<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حبیب</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@lostseeker</link>
        <description>گر بر سر نفس خود امیری مردی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:35:40</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/153251/avatar/QiixVK.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حبیب</title>
            <link>https://virgool.io/@lostseeker</link>
        </image>

                    <item>
                <title>گزارش پنجم: ستایش روزمرّگی</title>
                <link>https://virgool.io/@lostseeker/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%85%D8%B1%D9%91%DA%AF%DB%8C-q5m9unyc89ai</link>
                <description>عافیت و کارمندی و روزمرّگی، وجه خوبی که دارد، این است که زود می گذرد. روز ها، هفته ها و ماه ها مثل تصاویر غیر هم جنس و سریع یک خواب بی معنی و مشوّش، بدون آن که آدم با آن  و خود خویش احساس رابطه ای کند عبور می کنند.این زود گذشتن، راحتی مهمی برای برنامه ی عادت سازی من ساخته است، قطار به سرعت در حال عبور است و  کافی است تو باریتم خودت همراه با ریتم تلق و تلوقّ آن همراه شوی:نوشتن، انگلیسی، نماز اول وقت ظهر، مسواک ، خوابنوشتن، انگلیسی، نماز اول وقت ظهر، مسواک ، خوابنوشتن، انگلیسی، نماز اول وقت ظهر، مسواک ، خواب ...و چیزی که نصیب می شود، پر و پا گرفتن عادات جدید است، عادات جدید که وقتی جان می گیرند، جای عادات غیر خوب قبلی را پر می کنند. عادتی که قبلا نمی شد با آنها در افتاد.إن الحسنات يذهبن السيئات  *  ذلك ذكرى للذاكرينعادت این دوهفته که گذشت، نماز ظهر اول وقت بود. الهی شکر، شد و چندان هم مئونه ای نداشت. این جمعه آخری اذان که گفت، انگار جسمم دنبال آب می گشت تا وضو بگیرد.و برای این دوره به نظرم می رسد وقت کاهش وزن است. خوبی کاهش وزن این است که معیار کمّی دارد و پیشرفت در آن قابل اندازه گیریست. امروز صبح 119.6 کیلوگرم بودم. برنامه این است که هفته ای 500 گرم کم کنم. تقریبا روزی 75 گرم.تلاشم را می کنم. اگر شد، که چه بهتر، اگر هم نشد، به تخمم هم نیست. چیز زیادی در دنیا نیست که من بتوانم آن را تغییر دهم. این هم یکی از آن ها. مهم این است که بدانم تلاشم را کرده ام.</description>
                <category>حبیب</category>
                <author>حبیب</author>
                <pubDate>Sun, 14 Jun 2020 09:16:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گزارش چهارم: آپرکاتِ محکمِ رمضان</title>
                <link>https://virgool.io/@lostseeker/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A2%D9%BE%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%AA%D9%90-%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85%D9%90-%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86-tnbphbwtmjrz</link>
