموزش داده باشد. همچنین، شما میتوانید سوالاتتان درمورد این بازی هیجانانگیز را در بخش نظرات از ما بپرسید. به نظر شما، کدام شخصیت بازی Suicide Squad Kill the Justice League از بقیه قدرتمندتر است؟برای خواندن آخرین مطالب راهنمای بازی همراه لیویتو باشید.همچنین فراموش نکنید که برای استریم کردن یا تماشای استریم باکیفیت با اینترنت نیمبها میتوانید از لیویتو استفاده کنید.</description>
                <category>لیویتو - Livito.tv</category>
                <author>لیویتو - Livito.tv</author>
                <pubDate>Sun, 03 Mar 2024 10:34:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین سایت استریمینگ | فهرست بهترین سایت‌های استریم</title>
                <link>https://virgool.io/@livitotv/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%85-bphyrlkzpwfp</link>
                <description>استریم بازی‌های ویدیویی، فعالیتی است که در طی آن، افراد با استفاده از یک سایت استریمینگ، بازی کردن خود را برای مخاطبان آنلاین، به طور زنده پخش می‌کنند. با لیویتو همراه باشید تا در این مطلب در مورد بهترین سایت‌های استریمینگ صحبت کنیم (همچنین برای خواندن نسخه کامل این مطلب می‌توانید روی این لینک کلیک کنید).توییچ و چند سایت استریمینگ دیگربهترین راه برای پیوستن به جامعه استریمرها این است که به سادگی یک وب سایت استریمینگ را انتخاب کنید، ویدیوها را تماشا کنید و با بینندگان دیگر در چت تعامل داشته باشید. می‌توان از این خدمات به صورت رایگان بهره‌مند شد. برخی از این سایت‌ها، طرح‌بندی‌های جذاب‌تری نسبت به بقیه دارند، اما همگی از نظر بصری متراکم هستند و بسیاری از آنها، ویدیوهای چشمگیرتر و محبوب‌تر را برجسته می‌کنند. این سرویس‌ها همچنین دارای اپلیکیشن‌های اختصاصی برای مشاهده و چت در دستگاه‌های تلفن همراه هستند.بازی‌های خاص و مشهوری مثل Fortnite، PlayerUnknown’s Battlegrounds و دیگر بازی‌های بتل رویال معمولاً در این پلتفرم‌ها بسیار محبوب هستند. اگر به بازی گمنام‌تر یا کمتر مشهوری علاقه دارید، می‌توانید استریم‌ها را برای بازی‌های خاص جستجو و دنبال کنید. همچنین می‌توانید کانال‌ها و شخصیت‌های خاصی را دنبال کنید. اگر گیمر نیستید، حجم رو به رشد محتوای غیر بازی در این سرویس‌ها ممکن است برای شما جذاب باشد. توییچ دارای یک Tab اختصاصی IRL برای تماشای مردمی است که فقط می‌نشینند و صحبت می‌کنند. علاوه بر این، همین سایت استریمینگ حق پخش لیگ‌های ورزشی مانند NFL و WNHL و WNSL را در اختیار دارد. سایت Caffeine تاکید زیادی بر محتوای سرگرمی اصلی دارد. در کنار بازی‌های ویدیویی، می‌توانید برنامه‌های زنده باکیفیت حرفه‌ای در زمینه فرهنگ و موسیقی را تماشا کنید.انجام لایو استریمقبل از اینکه خودتان آماده حرکت به سمت لایو استریم باشید، باید بدانید به چه سخت‌افزاری نیاز دارید. در گذشته، استریمینگ فرآیندی دشوار بود. شما مجبور بودید به‌طور فیزیکی یک کارت ضبط یا کارت کپچر به PC خود اضافه کنید یا با یک دستگاه ضبط خارجی بدقواره سر و کله بزنید. اما الان، فناوری استریم بیشتر از همیشه در دسترس همگان قرار گرفته و عمومی شده است. دستگاه‌های عکاسی مدرن که با برنامه‌هایی مثل Open Broadcast Software، Streamlabs و XSplit جفت شده‌اند، کل فرآیند را آسان می‌کنند. توییچ حتی نرم‌افزار استریم بتا خود را به نام Twitch Studio ارائه می‌کند و رقبا به آرامی از این سایت استریمینگ تبعیت و تقلید می‌کنند. می‌توانید استریم‌های خود را با سخت‌افزار تخصصی مثل Elgato Stream Deck تقویت کنید. کاربران Owncast نه تنها نیاز به استفاده از این نرم افزار دارند، بلکه باید یک سرور برای میزبانی کانال خود بخرند که کار فنی سختی را می‌طلبد.اگر جزو گیمرهای کنسول و موبایل هستید، وضع حتی به مراتب بهتری هم دارید. با Facebook Gaming، Mobcrush و توییچ می‌توانید مستقیماً از دستگاه تلفن همراه خود استریم کنید. لازم نیست خود را به یکی از این خدمات محدود کنید. Mobcrush به شما امکان می‌دهد به طور همزمان در فیس بوک، توییچ، توییتر و یوتیوب استریم کنید. این یکی از راه‌های آسان برای افزایش کارآمدی پروفایل شما و متحد کردن مخاطبان شما است. Mobcrush آن قدر روی استریمرها متمرکز است که حتی خود را سرویسی برای بینندگان نمی‌داند. تماشای کانال‌های استریمینگ از طریق برنامه تلفن همراه ظاهراً فقط برای سایر سازندگان است تا ببینند چه چیزی ممکن است برای مخاطبان خود در سایر پلتفرم‌ها محبوب باشد.ساختن جامعه مخاطبان و بینندگاناستریمینگ، چیزی فراتر از فناوری است. این پدیده، در مورد پرورش و توانمندسازی جامعه‌ای از طرفداران و تولیدکنندگان محتوا است. گزینه‌های مختلف سفارشی‌سازی چت به استریمرها این امکان را می‌دهد تا نحوه تعامل خود را با مخاطبان خود تنظیم کنند، اما فضای اجتماعی بزرگ‌تر این پلتفرم هم تجربه مذکور را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بدیهی است که هر یک از این اجتماعات عمدتاً از طرفداران بازی‌های ویدیویی تشکیل شده‌اند، اما این بدان معنا نیست که فرهنگ آنها کاملاً یکسان است.توییچ، نزدیک‌ترین مصداق برای یک سایت استریمینگ است و جامعه مخاطبان آن، قوی‌ترین و پرجمعیت‌ترین است. اعضای توییچ مغز متفکران پشت تجربه‌های مشهور استریم کردن، مثل Twitch Plays Pokemon و Bob Ross marathon هستند. توییچ همچنین از پشتیبانی شرکتی زیادی برخوردار است، بنابراین احتمالاً رویدادهای ویدیویی با حمایت رسمی زیادی را در این سرویس از ناشران بزرگ و سایر شرکت‌های دوست‌دار بازی پیدا خواهید کرد.مجبور نیستید به جامعه‌ای که در این سایت‌ها پرورش می‌دهید، وابسته و محدود بمانید. یکی از راه‌های محبوب استریمرها که طرفداران خود را در ساعات غیرفعال درگیر می‌کنند، راه‌اندازی یک سرور Discord است که در آن همه می‌توانند با یکدیگر تعامل داشته باشند. بنابراین، اگر یک شخصیت بزرگ از یک پلتفرم به پلتفرم دیگری کوچ کند، کانال Discord در حین انتقال طرفداران ثابت می‌ماند. توییچ و یوتیوب دارای قابلیت ادغام با Discord هستند، مثل Patreon، یکی دیگر از ابزارهای جایگزین مبتنی بر اشتراک درآمد و ابزار ایجاد جامعه مخاطبان برای استریمرها.در حالی که اجتماع کاربران و مخاطبان واقعاً حیاتی هستند، اما نمی‌توانیم فراموش کنیم که در این سایت‌ها، چه کسی واقعاً مسئول است. سال‌ها پیش، ما از مدیریت توییچ که متعلق به آمازون است و سیاست‌های محتوایی محافظه‌کارانه آن انتقاد کردیم. با این حال، این فضا به لطف فیس بوک، گوگل و مایکروسافت حتی کنترلی‌تر و محافظه‌کارانه‌تر شده است. با کنترل بیشتر شرکت‌ها بر فضای سایت‌ها، کاربران این سرویس‌ها هم به طور فزاینده‌ای در برابر حذف به دلیل کپی‌رایت آسیب‌پذیر می‌شوند.ایمنی و حفظ حریم شخصیاکثر سایت‌های استریمینگ از شما می‌خواهند که اساساً خود را در معرض دید قرار دهید، چهره و صدای واقعی‌تان را به صورت آنلاین برای دیدن و شنیدن همه آشکار کنید. بنابراین، در دنیایی که مردم به دلیل تماس با تیم‌های SWAT برای آزار استریمرها به عنوان شوخی دستگیر می‌شوند، ایمن ماندن باید یک اولویت بزرگ باشد. خوشبختانه، سایت‌های فهرست ما همگی سیاست ضد آزار و اذیت خاص خود را دارند. این به نفع همه است که یک جامعه مثبت و سازنده را بسازیم. برای مثال‌های خاص، می‌توانید درباره شورای مشورتی ایمنی توییچ بیشتر تحقیق کنید.پول خرج کردن، پول درآوردنهمه ما نمی‌توانیم PewDiePie بعدی باشیم و سالیانه میلیون‌ها دلار از طریق جیغ زدن جلوی میکروفون، کسب درآمد کنیم. اما این بدان معنا نیست که ما نباید تلاش کنیم. برای تشویق ما، وب سایت‌های استریمینگ بازی‌های ویدیویی راه‌هایی را برای استریمرها درنظر می‌گیرند تا در ازای کارشان پول دریافت کنند. هر یک از این سایت‌ها برای شریک کردن شما در درآمدها شرایط خاص خود را دارند. مثلاً به طور معمول، داشتن یک حد نصاب مشخص از مخاطبان، یک نمونه از این شرایط خاص است. درآمد حاصل از تبلیغات که در نهایت به این سایت‌ها تعلق می‌گیرد، به کاربرانی بستگی دارد که ویدیوها و استریم‌ها را می‌سازند و به مردمی می‌خواهند این کاربران فعال را تماشا کنند.یک راه عالی برای تزریق پول بیشتر به اکوسیستم، تبدیل شدن به یک مشترک پولی است. استفاده از خدمات و ویژگی سایت‌های استریمینگ در ابتدا رایگان است، اما توییچ به کسانی که مایل به پرداخت پول هستند، امتیازات ویژه و ممتازی ارائه می‌دهد. با پرداخت 8.99 دلار در ماه، Twitch Turbo تبلیغات را حذف می‌کند، فضای ذخیره‌سازی استریم را افزایش می‌دهد و شکلک‌های جدیدی به شما می‌دهد. از طرف دیگر، مشترکین Amazon Prime یا Prime Video هم Twitch Prime را دریافت می‌کنند. همراه با ویژگی‌های Twitch Turbo، Twitch Prime بازی‌های رایگان و جدید PC را هر ماه در اختیار شما می‌گذارد.استریم آگاهانهنکته دیگر اینکه، از اتلاف وقت با انجام بازی‌ خودداری کنید؛ خصوصاً وقتی که هیچ‌کس شما را تماشا نمی‌کند. در عوض، به یکی از بهترین سایت‌های استریمینگ بازی ویدیویی بروید. در ادامه برای هر یک از این سایت‌ها نوشته‌ایم تا به شما کمک کند بهترین گزینه را انتخاب کنید.کدام سایت استریمینگ را انتخاب کنیم؟شکی نیست که برگزاری لایو استریم می‌تواند هم برای استریمرها و هم برای مخاطبان آنها، تجربه‌ای جالب و تماشایی باشد و فرصت مهمی جهت تعامل بیشتر این دو فراهم کند. اما نکات خاصی وجود دارد که باید قبل از انتخاب سرویس یا سایت استریمینگ بازی به آنها توجه کنید. اجازه دهید در ابتدا، به نکات خاصی نگاهی بیندازیم که به شما کمک می‌کنند بهترین سایت استریمینگ برای گیمرها را انتخاب کنید.ویژگی‌هابه وب‌سایتی که برای استریم کردن محتوای خود انتخاب می‌کنید نگاه دقیق‌تری بیندازید تا متوجه شوید که آیا این وب سایت تمام ابزارها و ویژگی‌های مورد نیاز شما را دارد یا نه. همچنین می‌توانید وب‌سایت توسعه‌دهنده را بررسی کنید و قبل از نهایی کردن آن، ویژگی‌ها را به درستی بررسی کنید.قابلیت استفادهباید اطمینان حاصل کنید که آن وب سایت استریمینگ که قرار است انتخاب کنید، برای استفاده کردن ساده و آسان باشد. باید با سطح تجربه شما مطابقت داشته باشد. چراکه پلتفرم‌هایی وجود دارند که ویژگی‌های مختلفی را ارائه می‌دهند و همچنین می‌توانند وسوسه‌انگیز باشند. با این حال، ممکن است استفاده از آنها آن قدر پیچیده باشد که بدتر شما را سردرگم کنند. بهترین کار این است که یک سرویس استریمینگ رایگان، یا حداقل چیزی را انتخاب کنید که نسخه آزمایشی رایگان ارائه دهد تا بتوانید آن را خوب بررسی و امتحان کنید.پشتیبانیهنگام لایو استریمینگ، ممکن است با مشکلات ناخواسته مختلفی روبه‌رو شوید. در این صورت، برای دریافت تمام کمک‌های مورد نیاز، به یک سیستم پشتیبانی مناسب نیاز دارید. این نکته را دست کم نگیرید، هر چه سطح عملکردتان حرفه‌ای شود، خواهید دانست که پشتیبانی خوب داشتن یک پلتفرم چقدر اهمیت دارد.کسب درآمدسایت‌ها و پلتفرم‌های استریمینگ رایگان بازی‌های ویدیویی همیشه هم بهترین نیستند. شما باید به دنبال مواردی بگردید که بتوانند درآمد خوبی برای محتوای تولیدشده شما فراهم کنند. همچنین مطمئن شوید که آیا پلتفرم موردنظر درصدی از درآمد شما را کم می‌کند یا نه. این امر برای لایو استریمینگ خیلی مهم است.بازی‌های پشتیبانی شدههمه پلتفرم‌ها به شما اجازه نمی‌دهند، هر بازی را که دل‌تان می‌خواهد استریم کنید. قبل از انتخاب گزینه نهایی، بازی‌های پشتیبانی شده را بررسی کنید.وضوح و کیفیت تصویرمطمئن شوید که پلتفرمی که انتخاب می‌کنید به شما امکان می‌دهد با وضوح بالا استریم کنید. محتوای بازی با وضوح پایین آن را برای بینندگان شما ناخوشایند می‌کند. در نتیجه، حتی شاید زحمت تماشای محتوایی  را که برایش خیلی تلاش کرده‌اید، به خودشان ندهند. چرا؟ به خاطر وضوح و کیفیت تصویر پایین.تعامل با مخاطبانوب سایت‌های استریمینگی وجود دارند که اجازه تعامل با مخاطب را نمی‌دهند. این می‌تواند یک اشکال بزرگ باشد؛ چون لایو استریم کردن اساساً با موضوع ایجاد ارتباط خوب با مخاطب مرتبط است. اطمینان حاصل کنید که پلتفرمی که انتخاب می‌کنید از تعامل مخاطبان پشتیبانی می‌کند.نقدهای کاربرانهمیشه یک ایده عالی است که قبل از شروع استریم در جایی، امتیازها و نظرات کاربران آن پلتفرم را بررسی کنید. شما به راحتی می‌توانید هر گونه ایراد یا عیبی را که می‌تواند شما را از مشکلات بعدی نجات دهد، پیدا کنید.بهترین سایت‌ استریم بازی‌های ویدیوییویدیوی زنده یک راه رو به رشد و محبوب برای سازندگان محتوا است تا به‌طور یکپارچه با همه مخاطبان خود ارتباط برقرار کنند. بهترین ویژگی لایو استریم این است که می‌توانید با مخاطبان خود تعامل داشته باشید و این به نوبه خود، محبوبیت شما را افزایش می‌دهد. لایو استریم بازی امروز یک پدیده پرطرفدار است که برای آن به یک پلتفرم یا سایت خوب نیاز دارید.لیویتو (livito.tv)لیویتو یک پلتفرم و سیستم هوشمند پخش زنده آنلاین است که تمامی محتوای تولید شده در این پلتفرم به صورت زنده بوده و در لحظه کاربران می‌توانند از طریق بخش گفتگوی هر استریم با استریمر مورد نظر خود در ارتباط باشند. فعالیت در لیویتو چه به عنوان استریمر چه به عنوان بیننده خیلی آسان است و برای استریمر شدن کاربران می‌توانند از بخش «آموزشی، پشتیبانی، یا مجله لویتو» تمامی موارد لازم از ۰ تا ۱۰۰ استریمر شدن را بیاموزند و یا به عنوان بیننده از تمامی امکانات ویژه آن مطلع شوند.استریمر‌ها در لیویتو راه‌های متنوعی برای کسب درآمد در اختیار دارند و شرایط برای حمایت بینندگان از استریمر‌های محبوب خود در بالاترین سطح و مطابق با استاندارد‌های جهانی فراهم است. سیستم رتبه‌بندی، برترین استریمرها را نمایش می‌دهد و مخاطبان می‌توانند عملکرد استریمرهای برتر را مرتباً رصد کنند.توییچ - Twitchشبکه اجتماعی توییچ در سال 2007 با عنوان Justin.tv شروع به کار کرد و یکی از بهترین سایت‌های استریمینگ بازی‌های ویدیویی است که امروزه می‌توانید پیدا کنید. بر اساس گزارش‌ها، در جولای ۲۰۲۱ به‌طور میانگین ۲.۵ میلیون نفر این پلتفرم استریمینگ را تماشا می‌کردند. می‌توانید از توییچ در هر جایی استفاده کنید. می‌توانید از آن در PC، تلفن، ایکس‌ باکس، PS4 یا هر دستگاه دیگری که می‌توانید محتوای بازی را روی آن اجرا کنید، استفاده کنید. در واقع، بینندگان همچنین می‌توانند از هر دستگاهی به استریم‌ها دسترسی داشته باشند. بهترین جنبه این پلتفرم این است که از پشتیبانی گسترده برخوردار است.ویژگی‌های کلیدی:تعامل آسان فالوور با پروفایل استریمرپخش مستقیم نظراتاسلات‌های Emote برای افزایش تعاملاتنشان‌های مشترک برای طرفداراناستفاده از Cheermotes برای افزایش درآمدزمان‌های برنامه‌ریزی شده برای استریمراه‌اندازی بسیار آسان با رابط کاربری انعطاف پذیر ارائه می‌دهد.توییچ تقریباً با تمام ابزارهای محبوب پخش ویدیو سازگار است.محتوا را از افراد حرفه‌ای و همچنین از علاقمندان پخش می‌کند.لیست‌های پخش ویدیو در دسترس هستند.به صورت رایگان قابل دسترسی است.حساب توربو در توییچ، دسترسی به اتاق‌های چت اضافی، شکلک‌های انحصاری و عملکرد غنی را فراهم می‌کند.مزایا:میانگین 1.8 میلیون بیننده در هر زمان معینکانال‌های درآمدی جدید برای کسب درآمدمدل اشتراک ساده و موثر برای درآمد بلندمدتمعایب:با تعداد زیادی استریمر موجود در این پلتفرم، جلب توجه یک وظیفه است.داشتن حداقل پنجاه دنبال‌کننده تبلیغات را اجرا می‌کنند و می‌توانید از استریم‌ها کسب درآمد کنید.یوتیوب گیمینگ - YouTube Gamingهمه ما از آمار غول پخش ویدیو، یوتیوب آگاه هستیم. YouTube Gaming به‌عنوان بخشی از بزرگ‌ترین موتور جستجوی جهانی، گوگل، مجموعه‌ای جامع از استریمرها را در خود جای داده که به مخاطبان آن چه را می‌خواهند، ارائه می‌دهند. گیمینگ، در حال حاضر یک چیز بزرگ در یوتیوب است. از آنجایی که نسل کودکانی که با فناوری و بازی بزرگ شدند شروع به ورود به بخش ساخت ویدیو کرده‌اند، یوتیوب مهم‌ترین مکان برای ویدیوهای آنلاین بوده و هست. بهترین چیز در مورد YouTube Gaming این است که ابزارهای فراوانی را در اختیار استریمرها قرار می‌دهد که استریمینگ بازی‌های ویدیویی را برای آن‌ها به یک کار راحت و عادی مثل راه رفتن تبدیل می‌کند.ویژگی‌های کلیدی:اندازه مخاطب پلتفرم YouTube Gaming هنوز در مرحله رشد است.اپلیکیشن موبایل از پلتفرم iOS و اندروید پشتیبانی می‌کند.طرح آن خیلی تمیز از کار درآمده و هرگز توی ذوق‌تان نمی‌زند.کیفیت محتوای این سایت بالاست و باید در تولید محتوا تلاش بیشتری کنید.رابط کاربری آسان و سادهانتخاب‌های کیفیت ویدیو، مانند 480p، 1080p و موارد دیگرسیستم و ابزار پشتیبانی عالیپایگاه مخاطبان عظیم برای استریمینگ بازی.مزایا:پخش زنده رایگانتعامل عالی با مخاطبگزینه ذخیره استریم که مخاطبان می‌توانند بعداً آن را تماشا کنندمعایب:رابط کاربری، فضای زیادی را اشغال می‌کندصفحه نمایش شلوغهیچ شکلی از تشویق کردن مخاطبان یا پاداش خاص به آنهاسایت استریمینگ YouTube Gaming بخشی از YouTube است. بنابراین، از برنامه‌های شریک و تبلیغاتی مثل YouTube استاندارد برای تامین درآمد استفاده می‌کند. این یک گزینه عالی برای همه کسانی است که دنبال‌کنندگان کمی دارند. کمک‌های مالی نیز ارائه می‌دهد.