<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مریم</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m.azhdarikousha</link>
        <description>حقوق خوان🧕⚖️
 علاقه مند به مطالعه کتاب و تماشای فیلم📺📚 
 گاهی الکی overthinker</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-13 09:20:25</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3586219/avatar/qr574g.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مریم</title>
            <link>https://virgool.io/@m.azhdarikousha</link>
        </image>

                    <item>
                <title>هزاران شب و یک شب</title>
                <link>https://virgool.io/@m.azhdarikousha/%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%A8-%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%B2-eify1q63szdk</link>
                <description>هزار و یک شب به عنوان میراث مشرق زمین از جمله آثاری است که توصیه می شود آن را حتما یک بار هم که شده در عمرتان مطالعه کنید. داستان هایی توأمان از واقعیت و خیال که آدمی را از ورطه روزمرگی ها نجات می دهد و او را به سفرهای ناممکن در عالم واقع می برد. به شخصه از کودکی به داستان هایی که در آن غول و دیو و اجنه وجود داشته اند علاقه داشته ام و تصورم این است که غرق شدن در خیالات یکی از آن مخدراتی است که در بحبوحه مشکلات گاهی ضروری است. در اپلیکیشن ایران صدا مجموعه هزار و یک شب به صورت صوتی و با قالب نمایش نامه ای تنظیم گشته است که توصیه می کنم حتما استفاده نمایید. اگر فرصت نکردید تمامی داستان ها را گوش دهید داستان جان جانان و غنچه پنهان را که تمثیل جالبی از کوه سکلا (در برخی کتب کوه شکیلا) دارد را مورد توجه قرار دهید.در خصوص هزار و یک شب فیلم های متعددی نیز ساخته شده است که Arabian Nights محصول 2000 یکی از آنان است و به صورت نمونه چند داستان را انتخاب نموده است از جمله قصه علی بابا و چهل دزد، علاء الدین و چراغ جادو که هر دو از داستان های زبانزد مشرق زمین است.جالب است بدانید بورخس و جیمز جویس از هزار و یک شب بسیار آموخته اند و تأثیر هزار و یک شب بر آنان غیر قابل انکار است.پی نوشت ١ :برخی از داستان های هزار و یک شب را ویژه تر دوست می دارم مثلا در ماجد بری و ماجد بحری، تصور زندگی با موجودات دریا و نوع خاص مراسم یادبود درگذشتگانشان برایم قابل توجه است در داستان ابوصیر و ابوقیر طریقه ورود یک حرفه برای اولین بار به یک شهر و دیار برایم جلب توجه می کند و نوع روایت داستان بامزه است در سلطان راشد و زهیر گدا، گاه آرزو می کنم که بر حسب  تصادف و اتفاق و یا حتی تقدیر جای غنی و فقیر عوض شود و یا شایسته ای جای ناصالحی را در اداره امور به دست گیرد .پی نوشت ٢ : مقاله ای با عنوان (چاره گری زنانه در هزار و یک شب) به قلم شایسته ابراهیمی نگاشته شده و در مجله بهار ادب به چاپ رسیده است. این مقاله برای شناسایی انواع زنان و حلیت ها و چاره اندیشی هایشان در هزار و یک شب نکات قابل تأملی دارد </description>
                <category>مریم</category>
                <author>مریم</author>
                <pubDate>Tue, 26 Nov 2024 04:52:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندر عجایب داستان های موراکامی</title>
