<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های mohammad mahdikhani</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m.hajimahdikhani</link>
        <description>سلام من محمدم از کودکی علاقه به فضای وب داشتم و کلی آرزوهای قشنگ و بزرگ و الان طراح سایتم و دارم مهارتهام هر روز بیشتر میکنم تا بتوانم به مردم کشورم و جاهای دیگه کمک کنم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 10:13:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/176834/avatar/Bfobw2.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>mohammad mahdikhani</title>
            <link>https://virgool.io/@m.hajimahdikhani</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رازهای عبور از فیلتر ATS: ساخت رزومه‌ای که شما را به مصاحبه می‌رساند</title>
                <link>https://virgool.io/@m.hajimahdikhani/%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%DB%8C%D9%84%D8%AA%D8%B1-ats-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%B1%D8%B2%D9%88%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AF-qr1icj3qfg68</link>
                <description>در دنیای امروز، پیدا کردن شغل رویاهایتان بیش از پیش به فناوری وابسته شده است. یکی از این فناوری‌ها، سیستم ردیابی متقاضیان یا ATS (Applicant Tracking System) است که بسیاری از شرکت‌ها برای غربالگری رزومه‌ها از آن استفاده می‌کنند. اگر می‌خواهید رزومه‌تان از این فیلتر عبور کند و به دست مدیر استخدام برسد، باید رازهای بهینه‌سازی آن را بدانید. در این مقاله، شما را با نکات کلیدی و کاربردی برای ساخت رزومه‌ای ATS‌پسند آشنا می‌کنیم که شانس‌تان را برای رسیدن به مصاحبه استخدامی افزایش دهد.ATS چیست و چرا اهمیت دارد؟ATS سیستمی است که رزومه‌ها را بر اساس کلمات کلیدی، فرمت و معیارهای مشخص اسکن و رتبه‌بندی می‌کند. این ابزار به کارفرمایان کمک می‌کند تا از بین صدها یا حتی هزاران رزومه، بهترین گزینه‌ها را انتخاب کنند. اما مشکل اینجاست که اگر رزومه شما به درستی برای ATS بهینه نشده باشد، ممکن است حتی با وجود مهارت‌های عالی، هرگز دیده نشود.1. از کلمات کلیدی درست استفاده کنیدیکی از مهم‌ترین رازهای عبور از ATS، استفاده از کلمات کلیدی مرتبط با شغل است. این کلمات معمولاً در آگهی استخدام ذکر می‌شوند. مثلاً اگر در آگهی به &quot;مدیریت پروژه&quot;، &quot;تحلیل داده&quot; یا &quot;مهارت‌های ارتباطی&quot; اشاره شده، مطمئن شوید که این عبارات در رزومه‌تان به شکلی طبیعی به کار رفته‌اند. اما زیاده‌روی نکنید؛ تکرار غیرمنطقی کلمات می‌تواند اثر معکوس داشته باشد.نکته عملی: آگهی شغلی را با دقت بخوانید و لیستی از مهارت‌ها، ابزارها و عبارات مهم تهیه کنید. سپس آن‌ها را در بخش‌های مختلف رزومه‌تان (مثل سوابق کاری یا مهارت‌ها) بگنجانید.2. فرمت ساده، کلید موفقیتATS با رزومه‌های پیچیده و پر از گرافیک مشکل دارد. استفاده از جداول، تصاویر یا فونت‌های عجیب ممکن است باعث شود سیستم نتواند اطلاعات شما را به درستی بخواند. برای همین، رزومه‌ای ساده و متنی انتخاب کنید.چه کار کنید؟از فونت‌های استاندارد مثل Arial، Calibri یا Times New Roman استفاده کنید.از سربرگ‌ها (Headings) برای جدا کردن بخش‌ها (مثل تجربه کاری، تحصیلات) بهره ببرید.فایل را به صورت Word یا PDF ساده ذخیره کنید، مگر اینکه شرکت فرمت خاصی درخواست کرده باشد.3. مهارت‌ها و تجربیات را شفاف بیان کنیدATS به دنبال تطابق مهارت‌ها و تجربیات شما با نیازهای شغل است. به جای توضیحات طولانی و مبهم، از جملات کوتاه و مشخص استفاده کنید. برای مثال، به جای &quot;من در پروژه‌های زیادی مشارکت داشتم&quot; بنویسید: &quot;مدیریت پروژه‌های IT با بودجه بیش از 500 میلیون تومان&quot;.مثال: اگر شغل نیاز به &quot;تسلط بر Excel&quot; دارد، در رزومه‌تان بنویسید: &quot;تحلیل داده‌ها با استفاده از Excel و ایجاد داشبوردهای مدیریتی&quot;.4. از اصطلاحات استاندارد شغلی استفاده کنیدعناوین شغلی و اصطلاحات در رزومه‌تان باید با استانداردهای صنعت هم‌راستا باشد. مثلاً اگر در آگهی از شما به عنوان &quot;کارشناس بازاریابی دیجیتال&quot; نام برده شده، از همین عنوان استفاده کنید و نه چیزی مثل &quot;جادوگر شبکه‌های اجتماعی&quot;، حتی اگر خلاقانه به نظر برسد!5. رزومه‌تان را تست کنیدبعد از نوشتن رزومه، آن را با ابزارهای آنلاین بررسی ATS آزمایش کنید. وب‌سایت‌هایی مثل Jobscan یا Resunate به شما نشان می‌دهند که رزومه‌تان تا چه حد با یک آگهی شغلی خاص سازگار است.اشتباهات رایج که باید از آن‌ها دوری کنیداستفاده از هدر و فوتر: ATS معمولاً اطلاعات موجود در این بخش‌ها را نمی‌خواند، پس اطلاعات مهم مثل شماره تماس را در بدنه اصلی رزومه قرار دهید.غلط املایی: اشتباهات تایپی می‌توانند کلمات کلیدی را خراب کنند و شانس شما را کاهش دهند.فرمت غیراستاندارد: رزومه‌های بیش از حد خلاقانه ممکن است در سیستم به هم بریزند.</description>
                <category>mohammad mahdikhani</category>
                <author>mohammad mahdikhani</author>
                <pubDate>Wed, 19 Mar 2025 20:45:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>SEO Outreach چیست ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m.hajimahdikhani/seo-outreach-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-qtvldtrgomuq</link>
