<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های 𝒍𝒆𝒈𝒂𝒄𝒚</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@loto82678</link>
        <description>کتاب می‌خوانم و جُستار...
و محتوا را گزینش می‌کنم...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 21:10:41</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3211295/avatar/wYo8c6.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>𝒍𝒆𝒈𝒂𝒄𝒚</title>
            <link>https://virgool.io/@loto82678</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تصاویری برای... (۱)</title>
                <link>https://virgool.io/@loto82678/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%B1-icx2qxbuj9vv</link>
                <description>این‌جا یه تعدادی تصویر قرار می‌دهم که ممکن است شما را از لحاظ ذهنی درگیر کند یا خاطره‌ای را برای‌تان یادآوری کند (اکثراً نخواهد کرد) یا در حدِ چند صدمِ ثانیه یا کم‌تر مغزتان به آن توجه کند و چیزی استنتاج کند شاید هم جذاب باشد و قوه‌ی زیبایی_شناسایی‌تان را تحریک کند شاید هم کنایه‌ای در آن مشاهده کنید یا شاید هم برای‌تان صرفاً جالب باشد... اگر هم بیش‌‌ از حد هم در آن غوطه‌ور شوی شاید هم درباره‌ش بنویسی که این مرحله‌ی «کمال» است.  نه! لزوماً از آن تصاویری که بخواهید براساس‌ش داستان_سرایی کنید یا از آن مفهومی ژرف استخراج کنید نیست! شاید هم باشد... نمی‌دانم! خودتان بفهمید دیگر...توطئه در کار است؟ هست.بگو و ادامه بده!مرحله‌ای از «غم» یا «سردرگمی»اسارتِ ذهن، روح، زمان و هر آنچه که دوست داری!وکیل مدافعِ شیطان...جمجمه‌شناسی/چهره‌شناسی (درباره‌ی این شبه‌علم بخوانید.)ظرافت و کمی خشونت...(:مدتی پس از تلاش‌کردن و نرسیدن...راهنما داشتن شرطِ اول است.قناعت و حیثیترنگادب اهم است.بیدار شو «اسم تو چیست؟»...تحسینِ ظرافت و تعادل...ثبت شده در تاریخمناجات امتزاجی‌ست بینِ تعقل و آرامش...ادامه دارد؟!</description>
                <category>𝒍𝒆𝒈𝒂𝒄𝒚</category>
                <author>𝒍𝒆𝒈𝒂𝒄𝒚</author>
                <pubDate>Sun, 09 Mar 2025 23:17:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا...؟</title>
                <link>https://virgool.io/@loto82678/%DA%86%D8%B1%D8%A7-euzzwuvjpgeo</link>
                <description>چرا ۱. مستعد پذیرش شایعات هستیم...۲. حرف‌های تکراری می‌زنیم...۳. دایره‌ی واژگان.مان بسیار محدود است...۴. بخش استدلالی ذهن‌مان تقریباً تعطیل است...۵. استعداد پوپولیست‌شدن را پیدا می‌کنیم...۶. قوای عقلی‌مان پرورش نیافته است...۷. میزان یادگیری‌مان به‌شدت کاهش می‌یابد...۸. اهمیت متفاوت‌بودن انسان‌ها را نمی‌دانیم...۹. مغزمان حالت سولفاته پیدا می‌کند...۱۰. خیلی راحت تحت تأثیر تبلیغات قرار می‌گیریم...۱۱. با واژه‌ی انتقاد بیگانه‌ایم...۱۲. زمینه‌های تداومِ اقتدارگرایی را فراهم می‌کنیم...۱۳. حرف‌های نسنجیده زیاد می‌زنیم...۱۴. منافع خود را به‌خوبی تشخیص نمی‌دهیم...۱۵. با واژه‌ی مشورت آشنا نیستیم...۱۶. زود عصبانی می‌شویم...۱۷. از حقوق شهروندی خود و دیگران ناآگاه هستیم...۱۸. در همه زمینه‌ها، اظهارنظر می‌کنیم...۱۹. تفاوت بین توهم و غیرتوهم را نمی‌دانیم...۲۰. تعریف‌مان در خصوص زندگی، از غرایز انسانی فراتر نمی‌رود...۲۱. هر محتوایی را به خوردِ مغزمان می‌دهیم...دکتر محمود سریع‌القلم معتقد است چون کتاب‌خواندن و درگیرِ کتاب‌شدن را فراموش کردیم!</description>
                <category>𝒍𝒆𝒈𝒂𝒄𝒚</category>
                <author>𝒍𝒆𝒈𝒂𝒄𝒚</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2024 09:51:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سوادِ جدید!</title>
                <link>https://virgool.io/@loto82678/%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%90-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-nkyjnualxghi</link>
