<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های م.صادقی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m.sadeghi</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 00:41:32</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/72986/avatar/1Iek5w.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>م.صادقی</title>
            <link>https://virgool.io/@m.sadeghi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کرونا، سفرهای تفریحی + مراسم های مذهبی، ای وای بر ما!</title>
                <link>https://virgool.io/@m.sadeghi/%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D8%A7%D9%82%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87-%D9%87%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-ohvvfwavblxn</link>
                <description> شیعیان امام حسین را دعوت کردند و سپس پشت او را خالی کردند. اگر کمی فکر می کردند شاید به دعوت او جرات نمی کردند و یا اگر عاقلانه رفتار می کردند، او را تنها نمی گذاشتند. به نظر می رسد رفتار عاقلانه با تعداد کثیری از پیروان مذهب شیعه هم خوانی ندارد. در این زمان نیز باز عاقلانه رفتار نمی کنند.  واقعیت را نمی دانم اما آمار می گوید روزانه حدود ۵۰۰ نفر به علت بیماری کرونا جان خود را از دست می دهند. وضعیت اقتصادی در حالت بحران است و کشور رسما نیمه تعطیل است. حال تعداد بسیاری از مردم تنها کشور شیعه جهان در سفر و دورهمی های تفریحی هستند و تعداد بیشتر دیگری از آنان در مراسم های غیر واجب محرم شرکت می کنند. به صدا و سیمای کشور کاری ندارم که به هر علتی از سیاسی گرفته تا ... آن را با افتخار نمایش می دهد. با کلمات بیان نمی کند اما مردم را تشویق می کند برای ادامه دادن این مراسم ها و مجریان از عباراتی مثل رعایت کردن پروتکل ها استفاده می کنند اما در تصاویری که نشان می دهند، خبری از آن نیست. از ویدئوهایی که مردم خود در فضای مجازی  منتشر می کنند که دیگر چیزی نگویم. گفتن، صحبت و نصیحت کردن دیگر فایده ای ندارد بنابراین خداحافظی می کنم با کسانی که قرار است در طی دو هفته آینده جان خود را از دست بدهند و امیدوارم در طی این مدت با خانواده هایشان مهربان باشند چون دیدارشان به قیامت است. و تسلیت می گویم به کادر درمانی که باز قرار است وضعیت برایشان سخت تر شود. و به کسانی که در خانه مانده اند اما در محل کار و مکان های عمومی که مجبور به رفت و آمد در آن هستند و از این افراد کرونا می گیرند، می گویم خیلی سخت نگیرید این مردم به امام حسین (ع) ظلم کردند و حتی به خود رحم نمی کنند شما که دیگر جای خود دارید. تکلیف حق پایمال شده خود را در جهان اخرت باید با آن ها روشن سازید.  تا دیروز بخاطر چهارده معصوم که سران مذهب شیعه هستند به آن افتخار می کردم اما از این به بعد از شیعه بودن خود خجالت می کشم. چون به این نتیجه رسیده ام که رفتار چهارده معصوم و یاران باوفایشان که در هر عصری  زندگی کردند و می کنند با رفتار سیل پیروان مذهب شیعه فرق دارند.</description>
                <category>م.صادقی</category>
                <author>م.صادقی</author>
                <pubDate>Thu, 19 Aug 2021 23:08:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ای کاش مخاطبان این متن کمی فکر کنند.(بازاریابی شبکه ای)</title>
                <link>https://virgool.io/@m.sadeghi/%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B4-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%AA%D9%86-%DA%A9%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF-lc26qaiawuyq</link>