                <link>https://virgool.io/@m.azhdarikousha/%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%85%DB%8C-btyavasd11cj</link>
                <description> 1Q84رمانی عجیب با این مضمون که عشق همیشه پیروز است، عشق نیرویی است ماورای زمان و مکان، قدرتی که می تواند هر چیزی را کن فیکون سازد!!اما چرا عجیب؟ علتش به اعتقاد من نوع زاویه نگاه موراکامی است. از طرفی عنوان رمان 1Q84 است عنوانی که به ۱۹۸۴ جورج اورول شباهت دارد و در وهله اول این فکر به ذهن مخاطب خطور می کند که با داستانی با درون مایه سیاسی و‌اجتماعی مواجه است. نمی گویم این گونه نیست اما اصل و‌مقصود غایی نگارنده (حداقل به اعتقاد من) چیز دیگری است. از طرف دیگر واژه Q ابهام سؤال را با خودش به همراه دارد و تصور می کنی که قرار است به جهان های موازی سفر کنی اما باز هم تصورت غلط از آب در می آید زیرا اگرچه داستان در بستر جهان های موازی روایت می شود اما صرفا این بستر در حد انتقال آئومامه و تنگو به جهانی است که دو ماه دارد تازه آن هم مدخلش نسبت به آئومامه واضح و نسبت به تنگو مبهم است!!! رویکرد موراکامی هم در سه جلد یکسان نیست گویی هرکدام را در برهه ای خاص از زمان،با مطالعه و‌تجربیات مختلف و احساسات متنوع خلق نموده است چرا کهدر فصل اول(شما بخوانید جلد) مخاطب خود را درگیر داستانی می بیند که جنبه های پر رنگ اجتماعی دارد.موضوع فرقه های مذهبی،تحرکات مالی و عملیات سری شان‌، تجاوز به زنان و‌خشونت خانگی،عدم التفات به کودک و خواسته های او مطرح می گردد و‌خواننده انتظار دارد که در پس این جریان ها که بعضا جنبه اروتیک هم دارد دست ساکیگاکه رو بشود و ابعاد مختلفی از لایه های سیاسی و اجتماعی شان و منابع تأمین مالی آن ها آشکار گردد( اما چنین نمی شود و مخاطب با خودش می گوید ما راببین چی فکر می کردیم چی شد!)در فصل دوم‌ناگهان آن همه تب و تاب و هیجان داستان فروکش کرده و‌نگارنده با ذکر توصیفاتی طولانی و کشدار به امتداد داستان می پردازد طوری که شاید جز آن شب عجیب( غرش بدون برق)، مرگ پیشوا و داستان (فوق العاده) شهر گربه ها عمدتا چالش خاصی را پشت سر نمی گذاری انگار نویسنده مصلحت اندیشانه خواسته است از درجه خشونت و فرقه گرایی بکاهد تا احتمالا انتقادات وارد به اثر تلطیف گردد.( برای من جلد دوم وحشتناک حوصله سربر بود)و اما فصل سوم را می توان این گونه نام نهاد چون معما حل گردد کارها آسان شود گویی این فصل برای آسودگی خواننده نوشته شده است و اگرچه به لحاظ جذابیت همپای فصل اول نیست اما به وضوح تطوری نسبت به فصل دوم دارد.حال تصور کن بعد از خلق این فصول به عشق برسی می شود چیزی شبیه شیرگاو پلنگ همانقدر عجیب و همانقدر هم جذاب.مانند سایر آثارموراکامی ردپای علاقه به موسیقی و فضای سوررئال در اثر موج می زند اما تکرار فراوان کیفیت مأکول و‌مشروب در داستان برای من واقعا جای سوال بود( توی ذهنم‌تنگو الان نشسته دارد غذا یا نوشیدنی می خورد)ترجمه آقای غبرایی خوب و قابل قبول بود قبلا هم کافکا در کرانه موراکامی با ترجمه ایشان را خوانده بودم و لذت بردم .دقت ایشان در انتخاب واژگان ستودنی است اگرچه گاهی تعمدا انتخاب معادل فارسی برخی واژه ها خواننده را به اشتباه می اندازد و البته مشخصا فصل دوم از غلط های املایی و چاپی رنج می برد. ضمنا این اثر همانند کافکا در کرانه دو خط داستان موازی دارد که در نهایت به هم مرتبط هستند.با همه این تفاصیل تجربه خواندنش برای من ارزشمندبود.دوستانی که آشنایی با آثار موراکامی دارند می دانند ترجمه آثار او در کشور، با سانسورهایی در برخی قسمت ها همراه است (مخصوصا نوع ارتباطات عجیبی که بعضا ترسیم می کند و علاقه به تصویر کشیدن آن دارد) اما به شخصه با همین ترجمه های موجود مقصود حاصل می شود </description>