                <description>یکی دیگر از مهارت‌ها یا سوادهای لازم برای زیستن در دنیایِ مدرن و مملو از فناوریِ کنونی در کنارِ خریداران توجه‌تان مهارتِ پالایشِ‌محتوا هست!چیزی که اگر آدمی آن‌ را نداشته باشد، غرق در ریلز‌های بی‌معنا و ویدئوهای بی‌خواص و بیهوده می‌شود و هنگامی که از آن باتلاق خود را بیرون می‌کشد، می‌بیند که عمرش را فقط تباه کرده است...اما اگر بتواند ذهنِ خود را با مقوله‌ی پالایش‌محتوا عجین کند، می‌تواند در همان ساختارِ آکنده از جلوه‌های سراب‌گونه بهترین محتواها و بهترین مطالب و عمیق‌ترین مفاهیم و مضامین را به ذهنِ خود تزریق کند!به دنبالِ محتوایی برود که چیزی به او بیافزاید یا به او تلنگری مختصر بزند و توانایی‌های کلامی و ارادی‌اش را تقویت کند.به‌جای این‌که خود را سرگرمِ گیم‌پلیِ بازی‌ای خاص کند، برود جست‌وجو کند و یک کانال درباره‌ی یادگیریِ زبان پیدا کند یا برود و بگردد تا یک کانال درباره‌ی روش‌های برنامه‌ریزی و توسعه‌ی فردی و کاری پیدا کند و حتی کانالی را پیدا کند که مهارت‌های‌ش افزوده‌ شود و دانش‌ش غنی‌تر شود و به‌جایِ دوپامین‌های باطلِ محصولِ بی‌تمرکزی دوپامین‌های عمیق استفاده کند!اگر هم می‌خواهد لذت ببرد با احترام لذت ببرد یعنی برای خودش ارزش قائل باشد، برای یکی از نیازهای‌ انسانی‌ش که لذت و استراحت و فراغت می‌باشد احترام قائل باشد و به سوی لذتی باطل و گذرا غلت نخورد، حواس‌ش باشد که در اینستاگرام و یوتیوب با دیدن شورت‌ویدئو‌ها و ریلز‌ها اتلافِ استراحت نکند، دوپامینِ بی‌سر و ته ترشح‌ نکند... بلکه با همان اصلِ پالایش‌محتوا (اگر نمی‌خواهد چیزی هم یاد بگیرد) آن‌چه را گزینش کند که کوتاه و ثانیه‌ای نباشد و محوری مشخص داشته باشد! درست مثلِ خواندنِ یک رمانِ فاخر جهتِ تفریح، گوش‌دادن به پادکستی که شاید آموزشی نباشد ولی بی‌هدف و مقصد نیست! یا حتی چند دقیقه‌ای اختصاص دادن وقت به دیدنِ تصاویری که دلنواز است...همین‌جوری (۱)همین‌جوری (۲)همین‌جوری (۳)همین‌جوری (۵)همین‌جوری (۶) شاید بورلی‌هیلزهمین‌جوری (۷)در آخر؛ برای وقت و لذت‌تان ارزش قائل باشید و آن را بی‌مهابا استفاده نکنید...(:</description>
                <category>𝒍𝒆𝒈𝒂𝒄𝒚</category>
                <author>𝒍𝒆𝒈𝒂𝒄𝒚</author>
                <pubDate>Mon, 12 Aug 2024 01:33:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرگِ فوتبال</title>
                <link>https://virgool.io/@loto82678/%D9%85%D8%B1%DA%AF%D9%90-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84-pekwtardzupb</link>
                <description>از سرازیری دهه هشتاد و در آستانه‌ی دهه نود میلادی دروازه عصر طلایی به روی جهان گشوده شد؛ جهانی که به لطف تک‌قطبی شدن، طعم رونق و امید را چشید و در همه حوزه‌ها اوج تحولات شیرین را از سر گذراند از علم گرفته تا تکنولوژی و ظهورِ استیو جابز و شاهکارهای‌ش تا سینما و فیلم‌هایی که ایستادگیِ شان فرایِ زمان و مُد هستند تا فوتبال‌های دل‌نوازِ مملو از روح و عشق...کلاسِ 90فوتبال آراسته به زرق ستارگانِ رنگارنگ و برق لعاب فوتبال مدرن که از یکنواختی دوران کلاسیک درآمد ولی هنوز پیچیدگی‌ها دخل‌ش را نیاورده بود تا هر گوشه‌اش گلچینی از بهترین مهاجمان و مدافعان تاریخ رویاروی هم قرار دهد...هنوز خلاقیت و مهارت‌فردی شاخصه‌ی اول بود و چنبره تاکتیک‌های زنجیرمانند (خلاقیتِ فردی را به زندان روانه می‌کند) و بازی سیستماتیک کار را به فالس‌ناینِ پادوی تیم نکشانده بود تا فوتبال از مهاجم اصیل بی نیاز شود!از در و دیوار مهاجم خوش نقش می بارید نمونه بارزش ایتالیا که به‌طرز سرسام‌آوری مهاجم و فوروارد تولید و تلنبار میکرد تا جایی که نسل مانچینی، ویالی، کاسیراگی، راوانلی، زولا، دی کانیو و حتی افسانه‌ای چون روبی باجو هنوز کریر ملی درست حسابی دست و پا نکرده نسلِ دل پیرو، ویری ، اینزاگی، توتی و... عرصه را قاپید!در انبوهِ خط حمله تیم‌های ملی دیگر نیز گلزنان قهاری چون ماریو ژاردل، جیوانی البر و کلودیو لوپز پشت خط فاسد شدند و بعضاً رنگ تیم ملی را ندیدند...قیاس کنید با روزگار فیکس‌شدنِ میان‌مایه‌گانی چون داوید ویا، کلوزه و ژیرو در لاین‌آپ فاتحان جام جهانی!(:هنر و فوتبال!