<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مرتضی غلامی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m.gholami6666</link>
        <description>مدرس ترجمه و مترجم در i-translate.ir</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 19:37:26</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/14102/avatar/pwdKuR.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مرتضی غلامی</title>
            <link>https://virgool.io/@m.gholami6666</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مترجم شفاهی رئیس‌جمهور افغانستان اشتباه کرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m.gholami6666/%D9%85%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85-%D8%B4%D9%81%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-muuarohnwdn2</link>
                <description> ویدوییازاشرفغنی،رئیسجمهورافغانستان،دروزارتاموراخارجهایرانپخششدهکهدردوجاازمترجمشفاهیپی‌درپی‌اشایرادمی‌گیر    https://www.aparat.com/v/GNlgV اخیراً ویدویی از اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان، در وزارت امور اخارجه ایران پخش شده که در دو جا از مترجم شفاهی پی‌درپی‌اش ایراد می‌گیرد. اگر ویدیو را ندیده‌اید، همین بالا قابل مشاهده است. در این چند روز پس از انتشار این ویدیو همه جور نظری در مورد خطاهای فاحش مترجم یا مته روی خشخاش گذاشتن اشرف غنی منتشر شده. در این مقاله می‌خواهیم کمی تخصصی‌تر این اتفاق را بررسی کنیم.خب حالا برویم سراغ تحلیل این موارد که آیا واقعاً مترجم خطا کرده یا داستان چیز دیگری است. بگذارید قدم به قدم این پدیده را بررسی کنیم. دو جمله از صحبت‌های ایشان دچار این مشکل است.جمله اولاشرف غنی می‌‌گوید:«…در سال‌های آینده شصت تریلیون دالَر…»مترجم شفاهی ترجمه می‌کند:Of course in the next coming years some sixty billion dollars[…] trillionکه اینجا اشرف غنی مترجم را قطع کرده و به او گوشزد که می‌کند که گفت تریلیون، نه میلیارد!خب می‌توانیم این را بگذاریم به حساب یک اشتباه شنیداری از مترجم که شاید ناشی از لهجه رئیس‌جمهور افعانستان باشد. ولی به هر حال اشتباه است و شکی در آن نیست.جمله دومجمله دوم مهم‌ترین و مناقشه‌برانگیزترین جمله در صحبت‌های ایشان است:اشرف غنی:«اول، ملت افغانستان از ملت و دولت هندوستان و ایران ابزار امتنان می‌کنَه که بر ثبات آینده افغانستان باورمند است.»مترجم شفاهی:Of course, first of all I like [to] express assurances of Afghan nation and government to the nations and governments of Islamic Republic of Iran and the Republic of India that there will be security and stability in this countryپس از اتمام ترجمه، اینجا اشرف غنی وارد شده و اینگونه ترجمه را تصحیح می‌کند:No, I thanked them, because they believe that Afghanistan is going to be stable and they are wagering on our stability, not on our destructionخب برویم سراغ تحلیل این ترجمهدر سطح واژگان، شاید اینطور به نظر برسد که مترجم اشتباه کرده و اینکه نگفته آن دو کشور «باور به ثبات دارند.» اما در سطح معنی چه؟ آیا در تغییری در معنی آنچه رئیس‌جمهور افغانستان گفته، ایجاد شده؟ هرچند مترجم شفاهی مستقیماً اشاره نکرده که آن دو کشور به ثبات افغانستان باور دارند، ولی چون در جملات قبلی از آنها تشکر می‌کند و اسم آنها را می‌برد، بنابراین در پایان‌بندی نیز از نظر منطقی اینگونه القا می‌شود آن دو کشور (و احتمالاً دیگر کشورها نیز) می‌دانند که افغانستان با ثبات خواهد بود. ولی خب چرا ایشان به مترجم شفاهی ایراد گرفت؟بگذارید از یک جنبه دیگر به این قضیه نگاه کنیم. اصلاً برای رئیس‌جمهور افغانستان مگر فرقی می‌کند که فقط آن دو کشور به ثباتش باور داشته باشند؟ اصلاً مگر بد است که کل دنیا اینطوری بفهمند که او می‌گوید کل دنیا به ثبات آینده افغانستان باور دارند؟ چرا او روی این دو کشور تاکید داشت؟البته به نظر می‌رسد بعد از فعل ‌‌‌‌‌‌like نیز حرف اضافه to را جا می‌اندازد. البته شاید ضعیف ادا می‌کند. خلاصه اگر نگفته این هم اشتباه دیگری است.دقت کنید این تحلیل به هیچ عنوان سیاسی نیست و صرفاً از جمله علم و دانش مطالعات ترجمه بررسی می‌شود.ایدوئولوژی و ترجمهمایکل هالیدی، زبانشناس بریتانیایی، در اواخر دهه 40 و اوایل 50، مبحثی مطرح کرد تحت عنوان «systemic functional grammar». به طور خیلی خلاصه، بر اساس نظر هالیدی، زبان «نظامی‌ از انتخاب‌های به‌هم‌پوسته» است. در واقع، اگر برای بیان یک منظور ده کلمه داشته باشیم، انتخاب یک کلمه خاص، مؤید معنی خاصی است که خود منجربه انتخاب‌های خاص دیگر در راستای همان معنی می‌شود. در واقع، جدا از معنی‌ای که واژه‌ها تولید می‌کنند، مجموعه واژه‌گان و ساختارهای انتخابی نیز معنی دیگری به موازات آن القا می‌کنند.