                <category>مریم</category>
                <author>مریم</author>
                <pubDate>Tue, 26 Nov 2024 04:24:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>و خواهران برونته دوست داشتنی...</title>
                <link>https://virgool.io/@m.azhdarikousha/%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AA%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86%DB%8C-x5oa95k70qpk</link>
                <description>شارلوت برونته‌ نگارنده ویلت از برجسته ترین نویسندگان ادبیات کلاسیک و خالق جین ایر می باشد.ذکر همین دو نکته کفایت می کند که دوستداران ادبیات کلاسیک وسوسه شوند ویلت را مطالعه نمایند.ویلت متأخرترین اثر کامل شارلوت به لحاظ نگارش است( چراکه به لحاظ زمانی رمان پرفسورش دیرتر به زیور طبع آراسته شده حال آنکه نگارشش به قبل از جین ایر بازمی گردد و رمان اما هم اگرچه متأخرترین آثار به لحاظ نگارش بود اما هیچ گاه کامل نگشت)همین متأخربودن نشان از پختگی نویسنده در تعابیر و سیر داستان دارد.ویلت داستانی است متعلق به حدود ۱۵۰ الی ۲۰۰ سال پیش، داستانی که شما را با زوایای مختلف فرهنگی اروپای آن ادوار آشنا می سازد ( مثلا نوع گزینش رنگ لباس ها متناسب با سن ، ناپسند بودن نگاه دوشیزگان بر پرتره کلوپاترا و..) علاوه بر آن ویلت یک روایت خطی ثابت دارد داستانی که اگرچه تلاطم و هیجان لازم برای درگیری مخاطبش را فراهم نمی آورد، شدیدا او را علاقه مند می سازد که سر از کار لوسی و آینده اش درآورد آن هم نه ناگهانی بلکه به مرور زمان ( به اعتقاد من ویلت از آن دست کتاب هایی است که خواندنش ممکن است یکی دو ماه طول بکشد)ویلت آرامشی را به جانت هدیه می کند بی هیاهو بی هیجان.بعید است بعد از خواندنش علاقه مند شخصیت آرام، مستقل و باوقار لوسی نشوی مخصوصا گفت و‌گوهایش با دوشیزه فنشا که نشان می دهد چقدر این دختر واقع گراست.تجربیاتی که شارلوت برونته در زمینه تدریس به عنوان معلم و در مقام یک دختر کشیش داشته عمیقا بر او و داستان هایش سایه افکنده و ویلت نیز از این امر مستثنا نیست. با این همه مهم ترین اشکالی که به اعتقاد من بر رمان وارد است توصیف جزئیاتی است که اگرچه به جهت ریزبینی نگارنده قابل تحسین است اما اثر را گاهی غیر قابل تحمل می سازد. با این همه اثری است قابل توصیه و البته دوست داشتنی</description>
                <category>مریم</category>
                <author>مریم</author>
                <pubDate>Sat, 16 Nov 2024 20:38:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رفت و روب زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m.azhdarikousha/%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%A8-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-dn0nfr5goqtj</link>
