<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Hadi Azaddel</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m.h.azaddel</link>
        <description>برنامه نویس ، عاشق کامپیوتر</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-06 15:27:13</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/26700/avatar/hghD1k.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Hadi Azaddel</title>
            <link>https://virgool.io/@m.h.azaddel</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نمونه هایی از کاربرد های سامانه های موقعیت یابی داخل ساختمان</title>
                <link>https://virgool.io/@m.h.azaddel/%D9%86%D9%85%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-zyj63k584yn0</link>
                <description>در نوشته قبل که ماه ها قبل نوشتم اشاره ای به سامانه های موقعیت یابی داخل ساختمان کردم و در مورد پیشرفت های آن صحبت کردم. با توجه به نظر یکی از عزیزان و توجه دوباره ای که به کلیت موضوع داشتم به نظرم رسید شاید برای هر فردی ابتدا سوال شود که واقعا این سامانه های موقعیت یابی داخل ساختمان یا IPS (Indoor Positioning System) چه کاربرد هایی دارد. در این نوشتار سعی دارم کاربرد های مختلف را از نگاه خودم و با توجه به اینکه ۳ سال گذشته که از جنبه های کاری و تحقیقاتی درگیر این سامانه ها بودم بیان کنم. در ابتدا معمولا برای هر کس که بخواهم کاربرد های IPS را توضیح دهم، قبل از هر چیز به یک نکته اساسی اشاره می کنم و بعد از آن کاربردهای رایج را توضیح می دهم. نکته مدنظر این است که IPS در واقع مانند سامانه ای مثل GPS (که در بیرون ساختمان) کار می کند می تواند بستری برای پیاده سازی سرویس های مختلف باشد. کافی هست به سرویس های مبتنی بر GPS که روی تلفن همراه هست دقت کنیم. بنابراین به نظر می رسد در سال های آینده که سامانه های IPS به بلوغ لازم برسند شاهد سرویس های خارق العاده روی این سامانه ها (مشابه آنچه برای GPS وجود دارد) خواهیم بود. خیلی دوست دارم در اولین فرصت یک مقاله در مورد این موضوع که پیشرفت IPS نیز به چه صورتی خواهد بود و فناوری ها و راهکارهایی که شرکت هایی مثل گوگل در حال ارایه هستند را بررسی کنم.در حال حاضر کاربرد های زیاد و در دسته های مختلف برای IPS ارایه شده است. بدلیل محدودیت های موجود در این متن من سعی دارم بدون توضیح فناوری ها، فقط در حد وسعم چندتا از ایده ها و سرویس ها را توضیح دهم و توضیح هر فناوری را به فرصت دیگری موکول کنم. چند لینک در پایان متن قرار دادم که شرکت های فعال در این حوزه خیلی از کاربرد های IPS را توضیح داده اند و می توانید توضیحات کامل تری را در آنجا مشاهده کنید. طبق مشاهداتی که داشتم می توان به طور کلی تمامی کاربرد های IPS را در دو دسته ی زیر قرار داد:۱. موقعیت یابی بر روی دستگاه کاربر (مانند تلفن همراه)۲. ردیابی۱. موقعیت یابی بر روی دستگاه کاربردر این دسته از کاربرد ها هدف آن است که کاربر در حال استفاده از دستگاه همراه خود (که در بسیاری از سرویس ها می تواند همان تلفن همراه ما باشد) جایگاه خود را در ساختمان پیدا کند. ساده ترین سرویسی که می توان تعریف کرد آن است که کاربر نقشه ای در تلفن همراه خود داشته باشد که جایگاه وی را در نقشه به او نشان دهد.سرویس های مختلفی مبتنی بر این دیدگاه پیاده سازی شده است که می خواهم در ادامه به چند نمونه از آن اشاره کنیم و بعد به سراغ دسته بعدی برویم.۱-۱. تبلیغات مجاورتی (Proximity Marketing)در سال های گذشته تلاش های زیادی در حوزه تبلیغات مجاورتی مبتنی بر بیکن های بلوتوث در اکوسیستم استارتاپی (خصوصا در ایران) دیدم. ایده اصلی تمامی این استارتاپ ها پیاده سازی سامانه ای مشابه سامانه foursquare(که با GPS کار می کند) منتهی در داخل ساختمان و با دقت بالاتر بوده است. برای مثال فرض کنید از جلو یک مغازه یا بوتیک لباس در حال گذر باشید. ناگهان برای تلفن همراه شما پیام یا Notification فرستاده می شود و شما تبلیغی مبنی بر تخفیف ۵۰ درصدی از محصول خاص از آن فروشگاه روی تلفن همراه خود مشاهده می کنید.حالت ساده تبلیغات مجاورتی به شکلی است که توضیح داده شد، ولی به نظر می توان ایده های جذاب تری نیز در کنار آن پیاده سازی کرد. مثلا یک ایده می تواند این باشد که تمامی فروشگاه ها، پاساژ ها و مال های بزرگ یک اپلیکیشن مشترک مشابه FourSquare داشته باشند که درون ساختمان بتواند کار کند و کاربران از فقط از این اپلیکیشن مشترک استفاده کنند.