                <description>خیلی ساده بگم، SEO Outreach یعنی اینکه با آدم‌های دیگه ارتباط بگیریم و بخوایم تو سایتاشون به ما لینک بدن. این باعث میشه گوگل فکر کنه سایت ما هم مهمه و بیاد تو صفحه‌های اول نتایج جستجو نشونش بده.چطوری این کارو انجام بدیم؟اینجا چند تا روش باحال بهتون یاد میدم که چطور می‌تونید لینک‌های خوبی بگیرید:1. محتوای باحال و جدید بسازاولین قدم اینه که محتوای خوب و با ارزش بسازید. چرا؟ چون کسی نمیاد به یه محتوای معمولی و کپی‌شده لینک بده! مثلاً:تحقیقات جدید: یه تحقیق جدید و بروز انجام بدید و نتایجش رو منتشر کنید.آمار و ارقام جدید: آماری که به درد مخاطبینتون بخوره رو بذارید.نظرسنجی‌های جذاب: نظرسنجی کنید و نتایجش رو به اشتراک بذارید.نقل‌قول از افراد معروف: اگه می‌تونید از افرادی که تو حوزه‌تون معروفن، نقل‌قول بگیرید.آپدیت محتواهای قدیمی: محتوای قدیمی رو آپدیت کنید و تازه‌ها رو بگید.2. مخاطبِ درست رو پیدا کنباید بدونید کی به محتوای شما علاقه داره. مثلاً با ابزار هایی مثل Ahrefs’ Content Explorer می‌تونید وبلاگ‌ها و سایت‌هایی که تو حوزه شما هستند رو پیدا کنید.3. ایمیل بزن، ولی باحال و دوست‌داشتنیوقتی محتوای خوبی داری و مخاطب‌هات رو هم شناختی، نوبت می‌رسه به اینکه یه ایمیل باحال بفرستی. حالا چیکار کنیم که ایمیلمون جذاب باشه؟شناسه دقیق و شخصی: بهتره ایمیل‌تون مخصوص همون شخص باشه، نه یه ایمیل عمومی که به همه بفرستید.خودمونی باشه: از لحن دوستانه استفاده کن، جوری که طرف مقابل حس خوبی بگیره و بفهمه که واقعا بهش اهمیت میدی.مختصر و مفید: سر اصل مطلب برو؛ کسی حوصله ندارده نامه‌های بلند بالا بخونه! hajiseoثخhttps://www.instagram.com/hajiseo/ آدرس پیجم توی اینستاگرام hajiseo@ است داخلش کار خاصی نمیکنم فقط درآمد آنلاین شاپ ها رو افزایش میدم و که دغدغه سررسید چک نداشته باشند و به جای اضافه کاری برند مسافرت. </description>
                <category>mohammad mahdikhani</category>
                <author>mohammad mahdikhani</author>
                <pubDate>Mon, 02 Sep 2024 21:40:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اثر وقفه در یادگیر چیست؟ و چطور به باه کمک یادکیری ما میاد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m.hajimahdikhani/%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%88%D9%82%D9%81%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D8%AF-emreskw8tefl</link>
                <description>اثر وقفه در یادگیریوقفه‌ها در فرآیند یادگیری می‌توانند تأثیرات مثبت و منفی داشته باشند. در اینجا به بررسی این اثرات می‌پردازیم و با ذکر منابع علمی و نقل قول از افراد علمی، به جذابیت مطلب می‌افزاییم. همچنین مثال‌هایی از زمینه‌های مختلف مانند سئو، طراحی سایت، تولید محتوا، یادگیری زبان جدید و بندسازی ارائه می‌دهیم.اثرات مثبت وقفه در یادگیری1. تقویت حافظهوقفه‌ها می‌توانند به تقویت حافظه کمک کنند. طبق تحقیقات انجام شده توسط دکتر هنری رودیگر، استاد روانشناسی دانشگاه واشنگتن، وقفه‌های کوتاه بین جلسات یادگیری می‌توانند به تثبیت اطلاعات در حافظه بلندمدت کمک کنند.“وقفه‌های کوتاه می‌توانند به مغز فرصت دهند تا اطلاعات را پردازش و تثبیت کند.” - دکتر هنری رودیگر2. کاهش خستگی ذهنیوقفه‌ها می‌توانند از خستگی ذهنی جلوگیری کنند. دکتر باربارا اوکلی، نویسنده کتاب “ذهنیت یادگیرنده”، معتقد است که استراحت‌های منظم می‌توانند به بازسازی انرژی ذهنی کمک کنند.“استراحت‌های منظم می‌توانند به بازسازی انرژی ذهنی کمک کنند و از خستگی جلوگیری کنند.” - دکتر باربارا اوکلی3. افزایش انگیزهوقفه‌ها می‌توانند به افزایش انگیزه کمک کنند. دکتر کارول دوک، روانشناس معروف، در کتاب “ذهنیت” به اهمیت وقفه‌ها در حفظ انگیزه و جلوگیری از فرسودگی اشاره کرده است.“وقفه‌ها می‌توانند به حفظ انگیزه و جلوگیری از فرسودگی کمک کنند.” - دکتر کارول دوکاثرات منفی وقفه در یادگیری1. فراموشی اطلاعاتوقفه‌های طولانی می‌توانند منجر به فراموشی اطلاعات شوند. دکتر هرمان ابینگهاوس، روانشناس آلمانی، در تحقیقات خود نشان داده است که فاصله‌های طولانی بین جلسات یادگیری می‌توانند باعث فراموشی اطلاعات شوند.“فاصله‌های طولانی بین جلسات یادگیری می‌توانند باعث فراموشی اطلاعات شوند.” - دکتر هرمان ابینگهاوس2. کاهش پیوستگی یادگیریوقفه‌های زیاد می‌توانند پیوستگی یادگیری را کاهش دهند. دکتر جان اندرسون، استاد روانشناسی دانشگاه کارنگی ملون، معتقد است که پیوستگی در یادگیری برای تثبیت اطلاعات ضروری است.“پیوستگی در یادگیری برای تثبیت اطلاعات ضروری است.” - دکتر جان اندرسون3. کاهش تمرکزوقفه‌های مکرر می‌توانند تمرکز شما را کاهش دهند. دکتر دانیل گلمن، نویسنده کتاب “تمرکز”، به اهمیت تمرکز مداوم در یادگیری اشاره کرده است.