<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های lobelia</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@lobelia</link>
        <description>لوبلیا نمایندگی برند های معتبری چون کاشی تبریز، شیرآلات KWC است. فروش لوازم ساختمانی آنلاین با بهترین برندها و بهترین قیمت</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 16:26:06</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/24507/avatar/UwmnVl.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>lobelia</title>
            <link>https://virgool.io/@lobelia</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خلاصه کتاب معجزه شکرگزاری</title>
                <link>https://virgool.io/@lobelia/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%B9%D8%AC%D8%B2%D9%87-%D8%B4%DA%A9%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-uechqexuarfl</link>
                <description>چکیده کتاب معجزه شکرگزاریاین کتاب نوشته ی راندا برن است .در این کتاب برای ۲۸روز تمرین شکر گذاری وجود دارد.&amp;lt;br/&amp;gt; این تمرینات طوری تنظیم شده است که از آن برای متحول کردن وضعیت سلامت،پول ،شغل و روابط خودت استفاده کنی.&amp;lt;br/&amp;gt; شکرگزاری به راحتی بسامد ارتعاشی تو را بالا میبرد و برای جذب خواسته هایت به تو کمک میکند.&amp;lt;br/&amp;gt; در اینجا خلاصه ی تمرینات آورده شده است.&amp;lt;br/&amp;gt; تمرینات به صورت روزانه و متوالی به مدت۲۸ روز است.تمرینات انقدر عالی و در عین حال ساده هستند که در اکثرا افراد بعد از انجام یک دوره ،شکرگزاری به صورت عادت همیشگی در می آید.• روز اول (نعمت های الهی را بنویس)صبح که از خواب بیدار شدی به عنوان اولین کارت ،ده نعمتی که داری را بنویس.ده مورد ساده و قابل شکرگذاری(خانه ،خانواده ،آسمان،آفتاب،حواس پنجگانه ات،خواب خوبی که داشته ای و…).بعد که ده موردت تمام شد بگرد و همه ی موارد را دوباره با صدای بلند بخوان.در آخره هر مورد قابل شگرگزاری سه بار بگو خدایا شکرت و حال و هوای شکر گزاری را کاملا احساس کن.بعد سراغ مورد بعدی برو.&amp;lt;br/&amp;gt; تمرین روز اول را به طور ثابت در تمام۲۷روز بعدی تکرار کن.&amp;lt;br/&amp;gt; تمرین فردا  را امروز بخوان.• روز دوم (یادداشت شکر گذاری)یک یادداشت شکر گذاری بنویس و در معرض دیدت قرار بده.یادداشتی که هر وقت اونو دیدی یادت بیفته شکرگذاری کنی.&amp;lt;br/&amp;gt; شب قبل خواب، درمورد بهترین اتفاقی که امروز برات افتاده فکرکن و برای اون بهترین اتفاق صمیمانه خدارو شکر کن.&amp;lt;br/&amp;gt; در تمام۲۶روز بعد این کار انجام بده.&amp;lt;br/&amp;gt; تمرین فردا رو امروز بخون.چکیده کتاب معجزه شکرگزاری• روز سوم (روابط خارق العاده)سه نفر از آدمهای دوروبرت که میشناسی و به نوعی بهت کمک کردند رو انتخاب کن.کسانی که دوست داری ازشون تشکر کنی.فقط باید از اونها عکس داشته باشی.&amp;lt;br/&amp;gt; چند خصوصیت خوبشون رو پیدا کن.مثل صبر و حوصله ،استعدادها،خنده،چشمها،مهربانی و…&amp;lt;br/&amp;gt; بعد عکس آن شخص را جلوی خودت بگذار و پنج موردی که از آنها متشکری را بنویس.مثلا (اسم فرد)از تو بابت (…..)متشکرم.&amp;lt;br/&amp;gt; سعی کن در طول روز سه بار به عکسها نگاه کنی و یادداشتت را بخوان.• روز چهارم (تندرستی خارق العاده)یک کاغذ بردار و روی آن با حروف درشت و خوانا بنویس&amp;lt;br/&amp;gt; “موهبت تندرستی مرا زنده نگه داشته است”&amp;lt;br/&amp;gt; دست کم در چهار فرصت ،آن جمله را خیلی آهسته بخوان و از بابت موهبت ارزشمند تندرستی،تا جایی که میتوانی حال و هوای شکرگذاری را احساس کن.• روز پنجم (پول خارق العاده)به دوران کودکی ات فکر کن.تمام چیزهایی که بدون هیچ هزینه ای داشته ای را بنویس.لباسهایت ،کتابهایت مداد و پاک کن،غذاهایی که میخوردی .بعد آنها را آهسته بخوان و آخرش صمیمانه خدا رو شکر کن.&amp;lt;br/&amp;gt; یک اسکناس بردار و با خط درشت روش بنویس&amp;lt;br/&amp;gt; “خدایا تو را بابت تمام پولهایی که در تمام زندگی ام دریافت کرده ام شکر میکنم”&amp;lt;br/&amp;gt; حداقل امروز سه بار این اسکناس را بردار جمله اش را بخوان و از صمیم قلب خدا را شکر کن.بعد از امروز این اسکناس را جایی بگذار که در معرض دیدت باشد.چکیده کتاب معجزه شکرگزاری• روز ششم (مثل معجزه عمل میکند)امروز سره کار مجسم کن رییسی نامرءی داری که دنبالت می آید و تو همه ی موارد قابل شکرگذاری را یادداشت میکنی و تا جایی که میتوانی حال و هوای شکر گذاری را احساس کن.مثلا همین که شغلی داری چون خیلی ها شغلی ندارند.تلفن ،اینترنت و چاپگری که داری،افرادی که با تو کار میکنند و رابطه ی دوستانه با آنها داری و….&amp;lt;br/&amp;gt; اگر وظیفه ات نگهداری از فرزندان و نگهداری به امور خانه است به دنبال مواردی باش که بابت آنها خدا را شاکر هستی.&amp;lt;br/&amp;gt; تا جایی که میتوانی موارد قابل شکرگذاری را پیدا کن.• روز هفتم (روش اعجاز آفرین)موردی منفی را که در زندگیت وجود دارد و میخواهی آنرا متحول کنی انتخاب کن و دنبال ده مورد قابل شکرگذاری در آن باش.مثلا اگر رابطه ات با پدرت خوب نیست بنویس از پدرم متشکرم که وقتی بچه بودم با من بازی میکرد یا از پدرم متشکرم که خیلی به من اهمیت میدهد ده مورد را کامل کن.&amp;lt;br/&amp;gt; امروز حواست باشد که هیچ فکر منفی نکنی.اگر متوجه شدی فکر منفی شده فوری یک مورد مثبتش را به یاد بیاور و بگو اما من باید برای …..خدا را شکر کنم.• روز هشتم (مواد معجزه آسا)امروز قبل از آنکه چیزی بخوری یا بنوشی در ذهنت یا با صدای بلند بگو خدایا شکرت.و بعد از آنکه آنرا در دهانت گذاشتی واقعا از طعم آن لذت ببر.چکیده کتاب معجزه شکرگزاری• روز نهم (جذب کننده ی پول)قبض های پرداخت نشده ات را بردار عبارت اعجاز آفرین”خدایا از بابت پول متشکرم “را رویش بنویس.چه پول داشته باشی چه نداشته باشی حال و هوای شکر گذاری را کاملا احساس کن.&amp;lt;br/&amp;gt; ده قبض  و قسط هایی را که پرداخت کرده ای بردار و روی هر کدام عبارت اعجاز آفرین “خدایا شکرت پرداخت شد”را بنویس.بابت پولی که برای پرداخت قبض داشتی واقعا حال و هوای شکر گذاری را احساس کن.• روز دهم (گرد معجزه آسای شکر گذاری)امروز از ده نفری که به نوعی به تو کمک میکنند به طور ذهنی یا مستقیم تشکر کن و حال و هوای سپاسگذاری را احساس کن.مثلا از رانندگان تاکسی یا اتوبوس یا کارکنان محل کار خودت،ماموران راهنمایی رانندگی،پدر و مادرت،کارمند فروشگاه و….• روز یازدهم (صبح خارق العاده)از لحظه ای که صبح چشمانت را باز میکنی تا زمانیکه آماده ی بیرون رفتن میشوی در ذهنت برای هر چیزی که به آن دست میزنی یا از آن استفاده میکنی بگو خدایا شکرت.برای خواب خوشی که داشتی.متکا و تختی که روی آن خوابیدی.دستشویی و حمام.مسواک و خمیر دندان و…چکیده کتاب معجزه شکرگزاری• روز دوازدهم (افراد خارق العاده ای که باعث دگرگونی شدند)در طول روز یک جای آرام پیدا کن.سه نفر از افرادی که زندگیت را متحول کرده اند مشخص کن.بعد دلایل تشکرت از آنها را بنویس هر چه دلایل بیشتری بنویسی بهتر است.بعد با صدای بلند از آنها تشکر کن و دلایل سپاسگذاری ات را بگو.بعد از تمرین شادی و سروری فوق العاده را احساس میکنی.• روز سیزدهم (به همه ی رویاهایت تحقق ببخش)ده خواسته ی مهم ات را بنویس و رو به روی هر کدام سه بار بنویس خدایا شکرت انگار که از قبل به خواسته ات رسیده ای و کاملا احساس شکر گذاری کن.&amp;lt;br/&amp;gt; با استفاده از قوه ی تخیلت برای هر خواسته به این سه سوال جواب بده و تا جایی که میتوانی جزئیات را بنویس.۱)وقتی به خواسته ات رسیدی چه احساسی داشتی.&amp;lt;br/&amp;gt; ۲)وقتی به خواسته ات رسیدی ،اولین کسی که به او گفتی چه کسی بود؟&amp;lt;br/&amp;gt; ۳)وقتی خواسته ات انجام شد اولین کاری که انجام دادی چه بود؟&amp;lt;br/&amp;gt; آخر سر ،دوباره فهرست خواسته هایت را بخوان و عبارت معجزه ی آسای خدایا شکرت را بگو.• روز چهاردهم (روزی خارق العاده داشته باش)صبح برنامه ی خودت را برای روز و شب خودت تا موقع خواب به طور ذهنی مرور کن.برای هر برنامه بگو خدایا شکرت که به بهترین وجه ممکن انجام شد.مجسم کن که در پایان روز ،خدایا شکرت را میگویی و بی نهایت خدا را شاکر هستی.روزهای پانزدهم تا بیست و هشتم• روز پانزدهم (به گونه ای شگفت انگیز روابطت را التیام بده)اگر روابطی دشوار داری،یا به هر دلیل از کسی دلخوری و دلت میخواهد آن روابط را بهبود ببخشی  آن مورد را انتخاب کن.در این تمرین اصلا مهم نیست طرف چه بلایی سرت آورده به تو چه گفته و چه کارهایی برایت نکرده است.بنشین و ده مورد که میتوانی از آن شخص شکرگذار باشی را به صورت زیر بنویس.&amp;lt;br/&amp;gt; (اسم فرد) از تو بابت …..متشکرم.حداقل ده مورد را کامل کن.&amp;lt;br/&amp;gt; در آینده اگر رابطه ای پرچالش داشتی ،یادت باشد فوری این تمرین را انجام دهی.چکیده کتاب معجزه شکرگزاری قسمت دوم• روز شانزدهم (شگفتی و اعجاز در تندرستی)مرحله ی یک:به سلامت کامل دوران کودکی، نوجوانی و جوانی ات فکر کن.زمان هایی را که احساس میکردی بسیار شاد و پرانرژی هستی به یاد بیاور و شکر گذاری صادقانه را احساس کن.سه دوره ی متفاوت را به یاد بیاور.&amp;lt;br/&amp;gt; مرحله ی دوم:به سلامتی ای که همین الان داری فکر کن.پنج عملکرد بدنت را که سالم و عالی هستند در نظر بیاور و برای تک تکشان خدا رو شکر کن.&amp;lt;br/&amp;gt; مرحله ی سوم:یک مورد را که دلت میخواهد در جسمت بهتر شود انتخاب کن.مدت یک دقیقه به تجسم خودت در آن وضعیت مطلوب جسمانی مشغول شو.بعد خدا را برای این وضعیت آرمانی شکر کن.• روز هفدهم (چک خارق العاده)یک چک را با مبلغ پولی که دلت میخواهد دریافت کنی همراه با اسم و تاریخ ،پر کن.چک را در دست بگیر و مجسم کن که چیزی که برای آن پول میخاستی ،داری میخری.بعد حال و هوای شکرگذاری را احساس کن.طوری که انگار به خواسته ات رسیده ای.امروز چک را همراه خودت داشته باش و دست کم دو سه بار چک را در دست بگیر و حال و هوای خرید آنچه میخاستی را کاملا احساس کن.انگار که واقعا در حال انجام آن کار هستی.در پایان روز این چک را جایی بگذار که جلوی چشمت باشد.وقتی این پول را بدست آوردی چک دیگری بنویس و مراحل بالا را تکرار کن.چکیده کتاب معجزه شکرگزاری قسمت دوم• روز هجدهم (فهرست اعجاز آمیز کارهای انجام دادنی)مهمترین کارهایی را که دوست داری انجام دهی یا حل و فصل شود بنویس و اسم آنرا “فهرست اعجاز آمیز کارهای انجام دادنی” بگذار.میتوانی از جزئی ترین کارهایت یا کارهایی که وقت انجام دادنشان را نداری یا کارهای مهم ات در این فهرست بنویسی.وقتی فهرستت تمام شد سه مورد مهم اش را انتخاب کن .برای هر کدام به طور جداگانه به مدت یک دقیقه مجسم کن که انجام شده است و حال و هوای شکر گذاری را بسیار احساس کن.• روز نوزدهم (گامهای شگفت انگیز)تمرین امروز بسیار راحت و در عین حال بسیار عالی و فوق العاده ارتعاش تورا به سمت شادی و رضایت میبرد.حدود یک دقیقه و نیم ، از زمانی که در حال قدم زدن هستی،عبارت اعجاز آفرین خدایا شکرت را با هر گامی که برمیداری بگو.وقتی تمرین ات تمام شد حدود صدبار گفته ای خدایا شکرت.!!!&amp;lt;br/&amp;gt; روز بیستم• روز بیستم (اعجاز قلب)این تمرین طوری تنظیم شده است که به گونه ای قدرتمند، عمق احساس شکرگذاری تو را زیاد کند آن هم با تمرکز ذهنی بر ناحیه ی قلبت.حواس و ذهنت را متوجه ناحیه ی قلبت کن و زمانی که ذهنت بر قلبت متمرکز شد عبارت خدایا شکرت را بگو.میتوانی دستت را روی ناحیه ی قلبت بگذاری و بگویی خدایا شکرت.&amp;lt;br/&amp;gt; خواسته های برجسته ات را بنویس.آنها را به نوبت بخوان بعد چشمانت را ببند و بر قلبت تمرکز کن  و به آهستگی بگو خدایا شکرت.&amp;lt;br/&amp;gt; هر قدر عمق احساست بیشتر باشد وفور نعمت بیشتر است.شکرگذاری احساسات را عمیق تر میکند.چکیده کتاب معجزه شکرگزاری قسمت دوم• روز بیست و یکم (نتایج عالی)اگر خواستار نتیجه ای عالی در هر کاری که انجام میدهی هستی پس باید از قانونی استفاده کنی.قانون جذب.تمرین نتایج عالی ، یعنی شکرگذاری ،قبل انجام کاری که دلت میخواهد به خوبی پیش برود.صبح سه مورد که برایت مهم است که خوب پیش برود انتخاب کن و آنها را به این صورت بنویس.”خدایا تو را بابت نتیجه ی عالی و شگفت انگیز … شکر میکنم.”&amp;lt;br/&amp;gt; میتوانی برای نتیجه ی عالی ورزش روزانه ات،تماس تلفنی،جلسه ی کاری،هدیه ی تولد،بازسازی شرکت و… خدا را شکر کنی.در آینده هر وقت در موقعیتی بودی که امید بازدهی عالی داری از قدرت شکرگذاری نتایج عالی استفاده کن.• روز بیست و دوم (درست مقابل چشمانت)امروز فهرست خواسته هایت را همراه داشته باش.حداقل دوبار در روز آنها را تک تک بخوان و احساس کن که انگار به تک تک آنها رسیده ای.تا جایی که میتوانی شکرگذاری کن.&amp;lt;br/&amp;gt; اگر میخواهی سریعتر به خواسته هایت برسی از امروز به بعد فهرست خواسته هایت را در کیف ات بگذار و هر موقع فرصتی پیدا کردی آنرا باز کن و همه ش را بخوان و تا جایی که امکان دارد حال و هوای شکرگذاری را احساس کن.• روز بیست و سوم (هوای اعجاز آوری که تنفس میکنی)امروز در طول روز حداقل پنج بار آگاهانه نفس بکش.هوایی که با دم به ریه هایت میرود و لذت بازدم را احساس کن.هوایی که در بدنت جا به جا میشود را احساس کن.هر دفعه پنج بار نفس بکش و بگو “خدایا تورا بابت هوای اعجاز آمیزی که تنفس میکنم شکر میکنم.تا جایی که میتوانی بابت هوای زندگی بخش ،خدا را شکر کن.چکیده کتاب معجزه شکرگزاری قسمت دوم• روز بیست و چهارم (عصای خارق العاده)وقتی انرژی شکرگذاری را به سمت نیازهای فرد دیگر هدایت میکنی انرژی در همان جا جاری میشود.&amp;lt;br/&amp;gt; اگر عضوی از اعضای خانواده دوستی یا کسی که به او اهمیت میدهی فاقد سلامت جسمانی است از لحاظ مالی در سختی است یا از مشکل روحی رنج میبرد میتوانی با استفاده از نیروی نامرئی شکرگذاری به او در زمینه ی سلامتی ،ثروت و شادمانی کمک کنی.برای استفاده از عصای شکرگذاریت برای سلامت فرد دیگر،مجسم کن آن فرد کاملا شفا یافته است و در خوشحالی از شنیدن خبر سلامتی او بگو خدایا شکرت.مجسم کن آن فرد خودش به تو زنگ زده و خبر سلامتی اش را میدهد.واکنش خودت را ببین و آن را احساس کن و کاملا حال و هوای شکرگذاری داشته باش.اگر یکی از آشنایانت ، دوران سختی را سپری میکند اما نمیدانی به چه چیز نیاز دارد،با شکرگذاری برای خوشحالیه او یا زندگی توام با سلامت،ثروت و شادی او ، عصای خارق العاده ات را تکان بده.امروز سه نفر را که به آنها اهمیت میدهی و به تندرستی ، پول یا شادی یا هر سه ی اینها نیازمند  است را انتخاب کن.عکسی از آنها بیاور.هر بار با یک فرد شروع کن.عکس او را در دست بگیر ،چشمانت را ببند و  مجسم کن که وضع سلامت ،ثروت و شادی آن فرد ،کاملا رو به راه شده .چشمانت را باز کن و بگو خدایا شکرت.و شکرگذاری را تا جای ممکن احساس کن.چکیده کتاب معجزه شکرگزاری قسمت دوم• روز بیست و پنجم (سرنخ معجزه)امروز حواست باشد که کائنات میخواهد با نشانه ها و سرنخ هایی به تو در رسیدن به خواسته هایت کمک کن.تا سرنخ ها را دیدی بگو خدایا شکرت.مثلا اگر میخواهی وزنت را کم کنی با دیدن شخصی با وزن ایده ال ، خدا را برای وزن دلخواهت شکر کن.یا اگر صدای آمبولانس شنیدی خدا را برای سلامتی ات شکر کن.حداقل هفت مورد را پیدا کن و از بابت آنها خدا را شکر کن.چکیده کتاب معجزه شکرگزاری قسمت دوم• روز بیست و ششم (به گونه ای معجزه آسا اشتباهاتت را به مواهب الهی تبدیل کن)یک اشتباه را که در زندگیت مرتکب شدی انتخاب کن.ده فایده ای را که این اشتباه برای تو در زندگی داشته است را بنویس.از خودت بپرس از این اشتباه چه درسی گرفته ام؟موارد خوب ناشی از اشتباهم چیست؟• روز بیست و هفتم (آیینه ی شگفتی آفرین)جلوی آینه بایست و مستقیما به خودت نگاه کن و با صدای بلند و از صمیم قلب بگو خدایا شکرت.بابت کسی که هستی خدا را شکر کن.سه مورد را در مورد خودت که بابت آنها شکر گذاری بگو.وقتی قدردان باشی اگر خطایی مرتکب شوی خود را ملامت نمیکنی.از خودت عیب و ایراد نمیگیری .وقتی خدا را بابت همین که هستی شکر کنی شاد خواهی بود و مغناطیسی میشوی تا هر جا بروی و هر کاری بکنی ،افراد شاد و موقعیتهای خوب تو را احاطه میکنند.• روز بیست هشتم (اعجاز را به یاد بیاور)تمرین معجزه آسای امروز ،قدرتمندترین تمرین است.از صبح که بیدار شدی شروع کن به مرور دیروزت.دیروز چه اتفاق خوبی افتاد؟میتواند مواردی مهم یا پیش پا افتاده باشد.اندازه ی مواهب مهم نیست .مهم این است که چقدر دلیل برای شکرگذاری پیدا کنی و چقدر احساس سپاسگذاریت زیاد شود.آنها را با صدای بلند یا به طور ذهنی ادا کن و دلیل سپاسگذاریت را بگو.همانطور که آنها را به یاد می آوری در ذهنت خدا را شکر کن.بعد از امروز هر وقت دلت خواست این تمرین معجزه آسا را انجام بده.&amp;lt;br/&amp;gt; موفق باشید.https//:lobelia.co www.lobelia.co </description>
                <category>lobelia</category>
                <author>lobelia</author>
                <pubDate>Fri, 06 May 2022 09:43:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کوه به کوه نمی رسد آدم به آدم می رسد</title>
                <link>https://virgool.io/@lobelia/%DA%A9%D9%88%D9%87-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%88%D9%87-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D8%AF-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D8%AF-mt42zxrg5xbp</link>
                <description>‏: *کوه به کوه نمی رسدآدم به آدم می رسد*به قلم کارگاه پلیس جنائی منوچهر قربانیقسمت اول:                                                                                                                                                     من مادرم را در سال 1391 در شیراز از دست دادم.خیلی ناراحت بودم، عزیزترین کسم در زندگی‌ام مرا تنها گذاشته بود.او قبل از فوت به خواهرم گفته بود اگر در شیراز مردم،جنازه‌ام را به صفاشهر (دولت‌آباد) انتقال بده ونزدیک پدربه خاک بسپار.من به وصیت مادرم عمل کرده واو را به دولت‌آباد منتقل کرده و با تشریفات و مراسم خاص با حضورهمۀ صفاشهری ها(دولت‌آبادی‌ها که مادرم را مادر خودشان می‌دانستند واو را خیلی دوست داشتند به خاک سپردم)پدرم حسینیۀ دولت‌آباد(صفاشهر) و زمین و باغ آن را به امام حسین(ع) تقدیم کرده بود و طبق وصیت مادرم، مراسم سوم و هفتم او را در حسینیه برگزارکردیم. به برادرم،مهندس محمدحسین قربانی،که از آمریکا مدرک معماری گرفته و در ایران کار می‌کند،گفتم داداش،خیلی دلم می‌خواهد در این مراسم خاطرۀ &quot;کوه به کوه نمی‌رسد&quot; مربوط به مادرم را برای مردم در حسینیه بیان کنم.او گفت الان حالت خوب نیست، بگذار برای چهلم که حال مناسبی داشتی. متأسفانه چهلم باران شدید و سرمای دولت‌آباد و خیس‌ شدن فرش‌های حسینیه اجازه نداد که مراسم در حسینیه باشد. ناچارمراسم چهلم در مسجد برگزار شدکه در این مسجد 3 ختم دیگرهم برگزار می‌شدوچون اختصاصی نبود موقعیت جورنشدکه این خاطرۀ «کوه به کوه نمی‌رسد» مربوط به زندگی مادرم را شرح بدهم؛اما حالا،حکایت *کوه به کوه نمی‌رسد ولی آدم به آدم می‌رسد* را بیان می‌کنم:    مهر ماه هر سال دختران اول تا سوم دبیرستان 13-15 ساله را در استادیوم‌های ورزشی مرکز استان‌ها و شهرهای بزرگ تمرین رقص می‌دادندوآنها را برای جشن چهارم آبان ماه آماده می‌ساختند.4 آبان ماه 1345من مسئول برقراری نظم این جشن در میدان ورزشی حافظیه بودم.درجه‌ام ستوان دوم و فرماندۀ کلانتری 4 دروازه سعدی بودم.استادیوم ورزشی حافظیه درحوزۀ کلانتری 4 بود.ساعت 9 شب وارد کلانتری شدم، هوا سرد بود.یک زن ژنده‌پوش با دختر 13 ساله‌ای که هنوز لباس جشن حافظیه را به تن داشت در گوشۀ دیوار جنوبی کلانتری کز کرده و از سرما می‌لرزیدند. ناراحت شدم به آقای ستوان پیشه‌ور افسرنگهبانی (حالا این افسر سردار و سرتیپ شده) گفتم مگر اتاق نیست؟مگر بخاری دراتاق نیست؟چرا سواره از پیاده خبر ندارد؟ چرا این بدبخت‌ها را داخل حیاط نگه داشته‌اید.دستوردادم زن با دختر را به اتاق افسرنگهبان ببرند.گفتم چیه خواهرم؟ چرا آمدید کلانتری؟زن ژنده‌پوش گوشۀ روسری‌اش را روی میز گذاشت و با گریه گفت آقای رئیس به‌دادم برسید.- چی شده؟- مراسم جشن که تمام شد،دخترم جلوی استادیوم سوارتاکسی شده وراننده بازرنگی وفریب،دخترم را به باغی کشانده و به زور به او تجاوزکرده وبعد او را سر کوچۀ دقاقی‌ها که خانۀ ما آنجاست پیاده کرده،کرایه هم نگرفته و رفته.حالا دخترم خون‌ریزی دارد.ابتدا دستور دادم دختر را به پزشکی قانونی اعزام،از وی معاینه و سپس او را به بیمارستان برده،بعد ازپانسمان و بهبودی به همراه مادرش به کلانتری برگردانند. ساعت 11 شب افسر زن کلانتری،این زن ودختررا به کلانتری آورد، پزشک قانونی نظریه داده بود که تجاوز یکباره همراه با خونریزی به این دختر انجام گرفته است.در برگ بازجویی خودم،با حضورافسرنگهبانم ابتدا مشخصات کامل این دختر که یتیم بود و پدر نداشت با حضورمادرش ثبت وسپس مشخصات کامل رانندۀ تاکسی ومشخصات باغی که او را برده سؤال کردم.او گفت تاکسی رنگش سبز بود (تمام تاکسی‌های شیراز قبلاً رنگ سبزداشته وخیلی هم زیبابودوحالا رنگ نارنجی که چشم را آزارمی‌دهد)دختر اظهارداشت رانندۀ تاکسی گفت جشن است و خیابان‌ها شلوغ،ازجای خلوت به کوچۀ دقاقی‌ها برویم.جلوی باغ بزرگی نگه داشت وگفت شما در تاکسی باش تامن برگردم. واردباغ شد،بعداز5 دقیقه برگشت،درباغ را کاملاً باز گذاشت و آمد سوار تاکسی شد و گفت ببخش یخچال کوچک اتاقم سوخته باید آن را ببرم تعمیرگاه، طول نمی‌کشد.تاکسی را داخل باغ برد و به من گفت اگر زحمت نیست شما هم به کمکم بیا در عوض کرایه لازم نیست بپردازی. من سادۀ بدبخت گول خوردم و پیاده شدم و به دنبالش رفتم، وارد اتاق اولی در کریدور ویلا شد. یکباره مرا بغل کرد و به زور روی تخت اتاق انداخت و به من تجاوز کرد، او جوانی قدبلند، هیکلی و چهارشانه بود.من مشخصات باغ و ویلا را از او خواستم،گفت باغ را نمی‌شناسم اگر افسری با ما بیاید،بگردیم شاید باغ را شناسایی کنم.گفت داخل باغ که شدیم روبه‌رویش ویلا قرار دارد و چند پله سنگی قشنگ دارد و بعد وارد ایوان می‌شوی، سپس هال.اتاقی که مرا برد اولین اتاق سمت راست این هال بود.مشخصات اتاق را از او خواستیم که گفت اتاق بزرگ بود ویک ساعت دیواری زنگ‌دار مشکی بالایش بود.تلفن نارنجی، پنکۀ پایه‌دار سفید، رادیوگرام سبز،چوب لباسی پایه‌دار بزرگ در گوشۀ تخت، ملافه و وسایل روی تخت‌خواب همه لیمویی بودند،فقط از اتاق همین چیزها یادمه.به ستوان گلستانی افسر زن تجسس دستور دادم و گفتم خانم شما با دو پلیس زن این مادر ودختر را با پیکان شماره شخصی کلانتری به باغ‌های قصردشت و باغ ارم ببرید و دقیق بگردید و باغ مدنظر را شناسایی کرده و هیچ اقدامی انجام ندهید و برگردید مشخصات و آدرس باغ را گزارش دهید.ساعت 18روز پنجم آبان ماه خانم گلستانی به کلانتری بازگشت و گزارش داد.باغ مورد نظر، باغ عفیف‌آباد جنوب خیابان عفیف‌آباد،منشعب از خیابان قصردشت شیراز است.این باغ و ویلای داخل آن متعلق به ارتش سوم ایران و در حال حاضر منزل مسکونی تیمسار «ب.و.ی» فرماندۀ مرکز پیادۀ شیراز است.عجیب است منزل فرماندۀ پیاده و راننده تاکسی؟!به استواراحمدعلی صابری دستور دادم با موتورسیکلت و لباس شخصی از این باغ و ویلا پوششی و محرمانه بررسی و تحقیق کرده و مشخص کند تاکسی و راننده تاکسی چه ارتباطی با این ویلا و ساکنینش دارد؟بعد از 12ساعت به کلانتری بازگشت و گزارش داد: اتومبیلی که دختر آن را تاکسی معرفی کرده. تاکسی نیست بلکه دقیقاً رنگ تاکسی‌های شیراز است.این خودروی نو متعلق به خانم تیمسار است.اتومبیل خود تیمسار کادیلاک 8 سیلندرآخرین سیستم است. تیمسار و همسرشان به مهمانی به کاخ رامسر رفته‌اند.تنها فرزندشان پرهام سال آخر دبیرستان نمازی شیراز است و درخانه،گماشته‌ای به نام اصغراسکندری اهل ارسنجان که در روز حادثه یعنی چهارم آبان ماه به مرخصی صادر شده از طرف پرهام به ولایتش رفته و اتومبیل خانم در اختیارپسرش پرهام بوده که درخیابان‌ها پرسه می‌زند و ولگردی می‌کند. مشخصات پسر همان است که دختر 13 ساله در تحقیقات اظهار داشته است.مراتب را طی گزارش به عرض دادستانی رسانده، مادرودختر را اعزام داشتم. آقای دادستان پرونده را برگرداند و ذیل گزارش نهایی پرونده اظهار نظرکرده بود که فوراً در معیت فرماندۀ دژبان ارتش به باغ و ویلا وارد شده و متهم را دستگیر کنند. مشخصات داخل باغ و ویلا، اتاق و تخت و... را با گفته‌های دختر 13 ساله مطابقت داده و مراتب را در صورت‌جلسه به امضای فرماندۀ دژبان رسانده و متهم را با شاکی و با پروندۀ کامل به دادسرای شیراز تحویل دهد.به آقای سرگرد بختیار زنگ زدم و ایشان را در جریان پرونده قراردادم و از او خواستم درجلوی باغ و ویلای عفیف‌آباد به ما بپیوندد.با حضوردخترو مادرش و افسر زن و مأموران ضربت کلانتری و فرماندۀ دژبان ارتش سوم با رعایت تشریفات قانونی وارد باغ و ویلا شده و پرهام را دستگیر کردیم؛ اما پیش از آن،برای اطمینان خاطر و اینکه پرهام پیش از ورود به باغ عفیف‌آباد به‌وسیلۀ دختر شناسایی و مُسجل شود که او هم دختر را سوار ماشین سبز کرده و با نیرنگ او را به ویلاکشانده،به‌صورت محرمانه،تلفن منزل تیمساررا به دست آوردم و از خانم پری گلستانی خواستم تلفنی با پرهام قرارملاقات گذاشته و به او بگوید عاشقت شده‌ام و آرزوی دیدارت را دارم، این افسر با پرهام تلفنی قرار ملاقات گذاشت.ادامه دارد.. ‏ ‏: *کوه به کوه نمی رسد*به قلم کارآگاه پلیس جنائی منوچهر قربانیقسمت دوم                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                 قرار جلوی سینما پارامونت ساعت 5.:9 صبح بود، سپس دادم که زن ژنده‌پوش و دخترش داخل ماشین نزدیکی‌های سینما توقف و از بین اشخاصی که جلوی سینما پارمونت رفت ‌و آمد می‌کنند یا انتظار کسی را می‌کشند،از دور پرهام را شناسایی کند.این افسر می‌بایست روشن کند آیا دختر، پرهام را می‌شناسد یا نه؟که به‌محض نزدیک‌شدن جوان به پیاده‌رو جلوی سینما مورد شناسایی از سوی دختر 13 ساله قرار گرفت.این مهم در صورت‌جلسه و گزارش ثبت و پیوست پرونده شد. بعد از دستگیری پرهام مشخصات اعلام شدۀ دختر در کلانتری در برگ بازجویی با مشخصات باغ و ویلا و اتاق‌خواب تطابق داده شدکه دقیق مطابقت داشت.از پرهام خواسته شد لباس‌های خود را تعویض کند که رنگ لباس زیر،شورت و زیرپیراهن با اظهارات دختر یکی بود و مطابقت می‌کرد. لباس‌ها در پاکتی جداگانه ضبط و در صورت‌جلسه قید و متهم در معیت فرماندۀ دژبان به کلانتری اعزام و در کلانتری از پرهام در حضور دژبان ارتش،تحقیق و او در بازجویی به تجاوز به دختر اعتراف کرد. پروندۀ کامل با طرفین به دادستانی فرستاده شد.مجدداً دادستان،پرونده را با طرفین بازپس فرستاد و در برگ گزارش نهایی پرونده اظهار نظر کرده بود،سرکارستوان قربانی کلانترمحترم شیراز به نمایندگی این‌جانب دادستان شیراز،در مورد این پرونده به شرح زیر دستور اقدام صادر فرمایید:الف- با دعوت مسئولان یکی از محضرهای عقد و ازدواج شیراز،به کلانتری ترتیب ازدواج پسر و دختر در کلانتری با حضور فرماندۀ دژبان با هر مبلغ مهریه‌ای که شخص کلانتر صلاح می‌داند،به‌نحوی که آتیۀ این دختر 13ساله به تباهی کشیده نشود و پسر به آسانی نتواند او را طلاق دهد داده شودب- پس از انعقاد عقد، رونوشت عقدنامه ضمیمه پرونده شود؛ج- پرونده استحضاری به دادسرا تحویل داده شود. پسر و دختر در اختیار فرماندۀ دژبان قرار گیرد که به زندگیشان ادامه دهند.سپاس‌گزارم، *دادستان شیراز مدرسی*با حضور فرماندۀ دژبان به استوار صابری دستور دادم که به هزینۀ خودم شیرینی و کیک و گل تهیه کند. از خانم گلستانی خواستم در اتاق فرماندهی روی میز، سفره‌ای پهن کند و با قرآن مجید و گل، میز را تزیین کند.گروهبان یکم صحراخیز را با خودروی کلانتری به گودعربان به محضرفرستادم. پیشتر با محضردارتلفنی هماهنگ کرده بودم و مراسم ازدواج این پسر و دختر با مهریۀ دو میلیون تومان برگزار و دستور دادستانی را مو ‌به‌ مو اجرا و پرونده را استحضاری به دادستانی تحویل دادم.20 روز از این جریان گذشت.اینجا باید توضیح بدهم که من چون در دورۀ تیزیلان ارتش رتبه اول شده بودم به دعوت تیمسار سرلشکر بقراط جعفریان، فرماندۀ مرکز زرهی،برای تدریس به افسران و درجه‌داران جوان به مرکز زرهی به‌عنوان استاد انتخاب شدم و از 5 بامداد هر روز با لباس کار ارتش که رنگ خاکی داشت و با رنگ لباس سورمه‌ای پلیس تفاوت وافر داشت تا ساعت 7 به مدت 2 ساعت در محوطۀ صبحگاه که نیمکت‌های چوبی نصب کرده بودند به تدریس مشغول می‌شدم و ساعت 7:30 دقیقه در کلانتری حاضر و به امور کلانتری رسیدگی می‌کردم.بعد از 20 روز با همان لباس کار خاکی رنگ به کلانتری می‌آمدم که استوار صابری با موتورسیکلت جلوی ماشین پیچید و به من گفت:- قربان اگر امروز به کلانتری نیایید بهتر است.- چرا؟- سرلشکر بلندبالا و رشید با کادیلاک تنها آمده جلوی کلانتری و با فریاد و فحاشی زشت سراغ شما را می‌گیرد.فکر کنم پدر پسره است.- صابری مرا از کی می‌ترسانی؟ انگار که مرا درست نمی‌شناسی.من با لباس‌کار ارتش هستم او از کجا می‌داند که من رئیس کلانتری هستم؟ تو زودتر از من به کلانتری برو و به افسران و درجه‌داران بگو که وانمود کنند مرا نمی‌شناسند تا من بیایم و ببینم که سرلشکر چه می‌گوید.از جلوی کلانتری رد شدم، کادیلاک توقف کرده بود و تیمسار سرلشکر در گوشۀ خیابان تند تند قدم می‌زد. اتومبیلم را دورتر پارک کردم و پیاده به سوی سرلشکر آمدم و با لباس کار ارتش احترام نظامی گذاشته و به عرض رساندم که داشتم از اینجا رد می‌شدم تیمسار را تنها دیدم. توقف کردم و به حضور رسیدم که چنانچه اوامری دارند اطاعت کنم.با عصبانیت گفت: ممنون. فرماندۀ این کلانتری دختر یکی از اقوام و خویشانش را که فاحشه و هرجایی بوده با نقشۀ قبلی و ترفندی خاص به عقد پسر بی‌گناه من بسته.حالا آمدم اینجا که پدرش را در بیارم و نابودش کنم.من گفتم اینجا که درست نیست، اجازه بدهید با هم داخل کلانتری برویم و پروندۀ آقازاده را مطالعه بفرمایید و زود قضاوت نفرمایید.