تبلیغات مجاورتی می تواند در کنار سرویس های مختلفی دیگر مثل مسیریابی و ردیابی پیاده سازی شود که نمونه محصولات زیادی را می توان در سبد محصولات شرکت های همچون Infsoft، Aisle411 و Senion مشاهده کرد.مثلا سامانه زیر در فرودگاه چانگی سنگاپور پیاده شده است.https://steerpath.com/case-study-changi-airportدر ویدیو زیر یک نمونه از کاربرد توصیف شده در پاراگراف قبل را مشاهده می کنید(محصول شرکت Senion).https://www.youtube.com/watch?v=dCJrmFdv8MQنمونه های دیگری نیز در ویدیو های زیر مشخص هست :https://www.youtube.com/watch?v=w2ELKyqwUVI۱.۲ مسیریابیدر ویدیو مربوط به محصول Senion بحث مسیریابی هم قابل مشاهده است. در واقع کاربرد تبلیغات و مسیریابی دو کاربرد همراه هم هستند. البته ممکن است سامانه پیاده سازی برای سامانه تبلیغات مجاورتی دقت بالایی نداشته باشد و نتوان برای مسیریابی استفاده نمود. از فرستنده یا بیکن (Beacon) بلوتوث (در مورد بیکن های بلوتوث مطالبی زیادی در وب وجود دارد.) فقط برای دقت موقعیت یابی در حد شناسایی مجاورت استفاده می شوند. مثلا اگر به بیکنی نزدیک شدیم تبلیغی که فقط برای آن بیکن مشخص شده است روی تلفن همراه نمایش داده شود. بنابراین هنگام استفاده از این زیرساخت برای آنکه به دقت بالایی برسیم بایستی تعداد زیادی بیکن بلوتوث مورد استفاده قرار گیرد. توجه کنید تعداد بالا، قیمت کل را افزایش خواهد داد و صرفه اقتصادی ندارد. استارتاپ های ایرانی در حوزه IPS که خدمتتان نیز عرض کردم نیز با همین مشکل تا به حال مواجه بوده اند. همچنین ممکن است آورده ای همچون تبلیغات مجاورتی، صرفا انگیزه محکمی برای راه اندازی چنین سامانه هایی نباشد. اما نکته قابل تامل این است که وقتی دقت سامانه IPS در حدی باشد که بتوان مسیریابی را با استفاده از آن پیاده کرد خود به خود کاربرد های جذاب دیگر نیز روی این بستر تعریف می شود.قبل از اینکه به کاربرد های خاص بپردازیم، به نظر می رسد جستجو یک محصول یا مغازه و مسیریابی برای رسیدن به آن (مشابه مسیریابی در Waze) کاربردی باشد که به ذهن هر مخاطبی برای محیط هایی مانند فروشگاه ها و پاساژ برسد. می توان فرض کرد که IPS به عنوان یک سرویس اصلی در اپلیکیشن مال های بزرگ نیز ارایه شود و سرویس های دیگر را نیز تحت شعاع قرار دهد و باعث بهبود کیفیت و ارایه خدمات جدید تر بر روی این بستر شود. در Demo زیر، همین سامانه با واقعیت افزوده ترکیب شده است و می توان مشاهده کرد که با استفاده از IPS سرویس های Gamification جذابی ارایه شده است.https://www.youtube.com/watch?v=Vpr6u7rwy7Eباید اشاره کرد که این مسیریابی فقط برای مراکز تجاری مطرح نیست. مسیریابی در کلیه ساختمان ها و مراکز مسقف داخلی نیز اهمیت دارد. مراکز درمانی و تفریحی نیز می توانند اپلیکیشن خاص منظوره خودشان را داشته باشند و خدمات دیگری نیز در کنار مسیریابی ارایه کنند. از این طریق می توان اپلیکیشنی نیز برای کارکنان این مراکز نیز توسعه داد که در ادامه نوشتار به آن اشاره خواهم کرد.یکی دیگر از کاربرد های جالب IPS، راهنمای هوشمند هست. فکر کنم همه ی ما حداقل یک بار موزه رفتیم! می توان راهنمای هوشمندی برای این مراکز فرهنگی پیاده شود. مسلما ادغام فناوری IPS با واقعیت افزوده در این حوزه هم منجر به ساخت محصولات بی نهایت جذابی خواهد شد!‌ نمونه آن را در لینک زیر می توانید مشاهده کنید.https://www.youtube.com/watch?v=tTJb6-9pvsQشاید اگر بخواهیم در مورد تک تک این کاربرد ها صحبت کنم در حد یک کتاب هم بشود! من سعی کردم فقط چند کاربرد IPS در اپلیکیشن های موبایل را شرح دهم تا پتانسیل این حوزه برای مخاطب قابل درک بشود.۲. ردیابیدر کنار موقعیت یابی تلفن همراه، کاربرد های مرتبط با ردیابی نیز مطرح هستند. در واقع پیشنیه این کاربرد ها بسیار مطرح تر از دسته قبل هست و با وجود فناوری های مثل RFID همه ما کاربردهای ساده ای از این حوزه را نیز در زندگی روزمره خود لمس کرده ایم. اگر بتوانیم به اشیا یا افراد درون ساختمان تگ هایی را متصل کنیم میتوانیم مکان آن ها را در لحظه مشاهده کنیم. ساده ترین کاربرد جلوگیری از دزدی آن ها هست. مسلما کاربردهای ردیابی، ذهن ما را به سمت استفاده از فناوری هایی پیچیده تری مثل سیستم های ردیابی دقیق نظامی (مانند ردیابی ربات ها) نیز مرتبط سازد. ولی باید اشاره کرد در کاربرد های روزمره هنوز سامانه موقعیت یابی داخلی فراگیر نشده است. منظور بنده آن است که بسته به کاربرد، هزینه فناوری های مختلفی با دقت های موقعیت یابی مختلفی پیاده سازی می شوند.