فیسبوک گیمینگ - Facebook Gamingطبق گزارش‌ها، در سه ماهه اول سال 2021، مردم در سراسر جهان یک میلیارد ساعت لایو استریم بازی را در Facebook Gaming تماشا کرده‌اند. در سال‌های اخیر، فیس بوک تعهدات زیادی به توسعه‌دهندگان و طرفداران بازی‌ها داده است. یک اپلیکیشن اختصاصی Facebook Gaming برای یک جا نگه داشتن کل اجتماع گیمرها و استریمرها وجود دارد. با این حال، افراد می‌توانند از طریق وب سایت دسکتاپ فیس بوک و برنامه تلفن همراه هم به این خدمات دسترسی داشته باشند. رابط کاربری Facebook Gaming نسبتاً ساده و همچنین تنظیم یک لایو استریم خیلی آسان است. بهترین چیز این است که در حال حاضر، وقتی یک لایو استریم بازی را شروع می‌کنید، بینندگانی از لیست دوستان خود خواهید داشت. ویژگی‌های کلیدی:استریم آسان بازی‌های PC و بازی‌های موبایلیمزایای پخش تبلیغات درون استریمبه واکنش‌ها و نظرات مخاطبان پاسخ دهیداز طرفدارانی که ارزش پولی واقعی دارند، ستاره بگیریدمزایا:استریم آسان از روی موبایلمی‌توانید بازی‌های فیس بوک را با دوستان خود انجام دهید و بازی‌های ابری را استریم کنیداز علایق فیس بوک موجود شما استفاده می‌کندشخصیت‌های محبوب دنیای استریمینگ که به طور انحصاری در این پلتفرم فعال هستند.پلتفرم آسان برای استفادهدارای پایگاه عظیم مخاطبانمخاطبان می‌توانند پروفایل‌ها را برای تماشای لایو استریم دلخواه جستجو کنندویژگی هشدار و نونیفیکیشن هنگام شروع استریمبه راحتی می‌توانید مشترک جدید دریافت کنیدمعایب:مخاطبان می‌توانند به سرعت به پایین صفحه رانده شوند تا چیزهای دیگر را تماشا کنندالزام ایجاد حساب برای تماشای استریم‌هانسخه iOS محدودگزینه‌های کمی برای کسب درآمد در اختیار استریمرها می‌گذاردداشتن یک اپلیکیشن مخصوص و مستقل جدای از فیس بوک اضافی به نظر می‌رسددی‌لایو - DLiveپلتفرم DLive یک سایت استریمینگ بازی است که در سال 2017 ارائه شد. BitTorrent موفق شد  DLive را در سال 2019 خریداری کند. در حال حاضر، سازندگان محتوا می‌توانند در این پلتفرم، شهرت و منزلت زیادی دریافت کنند. تمام درآمد ایجاد شده مستقیماً به جیب خود استریمرها می‌رود. رابط کاربری سایت خیلی ساده است و یک گزینه عالی برای استریمرهای تازه‌وارد بازی است. پایگاه مخاطبان سایت هم عالی است.ویژگی‌های کلیدی:چیدمان و لی‌اوت پلتفرم فوق‌العاده استپشتیبانی عالی ارائه می‌دهدپیام فوری مربوط به مجوزها به دنبال علاقه‌مندی‌ها نمایش داده می‌شودعملکرد بدون تاخیر با استریم روانمزایا:سایت دارای یک دکمه اهدای کمک مالی استبخش پشتیبانی و راهنمای آموزنده برای کاربرانهیچ سهمی از درآمد ایجاد شده به سایت نمی‌رسدمعایب:صفحه نمایش شلوغهیچ گونه گزینه‌ای شبیه «اشتراک» در سایت وجود نداردروند کسب درآمد DLive چندان شفاف نیست. با این حال، این پلتفرم در چند سال اخیر محبوبیت زیادی به دست آورده، که نشان می‌دهد سیستم کسب درآمد این پلتفرم خیلی خوب عمل می‌کند. تمام درآمدها به خود استریمرها می‌رسد.بیگو لایو - Bigo Liveسایت استریمینگ Bigo Live یکی از آن پلتفرم‌هایی است که لایو استریم بازی با کیفیت به مخاطبان ارائه می‌دهد. بهترین چیز در مورد Bigo Live این است که به منطقه جغرافیایی خاصی تعلق ندارد. می‌توانید از آن برای استریمینگ هم روی دسکتاپ و هم در موبایل خود استفاده کنید. جدا از فناوری‌های عمومی لایو استریم، این سایت استریم از واقعیت افزوده و هوش مصنوعی هم استفاده می‌کند. با کمک چنین فناوری‌های جدیدی می‌توانید مجموعه گسترده‌ای از مزایا را به مخاطبان خود ارائه دهد. اما مخاطب برای تماشای استریم باید حداقل 18 سال سن داشته باشد. شما می‌توانید خلاق‌تر باشید، مهارت‌های خود را بهبود بخشید و به بینندگان خود اجازه دهید بیشترین لذت را ببرند.ویژگی‌های کلیدی:استریم کردن برای مخاطبان جهانی در دسترس است و محدود به منطقه جغرافیایی خاصی نیستامکان خرید درون برنامه‌ای را فراهم می‌کندتعامل آسان با مخاطبان و بینندگاندر مسابقات درون برنامه‌ای شرکت کنیدرابط کاربری ساده و آسان برای استفادهنسخه اپلیکیشن هم دارد و آن را می‌توان به راحتی از طریق مک، گوگل پلی و APK اندروید پیدا کرد.این سایت به کاربران کمک می‌کند تا به راحتی و سریع به شبکه‌های اجتماعی محبوب منتقل شوند.این سایت گزینه‌های متمایزی را برای استریم کردن بازی‌ها ارائه می‌دهد.مزایا:در مدت زمان کوتاهی در میان مخاطبان جهانی به شهرت خواهید رسیداز درآمد خوب لذت ببریدبا شرکت در مسابقات، مهارت‌های خود را تقویت کنیدمعایب:ویژگی ارسال خودکار با استفاده از فیس بوکهیچ امکانی برای ذخیره چت‌های قبلی و مرتبط با استریم وجود نداردقوانین سختگیرانه‌ای دارد که باید رعایت کنیدسایت استریم Bigo Live یکی از سریع‌ترین نمونه‌های در حال رشد استریم ویدیو از طریق رسانه‌های اجتماعی است. بروزرسانی اخیر آن با پشتیبانی گسترده از اکثر ویژگی‌های سایت‌های مشابه ارائه شده تا نیازهای استریم بازی را به راحتی برآورده کند.AfreecaTVوب سایت استریمینگ Afreeca یا AfreecaTV مخفف عبارت Any Free Broadcasting است. این سایت به عنوان یک سرویس استریم مطرح است که عمدتاً مخاطبانی از کشور کره‌جنوبی را گرد هم جمع کرده است. در مرحله شروع، فقط یک وب سایت بود که کانال‌های تلویزیونی را مجدداً پخش می‌کرد. اما امروزه انواع مختلفی از خدمات استریم را هم ارائه می‌دهد. می‌توانید ویدیوهای جدید آپلود کنید، در چت‌ها با مخاطبان خود شرکت کنید و همچنین بازی‌های خود را به صورت زنده پخش کنید. به دلیل محبوبیت خیلی زیاد این سایت استریمینگ در بین گیمرها، این پلتفرم به مکانی معروف برای لایو استریم بازی‌های موبایلی تبدیل شده است. ویژگی‌های کلیدی:رابط کاربری آسان برای استفادهصفحه استریمینگ بدون شلوغ‌کاریتعامل در زمان واقعی با مخاطبدرآمد و پول واقعی کسب کنیدمزایا:به انواع محتواهای تولید شده توسط استریمرهای محلی اولویت می‌دهدتخصص در بازی‌های ویدیویی و استریمینگ Esportsمعایب:هیچ شکلی از رقابت بین‌المللی وجود نداردپلتفرمی با حداقل ویژگی‌ها و افزونه‌هادرصدی از درآمد ایجاد شده به جیب سایت می‌رودبرای استریم‌های دارای اسپانسر می‌توانید پاداش و پول اضافی دریافت کنیدلایو استریمرهای سایت AfreecaTV می‌توانند به روشی منحصر به فرد سود ببرند. این سایت یک ارز دیجیتالی مخصوص به خود دارد که تحت عنوان «بالون/یا بادکنک‌ ستاره‌ای» (star balloon) شناخته می‌شود، ارزی که در قالب هدیه توسط مخاطبان به استریمرها داده می‌شود. بینندگان باید بادکنک‌های ستاره‌ای را با پول واقعی خریداری کنند و سپس همان را در زمان لایو استریم برای لایو استریمرها ارسال کنند. شما می‌توانید هر زمان که بخواهید، بادکنک‌های ستاره‌ای را به پول نقد واقعی تبدیل کنید. لازم به ذکر است که سایت AfreecaTV درصدی از درآمد را برای خودش برمی‌دارد.GosuGamersپلتفرم GosuGamers یک وب سایت استریمینگ عالی برای همه کسانی است که به ورزش‌های الکترونیکی علاقه دارند. شما می‌توانید انواع اطلاعات دقیق در مورد ورزش‌های الکترونیکی از سراسر جهان را در این پلتفرم پیدا کنید. بهترین چیز این است که بینندگان می‌توانند در مورد برنامه مسابقات و پخش زنده اطلاعات پیدا کنند. همچنین، بینندگان می‌توانند کالاهای Esports را از پورتال خریداری کنند. بعضی از بازی‌های آشنا که در اینجا به آنها پرداخته می‌شود عبارتند از PUBG، Dota 2، Hearthstone، CS: GO و بسیاری دیگر. در واقع، وب سایت GosuGamers در درجه اول برای پخش زنده مسابقات است. به همین دلیل است که می‌توانید از بخش ویژه‌ای به نام «تورنمنت‌ها» به عنوان فیلتر استفاده کنید.ویژگی‌های کلیدی:پخش زنده مسابقاترنکینگ تیم‌ها را پیگیری کنیدآخرین اخبار ورزشیاطلاعیه‌های به موقعاین وب سایت به طور باورنکردنی با فعالیت‌های ورزش‌های الکترونیکی گره خورده است.استریمرهایی از همه گروه‌های سنی را می‌توان در این پلتفرم یافت.این وب سایت، تعاملات بهتری را بین کاربران ارائه می‌دهد و می‌تواند به رشد کسب و کار استریم شما کمک کند.از تمام فرمت‌های فایل محبوب با کیفیت محتوای ویدیویی عالی پشتیبانی می‌کند.مزایا:لایو استریم کردن از سراسر جهاناستریم مسابقات بین‌المللیانواع اخبار و اطلاعیه‌ها در مورد آخرین استریم‌هامعایب:پلتفرم غیر جذاباستفاده از آن خیلی هم آسان نیستاخبار یا اطلاعات زیادی در مورد کسب درآمد از لایو استریمینگ در این پلتفرم وجود ندارد. با این حال، از آنجایی که این وب سایت با Esports مرتبط است، درآمد ارائه شده را می‌توان سالم و بی ایراد در نظر گرفت.Caffeineوب سایت Caffeine با نرم‌افزار ضبط  تصویر خاص خودش برای PC همراه است. با این حال، شما همچنین می‌توانید آن را با برنامه‌های شخص ثالث مثل OBS ادغام کنید. همانطور که با OBS ادغام می‌شوید، می‌توانید هر بازی را روی PC یا کنسول خود بازی کنید و همان را روی Caffeine هم پخش کنید. بهترین چیز در مورد این پلتفرم لایو استریم این است که می‌توانید اعلان‌های آخرین بروزرسانی‌ها را دریافت کنید، با استریمرهای دیگر چت کنید و با مخاطبان خود گفتگو کنید. اما هیچ گزینه‌ای برای ایجاد کلیپ، ذخیره فیلم یا تماشای مجدد استریم وجود ندارد. این وب سایت را می‌شود یک گزینه عالی برای همه آن دسته از استریمرهایی قلمداد کرد که تازه وارد دنیای بازی شده‌اند.ویژگی‌های کلیدی:رابط کاربری راحتپلتفرم جذاببا یک کلیک روی یک دکمه استریم کنیداز مشاهده موبایل پشتیبانی می‌کندمزایا:کاملاً رایگان و بدون تبلیغات برای بینندگانارائه شیکراه‌اندازی آسانبه راحتی در مخاطبان مطرح می‌شویدپول درآوردن آساندارای نرم‌افزار پخش داخلی دسکتاپ و موبایلکانال‌های سرگرمی رایجمعایب:هیچ شکلی از پخش زنده موبایلی در وب سایت وجود نداردوضوح پایین تصویر برای گیمرهاهیچ گزینه‌ای برای بایگانی و ذخیره استریم‌ها وجود نداردفاقد برنامه‌های کنسول یا ست‌اپ باکس استسیستم دونیت در این پلتفرم لایو استریم از طریق برچسب‌ها یا همان استیکرها صورت می‌گیرد. مخاطب برای استیکرها با ارز طلا پرداخت می‌کنند. Caffeine با یک برنامه ترکیب می‌شود و برای کانال‌های مورد علاقه، مزایای مختلفی مانند دسترسی به شرکای دیگر، استریم گروهی، و دعوت به رویدادهای خاص را فراهم می‌کند.Owncastوب سایت استریمینگ Owncast یک پلتفرم لایو استریم است که منبع باز و رایگان است. می‌توانید کانال خود را خودتان میزبانی کنید. این نشان می‌دهد که هیچ نوع نهاد و شرکت متمرکزی وجود ندارد که اشتراک‌ها و بازی‌ها را بفروشد یا تبلیغات را در کانال‌ها نشان دهد و درآمد را بین استریمرها تقسیم کند. از آنجایی که این پلتفرم به شما نیاز دارد که کانال استریم خود را خودتان میزبانی کنید، کم و بیش شبیه توسعه یک وب سایت تازه تأسیس است. ویژگی‌های کلیدی:سفارشی‌سازی فوق‌العاده تنظیمات استریمقابلیت میزبانی کامل استریمربدون تبلیغات و منبع بازتعامل عالی با مخاطبانمزایا:سفارشی‌سازی عالی را ارائه می‌دهدبا نرم افزارهای استریمینگ موجود و محبوب به خوبی کار می‌کنداجازه مشاهده لایو استریم را در اپلیکیشن تلفن همراه می‌دهدسفارشی‌سازی عمیق را ارائه می‌دهدمعایب:فرآیند راه‌اندازی نسبتاً پیچیدهجامعه مخاطبان محدودنیاز به خرید و نگهداری سرور از سوی شماهیچ گزینه‌ای برای کسب درآمد مستقیم از لایو استریم وجود نداردوب سایت استریمینگ Owncast یک پلتفرم متن باز و لایو استریم ارائه می‌دهد که عاری از کنترل بیش از حد شرکت‌ها و مالکان چنین پلتفرم‌هایی است. هیچ راه مستقیمی برای کسب درآمد از استریم‌های خود در این پلتفرم وجود ندارد. ولی می‌توانید مقداری پول دربیاورید، اگرچه این روند درآمدزایی احتمالی می‌تواند خیلی پیچیده باشد.Mobcrushاگر اهل استریم کردن موبایلی هستید، وب سایت استریمینگ Mobcrush یکی از پلتفرم‌هایی است که باید آن را امتحان کنید. امروزه استریم موبایلی رایج‌تر از گذشته شده و بنابراین هر روز بر محبوبیت این پلتفرم افزوده می‌شود. این پلتفرم راحتی یکپارچه کردن حضور شما در سرویس‌های مختلف را در یک جا فراهم می‌کند. فرآیند راه‌اندازی آن خیلی ساده‌تر از چیزی است که بتوانید تصور کنید. هنگام ایجاد حساب کاربری خود باید سایر نرم‌افزارهای استریمینگ شخص ثالث مثل XSplit یا OBS را دانلود کنید. وب سایت Mobcrush استریم شما را می‌گیرد و سپس همان را در پلتفرم‌های دیگری که انتخاب می‌کنید مثل یوتیوب، توییچ و بقیه پخش می‌کند. این پلتفرم فقط در دستگاه‌های موبایل و دسکتاپ در دسترس است.ویژگی‌های کلیدی:ابزارها و ویژگی‌های قابل دسترس برای استریمرهای جدیداز استریم PC و موبایل پشتیبانی می‌کندتسهیل تعامل عالی با مخاطبانمزایا:رایگانامکان استریم کردن در سایر پلتفرم‌هااستفاده آسان و رابط کاربری سادهاز تعامل همزمان با چند بیننده پشتیبانی می‌کندپخش همزمان به چندین سایتمعایب:بدون پشتیبانی مستقیم برای بینندگان و مخاطبانعدم امکان استفاده روی کنسول‌های بازی و ست‌اپ باکسبه نرم افزار استریمینگ شخص ثالث دیگری نیاز داردوب سایت استریمینگ Mobcrush یک مسیر ساده و راحت برای تولیدکنندگان محتوا است تا استریم بازی‌های ویدیویی خود را یکپارچه کنند، اما به خودی خود یک سرویس لایو استریم قانع‌کننده برای بینندگان نیست.Uscreenوب سایت استریمینگ Uscreen می‌تواند با انواع ابزارهایی که برای پشتیبانی، ایجاد و مقیاس‌بندی لایو استریم‌ها و کسب‌وکار محتوای خود به آن‌ها نیاز دارید، پاسخگوی شما باشد. می‌توانید از همه چیز در این پلتفرم با اشتراک‌های ماهیانه، سه‌ماهه یا سالانه به همراه دسترسی PPV یا پرداخت به ازای هر بازدید به همه استریم‌های خود درآمد کسب کنید. این پلتفرم می‌تواند ابزارهای بازاریابی مفیدی مانند کوپن‌ها، تخفیف‌ها و آزمایش‌های رایگان را برای تبلیغ استریم مدنظرتان در اختیار شما قرار دهد. همچنین، قادر خواهید بود ابزارهای CRM و بازاریابی ایمیلی خود را در این پلتفرم ادغام کنید. همانطور که با مخاطبان خود در تعامل هستید، می‌توانید دسترسی آنها را به استریم‌های کانال خود فراهم کنید. به زبان ساده، وب سایت استریمینگ Uscreen به شما این امکان را می‌دهد که محتوای خود را همراه با هر چیز دیگری که برای کسب درآمد نیاز دارید میزبانی و استریم کنید.ویژگی‌های کلیدی:ویدیو و کلیپ‌هایی به عنوان تریلر یا پیش‌نمایش استریم ایجاد کنیدردیابی آسان مخاطبان و عملکرد استریمطیف گسترده‌ای از ابزارهای بازاریابیمزایا:تعرفه‌ها و قیمت‌گذاری شفافپشتیبانی عالی از مشتری با خدمات 24 ساعته در 7 روز هفتهپایگاه عظیم مخاطبانشمارش معکوس لایو استریم برای ایجاد حس انتظارمعایب:امکان افزودن هیچ ویدیویی به عنوان آگهی برای کسب درآمد وجود نداردفقدان پشتیبانی برای بینندگانکسب درآمد با وب سایت Uscreen کار آسانی است. تنها کاری که باید انجام دهید این است که یک استراتژی کسب درآمد از ویدیو را انتخاب کنید و یک مدل قیمت‌گذاری را انتخاب کنید. این پلتفرم دارای یک مدل قیمت‌گذاری سه بخشی است که به شما در کسب درآمد هم کمک می‌کند.توییتر لایو - Twitter Liveهمه ما از وجود پلتفرم معروف رسانه‌های اجتماعی یعنی «توییتر» که چندی قبل، با آمدن ایلان ماسک به این غول رسانه‌ای، به «ایکس» تغییر نام پیدا کرد، آگاه هستیم که همچنان در گروه بزرگترین پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی قرار دارد. Twitter Live یک گزینه عالی برای لایو استریم است که تنها با یک کلیک به بینندگان بیشتری دسترسی دارد. بدون دردسر است و نیازی به تنظیمات پیچیده ندارد. تنها کاری که باید انجام دهید این است که دستگاه تلفن همراه خود را بردارید و لایو استریم را شروع کنید. بنابراین، هرکسی می‌تواند در توییتر (ایکس) به صورت لایو فعالیت کند. اگر می‌خواهید بازی خود را از منابع مختلف پخش کنید، می‌توانید از رمزگذار هم استفاده کنید. در توییتر لایو، هشتگ یا Tab خاصی وجود ندارد که به شما کمک کند به لایو استریمینگ روی پلتفرم دسترسی داشته باشید. به جای آن، شما باید تمام بینندگان و دنبال‌کنندگان خود را تشویق کنید تا اعلان‌های فعالیت‌های شما را فعال کنند و فقط لایو استریم را خیلی زودتر از موعد برگزاری آن تبلیغ کنند. بهترین جنبه این پلتفرم این است که ویدیو به طور خودکار در پلتفرم ذخیره می‌شود تا بینندگان یا مخاطبان شما بتوانند دوباره آن را در وقت دلخواه تماشا کنند.ویژگی‌های کلیدی:شروع به لایو استریم تنها با یک کلیکساده و آسان برای استفادهصفحه نمایش جمع و جورعالی برای رسیدن به اجتماع مخاطب عظیممزایا:می‌توانید مهمانانی را در استریم خود دعوت کنید؛ همزمان سه نفر.دعوت‌نامه‌هایی را برای بینندگان ارسال کنید که در DM آنها دریافت می‌شودتعامل زنده با بینندگانمعایب:ممکن است هنگام شروع کار جدید، جمع کردن مخاطب کمی دشوار باشدبدون Tab برای لایو استریمتوییتر لایو برای استفاده از پلتفرم مشابه در سایر رسانه‌های اجتماعی از شما هزینه‌ای دریافت نمی‌کند. در اینجا می‌توانید از تبلیغات هم کسب درآمد کنید. فقط در صورتی که واجد شرایط برنامه درآمدزایی پلتفرم باشید، می‌توانید از محتوای استریمینگ خود کسب درآمد کنید.TikTok Liveشبکه اجتماعی TikTok به آرامی در حال رسیدن به جایگاه برتر و مسلط در بین همه پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی است؛ چون در سال 2020 روی 840 میلیون دستگاه تلفن همراه دانلود شده است. می‌توانید از این پلتفرم برای استریمینگ گیم و هر محتوای دلخواه خودتان استفاده کنید. از آنجایی که این پلتفرم یک بازیگر جدید در حوزه رسانه‌های اجتماعی است، به طور فعال با به‌روز رسانی روزانه ویژگی‌های ارائه شده خود را بهبود می‌بخشد. چندی قبل، TikTok یک به‌روز رسانی دریافت کرد که در آن کاربران می‌توانند رویدادهای زنده را میزبانی کنند. این بدان معنی است که شما می‌توانید لایو استریم خود را تبلیغ کنید، و بینندگان می‌توانند رویدادهایی را که به آنها علاقه دارند، به راحتی کشف کنند. تنها محدودیت پلتفرم این است که می‌توانید از این پلتفرم در دستگاه‌های تلفن همراه استفاده کنید و نه روی رایانه‌های شخصی.