“تمرکز مداوم برای یادگیری مؤثر ضروری است.” - دکتر دانیل گلمنراهکارهای مدیریت وقفه در یادگیری1. برنامه‌ریزی وقفه‌هاوقفه‌ها را به صورت منظم و برنامه‌ریزی شده در برنامه مطالعه خود قرار دهید. مثلاً بعد از هر 45 دقیقه مطالعه، 10 دقیقه استراحت کنید. این روش می‌تواند به کاهش خستگی و افزایش تمرکز کمک کند.2. استفاده از تکنیک پومودوروتکنیک پومودورو یکی از روش‌های مؤثر برای مدیریت وقفه‌هاست. در این روش، 25 دقیقه مطالعه می‌کنید و سپس 5 دقیقه استراحت می‌کنید. این تکنیک می‌تواند به بهبود تمرکز و افزایش بهره‌وری کمک کند.3. فعالیت‌های مفید در وقفه‌هادر زمان وقفه‌ها، فعالیت‌های مفیدی انجام دهید که به بازسازی انرژی شما کمک کند. مثلاً پیاده‌روی کوتاه، تمرینات تنفسی یا نوشیدن آب. این فعالیت‌ها می‌توانند به بهبود عملکرد ذهنی شما کمک کنند.مثال‌ها و تجربه‌های الهام‌بخشسئو و طراحی سایتمارک زاکربرگ، بنیان‌گذار فیسبوک، با استفاده از وقفه‌های منظم و تمرین مداوم توانست مهارت‌های برنامه‌نویسی خود را بهبود بخشد و یکی از بزرگترین شبکه‌های اجتماعی جهان را ایجاد کند.تولید محتواجی. کی. رولینگ، نویسنده سری کتاب‌های هری پاتر، با استفاده از وقفه‌های منظم و تمرکز بر نوشتن، توانست یکی از پرفروش‌ترین سری کتاب‌های تاریخ را بنویسد.یادگیری زبان جدیدتیم فریس، نویسنده کتاب “هفته کاری 4 ساعته”، با استفاده از تکنیک پومودورو و وقفه‌های منظم، توانست در مدت کوتاهی چندین زبان جدید را یاد بگیرد.کتاب‌ها و فیلم‌های الهام‌بخشکتاب “اثر مرکب” از دارن هاردی که در مورد قدرت عادات کوچک و مداوم است.فیلم “در جستجوی خوشبختی” که نشان می‌دهد چطور می‌توان با پایمردی به هدف رسید.نتیجه‌گیریوقفه‌ها می‌توانند تأثیرات مثبت و منفی بر یادگیری داشته باشند. با برنامه‌ریزی مناسب و استفاده از تکنیک‌های مؤثر، می‌توانید از اثرات مثبت وقفه‌ها بهره‌مند شوید و از اثرات منفی آن‌ها جلوگیری کنید. یادگیری مثل یک سفر است؛ هر چه بیشتر پیش بروید، دیدنی‌های بیشتری کشف می‌کنید و با آدم‌های جذاب‌تری آشنا می‌شوید. همراه این مسیر باشید و از هر لحظه‌اش لذت ببرید!</description>
                <category>mohammad mahdikhani</category>
                <author>mohammad mahdikhani</author>
                <pubDate>Tue, 20 Aug 2024 00:57:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا کار می کنیم ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m.hajimahdikhani/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-qq9hsdszyhx6</link>
                <description>این سوالی که دلیل روشنی براش ندارم و میخوام این مقاله به مرور زمان تکمیلش کنم و اگر دوست داشتی با کامنتات کمکم کن و هرچی که کامنت بزاری  پاراگراف میکنم و  با اسم خودت مقاله را تکمیل  میکنم و مطالعه میکنم چون موضوع مهمیه برام و شاید برای جامعه مهم باشه الان و یا آینده واقعا نمیدانم این یک شروعه و میخوام به یک نتیجه گیری برسیم با هم .ممنون میشم افتخار بدی و کمکم کنی.خیلی هم عالی. افتخار می‌دهم :)خوب، به نظر من بهتر هست سوال را برعکس بپرسم: چرا کار نکنیم؟مشکل از اینجا شروع می‌شود، فرض کنید من کار نمی‌کنم (البته، کار به معنای کارگر و کارمند و تکنسین و مکانیک و دانشمند، تنها نیست؛ بلکه کارهایی مانند شکار، کندن درخت و چیزهایی از این قبیل که در جنگل‌های آمازون و ... اتفاق می‌افتند هم، کار حساب می‌کنیم):پول* در نمی‌آوریم.جامعه از ما ناامید می‌شود. «بی‌کار شد، معتاد شد، مُرد!» و توسط خیلی‌ها طرد می‌شویم.انرژی ما تخلیه نمی‌شود.*پول، می‌تواند به مفهوم غذا باشد: ما باید برای بقا، غذا بخوریم (ببینم این جناس هست؟ من ادبیات خیلی نخوانده‌ام) و خوب، اینجاست که غرایز حیوانی ما، غالب می‌شوند. علاوه برآن خرید لباس و ... هم برای حفظ سلامت مهم هست، حال با پول نخریم و بدوزیم یا ...، دوختن و ... هم کار هستند.خوب، الان می‌خواهم این‌ها را تک به تک بررسی کنم. با اجازه:۱. پول: پول، برای فهم موضوع، یک ساده‌سازی *****خیلیییییییی بزرگگگگگگ**** انجام می‌دهیم و می‌گویم پول، (کاملا)[غیر]اصاصاً همان چیزی هست که انسان مدرن آن را بقا نام گذاشته: دیگر به‌جای بقا با شکار، بقا با پول هست! بنابراین برای بقا نیاز به پول هست و پول از کار کردن به دست می‌آید.*بقا، غریزی هست. بنابراین خیلی فکر و ... در آن دخیل نیست. حرکات رفلکس بدن فکر ندارند!* (این فقط یک مثال بود. بقا حرکت رفلکس نیست)۲. جامعه و هنجارهای اجتماعی (در کامنت زیرمجموعه می‌گویم)۳. خالی شدن انرژیاگر مثل من به فیلم باب‌اسفنجی علاقه‌مند باشید، فکر می‌کنم آن قسمت که به پاتریک جایزه بی‌کارترین فرد شهر اعطا می‌شود را دیده باشید. اما خوب بیایید بخورید و بخوابید و بعد اگر توانستید بخورید و بخوابید! احتمالا خیلی زود بی‌حوصله شوید و نتوانید بخورید و بخوابید. نیاز به توضیح نیست، فکر کنم خودتان تجربه‌اش را داشته باشید.قبل از شکل گیری نظام های اقتصادی که نمیدونم مبداش رو باید ضرب سکه و چاپ اسکناس درنظر گرفت یا نه، آدم‌ها برای نیازهای اولیشون مثل امنیت، خوراک، مسکن و پوشاک کار می‌کردند، بنابراین کار با تامین نیاز رابطه مستقیم داشت و این خود انگیزه و معنای زندگی بود. الان اما، در جوامع و نظاماتی که تمام مناسباتشان بر پایه پول شکل گرفته هدف از کار کردن صرفا بدست آوردن پول (اسکناس) است که مایه اصلی حیات و بقاست که لزوما با تامین نیازها، تناسب و رابطه مستقیم ندارد. یعنی ممکن است همچنانکه کار می‌کنید و پول بدست می‌آورید پاره‌ای از نیازهایتان بدون پاسخ بماند. یا کارتان به نیازهای جوامع نوین بشری مرتبط باشد و نه مستقیما به نیازهای اولیه خودتان. ممکن است به عنوان یک چرخدنده کوچک از یک سیستم بزرگ، در یک اداره یا سازمان فقط نقش خود را در پیشبرد جامعه ایفا کنید و به عنوان بخشی از سیستم در آن حل شوید. پس همه برای پول کار می‌کنند چون مجبورند حتی کسی که می‌گوید به کارش علاقه دارد بدون گرفتن دستمزد و فقط برای دل خودش کاری انجام نمی‌دهد. هر نگاهی به کار به غیر از دستیابی به پول، می‌تواند نوعی توهم باشد که در بستر جامعه ی مدرن امروزی شکل گرفته است</description>