می توان از این بستر ردیابی به منظور بهینه سازی فرآیند ها نیز استفاده نمود. مثلا موقعیت یابی لیفتراک های در یک انبار می تواند به عملکرد بهینه آن ها کمک کند و با ردیابی و بررسی حرکت هر لیفتراک می توان برنامه ریزی دقیقتری برای حرکت هر کدام انجام داد.https://www.infsoft.com/solutions/indoor-location-based-servicesکاربرد ردیابی در سیستم های سلامت نیز قابل درک است. مدیریت تجهیزات با تعداد محدود، در مراکز درمانی و مدیریت فرآیند هایی مانند اتاق عمل می تواند نمونه ای از کاربردهای این حوزه باشد.کاربرد این سامانه ها برای موقعیت یابی در تونل ها و معادن نیز کاربرد هایی هست که من در این چند سال با آن ها مواجه شده ام. از این بستر می توان برای ردیابی افراد و مدیریت کارکنان نیز استفاده نمود. مثلا می توان سیستمی طراحی کرد که برنامه ای نیز برروی تلفن همراه کارکنان نصب شود و از این بستر نیز برای ردیابی افراد استفاده شود. مسلما یک ذهن خلاق نیز می تواند سریع برای این موضوع کاربرد های مختلفی را در نظر بگیرد! مثلا امکان Paging نزدیک ترین فرد در محل، می تواند بدین شکل فراهم شود. همچنین می توان در محیط محدوده های خاصی(GeoFence) تعریف کرد و چنانچه افرادی غیر از افراد مجاز وارد این محدوده شدند به مدیر سامانه هشدار داده شود.می توانید چندتا از ایده ها را در ویدیو های زیر مشاهده کنید :https://youtu.be/2oIxO36vdE8https://youtu.be/VQ0QzFOYtoEhttps://youtu.be/IsBAawF5ayAhttps://youtu.be/VeA0lqsrANAبرحسب میزان دقت فناوری مورد استفاده می توان کاربرد های متفاوتی پیاده سازی کرد. به طور مثال فناوری UWB که دقتی به طور متوسط در حدود 20تا 30 سانتی متر در 3 بعد ارائه می دهد، دقت بسیار بالاتری نسبت به سامانه های مبتنی بر وای فای و بلوتوث (در حد 1 تا 10 متر) دارد. در لینک زیر یکی از دمو های شرکت مطرح Here، با استفاده از فناوری UWB نشان داده شده است.https://youtu.be/eG3OcE6Qic4می توان کاربردهای تحقیقاتی و عملیاتی زیادی نیز با استفاده از این سامانه ها پوشش داد. مثلا موقعیت یابی دقیق افراد در استدیو ضبط انیمیشن نمونه دیگری از کاربرد این سامانه ها هست. در کاربرد دیگری می توان یک Drone را با این سیستم های موقعیت یابی کرد.https://youtu.be/H5t2eircL9Yپس از توضیح چند ایده ساده، در این قسمت به نظرم می رسد برای خیلی ها جذاب باشد چه فناوری هایی در این حوزه توسعه داده شده است و هر کدام چه دقتی را ارائه می دهد. در جدول اطلاعاتی در مورد این فناوری های بیان شده است. البته در سال های اخیر ادغام این فناوری ها زیاد مورد توجه قرار گرفته است. مثلا استفاده ازموقعیت یابی مبتنی بر سنسور های حرکتی یا Dead reckoning در کنار بیکن های بلوتوث و وای فای روش رایجی برای پیاده سازی موقعیت یابی مبتنی بر تلفن همراه هست.مقایسه فناوری های سامانه های موقعیت یابی داخل ساختمانمن لیستی از نام شرکت های فعال در حوزه IPS نیز برایتان قرار دادم که بتوانید مطالعه و بررسی بیشتری روی IPS و کاربرد هایش داشته باشید، البته هر شرکت روی سرویس ها و فناوری های خاصی تمرکز دارد که ممکن است با دیگری به طور کلی متفاوت باشد. البته شرکت های مختلف توسعه دهنده سخت افزار مانند توسعه دهنده بیکن های بلوتوث وجود دارند که در این لیست درج نشده اند. همچنین این لیست را از شرکت هایی که میشناختم، خیلی سریع جمع آوری کردم و احتمال دارد شرکت مهمی هم از قلم افتاده باشد. تمرکز من روی شرکت هایی که از فناوری UWB و  RFIDاستفاده می کنند نبوده و مسلما شرکت های زیادی دیگری هم هستند که در این دو حوزه نیز فعالیت دارند. همچنین در روزهای گذشته از من در مورد تفاوت ها و قابلیت های فناوری های RFID و BLE برای موقعیت یابی زیاد سوال شده است. امیدوارم فرصتی شود در حد وسعم بتوانم در مورد این موضوع توضیح دهم. اگر علاقه مند به این موضوع بودید حتما در نظرات این موضوع را ذکر کنید.InfSoftSewioSenionHereAisle411IndooratlasLucibelPoleStarPointRLeantegraLighting.philips.co.ukEkahauNextomeMeridianappsEstimote·ElikoSteerpathNavibeesSonaraxشرکت های Cisco، Meraki و Ruckus (به صورت کلی شرکت های توسعه دهنده زیرساخت شبکه) بعضا سامانه های موقعیت یابی داخل ساختمان  خود را توسعه دادند. در لیستی که