<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمّد خادمی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m.khademi</link>
        <description>مطالعات / پژوهش های اعتقادی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 09:03:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/234266/avatar/u9oTo1.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمّد خادمی</title>
            <link>https://virgool.io/@m.khademi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>قاعده&quot; لایلی أمر الإمام إلّا الإمام&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@m.khademi/%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D9%87-%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A3%D9%85%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D8%A5%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%A5%D9%84%D9%91%D8%A7-%D8%A7%D9%84%D8%A5%D9%85%D8%A7%D9%85-owmpr07wu8vh</link>
                <description>چند سالیست در حوالی ماه محرم، بازار مباحثی تحت عنوان&quot;تحریفات - خرافات - آسیب شناسی&quot; داغ می گردد. نکته قابل توجه آن که این گونه نگاه در بین بزرگان دین، قدمت چندانی نداشته و ریشه آن به دوران متأخر باز می گردد. نگارنده سطور به تحریفات ادعا شده در جای خود پاسخ داده و تصمیم بر آن است که در آینده، مبانی کلی این پاسخ ها- به شرط توفیق- در قالب مستقلی ارائه گردد.  از جمله مواردی که در دوران معاصر توسط برخی افراد تحت عنوان تحریف و خرافه قلمداد شده و پیش از این نیز مرحوم سید محسن امین در رسالة «التنزیه» بدان پرداخته، جریان تدفین بدن مطهّر حضرت سیدالشهدا علیه السلام توسط حضرت زین العابدین علیه السلام است. نقد و بررسی: فارغ از مدارک و اسنادی که واقعه مذکور را گزارش کرده، نکته بسیار مهم تر در نقد ادعای تحریف مذکور، غفلت از وجود قاعده ای کلامی است که برگرفته از روایات می باشد. این قاعده عبارتست از این که &quot;بدن امام را جز معصوم تغسیل، تکفین و تدفین نمی نماید&quot;. بزرگانی چون کلینی، مفید، طوسی، صدوق، قطب راوندی، ابن شهرآشوب، طبری، علامه مجلسی، فیض و... این روایات را نقل نموده اند و برخی دانشمندان ادعای اجماع بر طبق آن کرده اند. همچنین عده ای از محدثین این روایات را در ابوابی چون&quot; أَنَّ الْإِمَامَ لَا يَغْسِلُهُ إِلَّا إِمَامٌ مِنَ الْأَئِمَّة&quot; و&quot;لَا يَلِي‏ الْوَصِيَ‏ إِلَّا الْوَصِيُّ&quot; و&quot;أن الإمام لا يغسله و لا يدفنه إلا إمام‏&quot;  گزارش نموده اند. در برخی از این روایات علاوه بر آن قاعده کلی، بر دفن بدن مطهّر سیدالشهدا علیه السلام توسط حضرت سجاد علیه السلام نیز تصریح شده است.قاعده مذکور که از اعتقادات اصیل و مسلّم شیعه است حتی پیرامون انبیاء نیز جاری است، چنانچه جناب یوشع بن نون متکفل تجهیز بدن حضرت موسی گردید و حضرت عیسی متکفل تجهیز بدن حضرت مریم گردید. (قالَ جَبْرَئِیلُ یَا مُحَمَّدُ قُلْ لِعَلِیٍّ اِنَّ رَبَّکَ یَاْمُرُکَ اَنْ تُغَسِّلَ ابْنَ عَمِّکَ فَاِنَّمَا السُّنَّةُ اَنْ لَا یُغَسِّلَ الْاَنْبِیَاءَ اِلَّا اَوْصِیَاؤُهُمْ وَاِنَّمَا یُغَسِّلُ کُلَ نَبِیٍ وَصِیُّهُ...)◀️از این رو، پس از شهادت حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه نیز باید امام معصومی باشد تا تدفین حجت خدا را به عهده بگیرد لذا در روایاتی نقل شده که سیدالشهدا علیه السلام پس از رجعت، بدن مطهّر آن حضرت را در میان قبر خویش دفن می کنند.  باتوجه به قاعده مذکور حتی اگر امام و حجت خدا به حسب ظاهر در مکانی دور از مکان امام دیگر باشد، اما بر طبق این قاعده مسلّم، به اعجاز الهی وخارق العاده در آن مکان حاضر شده و متکفل تجهیز بدن امام شهید می گردد، چنانچه حضرت رضا در مدینه بودند و امام کاظم هنگام شهادت در بغداد و یا حضرت جواد علیه السلام در مدینه بودند اما امام رضا علیه السلام در خراسان و روایاتی بر طیّ الأرض ائمه علیهم السلام در این موارد نقل شده است.❇️محدّث قمی می نویسد:اعلم انه قد ثبت فی محله انه لا یلی امر المعصوم الا المعصوم و ان الامام لا یغسله الا الامام، و لو قبض امام فی المشرق و کان وصیه فی المغرب لجمع اللّه بینهما.◀️از جمله شواهد قاعده مذکور، روایت امام صادق علیه‌السّلام از ‌ام سلمه است که شبی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم را در خواب می‌بیند در حالی که حضرت پژمرده و رنگ پریده است؛ چون او سبب را از حضرت جویا می‌شود، می‌فرماید: شب گذشته برای حسین علیه‌السّلام و یارانش قبرهایی را می‌کندم.◀️بنابراین بر فرض حتی اگر نقل تاریخی صحیحی تدفین بدن مطهر سیدالشهدا توسط امام سجاد علیه السلام را انکار نمود، از این جهت که مخالف اصل و قاعده کلامی فوق می باشد، قابل اعتنا نیست.?اثبات الوصية، ص: 207؛ رجال الكشي، ص: 463؛ جلاء العیون، ص۳۸۰؛ الدمعة الساکبة، ج5، ص11؛الخرائج و الجرائح، ج‏1، ص: 264؛ الكافي، ج‏1، ص 384 وج‏8، ص 206 وج6،ص206؛ الغيبة، ص: 57؛الأمالي، ص: 90؛ بحار الأنوار، ج‏27، ص: 288؛ الوافي، ج‏3، ص: 665؛ نفس المهموم، ص354.99/6/14https://t.me/sh_touba</description>