                <category>mohammad mahdikhani</category>
                <author>mohammad mahdikhani</author>
                <pubDate>Tue, 11 Oct 2022 03:55:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یا نیچ یا هیچ</title>
                <link>https://virgool.io/@m.hajimahdikhani/%DB%8C%D8%A7-%D9%86%DB%8C%DA%86-%DB%8C%D8%A7-%D9%87%DB%8C%DA%86-w51cmzzx8epg</link>
                <description>به نام خدای جذاببرای ساخت یک کسب و کار در ابتدای کار اگر برای فروش به همه فکر میکنید به یقیم می گویم هیچی نمیشوی چرا که تو در ابتدا قدرت تاثیر گذاری روی همه را نداری مثل این است رفتیم در یک اجتماع بزرگ و میخواهیم در ابتدا برای همه سخنرانی کنیم و همه ای که ما را نمیشناسد و وجه اشتراک مشخصی نداریم را جذب کنیم و شروع میکنیم با صدا بلند حرف زدن تا صدایت را بشنوند اما فقط خودت را خسته میکنی و هیچ کس به تو اعتماد نمیکند چون موضوع و نفوذ در همه را نداری و عده ای هم که علاقه به موضوعت دارند چون مخاطب را همه قرار دادی اون طرف احساس میکنه زیاد براش مهم نیستی پس تاثیر گذاری تو در کل کم میشود. و زمان را از دست میدهی پس راهکار مخاطب قرار دادن چند نفر محدود و ایجاد رفاقت عمیق و تاثیر گذار در بازار است تا هم اعتمادها را جلب و هم سود خود ار تضمین کنیم .یا نیچ  یا هیچ!!!یا نیچ یا هیچچرا در ابتدای کار یا نیچ کار کنید یا هیچ ؟؟؟ وقتی شروع میکنی در ابتدا تنها هستی و منابع محدودی داری و باید این منابع را مدیریت کنی اگر مدیریت نکنی به زودی کلکت کنده میشود و باید از بازار خداحافظی کنی پس باید روی یک قسمت سرمایگذاری کنیم که سریع بازده میدهد و ما را در بازار مطرح میکند تا در آینده روی قسمت های بعدی سرمایه گذاری کنیم و کارمان را گسترش دهیم و فاز به فاز جلو برویم اگر خواسته باشیم مثالی برای این حرف بیاوریم تقریبا تمام شرکت های بزرگ تکولوژی و غیر تکنولوژی در ابتدای کار نیچ بودند نایک اول فقط کفش برای دویدن میفروخت آمازون فقط کتاب میفروخت دیجی کالا فقط لپ تاپ و گوشی و ... اگر این شرکت ها میخواستند در اول کار خود تمام کارها را هم زمان میکردند الان اسمی از این شرکت ها باقی نمانده بود و به تاریخ پیوسته بودند .برای سریع رسیدن آرام تر حرکت کنشاید این جمله برات آشنا باشه از کتاب برتری خفیف انتخاب کردم برای این موضوع در ابتدای کار همه ما هیجان داریم و دوست داریم کار های یک هفته را یک روز انجام بدهیم اما خودتون هم میدانید هر آتش تندی سریع هم خاموش میشود و از قراری این تجارت و کسب و کار یک جنگ فرسایش است و باید خودتون برای زمان زیاد با انرژی نگدارید و نگذارید در طول مسیر بحال شوید پس خودتونو برای یک روند فرسایشی و طولانی آماده کنید قرار نیست با یک بار و دو بار تلاش و به نتیجه برسی و این با خودت باید تکرار کنی و مدام دنبال بهبود و دنبال تکرار تکرار و تکرار باشی و نامید نشی .و باید آهسته و پیوسته حرکت کنی تا برسی به نقطه مطلوب و بسیار زیاد هستند نمونه هایی که در ماه دوم و سوم شکست میخورند چون آمادگی برای این جنگ فرسایشی ندارند و سریع در دوران خاک خوری خداحافظی میکنند .تمام این حرف ها برای زمانی است که نیج هستید اگر نیچ نیستی که خیلی سریع تر انتظار شکست میخورید و  از بازار خارج میشوید و اصلا حرف من با تو نیست تو از ریشه کارت مشکل داره و اصلا توصیه نمیکنم وارد بازار بشی بهتره بری و دنبال کار کارمندی و تو برای بازار کنون موفق نیستی .خیلی ها خیلی سریع دلشان میخواهد به نتیحه برسند اما باید بگم اینجا نقشه بازی را برعکس در دست گرفته اند و باید بعکس بازی کنند تو باید بیشتر تست کنی و اصلاح کنی و ببینی مخاطب بازار نیچ تو دقیقا دوست داره چی ارایه بدی تا پول بیشتری به دست بیاری و سلیقه ی خودت زیاد مهم نیست و بهتره یک بازنگری در این زمینه داشته باشی خیلی ها سلیقه خودشون را در تمام ابعاد کسب و کار گسترش میدهند و دقیقا این موضوع باعث زده شدن مشتری و فرار دادنش میشوند چون تو باید مطابق نیاز و سلیقه مشتری باشی نه خودت چون تو قرار از آنها سود به سدت بیاوری و اگر مطابق نیاز و سلیقه اش نباشی خیلی راحت میروند و تنها دلیلی که باعث میشه ماندگاری ای مخاطب بیشتر شود نیچ بودن توست چون جایگزینی نداری و آن ها مجبور میشوند از تو خرید کنند ولی این نباید تو را مغرور کند که من بهترینم و جایگزینی نداری و اگر اصلاح نکنی روند کسب و کارت را بلافاصله بعد از آمدن جایگزین با تو خداحافظی میکند مثل خود من که از خدمات اسنپ بیزار بودم و چون جایگزین مناسبی براش نبود مجبور بودم باهاش کنار بیام تا اینکه تپسی آمد و من کلا اسنپ نگرفتم و تسپی را جایگزین کردن به خاطر مشتری مداری و خدمات عالی تری که نسبت به اسنپ میداد به همین راحتی .