ویژگی‌های کلیدی:حالت تصویر در تصویر تا بینندگان خود را از دست ندهیددیگران را به لایو استریم خود دعوت کنید و با هم به صورت گروهی استریم کنیدجلسات پرسش و پاسخ که بینندگان می‌توانند از شما سؤال بپرسندمزایا:دسته «لایو استریم‌های برتر» به محتوای شما امکان می‌دهد به راحتی از سوی بینندگان کشف شودگزینه‌ای برای افزودن ناظر به لایو استریم‌هافیلتر کلمات کلیدی برای تعدیل نظرات دریافتی و حذف اسپم‌هامعایب:برای کسب درآمد باید شرایط لازم مدنظر پلتفرم را برآورده کردبرای گیمرهای جدید در نظر گرفته نشده استدر TikTok Live می‌توانید لایو استریم را به صورت رایگان میزبانی کنید. شما این امکان را دارید که با دریافت هدایایی از مخاطبان خود، از تمام استریم‌های خود درآمد کسب کنید. کمک‌ها با ارزش پولی واقعی همراه است. اما معیارهای واجد شرایط بودن خاصی برای بهره‌مندی از ویژگی‌های کسب درآمد وجود دارد.Reddit Liveاکثر کاربران به Reddit اعتماد دارند و آن را دوست دارند. در مقایسه با سایر پلتفرم‌های اجتماعی، امتیاز خالص پروموتر بیشتری دارد. جامعه این پلتفرم روی تبدیل آن به مکانی متمرکز شده‌اند که می‌توانید ارتباطات قابل توجهی با همه بینندگان خود ایجاد کنید. برخلاف سایر پلتفرم‌های لایو استریم، Reddit Live به شما اجازه نمی‌دهد هر زمان که بخواهید به صورت لایو، استریم کنید. مکان‌ها و زمان‌های خاصی برای این کار در نظر گرفته شده است. می‌توانید هر چهارشنبه بین ساعت 1 بامداد تا 5 بعد از ظهر پخش زنده داشته باشید. علاوه بر این، نقاط محدودی وجود دارند که می‌توانید برای استریم در این پلتفرم پیدا کنید. شما باید حداقل دو هفته عضو Reddit بوده باشید و حداقل 125 کارمای کامنت (comment karma) دریافت کرده باشید تا بتوانید استریم کنید. پس از اتمام استریم، می‌توانید ویدیو را در پلتفرم ذخیره کنید تا مخاطبان شما بتوانند یک بار دیگر، در زمان دلخواه خودشان، آن را مشاهده کنند. شما می‌توانید حداکثر سه ساعت استریم کنید. می‌توانید محدودیت زمانی را با کمک جوایز بینندگان خود افزایش دهید.ویژگی‌های کلیدی:لایو استریم کردن مبتنی بر جامعهپایگاه مخاطبان انبوهارتباط عالی با بینندگان ایجاد کنیدمزایا:ویدیوی لایو استریم در پلتفرم ذخیره می‌شودکارماهای کامنت‌ها و نظرات را از بینندگان دریافت کنیدبا مخاطبان خود پیوند برقرار کنیدمعایب:دارای محدودیت زمانی. به عبارتی امکان لایو استریم فقط از 1 صبح تا 5 بعد از ظهر هر چهارشنبهحداکثر 3 ساعت پخش زنده مجاز استبرای استریمرهایی که به طور روزانه فعال هستند، اصلاً ایده‌آل نیستاگر می‌خواهید لایو استریم در Reddit داشته باشید، هزینه اضافی نخواهید پرداخت. با این حال، برای واجد شرایط بودن برای پخش زنده، باید کارماهای کامنت را دریافت کنید. بینندگان می‌توانند برای استریم شما جوایزی را به شما ارائه دهند. این هدایا و جوایز با استفاده از سکه‌های Reddit خریداری می‌شوند و می‌توانید در ازای آن پول واقعی دریافت کنید.Wowzaاگر به دنبال شیوه قابل اعتمادی برای استریم کردن هستید که به مقیاس، دستگاه یا شرایط شبکه بستگی زیادی نداشته باشد، Wowza یک انتخاب عالی برای شما است. این وب سایت به عنوان یک نرم‌افزار و سرور میانجی و قابل دانلود عمل می‌کند که امکان لایو استریم و پخش ویدئوی دلخواه را فراهم می‌کند. علاوه بر این، می‌توانید همه چیز را با توجه به نیاز خود سفارشی‌سازی کنید. همچنین می‌توانید به هر دستگاهی به صورت لایو، استریم کنید. این پلتفرم دارای ابزارهای عالی و ویژگی‌های فوق‌العاده‌ای است که می‌تواند کل فرایند لایو استریم را برای شما یکپارچه کند. Wowza به جای اینکه فقط یک وب سایت استریمینگ باشد که مخاطبان شما به  آن مراجعه کنند و لایو استریم‌های شما را تماشا کنند، به میزبانی لایو استریم کمک می‌کند. شما می‌توانید آن را در هر جایی که بخواهید قرار دهید – برای مثال در شبکه‌های اجتماعی یا وب سایت خود.ویژگی‌های کلیدی:ابزارهای زیادی برای پخش بی نقصامکانات استریم مبتنی بر فناوری ابریآسان برای استفاده همراه ویژگی‌های هیجان‌انگیزمزایا:یک پلتفرم لایو استریم قویویژگی‌های قابل تنظیم با گزینه‌های سفارشی‌سازیامکانات پشتیبانی عالیمحتوای استریم شده را برای استفاده بعدی ضبط کنیدمعایب:ممکن است کار با وب سایت برای استریمرهای جدید کمی مشکل باشدبه دانش مناسب درباره لایو استریم کردن مبتنی بر فناوری ابری نیاز داردمی‌توانید از لایو استریم‌های خود در Wowza کسب درآمد کنید. برندها و شرکت‌های مختلفی هم وجود دارند که می‌توانند به شما در کسب درآمد از این پلتفرم کمک کنند.چند سرویس استریمینگ بازی: سرویس استریمینگ بازی چیست؟جدای از سایت‌های استریمینگ، سرویس‌هایی به منظور استریمینگ بازی وجود دارد. این سرویس‌ها به شما امکان می‌دهند از راه دور به سخت‌افزار روی سرورهای سرویس دسترسی داشته باشید. شما از یک کلاینت برای ورود به یک کامپیوتر قدرتمند از طریق اینترنت استفاده می‌کنید و بازی‌های دلخواه‌تان را انتخاب می‌کنید؛ ولی به جای سخت‌افزار خودتان، این بازی‌ها از روی آن کامپیوتر قدرتمند اجرا می‌شوند. کلاینت به سادگی یک فید زنده از ویدیو و صدای دریافتی از سخت‌افزار سرور ارائه می‌دهد و همه ورودی‌های شما را به آن سرور می‌فرستد تا به دستورات بازی ترجمه شود. اساساً، شما کامپیوتری را کنترل می‌کنید که جلوی شما نیست و هر چیزی را که کامپیوتر نمایش می‌دهد، می‌بینید.Shadowپلتفرم Shadow، قدرتمندترین سرویس استریمینگ بازی است؛ چون محدود به بازی نیست. در عوض، به شما امکان می‌دهد از راه دور به یک PC ویندوزی کامل با 28 گیگابایت رم و یک پردازنده گرافیکی Nvidia RTX A4500  تقریبا معادل GeForce RTX 3070  دسترسی داشته باشید. این بدان معناست که می‌توانید هر چیزی را روی آن اجرا کنید، از هر فروشگاه بازی، یا خودتان هر بازی یا نرم افزاری را به صورت دستی نصب کنید. Shadow همچنین گران‌ترین سرویسی است که ما آزمایش کرده‌ایم، اما عملکرد آن ارزش هزینه کردن را دارد.مزایا:امکان دسترسی کامل از راه دور به یک PC قدرتمند ویندوزی را فراهم می‌کندبه شما امکان می‌دهد بازی‌های سازگار با ویندوز یا نرم افزارهای دیگر را اجرا کنیدعملکرد سریع و پاسخگویی خوب، با اتصال شبکه خوبمعایب:گران و پولی بودنعملکرد آن با پردازنده‌های گرافیکی محلی پیشرفته مطابقت نداردبرای گیمرها، Shadow یک شیوه فوق‌العاده برای بهره‌مندی از تمام مزایای یک PC کامل است. جدای از بحث استریمینگ بازی، Shadow یک سرویس ایده‌آل برای خلاقانی است که به قدرت بیشتری نسبت به سخت‌افزار محلی خود نیاز دارند.Xbox Game Pass Ultimateبا پرداخت 16.99 دلار در ماه، Xbox Game Pass Ultimate شامل مجموعه‌ای از صدها بازی برای ایکس باکس و ویندوز است. همچنین دارای بازی‎های ابری به عنوان بخشی از برنامه عضویت است که در دستگاه‌های اندرویدی قابل دسترس هستند. در این مورد، استریم کردن بازی یک ویژگی اضافی است که هنوز در مرحله بتا است، اما تاکنون از عملکرد خوب آن تحت تاثیر قرار گرفته‌ایم.مزایا:صدها بازی برای ایکس باکس و  PC ویندوزیهمه بازی‌های Xbox Game Studios و شرکت بتسدا در روز عرضه در دسترس هستنداستفاده از سرویس‌های Xbox Live Gold، بازی‌های ابری، و EA Play همگی در اینجا گنجانده شده‌اندمعایب:کمی گران است و هزینه زیادی روی دست‌تان می‌گذارداجرای بازی‌های ابری روی آن هنوز در مرحله بتا استگیمرهای سخت‌گیر می‌دانند که Xbox Game Pass Ultimate مجموعه عظیمی از بازی‌های عالی، از جمله جدیدترین بازی‌های شرکت‌های مایکروسافت و بتسدا را با قیمت خیلی مناسب ارائه می‌دهد. به علاوه، می‌توانید آن‌ها را روی PC، ایکس‌ باکس یا تلفن همراه اندرویدی اجرا کنید.Sony PlayStation Plus Premiumآخرین پیشنهاد فهرست ما، PlayStation Now است که سرویس پخش بازی اختصاصی سونی بود، اما الان به بالاترین سطح سرویس اشتراک پلی استیشن پلاس تبدیل شده است. برخلاف Xbox Game Pass Ultimate، PlayStation Now با دستگاه‌های تلفن همراه کار نمی‌کند و حتی در شرایط شبکه خوب هم به خوبی پاسخگو نیست. همچنین فقط برای بازی‌های پلی استیشن 4 اجرا می‌شود.مزایا:برنامه Essential سطح ورودی شامل بازی‌های ماهانه و ذخیره‌های ابری استمجموعه‌های بازی بزرگ و متنوع برای سطوح عضویت بالاترچند گزینه عالی بازی به طور ماهیانهمعایب:مجموعه‌های بازی آن به اندازه انتخاب‌های Xbox Game Pass قانع‌کننده نیستندعملکرد استریمینگ متوسط و در حد راه انداختن کار استریمرهافاقد کاربران تلفن همراه برای استریم بازیبهترین گزینه برای طرفداران اختصاصی پلی استیشن که می‌خواهند کل کاتالوگ کلاسیک پلی استیشن پلاس و همچنین بازی‌های اخیر PS4 را روی PC بازی کنند.نظر شما درباره فهرست بهترین سایت های استریم چیست؟ کدام سایت را ترجیح می‌دهید یا ویژگی‌های کدام‌یک بیشتر نظرتان را جلب کرده؟برای خواندن آخرین مطالب استریم همراه مجله لیویتو باشید.همچنین فراموش نکنید که برای استریم کردن یا تماشای استریم باکیفیت با اینترنت نیم‌بها می‌توانید از لیویتو استفاده کنید.</description>
                <category>لیویتو - Livito.tv</category>
                <author>لیویتو - Livito.tv</author>
                <pubDate>Fri, 01 Mar 2024 11:48:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرگ گیم دیزاین؛ آیا هنر طراحی بازی مرده!؟ به مناسبت عرضه بازی Skull and Bones</title>
                <link>https://virgool.io/@livitotv/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%DA%AF%DB%8C%D9%85-%D8%AF%DB%8C%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%B9%D8%B1%D8%B6%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-skull-and-bones-rhm6xgqvystc</link>
                <description>اخیرا بازی Skull and Bones توسط شرکت Ubisoft منتشر شده که حواشی بسیاری را به‌دنبال داشته. در ادامه با مطلب «مرگ گیم دیزاین»، با لیویتو همراه باشید (همچنین برای خواندن نسخه کامل این مطلب می‌توانید روی این لینک کلیک کنید).تا حالا شده که پر از شور و هیجان باشید برای بازی کردن؟ می‌نشینید پای کنسول، لپ تاپ یا سیستم‌ بازی‌تان، وارد بازی می‌شوید، شاید در حد ۲۰ دقیقه دوام بیاورید و بعد انگار نه انگار ۲۰ دقیقه پیش سرشار از هیجان بودید برای بازی کردن؛ قرار بود ساعت‌ها بنشینید پای بازی و گذر زمان را متوجه نشوید، اما این اتفاق نیفتاد. پاسخ به این سوال را همگی می‌دانیم که بله، اینطور شده است. از گیمر کم سن و سال‌تر بگیرید تا مسن‌تر، فرقی نمی‌کند؛ همه‌مان این را تجربه کرده‌ایم. اما دلیل این اتفاق چیست؟ پاسخ به این سوال جالب‌تر است از چیزی که فکر می‌کنید، چون این پاسخ را نیز همگی می‌دانیم ولی نه به صورت خودآگاه!اخیرا یک بازی AAAA (طبق ادعای ناشر بازی!) به نام Skull and Bones بعد از ۱۱ سال توسعه منتشر شد. حالا بازی AAAA یعنی چه؟ در صنعت بازی جاافتاده که براساس بودجه و بخش‌های مختلف ساخت و توسعه یک بازی، آن را از یک A تا سه AAA درجه‌بندی می‌کنند.وقتی یک بازی AAA باشد، یعنی یک بازی پرخرج و بلاک‌باستر به حساب می‌آید که در هزینه ساخت، ناشر و سازنده‌اش کم نگذاشته‌اند. یوبی‌سافت در چند سال اخیر مفاهیم زیادی از صنعت بازی را (نه به خوبی!) زیر سوال برده و این درجه‌بندی کیفی/اقتصادی ساخت هم از این قائله مستثنی نبوده. بیش از ۱۱ سال پیش یک بازی به اسم Skull and Bones معرفی شد که قرار بود یک بازی چندنفره تمام‌عیار Immersive متمرکز بر دزدان دریایی باشد. بعد از هزارویک بار تعویق در روز انتشار، مشکلات توسعه و Development Hell و انواع عذرها و بهانه‌ها، بالاخره این بازی طی دو هفته گذشته منتشر شد؛ عنوانی که به خاطر پول زیادی که به آن تزریق شده و مدت زمان زیاد توسعه‌اش، توسط ناشرش یک بازی AAAA خوانده می‌شود. در ادامه نگاهی به این پدیده بازی‌سازی می‌اندازیم؛ اولین بازی AAAA تاریخ!به محض شروع بازی، شما سوار بر یک کشتی هستید که به شما گفته نمی‌شود باید چه کار کنید یا کجا بروید؛ که البته این مورد به خودی خود مشکلی ندارد. به هر حال، به دو شکل می‌توان شروع یک بازی را در مقوله گیم دیزاین طراحی کرد:یا بخش آموزشی بازی (Tutorial) را به‌صورت کاملا واضح و آشکارا مثل یک کلاس درس به گیمر ارائه می‌دهیم تا مخاطب بازی ما بداند با دکمه‌های روی کنترلر/کیبوردش چه کارهایی می‌تواند در بازی انجام بدهد.یا بخش آموزشی بازی را به شکل تجربی طراحی می‌کنیم. یعنی اول بازی گیم دیزاینر و طراح مرحله، یک مرحله کاملا مختص به بخش آموزشی بازی طراحی کرده‌اند و به گیمر نمی‌گویند این دکمه و آن دکمه چه کار می‌کنند؛ بلکه می‌گذارند خود گیمر این موارد را تجربه کند و یاد بگیرد.دو مورد بالا را به روشی ساده‌تر هم می‌توان بیان کرد. شما می‌خواهید دوچرخه‌سواری یاد بگیرید و مورد اول مثل والدین یا بزرگ‌تری است که در این پروسه به شما کمک می‌کند. دوچرخه را نگه می‌دارد، همراه شما راه می‌رود و می‌گوید چه کار کنید. مورد دوم مثل داشتن چرخ‌های کمکی است که به چرخ پشتی دوچرخه متصل می‌شوند. شما خودتان دوچرخه‌سواری را به شکل تجربی یاد می‌گیرید و بعد از مدتی دیگر نیازی به کمکی‌ها ندارید.اما برمی‌گردیم به Tutorial بازی Skull and Bones که نه مورد اول است و نه دوم! در ابتدا شما با یک کشتی در اقیانوس رها شده‌اید و پس از مدتی گشت‌وگذار (در منطقه‌ای محدود!) به چند قایق و کشتی دشمن می‌رسید و اینجا بازی به شما می‌گوید برای نابود کردن دشمن چه‌کار کنید!کشتی‌ها مدام به شما شلیک می‌کنند و شما هم تا می‌توانید به آن‌ها. انواع شلیک در بازی وجود دارد، ولی بازی فقط دو مورد را به شما به‌طور مستقیم آموزش می‌دهد. این پروسه آن‌قدر طولانی می‌شود که از خودتان می‌پرسید «الان کل بازی همین هست؟»، «یعنی باید چه‌کار کنم که بازی جلو برود؟».به شخصه از این تکرار خسته شدم و حدس زدم با احتساب این همه دشمن و من تک‌وتنها، حتما باید بگذارم کشتی من نابود بشود تا بازی شروع شود! کنترلر را زمین گذاشتم و رفتم به کارهای شخصی‌ام رسیدگی کردم. وقتی برگشتم دیدم بازی از من می‌خواهد ویژگی‌های شخصیت‌ام را انتخاب کنم! پس از گذر از این پروسه، بازی رسما شروع شد.در بازی‌های متعددی، گاهی باس‌ها و دشمن‌هایی وجود دارند که از پا درآوردن آن‌ها از توان بازیکن خارج است. انگار که این باس یا دشمن خاص برای این سطح فعلی من طراحی نشده. این مدل باس‌ها زمانی وارد بازی می‌شوند که شما به‌صورت تجربی یا غیر از آن با همه مکانیک‌های بازی آشنا شده‌اید و در نهایت، بعد از چند مبارزه ساده و معقول، یک مبارزه بسیار سخت روبه‌روی شما قرار می‌گیرد که در آن باید شکست بخورید؛ که این اتفاق نیز معمولا سریع رخ می‌دهد.اما Skull and Bones در قسمت آموزشی و اولین قدم‌های خود هیچ کاری را درست انجام نمی‌دهد. نه یک Tutorial تجربی را ارائه می‌دهد و نه کامل و دقیق می‌گوید مکانیک‌های کنترل‌اش چه هستند. در نهایت هم می‌خواهد شما را به‌زور شکست بدهد تا روایت داستان‌اش را آغاز کند، ولی این پروسه ۱۰ دقیقه یا حتی بیشتر به طول می‌انجامد؛ مگر اینکه مقاومت نکنید و بگذارید کشتی‌های دشمن شما را زودتر منهدم کنند!در ادامه نیز این بازی هیچ چیزی برای ارائه ندارد. یک سری تعامل‌های بسیار ابتدایی انجام می‌دهید، دیالوگ‌ها را رد می‌کنید، یک Quest دریافت می‌کنید که یا شامل جمع‌آوری آیتم است یا انهدام دشمن، به ارائه‌دهنده کوئست برمی‌گردید و جایزه و XP دریافت می‌کنید، همین و بس! هیچ عمق، خلاقیت و نوآوری در این روند وجود ندارد. کل محتوای قابل بازی فعلی این عنوان نیز طی ۱۰ تا ۱۲ ساعت به پایان می‌رسد. هر چقدر هم خرج توسعه این بازی شده باشد و به قول ناشر، در حالت دسترسی اولیه یا Early Access هم منتشر شده باشد، آیا این چیزی است که بتوان به آن یک عنوان AAAA گفت!؟این طرز فکر در اهدای القاب به بازی‌ها من را یاد عملکرد مسئولین و شهرداری‌های کشورمان می‌اندازد. یک طرح برای احداث یک شهرک، یک پارک، یک فلکه (!) یا غیره و غیره وجود دارد، ۱۰ سال است که توسعه‌اش طول کشیده و میلیاردها تومان خرج‌اش شده. بعد از ۱۱ سال پروژه مذکور با افتخارات فراوان و پخش انواع سرودهای پیروزی و غرورآفرین افتتاح می‌شود و افتتاح‌کننده‌ها آن را بزرگ‌ترین دست‌آورد قرن می‌نامند! اهدای AAAA به Skull and Bones از دید من نوعی هیچ فرقی با افتتاح همان پروژه‌های پارک و فلکه ندارد! مهم نیست شما چقدر پول خرج ساخت این بازی کرده‌اید، مگر یک «بازی» نباید سرگرم‌کننده باشد؟ به شعور مخاطب‌اش احترام گذاشته و در همان حین طوری گیمر را به خودش جذب کند که انگار پیش از این هیچ بازی دیگری را انجام نداده؟ وقتی بازی شما همین موارد اصولی را نیز رعایت نکرده و اولین معیارهای Game Design را نیز نادیده گرفته، میلیاردها دلار هم خرج ساخت‌اش کرده باشید هیچ ارزشی ندارد. در نتیجه این موارد و کمبودها را سعی می‌کنید با اهدای القاب آنچنانی و دور از ذهن بپوشانید.چرا خودمان را اذیت می‌کنیم، آمار و کارنامه‌ها گویای همه چیز است!یک بازی که دقیقا ۱۱ سال پیش و قبل از معرفی Skull and Bones منتشر شده، آمار گیمرهایش بیش از ۲۰۰٪ افزایش داشته! خود گیمر، خود مخاطب یک اثر هنری، متوجه می‌شود چه کاری به درستی انجام شده و در اوقات فراغت‌اش سراغ همان اثر می‌رود. مگر اساسینز کرید بلک فلگ چه کار خاصی انجام داده بود؟ صرفا اصول گیم دیزاین را رعایت کرد بود و طراحی بازی خوبی داشت. یک ویدیوگیم بدون داشتن طراحی بازی، چیزی جز یک اثر تعاملی نیست و به نظر من، اسم این اثر را دیگر نمی‌توان «بازی گذاشت». اتفاق مشابه‌ای نیز برای Suicide Squad Kill the Justice League و سری بتمن آرکهام افتاده که گیمرها بعد از بازی کردن عنوان اول، سراغ بازی‌های قبلی توسعه‌دهنده یعنی بتمن آرکهام‌ها رفته‌اند. نکته جالب اینجاست که هر دو بازی Skull and Bones و Suicide Squad وجه شباهت‌هایی دارند؛ هر دو بازی‌های Open World و لایو سرویس هستند.