هالیدی سه لایه معنی موسوم به metafunction ارائه می‌کند که هر یک کارکرد خاصی در انتقال معنی و ارتباط زبانی دارند.Ideational metafunctionبازنمودهای این لایه معنایی:جملات معلوم و مجهولاستفاده از فعل یا گروه فعلییکدر واقع نکته این است که اگر در جمله‌ای شما از ساختار مجهول استفاده کنید، به خودی خود، فاعل آن کار را به حاشیه کشیده و از درجه اعتبار و اهمیت ساقط کرده‌اید. استفاده از ساختار مجهول یعنی فاعلش مهم نیست.دوگفته می‌شود قدرت نفوذ «گروه فعلی» از «فعل» کمتر است.یکی از افسران به قتل رسید.پس از قتل یکی از افسران، نامه‌ای مشکوک به دست پلیس رسید.البته شاید کمی جای بحث اینجا داشته باشد، ولی به طور کلی می‌توان احساس کرد که در جمله اول، به قتل رسیدن آن افسر در دایره تمرکز است، ولی در جمله دوم، رسیدن آن نامه مشکوک.Interpersonal metafunctionتعیین‌کننده جایگاه اجتماعی افرادمثلاً واژگان و ساختار مکالمه‌ی رئیس و مرئوس را با یک دیگر مقایسه کنید، متوجه معنی این لایه نیز می‌شوید.Textual metafunctionیکی از بازخوردهای این متافانکشن مثلاً شروع جمله با واژه خاص یا اسم خاصی است که تاکید بیشتری روی آن می‌شود.نتیجه تحلیلبر اساس مدل هالیدی، حالا می‌توان گفت چرا اشرف غنی اینقدر روی دو کشور ایران و هند حساس بوده. اشرف غنی، با ایراد گرفتن از مترجم شفاهی، به طور ضمنی به این نکته اشاره کرد که برای من و دولت افغانستان مهم است که بگوییم از هند و ایران به خاطر باورشان به ثبات افغانستان از آنها تشکر می‌کنیم. حالا چرا برای‌شان مهم است، بحث دیگری است. اما بر اساس Ideational metafunction، مترجم شفاهی فاعل جمله (ایران و هند) را حذف کرد و این مسئله شدیداً به چشم او آمد. اینکه همه به ثبات افغانستان باورد دارند یا نه، در این مقطع برای او مهم نیست، برای او مهم است که بگوید هند و ایران به آنها باور دارند و تاکید دارد که بقیه هم اینگونه بفهمند. پس خیلی نمی‌توان گفت که مترجم اشتباه فاحش ترجمه‌ای مرتکب شده، بلکه تاثیر ایدوئولوژی است که رئیس‌جمهور را وادار کرد تا خودش به انگلیسی منظورش را دقیق‌تر بگوید.درسی برای مترجم‌هاو البته درسی که ما مترجم‌ها می‌توانیم از جریان بگیریم آن است که واژگان و ساختارها در شرایط مختلف، مخصوصاً در محافل حساس سیاسی، به اندازه معنی و مفهوم اهمیت دارند و باید به آنها نیز توجه شود. با این نگاه، این موارد قطعاً برای مترجم نقطه ضعف محسوب می‌شود.مقاله‌هایی که شاید دوست داشته باشید بخوانید:قیمه‌ها را بریزیم روی ترجمه یا نه؟ترور، دوست نانجیب ترجمهترجمه با زبان آغاز می‌شود، ولی به زبان ختم نمی‌شود.</description>
                <category>مرتضی غلامی</category>
                <author>مرتضی غلامی</author>
                <pubDate>Tue, 09 Apr 2019 17:03:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاقیت در ترجمه و جوریدن معنی</title>
                <link>https://virgool.io/@m.gholami6666/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D9%88-%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%B9%D9%86%DB%8C-hwds4ablkuxy</link>
                <description>خلاقیت در جستجوی معنییک. مشقت یک مترجمامروز مشغول ترجمه متنی فارسی به انگلیسی بودم که به عبارتی این چنین رسیدم «در دامنه کوه.» مثل اینکه یکهو تمام سوادم ته کشیده باشد، ماندم. باید اقرار کنم که نمی‌دانستم در انگلیسی چه باید ترجمه کنم. خب از آنجایی که ندانستن عیب است، ولی پرسیدن نه، قصد آن کردم که با جستجو به ترجمه و معنی مورد نظرم برسم.دو. جستجو عادیمعنی دامنه کوه به انگلیسی چه می‌شود؟ اول از همان روش معمول جستجو در گوگل استفاده کردم: « دامنه کوه به انگلیسی و معنی دامنه کوه» ولی جواب نداد، رفتم سراغ حربه دوم « دامنه کوه english » که باز هم ناکام ماندم در ترجمه و پیدا کردن معنی. البته معنی‌ها و واژه‌هایی تک و توک پیدا می‌شد، ولی آن چیزی که من می‌خواستم بهش نمی‌رسیدم.سه. خلاقیت در جستجوبعد از کلی جستجوی بی‌ثمر به این نتیجه رسیدم باید از راه دیگری وارد شوم. اینجوری فکر کردم: دامنه کوه بخشی از کوه است. کوه هم دارای بخش‌های مختلفی است. ناگهان تصویر معمول در کتاب‌های آموزشی انگلیسی به ذهنم آمد که یک تصویر چاپ شده و تعداد زیادی فلش‌های بیرون‌زده از عکس، اسم هر بخش در انتهای فلش نوشته شده است. پس احتمالاً کوه هم می‌تواند چنین عکسی داشته باشد. پس از این طریق می‌توانم معنی دامنه کوه را پیدا کنم.