من بهش اشاره کردم شرکت هایی هستند که بیشتر بر روی سرویس ها و پلتفرم های نرم افزاری سامانه های Indoor Positioning تاکید دارند و ممکن است زیرساخت را از شرکت های دیگر خریداری کنند. مثلا تیم Meridianapps با شرکت Aruba که در صنعت تجهیزات شبکه های وایرلس فعال است همکاری می کند و از زیرساخت شبکه و موقعیت یابی آن ها استفاده می کنند. برای بررسی کاربرد های بیشتر به لینک زیر مراجعه فرمایید :https://www.infsoft.com/examples-of-use/فکر کنم همین قدر برای نوشتار فعلی کفایت کند و امیدوارم در فرصتی دیگر بتوانم بیشتر در مورد IPS توضیح دهم. در پایان بایستی اشاره کنم من در تیم پارسیوت (ParsIOT) در سال های گذشته بر روی سامانه های IPS کار کرده ام و با دوستانم سعی کرده ایم بر روی محصولات زیادی در این حوزه تحقیق و توسعه انجام دهیم.خیلی خوشحال می شوم نظرتون رو بشونم.</description>
                <category>Hadi Azaddel</category>
                <author>Hadi Azaddel</author>
                <pubDate>Mon, 11 Nov 2019 21:13:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مانیتور کردن دستگاه های بی سیم موجود با MikroTik ROS</title>
                <link>https://virgool.io/@m.h.azaddel/%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%85-%D9%85%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-mikrotik-ros-l3gkceb9dsik</link>
                <description> مسلما RouterOS یکی از کاراترین و جذاب ترین! سیستم عامل های شبکه هست. ابزار هایی که در ROS در اختیار کاربر قرار داده شده، بعضا غافل گیر کننده هستند! برای شبکه بیسیم ابزارهای مختلفی مانند sniffer،snooper ، spectral scan و … ابزار های مهمی هستند که در تب رابط wireless دیده می شوند. به نظرم snooper یکی از ابزارهای مهم در wifi router های میکروتیک هست. البته شاید به طور روزمره برای کانفیگ شبکه استفاده نشود ولی در نوع خودش جالب هست. در زیر توضیح خواهم داد که این ابزار، یک ابزار بسیار ساده هست که ممکن هست همه یک بار روشن خاموشش کرده باشن حداقل! در این نوشتار میخواهیم با استفاده از یک کد، ترافیک عبوری کلیه دستگاه های وای فای درون محیط را بررسی کنیم. Snooper : در snooper سعی داریم ترافیکی که از کلیه دستگاه های محیط ارسال می شوند را capture کنیم ولی در sniffer فقط داده های مربوط به دستگاه هایی که به شبکه متصل هستند را می توانیم capture کنیم. البته باید اشاره کرد که جزییات بسته ها(مانند آنچه که در wireshark می بینیم) در هر دو حالت مشخص نیست و صرفا موارد کلی مانند ادرس فرستنده یا قدرت سیگنال دریافتی قابل مشاهده می باشد(چنانچه نیاز به بررسی دقیق محتوی بسته هستیم یک حالت مشابه sniffer با عنوان packet sniffer در منو Tools سیستم عامل تعبیه شده است. با استفاده از روش که در این لینک مشخص شده می توانید ROS را به wireshark متصل کنید. ).درحالت snooper برای اینکه بتوانیم تمامی سیگنال های محیط را جمع آوری کنیم، بایستی interface شبکه در حالت monitor قرار بگیرد. متاسفانه در ROS هنوز این قابلیت وجود ندارد که یک رابط Wireless هم در حالت monitor و همزمان در حالتی مانندAp(ap bridge) قرار بگیرد(البته در نسخه های جدید ظاهرا امکان اینکه به طور همزمان بتواند هم در حالت station و هم در حالت ap قرار بگیرد تعبیه شده است.). بنابراین به محض اینکه snooper روشن شود، حالت رابط بی سیم عوض شده و اگر مثلا ap باشد تمامی کلاینت هایی که به دستگاه متصل هستند قطع خواهند شد و پس از خاموش شدن snooper به حالت قبل بر می گردد.  من چون در محیط لینوکس هستم با رابط وب ROS کار می کنم. مسیر زیر را طی کنید:Wireless → Select the interface → Snooperمحیط snooper همانطور که مشاهده می کنید هنوز شروع به کار نکردیم و اطلاعاتی قابل مشاهده نیست.  در واقع فرآیند پیچیده ای را نمی بینیم. فقط چند مورد تنظیمات ساده در Settings هست که به آن خواهیم پرداخت .  دکمه Start را فشار می دهیم.دستگاه های شناخته شده در محیط فکر می کنم فیلد های مشخص و نیاز به توضیح ندارند. به سراغ تنظیمات برویم.  برای تغییر تنظیمات باید Snooper را خاموش کنید.