شاید واقعاً موضوع را اشتباهی به عرض تیمسار رسانده باشند.عصبانی نباشید، انشاالله همه چیز درست می‌شود.او آرام شد و درب کادیلاک را قفل کرد.با تیمسار وارد کلانتری شده و با زنگ اخبار پاس جلوی در کلانتری به اصطلاح قراول،افسران و درجه‌داران به محوطۀ کلانتری دویده، افسرنگهبان کلانتری ایست‌خبردار داد و تیمسار دست بالا برده و با عصبانیت دستور آزاد صادر کرد.من با حضور تیمسار رو به افسرنگهبان گفتم جناب سروان می‌شود از شما خواهش کنم که دستور بفرمایید لاشۀ پروندۀ آقازاده تیمسار را رئیس دفترتان از بایگانی بیاورد و تقدیم حضور تیمسار بشود که مطالعه بفرمایند؟- بله چرا که نشود.از آیفون به استوار رزم‌آرا،رئیس دفتر کلانتری 4 دستوردادکه پرونده ازآرشیو خارج شده و به نگهبانی داده شود و پرونده به حضورتیمسار تقدیم شود.مدت 3 دقیقه ایستاده و سرپایی تنهایی گزارش پرونده را که اصل آن به دادستانی ارسال شده بود مطالعه کرد.دقیقاً پرونده را پاره کرد و به صورت افسرنگهبان کوبید و او را زیر مشت و لگد گرفت.دیگر مهلتش ندادم از پشت سر یقه‌اش را گرفتم و مثل یک گربه او را به طرف دریچۀ چوبی اتاق نگهبانی که بافت قدیمی داشت و معروف به ارسی بود پرت کردم و تیمسار و دریچه با هم به داخل حیاط پرتاب شدند. از همان‌جا بیرون پریدم و این تیمسار را زیر مشت و لگد گرفتم، آنجا هم رهایش نکردم.آن دوره خیلی ورزیده بودم و با لگد از درکلانتری بیرونش انداختم و بلند گفتم فلان فلان شده حالا گمشو هر غلطی توانستی بکن و به همه جا بگو که رئیس کلانتری، ستوان قربانی، حسابم را رسیده است!به داخل کلانتری برگشتم و افسرنگهبانی را دلداری دادم و گفتم نگران نباش خودم جوابش را می‌دهم و دستور دادم با چسب نواری لاشۀ پرونده پاره شده را به حالت اول درآورند.وقتی آرام گرفتم متوجه اشتباهم شدم. داغ بودم، جوان و نادان بودم، عجب غلطی کردم، نمی‌دانستم چه اشتباه وحشتناکی مرتکب شده‌ام. در ارتش توهین و ایراد ضرب به درجۀ بالاتر عاقبتش شوم و دادگاه صحرایی و اعدام در پی دارد. من کسی را مورد ضرب قرار داده بودم که نه درجۀ ستوان یا سروان یا سرگرد یا سرهنگ‌تمام و سرتیپ داشت، بلکه هفت درجه از خودم بالاتر بود. من نباید این کار را می‌کردم بلکه کار اصولی این بود که پاره‌کردن پرونده وکوبیدن آن را به سرافسران‌نگهبان،ایراد ضرب به او و فحاشی به من را صورت‌جلسه و از طریق تیمسار فرماندهی خودمان آن را به دادستانی ارتش تسلیم و شاکی می‌شدم و از راه قانونی عمل می‌کردم نه اینکه مثل لات‌های چاله‌میدونی و حسین‌قلی‌خانی خودم مجری قانون شده و غیر قانونی عمل می‌کردم. خدایا حالا چه کار کنم؟!دو ساعت طول کشید تلفن میز کارم زنگ زد،تیمسار سرلشکر پهلوان فرماندهی پلیس فارس با عصبانیت در تلفن گفت:دیوانه چه کردی،کارت به کجا کشیده؟امیر مملکت را می‌زنی،فوری به دفتر من بیا و گوشی را قطع کرد.من لاشه پروندۀ پسر تیمسار «ب.و.ی» را برداشته به ستاد فرماندهی دفتر تیمسار، سرلشکر پهلوان،رفتم. آجودان تیمسار گفت چه کارکردی؟ تیمسار خیلی خیلی ناراحت است.به دفتر فرماندهی تیمسار وارد شدم و احترام نظامی گذاشتم.سر من فریاد کشید و گفت چرا قربانی؟ چرا چرا چرا؟من سکوت کرده و سرم را پایین انداختم، شرمنده بودم. چرا؟ جواب ندادم. جلوتر رفتم و پرونده را دو دستی روی میز کارشان گذاشتم.تیمسار سرشان را میان دو دست گرفته و مشغول مطالعه پرونده شدند وقتی متوجۀ عنوان پرونده و دستور دادستانی در ذیل پرونده و عمل پسر شدند،نگاهم کردند و گفتند در فکرم که تو ستوان چالقوز چطوری جرأت کردی یقۀ سرلشکر را بگیری.اینجا که تیمسار کمی آرام گرفته بود به عرضشان رساندم تیمسار به خدا و به جان شما این سرلشکر هر چه دلش خواست جلوی کلانتری توی خیابان و داخل کلانتری به من گفت، پاره‌کردن پرونده، لاشۀ پرونده که ملاحظه می‌فرمایید تازه چسبانده‌ام و زیر سیلی و لگد‌گرفتن افسرنگهبان را به عرض فرمانده‌ام رسانده و اضافه کردم من خوشحالم که از افسر زیر دستم دفاع کردم،تنها اشتباهی که من مرتکب شدم و خودم را هرگز نمی‌بخشم این است که سرلشکر من را نمی‌شناخت چون من با لباس ارتش زرهی که به رنگ خاک است بودم، احمق شدم و خودم را به او معرفی کردم و گفتم اسمم قربانی و فرمانده این کلانتری هستم و به او گفتم حالا گم شو نامرد و هرکاری توانستی بکن و او را با لگد از کلانتری بیرون انداختم. تیمسار گفت دیوانه‌ای کله‌شق، حالا به سر کارت برو تا ببینم او چه کاری علیه تو انجام خواهد داد.خدا بزرگ است،برو. لاشۀپرونده را به من برگرداند و گفت رونوشت برابر اصل از روی پرونده از طریق دادستانی آماده کن لازمت خواهد شد.با احترام نظامی دفتر تیمسار را ترک کردم.ادامه دارد... ‏  ‏: &quot; کوه به کوه نمی رسد&quot;به قلم منوچهر قربانی کارآگاه پلیس جنائیقسمت  سوم                                                                                                                                                                                                                                                                                                                              وقتی به کلانتری برگشتم دیدم تمام افسران و درجه‌داران تحت امرم،به دیدۀ احترام به من نگاه می‌کنند. حس کردم علاقه‌شان به من صدچندان شده،آنها افسران ودرجه‌دارهای کلانتری‌ها و یگان‌ها را خبر کرده و جریان دفاع من از افسرم را با آب‌وتاب زیاد گفته بودند.افسر و درجه‌دار بود که از یگان‌های دیگر پلیس زنگ می‌زدند و از من تشکر می‌کردند. ولی خودم می‌دانستم که چه گندی بالا آورده‌ام. فردای آن روز ساعت 9 شب تیمسار فرماندهی، تیمسار سرلشکر پهلوان، از طریق بی‌سیم تماس گرفت و گفت فوری به دفتر من بیا و پرونده را هم بیاور.بلافاصله به دفترشان شتافتم،با هماهنگی آجودانی وارد دفتر کارشان شدم .2 نفر افسر بلندبالا با لباس ارتشی و واکسیل دژبانی کل با درجۀ سروانی در دفتر فرماندهی تیمسار نشسته بودند.من وارد شدم و احترام نظامی گذاشتم.تیمسار از پشت میز کارشان بلند شدند و به‌طرف من آمدند و سرمرا در بغل گرفتند و مانند یک پدر واقعی مهربان اشکشان جاری بود.بلند بلند همان‌طور که سرم را به سینه چسبانده بودند،گفت پسرم تو چرا باید این کار را می‌کردی؟ تو نمی‌دانی که سازمان پلیس به وجود افسری دلیر و نترس چون تو چه بهایی قائل بود که تو را در ستوان دومی کلانتر کرد.رو به دو افسر دژبان کرد و گفت من دو پسر دارم ارسلان و اردلان و ای کاش نداشتم و افسری به مانند قربانی دلیر و شایسته و درستکار داشتم. اشک امانم نمی‌داد به سینۀ تیمسار چسبیده و گریه می‌کردم و اشک‌های تیمسار روی صورتم می‌نشست.افسران دژبان مرکز،برای اعزام من به تهران در دفتر تیمسار بودند.تیمسار گفت شما امشب در دفتر من مهمان هستید.فردا اول وقت از همین‌جا به فرودگاه بروید و قربانی را به دژبانی ارتش سوم نبرید.آن دو سروان دژبان اطاعت کردند.فردا اول وقت ساعت 6:30 تیمسار دستور داد قرآن در سینی بیاورند و مجدداً مرا در بغل گرفت و با اشک از من خداحافظی کرد.به افسران دژبان گفت به افسر ما اطمینان داشته باشید،خواهش می‌کنم از دستبندزدن به او خودداری کنید.ساعت 8:30 از فرودگاه مهرآباد به دادستانی ارتش چهارراه قصر رفتیم. دادگاه صحرایی ساعت 10:05 تشکیل می‌شد. افسرنگهبان دادستانی گفت شما رأس ساعت 10 مراجعه کنید. به انتظار نشستیم از ساعت 9:50 تا 10:15، اول منشی دادگاه که درجۀ سروانی داشت، سپس اعضای دادگاه، 2 نفر سرهنگ تمام و 2 نفر سرتیپ و 2 نفر سرلشکر وارد شدند و ساعت 10:30 دقیقه تیمسار سپهبد فرسید، فرماندۀ کل سازمان قضایی ارتش ایران و دادستانی کل ارتش وارد شدند.آن دو سروان دژبان همراهم، پروندۀ مرا به سروانی که رئیس دفتر دادگاه بود و دفترش در اتاق انتظار بود،تحویل دادند،سپس مرا در بغل گرفتند و آرزوی خلاصی مرا از این مخمصه کردند.در داخل اتاق رئیس دفتر یا در حقیقت آجودان تیمسار سپهبد فرسید، متهمان یک سرلشکر،یک سرتیپ،یک سرهنگ و من نشسته بودیم.من اولین نفر بودم که آجودان پرونده‌ام را به داخل برد؛ ولی از آیفون به آجودان دستور دادند و سرلشکر را به داخل دعوت کردند. دادگاه این سرلشکر بیش از یک ساعت طول کشید. با پایان محاکمه‌اش از دادگاه خارج و از آجودان تشکر و خداحافظی کرد و دفتر را ترک کرد. بعداً متوجه شدم که این سرلشکر گماشتۀ خودش را با همسرش در یک فراش دیده و هر دو نفر آنها را به گلوله بسته است که به انگیزۀ دفاع مشروع در این دادگاه تبرئه شد. سرتیپی که بعد از سرلشکر به داخل جلسۀ دادگاه احضار شد، جرمی مشابه سرلشکر داشت که او هم بعد از یک ساعت از دادگاه خارج و با خداحافظی آجودانی را ترک کرد.او هم تبرئه شده بود.نوبت سرهنگ شد و او هم بیش از یک ساعت دادگاه داشت.او رئیس ارتش بود و در بنزین‌های ارتش دخل و تصرف کرده بود.او دراین دادگاه محکوم شد و برای اعزام به زندان تحویل دژبانی شد.ساعت 13:50 در آیفون دستور صادر شد. آجودان به من گفت، ستوان قربانی نوبت شماست.«خدایا حالا چه کار کنم. خداوندا کمکم کن...» دل به دریا زده و با پای لرزان وارد سالن دادگاه شدم. چه ابهتی و چه محیط هول‌انگیز و ترسناکی! سالنی بود به بزرگی یک زمین والیبال، فرماندۀ کل،تیمسار سپهبد فرسید در آن بالا، طرفین او دو امیر،پایین‌تر دو نفر سرلشکر و بعد دو سرتیپ و دو سرهنگ و در میز پایین منشی دادگاه که درجۀ سرگردی داشت. فرماندۀ کل با صدای رسا مرا صدا زد و گفت بیا جلو،برگ تحقیق را از منشی بگیر،اطاعت کردم. باز با صدای بلند دستور داد برو آن گوشه و برگه را تکمیل کن.این برگ دقیقاً عین برگ‌های چاپی خودمان در کلانتری بود که باید جای نقطه‌چین را پر می‌کردیم. نام چاپی است نقطه‌چین: منوچهر، نام‌خانوادگی: قربانی، نام پدر: اسماعیل، متولد 1/12/1315 اهل دولت‌آباد، آباده، ساکن شیراز، آدرس: کوی فرح، اولین خانه، شغل: کلانتر 4 شیراز، تلفن: 2275 شیراز. امضاء و اثر انگشت.برگ چاپی را پر کرده و امضا کردم و با استامپ روی آن میز انگشت زدم و بلند شدم جلوی میز منشی دادگاه پا چسبانده و دو دستی برگ بازجویی را تقدیم کردم. او با احترام خاص آن را روی میز کار تیمسار فرماندهی کل گذاشت که اولین سؤال را از من بکند؛ اما چشم از من برنمی‌داشت.دستش را روی میز گذاشت و باز همان‌طور نگاهم می‌کرد. دست به چانه زد و نگاهم کرد.«خدایا چرا این‌جوری نگاهم می‌کند،مگر من شاخ دارم،شاید هم باورش نمی‌شود که من با این قد کشیده و لاغر،تیمساری به آن تنومندی را از دریچه پرت کنم».به‌مدت حدود 20 دقیقه این تیمسار فرمانده کل به من خیره شد و نظاره‌ام می‌کرد و لحظه‌ای از من چشم برنمی‌داشت.«خدایا به دادم برس، با این نگاه‌ها کارم ساخته است، می‌دانم که نتیجۀ این دادگاه صحرایی اعدام است،مو هم لای درزش نمی‌رود».ناگهان فرماندۀ کل به سرلشکر‌های کنار دست راست و چپش آهسته چیزی گفت. آنها از جا بلند شدند به جز تیمسار سپهبد. همۀ اعضای دادگاه از پشت میزهایشان بلند شده و به طرف چوب لباسی رفته و کلاه‌هایشان را برداشته و به ترتیب درجه یکی؛یکی از دادگاه خارج شدند.«خدایا پس من چی؟ تکلیفم چه می‌شود؟ با یک نفر که دادگاه قانونی نیست!»تیمسار سپهبد مجدداً به من زل زد. برگ چاپی بازجویی مرا از روی میزش برداشت و نگاه کرد، سپس از آیفون به آجودانش دستور داد، ناهار؛ 20 دقیقه بعد یک دژبان شیک‌پوش با سینی بزرگی که رویش حوله کشیده بودند وارد شد و سینی را روی میز بزرگ تیمسار گذاشت. تیمسار حوله را کنار زد و دستور داد یک پرس غذای دیگر بیاورند.جلوی دژبان از من سؤال کرد «غذا که نخوردی؟»- در هواپیما غذا خورده‌ام، میل ندارم.- به جلوی میز بیا.به میزش نزدیک شدم. یکباره به برگ بازجویی‌ام خیره شد و گفت- شفاهی مشخصات کاملت را بگو.من مشخصاتم را شفاهاً به حضورش عرض کردم.- مادرت نامش شاهزاده است؟ شاهزاده خانم؟در دلم گفتم «خدایا در برگ بازجویی که اسم مادر نبود،خدای من اینها دیگر چه جور سازمان اطلاعاتی دارند که با این سرعت نام مادر مرا فهمیده‌اند».- بله قربان نام مادرم شاهزاده است.- رنگ چشم‌هایش سبز است؟- بلهگوشی تلفن را به دست گرفت و با جایی صحبت کرد:- ویدا جان سلام،ناهار چی داریم؟ من مهمان دارم. امروز خبر خوشی برات دارم،حالا نمی‌گم. وقتی آمدم خونه میگم. راستی ویدا 24 سال پیش کولی‌کش یادته؟با خودم گفتم «خدایا چی شده؟چرا این تیمسار از کولی‌کش یاد می‌کند؟ اسم مادرم رو بلده! خدایا مرا از اعدام نجات بده! یک عمر نوکریت را می‌کنم! شکرت ‌ای خدا».تیمسار به خانمی که نامش ویدا بود،گفت «شاهزاده خانم رو که فراموش نکردی، پسرش پیش منه،دارم میارمش خونه»ادامه دارد.....: ‏ *کوه به کوه نمی رسد آدم به آدم می رسد*به قلم منوچهرقربانی کارآگاه پلیس جنائیقسمت  چهارم   ...    و پایان ماجرا                                                                                                                                                                                                                                                                                   ....در اینجا تیمسار از آیفون به آجودانش دستور داد راننده و اسکورت آماده باشد. به من گفت برویم و برگ تحقیق مرا داخل پوشه گذاشت و با خود برداشت. پشت سر تیمسار از سالن خارج شدم. جلوی دادگاه دو موتورسوار اسکورت و راننده منتظر بودند. راننده در عقب را باز کرد. تیمسار اشاره کرد و در جلو را هم برای من باز کرد، فرمود سوار شو، اطاعت کردم. ما به یوسف‌آباد تهران، ویلای بزرگ و رویایی تیمسار وارد شدیم. یکباره دیدم یک خانم بلندبالا حدود 45 سال سن با دختر زیبای 18-19 ساله به‌طرف ماشین تیمسار می‌آیند. نزدیک که شدیم راننده در را برای تیمسار باز کرد و آمد طرف من و در خودرو را باز کرد و من پیاده شدم.دیدم این خانم و دخترش شتابان به طرف من آمدند و مانند یک فامیل خیلی نزدیک، صمیمانه از من استقبال کردند. خدایا معجزه شده؟ چه اتفاقی افتاده. خانم تیمسار با شور و شوق خاصی مرا مثل فرزند خودش که سال‌ها از او دور بوده به طرف ویلا برد و مرتب از من می‌پرسید شاهزاده چطوره؟ شازده جان خوبند؟ با خودم گفتم «خدایا! مادر مرا این خانم خیلی دوست داره. از کجا او را می‌شناسد؟»من غذا میل نداشتم ولی به اصرار به من ناهار دادند. سرمیز غذا دل را به دریا زدم و پرسیدم خانم «میشه جسارتاً سؤال کنم مادرم را از کجا می‌شناسید؟ او را کجا دیده‌اید؟»- مادرت را کجا دیدم؟ او و پدرت ناجی ما هستند، زندگی هر دوی ما به این انسان والای مهربان، انسان که نه، بلکه فرشته وابسته است. همه چیز ما مدیون این فرشته‌هاست.سپس برایم تعریف کرد و گفت پدر من سرهنگ ایزدی مالک کل منطقۀ غرب لطفعلی‌خان زند شیراز است. جایی که میدان ایزدی است و حالا مردم اسمش را گذاشته‌اند فلکه مصدق، پدرم فرماندۀ مرکز پیادۀ شیراز بود و با پدر تیمسار در دانشکده هم‌دوره بود.زمانی که شوهرم ستواندوم بود و در مرکز پیاده زیردست پدرم دوره می‌دید. پدرم به پاس دوستی که با پدرش داشت همیشه پنج‌شنبه و جمعه‌ها او را به خانۀ ما می‌آورد.ما دو تا هم به یکدیگر دل باختیم؛‌ بنابراین پدرم مرا به همسری او درآورد. برای ماه ‌عسل عازم شمال شدیم. اواسط دی‌ماه بود که برف می‌بارید و ما در منطقه‌ای به نام گردنه کولی‌کش برف‌گیر شدیم، سقف جیپ ما برزنتی بود (این جیپ را پدرم به ما کادو داده و مادرم هم یک دستگاه رادیو آندریا هدیه داده بود) در کولی‌کش گیر افتادیم و یخ زدیم و در اثر یخ‌زدگی در آغوش هم بیهوش شده بودیم و در حقیقت منجمد شده بودیم. پدر و عموی شما برای مرمت سیم‌های پاره شدۀ تلفن و عمود کردن تیرهای چوبی تلفن که در اثر برف سنگین خوابیده بودند، با دو اسب به منطقه‌ای که ما یخ زده بودیم می‌رسند و ما دو نفر را از جیپ خارج و روی اسب‌ها انداخته و فوری به دولت‌آباد می‌رسانند.دو رأس قوچ می‌کشند و پوست آنها را کنده و هر کدام ما را در یک پوست می‌خوابانند و ما را از مرگ نجات می‌دهند. مادرت، شاهزاده، به مدت 32 روز گویی‌ که من و شوهرم فرزندان واقعی‌اش هستیم مثل پروانه دور ما می‌گشت و از جان و دل برای ما مایه می‌گذاشت. بله مدت یک ماه و دو روز خانوادۀ با محبتت از ما صمیمانه پذیرایی کردند. وقت خداحافظی که فرارسید من خواستم رادیو آندریا را به مادرت شاهزاده خانم تقدیم کنم؛ ولی این فرشتۀ شریف سر مرا در بغل گرفت و دو دست مرا روی سینه‌اش گذاشت و با چشمانی پر از اشک گفت ویداجان عزیزم کاش برای همیشه پیش من می‌ماندی، عزیز دلم گفتی این رادیو کادو عروسیته، باید نگهش داری. عزیزم من فقط خوشحالم که تو زنده مانده‌ای، انشاالله به پای جناب سروان پیر بشی، عزیزم دنیا خیلی کوچیکه، کوه به کوه نمی‌رسه ولی آدم به آدم می‌رسه. وقت زیاده شاید یک روز باز همدیگر را دیدیم. خدا را چه دیدی و با گریه از هم جدا شدیم. من آن موقع 20 سالم بود و از آن زمان تا الان 25 سال گذشته و من 45 ساله شده‌ام و حالا دخترم لیلی 19 سالش است.گفتنی است که آن زمان ارتباط مخابراتی بدین گونه بود که از شیراز تا اصفهان هر 40 متر یک تیر چوبی که ته آن برای عدم پوسیدگی سوزانده می‌شد و در زمین پایه می‌کردند و سیم آن را روی مقر چینی که سر تیر چوبی بود، قرار ‌داده و وصل می‌کردند و از شیراز تا مرودشت، مرودشت تا سیوند، سیوند تا قادرآباد، قادرآباد تا دولت‌آباد و بعد تا آباده از آنجا تا اصفهان هر 70-80 کیلومتری یک مرکز برای ترمیم تیرها و سیم‌ها در روستا‌ها مستقر و کارکنان آن را سیمبان می‌گفتند. آنها با اسب که علیق آن را دولت تأمین می‌کرد، برای برقراری دائم تلفن در تکاپو و فعالیت بودند. در این زمان که خانم تیمسار یاد می‌کرد، پدر من سیمبانی محدوده‌ای از قادرآباد تا سورمق را به عهده داشت و گردنه کولی‌کش بین دولت‌آباد و سورمق قرار دارد.تیمسار سپهبد فرسید داخل ویلایش پروندۀ مرا به‌دست گرفت و علاوه‌بر بازجویی، لایحه‌ای تنظیم و پیوست پرونده کرد که در آن با خط خودشان از قول من این گونه نگاشته بود «مگر در نظام و ارتش ایران امکان دارد که ستوان دومی آن هم افسر جزء نسبت به امیری که 7 درجه از او بالاتر است جسارت کند؛ درحالی که می‌داند کوچک‌ترین بی‌احترامی در مقابل مافوق چه عواقب شومی به دنبال دارد. متأسفم برابر سوابق پرونده که رونوشت آن را به پیوست تقدیم می‌کنم، آقازادۀ تیمسار به دخترژنده‌پوشی با دوز و کلک تجاوز کرده و دادستان شیراز در پرونده دستور ازدواج داده است. تیمسار سرلشکر «ب.و.ی» تصور کرده که من دستور داده‌ام؛ درحالی که من همانند مرده‌شور، پرونده را می‌شویم و آن را به نکیر و منکر که دادستانی است می‌دهم. اوست که تصمیم می‌گیرد که مرده بهشتی یا جهنمی است.تیمسار محترم ما «ب.و.ی» از ناراحتی اینکه چرا باید پسرشان با دختر 13 سالۀ فقیری ازدواج کند، از من بی‌گناه شکایت کرده‌اند. حالا هم پوزش می‌خواهم از اینکه خاطر تیمسار را مکدر ساخته‌ام. با احترام ستوان قربانی».سپس تیمسار سپهبد لایحۀ بازجویی را به دستم داد وگفت امضاء کن، در پرونده دستور داده‌ام که دو ماه در اختیار دادستانی ارتش هستی تا راحت این دو ماه را بتوانیم از تو پذیرایی کنیم. از تلفن‌خانه به شیراز زنگ بزن، به تیمسار سرلشکر پهلوان فرمانده‌ات اطلاع بده که از اعدام نجات یافتی و فعلاً برای بررسی بیشتر 2 ماه در اختیار دادستانی ارتش قرار داری.وقتی من این خبر را به شیراز به فرماندۀ شریفم تلفنی عرض کردم، بسیار خوشحال شد و با صدای مهربانشان خدا را شکر کرد و گفت مواظب خودت باش و وقتی خلاص شدی، حرکتت به شیراز را خبر بده. حتماً منتظرم و تلفن را قطع کرد.خانواده بسیار عزیز و مهربان فرسید (خانم، دختر و پدر) به مدت 60 روز از من همانند فرزند خودشان پذیرایی کردند. مرا به دریا، مشهد، ارومیه و خیلی جاهای دیگر به سفر بردند. گویی‌که من پسرشان هستم و از تحصیل و مسافرت خارج بعد از سال‌ها دوری به خانه برگشته‌ام و این خانوادۀ عزیز و شریف به من که جوان و بی‌تجربه‌ای بودم خیلی چیزها یاد دادند. آداب معاشرت، مهمان‌نوازی، انسانیت و دوست‌داشتن انسان‌ها و... همۀ رفتارشان را الگوی زندگی‌ام قرار دادم.هیچ‌گاه محبت‌هایی را که این خانوادۀ ارزشمند هدیه‌ام کردند، فراموش نمی‌کنم. آنها برای پدر و مادرم سه چمدان برای خودم یک چمدان پر از لباس و کادوهای مختلف تهیه کردند. بلیط هواپیما را خودشان خریدند، خانم و دختر برایم قرآن گرفتند و مرا از زیر آن عبور دادند و آرزوی سلامتی پدر و مادرم را داشتند. تیمسار دادگاه مرا بوسید و خداحافظی کرد. ویدا و لیلی مرا با اتومبیل کورسی خود به فرودگاه مهرآباد آورده و تا پای هواپیما بدرقه‌ام کردند و با گریه از هم جدا شدیم.یکی قرآن گرفت و دیگری در را گشود و من با صد افسوس گفتم ویداجان، لیلی‌جان خداحافظ، خداحافظ! من محبت‌های این خانوادۀ بی‌نظیر، پاک و شریف را تا لب گور به همراه دارم.از فرودگاه مهرآباد تلفنی به دفتر تیمسار سرلشکر پهلوان فرماندۀ عزیزم در شیراز تماس گرفتم که من ساعت 11 فرودگاه شیراز خواهم بود.پای هواپیما در فرودگاه شیراز تیمسار فرماندهی، معاونان و تمام کلانترها و درجه‌دارهای پلیس با دسته گل حضور داشتند و به‌محض پیاده‌شدن تاج گل به گردنم انداختند و همان‌جا گوسفند قربانی کردند و همگی مرا بغل می‌کردند و می‌بوسیدند. از وقتی که فهمیده بودند من به‌خاطر دفاع از افسرم، اعدام را برای خود خریده و با امیری آن همسرلشکری در افتاده و او را از دریچه پرت کرده‌ام همه مریدم شده بودند و برایم چه احترامی می‌گذاشتند. من توانایی بیان این صحنه‌های عشق و علاقه‌ای را که تمام پرسنل پلیس فارس به من پیدا کرده بودند، ندارم. البته آنها اطلاع نداشتند که چگونه از اعدام رها شده‌ام. نمی‌دانستند که کوه به کوه‌ نمی‌رسد ولی آدم به آدم می‌رسد... از مهربانی‌های مادرم آگاهی نداشتند که مهربانی وانساندوستی مادر مرا از مرگ نجات داده است.*پدر و مادر می‌کارند و فرزند درو می‌کند*این بود داستان واقعی که برای شب نشینی زمستانه ارائه شد.شاد باشید .لبخند بزن، نفس بکش و زندگی کن #mohsenakbari #محسن_اکبری_دستجردی www.lobelia.co </description>
                <category>lobelia</category>
                <author>lobelia</author>
                <pubDate>Thu, 03 Feb 2022 19:54:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه داستان شازده کوچولو</title>
                <link>https://virgool.io/@lobelia/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%88%D9%84%D9%88-apvat8etgksu</link>
                <description>خلاصه کتاب شازده کوچولو و نتیجه گیری از پیام های آن برای زندگی ما انسان هاخلاصه کتاب شازده کوچولوکتاب شازده کوچولو یکی از پرفروش ترین و محبوب ترین داستان های سبک کلاسیک مدرن اثر نویسنده فرانسوی آنتوان دوسنت اگزوپری است که اولین بار در سال 1943 میلادی و یک سال قبل از سقوط هواپیمای اگزوپری و مرگ او منتشر شده است.داستان این کتاب درباره پسربچه ای به نام شازده کوچولو  است که برای کسب خرد و حکمت و تجربه به سراسر دنیا مسافرت می کند.این رمان که با بیان ساده و به ظاهر کودکانه به بیان عمیق ترین آموزه های اخلاقی و فلسفی و روانشناسی می پردازد تاکنون به صدها زبان در سراسر دنیا ترجمه شده و جزو پرفروش ترین کتاب های تاریخ جهان محسوب می شود.راوی داستان مرد خلبانی است که در دوران کودکی خود متوجه شده بزرگسالان دچار کمبود تخیل و فهم کامل هستند، او پس از فرود آمدن در یک صحرا با پسر بچه ای روبه رو می شود که از اخترک B-612 آمده است.خلبان نام شازده کوچولو به او می دهد و داستان کتاب با صحبت هایی که بین آن دو رد و بدل می شود شکل می گیرد.شازده کوچولو داستان زندگی اش را برای خلبان تعریف می کند، او در اخترک کوچکش بیشتر اوقات خود را صرف کندن نهال های بائوباب می کرده تا مانع بزرگ شدن آن ها و خورده شدن اخترکش شود تا این که روزی گل سرخ زیبایی به شکل انسان روی اخترک به دنیا می آید.او عاشق گل زیبا می شود اما غرور و خواسته های گل سرخ به قدری زیاد است که شازده کوچولو سرانجام او را رها کرده و سفرش به اخترک های دیگر را آغاز می کند.شازده کوچولو در هفت اخترک با هفت بزرگسال عجیب آشنا می شود:در اخترک اول پادشاهی تک و تنها زندگی می کرد که کسی را نداشت تا برایش پادشاهی کند، او از شازده خواست تا زیر دست او شود.در اخترک دوم با مرد متکبری روبرو شد که از شازده کوچولو خواست تا به ستایش و چاپلوسی اش بپردازد.در اخترک سوم با فرد دائم الخمری آشنا می شود که برای فراموش کردن می خوارگی اش مدام در حال نوشیدن بود.اخترک چهارم مکان زندگی تاجری بود که خود را مالک ستارگان می دانست و پیوسته در حال شمارش تعداد دقیق ستاره ها بود.در اخترک پنجم با فانوس بانی مواجه می شود که خود را موظف می دانست هر شب فانوسی را روشن و صبح روز بعد آن را خاموش کند با این که فاصله بین طلوع و غروب خورشید در اخترک کوچک او تنها یک دقیقه بود.و در اخترک ششم با جغرافی دانی آشنا شد که درباره اخترک خودش هیچ نمی دانست اما کارش ثبت چیزهایی بود که از افراد خارجی یاد می گرفت. او از شازده کوچولو خواست تا اخترکش را توصیف کند اما گل سرخ را در دفترش ثبت نکرد چون بر این باور بود آن چه عمر کوتاهی دارد نباید ثبت شود.جغرافی دان به شازده کوچولو توصیه کرد به زمین سفر کند …شازده کوچولو در سفرش به زمین ماری دید که معتقد بود شازده کوچولو در میان آدم ها هم احساس تنهایی خواهد کرد و هر زمان بخواهد مار می تواند او را به خانه اش برگرداند.و با یک گل روبرو شد که تنها شش یا هفت آدم دیده بود و گمان می کرد آدم ها گیاهانی هستند که چون در زمین ریشه ندارند باد آن ها را به این سو و آن سو می برد.او در کوه فریاد کشید و با شنیدن اکوی صدایش به این نتیجه رسید که آدم های زمینی هر چیزی می شنوند دوباره تکرار می کنند.و با دیدن یک باغ گل رنجید زیرا گل او به دروغ گفته بود در جهان چیزی مانند او وجود ندارد.در نهایت یک روباه رنجیدگی خاطرش از گل سرخ را پاک کرد و به او نشان داد زمانی را که صرف نگهداری گل سرخ کرده باعث شده رابطه ای زیبا بین آن ها شکل بگیرد و او تا پایان در برابر گلش مسئول است.راوی و شازده کوچولو هشت روز در صحرا بودند و در پایان شازده از مار خواست تا او را به اخترکش کنار گل سرخ زیبا برگرداند.نتیجه گیری از داستان شازده کوچولو1. عاشق اعداد و ارقام نباشیم! بزرگسالان فکر می کنند بهترین راه شناخت در ارقامی است که از دیگران به دست می آورند و برای آشنایی با آن ها به جای آن که از علایق و استعدادهای او بدانند درباره سن، درآمدش، وزنش، متراژ خانه اش و … سوال می کنند.2. دیگران را نه با کلماتی که به زبان می آورند بلکه براساس کارهایی که انجام می دهند قضاوت کنیم!       گل سرخ اگرچه با کلماتش شازده کوچولو را رنجاند اما عطرش را در اختیار او قرار داده و شادی برایش به ارمغان آورده بود و شازده کوچولو به جای رها کردن گل باید می توانست روح دوست داشتنی و لطیف او را از پس کلمات آزاردهنده اش ببیند.3. همیشه نسبت به چیزی که اهلی کرده ایم مسئول هستیم    این اصل مهمی در زندگی همه انسان هاست که فراموش نکنند زمانی که به کسی ابراز عشق می کنند و یا رابطه دوستانه ای با او برقرار می کنند برای همیشه نسبت به او مسئولیت داشته و نمی توانند او را رها کنند.4. بسیاری از ما حتی در میان شلوغی آدم ها نیز احساس تنهایی می کنیم و تنهایی تنها با نبودن آدم ها تعریف نمی شود.5. مدت زمانی که صرف انتظار برای گل سرخ زندگی تان می کنید به آن گل ارزش می دهد. عشق ارزش انتظار را دارد و هرکس در زندگی اش حداقل یک بار فرصت عشق ورزیدن پیدا خواهد کرد، تنها باید بخواهد و در نهایت این صبر است که به عشق ارزش می بخشد.نکات مهم و پیام های داستان• باید تحمل دو یا سه کرم را داشته باشیم تا بتوانیم پروانه ها را ببینیم• اهمیت چیزها را نه با چشم بلکه با قلب می توان دید و فهمید• همه آدم بزرگ ها زمانی کودک بودند اما تعداد بسیار کمی از آن ها این مسئله را به یاد می آورند و مابقی کامل فراموش کرده‌اند • همه آدم ها ستاره ای دارند اما ستاره آدم های مختلف شبیه هم نیستند• احساسات واقعی خودمان را پنهان نکنیم• قبل از قضاوت کردن دیگران خودمان را قضاوت کنیم• هرگز خودمان را خیلی جدی نگیریم• فراموش نکنیم گاهی عشق در رها کردن است• مراقبت چیزهایی که داریم باشیم، چیزهایی که جایگزینی برای آن ها پیدا نمی شود         • این روابط هستند که به زندگی ما ارزش می دهند.#mohsenakbari #محسن_اکبری_دستجردی www.lobelia.co </description>
                <category>lobelia</category>
                <author>lobelia</author>
                <pubDate>Wed, 19 Jan 2022 23:56:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مطالبی در مورد خرید پوستر دیواری اتاق خواب کودک</title>
                <link>https://virgool.io/@lobelia/%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%82-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-yv5rt8ihv288</link>
                <description>خرید پوستر دیواری اتاق خواب کودکنکات مهم در انتخاب پوستر دیواری برای اتاق کودکروانشناسی رنگ و تصویر خالقیت و پویایی ذهن کودک را پرورش میدهند پوسترهای اتاق کودک یکی از جذاب ترین وسایل دکوراسیون است که با تصاویر سه بعدی بزرگ, پرسپکتیو هیجان انگیزی را به نمایش در می اورد برای انتخاب پوسترر دیواری اتاق کودک به سن سلیقه و جنسیت کودک خود توجه کنید تا حس امنیت و آرامش را با زیبایی و شادابی همراه نمایید .پوستردیواری اتاق خواب کودک برای مثال اتاق خواب دخترتان را با تزیینات دخترانه, رنگ های روشن و گلدار,کاراکترهای کارتونی شاد زنده و سرگرم کننده نمایید. برای پسرتان هم میتوانید با رنگ های مات وشخصیت هایی از حیوانات یا کاراکترهای محبوب کارتونی جلوه ای پویا و خالق ببخشید . مطمئنا هیچ تصویر دیگری نمیتواند به زیبایی یک پوستر بزرگ دیواری ترکیب رنگ هارا در فضا و ذهن کودکتان ایجاد کند. پوستر در اتاق خواب نوجوان حس تعلق را به او القا میکند و میتواند فضایی دلنشبن مطابق با میل و سلیقه اش ایجاد نماید فرزند دلبند شما در نوجوانی سالهای حساسی را پشت سر میگذارد که خصوصیات اخلاقی جدیدی در او پدیدار میشود بنابر این با انتخاب یک پوستر مناسب و متفاوت دید جدید و حس بالندگی را در او پرورش دهید.شاید باور نکنید که دیوار اتاق یک نوجوان مرکز نمایش روحیات و رفتار اوست برای همین از طرح های متناسب با خواست، جنسیت و سن نوجوانتان استفاده کنید. انتخاب تصاویر سه بعدی از ماشین، مزرعه ای از گل های زیبا، کاراکتر های فیلم های مورد علاقه و ورزش های جذاب، طرح های اسپرت، رومانتیک و ... دیزاین اتاق دختر یا پسرتان را خاص و هیجان انگیز میکند.منبع: فروشگاه رونیا</description>