مرزها کمرنگ و سرمایه‌ها سیال شد کاپیتان محبوب کاتالان‌ها سر از رئال درآورد؛ جام جهانی 2002 در کورس رقابت سامسونگ و هیوندای با سونی و تویوتا پژمرده شد؛ فوتبال تبدیل شد به طعمه ای برای جذب ثروت الیگارش‌های شرقی اسپانسرهای کهکشانی و تابستان 2004 یونان و مورینیو بخشی از فوتبال را برای همیشه کشتند؛ پیشنهادهای اغواگر استعدادهای جوان را یکی پس از دیگری از پای درآورد؛ بزرگترین مربیان از دک کردن ستاره‌ها فرسودند؛ ایتالیا بدون گلزن ثابت قهرمان جهان شد؛ حتی فدا کردن افتخار و اعتبار در راه گسترش استادیوم و فروش بلیت بیشتر توجیه اقتصادی یافت؛ مهاجمان تمام کننده در حصار جای‌گیری منزوی و سنتر فورواردها به اسم مهاجم سایه و کاذب، توپ‌پخش‌کن شدند؛ قاتلان زبده محوطه جریمه را در سمتِ پای مخالف به‌عنوان وینگر گماردند؛ هافبک‌های مرکزی در زمین از مهاجمان جلو زدند؛ سوداگران و ایجنت‌ها از مربیان معروفتر شدند؛ تبلیغات محیطی را کارگزاران شرط‌بندی تسخیر کردند؛ نقل و انتقالات ژانویه از تابستان داغ‌تر شد؛ شهوت آمار و ارقام رکوردها هویت و نفس هواداری را خفه کرد؛ حتی حق‌ وتوی شورای امنیت کالای قابل مبادله در بازار فوتبال شد!حاکیمتِ اقتصاد بر روحِ!قیمت فولبک‌ها از آقای گل‌ها سبقت گرفت؛ دوره‌گردی سوپراستارها به قاره نوردی کشید؛ همه شبیه هم شدند تا وخامت اوضاع حس ناب فوتبال را به بی‌حس کنند..‌.در این قتل عام همه شریک هستند از رئال و بارسا تا پریمیرلیگ و یوفا و فیفا و حتی مخاطبان و رسانه ها همگی در توافقی ناخودآگاه دست‌به‌دست هم دادند تا فوتبال همه‌جانبه و دل‌انگیز برسد به ستاره های تازه به‌دوران رسیده و بازیکن‌فن‌های ندید بدیدِ احمق!اسکروج‌های ورزشیپیام فوتبال امروز به مخاطبان دیرپا واضح است: اگر مشتاق بازی ریاضی و پازل‌های شبه رباتیک و شرط‌بندی‌کردن نیستی ناچار قید فوتبال را زده مثل نازاریو به شکم و متعلقات‌ش برس یا همچون باجو به معبد بودا پناه ببر یا همانند جیانلوکا ویالی برو بمیر.</description>
                <category>𝒍𝒆𝒈𝒂𝒄𝒚</category>
                <author>𝒍𝒆𝒈𝒂𝒄𝒚</author>
                <pubDate>Sat, 10 Aug 2024 00:26:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک بازی چگونه رویای‌آمریکایی را تخریب کرد و چگونه احیاء کرد؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@loto82678/%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D8%A1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-vfuzlaqwndce</link>
                <description>در این نوشتارِ کوتاه می‌خواهم به جنبه‌ای متفاوت‌تر از بازیِ GTᗩ ᐯ و 𝙂𝙏𝘼 𝙄𝙑 بپردازم... صنعتِ لذت...(:بازی‌های کامپیوتری ۳۰ سالی‌ هست که اذهانِ مردم را به خود مجذوب کرده‌اند و علاقه‌‌های انسان‌ها را به‌سویِ خود برانگیخته‌اند، اما به نظر میاد این صنعتِ چند صد میلیارد دلاری صرفاً به سرگرم‌کردنِ مردم اکتفاء نکرده است و خواسته یا ناخواسته در جهت‌دادن به افکار مردمِ این جهان نقشِ به‌سزایی داشته است و در خیلی از موارد کلیشه‌هایی که در ذهنِ مردم ریشه دوانده بودند را شکست و دیدگاه و نوعِ نگاهِ آدمی به جهانِ پیرامونِ خودش را تغییر داد و حتی باعث شد مخاطب با شخصیتی که آن را کنترل می‌کند پیوندهای عمیقِ احساسی برقرار کند...درست مثلِ تماشای فیلم و واکنش‌های احساسی بیننده نسبت به شکست‌خوردن یا مرگِ شخصیتِ موردِ علاقه‌اش در آن فیلم... با این تفاوت که مخاطب در بازی‌های ویدئویی برعکسِ تماشای فیلم نقشی فعال، درگیر و تاثیر گذار دارد و از انفعال و بی‌تاثیری بَری هستند!این‌ها تنها بخشی از جنبه‌های صنعتِ بازی هستند که اغلب برای همگان آشکار هستند... اما آن‌چه که ما را وادار به نوشتن ِ مطلبی کوتاه درباره‌ی بازی‌های ویدئویی کرد تاثیرگذاری دو بازیِ ویدئوییِ محبوب و مشهور به نام‌های 𝙂𝙏𝘼 𝙄𝙑  و GTᗩ ᐯ (هردو ساخته‌ی کمپانیِ 𝗥𝗼𝗰𝗸𝘀𝘁𝗮𝗿 𝗚𝗮𝗺𝗲𝘀 هستند) در تخریب و احیاء و گستدشِ رویای‌آمریکایی هست. (این‌که یکی از بازی‌ها رویای آمریکایی‌ای که در ذهنِ مردم از سالِ ۱۹۷۰ تاکنون ریشه دوانده بود را زیرِ سوال برد و تخریب کرد و دیگری رویای‌آمریکایی را دوباره احیاء کرد و دوباره آمریکا را زینت داد.) 