تنظیمات snooper متاسفانه در مورد این فیلد ها من توضیحات دقیقی جایی پیدا نکردم. اگر کسی پیدا کرد حتما لینک آن را در نظرات بگذارد! ولی به طور کلی برای monitor کردن دستگاه های کنار بایستی بین کانال های مختلف جابجا شد و در هر کانال برای مدتی ترافیک رد و بدل شده را monitor کرد. این دو مورد مربوط به فیلد های اول و دوم است. اینکه مقدار Channel time دقیقا چقدر باشد، مشخص نشده است. ولی مقداری که به صورت پیش فرض است به نظر بنده مناسب هست. اگر این مقدار خیلی زیاد باشد دستگاه بین کانال های مختلف دیرتر جابجا می شود و احتمال دارد بعضی ترافیک ها از دست روند و دیده نشوند و درنتیجه در خروجی مشاهده نخواهد شد. اگر این مقدار خیلی کم باشد دستگاه در مجموع زمان زیادی را درگیر جابجایی بین کانال های می شود و زمان کافی هم نخواهد داشت که کانال را دقیق بررسی کند و ممکن است باز هم ترافیک از دست رود. من مقدار ۲۰۰۰ و ۲۰۰ و ۲۰ را تست کردم با توجه به خروجی snooper مشخص شد همان مقدار 200 بهتر عمل میکند و دستگاه ها و ترافیک بیشتری در محیط را پیدا می شد. حال که ساختار کلی خود snooper را توضیح دادیم نوبت آن است که از طریق کد با snooper ارتباط برقرار کنیم و داده های را دریافت کنیم. برای اینکار ابتدا بایستی امکان ارتباط ssh بدون وارد کردن رمز را برقرار نماییم. خود ssh پیش فرض روی ROS ظاهرا روشن هست. برای دستگاه خود یک ip ست کنید. البته به احتمال زیاد این کار را قبلا کردید!‌ برای اینکار بایستی از طریق مسیر زیر اقدام نمایید :IP → Addresses  به طور مثال در مسیر زیر روی دستگاه من ip ۱۹۲.۱۶۸.۵.۳۶ مشخص شده است.تعیین ادرس ip حال بایستی ssh-key مربوط به سیستم خودمان (کامپیوتر) را درون روتر اضافه کنیم، تا برای اجرا کد روی کامپیوتر خودمان هر دفعه مجبور به زدن پسورد نباشیم. من از لینوکس استفاده می کنم بنابراین دستورات زیر برای لینوکس هست! اگر اصرار داشتید که از ویندوز استفاده کنید شاید این لینک  بتواند به شما کمک کند. ابتدا با دستور زیر ssh-key را ایجاد می کنیم :ssh-keygen -t rsaتمامی فیلد ها را خالی رها کنید و فقط enter بزنید ! بررسی کنید فایل id_rsa.pub در مسیر زیر اینجا شده باشد:~/.sshحال بایستی این ssh-key را به روتر منتقل کنیم. چون سیستم عامل روتر خود linux نیست باید دستی اینکار رو بکنیم. برای اینکار وارد مسیر زیر شوید:~/.sshحال به دستگاه ftp میزنیم،با استفاده از نام کاربری (برای من admin هست) و پسورد روتر، وارد شوید . دستور زیر را بزنید تا id_rsa.pub به حافظه روتر منتقل شود . سپس با دستور exit خارج شوید:ftp 192.168.5.36
    put id_rsa.pub
    exitبررسی کنید که فایل مد نظر به قسمت file های روتر اضافه شده باشد:حال درون روتر ترمینال را باز نمایید. دستور زیر را بزنید :user ssh-keys import public-key-file=id_rsa.pub user=adminبه جای admin ، نام کاربری خود را وارد نمایید (به صورت پیش فرض admin هست.)حال درون کامپیوتر خود به روتر ssh بزنید تا ببینید کار میکند یا خیر :ssh admin@192.168.5.36برای اولین بار از شما اجازه دسترسی را می گیرد و با زدن yes برای دفعات بعد این مشکل را نخواهید داشت. نکته : چنانچه ssh-key اشتباهی ساختید، فایل id_rsa.pub را پاک کنید. اگر قبلا با ssh و با زدن پسورد به دستگاه متصل شده اید ابتدا تنظیمات قبلی را باید پاک نمایید(گاهی پیش می آید که نام کاربری و پسورد را درست می زنید ولی ssh وصل نمی شود. در این حالت  ssh-key  اشتباه به دستگاه اضافه شده است یا اینکه سیستم شما با تنظیمات قبلی در حال کار هست.). اگر اخیرا این ssh-key رابه دستگاه اضافه کرده اید تنظیمات مربوطه خط اخر فایل زیر هست که می توانید آن را پاک نمایید:~/.ssh/known_hosts برای کار با snooper از طریق ترمینال دستور flat-snoop دستور بهتری از خود snoop هست. دستور زیر را اجرا نمایید :  interface wireless snooper flat-snoop wlan1من کد زیر را با پایتون زدم که به روتر ssh می زند و چنانچه داده جدیدی (ترافیک یا بسته) جدید مشاهده شود آنرا به عنوان بسته جدید بررسی می کند. کد را روی github گذاشتم.در واقع در این کد ما درون تابع run_continuously به روتر یک بار ssh میزنیم و هر موقع داده جدید(یک خط داده) بیاید از طریق دستور yeild انرا به تابع اصلی باز می گردانیم. داده های یک بسته در یک پاراگراف قرار دارند. بنابراین بعد از شناسایی پاراگراف و دریافت اخرین خط پاراگراف که یک خط خالی هست. درون بسته (پاراگراف) بررسی می کنیم چنانچه بسته مد نظر مربوط به آدرس mac با مقدار address بود. مقدار قدرت سیگنال دریافتی را برمی گرداند.  خروجی این کد در زیر قابل مشاهده است : همانطور که مشاهده می کنید می توان از فیلد های دیگر بسته نیز استفاده نمود.  