                <category>lobelia</category>
                <author>lobelia</author>
                <pubDate>Thu, 05 Aug 2021 00:52:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقایسه توالت فرنگی گلسار با توالت فرنگی مروارید</title>
                <link>https://virgool.io/@lobelia/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D9%86%DA%AF%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-vqztiyvjh06u</link>
                <description>&amp;lt;br/&amp;gt;توالت فرنگی گلسار یا توالت فرنگی مروارید کدام بهتر است؟20 COMMENTS02122327210فرق توالت فرنگی گلسار با توالت فرنگی مرواریددر سالهای قبل تولیدی توالت فرنگی در داخل ایران نداشتیم و فقط و فقط کاسه توالت های ایرانی مرسوم بود ویا از شرکت های خارجی امریکن استاندارد و توتو ژاپن و … فرنگی وارد کشور میشد و بعد از گذشت مدت ها توالت فرنگی های دوتیکه توسط کارخانه جات داخلی تولید و عرضه گردید و بعد از گذشت حدود 15 سال برای اولین بار در حدود سالهای 82 توالت فرنگی یک تیکه ایرانی تولید و در بازار عرضه گردید و بخاطر وجود توالت فرنگی های چینی تنوع محصولات ایرانی زیاد نبود و در سال 88 تا سالهای بعد به دلیل افزایش قیمت دلار و واردات کالاهای چینی و خارجی  تولید کنندگان ایرانی هر چه بیشتر تلاش خود را کردند تا بتوانند تنوع بالاتری را در اختیار مشتریان داخلی قرار دهند و همچنین بازار صادرات محصولات کارخانجات ما به کشور های همسایه نیز رونق گرفت  تا همین چند سال قبل، استفاده از توالت فرنگی در خانه‌ها چندان رایج نبود. اما این روزها به دلیل راحتی و حفظ سلامت مفاصل، در هر خانه و شرکتی یکی از مدل‌های توالت فرنگی به چشم می‌خورد. از بهترین برندهای ایرانی، توالت فرنگی مروارید وتوالت فرنگی گلسار هستند. در این مقایسه قرار است این دو برند داخلی معتبر را بررسی کنیم. برای مقایسه توالت فرنگی مروارید و گلسار با ما همراه باشیدویژگی های یک توالت فرنگی خوب چیست؟اگردر زمان بازسازی، و یا شروع به ساختن سرویس جدید، به  فکر پیدا کردن توالت مناسب افتادید، باید در نظر داشته باشید که یک توالت شکسته می تواند هزاران بار به کف و دیوارها آسیب برساند. خوشبختانه، توالت های موجود در بازار ایران معمولا با دوام هستن و عمر طولانی دارند و بسیاری از توالت ها با ضمانت های قابل اطمینان تضمین می شود که شما یک محصول دارید که عمر مفیدی  خواهد داشت.برای مشاهده کلیک کنید: بهترین مارک توالت فرنگینکاتی که باید قبل از خرید توالت فرنگی به آن توجه نمودآکس چیست :  فراموش نکنید که آکس  را با دقت بسیار، اندازه گیری کنید، زیرا این اندازه توالت را تعیین می کند و نوعی که مناسب فضای شما میباشد. جایی که توالت قرار میگیرد از فاصله دیوار که در پشت توالت تا مرکز خروجی چاه در کف را آکس می نامند. فاصله استاندارد 25 سانتی متر است، اما شما ممکن است 15 تا 30سانتی متر را نیز ببینید به این اندازه در اصطلاح آکس میگویند..راهنمای انتخاب بهترین توالت فرنگی ایرانیفرقی ندارد برند توالت فرنگی ایرانی انتخاب کنید یا خارجی. مروارید انتخاب کنید یا گلسار یا هر مارک دیگری فقط  در هر صورت برای انتخاب و خرید باید چند نکته را درنظر بگیرید. مکانیزم تخلیه، نحوه نصب، جنس بدنه، ابعاد و آکس، طراحی ظاهری و خودشور از عوامل موثر در خرید یک توالت فرنگی باکیفیت هستند.تمام این نکات را به طور کامل در فروشگاه اینترنتی لوبلیا برایتان توضیح داده‌ایم..پیشینه چینی گلسار و چینی مروارید:چینی بهداشتی گلسار:از بزرگترین تولیدکنندگان چینی بهداشتی در ایران است. سابقه این برند به سال 1363 می‌رسد. محصولات گلسار از همان ابتدا به دلیل کیفیت و مرغوبیت مورد استقبال قرار گرفت. در ادامه مدیران مجموعه تصمیم به گسترش خط تولید چینی بهداشتی گرفتند. در حال حاضر گلسار فارس با بیشتر از 200 نماینده فروش داخلی از فعالترین برندهای ایران در زمینه چینی بهداشتی محصوب می‌شود. گلسار در زمینه بین‌الملل نیز موفقیت خود را به اثبات رسانده و امروزه محصولات خود را به بیش از 18 کشور صادر می‌کند. این مجموعه موفق در استان فارس قرار داردچینی بهداشتی مرواریداز سال 1368 با تولید انواع چینی بهداشتی، در استان یزد شروع به کار کرد. این برند در طول سال‌ها با تکنولوژی روز دنیا و مواد مرغوب همچنان در رده بهترین تولیدکنندگان باقی مانده است. به‌طوری که در زمینه چینی بهداشتی محصولاتی باکیفیت نمونه‌های خارجی تولید می‌کند. صادرات به کشورهایی مثل عربستان، نیجریه وآذربایجان و گرجستان و عراق و ارمنستان و ترکیه و… از موفقیت‌های مروارید در زمینه بین‌الملل است.بررسی مدل های توالت فرنگی گلسار فارسمدل‌های توالت فرنگی گلسارفارس تنوع بالایی دارند و در انواع طرح‌های مدرن و کلاسیک به بازار عرضه می‌شوند. بدنه توالت فرنگی گلسار معمولا از چینی با یک لایه لعاب ساخته می‌شود. لعاب مصرفی، از مواد مرغوب ایرانی و به صورت دو بار پخت است. این پوشش مرغوب باعث می‌شود توالت فرنگی هم مقاومت و دوام بالایی داشته باشد و هم رنگ آن سفید یکدست باشد.از نظر مکانیزم تخلیه، توالت فرنگی گلسار در انواع ریزشی، آبشاری و توربوجت شوتینگ مدل‌های متنوعی دارد. مدل‌های توربوجت قیمت بیشتری دارند و عملکرد آنها خوب است ولی مدل های واش داون تخلیه بهتری دارند . توالت فرنگی های گلسار دارای یکسال گارانتی و خدمات پس از فروش هستند. در ادامه  مدلهای زیبا و باکیفیت از این برند را بررسی می‌کنیم.توالت فرنگی گلسار مدل پلاتوس  PELUATUSآکس:  20 و 25 سانتیمترخروجی: 9 سانتیمتردرب : آرام بندتخلیه : واش داونسازنده: ایران شرکت گلسار فارستوالت فرنگی پلاتوس گلسار فارسطراحی ساده و بسیار شیکساخته شده از متریال درجه یکتوالت فرنگی مدل پلاتوس برندگلسار فارسدارای ضمانت و خدمات پس از فروشبرای اطلاعات بیشتر در مورد قیمت توالت فرنگی با ما تماس بگیرید  22518657 – 021توالت فرنگی گلسار مدل یونیکlobelia golsar uniqe فرنگی گلسار مدل یونیک لوبلیا02122327211www.lobelia.coاین محصول تولید ایران می باشد.ساخته شده از متریال درجه یک فوق العاده با کیفیتدارای ضمانت و خدمات پس از فروشتوالت فرنگی گلسار مدل یونیک :مشخصاتدارای تخلیه واش داونابعاد فنی محصول  :  70*36*69آکس:  19 سانتیمترخروجی: 9 سانتیمتردرب :  آرام بندسازنده: ایران شرکت گلسار فارستوالت فرنگی یونیک گلساربررسی توالت فرنگی مرواریدکیفیت محصولات چینی مروارید نیازی به تعریف ندارد و تقریبا شناخته شده هستند. مدل‌های توالت فرنگی مروارید به خوبی با پیشرفت این صنعت پیش آمده‌اند. طراحی ظاهری و تکنولوژی این مدل‌ها کاملا مدرن و در حد و قابل رقابت با نمونه‌های خارجی هستند. لعاب آنتی باکتریال با فناوری نانو، رنگ سفید درخشان با نمای یکدست، انواع سیستم‌های تخلیه بروز و گارانتی یکساله از ویژگی‌های توالت فرنگی مروارید هستند.توالت فرنگی مروارید مدل مگا  MEGAساخته شده از متریال درجه یکساخت ایرانخرید توالت فرنگی مگادارای ضمانت و خدمات پس از فروشآکس:  25 سانتدرب : ضد خش  آرام بندتخلیه: واش داون  دو زمانهسازنده: ایران شرکت مرواریدطول :69 سانتبا نصب راحت و آسانبرای اطلاعات بیشتر با ما تماس بگیرید:  22518657 – 021توالت فرنگی مروارید مدل یاریسمشخصات فنی توالت فرنگی مدل یاریستوالت فرنگی مروارید مدل یاریسبسیار زیبا با طراحی سادهساخته شده از متریال درجه یکساخت ایرانآکس:  20cmدرب : آرام بندتخلیه: واش داونخروجی :8 سانتسازنده: ایران شرکت مرواریدبرای اطلاعات بیشتر با ما تماس بگیرید:  22518657 – 021نوع توالت فرنگیهنگامی که به طراحی سرویس خود می پردازید، شما به هیچ سبک خاصی وابسته نیستید. انتخاب های گوناگونی برای توالت وجود دارد، بنابراین انتخاب شما فقط به ویژگی هایی که نیازهای خانواده شما را برآورده می کنند بستگی دارد.مدل های توالت به طور معمول از نظر ظاهری عبارت است از:توالت جلوگرد :توالت جلو گرد یا دورگرد مناسب برای یک سرویس کوچک به دلیل طراحی فشرده تر است و باعث میشود که راحتی بیشتری در قرار دادن پا  جهت استفاده از آن ایجاد کند: مدل مستطیلیاز نظر ظاهری با مدل دور گرد متفاوت است و دارای زوایای مستطیلی شکل می باشد و برای استفاده تفاوت چندانی با دور گرد ندارد و انتخاب آن صرفا بر اساس شکل ظاهری آن می باشد.&amp;lt;br/&amp;gt;: والهنگ (دیواری)دیوار نصب شده یا همان به اصطلاح ، با مخفی کردن مخزن آب پشت دیوار خود ، قرار میگیرد، یک توالت دیوار نصب شده اجازه می دهد فضای سرویس بهداشتی را افزایش دهد و به دلیل جدید بودن و متفاوت بودن  نگاه مدرنی ایجاد میکند و  کاسه توالت از زمین  تا هر ارتفاعی  قابل تنظیم است.در ضمن در این نوع توالت خروجی فاضلاب بر خلاف نوع های دیگر بر روی دیوار قرار دارد.انواع مدل تخلیه توالت فرنگی*   مدل واش دان :  یا آبشاری میباشد که در این نوع معمولا خروجی بزرگتر از مدل  شوتینگ دارهستند و آب از بالا دور تا دور به صورت آبشاری ریزش میکند  در نوع آبشاری آب با فشار کمتر تخلیه میشود و بخاطر خروجی بزرگی که دارند فضولات و زباله دستمال کاغذی در آن کمتر جمع میشود و براحتی از طریق این دهانه بزرگ خارج میشوند .*   شوتینگدار – خود بر اساس مدل به سه دسته تقسیم میشوندتک شوتینگسه شوتینگچهارشوتینگپنج شوتینگواش داونکه نوع تخلیه پنج شوتینگ وچهار شوتینگ و سه شوتینگ  کاملا مشابه هم است و در مدل تک شوتینگ  کمی متفاوت است لازم به ذکر است که در نهایت عمل تخلیه اصلی را در کلیه مدل ها ،  شوتینگ پایین انجام میدهد.که با فشار شدید آبی که دارد فضولات  را خرد میکند و با مکش بسیار قوی کلی ، فرنگی تخلیه می شود.مدل تک شوتینگ  آبریز از قسمت بالا همانند مدل های ابشاری صورت میگیرد ولی در سه شوتینگو چهار شوتینگ و پنج شوتینگ خروجی های شوتینگ بالا آب را به صورت چرخشی در فرنگی پخش می شود که اصطلاحا به آن دور شویی هم میگویند .خروجی شوتینگ دار به نسبت واش دان کوچیکتر است و احتمال مسدود شدن  در آنها بیشتر استمخصوصا اگر در آن دستمال انداخته شود خروجی در مدل های شوتینگ دار معمولا 6 سانت می باشد و در مدل های واش داون 8 و 9 سانت می باشد .بهترین نوع تخلیه در تمامی فرنگی های گلسار و مروارید مربوط به مدل هایی است که تخلیه واش داون دارند که در فرنگی مروارید شامل مدل های مگا و یاریس می باشد و در فرنگی گلسار شامل مدل های پلاتوس و یونیک و پارمیس سیم لس و وینر و آلتو می باشد .مقایسه توالت فرنگی مروارید و گلساربرای جمع بندی باید بگوئیم تکنولوژی ساخت و امکانات این دو برند تفاوت چشمگیری با هم ندارند. در واقع هر دو این برند مدل‌های متنوع را با امکانات متفاوت تولید می‌کنند. مساله‌ای که تفاوت ایجاد می‌کند بیشتر همان شکل ظاهری ای است که خودتان انتخاب می‌کنید. برای مثال توالت فرنگی‌های واش داون قدرت تخلیه بیشتری دارند. از نظر گارانتی نیز هر دو مدل یک سال خدمات دارند. در نتیجه در هر دو برند گلسار و مروارید توالت فرنگی‌های زیبا و شیک و با کیفیت  ارائه میدهندو نکته حائز اهمیت اینکه چینی مروارید نسبت به چینی گلسار سفید تر است که نوع لعاب را شامل می شود و کیفیت لعاب هر دو شرکت عالی هستند . انتخابتان هر کدام از این برندها که باشد حتما به مشخصات مدل‌ها توجه کنید و آنها را با هم مقایسه کنید. برای مشاهده مدل‌های بیشتر به فروشگاه اینترنتی لوبلیا مراجعه کنید. www.lobelia.co </description>
                <category>lobelia</category>
                <author>lobelia</author>
                <pubDate>Thu, 05 Aug 2021 00:50:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لوازم بهداشتی ساختمانی با کیفیت</title>
                <link>https://virgool.io/@lobelia/%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%B2%D9%85-%D8%A8%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA-vfcktxmunvcu</link>
                <description>  www.lobelia.coفروشگاه لوبلیا در زمینه محصولات بهداشتی و ساختمانی فعالیت دارد و آماده ارائه و ارسال محصولات مورد پسند مشتریان بصورت مجازی و غیر حضوری می باشد فروشگاه اینترنتی لوبلیا نماینده و تولید کننده و سهامدار محصولات شرکت های معتبر همچون شرکت کاشی و سرامیک تبریز و کرابن تبریز شیر آلات ساختمانی کی دبلیوسی KWCچینی بهداشتی مروارید چینی گلسار فارس اکسسوری کنتراستروشویی کابینتی مخصوص سرویس بهداشتی لوبلیاچسب خمیری لوبلیاچسب پودری لوبلیا پودر بند کشی لوبلیاچسب بتن لوبلیااکسسوری لوبلیا می باشد و سعی کرده با کادر قوی و با تجربه خود از مرحله انتخاب مشتری تا مرحله نصب و خدمات پس از فروش همراه مشتریان گرامی باشد و نیازهای مشتریان را شناسایی کند و در جهت رفع آنها اقدام بنماید </description>
                <category>lobelia</category>
                <author>lobelia</author>
                <pubDate>Thu, 05 Aug 2021 00:48:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تخت خواب های سلطنتی و لاکچری چگونه اند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@lobelia/%D8%AA%D8%AE%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D9%84%D8%A7%DA%A9%DA%86%D8%B1%DB%8C-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF-lfa0vwfcexxd</link>
                <description> تخت خواب های سلطنتی یکی از مدل های متنوع تخت خواب ها هستند. مدل های فراوانی از تخت خواب و سرویس خواب موجود می باشد و اینکه شما کدام را انتخاب کنید به برخی فاکتور ها بستگی دارند. شما با توجه با آن چه که در ذهن دارید باید رنگ های مناسبی را انتخاب کنید. حال اگر جزء افرادی هستید که به اتاق خواب های سلطنتی علاقه دارید، خرید سرویس خواب ترکیه ای طلایی می تواند روش مناسبی برای تبدیل اتاق خواب به یک اتاق خواب سلطنتی و با شکوه باشد.  تخت خواب های سلطنتی یکی از مدل های متنوع تخت خواب ها هستند. مدل های فراوانی از تخت خواب و سرویس خواب موجود می باشد و اینکه شما کدام را انتخاب کنید به برخی فاکتور ها بستگی دارند. در ابتدا سلیقه ی شما تا حد زیادی تعیین کننده ی تخت خواب و سرویس خواب شما می باشد. تخت خواب های مدرن، تخت خواب های کلاسیک و تخت خواب های سلطنتی برخی از انواع تخت خواب یا سرویس خواب هایی هستند که در هنگام خرید با آن ها مواجه هستید و یا به عبارتی جزء گزینه های شما برای انتخاب خواهند بود. اینکه کدام یک را انتخاب کنید، علاوه بر سلیقه، تا حد زیادی به طراحی داخلی و دکوراسیون منزل شما و اتاق خواب شما بستگی دارند. سرویس خواب سلطنتی معمولا ابعاد بزرگ تری نسبت به یک سرویس خواب معمولی دارد. این سرویس خواب ها معمولا از چوب درست شده و دارای طراحی های خاصی هستند که حس وحال کاخ های سلطنتی را برای شما تداعی خواهد کرد. یک سرویس خواب طلایی رنگ معمولا مناسب ترین رنگ برای این مدل از سرویس خواب ها یا تخت خواب ها هستند. بر اساس آنچه که در فیلم های سلطنتی و پادشاهی دیده ایم و در ذهن داریم، رنگ طلایی بیان کننده ی حالت زندگی اشرافی است. اگر می خواهیم خانه ی خود و یا حتی صرفا اتاق خواب خود را با طرحی سلطنتی، اشرافی و یا اصطلاحا لاکچری آماده کنیم، یک سرویس خواب سلطنتی می تواند شروع مناسبی برای این کار باشد.  برای خرید سرویس خواب سلطنتی و یا خرید تخت خواب های سلطنتی، باید به فروشگاه های مختلفی در شهرتان مراجعه کنید که این محصولات را ارائه می دهند. حال ممکن است طرح و رنگی که به دنبال آن می گردید را در این فروشگاه ها نتوانید پیدا کنید. برای مثال شاید شما سرویس خواب طلایی رنگ بخواهید و فروشگاه های شهر شما نتوانند آن را برایتان مهیا کنند. خرید از فروشگاه های اینترنتی روشی مناسب برای از بین رفتن این چنین مشکلات است.  </description>
                <category>lobelia</category>
                <author>lobelia</author>
                <pubDate>Thu, 05 Aug 2021 00:48:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توالت فرنگی خوب و با کیفیت</title>
                <link>https://virgool.io/@lobelia/%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA-a3ejdytzpx5s</link>
                <description>نکاتی که باید درباره استفاده از توالت فرنگی بدانید1-   اگر از توالت های فرنگی استفاده می کنید حتما ابتدا درب فرنگی را گذاشته بعد سیفون را بکشید تا بخارات و سموم آن خارج نشود.2-  خانم های باردار در دوره ی بارداری خود برای حفظ سلامت ستون مهره ها و پیشگیری از کمر درد می توانند از توالت فرنگی  استفاد ه کنند جا دارد حالا که در این مورد صحبت کردیم به همه خانم ها توصیه و تاکید کنم برای حفظ سلامت ستون مهره ها و پیشگیری از کمردرد تا آنجا که می توانند از توالت ایرانی استفاده نکنند. همان طور که در دوره بارداری خود را ملزم به استفاده از توالت فرنگی می دانند بقیه زمان ها نیز چنین کنند3-  کاسه فرنگی و محل نشستن را بطور مرتب تمیز کنید و به نوع شوینده هم توجه کنید تا خطر ابتلا به التهاب های پوستی اطراف باسن و ران را به حداقل برسانید.یک مطلب مفید در روز بخوانید، پیشنهاد ما : توالت فرنگی بهتر است یا توالت ایرانیفروشگاه اینترنتی لوبلیا نماینده چینی بهداشتی نروارید و چینی گلسار است که با کیفیت بسیار بالا در تولیدات داخلی اقدام به تولید چینی آلات با کیفیت بالا نموده است .www.lobelia.co02122327210_11</description>
                <category>lobelia</category>
                <author>lobelia</author>
                <pubDate>Thu, 05 Aug 2021 00:47:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چسب خمیری و پودری لوبلیا</title>
                <link>https://virgool.io/@lobelia/%DA%86%D8%B3%D8%A8-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D9%BE%D9%88%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%84%D9%88%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%A7-icag31smxofg</link>
                <description>دو مدل چسب برای نصب کاشی و سرامیک و سنگ داریم .1: چسب های خمیری 2: چسب های پودری و البته چسب بتن بصورت مکمل 1_چسب خمیری : برای نصب کاشی و سرامیک و سنگ بر روی دیوار و روی کاشی و سنگ و سطوح صاف مثل سیمان لیسه و دیوار گچی و اگر دیوار نقاشی بود روی رنگ را مخدوش کنیم تا بعد از مدتی کاشی از سطح قبلی جدا نشود .معملا در گالن های ۵ و ۱۲ و ۲۵ کیلویی در بازار عرضه می شود و مهمتر و جالبتر اینکه این چسب نباید با آب مخلوط شود و اگر قرار بر رقیق شدن باشد بزای هر گالن ۱۲ کیلویی یک لیوان چسب بتن به عنوان مکمل برای رقیق کردن و بیشتر برای سرویس بهداشتی و مکان هایی که در معرض نم و رطوبت و بخار آب هستند استفاده می شود .نسبت استفاده برای هر یک متر پنج کیلوگرم می باشد .2_چسب پودری :شامل سه مدل چسب است A_ چسب پودری غیر پرسلانی مخصوص نصب سنگ و سرامیک برای کف و سرامیک و سنگ هایی که جذب آب دارند :این چسب پودری در کیسه های ۲۰ کیلویی در بازار ایران عرضه می گردد و در اصل ملات آماده ما هست که با آب مخلوط می شود و برای از بین رفتن حباب و فضای خالی زیر سنگ و سرامیک و محکمتر چسبیدن می توان چسب بتن به آن اضافه کرد که در فضا های  بسته استفاده می شود و جایی که در معرض آب و نم و رطوبت هست استفاده نمی شود .B_  چسب پودری پرسلانی مخصوص چسباندن سنگ و سرامیک هایی که جذب آب ندارند این چسب پودری در کیسه های ۲۰ و ۲۵ کیلویی در بازار ایران عرضه می گردد و با آب جهت نصب مخلوط می گردد این چسب در فضای باز و محوطه و پشت بام و جاهایی که در معرض رطوبت هم هست استفاده می شود و یکی از بهترین چسب های پودری است.C_ چسب پودری دو منظوره مخصوص نصب کاشی و سرامیک و سنگ که هم برای کف استفاده می شود و هم برای دیوار این چسب نیز با آب مخلوط می شود و یکی از با کیفیت ترین چسب های موجود در بازار ایران است و از همه مهمتر برای چسباندن سرامیک و سنگ در نما و کف و فضاهایی که در معرض رطوبت و آب هست استفاده می شود این چسب با کیفیت ترین چسب برای نصب است چسب های پودری هم مانند چسب های خمیری هر یک متر ۵ کیلو گرم استفاده می شود البته در سطوح صاف .                       ***پودر بند کشی ***پودر بند کشی در رنگ های متنوع متناسب با رنگ کاشی و سنگ و سرامیک در بازار در کیسه و گالن های ۵ کیلویی عرضه می شود که دو مدل دارد که یکی ضد آب هست و در آن از مواد رزینی استفاده شاده و به مرور زمان پودر از بین در کاشی ها خالی نمی شود که بهتر و مناسب تر است.و برای هر بیست متر یک گالن ۵ کیلویی کفایت می کند .                      *****چسب بتن*****این چسب مکمل برای محکمتر شدن چسب خمیری و پودری البته با مقدار بسیار کم و مشخص استفاده می شود برای هر ۲۰ متر ۳ لیتر استفاده می شود یعنی هر ۱۰۰ کیلو چسب ۳ لیتر چسب بتن                             ********** فروشگاه اینترنتی لوبلیا برای راحتی و آسایش مشتریان اقدام به واردات مواد اولیه و تولید چسب های پودری و خمیری و بتن و پودر بند کشی با برند لوبلیا با کیفیت و استاندارد بسیار بالای ایران و اروپا نموده است ‌.ممنون از مطالعه این یادداشت.چسب لوبلیا چسب مخصوص نصب  کاشی و سرامیک تبریز  https://virgool.io/d/icag31smxofg/www.lobelia.co </description>
                <category>lobelia</category>
                <author>lobelia</author>
                <pubDate>Thu, 05 Aug 2021 00:46:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مزایای استفاده از ظرف یکبار مصرف آلومینیومی</title>
                <link>https://virgool.io/@lobelia/%D9%85%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B8%D8%B1%D9%81-%DB%8C%DA%A9%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B5%D8%B1%D9%81-%D8%A2%D9%84%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%88%D9%85%DB%8C-kwp54bjsg4lp</link>
                <description>ظرف یکبار مصرف آلومینیومی  از جمله انواع ظروف پرمصرف و پرطرفدار می باشند که در سال های اخیر مصرف  آنها به دلیل ویژگی های متمایزی که دارند جهت توزیع غذا بسیار زیاد شده  است. این ظروف دارای ویژگی های ساختاری متفاوتی بوده از این رو استفاده از  آنها به دلیل فواید خاص مطرح شده، گستردگی بالایی پیدا کرده است.یکی از مزایای استفاده ظرف یکبار مصرف آلومینیومی  این است به عنوان یکی از سالم ترین انواع ظروف یکبار مصرف شناخته می شوند  از این جهت می توان با وجود تحمل حرارت بالا به شکل مطلوب و سالم توسط این  ظروف با خیالی آسوده آنها را مورد استفاده قرار داد. انواع مختلفی از ظرف آلومینیومی یکبار مصرف  ساخت شرکت های مختلف در بازار مصرف موجود می باشند که می توانند انتخاب را  برای مشتریان از لحاظ قیمت و مارک سازنده و همین طور نوع مواد مصرفی راحت  تر کنند.از جمله مزایای ظروف یکبار مصرف آلومینیومی می توان گفت به  دلیل استفاده از کمترین میزان از مواد مضر شیمیایی به عنوان یکی از مناسب  ترین ظروف یکبار مصرف حائز اهمیت بوده و سلامت بیشتری را پس از استفاده به  همراه دارند. اما به طور کلی قیمتی که برای فروش این نوع ظروف یکبار مصرف  در نظر گرفته شده است بیشتر از سایر ظروف یکبار مصرف موجود در بازار می  باشد از این رو مصرف کننده به هنگام تهیه این محصولات ممکن است مجبور به  مقایسه قیمت و انتخاب مناسب ترین آنها به لحاظ اقتصادی باشد اما از آنجایی  که سلامت ظروف یکبار مصرف آلومینیومی در حد مناسبی است هزینه های قیمت را  پوشش داده و به عنوان انتخاب اول مصرف کنندگان صرفنظر از هزینه آن خریداری  می شود.دیگر مزایای استفاده از ظرف یکبار مصرف آلومینیومیبه  طور کلی به دلیل مزایای ظروف یکبار مصرف آلومینیومی از جمله تنوع در مارک  هایی که عرضه می شوند و وجود شرکت های سازنده متنوع این ظروف که ارائه  دهنده محصولات یکبار مصرف هستند مشتری می تواند با توجه به نوع شرکت سازنده  و اعتباری که تولید کننده مذکور دارد این ظروف را خریداری کند. با خرید از  یک مارک معتبر که دارای علامت سازمان غذا و دارو برای تولید و عرضه  محصولاتی از قبیل ظروف یکبار مصرف آلومینیومی هستند می توان نگرانی را به  هنگام خرید و استفاده از محصول از بین برده و خیالی آسوده به لحاظ ترکیبات  ساختاری و مواد اولیه مورد استفاده برای ساخت و تولید این ظروف از طرف  سازندگان آن را داشت.برای مشاهده ظروف آلومینیومی کلیک کنید: قیمت ظروف یکبار مصرف آلومینیومیاز  آنجایی که استفاده و کاربرد ظروف یکبار مصرف که غیر استاندارد هستند و یا  ممکن است سلامتی را به مخاطره اندازند توصیه نمی شود بهتر است که از ظروف  یکبار مصرف به طور کلی برای مدت زمانی طولانی استفاده نشود. اما در مواقعی  که ضرورت استفاده از ظروف یکبار مصرف مشاهده می شود می توان با وجود مزایای  بسیار زیاد ظروف یکبار مصرف آلومینیومی انتخاب و استفاده از آن را نسبت به  سایر ظروف یکبار مصرف ارجحیت داد.ظرف یکبار مصرف آلومینیومی که به  صورت استاندارد از مواد مطلوب و باکیفیت تهیه شده است قابلیت استفاده  گسترده ای برای توزیع غذا از جمله در رستوران ها، مکان های اداری، توزیع  غذای نذری و توزیع غذا در مراسم های مختلف دارد. استفاده از ظرف یکبار مصرف  آلومینیومی راحت بوده و از آنجایی که پس از استفاده دور انداخته می شود در  نتیجه زحمت شستشو را حذف کرده و انتخابی خوب و ارجح برای سرو غذا می باشد.محصولات یکبار مصرف آلومینیومیمشخصات متمایز کننده ظرف یکبار مصرف آلومینیومیظرف  یکبار مصرف آلومینیومی در مقایسه با سایر ظروف یکبار مصرف پلاستیکی این  ویژگی را دارد که در هنگام تماس با غذا واکنش شیمیایی و تغییر ساختاری نشان  نمی دهد و مانند ظروف یکبار مصرف پلاستیکی منجر به سرطان نمی شود. اگرچه  که توصیه می شود از محصولات یکبار مصرف تا حد امکان استفاده نشود اما ظرف  یکبار مصرف آلومینیومی به دلیل خصوصیات متمایز توانسته است جایگاهی ویژه به  لحاظ سلامتی داشته باشد و آرامش خاطر را برای مصرف کنندگان به همراه آورد.از  جمله مزایای ظروف آلومینیومی که می توان به طور خاص به آن اشاره کرد این  است که هیچ نوع واکنشی با انواع غذای گرم از خود نشان نمی دهد و سلامت غذا  را از نظر آلودگی حفظ می کند. از دیگر مزایای ظروف آلومینیومی تغییر ندادن  طعم غذا و حفظ مزه واقعی آن است این ویژگی برای بسیاری از افراد به عنوان  اولویت انتخاب و استفاده از این ظروف تلقی می گردد.قابلیت استفاده این ظروف در مایکروفر از مشخصه های متفاوتی است که می تواند فواید ظروف آلومینیومی را به هنگام استفاده افزایش دهد.قابلیت بازیافت برای ظروف یکبار مصرف آلومینیومی سبب شده است که دوستداران محیط زیست نیز بتوانند به سادگی از آن استفاده کنند.حمل و نقل راحت و وزن مناسب همین طور ظاهر مطلوب برای این محصولات به عنوان یکی از فواید ظروف آلومینیومی به شکل بارز شناخته می شود.فواید ظروف آلومینیومی به هنگام استفادههنگام  استفاده و کاربرد ظروف یکبار مصرف ممکن است نگرانی از بابت گرم ماندن غذا  برای مدت زیاد وجود داشته باشد اما از آنجایی که یکی از مزایای ظروف  آلومینیومی گرم نگهداشتن طولانی مدت غذا و همین طور حفظ حرارت به شکل مناسب  در آن می باشد می توان آن را به عنوان اولویت انتخاب مشتریان معرفی کرد.آلودگی  محیط زیست به دلیل استفاده از مواد غیر استاندارد به عنوان یکی از معضلات  مهم در سال های اخیر شناخته می شود از این رو دوستداران محیط زیست اهمیت  بسیار زیادی به این امر می دهند. یکی از مزایای ظروف یکبار مصرف که ویژگی  مهمی می باشد این است که سبب ایجاد آلودگی در محیط زیست نمی شود از این جهت  کاربرد آن می تواند برای دوستداران محیط زیست توصیه شود.به دلیل  وجود ترکیباتی که در تولید ظروف یکبار مصرف آلومینیومی در نظر گرفته شده  است قابلیت استفاده از آن را بر روی اجاق گاز و فریزر افزایش می دهد از این  رو می توان به عنوان یکی از فواید ظروف آلومینیومی به این مورد نیز اشاره  کرد. مزایای ظروف آلومینیومی با توجه به مواردی که بیان شد منجر به انتخاب و  استفاده گسترده از آن به عنوان یکی از انواع ظروف یکبار مصرف استاندارد  شده است.به دلیل  وجود ترکیباتی که در تولید ظروف یکبار مصرف آلومینیومی در نظر گرفته شده  است قابلیت استفاده از آن را بر روی اجاق گاز و فریزر افزایش می دهد از این  رو می توان به عنوان یکی از فواید ظروف آلومینیومی به این مورد نیز اشاره  کرد. مزایای ظروف آلومینیومی با توجه به مواردی که بیان شد منجر به انتخاب و  استفاده گسترده از آن به عنوان یکی از انواع ظروف یکبار مصرف استاندارد  شده است.سایت منبع: ظروف یکبار مصرف آلومینیومی مانیسا</description>
                <category>lobelia</category>
                <author>lobelia</author>
                <pubDate>Thu, 05 Aug 2021 00:45:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چهار اثر فلورانس اسکاول شین</title>
                <link>https://virgool.io/@lobelia/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%81%D9%84%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%B4%DB%8C%D9%86-ibm3knpozgoa</link>