                <category>محمّد خادمی</category>
                <author>محمّد خادمی</author>
                <pubDate>Sat, 05 Sep 2020 18:31:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تأملی در روایت {حُبُّ‏ عَليٍ‏ عِبَادَة}</title>
                <link>https://virgool.io/@m.khademi/%D8%AA%D8%A3%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AD%D9%8F%D8%A8%D9%8F-%D8%B9%D9%8E%D9%84%D9%90%D9%8A%D9%8D-%D8%B9%D9%90%D8%A8%D9%8E%D8%A7%D8%AF%D9%8E%D8%A9%D9%8C-kcxwpbk3szkq</link>
                <description>◀️محبت به امیرالمؤمنین علیه السلام از ضروریات دین می باشد و در روایت مذکور از جمله عبادات شمرده شده است. نکته ای که بایستی بدان توجه شود این است که اولاً: این محبت واجب است نه مستحب تا ترک آن جایز باشد.ثانیاً: آنچه سبب نجات و رستگاری و تقرّب می گردد ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام است نه صرف محبت، زیرا به ادلّه بسیار همه اعمال انسان منوط به شرط ولایت است - اگرچه بین فقهاء اختلاف است که ولایت یا شرط قبولی اعمال است و یا شرط صحت اعمال که این اختلاف آثاری را نیز به دنبال دارد - اما در هرصورت، این نکته مورد اتفاق است که هیچ یک از اعمال انسان، بدون ولایت امیرالمؤمنین پذیرفته نمی شود. ✅باتوجه به نکته مذکور مقصود از {حُبُ‏ عَلِيٍ‏ عِبَادَةٌ} یا ولایت امیرالمؤمنین است که بعید به نظر می رسد و یا مقصود این است که عبادت &quot;محبت&quot; از کسی قبول می شود که ولایت را در مرحله قبل پذیرفته باشد، چنانچه در برخی از نقل ها از رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز چنین آمده:&quot;حُبُ‏ عَلِيٍ‏ عِبَادَةٌ وَ لَا يَقْبَلُ اللَّهُ إِيمَانَ عَبْدٍ إِلَّا بِوَلَايَتِهِ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِهِ&quot;بنابراین محبت به امیرالمؤمنین تنها از کسی پذیرفته می شود که هم تولّی و هم تبرّی داشته باشد.?دیلمی، إرشاد القلوب إلى الصواب،ج‏2، ص20799/5/19https://t.me/sh_touba</description>
                <category>محمّد خادمی</category>
                <author>محمّد خادمی</author>
                <pubDate>Mon, 10 Aug 2020 06:38:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>&quot;رجعت&quot; در نگاشته های پیشین</title>
                <link>https://virgool.io/@m.khademi/%D8%B1%D8%AC%D8%B9%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D9%86-wjis8ddau3m7</link>
                <description>اعتقاد به رجعت که از قرن اول در میان شیعه معروف بوده، از مسلّمات مذهب می باشد و برخی نیز آن را از ضروریات شمرده اند. روایات رجعت دارای تواتر بوده و عده ای از دانشمندان مانند شیخ مفید، سید مرتضی و علامه مجلسی برآن ادعای اجماع نموده اند.✔️علامه مجلسی ره تصریح می کند که بزرگان شیعه نزدیک به دویست روایت صریح پیرامون رجعت را در بیش از پنجاه کتاب گرداوری نموده اند.نکته قابل توجه آن که دانشمندان زیادی پیرامون رجعت، کتب مستقلّی نگاشته اند که بیشتر آن ها در دسترس نمی باشد. ?مجلسی اول نیز می فرماید:«علماى قدماى شيعه هر يك در رجعت كتابى تصنيف كرده‏ اند و شيخ طوسى و شيخ نجاشى هر دو در فهرست كتب علماء شيعه در ضمن ذكر كتب ايشان، ذكر كرده‏ اند كه له كتاب فى الرجعة و از آن كتب چيزى نمانده است كه زياده از صد هزار كتاب بوده است» اما آنچه مایه تأسف است، از بین رفتن این طیف از کتب است که همانند سائر نگاشته های بزرگان شیعه در اثر وقایع تلخی چون آتش زدن کتابخانه های شیعی توسط دشمنان، از آرشیو مکتوبات شیعی حذف شده است.?کتاب سلیم بن قیس،ج۲، ص۶۲؛ ارشادالسائل(گلپایگانی)،ص۲۰۳؛ أوائل المقالات، ص۴۸؛ رسائل المرتضی ج۱، ص۱۲۵؛ بحار الانوار،ج۵۳، ص۱۲۲؛ لوامع صاحبقرانى، ج‏6، ص215.? t.me/sh_touba</description>
                <category>محمّد خادمی</category>
                <author>محمّد خادمی</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jul 2020 19:45:02 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>