سیب ممنوعه خود را گاز بزنسیب ممنوعه کار یعنی از محدود کردن کسب و کارت نترس و این سیب را مردانه گاز بزن و بخور تا رستگار شوی چون خیلی های جرئت محدود کردن کسب و کارشان را ندارند در این بین یک عده کسب وکاری دارند و قرار است محدودتر و فول فوکوس تر روی قسمتی از کسب وکارشان کار کنند که 80 درصد سودتان از آن قسمت است و یک عده اصلا کسب وکاری نداشته اند که محدودش کنند ولی میخواهند شروع کنند و بهترین پیشنهاد این است در هر زمینه ای محدود ترین قسمتی که جوابی برایش نیست را پیدا کنید و تمام نیاز آن ها را جواب بدهید و 8 ماه زمان بگذارید بعید میدانم نتیجه نگیرید و شکست بخورید چرا که این کار شما را برند میکند و اگر در گوگل هستی گوگل شما را در این موضوع در صدر بقیه میگذارد و ورودی های عجیبی برایتان به وجود می آورد . این کاری است که خیلی ها انجام نمیدهند و عفلاتی نمدانند ولی در اشتباه به سر میبرند چون تنها راه نجات کسب و کار کوچک در شروع نیچ و محدود کردن خدمات و محصولات است .</description>
                <category>mohammad mahdikhani</category>
                <author>mohammad mahdikhani</author>
                <pubDate>Sun, 02 Oct 2022 14:09:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حق با مشتری نیست !!!</title>
                <link>https://virgool.io/@m.hajimahdikhani/%D8%AD%D9%82-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-sbgyvjfpybf9</link>
                <description>هر کسی گفته حق با مشتری است خودش مشتری بوده این جمله است که استیو جابز موسس شرکت اپل بیان کرده و معتقد بوده خیلی وقت ها حق با مشتری نیست و این رویه در نگاه را باید در نگاه هنری فورد هم ببینیم چرا که یک تیکه کلام از این فرد مهم دنیا صنعت خودور در جهان تا کنون مانده اگر از مردم میپرسیدم چه میخواهید آن ها میگفتند اسب های سریع تر و قوی تر اگر به حرف مردم گوش میدادم الان خودرویی وجود نداشت البته این جمله مال بیش از 100 سال قبل است  حال چرا حق با مشتری نیست جمله ی درستی است .حق با مشتری نیست به عنوان جوانی که 6 سال در صنایع مختلف کار کرده ام میگویم مشتری نمیدانم چه میخواهد نمیداند چگونه صحبت نمداند الان وقت مناسبی برای خرید نیست و نمیداند های زیادی دیگری و این رفتارهایی که در بازار شاهدش هستیم مثلا اظهار نظرهایی که مشتری علمی در آن ندارند و پافشاری میکند که حتما این شکلی باشد کم کم مرا به این نتیجه رساند که دیگر اصلا حق با مشتری نیست مثال زمانی که در کافی شاپ مشغول به کار بودم مردم فرق بین شیک و گلاسه را نمیدانستند و هر دو را یکی تلقی میکردند تا زمانی که سفارش را دریافت میکردن توقع داشتند شیکی که سفارش داده اند می باید گلاسه  باشد و بعد از صرف و هنگام حساب فیش خود بحث های الکی و خنده داری میکردند و اگر بگویم از این موارد در روز کم نبود شاید تعجب کنید یا یک نفر ساعت 12 شب برای خرید پودر آیس پک به بستی فروشی که من در آن کار میکردم می آید و اصرار دارد این پودر آیس پک را دریافت کند مشتری عزیز لطفا قبل از اظهار فضل کمی در #گوگل ،گوگل کنید و اندکی اطلاعات از آن جنس خدمات به دست آورید و مانند طفلی بی سواد سر به جان فروشنده  نگذارید .اعصاب پولادین یا صبر ایوبباید بگوییم در ایران هر کسی که کسب و کاری را راه می اندازد با مشکلات زیادی باید دست و پنجه نرم کند که این به مشتری مربوط نمیشود و در این مقاله قصد باز کردن این را ندارم اما فقط در همین اندازه باید بگویم که تمام مشکلاتی که یک صاحب کسب و کار دارد به کنار و سرو کله زدن با مشتری بد غلق به کنار و اعصابی که هر روز برای فروش یک محصول یا خدمات به این نوع مشتری ها خورد میشود به کنار مشتری هایی که شعارشان (#حق_با_مشتری_است ) است  که تعداشان رو به افزایش است و من به عنوانی کسی که در بازار هستم و شاهد این رفتارهای نابهنجار از طرف عده ای روشن فکر پوشالی برای خرید خدمات و محصولات هستند واقعا زننده و اذیت کننده است .شلاق را به دست فروشنده بدهیم؟!!آیا باید فروشنده با بدترین روش جواب مشتری را بدهد که امکان بدخلقی از طرف خریدار نباشد ؟؟؟ خیر هر کسب وکاری با هر دیسیبلین کاری باید با مشتری بد خلق خود هم خوب رفتار کند تا زمانی که رفتار خریدار بد عنق تکرار شود که در این صورت فروشنده با احترام از دادن خدمات به این مشتری معذور میشود و دیگری هیچ خدماتی ندهید و این مشتری را به دیگر همکاران صنف خود میسپارد که در این صورت یا اصلاح میشود که بعید است یا دیگران هم همین رفتار را در نهایت با او خواهند داشت و شاد هم بدتر مثلا دیده ام که طرف مشتری را از مغازه خود انداخته بیرون به خاطر بد حسابی و بد رفتاری که در محل کارش داشته پس هیچ وقت حق با مشتری نیست .خریدار ناراضی را کتک نزنید !!! اصناف بی انصاف طبیعتا هر باری که مشتری ناراضی چه به حق چه ناحق ولی ما در نظر میگیرم این مشتری به ناحق اعتراضی را کرده و الکی بهانه آورده چه برای قیمت چه کیفیت چه هرچیز دیگری و باید منظر باشیم این مشتری به اصناف رفته و بر علیه ما شکایت کند و اصناف هم متاسفانه به حق و ناحق بودن نگاه نمی کند فقط میگوید مشتری ناراضی بود و اینجا آمد و شما باید جریمه شوید و هیچ گونه چاره ای جز پرداخت جریمه ندارید این سزای این است که در ایران کسب وکار راه انداختید و هر چیزی بهای خودش را دارد زندگی در ایران بهایش این است و من ندیده ام اصناف به انصاف رفتار کند ولو شما در آن شهرستان ویا منطقه شهری برند شده اید و اسم دربیاوردید به محض این که کسی شکایتی میکند اصناف شما را جریمه خواهد کدر البته جریمه در حدی نیست که شما از اصول خودتان منصرف کند و بگویید حق با مشتری است در 90 درصد اوقات این اصل درست نبوده . پس بیخیالش و کار خود را بکنید. البته یک عده مغراضانه این کار میکنند تا شما را اذیت کنند مثللا رقیبان یا کسی که با شما دشمنی شخصی دارد یا کلا با شما حال نیمکند پس زیاد نترسید و کار خودتان را قوت زیاد جلو ببرید.