آیا قاتل گیم دیزاین جهان باز شدن اکثر بازی‌ها و لایو سرویس بودن‌شان است؟در ظاهر به این سوال می‌توان جواب بله داد، ولی وقتی بیشتر فکر می‌کنیم واقعا این‌طور نیست. در ظاهر از نسل هشت کنسول‌ها سری بازی‌های زیادی به جهان باز یا نیمه باز شدن علاقه پیدا کردند. هر چه بازی‌ها بیشتر جهان باز شدند و وسعت نقشه‌هایشان بیشتر شد، عمق و ظرافت گیم دیزاین آن‌ها کمتر. از طرف دیگر ویروس لایو سرویس را داریم که قصدش شیردوشی کامل بازی و پلیرهاست. در واقع مسیری که صنعت گیم از نسل قبل طی کرده، باعث کاهش کیفیت و افزایش کمیت شده.برخی روسای تیم توسعه‌دهنده بازی و اکثر روسای تیم نشر آن ترجیح می‌دهند گزینه‌های درآمدزایی در بازی بیشتر باشد تا کیفیت گیم دیزاین آن. در واقع ترجیح آنها این است که بودجه گیم دیزاین را به توسعه و تولید آیتم‌های لایو سرویس و توسعه هر چه بیشتر Map اختصاص بدهند. بازی‌های آنلاین و لایوسرویس یک ویژگی دارند و آن هم در جریان بودن‌شان است. یعنی می‌توانند شما را مشغول هیجان و آدرنالین رقابت زنده با دیگر گیمرها کرده و با محتواهای جدید پرزرق و برق‌شان شما را کاملا از نقصان اصلی بازی گمراه کنند. در این بین، هیجان و آدرنالین رقابت جایگزین نیاز به طراحی بازی شده.اتفاقی که در امثال Skull and Bones و Suicide Squad افتاده، وجود گزینه‌های بهتر مشابه در کارنامه آثار هر دو ناشر و سازنده است؛ به علاوه کاملا آنلاین و رقابتی نبودن این بازی‌ها. همین‌ها نیز باعث شده که گیمرها از بازی کردن عناوین جدیدی که به شعورشان احترام نمی‌گذارد و برای مبلغی که هزینه کرده‌اند ارزشی قائل نیستند، دست بکشند و سراغ عناوینی بروند که این کارها را سال‌ها پیش به نحو احسن انجام داده بودند.آیا هنر طراحی بازی مرده!؟متاسفانه و تا حد زیادی بله، این اتفاق ناگوار رخ داده. وقتی به دلیل اصلی زده شدن از یک بازی در کمتر از ۲۰ دقیقه فکر می‌کنید، محو شدن ذوق و شوق‌تان برای بازی کردن، عدم عرضه بازی‌های «خوب» مخصوصا در نسل هشتم صنعت بازی در مقایسه با نسل‌های قبلی و رو آوردن افراطی به ریمیک و ریمسترها، همه این‌ها یعنی مرگ گیم دیزاین. اما آیا می‌توان هنر طراحی بازی را احیا کرد؟ البته که می‌شود. به لطف رفتار و واکنش گیمرها به بازی‌های اخیر و پایداری بسیاری از استودیوهای مستقل یا قدیمی دربرابر لایو سرویس شدن و جهان باز شدن همه چیز، هنر طراحی بازی هنوز گهگداری می‌درخشد و اعلام حضور می‌کند.باید دید در آینده آیا این رفتار گیمرها ادامه خواهد داشت یا خیر؛ یا ناشرهای حریص با ترفندهای جدیدی گول‌مان می‌زنند. ولی در هر صورت، هنر بازی‌های ویدیویی و جادوی این مدیوم بدون گیم دیزاین هیچ معنا و هویتی ندارد. این چیزی است که دیر یا زود این ناشرهای حریص و گیمرهای جدید و قدیمی دوباره به آن پی می‌برند.نظر شما درباره این مبحث چیست؟ به نظرتان بازی‌های خوب امروزی و جدید کدام بازی‌ها هستند؟ برای‌مان بنویسید.برای خواندن مقالات بررسی بازی بیشتر با مجله لیویتو همراه باشید.همچنین فراموش نکنید که برای استریم کردن یا تماشای استریم باکیفیت با اینترنت نیم‌بها می‌توانید از لیویتو استفاده کنید.</description>
                <category>لیویتو - Livito.tv</category>
                <author>لیویتو - Livito.tv</author>
                <pubDate>Thu, 29 Feb 2024 02:15:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پشت صحنه ساخت بازی Warcraft | ماجرای سرآغاز دنیایی پهناور</title>
                <link>https://virgool.io/@livitotv/%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-warcraft-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B1-t0jg9gcjibpq</link>
                <description>بازی وارکرفت با ۱۱.۲ میلیارد دلار درآمدزایی نه تنها به عنوان یکی از پرسودترین مجموعه‌های سرگرمی و بازی‌های ویدیویی تاریخ شناخته می‌شود، بلکه ژانر MMORPG بدون وجود وارکرفت قابل تصور نیست. در ادامه به پشت صحنه ساخت بازی Warcraft ‌می‌پردازیم، با لیویتو همراه باشید (همچنین برای خواندن نسخه کامل این مطلب می‌توانید روی این لینک کلیک کنید).پرفروش‌ترین فرانچایز MMORPG جهان بخش عظیمی از محبوبیت‌اش را مدیون ایده‌ای است که پشت ساخت Warcraft قرار گرفت؛ این یکی از آن سناریوهای نادری بود که یک بازی، ژانر خود را تعریف می‌کند و نه برعکس.شاید عبارت «WoW» را نباید برای خلاصه کردن عنوان بازی‌های اصلی آن یعنی World of Warcraft به کار ببریم؛ شاید این‌طور بهتر باشد که آن را نشانه و آوای تعجبی بدانیم که بازیکنان بعد از دیدن عظمت و موفقیت مجموعه مورد علاقه خود بر زبان می‌آورند!از بازی Warcraft به جهان وارکرفتدر سال ۱۹۹۱ میلادی سه تن از فارغ‌التحصیلان دانشگاه کالیفرنیا تصمیم گرفتند استودیو جدیدی را با نام Silicon &amp; Synapse افتتاح کنند. این استودیو در وهله اول مشغول پورت بازی‌های سایر استودیوها برای پلتفرم‌های مختلف شد. طی دو سال این سه نفر پیشرفت‌های خوبی را رقم زدند و این فرصت مهیا شد تا Davidson &amp; Associates شرکت را تصاحب کند.در این دوره آن‌ها به تنهایی دو بازی کامل را توسعه داده بودند اما بعد از تغییر نام به Blizzard Entertainment که ما آن را به سادگی بلیزارد می‌نامیم، سران استودیو به این نتیجه رسیدند که باید از منطقه امن خود حتی از این هم فراتر بروند. در این حین همه چیز مهیا شد تا بلیزارد در سال ۱۹۹۴ اولین بازی سری به نام Warcraft: Orcs &amp; Humans را تحت ژانر استراتژی عرضه کند.بلیزارد موفقیت خوبی را در چشم‌انداز خود می‌دید و قصد نداشت آن را خراب کند. روند عرضه بازی‌های وارکرفت تا نزدیک به ۱۰ سال بعد ادامه پیدا کرد و ۵ عنوان دیگر هم در ژانر استراتژی به دست بازیکنان رسیدند. اما تغییر نگرش بلیزارد نسبت به مجموعه بازی Warcraft حتی پیش از شروع هزاره جدید آغاز شده بود.در این هنگام یعنی سال ۱۹۹۸ بلیزارد تیم توسعه خود را به دو قسمت تقسیم کرده بود: یکی از تیم‌ها روی پروژه‌ای کار می‌کرد که خیلی سریع تبدیل به وارکرفت ۳ شد و دیگری مشغول چیزی بود که سنگ‌بنای World of Warcraft را بنیان گذاشت.اکثر کارمندان بلیزارد تا انتهای آن دهه تبدیل به طرفداران پر و پا قرص بازی‌های MMO شده بودند. عرضه Ultima Online در سال ۱۹۹۷ و سپس عرضه پر سر و صدای Everquest در سال ۱۹۹۹ که اتفاقاً هر دو هم MMO بودند، ایده‌های تازه‌ای را به جان بلیزارد انداخته بود.بلیزارد در سال ۱۹۹۹ از قسمت سوم وارکرفت رونمایی و آن را دو سال بعد در ۲۰۰۲ عرضه کرد. World of Warcraft اندکی بعد، در سال ۲۰۰۱ به مخاطبان نمایش داده شد اما تا پیش از نوامبر ۲۰۰۴ رنگ قفسه‌ها را ندید.افزون بر جهان، داستان و شخصیت‌های یکسان، بازی Warcraft در برخی بازه‌های زمانی توسعه خود میزبان کارمندانی بود که از تیم دیگر شرکت به پروژه می‌پیوستند. بسیاری از نمونه‌های اولیه و تصاویر مفهومی بازی مستقیماً از آثار برجسته MMO آن زمان مانند Everquest که به آن اشاره کردیم، الهام گرفته شدند.تیم توسعه‌دهنده بازی Warcraft در پشت صحنه با اشتیاقی نامحدود مشغول توسعه بازی بودند اما مشکلات یکی پس از دیگری از راه می‌رسیدند. یکی از نگرانی‌های اصل تیم، ضعف ماموریت‌ها بود؛ اگر قرار بود World of Warcraft در برابر رقبای خود پیروز شود، راهی نداشت جز استفاده از پتانسیل ماموریت‌ها متنوع.بلیزارد در این هنگام دست به کار شد و جف کاپلان (Jeff Kaplan) را برای صیقل دادن ماموریت‌ها استخدام کرد. جالب است بدانید کاپلان بعداً به دلیل عملکرد خارق‌العاده‌اش کارگردانی نسخه Wrath of the Lich King و همچنین فراتر از آن، Overwatch، اولین آی‌پی جدید استودیو بعد از دو دهه را هم به عهده گرفت.بازی World of Warcraft با بینش کارمندان جدید و جاه‌طلبی مدیران استودیو روز به روز بزرگ‌تر می‌شد. ده‌ها توانایی برای هر کلاس، تاریخچه غنی، گیم‌پلی ساختاریافته و …، بازی Warcraft را آرام‌آرام تبدیل به MMORPG کرد. سرانجام World of Warcraft سال ۲۰۰۴ در ایالات متحده و سال ۲۰۰۵ در اروپا عرضه شد. طرفداران راضی بودند، نقد و بررسی‌ها عالی بود، جایزه‌ها یکی پس از دیگری می‌رسیدند و فروش بازی نظیر نداشت. وارکرفت وارد برهه جدیدی از تاریخ خود شد.تغییرات اساسیبلیزارد بعد از عرضه World of Warcraft، هرگز نسخه استراتژی دیگری را از سری وارکرفت توسعه نداد. Starcraft یکی دیگر از مجموعه‌های بلیزارد این ژانر را در بطن خود جا داد و در عوض وارکرفت در چنگال ژانر MMORPG قرار گرفت.اگرچه World of Warcraft نه به صورت مستقیم و طی همکاری بلیزارد و شرکت The9 در چین عرضه شد، اما مشترکان وسیعی را کسب کرد. تخمین‌های سال ۲۰۰۸ نشان می‌داد که این بازی ۶۲ درصد از سهم بازار MMORPG را در اختیار دارد و تلاش‌های توسعه‌دهندگان در پشت صحنه، جواب داده است.موفقیت این بازی و چینش مجدد سیاست‌های بلیزارد برای توسعه و عرضه نسخه‌های بعدی، چشم‌اندازهای استودیو را تغییر داد. طی مدت کوتاهی بین سال ۲۰۰۴ الی ۲۰۰۶، کارمندان استودیو از ۴۰۰ نفر به ۱۶۰۰ نفر رسید. از طرفی World of Warcraft به قدری بزرگ و مهم بود که شروع برگزاری رویدادهای BlizzCon را برای اولین بار در سال ۲۰۰۵ کلید زد. اولین مراسم BlizzCon حدود ۶۰۰۰ نفر جمعیت را به خود جذب کرد و تا همین امروز برای معرفی بازی‌های جدید شرکت ادامه یافته است.توسعه‌دهنده مجموعه بازی Warcraft و افزونه‌های آن تنها از طریق اشتراک‌ها، سالانه ۱.۱ میلیارد دلار درآمدزایی می‌کرد. بلیزارد در سال ۲۰۰۷ بسته الحاقی The Burning Crusade را برای بازی اصلی عرضه کرد که فقط در روز عرضه، ۲.۴ میلیون کپی از آن به فروش رفت و لقب سریع‌ترین بازی پروفروش رایانه‌های شخصی را به خود اختصاص داد.در همین حین که بلیزارد مشغول برنامه‌ریزی طولانی مدت برای عرضه بسته‌های گسترش دهنده جدید مثل Wrath of the Lich King، Cataclysm و حتی Mists of Pandaria بود، سر و کله اکتیویژن پیدا شد. بابی کوتیک (Bobby Kotick) مدیر عامل وقت اکتیویژن با ورشکستگی احتمالی شرکت‌اش دست و پنجه نرم می‌کرد و پیش‌تر چند استودیو جدید را برای فرار از این وضعیت تاسیس کرده بود.او پس از مشاهده آمار حیرت‌انگیز و درآمدزایی World of Warcraft و بسته‌های گسترش دهنده آن با مدیر عامل Vivendi Games (صاحب بلیزارد) جن برنارد لوی (Jean-Bernard Levy) برای تصاحب بلیزارد به توافق رسیده بود اما تنها به یک شرط: کنترل اکثریت شرکت بعد از ادغام به برنارد لوی واگذار شود، چرا که به باور خود ارزش World of Warcraft را می‌دانست. بابی کوتیک موافقت کرد و دو شرکت ادغام شدند تا اکتیویژن بلیزارد کنونی را شاهد باشیم.پس از شکست شریک تجاری بلیزارد در عرضه بسته گسترش دهنده Wrath of the Lich King در چین، بلیزارد برای عرضه بسته‌های الحاقی بعدی World of Warcraft در سال ۲۰۰۹ شروع به همکاری با NetEase، غول چینی، کرد. این همکاری دوره‌ای جدید را در تاریخ بلیزارد آغاز کرد و همراه آن، Battle.net 2.0 در ادامه همان سال عرضه شد.وارکرفت در بحرانتعداد مشترکین World of Warcraft در سال ۲۰۱۴ به ۶.۸ میلیون نفر رسید که کمترین مقدار از سال ۲۰۰۶ بود. قبلاً در سال ۲۰۱۰ تعداد مشترکین تا ۱۲ میلیون هم بالا رفته بود. البته این افت از سال‌های پیش، بعد از تصاحب توسط اکتیویژن شروع شده بود و بلیزارد پس از تجربه بیشترین مشترکان تاریخ خود در سال ۲۰۱۰ به خوبی می‌دانست که باید دست به اقداماتی اساسی بزند.در این سال‌ها بازی‌های مستقل محبوبیتی بی‌نظیر را کسب کرده بودند. هزاران بازی کوچک بدون بودجه خاصی به بازار عرضه می‌شدند و توانایی این را داشتند که تا مدت‌ها نظر کاربران را جلب کنند.این موضوع در کنار کاهش توجه و درآمد World of Warcraft، بلیزارد را به سمت نگرش‌های جدیدی سوق داد. از سال ۲۰۱۰ چند تیم کوچک درون استودیوهای شرکت شکل گرفتند تا روی ایده‌های جدید مبتنی بر بازی‌های مستقل کار کنند. یکی از این تیم‌ها با ۱۰۰ کارمند روی پروژه Titan متمرکز شد.بلیزارد بدون اعلام جزئیات مدام تاکید می‌کرد که بازی حول جهان وارکرفت توسعه پیدا می‌کند. این پروژه بعداً در سال ۲۰۱۳ به صورت داخلی لغو شد. مجدداً همان تیم با الهام گرفتن از نمونه‌هایی که پیش‌تر ساخته شده بودند، با ۴۰ کارمند در سال ۲۰۱۴ روی چیز جدیدی شروع به کار کرد که نتیجه‌اش عرضه Overwatch در سال ۲۰۱۶ بود.یکی دیگر از تیم‌ها در مسیری کاملاً خلاقانه پیش رفت و به ایده ساخت یک بازی بر مبنای ژانر «جمع‌آوری کارت» با روایتی از جهان وارکرفت رسید. این تیم به کار خود ادامه داد تا نهایتاً ایده اصلی Hearthstone شکل گرفت؛ یک بازی Free-to-Play که در مارس ۲۰۱۴ عرضه شد و تا پایان همان سال ۲۵ میلیون نفر بازیکن را جذب کرد. بلیزارد در سال ۲۰۱۸ خبر از جذب ۱۰۰ میلیون بازیکن ماهانه داد که در نوع خود بی‌نظیر بود.به هرحال، با ورود Overwatch بلیزارد صاحب چهارمین آی‌پی مهم خود در کنار وارکرفت، دیابلو و استارکرفت شد. تیم بعدی روی توسعه عنوانی مشغول شد که شخصیت‌ها و جهان بازی‌های این مجموعه‌ها را به صورت کراس‌اور زیر یک سقف جمع کند. سال ۲۰۱۵ با عرضه Heroes of the Storm این اتفاق رخ داد و جهان وارکرفت برای اولین بار در تاریخ سری، با جهان‌های دیگری به اشتراک گذاشته شد.وارکرفت قیام می‌کنددر  حد فاصل از سال ۲۰۱۴ الی ۲۰۱۶ دو بسته الحاقی Warlords of Draenor و Legion هم برای World of Warcraft عرضه شد تا کاربران نسخه اصلی نیز طعم این لذت را بچشند و با بلیزارد در موفقیتش سهیم شوند. بلیزارد در سال ۲۰۱۸ بسته گسترش دهنده Battle for Azeroth را به‌عنوان هفتمین متحوای الحاقی World of Warcraft عرضه کرد.نسخه مذکور با ۳.۴ میلیون نسخه فروش در روز عرضه، رکورد پرفروش‌ترین بسته گسترش دهنده تاریخ مجموعه را به خودش اختصاص داد و میانگین امتیازات قابل توجهی را دریافت کرد. تنها ۲ سال بعد Shadowlands عرضه شد و با فروش ۳.۷ میلیون واحدی نه تنها رکورد مجموعه بلکه رکوردهای جهانی یک بسته گسترش‌دهنده را هم جابه‌جا کرد.بلیزارد با درک موقعیت حاکم بر بازار و نظاره افزایش علاقه بازیکنان به بازی‌های نوستالژی، از قافله عقب نماند و دقیقاً همانند کاری که با شروع دهه ۲۰۱۰ با ایده‌های جدید انجام داد، از سال ۲۰۱۹ با عرضه نسخه‌های کلاسیک کرد. World of Warcraft Classic این روند را آغاز کرد و عرضه Warcraft III: Reforged در سال ۲۰۲۰، آن را ادامه داد.این اولین بار طی ۱۷ سال گذشته بود که بلیزارد عنوانی جدید از بازی‌های سری اورجینال Warcraft را عرضه می‌کرد. با وجود این‌که عنوان مذکور ریمستر یک بازی قدیمی محسوب می‌شد، اما به گیمرها اجازه داد که دوباره به ریشه‌های دنیای وارکرفت خیره شوند و به دوره عناوین استراتژی سری بازگردند. انتشار The Burning Crusade Classic در سال ۲۰۲۱ به عنوان جدیدترین ورودی، قدیمی‌ترین بسته گسترش‌دهنده را در قامتی تازه به بازیکنان هدیه کرد.تلاش تقریباً یک دهه‌ای بلیزارد برای بازگرداندن بازی Warcraft به مرکز توجه و کیفیت زبانزدش جواب داد و اکنون، با فرانچایزی مواجه هستیم که حتی از روزهای اوج خود نیز بیشتر ستایش می‌شود و درآمدزایی می‌کند. برای خواندن مطالب پشت صحنه بیشتر با مجله لیویتو همراه باشید.همچنین فراموش نکنید که برای استریم کردن یا تماشای استریم باکیفیت با اینترنت نیم‌بها می‌توانید از لیویتو استفاده کنید.</description>
                <category>لیویتو - Livito.tv</category>
                <author>لیویتو - Livito.tv</author>
                <pubDate>Thu, 29 Feb 2024 01:47:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین استریمرهای خارجی چه کسانی هستند؟ فهرست بهترین استریمرهای خارجی</title>
                <link>https://virgool.io/@livitotv/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%85%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%85%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C-zl5tac4eoikz</link>