                <description>ای کاش کمی گوش دهند!صحبتم در رابطه با یک شرکت بازاریابی شبکه ای هست که از پارسال تا امسال طرز کارشون متفاوت شده و از فروش محصولات به فروش یک نوع کارت خدماتی تغییر کرده است.  البته از دید یه فرد عادی و نه به صورت تخصصی اگرچه تمام شرکت های بازاریابی شبکه ای در نهایت شبیه به هم هستن.شرایط ما شبیه به مثالیست که: در دشتی تقریبا خشک هستیم، پیشونی اکثر افراد خیس و روی پیرهنشون شوره های سفید دیده میشه، نسیمی نمیوزه و برای پناه بردن از اشعه های خورشید وسط آسمون درخت های کمی وجود داره و مردم تو این منطقه باید مسیرشون رو طی کنن ... (شرایط کشور ). حالا یدونه رودخونه پیدا شده که میگن تنها راه خنک شدن پریدن تو این رودخونه هست. یه عده ای هم رفتن و دارن از شنا کردن لذت میبرن ولی حواسشون نیست که دو سه کیلومتر اونورتر رودخونه تموم میشه و تبدیل میشه به یه گرداب برای زندگیشون!فروختن محصولات بی مصرف!کارت های مد نظر این شرکت یک نوع کارت تخفیف هست برای هتل های خودشون در چند کشور همسایه که در واقع هیچ نیازی از اکثر جمعیت اونجا و یا جامعمون رفع نمیکنه فقط برای اینکه عضو بشیم و بعد از طریق فروختن همین کارتها به افرادی که میخوایم زیر مجموعه امون بشن پورسانت بگیریم. همین! (حالا باز برای من که اثبات نشد که اگه یروزی برم به یکی از این کشورهای همسایه و هتل مد نظر اونها آیا واقعا تخفیف میدن یا نه؟!)خب حالا این چه خیری به مردم میرسونه؟ چه خیری به کشور و رشد اقتصادیش میرسونه؟تنها خیرش که فقط برای سران این شرکت هست. چون هر فرد با رضایت تمام 6 میلیون خودش رو میریزه به حساب سران شرکت بدون اینکه هیچ خدماتی دریافت کنه و یا تخفیفی هرچند کم بهشون داده بشه.یا خرید محصولات به اندازه 2 میلیون. آدما باید اندازه نیازشون خرید کنن! خرید که اجبار نیست! کدوم شرکتی میاد محصولش رو به کارمندا و یا به مشتریانش بفروشه اونم بصورت مقرر ماهیانه و یک مبلغ مشخص!قانون جالب در بازاریابی !یه قانون جالبی هم دارن که کلا هر مدل تبلیغ غیر از دهان به دهان باعث حذف از  این مدل شرکت ها میشه و میگن به خاطر انحصاری بودن هست که هیچ کدوم از محصولاتشون تو بازار و مغازه دیگه ای نیست!با این قانونی که دارن این حرفشون درمورد نوع بازاریابی که فقط از سنتی به مدرن تغییر کرده زیر سوال میره! چون اینجا بحث تغییر نوع بازاریابی محصولات نیست، بلکه ایجاد شغلیست تنها برای پیداکردن زیر مجموعه و نه معنای واقعی کلمه بازاریابی که در واقع گسترده کردن بازار و فروش محصولات و یا خدمات هست.اگه بحث فقط بازاریابی بود که نوع بازاریابیشون از عادی به مدرن که چه عرض کنم، بلکه پسرفت کرده. یه ادم با دوتا کلیک کردن تو نت میتونه هم خودش رو به عنوان بازاریاب شرکت معرفی کنه و هم محصولاتش رو به بقیه معرفی کنه تا از طریق این فرد جذب شرکت بشن، نه اینکه چندین ساعت خودش رو صرف صحبت کردن کنه که طرف راضی بشه وارد شرکت بشه و بعد چندنفر دیگه چندین بار براش صحبت و سخنرانی کنن تا در نهایت از کارت و محصولات این شرکت استفاده بکنه!اصلا میگم اگه این روش درستی بود اینهمه شرکت کله گنده تو دنیا نمیومدن اینهمه پول برا تبلیغات خرج کنن با توجه به اینکه میگن هفتاد سالهم تو خارج از ایران بوده. یا اصلا در کنار بازاریابی عادی و تبلیغات هنگفتی که دارن از این روش بازاریابی هم استفاده میکردن. چرا نمیکن؟!---  بخاطر همین که میگم این محصولات درواقع یه شو هستن تنها یه ویترینی هستن برای درست نشون دادن کار این شرکتها که متاسفانه واقعی نیست.و هیچ صبحتی از شرکتهای تولید کننده و اشنایی با فعالیت اونها و یا کارمندا و کارگرشون نمیکنن فقط در حد یه جمله که &quot;ما کار ایجاد کردیم برا مردم کشور خودمون&quot; (جالب اینکه این شرکتها بشدت دارن به افرادشون القا میکنن که دیگه دوره کارگری و کارمندی تموم شده دوران جدیدی شروع شده) فقط از میزان پورسانت خرید زیرمجموعه هاشون صحبت میکنن.