                <description>رمضان، آمد و رفت. چند سالی است، حس خوبی نسبت به آن ندارم. برای من مترادف شده با حال بد صبح، سردرد و چشم درد عصر و دل درد و کسالت مزاج بعد از افطار، و همچنین مهمانی های بی معنی افطار، که به اکسپوزیشن تجملات و تبرّج امکانات تبدیل شده، هرچند امسال به مدد کرونا از بخش بزرگی از آن رها بودم.رمضان، برای برنامه عادت سازی من، سوای پذیرش یا عدم پذیرش تحمیل اراده ی احکام الهی بر نفس، حداقل دو ایراد اساسی داشت:1. کاهش سطح عقلانیت، هوشیاری و خویش پایی؛ از قِبَل ضعف جسمانی و اختلالات مزاجی2. تحلیل رفتن عضله ی فریتونیا (قوّه اعمال اراده ی آزاد بر بدن) در اثر تحمل گرسنگی و تشنگی و درد روزه داری، به طوری که کمتر توانی برای رعایت برنامه عادت سازی باقی ماند.هرچند، اگر بخواهم منصف باشم، با فرض پذیرش متحمّل شدن تکلیف روزه داری، این دو ایراد، خصوصا در مورد شخص من صادق است؛ چراکه اگر بدنم به گرسنگی و تشنگی عادت داشت،  این ایرادات محتملا می توانست تا این حدّ محسوس و موثّر نباشد. اما چه می شود کرد، حالا که من در اینجا و اکنون هستم.تقریبا ده روز از این یک ماه اخیر برنامه ی عادت سازی معطل ماند. خصوصا شنا زدن که امانم را بریده بود. من به استدراج در تقویت فریتونیا باور دارم و از بابت این تعلیق نگرانی ندارم.در عین حال برنامه های ذهنی، از جمله نوشتن و تمرین زبان  و البته مسواک هر شب، انگار که مئونه ی کمتری برای فریتونیا دارند، با زحمت کمتری ادامه یافتند. ضمن اینکه جویدن هر لقمه 32 بار با توجه به گرسنگی و ضعف شدید دم افطار، عمدتا فراموش شد. این یکی چون با شهوت خوردن در مجادله است، انگار از همه دشوار تر و محتاج هوشیاری بیشتری ست.نمی خواهم افراط کنم. بعید می دانم فعلا، تا عادی شدن شرایطِ بعد از ماه رمضان، هر گونه فشار به فریتونیا جواب بدهد. فعلا باید از لذت انجام عادات ساده ام، تغذیه شود، تا فردا که چه شود و چه پیش آید.</description>
                <category>حبیب</category>
                <author>حبیب</author>
                <pubDate>Sat, 30 May 2020 08:42:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گزارش سوم: مدارا</title>
                <link>https://virgool.io/@lostseeker/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7-is3femsmgb4j</link>
                <description>دو هفته دیگر هم گذشت، سریع و بی اطلاع. امروز در روز چهل و چهارم برنامه ی عادت سازی هستم. یک چهله گذشت. مسواک زدن دیگر عادی شده. هر شب -بدون هیچ منازعه ای- پیکرم، خودش قبل از خواب به سمت مسواک زدن می رود.شنا زدن هم به روزی 6 واحد رسیده، ماهیچه هایم قوّت گرفته اند، دیگر موقع پایین رفتن و بالا آمدن نمی لرزند. عادت نوشتن را هم که موضوع عادت سازی دو هفته گذشته بود، بدون وقفه و البته با شوقی که سال ها منتظر پاسخ بود، انجام شد. هر روز واقعا چیزی برای نوشتن و به خاطر ماندن هست. حتی شده چهار، پنج سطر.در این دو هفته ی اخیر ماه رمضان هم شروع شده. برای بدنم احساس شفقت می کنم. می فهمم که از این گرسنگی و تشنگی و خشکی چشم در رنج است. افزایش یک واحدی شنا در هر هفته را معلّق کردم. می خواستم بفهمد که من هم در رنجش شریک و هم درد ام.برایش غصّه هم می خودم. تشنه است و به خاطر من، زیر علم عقلانیت مانده است و به باورم به خدا ایمان دارد. همراهی می کند. https://soundcloud.com/ali-choolaei/sooz-o-godaz-piano-tar-duet متشکرم؛ من با شکوه.موضوع این هفته طبق برنامه سابق، خواندن یکی از نماز صبح های قضایم بعد از نماز صبح است. اما می خواستم تنوع بیشتری داشته باشم. دنبال چیز های مهمّ عینی تر می گشتم. چیزی که جسمانی باشد و توجّه و هوشیاری بدن ام را بر انگیزاند. مثلا &quot;32 بار جویدن هر لقمه غذا&quot; در وعده های غذایی ام. همین شد.</description>
                <category>حبیب</category>
                <author>حبیب</author>