                <description>امروزه استریمرها نقش مهمی در صنعت سرگرمی دارند و سالانه میلیون‌ها دلار از این راه به دست می‌آورند. در ادامه با لیویتو همراه باشید تا به معرفی فهرست برخی از بهترین استریمرهای خارجی بپردازیم‌ (همچنین برای خواندن نسخه کامل این مطلب می‌توانید روی این لینک کلیک کنید).Ludwigنام واقعی: لودویگ آگرن (Ludwig Ahgren)تعداد دنبال‌کننده: ۵.۲۴ میلیون نفردرآمد تقریبی: ۱۰ هزار دلار در ماهدسته‌بندی: مسابقات، آشپزی، موسیقی، Super Smash Bros و Mario Partyزبان استریم: انگلیسیاو در سال ۲۰۱۸ فعالیت‌اش را در توییچ آغاز کرد و تقریباً یک سال بعد به یک استریمر تمام‌وقت تبدیل شد. لودویگ در ابتدا بازی‌هایی چون Super Smash Bros، Mario Party و Dark Souls را استریم می‌کرد و بعداً برگزاری مسابقات، آشپزی و موسیقی را هم به محتوای خود اضافه کرد.شهرت اصلی این استریمر خارجی از سال ۲۰۲۱ آغاز شد، جایی که او یک ماراتون استریم (Subathon) برگزار کرد. در این رویداد، لودویگ به‌ازای هر سابسکرایبر (Subscriber) مدت استریم خود را ۱۰ ثانیه افزایش می‌داد. لودویگ برای قدردانی از حمایت مردم، بخشی از درآمدی که در طول این استریم به دست آورده بود را به خیریه اهدا کرد.TimTheTatmanنام واقعی: تیموتی جان بتار (Timothy John Betar)تعداد دنبال‌کننده: ۵ میلیون نفردرآمد تقریبی: ۲۷۰ هزار دلار در ماهدسته‌بندی: CS:GO، Call of Duty، Overwatch و Fortniteزبان استریم: انگلیسیتیم د تتمن (TimTheTatman) یکی دیگر از استریمرهای خارجی است که مانند لودویگ کار خود را از توییچ شروع کرد و بعداً به یوتیوب پیوست. TimTheTatman به‌خاطر شخصیت کاریزماتیک و مهارت بالای خود در بازی‌های شوتر طرفداران زیادی دارد.او در سال ۲۰۱۲ به توییچ پیوست و از سال ۲۰۱۴ شغل استریمری را به‌صورت حرفه‌ای دنبال کرد. او با مهارت بالای خود دربازی‌هایی چون CS:GO، Call of Duty، Overwatch و Fortnite شناخته شده است. این استریمر آمریکایی همچنین به‌خاطر کارهای بشردوستانه و خیرخواهانه خود نیز مورد تحسین قرار گرفته.Summit1Gنام واقعی: جرید راسل لازار (Jaryd Russel Lazar)تعداد دنبال‌کننده: ۶.۲ میلیون نفردرآمد تقریبی: ۲۷۶ هزار دلار در ماهدسته‌بندی: CS:GO، PUBG، GTA Online و H1Z1زبان استریم: انگلیسیجرید راسل لازار (Jaryd Russel Lazar) ملقب به Summit1g یکی از قدیمی‌ترین استریمر‌های توییچ است که از سال ۲۰۱۱ در این پلتفرم فعالیت داشته. بخش زیادی از شهرت Summit1g مربوط به زمانی است که او یک بازیکن حرفه‌ای CS:GO بود. البته او با پیروزی‌های خود شناخته نمی‌شود، بلکه به‌خاطر یکی از خنده‌دارترین شکست‌های تاریخ CS:GO به شهرت رسیده است. در یکی از مسابقات سال ۲۰۱۶، Summit1g به‌اشتباه در آتش کوکتل مولوتوف خودش سوخت و باعث باخت تیم‌اش شد. با وجود این اتفاق، Summit1g به مسیرش ادامه داد و با شخصیت نسبتاً آرام خود به یکی از بزرگ‌ترین استریمرهای خارجی تبدیل شد.NickMercsنام واقعی: نیک کلشف (Nick Kolcheff)تعداد دنبال‌کننده: ۶.۷ میلیون نفردرآمد تقریبی: ۲۳۲ هزار دلار در ماهدسته‌بندی: Fortnite، Apex Legends و Warzoneزبان استریم: انگلیسینیک کلشف (Nick Kolcheff) یا همان NickMercs یک استریمر آمریکایی است که علاقه زیادی به بازی‌های رقابتی دارد. او همچنین یکی از صاحبان FaZe Clan است و به‌عنوان چهره این تیم شناخته می‌شود. Nickmercs یکی از بازیکنان اسطوره‌ای Call of Duty است و مدتی قبل اسکین مخصوص خود را در بازی Warzone دریافت کرد. البته این اسکین تنها چند روز بعد به‌خاطر صحبت‌های جنجالی او در توییتر از بازی حذف شد.اگرچه نظرات و کارهای NickMercs همیشه جنجالی و بحث‌برانگیز هستند، اما او بدون شک یکی از بهترین استریمر‌های خارجی است که رابطه فوق‌العاده‌ای با طرفداران خود دارد.Pokimaneنام واقعی: ایمین انیس (Imane Anys)تعداد دنبال‌کننده: ۹.۳ میلیون نفردرآمد تقریبی: ۱۸ هزار دلار در ماهدسته‌بندی استریم‌ها: Just Chatting، League of Legends، Valorant، Fortnite و Among Usزبان استریم: انگلیسیپوکیمین (Pokimane) معروف‌ترین و پردرآمدترین استریمر زن خارجی است. او استعداد زیادی در تولید محتوا دارد و اغلب با استریمرهای معروف دیگر مانند Lilypichu و xQc همکاری می‌کند. Pokimane در بیشتر استریم‌هایش به بازی‌هایی چون League of Legends و Valorant می‌پردازد یا با بینندگان‌اش درمورد مسائل مختلف صحبت می‌کند.چیزی‌هایی که Pokimane را از دیگر استریمرهای خارجی متمایز می‌کند شخصیت عالی او و توانایی‌هایش در تعامل با بینندگان هستند. این ویژگی‌ها باعث شده‌اند تا Pokimane بیش از ۹.۳ میلیون دنبال‌کننده در توییچ داشته باشد. پوکیمین جایگاه قدرتمندی در صنعت بازی دارد و در سال ۲۰۲۱ توسط مجله فوربز (Forbes) به‌عنوان یکی از ۳۰ شخصیت برتر زیر ۳۰ سال دنیا انتخاب شد. این دستاورد بزرگ شهرت Pokimane در بین استریمرهای خارجی را چندبرابر کرد.Juansguarnizoنام واقعی: خوان سباستین گوارنیزو (Juan Esteban Guarnizo)تعداد دنبال‌کننده: ۱۰.۸ میلیون نفردرآمد تقریبی: ۴۱ هزار دلار در ماهدسته‌بندی: GTA V، Minecraft، Fortnite و Just Chattingزبان استریم: اسپانیاییخوان سباستین گوارنیزو (Juan Esteban Guarnizo) یک استریمر محبوب کلمبیایی است که با نام Juansguarnizo در توییچ فعالیت می‌کند.  او از سال ۲۰۱۱ در زمینه تولید محتوا فعالیت دارد و به یکی از بزرگ‌ترین استریمرهای اسپانیایی‌زبان تبدیل شده است. این استریمر جوان با شخصیت شوخ‌طبع و خلاق خود شناخته می‌شود و علاقه زیادی به بازی GTA V دارد. او همچنین در بعضی از استریم‌های خود به گفت‌وگو با طرفداران‌اش می‌نشیند و درمورد چیزهای مختلف صحبت می‌کند.Shroudنام واقعی: مایکل گرشک (Michael Grzesiek)تعداد دنبال‌کننده: ۱۰.۶ میلیون نفردرآمد تقریبی: ۲۰۰ هزار دلار در ماهدسته‌بندی استریم‌ها: PUBG، Valorant، Apex Legends، Counter Strike و World of Warcraftزبان استریم: انگلیسیشراود (Shroud) یکی از بزرگ‌ترین بازیکنان تاریخ CS:GO بود که با تیم Cloud9 به موفقیت‌های مختلفی دست پیدا کرد. او در سال ۲۰۱۸ تصمیم گرفت از رقابت‌های حرفه‌ای کناره‌گیری کند و به تولید محتوا بپردازد. شراود با این تصمیم درست توانست در کمتر از یک سال به یکی از بهترین استریمرهای خارجی تبدیل شود.مهارت باورنکردنی شراود در بازی‌های شوتر مخاطبان زیادی را به کانالش جذب کرد و او هم اکنون بیش از ۱۰.۶ میلیون دنبال‌کننده در توییچ دارد. درآمد شراود از این سایت تقریباً چهار برابر یک بازیکن حرفه‌ای Valorant است و به بیش از ۲۰۰ هزار دلار در ماه می‌رسد.TheGrefgنام واقعی: دیوید مارتیز (David Martínez)تعداد دنبال‌کننده: ۱۱.۵ میلیون نفردرآمد تقریبی: ۲۱۳ هزار دلار در ماهدسته‌بندی: Fortnite، Minecraft، Clash Royal، Just Chatting و ورزشیزبان استریم: اسپانیاییاین استریمر اسپانیایی لقب خود را با فشار دادن تصادفی دکمه‌های کیبورد انتخاب کرده است. با وجود عجیب بودن این لقب، TheGrefg یکی از معروف‌ترین استریمرهای خارجی است و محبوبیت زیادی میان کاربران اسپانیایی‌زبان دارد.شخصیت دوست‌داشتنی و محتوای  جذاب TheGrefg او را به یکی از پردرآمدترین استریمرهای توییچ در سال 2023 تبدیل کرده‌اند.اگرچه TheGrefg هنوز هم بازی‌هایی مانند Fortnite را استریم می‌کند، اما بیشتر تمرکز او روی استریم‌های ورزشی است.TFueنام واقعی: ترنر تنی (Turner Tenney)تعداد دنبال‌کننده: ۱۱.۴ میلیون نفردرآمد تقریبی: ۱۰۳ هزار دلار در ماه (در زمان فعالیت)دسته‌بندی: Fortnite، Warzone، Z1 Battle Royale و Apex Legendsزبان استریم: انگلیسیامکان ندارد درمورد بهترین استریمرهای خارجی صحبت کنیم و نام Tfue به زبان نیاید. Tfue فعالیت خود را به‌عنوان یک بازیکن حرفه‌ای Fortnite برای تیم FaZe Clan شروع کرد و با مهارت‌های حیرت‌انگیز خود به یک افسانه میان بازیکنان تبدیل شد. شهرت Tfue در حدی است که واشنگتن‌پست او را به‌عنوان «استریمری بااستعداد و اینفلوئنسری تأثیرگذار» معرفی کرد. چندی پیش Tfue با انتشار یک ویدئو از دنیای گیم خداحافظی کرد و از جمع استریمرها خارج شد. اگرچه او دیگر فعالیتی ندارد، اما هنوز هم یکی از بزرگ‌ترین استریمرهای خارجی است و می‌تواند الهام‌بخش بسیاری از بازیکنان باشد.xQcنام واقعی: فلیکس لنگیل (Félix Lengyel)تعداد دنبال‌کننده: ۱۱.۹ میلیون نفردرآمد تقریبی: ۳۱۸ هزار دلار در ماهدسته‌بندی: Overwatch، Just Chatting، GTA V و CS:GOزبان استریم: انگلیسیاکس‌کیوسی (xQc) یک بازیکن حرفه‌ای اورواچ بود که با رفتارهای جنجالی‌اش شناخته می‌شد. با اینکه او افتخار بزرگی در دوران حرفه‌ای خود کسب نکرد، اما با تمرکز روی تولید محتوا توانست به یکی از بزرگ‌ترین استریمرهای خارجی تبدیل شود. این بازیکن کانادایی هم اکنون نزدیک به ۱۲ میلیون دنبال‌کننده و ۵۰ هزار سابسکرایبر در توییچ دارد.البته ناگفته نماند xQc یکی از سرگرم‌کننده‌ترین استریمرهای خارجی است و این محبوبیت را با استریم‌های جذاب و خنده‌دار خود به دست آورده. فرقی نمی‌کند xQc در استریم به چه کاری مشغول شود، زیرا همیشه محتوایی تماشایی را به مخاطبان عرضه می‌کند.Ibaiنام واقعی: ایبای لانوس (Ibai Llanos)تعداد دنبال‌کننده: ۱۵ میلیون نفردرآمد تقریبی: ۲۶۱ هزار دلار در ماهدسته‌بندی: League of Legends، Valorant و Just Chattingزبان استریم: اسپانیاییطبق بررسی‌های بلومبرگ (Bloomberg)، تعداد کاربران اسپانیایی‌زبان توییچ با سرعت زیادی درحال‌رشد است و استریمرهای اسپانیایی در حال تسخیر این پلتفرم هستند. Ibai هم یکی از این استریمرهای بزرگ اسپانیایی است و طرفداران زیادی در توییچ دارد.چیزی که Ibai را از بقیه متفاوت می‌کند خلاقیت او در تولید محتوا است. او در کنار بازی‌کردن به برگزاری مسابقات و گزارشگری می‌پردازد. Ibai همچنین دوست صمیمی جرارد پیکه (Gerard Pique) بازیکن سابق تیم بارسلونا است و آن‌ها با هم یک تیم گیمینگ تأسیس کرده‌اند که در مسابقات حرفه‌ای League of Legends و Valorant رقابت می‌کند.Rubiusنام واقعی: روبن گاندرسن (Rubén Gundersen)تعداد دنبال‌کننده: ۱۴.۳ میلیون نفردرآمد تقریبی: ۱۸۳ هزار دلار در ماهدسته‌بندی: GTA V، Minecraft، Among Us و Just Chattingزبان استریم: اسپانیاییروبیوس (Rubius) یکی دیگر از استریمرهای بزرگ اسپانیایی است که میلیون‌ها طرفدار در سرتاسر جهان دارد. او با ویدئوهای خنده‌دار و شوخی‌های جذابش شناخته می‌شود و قدرت بالایی در تعامل با بازیکنان دارد. روبیوس در سال ۲۰۰۶ فعالیت خود را در یوتیوب آغاز کرد و حالا با بیش از ۴۰ میلیون دنبال‌کننده به یک ستاره در این پلتفرم تبدیل شده است. خلاقیت و کاریزمای روبیوس او را به یکی از خاص‌ترین استریمرهای خارجی تبدیل می‌کنند.علاوه بر این، روبیوس نویسنده کتاب‌های کمیک و صداپیشه یک سریال انیمیشنی نیز هست. به‌طور کلی، روبیوس یک استریمر خارجی همه‌فن‌حریف است که ساعت‌ها محتوای جذاب را در اختیار هواداران‌اش می‌گذارد.Auronplayنام واقعی: رائول گنس (Raúl Genes)تعداد دنبال‌کننده: ۱۵.۵ میلیون نفردرآمد تقریبی: ۲۰۴ هزار دلار در ماهدسته‌بندی: GTA V، Minecraft، Fall Guys و Just Chattingزبان استریم: اسپانیاییآرون پلی (Auronplay) بزرگ‌ترین استریمر اسپانیایی در توییچ است و پس از نینجا (Ninja) بیشترین تعداد دنبال‌کننده را دارد. او فردی خوش‌صحبت است که همیشه حر‌ف‌اش را می‌زند و با همه چیز شوخی می‌کند. آرون پلی از گفتن چیزی که در ذهن‌اش است نمی‌ترسد و هر چیزی که از نظرش نادرست باشد را مورد انتقاد قرار می‌دهد.البته این شوخی‌ها و صحبت‌ها فقط درمورد دیگران نیستند و او شکست‌ها و اشتباهات خودش را هم مسخره می‌کند. علاوه بر این، آرون پلی احترام زیادی برای هواداران خود قائل است و همیشه در شبکه‌های اجتماعی با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کند.IShowSpeedنام واقعی: دارن واتکینز جونیور (Darren Watkins Jr)تعداد دنبال کننده: ۱۸.۵ میلیون نفردرآمد تقریبی: ۱۵۰ هزار دلار در ماهدسته بندی: FIFA، Fortnite و Robloxزبان استریم: انگلیسیآی‌شو اسپید(IShowSpeed) یک یوتیوبر جوان و بااستعداد است که با محتوای سرگرم‌کننده و پر انرژی خود میلیون‌ها طرفدار و دنبال‌کننده به‌دست آورده. او تا سال ۲۰۲۱ یک یوتیوبر ناشناخته بود، اما پس از پخش‌شدن کلیپ‌های خنده‌دارش در تیک‌تاک (TikTok) به شهرتی باورنکردنی رسید. کانال یوتیوب IShowSpeed با سرعت بالایی درحال‌رشد است و او هم‌اکنون بیش از ۱۸.۵ میلیون دنبال‌کننده دارد.اگرچه او تنها ۱۸ سال سن دارد، اما توانسته با کاریزما و استعداد خود اینترنت را تسخیر کند. IShowSpeed ترسی از نشان‌دادن احساساتش در مقابل دوربین ندارد و همواره با واکنش‌های خنده‌دار و جذابش شناخته می‌شود. این نوجوان آمریکایی الهام‌بخش بسیاری از جوانانی است که می‌خواهند رویاهای خود را دنبال کنند. او بدون شک یکی از موفق‌ترین و تأثیرگذارترین استریمرهای خارجی است.Ninjaنام واقعی: ریچارد تایلر بلوینز (Richard Tyler Blevins)تعداد دنبال‌کننده: ۱۸.۵ میلیون نفردرآمد تقریبی: ۵۰۰ هزار دلار در ماهدسته‌بندی: League of Legends، Valorant، Fortnite و PUBGزبان استریم: انگلیسینینجا بزرگ‌ترین استریمر توییچ از لحاظ تعداد دنبال‌کننده است. اگرچه نینجا از سال ۲۰۱۱ در زمینه تولید محتوا و استریم فعال بوده است، اما شهرت اصلی او بعد از انتشار بازی Fortnite آغاز شد. نینجا با مهارت فوق‌العاده خود در این بازی توانست به یکی از پردرآمدترین و پربیننده‌ترین استریمرهای خارجی تبدیل شود. او همچنین با افراد مشهوری چون دریک (Drake)، ترویس اسکات (Travis Scott) و مارشملو (Marshmello) بازی کرده است.نینجا عاشق بازی‌کردن است و شخصیتی پرانرژی دارد. روحیه رقابتی نینجا باعث می‌شود او همیشه بیشترین تلاش خود را برای رسیدن به پیروزی بکند. اگرچه او درگذشته کمی مغرور و پرخاشگر بود، اما حالا بسیار متواضع است و همیشه با دیگران محترمانه برخورد می‌کند. نینجا همچنین بسیار سخاوتمند است و همیشه به سازمان‌های خیریه کمک می‌کند.در این مقاله سعی کردیم برخی از بهترین استریمرهای خارجی را بر اساس تعداد دنبال‌کننده و میزان درآمد معرفی کنیم. از نظر شما بهترین استریمر خارجی چه کسی است؟برای خواندن آخرین مطالب استریم همراه مجله لیویتو باشید.همچنین فراموش نکنید که برای استریم کردن یا تماشای استریم باکیفیت با اینترنت نیم‌بها می‌توانید از لیویتو استفاده کنید.</description>
                <category>لیویتو - Livito.tv</category>
                <author>لیویتو - Livito.tv</author>
                <pubDate>Wed, 28 Feb 2024 09:45:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پشت صحنه خلق سایلنت هیل | ماجرای سرآغاز تپه خاموش</title>
                <link>https://virgool.io/@livitotv/%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D8%AE%D9%84%D9%82-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%84%D9%86%D8%AA-%D9%87%DB%8C%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%BE%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-cdwwnnvhdjbu</link>
                <description>سایلنت هیل (Silent Hill)، سری بازی ترسناک ژاپنی که از ۱۹۹۹ تاکنون تاثیر غیرقابل انکاری بر صنعت بازی‌های ویدئویی از خود برجای گذاشته است. محصولی که از ترس، نه برای ترساندن، نه برای میخکوب کردن بی‌حاصل مخاطب و ترشح حداکثری آدرنالین، بلکه برای انتقال احساسات و مفاهیمی انسانی بهره می‌برد. با لیویتو همراه باشید تا ماجراهای خلق و پشت صحنه بازی سایلنت هیل را توضیح دهیم (همچنین برای خواندن نسخه کامل این مطلب می‌توانید روی این لینک کلیک کنید).هر اثر هنری مخلوق یک فرد یا یک تیم است. تا سالیان دراز، افراد مسئول ساخت چهار قسمت نخست سری سایلنت هیل را، تیم سایلنت (Team Silent) خطاب می‌کردند. باوری مرسوم که اعتقاد دارد این افراد از قسمت نخست تا چهارم در کنار یکدیگر دست به ساخت چهار بازی زدند و بعد به علت مشکلاتی با کونامی، تیم به اجبار منحل شد و هر کدام از اعضای آن راه جدای خود را رفتند.مصاحبه‌ها و مقالاتی درخصوص افراد سازنده و پروسه‌های تولید نسخه‌های مختلف از بازی وجود دارد، ولی چون به زبان ژاپنی هستند و بخش اندکی از آن‌ها ترجمه شده، چندان کمکی به حل مشکل نمی‌کنند.عوامل بیرونی مختلفی بر شکل‌گیری این سری نقش داشته‌اند؛ تاریخ معاصر ژاپن و جنجال‌های فرهنگی و اجتماعی مختلف، پیشرفت صنعت بازی و ارتقای کیفی کنسول‌های بازی خانگی، محبوب شدن ژانر ترسناک و رقابت‌های مالی شرکت‌ها با یکدیگر، همگی دست در دست هم دادند تا در نهایت اثری چون سایلنت هیل پا به حیات بگذارد. پیش از پرداخت به پروسه تولید بازی، چند دهه عقب‌تر برویم، به سال ۱۹۶۹ میلادی در ژاپن.شرکت کونامی (Konami) در سال 1969 به عنوان شرکت تعمیرات و اجاره دستگاه‌های Jukebox تاسیس شد. نام این شرکت از ترکیب حروف اسامی سه فرد موسس آن است؛ کاگماسا کوزوکی (Kagemasa Kōzuki)، یوشینبو ناکاما (Yoshinobu Nakama) و تتسوئو میاساکو (Tatsuo Miyasako). در اوایل دهه هشتاد، کونامی نامی شناخته شده در آرکیدهای ژاپن بود و موفق شده بود با عناوینی مثل Scramble، Frogger، Super Cobra و… برای خود نامی دست‌وپا کند.در سال ۱۹۷۳ ترجمه‌ای از کتاب نوستراداموس (Nostradamus) اخترشناس فرانسوی قرن ‌شازندهم به زبان ژاپنی، سروصدای زیادی در این کشور ایجاد کرد. مشکلاتی در ترجمه کتاب حتی باعث شد که عده‌ای از مردم این کشور فکر کنند که طبق متون پیشگویانه این نویسنده، جهان در جولای سال ۱۹۹۹ میلادی به انتها می‌رسد و این امر در نام ژاپنی کتاب هم خود را نشان می‌دهد؛ پیشگویی بزرگ نوستراداموس، جولای ۱۹۹۹ روز انقراض بشر!کتاب نوستراداموس در ژاپن یک میلیون نسخه فروخت و انفجاری از سریال‌های تلویزیونی مرتبط با مسائل ماورا الطبیعه رخ داد که تمامی آنها با علاقه وافری کانسپت کالت‌های غربی را دنبال می‌کردند و تا حد امکان هم آن را دراماتیزه می‌کردند. این اتفاقی جدید برای ژاپنی‌ها بود. آنها برای اولین‌بار در خصوص خون‌آشام‌ها، گرگینه‌ها، هیولای فرانکنستاین، جادوگری و هیولاهای لاوکرفتی می‌شنیدند. آن هم فرهنگی که خود سرشار از فولک‌لورهای مشابهی مثل مونونوکه‌ها‌، یوری، اونیبابا و … است.برای نسلی از هنرمندان که در دهه هفتاد و هشتاد رشد کردند، اکالتیسم غربی و کانسپت‌های مرتبط با آن، بدل به عنصری جذاب شد. البته که غرب تنها منبع الهام در ژانر ترسناک ژاپنی نبود.  آثار ترسناک ژاپن در دهه هفتاد و هشتاد پیرامون پایان جهان رخ می‌داد. نوستراداموس پیشگویی کرده بود و بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی این پایان را بسیار محتمل جلوه داده بود.نسل دهه هفتاد میلادی و هشتاد ژاپن، اولین نسلی هستند که نتیجه شکست اعتراضات مدنی و دانشگاهی که بعضا به زدوخورد‌هایی هم منجر شد و عواقب آن در قصه‌های ترسناک پیش‌رو خود را نشان داد. برای جلوگیری از اعتراض‌های مشابه، حکومت ژاپن قوانین سخت‌گیرانه‌تری را برای حفظ نظم و انظباط در مدارس بوجود آورد که خود این امر در ترکیب با وجوه فرهنگی-اجتماعی دیگر ژاپن، موجب شکل‌گیری حسی از سرکوب جمعی و کنترل و تحت نظارت بودن دائم شد.