مشکلات :۱. فکر می کنم با بسته شدن کد پایتون ارتباط ssh باز می ماند و انگار که snooper خاموش نمی شود. تابع exit_handler رو برای همین کار گذاشته بودم، ولی نتوستم مشکل را حل کنم. ۲. من در واقع این کد را بررسی قدرت سیگنال های دریافتی از دستگاه های نزدیک نوشتم. کد درست کار می کرد، ولی دستگاه MikroTik (RB951) مقدار RSS درستی به نظرم نشان نمی داد. مثلا وقتی دستگاه به روتر نزدیک بود خیلی پیش می آمد rss کم نشان داده می شد و یا بلعکس. در واقع مقدار rss بعضا بی دلیل به مقدار خیلی زیاد، کم و زیاد می شد! اگر کسی دلیل این امر اطلاع داشت به بنده خبر بده !</description>
                <category>Hadi Azaddel</category>
                <author>Hadi Azaddel</author>
                <pubDate>Tue, 08 Jan 2019 16:25:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سامانه های موقعیت یابی داخل ساختمان از نگاه من!</title>
                <link>https://virgool.io/@m.h.azaddel/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88-gps-jw6vesqvzhxr</link>
                <description> حدود 2 سالی هست با سیستم های موقعیت یابی درون ساختمان درگیر هستم. به عنوان یک دانشجو ارشد که تونستم تحقیقات دانشگاهیم و مبنای یک استارتاپ رو با هم در یک راستا قرار بدهم جدا از اینکه آورده مالی برایم داشته یا نه ، خوب خودش یک نوع موفقیت هست! توی ایران شاید این موارد کمتر دیده بشود. در مورد خود سامانه های موقعیت یابی درون ساختمان عزیزان زیادی هستن که فعال تر از بنده در این حوزه هستند و گفته های ما برای ایشان خاطره هست!  :)  ولی شاید موارد فنی رو خیلی ها دوست داشته باشند، بدانند.منبع : nextome.netدر این متن سعی می کنم از کلیات صحبت کنم اگر کسی علاقه داشت می توانم در مورد موارد جزئی تر هم بنویسم. در واقع بحث سامانه یا سیستم های موقعیت یابی درون ساختمان به اینجا برمی گردد که GPS که یک سامانه موقعیت یابی جامع هست داخل ساختمان کم می آورد. اینکه سیگنال را به خط مستقیم (Line of sight) از ماهواره ها دریافت نمی کنیم و یا اصلا سیگنالی از سمت ماهواره ها به ما نمی رسد باعث می شود GPS داخل کار نکند. احتمالا خیلی از ما GPS را هنگام رانندگی استفاده کنیم و مسلما وقتی از تونل رسالت یا نیایش عبور کرده باشید این ضعف را مشاهده کردید. در فضاهای باز GPS که به کاربران عادی ارائه می شود من دقت حدود 5 متر را تجربه کردم، ولی با توجه به تست هایی که انجام دادم، در محیط شهری بعضا دقت حدود 10 متر هست. درون ساختمان ها مانند سوله ها و ساختمان های چند طبقه GPS اصلا درست کار نمی کند، مگر کنار پنجره یا فضای نسبتا باز.  بدتر از آنکه در پلتفرم های عادی که روی گوشی ما تعبیه شده مکان های بسیار پرت! گاهی نشان داده می شود، مثلا من چند بار نمایشگاه بین الملی که وارد سالن می شدم از سئول یهو میرفتم میدون صنعتJ . خلاصه کلام این هست که اول بیشتر مطالبی که من در مورد Indoor positioning system یا IPS ها دیدم، به جای &quot;بسم الله&quot; می گویند&quot; GPS درون ساختمان کار نمی کند! &quot;. نکته دیگر که باید به آن توجه کرد این هست که درون ساختمان، اشیا(Things) به هم نزدیک هستند، دقت سامانه موقعیت یابی باید بالاتر باشد. مثلا یادم هست ما ابتدا دقتی حدود 10 متر ارائه می کردیم، به ما می گفتند: &quot;به نظر خودتون دقت 10 متر واقعا به چه دردی می خوره!؟ &quot;  البته این موضوع درست است که همین دقت بد هم به خیلی کارها میاد، (حتی شرکت هایی مانند Cisco و Meraki و  Ruckus و Ekahau( که در آینده اگر شد توضیح میدم) بعضا دقت هایی در همین حدود با وای فای در قسمت های ساده پلتفرم هاشون ارائه می دهند، پس حتما نیاز هست! اگر دقت کنیم به Analytics زیاد اشاره شده است. مثلا اینکه شما بدونید بیشتر افراد در راهرو شماره 2 حضور دارند باعث میشه تبلیغات و منابع رو به آنجا انتقال بدهید .)  