𝐀𝐦𝐞𝐫𝐢𝐜𝐚𝐧 𝐃𝐫𝐞𝐚𝐦سری بازی‌های GTᗩ از پرفروش‌ترین و محبوب‌ترین بازی‌های ویدئویی در تاریخِ صنعتِ بازی هستند که تاکنون قریب به  ۳۰۰ میلیون نسخه فروش داشته‌اند و گردشِ مالیِ میلیارد دلاری را برای صنعتِ گیم به ارمغان آورده‌اند، اما صرفاً نمی‌شود این بازی را به مزایایِ تجاری و عملکردِ اقتصادی‌ش تحدید نمود بلکه این بازیِ محبوب و مشهور که نمونه‌ای کامل از یک بازیِ جهان‌باز است نقشِ بسیاری در ترویج و تخریبِ فرهنگِ آمریکایی و زیبایی‌های پرطمطراق آمریکایی داشته است که این موضوع محلِ بحث ما می‌باشد.محوریتِ بازیِ 𝙂𝙏𝘼 𝙄𝙑 درباره‌ی یک مهاجر از اروپایِ شرقی به نام نیکو بلیک است که به اصرارِ پسرعمویِ خود و داستان‌سرایی‌های پسرعمویش از رویا و زیبایی‌های آمریکا به ایالات‌متحده مهاجرت کرد ولی هنگامی که مهاجرت کرد با وضعیتِ اسفبارِ پسرعمویِ خود مواجه شد و فهمید آمریکا اون‌چیزی هم که فکر می‌کرد نیست. این بازی با گرافیکِ دارک و داستان و شخصیت‌پردازیِ تاریک‌ترِ خود و با، بازی‌دادنِ یک مهاجر (چیزی که خیلی‌ها در پی‌ش هستن...) علناً در برابر رویای‌آمریکایی قد عَلَم کرد و فقره‌ی آمریکن‌دریم را به چالش کشید و میانِ افکارِ عمومی مخاطبان‌ش جبهه‌های زیادی علیه آمریکن‌دریم و کلیشه‌های جذابِ آمریکایی ایجاد کرد و این بازی به مثابه‌ی یک رسانه در ضمایرِ ناخودآگاه افراد تاثیراتِ شگرفی به وجود آورد و کلیشه‌های زیبا و رویایی را زیرِ سوال برد! این بازی مخاطبِ متمرکزِ ۲۰ میلیونی و مخاطبِ منفعلِ ۵۰ میلیونی‌ِ بسیاری را تحتِ سیطره‌‌ی خود درآورده بود و توانست قرن‌های‌اکیدِ بسیاری را دست‌خوشِ تغییر کند! اما فقط ۵ سالِ بعد...اما فقط ۵ سالِ بعد یک جبران از سویِ شرکتِ 𝗥𝗼𝗰𝗸𝘀𝘁𝗮𝗿 𝗚𝗮𝗺𝗲𝘀 محقق شد و آن‌ها شاهکاری را ساختند که هر چه تخریب کرده بودند را پنبه کرد!  بعد از تخریبِ آمریکن‌دریم آن‌ها ۵ سالِ بعد در سالِ ۲۰۱۳ نسخه‌ی جدیدِ بازی 𝙂𝙏𝘼 را منتشر کردند، بازی‌ای که چه در داستان و آرمان‌َ‌ش تا گرافیک و شمایلِ فنی‌اش اختلافی کلان با نسخه‌ی قبلی داشت...𝙂𝙏𝘼 𝙑این‌بار همه‌چیز تغییر کرد...(: رویایِ فرو ریخته‌ی آمریکایی در بازیِ GTA IV این بار توسطِ دنباله‌ی بعدی‌ش ترمیم شد آن هم به‌طوری که گویی هیچ‌وقت تخریبی صورت نگرفته است و قلعه‌ی خراب‌شده‌ی‌ قبلی را به گونه‌ای بازسازی کرد که مقوله‌ی زیباییِ آمریکا دوباره در اذهانِ مردم طمطراقِ شدیدی کرد!این بازی با گرافیکی روشن و ملایم با برجسته‌ کردنِ نمادهای تبلیغاتیِ آمریکا و لس‌آنجلس اعم از؛ آسمان‌خراش‌ها، پیاده‌رویِ هالیوود، علامتِ هالیوود رویِ کوه، رصدخانه، بورلی‌هیلز و... توانست دلربایی بسیاری انجام دهد و با افزایشِ آزادی‌ در بازی‌ اذهان را مجذوبِ آمریکا کند...لوس‌سانتوسشما در بازی در مراحلِ اول کنترلِ یک جوانِ سیاه‌پوست و جاه‌طلب را در اختیارِ خودتان دارید که این اتفاق نیر می‌تواند نشان‌دهنده‌ی سیرِ پیشرفت افراد در آمریکا باشد، درست مثلِ فیلمِ گیشه‌ایِ راکی که سعی داشت به مردم به فهماند آمریکا ملجائی برای پیشرفتِ همه‌ی افراد هست از لوزِرها گرفته تا نامتمرکز‌های جاه‌طلب و... در این بازی نیز فرانکلین توانست با جاه‌طلبی و سرقت‌های مداومی که‌ انجام‌ می‌داد به اهدافِ خود برسد و حتی خانه‌ای در منطقه‌‌ی بورلی‌هیلز را خریداری کند و به تدریج به آرمان‌های خود وصول کند برعکسِ بازیِ GTA IV‌ که نیکو بلیک هیچ‌وقت نتوامست زندگی‌ای آرام‌ را پشت سر بگذارد! و همواره در حالِ کشمکش بود...(:این‌گونه شد که آمریکا دوباره در صنعتِ بازی جلوه‌ای جذاب به خود گرفت، و رویایِ خود را احیاء کرد...(:ضمیمه¹: اصولاً شما در هرکشوری (عمده‌ی کشورها) پول داشته‌باشی اون‌جا برات یه رویا هست‌ش چه می‌خواد آمریکا باشه چه هرجایِ دیگه‌ای!...(:ضمیمه²: داستان هر یک از بازی‌ها رو می‌تونید به طورِ کوتاه از ویجیاتو تماشا کنید‌</description>
                <category>𝒍𝒆𝒈𝒂𝒄𝒚</category>
                <author>𝒍𝒆𝒈𝒂𝒄𝒚</author>
                <pubDate>Mon, 29 Jul 2024 19:44:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازگشتیم باز هم بازگشتیم...</title>
                <link>https://virgool.io/@loto82678/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D9%85-flk4wbdygtll</link>
