<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های میم.عین</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m.eshrati13</link>
        <description>۲۶ ساله،کارشناسی حقوق... یک مادر، یک همسر و یک پژوهشگر</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-22 16:29:15</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/73908/avatar/Uez4mh.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>میم.عین</title>
            <link>https://virgool.io/@m.eshrati13</link>
        </image>

                    <item>
                <title>زندگی همیشه اونجوری که میخوایم پیش نمیره!</title>
                <link>https://virgool.io/@m.eshrati13/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%87-idyfxatngbuh</link>
                <description> در ادامه اون حال بدی که داشتم، روز جمعه خوبی که منتظرش بودم رقم نخورد. قرار بود امروز روز خونه تکونی باشه ... روز خونه تکونی هم شد اما نه با حال خوب بلکه با ناراحتی که نفهمیدم علتش چی بود به قول همسر از دنده چپ بلند شدن منشا حال بد من بود ولی بدتر از این حال بد، درک نشدن حال منو بدتر کرد یعنی اینکه همسر وقتی میبینه دوروز حالت بده میگه تو همیشه حالت بده درحالی که واقعا ادما بعضی وقتا نیاز دارن استراحت کنن اینو نمیبینه که من سعی دارم حالم خوب باشه اما خستگی جسمم باعث حال بدم میشه اینو نمیبینه که سروکله زدن با یک بچه پر فعالیت واقعا انرژیمو میگیره و اینکه آخرین باری که با خیال راحت جوری خوابیدم که خستگیم رفت شاید دوماه پیش بود  البته اینا قابل تحمله اوضاع وقتی غیر قابل تحمل تر میشه که همدلی نباشه... که درک نشی... که احساس کنی که تو وظیفته که همیشه حالت خوب باشه و حق ناراحتی نداری.نمیدونم شاید این همدلی توقع زیادیه ولی واقعا وقتی همسرم ناراحتی جسمی یا روحی  داره، من تمام سعیمو میکنم که ایشون زود خوب شه اما من وقتی جسمم خستس و اذیتم حق ندارم ناراحت باشم. تازه از اون گذشته بعد تمام کارای خونه فرزندتم اجازه نمیده حتی دراز بکشی... خلاصه ادم بعضی وقتا دوست داره غر بزنه و کسی بهش نگه اه چقدر غر میزنی بگه میفهمم این روزا حال خوشی نداری من سعی میکنم یک باری از رو دوشت بردارم که شما بیشتر استراحت کنی(عمرا مردا از این حرفا بزنن)اینا همش دردودلی بود که میخواستم به همسرم بگم اما نشد خلاصه زندگی همیشه گل و بلبل نیس بعضی وقتام هست که دعوا و ناراحتی پیش میاد که البته نمک زندگیه اخردعوای جمعه هم ختم میشه به صرف یک بستنی که اعلام آتش بس و مثلا آشتی باشه بدون اینکه کسی اشاره ای به ناراحتیای در طول روز بکنه.</description>
                <category>میم.عین</category>
                <author>میم.عین</author>
                <pubDate>Sat, 30 Nov 2019 03:24:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نعمت هایی که حواسمون بهش نیست</title>
                <link>https://virgool.io/@m.eshrati13/%D9%86%D8%B9%D9%85%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B3%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%A8%D9%87%D8%B4-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-mf6yiwmhddi8</link>
                <description>این روزا در عین اینکه سعی میکنم شاد باشم و از زندگی و نعمت هایی که خداوند مهربان به من داده لذت ببرم، اما بعضی روزا هم هست که واقعا بدنم نمیکشه ... بچه داری خونه داری و البته درس خوندن انرژی ای از آدم میگیره که هرکسی از پسش برنمیاد بعضی وقتا منم جز اون هرکس هام که از پسش برنمیام اما مجبورم وچاره ای ندارم که بربیام.وقتی تو شهری زندگی کنی که خانوادت پیشت نباشن هرچقدرم دوست و رفیق داشته باشی بازم تنهایی مثلا این چند روز اخیر، از اون روزا بود که به خودم میگفتم چی میشد منم خانوادم پیشم بودم و فقططططط دو ساعت پسرمو میزاشتم پیششون یکم میخوابیدم یکم استراحت میکردم یکم ذهنم آروم میشد درواقع اون چیزی که باعث آشفتگی ذهنم شده خستگی بدنمه شایدم برعکس  بعد خستگی روح و جسم من روی پسرمم تاثیر میزاره و اونم نق نقو میشه و من دوباره اعصابم بهم میریزه و دوباره اونم حالش بد میشه و .... عین یک دور باطل این افاقات دوباره تکرار میشه تا روزمون شب بشه و همسر مارو نجات بده.همیشه این جور موقع ها دوست دارم زنگ بزنم به همسرم بگم: عزیزم میشه یکم به من کمک کنی! بعد خودم جواب خودمو میدم که ایشون باید سر کار باشه و یک لقمه نون حلال، اونم تو این وضعیت گرونی برامون دربیاره؛ درنتیجه دوباره خودتی و این بچه بیگناه و اعصاب خسته و صد البته اجباااار تحمل این وضعیت .خلاصه که اگه پیش خانوادتونید خداروشکر کنید شاید اصلا این موضوع هیچ وقت به ذهنتونم نیومده باشه چون تو شرایطش نبودید ولی وقتی از دید یک نفر که تو غربت زندگی میکنه نگاه کنید میبینید خدا چه نعمتی بهتون داده که شکر نکردید...خدایا شکرت</description>