                <description>رفت و روب زندگی محصول سال 2023 ژاپن، اگرچه نگاهی ساده و حتی کلیشه ای به موضوع تناسخ دارداما ارزش دوستی و دوستان خوب را به زیبایی بیان می کند. ناگفته نماند که در خصوص تناسخ هم خلاقیت هایی ولو بسیار کمرنگ از خود نشان می دهد(مثلا ارائه نمودارهای سن زندگی، فرصت مجدد زندگی در قالب اولین زندگی، کسب سطح مشخصی از امتیازات برای انسان بودن در زندگی های بعدی) به هرحال این موضوع در آموزه های دینی شرق آسیا بسیار پررنگ است و به دلیل ماهیتی که دارد کار را برای کارهای تخیلی و داستان پردازی فراهم می کند. نمی دانم با وجود چنین آموزه ای چرا خلاقیت ها در این باب کمرنگ است و بیش از آنچه می بینیم خیال پردازی نمی کنند؟به شخصه موضوع تناسخ برای من چیزی از سنخ داستان دیوان و غولان و پریان است و وقتی به آن فکر می کنم جریان سیال خیالم به جنب و جوش در می آیدمثلا می توان این ایده را در چارچوب فرهنگ های مختلف، زندگی در جنسیت های مختلف، کشورهای مختلف، اعصار مختلف، نژادهای مختلف تجربه کرد. ارتباط جالب اولین سکانس اثر با نتیجه گیری و پایان داستان را خیلی دوست داشتم. نماد جالبی بود. چیزی که ورای این زندگی کردن های مکرر حائز اهمیت است یادآوری ارزش و جایگاه انتخاب هاست اینکه ما با انتخاب های خودمان در زندگی چقدر در بهتر شدن یا بدتر شدن حال خودمان، اطرافیانمان، جهانمان اثر گذاریم. از سوتی های اثر و برخی قضاوت های اثر که به عقیده من منفی است و آشکارا بین مشاغل تفاوت ایجاد می کند می گذرم(جامعه بشری به تخصص های مختلف نیاز دارد و هرکسی در هر نقشی می تواند کارهای بزرگ کند و امتیاز مثبت یا همان ثواب کسب کند) و در نهایت فکر کن به تو هم فرصتی برای رفت و روب زندگیت داده شود چه می کنی؟ کدام قسمت ها را حذف می کنی؟ کدام قسمت ها را نگه می داری؟ و آیا برای کسب امتیازات مثبت ، ثواب یا هرچه که دوست داری بنامیش بیشتر خواهی کوشید؟ Brush up life </description>
                <category>مریم</category>
                <author>مریم</author>
                <pubDate>Wed, 30 Oct 2024 01:01:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادداشتی از گذشته و دیدگاهم در خصوص سریال در چشم باد</title>
                <link>https://virgool.io/@m.azhdarikousha/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%AF-gzif4lzbyqg4</link>
                <description>این مطلب در فروردین 1403 نوشته شده است امشب شبکه آی فیلم، سریال در چشم باد را تمام کردپایان در چشم باد همراه است با آزاد سازی خرمشهر واقعه ای که هنوز که هنوز است حلاوتش در طول تاریخ این سرزمین حس می شود نمی دانم چه سری است هر وقت در چشم باد نشان می دهد دلم می خواهد ببینمش یک اثر میهن دوستانه که وقتی می بینیش محال است احساسات وطن دوستانه ات گل نکند محال است سکانس هایی را پیدا نکنی که بخواهی باهشان زار بزنی مخصوصا قسمت های مربوط به اشغال ایران ترسیم وقایع جنگ با عراق هم در نوع خود ناراحت و غمگین و در عین حال سرشار از افتخارت می کند و با برخی ساده دلی ها و صفای باطن ها کلی حال می کنی اما امان از اشغال ایران که حتی جزئیاتش مو به تن سیخ می کند و قلب را آزرده می سازد و حس تحقیر عجیبی به تو دست می دهد... سرباز وطن در خاک وطن اسیر قوای