                <description>YNWA...(:مرسی ساید شده یک دیگ جوشان، بی تاب و بی قرار، همه چشم دوخته اند به تلویزیون قرار بوده لیورپول آن بعد از ظهر یک دستش را بگذارد روی جام قهرمانی لیگ برتر قرار بوده بوی قهرمانی لیگ پس از بیست و چهار سال انتظار، بپیچد روی سکوهای آنفیلد به بازی تا پایان فصل مانده و آنها صدرنشین لیگ شده اند. روز بیست و هفتم آوریل ۲۰۱۲ رسیده و تیم اول و دوم لیگ به مصاف هم رفته اند، وقتی بالای جدول چنین ترکیبی داشته. لیورپول: 35 بازی، 80 امتیازچلسی: 35 بازی، 75 امتیازمنچسترسیتی: 34 بازی، 74 امتیازمعادله ی لیورپول آسان شده کسب هفت امتیاز طی سه بازی برابر چلسی، کریستال پالاس و نیوکاسل آنفلید پُر از طرف دارانی شده که خیلی های شان رنگ قهرمانی تیم شان در لیگ را ندیده اند؛ همانهایی که متقاعد شده اند تیمشان انحصار منچستری ها در لیگ را شکسته اعتقاد پیدا کرده اند مردان براندن راجرز در بهترین فرم شان قرار گرفته اند و این دشوارترین گام آخر را هم برخواهند داشت. آخرین شکست لیورپول آخر دسامبر برابر همین چلسی رخ داده ولی پس از آن ۱-۵ آرسنال را خرد کرده اند و در یازده بازی پیاپی پیروز شده‌اند. سه بار دروازه‌ی منچستر یونایتد را در اولدترافورد باز کرده‌اند، شش تا در زمین کاردیف زده اند و چهارتا به تاتنهام سیتی را در آنفیلد ۲ - ۳ به زانو در آورده اند. لوییز سوارز در هفت بازی متوالی گل زده و تعداد گل هایش رسیده به سی. دنیل استاریج بهترین روزها را سپری کرده و رحیم استرلینگ از بند مصدومیت رهایی یافته همه چیز آماده شده همه چیز جز رد شدن از دیوار ،چلسی همه چیز جز نبرد با ژوزه مورینیو که هنوز با کینه از شکست چلسی در نیمه نهایی لیگ قهرمانان ۲۰۰۵ برابر لیورپول حرف زده از گل لوییز گارسیا که توپ از خط عبور نکرد. چلسی بازی اش در آنفیلد را بین دو دیدار با آتلتیکو مادرید در نیمه نهایی لیگ قهرمانان انجام می دهد. آنها پنج روز پیش در ویسنته کالدرون در نبردی نفس گیر به تساوی بدون گل دست یافته اند و سه روز دیگر در استمفورد بریج میزبان آتلتیکو خواهند بود. مورینیو گفته بازیکنان اصلی اش را برای نبرد با آتلتیکو حفظ کرده. گفته قهرمانی در اروپا برایش مهم تر از قهرمانی در لیگ شده مردان او هفته ی پیش ۱-۲ از ساندرلند شکست خورده و امید قهرمانی شان را از دست داده اند ولی مورینیو آن شکست را هم بدل به جنگ روانی با لیورپول کرده او مایک دین داور دیدار با ساندرلند را که ضربه ی پنالتی دیرهنگامی علیه چلسی اعلام کرده به باد حمله گرفته گفته همیشه چلسی بوده که قربانی شده و نه دیگران گفته مردانش با آرامش برابر لیورپول بازی خواهند کرد بی دغدغه و بدون احساس فشار مورینیو گفته و گفته.  یک ساعت مانده به ساعت یک و نیم بعد از ظهر نام بازیکنان دو تیم را اعلام کرده اند. راجزر ترکیب برابر نوریچ را که یکشنبه ی پیش ۲ - ۳ پیروز شد حفظ کرده، کاپیتان جرارد پیراهن شماره ی هشتش را پوشیده جانسن، اسکرتل، ساکو و فلاناگان پشت سرش قرار گرفته اند، لوکاس آلن و استرلینگ اطرافش و کوتینیو و سوارز جلوش، مورینیو به قولش وفادار مانده و به بزرگانش استراحت داده حتا پسر گمنام بیست ساله ای به نام توماس کالاس که تاکنون فقط دو دقیقه برای چلسی به میدان رفته را هم راهی زمین کرده همین طور دمبا با بازیکن بیست و نه ساله ی فرانسوی را که تا این جا نقش کمرنگی در بازی های چلسی داشته و فقط چهار گل در لیگ زده سرخ پوشان و آبی پوشان در آن بعد از ظهر بهاری آفتاب زده پا به زمین آنفیلد گذاشته اند. لیورپولی ها بنرهای شان را در آورده اند. سرود تو هرگز تنها گام برنخواهی داشت را خوانده‌اند. بلافاصله «شعار داریم قهرمان میشیم» را سر داده اند. قرار بوده انتظار طولانی و دردناکشان تمام شود تمام کاپیتان جرارد در کتابچه ی بازی در یادداشت کوتاهش مهربانانه نوشته «هنوز مأموریت مان تمام نشده» نوشته آخرین باری که لیورپول قهرمان لیگ شده او ده ساله بوده و حالا سی و چهار ساله شده و می خواهد قدم آخرش را جانانه بردارد. لیورپول در برهه های آغازین بازی هایش معرکه کار کرده طی بیست دقیقه ی اول چهار گل به آرسنال زده و دو گل به سیتی ولی نه آن روز نه برابر چلسی. چلسی نه آرسنال بوده و نه سیتی چلسی تیمی بوده از آن مورینیو و مورینیو راز و رمز دفاع به مردانش برای این نبرد را یاد داده. توپ هفتاد درصد اوقات در اختیار لیورپولی‌ها بوده، ولی بازی بدون گل پیش رفته اشلی کول توپ را از روی خط دروازه ی چلسی دفع کرده توپ با شوت سوارز به دست برانیسلاو ایوانوویچ خورده و مارتین اتکینسن سوتش را به صدا در نیاورده بازی بدون گل جلو رفته و جلوتر همه ی بازیکنان چلسی به دفاع روی آورده اند، حتا دمبا با اتوبوس آبی رنگ پارک شده برابر دروازه ی مارک شوارزر تکان نخورده. طرفداران لیورپول با خنده و شور شعار «ملال‌آور، چلسی ملال‌آور» سر داده‌اند.