افزایش آمار خودکشی در دهه‌های آینده، رشد قلدرمابی در مدارس و خشونت با سلاح سرد رشد قابل توجهی پیدا کرد. برای عده‌ای از ژاپنی‌های دهه نود، مدرسه بدل به جهنمی شده بود. همین اتفاقات بود که موجب خلق آثاری مثل رمان Battle Royale از کئوشون تاکامی (Koushun Takami) شد که در آن دانش‌آموزان مدرسه‌ای در بازی مرگ و زندگی شرکت داده می‌شدند، بازی که خود توسط حکومت کنترل می‌شد.داستان‌های ارواح اوج محبوبیت خود را در این دوره سپری می‌کردند. آثار شناخته شده‌ای مثل رمان حلقه (Ring) به قلم کوجی سوزوکی (Koji Suzuki) که در سال ۱۹۹۱ اولین جلد آن منتشر شد، محصول همین دوران بود که برای نخستین‌بار روح نوار ویدئویی، ساداکو را به جهان معرفی کرد. محبوبیت حلقه به اندازه‌ای بود که طیف متنوعی از محصولات مرتبط در مدیوم‌های گوناگون دست به اقتباس و دنباله‌سازی برای آن زدند. از مانگا و سریال و فیلم گرفته تا درام رادیویی!در اوایل دهه ۲۰۰۰، فیلم Ju-on یا Grudge منتشر شد که نسل جدیدی از آثار روحی ترسناک ژاپن را به مخاطبین معرفی کرد. ریشه‌های عناصر اصلی آثار ترسناک مدرن ژاپنی در بازی و مدیوم‌های دیگر را می‌توان در شرایط عجیب فرهنگی-اجتماعی ژاپن، استفاده از نمادها و تم‌های مرتبط با اکالت، داستان‌های ارواح انتقام‌جو، مدرسه به عنوان مکانی برای سواستفاده و زجر، تهدیدهای آخرالزمانی و نابودکننده جهان و ناامیدی و ناتوانی بشر در مواجه با تمامی این مسائل می‌توان دید. تمامی این عناصر ذکر شده تیم جوانی که بعدتر دست به خلق سایلنت هیل زدند را مورد تاثیر خود قرار داده بود.نیمه‌های دهه نود میلادی، دوره تغییرات بزرگ برای بازی‌های ویدئویی بود. حرکت از ساخت بازی‌هایی صرفا دوبعدی با محیط و شخصیت‌هایی پیکسل ارت به بازی‌هایی سه بعدی، از اوایل دهه شروع شده بود. عناوین ترسناکی مثل Alone in the Dark از شخصیت‌هایی سه بعدی در محیطی دو بعدی استفاده ‌کرد که باعث خلق توهمی از عمق میدان شد. Resident Evil پا را یک قدم فراتر گذاشت و هم محیط و هم شخصیت‌ها را به طور کامل سه بعدی طراحی کرد. موفقیت این بازی ترسناک شرکت کپکام (Capcom) بود که یکی از تهیه‌کننده‌های کونامی را به این فکر انداخت که دست به ساخت بازی ترسناک موفق خودشان بزنند.استودیوی Konami Computer Entertainment Tokyo یا به اختصار KCET که زیرمجموعه‌ای از شرکت کونامی بود در سال ۱۹۹۵ تاسیس شد. با رشد روز افزون بازی‌های سه بعدی و از راه رسیدن پلی ‌استیشن (Play Station) شرکت سونی، KCET تصمیم گرفت که کار روی عناوینی برای نسل بعدی کنسول‌های بازی را شروع کند. بازیسازان این شرکت به سرعت کار روی پروژه‌های جدید و یادگیری شیوه کار با اولین کنسول سونی را شروع کردند.رزیدنت اویلداستان سایلنت هیل در شهر کوچکی به نام میاکونوجو (Miyakonojo) شروع می‌شود. یک شهر کوچک در جنوب کیوشو که بیشتر به خاطر کشاورزی‌اش شناخته می‌شود. با مزارع وسیع و دام‌های فراوان در اینجا بود که کییچیرو تویاما (Keiichiro Toyama)، کارگردان آینده نخستین بازی سری ساینلت هیل، در سال ۱۹۷۸ به دنیا آمد و کودکی‌اش را در آن گذراند. تویاما کودکی‌اش را با خواندن مانگا و داستان‌های ترسناک درمورد ارواح و کالت‌ها و UFOها و جست‌وجو در مکان‌های تسخیر شده می‌گذراند و حتی کتاب نوستراداموس را که پیشتر ذکرش به میان آمده بود را خوانده بود و طبق گفته خودش، با وجود ترسی که موقع خواندن آن بهش دست می‌داد، همچنان با لذت به مطالعه‌اش ادامه می‌داد.تماشای فیلم کمدی-ترسناک House چنان تاثیر عمیقی بر او گذاشت که به گفته خودش یکی از ترسناک‌ترین لحظه‌های کودکی‌اش بود. او مثل بسیاری از هم سن‌وسالان‌اش هم وقت زیادی را به بازی‌های ویدئویی اختصاص می‌داد. بازی‌های ماجرایی غربی مورد علاقه‌اش بودند، مثل سری ماجرایی متن‌محور Zork و بازی آرکیدی The Tower of Druaga.پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان، به توکیو رفت و دو سالی را به انجام کارهای پاره وقت گذراند. پس از این در سال ۱۹۹۰ برای رشته هنر درخواست داد و در دانشگاه توکیو زوکی در رشته فیلم و ویدئو آنالوگ مشغول به تحصیل شد. در سال چهارم تحصیل، نماینده‌ای از شرکت سگا به منظور جذب نیروی جوان به دانشگاه‌شان آمد. تا آن زمان، با وجود علاقه تویاما به بازی‌های ویدئویی، هیچوقت از آن به عنوان شغل و منبع درامد فکر نکرده بود. پیشنهاد یکی از دوستانش که در یکی از شرکت‌های بازی‌سازی کار می‌کرد و تشویقش، در کنار علاقه‌اش به بازی، او را مجاب کرد که رزومه‌اش را برای شرکت‌های بسیاری ارسال کند. مدتی بعد او در اولین شرکتی که درخواستش را پذیرفت شروع به کار کرد. این شرکت، کونامی نام داشت.اولین پروژه تویاما به عنوان کارآموز، کار روی پورت نسخه پلی ‌استیشن بازی Snatcher از هیدئو کوجیما (Hideo Kojima) بود. البته که نقش‌اش در این پروژه کوچک بود. پروژه بعدی‌اش International Tracking field نام داشت در آن نقش به مراتب مهم‌تری در پروسه تولید آن به او تعلق گرفت. این بازی که طبق گفته تویاما نخستین‌ بازی شرکت کونامی بود که از تکنولوژی موشن‌ کپچر بهره می‌برد، به موفقیت قابل توجهی دست پیدا کرد و زمینه را برای دیده شدن او فراهم کرد.پس از اتمام کار روی ترکینگ فیلد، کارگردان این اثر، ساتوشی کوشیبوچی (Satoshi Kushibuchi) به همراه کییچیرو تویاما توسط هاروکی یوکاتا (Haruki Yukata)، مدیر گروه تولیدی شماره ۶، در میانه‌های سال ۱۹۹۶ فراخوانده شدند. یوکاتا قصد داشت تا با آن دو درخصوص پروژه‌های آینده صحبت کند و دو ایده برای ارائه داشت؛ یکی ساخت دنباله‌ای برای ترکینگ فیلدز با تم زمستانی با نام Nagano Winter Olympics 98 و دیگری هم یک بازی ترسناک اورجینال که تحت تاثیر فروش و موفقیت رزیدنت ایول کپکام به فکر ساخت‌اش افتاده بودند.تویاما با شنیدن احتمال ساخت یک بازی ترسناک اورجینال نفس‌اش در سینه حبس شد و از اقبال خوبش، کوشیبوچی بازی المپیک زمستانی را برگزید و تویاما به سراغ پروژه رویاییش رفت. پروژه‌ای که فعلا در شرکت با نام Horror Adventure‌ شناخته می‌شد و راه زیادی تا بدل شدن به سایلنت هیل پیش‌روی خود داشت. دو برنامه‌نویس هم برای شروع کار به تویاما پیوستند. ولی هنوز کارگردان پروژه مشخص نبود و تویاما این مسئله را با یوکاتا در میان گذاشت که ایشان به خود او اشاره کرد! تویاما در بهت و حیرت فرو رفت، قرار بود که اولین تجربه کارگردانی‌اش را پشت سر بگذارد.دو فرد نخستی که به تویاما برای پروژه سایلنت هیل پیوستند، برنامه‌نویس‌هایی بودند که پیش از این در ترکینگ فیلدز با او همکاری کرده بودند. آکیهیرو ایمامورا (Akihiro Imamura) و نائوتو اهشیما (Naoto Ohshima). ایمامورا مسئول خلق موتور بازی‌سازی جدیدشان را بر عهده داشت و اوهشیما مسئول خلق دوربین بازی و سیستمی به منظور کنترل ایفکت‌های محیطی بازی بود.عضو بعدی گروه، تاکایوشی ساتو (Takayoshi Sato) طراحی که مشابه تویاما به تازگی به شرکت پیوسته بود و علاقه داشت که روی عناوین سه بعدی کار کند و نقش کارگردان CG را بر عهده گرفت. در ماه می سال ۱۹۹۶، این چهار نفر هسته مرکزی Horror Adventure را شکل دادند و پیش‌تولید ساخت بازی که بعدتر سایلنت هیل نام گرفت، شروع شد.تیم کار روی طرح‌ها و کانسپت‌های مختلفی را پیرامون این سوال شروع کرد که ترس چیست و چه چیزی شاید بیشتر از هرچیزی، موجب خلق ترس می‌شود؟ برای تویاما، ترس با تاریکی معنا پیدا می‌کرد. این نظر شاید ریشه در کودکی و شهرستان محل زندگی‌اش داشت که زندگی در خانه‌ای قدیمی با حمامی در حیاط، این ترس او را نسبت به فقدان نور شکل داده بود. این جنس ترسی که تویاما مد نظرش بود در رزیدنت ایول مورد استفاده قرار نگرفته بود و به نظر تویاما می‌آمد که می‌توانند با اتکا به این جنس ترس، عنوان خودشان را از آن اثر متمایز سازند.تویاما ایده استفاده از گرافیک دو بعدی را داد که با سیاه کردن بخش‌هایی از صفحه نمایش، تاریکی را شبیه‌سازی می‌کرد. اوشیما ولی ایده دیگری داشت؛ او پیشنهاد استفاده از نورپردازی نقطه‌ای را داد. ایده خلاقانه‌ای بود که با خودش مشکلاتی را ایجاد می‌کرد؛ نخست این‌که تا آن زمان هیچ استودیویی دست به استفاده این چنینی از نورپردازی در یک بازی نزده بود و دیگر اینکه فضایی که نور روشن می‌کرد، باعث بد دیده شدن محیط می‌شد. به همین علت راه حلی پیشنهاد دادند؛ اگر منبع نور فقط شعاع اندکی از پیرامون خودش را روشن کند و بقیه محیط در تاریکی فرو برود، بدین شکل می‌توان از چراغ قوه یا منبع‌های نوری نقطه‌ای دیگر استفاده کرد. خوشبختانه از آنجایی که شهر سایلنت هیل در مه و تاریکی تمام‌نشدنی غرق شده بود، راه حلی اجرایی بود.حالا تنها موضوع مهم باقی‌مانده، نوشتن قصه‌ای پیرامون ایده‌هایی بود که مطرح شده بود. تویاما که پیش از این در دانشگاه فیلم‌سازی خوانده بود، چند اثر سینمایی را به عنوان منبع الهام مطرح کرد. اثار فیلم‌سازانی همچون دیوید لینچ (David Lynch)، الخاندرو خودروفسکی (Alejandro Jodorowsky)، یان فرانکمایر (Jan Svankmajer)، داریو آرنجنتو (Dario Argento).  فیلم‌سازانی که آثارشان نزد هنرمندان و فضاهای آکادمیک هنری محبوب و شناخته شده بودند، ولی هنوز راه خودشان را به صنعت بازی باز نکرده بودند. تویاما معتقد بود که الهام گرفتن از کار این هنرمندان جدا از هویت بخشی خاص به بازیشان، آن را در میان عناوین دیگر خاص جلوه می‌دهد.تویاما برای حل مشکل قصه بازی، تصمیم به اقتباس گرفت و در جست‌وجویش برای یافتن قصه مناسب، سه اثر را انتخاب کرد؛ Phantom از دین کونتز (Dean R. Koontz)، Stinger از رابرت مک‌کامن (Robert R. Mccammon) و The Mist از استیفن کینگ (Stephen King). از بین این سه، در نهایت کتاب استیفن کینگ به عنوان منبع اقتباس انتخاب شد. قصه‌ای درمورد شهری که توسط مهی عجیب در بر گرفته شده و قهرمان قصه و چندی از اهالی شهر در فروشگاهی پناه می‌گیرند.اقتباس از مه به عنوان یک بازی ویدئویی، کار دشواری بود و تیم حقوقی آثار کینگ هم همکاری‌های لازم را انجام نمی‌دادند. در این زمان، هاروکی یوکاتا، مدیر دپارتمان تولیدی ۶، تویاما را به دفترش فراخواند و اجازه سفر به آمریکا و کسب رضایت استیفن کینگ را برای اقتباس از رمان‌اش به او داد.در اواخر سال ۱۹۹۶، سه فرد دیگر به پروژه اضافه شدند؛ یک طراح هیولا به نام نائوکو ساتو (Naoko Satō)، یک برنامه‌نویس شخصیت  به نام یوکی میزوگوچی (yuki mizuguchi) و نفر سومی که پیش از این هیچ‌ تجربه‌ای در صنعت بازی نداشت. این نفر سوم، ایسائو تاکاهاشی (Isao Takahashi) نام دارد.تاکاهاشی در تلویزیون ژاپن مشغول به کار بود. ولی رزیدنت ایول چنان تاثیر عمیقی روی او گذاشت که تصمیم به حضور در صنعت بازی می‌گیرد. تویما و تیم‌اش از این عدم آشنایی تاکاهاشی استقبال کردند، چرا که باور داشتند اتفاقا دید تازه و بدون فیلتر ایشان به بازی‌ها و طراحی مراحل و ذوق و قریحه متفاوت او، اتفاقا شاید باعث این بشود که خلاقیت و خرق عادت تازه‌ای در بازی رخ بدهد. که همین اتفاق هم افتاد و طراحی کلیت شهر، خیابان‌ها، مغازه‌های سر نبش‌ها، همگی نتیجه خلاقیت تاکاهاشی بود.در سال ۱۹۹۷، سه فرد دیگر هم به پروژه اضافه شدند؛ دو برنامه‌نویس با نام‌های کازوتوشی سوگای (Kazutoshi Sugai) و هیرویوکی اواکو (Hiroyuki Owaku) و طراح جوانی به نام ماساهیرو ایتو (Masahiro Ito). طراحی که تاثیر عمیقی روی تویاما از خود برجای گذاشت. در این سال، تعداد اعضای پروژه Horror Adventure کونامی به عدد ده رسید. در زمان پیش‌رو افراد دیگری هم به تیم اضافه شدند، ولی بیشترین دخالت خلاقانه در پروسه ساخت اثر را همین ده نفر داشتند. با وجود این بازی همچنان در مراحل ابتدایی تولید بود و همچنان تیم تولید سعی داشتند که اقتباسی از رمان مه انجام دهند. تصمیمی که به سرعت تغییر پیدا کرد.هاروکی یوکاتا، مدیر بخش تولیدی شماره شش با ارتقای شغلی مواجه شد و به گروه مدیریتی شعبه یوکوهاما شرکت ملحق شد. ناگهان مردی که بر پیشرفت پروژه تویاما نظارت داشت و این تیم جوان را راهنمایی و هدایت می‌کرد، رفته بود و با رفتن‌اش، پیشرفت پروژه سایلنت هیل در شرایط نامعلومی قرار گرفت.سپس جانشین یوکاتا مشخص شد، گوزو کیتائو (Gozo Kitao) که از کارمند‌های قدیمی کونامی بود و تاریخچه جالبی در صنعت بازی داشت. کیتائو اقتصاد خوانده بود و در سال ۱۹۸۸ به خاطر علاقه‌اش به بازی‌های ویدئویی، به شرکت کونامی پیوست. ایشان تا آن زمان صرفا در بخش فروش کار می‌کرد و هنوز به طور مستقیم درگیر پروسه ساخت بازی نشده بود. این امر سال ۱۹۹۷ تغییر کرد؛ سران کونامی تصمیم گرفتند که او را مدیر یکی از استودیو‌های خود کنند. پیش از این، تهیه‌کننده‌ها و مدیرهای تیم‌های تولیدی، از کارگردان‌های خود شرکت انتخاب می‌شدند، ولی کونامی دقیقا به خاطر تخصص کیتائو در بخش فروش، او را در این پست قرار دادند تا دست به ساخت عناوینی پرفروش بزند. کیتائو حالا مدیر تیم تولیدی شماره شش بود و مردی که مسئول ارشد پروژه بی‌نام Horror Adventure‌ بود.پس از صحبت بین تویاما و کیتائو، ایشان پیشنهاد کرد که ایده اقتباس از رمان مه را کنار بگذارند و خود دست به خلق قصه‌ای اورجینال بزنند. به نظر او تیم سازنده جوان بازی توانایی بهتری برای ساخت و پرداخت قصه‌ای مناسب جهان قصه و کانسپ‌های مد نظرشان را داشتند. پس رمان مه کنار رفت و با چراغ سبز کیتائو، پروژه از ابتدا کلید خورد. البته با حفظ چندی از عناصری که پیش از این در پیش تولید به آن رسیده بودند، مثل استفاده از مه، تاریکی، شهر کوچک آمریکایی، هیولاهای کابوس‌وار و … که همگی به بخش مهمی از بازی سایلنت هیل تبدیل شدند.یکی از نام‌هایی که در پروسه تولید برای بازی انتخاب شد Incubator بود، نامی که آقای کارگردان آن را نمی‌پسندید. یکی از افراد تیم تولید، از منطقه‌ای به نام Shizuka Oka آمده بود، ترجمه نام این منطقه به انگلیسی Quiet Hill معنی می‌دهد و از اینجا به نام نهایی بازی، Silent Hill‌ رسیدند.از آنجایی که اتفاقات بازی در شهری کوچک در آمریکا اتفاق می‌افتاد، تویاما قصد داشت که برای الهام گرفتن و ساخت و پرداخت شهری نزدیک به نمونه‌های واقعی، سفری به غرب کند و از نزدیک لوکیشن‌های نزدیک به بازی‌اش را ببیند. در کنار او، یکی دیگر از اعضای تیم از ایده سفر به غرب استقبال کرد. نام ایشان هاروهیکو هری اینابا (Haruhiko Harry Inaba) بود که پیش از ملحق شدن به تیم سازنده سایلنت هیل، مشغول کارگردانی پروژه خودش با نام Azure Dreams بود. سفر تویاما به آمریکا با دوجین عکس و فوتیج‌های ویدئویی همراه بود که تمامی آنها نقش عمده‌‌ای در طراحی فضای شهری و اتمسفر نهایی بازی ایفا کردند.آکیهیرو ایمامورا که جزو نخستین افرادی بود که از ابتدای پروژه ساخت سایلنت هیل به تویاما پیوسته بود، همانند او در شهری کوچک و حاشیه‌ای بزرگ شده بود ولی برخلاف تویاما به طور مشخص از داستان‌های ترسناک استقبال نمی‌کرد، بلکه داستان‌ها و فضاسازی‌های عجیب و سورئال را می‌پسندید و بیشتر از خشونت و ترس ماوراالطبیعیه، علاقه به رمز و راز داشت.طبق گفته تویاما، در پروسه تولید بازی، هرکجا که مشکلی به طور مثال با نورپردازی یا دوربین پیش می‌آمد، این ایمامورا بود که آن را برطرف می‌کرد و جدای از این او به همراه دیگر برنامه‌نویس ارشد بازی، اوشیما موفق به خلق مه معروف سری بازی سایلنت هیل شد که جدای از خلق اتمسفری خفقان‌آور و اسرارآمیز برای بازی، باعث اجرای هرچه بهتر بازی می‌شد. چرا که مه غلیظ جهان سایلنت هیل به برنامه‌نویسان این اجازه را می‌داد که برای اجرای هرچه بهتر بازی، بسیاری از عناصیر محیطی را به‌طور کامل بارگزاری نکنند و در ازای آن، بازی با نرخ با ثباتی اجرا شود. اگر مه را از بازی حذف کنید، با دوجین ساختمان بی‌سقف و دیوار، ماشین‌های نصفه‌ونیمه و دیگر اجزای ناقص محیطی رو‌به‌رو می‌شوید.این استفاده خلاقانه از مه در بازی سایلنت هیل که هم نقشی مهم در فضاسازی دارد و هم به تیم سازنده برای اجرای هرچه‌ بهتر آن کمک کرده، نشان از هوشمندی بازی‌سازان آن دارد که با بررسی دقیق تمامی عناصر در دسترس‌شان، سعی داشته‌اند بهترین خروجی ممکن را بدست آوردند.مراسم E3 سال ۱۹۹۸ سال ویژه‌ای برای سایلنت هیل بود. سالی که برای اولین‌بار گیم‌پلی بازی به مخاطبین نشان داده شد. فارغ از تمامی وجوه مختلف بازی، بخشی از آن که سروصدای بسیاری به پا کرد، کات‌سین‌های FMV با کیفیت‌اش بود.عبارت FMV مخفف Full Motion Video است و اشاره به هر ویدئو از پیش ضبط شده یا رندر شده‌ای دارد که در یک بازی نمایش داده می‌شود. این تکنیک که در دهه هشتاد میلادی خلق شده بود، برای نشان دادن رخدادهای داستانی مورد استفاده قرار گرفت که گرافیک فنی بازی‌های آن زمان توان نشان دادن آن را نداشتند و در عناوینی مثل The Seventh Guest و Dragon’s Lair حسابی خودنمایی کرد. جدای از این عناوین، از این تکنیک برای ساخت بازی‌هایی با کات‌سین‌های لایو اکشن از پیش ضبط شده هم استفاده می‌شد، مثل بازی Night Trap که با بازیگران و طراحی صحنه واقعی فیلم‌برداری شده بود و این ویدئوها در بستر روایت بازی قرار گرفتند.با پیشرفت گرافیک سه بعدی در دهه نود، FMV دیجیتالی سه بعدی هم شروع به رشد پیدا کرد. خلق CD باعث شد که بازیسازان حجم بسیار بیشتری را نسبت به کارتریج‌های نسل‌های قبل در اختیار داشته باشند و این امر جدا از قابلیت ساخت و پرداخت جهان‌ها و برنامه‌نویسی پیچیده‌تر، به آنها این اجازه را هم می‌داد که گرافیک سه‌ بعدی بیشتری در بازی خود قرار بدهند. خلق کارت‌های گرافیک اختصصای در انتهای دهه نود، این قابلیت را بیش از پیش ارتقا داد و بر کیفیت مدل‌سازی‌های سه بعدی افزود.این کات‌سین‌های جذاب، نتیجه زحمات و خلاقیت یک نفر بود؛ ساتو تاکایوشی (Sato Takayoshi)، اولین طراحی که به تیم سازنده سایلنت هیل پیوست. ایشان پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه در سال ۱۹۹۶ به کونامی پیوست و اولین پروژه‌ای که در آن مشغول به کار شد، Sey Parodius نام داشت. اثری که در آن تنها طراح‌اش بود و همین امر، فشار کاری زیادی را بر او وارد کرد. او در اوقات فراغت‌اش، به طور شخصی به یادگیری گرافیک سه بعدی مشغول شد. با گذشت زمان به قدری در استفاده از آن به تسلط رسید که بسیاری از بازیسازان قدیمی‌ کونامی که هیچ سررشته‌ای در گرافیک کامپیوتری نداشتند، برای یادگیری یا حل مشکل‌شان به او رجوع می‌کردند.پس از گذشت مدتی، تاکایوشی خسته و دلزده از شرایط کاری، به مدیریت رجوع می‌کند و درخواست کار روی یکی از پروژه‌های اصلی و بزرگ شرکت را می‌دهد، در غیر این‌صورت از آموزش و راهنمایی دیگر کارکنان سرباز می‌زند. مدیران هم با بالا و پایین کردن موقعیت، او را به پروژه آن موقع بی‌نام Horror Adventure ملحق می‌کنند و پس از گذشت دو سال، FMVهای خارق‌العاده بازی که اکنون سایلنت هیل خطاب می‌شود، به‌وجود می‌آیند.ساخت کات‌سین‌های دیجیتال در آن زمان محدود و سخت بود. به طور مثال بازی مشهور Castlevania: Symphony of the Night که یک‌سال قبل از سایلنت هیل عرضه شده بود، تنها یک دقیقه FMV دارد. درحالی که سایلنت هیل قریب به ده دقیقه FMV در خود جای داده است. ده دقیقه‌ای که نزدیک به دو سال از زندگی طراح تیم سازنده را به خود اختصاص داد.بازخورد نمایش سایلنت هیل در E3 سال ۱۹۹۸ در مجله EGM