بیگانه پرچم بیگانه در خاک وطن در اهتزاز، پرچم وطن مچاله شده، عکس شاه مملکت بر زمین افتاده بیگانه تحکم می کند دادگاه تشکیل می دهد حکم می کند زندانی می کند از قطار و راه آهن استفاده نظامی می کندقحطی، تجاوز به نوامیس، بیماری احتکار مواد غذایی توسط بیگانه نبود فشنگ در اسلحه سرباز وطن و تفتیش و تحقیر شدنش توسط سرباز بیگانه اینکه در خاک کشورت از بیگانه زور بشنوی چقدر سخت است با همه این سکانس ها حس خرد شدن پیدا می کنی می شکنی، از عمق جان می سوزی خدا را شکر می کنی که با همه گرفتاری ها و مشکلاتی که امروزه می بینی آن حس تحقیر وحشتناک تمام شد و به تاریخ پیوست. آری این مملکت روزهای دشوار بسیار داشته جنگ دیده، قحطی و گرسنگی دیده، آشوب داخلی دیده، کشتار و خون دیدهاما هیچ واقعه ای به دردناکی اشغال ایران نبود و نیست (حداقل به زعم من) برای یک سینه چاک وطن طبیعی است که اندکی در دل شادمان باشد که گاه تصمیم گیری بیگانگان برای سرزمینش به پایان رسیده و خود می تواند در جهان حرف بزند و حرفی برای گفتن داشته باشد ولو ضعیف و یا حتی اشتباه سیاست نمی دانم جنگ طلب هم نیستم از حوادث فردا هم چیزی نمی دانم اما برخی تصاویر حسابی این روزها تکانم می دهد...</description>
                <category>مریم</category>
                <author>مریم</author>
                <pubDate>Tue, 22 Oct 2024 21:44:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آنچه بعد از دیدن سریال قاضی شیطان به ذهنم خطور کرد</title>
                <link>https://virgool.io/@m.azhdarikousha/%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%82%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B0%D9%87%D9%86%D9%85-%D8%AE%D8%B7%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-zrqtfqgdwtxs</link>
                <description>امروز می خواهم در مورد قاضی شیطان (The Devil Judge) محصول سال 2021بنویسم سریالی جذاب با بازی های درخشان که جز دو سه قسمت که به طور محسوس روال داستان یکنواخت و بدون هیجان می شود در بقیه قسمت ها مخاطب را به خوبی درگیر می کند. بعد از پایان این داستان بعید است ذهن شما در خصوص مفاهیمی چون عدالت چیست؟ آیا برای تحقق هدف والای عدالت هر نوع وسیله ای مجاز است یا خیر؟ آیا در زمانه حاکمیت شیاطین بر جهان ، هیولا شدن اجتناب ناپذیر است یا خیر؟ جهان امروز ما دیستوپیا است یا اتوپیا یا یک جهان خاکستری؟ قدرت را چگونه می توان برای تحقق عدالت در بند کشید یا محدود نمود؟ آیا زندان های طویل المدت مجازات هایی انسانی است اما مجازات های بدنی و سالب حیات فاقد چنین وصفی است؟ چه کسی حق تعیین مجازات را دارد؟ عدالت خشن توجیه پذیر است یا خیر؟ با چالش مواجه نشود.نویسنده‌ و فیلم‌نامه نویس اثر یو سوک مون یکی از قضات سابق در کره جنوبی است که نگارش فیلمنامه های دیگری با مضمون حقوقی مثل میس حمورابی را در کارنامه دارد و بی شک اشراف او بر فضای کاری رشته حقوق اثر را قابل قبول تر ساخته است.اثر شباهت هایی با شوالیه تاریکی دارد و شخصیت کانگ یو هان و افراد کمک کننده به او با بتمن و همراهانش نقاط اشتراکی دارند حتی دربرخی جزئیات شباهت های ملموسی دیده می شود.