ولی دو دقیقه از نیمه ی دوم که گذشته فاجعه رخ داده آسمان آنفیلد به زمین آمده و سرنوشت فصل همان جا روشن شد و خوش خیالی ها به باد رفته اند و کاخ رویاها فروپاشیده دو دقیقه از نیمه ی دوم که گذشته توپ بین لیورپولیها چرخیده و ساکو توپ را برای کاپیتان جرارد فرستاده کاپیتان جرارد به سوی توپ خیز برداشته و پایش لیز خورده کاپیتان زمین خورده همان جا همان لحظه روی چمن آنفیلد در ساعت نحس دو و سی و دو دقیقه ی بعد از ظهر بیست و هفتم آوریل ۲۰۱۴ پسر دوست داشتنی مرسی ساید که از نه سالگی پیراهن لیورپول را بر تن کرده زمین خورده. استیون جی یار وفادار لیورپول که هم به منچستر یونایتد نه گفته و هم به چلسی جرارد که از فصلی به فصل دیگر برای قهرمانی لیگ جان کنده و عرق ریخته دوبار جام حذفی را برده سه بار جام اتحادیه را فرشته ی نجات بخش حالا شده کبوتری با بال شکسته مگر همین جرارد نبود که گل اول لیورپول در لیگ قهرمانان ۲۰۰۵ را وقتی سه گل عقب بودند به میلان زد و سپس یک ضربه ی پنالتی به ارمغان آورد؟ مگر سرانجام در استانبول جام را بالا نبرد؟ مگر جرارد نبود که دروازه‌ی وستهام را در دقیقه ی نود و یک فینال جام حذفی ۲۰۰۶ باز کرد و بازی را به تساوی کشید؟ مگر در نبرد پنالتی ها هم ضربه اش را به ثمر نرساند و جام را بالا نبرد؟ مگر جرارد هفت فصل در تیم منتخب لیگ جای نگرفته بود؟ مگر چهار فصل بهترین گلزن لیورپول نشده بود؟ مگر دوبار عنوان مرد سال فوتبال انگلیس را نگرفته بود؟ هر بازیکنی می توانست زمین بخورد جز او او در هر بازی ای می توانست بلغزد جز این بازی جرارد با لیورپول همه ی مدالها را برده جز این مدال را، همه ی میدان ها را فتح کرده جز این میدان را ولی زمین خورده در آنفیلد در ساعت نحس دو و سی و دو دقیقه ی بعد از ظهر بیست و هفتم آوریل ۲۰۱۴. نزدیک خط میانی زمین لیز خورده در آنفیلد جایی که در آن بزرگ شده دویده و دروازه ها را به آتش کشیده ولی زمین خورده و توپ را در فاصله ی چهل و پنج متری دروازه از دست داده آخرین لیورپولی بین توپ و سایمون مینیوله او بوده فقط او او که زمین خورده و دمبا بای لعنتی توپ را برداشته برداشته و به سوی دروازه تاخته و فاصله ی چهل و پنج متری تا دروازه ی مینیوله را به سرعت باد دویده فرصت را از دست نداده نه اهمال کرده و نه هول شده دروازه را باز کرده و پنجمین گل فصلش را زده جرارد با چهره ای لبالب از درد و حیرت بلند شده و صدای فریاد شادی سه هزار طرف دار چلسی را نشنیده گوش او هم مثل گوش های پنجاه و نه هزار لیورپولی روی سکوهای آنفیلد زنگ زده مثل گوش همه ی اهالی مرسی ساید. زنگ سکوت، زنگبدبیاری، زنگ از دست رفتن جام. زنگ و باز هم زنگ.یک نیمه پیش رو بوده و راجرز هم استاریج را راهی میدان کرده و هم استرلینگ را .لیورپول چلسی را در محاصره قرار داده به بند کشیده، پاس داده و پاس، سانتر کرده و سانتر، شوت زده و شوت شوارزر توپ را پس از شوت جرارد مهار کرده. زمان سپری شده و دروازه ای چلسی بسته مانده. کاپیتان جرارد صد و چهارده پاس ارسال کرده که هیچ کدام شان گرهی باز نکرده اند. چلسی لعنتی مقاومت کرده و یک اتوبوس دیگر جلو اتوبوس پارک شده ی قبلی اش جلو دروازه قرار داده. سوارز یکی از روزهای بی‌ثمرش را سپری کرده و لیورپول که تا آن رور نود و شش گل زده، کوفته به در بسته. کوفته و کوفته تا چلسی در دقیقه‌ی نود و چهار با ضدحمله‌های برق‌آسایش گل دوم را زده، با پاس فرناندو تورس تازه‌وارد به ویلیان. مورینیو کنار زمین از شادی به آسمان پریده. او سرانجام انتقامش را از لیورپول گرفته. سرنوشتِ قهرمانی لیگ را او تعیین کرده. لیورپول ۲-۰ شکست خورد بهترین بازیکن میدان توماس کالاس، پسرِ بیست‌ساله‌ی چلسی بوده. منچسترسیتی چند ساعت بعد کریستال پالاس را شکست داده و پر زده به سوی قهرمانی...روز پایانی رسیده و جدول چنین ترکیبی پیدا کرده:منچسترسیتی: ۳۸ بازی، ۸۶ امتیازلیورپول: ۳۸ بازی، ۸۴ امتیازچلسی: ۳۸ بازی ۸۲ امتیازاستیون جرارد ساعتِ نحس دو و سی و دو دقیقه‌ی بعد از ظهرِ بیست‌ و هفتم آوریل ۲۰۱۴ را فراموش نکرده، هیچ وقت...فرصتی که رفت...حمیدرضا صدر| پیراهن‌های همیشه...</description>