استخدام مشتری ایده آلوقتی از گزینش مشتری ایده آل صحبت میکنم مثل این است که خواسته باشیم کسی را استخدام کنیم این در نگاه اول مسخره است ولی سود شما در این است که مشتری خودتون را گزینش وار جذب کنید اگر همه را خواسته باشید جذب کنید در افزایش سود شما چندان تاثیری ندارد ولی اگر به قانون 80 ،20 اعتقاد داشته باشید میدانید که 80 درصد سود شما از 20 درصد مشتریان است و 20 دصد دیگر از 80 درصد دریگر مشتریانتان پس الان عقلانی میشود اگر بگوییم روی 20 درصد متمرکز باشید تا این 20 درصد را قوی تر و با ارزش تر کنیم و 80 درصد از فروش شما از 20 درصد خدمات و محصولانتان است و مابقی فروش که 20 درصد میشود از 80 درصد دیگر خدماتتان . مشتری راضی و فروشنده راضی بکی بازی دو سر سودپس لطفا نترسید و جلوتر از بقیه و رقبایتان حرکت کنید قرار نیست در شهرستان 200 کافی شاپ وجود داشته باشد که همه کپی از هم قرار نیست یک عالمه سوپر مارکت یا لبنیات باشد که همگی یک سری خدمات مشابه را مشابه ارایه میدهند و بهتر است به قسمت از نیازهایی که جواب داده نشده بپدازیم و روی قشر جوان و نوجوان بیشتر فکر کنید و نیاز های وگرایش هایی که میشود در کسب وکار خود از آن سود کسبو کنید، مثلا علاقه در گروه bts  در بین جوانان در این 2 سال آخر خیلی رواج داشته و کتاب فروشی و لوازم التحریر که من الان در آن مشغول به کار هستم نوشت افزار این گروه را بیشتر آورده اند و سریع تر فروش رفت و نرخ تبدیل بالایی داشته است . و حروزه گیم فقط روی یک گیم کار کردن جالب نیست روی یک قشر از مشتری که علاقه به این گیم ها دارند بهتر است مثلا بازیهای آنلاین یک عده ی ای را جذب میکند این پرسونا علاقه های زیادی به خرید و فروش آیتم های گیم دارند و بستر را برای خرید وفروش فراهم کنید ولو یک دکان داری در یک شهر کوچک این جامعه قطعا در شهر تو هم هست پس جذبش کن و قبیله بساز اصلا نیاز به خرج های گنده نیست همین که مثل اونا باشی اونا جذب خواهند شد . (پیشنهاد میکنم مقاله یا نیچ یا هیچ را بخوانید.)نیچ یعنی سود زیاد در زمان کوتاهفرمان را در دست بگیر جمع بندی خیلی طولانی شد، اگر کسب و کار را یک اتوبوس در نظر گیریم  شما به عنوان راننده ی این اتوبوبس هستید  و  اگر خواسته باشید فرمان را به هر کسی که از درب اتوبوس میشود بدهید به هیچ کجا نخواهید رسید پس تمام حرف ها را بشنوید و کار خودتان را اصلاح کنید و یا بی تفاوت لبخندی بزنید و کار خودتان را انجام دهید و  جلو ببرید و برای خودتان جامعه هدف داشته باشید اگر در یک روستا هستید جامعه هدف داشته باشید و الان به لطف اینترنت ما میتوانیم جامعه هدف دقیق تر و جذاب تری را در هر نقطه از این کره آبی و خاکی داشته باشیم و خدمات و محصولاتمان را به آن ها ارایه دهیم . اگر چه این مقاله بیشتر بر روی کسب و کار های سنتی متمرکز بود اما سنتی و غیر سنتی وجود ندارد و در هر دو جواب میدهد. محمد مهدیخانی مشاوره کسب و کارهای دیجیتال و سنتی </description>
                <category>mohammad mahdikhani</category>
                <author>mohammad mahdikhani</author>
                <pubDate>Wed, 28 Sep 2022 15:26:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به نام ایران برای ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@m.hajimahdikhani/%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-xdl2eezemuxb</link>
                <description>چندین سال است که هیچگونه منطقی برای گفتمان در مورد حجاب نیافتم و تصمیم گرفتم حرف های خودم را در قالب نوشته و تصاویر بیاورم تا حرف اصلی مردم را بگویم شاید در این بین افرادی باشند که به قدرت نزدیک و دارای منطق اسلامی باشند چرا که من و افرادی مثل من نه حامی آشوب در ایران هستیم و نه حامی اجبار برای اجرای گشت ارشاد و حجاب اجباری هستیم ، ما معتقد بر تجربه ی نسل های گذشته هستیم چرا که اگر گشت ارشاد مردم را به دین اسلام و احکام این دین که سراسر منطق و عشق است نزدیک می کرد نتیجه کار این نبود که در جامعه مشاهده می کنیم و مصداق حجاب اجباری برای دختران کشورم جز افراط در اجرای احکام نیست و نتیجه ای جز تنفر نسل جدید از ین ندارد که این بر خلاف رحمانیت دین مبین اسلام است و حرف اسلام این نیست .انقلاب 57 و حضور دختران سرزمینم در حمایت از امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامیاسلام دین محبت و منطق و عشق است ولی چیزی که شاهدش هستین ون های نیروهای انتظامی برای ارشاد دختران وطنم بدترین نحوه ی ارشاد که قطعا قطعا در نزد خود پیامبر هم مورد قبول نیست . من به عنوان یک جوان 26 ساله که 8 سال از عمر خود را در اردوهای جهادی و کار فرهنگی برای مقابله با تهاجم فرهنگی غرب صرف کرده ام معتقد هستم برای شبیه خون فرهنگی ون جواب نیست دختران هم وطنم اگر بد ححاب شده اند یک شبه بد حجاب نشده اند قطعا جاذبه ای از طرف فرهنگ غرب دیده است  که اگر این جاذبه از طرف اسلام بود قطعا و بدون شک این وضعیت پوشش را نداشتند .