چهار. رفع مشقت و پاسخ مثبت جستجوهمین‌طور که تصویر مشاهده می‌کنید، این ایده خلاقانه و جستجو عبارت mountain parts جواب داد.?Mountain partsپنج. استفاده درست از معنی یافت‌شدهمعنی دامنه کوه به انگلیسی می‌شود foot، ولی در جمله چطوری استفاده می‌شود؟به عنوان مترجم ما هرگز از جستجو بی‌نیاز نیستیم. برای همین باز می‌رویم سراغ گوگل، ولی این بار باید فرضیه‌ای هم داشته باشیم. مثلاً، این جمله را به انگلیسی اینگونه نوشتم:در دامنه کوه بودنBe on foot of a mountainبعد از جستجوی این عبارت، خیلی ساده متوجه شدم که به جای حرف اضافه on باید از حرف اضافه at استفاده کنم. اینجور غلط‌های همنشینی (collocational) را خود گوگل خوب بلد است، برطرف کند. البته می‌توان از خود دیکشتری مخصوص همنشینی هم استفاده کرد.در دامنه کوه بودنBe at foot of a mountainاگر ایاگر این متن را پسندیدید، می‌توانید مقاله‌های مرتبطش را نیز بخوانید: پسندیدید، می‌توانید مقاله‌های مرتبطش را نیز بخوانید:ترجمه و معادل‌یابی با collocationاکتشاف معنی: ویژگی یک مترجم حرفه‌ایترجمه با صفحه گوگل (ویدیو)https://t.me/itranslateir</description>
                <category>مرتضی غلامی</category>
                <author>مرتضی غلامی</author>
                <pubDate>Fri, 29 Mar 2019 00:47:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قواعد معنی و اصول ترجمه</title>
                <link>https://virgool.io/@m.gholami6666/%D9%82%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%AF-%D9%85%D8%B9%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-volzthcz1bqs</link>
                <description> معادل‌ها بر چه اساسی انتخاب می‌شوند؟رئال مادرید برضد یوونتوسشاید از عنوان انتخابی برای این مقاله شگفت‌زده شده باشید. ترجمه و فوتبال را باهم چه‌کار است؟ این‌که «برضد» دیگر چیست؟  آیا همان vs یا «در مقابل» در زبان فارسی است؟ و کلی سوال دیگر در مورد این معادل‌‌‌یابی عجیب.این ترجمه عبارت Real Madrid versus (vs) Juventus است. اما مشکل کجاست؟ ریشه‌‌ی این مشکل در معادل‌یابی است. معادل‌یابی یعنی یافتن یک واژه در متن مقصد که همان معنی و ویژگی‌های زبان مبدأ را داشته باشد. خب این که کاری ندارد؟[می‌رود سراغ دیکشنری بابیلون و معادل versus که همان «برضد» باشد را استخراج و می‌شود مسرور و کیفور از این اکتشاف، غافل از این‌که گند بالا آورده.]عقب‌ماندهاین ساده‌ترین و پیش‌پا افتاده‌ترین روش برای معادل‌یابی است. در مطالعات ترجمه به این نوع معادل‌یابی «معادل صرفاً زبانی یا زبانشناختی» گفته می‌شود که پذیرفته نیست. مثالش را در بالا دیدید. رئال مادرید با یوونتوس پدرکشتگی که ندارد، بلکه در بازی فوتبال رو در روی هم قرار گرفته‌اند. شاید این مثال خیلی به‌نظرتان بدیهی برسد، من هم به همین دلیل انتخابش کردم، این‌که بدانیم اشتباه در این موارد به سادگی رخ می‌دهد.-اتاق ذخیره کردی؟+چی؟-نه ببخشید، اتاق نگه داشتی تو هتل؟+ چی می‌گی؟ حالت خوبه؟!جمله‌ی دو این دیالوگ عاقبت یک مترجم‌نمای خام‌اندیش است که فکر می‌کند یک فرهنگ لغت و دیکشتری دو زبانه تمامی کارهایش را راه می‌اندازد. غافل از این‌که «ترجمه» چیزی است بسیار فراتر از داشتن یک دیکشتری. این مترجم برای کلمه‌ی reserve a room رفته داخل دیکشنری و این معادل‌های زبانی فوق‌العاده دقیق را انتخاب کرده. ولی متاسفانه از نظر معادل‌یابی ترجمه‌ایاین واژه‌ها فقط اسباب خنده و البته تاسف است.شما در هنگام ترجمه، در جایگاه متخصص آن حوزه قرار می‌گیرید و باید بدانید که انتخاب اولین معادلی که فرهنگ لغت به شما پیشنهاد می‌دهد راه به جایی نمی‌برد. باید بدانید که در این بافت و فضا چه واژه‎‌ای به کار گرفته می‌شود. معادل‌یابی ترجمه‌ای به شما می‌گوید که reserve اصلاً معادل لازم ندارد، همان خودش را استفاده کن. این را یک متخصص ترجمه می‌تواند تشخیص دهد.این یعنی برویم دیکشنری‌هایمان را آتش بزنیم؟نه! به هیچ عنوان. دیکشنری لازمه‌ی کار هر مترجمی است، اما اگر در آن متوقف شوید بازی ترجمه را می‌بازید. باید فراتر از فرهنگ لغت بروید و بدانید چگونه و با چه ویژگی‎‌هایی باید معادل ترجمه‌ای انتخاب کنید.خب بفرمائید چگونه باید معادل ترجمه‌ای انتخاب کنیم؟اسنل-هورن‌بی (۱۹۸۸) می‌گوید هیچ‌گونه رابطه ریاضی‌وار یک به یک بین واژه‌های هیچ دو زبانی وجود ندارد، بلکه معادل انتخابی شما باید این اصول ترجمه را رعایت کند:در متن و حوزه‌ مورد استفاده  متداول باشد،از نظر فرهنگی قابل قبول باشد،و معادلی کاربردی باشد، نه صرفاً زبانی.چرا در مورد ترجمه‌ی واژه‌های فرهنگی و نحوه‌ی تشخیص طبیعی بودن معادل‌ها اینجا نمی‌خوانید!فرهنگ و ترجمهآیا معادل من متداول است؟ولی یک جای کار هنوز می‌لنگد!؟