                <category>𝒍𝒆𝒈𝒂𝒄𝒚</category>
                <author>𝒍𝒆𝒈𝒂𝒄𝒚</author>
                <pubDate>Thu, 25 Apr 2024 19:28:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عـدالـت در اخـلـاق</title>
                <link>https://virgool.io/@loto82678/%D8%B9%D9%80%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%80%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AE%D9%80%D9%84%D9%80%D8%A7%D9%82-lka3fl3tctez</link>
                <description>تاکنون میانِ اکثر افراد عدالت قرن اکیدی در مناسبات سیاسی و اجتماعی دارد و کم‌تر به جنبه‌های وجودی و معرفتی عدالت پرداخته شده است، تا حدی که عدالت از معنای فردی آن دور شده و کثرتاً در اتفاقات کلـان طمطراق می‌کند. حال در این نوشته‌ی کوتاه بر این هستیم تا عدالت را در تناسب با جنبه‌های وجودی هر شخص توضیح دهیم تا فهمی متفاوت‌تر و جامع‌تر از این کلمۀ مقدس به دست بیاید.خلق و خو دارای اقسام متواتری می‌باشد، اما آن‌چه که مورد بحث است اصوا اخلاق انسانی است که به عملکرد سه قوۀ شهویه و غضبیه و عاقله برمی‌گردد. و هر کدام از این قوا حالـات یا به تعـبـیـری دیگر درجات خاص خود را دارد که تحت عنوانِ درجۀ افراط، درجۀ تفریط، و در نهایت درجۀ اعتدال که محل اصلی بحث ما هست می‌باشد و ناظر بر بروز هر یک از حالـات، خلق و خصیصه خاصی در وجود و رفتار ما مشهـود می‌شود که در ادامه به ملکات رفتاری ناشی از هر یک از قوای مذکور می‌پردازیم.خلقیات ناشی از قوۀ شهویه:در ابتدا می‌بایست توضیحی مختصر از قوۀ شهویه ارائه نمود تا فهم حاصل شود. قوۀ شهویه قوه‌ای است که نفس آدمی را به جذب امور خیر و نافع برمی‌انگیزد. این قوع با توجه به حالـات مختلفی (افراط، تفریط، اعتدال) که دارد باعث بروز رفتارها و اخلاق‌های خاصی می‌شود که ادامه به مهم‌ترین آن‌ها خواهیم پرداخت. شره: اگر قوۀ شهویه دست‌خوش افراط و زیاده‌روی قرار بگیرد به طوری که خواسته‌ها و امیال بسیار شود و برای دستیابی به این امیال غریزی، ارزش‌های عقلـانی و دینی و عـرفی رعایت نشود و مورد بی‌توجهی قرار بگیرد این قوه از حالت منطق و طبیعی خود منحرف می‌شود و انسان را دچار عیاشی و اهمال می‌کند و او را به دور شدن از اهداف سوق می‌دهد، که این حالت شره نام دارد.خمود: گاهی امیال و خواسته‌های غریزی آدمی به سبب سختی‌کشیدن (ریاضت) و گوشه‌گیری و رُهبانیت به شدت سرکوب می‌شود. در این صورت است که قوۀ شهویه دچار تفریط می‌شود و میل انسان به امور غریزی و طبیعی چون خوردن و آشامیدن و برقراری روابط و... از بین می‌رود. چنین حالتی را خمودی و سستی می‌نامند. خمود شهوت شاید در مقابل آن‌چه در افراط و شره بروز می‌کند پسندیده باشد ولی به خودی خود با توجه به خاصیت‌های انسانی امری مذموم قلمداد می‌شود. مثال های بسیاری نیز در این حالت می‌توان زد از رفتار برخی صوفی‌ها گرفته تا صومعه‌سرا ها و کشیش‌های مسیحی و برخی از به اصطلاح خشکِ‌مقدس بازی‌ها...عفت: در صورتی که قوۀ شهویه با تعادل و اعتدال به امور غریزی بپردازد، به طوری که انسان بتواند خواسته‌ها و امیال خود را با ارزش‌های عقلی و دینی و عرفی منطبق کند و کنترل نماید، خصیصۀ عفت در انسان مشهود می‌شود.  بنابراین می‌توان گفت تـقـلـیل واژۀ عفت به آن‌چه که اکثراً در ذهن داریم شاید کامل و جامع نباشد و عفت قطع به یقین در فداکاری‌های ما برای اهداف‌مان نیز مبرز می‌شود. «به طور مثال: هنگامی که ارزش عقلی تو (هدفِ تو) بر این است که زمان‌ات را برای مطالعۀ زبان بگذاری ولی تو مشغولِ کاری غیر از آن هستی، می‌ِشود گفت که تو به طوری خاص دچار بی‌عفتی شده‌ای!...»خلقیات ناشی از قوۀ غضبیه:طبقِ روالِ پیشین می‌بایست تعریفی نیز به اختصار از این قوه ارائه کنیم؛ قوۀ غضبیه قوه‌ای است که نفس را به دفع امور شر و مضر بر‌می‌انگیزاند. چنین قوه‌ای نیز سه حالتِ افراط و تفریط و اعتدال را دارد که براساس هر یک از حالـات ملکۀ اخلاقی، تهور، جبن و شجاعت حاصل می‌شود.