و مورد دوم اینکه ما در کشوری زندگی می کنیم که دارای غنی ترین نوع نژاد در قالب جمعیتی 88 میلیونی است و هر کدام فرهنگ خاص خودشان را دارند و اینکه حاکمیت اسلامی برای اجرای پوشش متعارف به قول امران به معروف و ناهیان از منکر بخواهند به زور همه را با حجاب کنند کار غلطی است و جواب عکس میدهد و به جای علاقه قلبی دختران سرزمینم به پوشش متعارف و  دین بیشتر از قبل آن ها را از دین زده میکنند . سوالی پیش می آید آیا حکومت وظیفه ی تربیت و هدایت مردمش را دارد؟؟؟ اگر حکومت اسلامی است بله وظیفه دارد ولی آیا با روش چماق و زور؟؟؟ جواب خیر است . اگر حکومت اسلامی این وظیفه را ندارد و نیروهای انتظامی صرفا مجریان قانون هستند و کاری به تربیت مردم ندارند  که این اسلامی بودن حکومت را زیر سوال میبرد .کاش اجباری در کار نبود مورد سوم اینکه آیا گشت ارشاد در 44 سال گذشته جواب داده ؟؟ قطعا جواب داده ولی جواب عکس و این ناهنجاری هایی که شما از پوشش میگویید جواب مردم و دختران سرزمینم به فشار و اجبار برای پوشش است و اگر این رویه ی مثبتی بود  الان وضعیت فرهنگ و پوشش در جامعه این شکل نبود. عده ای از همسنگران و رفقای بنده هستند میگویند اگر گشت ارشاد نبود وضعیت حجاب از این بدتر شده بود مصداق این حرف مثل این میماند که در سال 1397 دولت وقت گفت اگر رئیسی رئیسی جمهور بود دلار 50 هزار تومان بود که سراسر بدون منطق است و هیچ استدلالی ندارد و قابل رد شدن هم نیست چون بیشتر بازی با حرف و حرف بی پایه و اساس  است پس اگر جواب میداد قطعا با  دختران سرزمینم که با حجاب چادر ظاهر میشدند  با احترام بیشتری برخورد میشد تا ترد شدن و بی احترامی هایی که در جامعه نسبت به این قشر میبینیم و مصوب این رفتارها فشار حاکمیت بر مردم و قشر خاکستری برای پوشش اسلامی است که مردم این را به افرادی که بیشتر شبیه گشت ارشادی است نسب میدهد و برخودهای بدی در اتوبوس ها و مترو صورت میگیرد  .حضور دختران سرزمینم در ورزشگاه مورد چهارم من که این مقاله را نوشتم خانواده ای محجبه و مذهبی دارم و به شخصه از بی حجابی ناراحتم ولی آیا اجباری راهکار درستی است آیا جریمه کار درستی است آیا موردی که رهبر انقلاب فرود در امر به معروف در اولویت دهم قرار دارد چنین باید در راس باشد و اولویت های جدی تری خاک بخورند و مردم شاهد باشند فساد های بزرگی که باعث بدبختی خیل عظمیی از اقشار مردم شده و بی اعتمادی زیادی برای نظام به وجود آورده است به دست فراموشی سپرده شود اما حجاب هر روز برای دختران سرزمینم نگرانی و ترس را ایجاد کند ؟؟؟ قطعا این کار اشتباه است حرف من این نیست که اولویت های دیگر را رسیدگی کنید بعد باز هم با این روش در مورد پوشش زنان و دختران کشورم رفتار خیر حرف من این است که این روش چه در اولویت اول چه دهم اشتباه است و جواب عکس میدهد و افراط است با این حال که این منکر در جایگاه دهم دارد و از لحاظ اهمیت، زیاد اهمیت ندارد چه برسد برای این امر یک جوان بیگناه از ترس سکته کند یا ضرب و شتم شود که واقعا باعث تاسف است .انقلاب57 با حجاب کم حجاب بی حجاب در حمایت از امام خمینی (ره)مورد پنچم شما به عنوان متوالیان امر به معروف باید بشارت دهنده و انزار دهنده باشید ولی شما فقط انزار دهنده که هیچ ترد کننده از اسلام و دین هستید و بشارت و جاذبه ای از طرف شما برای جذب جوان به این دین واقعا منطقی و جذاب وجود ندارد چرایی آن هم میتواند این باشد که شما خود دین را درک نکرده اید و فقط به عنوان مامور دولتی مامور اجرای قانون هستید طرف صحبت من شما نیروهای انتطامی نیست شما وظیفه انجام قانون را دارید و مقصر اصلی را باید جای دیگر جست و جو کرد و طرف صحبت و این مقاله قانون گذاران و کسانی است که این قوانین را به تصویب و اجرایی میکنند و باعث بر هم زدن نظم و آسایش و آرامش در سطح جامعه می شوند کسانی که گویا سرباز دشمن برای ایجاد تفرقه بین مردم کشوری که با نژاد های مختلف سال ها در کنار هم با مسالمت زندگی کرده اند و پیوندهای قومی مذهبی زیادی با هم دارند و همواره در مقابل دشمنان ایران متحد بودند و خاک و ناموس ایران عزیز  دفاع کرده اند  ولی این رویه ی افراطی حجاب اجباری در حال ایجاد دو قطبی و افرقه عمیقی بین مردم عزیر کشور عزیزم هستند که این به نفع ایران و انقلاب نیست و باعث تفرقه و جنگ داخلی خواهد شد و تنفر را بیشتر از قبل نسبت به انقلاب و نظامی میکند که همین مردم شهیدان زیاد برای سر پا نگهداشتنش دادند . خواهش میکنم تامل کنید من ضد انقلاب و نفوذی نیستم من عضو مردم و شهروند ایرانم خواهش میکنم هم قانون و هم زور با شماست ولی در حرف ها تامل کنید من برای ایرانم نگرانم.تصویر زیبای حضور دختران سرزمینم در ورزشگاه آزادی 1401مورد آخر من و امثال من فدای ایران اسلامی و مردم ایرانم که این جان ارزشی ندارد و برای حفظ آن و برای حفظ یکپارچگی این کشور عزیز و با تمدن کهن و خانه ی پرهیزگاران عالم هر کاری از دستم بر بیاید انجام میدهم دقت کنید مردم معترض با نیروهای انتظامی درگیری شده اند دو گروه که هر دو ایرانی هستند و این مردم در مقابل مردم قرار دادن کار اشتباهی است و نتیجه افراط و گشت مزخرف ارشاد که بر خلاف اسمش کاملا گشت تفرقه و نفرت از اسلام است ریشه کار دست این قوانین است و این تقابل مردم در مقابل مردم نتیجه نفوذ عده ای منافق در بدنه ی کشور است مگر چشم ندارید ببنید وضعیت مملکت و این حد از دوقطبی شدن نتیجه اسلام نیست نتیجه ی افراط شما است و اگر ادامه دهنده باشند منجر به فاجعه و جنگ داخلی خواهد شد چه بخواهید چه نخواهید چرا که دیگر فرمان از دست شما خارج خواهد شد و ید الله مع الجماعه است و بترسید از آن روز که ایران را ویران کنید با افراط خود و مردم را ناراضی و بیزار از خودتان و تمام تلاش و خون های که برای حفظ ایران و اسلام داده اند این مردم ستم دیده به هدر رود.