اسنل-هورن‌بی ادامه می‌دهد که این معادل‌یابی می‌تواند هر ویژگی‌ داشته باشد، اما هر چه است «مشخص و قابل پیش‌بینی» نیست. بله، معادل‌یابی ترجمه‌ای به هیچ عنوان مشخص نیست و حتا کار دشواری است. اما همین مسئله سنگ محک مترجم‌های حرفه‌ای از مترجم‌نماها است که تصور می‌کنند با یک دیکشنری می‌توانند ترجمه‌های سترگ انجام دهند.لازمه‌ی تسلط بر مهارت معادل‌یابی ترجمه‌ای، تسلط بر مجموعه‌ای از مهارت‌ها است که در آی‌ترنسلیت بخش‌های زیادی از آن را پوشش داده‌ایم. به طور اخص معادل‌یابی ترجمه‌ای نتیجه همکاری و هم‌افزایی توانش‌های ترجمه‌ای است.در پیوندهای زیر همه‌شان را بخوانید!توانش‌های ترجمه‌ای: توانش زبانی -بخش اولتوانش‌های ترجمه‌ای: توانش جستجو -بخش دومتوانش‌های ترجمه‌ای: فرهنگ و ترجمه -بخش سومآیا چک لیست یک مترجم حرفه‌ای را دارید؟شما متخصصید یا جستجوگرید؟برای این‌که بتوانید در حوزه‌ای که ترجمه می‌کنید معادل روان، کاربردی و طبیعی استفاده کنید، باید در آن رشته شبه‌متخصص باشید. بنابراین، در حوزه‌هایی که اغلب در آن‌ها ترجمه می‌کنید مطالعه کنید. حتماً کتاب هم لازم نیست بخوانید (اگر بخوانید که عالی است) که پای بهانه‌های پیدا کردن و خریدن و … به میان باز نشود. فضای وب بهترین و راحت‌ترین محتواها را در اختیار شما قرار می‌دهد. اگر ترجمه‌ای در دست دارید که به حوزه‌اش تسلط ندارید و یا نه، تسلط دارید، ولی در بخش خاصی دچار مشکل شده‌اید، پس تلاش کنید یک جستجوگر حرفه‌ای بشوید. (کلیک کنید تا متخصص جستجو شوید)خلاصه و حرف آخردر ترجمه نباید صرفاً به معادل‌هایی که دیکشتری پیشنهاد می‌دهد اکتفا کرد، چرا که در ترجمه در واقع باید معادل‌یابی ترجمه‌ایانجام داد که تنها و تنها از پس خود مترجم برمی‌آید. برای تسلط به این مهارت تمام آن چیزهایی که در بالا گفته شد باید همراه شود با عنصر تأثیرگذار تجربه. هر چه‌قدر بیشتر ترجمه کنید و بیشتر نسبت به فرایند ترجمه آگاه باشید، مهارت معادل‌یابی ترجمه‌ای‌تان نیز بهبود می‌یابد.از تجربه‌هایتان در مورد معادل‌یابی ترجمه‌ای برای‌مان بنویسید.</description>
                <category>مرتضی غلامی</category>
                <author>مرتضی غلامی</author>
                <pubDate>Mon, 17 Sep 2018 10:51:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه بدانم درست ترجمه کرده‌ام؟ با چک لیست</title>
                <link>https://virgool.io/@m.gholami6666/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%DA%86%DA%A9-%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA-sohdvcldbp2v</link>
                <description>چگونه بدانم درست ترجمه کرده‌ام؟به همراه چک لیستبدون شک دغدغه‌ی هر مترجمی این است که بداند درست ترجمه کرده است یا خیر. البته «درست» بودن به‌طور  کلی و در ترجمه خودش یک صفت نسبی است ولی تلاش می‌کنیم با توجه به معیارها و فلسفه‌ای که داریم درستی کاری را مشخص کنیم.پروفسور دنیل ژیل مدلی بسیار کاربردی در ترجمه دارند که در پست‌‌های آتی مفصل به آن خواهیم پرداخت. در بخشی از مدل ایشان چک لیستی ارائه می‌شود با این مضمون که چگونه می‌توان فهمید درست ترجمه کرده‌ایم. قطعا(!) این چک لیست قطعی و نهایی نیست و مثل فیلم‌های فرهادی پایانش باز است و مستعد تغییر و تعبیر؛ بنابراین آخر لیست را نمی‌بندیم تا در بخش نظرات کامل‌تر شود.عقل سلیمیعنی آن‌که مترجم باید از منطق و دانش عمومی‌اش برای سنجیدن درستیِ مفهومی که دریافت کرده و حالا می‌خواهد بنویسد، استفاده کند. بنا به اقتصاد زبان، خیلی از مسائل در گفتار و نوشتار ناگفته باقی می‌ماند.  باید آگاه بود در متون مختلف و بافت‌های مختلف چه مسائلی منطقی است. ارسطو عقل سلیم را چنین تعریف می‌کند «عَقلِ سَلیم یا “قضاوت عقلانی” یعنی توانایی فهمیدن و قضاوت کردن دربارهٔ موضوعات و اشیاء به صورتی که تقریباً بیشتر انسان‌ها به‌طور منطقی آن را انجام می‌دهند. فهمیدن و قضاوت کردن بر اساس عقل سلیم به آن‌گونه از فهم و درک و قضاوت اشاره دارد که معمولاً از انسان‌هایی با درک و فهم متعارف انتظار می‌رود و به‌طور عادی مناقشه‌ای بر سر آن نیست.»از دل برفت هر آن‌که از دیده برفتدرختان انبوه اطراف شما نمی‌گذارند جنگل را ببنید! وقتی ساعت‌ها در دل ترجمه‌ای تقلا کرده‌اید و فکر کرده‌اید، قدرت تحلیل ذهن شما رو به کاهش می‌گذارد؛ حسب سازوکار ذهنی، ذهن شما جزئیات را حذف می‌کند تا با انرژی کمتری پیش بروید، از این رو، احتمال خطا بارها افزایش می‌یابد. پس بنا به اقتضای شرایط «حتماً» مدتی از ترجمه تان فاصله بگیرید: حالا می‌خواهد یک ساعت باشد یا یک روز. این یک روش تضمیمی است که بارها جوابش را پس داده. ازش استفاده کنید تا معجزه‌اش را ببنید.