تهور: اگر قوۀ غضبیه دچار افراط شود، به طوری که بدون احتساب و توجه به خطرات، افعال خود را با بی‌باکی انجام دهد، به این حالت تهور می‌گویند. ملکۀ تهور سبب می‌شود که انسان خود را به خطر اندازد که از نگاهِ همگان افتادن به آن خطر ناپسند به شمار می‌رود.جبن: برخی اوقات انسان به سبب تربیت خانوادگی، عوامل اجتماعی و یا حتی وضعیت‌های مزاجی و خصوصیات جسمانی خود، قوۀ غضبیه‌اش دچار تفریط می‌شود؛ به‌طوری که انسان در انجام کارهای روزانه و معمول خود نیز ترس و انزوایی نسبی دارد و در حق‌خواهی های روزمرۀ خود و بیش از آن در مواجهه با نهاد های ظالم بُزدلانه یا به عبارتی بهتر منفعلـانه عمل می‌کند و از کم‌رویی نشأت گرفته از ترس رنج می‌برد و مصداقِ بارزِ انسانی ظلم‌پذیر قرار می‌گیرد.شجاعت: در صورتی که قوۀ غضبیه در حالت اعتدال باشد، به طوری که امور دشواری را که عقل و دین بدان امر می‌کند را انجام دهد و از انجام امور خطرناکی که سودی ندارد بپرهیزد، قوۀ غضبیه انسان در مرتبۀ شجاعت قرار دارد.خلقیات ناشی از قوۀ عاقله:قوۀ عاقله مهم‌ترین قوۀ انسان می‌باشد و به عبارتی همان ویژگی‌ای است که انسان را از سایر موجودات متمایز می‌کند. بنابراین سعادت خاص انسان در پرتوِ اطاعت و به کمال رساندن این قوه است. مراد از قوۀ عاقله در این‌جا همان جهتی از نفسِ ناطقه است که مربوط به افعال جزئی و باید و نبایدها می‌شود که در اصطلاح به آن «عقل عملی» گفته می‌شود. بنابراین قوۀ عاقله قوه‌ای است که انسان را به خیر و سعادت و موفقیت راهنمایی می‌کند و از شر شقاوت باز می‌دارد. چنین قوه‌ای نیز در حالـات مختلف می‌تواند منشأ خصوصیات اخلاقی خوب و بد شود که به بیان آن‌ها خواهیم پرداخت.جربزه: اگر قوۀ عاقله در عملکرد خود دچار افراط شود؛ به طوری که نتواند در امر خاصی برای رسیدن به سعادت تمرکز کند و هر عملی دچار شک و وسواس باشد و مملو از بی‌هدفی و حیوانیت باشد و رسالتِ قابل توجهی برای خود مشخص نکرده است حالتِ جربزه در انسان مشهود می‌شود.جهل: در صورتی که قوۀ عاقله بالفعل نشود و به کار گرفته نشود به آن جهل یا بلـاهت گفته می‌شود (جهل نیز دو نوع است: جهل مرکب و جهل بسیط، جهل مرکب از دیدگاه فلـاسفۀ اسلامی سبب دوری از نجات اخروی می‌شود اما جهل بسیط که گسترۀ بسیاری میان مردم دارد به خودی خود شقاوتی در آخرت ندارد.) از آن‌جا که عقل مهم‌ترین امری است که انسان را به سعادت می‌رساند در مقابل آن جهل مهم‌ترین رذایل انسانی به شمار می‌رود به طوری که جهـالت مقدمۀ سایر رذیلت‌های اخلاقی است.حکمت: اگر قوۀ عاقله حالت اعتدال، داشته باشد، به آن حکمت گفته می‌شود و انسانی که به این خصوصیتِ اخلاقی مزین شده است، حکیم قلمداد می‌شود. در چنین حالتی انسان می‌تواند دیگر قوای حیوانی خود را به وسیلۀ قوه عاقله کنترل کند و آن‌ها را مدیریت کند و به رشد و ترقی برساند.رابطۀ معصوم و عدالت اخلاقی:هرگاه که این قوای سه‌گانه (شهویه، غضبیه و عاقله) در انسان در حالت اعتدال وجود داشته باشد، آمیختگیِ میان حکمت، شجاعت و عفت را در کنار هم عدالت می‌گویند. بنابراین انسان عادل، شخصی است که بین همۀ قوای خود اعتدال را برقرار کرده است و با کنترل قوای حیوانی خود، آن‌ها در مسیر رشد و کمالِ عقلانی به کار گیرد. حکمت، عفت و شجاعت، سه ملکۀ اخلاقی است که رئوس و اهم سایر فضایل اخلاقی به شمار می‌رود که در ارتباط با حکمت عملی است و هرشخصی که آن‌ها را به همراه حکمت نظری داشته باشد، به سعادت و مقام والـایی نائل می‌شود. و این حد از عظمت در انسانِ کامل که همان ائمۀ معصوم هستند دیده می‌شود و تقلیل معنای عدالت به لغت قسط در همه‌ی زمینه‌ها ممکن است جامع نباشد و باعث شود انسان فهمی ناقص از عظمت و تکامل روحی معصومین داشته باشد و می‌بایست از این پس به زمانِ اشاره به خصیصۀ عدالت در معصوم به این ویژگی‌ها و قوا توجه کرد تا در مسیرِ حُب و ارادت مرتبه‌ای عاقلانه‌تر و دارای آگاهی داشته باشیم.جاهل‌ دیده ‌نشود؛ مگر با افراط و تفریط!_مولا امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه)</description>
                <category>𝒍𝒆𝒈𝒂𝒄𝒚</category>
                <author>𝒍𝒆𝒈𝒂𝒄𝒚</author>
                <pubDate>Thu, 25 Apr 2024 18:34:51 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>