                <category>میم.عین</category>
                <author>میم.عین</author>
                <pubDate>Thu, 28 Nov 2019 12:29:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>#پایمال شدن حقوق زنان به اسم حقوق بشر</title>
                <link>https://virgool.io/@m.eshrati13/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A8%D8%B4%D8%B1-lqmndszvqfaf</link>
                <description>ماجرا از اونجا شروع شد که تا قرن ۲۰، زن از بدیهی ترین حقوق خودش محروم بود؛ به طوری که حس انسان بودن خودشو هم فراموش کرده بود. آعاز شعار های حقوق بشر از قرن ۱۷ انجام گرفت که انسان را از وجود یک سلسله حقوق و آزادی اطلاع ساخت به طوری که هیچ فردی حتی خود صاحب حق هم نمیتواند آن را از خود سلب کند.از قرن ۲۰ به بعد بحث داغ تساوی حقوق زن و مرد مطرح شد و برای اولین بار مساله حقوق زن در برابر حقوق مرد در اعلامیه جهانی حقوق بشر صراحتا منتشر شد.در واقع تمام این شعار ها در جهت این بود که بگوید زن با مرد در انسانیت شریک است و یک انسان کامله و باید از حقوق فطری و غیر قابل سلب برخوردار باشه. این درحالی است که خداوند در قرآن زن را در انسان بودن با مرد شریک دانسته و این حرف های غرب چیز خاص جدیدی نیست که بعضی افراد برای باکلاس نشون دادن و روشنفکر بودن خودشون، فریاد حقوق بشر سرمیدهند. اما نکته حائز اهمیت اینه که اعلامیه جهانی حقوق بشر، انسان بودن زن را مطرح کرد اما زن بودن اورا نادیده گرفت‌. به عبارت بهتر ، این تفکر منجر به این شد که از یک طرف بدون توجه به میزان نیروی بدنی و قدرتی زن، زن همانند یک مرد، در محیط های کاری سنگین (که از توان زن خارج بود) وارد شوند و از طرف دیگر با استفاده از نیروی جاذبه و زیبایی زن، زن را تبدیل به عروسک خیمه شب بازی برای مردان هوسران و شهوت پرست کند. این در حالی است که اولا طبیعت بدنی زن از لحاظ فیزیولوژی با مرد یکسان نیست و ثانیا قرار نیست زن وسیله رفع نیاز مردان جامعه باشد بلکه قراره در فضای امن و آرام خانواده به رفع نیاز خودش بپردازد.این نهضت های تشکیل یافته از حقوق بشر در ظاهر حمایت از حقوق زنان کردند در حالی که درواقع موجب پایمال شدن حقوق زنان شدند.</description>
                <category>میم.عین</category>
                <author>میم.عین</author>
                <pubDate>Sun, 29 Sep 2019 19:46:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مادر یکساله</title>
                <link>https://virgool.io/@m.eshrati13/%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-etumhy0xed7l</link>
                <description>مادر یکساله!حدودا یکساله که مادر شدم مادرشدن به لفظ خیلی آسونه ولی سختیایی داره که تو این روزگار هرکسی جرات پا گذاشتن تو این سختی ها رو نداره ... اره جرات میخواد جسارت میخواد و یک فداکاری و ایثار عظیمی میخواد که چشم روی راحتی دونفره بودنتون ببندی و سه نفره بشی و خودتو بندازی تو زندگی پر دردسر...وقتی مادر میشی دیگه مال خودت نیستی همزمان که مادری باید یادت نره که همسر هم هستی  باید یادت نره که خودتم وجود داری... یکساله درست نخوابیدم یکساله درست غذا نخوردم یکساله ذهنم خالی نشده ... ذهن مادر مدام در حال تجزیه و تحلیله، استراحت نداره بعد از یکسال تازه دارم برمیگردم روی روال زندگی طبیعیصبح که بلند میشی نگاه میکنی به ساعت میبینی ساعت ۹ هست(البته ساعت بیداریتم بستگی داره به اون فرشته ای که وارد زندگیت شده... شده بعضی وقتا ۶ صبح بیدار میشی و باااااید سرحال باشی) بعد از چند ساعت نگاه میکنی میبینی ااااا ساعت ۱ شده و تو به فکر ناهارت هم نبودی درنتیجه مجبوری در حالی که گرسنه ای به فکر غذا باشی دوباره نگاه میکنی اااااا ساعت ۷ شد و یک ساعت دیگه همسرت میرسه خونه و تو هنوز هیچ کاری نکردی!البته لفظا میگی هیچ کاری ولی تو این ۱۰ ساعت خیلی کارا کردی که به چشمت نیومده ....(ما عادت کردیم کاراییو کار حساب کنیم که فقط در جهت پیشرفت درس و آینده مون باشه) تند تند خودتو، خونه رو بچه رو جمع میکنی و محیطو فراهم میکنی برای اومدن مرد زندگیت ... یهو نگاه میکنی میبینی زنگ در زده میشه و خوشحال میرید به استقبال مرد خونه ...اره زندگی همینه ...همین خانواده داشتن و همین مشغله صبح و شب آرزوی خیلیاست البته شاید برای بعضی ها هم بی معنی باشه ولی من این سختیارو دوست دارم این سختیا دقیقا معنی لذت زندگی رو برام داره ...خدایا شکرت ...آرزوی این سختیارو براتون دارم چون تا تو این سختیا نیوفتی نمیفهمی چه لذت زیبایی پشت این سختیاست! </description>
                <category>میم.عین</category>
                <author>میم.عین</author>
                <pubDate>Tue, 24 Sep 2019 22:26:12 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>