معجزه‌ی وباینترنت فقط اینستاگرام و تلگرام نیست. به‌نظر بیش از کهکشان‌ها، فضای وب ناشناخته و عجیب است. اگر به سلاح جستجوگری وب مسلح باشید، یقیناً بسیار جلوتر از دیگر مترجمان دیگر می‌ایستید (ناگفته پیداست که این مسئله روی تمام جنبه‌های زندگی ما تأثیر مثبت می‌گذارد). گوگل به عنوان گل سر سبد این حوزه مطرح است. فورم‌ها و محافل اینترنتی محل خوبی برای پیدا کردن پاسخ انواع سوال‌هاست. حتا با فضای وب می‌توانید از طبیعی بودن واژه‌ها و ساختارهایی که ترجمه کرده‌اید اطمینان حاصل کنید.چرا خودتان را مسلح نمی‌کنید: قدرت گوگل در تسخیر شمامتخصص به شرط چاقوپرسیدن معنی فارسی واژه‌ها از یک پزشک بسیار لذت‌بخش است (البته باید مراقب باشید عصبانی‌اش نکنید.) دسترسی به متخصص و کاربلد حوزه‌ها چیزی نیست که همه در جیب‌مان داشته باشیم، ولی اگر به یک پزشک، دانشجوی مدیریت، وکیل و … دسترسی دارید از پتانسیل آن‌ها استفاده کنید؛ البته به تجربه دریافته‌ام آن‌ها در راهنمایی درک مفاهیم بیشتر کمک‌حال هستند تا معنی تک واژه‌ها.راهنمایی شیطنت‌آمیز: البته به‌نظرم  فقط وقتی از متخصصی معنی کلمه بپرسید که مطمئن باشید دانش زبانی بالایی داشته باشد، وگرنه جفت‌پا رفته‌اید توی ذوقش؛ اگر دست روی نقطه ضعفش بگذارید منبع‌ اطلاعاتی‌تان را از دست می‌‎دهید. برعکس وقتی در مورد مفاهیمی می‌پرسید که می‌دانند، با لذت و غرور زایدالوصفی برای‌تان توضیح می‌دهند. البته برای این‌که این رابطه همیشه پایدار شما نیز سعی کنید کاری برای ایشان انجام دهید؛ پیشنهاد ترجمه بهترین گزینه است.به­‌روز رسانی صفحه‌ایدر ترجمه احتمالاً دیده‌اید که وقتی در صفحه پنج متن هستید متوجه می‌شوید مفهومی که در صفحه اول ترجمه کرده بودید اشتباه است؛ یا این‌که مفهومی که در خط اول ترجمه متوجه نمی‌شدید حالا در صفحه ششم، کامل روی آن سوار شده‌اید. یکی از راه‌های ایرادیابی ترجمه در کمال تعجب ادامه دادن ترجمه است. هر چه بیشتر ادامه بدهید، بیشتر مفاهیم را متوجه می‌شوید و آگاهی‌تان نسبت به متن افزایش می‎یابد، پس ترجمه را ادامه دهید، و به  به‌روزرسانی لحظه‌ای و صفحه‌ای حل مشکلات ترجمه‌ای‌تان آگاه باشید. راه حل برخی مشکلات ترجمه‌ای در خود متن است، اما در ادامه‌ی آن.توجه: خطر ریزش تنبلیمراقب باشید این ترفند شما را تنبل بار نیاورد که ابتدا سراغ جستجو نروید و به خودتان بگویید در ادامه حل می‌شود. به‌طور کلی همواره سعی کنید بسته به بافت (context) ترجمه و متن، ترکیبی از انواع ترفندها را به کار بگیرید.پس از آن‌که ترفند مختص خودتان را کامنت کردید، توصیه می‌شود این مقاله را بخوانید.«اولین صفحه ترجمه؛ شاخ غول یا چه؟»</description>
                <category>مرتضی غلامی</category>
                <author>مرتضی غلامی</author>
                <pubDate>Tue, 11 Sep 2018 18:50:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی از ترجمه طبیعی حرف می‌زنیم، از چه حرف می‌زنیم</title>
                <link>https://virgool.io/@m.gholami6666/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%DA%86%D9%87-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D9%86%DB%8C%D9%85-wv3s6xgci41e</link>
                <description> یکی از معیارهای ترجمه خوب به زعم بسیاری از محققین ترجمه « طبیعی بودن » ترجمه است.‏‏ اما به واقع طبیعی بودن ترجمه یعنی چه؟ چطوری یک ترجمه طبیعی می‌شود و معیار طبیعی بودن چیست؟ ‏در این جستار به این مسئله می‌پردازیم.‏در واقع ایده این مطلب از رمانی که هم اکنون در دست ترجمه دارم به ذهنم رسید و بنابراین مثال‌ها از ‏ترجمه خودم است. اگر با بنده آشنایی داشته باشید این یعنی همگی‌شان در معرض نقد هستند و بسیار خوشحال ‏می‌شم اگر کامنتی سازنده در نقد ترجمه‌ها ببینم.‏‏ ‏‏۱‏این جمله را چگونه ترجمه می‌کنید؟How old was he?‎خب ظاهراً یک ترجمه بیشتر به ذهن نمی‌رسد. از مفعول ‏he‏ هم مشخص است که در مورد آدمیزاد است و ‏در مورد قدمت یا سن شئ خاصی نیست. ‏بله، در حال کلی همان ترجمه معمول درست است. حالا توجه شما را جلب می‌کنم به بافت این جمله:‏‎“His baby is dead! Oh, no. How old was he?” Frits said.‎‎“Four months,” his mother said.‎خب سوال؟در فارسی وقتی در مورد سن بچه‌های زیر یک سال صحبت می‌کنیم، می‌گوییم چند سالش است؟! اصلاً مسخره ‏است. وقتی هنوز سالش تمام نشده چگونه می‌توان چنین سوالی پرسید؟خب مگر در فارسی چه می‌گوییم؟احتمالاً بسیاری از شما تا الان حدس زده‌اید. در فارسی معمولاْ می‌گویندبچه فلانی چند وقتش است؟البته اگر جمله طبیعی‌تر و بهتری می‌دانید حتماْ برای‌مان کامنت کنید.‏‏۲یک مثال دیگر از همان رمان:‏‎“I think you have money to burn.” Murits said.‎این هم ظاهراْ یک اصطلاح است و به کسی اطلاق می‌شود که دارد ولخرجی می‌کند. در این متن هم ‏در این معنا استفاده شده.‏ترجمه‌ای که به نظر بنده برای این اصطلاح این بود.‏فکر کنم پولت زیادی کرده.