                <description>فصل اول ( بازی زندگی و راه این زندگی -چهار اثر از فلورانس اسکاول شین از گروه مطالعاتی لوبلیا )میدانیم که روح آدمی ذهن نیمه هوشیار او است.و هر آنچه را که عمیقا احساس کند – خواه نیک و خواه بد- به دست آن غلام ،نیک امین بر صحنه ظاهر می شود. و تن و امور انسان هر تصویری را که در ذهننیمه هوشیار او نقش شده باشد نمایان میسازند.انسان بیمار بیماری را تصویرکرده است و انسان فقیر ، تنگ دستی و انسان دولتمند ، ثروت را.مردم اغلب می پرسند پس چرا کودک شیرخوار که حتی به سنی نرسیده کهبتواند مفهوم بیماری را در یابد، مرض را به سوی خود جذب می کند؟مقاومت یعنی جهنم. چون انسان را به ( حال عذاب ) می افکند.یک بار استادی در ماوراالطبیعه برای تسلط بر همه فوت و فن های بازیزندگی ، دستورالعملی شگفت به من داد که عبارت بود از : منتها درجه عدممقاومت و گفته اش را به این شکل ادا کرد که : (در زندگیم روزگاری بود کهکودکان را غسل تعمید می دادم. و البته کودکان اسامی بسیار داشتند. اکنوندیگر کودکان را تعمید نمی دهند. رویدادها را تعمید می دهند.اما به همهرویدادها یک نام بیشتر نمی دهند.اگر آنچه پیش روی دارند شکست باشد ، بهنام پدر و پسر و روح القدس آن را موفقیت می نامند.) در این نگرش ، قانونعظیم تبدیل را می بینیم که بر اصل عدم مقاومت مبتنی است.یعنی به یمنکلامی که آن استاد بر زبان می آورد هر شکست به موفقیت بدل می شود.برای دشمن خود برکت بطلبید تا اورا خلع سلاح کنید . از این طریق مهماتاو را از چنگش می ربایید و تیرهای او را به برکات بدل می کنید.این قانون هم در مورد افراد صادق است و هم در مورد ملت ها. برای یکایک افرادملتی برکت بطلبید تا قدرت آزار رسانیدن را از آنها سلب کنید.آدمی از طریق فهم معنویت می تواند آرمان درست عدم مقاومت را در یابد.مادام که آدمی در برابر وضعیتی مقاومت کند آنرا به سوی خو دخواهد کشید .اگربکوشد  از وضعی بگریزد همواره آن وضع را به همراهخواهد داشت . و به هر جا که برود آن وضع او را دنبال خواهد کرد.پس مخاصمه را ترک کن  پیش از اینکه به مجادله برسد .یعنی مطمئن باش که اوضاع مخالف خیر است و تز آن آزرده نشو تا وزن وسنگینی خود را از دست بدهد . ( هیچ یک از اینها تکانم نمی دهد؟ این از آنجملاتی است که تکرارش نتایجی اعجاب انگیز دارد .هر وضعیت نا هماهنگ  نشانه هماهنگی نشانه ناهماهنگی دردرونخودادمی است&gt;اگردرباطن انسان ذرهای واکنش هیجانی نسبت بهوضعیت ناهماهنگ وجود نداشته باشد.آن وضع برای ابد از سر راهش کنارمی رود.پس می بینیم که کار آدمی همواره با خویشتن است.مردم به من می گویند:(شفاعتی بکن تا شوهرم یا برادرم عوض شود.)پاسخ می دهم)نه شفاعتی می کنم که خودت عوض بشوی چون وقتی خودتعوض شوی .شوهر و برادرت هم عوض می شود.)زندگی یک آینه است و ما دیگران بازتاب چهره خودمان را می بینیم.زندگی در گذشته .شیوه ای نادرست است .تخطی از قانون معنویت.عیسیمسیح گفت(این لحظه .زمان مقبول است.امروز روز نجات است)(زن لوط به پشت خود نگریسته .ستونی از نمک گردید)گذشته و آینده .سارقان زمان هستند.انسان باید گذشته را متبرک کند.امااگر این گذشته .او را در اسارت نگاه می دارد.آن را به فراموشی بسپاردآینده را نیز با این اطمینان که  برای شادمانیهای بی پایان در آستین دارد بایدمتبرک گرداند.اما کاملا در حال زندگی کند.انسان باید رها در لحظه زندگی کند.(پس نیک به این روز بنگر.چندین است درود سحرگاهان)آدمی باید همواره از لحاظ معنوی هشیار باشد و در انتظار رهنمودهای خویشتنتا هر فرصتی را که پیش می آید در هوا بقاپد.یک روز مدام (در دلم ) واقعا می گفتم:(جان لایتنهی نگذار چیزی از نظرم مخفیبماند یا غنیمتی را مفت ببازم ) همان روز عصر مطلبی مهم به من گفته شد.لازم ترین کار این است که روز خود را با کلام درست آغاز کنیم .مثلا روز خود را با این عبارت آغاز کنیم:تو امروز خواهی پذیرفت.زیرا امروز روزتکمیل و کمال است.و من برای روزی چنین عالی وتمام عیار. خدا را شکرمی کنم.امروز معجزه پس از معجزه خواهد آمد و شگفتیها لحظه ای بازنخواهد ایستاد.این کار را به یک عادت تبدیل کنید تا شاهد بروز معجزه ها و شگفتیها در زندگیخود شوید.هر انسانی با تشرف به آیین عشق به این سیاره پا می نهد.(به شما حکمی تازه می دهم که به یکدیگر محبت کنید) آوس پنسکیدر کتاب ترتیوم اورگانوم می گوید (عشق پدیداری است کیهانی که عالم چهاربعدی یا (دنیای شگفتی ها)را برآدمی می گشاید.عشق راستین از خویشتن فارغ است .و از هرچه ترس رها .بدون هیچ چشمداشت و اندکی توقع خود را بر محبوب فرو می باراند.شادمانی اش در بخشیدناست نه ستاندن .عشق یعنی ظهور خدا.و نیرومندترین قدرت مغناطیسیموجود در عالم.عشق پاک فارغ از خویشتن –بی نیاز از هرگونه طلب و انتظار-بهناچار هم جنس و هم سنگ خود را به سوی خود می کشاند.هر چند کمترکسی از عشق حقیقی بویی برده است.آدمی که در مهر و محبت خودغاصب و خودخواه یا ترسو است قهرا آنچه را دوست می دارد از دستمی دهد .حسد بزرگترین دشمن عشق است .چون تخیل از دیدن کشش محبوببه سوی دیگری سر به شورش بر می دارد و اگر این ترس ها خنثی نشوندبی تردید به عینیت در می ایند .نه هيچ انساني دشمن توست و نه هيچ انساني دوست توبلكه هر انسانمعلم توستبس آدمي بايد غرور و تعصب را كنار بگذارد و انچه را هر انساني به ناچار بايدبه او بياموزاند بياموزد تا هر چه زودتر درس هايش را فرا بگيرد و آزاد  ورها شوداز قديم گفته اند :نه هيچ انساني دشمن توست و نه هيچ انساني دوست توبلكه هر انسانمعلم توستبس آدمي بايد غرور و تعصب را كنار بگذارد و انچه را هر انساني به ناچار بايدبه او بياموزاند بياموزد تا هر چه زودتر درس هايش را فرا بگيرد و آزاد  ورها شود.محبوب اين زن  به او عشق فارغ از خويشتن را آموخت كه هر انساني دير يا زود-بايد بياموزد.رنج براي بيشرفت ادمي ضروري نيست.رنج.زاييده تخلف از قانون معنويت است.اما گويي تنها شماري اندك از مردمان مي توانند(روح خفته)خود را بيرنج برخيزانند.مردم معمولا به هنگامي خوشحالي خودخواه مي شوند و قانونكارما خود به خود به كار مي افتد .ادمي اغلب به علت ناسباسي و قدرنشناسي چيزي را از دست مي دهد و از فقدان آن رنج مي كشد.گرايش معنوي نسبت به يول اين است كه خزانه دار كل با آن عظمت و جلالكبريايي كه در نمي ماند .!در فيلم(طمع)نمونه ي احتكار را مشاهده مي كنيمزني در يك بخت ازمايي بنج هزار دلار برنده مي شود منتها به جاي اينكه آنرا خرج كند احتكار مي كند و مي اندوزد.تا جايي كه حتي مي گذارد شوهرشاز گرسنگي رنج بكشد بگذريم كه خود او نيز براي امرار معاش  زمين شوييمي كند.زن خود يول را دوست داشت و آن را مافوق همه چيز مي بنداشت .سرانجام نيز شبي به قتل رسيد و يولش ربوده شد.اين يكي ازنمونه هاي گويايي اين است كه (طمع ريشه همه بدي هاست .)يول به خودي خود نيكو است و سودمند منتهي اگر به مصارف زيان بخشبرسد اندوخته و احتكار گردد يا از محبت مهم تر بنداشته شود با خود مرض ومصيبت و حتي نابودي خود را همراه مي آورد.رهرويي راه محبت باش كه اين همه براي شما مزيد خواهد شد زيرا خدا محبتاست و روزي رسان اما به راه خود خواهي و طمع برو تا بركت و نعمت از كف توبيرون رود.مثلا زني بسيار ثروتمند را مي شناختم كه همه ي درامدش را احتكار ميكرد بهندرت چيزي به كسي مي بخشيد اما مدام براي خود ميخريد و ميخريد و ميخريد.به گردنبند علاقه ي بسيار داشت يك بار دوستياز او برسيد:(چند تا گردنبند داري؟)زن باسخ داد:(شصت و هفت تا ) گردنبندها را مي خريد و به دقت انها را دردستمال كاغذي مي بيچيد و گوشه اي مي گذاشت حتي اگر از آنها استفادهميكرد باز اشكالي نداشت اما او از (قانون مصرف)تخلف ميكرد .كمدهايشبر از لباسهايي بودند كه هرگز نمي بوشيد و جواهراتي كه رنگ روشنايي بهخود نديده بودند.آنقدر به مال دنيا چسبيد تا دست هايش از كار افتادند و فلج شدند چنان كه ديگرقادر نبود از امور خودش مراقبت كند و به ناچار ثروتش به ديگران سبرده شد تااداره آن را به عهده بگيرند .بس آدمي با بي خبري از قانون سبب نابودي خود مي شود .همه امراض و دلتنگي ها زاييده تخلف ازقانون محبتند.بومرنگهاي نفرت وانزجار و انتقاد آدمي مالامال از بيماري و اندوه به سوي خود او بازمي گردندگويي عشق هنري است گم شده . هرچند انسان آگاه از قانون معنويت مي داندكه بايد اين هنر را بازيابد .زيرا ( اگر به زبانهاي مردم و فرشتگان سخن گويند ومحبت نداشته باشندمثل نحاس  صدا دهنده وسنج فغان كننده شده اند )گاه مردم از خطايي كه شايد سالها بيش در حق كسي كرده اند افسوسمي خورند .اگر خطاي گذشته را نمي توان جبران كرد دست كم اثر آرا با مهرباني در حقكسي ديگر مي توان خنثي كرد .ليكن كاري مي كنم كه آنچه  را كه در عقب است فراموش كنم و به سويآنچه در بيش است خويش را بكشانم .غصه و حسرت و ندامت ياخته هاي تن را باره باره و فضاي بيرامون آدمي رامسموم مي كنند .درهمه راههاي خود اورا بشناس و او طريق هايت را راست خواهد گردانيد .براي انسان آگاه از نفوذ كلام كه رهنمودهاي شهودي خود را دنبال مي كند .انجام هيچ كاري چندان دشوار نيست . به يمن كلام نيروهاي غيبي را بهكار وا ميدارد و تن خود را باز مي آفريند يا به امور خود صورتي تازه مي بخشد .از اين رو انتخاب كلمات درست اهميت حياتي دارد شاگرد بايد كلامي را كهمي خواهد به عرصه غيبي فرا افكند با دقتي هرچه تمام تر بر گزيند .او مي داند كه خدا روزي رسان او است . و برا ي هر تقاضا عرضه اي است وكلامي كه بر زبان مي آورد بسان كليدي در اين خزانه غيبي را مي گشايد.بخواهيد كه به شما داده خواهد شد. بطلبيد كه خواهيد يافت .هرچند وظيفه آدمي است كه گام نخست را بر دارد  ( به خدا تقرب جويد تا بهشما نزديك شود )اغلب از من ميپرسند چگونه بايد به خواسته خود عينيت بخشيد ؟باسخم اين است كه كلام لازم را بر زبان آوريد . و تا رهنمودي مشخصنستانده ايد كاري نكنيد .هدايت بطلبيد وبگوييد : (جان لايتناهي راه را نشانم بده اگر بايد كاري بكنمآن را بر من آشكار كن )پاسخ نيز خواهد امد:از طريق شهود (گواهي دل ):اظهار نظري تصادفي ازجانب كسي و يا عبارتي در كتابي و از راهي ديگر.گاه باسخ ها داراي دقتيتكان دهنده اند .بخشيدن راه ستاندن را مي گشايد.براي گشايش مالي بابخشيدنعشريه يا بخشيدن يك دهم درامد يك سنت قديمي است كه بي ترديد بردارايي آدمي مي افزايد چه بسيار از دولتمندان اين سرزمين كسانيبودند كه عشريه مي دادند .عشريه از ان سرمايه گذاري ها است كه موفقيتان ردخور ندارد .اين يك دهم به پيش مي تازد و بر بركت و چندين برابر باز مي گردد.منتهاهديه يا عشريه را بايد در كمال محبت و نهايت شادماني اهدا كرد زيرا (خدا بخشنده خوش را دوست مي دارد)صورت حساب ها را بايد با خوشي و رضايخاطر پرداخت پول را بايد بي باكانه وبا دعاي خير و طلب بركت خرج كرد.اين گرايش ذهني است كه ادمي را سرور پول مي سازد وظيفه آدمي اطاعتاست زيرا تنها در اين صورت است كه كلام ادمي مي تواند بي درنگ در بازيذخاير عظيم ثروت را بر او بگشايدخود ادمي با رويا يا بينشي محدود رزق و روزي خود را محدود مي كند گاهشاگرد ثروتي عظيم را به چشم مي بيند منتهي مي ترسد عمل كندحال آنكه بينش وكنش بايد دست در دست يك ديگر به پيش تازند  مانند انمرد كه پالتويي با آستر پوست براي خود خريد .زني نزدم امد تا (برايش شفاعت كنم كه )شغلي به دست اور. پس اين كلام رابر زبان اوردم:(جان لايتنهي راه شغل درست را براي اين زن بگشا ! ) هرگز تنها( يك شغل ) نخواهيد . شغل درست را بطلبيد آن مقامي كه پيشاپيش در ذهنالهي مقدر شده است چون اين تنها چيزي است كه رضايت خواهد بخشيد .سپس سپاسگزاردم كه زن پيشاپيش شغل مناسب خود را ستانده است وبيدرنگ عينيت خواهد يافت اندكي نگذشت كه سه شغل به او پيش نهاد شد دوكار در نيويورك و يك كار در ( پالم پيج ) زن نمي دانست كدام يك را انتخاب كندگفتم : ( رهنمو دي مشخص بخواه ! هدايت بطلب ! )تقريبا فرصتي نمانده بود و. او همچنان نا مصمم بود تا اينكه يك روز تلفن كرد وگفت : ( امروز صبح كه بيدار شدم بو ي بالم بيج به مشامم خورد ) او قبلا آنجارفته بود و رايحه دل انگيز آن را مي شناخت .گفتم : ( اگر تو از اينجا مي تواني عطر فضاي بالم بيج را احساس كني بيترديد همين رهنمود تو است او نيز بي درنگ همين شغل را انتخاب كرد وبسيار موفق نيز از آب در آمد .ادمي بايد مشتاقانه تسليم اراده خدا باشد و صميمانه اراده كند كه اراده او رابه جا اورد. اين خواست خداست كه ارزوي درست دل هر انساني را برآورد .(ترسان مباشيد اي گله ي كوچك كه خواست پدر شما است كه ملكوت را بهشما عطا فرمايد) و اراده ادمي بايد به كار افتد تا لحظه اي از هدف خود چشمبر ندارد.بسر گمشده گفت:(من بر خاسته به نزد پدر خود مي روم)همانا به ياري اراده بايد از شر تفكر فاني رها شد.انسان عادي ترس  را برايمانترجيح مي دهد پس ايمان حاصل اراده است.زماني كه معنويت در آدمي بيدار مي شود .در مي يابد كه هر ناهماهنگيبروني نشانه ناهماهنگي ذهني است.حتي اگر بلغزد يا به زمين بيفتد .پيمي برد كه هشياري اومي لغزد يا مي افتد.روزي يكي از شاگردانم در حال گذر از خيابان در خود كسي را ملامت مي كردو به مرد ي گفت:(واقعا كه آن زن ناخوشايندترين موجود دنيا است)درست درهمين وقت سه پسر پيشاهنگ او راهل دادند و به زمين افتاد بي درنگموضوع را دريافت و پسرهاي پیشاهنگ را سرزنش نكرد .تنها قانونبخشايش را فراخواند و الوهيت درون آن زن درود فرستادخوشا به حال كسي كه حكمت را بيابد .زيرا كه طريقهاي او طريقهايشادماني است..و همه راههاي او سلامتي.زماني كه آدمي خواسته خود را از ذات كل طلبيد بايد هرگونه شگفتيآماده باشد .زيرا چه بسا وقتي كه همه چيز به خير و خوشي پيش مي رود.چنين به نظر برسد  كه به خطا مي رود.هر گاه آدمي در جايگاه معنوي خود باايستد تمامي حق خود را از اين خزانهعظيم نعمت مي ستاند .من سالياني را كه ملخ ها خورده اند به تو باز خواهم گرداند.ملخ ها يعني ترديد ها و ترس ها و نفرت ها و حسرت هاي تفكر فاني .تنها راه زني كه دار و ندار آدمي  را به يغما مي برد انديشه هاي منفي خوداوست .زيرا هيچ كس جز خود آدمي چيزي به خود نمي دهد و هيچ كس جز خود آدميچيزي را از خود دريغ نمي  دارد.آدمي اين جا است تا خود اثبات خدا باشد و شاهد حقيقت باشد و آدمي تنهازماني مي تواند آيت وجود خدا باشد كه از تنگدستي  توانگري بيافريند واز بي عدالتي بي عدالت.خداوند مي گويد مرا اين چنين آزمايش كنيد كه آيا روزن هاي آسمان را برايشما نگشوده ام و چنان بركتي بر شما نريخته ام كه گنجايش ان نيست.آدمي تنها آنچه را كه مي دهد باز مي ستاند و بازي زندگي بازي بازي بومرنگهاست. و بندار و كردار و گفتار انسان دير يا زود با دقتي حيرت انگيز به خوداو باز مي گردد .اين قانون كارماست و كارما كه واژه اي است سانسكريت يعني ( بازگشت )آنچه آدمي بكارد همان را درو خواهد كرد .هراندازه دانش آدمي بيشتر باشد مسئوليت او افزون تر است و اگر آن كسكه از قانون معنويت با خبر است يه آن عمل نكند به عذابي اليم گرفتار خواهدآمد. (( ترس از خداوند ( قانون ) ابتداي حكمت است )) https://virgool.io/p/ibm3knpozgoa/www.lobelia.co </description>
                <category>lobelia</category>
                <author>lobelia</author>
                <pubDate>Thu, 05 Aug 2021 00:44:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب محدودیت صفر کاری از گروه تولیدی و تحقیقاتی لوبلیا</title>
                <link>https://virgool.io/@lobelia/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF%DB%8C%D8%AA-%D8%B5%D9%81%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D9%84%D9%88%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%A7-ownjxhcx4hmt</link>
                <description>https://lobelia.co/خلاصه کتاب محدودیت صفر ، کتابی برای عدم محدودیت زمانی و مکانیسالها است از چکیده این کتاب در یک جمله استفاده می کنم و آن این است :هرگز و تحت هیچ شرایطی خود را محدود نکنید کتابی فراتر از مرزهای موفقیت و با طعم آرامشنوشته دکتر جو وایتلینویسنده در این کتاب با رجوع به درون نسل بشر و پذیرش صد در صدی ‏مسئولیت‌ها و همچنین با رسیدن به محدودیت صفریعنی جایی که هچگونه محدودیتی از هیچ لحاظی وجود ندارد ‏پرده از رمز و رازهای بسیاری از موفقیتها و شکستهای ما بر میدارد..دکتر وایتلی نویسنده این کتاب به شدت معتقد است بسیاری از مشکلات را می توان حل کرد و این کار را توسط روش هو اپونو پونو میسر است.آری حالت صفر را ‏که در آن هیچ محدودیتی وجود ندارد می‌تواند به عشق خالص تفسیر و تعبیر کرد.به نظر می رسد که این طور باید گفت که:هر شخصی از نسل بشر هزاران سال است که عینکی بر چشم دارد که دنیا را دقیقا فقط از پشت آن دیده و یا می بیند. تمامی مذاهب، فلسفه ها، درمانها، نویسنده ها، سخنرانان، اساتید دنیا را از طریق چهارچوب ذهنی خاصی درک می نمایندکتاب محدودیت صفر، به معرفی روش اسرارآمیز بومیان هاوایی یعنی هواوپونوپونو می پردازد. این کتاب توسط دکتر جو ویتالی یا به شکل صحیح تر وایتلی (Joe Vitale)، ستاره­ ی فیلم پربیننده­ ی راز و نویسنده­ ی کتاب پرفروش عامل جذب، به رشته­ ی تحریر درآمده . جو وایتلی در کتاب محدودیت صفر، داستان آشنایی خود با روانشناس مرموزی به نام ایهالیاکالا هیولن را بازگو می کند. این روانشناس توانسته تمام تبهکاران روانی بستری در یکی از بیمارستان های هاوایی را شفا دهد. دکتر هیولن، بدون ملاقات حضوری و ویزیت کردن بیماران، همه­ ی آنها را شفا داده بود. در کتاب محدودیت صفر، از راز شفای بیماران روانی توسط دکتر هیو لن پرده برداشته شده استدر محدودیت صفر دکتر وایتلی به ما دقیقا خواهد آموخت که چگونه عینک جدیدی بزنیم تا از همه ی طرفیتهایمان بیشتر و بهتر استفاده کنیم و یا حتی عینک های دیگری استفاده کنیم که البته بسیار بهتر باشد. وقتی هم که در این کار به موفقیت دست پیدا کنیم به جایی خواهیم رسید که آن را محدودیت صفر نام گذاری خواهیم نمود.شاید بد نباشد بدانید که هو اوپونو پونو چیست و چه کاربردی دارد ؟هواوپونو عبارت است از فرایند دست برداشتن از انرژیهای سمی درون و اجازهٔ تأثیر دادن به افکار، گفتار، کردار و اعمال الهی استشاید بتوان بصورت کاملا خلاصه اینطور تفسیر کرد که معنی هواوپونودرست کردن اشتباهات، فرایند استغفار، ‏توبه و تحولی اساسی برای بهتر شدن و بهتر بودن است.‏هواوپونو همان مسئولیت پذیری ۲۴ ساعته است تا همیشه بدانیم و باور کنیم که “مسئولیت کل” به این معنی است که من مسئولم برای همه ی کارهایی که انجام می دهم و نمی دهم و افسوس هایش و…. و یا هر آنچه که فکر می کنم و یا فکر کرده ام .اهالی هاوایی، برای حل اختلافات خانوادگی خود از این روش پاک­سازی گروهی استفاده می­ کردند. سال­ها بعد، یکی از آخرین کاهوناهای صاحب­ سبک هاوایی، به­ نام خانم مورنا سیمئونا، هواوپونوپونوی باستانی را تغییر داده و به­ عنوان نسخه­ ی به ­روز شده ­ی هواوپونوپونو معرفی کرد. در نسخه­ ی به­ روز شده­ ی هواوپونوپونو، مسئولیت پاک­سازی فقط به عهده ­ی خود شخص بوده و نیازی به حضور افراد مرتبط با مسئله نیست. در واقع، مورنا معتقد بود که همه چیز در درون خود شخص در جریان است و ریشه­ ی همه­ ی مشکلات به درونیات خود شخص برمی­گردد. بنابراین، شخص باید با پاک­سازی درونیات خود، مسائل و مشکلاتی که در زندگی خود تجربه می ­کند را برطرف کند. شخص باید مسئولیت کامل هر آنچه در زندگی خود تجربه می ­کند را بپذیرد و بداند که همه چیز از درون او نشات گرفته و در دنیای بیرون منعکس می شود. مورنا روحیه ­ی بشر دوستی داشت و می­ خواست همه ­ی انسان ­ها از راز رهایی از مشکلات مطلع شوند. به­ همین دلیل، به برگزاری سمینارها و کلاس­ های آموزشی پرداخت تا این راز را در اختیار عموم قرار دهد. در پی این افشاگری، مورنا توسط برخی محافل هاواییایی طرد شد.در سال 1983، دکتر ایهالیاکالا هیو لن یکی از شاگردان خانم مورنا سیمئونا، نسخه ­ی ساده شده­ ی هواوپونوپونو را ارائه داد.به نظر می رسد در هواوپونوهمه ی مردم در مورد “مسئولیت کل” باید این طور فکر کنند:ما مسئول آنچه انجام می دهیم هستیم نه آنچه که انجام می شود و دیگر هیچ مترجم این کتاب آقای مازیار میر معتقد است که مطابق یافته های دکتر وایتلی ما باید به طور کامل مسئولیت همه چیز در زندگی خود را کاملا بر عهده بگیریم. و باید مسئولیت صددرصد زندگی ‏خود را کاملا بپذیریم بدون هیچگونه استثناء بهانه و یا گریزی.مسئولیت کامل یعنی پذیرش همه چیز حتی ‏افرادی که همراه با مشکلاتشان به زندگی ما وارد می‌شوند، چون مشکلات آن‌ها مشکلات ما است.آری همه آن‌ها در زندگیتان حضور یافته‌ و اگر مسئولیت کامل زندگی خود را بپذیرید باید مسئولیت ‏کامل آنچه را هم که آنان تجربه می‌کنند قبول نمایید.شما در این خصوص چگونه فکر می کنید ؟.چهار اصل اساسی کتاب و ستون های این کتاب به شرح زیر است.اولدوستت دارمدوممتاسفمسوممرا ببخشچهارمبسیار بسیار متشکرمبه نظر می رسد که محدودیت صفر بسیار به تکرار این چهار عبارت سفارش می کند.نویسنده به شدت معتقد است که همیشه به همه چیز و همه کس انرژی مثبت بدهید. در هر حالتی و در هر زمانیلطفا و حتما در هر موقعیتی از خود عشق ساطع کنید.‏خود را متحول سازید تا دنیا تحول یابد.‏هرگز و هیچ وقت به هیچ کس آسیب نرسانید وهمه چیز و همه کس را دوست داشته باشید.‏لطفا و حتما سخاوتمند باشید دنیا پاسخ سخاوتت را خواهد داد.‏افکار مسموم خود را پاک‌سازی و آن‌ها را با عشق جایگزین کنید. (بر این مورد نیز تأکید فراوان ‏دارد)‏بلیت سفر به محدودیت صفر ذکر عبارت استثنایی و فوق العاده «دوستت دارم» خواهد بود. و دیگر هیچ.‏دکتر وایتلی در ادامه می گوید که :«موفقیت یک‌شبهٔ من در طول زمان و به مدت بیست سال طول کشید»‏دکتر هیو لن می­ گوید:دقت کرده ­اید که هرجا مشکلی هست، شما هم آنجا حضور دارید؟این امر، به این حقیقت اشاره دارد که جهانِ ما، مخلوق ماست. به بیانی دیگر، ما بازتاب درونیات خود را در جهان خود تجربه می­ کنیم. دکتر هیو لن، درونیات را که شامل احساسات، خاطرات، باورها و انرژی­ های ما هستند، داده می­ نامد. او بر این باور است که ما فقط برای پاک کردن داده­ ها به این جهان آمده ­ایم و کاری نداریم جز پاک کردن داده ­ها تا به تعادل و هماهنگی برسیم. با پاک کردن داده ها، جهان بیرون ما نیز پاک می­ شود. همه ­ی مشکلاتی که در دنیای بیرون تجربه می­ کنیم، اعم از مشکلات مالی، ارتباطی، سلامتی و غیره، بیانگر انسدادهای انرژی درونی ما هستند که نیاز به پاک شدن و رها شدن دارند. دکتر هیو لن می­ گوید که فقط دو چیز بر ما حاکم است: خاطره یا الهام. فقط یکی از این دو می­ تواند در درون ما حضور داشته باشد، خاطره یا الهام. برای رسیدن به آرامش درونی باید خاطرات و احساسات منفی و آزاردهنده را پاک و رها کرد تا راه حضور روح الهی یا خدا در درونمان باز گردد. با پاک­سازی، ما در وضعیت صفر قرار می­ گیریم، جایی که هیچ داده و خاطره ­ای در آن نیست و عشق است و بس.با حضور روح الهی یا خدا در درون، الهام بر ما جاری می­ شود. الهام، همان نجوای خداوند است. وقتی پاک و رها باشیم، بر اساس الهام عمل می­ کنیم نه ایگو یا همان نَفس. خاطره، تصویر ایگوی ماست و الهام، پیام روح الهی ما. دکتر هیو لن می­ گوید که برای سعادت باید بر اساس الهام عمل کنیم.در نسخه ­ی ساده شده­ ی هواوپونوپونو، باید با تمرکز بر مشکلی خاص، فقط چهار جمله ­ی پاک­سازی هواوپونوپونو را خطاب به روح الهی یا خدا بگوییم:متأسفم، لطفا منو ببخش، سپاسگزارم، دوستت دارم.پس از گفتن چهار عبارت جادویی خطاب به روح الهی، باید نتیجه را رها کنیم، به خداوند اعتماد کنیم و بر اساس الهام هایی که دریافت می ­کنیم، عمل کنیم.پیام این چهار عبارت به صورت خلاصه این است:متأسفم که نسبت به درونیات خود بی ­توجه بودم.لطفا مرا ببخش که باعث تجربه کردن این شرایط شدم.سپاسگزارم که مرا از داده ­های درونم که منشأ مشکلاتم هستند، رها می ­کنی.دوستت دارم که خاطرات و احساسات مرا صفر می ­کنی و مرا در لحظه ­ی حال و بدون داده و پاک قرار می ­دهی...دوستان خوب و مهربانم دوستتون دارم و خوشحالم که تونستم کمک کوچکی بکنم برای خلاصه این کتاب واقعا مفید ??❤لبخند بزن ، نفس بکش و زندگی کن  فروشگاهاینترنتیلوبلیافروشگاهلوبلیا(گالریهاروطونیان)فروشعمدهوخردهانواعشیرآلاتKWCکاشیتبریزتوالتفرنگیوروشوییکابینتیواکسسوریبهداشتیحتیروزهایتعطیلاینترنتیتلفنیوحضوریlobelia.co </description>
                <category>lobelia</category>
                <author>lobelia</author>
                <pubDate>Thu, 05 Aug 2021 00:43:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب نیمه تارک وجود اثر دبی فورد</title>
                <link>https://virgool.io/@lobelia/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AF-sfkopzws83e8</link>
                <description>این ما نیستیم که درون جهانیم بلکه جهان است که درون ماست. www.lobelia.co شاید این نقل قول بهترین جمله ای باشد که بتواند این کتاب را خلاصه کند، چون دقیقا وارونگی جریان هایی که در کتاب بیان شده را برایمان شرح می دهد.در باب عظمت روح انسان زیاد گفته اند و زیاد شنیده ایم ولی نحوه بیان این کتاب به صورتی است که ما را با این بزرگی آشتی می دهد.لایه‌ خارجی شما آن چهره‌ای است که رو به دنیا قرار دارد، این لایه خصوصیاتی را پنهان می‌کند که سایه شما را می‌سازد.بعضی از مردم با ایجاد لایه‌ای سخت احساسات خود را مخفی می‌کنند یا نقابی از شوخ طبعی به چهره می‌زنند تا غم‌هایشان را پنهان کنند. کسانی که عقل کل هستند در واقع حماقت‌شان را پنهان می‌کنند و برخی دیگر که رفتارهایی خودخواهانه دارند، احساس ناامنی خود را پنهان می‌دارند.همه‌ ما و باز هم تاکید می‌کنم همه‌ ما ضعف‌هایی داریم، چه آن‌ها را پنهان کنیم و چه نکنیم، آن ضعف‌ها وجود دارند. خیلی‌ها احساسات منفی و ضعف‌ها را پنهان می‌کنند و نقابی بر صورت خود می‌زنند. اما دبی فورد اعتقاد دارد این احساسات و ضعف‌ها پنهان شده ما نیمه تاریک وجود ما هستند و ما برای داشتن آرامش و رشد شخصیت باید آن‌ها را به طور دقیق بشناسیم و تحلیلشان کنیم.همه‌ ما ویژگی‌ها و صفت‌هایی داریم که به آنها بسیار مفتخر یا شهره‌ایم. آیا می‌دانید این ویژگی‌ها از کجا در درون ما ریشه دوانده‌اند؟ و چرا برخی صفت‌ها را بیشتر بروز می‌دهیم و سراغ بقیه نمی‌رویم؟ دبی فورد ماهرانه و مرحله‌به‌مرحله ما را به لایه‌های درونی‌مان که خیلی وقت است سراغ‌شان نرفته‌ایم می‌برد تا پاسخ سؤالات بالا را بگیریم.اما چطور می شود که ما حامل جهان باشیم؟همه ما از دوران کودکی به دنبال کشف جهان و تاثیر گذار بودن شروع به رشد کرده ایم و در این مسیر با صفت های خوب و بد توصیف شده ایم. در جریان قضاوت های درونی و بیرونی سعی در نشان دادن برخی صفات مثبت و مورد تایید دیگران داشته ایم و برخی صفات که واکنش منفی دیگران را در پی داشته در خودمان مخفی کرده ایم.برخی از آن ها در چنان گودال های عمیقی دفن شده اند که خودمان نیز دیگر قادر به پذیرش آن ها نیستیم و انکارشان می کنیم. در واقع این ما هستیم که وجودمان را فراموش می کنیم و بعد از یاد می بریم که خودمان را فراموش کرده ایم. این ویژگی ها همان سایه هایی هستند که در روان شناسی و روان کاوی مورد بررسی قرار می گیرند.دبی فورد در این کتاب می گوید که تمامی جنبه های هستی چه خوب چه بد و چه زشت، چه زیبا درون همه ما وجود دارد. این خوبی و بدی، زشتی و زیبایی تعابیری هستند که ما خودمان تعریف کرده ایم و هر چه که هست برای تکامل انسان به او هدیه شده است.زمانی که به این درک برسیم که هر چه که در دیگران وجود دارد درون خودمان نیز هست کل دنیایمان تغییر می کند، چون تنها در این مورد است که می توانیم با خود به صلح برسیم.تا به حال شده از شدت دروغ گویی و درویی اطرافیانتان حالتان به هم بخورد؟! یا به این فکر کنید که آن ها چه موجودات حقیری هستند و به خود ببالید که من به هیچ وجه شبیه آنها نیستم؟حال اگر به شما بگویند این دو صفتی که موقع توصیف کردنشان، دندان های خود را محکم به هم می فشارید و پاهایتان را به زمین می کوبید همان هایی هستند که در خود پنهان کرده اید چه حالی برایتان اتفاق می افتد؟ می توانید همچنان بپذیرید که خواندن این کتاب را ادامه بدهید؟ احتمالا با کمی شهامت بله!حداقلش این است که شاید بتوانیم از تظاهر به چیزی که نیستیم، دست بکشیم و خود واقعی مان را هر چه هست بپذیریم. البته این پذیرش به معنی این نیست که سعی در تغییر کردن را فراموش کنیم. این دو نه تنها با هم در تعارض نیستند بلکه تکمیل کننده هم دیگرند، چون تنها با به کنار گذاشتن ” من مثل تو نیستم” هاست که می توان برای من ِ بهتر شدن تلاش کرد.خبر خوب این است که ویژگی های مثبتی هم که در دیگران می بینیم و ما را به وجد می آورد نیز در خود ما وجود دارد و رسیدن به آن برایمان ممکن است. مثلا اگر از سخنرانی جذاب فردی سر ذوق می آیید بدون شک، خودتان هم قابلیت رسیدن به این نقطه را دارید!تنها تفاوت بین شما و افراد مورد ستایشتان در این است که آنها یکی از ویژگی های مورد دلخواهتان را در خود نشان می دهند و رویایشان را عملی می سازند.می بینید؟! در هر دو حالت ممکن است دلهره ای وجودتان را فرا بگیرد! پذیرش اینکه در درون مان یک هیتلر و یک گاندی هم زیست شده اند، آسان نیست! ولی وقتی اجازه بدهیم حقایق وجودما آشکار شوند، آزاد می شویم و درست در این لحظه است که می توان انرژی اضافه ای را که قبلا صرف مخفی کردن لایه های پنهانمان می کردیم را در جهت رشد و تکامل مسیرمان به کار بگیریم.نیچه می گوید:ما در رویداد های زندگیمان نقشی نداریم، اما در اینکه چگونه آنها را تعبیر می کنیم موثریم.احتمالا با ضرب المثل ” مار از پونه بدش می آد در لونش سبز میشه” آشنایید و در موقعیت های مختلف هم آن را به کار برده اید. این یک حقیقت است که تا زمانی که چیزی را نپذیریم، افرادی را به زندگیمان جلب می کنیم که آن جنبه را از خود نشان می دهند. هستی دائما در تلاش است تا به ما نشان دهد واقعا چه کسی هستیم تا در این راه به تکامل ما کمک کند.آنچه نمی توانی باشی، نمی گذارد باشی!لازمه ی رسیدن به این درک در گذشته ی ما خلاصه شده است. بر عکس صحبت هایی که ما را دائما تشویق به فراموشی گذشته می کنند، باید گفت که در گذشته ما گنج بزرگی هست به نام هویت ما. گذشته ما حاوی همان بخشی هایی از وجودمان است که دورشان انداخته ایم و بدون آن ها پازل وجودیِ ما ناقص است. همه شب هایی که به بی خوابی گذشته و رسیدن به صبح برایمان به اندازه ی یک عمر طول کشیده، مسیر هایی بوده که برای سفر روحمان نیاز داشته ایم.آرزو برای نابودی گذشته مان به منزله ی آرزو برای از بین رفتن وجودمان است.تنها عاملی که بر سر این مسیر وجود دارد ترس است. ترس با نقاب های مختلف سر مسیرمان قرار می گیرد و مانع شکوفا شدنمان می شود. تنها با داشتن تعهد است که می توان به این ترس غلبه کرد. تعهدی برای رسیدن به کمال وجود، تعهدی برای در آغوش گرفتن خودمان و پذیرفتن خودمان به عنوان موجود کاملِ در عین حال ناقص! تعهدی برای زندگی کردن تا سر حد توان.مهم نیست کجای مسیر باشیم، مهم نیست اگر در ابتدای آن مسیر شفافیت وجود نداشته باشد؛ مساله اینجاست که زمانی که آماده ی شاگردی باشیم، استاد حاضر می شود، کافی است اعتماد کردن به جریان زندگی را یاد بگیریم.توضیحات تکمیلی«هیچ‌کس با تصور نور به نور حقیقت نمی‌رسد، ولی به کمک شناخت تاریکی‌ها می‌توان به روشنایی حقیقت دست یافت. »ďکتاب نیمه‌ تاریک وجود ما را در پیداکردن راه و روش زندگی و استقبال از تاریکی‌های درون‌مان راهنمایی می‌کند. شاید برای‌تان سؤال باشد که سایه چیست؟ و چگونه به وجود می‌آید؟ سایه کوله‌باری نامرئی است که ما آن را حمل می‌کنیم و همچنان که بزرگ می‌شویم، تمام جنبه‌هایی را که برای ما، دوستان و خویشاوندان‌مان قابل پذیرش نیستند، در آن جای می‌دهیم. رابرت بلای (نویسنده) معتقد است که ما در چند دهه اول زندگی‌مان این کوله را پر می‌کنیم و در بقیهٔ عمر تلاش می‌کنیم که هر آنچه را در کوله‌مان گذاشته‌ایم، برای سبک‌تر کردن بار خود از آن بیرون بریزیم.دبی فورد می‌گوید ما همواره درباره‌ آنچه سایه درون ماست و قصد مخفی کردنش را داریم، فرافکنی می‌کنیم و به دیگران نسبت می‌دهیم. او همچنین می‌گوید کشف سایه‌ها علاوه بر آرامشی که برای‌مان در پی دارد، ما را از قضاوت کردن دیگران هم باز می‌دارد، چون می‌دانیم هر آنچه به دیگران نسبت می‌دهیم در درون خود ما هم هست.دبی فورد به زیبایی توضیح می‌دهد که جهان درون ما مانند هولگرام روی یک کارت اعتباری است که در واقع یک تصویر سه‌بعدی است و ویژگی منحصربه‌فرد آن، این است که هر قطعه از آن را که بخراشیم همان تصویر کلی هولوگرام در آن رویت می‌شود و این یعنی جهان ما تصویری از جهان کل است. این مثال چه چیزی در دل خود دارد؟ در واقع نویسنده قصد دارد به این نکته برسد: «وقتی درک کنید که هر آنچه در دیگران وجود دارد در درون شما هم هست، تمام دنیای شما تغییر می‌کند. هدف ما در این کتاب پیداکردن و روبه‌رو شدن با تمام مواردی است که در دیگران دوست داریم یا نفرت داریم. وقتی این ویژگی‌های انکارشده را احیا کنیم، دری به دنیای درون‌مان باز کرده‌ایم. وقتی با خودمان آشتی کنیم، با دنیای‌مان آشتی می‌کنیم».نویسنده بعد از آنکه درک روشنی از جهان درون‌مان به ما می‌دهد، کمک می‌کند تا آنچه را سال‌هاست مخفی کرده‌ایم از گنجینه‌ وجودمان بیرون بکشیم. دبی فورد باور دارد که یافتن سایه‌های وجودمان نوعی پذیرش است که باعث می‌شود مشکلاتمان را شناسایی کنیم و برای همیشه از آنها رها شویم. نویسنده در این‌باره می‌گوید: به محض اینکه با سایه‌های زندگی‌تان روبه‌رو شوید و آن را بشناسید، شفا از راه می‌رسد و از پس آن عشق وارد می‌شود. همان‌طور که دیپاک چوپرا می‌گوید: «در وجود هر انسانی یک الهه یا خدا در حال رشد است که فقط یک آرزو دارد؛ می‌خواهد متولد شود».کتاب نیمه‌ تاریک وجود یک کتاب انگیزشی نیست بلکه یک کتاب آموزشی در زمینه‌ روانکاوی است که دبی فورد بسیار هنرمندانه دنیای درون انسان را توصیف می‌کند و می‌گوید جهان درونی هرکس چگونه است، او معتقد است درون هر انسانی نمونه‌ای از جهان بیرونی اوست.این کتاب تجربه‌ٔ جذابی از خودشناسی، روانکاوی و پیشرفت شخصی است که حتی ارزش چندبار خواندن را دارد.آیا این کتاب برای شماست؟اگر احساس رضایت درونی نسبت به خودتان ندارید یا اگر مدام در حال قضاوت کردن دیگران هستید، شک نکنید سایه‌ای در درون‌تان انتظار می‌کشد که شما سراغش بروید، اگر نمی‌دانید این کار را چگونه انجام بدهید، مطالعه‌ این کتاب حتما به شما کمک خواهد کرد. www.lobelia.co لبخند بزن،نفس بکش و زندگی کن #mohsenakbari</description>