                <pubDate>Sat, 02 May 2020 11:39:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گزارش دوم: پناه به آزادی در جدال با بی معنایی</title>
                <link>https://virgool.io/@lostseeker/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D9%BE%D9%86%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%AF%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-kgzimxjfswon</link>
                <description>دو هفته دیگر هم گذشت، عادت این هفته شنا زدن صبح ها بود و افزایش یک واحدی آن در هر هفته. حالا از دیروز هر شب مسواک می زنم و روزی 5 واحد شنا بعد از نماز صبح. هر چند در این مدت یک شب مسواک زدن فراموش شد که صبح قبل از نماز قضا ش رو بجا آوردم. در این مدت کمی بیشتر هم به کیفیت مسواک زدنم توجه می کنم. یعنی کمی بیشتر برایش وقت می گذارم و با دقت بیشتری نواحی عقبی و پشتی، کمتر توجه شده را مسواک می زنم.شنا؛ اساسا با مسواک زدن متفاوت است. در مسواک زدن، هیچ عکس العمل محسوسی از طرف بدنم را مشاهده نمی شود، اما در شنا زدن، بدنم مستقیما پاسخ اعمال اراده را می دهد. جان می کَنَد، مقاومت می کند، خسته می شود. در شنا زدن درک ملموس تری از مواجهه با نفس بهیمی خویش دارم. نفسی که راحت طلب و سکون طلب است و از زیر بار فشار فرار می کند. باید بگیری اش، بکشانی اش و بنشانی اش و به او امر را تحمیل کنی.انگار یک خودی درون ام هست که منطقی نیست. به حکم عقل و تجربه رضای کامل ندارد. اگر روزی بخواهد حکمی خلاف طبعش صادر شود، جز با زور نمی پذیرد. نمی پذیرد و مقاومت می کند، لگد می زند، افسردگی می گیرد، حکم عقل را به استهزا می گیرد، لغو می کند، به شک می اندازد و شاید هم قیام کند.همیشه از واژه ی زور بیزار بودم. هر زور و تحمیلی را غیر انسانی و غیر اخلاقی می دانستم و می دانم. این بار اما این یک زور از سمت خودم و خطاب به خودم هست. زوری در جهت مصالح مملکت تن.این ها در حالی است که همه این برنامه به سمت مقصد آزادی بود. بندگی برای آزادی. بندگی امروز برای آزادی فردا، شکست من برای پیروزی من. باختن برای بردن.این همه شرایط تناقض منطقی را ندارد ولی بهانه خوبی ست برای موش سیاه شکّ برای جویدن ریشه برنامه تقویت اراده. برای رهایی، می توان و شاید باید، دوگانه انگار بود. نفی وحدت خویشتن و تفکیک و تبعیض قائل شدن بین قوای نفسانی. بر صدر نشاندن عقل و اقامه ی عدالت در سرزمین تن. عدالتی که در آن همه نیازها به گونه ای معتدل برآورده شود و جلوی طغیان قوات گرفته شود.اما این هم مستلزم نوعی بیگانگی با خویشتن است. یعنی من دیگر آن من بهیمی عاشق خودن غذاهای پر انرژی نیستم؟ آن من، رعیّت در بند عقل است؟ خیلی بی روح و مکانیکی به نظر می رسد و ترسناک. من همه ی این من هایم را دوست دارم.حالا باز پر رنگ می پرسم. بالاخره من چیستم؟عادت دو هفته آینده، خواندن نماز قضای صبح است. به نظرم می آید بد نیست کمی برنامه را عوض کرد. به نظرم برای افزایش هوشیاری و حل گره های فکری ای که در باره ی برنامه پیش می آید، عادت نوشتن را پیش از نماز قضای صبح تمرین کنم.توکّلتُ علی الله</description>
                <category>حبیب</category>
                <author>حبیب</author>
                <pubDate>Sat, 18 Apr 2020 11:11:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گزارش یکم: تصدّقت بشوم، ای من زیبا</title>