‏البته احتمالاً ترجمه‌های روان‌تر و طبیعی‌تری هم می‌توان ارائه کرد، ولی همین به نظر معنی اصطلاحی و طبیعی را در ‏فارسی می‌رساند.‏‏۳‏‏ برفک رادیو و تلویزیون را در انگلیسی ‏noise می‌گویند.‏حالا به این جمله فریتس در مورد رادیو روشن تنظیم‌نشده دقت کنید:‏‎“At least tune the damn thing. It is between the channels. Don’t you hear that ‎scratching and crackling?”‎این را تصمیم گرفتم برفک ترجمه کنم. صدای خش‌خش و چیزهای دیگری از این دست‏ هم قابل‌قبول هستند. ولی انگار این واژه طبیعی‌تر است.‏مخلص کلامنکته‌ی خیلی مهمی که باید به آن دقت کرد این است که ترجمه بدون دانش فرهنگی و بدون توجه به بافتی که در آن ‏متن نوشته شده، کاملاً مضحک و بیهوده است. باید بیاموزیم همواره بالاتر از سطح متن صرف، متون را تحلیل ‏کنیم، یعنی در سطوح:در بافت درون متنی، فرامتنی و حوزه متنی.‏ برای خواندن در مورد این مفاهیم روی این لینک کلیک کنید.‏به نظر شما این ترجمه‌ها چه‌قدر طبیعی بودند؟ منتظر نظرات شما هستم.و اگر دوست داشتید از تجربه‌های‌تان در مورد ترجمه طبیعی برای‌مان بنویسید.TelegramTwitterFacebook</description>
                <category>مرتضی غلامی</category>
                <author>مرتضی غلامی</author>
                <pubDate>Sat, 11 Aug 2018 15:40:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترفندهای عملی و گسترده برای دریافت معنی و ترجمه As</title>
                <link>https://virgool.io/@m.gholami6666/%D8%AA%D8%B1%D9%81%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%88-%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA-%D9%85%D8%B9%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-as-zzk4r19j90lr</link>
                <description>As در زمره‌ی آن واژگانی است که معانی متعددی دارد (متداول‌ترینش: به عنوان) و همین مسئله پیدا کردن معادل‌ برای آن در ترجمه را دشوار کرده. از این رو، در این مجال قصد داریم تا انواع معادل‌های as را در ترجمه‌ی فارسی بررسی کنیم.(ترجمه­‌ی مثال‌ها ترکیبی از ترجمه‌های موجود و ترجمه‌ی بنده است که همگی در معرض نقد هستند؛ هیچ اصراری بر درستی قطعی آن­ها نیست. پذیرای نقد همه عزیزان هستم.)از آقای سهند درویشی عزیز، نویسنده، مترجم ادبی و دوست خوبم بابت پیشنهاد این موضوع و راهنمایی بنده در نگارش این مطلب کمال تشکر و قدردانی را دارم.۱As در مقایسه‌ی دو چیز همانند و یکساندر این جملات معادل ثابتی نمی‌توان تجویز کرد، بلکه ترجمه‌ی آن بستگی مستقیم به صفت جمله دارد. به این مثال‌ها دقت کنید:She’ll soon be as tall as her motherبه­‌زودی هم‌­قد مادرش می‌شود.خیلی زود قدش می­رسه به مادرش.I can’t run as fast as youسرعت دویدن من اندازه تو نیست.من نمی‌­توانم مثل تو سریع بدوم.من اندازه تو سریع نمی‌دوم.His skin is as soft as a baby’sپوستش مثل پوست بچه نرم است.It’s not as good as it used to beمثل گذشته (سابق) خوب نیست.I am not as hungry as you areاندازه/مثل تو گرسنه­‌ام نیست.چیزی که از این مثال‌ها بر می‌آید آن است که معادل «مثل» کاربرد بیشتری دارد. اما مثال «قد» برای خودم خیلی جالب بود که با پیشوند «هم» معادل خوبی برایش ساخته شد. در این خصوص به‌نظر می‌رسد باید کاملاً بسته بابافت معادل‌یابی کرد.۲دعوا بر سر «به عنوان»در این معنی معمولاً گروه اسمی (در واقع یک اسم) پس از as می‌آید و هدف از کاربرد آن توصیف کیفیت، نقش و یا هدف افراد و اشیا است. در این کاربرد بیشترین معادلی که به کار می‌رود، عبارت «به عنوانِ» است.این کاربرد as چالش‌برانگیزترین آن محسوب می‌شود، از این جهت، به‌نظر می‌رسد بهتر باشد راه‌کارها را طبقه‌بندی کنیم:استفاده از «به عنوان»حذف as ‌به‌طور کلیابوالحسن نجفی در کتاب «غلط ننویسیم» این روش را توصیه می‌کند. (البته قطعاً این یکی از راه‌‎های موجود است.)?در تمام مثال‌های ایشان حذف as مشکل‌ساز نیست، ولی خب همه‌ی مثال‌ها که اینجوری نیستند.استفاده از «به»به شوخی گفتم.استفاده فرمول «به + ی متصل به اسم»به نمایندگی شهر منصوب شد.در خصوص شغل‌ها از این عبارت می‌توان سود جست: «در نقش/کسوت/موقعیت + یک شغل» مشغول به کار شد/است.She works as a waitressبه عنوان پیشخدمت کار می‌کند.پیشخدمت است.نکته‌ی بسیار مهم: ساده‌سازی و حذف همیشه بهترین راه‌حل نیست. باید بهبافت دقت کنید. شاید در متنی نیاز مبرم آن باشد که از ترجمه‌ی اول این جمله استفاده کنید. یعنی می‌شود هم «به عنوان» را استفاده کرد و هم این‌که حذف کرد؛ بافت آن را تعیین می‌کند.It could be used as evidence against himممکن است به عنوان سند علیه او استفاده شود.ممکن است سندی علیه او باشد.The news came as quite a shock to usخبرها برای‌ ما خیلی شوکه‌کننده بود.