(حالا خودمم دیگه از کارمندی خوشم نمیاد:))---   سران این مدل شرکتها خیلی برام جالب هستن!! دم از داشتن هوای افراد خودشون میزنن ولی در واقع مشتریان اصلیشون این افراد هستن.اونم با حرف زدن در رابطه با رسیدن به پولهای هنگفت و رسیدن به رویاها و اهداف جو رو جوری میکنن که ادما یجورایی هول میشن تا یوقت از بقیه عقب نیوفتن.کارمندها، مشتریان بسیار باوفا و متعصب این شرکت هستند! - رنگ نارنجی صندلی ها و اکثر چیزهای اونجا هم از نظر روانشناسی باعث هیجان زدگی میشه و یا داشتن یه سالن خیلی بزرگ و اینهمه شلوغی و هیاهوی اونجا هم دقیقا داره همین کار رو با ناخوداگاه ادما میکنه چون هیجانی شدن و ترس از عقب نیوفتادن از بقیه به صورت خیلی ناخوداگاه کار فکر کردن رو از مغز میگیره و بجاش عمل کردن و دوییدن رو شروع میکنه.سران شرکت هم افراد رو از مشورت کردن با بقیه منع میکنن به بهونه اطلاع نداشتن بقیه ادمای جامعه، این یه کار نو هست و تفکر جامعه منفی هست و فرهنگ سازی نشدهولی این درست نیست چون نمیخوان مشترهای اصلیشون از دستشون بره. همین! وگرنه که خیلی علنی میتونستن فرهنگ سازی کنن، نه اینجوری و اینمدلی که الان دارن--- از اسم بازاریابی شبکه ای دارن سوءاستفاده میکنن. اصل بازاریابی در واقع شناسوندن محصول به مردم هست و در نهایت فروختن و عرضه محصول و خدمات و گسترده تر شدن بازار شرکتاما اینجا چندین محصول گذاشتن رو میز ولی تمرکز اصلی رو گرفتن عضو جدید هست.اگه اینطور بود مردم تا اسم فلان شرکت بازاریابی شبکه ای رو میشنیدن یاد فلان محصول خوبشون میوفتادن ولی الان تا اسم این شرکت میاد مردم یاد گرفتن عضو جدید، تشکیل هرم، تصاعدی پورسانت گرفتن میوفتن---  اصلا مردم رو ول کنیم تو جلسه ای که من شرکت کردم کمتر از نیم ساعت در مورد مدل کارکردن این شرکت صحبت شد، که اونم نصفش در رابطه با میزان پورسانتهای دریافتی بود.یک ساعتو نیم بعدی درمورد درست بودن تصاعد تو خلقت، این شرکت خیلی خوبه هوای ما رو داره، این کار خیلی خوبه و دنیا عوض شده، دیگه برای یه میلیون نیاز نیست اینقدر راه دور بریمو کار کنیم و سختی بکشیم، به به ما میتوانیم صحبت شد. اخرشم یه جلسه خصوصی که این مهمترین و بهترین تصمیم زندگی هست و در نهایت از بقیه عقب نیوفتی بیا ما اینجا حال مردمو خوب میکنیم.چون این حرفای انگیزشی به عنوان یه مسکن برای مردم هست، مردمی که تو کشور ما هر کی به یه دلیلی تو سختی هست و اگه که یمدت نشنون دوباره حال خوبشون از بین میره و بخاطر اعتیادی که به این حرفا پیدامیکنن علاقمند میشن وگرنه اگه میخوان ریشه ای حالشون خوب بشه باید برن پیش مشاوره. اینو خودم تجربه کردم که میگم، منی که با قانون جاذبه اشناهستم و پیش مشاوره هم رفتم بخاطر همینه که اینجور حرفا و البته این لحن بیان کردنشون برام مسخره و خنده دار میاد!--- بخاطر دوستی که من رو به این شرکت معرفی کرده بود از مرجع ایشون سوال پرسیدم که علاوه بر توضیحاتی کوتاه در پاسخ به ایمیلم این لینک رو هم فرستادن! https://makarem.ir/main.aspx?lid=0&amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;typeinfo=4&amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;catid=30452&amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;pageindex=0&amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;mid=401708ای کاش ضبط صوتی به همراه داشته باشن و بعد از هر بحث به صحبت های خودشون گوش میکردن تا میزان ضد و نقیض بودن حرفای خودشون رو متوجه میشدن! چون در طی دو جلسه ای که من به این شرکت رفتم یا صحبت با آدمهایی که عضو این شرکت هستن پر از حرفای ضد و نقیض بودن به طور مثال:* از اینکه فلان فرد مرجع تقلیدشون هست و من رو برای نداشتن مرجع سرزنش کردن! از اینکه