من سرباز ایران و اسلام هستم و یک سال از عمر خود را در مرز پاکستان از مرز این کشور و امنیت مردم کف دستم گذاشتم و دل سوز این کشورم حرف مردم را بشنوید و پناهگاه مردم باشید حامی مردم باشید مورد اعتماد مردم باشید مردم را بازی ندهید این مردم شما را حاکم کرد اند و الان این رفتار های افراطی را با این مردم نداشته باشید .و من الله توفیق</description>
                <category>mohammad mahdikhani</category>
                <author>mohammad mahdikhani</author>
                <pubDate>Mon, 26 Sep 2022 02:44:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کار نکن !!!</title>
                <link>https://virgool.io/@m.hajimahdikhani/%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%87-lp9ujmkotbym</link>
                <description>همه ما لیسانسه ها بعد از 4 سال که از دانشگاه فارق التحصیل میشویم تازه متوجه میشوم بازار چنان رغبتی به کار کردن با ما را ندارد و از طرفی خودمون هم به این نتیحه میرسیم که رغبتی به این رشته که خواندیم نداریم که این ناشی از  جبر خانواده یا عدم شناخت خودمون  در موقع انتخاب رشته و تحصیل بوده.خوب وقتی که دارم این پستو مینویسم براتون در ماه هفتم خدمت هستم و میخوام از تجربه ی پسا لیسانس و انتخاب علاقه یا ادامه جبر خانوادگی براتون بگم .انتحاب کنم؟؟ یا بگذارم بقیه برام تصمیم بگیرند؟؟؟اکثر لیسانسه ها هیچ علاقه ای به رشته ی تحصیلی خودشون ندارن و بیشتر بر اساس علاقه پدر یا مادر خودشون انتخاب رشته کردن از جمله خودم و خیلی اذیت شدیم توی این مسیر الان که 25 ساله شدیم حالا کمتر یا بیشتر باید انتخاب کنیم 25 سال آینده خودمونو در کاری باشیم که بهش علاقه داریم یا در کاری باشیم که هیچ علاقه ای بهش نداریم وصرف داشتن تحصیلات آکادمی برای آبروداری و راضی کردن اطرافیان کاری را انجام بدیم که مرتبط با رشته ی تحصیلیمون باشه .من راه سخت تر و شیرین تر یعنی علاقه خودمو در پیش گرفتم یعنی دنیای پر از رمز و هیجان برنامه نویسی که هیچ سررشته ای ندارم فقط علاقه و کمی تجربه دوستان برنامه نویس قدیمی.ببینید اینکه یک عمر صبح برای کاری بیدار بشید که ازش متنفری ولی صرف بیمه و جوب باریکه و امنیت شغلی داشتن از نظر من مسخره است شاید برای شما هم مسخره باشه چرا آخه منی که یک عمر با حال بد صبح بیدار میشدم و میرفتم مدرسه و دانشگاه باز هم باید صبح برای بیدار شدن از خواب و انجام یک سری کارهای تکراری اذیت بشم ارزششو داره؟؟؟ نه برای من نداره شاید برای شما هم نداشته باشه.متاسفانه باید بگم بیشتر ایرانیان از کار خودشون راضی نیستند فقط به خاطر درآمد و گذر عمر سر این مشاغل هستن و ناراحت و افسرده هستند در حالی که با حسرت به علاقه خودشون نگاه میکنن و میگن حیف این علاقه من بازار کار نداره یا این علاقه من جوری که اگر خواسته باشم انجام بدم باید از این کاری که هستم خارج بشم تا بتونم اونو انجام بدم. درسته آمار دقیقی از نارضایتی شغلی در ایران وجود نداره ولی میشه حدس زد بیشتر دهه پنجاه و شصتی ایران به خاطر شرایط حاکم بعد از جنگ در ایران به هر کاری که پیدا میکردن تن میدادن و این به مرور زمان و رسیدن به یک درآمد معمولی باعث ایجاد این انگیزه ها در افراد میشد که کاش در حوزه ی علاقه و اغلب در کاری که هم تخصص و هم علاقه دارن مشغول فعالیت باشن.نزار برات تصمیم بگیرند (هنر نه گفتن مودبانه را یاد بگیرم)این انتخاب باشماست که راهی را بروید که بقیه براتون انتخاب کردن یا خودتون برای خودتون انتخاب کردید فقط هیچ وقت فراموش نکنید  که هیچ وقت به حرف اطرافیان گوش ندید و بر اساس آن تصمیم نگیرید چرا که اگر روزی به خاطر حرف بقیه تصمیمی بگیرید و شکست بخورید اونا جوابگوی شکست شما نیستن و در نهایت میگن میخواستی گوش ندی به حرف من و همین یا اینکه بقیه حاضر هستند به خاطر اینکه مطابق میل اونا رفتار کردیم به ما پول بدهند ؟؟؟؟ معلومه که نیستن پس چرا بقیه این همه برای ما و تصمیمات ما اهمیت دارند باید گفت گور بابای بقیه حتی شما دوست عزیز .الان در هرجایی هستی و هر علاقه ای داری فقط کافی شروع کنی رفتن به سمت علاقه ات و یواش یواش از علاقه ات پول دربیاری حالا علاقه ی تو هرچیزی که میخواد باشه اطمینان داشته باش برات بازارکار هست این کارها نیستند که بازا رکار خوب  دارند بلکه افراد هستند که بازار کار ایجاد میکنند هیچ وقت تسلیم جبر جغرافیا و فرهنگ غلط  حاکم بر جامعه نباش و تلاش کن و خودتو دوست داشته باش.فرمول موفقیت شغلی                               علاقه + تلاش = رضایت از زندگی      اگر راه خودتو بری اثرگذار خواهی بودامیدوارم براتون مفید باشه کوتاه نوشتن تا سریع بخوانید. </description>
                <category>mohammad mahdikhani</category>
                <author>mohammad mahdikhani</author>
                <pubDate>Sun, 27 Jun 2021 03:15:34 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>