 نکته‌ جالب اینجاست که طراحی شخصیت‌ها قبل از کامل شدن قصه بازی، به پایان رسیده بود. علت آن صرف یک سال از زمان تولید به منظور اقتباس از رمان استیفن کینگ بود که در نهایت این ایده کنار گذاشته شد. به همین علت، بسیاری از شخصیت‌های بازی پیش از اتمام قصه نهایی بازی سایلنت هیل، خلق شده بودند.هرکدام از شخصیت‌های بازی، در طراحی‌شان یک ویژگی منحصر به فردی داشتند که آنها را از دیگر شخصیت‌های بازی متمایز می‌ساخت. طراحی بعضی از کاراکترهای سایلنت هیل هم از فیلم‌های ترسناک الهام گرفته شد. لباس و طراحی چهره آلسا شباهت بسیاری به شخصیت اصلی فیلم The Legend of Hell House دارد. تاکایوشی که یکی از چهار عضو ابتدایی تیم سازنده بود، تاثیر غیر قابل اجتنابی در روند خلق بازی هم از خود باقی گذاشت. وی نقاشی سنتی بود که مطالعاتی هم در زمینه فلسفه و ادبیات داشت. اگر تویاما الهامات‌اش را از سینما و کالت‌های غربی می‌گرفت، ایمامورا علاقه‌مند به تعلیق و اتفاقات غریب بود، تاکایوشی بیش از هرچیز به داستان‌های روان‌شناختی علاقه داشت. اگر ایمامورا و اوشیما مغز سایلنت هیل بودند و موتور بازی‌سازی و سیستم‌های مختلف آن را خلق می‌کردند، تاکایوشی و تویاما قلب‌اش بودند و دست به خلق جهان و عناصر زیبا و کابوس‌وار آن زدند.آلسا و پاملا فرانکلین
داستان شهر سایلنت هیل، از طرح اول آن که اقتباسی از رمان the Mist از استیفن کینگ بود تا نسخه نهایی‌اش، همیشه درمورد یک شهر کوچک آمریکایی بوده و این وجه آن به احتمال زیاد در طول مدت سه ساله تولید بازی، بدون تغییر باقی مانده و صرفا با تغییراتی که در قصه و اتفاقات قصه رخ داده، بخش‌هایی به آن اضافه یا حذف شده است.طراح‌های پس‌زمینه (Background Designers) بازی که یازده نفر بودند و بیشترین تعداد نفرات تیم سازنده بازی سایلنت هیل را به خود اختصاص می‌دادند و همین امر، نشان از توجه ویژه به طراحی مکان‌های بیرونی و داخلی خود شهر بوده.از جمله افرادی که تاثیر مهمی در طراحی ظاهر و حس‌وحال شهر سایلنت هیل داشته، کارگردان بازی، کییچیرو تویاما است که خود شخصا نقشه دو بعدی چندی از مراحل بازی را طراحی کرده. ایتو ماساهیرو هم نقش بسزایی در خلق محیط‌های شهر سایلنت هیل داشته و طبق گفته خودش، در نسخه نخست، بیش از اینکه مشغول طراحی هیولاهای بازی باشد، بخشی از سری که ایتو بیشتر با آن شناخته می‌شود، بلکه بیشتر درگیر طراحی پس‌زمینه جهان بازی بوده. البته قابل ذکر است که ایتو به تنهایی نیمی از هیولاهای اولین سایلنت هیل را طراحی کردطراحی از ماساهیرو ایتوطراحی از ماساهیرو ایتوطراحی از ماساهیرو ایتوایتو علاقه‌اش به داستان‌های معماگونه و کارآگاهی از کودکی و با آثار نویسنده ژاپنی، یوکومیزو سیشی شکل گرفت که تلویزیون ژاپن هم اقتباس‌های متعددی از آثار او انجام داده بود. در میان رمان‌های این نویسنده، کتاب و اقتباس تلویزیونی The Devil’s Island تاثیر بسیاری بر او گذاشت و بعدتر در دبیرستان با تماشای نردبان جیکوب (Jacob’s Ladder)، با یکی دیگر از اثار هنری تاثیرگذار زندگی‌اش آشنا شد که بعدتر این علاقه را با خود به سایلنت هم آورد.از نقاشان مورد علاقه ایتو می‌توان به فرنسیس بیکن (Francis Bacon) اشاره کرد که تاثیر طراحی‌های او بر خلق جهان سایلنت هیل غیر قابل اجتناب است. از دیگر هنرمندانی که روی او و متعاقبا خلق سایلنت هیل اثر گذاشتند می‌توان از نقاش آلمانی، هرش یانسن (Horst Janssen) و هنرمند لهستانی، مگدالنا آباکانوویتس (Magdalena Abakanowicz) نام برد.سه اثر از فرنسیس بیکن
از آثار مگدالنا آباکانوویتس
طراحی ظاهر و میزانسن جهان بازی سایلنت هیل را شاید بتوان ترکیب ایده‌های ایسائو و ایتو دانست. هر دو علاقه زیادی به فیلم نردبان جیکوب (Jacob’s Ladder) داشتند و این علاقه، تاثیرش را به وضوح در Silent Hill نشان می‌دهد. آنها به نوعی طراحی جهان دیگر را بین خود تقسیم کردند، ایتو مسئول خلق فضاهای داخلی شد و ایسائو وظیفه طراحی فضاهای خارجی را بر عهده گرفت.با وجود ساختگی بودن شهر سایلنت هیل، مکان‌های مختلفی از آن با الهام و یا ارجاع مستقیم از نمونه‌های عینی آمریکایی ساخته شده‌اند. به‌طور مثال دبستان میدویچ شباهت زیادی به مدرسه فیلم Kindergarten Cop دارد، سوپرمارکت ۸ شباهت به سوپرمارکت‌های زنجیره‌ای 7/11 دارد. ایستگاه پمپ بنزینی هم در بازی هست که نام Hell با لوگویی بر روی دیواره‌اش دیده می‌شود که یاداور شرکت Shell است. ساندویچی Queen Burger شباهت به مک‌دونالد و برگر کینگ دارد. پسترهایی هم در سطح شهر دیده می‌شود که ارجاع به نمونه‌های غربی مثل Indiana Jones و Die Hard هستند و لوگوی چندی از برند‌های معروف غربی، مثل پپسی و کوکاکولا هم بدون کمترین تغییری در Silent Hill مورد استفاده قرار گرفته‌اند. تمامی این ارجاعات به این منظور انجام شده که بازی بتواند حس‌وحال آمریکایی واقعی‌تری داشته باشد و به نمونه‌های عینی غربی‌اش، نزدیک باشد.طراحی خارجی خانه گالسپی بازی سایلنت هیل با الهام از نقاشی جهان کریستینا (Christina’s World) از اندرو ویت (Andrew Wyeth) کار شده. طراحی داخلی راهرو همین خانه شبیه به راهرو فیلم روانی (Psycho) از آلفرد هیچکاک (Alfred Hitchcock) است. نردبان فانوس دریایی با دوربینی که آرام آرام بالا می‌رود، یاداور صحنه‌ای از فیلم سرگیجه (Vertigo) باز ساخته هیچکاک بزرگ است.برای سایلنت هیل به قدری هیولا طراحی شد که تعدادی از آنها در اثر نهایی حضور ندارند و تنها با بررسی سورس کدهای بازی می‌توان به وجودیت آنها پی برد. شاید تنها موجودی از میان این هیولاهای یدکی که حضورش می‌توانست جالب باشد، موجودی مرغ مانند و دفرمه است که پاهایی بلند دارد و مشخصا درصورت حضورش در بازی، قرار بود اوقات تلخی را برای مخاطب به‌وجود آورد.از دلایل عدم استفاده از این هیولاها شاید بتوان به فقدان زمان کافی برای رساندن بازی به تاریخ عرضه ابتدایی‌اش در نوامبر ۱۹۹۸ یا به کلیت بزرگسالانه و جدی خود بازی سایلنت هیل اشاره کرد. اواخر دهه نود میلادی سالی پر ماجرا برای صنعت بازی بود. بازی‌های ویدئویی که تا پیش از این محصولاتی برای کودکان و نوجوانان تلقی می‌شدند حالا با آثاری روبه‌رو بودند که منحصرا با مضامین و موضوعاتی کار می‌کردند که مختص به بزرگسالان بود و تجربه آنها برای یک کودک نه تنها مناسب نبود، بلکه حتی می‌توانست اثار مخربی بر او داشته باشد.امروزه این صحبت‌ها با وجود عناوین به مراتب خشن‌تر و آزاردهنده‌تر کنایه‌آمیز به نظر می‌آید، ولی باید توجه داشت که این بازه زمانی اولین مواجه جدی جهانیان با شکلی جدید از بازی‌های ویدیویی بود که لزوما دیگر هدف‌اش سرگرمی صرف مخاطبین کم سن‌وسال خود نبود و سعی داشت در مثابه یک اثر هنری، خود را استوار در کنار دیگر مدیوم‌های هنری قرار دهد.Larval Stalker
سازندگان بازی مجبور شدند که طراحی یکی از هیولاهایی که در دمو E3 بازی به نمایش گذاشته شده بود را در بازی نهایی دستخوش تغییر کنند. این هیولا، Larval Stalker نام داشت. موجودی روح مانند و بچه شکل که در مدرسه پرسه می‌زند و با وجود اینکه به شخصیت اصلی آسیبی وارد نمی‌کند، ولی حضور او باعث ایجاد صدای استتیک در رادیو می‌شود. این هیولا بچه شکل در ورژن ژاپنی و آمریکایی Silent Hill، با تغییراتی در اثر نهایی مورد استفاده قرار گرفت.طراحی تغییر کرده هیولای مدرسه در دو نسخه ژاپنی و آمریکایی
طراحی تغییر کرده هیولای مدرسه در دو نسخه ژاپنی و آمریکایی
مسئله مهم بعدی که تیم سازنده سایلنت هیل باید با آن مواجه می‌شد، صداگذاری بود. صداگذاری هم از جمله عناصر تازه‌ای بود که دهه نود به بازی‌ها راه پیدا کرد و تقریبا کل این دهه طول کشید تا شرکت‌ها و بازی‌سازان بتوانند کیفیت آن را به حد استاندارد نزدیک کنند. پیش از این بازی‌ها به خاطر فضای ذخیره کمی که کارتریج‌ها در اختیار آنها می‌گذاشت و همینطور فرم بازیشان، نیازی به صداگذاری نداشتند. اولین بازی‌های صداگذاری شده چندان چنگی به دل نمی‌زدند. چرا که مثل امروزه بخش‌ اداری مشخصی برای استخدام بازیگران و صداگذاران حرفه‌ای وجود نداشت و شرکت‌ها و تهیه‌کننده‌ها هم احساس نیازی برای استخدام نیروی متخصص نمی‌کردند. تیم سازنده Silent Hill به این امر آگاه بود و به همین علت، با سرپرستی هاروهیکو هری اینابا (Haruhiko Harry Inaba) دست به استخدام صداگذاران حرفه‌ای‌تری زد.هری اینابا در دانشگاه ادبیات انگلیسی خوانده بود و به خاطر علاقه‌اش به بازی‌های کونامی، پا به این شرکت گذاشت. پس از مدتی به خاطر تبحرش در استفاده از زبان انگلیسی، به KCET فرستاده شد تا در بخش ترجمه و صداگذاری مشغول به کار شود.با وجود این، یکی از بخش‌هایی از بازی سایلنت هیل که در نشریات آمریکایی پس از عرضه بسیار مورد نقد قرار گرفت، صداگذاری بازی بود که بسیاری آن را بد توصیف کردند. سوالی که در این بین ایجاد می‌شود که با وجود انتخاب افرادی کاربلد و نظارت شخص اینابا بر پروسه، چطور این اتفاق برای Silent Hill رخ داد؟شاید جوابی که بتوان به این پرسش داد، جهت‌گیری هنرمندانه بود. اینابا به صداگذاران موقع ضبط دیالوگ‌هایشان گفته بود که موقع خواندن دیالوگ‌ها، پس از هر جمله، یک ثانیه مکث کنید. این تصمیم برای صداگذاران عجیب بود و ریتم بیانی آنها را دچار مشکل می‌کرد. شاید بتوان گفت که این تصمیم اینابا به خاطر محدودیت‌های سخت‌افزاری پلی استیشن بوده، ولی در عناوین مشابه دیده‌ایم که همچین اتفاقی رخ نداده. پس شاید اینابا و تویاما عامدانه سعی داشتند که با برهم زدن شیوه بیانی صداگذاران و ایجاد مکثی غیر عادی در بیان دیالوگ‌ها، فضای غریب جهان سایلنت هیل را بیش از پیش تشدید کنند. شاید هم تویاما این ایده را از‌ آثار دیوید لینچ برداشته که در بسیاری از آثارش با لحن بیان بازیگرانش کارهای عجیب و غریبی انجام می‌دهد.مایکل گویین (Michael Guinn) صداپیشه شخصیت هری میسون
به پایان متن درحال نزدیک شدن‌ایم و هنوز نام شاید شناخته شده‌ترین فرد دخیل در پروسه ساخت سایلنت هیل را نیاورده‌ایم؛ آکیرا یاماوکا (Akira Yamaoka) افسانه‌ای که موسیقی‌ها و ایفکت‌های صوتی‌اش از نخستین بازی Silent Hill گوش مخاطبین را در سرتاسر دنیا مدهوش خود ساخت و چندی از بهترین قطعات موسیقی تاریخ بازی‌های ویدئویی را با نسخه‌های مختلف سری خلق کرد. فرصت شغلی که صرفا برای خلق موسیقی برای بازی بود در نهایت به تهیه‌کنندگی نسخه‌های آینده سری رسید و یکی از معدود افراد تیم اصلی سازنده بازی بود که تقریبا در تمامی نسخه‌ها، به استثنای Downpour حضور داشت و با گیتار ریف‌ها و ملودی‌های گوش‌نوازش، نسل‌های مختلفی از گیمرها را دلباخته خود ساخت.یاماوکا در ساخت موسیقی‌های اولین سایلنت هیل تنها نبود و یک چهره بزرگ دیگر هم او را همراهی می‌کرد؛ ریکو موراناکا (Rika Muranaka) که پیش از این برای نخستین متال گیر سالید نیز کار کرده بود.آکیرا یاماوکا در دانشگاه طراحی داخلی می‌خواند و در یک گروه موسیقی پانک فعالیت می‌کرد. علاقه او به ویدئوگیم و موسیقی باعث شد تا کامپیوتری بخرد و سعی کند گرافیک سه بعدی یاد بگیرد. در این حین متوجه می‌شود که یک برنامه خلق آهنگ مجانی در سیستم‌اش نصب شده و همین بهانه‌ای می‌شود تا یاماوکا جوان دست به آزمون و خطا و تجربه بزند و خودآموز،‌ زیر و بم خلق موسیقی با کامپیوتر را در بیاورد.با از راه رسیدن نسل پنجم کنسول‌های بازی خانگی و ارتقای سطح کیفی تکنولوژی، امکان ضبط و پخش با کیفیت قطعات موسیقی برای اولین‌بار در بازی‌های فراهم شد و این فرصت فوق‌العاده‌ای برای یاماوکای جوان بود که این‌بار از سازهایی واقعی و نه برنامه‌های کامپیوتری چیپ تونی برای خلق آهنگ بهره ببرد.یاماوکا وقتی در جریان پروسه تولید سایلنت هیل قرار می‌گیرد، از مدیریت درخواست می‌کند که او را به عنوان موسیقی‌دان برای این بازی ترسناک انتخاب کنند. فضای تیره و تار و متفاوت Silent Hill‌ برایش جذاب بود و طبیعتا نیاز به موسیقی متفاوتی هم داشت. یاماوکا موسیقی صنعتی را مناسب حال‌وهوای مه‌آلود بازی می‌دانست.از راست به چپ: ساتو تاکایوشی (کارگردان CG)، کییچی توریاما (کارگردان) و آکیرا یاماوکا (موسیقی‌دان)
در سال ۱۹۹۹ میلادی، پس از سه سال طولانی،‌ سایلنت هیل روانه بازار شد. بازخوردها فوق‌العاده بود. بازی هم نزد مخاطبین و هم منتقدین مورد تحسین واقع شد و موفق به فروش دو میلیون نسخه‌ای شد. اثری که به عنوان Horror Adventure و با دور هم جمع شدن گروهی جوان شروع شد، بدل به یکی از شناخته شده‌ترین و تاثیرگذارترین سری‌بازی‌های تاریخ ویدئوگیم گشت.کییچیرو تویاما مدتی پس از عرضه سایلنت هیل، کونامی را ترک کرد و به سونی پیوست و در سال ۲۰۰۳ نخستین قسمت از سری بازی ترسناک جدیدش را خلق کرد؛ Siren. نائوکو ساتو هم که از کونامی جدا شده و به سونی پیوسته بود، با شنیدن خبر ساخت بازی ترسناک جدید تویاما، به او ملحق شد و این‌بار در مقام نویسنده به خلق جهان بازی جدیدشان مشغول شد. پس از مدتی ایسائو تاکاهاشی هم به آنها ملحق شد و به عنوان کارگردان هنری مشغول کار روی سایرن شد. همکاری که برای ده سال‌ آینده ادامه داشت و نتیجه‌اش، خلق یک سری ترسناک درجه یک دیگر بود.باکس آرت نسخه ژاپنی سایلنت هیل
 باکس آرت نسخه آمریکای شمالی سایلنت هیل باکس آرت نسخه اروپایی سایلنت هیلدیگر اعضای اصلی تیم سازنده سایلنت هیل، پس از عرضه موفقیت‌آمیز بازی، با خبر عرضه دومین پلی استیشن سونی رو‌به‌رو شدند و بلافاصله کار روی نسخه‌ای بزرگ‌تر و جاه طلبانه‌تر را برای کنسول نسل جدید سونی شروع کردند.ممنون که تا انتهای این مقاله همراه ما بودید. لطفا نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید و خاطرات خودتان را با سری سایلنت هیل برای‌مان تعریف کنید.برای خواندن مطالب پشت صحنه بیشتر با مجله لیویتو همراه باشید.همچنین فراموش نکنید که برای استریم کردن یا تماشای استریم باکیفیت با اینترنت نیم‌بها می‌توانید از لیویتو استفاده کنید.</description>
                <category>لیویتو - Livito.tv</category>
                <author>لیویتو - Livito.tv</author>
                <pubDate>Tue, 27 Feb 2024 08:41:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین بازی های ماشینی کدام‌اند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@livitotv/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%AF-ntdx0hyy9ql3</link>