خبرها ما را خیلی شوکه کرد.His latest film is described as a romantic comedyآخرین فیلمش کمدی رمانتیک قلمداد می‌شود. (به‌نظر توصیف می‌شود اصلاً در فارسی طبیعی نیست، نظر شما چیست؟)I meant it as a jokeبه شوخی گفتم.The period known as the Renaissanceاین دوره به رنسانس معروف است.در دو جمله بالا حذف «عنوان» و استفاده از «به» آن‌ها را طبیعی‌تر کرده.Gold is found as a pure metalطلا به‌صورت فلز خالص یافت می‌شود.It occurs as veins on rockطلا به‌صورت رگه در صخره‌ها وجود دارد.He wouldn’t be my choice as a friendبه عنوان دوست انتخابش نمی‌کنم.Dale is chosen as the team’s new captainدیل به عنوان کاپیتان جدید تیم انتخاب شد.Chris has an evening job as an office cleanerکریس یک شغل آخر وقت به عنوان تمیزکار دفتر دارد.If we clear out the spare room, you can use it as a studyاگر اینجا را تمیز کنیم، می‌توانی به عنوان کتابخانه ازش استفاده کنی.در ترجمهٔ فعل‌هایی نظیر،regard sb/sth as sth، see sb/sth as sth، view sb/sth as sth، describe sb/sth as sthمعمولاً ترجمه‌ی «به عنوان» استفاده نمی‌شود.I regard him as a smart studentمن او را  دانشجوی باهوشی می‌بینم/می‌دانم.بحث ترجمه‌ی as طولانی است. بخش اول را در اینجا تمام می‌کنیم. اگر نظری دارید حتماً برای‌مان بنویسید. به زودی بخش دوم نیز بارگذاری می‌شود.بعد از خواندن این مطلب چه‌کار کنم؟می‌توانید «چگونه قید ترجمه کنیم» را بخوانید.</description>
                <category>مرتضی غلامی</category>
                <author>مرتضی غلامی</author>
                <pubDate>Sun, 05 Aug 2018 00:00:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قیمه‌ها را بریزیم روی ترجمه یا نه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m.gholami6666/%D9%82%DB%8C%D9%85%D9%87%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%87-obib2nqnw3kq</link>
                <description>? داستان غذا و چند مسئله فرهنگی در ترجمهچند روز پیش سفارش ترجمه‌ای را تحویل دادم که برای یک آژانس گردشگری خارجی بود و متون گردشگری را به فارسی و برای «جذب» مشتری فارسی‌زبان ترجمه می‌کرد.داستان غذاهای فرهنگیبه‌طور کلی، این متون در معرفی شهرهای مختلف خاورمیانه نوشته شده بودند. لاجرم بخشی از این معرفی هم مربوط به غذاهای محلی این شهرها بود. مثلاً به این جمله در توصیف غذای محلی شهر نجف عراق توجه کنید:Be sure to try qeema, a stew with minced meat, tomato and chickpeas, served with riceدارد در مورد قیمه صحبت می‌کند. عین همان دستوری غذایی است که در ایران پخت می‌شود.حالا سوالی که در اینجا مطرح می‌شود آن است که آیا برای خواننده ایرانی که به طریق اولی با این غذا آشناست، باید دستور غذایی آن را توضیح دهیم؟ شما در این شرایط چه‌کار می‌کردید؟یک مثال دیگر از نوشیدنی مورد علاقه عراقی‌ها:Sweet, black tea and strong, earthy coffee are the drinks of choice, but be sure to try mastow – a traditional drink of yoghurt, salt and waterاین هم نوشیدنی خیلی عجیبی نیسـت، همان دوغ خودمان است. آیا واقعاً باید برای یک ایرانی نحوه درست دوغ را توضیح داد؟! واقعاً؟!مسئلۀ: مگر فقط ایران فارسی‌زبان است؟خیر. در افغانستان و تاجیکستان هم فارسی صحبت می‌شود. بنابراین باید آگاه بود که مشتری احتمال دارد بخواهد با یک ترجمه چند نشان بزند و همین را ترجمه را برای معرفی در کشورهای فارسی‌زبان دیگر نیز به کار گیرد (البته این ادعا اما و اگر زیاد دارد، ولی عجالتاً بیایید فرض کنیم همینجور است که احتمالش نیز وجود دارد).خب حالا چه؟ آیا شمای مترجم می‌دانید که در تاجیکستان قیمه طبخ می‌شود یا خیر؟ یا در افغانستان؟ خب با یک جستجوی ساده مشخص می‌شود. ولی نکته‌ی پس پرده این اتفاق بسیار مهم است. متوجه می‌شوید که در دنیای امروز طیف وظایف مترجم‌ها چه‌قدر دارد گسترده‌تر می‌شود.ورود به مسجد برای غیرمسلمان‌ها ممنوع است!Bear in mind that this is a functioning religious centre and one that non-Muslims are rarely, if ever, permitted to enterاحتمالاً کمتر کسی در ایران هست که این مسئله را نداند.تکلیف این جمله چیست؟ توضیح بدهیم یا نه؟! ترجمم کنیم بتنی؟!خب که چه الان؟یک بار دیگر در آی‌ترنسلیت نوشته بودم که ترجمه با زبان شروع می‌شود، ولی به زبان ختم نمی‌شود. این جملات نمونه‌های  واقعاً قشنگی هستند. به خوبی نشان می‌دهند که دیگر مسئله‌ی زبان‌دانی در اینجا مطرح نیست. ترجمه‌ی این جملات خیلی ساده است، بلکهمسئله این شده که اصلاً باید ترجمه کرد یا خیر؟آیا مترجم باید به فکر فارسی‌زبانان کشورهای دیگر هم باشد؟مترجم باید بداند مسائلی که برای فارسی‌زبانان عادی است، ولی یک خارجی‌زبان نمی‌داند و نوشته و توضیح داده، آیا مترجم باید ترجمه‌اش کند؟می‌بینید که دیگر وظیفه مترجم در زبان‌دانی خلاصه نمی‌شود!شما در چنین شرایطی چه‌ راهی پیش می‌گیرید؟بعد از این‌که نظراتان را نوشتید می‌توانید این پست را بخوانید خواهی http://i-translate.ir/creativity-venture-in-translation/ خلاقیت، جسارت و محافظه‌کاری در ترجمه</description>