                <link>https://virgool.io/@lostseeker/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DB%8C%DA%A9%D9%85-%D8%AA%D8%B5%D8%AF%D9%91%D9%82%D8%AA-%D8%A8%D8%B4%D9%88%D9%85-%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7-gonlebpohdes</link>
                <description>دو هفته گذشت، خیلی زود. می خواهم از صمیم قلب از خودم به خاطر همراهی و همدلی با این برنامه ی تقویت همّت تشکر کنم. قربانت بروم، تصدّقت بشوم ای من زیبا و فراموش شده.در این دو هفته تمامی برنامه ی عادت سازی بدون هیچ کم و کاستی اجرا شد، چندان هم که فکر می کردم سخت نگذشت، باید شب ها قبل از خواب مسواک می زدم و در همه ی این شب ها این اتفاق افتاد. خدا را شکر.حالا عدل همین دیشب، یعنی روز پانزدهم یادم رفت مسواک بزنم، نه اینکه بخواهم و نشود، اصلا به طور کلی چنین چیزی در ذهنم نبود. این به من یاد می دهد که راه طولانی ای در پیش است و هنوز نمی توان از شکل یافتن عادت سازی مطمئن بود. صبح که برای نماز بلند شدم برای اینکه نهال ضعیف اراده ام آسیب نبیند بلا فاصله مسواک زدم.از دیروز شنا زدن روزانه را شروع کردم. 3 تا، فقط می توانم 3 تا شنا بزنم. فکر کردم که افزایش یک واحدی هر دو روز یک بار چیز غیر عملی ای باید باشد، بنابراین آن را به افزایش هر هفته یک واحد، تغییر دادم. حساب کردم، اگر طبق برنامه همه چیز خوب پیش برود، تا آخر سال می شود روزی 48 واحد، که عدد حقیقتا مطلوبی ست ☺️یکی از لوازم عادت سازی، بالا بودن سطح هوشیاری برای نظارت و پاییدن خویش است. این هوشیاری ممکن است به سادگی خدشه دار شود؛ در اثر خستگی، اضطراب ها، ناملایمات و بد رفتاری های روابط اجتماعی، یا حوادث غیر مترقبه. باید تا آنجا که در حیطه ی اختیار من است از بروز این ناهشیاری ها جلوگیری کرد و در برابر غیر آنها طلب صبر و عفو از خدای متعال نمود.</description>
                <category>حبیب</category>
                <author>حبیب</author>
                <pubDate>Sat, 04 Apr 2020 08:44:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سال جدید؛ 24 عادت جدید</title>
                <link>https://virgool.io/@lostseeker/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-24-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-xi9zlemjs74u</link>
                <description>کوچک تر که بودم، هر دعایی پای سفره ی هفت سین و وقت سال تحویل می کردم، به آن می رسیدم. سال هاست، هیچ آرزویی ندارم. تسلیم بازی سخت دنیا شده ام. به همین که بمانم و حذف نشوم قانع ام، اما خود این بی آرزویی و نخواستن، سرچشمه ی مصائب تلخ افسردگی و پوچی ست، که به تدریج سایر درد ها و مشکلات جسمی و روحی و اجتماعی دیگر را به دنبال می آورد. ضمن اینکه پرسش بزرگ از هدف زنده ماندن در این وضعیت تیره، گاه و بی گاه سر بر می آورد و همین اصل تحمّل و ادامه را نیز زیر سوال می برد که به افسردگی و اضطراب دامن می زند.کوچک تر که بود، آرزوهایم شدنی بود. از این توهم دور بودن مسیر رها بودم. همه خوبی ها نزدیک بودند. هر چه می خواستی، می شدی.فإني قريب، أجيب دَعوة الداع إذا دَعان فليستجيبوا لي وَليؤمنوا بي لعلهم يَرشدوناین روزها که مدت زیادی به تحویل سال نو نمانده، یادی از آن روز ها کردم و دلم رفت برای آن پاکی و شورمندی از دست رفته ی گذشته. دلم خواست که دوباره آن طور شود، شوم؛ چیزی بخواهم، چیزی که به آن از بن وجودم علاقه مند باشم. چیزی که مرا از جا بکند و به حرکت وا دارد. اما آن خواسته چه چیزی است؟