                <category>lobelia</category>
                <author>lobelia</author>
                <pubDate>Thu, 05 Aug 2021 00:42:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش زنبور داری گروه عسل ارگانیک لوبلیا  در ۶ ماه اول سال (فروردین تا شهریور ماه)</title>
                <link>https://virgool.io/@lobelia/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B2%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%D8%B9%D8%B3%D9%84-%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D9%84%D9%88%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DB%B6-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%87-mwerbpgzwhwt</link>
                <description>زنبور داری https://instagram.com/organictaste.ir?igshid=4zojk7v2x3ibhttps://instagram.com/organictaste.ir?igshid=4zojk7v2x3ibزنبورعسل نر شروع زنبورداریفروردین ماهwww.organictaste.ir فروردین ماه زمانی است که معمولا هم جمعیت نسبتا قوی است و هم اینکه تعداد کارگران به سرعت در حال افزایش می باشند. زیاد بودن تعداد کارگران در این ماه به جمعیت امکان می دهد که از گل های درختان میوه یک محصول عسل جالب توجه تحویل زنبور دار دهند. جمعیت ضعیف این شهد را تنها صرف تقویت داخلی خودش می کند تا تعداد کارگرانش زیاد شود و عسلی تحویل زنبور دار نمی تواند بدهد. در نتیجه زنبور دار از یک محصول عسل نسبتا زیاد و معطر عقب می ماند. از اینجا اهمیت تغذیه جمعیت ( در مرداد و شهریور ) و تغذیه زمستانی آنها معلوم می گردد. چون همین دو تغذیه اگر به موقع و به مقدار کافی انجام گیرند جمعیت هنگام باز شدن شکوفه های درختان میوه در فروردین ماه حتما قوی خواهد بود. البته مشروط به اینکه ملکه اش پیر یا ناقص و یا ضعیف نباشد. جوان و با استعداد بودن ملکه از شرایط لازم این کار است. در مناطق معتدل تر کشور ما مثل گیلان و مازندران اغلب شکوفه های درختان میوه حتی از نیمه دوم اسفند ماه باز می شوند. اوایل اردیبهشت ماه معمولا درختان مرکبات گل می دهند. در فاصله بین این دو گل در خیلی از نقاط گل جالب توجهی در طبیعت وجود ندارد که زنبورها از آن شهد جمع کنند. در نتیجه امکان فعالیتی برایشان وجود ندارد و بیکار می مانند.در چنین وضعی زنبور دار نباید جمعیت ها را به حال خودشان رها کند. بهتر است آنها را وسیله مخلوطی از شکر و عسل و آب یا خمیر شیرین هر شب تغذیه نماید تا نه تنها بی غذا نمانند و از گرسنگی و بیکاری صدمه ببینند بلکه مانع آن گردد که ملکه کم شدن شهد آوردن کارگران را حس کرده و تخمگذاریش را کم و در صورت طویل بودن مدت آن حتی قطع کند.ازدیاد تدریجی و مرتب تعداد زنبورها در جمعیت و کندو و اغلب کار را به جایی می رساند که سطح همه شانهای موجوده پر از زنبور عسل گردد و زنبور دار باید جای تازه برای زیست آنها و ملکه برای تخمگذاریش بدهد تا به فکر بچه دادن نیفتند. چون بچه دادن همیشه باعث کم شدن محصول عسل سالیانه جمعیت می گردد. بهتر است به کندو دیواره بدهد تا زنبورها مشغول فعالیت شوند و از بچه دادن صرف نظر نمایند بیکاری در بهار همیشه جمعیت را به فکر بچه دادن می اندازد. یکباره آویزان کردن چندین دیواره یا شان در داخل کندو اشتباه است. هر چند روز ۱ الی ۲ دیواره یا شان بعد از آخرین قابی که لارو سرپوشیده دارد باید آویزان نمود. به طور مثال هرگاه جمعیت در پاییز روی ۶ قاب تنگ شده بود می توان به وی ۲ دیواره یا ۲ شان بافته شده خالی و یا ۲ شان بافته شده که داخلش هم کمی عسل از پاییز باقی مانده باشد داد. اگر روی دیواره ها کمی شربت پاشیده و فورا داخل کندو آویزان شوند اثرش خیلی بهتر خواهد بود زنبور عسل ها آنها را زودتر قبول کرده و فعالیت را رویشان فوری شروع می نمایند. پس از یک هفته همین کار را می توان تکرار کرد.شانهایی را که زنبورها در سال قبل بافته اند ولی ملکه حتی یک بار هم داخل سلولهایش تخم ریزی نکرده است را ملکه در فروردین ماه با زحمت و اکراه قبول کرده داخلشان تخم می گذارد. بهتر است آنها را در ماه های بعد داخل کندو آویزان کرد. دیواره ها را تنها زمانی داخل کندو آویزان می کنند که جمعیت موم سازی را بطور جدی شروع کرده باشد و این تقریبا هنگامی است که شکوفه های آلبالو ریخته باشد و به دنبال هم انتظار شکفتن مقدار زیادی گل در بین باشد و گرنه آنها را نخواهند بافت.باز کردن کندو برای دیدن ملکه یا وضع تخمگذاریش در فروردین ماه به جمعیت صدمه می زند. چون باعث از دست رفتن گرمای داخلی و سرد شدن کندو گشته و پس از بستن آن زنبورها باید کلی عسل مصرف کرده و زحمت بکشند تا گرمای داخلی را دوباره به ۳۵ درجه برسانند و لاروها تلف نگردند. زنبور دار با تجربه تقریبا تمام اوضاع داخلی کندویش را با نگاه و دقت کردن به سوراخ پرواز کندو طرز رفت و آمد زنبورها تشخیص می دهد. حمل گرده گل به وسیله زنبورها به داخل کندو برایش دلیل کافی بر وجود تخم و لارو و همچنین زنده بودن ملکه می باشد. بنابراین باز کردن کندو برای مطمئن شدن از بودن ملکه دیگر برایش لزومی ندارد.اوایل بهار جمعیت حساسیت زیادی نسبت به ملکه از خود نشان می دهد. بطوری که در صورت باز کردن کندو اغلب از ترس از دست دادن ملکه و یا تلف شدنش زنبورها دور ملکه گلوله مانند جمع شده و ملکه را سخت در وسط گلوله می گیرند تا خطری متوجه اش نشود و درست در همین وضع ملکه را در وسط گلوله خفه می کنند.  یعنی از شدت محبت آن را می کشند. نتیجه می گیریم که در فروردین ماه ضرر باز کردن کندو خیلی بیشتر از نفع آن است و این کار را تنها برای آویزان کردن شانهای خالی و یا دیوارها به داخل کندو باید محدود کرد.بررسی هایی که زنبور دار در ماه های پیش با استفاده از شناسنامه های تک تک جمعیت ها انجام داده تعداد جمعیت هایی را که در سال گذشته کمتر از حد متوسط زنبورستان عسل آورده اند را معلوم می کند. ملکه های آنها باید در فروردین ماه عوض شوند. اگر ممکن باشد نیمه اول فروردین ماه برای این کار بهتر است تا نیمه دوم آن. ملکه های جمعیت های نیش زن و ناراحت هم در همین ماه عوض می شوند که حداکثر تا دو ماه بعدش آرام شده و دیگر نیش نخواهند زد. اگر پس از این مدت باز هم به نیش زدن ادامه دهند دلیلش این خواهد بود که ملکه داده شده را کشته و از لاروهای خودشان ملکه تازه ای تولید نموده اند. در این صورت باید همه شان هایی که لاروهای سرباز دارند را بیرون آورده در کندوهای دیگر آویزان نمود و از سایر کندوها لاروهای سربسته ولی بدون زنبور عسل داخل کندو آویزان و آن وقت ملکه را عوض کرده و به آن یک ملکه جفتگیری کرده داد. ازدیاد نرهای پر قدرت در صورت تولید ملکه لازم است.توجه دقیقی به غذای موجوده در کندو داشته باشید. وزن کردن هر ۱۵روز یکبار کمک خوبی به دانستن مقدار تقریبی غذای موجود در کندو است و زنبور دار را از باز کردن کندو  بی نیاز می کند ولی هرگاه هوا نسبتا گرم بود می توان کندو را باز کرده و به سرعت یک بررسی از وضع غذای جمعیت انجام داد و در صورت کمبود، جمعیت را وسیله شربت یا قابهای پر از عسل و یا بالاخره خمیر شیرین تغذیه نمود. جمعیت ضعیف را در اولین فرصت با یک جمعیت قوی متحد نمائید ولی به شرط این که بیمار نباشد چون در این حال جمعیت قوی را هم بیمار کرده و باعث تلف شدنش می گردد. در بهار جمعیت ها متحد شدن را راحت تر قبول می کنند تا پاییز.سمپاشی درختان میوه که معمولا بیش از همه در این ماه اجرا می گردد می تواند صدمات زیادی به زنبورها و زنبور داران بزند. بیشترین سمپاشی در ایران بین همه درختان میوه فعلا در مورد مرکبات اجراء شده و اغلب باعث مرگ و میر زنبورها و حتی تمام زنبورهای یک جمعیت در اثر مسمومیت می گردد و بطوریکه در حال حاضر زنبور داران از بردن کندوهایشان به باغ های مرکبات اکراه دارند. در این کار همیشه باغدار خیلی بیشتر از زنبور دار زیان می بیند. چون مقدار محصول باغش نصف می شود. درست است که ساختمان گل های عده ای از مرکبات به طریقی است که تخمدانشان به وسیله گرده های خودشان بارور می گردند و به اصطلاح خودگشن می باشند. در نتیجه نباید برای گرده افشانی به زنبور عسل نیازی داشته باشند ولی بررسی های انجام شده باغ ها اطراف بارسلون ( اسپانیا )  و جزیره سیسیل ( ایتالیا ) نشان می دهند که باغ هائی که در آن کندوی زنبور عسل گذاشته شده عملا همیشه محصول خیلی زیادتری داده و به ویژه میوه هایشان بزرگتر و خوشمزه تر بوده اند تا باغ های مرکبات بی زنبور. عده ای دیگر از مرکبات مثل انواع و اقسام نارنگی های خودگشن نیستند و وجود زنبور عسل در چنین باغ هائی الزامی است تا بتوانند محصول کافی بدهند.با برنامه ریزی صحیح می توان کار را طوری تنظیم کرد که نه باغ دار صدمه ای ببیند و نه زنبور دار بدین طریق که: می دانیم که دوره گل دادن درختان میوه حدود ۱۵روز است. رعایت زندگی پر ارزش زنبور عسل با سمپاشی نکردن در همین مدت کوتاه هیچ صدمه ای به درختان میوه و میوه ها و باغ دار نمی تواند بزند ولی از طرفی جلو مسمومیت و مرگ و میر زنبورها را می گیرد و از طرف دیگر به آنها امکان گرده افشانی و بالا بردن مقدار محصول باغ را می دهد.www.organictaste.ir سمپاشی در شکوفه های درختان چه از نظر زنبور داری و چه از نظر باغ داری غلط است و باید قبل از باز شدن گل ها و یا پس از ریختن آنها و تشکیل میوه انجام گیرد. در این حال هم سمپاشی انجام گردیده و هم زنبورها صدمه ندیده اند. زنبورها فقط با گل ها و شکوفه ها سر و کار دارند و از آنها شهد و گرده گل جمع آوری کرده و به کندو می آورند. پس از ریختن گل ها و تشکیل میوه همه روابط بین زنبورها و درختان قطع می گردد.راه دیگر سمپاشی پس از غروب آفتاب و شبها است که برایش نمی تواند ایجاد خطری نماید.آخرین راه قابل توصیه استفاده از سمومی است که آفات را نابود می کند ولی به زنبور عسل صدمه ای نمی زند. این عده از سموم را هر زمان که مایل باشید می توانید روی درختان و میوه ها بپاشید و در بازارها به فراوانی وجود دارند. تیودان یکی از آنهاست.چکیده کارهای زنبور داری در ماه فروردین:۱- فاصله زمانی بین شکوفه ۲ نوع از میوه های منطقه اگر زیاد باشد و در این فاصله هیچ نوع گل شهد زائی در منطقه وجود نداشته باشد، باید تنها در همین فاصله زمانی جمعیت ها را با شربت و یا بهتر مخلوطی از شکر و عسل و آب به نسبت مساوی تغذیه نمود تا ملکه از فعالیت تخمگذاری روزانه اش نکاهد و جمعیت ها به دلیل بیکاری به فکر بچه دادن نیفتند.۲- دیواره ها را داخل کندوهای قوی آویزان کنید تا زنبورها آنها را ببافند.۳- از باز کردن بی جهت کندوها خودداری نمائید. تنها زمانی کندو را باز کنید که واقعا لازم باشد.۴- با دقت در سوراخ پرواز می توانید از وضع داخلی کندو آگاه شوید. مثلا هرگاه زنبورها شهد و به ویژه گرده گل به کندو حمل نمایند در این حال جمعیت هم ملکه دارد و هم تخم و لارو. بنابراین همه چیز در داخل کندو حالت عادی دارد و جای نگرانی نیست.۵- فروردین ماه بهترین زمان برای تعویض ملکه است و زنبورها ملکه تازه را تقریبا بدون درد سر قبول می کنند.۶- در صورت کمبود عسل در کندو جمعیت باید حتما تغذیه شود.۷- مواظب سمپاشی نا بهنگام شکوفه های درختان میوه باشید. از باغ داران بخواهند که تنها در ۱۰ الی ۱۵ روزی که درختان میوه شکوفه دارند سمپاشی نکنند و یا اقلا قواعد سمپاشی را رعایت نمایند.۸- روی کندوهائی که جمعیت آنها فوق العاده قوی هستند یک نیم طبقه یا یک طبقه کامل بگذارید.کارهای زنبور داری در ماه اردیبهشتزنبورداری در اردیبهشت ماهدر زنبور داری اردیبهشت ماه معمولا بهترین ماه سال می باشد چون جمعیت در این ماه به حداکثر قدرت سالیانه اش رسیده است. البته به شرط اینکه اولا هوای بد ماههای پیش مانع رشد طبیعی آنها نشده و ثانیا زنبور دار تمام نیازهای جمعیت را هر یک به موقع خود و به حد کافی برآورده باشد.در صورت خوب و صحیح کنار آمدن با زنبورها ممکن است جمعیت حتی در اواخر فروردین به حداکثر قدرت سالیانه اش برسد و هر دو طرف همه ۱۰ قابهای کندو پر از زنبور عسل گردد و به قول معروف ( جای سوزن انداختن برایشان باقی نماند ) .در این وقت زمان گرفتن مهمترین تصمیم در زندگی جمعیت فرا رسیده است و آن اینکه اطاق عسل را روی کندو بگذارد و به اصطلاح به آن طبقه دوم بدهد.اطاق عسل اگر نیم طبقه باشد می توان آن را با شانهای نیم طبقه پر کرد. برای این کار نخست روی هر قاب مقداری شربت که از مخلوط کردن ۲ لیتر آب گرم و یک کیلو گرم شکر و یک کیلو عسل تهیه شده پاشیده در نیم طبقه آویزان و نیم طبقه را فوری روی کندو گذاشت. اگر پنجره ملکه در اختیار باشد آن را بین طبقه پایین و اطاق عسل می گذارند تا ملکه نتواند به اطاق عسل راه یابد.هرگاه اطاق عسل یک طبقه باشد در این حال به طریق دیگر عمل می شود و آن اینکه: سه قاب با لاروهای سرپوشیده و همه زنبورهایی که رویشان نشسته اند ولی بدون ملکه به اطاق عسل یعنی طبقه بالا و درست بالای همان شانهائی که در طبقه پایین شانهای پر از لارو قرار دارند انتقال می یابند. آنگاه همه شانهای طبقه پایین را به یک سمت فشار داده و جای خالی را با دیواره پر نموده و پنجره ملکه بین دو طبقه گذاشته می شود. به کندو  چه نیم طبقه داده شود و چه یک طبقه کامل روی قابهای بالا یا زیر سقف همیشه یک پارچه کتانی دولا پهن می نمایند تا به زنبورها در گرم کردن کندویشان کمک شود.زود گذاشتن اطاق عسل یعنی زمانی که هنوز جمعیت به اندازه کافی قوی نشده باشد به زنبورها صدمه می زند چون :اولا: گرم کردن تمام دو طبقه کندو برایشان مشکل است و باعث کمتر شدن تعداد تخمهائی که ملکه در روز می گذارد می گردد.ثانیا: در صورت سرد شدن غیر منتظره و ناگهانی هوا زنبورها دوباره به خوشه می روند. در نتیجه تمام لاروئی که خارج از خوشه قرار دارند از سرما می میرند و متعفن می شوند.دیر گذاشتن آن نیز خود خطائی دیگر می باشد چه جمعیت به دلیل تنگ شدن جا و زیاد بودن نسبی تعداد زنبورها خود را برای بچه دادن آماده می نماید و بچه دادن همیشه نتیجه اش ضعیف شدن جمعیت است زیرا در این کار یک جمعیت قوی و بار آور تبدیل به دو یا چند جمعیت ضعیف می گردد که وظیفه اصلی هر یک از آنها تقویت داخلی خودشان می باشد و تمام شهد و عسلی را که می آورند به ناچار باید صرف تغذیه خود و لاروهایشان کنند تا قوی گردند و معمولا زمانی قوی می شوند که دیگر گلی در طبیعت وجود ندارد تا شهدش را به صورت عسل تحویل زنبور دار دهند. بدین طریق ملاحظه می گردد که جمعیتی که بچه داد آن سال عسلی نمی تواند بیاورد و اگر هم بیاورد مقدارش ناچیز خواهد بود.هنگام دادن اطاق عسل به کندو ممکن است با شانهائی که از طبقه پایین به اطاق عسل منتقل شده برحسب اتفاق ملکه نیز به آنجا انتقال یافته باشد. کنترل دقیق در این زمان کار مشکلی است بخصوص اگر تعداد کندوها مثلا ۱۰۰ عدد و یا بیشتر باشد که به وقت خیلی زیادی نیاز دارد. برای رفع این اشکال یک کنترل اطاق عسل ۱۵ روز پس از گذاشتن آن توصیه می شود. وجود لاروهای سرپوشیده در این تاریخ در اطاق عسل دلیل بر بودن ملکه در اطاق عسل است که باید آن را پیدا و به طبقه پایین انتقال داد. در اغلب استانهای مرکزی و شمالی کشور ما اردیبهشت ماه زمان بچه دادن جمعیت ها هم هست. زنبور دار باید ازدیاد جمعیت هایش را به همان تعدادی که در پاییز و زمستان از دست داده محدود کند مگر آنکه خود تصمیم به ازدیاد جمعیت های زنبورستان گرفته باشد.در بررسی داخلی کندوها اگر به جمعیتی برخورد که روی شانهایش چند سلول ملکه با لارو و یا سلولهای ملکه سربسته وجود داشت در این حال برای جلوگیری از بچه دادن آن جمعیت دیر شده و حتما بچه خواهد داد. بهتر است هر چه زودتر از آن یک بچه مصنوعی بگیرد. هرگاه جمعیت را به حال خودش بگذارد پس از چند روز بچه طبیعی خواهد داد. در اینجا بدی کار در این است که معلوم نیست آیا بچه طبیعی در زمین یا باغ یا خانه خودش فرود خواهد آمد یا در باغ همسایه که اغلب همسایه ها حاضر به پس دادن بچه نخواهند شد. با گرفتن بچه مصنوعی این خطر کاملا رفع می گردد. وجود سلول های سر باز ملکه تنها زمانی معرف میل جمعیت به بچه دادن است که داخل آنها لارو هم باشد. ساختن سلول های خالی ملکه در روی شانها به هیچ وجه نشان دهنده علاقه اشان به بچه دادن نیست چون اغلب زنبورها به طور غریزی این کار را می کنند حتی زمانیکه جمعیت خیلی ضعیف است و کوچکترین استعدادی برای بچه دادن هم ندارند. اگر بچه طبیعی تولید و در نزدیکی زنبورستان روی شاخه ای آویزان شده چیزی را که زنبور دار باید بداند و به آن عمل کند اینست که پس از گرفتن آن در سه روز اول به آن نه عسل بدهند و نه اینکه آن را تغذیه کند. زنبورها هنگام بچه دادن و قبل از خروج از کندو تمام کیسه ذخیره شان را پر از عسل می نمایند. و این مقدار عسل برای تغذیه سه روز اولشان کافی است. هرگاه پس از گرفتن بچه به خیال خوش خدمتی و جلب زنبورها فوری شربت یا عسل در اختیار جمعیت گذاشته شود خیلی از مواقع بچه کندو را ترک و فرار می کند و این کار خطا است.یبوست در این ماه بین زنبورهای جوان زیاد است. بیماری های دیگری وجود دارند که علائمی شبیه یبوست دارند ولی در فروردین و اردیبهشت و اوایل خرداد به محض دیدن علائم مذکور زنبور دار باید اول به فکر یبوست بیفتد. یبوست بیماری نیست تنها یک عارضه است که در زنبورهای جوانی که قادر به پرواز و تهیه آب نیستند. بدلیل زیاده روی در خوردن گرده های گل بوجود می آید و باید با همان روشی که در فصل بیماری ها گفته شد مبارزه کرد. در صورت ضعیف بودن جمعیت و یا فراموشی که ملکه بعضی از جمعیت ها تا کنون عوض نشده باشند. هنوز هم موقیعت برای این کار خوب است مشروط بر این که در طبیعت به اندازه کافی شکوفه و گل باشد.چکیده کار های زنبور داری در ماه اردیبهشت:۱- در اواخر اردیبهشت و اوایل خرداد جمعیت معمولا به حداکثر قدرت سالیانه اش می رسد.۲- اردیبهشت ماه زمان بچه دادن جمعیت ها در اغلب نقاط کشور است. جمعیت ها معمولا پس از پایان گل درختان اقاقیا بچه دادن را شروع می نمایند. از تمام عواملی که مانع بچه دادن بی رویه می گردند استفاده باید کرد.۳- بدلیل فراوانی گرده گل در این ماه زنبورهای جوان می تواند گرفتار یبوست گردند.۴- در صورت نیاز ملکه را عوض کنید.۵- روی کندوهائی که جمعیت آنها قوی هستند ( ۹ الی ۱۰ قاب پر از زنبور دارند ) اطاق عسل یا طبقه دوم ( یک طبقه یا نیم طبقه ) بگذارید.۶- با گذاشتن یک پارچه کتانی دو لا به جمعیت در گرم کردن کندویشان کمک کنید.کارهای زنبور داری در ماه خردادخرداد ماه هم زمان دادن بچه های طبیعی در مناطق نسبتا سرد کشور ماست و هنوز عطش جمعیت ها برای تولید مثل و بچه دادنشان کاملا رفع نشده است. در نقاط گرم و حتی معتدل تنها برحسب اتفاق ممکن است در این ماه بچه بدهند مگر آنکه جمعیت ها فروردین و اردیبهشت پر باران و یا سردی را گذرانده و تا کنون به دلیل سرمای غیر طبیعی هوا و یا باران های طویل المده موفق به بچه دادن نشده باشند. در این حال اگر زنبور دار به کمکشان نرسیده و از آنها بچه های مصنوعی نگیرد به محض مساعد شدن هوا جمعیت منفجر می گردند یعنی در مدتی کوتاه آنقدر بچه می دهند که زنبور دار را خسته می کنند. سالهائی که با فروردین ماه سرد و پر باران شروع شده باشد معمولا سال های پر بچه و نسبتا کم عسلند. هرگاه اردیبهشت ماه هم سرما ادامه داشته باشد باز تعداد بچه ها بیشتر و مقدار عسل کمتر خواهد بود.کمبود عسل را با چند مهاجرت برنامه ریزی شده تا اندازه ای می توان جبران نمود. ازدیاد جمعیت ها به تعداد محدود برای جبران و جانشین کردن جمعیت های تلف شده در جریان پاییز و زمستان گذشته لازم است. تنها از ازیاد بی رویه و برنامه ریزی نشده باید جلوگیری کرد تا سطح محصول عسل سالیانه زنبورستان پایین نیاید. https://virgool.io/p/mwerbpgzwhwt/www.organictaste.ir زنبور داری که در جریان سال جمعیت هایش را خوب و طبق اصول نگهداری کرده به طوری که در اوایل فروردین قوی شده باشند باید بتواند در این ماه محصول عسل اصلی سالیانه اش را برداشت نماید. در صورت مهاجرت دادن متعدد کندوها چند با دیگر هم می تواند از کندوهایش عسل بگیرد اما معمولا بیشترین مقدار محصول مربوط به خرداد ماه و یا حداکثر اوایل تیر ماه می باشد.برداشت عسل با دست غیر بهداشتی بوده و امروزه در کشور ما کمتر از سابق رایج است. گو اینکه هیچ میکروب و یا ویروسی نمی تواند داخل عسل زندگی کند ولی باز رعایت بهداشت و پاکیزگی عسل لازم است. استفاده از اکستراکتور برقی و در نقاطی که هنوز هم برق ندارد بهره برداری از اکستراکتور دستی کار عسل گیری را کلی آسان و ساده می کند.برداشت عسل نارس پس از مدت کوتاهی باعث ترشیده شدنش در اثر تخمیر می گردد باید از آن خودداری کرد. برای تشخیص کافی است قاب عسل را کج گرفته ضربه ای به آن وارد کرد هرگاه چند قطره از آن به خارج ریخت عسل نارس است و باید به کندو برگردد تا زنبورها رویش کار کرده آن را برسانند. باز بودن سرسلول های عسل در شان به هیچ وجه معرف نارس بودن عسل نیست.فروش عسل در قاب و یا با شان صحیح نیست چون بهای موم چند برابر بهای عسل است و زنبور دار در این معامله ضرر می کند. خریدار هم عسل را خورده و مومش را دور می ریزد. در صورتی که در کشورمان به موم سخت نیاز داریم و سالیانه مقداری از خارج وارد می کنیم.اگر هنوز انتظار یک دوره گلدهی فراوان از گل های عسل خیز وجود دارد بهتر است ۲ قاب تنها با لارو سرپوشیده را از اطاق پایین همراه زنبورهایش ولی بدون ملکه به اطاق عسل انتقال داد و به جایشان ۲ دیواره در اطاق پایین وسط جمعیت آویزان نمود. تجربه به ما آموخته است که هرگاه دو طرف دیواره کمی عسل مالیده شود و یا شربتی که از ۲ لیتر آب یک کیلو عسل و یک کیلو شکر درست شده پاشیده شود زنبورها زودتر آن را ساخته و تبدیل به شان می نمایند.در این ماه بهتر از هر زمان دیگر می توان قدرت تخمگذاری ملکه را بررسی کرد. چون معمولا در همین ماه به حداکثر تخمگذاری سالیانه اش می رسد. آنچه از لحاظ تعداد زنبورها، تعداد لاروهای سرباز به ویژه لاروهای سربسته و مقدار عسل در کندو دیده می شود بالاترین حدی است که ملکه قدرت انجام آن را داشته است و از تیر ماه به تدریج زمان کم شدن آنها فرا می رسد. در صورت تشخیص ضعیف بودن ملکه باید بفوریت وی را از کندو برداشته و به وسیله ملکه ای جوان و جفتگیری کرده و پر قدرت جانشین کرد. گو اینکه زنبورها در اوایل بهار ملکه را آسان تر قبول می کنند ولی در خرداد ماه هم معمولا از قبولشان سر پیچی نمی نمایند و تلفات ملکه هائی که در این ماه به جمعیت داده می شوند هنوز نسبتا کم است. یک هفته پس از تعویض و قبول شدن ملکه در جمعیت سه الی چهار قاب پر از لاروهای سرپوشیده ولی بدون زنبورهایش از کندوهای قوی دیگر برداشته در این کندو و وسط جمعیتش آویزان می نمایند. این باعث تقویت خیلی سریع جمعیت می گردد.در موارد دیگر نیز می توان از این قاعده استفاده نمود بدین طریق که هر زمان تصمیم بر این گرفته شود که جمعیتی ضعیف به سرعت قوی گردد، داخل کندو و وسط جمعیت در چند روز هر بار باید یک الی ۲ قاب با لاروهای سرپوشیده و همیشه بدون زنبورهایش آویزان کرد. این قاب ها از جمعیت های خیلی قوی برداشته می‌ شوند. لزومی ندارد که همه قابها را از یک جمعیت برداشت. برعکس توصیه می شود که از هر جمعیت تنها یک قاب به کندوی ضعیف انتقال داد تا خود جمعیت قوی قاب دهنده هم ضعیف نگردد  این تنها راه تقویت سریع و فوری جمعیت ها است. تقویت جمعیت ضعیف تنها زمانی به نتیجه می رسد که ملکه اش سالم و فعال بوده و ضعف جمعیتش بدلیل عوامل خارجی باشد. هرگاه ضعف جمعیت بدلیل پیری و یا نقص ملکه و یا بی ملکه بودنش باشد آویزان کردن شان ها با لاروهای سرپوشیده در داخل کندو کمکی به جمعیت نمی کند. باید نخست ملکه اش را عوض کرد و به وی ملکه جفتگیری کرده ای داد.چکیده کارهای زنبور داری در ماه خرداد:۱- اگر جمعیتی علائم بچه دادن از خود نشان داد، از آن فورا یک بچه مصنوعی بگیرید.۲- ازدیاد جمعیت به تعداد محدود نه تنها مجاز، بلکه لازم نیز هست تا جمعیت هائی که در زمستان گذشته تلف شده اند جانشین گردند.۳- در اواسط الی اواخر این ماه جمعیت معمولا بیشترین مقدار محصول عسل سالیانه اش را می دهد.۴- از برداشت عسل های نارس خودداری کنید چون ترش می شوند.۵- در برداشت محصول عسل بهتر است از اکستراکتور استفاده شود. برداشت عسل با دست غیر بهداشتی است.۶- از فروش عسل با موم به هر طریق و هر دلیلی که باشد باید احتراز گردد چون اولا بهای موم چند برابر عسل است و ثانیا ما در ایران گرفتار کمبود موم هستیم.۷- در خرداد ماه ملکه معمولا حداکثر تخمگذاری سالیانه اش را انجام می دهد و جمعیت قوی تر از سایر ماه های سال است.۸- تعویض ملکه هنوز هم امکان پذیر است ولی البته نه به خوبی و راحتی فروردین ماه چون معمولا تلفات زیادتری دارد.۹- جمعیت های ضعیف را با گذاشتن قاب هائی از کندوهای دیگر که لاروهای سربسته دارند ولی بدون زنبورهائی که رویشان نشسته اند تقویت کنید.کارهای زنبور داری در ماه تیرwww.organictaste.ir در خیلی از کشورهای سرسبز جهان که از باران کافی برخوردارند در ماه های خرداد و تیر حتی اغلب مرداد بیشترین مقدار عسل سالیانه از هر کندو برداشت می شود. کشور ما با وسعتی بیش از یک و نیم میلیون کندوی زنبور عسل در حال حاضر که بطور متوسط یک کندو در هر کیلومتر مربع و یا هر ۱۰۰ هکتار می شود می بایست معمولا بهشتی برای زنبور داری باشد. متاسفانه خشکی هوا و کمی فوق العاده باران و در نتیجه فقدان گیاهان وحشی و اهلی عسل خیز وضع را به طریقی تغییر داده که عملا استعدادی مناسب با وسعتش برای زنبور داری نمی تواند از خود نشان دهد. در مقابل این ضعف دارای نکته جالبی هم می باشد که آن عبارت از متفاوت بودن آب و هوا در منطق مختلف آن است. بدین طریق که در تابستان هنگامی که هوای آبادان و اهواز بیش از  ۴۵ درجه بالای صفر است در ارتفاعات متوسط ایران مرکزی و یا در مناطق کوهستانی گیلان و مازندران گرمای هوا حدود ۲۵ درجه را نشان می دهد. همین وضع برای زمستانش هم مثلا بین بوشهر و تبریز و یا بندرعباس و مشهد صادق است. بنابراین می توان معتقد شد که در هر فصل از سال نقاطی در ایران وجود دارند که برای زنبور داری مناسبند.با مهاجرت دادن کندوها به آن نقاط مدت و امکانات فعالیت زنبورها طویل تر و بهتر شده و قادر به جمع آوری عسل زیادتری می گردند. هرگاه امکان مهاجرت دوم و سومی هم وجود داشته باشد باز سطح محصول عسل سالیانه زنبورستان بالاتر می رود. ولی این را هم باید فورا اضافه کرد که این نقاط را باید قبلا شناخت و به طور تقریب دانست که در چه تاریخ چه گلی در کجا باز شده و شهد می دهد و به همان جا مهاجرت کرد. این مهاجرت ها باید تنها به نقاطی انجام گیرد که از لحاظ گیاه یا گیاهان عسلخیز غنی باشند وگرنه خوش آب و هوا بودن منطقه کافی نیست و مسئله ای برای زنبورها و زنبور داران حل نمی کند.