(کره ای ها در اقتباس فوق العاده عمل می کنند و حتی از جهاتی نسخه اقتباسی را ارتقا می دهند یا به گونه ای آن را تغییر می دهند که همانند اثر اولیه زیبا و قابل دیدن باشد ) اثر از همه گیر شدن کرونا اثر پذیرفته است و این موضوع برای همیشه به یاد خواهد ماند.موسیقی های متن اثر دوست داشتنی استارتباط شخصیت کانگ یو هان و کیم گا یون در چارچوب اصطلاح جدیدی به نام برومانس قرار می گیرد که برای برخی جوامع غربی و شرقی مفهوم عجیبی به نظر می رسد.در این اثر با یک دارک هیرو Dark hero روبه رو هستیمبه شخصه سکانس هایی که در قلعه کانگ یو هان اتفاق افتاد را دوست داشتم و حس می کردم روحم در آن قلعه پر راز و رمز تسخیر شده و چیزی که بیش از حد ذهنم را درگیر کرد این بودباید جهان دیگری برای قضاوت کردن منصفانه و عادلانه رفتار آدمیان وجود داشته باشد و خداوند احکم الحاکمین است و گرنه زندگی کردن در این جهان نوعی بازی غیر منصفانه و ناعادلانه است که برای ادامه دادن و به پایان رساندنش دچار شک و تردید خواهی شد (اثر چنین اقتضائی ضرورتا ندارد اما آنچه در پایان اثر مرا خیلی درگیر کرد همین موضوع بود)اثر مناسب نوجوانان  و کودکان زیر 15 سال نیست.نویسنده‌ اثر در یک مصاحبه تعبیر جالبی از روابط انسانی در اثر بیان می کند او معتقد است :رابطه جونگ سون آه (زن گربه ای) با کانگ یو هان ( بتمن) در قالبI want to have you  رابطه افسر یون سو هیون با کیم گا یون(به نوعی رابین) در قالبI want to protect youو رابطه کیم گا یون و کانگ یو هان در قالبI want to know youقرار می گیردچیزی که در بسیاری از روابط انسانی ساری و جاری استنماد گرایی اثر هم قابل توجه است اپلیکیشن رأی گیری، Dike است. دایکه از الهه های عدالت در یونان باستان است که مشابه اش با نام های میس، فورتونا، جاستیتیا، رشن در فرهنگ های مصر، روم و ایران باستان دیده می شود و در غالب موارد در قالب یک زن ترسیم شده است اگرچه رشن مرد است. فارغ از این نماد، علامت صلیب در جای جای اثر حتی در زخم های پشت کانگ یوهان جلوه گر می شود.آیا اثر دموکراسی را به چالش می کشد؟ بعید می دانم اگرچه که جهت دهی افکار عمومی مخصوصا با ابزار رسانه و در قالب حباب های رسانه ای کار راحتی است و گاهی نیاز است به دور از واکنش های سریع و شتاب زده اکثریت، تصمیم گیری صورت گیرد اما اثر دموکراسی و رأی اکثریت را نقد نمی کند بلکه معتقد است هرجا خشم فروخورده باشد اکثریت واکنش عاطفی خواهند داشت. در مقابل به شخصه بر این باورم که اکثریت، هیچ گاه معیار حق و باطل نخواهد بود برای فهم حق و باطل‌ باید سراغ تفکر و تعقل رفت و اکثریت یا اقلیت بودن ها صرفا برای تمشیت امور و رفع نارضایتی ها کارکرد دارد اما واقعیت را تغییر نخواهد داد.رأی گیری عمومی در دادگاه های پخش زنده به نوعی اشاره به هیأت منصفه در نظام های حقوقی معاصر دارد که به طرق مختلف محدودیت هایی بر آن وارد شده است تا بی ضابطه نماند. اما در نهایت به نظر شما داشتن چنین دادگاه های پخش زنده ای آن هم با شیوه رأی دهی عمومی برای جرایم خشونت آمیز سازمان یافته، جرایم ذی نفوذان و قدرتمندان در جامعه، یا مفسدین اقتصادی که به منابع ملی دست درازی می کنند پیشنهاد خوبی است یا خیر؟</description>
                <category>مریم</category>
                <author>مریم</author>
                <pubDate>Tue, 22 Oct 2024 21:34:08 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>