                <category>مرتضی غلامی</category>
                <author>مرتضی غلامی</author>
                <pubDate>Wed, 01 Aug 2018 10:02:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترور، دوست نانجیب ترجمه</title>
                <link>https://virgool.io/@m.gholami6666/%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%86%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-ljqu4ultc0ib</link>
                <description>?این روزها که بحث تروریسم در خاورمیانه و گروه‌های افراطی داغ است، اجازه بدهید یک پست ترجمه‌ای از دل این ماجرا بیرون بکشیم.هشدار سبزاین نوشتار آلوده به هیچ‌گونه ویروس سیاسی نیست. با خیال آسوده ادامه‌اش را بخوانید.دوستان نانجیب ترجمه را می‌شناسید؟دوستان نانجیب در واقع ترجمه خیلی آزاد من از عبارت false friend است. در زبانشناسی فالس فرندز به آن دسته از واژگانی اطلاق می‌شود که در دو زبان مجزا، صدا یا نوشتار بسیار شبیه به هم دارند، ولی در واقع معنای آن‌ها بسیار متفاوت است.مثال خیلی ابتدایی‌اش، واژه‌های «machine  و ماشین (به‌معنی خودرو)» در فارسی و انگلیسی.(مثال این بخش اشتباه بود و توسط آقای مرتضی درویشیان از خوانندگان پیگیر و همراه آی‌ترنسلیت اصلاح شد.)من به این دلیل به این عبارات می‌گویم دوستان نانجیب، چرا که مترجم‌ها را در تله می‌اندازد و از پشت به آن‌ها خنجر می‌زند.ترور، نانجیب‌ترین دوست ترجمه‌ایاگر یک گشت و گذار خیلی ساده در خبرهای سیاسی داشته باشید واژه «ترور» را خیلی می‌بییند. مثلاً نوشته شده، فلان کشور یا کشورها موجب گسترش ترور در خاورمیانه شده‌اند. این مترجم‌های عزیز و بی‌گناه در واقع عبارت spread terrorرا از منابع خارجی ترجمه کرده‌اند.خب ایرادش چیست؟ایرادش آن است که این‌ دو واژه در فارسی و انگلیسی دقیقاً عین هم نوشته و خوانده می‌شوند ولی، معنای آنها کاملاً متفاوت است. (آن مشکل هم که احتمالاْ می‌گویید ترور از انگلیسی آمده اینجا وارد نیست. ما به هر حال این واژه را از انگلیسی گرفته‌ایم و در معنی متفاوتی از آن استفاده می‌کنیم. در واقع الان این واژه مال ما هم هست.)خب تفاوت‌شان چیست؟بگذارید ابتدا از تعریف ترور در فارسی شروع کنیم:ترورلغت‌نامه دهخداترور. [ت ِ ر ُ ر]. مأخوذ از فرانسه و به معنی قتل سیاسی به وسیله اسلحهاین معنی دیکشنری است و طبعاً قبول دارید که در معنای عرفی‌اش هم همین استفاده می‌شود. در واقع می‌گویند فلان کس جلوی خانه‌اش ترور شد. یعنی همان قتل سیاسی.خب حالا ببینیم در انگلیسی ترور یعنی چه. معنی دیکشنری ترور در انگلیسی مشخص است. به معنی ترس و وحشت و دهشت و این‌هاست. ولی در فضای سیاسی معنی دقیق‌تری دارد که اسکات استوارد در مجله Worldview چنین تعریفش می‌کند:The intent of terrorism is to create ‘terror‘ in a target audience which produces the psychological impact of fearحل مسئلهمترجمی که می‌نویسد گسترش ترور، احتمالاً منظورش گسترش ترورسیم و قتل و کشتار است. در صورتی که در این بافت (context)  و حوزه فرامتنی، ترور نه به معنی قتل (که در فارسی رایج شده)، بلکه به معنی ترس و وحشت ناشی از ترورسیم است.درواقع ترجمه روان‌تر این عبارت می‌شود (گسترش و) دامن زدن به وحشت ناشی از ترورسیم.اگر مایل بودید شما هم ترجمه‌تان را بگویید.خلاصهنتیجه توجه نکردن و دقت نکردن به بافت واژگان و سرسری گذشتن از واژه‌ها چنین افتضاحی را به بار می‌آورد. ترس از چیزی به جای خود آن چیز معرفی می‎‌شود. شما به عنوان یک مترجم حرفه‌ای باید مراقب این جور دوستان نانجیب در ترجمه باشید تا گرفتار دامشان نشوید. باشه، من دیگر نصیحت نمی‌کنم ولی شما مراقب باشید!راستی چه false friendهای دیگری در زبان‌های فارسی-انگلیسی وجود دارند. البته دوستان زبان‌های دیگر هم لطفاً کامنت بگذارند. فکر می‌کنم بین زبان‌های فرانسه و فارسی این موارد بیشتر باشد. منتظر کامنت‌ها هستیم.بعد از خواندن توصیه می‌کنیم ترجمه‌هایتان را زیبا کنید با: ترجمه و معادل یابی با CollocationTelegramTwitterFacebook</description>
                <category>مرتضی غلامی</category>
                <author>مرتضی غلامی</author>
                <pubDate>Wed, 01 Aug 2018 03:34:51 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>