اوایل تیر ماه وقت مهاجرت دادن کندوهاست. در خیلی از مناطق کشور فصل گل گیاهان عسلخیز در این ماه و اغلب حتی اوایل تا اواسط خرداد ماه پایان یافته است و هرگاه بخواهیم محصول عسل جالبی برداریم باید حتما کندوها را به نقاط کوهستانی که گل های فراوان داشته باشند مهاجرت داد. این مهاجرت و یا مهاجرت ها با وجود همه مزاحمت هائی که ایجاد می کند در شرایط کشور مناطق سرسبز استان های شمالی ایران از طرفی غیر قابل احتراز بوده و از طرف دیگر از نظر اقتصادی حتما لازمند و مسلم اینکه به نفعش می ارزند.گیاهانی که در تیر و مرداد می توانند بیشترین عسل را در ایران بدهند آویشن و اسپرس می باشند. آویشن در مناطق مرتفع یعنی ارتفاعات بیش از ۲۰۰۰ متر به صورت بوته و به حالت وحشی و خود رو دیده می شود. اسپرس را که گیاهی علوفه ایست در مناطقی‍ که آب کافی وجود داشته باشد و معمولا در ارتفاعات حدود ۱۰۰۰ متر می کارند.اگر کندو در یک نقطه در تمام سال باقی مانده و مهاجرت داده نشود در صورت مساعد بودن منطقه از آن سالیانه بیش از ۷ الی ۸ کیلو عسل انتظار نباید داشت و حال آنکه همین کندو را اگر سالیانه چند بار به نقاط پر گل مهاجرت دهند می تواند ۵۰ کیلو و حتی بیشتر عسل بدهد. هر زنبورستان باید اقلا یک قپان در اختیار داشته باشد و آن را زیر قویترین کندو بگذارند. تغییرات وزن همین یک کندو را زنبور دار در یک دفترچه و یا کاغذ یاداشت و با روزهای پیش مقایسه نماید. بدین وسیله در جریان فعالیت روزانه همه جمعیت های زنبورستانش کم و بیش قرار می گیرد و بهتر می تواند تشخیص دهد که آیا زنبورها روزانه عسل می آورند یا نه. چیز مهمتر آنکه زنبور دار به کمک قپان زمان ختم شهد آوری جمعیت ها در یک منطقه را بهتر تشخیص می دهد و کندوها را به موقع به مناطق دیگری که شهد دهی گل هایشان تازه شروع شده و یا به زودی شروع خواهد شد انتقال می دهد و در نتیجه زنبورها را در منطقه ای که شهدش تمام شده سرگردان و بیکار نمی گذارد تا به فکر بچه دادن بیفتند و دیگر عسلی به کندویشان نیاورند. یادداشت هایی را که در آنها وزن ها را نوشته نباید پس از پایان شهد دهی گیاهان دور انداخت بلکه آنها را نگهداشته و با یاداشت هایی که در سال های بعد و بعدتر تهیه می نماید مقایسه نموده تا هم وضع منطقه از لحاظ عسلدهی برای زنبور دار روشن گردد و هم از آنها در تنظیم یک تقویم مهاجرت خصوصی سالیانه استفاده کند.اگر وزن یک کندو کمی بعد از غروب آفتاب را با وزن همان کندو در صبح زود روز بعد مقایسه شود همیشه مقداری کمبود وزن در صبح روز بعد مشاهده می گردد. این موضوع نباید زنبور دار را ناراحت کند و یا وی را به تعجب وا دارد. دلیلش این است که زنبورها شهدهائی را که در روز با خود از خارج می آورند تقریبا به همان صورت خام در داخل سلولها می گذارند و شب ها را نمی توانند به خارج از کندو پرواز کنند و بیکارند شهدها را از داخل سلول ها مکیده رویشان کار کرده و غلیظ می نمایند تا تبدیل به عسل شود. برای اینکه شهد را غلیظ کنند مقداری از آبش را جذب بدنشان نموده و مقدار دیگری را به صورت بخار در می آورند. بخار حاصله را از راه سوراخ پرواز به خارج می فرستند که در نتیجه آن وزن کندو صبح روز بعد کم می گردد.با پایان یافتن تیر ماه سال زنبورها نیز کم کم به انتهایش نزدیک می شود. گو اینکه زنبورها هنوز هم عسل به کندو می آورند ولی مقدارش از ماه های پیش معمولا خیلی کمتر است. در نتیجه ملکه هم باید مرتب روزانه تعداد کمتری تخم بگذارد. ادامه این وضع محصول عسل در سال بعد را به خطر می اندازد. چه زنبورهایی که از مرداد و شهریور و مهر متولد می شوند جمعیت های زمستانی و اوایل بهار سال بعد را تشکیل می دهند. اگر ملکه در این ماه ها کم تخم بگذارد جمعیت آن در زمستان و اوایل بهار سال آینده ضعیف مانده و قادر به جمع آوری شهد از گل های درختان میوه نخواهند شد. از همین حالا زنبور دار باید به فکر زنبورهایش بوده و از همه عواملی که در قوی ماندن جمعیت هایش موثرند استفاده کند. اگر در طبیعت شهد نباشد روزانه مقداری شربت و یا بهتر عسل مخلوط با آب در اختیار زنبورها قرار دهد تا ملکه گول خورده و به خیال اینکه شهد از خارج وارد کندو می شود از تعداد تخم های روزانه اش نکاهد. به علاوه تغذیه تقویتی و به دنبالش تغذیه زمستانی را بعد از برداشت آخرین محصول عسل فوری شروع کند و بدون وقفه ادامه داده و به پایان برساند.چکیده کارهای زنبور داری در ماه تیر:۱- اگر در خرداد ماه جمعیت ها را مهاجرت نداده اید، در تیر ماه این کار را انجام دهید. در صورت امکان ۳ یا  ۴ بار و حتی بیشتر کندوها را مهاجرت دهید.۲- هرگاه یکی از کندوها را در محل اصلیش روی قپان گذاشته و هر روز تغییرات وزن جمعیت را دقیقا کنترل نمائید، قادر خواهید شد که از زمان شروع و پایان شهد دهی گل ها و منطقه بهتر آگاه شوید و درباره زمان مهاجرت دادن کندوها صحیح تر تصمیم بگیرید.۳- با استفاده از یادداشت هائی که در مدت ۳ تا ۵ سال از زمان شروع و ختم شهددهی هر یک از مناطق تهیه نموده اید می توانید یک تقویم زنبور داری ترتیب داده و همه ساله از آن درباره زمان مهاجرت دادن جمعیت ها بهره برداری نمائید.۴- با پایان یافتن تیر ماه معمولا سال زنبورها نیز به پایانش نزدیک می شود. باید به جمعیت ها در صورت لزوم با تغذیه مصنوعی کمک کرد تا قوی و با تعداد هر چه بیشتر از زنبورها باقی بمانند.کارهای زنبور داری در ماه مردادwww.organictaste.ir اگر اردیبهشت و خرداد و تیر ماه زمانی است که زنبور دار بیشترین محصول عسل سالیانه اش را برمی دارد. در مقابل مرداد ماه مهمترین ماه برای برنامه ریزی بخصوص تقویت جمعیت ها برای سال بعد می باشد. چه در همین ماه ستون های اصلی زنبور داری برای سال آینده پایه گذاری می گردد. از تخم هایی که از مرداد ماه به بعد گذاشته می شوند زنبورهائی تولد خواهند یافت که پاییز و زمستان و حتی مدت نسبتا کوتاهی از بهار زنده مانده و داخل کندو فعالیت های لازم را انجام خواهند داد. در اواخر زمستان تعداد زنبورهای جمعیت هر چه زیادتر باشد ملکه نیز تعداد بیشتری تخم خواهد گذاشت و در نتیجه جمعیت به سرعت قوی شده و حتی از شهد گل های درختان میوه یک محصول نسبتا جالب تحویل زنبور دار خواهد داد. بنابراین به نفع زنبور دار است که در مرداد ماه جمعیت را تقویت و ملکه را تحریک به تخمگذاری هر چه بیشتر بنماید و این کار را اقلا تا دو ماه بعدش حتما ادامه دهد. با این حساب ملکه هر چه در این مدت بیشتر تخمگذاری نماید در اواخر زمستان و اوایل بهار تعداد زنبورهایش بیشتر و جمعیت ها قوی تر خواهند بود. کارهای لازمی که در این ماه باید عملی گردد در صورت اجرا نشدن دیگر در بهار آینده جبرانش ممکن نیست.بزرگترین وظیفه زنبور دار در این ماه مبارزه با کم شدن سریع فعالیت تخمگذاری روزانه ملکه است که به دو عامل بستگی دارد:۱- طول روز: گواینکه ملکه داخل کندو و در تاریکی به سر می برد و معمولا شب و روز را نباید بتواند تشخیص دهد ولی عملا دیده می شود که طول روز در تعداد تخمی که وی روزانه می گذارد موثر است به طوریکه در بهار که طول روز مرتب درازتر می گردد ملکه هم هر روز تعداد بیشتری تخم می گذارد تا روز پیش، از اواسط تیر ماه که روزها مرتب کوتاه می شوند ملکه هم از تعداد تخمی که می گذارد روزانه معمولا می کاهد. از آنجائی که طویل و کوتاه کردن روزها از قدرت ما خارج است از این راه قادر نیستیم در جلوگیری از کم شدن تخمگذاری روزانه ملکه اثری بگذاریم، سعی می کنیم به کمک تغذیه کمبود ملکه را جبران کنیم.۲- تغذیه: تعداد تخمی که ملکه می گذارد با مقدار غذایی که روزانه به وسیله کارگران وارد کندو می گردد نیز بستگی مسقیم دارد. یعنی هر اندازه مقدار غذایی که در روز وارد کندو می شود بیشتر باشد ملکه هم به همان نسبت روزانه بیشتر تخم می گذارد و هر چه روزانه کمتر غذا وارد کندو گردد از شدت تخمگذاریش می کاهد. مقدار غذا و نوع آن برخلاف عامل قبلی در اختیار ماست و به راحتی می توان نوعش را عوض و یا مقدارش را کم یا زیاد کرد. امروزه از زنبور داری از این عامل با هدف های مختلف بهره برداری می شود. با استفاده از همین عامل در مرداد ماه به تغذیه تحریکی جمعیت ها می پردازیم تا اگر چه نمی توان به کلی مانع کم شدن تخمگذاری ملکه شد ولی می توان این کاهش اجباری را به حداقل ممکنه تقلیل داد.مقدار محصول عسلی را که هریک از جمعیت های زنبورستان سالیانه به کندو می آورند با وجود مساوی بودن قدرت داخلی جمعیت ها و یکسان بودن شرایط طبیعی برای همه آنها، بعضی بیشتر و برخی کمتر است. با استفاده از شناسنامه جمعیت ها مقدار عسل همه کندوها را جمع و به تعداد کندوها تقسیم می کنند. عددی که بدست می آید مقدار متوسط عسل زنبورستان است. جمعیت هایی که کمتر از متوسط زنبورستان عسل داده اند باید هر چه زودتر ملکه اش را عوض کرد. چون کمی و زیادی محصول از خواص ارثی ملکه است که آن را به بچه هایش که کارگران باشند انتقال می دهد. اگر تهیه ملکه ممکن نبود آن را با یکی از بچه های مصنوعی و یا یک پس بچه می توان متحد کرد.طبیعت را هم همین کار را به طرزی دیگر همیشه انجام داده و باز هم می دهد. در سال هائی که شهد کم است یا بدلیل سرمای غیره منتظره و یا باران های زیاد زنبورها نتوانند و یا فرصت کافی برای جمع آوری شهد نداشته باشند تنها جمعیت های قوی و فعال قادر به جمع آوری شهد کافی برای ذخیره زمستانیشان خواهند بود. جمعیت های ضعیف و یا غیر فعال شهد کمتری به کندو می آورند که حداکثر تا اواسط زمستان تمام می شود و زنبورهایش از گرسنگی میمیرند یعنی بطور طبیعی ضعیف ها حذف شده و تنها جمعیت های قوی زنده می مانند. بدین طریق ملاحظه می شود که طبیعت خودش هم پرورش دهنده خوبی برای زنبور عسل است. زنبور دار هم باید همین کار طبیعت را با دقت تمام و در همه سال های زنبور داریش با استفاده از امکاناتی که در اختیار دارد تقلید و تکرار نماید. چنین زنبور دار‌ی همیشه در کارهایش موفق خواهد بود.یکی از کارهای خوبی که زنبور دار می تواند بکند اینست که در اردیبهشت و خرداد تعداد‌ی بچه مصنوعی بگیرد و در مرداد ماه برای متحد کردن با جمعیت های ضعیف از آنها استفاده نماید. تا جمعیت های تشکیل شده با داشتن ملکه های جوان و فعال، بتوانند بدون بیماری زمستان را گذرانده و در بهار آینده با تمام قدرت فعالیتهایش را آغاز نمایند.نر کشی در جمعیت ها در این ماه و در خیلی از نقاط ایران حتی در تیر ماه شروع شده و به اتمام می رسد. پایان نرکشی اعلام پایان سال برای زنبورها هم هست. از اول شهریور ماه تقریبا در تمام نقاط کشور ما زنبورها سال تازه شان را شروع می نمایند. جمعیت ها‌ی سالم پاییز و زمستان را بدون زنبورنر می گذرانند. وجود زنبور نر از مهر ماه به بعد در کندو علامت طبیعی نبودن وضع داخلی بویژه بی ملکه بودن جمعیت می تواند باشد.تغذیه زمستانی را همین ماه فوری پس از برداشت عسل با تغذیه تحریکی می توان شروع کرد و اگر قبلا شروع شده ادامه داد. در مرداد ماه معمولا جمعیت قوی است ولی تقریبا همه زنبورهای آن در بهار و تابستان متولد شده اند و عمرشان به زودی پایان یافته حداکثر پس از چند هفته خواهند مرد. بنابراین چه بهتر که کار تغذیه تحریکی و ذخیره کردن غذای زمستانی جمعیت را به عهده این زنبورها گذاشت تا زنبورهائی که از این پس متولد می شوند و تمام پاییز و زمستان و حتی اوایل بهار زنده مانده و فعالیت خواهند کرد از این کار مشقت آورد معاف باشند و در نتیجه بتوانند مدت زیادتری زنده مانده و هم چنان که بارها گفته شد از شکوفه های درختان میوه یک محصول جمع نمایند و حتی در فروردین ماه تحویل زنبور دار دهند.در هر زنبورستانی همیشه تعدادی از جمعیت ها تغذیه ها را به راحتی قبول و تا صبح روز بعد ظرف غذا خوری را خالی می کنند. برخی دیگر برعکس با وجود کمبود عسل در کندوهایشان تغذیه را قبول ندارند و غذای داده شده در ظرف غذا خوریشان بی مصرف مدتها باقی می مانده و حتی پس از چند روز ترش هم می شود. اینها  برای زنبور دار مسئله ایجاد می نماید. چه اگر این جمعیت ها را به حال خودشان رها کند در زمستان از گرسنگی حتما تلف خواهند شد. باید موضوع را بدین طریق حل کنیم که به جمعیت هایی که غذا را خوب برمی دارند زیادتر و تا بالاترین حد ممکنه شربت دهیم و قاب های اضافه را که پر می کنند بتدریج برداشته داخل جمعیت هایی که شربت را برمی دارند آویزان نماییم و بدین طریق به قول خودم بین جمعیت ها تعادل غذایی ایجاد می کنم. غارت در این ماه و دو ماه آینده بدلیل کمبود شهد در طبیعت شدت می گیرد. توصیه آنست که تغذیه ها تنها بعد از غروب آفتاب انجام گیرد به علاوه سر هیچ یک از کندوها به مدت زیاد برای بازدید باز گذاشته نشود و سوراخ پروازها تنگ شوند.چکیده کارهای زنبور داری در ماه مرداد:۱- جمعیت باید به کمک شربت تغذیه تحریکی گردد. این شربت می تواند با آب و شکر و عسل، یا آب و شکر و یا آب و عسل به نسبت های مساوی تهیه گردد.۲- در تغذیه تحریکی و یا در تغذیه زمستانی به جمعیت هائی که بیشتر شربت را برمی دارند زیاد شربت بدهید ولی بعدا تعادل ایجاد کنید.۳- مقدار متوسط سالیانه عسل کندوهایتان را از هم اکنون بطور تقریب می توانید حساب و ملکه های کندوهای کم محصول را عوض نمائید.۴- نرکشی در خیلی از نقاط کشور اگر تاکنون شروع نشده باشد، در این ماه شروع و به انجام می رسد. پایان نرکشی آغاز سال تازه برای زنبورها می باشد.۵- غارت می تواند به زنبورستان صدمه جدیدی بزند. بدلیل کمبود گل و شهد زنبورها آمادگی کامل برای غارت جمعیتهای ضعیف دارند. تنها منتظر یک بهانه تحریک کننده می باشند. از تمام عواملی که غارت را در زنبورها تحریک می کنند پرهیز نمائید.کارهای زنبور داری در ماه شهریورwww.organictaste.ir همان طوری که نرکشی در ماه پیش اعلام پایان یافتن سال جمعیت ها بوده، شروع شهریور ماه نیز اعلام آغاز سال برای زنبورها در ایران است. تقویم سالانه زنبورها با تقویم سالانه ما ۵ ماه تفاوت زمانی نشان می دهد. این وضع و این تفاوت برای زنبور دار فوق العاده مهم است. باید حتما در نظر گرفته و با زنبورهایش با تقویم خودشان کار کند نه با تقویم ما.در این ماه معمولا شدت گرمای تابستانی می شکند. هوا رو به اعتدال می گذارد. گو اینکه هنوز سرد نشده ولی دیگر از آن گرمای شدید تابستانی خبری نیست. شب ها در نقاط مرتفع کشور ما در اطراف شهرهایی مانند اردبیل، همدان، دماوند و اراک سرد هم می شود. زنبورها با حس کردن اوضاع کم کم خودشان را برای زمستان آماده می کنند. ملکه مرتب از تعداد تخم هایی که در ۲۴ ساعت می گذارد می کاهد. زنبور دار با ادامه تغذیه زمستانی سعی می کند که از شدت کاستن تخم ریزی تا آنجا که ممکن باشد جلوگیری کند. چون زنبورهایی که از این به بعد متولد می شوند پاییز و زمستان و حدود یک ماه از بهار را در جمعیت می گذرانند. جمعیت در اواخر زمستان و فروردین ماه هر چه قوی تر باشد موفق تر بوده و عسل زیادتری به کندو می آورد. جلوگیری از کم شدن تعداد تخم هایی که ملکه روزانه در این ماه می گذارد به کمک تغذیه زمستانی برای رسیدن به همین هدف نیز هست. البته هدف اصلی تامین ذخیره زمستانی جمعیت ها می باشد.برای تغذیه در این ماه از شربتی استفاده می شود که با نسبت ۲ کیلو شکر و ۱ لیتر آب تهیه می گردد. بعضی ها نسبت ۳ کیلو شکر و ۲ لیتر آب را ترجیح می دهند که این هم صحیح است. اگر به این شربت ها در مقابل هر لیتر آب یک الی ۲ قاشق غذا خوری عسل اضافه شود زنبورها آن را بهتر قبول می کنند و اگر آن را با مقداری دارو بر ضد بیماری نوزما مثل فوماژیلین مخلوط کند با بیماری مزبور مبارزه شده و زنبورها زمستان را سالم تر می گذرانند و از مرگ و میر زمستانی نسبتا جلوگیریی می شود.پس از پایان تغذیه زمستانی زنبور دار ناگاه ملتفت خواهد شد که جمعیت ها به شدت ضعیف شده اند و از این وضع سخت ناراحت می شود. مثلا کندوهایی که در آغاز تغذیه ۲۰ قاب پر از زنبور داشته اند، در پایان آن تعداد قاب های پر از زنبورشان به ۱۴ عدد هم نمی رسد. این جریان کاملا طبیعی است و جای ناراحتی نیست. چه هنگام شروع تغذیه بیشترین تعداد زنبورهای جمعیت را زنبورهای بهاری و تابستانی تشکیل می دادند که در جریان جمع آوری و غلیظ کردن شربت تلف شده و از بین رفته اند و در پایان تغذیه تعداد کمتری از آنها هنوز باقی مانده و بقیه اشان زنبورهای زمستانی می باشند. اینست که جمعیت نسبتا ضعیف گردیده است. زنبورهای بهاری و تابستانی که به هر حال باید از بین بروند چه بهتر که هر چه زودتر حذف گردند.زمانی که تعداد قاب هائی که دو طرفش پر از زنبور باشد به حدود ۱۰ قاب تقلیل یافت طبقه دوم را برمی دارند و هر وقت به ۸ عدد یا کمتر رسید کندو را تنگ می کنند در بعضی از زنبور داری ها طبقه دوم را هرگز برنمی دارند. این کار بیشتر در مناطقی توصیه می شود که در آنجا بعضی از سال ها هوای سرد در وسط زمستان ناگهان گرم می شود بطوری که خوشه زمستانی در داخل کندو بازشده زنبورها پرواز و ملکه تخمگذاری را شروع می نماید و این گرما مثلا حدود ۲ هفته ادامه می یابد ناگهان دوباره هوا سرد می شود و حتی اغلب برف هم می بارد زنبورها با ناچار تخم و لاروها را رها کرده به خوشه زمستانی برمی گردند. لاروهای خارج مانده از خوشه در اثر سرما داخل سلول ها مرده و می گندند. عفونتی که ایجاد می گردد جمعیت و زنبورهایش را ناراحت می نماید. به علاوه کلی از زحمات ملکه و جمعیت هدر می رود و حال آنکه در کندوهای ۲ طبقه معمولا خوشه ها باز نمی شود و در نتیجه چنین مسئله ای پیش نمی آید.زنبور عسل عادت به تمیزی فوق العاده دارد و هیچ نوع کثافتی را در داخل کندو تحمل نمی کند. حتی دفع مدفوع را تنها در خارج از کندو و در حال پرواز انجام می دهد. در حالت عادی زمانی که مرگش را حس کرده و به خارج از کندو پرواز می کند و دیگر برنمی گردد. تنها زمانی داخل کندو می میرد که مرگش ناگهانی باشد. مثلا از زنبور دیگری نیش خورده و فرصت پرواز به خارج از کندو را نداشته باشد.جمعیت های ضعیف را نخست با یک بچه مصنوعی متحد کرده آنگاه تغذیه زمستانی را شروع می کنند. اگر بچه مصنوعی در زنبورستان نبود با یک جمعیت قوی هم همین کار را می توان کرد. ولی جمعیت های ضعیف را در زمستان نباید در زنبورستان تحمل نمود چون به راحتی انواع و اقسام بیماری ها را گرفته و داخل زنبورستان پخش می کنند.زنبورستان باید تا اواسط این ماه از وجود زنبورهای نر کاملا پاک شده باشد. هرگاه در اواخر شهریور ماه و اوایل مهر ماه در کندوئی زنبورهای نر دیده شد باید کندو را باز و قابها را بیرون آورده و ملکه اش را حتما به چشم دید. دیدن تخم ها و لاروها در این ماه از سال ها و ماه های بعدش به هیچ وجه نشان دهنده وجود ملکه در کندو نیست. چه ممکن است جمعیت مدتها پیش ملکه اش را از دست داده و کارگران تخمگذاری کرده باشند.آخرین مهاجرت یا کوچ دادن در این ماه انجام گرفته و زنبورها را به محل اصلیشان یعنی مکانی که پاییز و زمستان تا بهار در آنجا می گذرانند برمی گردانند. قبل از مهاجرت باید طبق قوانین کوچ دادن عمل نموده و پس از مهاجرت برخلاف عقیده عده ای از زنبور داران که سوراخ پرواز کندو را به سمت مشرق می گذارند تا زنبور صبح ها کارش را زودتر شروع کند. باید سوراخ های پرواز کندو را سمت مخالف باد منطقه قرار دهیم.پرورش زنبور عسل دلیلش اینکه درست است که قرار دادن سوراخ های پرواز ممکن است باعث آن گردد که زنبورها ۱۰ دقیقه زودتر پروازشان را شروع کنند. با در نظر گرفتن اینکه زنبورها اقلا ۱۰ساعت یعنی ۶۰۰ دقیقه در روز امکان پرواز دارند اضافه کردن ۱۰ دقیقه کمتر از ۲ درصد به مدت پروازشان می افزاید که البته بسیار ناچیز و در مقدار محصول بی اثر است.  حال آنکه کوفتن بادهای شدید به سوراخ پرواز و ورودش به داخل کندو و تمام تعادل حرارتی داخلی آن را در هر فصل و هر ماهی که باشد بکلی بهم می زند و نه تنها فعالیت بلکه حتی زندگی عادیشان را نیز مختل می کند. این وضع بخصوص در زمستان خطرناک است.تعویض ملکه جمعیت های ضعیف را در این ماه و یا ماه آینده بهتر است انجام داد. گو اینکه جمعیت ها ملکه را در پاییز با تلفات بیشتری قبول می کنند تا بهار ولی باز تعویض در پاییز را باید ترجیح داد چون جمعیت در بهار آینده به سرعت قوی شده و عسل زیادتری می دهد. برای اینکه تلفات ملکه کمتر شود از روش ویژه ای در تعویض پاییزی ملکه استفاده می گردد.چکیده کارهای زنبور داری در ماه شهریور:۱- نرکشی پایان یافته و سال تازه زنبورها شروع شده است.۲- غارت می تواند در این ماه و ماه بعد بیداد کند، مواظب باشید.۳- تغذیه زمستانی را با قدرت شروع کرده و به اتمام برسانید.۴- ضعیف شدن جمعیت ها از این ماه به بعد یک امر طبیعی است.۵- هرگاه تعداد زنبورها خیلی کم شده باشد طبقه دوم را بردارید.۶- جمعیت های خیلی ضعیف را نخست متحد کرده بعد تغذیه را شروع کنید.۷- زنبورستان در جریان همین ماه معمولا باید از وجود نرها پاک شده باشد.۸- با انجام آخرین مهاجرت کندوها را به محل زمستانیشان برگردانید.۹- سمت سوراخ های پرواز باید سمت مخالف باد منطقه باشد.۱۰- ملکه های جمعیت های خیلی ضعیف را با استفاده از روش ویژه پاییزی می توانید عوض کنید.امیدوارم از مقاله های ما خوشتان آمده باشد‌گروه محصولات ارگانیک لوبلیاآآموزش زنبورداریآ https://virgool.io/p/mwerbpgzwhwt/@organictaste.ir https://instagram.com/organictaste.ir?igshid=4zojk7v2x3ib</description>
                <category>lobelia</category>
                <author>lobelia</author>
                <pubDate>Thu, 05 Aug 2021 00:39:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مزایای شیرآلات کی دبلیوسی KWC</title>
                <link>https://virgool.io/@lobelia/%D9%85%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A2%D9%84%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%DB%8C-%D8%AF%D8%A8%D9%84%DB%8C%D9%88%D8%B3%DB%8C-kwc-ctzbks9wx4al</link>
                <description> در مورد قیمت و نوع خدمات شیرآلات kwc می باشدشیرآلات KWC کی دبلیو سی اولین و تنها دارنده:استاندارد ملی شیر های اهرمی 6679 ایرانگواهینامه فنی مرکز تحقیقات ساختمان و مسکنگواهینامه ISM در سیستم مدیریت، کیفیت، زیست محیطی، بهداشتشیرآلات  KWC کی دبلیو سی ایران امروزه به یکی از بزرگترین و معتبر ترین تولید کنندگان شیرآلات تحت لیسانس KWC سوئیس تبدیل شده است .شرکت kwc  ( شیرآلات کی دبلیو سی ) در حال حاضر با هدف تولید با کیفیت ترین و مدرنترین شیرآلات ساختمانی ، شیرآلات بهداشتی ، شیرآلات چشمی ، شیرآلات توکار ، شیرآلات رنگی ،شیرآلات ترموستاتیک ، و شیرآلات الکترونیکی  به فعالت خود در ایران ادامه می دهد.تاریخچه KWCتاریخچه KWC سوئیس به 140 سال پیش در شهر سوئیس برمیگردد که  توسط آدلف کارر تاسیس گردید و پس از مرگ او، والتر لوگینبول اداره کارخانه را برعهده گرفت و همکنون دارای خط تولید در کشورهای ایالات متحده آمریکا ، آلمان و ایتالیا می باشد.کمپانی مشهور سوئیسی به نام فرانکه Franke  برند KWC را خرید و کی دبلیو سی زیر مجموعه ای از شرکت Franke به حساب می آید . لازم به ذکر است که نامگذاری KWC اختصار Karrer and Weber Co است که نمادی از نام بنیانگذاران این برند قوی سوئیسی می باشد.ویژگی های منحصربه فرد شیرآلات  KWC :استفاده از دانش فنی روز دنیا برای تولید وآبکاری قطعات به صورت ماشینی و اتوماتیک – امکان نصب قطعات با کیفیت بالا – واشرهای مخصوص برای نصب آسان باکمترین فشار و کمترین میزان تولید صدا درهنگام استفادهزیبایی درطراحی به روز و مدرن و رنگ و لعاب چشمگیرصرفه جویی در منابع آب درجهانکیفیت تولید  محصولات براساس استانداردهای بین المللی دنیاسلامت بهداشت مصرف کنندگان وکسب رضایت مشتریگروه بندی تولید شیرآلات KWC:شیرآلات ساختمانی، شیرآلات بهداشتی، شیرآلات چشمی، شیرآلات توکار، شیرآلات رنگی، شیرآلات ترموستاتیک، شیرآلات الکترونیکی.پروژه های مهمی که از شیرآلات KWC استفاده نموده اند:مجتمع های مسکونی بزرگ و پروژه های 3000 واحدی گیلان و بیشتر از آن …ادارات و بانک ها – نمایشگاه های بین المللی – دادگستری های سراسر کشور از جمله دادگستری کل استان خراسان رضوی مجتمع پتروشیمی ایران ، پروژه ارگ امیرکبیر، پروژه باغ بهشت، پروژه خلیج فارس، مجتمع های رفاهی و گردشگری، وزارت نیروبرج ها : برج میلاد، برج نگار، برج نگین، برج ایران زمین، برج افرابیمارستان ها : فیروزگر، بهمن، صارم، محب کوثر، جم، آراد، لاله، ایرانمهرسینماها : سینما آزادی، سینما کوروشفرودگاه ها : مهرآباد و فرودگاه اماممجتمع های  خرید بزرگ : مرکز خرید پالادیوم، پردیس کوروش، مگامالکی دبلیو سی دارای خدمات پس از فروش و گارانتی 5 سالهنصب به وسیله  کادر نمایندگان مجرب و خدمات کارشناسان شرکت KWC و برطرف نمودن هرگونه مشکل و ایراد در نصب و استفاده از شیرآلات، بر عهده این شرکت میباشد.قیمت شیرآلات کی دبلیو سی به نسبت برندهای دیگر که در ایران مشغول به تولید هستند قابل مقایسه نیست چون قطعاتی که در این شرکت استفاده میگردد کاملا سوئیسی و آبکاری قطعات به صورت اتوماتیک و ماشینی است و این ویژگی ها شیرآلات کی دبلیو سی را از سایر برند ها از نظر کیفیت، کارایی و زیبایی چشمگیر متمایز ساخته و تاکنون بی رقیب بوده است. https://virgool.io/d/ctzbks9wx4al/www.lobelia.co </description>
                <category>lobelia</category>
                <author>lobelia</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jun 2020 17:40:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب قورباغه را قورت بده اثر برایان تریسی</title>
                <link>https://virgool.io/@lobelia/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%B3%DB%8C-vcwrl1bz0lgq</link>
                <description>مفهوم اصلی کتاب حول عنوان آن یعنی «قورباغه ات را قورت بده» است. این عنوان از نقل قول مشهور مارک تواین گرفته شده است.«هر روز صبح یک قورباغه زنده را قورت دهید، با این کار هیچ اتفاق بدتری برایتان در طول روز نخواهد افتاد.»این کتاب به عنوان در دسترس ترین کتاب مدیریت زمان و بهره وری انتخاب شده اگرچه کتاب های بسیار دیگری درباره این موضوع وجود دارنداما قورباغه ات را قورت بده ساده ترین و موثرترین آن هاست. برایان تریسی دست شما را در این کتاب می گیردو به سوی اجرا کردن روش ها پیش می برد. سادگی تمرین ها این اطمینان را ایجاد می کند که خواننده بدون مقاومت آن ها را انجام دهد. کتاب قورباغه ات را قورت بده به عنوان یک کتاب عالی واقعا در زندگی تحول ایجاد می کندبه زبان ساده، روزتان را با انجام دادن کاری شروع کنید که  دوست ندارید و در انجام آن تعلل می کنید. با این کار، مطمئن خواهید بود که روزتان راحت تر خواهد بود چرا که بدترین و استرس زا ترین کار در لیست کارهایتان را از لیست حذف کرده اید.برای مثال، اگر از باشگاه رفتن متنفر هستید، کار هوشمندانه ای خواهد بود که روزتان را با این فعالیت شروع کنید. بدین صورت، شما کاری که باید به انجام می رسید را انجام داده اید و می توانید روزتان را با این طرز فکر ادامه دهید که کار بدون لذتی را با موفقیت به انجام رسانیده اید. این روش با وجود سادگی بسیار قدرتمند است. ممکن است برای خیلی ها تحولی عظیم باشد. اگر بیشتر از یک قورباغه در زندگی تان دارید، زشت ترینشان را اول بخورید.«نمی توانید همه قورباغه ها و بچه قورباغه های داخل برکه را بخورید، اما می توانید بزرگ ترین و زشت ترینشان را قورت دهید، و علی الحساب همان کافی است.»با به خاطر سپردن این روشها می‌توانید سعادت و خوشبختی و موفقیت خود را تضمین نمایید.۱٫ میز را بچینید.تصمیم بگیرید و خواسته‌ی خود را دقیقا مشخص کنید. داشتن هدفی روشن و واضح امری کلیدی و حساس است. پیش از شروع به کار اهداف و مقاصدتان را مکتوب نمایید.۲٫ برای هر روز از قبل برنامه‌ریزی نمایید.افکار خود را مکتوب کنید. هر دقیقه‌ای که صرف برنامه‌ریزی می‌شود، در هنگام کار زمانی معادل پنج الی ۱۰ دقیقه صرفه جویی می‌شود.۳٫ از اصل ۲۰/۸۰ در تمام امور پیروی کنید.۲۰% از فعالیتهای شما، ۸۰% نتیجه بخش است. همواره بر آن بیست درصد متمرکز شوید.۴٫ پیامد کارها را درنظر داشته باشید.مهمترین و اساسی‌ترین وظایف و اولویت‌های شما آن کارهایی است که جدی‌ترین و بیشترین تاثیر را بر روی زندگی شخصی و شغلی شما می‌گذارد. بیش از هر کار دیگری بر روی این کارها متمرکز شوید.۵٫ از روش الف ب پ ت ث، فهرستی تهیه نمایید.سپس آن فهرست را اولویت بندی کنید و مطمئن شوید که مهمترین کارها در راس فهرست شما قرار دارند.۶٫ بر روی اهداف کلیدی تمرکز کنید.بر اهدافی که نتایج کلیدی دارند، متمرکز شوید و سپس با پشتکار فراوان برای حصول نتیجه اقدام نمایید.۷٫ از قانون عملکرد مفید اجباری پیروی کنید.هرگز وقت کافی برای انجام تمام کارها وجود ندارد. اما همواره وقت کافی برای انجام مهمترین وظایف وجود دارد. مهمترین کارها کدامند؟۸٫ قبل از اقدام به کار، تمام مقدمات آن را فراهم کنید.مقدمات کار را از پیش آماده نمایید تا عملکرد ضعیفی نداشته باشید.۹-در راستای اهدافتان هرآنچه که لازم است، فرا بگیرید.هر قدر اطلاعات خود را در انجام وظایف اساسی افزایش دهید، کارها را سریعتر و بهتر انجام می‌دهید.۱۰٫ قابلیتهای منحصر به فردتان را تقویت کنید.دقیقا مشخص نمایید که چه کاری را امروز و چه کاری را در آینده می‌‌توانید به خوبی انجام دهید. سپس با تمام وجود دست به کار شوید.دقیقا مشخص نمایید که چه کاری را امروز و چه کاری را در آینده می‌‌توانید به خوبی انجام دهید. سپس با تمام وجود دست به کار شوید .۱۱٫ محدودیتهای مهم و اساسی خود را بشناسید.عوامل بازدارنده‌ی بیرونی و درونی را مشخص نمایید. عواملی را که باعث تسریع در کار می‌شوند، معین نمایید و سپس موانع بازدارنده را از میان بردارید.۱۲٫ گام به گام حرکت کنید.اگر در انجام کارها گام به گام به جلو حرکت کنید، می‌توانید بزرگترین و دشوارترین کارها را به بهترین شکل ممکن انجام دهید.۱۳٫ خودتان را تحت فشار بگذارید.تصور کنید که مجبور به ترک اجباری شهر و دیارتان هستید. به گونه‌ای عمل کنید که انگار مجبورید پیش از رفتن تمام وظایف خود را به انجام برسانید.۱۴٫ توانمندی‌های خود را به حداکثر برسانید.ساعاتی را که کارایی ذهنی و جسمی شما به حداکثر توان خود می‌رسد، مشخص کنید و ضروری‌ترین کارهای خود را در این اوقات انجام دهید. برای بازدهی بیشتر به اندازه‌ی کافی استراحت کنید.۱۵٫ برای کار بیشتر به خودتان انگیزه بدهید.مشوق خود باشید. در هر شرایطی خوش بین باشید. به جای فکر کردن به مشکلات، در پی یافتن راه حلی مناسب باشید.۱۶٫ از تنبلی خلاق و سازنده کسب تجربه نمایید.هیچ کس قادر نیست که تمام کارها را انجام بدهد. بنابراین گاهی اوقات تعمداً از انجام برخی کارها که اهمیت چندانی ندارند، پرهیز کنید. با این تعلل آگاهانه، وقت کافی برای انجام کارهای اساسی خواهید داشت.۱۷٫ ابتدا مشکل‌ترین کارها را انجام دهید.روزتان را با سخت‌ترین کار آغاز کنید. کاری که بیشترین تاثیر مثبت را بر شما و کارتان بگذارد. تا آن را به پایان نبرده‌اید، دست از کار نکشید.۱۸٫ قورباغه‌ی خود را به قطعات کوچک تقسیم کنید.مهمترین کار خود را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنید۱۹٫ برای هرکاری زمان خاصی را در نظر بگیرید.برای انجام هر کاری مدت زمان خاصی را در نظر بگیرید تا در این مهلت مقرر بتوانید بر کلیدی‌ترین کارتان متمرکز شوید.۲۰٫ بر سرعت انجام کارهایتان بیفزایید.همیشه دقت کنید که اصلی‌ترین و مهمترین کارتان را سری‌تر از بقیه انجام دهید تا به عنوان فردی که کارهایش را با کیفیت و سرعت بالا انجام می‌دهد، مشهور شوید.۲۱٫ کارها را بر حسب اولویت انجام دهید.در فهرست کارهای خود اولویت‌ها را مشخص کنید و سپس به سرعت دست به کار شوید. بدون وقفه کار را تا انتها پیش ببرید. این عمل، یکی از رموز اصلی افزایش کارایی و بهره‌وری فردی است.مصمم شوید که هر روز و هر ساعت این تکنیک‌ها را تمرین کنید تا ملکه‌ی ذهن‌تان گردد. با داشتن این عادت مدیریت فردی و تبدیل آن به عنوان بخشی از نهاد و شخصیت خود، افق زیبای موفقیت و کامروایی در انتظار شماست.فقط کافیست دست به کار شوید و قورباغه را قورت دهید! در ادامه یک پیشنهاد رد نشدنی برای شما دارم. https://virgool.io/d/vcwrl1bz0lgq/http//:www.lobelia.co </description>