وقتی پای GPS در داخل ساختمان کنار می رود، مثل این هست که هر تکنولوژی جرئت نکرده بیاد جلو و بگه که من می تونم جای خالی GPS رو پر کنم! GPS یک موقعیت یابی فراگیر هست، چه شما در ایران باشید چه در آمریکا این سیستم کار خودش رو انجام می دهد، نیاز نیست شما سنسور جدیدی نصب کنید یا برای هر منطقه ای سخت افزار جدیدی در نظر بگیرید، شاید عامل موفقیت چنین فناوری همین موضوع باشد. در داخل ساختمان تقریبا هنوز چنین تکنولوژی وجود ندارد (این سوال را نگاه کنید). تا حالا که ما که گشتیم پیدا نکردیم، شاید بوده و ما ندیدیم! شاید به نظر برسد فناوری هایی در این زمینه موفق بوده اند ولی هنوز چیزی نیستند که به دل بچسبه! بگذارید 3 تا آنها را بررسی کنیم:1. استفاده از سیگنال های وای فای و بلوتوث داخل محیط:  شاید حتما دیده باشید درون تلفن همراه شما موقعی که Location services را روشن می کنید، توضیحاتی در مورد اینکه از وای فای، بلوتوث و شبکه سلولی هم برای موقعیت یابی در کنار GPS استفاده می شود، دیده باشید. تو iphone که این رو نشان می دهد! استفاده از این فناوری ها در واقع استفاده از یک زیرساخت از پیش موجود هست. ممکن هست درون ساختمانی AP وای فای موجود نباشد یا تعداد آنها کم باشد، مسلما برای روش هایی مانند این روش که معمولا از مجاورت به فرستنده هم استفاده می شود، دقت سامانه پایین تر می آید. در ضمن نکته این هست این روش مبتنی بر این نکته است که ما فرستنده ها را جابجا نکنیم. مسلما گوگل در لحظه نمی داند ما اینکار را میکنیم یا نه! پس به صورت خلاصه این روش ممکن هست یک روش جامع به نظر برسد ولی نیازمند جمع آوری داده و کارهای تحلیلی مربوط به اینکه هر وای فای کجای ساختمان هست می باشد. در این بین روش های مبتنی بر استفاده از گزارش افراد  یا جمع سپاری (Crowdsourcing) (در مورد Crowdsouring در IPS مطالب زیادی هست، من وارد این حوزه نشدم، بیشتر مطالب هم که با سرچ بدست می آیند، مقالات تحقیقاتی هست که ممکن هست برای بعضی سخت باشد.) هم دیده می شود(در شکل بالا هم این لفظ رو می بینید.). رویکرد ابتدایی و ساده در این روش این است که افراد به صورت داوطلبانه می گویند در کجای ساختمان هستند و سیگنال های وای فای که می بینند را نیز گزارش می کنند، با اینکار دیتابیس داده های وای فای هر روز کامل تر می شود. مبحث Crowdsourcing ، مباحث بسیار جذاب و پیچیده ای در تحقیقات موقعیت یابی درون ساختمان وارد کرده هست. خصوصا در روش های مبتنی برFingerprinting که اگر فرصت شد، در آینده توضیح می دهم، جمع سپاری روش مطرح هست. Fingerprinting  روش بسیاری معروفی در IPS هست. متاسفانه من عبارات را که جستجو می کنم برایم مقاله به عنوان نتیجه می آید. یک ویدیو پیدا کردم که خیلی ساده اصل این روش را توضیح می دهد. البته کیفیت ساخت ویدیو خیلی پایین هست! مهم نیست جمع سپاری یا Fingerprinting دقیقا چیست، من این مبحث را مطرح کردم که بگویم مهم این است که جمع سپاری ما را وارد یک حوزه جدید می کند و مسئله را پیچیده می کند. پیچیدگی باعث می شود که روند پیشرفت یک فناوری کند شود و پیاده سازی آن سخت تر می شود.  2. استفاده از سنسور های حرکتی : ما که نداشتیم خونمون! ولی زیاد شنیدم که موشک ها در حوزه نظامی را فقط و تنها با سنسورهای حرکتی (شتاب سنج، ژیرسکوپ و قطب نما) میشود موقعیت یابی کرد. مسلما سخت افزاری که در تلفن همراه من هست هنوز به دقت سنسور های مختص موشک ها نرسیده است، همچنین استفاده از سنسور ها در تگ های موقعیت یابی هم کار را بسیار پیچیده می کند. همچنین اینکه تلفن همراه یا تگ موقعیت یابی در چند حالت ممکن هست قرار داشته باشد نیز کار را دشوار تر می کند، مثلا تلفن زمانی در جیب شماست و شما راه میروید و زمانی آن را در دست گرفته اید و راه می روید، شناسایی میزان حرکت شما در عین اینکه ممکن است دو حالت اتفاق بیافتد کار ساده ای نیست! فرض کنید ژیروسکوپ تلفن همراه من تنها و تنها 5 درجه هنگام چرخش  اشتباه می کند. پس از مدت زمان زیادی و مسافت طولانی که من درون خانه هم طی کنم، پس از چند چرخش و قدم زدن احتمالا مکان فعلی من به جای اینکه درون اتاقم نشان داده شود، درون اتاق همسایه بغلی نشان داده خواهد شد! البته شاید کسی بگوید سنسور های فلان گوشی معرکه هست! ولی در حال حاضر هنوز اینقدر دقیق نیستند که بتوانیم بگوییم ما با یک سیستم موقعیت یابی دقیق طرف هستیم. بیایید به سامانه Navisens نگاه بیاندازیم. در سایت این استارتاپ این جمله را خواهید دید:  Next Generation Location. Indoors, outdoors &amp; underground. No WiFi. No GPS. No beacons. Bloomberg Business Top 50 Startup of 2017   ادعای سنگینی مطرح شده است. طبق تست هایی که بنده داشتم. این محصول جالبی هست، ولی با ادعاهای گفته شده نمی خواند. البته کارهای اصلی این روش مربوط به بچه های کنترل هست و بنده جسارت نمی کنم! ولی با تست هایی که کردیم، به نظرم فعلا این