آرزوی خواستنی من: ورزش اراده با سامان دادن به عادات خوبامسال آرزو می کنم بیشتر خودم باشم. بیشتر من باشم. بیشتر آزاد باشم. من، همان قدر من ام که آزادم. از جبرها، از جبر مادی، و نباتی و حیوانی و جغرافیایی و اجتماعی و طبقاتی و خانوادگی و غیره.اما آزادی بیشتر با تقویت اراده حاصل می شود. اراده همان شمشیر مقاومت در برابر غیر من هاست: جبرها. اراده در حین ساختن عادت ها، استفاده و تقویت می شود. قوّه ای که هر چه بیشتر از آن استفاده شود، شدید تر می شود. مثل ماهیچه ها و عضلات در ورزش.اتفاقا در این سال ها از نبود بسیاری از عادات خوب و بودن بسیاری از عادت های بد در رنج ام. ترجیح من این است که بجای در افتادن با عادت های بد، عادت های خوب را در خودم پرورش دهم.24 عادت خوببرای انتخاب عادت های خوب، چند نکته را که میراث تجربه ی من در تعامل با خویشتن در این سال هاست در نظر دارم:عادت جدید باید اتمیک و در کوچک ترین حالت ممکن باشند.در روز نباید بیشتر از چند دقیقه وقت مرا بگیرد.در هر دوره تنها باید بر روی یک عادت متمرکز شد. هیچ دو عادتی هم زمان با هم ساخته نمی شوند.دوره ها، هرچه طولانی تر باشند، عادت جدید ریشه دار تر می شوند، ولی طولانی شدن دوره های عادت سازی باعث کاهش انگیزه و خستگی اراده می شود و ملائم با طبیعت راحت طلب و زود رنج نفس نیست.طول دو هفته برای من مناسب ترین خواهد بود. و با حساب دوره های دو هفته ای در سال جدید می توانم 24 عادت جدید را پرورش دهم. ماهی 2 عادت.مسواک زدن: هر شب پیش از خواب ✔️شنا زدن: هر روز قبل از صبحانه، هر هفته یک واحد اضافه ✔️❌ (بعد از یک ماه ترک کردم، به نظرم ورزش های هوازی یا پیاده روی برای وضعیت من مناسب ترند)نوشتن: هر روز از مهمّات و تامّلات روز گذشته، بعد از نماز صبح ✔️32 بار جویدن لقمه: در وعده های غذایی❌ (شروع این عادت در میانه ی ماه رمضان بود و گرسنگی و ضعف دم افطار مانعی برای تحقق آن بود، که شرح آن در گذارش چهارم آمده)تقویت زبان انگلیسی: هر روز یک درس از کتاب تاچ استون ✔️نماز اول وقت: نماز ظهر و عصر اول وقت ✔️کاهش وزن: هر هفته 500 گرمنماز قضا: هر روز یک نماز صبح قضا، بعد از نماز صبحکوه نوردی: هفته ای یک بار، نیم ساعت، صبح، قبل از رفتن به سر کار، سه شنبه یا چهارشنبهصاف راه رفتن و صاف نشستنذکر تجربیات: هر روز بعد از نماز ظهر، دقیق نمی دونم چطوریحمام - اصلاح ریش و مو و ناخن: یک روز در میان - هفته ای یک بار، جمعه هاخواندن قرآن: هر روز یک صفحه بعد از مغرب و عشاءنماز اول وقت: نماز صبح اول وقتقبرستان/هیئت: هفته ای یک بار، نوبتی شنبه شب ها قبرستان/ هیئت نماز قضا: هر روز یک نماز ظهر قضا، بعد از نماز ظهرمطالعه ی پیش از خواب: هر شب فقط ده دقیقه، فقط رمان، زندگینامه، تاریخینماز قضا: هر روز یک نماز عصر قضا، بعد از نماز عصرنماز قضا: هر روز یک نماز مغرب قضا، بعد از نماز مغربنماز قضا: هر روز یک نماز عشاء قضا، بعد از نماز عشاء6 مورد دیگر می ماند برای آینده که به مرور اضافه خواهد شد. هیچ عجله ای نیست باید در عین سخت گیری در استمرار این عادت های خُرد، در مطابقت با شرایط زمان و مکان منعطف بود.مهم ترین باید: ورزش اراده برای رهایی و خویش پایی ست.</description>
                <category>حبیب</category>
                <author>حبیب</author>
                <pubDate>Thu, 19 Mar 2020 13:14:28 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>