                <category>lobelia</category>
                <author>lobelia</author>
                <pubDate>Sun, 03 May 2020 16:59:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه داستان هملت ویلیام شکسپیر</title>
                <link>https://virgool.io/ketabaz/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%84%D8%AA-%D9%88%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D9%BE%DB%8C%D8%B1-mlljdwdccpek</link>
                <description> www.lobelia.co www.lobelia.coخلاصه ي داستان هملت، اثر ويليام شكسپيردانمارک،قرن پانزدهم،هملت شاهزاده ي دانمارک باشنیدن خبرمرگ پدرش به کاخ پادشاهی می آید و می بیند عمویش کلادیوس برتخت نشسته و بدون کوچکترین احترامی به آداب ورسوم ،بامادرش-ملکه گرترود-نیز ازدواج کرده است.هملت از این اوضاع برآشفت و بدگمان شد.تاا ینکه یک شب خواب دید روح پدر به هملت می گوید که گلادیوس او را از طریق چکاندن زهر در گوشش به وقت خواب کشته است.و درخواست انتقام می کند. هملت قول می دهد از دستور او اطاعت کند.با ورود دسته ای بازیگر دوره گرد،هملت برای اطمینان از درستی سخنان  روح و شبح پدر،از آنها می خواهد نمایشنامه ای به نام قتل گوندزاگا را درحضور شاه به روی صحنه بیاورند.موضوع این نمایش نامه ،به گونه ای باز آفرینی جنایت کلادیوس است.وداستانش به ماجرای کشته شدن شاهی به دست برادرش مربوط می شود..شاه به  هنگام تماشای نمایش آنچنان دچار آشفتگی      می شود که مجبور به  ترک تالار نمایش می شود.این عکس العمل کلادیوس به نمایش ،جرم اورا بطور حتم ثابت می کند.هملت پس ازاین ماجرا،بی درنگ پیش مادرش می رود و به زودي صدای نزاع مادر و پسر اوج می گیرد و هملت به مادرش اعتراف می کند که چقدر از وی متنفر است.و وقتی سایه ای را در پرده ي اتاق می بیند و چون تصور می کند که شاه درپشت پرده گوش ایستاده است ،شمشیررا می کشد ودر پرده های سنگین فرو می برد.ولی  پو لو نیو س –پدر افلیا   معشوقه ی هملت – که درپشت پرده پنهان شده  به جای کلادیوس به اشتباه کشته می شود.كلادیوس که تصمیم به نابودی هملت گرفته ولی نمی خواهد نرا آشکارکند او را به انگلستان می فرستد.دراین سفردو دوست دوران تحصیل  او به نام های  روزن کرانتس و گیلد نسترن نیز همراه هملت اعزام شده اند.اینان نامه هایی مبنی بر حکم قتل شاهزاده را با خود دارند اما با عوض شدن نامه ها به جای هملت این دو نفرکشته می شوند.دراین اوضاع  لائر تس پسر پولونیوس برای انتقام پدر به دنبال هملت است هم چنین  افلیا که ازکشته شدن پدرش به دست محبوب ازشدت غم و اندوه دیوانه شده ،پس از آنکه چندگل از کرانه رود می چیند خود را در آب می افکند و غرق می شود.هملت پس ازاینکه متوجه توطئه ي قتل خودش می شود،به دانمارک برمی گردد.کلادیوس در ظاهرمی خواهد هملت ولائر تس را آشتی دهد،به خواهش او هردو موافقت می کنند که برای سنجیدن خود،نه دریک دوئل بلکه درمبارزه ای نمادین شرکت کنند تا به داستان غم انگیز پایان داده شود.اما به لائرتس شمشیری می دهند که نوکش به زهر کشنده آغشته است.درطول این مبارزه ی تن به تن کلادیوس جامی زهرآلود به هملت می دهد،ولی گرترود بی خبر ،جام راسرمی کشدومی میرد.  سپس هملت زخمی می شود،اما پیش ازمرگ ،لا ئرتس را زخمی کشنده می زند.هملت ولائرتس هردو مجروح شده اند و   می دانندکه مرگشان حتمی است ،پس درپایان هردو بسوی کلادیوس حمله می برند واوراازپای در می آورند.  قسمتی ازنثر شاعرانه ی داستان دربخش پایالنی آن : بزرگترین قیصرها دیگرجز اندکی خاکستر نیست ،و آنکه  به لرزه  در می آورد اکنون به درد کمترین کارها       می خورد، به درد اینکه سوراخی را بدو مسدود کنند تا بادز مستانی به درون نوزد! www.lobelia.co </description>
                <category>lobelia</category>
                <author>lobelia</author>
                <pubDate>Wed, 08 Apr 2020 02:13:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب هفت عادت مردمان موثر اثر استفان آر کاوی</title>
                <link>https://virgool.io/@lobelia/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D9%81%D8%AA-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-t6m5ec4u08ew</link>
                <description> www.lobelia.coخلاصهکتابهفتعادتمردمانموثر ارتباطات موثرعادات مردمان موثر(برگرفته از کتاب هفت عادت مردمان موثر نوشته استفان کاوی ، ترجمه گیتی خوشدل )شما فکر می کنید آدمهای موثر چه عادات مهمی داشتند؟!! واقعا  وجه اشتراک مردمان موثر چیست؟مقدمه :عادات نقطه تلاقی سه عنصر است :1-      دانش: یعنی اینکه بدانیم چه کاری باید انجام دهیم.2-       مهارت : یعنی اینکه بدانیم آن کار را چگونه انجام دهیم.3-      اشتیاق : یعنی اینکه میل به انجام آن کار داشته باشیم.هفت عادت مردمان  موثر به روشنی نشان می دهد که موثر بودن – خواه در زندگی شخصی  خودمان و خواه در زندگی دیگران – محصول منش  یا رفتار ماست، نه ثمره قواعد و فنونی برای اداره یا کنترل کردن دیگران .این هفت عادت کاملا به همدیگر مرتبط می باشند.هفت عادت برنامه ای برای ایجاد تغییری بنیادی و پایدار و مادام العمر است ، مشروط به اینکه آنها را به دقت بیاموزیم. آنها را به دیگران تعلیم بدهید، و از همه مهمتر این که متعهد شوید آنها را هر روز در زندگی روزانه تان به کار ببرید.بعبارت بهتر ، با آنها زندگی کنیدتا بخشی از وجوتان بشوند.ثمرات این هفت عادت :1-      احترام به خود و اعتماد به نفس2-      تاثیر بر روابط انسان  (یاد میگیریم که هرگز زندگی خود را بر اساس نقاط ضعف دیگران بنا نکنیم.)3-      خواهید توانست در دیگران انگیزه ایجاد کنید4-      خلاقیت و شادی و هیجان و اشتیاق برای آموختنهمواره یادتان باشد که برای افزایش سطح آگاهی خود همواره باید برای آموختن بکوشید، آموخته ها را به دیگران بیاموزید و به آنچه آموخته اید با تامل عمل کنید.زندگی انسان دارای سه مرحله تکاملی استالف : اتکای کامل : معمولا تا حدود1 سالکی باید دکمه پیراهنمان را برایمان ببندند. غذا به دهنمان بگذارند و برای جابجایی بغلمان کنند .... کاملا متکی هستیم .ب: استقلال :زمانی میرسه که دیگه میگیم خودم. خودم میخام ببندم. خودم میخام بخورم . خودم میخام راه برم......ج : اتکای کامل : باز در ادامه که مثلا وارد مهد یا کودکستان شدیم ، می بینیم که باید قواعدی را رعایت کرد. باید تیمی زندگی کرد. باید پاسکاری کرد مثل فوتبال ، دیگه من میخام نداریم و جواب نمی ده و این سکانس در زندگی انسان طولانی ترین قسمته و همین می طلبه که جهت بهتر بازی کردن این قسمت هفت عادت مردمان موثر را یاد بگیریم.هفت عادت مردمان موثر، برگرفته از كتاب استفان كاوي، به قرار زيرند:عامل بودن؛شروع از پايان درذهن؛نخست به اولين ها پرداختن؛برنده - برنده انديشيدن؛اول فهميدن و سپس فهماندن؛هم افزايي (سينرژي)؛اره تيزكردن (پيشرفت مستمر و فرايندهاي پيشرفت).در این كتاب که يكي از مطرح ترين كتابهاي منتشرشده در زمينه مديريت و روان شناسي انسانهاست ، داراي يك سير تحولي از رشد شخصي (سه عادت اول) تا كار گروهي، همكاري و ارتباطات (سه عادت دوم) و در نهايت دوباره سازي و يكپارچه كردن همه عادتها (عادت هفتم) هستند.در ذیل به شرح هر یک از این عادات می پردازیم:اولین عادت : عامل بودناساسی ترین عادت مردمان موثر  &quot; عامل بودن &quot; است .عامل بودن یعنی مسؤلیت خود را به عهده گرفتن و یعنی ملامت نکردن اوضاع و شرایط یا اشخاص. این بهانه که رفتارتان حاصل شرطی شدن شماست ، ضد عامل بودن است ، ضد عامل بودن یعنی &quot; واکنشی بودن&quot; .وقتی میگوییم مردمان موثر &quot;عامل &quot; بودن، یعنی رفتارشان حاصل تصمیم و انتخاب آگاهانه خودشان ، و مبتنی برارزشهایشان است، نه ثمره اوضاع و شرایط آنها ، که واکنشی مبتنی بر احساس است.نخستين عادت، توجه به حق انتخاب است. مهمترين ايده پنهان پشت اين عادت اين است كه در يك شرايط مشخص، چه آن را خوشايند فرض كنيم چه ناخوشايند و طردشده در نظرش بگيريم، ما اجازه انتخاب داريم كه چطور با موضوع برخورد كرده و به آن بپردازيم.اگر به واژه مسئولیت (responsibility) توجه كنید، می بینید كه در اصل  response-ability یا (توانایی پاسخگویی) بوده است. به این مفهوم كه توانایی را دارید كه پاسخ یا واكنش خود را انتخاب كنید.مردمان موثر عامل اند، یعنی مسئول اند. در نتیجه رفتارشان حاصل تصمیم و انتخاب آگاهانه خودشان و مبتنی بر ارزشهاست. نه ثمره اوضاع و شرایط آنها ، كه واكنشی است مبتنی بر احساس .اگر كسي در خيابان يك بزرگراه به يكباره جلو ما بپيچد، احساس عصبانيت نسبت به شخص خاطي در ما برانگيخته مي شود. اما توجه داشته باشيم كه اين واكنش، خود يك انتخاب است. به استناد كتاب، واكنش بسيار موثرتر، گزينش واكنــش مخالف و بروز عكس العملي برخلاف عادت يا احساس طبيعي است. بااين رويكرد ما مي توانيم نسبت به هرچيز منفي، محركي مثبت نشان دهيم و زندگي شادتر و پرثمرتري داشته باشيم.صرف كردن انرژي براي عصبانيت، اگر توان غلبه برشرايط و نفوذ بر جايگاه غالب را نداشته باشيم، حركتي پوچ و بيهـوده است. حلقه هاي نگراني و حلقه هاي نفوذ يكي از تصويرهاي مفيد استدرون حلقه نفوذ، چيزهايي است كه ما توانايي تغيير آنها را داريم. درون حلقه نگراني چيزهايي است كه بايد نگرانشان باشيم، اما قدرت نفوذ و غلبه بر آنها را نداريم، مثل آن راننده اي كه راه ما را مي بندد. عامل بـــودن، مي گويد كه وقتمان را در حلقه نگرانيها تلف نكنيم و به جاي آن حلقه نفوذمان را بشناسيم و آن را توسعه بدهيم.برای تصریح این عادت کافیست مثال زیر را بادقت بیشتر بخونید:فرض کنید برنامه ریزی کرده اید که با اعضای خانواده تان به پیک نیک بروید.همه مقدمات را تهیه کرده اید و میدانید می خواهید به کجا بروید. اما ناگهان هوا توفانی می شود و همه برنامه هایتان را به هم می ریزد. افراد عامل همواره &quot; هوای درون &quot; خود را حمل می کنند ، و هوای درون خویش را به هر کجا که بروند ، همراه می برند. یعنی به شیوه یی سرشار از خلاقیت ، پیک نیک خود را در مکان دیگری برگزار می کنند و می کوشند از همان وضعییت ، بهترین ثمره را به وجود آورند. اما ضد &quot; عامل بودن &quot; واکنشی بودن است . واکنش اینگونه افراد نسبت به وضعیت بالا  این است که : &quot; فایده اش چیست ؟ پس از این همه تلاش و برنامه ریزی ،همه زحمات ما بر باد رفت .&quot; طبیعتا این روحیه منفی بر خودشان و همه اعضای خانواده  تاثیرمنفی میگذارد.واکنشی ها ،همیشه می خواهند از زیر مسوولیت شانه خالی کنند. این افراد به طرزی فزاینده احساس قربانی بودن و عدم تسلط می کنند و برای تشخیص کافیست بدانید که همواره  در حال ملامت کسی و یا چیزی هستند. حتی شاید ستارگان را هم به باد ملامت بگیرند.مثلا می گویند: آخر، من متولد فلان ماه هستم و به این دلیل هم عجول هستم و یا بر عکس ، وانگهی در طالع بینی من آمده که در این ماه نباید تصمیم حیاتی بگیرم ، در نتیجه تا ماه آینده صبر می کنم ، تا بتونم درست قضاوت کنم.&quot;از همه بدتر این که به شیوه یی رفتار میکنند تا بتوانند باور خودرا به اثبات برسانند. حال آنکه انسان عامل فقط ارزشها یی را انتخاب می کند که خودش در درون خود بتواند صحت و اعتبار آنها را تشخیص بدهد و تایید کند.یکی از بهترین راهها برای تشخیص میزان &quot;عامل بودن &quot; خود ، این است که ببینیم وقت و انرژی خود را صرف چه چیزهایی می کنیم. همه ما نگرانیهایی – در باره سلامت ، مشکلات شغلی ، فرزندان ، وامها ، قروض ، جنگ اتمی ، انرژی هسته ای و...... هزاران مساله دیگر – داریم. می توانیم حلقه نگرانی خود را از حلقه چیزهایی که در باره آنها نگرانی بخصوصی نداریم جدا کنیم.با نگریستن به امور درون &quot; حلقه نگرانی &quot; خود در می یابیم که چه چیزهایی بیرون از اختیارمان قرار دارند، و در مورد کدام چیزها می توانیم کاری انجام بدهیم. امور دسته اخیر را در حلقه کوچکتر که &quot; حلقه نفوذ&quot; است قرار می دهیم.با توجه به این که وقت و انرژی خود را بیشتر صرف امور کدام یک از این دو حلقه می کنیم ، می توانیم به میزان &quot; عامل بودن &quot; خود پی ببریم.انرژی مثبت حلقه نفوذ را وسیع می کند و افراد عامل همه تلاشهای خود را بر حلقه نفوذ خویش متمرکز می کنند.یعنی فقط به مسایلی می پردازند که زیر نفوذ مستقیم خودشان قرار دارد. ولی واکنشیها ، تلاشهای خود را بر &quot; حلقه نگرانی &quot; خویش متمرکز می کنند.برخی داستانها خیلی هم غیر واقعی نیستند!!!!!!!!!مواظب باشید ...شاید در این چنین لحظاتی دارند از شما عکس می گیرند و یا توانمندیها و مهارتهایتان را برای پست جدید کنترل می کنند...پس لبخند بزنید...عادت 2:   ذهنا از پایان آغاز کنید.مفهوم ضمنی این عادت این است که به روشنی ، مقصدتان را بدانید، تا بدانید که می خواهید به کجا برسید.  دقیقا مانند ناظر ساختمانی که هر روز صبح با نقشه ساختمان سر ساختمان می رود و ذهنا پایان کار را می بیند و می داند.و هر روز با استفاده از آن نقشه در باره جزییات کار آنروز تصمیم می گیرد.زیرا همواره دوآفرینش وجود دارد.! هرگونه آفرینش مادی به دنبال آفرینش ذهنی است .نجارها اصطلاحی دارند که میگن : &quot; دوبار اندازه بگیر و یکبار ببر.&quot;·                       برنامه خود را بنویسید.فلسفه و نظام ارزشی خود را تعیین کنید، شعار رسالت شخصی خود را در دل و ذهن خویش حک کنید.به جای اینکه خود را به علت آنچه در گذشته برایتان رخ داده – و در واقع بدلیل سابقه تان – محدود کنید، از طریق تخیل تان ، خود را به توانایی خویش متصل کنید.&quot; گذشته تان بخشی از خاطره تان است و توانایی تان بخشی از تخیل تان.&quot;تخیل خصیصه ای ،کاملا بشریست و حیوانات فاقد آنند.شما می توانید آگاهی خود را به هر بخش از آینده که بخواهید فرا افکنید.زمان و مکان در برابر قوه تخیل معنا و مفهومی ندارد. اگر بتوانید با وضوح و روشنی مجسم کنید ، بنیادی ترین اصول زندگی خودتان را کشف خواهید کرد.پس از این کشف ، می توانید آنرا بصورت شعار رسالت شخصی یا هدفنامه خود بنویسید.جوهر عادت دوم مردمان موثر نوشتن شعار رسالت شخصی است ، که میتوان آنرا &quot; عادت رهبری &quot; خواند، زیرا منظور از رهبری در اینجا – علاوه بر رهبری سازمانی – این است که شخص نخست رهبری خویشتن را به عهده گیرد. بنابراین با در نظر گرفتن این اصل که همه چیز دوباره آفریده می شود، رهبری باید نخستین آفرینش باشدو مدیریت ، دومین آفرینش .درنتیجه مدیریت ، رهبری نیست . رهبری با این مساله سر و کار دارد که : چه اموری را میخواهیم به انجام برسانیم.و مدیریت با این مساله که : چگونه می توانیم امور معینی را به بهترین شکل به انجام برسانیم.پیتر دراکر در این باره میگوید : &quot;مدیریت یعنی درست انجام دادن امور و رهبری یعنی انجام دادن امور درست.&quot;رهبری به تعیین مسیر می اندیشد ولی مدیریت به امور لجستیکی و اجرایی آن می پردازد.یه سوال ؟ آیا هیچ گاه از نردبانی بالا رفته اید ، تا در پله آخر متوجه شوید که نردبان از همان نخست به دیوار نادرست تکیه داشته است ؟برای ادراک عمیق این عادت مثالی بزنیم:در مکانی آرام ، در جایی که تنها هستید، جایی که حواستان پرت نمی شودتمرین زیر را انجام دهید:مجسم کنید که به مراسم تدفین عزیزی می روید.برای حضور در آنجا سوار ماشین خود می شوید و در پارکینگ آن محل ماشینتان را پارک می کنید و پیاده می شوید. به گلهای باغ توجه می کنید. همچنان که از میان مدعوین می گذرید ، چهره اندوهگین دوستان و خویشاوندانتان را می بینید که همگی باعث گردیده شما را، در شناختن مرده، حساس تر کند. وقتی به جلوی اتاق می روید و به درون تابوت می نگرید ، ناگاه خود را چهره به چهره خویشتن می بینید.!! آره این مراسم تدفین خودتان است که سه سال پس از تاریخ امروز انجام می گیرد!. همه این افراد برای بزرگداشت شما آمده اند تا قدردانی و محبتی را که نسبت به زندگیتان احساس می کردند ابراز کنند.وقتی بر صندلی می نشینید و منتظر آغاز مراسم می شوید ، به برنامه یی که در دست دارید می نگرید.قرار است که سه  نفر سخنرانی کنند. اولین نفر یکی از اعضای خانواده ، دومین نفر یکی از دوستان شماست و سوم ، یکی از همکاران شماست . اکنون عمیقا بیندیشید که هر یک از این سخنرانان در باره شما و زندگیتان چه می گفتند.؟ دوست داشتید کلام آنها شما را چگونه همسر یا پدر یا مادری معرفی کند؟ چگونه فرزند یا پسر عمو یا دختر عمویی یا عمه ای ؟ چگونه دوستی ؟ چگونه همکاری؟دوست داشتید که منش شما را چگونه می دیدند؟ می خواستید چه کمکها و ایثارها و توفیقاتی را به خاطر آورند؟ با دقت به جمع حاضران بنگرید . دوست دارید چه تفاوتهایی را در زندگیشان ایجاد کرده باشید؟ آیا می خواهید در زندگی آنها دگرگونی و تغییری را بوجود آورید ؟ چون هنوز سه سال فرصت دارید؟!!پس از این که به مطالعه ادامه بدهید ، چند دقیقه بنشینید و همه احساسهایتان را بنویسید. این کار به شما کمک می کند تا عمیقا مفهوم عادت 2  &quot; ذهنا از پایان آغاز کردن &quot; را دریابید.اگر بطور جدی تمرین تجسم بالا را انجام داده باشید ، لحظه ای، با ژرفترین و بنیادی ترین ارزشهای خود ، تماس حاصل کرده اید . این عادت یعنی، ایجاد کانونی محوری که بر مدار سلسله یی از اصول و ارزشها که، توسط خود شخص، تعیین شده، می چرخد.شما باید کانون توجهتان اصول باشد نه کار نه تملک نه تفریح نه دوست نه دشمن نه مسجد نه خود نه همسر نه خانواده نه پول . اصول را فدای موارد دیگر نکنید چرا که در نهایت احساس خوشبختی نخواهید کرد .پس شعار رسالت شخصی خود را بنویسید .عادت سوم:نخست ،امور نخست را انجام دهید.مردمان موثر به جای مدیریت زمان ، به مدیریت خویشتن می پردازند! به جای واکنش نشان دادن به مسایل اضطراری ، و به جای اینکه به ضخامت امور نازک بپردازند ، یا گرفتار امور بی اهمیت شوند، به اولویتها و ارجحیتهای خود توجه می کنند. یعنی امور نخست را ، نخست قرار می دهند.گوته می گوید : &quot; اموری که بیشترین اهمیت رادارند ، نباید قربانی اموری شوند که کمترین اهمیت را دارند.&quot; بنابراین ،اولویتهای خود را تشخیص و سازمان داده و اجرا نمایید.چهار نوع فعالیت وجود دارد :1-      کارهای ضروری و اضطراری( مثل بحرانها )2-      کارهای ضروری و غیر اضطراری( شناخت فرصتها – برنامه ریزی )3-      کارهای غیر ضروری و اضطراری( جلسات بی مورد – تلفنها )4-      کارهای غیر ضروری و غیر اضطراری( اتلاف وقت – تلویزیون – کارهای پیش پا افتاده )افراد موفق کسانی هستند که به امور دوم می پردازند . آنها هرگز مسایل را مورد توجه قرار نمی دهند بلکه ذهن را به فرصتها و راه حلها معطوف می دارند .&quot;نه گفتن &quot;به فعالیتهای دیگر مانعی ندارد و بهتر است بعضی کارها را به دیگران واگذار کنید .پس اوقات خود را به صورت هفتگی برنامه ریزی کنیدچه کاری برای موفقیتان بسیار مهم است ولی به آن نمی پردازید ؟و بدانید که هشتاد درصد نتایج ،فقط حاصل ،بیست درصد از کار و فعالیت شما است .برای اجرای درست اصول مدیریت خویشتن یا همان عادت سوم می توانید دو سوال زیر را از خود بپرسید و پاسختان را بنویسید:سوال 1:یک عمل را نام ببرید که اکنون آنرا انجام نمی دهید و اگر بطور منظم و پیوسته آنرا به انجام رسانید ، در زندگی شخصی تان تغییری مثبت و بسیار مهم به وجود می آورد.سوال 2:یک عمل را نام ببرید که اکنون آنرا  انجام نمی دهید و اگر بطور منظم و پیوسته آنرا به انجام برسانید ، در زندگی شغلی و حرفه یی تان تغییری مثبت و بسیار مهم بوجود می آورد.افرادی که به طرزی موثر ، مدیریت خویشتن را در پیش می گیرند ، نظم زندگیشان ناشی از درون خودشان ، و کنش اراده آزاد آنهاست ، یعنی پیرو ژرفترین ارزشهایی هستند که خود انتخاب کرده اند.اگر به مساله مدیریت زمان توجه کنیم ، می بینیم که اساسا وقت خود را صرف دو دسته از امور می کنیم  : امور مهم  و امور اضطراری .امور اضطراری نیاز به توجه فوری و بیدرنگ دارند.یعنی ما را تحت نفوذ و تسلط خود در می آورند .تلفنی که زنگ می زند ، مساله یی اضطراریست . امور اضطراری ملموس و  جلوی روی ما قرار دارند و انجام آنها خوشایند و آسان است ، اگر چه جزو امور مهم نیستند.حال آنکه امور مهم به نتایج مورد نظر ما ارتباط دارند، به این مفهوم که اگر مساله یی مهم باشد ، به رسالت و ارزشها و مهمترین هدفهایتان کمک می کند. ما نسبت به امور اضطراری واکنش نشان می دهیم ، حال آنکه امور مهم چون اضطراری نیستند ، نیاز به ابتکار عمل و عامل بودن افزونتری دارند. این ماییم که باید فرصتها را در یابیم و امور را به تحقق در آوریم.عادت 4:برنده/برنده بیندیشید.شش برداشت در مناسبات انسانی وجود دارد1-     برنده / برنده2-     برنده / بازنده3-     بازنده / برنده4-     بازنده / بازنده5-     برنده6-     برنده / برنده یا صرف نظرمفهوم نگرش &quot; برنده / برنده &quot; این است که همواره جویای منافع متقابل و دو یا چند جانبه ( از جمله منافع خودتان ، بسته به تعداد افرادی که  در آن پروژه یا برنامه شرکت دارند) باشید. در این عادت جایی برای رقابت و مقایسه وجود ندارد!  زیرا در عادت 4 ، کار گروهی و همکاری و برنده شدن همه کسانی که در آن ذینفع اند ، الزامی است . در عادت 4، به جای  &quot; من &quot; میگویید &quot; ما &quot;  و برای این &quot;ما &quot; نه کمترین ، بلکه بیشترین را می طلبید و به وجود می آورید.برنده / برنده در تمام جنبه های ارتباطی در صدد جذب منافع دو جانبه است .این سوال که چه کسی در زندگی مشترک شما برنده است ؟ پرسش مسخره ای بیش نیست . اگر هر دو نفر برنده نباشید ، هر دو بازنده اید .هرگز نباید در شرکتی که همه برای دستیابی به موفقیت نیاز به همکاری دارند بین همکاران رقابت برنده / بازنده برقرار شود .اگر عادتهای 1، 2 ، 3 عمیقا در وجود شخص ریشه نگرفته باشد، شاید با &quot;ذهنیت کمبود &quot; به عادت 4 رو آورد و به فنونی که به &quot; اخلاقیات شخصیت &quot; مربوط می شوند رجوع کند.در این صورت هر گاه فشار رو آورد ، دیگر بار به الگوی تظاهر و دورویی باز میگردد. و در اینجاست که انواع بیماریها و عصبیتها فرصت رشد پیدا می کنند. زیرا &quot; ذهنیت کمبود&quot; کشمکشهای درونی ایجاد می کند و نیروی شخص را می مکد.بعضی از افراد می پندارند یا باید انسانی نیکو خصال باشند یا سرشار از خشونت.! اما  نگرش &quot;برنده / برنده &quot; می گوید علاوه بر نیکی باید سرشار از شهامت بود.علاوه بر همدلی باید اعتماد به نفس داشت. علاوه بر با ملاحظه بودن باید شجاع باشید. آری ! ایجاد تعادل میان شهامت و ملاحظه ، جوهر بلوغ راستین است که برای نگرش &quot; برنده /برنده &quot; امری اساسی است.اگر شخصی بتواند احساسها و عقایدش را با شهامت و همچنین با ملاحظه احساسات و عقاید شخص یا گروه مقابل ابراز و متحقق کند، دارای بلوغ است.افرادی که دارای &quot; ذهنیت کمبود&quot; اند می خواهند دیگران مطابق میل و سلیقه آنها رفتار کنند اغلب خود را میان افرادی محاط می کنند که فقط &quot; بله قربان &quot; بگویند.عموما – عموم مردم - احساس می کنند که باید یا برنده باشند یا بازنده ، شاید این نگرش غلط  در میان عامه مردم مخصوصا در ایران ، ریشه اعتقادی داشته باشد. من خودم در کلاسهای ان ال پی ،یک مربع ،صد خانه – 10در 10-  روی وایت برد می کشم و میگوم که  اگر قرار باشد دو نفر ،خانه های  این جدول دوز بازی را ،به گونه ای پر کنند که، هر کس سه مهره خودش را در ردیفهای افقی، عمودی و یا مورب مجاور هم قرار دهد بابت هر مهره مثلا هزار تومان جایزه دارد. وقتی بازی شروع می شود طرفین به فکر برنده شدن خود نیستند بلکه همه اش به فکر برنده نشدن طرف مقابل هستند. حال آنکه اگر ظرفیت این جدول صدخانه صد هزار تومان است می توانند با تفکر برنده / برنده کل ظرفیت را از آن خود کنند.بنابراین ما باید ملتفت باشیم که رقابت در بسیاری از جاها باید به رفافقت تبدیل شود. بسیاری از اهداف در زندگی روز مره ما اهداف گروهی است.عادت5: نخست گوش فرا دهید ، سپس بخواهید به شما گوش کنند.اغلب مردم با نیت پاسخ دادن ، به سخنان دیگران گوش می کنند و نه اینکه قصد درک آن را داشته باشند . همچنین عقاید ، احساسات و داوریهای خود را دخیل کرده و برای پاسخ به یکی از چهار روش زیر توسل می جوییم :1-     ارزیابی : موافق انجام کاری یا مخالف2-     بازجویی : سوال پیچ کردن مخاطب3-     تحمیل پند و اندرز : نصایح حکیمانه خود را بر دیگران تحمیل می کنیم4-     تعبیر و تفسیر : رفتار و انگیزه های دیگران را بر حسب رفتار و انگیزه های خود می سنجیمدر بسیاری از مواقع برای تغییر وضعیت فرد نیازی به پند و اندرز و توصیه نیست . غالب مردم پس از اینکه مجالی برای ابراز احساسات بیابند مسائل خود را می شکافند و در نتیجه راه حلها خود آشکار می شوند .عادت 5 ، یعنی بگذار اول من به تو گوش کنم، و بیشتر مردم بر عکس این کار را انجام می دهند.! می خواهند اول خودشان حرف بزنند ، وضعیت خود را روشن کنند و مورد تفاهم قرار گیرند. خب ، وقتی هر دو طرف بخواهند اول حرف بزنند،  مونولوگ جمعی  - گفتگوی مرده – ایجاد می شود. چرا ؟ زیرا در واقع گفتگویی یک نفره است ، اگر چه در حضور یک نفر دیگر انجام می پذیرد .در این حال ، شخص واقعا به حرف دیگری گوش نمی کند، یا دارد حرف می زند ، یا خودش را برای آنچه می خواهد بگوید آماده می کند.عادت 5 می گوید نخست گوش کنید ، آنگاه نظرتان را بیان کنید. نخست خودتان وضعیت دیگری را درک کنید ، آنگاه بخواهید مورد تفاهم قرار گیرید.این عادت مستقیما به شیوه ارتباط برقرار کردن مربوط می شود و کلید ایجاد همدلی و روابط مبتنی بر نگرش &quot; برنده /برنده &quot; است.در آموزش نخست خودتان باید بیاموزید و آنگاه تعلیم بدهید ، به هنگام تربیت فرزندان ، نخست باید وضعیت آنها را درک کنید و حرفشان را بشنوید و آنگاه به آنها اندرز یا آموزش دهید. یعنی باید سرشار از همدلی باشید.گرایش بیشتر مردم ما این است که بر اساس تاریخچه زندگی یا تجربه شخصی خودشان برای دیگران دارو تجویز کنند. ما آنقدر مشتاقیم شتابزده حرف دیگران را قطع کنیم و نصیحت کنیم ، و با اندرزهای حکیمانه خود همه چیز را اصلاح کنیم ، که اغلب اوقات فرصت تشخیص دادن _ و این مجال نخست گوش فرا دهیم و عمیقا مساله را درک کنیم_ به خود نمی دهیم.آیا می توانید حدس بزنید تا چه اندازه باید از احساس امنیت درونی سرشار باشید تا بتوانید دقیقا به شخص مقابل گوش فر دهید؟ به ویژه زمانی که نمی دانید آن گفتگو به کجا خواهد انجامید؟  زیرا باید آنقدر قابلیت انعطاف داشته باشید ، تا بتوانید خود را با هر گونه وضعیتی انطباق دهید . چون وقتی به دیگری گوش فرا می دهید ، به حیطه یی ناشناخته گام می نهید . به این دلیل باید نخست عادتهای 1و 2 و 3 را که به &quot; منش &quot; مربوط می شوند ، در خود پرورش داده باشید . آنگاه به سراغ عادتهای 4 و 5 و 6 بروید که به &quot; شخصیت &quot; ارتباط می یابند.پدری نزد من آمد و گفت : نمی توانم پسرم را درک کنم ، اصلا به من گوش نمی کند! – درد بسیاری از والدین !-.پرسیدم : پسرت را درک نمی کنی ، چون به تو گوش نمی کند؟گفت : بله ، همین طور است .دوباره پرسیدم : پسرت را درک نمی کنی ، چون به تو گوش نمی کند؟گفت : بله ، همین را گفتم ، منظورتان چیست ؟جواب دادم : فکر می کردم برای این که دیگری را درک کنی، خودت باید گوش بدهی.گفت : اما من که اورا درک می کنم. آنچه اکنون بر او می گذرد ، خودم قبلا گذرانده ام . خودم قبلا تجربه های او را داشته ام .گفتم : اما این نگرش بر اساس تاریخچه زندگی شخصی توست .حال آنکه باید از چهار چوب مرجع خودش به وضع او نگاه کنی، واین کار علاوه بر مهارت ، قدرت عاطفی می طلبد که ناشی از پرورش عادتهای 1و 2 و3 در خویشتن است . بیشتر افراد توانایی گوش فرا دادن را ندارند، چون هنوز این 3 عادت را در خود پرورش نداده و درونی نساخته اند.اما اگر حقیقتا به دیگری گوش فرا دهید ، چه خطری تهدیدتان می کند؟ امکان دارد عوض شوید و تغییر کنید.