روش با وجود سنسور های مختلف و ضعیف در تلفن های همراه، به تنهایی اینطور که Navisens مطرح کرده است، عملیاتی نیست. همینجا جا دارد به این نکته اشاره کنم که مبحث استفاده از فناوری های مختلف در سامانه های IPS بسیار بحث داغی هست. مثلا استفاده سنسور های حرکتی در کنار بیکن های بلوتوث یا ترکیب سیگنال های بلوتوث و وای فای بحث مهمی هست. 3. فناوری UWB:  پهنای باند کاری ultra wide band بازه فرکانسی بزرگی را دربرمی گیرد. استارتاپ هایی مانند Decawave در سال های اخیر روی این موضوع تمرکز داشتند. این موضوع به دوستان مخابرات مربوط هست و ما باز هم جسارت نمی کنیم! بدلیل اینکه پهنای باند UWB باز هست، فرستنده می تواند ضربه ای را بفرستند و با دریافت پاسخ این ضربه در گیرنده زمان گذر سیگنال از فرستنده تا گیرنده را دقیق اندازه گیری کند و با روش TDOA  جای گیرنده را پیدا کند، چیزی که در سنسورهای فعلی وای فای و بلوتوث ممکن نیست!(امیدوارم دقیق گفته باشم!)در روش TOA در واقع مثل GPS فاصله بین هر فرستنده و گیرنده مترادف با زمان گذر سیگنال از فرستنده تا گیرنده هست، اگر 3 فرستنده(ماهواره) داشته باشیم می توانیم جای فرد را پیدا کنیم و این موضوع یک مسئله کلاسیک و قدیمی هست (Multilateration) . روش TDOA روش پیچیده تری از TOA هست که اختلاف زمانی بین فرستنده ها مهم هست، با این کار مشکل sync نبودن زمانی فرستنده ها و گیرنده حل می شود. حس و تجربه ای که من از این فناوری دارم یک فناوری فوق العاده و با دقت بالا (در حد 30 سانتی متر) هست، ولی هنوز سنسور هایش در تلفن همراه نیست و نیازمند نصب زیرساخت (فرستنده ها) در محیط هم دارد. چالش هایی مانند مصرف انرژی بالا هم وجود دارد. پس از نام بردن و صرفا بیان ضعف اصلی 3 تا از فناوری های حوزه موقعیت یابی درون ساختمان، خواستم این عبارت که هنوز هیچ فناوری نتوانسته در این حوزه قالب شود را یکم توضیح داده باشم. تازه من به فناوری هایی مانند مهتابی های مسخره فیلیپس اشاره نکردم :( که در محیط کلی مهتابی نصب می شود و هزینه اش اینقدر به نظر من بالا هست که واقعا منطقی نیست فعلا از این فناوری استفاده بشود، مگر اینکه یهو همه لامپا رو بدزدند یا منفجر بشوند، بعد ما بریم بخریم از اینا وصل کنیم :) متاسفانه جدول خوبی که تمام تکنولوژی ها را شامل بشود و با هم مقایسه کرده باشد، را گشتم داخل فایل هایم، پیدا نکردم. اگر پیدا کردم همینجا میزارم. مقاله ای هم هست از دانشگاه ETH زوریخ، حجمش هم خیلی زیاد هم هست و نیازی نیست بخونید! فقط فهرست رو از فصل 4 به بعد نگاه کنید عنوان فناوری هایی که استفاده می شود رو می بینید.   می بینید که هرروش دنیایی برای خودش دارد. گذشته IPS را که بررسی می کنیم، به قبل از سال 2000 برمیگردد. عجب! با 19 سال تحقیق و توسعه روبرو هستیم ولی هنوز سامانه غالب را نمی بینیم.من و پارسیوت کجای این داستان هستیم؟! کار اصلی ما استفاده از RSS(قدرت سیگنال دریافتی) دریافتی از AP های وای فای و بیکن های بلوتوث بوده است. اگر شما از فرستنده دور شوید، RSS ضعیف می شود. ما میخواستیم از این داده های خام استفاده کنیم و گیرنده را پیدا کنیم. خوب مسلما کاری که ما می کنیم خیلی با کارهای ساده ای همچون تشخیص مجاورت به یک بیکن بلوتوث متفاوت هست. من می تونم نظرات ساده در مورد فناوری های مختلف را شرح بدهم، ولی به نظرم این مطالب با یک سرچ ساده در اینترنت قابل مشاهده و دستیابی هست. حتی خود وای فای و بلوتوث را حتما دوستان زیادی هستند که باهاش کار کرده باشند و خیلی چیز های در موردش شنیده باشند، شاید گفته های من تکرار مکررات باشد، ولی خوب احساس می کنم همین حوزه بسیار گسترده هست و سابقه استفاده از RSS با روش همچون Fingeprinting به سال 2000 بر می گردد. سعی دارم اگر امکانش بود در پست های بعدی در مورد وای فای و بلوتوث در موقعیت یابی صحبت کنم. این موضوع برای من خیلی جذاب هست که اگر چیزی را اشتباه میگم حتما رفع بشود ولی شاید افراد زیادی نیاز به دانستن در مورد سامانه های موقعیت یابی درون ساختمان نداشته باشند. پس به من در این امر کمک کنید.می توانید در نوشتار بعدی نمونه ای از کاربرد های مطرح برای سامانه های موقعیت یابی داخلی را مشاهده فرمایید. </description>
                <category>Hadi Azaddel</category>
                <author>Hadi Azaddel</author>
                <pubDate>Sat, 05 Jan 2019 01:07:47 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>