<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فیک نویس!</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@lovejkandvforever555</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 15:10:39</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2904279/avatar/PzHFgg.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فیک نویس!</title>
            <link>https://virgool.io/@lovejkandvforever555</link>
        </image>

                    <item>
                <title>وانشات اسمات کوک</title>
                <link>https://virgool.io/@lovejkandvforever555/%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%DA%A9-iq2kow0nmnvv</link>
                <description>بی جنبه ها نخونین فالو کن هروز کلی اسمات میزارمامشب تو و جونگ کوک به یک مهمونی دعوت بودید تم&#x27;تون برای مهمون آبی بود و خیلی برا رفتن ذوق داشتینوقتی وارد مهمونی شدی همه داشتن به تو نگا میکردن آخه خیلی خوشگل شده بودی تو اون لباس آبی رنگ!! ی پسری اومد سمتت و شرو کرد ب احوال پرسی کردن توعم باهاش گرم گرفتی جونگ کوک داشت با ی مشروب میومد سمتت ک متوجه ی گرم گرفتن تو با پسره شد آروم اومد سمتتجونگ کوک هیچی نمیگفت ولی خیلی عصبی بود دستت رو گرفت و محکم پرتت کرد داخل ماشین تو از رفتارت شرمنده بودی!! رسیدین خونه ا/ت: جونگ کوک من واقعا متاسفم ولی ولیجونگ کوک اومد سمتت و گفت فکنم باید تنبیهت کنم شرو کرد ب پاره کردن لباست گریه میکردی و التماس میکردی و میگفتی بس کن بس کن جونگ کوک: امشب کلی کار داریم بیبی گرل پس التماس نکن شرو کرد ب دیووانه وار لباتو خوردن نیم تنتو با ی حرکت خارج کرد و شرو کرد ب مالیدن سینه هات تا بهت ارامش بده دستاشو ازت کند و شرو کرد ب خوردن سینه هات با اون یکی دستش هم داشت عضوتو میمالید تا تحریکت کنه تو گفتی دستتو از روم بردار!! اما گوش نمیداد شرو کرد ب مالیدن واژنت تو چشماتو بستیاز سینه هات کند و شرو کرد ب دراوردن لباساش و گفت چشماتو باز کن تا ددیو ببینی چشاتو بزور باز کردی و بدن جذابشو دیدی میخاصتی فریاد بزنی و بگی نه ددی خیلی بزرگه ولی اون سریع واردت کرددوتاتونم مث ی گرگ خمار بودین موهاش کاملا خیس بود کم کم داشت کام میکرد دیکشو کامل از داخلت دراوردمیخاصتی ناله کنی ولی دیگ جونی برات نمونده بود بعدم تورو چسپوند ب خودشو گفت عالی بود بیب اصکی مجاز ✓</description>
                <category>فیک نویس!</category>
                <author>فیک نویس!</author>
                <pubDate>Mon, 02 Oct 2023 19:21:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وانشات اسمات جیمین و ا/ت</title>
                <link>https://virgool.io/@lovejkandvforever555/%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%AA-m8jtnvnqa8vx</link>
                <description>های من میا هستم ۲ ماه هست که با جیمین که همتون میشناسین نامزدم و هردو عاشق هم هستیمامروز از شرکت زودتر تموم شدم و تصمیم گرفتم برم پیش جیمین تو کمپانیدیروز تو خوابگاه بود و دلم براش تنگ شدهرسیدم کمپانیاتاق جیمین رو بلد بودم و رفتم سمت اتاقشدر زدم(میا+  جیمین-)+تق تق تق-کیه+منم منم مادرتو علف آوردم واستون-خندید و در رو باز کرد+سیلاام-سلام عشقممم-بیا تو+رفتم تو...-زود تموم شدی+آره آخه کتر خاصی نداشتیم-خوب کردی اومدی بشین اینجا(به پاش اشاره کرد)+رفتم و نشستم رو پاشبا دو تا دستاش کمرمو گرفته بود و منم دستامو دور گردنش حلقه کردم(مثل اسلاید دو)-خب بیب چه خبر(با حالت خمار)+ج.جیمین چرا اینجوری حرف میزنی؟-بنظرت چرا؟(خمار)+همون لحظه یه چیز سفتی زیرم حس کردم+جیمین نه لطفاً-دیگه دیر شده بیبانداختم رو مبل و لباسای من و خودشو در آورد و وحشیانه بوسم میکرد دی.ک.شو در آورد و رو ورودیم تنظیم کرد و یهو واردم کرداز درد جیغی زدم که بوسم کرد و جیغم با بوسه اون خفه شدهمینطور میبوسیدم و تند تند ضربه میزداولش درد داشت وای بعد تبدیل شد به لذتجفتمونم ناله میکردیم-اهههه آره بیبی ناله کن اههههه اوممممم+ددی اههه تند تر اهههههکه سرعتش رو بیشتر کردبعد ۱۵ مین ضربه زدن هردو ارضا شدیم-اههه بیبی برای راند دو آماده شوخلاصه راند دو هم رفتیم دلم خیلی درد میکرد جیمین لباسامو پوشوند و لباسای خودش رو هم پوشید.براید استایل بغلم کردو منو گذاشت تو ماشین.وقتی رسیدیم خونه منو گذاشت رو تخت و خودشم از پشت پیشم دراز کشید و زیر دلمو ماساژ داد-بیبی مثل همیشه عالی بودی...کاش همیشه بیای و اینجوری خستگیو از تنم ببری+ددی خیلی دوست دارم-منم همینطور بیبی(لبمو بوسید)و به خوبی و خوشی تموم شدلایک و کامنت یادتون نرهههههبای بای</description>
                <category>فیک نویس!</category>
                <author>فیک نویس!</author>
                <pubDate>Mon, 02 Oct 2023 19:20:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وانشات اسمات جونگ کوک</title>
                <link>https://virgool.io/@lovejkandvforever555/%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D9%88%D9%86%DA%AF-%DA%A9%D9%88%DA%A9-kzslyuzciec0</link>
                <description>جونگ کوک: مگ نگفتم حق نداری ب هیچ پسری سلام بدی؟ ا/ت: ودف من فقط بهش سلام کردمجونگ کوک: عه وقتی تنبیهت کردم میاد دستت متعلق ب کی هستیا/ت: امممم خب ببخشیدجونگ کوک: این معذرت خاهی ها دیگ فایده نداره.... اومد سمتتو گفت: لباساتو دربیارا/ت: نمیخام گفتم درش بیارا/ت:*ناله و التماس*بدون هیچ توجهی لباستو تو تنت جر داد شرو کرد ب خوردن لبات نیم تنتو تو تنت جر داد و شرو کرد ب مالیدن سینه هات تا آرومت کنه شرو کرد ب مالیدن عضوت تا تحریکت کنه بعدم یهویی شلوار و شور/تشو دراورد و کرد داخلت جفتتونم خمار شده بودید افتر فلش.... جونگ کوک دیگ داشت کام میکرد، ازت کندو اومد تورو چسبوند ب بدن گرمشو و گفت عالی بود بیببدبخت منحرف تا اینجا اومدی چی بهت اضافه شد //:</description>
                <category>فیک نویس!</category>
                <author>فیک نویس!</author>
                <pubDate>Mon, 02 Oct 2023 19:07:38 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>