یادتان باشد کسانیکه وانمود می کنند نظر دیگران برایشان اهمیت ندارد ، در واقع بیش از اندازه به نظر دیگران اهمیت می دهند. به همین دلیل می خواهند از طریق گوش ندادن از خود دفاع کنند. زیرا بسیار آسیب پذیرند و می ترسند تمام وجودشان محو و زدوده شود.شخصی که میخواهد عمیقا ارتباط بر قرار کند می پرسد : بگذار اول خودم به تو گوش کنم تا ببینم که می توان وضعیت تو را بطور کامل درک کنم ؟ حال بیشتر مردم بطور معکوس عمل می کنند.یعین می گویند : من که متوجه هستم و می فهمم . او به من گوش نمی کند. یا او نمی کوشد حرفم را بفهمد و وضعیت مرا درک کند.اگر می خواهید ارتباط واقعی بر قرار کنید ، بکوشید مساله را از چهار چوب ذهنی آن شخص ببینید. مثلا می توانید بگویید : فکر می کنم گفتی که ...... یا فکر می کنم این احساس را داری که .....گاه دیدن وضعیت از دیدگاه کسی که به شما نزدیک است دشوار به نظر می رسد ، اما غیر ممکن نیست.و اما آخر یک توصیه کار ساز: آزموده شده و موثر!!!!بیایید برای یک بار هم که شده ، برنامه ریزی  و مدیریت خانه خود را به پسر یا دختر ده دوازده ساله تان که تاکنون به حرف دوستانش بیشتر از حرف شما گوش داده واگذار کنید.یه برگ A4 به دستش بدهید تا اولین  قرارداد خانوادگی شما بنویسد و برای خانه قانون مشخص کند و طرح طراحی کند. – با مشارکت شما باید ها و نبایدهای اعضای خانواده  را بنویسد -  و در این طرح زیبا و کارساز ؛وظایف و اختیارات و حقوق اعضای خانواده را مشخص کند.- مستحضر باشید که اگر بچه شما یک تومان کاسبی کند بهتر است ازاینکه صد تومان در جایی بیابد و رسیدن ساده بچه به هر چیزی که بخواهد ، بزرگترین خیانت والدین این زمانه به بچه هاست !- در این طرح الهی هدف یا اهداف مشترک خانه مشخص می شود و اقداماتی که باید انجام دهند نیز مشخص تر، ضمن اجرا و کنترل مصوبات این قرارداد ترجیحا توسط فرزندان انجام شود.البته توصیه نمی شود که او هر چه بر روی کاغذ نوشت  شما بپیذیرید ولی بعنوان مادر و پدر و برادر و خواهر بزرگتر روی تک تک مواد قرارداد قبل از توافق همگانی در یه جلسه  به ریاست فرزند 12 ساله خود به توافق می رسید. ولی یادتان باشد که در صورت موافقت جمعی ، برای قرارداد شماره یک خانوادگی خود احترام قایل شوید.باور کنید این نسخه را بنده برای زندگیهای لجام  گسیخته زیادی تجویز کرده ام -  طول کلاسهای ان ال پی – و تاثیر شگرف آنرا دیده ام.شاید کارساز ترین  دارو ، برای خانواده هاییکه امر و نهی و سرزنش والدین – ناآگاهانه و از روی دلسوزی- باعث شعله ور شدن آتش لجاجت شده ، این توصیه باشد که :از دریچه نگرش یکی از فرزندان – شرورترین آنها- زندگی خود را پروگرام کنند و پس از بحث و تبادل نظر کلیه افراد بر سر تک تک مواد قرارداد خانواده – شما حتی می توانید بخواهید که برنامه غذایی کامل هفته را نیز در قرارداد با رعایت سلیقه افراد خانواده  گنجانده شود- ، صورتجلسه مورد توافق اکثریت قرار گیرد. بعد از این قرار داد ، پول یا پاداش یا تنبیه بر اساس قانون حاکم بر خانه خواهد بود.شاید این موثرترین نسخه برای خانواده های ایرانی باشد که در ژاپن هم تجربه شده و بسیار کارساز است.عادت 6: سینرژی : انرژی گروهی ایجاد کنید.برآیند نیروی جمعی از جمع تک تک نیروها بیشتر است .بها دادن به تفاوتها ( تفاوتهای ذهنی ، احساسی و روانی ) جوهره کار تیمی است .عادت 6  ، ثمره نهایی یا ایجاد راه حلهای تازه و بهتر و گروهی است. راه حلهایی بهتر از آنچه نخست هر یک از افراد پیشنهاد کرده بودند. سینرژی ضد مصالحه و سازش است.به تعبیر دیگر یعنی &quot; کل &quot; بزرگتر ازمجموع اجزای آن است. عادت 6جنبه خلاق عادت 5 است.در اینجاست که خلاقیت خود را به کار می گیرید و راه حلهای تازه و بهتری را جستجو می کنید. بیشتر مردم به جای سینرژی ( همکاری خلاق ) ستیز یا گریز را در پیش می گیرند. هر دوی این شیوه ها ناشی از الگوهای ارتباطی نابالغ است.برای تصریح و تشریح موضوع :فرض کنید می خواهید برای تعطیلات به کنار دریا چه یی بروید ،چون به پسرانتان قول ماهیگیری داده اید . اما همسرتان می خواهد برای تعطیلات به عیادت مادرش برود که بیمار است و در شهر دیگری زندگی می کند.دیدار مادر بیمارش برای همسرتان بسیار مهم است و رفتن کنار دریاچه و تعلیم تعهد و خوش قولی به پسرانتان نیز برای شمااهمیت دارد.اما مادر همسرتان سخت بیمار است و بجز این تعطیلات مجال دیگری برای دیدار مادرش ندارد. در چنین موقعیتی چه می توان کرد؟در نهایت عشق و احترام با یکدیگر گفتگو می کنید ، زیرا یکدیگر را دوست دارید و این علاقه سبب می شود که نسبت به یکدیگر سرشار از تفاهم و همدلی باشید و این یعنی سینرژی . زیرا سینرژی یعنی کل بزرگتر از مجموعه اجزای آن است . رابطه میان اجزا نشانه وجود اجزاست. و اگر بخواهید در این مورد عادت  5 ( نخست گوش دهید و سپس بخواهید گوش دهند ) را بکار گیرید ، شاید به همسرتان بگویید : &quot; چرا وقت دیگری مادرت را نبینیم ؟ &quot;  یا &quot; چرا تلفنی حال مادرت را نپرسیم ؟ &quot; همسرتان نیز شاید از شما بپرسد : &quot; کمکم کن تا متوجه بشوم که به چه دلیل در چنین موقعیتی ماهیگیری این قدر برایت اهمیت دارد؟ چرا برای تعطیلات نزد مادرم نرویم و تو جای ماهیگیری ، سرگرمی دیگری را برای بچه ها انتخاب نکنی؟ مگر ما می دانیم که مادرم تا چه مدت زنده می ماند؟&quot;فرض کنید شما جواب می دهید : &quot; حق با توست . می توانم نقطه نظرت را درک کنم . اما پسران ما اهمیت دارند . آنها مشتاقند به ماهیگیری بروند . یادت هست چقدر از روی کتاب به آنها درس ماهیگیری دادیم و در این باره با آنها صحبت کردیم ؟&quot;در نهایت محبت و احترام آنقدر با یکدیگر گفتگو می کنید تا به راه حل بهتر و تازه یی برسید.اما اگر قدرت طلب باشید ، شاید بگویید : &quot; من که نظرت را نپرسیدم . هر وقت بخواهم نظرت را بدانم ، خودم سوال می کنم. ما به هر حال به ماهیگری می رویم.&quot; و اگر عادت داشته باشید نقش قربانی و مظلوم را ایفا کنید شاید بگویید:&quot; هر بلایی که دوست داری بر سرم بیاور. تو همیشه برنده هستی و من هم همیشه بازنده .&quot;در مورد نخست به شیوه &quot;برنده / بازنده &quot; سرگرمید.در مورد دوم به شیوه &quot; بازنده / برنده &quot; سرگرمیدو هیچ یک از اینها شیوه &quot; برنده /برنده &quot; نیست.یک راه دیگر هم این است که عادتهای 4 و 5 و 6 را به کار گیرید . فرض  می کنیم دارای &quot; ذهنیت فراوانی &quot; هستید  و در نتیجه از احساس ایمنی درونی سرشارید و می توانید به گفتگویی سازنده بپردازید و بگویید : &quot; آیا موافقی به شیوه ای گفتگو کنیم که بتوانیم به راه حلی برسیم که برای هر دوی ما مطلوب باشد؟ می خواهم اول خودم به تو گوش کنم . از حرفهایت این طور فهمیده ام که دیدار مادرت برایت بسیار مهم است ، چون مدتی است که او را ندیده ای و خواهرت مدت زیادی سرگرم پرستاری از او بوده است.&quot;آنقدر ادامه می دهید تا مطمین شوید همسرتان می داند که وضعیت اورا کاملا درک کرده اید.آنگاه شاید بگویید : &quot; اما می دانی که پسرهایمان چقدر برای درسهای خود وقت صرف کرده اند تا در امتحانات موفق شده اند؟&quot; آنوقت اطمینان حاصل کنید که همسرتان – یا شخص مقابل – شما را درک کرده است.این همدلی و تفاهم متقابل ، احترام و تاکیدی چندین برابر ایجاد می کند. در این صورت به نگرشهای &quot;برنده/بازنده &quot; و یا &quot; بازنده /برنده &quot; روی نمی آورید.به سازش و مصالحه نیز نمی پردازید.بلکه وارد مرحله خلاقیت و ایجاد امکانات و راه حلها و انتخابهای تازه  می شوید. و در نزدیکی محل زندگی مادر همسرتان دریاچه یا رودخانه ای پیدا می کنید . شاید این دریاچه یا رود خانه به خوبی آنچه در نظر داشتید نباشد . اما قطعا احساس بهتری در شما به وجود می آورد. زیرا همسرتان و مادر او را در نهایت احترام دوست دارید و مشتاقید که نیاز هسرتان  و نیز نیاز ماهیگیری پسرانتان را بر آورده سازید. در نتیجه ، نگرش &quot; برنده /برنده&quot; را انتخاب می کنید. آیا اگر به کنار دریاچه ای بجز آنچه در نظر داشتید بروید ، سازش و مصالحه است؟ فقط راه حلی بهتر و سازنده تر است. شاید بعضی از افراد آن را سازش و مصالحه بخوانند و بگویند : &quot; در ابتدا می خواستی به دریاچه معینی بروی. &quot;اما شما این انتخاب تازه را سازش نمی خوانید . زیرا هم به همسرتان و هم به مادر او اهمیت می دهید . همسرتان نیز آن را مصالحه و سازش نمی خواند . چون او نیز نمی خواهد که پسرانتان بی برنامه باشند و از در و دیوار بالا روند. او نیز می خواهد که بچه ها یتان تفریحی آموزنده و سازنده داشته باشند . در این صورت همسرتان از مادرش دیدار و پرستاری می کند ، و همچنین می بیند که شما هم برنامه مورد علاقه تان را از دست نداده اید.این شیوه ارتباط را می توان برای هر وضعیتی به کار گرفت. من بر اساس تجربه مستقیم و حرفه ای خودم ،  معتقدم که اگر افراد عادتهای 4 و 5 و 6 را به کار گیرند ، می توانند در هر موقعیتی – در انواع و اقسام مذاکرات حقوقی ، سازمانی ، گرو هی  و حتی مشکلات زناشویی – بی رد خور و بدون استثنا ، به راه حلهای بهتر از راه حلهای پیشین برسند و موثر واقع شوندعادت 7 : اره را تیز کنیدعادت اره تيزكني، به مـــــا مي گويد كه در مقايسه سفر با مقصد، اهميت سفركردن را بدانيم. مردمان موثر براساس اين عادت، مردماني هستند كه به طور مداوم بازنگري و نوسازي آنچه را انجام مي دهند و روش آن را مدنظر قرار مي دهند.گاه که به عواقب عظیم ناشی از چیزهای کوچک می اندیشیم ، به این نتیجه می رسیم که اصولا هیچ چیز حقیری وجود ندارد .گاه دست از کار بکشید و در گفتار و رفتارمان درنگ و تامل کنیم . بازسازی باید در چهار بعد صورت گیرد :1-     جسمانی ( ورزش ، تغذیه ، کنترل فشارها )2-     ذهنی ( مطالعه ، تجسم ، برنامه ریزی ، نوشتن )3-     معنوی ( تعیین ارزشها ، تعهد ، مطالعه و نیایش )4-     عاطفی اجتماعی ( خدمت ، همدلی ، روحیه تیمی ، امنیت باطنی )نباید از اکتشاف باز ایستیم و غایت همه اکتشافهایمان رسیدن به همانجایی خواهد بود که از آن آغاز کرده ایم ، تا برای نخستین بار همان جا را بشناسیم . www.lobelia.co </description>
                <category>lobelia</category>
                <author>lobelia</author>
                <pubDate>Wed, 08 Apr 2020 01:12:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب مردان مریخی زنان ونوسی</title>
                <link>https://virgool.io/@lobelia/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%88%D9%86%D9%88%D8%B3%DB%8C-yegxtnxdrcdx</link>
                <description> https://virgool.io/p/yegxtnxdrcdx/www.lobelia.co خلاصه کتاب (مردان مریخی ، زنان ونوسی )مقدمهمتن زیر نگاهی گذرا به کتاب مردان مریخی ، زنان ونوسی اثر جان گری است . این کتاب شامل 13 فصل است . فصل اول : رابطه مردان مریخی ؛ زنان ونوسی ، فصل دوم : آقای عقل کل و کمیته بهبود خانواده ، فصل سوم : مریخی ها و ونوسی ها در برخورد با مشکلات ، فصل چهارم : چگونه به همسرانتان انگیزه دهیم و او را سر شوق آوریم ، فصل پنجم : حرف زدن به زبان های گوناگون ، فصل ششم : مرد ها مانند کش عمل می کنند ، فصل هفتم : زن ها مانند امواجند ، فصل هشتم : کشف نیاز هی گوناگون ، فصل نهم : پرهیز از مشاجره ، فصل دهم : امتیاز دادن به جنس مخالف ، فصل یازدهم : به چه طریق احساسات ناخوشایند خود را بیان کنیم ، فصل دوازدهم : چگونه از دیگران در خواست حمایت کنیم ، فصل سیزدهم : شیوه ی حفاظت از عشق جاودانه . در این متن نگارنده  13 فصل کتاب مردان مریخی ، زنان ونوسی را در بخش های شبیه به هم قرار داده است که به شرح زیر است .شروع رابطه مردان و زنان از جایی آغاز می شود که با نظر انداختن به ساختارشان بدون هم نمی توانستند به کمال برسند و هرکدام بدون یکی دیگر ناقص بودن را احساس کرده و از آن رنج می بردند . اما فراموش نشود که هیچکدام مانند هم فکر نمی کنند و رفتارشان شبیه هم نیست . گاهی یک جواب نابجا از طرف مرد ، زن را به هم می ریزد و همین طور یک امر و نهی مقتدرانه همه ی مرد و خصوصیاتش را زیر سوال می برد .زنان نیاز به توجه دارند :کوتاه گوش دادن و یا توجه ندادن هنگام سخن گفتن به زنان خشم آنان را بر می انگیزد . فراموش نشود زن به دنبال یک همدردست و برای راه چاره با شما سخن نمی گوید . این را اضافه کنیم رویاهای خودروهای پر قدرت رایانه های پر سرعت و پیشرفت های زود هنگام با خیال پردازی های عشق گونه بانوان تضاد داشته و نیاز به تعادل و مدیریت است .در نتیجه ونوسی ها به روابط بیشتر از کار و فناوری اهمیت می دهند.فکر تغییر دادن مرد ها را از سر بیرون کنید :زمانی که مرد احساس کند در صدد تغییر او هستید و یا احیانا در جایی قوت و نیرویی او را نادیده می گیرید دچار شکست شخصیتی شده و از این که موضع تدافعی را اتخاذ کند تعجب نکنید.مردان را اینگونه بدانیم که :از پس همه ی مشکلاتشان بر می آیند مگر در جایی که در خواست کمک کنند.و اگر همیشه زن بخواهد به عنوان یک نیروی کمکی خود را نشان دهد تنها و کمترین نتیجه ی این کار اعتماد نداشتن به خود توسط مرد خواهد بود و باز هم یک شکست برای مرد تلقی می شود .درون گرایی و کلام دو اصل متفاوت :مرد ها وقتی به مشکلی بر خورد می کنند یا می خواهند کاری را انجام دهند بیشتر در خود فرو رفته و بهتر است در این شرایط حتما همسرمان را تنها گذاشته و بعد از یک استراحت یا تغییر حالت جویای حال وی بشویم.صحبت کردن و در میان گذاشتن مشکلات مطلبی است بسیار مهم که برای زن ها خیلی حساسیت ایجاد نمی کند و وقتی دچار مشکل می شوند دور هم جمع می شوند و به سادگی در مورد مشکلاتشان با هم صحبت می کنند .در نتیجه مطرح نکردن و حرف نزدن مردان در هنگام بروز مشکلات و یا پدید آمدن شرایط جدید دلیل بر بی توجهی است نه صحبت کردن زیاد خانم ها حکایت پر حرفی آن ها دارد .مشکلات برای زنان اولویت ندارد :مرد ها ذهن خود را معطوف به یک مسئله کرده و تا حل نهایی بر روی همان یک مسئله تمرکز داشته باشند . برعکس این ماجرا زنان هنگام سخن گفت مشکل خاصی را مطرح نمی کنند و کلیات و جزئیات ریز و درشت برای آنان معنایی ندارد .به یاد داشته باشیم زنان هنگام سخن گفتن از مشکلات خود دنبال ارائه راه حل حداقل در مرحله اول نیستند . آنها به دنبال یک شنونده ی خوب هستند که بتوانند با او سخن گفته و به آرامش نسبی برسند . در این لحظات که به آقایان سفارش می شود تمام ذهن خود را به زن معطوف نموده و به او توجه نمایند.مواظب باشیم که در مرد نکته بر عکس هست و زمانی آقایان شروع به حرف زدن در مورد مشکلات و درگیری های ذهنی شان صحبت می کنند که :  1 . دیگری را مقصر جلوه بدهند . 2 . خود به بن بست رسیده و خواهان ارائه راه حل توسط مقابل باشند . در چنین شرایطی از سرزنش پرهیز شود .پایان بخش این نکات اشاره به هزینه ی پرداختی برای حل مشکل و آرام کردن زنان است و آن اینکه زنان اصل ماجرا را اول بگویند و مردان فقط شنونده ی خوبی باشند .نیروی مردانه :قابل اعتماد و اتکا بودن حسی است که در درون مرد ها موج می زند او دوست دارد همسرش در تمام مراحل زندگیش از او کمک بگیرد . پیروز همیشگی میدان بودن تنها خواسته ای هست که در برد و باخت زندگی برایش تصور می شود . هیچ وقت به باخت فکر نمی کند .اما فراموش نشود در زندگی زناشوئی برد و باخت معنایی ندارد هر کدام بازنده شوند آثار مخرب باخت دامنگیر طرف مقابل نیز خواهد شد .کافیست دریچه ی قلب یک مرد باز شود اینجاست که به دیگران نیز مانند خود توجه می کند و تمام توان خویش را برای طرف مقابلش و برای خوشحال کردنش بکار می گیرد.خواسته های ناچیز ولی مهم :این حس یک زن هست که از او دلجوئی شود . او خواهان این است در قبال صحبت ها و عشق هایش واکنش ببیند حتی به یک کلمه یا جمله ی کوتاه .با آمدن همسر در زندگی زن احساس می کند حمایت می شود . می تواند اعتماد کند اما ترس از داشتن خواستن های زیاد قضاوت های نا بجا و طرد را در موردش اجرا کنند .آنان خود را شایسته ی دوست داشتن می دانند و مسئولیت پذیری را بسیار دوست دارند . هرگاه سر بسته و نا مفهوم صحبت کنند خواهان نوعی حمایت و توجه خاصی از طرف همسرشان هستند که اگر این اقدام صورت نگیرد پیامد های نا گواری را به همراه خواهد داشت . سکوت ناگهانی مرد نا امنی عجیبی در زنان ایجاد می کند برای جلوگیری از چنین حالتی حتما در قبال جملات و کلمات زنان عکس العمل نشان داده شود حتی با یک کلمه ای همچون (( خوب )) .مردان و استقلال :محبت و عشق بسیار در زندگی لازم و کاربردی هست اما در مردان گاهی نتیجه ی معکوس می دهد یعنی نه تنها جذب نمی کند دفع هم دارد . مثلا تکرار کردن یا متذکر شدن ساعت ملاقات یا تذکر دادن و سفارش کردن برای پوشیدن مناسب همه ی این ها خوب و مطلوب هست اما مرد احساس ضعف کرده ناراحت می شود .قرار نیست احساسات سرکوب شود فقط کافی است طوری بیان شود که نه احساس ضعیف بودن کند نه مورد حمله و سرزنش قرار گرفتن را در خود ببیند .هنگام بروز مشکلات می شود آن را تقسیم کرد از ریشه و ایجادش گرفته تا حلش .پس برخورد یک طرفه و گفتن کلمه ای همچون (( همش تقصیر توست )) سقف اراده و قدرت مرد را یکباره بر سرش خراب می کند .حس استقلال داشتن یک مرد گاهی او را از زن جدا کرده ولی وقتی نیاز به عشق را وقتی در خود احساس کرد با اشتیاق بیشتری به سوی زن باز می گردد .ارتباطات ریشه ای :خیلی از خانواده ها در یک فضای صمیمی و سرشار از محبت زندگی میکنند . زنان اگر در خانه ی والدین از این مزیت ارتباطی برخوردار نبوده باشند و بیشتر در فضای خشم و غضب و عصبانیت طی زمان کرده باشند به شدت با مشکل مواجه خواهند بود .لذا مردان در مواجه با چنین مواردی مسئولیت سخت تری دارند .هم باید بتوانند کمک کنند همسرانشان عصبانیت و خشم خود را بروز دهند و از طرفی هم مدیریت کنند .برای مردها همیشه عصبانیت مفید نیست هر چند برای جلوگیری از غم و غصه مفید است ولی در مورد خانم ها فرو بردن خشم بسیار مضر می باشد .گاهی بد نیست از خودمان سوال هایی داشته باشیم تا بهتر بتوانیم کنترل کنیم.چرا باید در این شرایط عصبی بشوی ؟چه چیزی تو را اینقدر بهم ریخته ؟از دیگران نیز کمک بخواهیم همیشه قدرت خودمان برای پایان بردن یک کشتی به گل نشسته کافی نخواهد بود . درخواستمان را شفاف و گویا و برای اهلش بیان کنیم . نه به همه شکل و نه با هر کسی . زنان در این ماجرا بیشتر از مردان نیاز حمایت دارند اما چون عنصر عشق را کارآمد می دانند لذا از بیان خودداری می کنند و متوقع هستند که همسرانشان خود متوجه شوند که آن ها نیاز به کمک و حمایت دارند و اگر چنین اتفاقی نیافتد و همسر اورا حمایت نکند زن مرد را بی لیاقت و نا توان می پندارد .عدم تفاهم و توافق برابر است با تنش و جر و بحث :مشاجرات احساسات و عواطف طرفین را خدشه دار می کند .مخرب ترین آفت و دلیل برهم ریختگی در روابط زناشوئی جر و بحث می باشد.مهمترین و اولین قدم برای پیش نیامدن این مشکل شفاف صحبت کردن در یک فضای آرام و به دور از تعجب است .در مرحله بعد برای کاهش فشارهای روانی و پایین آوردن سطح مشاجره به محبت ها و خوبی های طرف مقابل فکر کنیم .تسلیم شدن راه حلی است که بیشتر خانم ها از آن استفاده می کند از خود گذشتگی و در نظر نگرفتن خود و خواسته های خود یکی از روش های یک زن هست که البته در دراز مدت عواقب بسیار سوئی را به همراه دارد .مراقب باشیم یک جر و بحث حس اعتماد و محبت ما را نگیرد و از بین نبرد .مرد ها دوست ندارند همسرشان قصد اصلاح و و تغییر آن ها را در سر بپرورانند لذا اگر چنین حسی را داشته باشند سطح و عمق جر و بحث به صورت غیر قابل پیش بینی بالا خواهد رفت . یکی دیگر از عوامل شدید شدن سطح مشاجرات جواب های سرسری دادن مردان در قبال سوالات و شبهات موجود در ذهن زنان هست که می توان با تفصیل و توضیح بیشتر این قدم موثر را برای بهبودی روابط برداشت .کلیدی برای حل سریع مشاجرات :عذرخواهی و ابزار تاسف از پیش آمدن مشاجره یکی از سریعترین راه حل های پایان یافتن یا حتی حل بحران مشاجره می باشد .این کار را بیشتر زنان انجام می دهند ولی مرد ها نیز اگر آن را به معنی اشتباه کرده ام و تایید کوتاهی شان ندانند می توانند از این عنصر استفاده کنند .مستقیم و شفاف بودن :اگر زنی با کنایه و با اشاره بخواهد مشکلش را بیان کند در اصل باب وسیعی را برای شروع مشاجره باز کرده است . حتی سوال های خود را در مورد مردان تدوین و بدون قصد بیان کنید . صمیمانه سوال کردن با توبیخی سوال کردن فرق یک سوال کردن است .نتیجه گیریبا توجه به خلقت متفاوت مرد و زن شرایط ایجاب می کند برای رسیدن یک آرامش نسبی این دو مخلوق در کنار همدیگر باشند .اما این با هم بودن ممکن است در بعضی مواقع نه تنها نوید بخش آرامش نباشد بلکه پیام  آور سختی ها و مشکلات عدیده ای نیز باشد . بنابراین توصیه می شود قبل از کنار هم قرار گرفتن یا حداقل توام با هم بودن مهارت های زندگی و مراحل شناخت از یکدیگر را فرا گیریم .به عنوان نمونه : تفاوت های فکری و رفتاری در زن ها کاملا متفاوت با مردان هست . در شنیدن نوع آن ها فرق داشته و حتی در بیان خواسته ها و توقعات . در عشق ورزی و محبت کردن در حل بحران و مشکلات دو طرف متفاوت جلوه می کنند .نوع حل کردن مشکلات در مردان به صورت تفکر و در زنان می تواند به شیوه ی حرف و بیان باشد . نشستن ها و همدیگر را برای امور حتی سرزنش کردن و بازخواست نیز در هر دو جز متفاوت می باشد .یافتن نیاز های گوناگون و فراوان در بیان مسائل عاطفی کمک بزرگی می کند در جهت با هم بودن .دوری کردن از مشاجره و همچنین اهمیت دادن و ویژه شمردن به همسرانتان قدم های بزرگ و موثری جهت بهبود در روابط تلقی می شوند .منبعگری ، جان (1951) مردان مریخی زنان ونوسی  https://virgool.io/p/yegxtnxdrcdx/www.lobelia.co </description>
                <category>lobelia</category>
                <author>lobelia</author>
                <pubDate>Wed, 08 Apr 2020 00:53:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب اثر مرکب دارن هاردی</title>
                <link>https://virgool.io/@lobelia/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86-%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AF%DB%8C-ho5tpfb745ja</link>
                <description> www.lobelia.co تغییرات با اثر مرکبکتاب اثر مرکب به ما نشان می‌دهد که چگونه با توجه به کوچک‌ترین تصمیماتمان (تأثیر جمعی‌شان بر ما)، می‌توانیم تغییرات ماندگاری را رقم بزنیم. اینجا به دنبال حرکت نیستیم، بله سوزش ذره ذره می‌خواهیم. نویسنده این کتاب، دارن هاردی، به ما می‌آموزد که با قبول مسئولیت زندگی خودمان، می‌توانیم عادت‌هایمان را تغییر دهیم و زندگی موفق‌تر، رضایت­بخش تر و شادتری را بسازیم.چه نفعی برای من دارد؟ یاد بگیرید که چطور کنترل زندگیتان را به دست بگیرید، به اهدافتان برسید و مرزهای توانایی تان را گسترش دهید.بسیاری از ماها هر روز بیدار می‌شویم و می‌گوییم «امروز دیگر وقتش است». همان روزی که شیطان‌های درونمان را زمین می‌زنیم. می‌خواهیم وزن اضافیمان را کم کنیم، آن ترفیع را بگیریم و بالاخره به رویاهایمان برسیم و یک دفعه روز بعد بیدار می‌شویم و می‌گوییم «انشالله هفته بعد». ولی مشکل در اهداف یا خودمان یا حتی ذهنیتمان نیست. مشکل در رویکردمان است. چرا فکر می‌کنیم که می‌توانیم به راحتی بیدار شویم و مثل آب خوردن همه چیز را تغییر دهیم؟ نه تنها این بعید است، بلکه ممکن است خطرناک هم باشد. کتاب اثر مرکب مسیر دیگری را نشان می‌دهد. شتاب بگیرید، برنامه طراحی کنید، به آرامی عادت‌های بدمان را به عادت‌های خوب تبدیل کنیم و بر محدودیت‌های شخصیمان غلبه کنیم. از ناشر مجله موفقیت، کتاب اثر ترکیبی راهنمای ملموسی را برای دستیابی به اهداف و موفقیت ارائه می‌کند. پس از خواندن این کتاب، می‌فهمید که:روش وزنه برداری آرنولد شوارتزنگر چه چیزی را درباره موفقیت به شما می‌آموزد.چطور مثل مایکل فلپس شتابتان را بالا ببرید.چرا تلاش برای سریعترین موفقیت ممکن است به سلامتیتان لطمه بزند.نتایج فوری به اندازه پیشرفت مداوم لذت بخش نیستندپول سریع و ترفیع سریع، این روزها همه ما به دنبال نتایج فوری هستیم. ولی در حقیقت، تغییرات بلندمدت اثرات مثبت را ایجاد می‌کنند و لذت بخش تر هستند. در این عصر «بدو بدو بدو!»، ما فست فود می‌خوریم چون آشپزی خیلی زمان می‌برد، برنامه‌های رژیم غذایی فشرده­ای را اجرا می‌کنیم تا ۱۰ کیلو در هفته وزن کم کنیم و اگر در عرض یک سال ترفیع نگیریم، بی‌قرار می‌شویم. ولی هرچه سریعتر به هدفی برسیم، عواقبش بزرگتر خواهد بود. انتظار نتایج لحظه­ای برای سلامتی بد است. وقتی آن ۱۰ کیلو را در هفت روز کم نکنید، ممکن است سرخورده شوید و فکر کنید که هرگز مستحق زندگی بهتری نبودید. باید آرام آرام قدم بردارید، زیرا اقدامات مثبت و کوچک روزانه راز موفقیت بلندمدت هستند. مثلاً اسکات را در نظر بگیرید. به جای اینکه سعی کند در یک هفته ۱۰ کیلو کم کند، ۱۲۵ کالری از رژیم روزانه‌اش کم کرد، در مسیر محل کارش به نوار انگیزشی گوش می‌کرد و هر روز کمی بیشتر پیاده روی می‌کرد؟ نتیجه؟ در عرض ۳۱ ماه، ۱۵ کیلو کم کرد و حتی در محل کارش ترفیع و افزایش حقوق گرفت. استفاده از کتاب اثر مرکب یعنی بدانید که هر تصمیم سرنوشتتان را می‌سازد و اینکه باید عملکرد با ثباتی داشته باشید تا بتوانید موفقیت را تجربه کنید. سپس وقتی به اهدافتان می‌رسید، باید نظمتان را حفظ کنید تا از آن هدف جلوتر بروید، وگرنه تمام تلاشتان هدر می‌رود. آن رستوران‌هایی را در نظر بگیرید که آن‌قدر محبوب می‌شوند که باید کلی منتظر بمانید تا سر میز بنشینید. آن‌ها ارزش موفقیت را فراموش می‌کنند و یادشان می‌روند که چه کاری آن‌ها را به اینجا رساند. سپس ناگهان، سرویس و منوها خسته کننده می‌شوند و دیگر کسی آنجا نمی‌رود. هرگز نباید با ندیدن اثرات فوری ناامید شود و کاری کنید که همچنان نتایج مثبت تولید کنید. بنابراین، رموز موفقیت پایدار چه هستند؟روندی طراحی کنید تا شتابتان ادامه یابدبنابراین فهمیدید که با تصمیم گیری، اولین گام را برای آغاز موفقیتتان بر می‌دارید. چطور این عادت را حفظ می‌کنید؟ از بیگ مو استفاده کنید. اگر رفتار سالمتان را مدتی ادامه دهید، آن رفتار دیگر برایتان عادی و تثبیت می‌شود. با ادامه این رود، تصمیمات درست را خواهید گرفت و حس می‌کنید کسی نمی‌تواند جلویتان را بگیرد! این قدرت بیگ مو است. این قدرتمندترین نیروی محرکه موفقیت است. مثلاً مایکل فلپس شناگر را در نظر بگیرید. مربی او در ۱۲ سال تنها یکبار اجازه داد که تمرینش را زود تمام کند. در آن زمان اجازه داد ۱۵ دقیقه زودتر برود تا بتواند در مراسم رقص مدرسه شرکت کند. ولی این همه تمرین منجر به بیگ مو شد و هشت مدال طلای المپیک را به همراه داشت. برای حفظ شتابُ رفتار سالمتان باید جزئی از روند روزمره‌تان باشد، بنابراین به برنامه‌ای نیاز دارید. یادتان باشد که واقع گرا باشید و سعی نکنید همه کارها را در زمان کوتاهی انجام دهید. در عوض، روتینی طراحی کنید که با آن بتوانید به آرامی وارد زندگی جدیدتان شوید. پس فکر روزانه دو ساعت ورزش در باشگاه را فراموش کنید! کار بهتر این است که سه روز در هفته، روزانه یک ساعت ورزش کنید و به آن بچسبید. در افزایش شتاب، مدت زمان ورزش مهم نیست. مهم این است که هر بار حاضر باشید. سپس شرایطی را حذف کنید که شما را از اهدافتان دور می‌کند. به طور مثال، رسانه ممکن است ناخودآگاه تأثیر منفی رویتان بگذارد. آگهی های بازرگانی، اخبار راجع به جنگ و سایر موارد می‌توانند ذهنیت و انتظاراتتان را ویران کنند. به جای اینکه به اخبار گوش دهید، چرا به سی دی انگیزشی گوش نمی‌دهید یا با یکی از عزیزانتان صحبت نمی‌کنید؟ در آخر، مراقبت محیطتان باشید. گاهی باید آن را تغییر دهید تا به روی‌هایتان برسید. افراد دیگر نیز تأثیر بسزایی بر شما دارند، بنابراین حامیانتان را حفظ کنید تا شتابتان ادامه یابد.از موانع استقبال کنید تا سریعتر به موفقیت برسیددر این مسیر قطعاً با محدودیت‌های شخصی روبرو می‌شوید. مسئله این است که آیا تسلیم می‌شوید یا دیوار را می‌شکنید؟ دیوار نظم و روال روزمره دقیقاً فاصله بین خود سابق شما و خود قوی‌تر و بهتر شماست. خواهید دید که عادت‌های جدیدتان ترکیب خواهند شد و شما تبدیل به انسان موفق‌تری خواهید شد. پس وقتی به سرحد توانتان در موفقیت می‌رسید، از آن حد عبور کنید تا سریعتر نتیجه بگیرید و موفقیتتان را چند برابر کنید. اصل تقلب معروف آرنولد شوارتزنگر را برای تمرین وزنه برداری به یاد دارید؟ وقتی به حداکثر تعداد وزنه­هایی رسیده­اید که می­توانید بلند کنید، کنار بکشید تا به مجموعه عضلات دیگری دسترسی یابید تا به عضلات فعال کمک کنند. با این کار می‌توانید پنج یا شش تکرار را به ستتان اضافه کنید. به همین ترتیب، عبور از محدودیت‌های شخصیتتان تنها شما را قوی‌تر خواهد کرد. تصور کنید که تنها ۲٫۵ کیلو تا وزن مطلوبتان فاصله دارید و به خاطر استرس کاری به دیوار می‌خورید. یادتان باشد که شما می‌دانید چطور با اراده باشید، تصمیمات خوب بگیرید و بدون رفتار قبلی ویرانگرتان، شتاب بگیرید. پس از این حدود رد شوید و می‌فهمید که نه تنها به هدفتان خواهید رسید، بلکه قدرتمندتر هم خواهید بود. همیشه برایتان بهتر است که کمی خودتان را بیشتر جلو ببرید، کمی بیشتر ادامه دهید و کمی بهتر آماده شوید. به همین دلیل نویسنده این کتاب وقت زیادی را صرف تحقیق هرچه بیشتر درباره شرکت‌هایی می‌کند که در آن‌ها سخنرانی اصلی را انجام داده است. آن کار اضافی بیشتر از حدی است که از او انتظار می‌رود و به همین دلیل سخنرانی­هایش خیلی محبوب است. پس اگر بخواهید از دیگران و خود سابقتان جلو بزنید، باید از حدودتان عبور کنید.پیام کلیدی اثر مرکباثر مرکب به ما نشان می‌دهد که رموز موفقیت این هستند که بفهمید شما مسئول زندگی‌تان هستید، باید عادت‌های روزانه سالمی را ایجاد کنید، اراده‌تان را بیشتر کنید و از ناحیه راحتی تان خارج شوید. دستیابی فوق العاده سریع به اهداف گاهی ممکن است مضر باشد و معمولاً امکان ندارد. در عوض، صبر و پیشرفت پایدار شما را به مقصودتان خواهد رساند. www.lobelia.co  www.lobelia.co </description>
                <category>lobelia</category>
                <author>lobelia</author>
                <pubDate>Fri, 03 Apr 2020 02:52:29 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>