                <description>در میان چندین سبک مختلف بازی، عناوین ماشینی و سرعت در سال‌های گذشته بیشتر مورد توجه مخاطبین واقع شده. در ادامه با فهرست بهترین بازی های ماشینی، با لیویتو همراه باشید (همچنین برای خواندن نسخه کامل این مطلب می‌توانید روی این لینک کلیک کنید).HotShot Racingممکن است با نگاهی به تصاویر بازی Hot Shot Racing، احساس کنید که این اثر یک بازی قدیمی بوده؛ اما این عنوان تنها در حال و هوای بازی‌های آرکید دهه نود ساخته شده. درحالی که مدت زیادی از انتشار این بازی نمی‌گذرد و روی تمامی پلتفرم‌ها قابل اجراست، مکانیک‌های بازی Hot Shot Racing آن‌قدری ساده هستند که تجربه این نسخه را برای همه افراد مهیج و جذاب جلوه دهد.Project Cars 2رانندگی واقع‌گرایانه با ماشین‌ها و جاده‌های واقعی چیزی است که باعث می‌شود ساعت‌های بی‌شماری را درحال تجربه این اثر پیدا کنید و این موضوع بهترین دلیلی است که می‌توانیم بازی Project Cars 2 را در بین بهترین بازی های ماشینی ببینیم.Daytona USA HDپس از گذشت ۳۰ سال از انتشار، این هنوز هم در میان بهترین بازی های مسابقه ای می‌درخشد. بازی Daytona USA به‌سادگی بهترین بازی آرکید مسابقه‌ای بوده که تاکنون ساخته شده و هنوز هم هیچ اثری نمی‌تواند جای آن را برای بازیکنان قدیمی پر کند. تجربه بازی Daytona USA را برای هرکسی با هر سن و سلیقه‌ای لذت‌بخش خواهد بود.Dirt Rally 2.0بازی Dirt Rally 2.0 با لذت رانندگی واقع‌گرایانه که به بازیکنان ارائه می‌دهد، دین خود به این سبک بزرگ را به‌بهترین شکل ادا می‌کند. همه‌چیز در جای خود قرار دارد و نمی‌توانید مشکل بزرگ و غیرقابل تحملی را در گیم‌پلی این عنوان احساس کنید. اگر توانایی خرید پکیج شبیه‌سازی فرمان و پدال را دارید، از کم‌تر افرادی هستید که لذت رانندگی پرخطر در جاده‌های گلی را دوچندان تجربه خواهید کرد.The Crew 2این بازی ممکن است مانند باقی آثار زیاد به چشم نیاید اما رانندگی در کالیفرنیا آمریکا با نه تنها خودروهای متنوع، بلکه موتورسیکلت‌ها و البته هدایت هواپیما فقط در این عنوان پیدا می‌شود. ممکن است لذت رانندگی و شخصی‌سازی ماشین‌های خود را مثل فورتزا هورایزن تجربه نکنید؛ اما دیگر ویژگی‌های جذاب The Crew 2 شدیدا به چشم می‌آید.GRIDپیست‌های به‌یاد ماندنی، طراحی آب و هوایی بی‌نقص و هندلینگ فوق‌العاده‌ همگی عواملی هستند که باعث شدند عنوان GRID در این لیست جایگاهی داشته باشد.بازی GRID با این‌که با گیم‌پلی دشوار و چالش برانگیز خود ممکن است حسابی آشفته‌تان کند، اما دقیقا چیزی را به‌شما می‌دهد که از یکی از بهترین بازی های ماشینی انتظار دارید. تجربه این اثر تکرارنشدنی را از دست ندهید.Horizon Chase: Turbo Editionبازی Horizon Chase: Turbo Edition ما را حسابی به عقب برمی‌گرداند؛ زمانی که بازی‌های ریسینگ شبه سه‌بعدی بودند و از مقیاس‌بندی‌های خاص برای ایجاد توهم سه‌بعدی استفاده می‌کردند. با این تفاوت که این اثر، گیم‌پلی روان‌تری را نسبت به عناوین هم‌رده قدیمی ارائه می‌دهد.گیم‌پلی این بازی ساده است؛ رانندگی کنید، سعی کنید تا با جمع‌آوری قوطی‌های بنزین، میزان سوخت خود را مدیریت کنید و با از دست ندادن سکه‌های داخل پیست، جایگاه اول را کسب کنید. این اصول پایه در ساخت و اجرا یکی از بهترین بازی های ماشینی است.GRID Autosportبازی GRID Autosport به‌طور مخصوص برای سخت‌افزار کنسول نینتندو سوئیچ بهینه‌سازی شده و تا ۳۰ فریم بر ثانیه را برای کابران اجرا می‌کند. ساده‌سازی هندلینگ ماشین‌های واقعی در محیطی واقع‌گرایانه از دیگر ویژگی‌های بازی GRID Autosport بوده که می‌توانیم به آن اشاره کنیم.Wreckfestبازی Wreckfest اثری است که ارتباط کاملی با تخریب و آسیب‌پذیری بالا خودروها دارد. ماهیت این بازی در تخریب و نابودسازی ماشین‌های رقیبان خود خلاصه می‌شود. فیزیک بدنه اتومبیل‌ها در بازی Wreckfest کاملا واقع‌گرایانه و آسیب‌پذیر در برابر ضربه و برخورد طراحی شده است.حالت‌های مختلفی نظیر مسابقات استاندارد اتومبیل‌رانی و هم‌چنین بازی‌های بتل رویال در این بازی وجود دارد که درکنار قسمت مرحله‌ای آن می‌تواند توجه‌تان را به خود جلب کند.BeamNG.driveاگر کمتر به زیبایی‌های بصری و بیشتر به شبیه‌سازی و تصادف با ماشین‌هایتان اهمیت می‌دهید؛ بازی BeamNG.Drive مناسب شما خواهد بود. مهم نیست چه خودرویی را انتخاب می‌کنید؛ تنها اولویت در این عنوان این است که سعی کنید با تمام محدودیت‌هایی که در این دنیای شبیه‌سازی شده دارید، باز هم در این جاده‌ها جان سالم به در ببرید.Dirt 5این‌که بازی مسابقه‌ای صاحب‌نامی وجود داشته باشد تا نسل جدید کنسول‌ها را با آن شروع کنیم، حس خوبی را منتقل می‌کند؛ بازی DIRT 5 دقیقا همین را برای کنسول‌های ایکس باکس سری ایکس / اس و پلی استیشن ۵ به‌ارمغان آورده. حالت‌هایی مثل طراحی مسابقات که می‌توانید مسابقات و پیست دلخواه‌تان را طراحی و خود را به‌چالش بکشید و همین‌طور، مود باورنکردنی چهارنفره که حتی در حالت داستانی بازی هم می‌توانید از آن بهره ببرید وجود دارد تا از این بازی نهایت لذت را ببرید.Crash Team Racing Nitro-Fueledنمی‌توانیم لیستی بلند بالا از بهترین بازی های مسابقه ای بسازیم و نامی از این عنوان نبریم. بازی Crash Team Racing Nitro-Fueled با این‌که روی رایانه‌های شخصی منتشر نشد، اما دارندگان همه کنسول‌ها می‌توانند از تجربه این اثر لذت ببرند.عنوان کرش ریسینگ کار خود را با دو بازی روی کنسول‌های پلی استیشن ۱ و ۲ آغاز کرد و همان‌طور که می‌بینید، هنوز هم نام‌اش در کنار دیگر عناوین کلاسیک کرش و بازی‌های صاحب سبک مسابقه‌ای و ماشینی می‌درخشد.Need For Speed: Hot Pursuit Remasteredمحال است فهرستی از بهترین بازی های ماشینی نوشته شود و در کم‌ترین حالت، یک نسخه از فرنچایز Need For Speed به‌چشم نخورد. هنگامی که نسخه اصلی Hot Pursuit برای کنسول‌های نسل هفتمی منتشر شد، انقلاب بزرگی در بازی‌های آنلاین رخ داد. سیستم آنلاین رده‌بندی بازی باعث شد تا افراد زیادی خود را به‌همراه دوستان و رقیبان در سراسر جهان محک بزنند و تلاش کنند جایگاه‌ خود را حفظ کنند.Forza Horizon 4امکان ندارد که حرف از بازی‌های رانندگی شود و نامی از سری بازی‌های Forza Horizon نیاید.شما ساعت‌ها می‌توانید در محیط‌های سرسبز، پوشیده از برگ‌های پاییزی و حتی برفی بازی فورتزا هورایزن ۴ لذت ببرید. چیزی که استودیو Playground Games همیشه به‌دنبال آن بوده، ارائه تجربه‌ای تمام‌نشدنی از لذت رانندگی با کلاس‌های مختلف اتومبیل‌ها بوده که همیشه در این امر موفق عمل‌ کرده است.Sega Ages Virtua Racingبازی سه‌بعدی که در سال ۱۹۹۲ منتشر شده بود، حالا ریمستر شده و روی کنسول‌ نینتندو سوئیچ با همان حال و هو قدیمی قابل اجرا خواهد بود؛ تنها با این تفاوت که شما قادر خواهید بود تا Sega Ages Virtua Racing را با گرافیک ۱۰۸۰ و نرخ فریم ۶۰ فریم بر ثانیه تجربه کنید.گیم‌پلی بازی به‌همان اندازه که زیبا است، ساده هم خواهد بود؛ تلاش کنید تا ماشین فرمول یک خود را زودتر از رقیبان به خط پایان برسانید و با مدیریت زمان، جایگاه اول را کسب کنید.Burnout Paradise Remasteredاگر تا به‌حال بازی Burnout Paradise را تجربه نکرده‌اید، اکنون زمان آن رسیده تا به سراغ این شاهکار بروید. این عنوان جهان بازی تمام آن‌ چیزی خواهد بود که انتظارش را دارید. پرش‌های پرارتفاع، گیم‌پلی آنلاین روان و قدرت تخریب‌پذیری این اثر را به‌یکی از تاثیرگذارترین عنوان‌های ماشینی تبدیل می‌کند.F1 2020هنوز هم ارائه بهتری از دنیای بزرگ و پررقابت فرمول یک از چیزی که در نسخه ۲۰۲۰ دیدیم به‌تصویر کشیده نشده. حالت کریر این بازی همه‌چیز از سیستم‌های رقابتی تا ارتقا ماشین‌ها را در خود جای داده. راهی که بازی پیش می‌گیرد تا شما را برای ورود به مسابقات تشویق کند، شایسته ستایش است.فرنچایز فرمول یک با انتشار هر بازی در سال‌های متوالی سعی می‌کند تا بهتر و بهتر شود و تفاوت‌هایی هرچقدر کوچک حتی مثل حالت داستانی بازی F1 2021 را در هر نسخه ایجاد می‌کند.Mario Kart 8 Deluxeاگر سرگرم شدن را به واقع‌گرایی ترجیح می‌دهید، بازی Mario Kart Deluxe برای شماست. فقط کافی است که یک کنسول نینتندو سوئیچ بخرید و نسخه‌ای از این بازی را روی آن تجربه کنید. بازی با نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه اجرا می‌شود و تمامی مشکلاتی که نسخه Wii U این بازی داشته، در ریمستر نینتندو رفع شده است.این بازی از آن دسته عناوین کمیاب است که پیر و جوان درکنار یک‌دیگر می‌توانند از تجربه‌اش لذت ببرند و همین نکته، بر وجود آن در بین بهترین بازی های ماشینی تاکید می‌کند.Gran Turismo Sportاگر مانند بسیاری از گیمر‌ها، کنسول شما هم پلی استیشن است، بی‌شک باید بازی Gran Turismo Sport را تجربه کرده باشید. هنوز هم پس از گذشت سال‌ها، حالت آنلاین بازی Gran Turismo Sport جدا از حالت تک‌نفره، بزرگ‌ترین ویژگی این نسخه نسبت به بازی‌های هم‌رده دیگر است.تغییرات و به‌روزرسانی‌های تاثیرگذاری که شرکت Polyphony Digital برای گرن توریسمو منتشر کرده ثابت می‌کند که این بازی بدون شک جایگاه خاصی در فهرست بهترین بازی های ماشینی دارد.Forza Motorsport 7بازی Forza Motorsport 7 تقریبا بهترین عنوان شبیه‌سازی ریسینگ در بازار است؛ این بازی تمام آن چیزی است که طرفداران سبک مسابقه‌ای می‌طلبند. جزئیات همیشه مهم بوده و اهمیت آن به‌درستی در این نسخه احساس می‌شود. با ورود کنسول‌های نسل جدید به میدان، توانایی‌ها و کیفیت ارائه شده از بازی Forza Motorsport 7 هم به مراتب بیشتر شد.Forza Motorsportزمان زیادی از انتشار نسخه جدید Forza Motorsport نمی‌گذرد. با این وجود، بسیاری از طرفداران نسخه پیشین در ایکس باکس حالا به این عنوان روی آورده‌اند. این نسخه بهترین بازی شبیه‌سازی ماشینی و ریسینگ در پلتفرم‌های پی‌سی و ایکس باکس است. با این‌حال، این به شما بستگی دارد که بخواهید در دنیایی مثل فورتزا هورایزن آزادانه رانندگی کرده یا توانایی‌های خود را در پیست‌های دور دنیا بسنجید.Gran Turismo 7طرفداران و دارندگان کنسول‌های پلی استیشن با سری فرنچایز Gran Turismo آشنایی بیشتری دارند. مقایسه‌های بسیاری میان دو بازی Gran Turismo 7 و Forza Motorsport انجام شده؛ اما در پایان، باز هم تجربه هرکدام از این دو نسخه، کاملا بستگی به کنسولی که شما صاحب‌اش هستید خواهد داشت. با این حال، هر دو این بازی‌ها به‌راحتی رده‌های اول این فهرست را به خود اختصاص خواهند داد.Rocket Leagueرانندگی در Rocket League کمی متفاوت است. شما در یک زمین فوتبال از ماشین‌هایتان استفاده می‌کنید تا با زدن گل، تیم حریف را شکست دهید. از شخصی‌سازی خودرو گرفته تا انتخاب حالت‌های مختلف بازی؛ این عنوان شاید کمی نامتعارف به نظر برسد، اما همین مورد باعث حضورش در این لیست شده. بازی راکت لیگ رایگان است و همین حالا می‌توانید آن را تجربه کنید.Forza Horizon 5 بازی Forza Horizon 5 بی‌اغراق، یک لذت واقعی از دنیای بزرگ ماشین‌ها است. استودیو Playground Games توانست تصویری خیالی و فوق‌العاده از مکزیک را به همه نشان دهد. این عنوان تجربه‌ای کامل و تقریبا بی‌نقص از یک بازی مسابقه‌ای آرکید است که با دنیای بزرگ و همیشه درحال تکامل‌اش، مکانیک‌های مسابقه‌ای  دقیق‌ و انتخابی بی‌شمار از اتومبیل‌های واقعی بهترین بازی مسابقه‌ای ممکن است. پیشرفتی که این روز‌ها فورتزا به‌خود دیده، نوید آن را می‌‌دهد که تا مدت زیادی، فرنچایز Forza صاحب جایگاه بهترین بازی در سبک رانندگی خواهد بود. شما کدام اثر را بازی کرده‌اید؟ قصد تجربه کدام عنوان را در آینده خواهید داشت؟ برای ما بگویید.برای خواندن آخرین مطالب برترین بازی ها همراه لیویتو باشید.همچنین فراموش نکنید که برای استریم کردن یا تماشای استریم باکیفیت با اینترنت نیم‌بها می‌توانید از لیویتو استفاده کنید.</description>
                <category>لیویتو - Livito.tv</category>
                <author>لیویتو - Livito.tv</author>
                <pubDate>Fri, 23 Feb 2024 02:52:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نحوه ساختن بنر زیر استریم : آموزش ساخت پنل و بنر زیر استریم</title>
                <link>https://virgool.io/@livitotv/%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%86-%D8%A8%D9%86%D8%B1-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D9%BE%D9%86%D9%84-%D9%88-%D8%A8%D9%86%D8%B1-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%85-c5phvvkggvch</link>
                <description>بنر یا پنل زیر استریم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و می‌تواند اطلاعات مفیدی را به دنبال کنندگان شما ارائه دهد. در ادامه با لیویتو همراه شوید تا نحوه ساختن بنر زیر استریم را به شما آموزش دهیم (همچنین برای خواندن نسخه کامل این مطلب می‌توانید روی این لینک کلیک کنید).به لطف سازنده پنل و بنر آنلاین رایگان Canva، وقتی استریم خود را با بنرهای اطلاعاتی شخصی سازی شده ارتقاء دهید، ارتباط با مخاطبان خود برای ایجاد یک برداشت اولیه مثبت به خصوص برای بینندگان جدید آسان‌تر می‌شود.جریانی از اطلاعات برای بینندگان شماچه یک استریمر تازه‌کار یا باتجربه در پلتفرم‌های مختلف استریم باشید، حفظ یک کانال استریم با مدیریت مناسب برای جذب مشترکین و بازدیدکنندگان صفحه امری ضروری است. با مخاطبین خود ارتباط برقرار کنید و آن را فراتر از یک رویداد استریم کنید. آن‌ها را با بنرهای جذاب از استریم خود مطلع کنید.با بنرساز رایگان کانوا، اجازه دهید جزئیات بیوگرافی و استریم شما در مرکز توجه قرار گیرند. به‌لطف امکانات بالای این ابزار رایگان کار را شروع کنید و با هر اطلاعاتی که می‌خواهید در صفحه نمایه خود به اشتراک بگذارید، خودنمایی کنید.شما باید به سراغ سبک‌های خلاقانه‌ای بروید که با شخصیت آنلاین شما مطابقت دارند. می‌توانید طرح پنل خود را  یک طرح انتزاعی جذاب، یک طرح هندسی رنگارنگ یا یک تم قدیمی رترو کنید. عناصر طراحی جذاب را در کانوا پیدا کنید و مخاطبان خود را به انبوهی از حقایق سرگرم کننده و راه‌های ارتباط با خودتان هدایت کنید.نحوه ساخت پنل و بنر زیر استریمبا یک ایده شروع کنیدکانوا را باز کنید و به بخش «Twitch Panels» مراجعه کنید. اکنون نگاهی به طرح‌های انبوه بیاندازید و از آن‌ها ایده بگیرید. یک طرح انتخاب کنیدیک بسته قالب رایگان برای طراحی پنل خود انتخاب کنید. متناسب با هویت و شخصیت برند خودتان کار را جلو ببرید.ساختن بنر زیر استریم – پنل‌های خود را سفارشی سازی کنیدطراحی خود را با افزودن متن، نمادها، اشکال و سایر عناصر گرافیکی را با تغییر  تغییر سبک فونت، رنگ‌ها و پس‌زمینه انجام دهید.طرح شما آماده استطراحی پنل کاملاً شخصی‌سازی شده خود را در قالب‌های تصویر با وضوح بالا مانند PNG یا JPEG ذخیره و دانلود کنید.کانال استریم خود را شخصی کنیددر نهایت، آن را در صفحه درباره کانال استریم خود آپلود کنید. هر تصویر پنل یا بنر سفارشی را آپلود کنید، سپس پیوندها و توضیحات متنی را اضافه کنید.ساختن بنر زیر استریم – با یک هویت بصری قوی خودنمایی کنیدنام تجاری شما نشانه‌های بصری سبک شما را تداعی می‌کند. همه دارایی‌های استریم خود را به‌طور یکپارچه از صفحه‌تان تا بنرهای زیر استریم خود را مطابقت دهید. مجموعه آیتم‌ها و عناصر طراحی کانوا می‌تواند طرح‌های بنر شما را با قطعات جذاب و چشم‌نواز برای ارتباط با هویت شما ادغام کند.به سادگی مواردی مانند فونت‌ها و رنگ‌هایی را که شخصیت شما را نشان می‌دهند را جستجو کنید و با آن‌ها در پنل ساز Twitch کانوا بازی کنید. با طراحی‌های بی‌عیب و نقص در کانال استریم خود نشان دهید چقدر حرفه‌ای هستید.میزان تعاملات کانال خود را بيشتر کنیدنرخ تعامل کانال استریم خود را با طراحی بنرهای شخصی سازی شده به حداکثر برسانید تا با هر اطلاعاتی که می‌خواهید با بینندگان خود به اشتراک بگذارید مطابقت داشته باشد. یک الگو را انتخاب کنید و مجموعه‌ای از ایده‌های بنر زیر استریم را دریافت خواهید کرد که می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید. برای بخش «درباره من»، برنامه‌ها، قوانین، کمک مالی، کالاها، حساب‌های رسانه‌های اجتماعی و موارد دیگر، جعبه‌های اطلاعات جذاب و قابل کلیک ایجاد کنید.ساختن بنر زیر استریم – درآمدزایی خود را افزایش دهیدپس از رسیدن به یک جایگاه مناسب در حوزه استریم یا انتخاب شدن به عنوان پارتنر لیویتو، می‌توانید از کانال استریم خود شروع به کسب درآمد کنید. می‌توانید بینندگان خود را به کمک، مشترک شدن و حمایت از صفحه خود با سربرگ اطلاعات یا پنل گرافیکی با طراحی خوب و مناسب هدایت کنید.بخشی را برای لیست علاقمندی خود تنظیم کنید و پیوندهای وابسته را برای حامیان مالی مرتبط با بازی اضافه کنید. افزایش مشترکین استریم شما همچنین به معنای حمایت بیشتر افراد از محتوای شما خواهد بود.سوالات متداولپنل و بنر زیر استریم چیست؟پنل و بنر استریم طرح‌های گرافیکی غنی از اطلاعات هستند که معمولاً در زیر یک استریم و در صفحه نمایه شما ظاهر می‌شوند. از این پنل‌های اطلاعاتی برای سازماندهی و ارائه حقایق بیشتر در مورد استریمر و کانال استفاده می‌شود.اندازه پنل و بنر استاندارد چقدر است؟بهترین اندازه پنل ۳۲۰ × ۱۶۰ پیکسل است. سازنده پنل کانوا و طراحی پیش ساخته آن‌ها به‌طور پیش فرض روی این بعد بهینه قفل می‌شود. می‌توانید با حداکثر ابعاد تا ۳۲۰ پیکسل عرض و ۶۰۰ پیکسل بنر خود را آپلود کنید. همچنین همه تصاویر باید کمتر از ۱ مگابایت باشند.ساختن بنر زیر استریم – چگونه در توییچ یا سایر پلتفرم‌ها پنل خود را اضافه کنیم؟پس از طراحی و دانلود با استفاده از ویرایشگر کانوا، می‌توانید طرح‌های خود را ویرایش و با دنبال کردن گام‌های بعدی آن را در کانال خود آپلود کنید:به صفحه کانال خود بروید.سپس، دکمه ویرایش پنل‌ها یا بنر زیر استریم را از حالت خاموش به روشن تغییر دهید.در مرحله بعد، عنوان پنل، توضیحات، پیوند تصویر را اضافه کنید و پنل سفارشی خود را آپلود کنید. برای ایجاد پنل دیگری روی علامت + کلیک کنید.برای ذخیره اطلاعات خود روی ارسال کلیک کنید.در نهایت، دکمه ویرایش پنل‌ها را از حالت روشن به خاموش برگردانید.چگونه پنل کمک مالی یا دونیت بسازیم؟برای ایجاد پنل دونیت، ابتدا با ویرایشگر کشیدن و رها کردن کانوا، یک طرح ایجاد کنید. از یک الگوی رایگان استفاده کنید یا آن را از ابتدا انجام دهید تا یک طرح سفارشی داشته باشید. پنل خود را دانلود کنید و با استفاده از صفحه ویرایش پنل‌ها آن را آپلود کنید. تصویر پنل دونیت خود را اضافه کنید و یک URL را در قسمت پیوند تصویر به صفحه دونیت خود بچسبانید. دنبال‌کنندگان شما با کلیک روی این پنل می‌توانند به سایت‌ها و سرویس‌های دونیت وصل شوند.اگر نیاز به راهنمایی بیش‌تر داشتید لطفاً با پشتیبانی لیویتو تماس حاصل فرمایید تا کارشناسان ما شما را به بهترین شکل کمک کنند. در پایان لطفاً دیدگاه‌های خود را با ما در بخش نظرات به اشتراک بگذارید.برای خواندن آخرین مطالب استریم همراه مجله لیویتو باشید.همچنین فراموش نکنید که برای استریم کردن یا تماشای استریم باکیفیت با اینترنت نیم‌بها می‌توانید از لیویتو استفاده کنید.</description>
                <category>لیویتو - Livito.tv</category>
                <author>لیویتو - Livito.tv</author>
                <pubDate>Thu, 22 Feb 2024 04:08:05 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>