خودشون میگن شورای نگهبان تائید کرده، بعد میگن مراجع خودشون مثل ما آدم هستن و میتونن خطا کنن، آدم باید به پیامبر درون خودش گوش بده، یا اینکه میگن نماینده مرجع کار رو تائید کرده ولی خود مرجع میگه چون من مرجع هستم میگم حرامه! * یا اینکه هرکی بیاد اینجا بی تردید وارد یه بازی برد برد شده، فلان فرد تو ماه اول 16میلیون سود داشته ولی فردی رو مثال میزنیم که در طی یک سال کار تمام وقت تنها دو تا 34 یورو تونسته پورسانت بگیره! و یا افرادی دیگه که سود که چه عرض کنم ضرر کردن، در این زمان میگن خب معلومه در طی یکی دوسال اول این کار سود ده نیست! باید صبر کرد سود دهی تازه از سال سوم به بعد شروع میشه! موقع ورود به شرکت تماما از سود و خوشبختی صحبت میشه ولی زمان به نتیجه نرسیدن افراد رو به صبوری و تلاش بیشتر تشویق میکنن و یا اینکه مشکل از اون فرد بوده که نتونسته موفق بشه وگرنه مسیر موفقیت خیلی بازه!و در آخر دوستان عزیز به روش درآمدمون توجه کنیم. متاسفانه برای وارد شدن پول حروم به زندگی هامون روش های بسیار نرم، لطیف و مخفی زیادی وجود داره و نیاز نیس حتما از دیوار کسی بالا بریم!قانون حکومت و شرع زمان کشته شدن حسین (ع) را جایز شمرده بودند!ای کاش به جای حمله کردن کمی گوش دهند. ای کاش به جای تکرار طوطی وار جملات کمی فکر کنند.  وقتی با چند نفرشون که صحبت کردم تکرار مکرارات تو صحبت هاشون دیده میشه!پ.ن 1:  این متن فقط دو مخاطب خاص داشت (دو دوست) که اولیش  قبل از شروع بحث ایجاد ناراحتی شد و ناتموم رهاش کردیم. و برای از دست ندادن دومین دوست که خیلی خیلی عزیزتره سکوت میکنم تا خودش به نتیجه برسه.به قول قدیمیها ان شاءالله هر چه زودتر سر شون به سنگ بخوره. این یک دعا است!پ.ن 2: از به اشتراک گذاشت این مطلب خوشحال میشوم چون امیدوارم این صحبت های دوستانه حداقل باعث بشه افرادی که برای اولین بار با این مجموعه ها آشنا می شوند با  دید باز تری تفکر و در نهایت تصمیم بگیرند. پ.ن 3: پول با رزق فرق میکنه! https://www.instagram.com/p/CKmJA7en2Zv/?utm_source=ig_web_copy_link </description>
                <category>م.صادقی</category>
                <author>م.صادقی</author>
                <pubDate>Sun, 21 Feb 2021 12:13:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خانم ها، حواستون هست؟!</title>
                <link>https://virgool.io/shojazan/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D9%87%D8%A7-%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%B3%D8%AA-etapmwvi82we</link>
                <description>خانم ها، حواستون هست؟!بدون هیچ مقدمه ای میرم سر اصل مطلبدو سه ماه اول ارشدم به فکر انصراف دادن بودم و مشاوره تحصیلی میرفتم. یه روز که دور هم نشسته بودیم از همکلاسی هام دلیل ادامه تحصیلشون رو پرسیدم.اولی گفت: بعدها تو مدرسه از بچه ام بپرسن مدرک مامانت چیه؟ بگه فوق لیسانس !دومی گفت: خواهر شوهرم داره دکترا میخونه، نمیخوام از اون کمتر باشم !یکی دیگه گفت: تو این دوره زمونه لیسانس داشتن که افتخار نیست!و ... .حالا دلیل خودم از همه بدتر بود، برای اون سال یه برنامه ای ریخته بودم و برای بستن دهن مردم میخواستم یه استان دوری قبول شم و بگم: من ارشد قبول شدم، خودم نرفتم! و در کمال ناباوری یه دانشگاه نزدیک اونم سراسری قبول شدم!الان که مدت زمانی از شاغل شدنم میگذره زندگی و همچنین دلایل آشکار و پنهان سرکار رفتن بعضی ها رو که کنار هم گذاشتم، بنظرم خانم های کشورمون جدا از لحاظ نوع زندگی که به صورت اختیاری انتخاب کردن و بعضی هاشون که به صورت اجباری مجبور به انتخابش شدن به سه دسته تقسیم میشون: خانم های مدرن، خانه دار و نیمه مدرن. عوامل تاثیر گذار رو دقیقا نمیدونم ولی میتونه ذاتی، فرهنگی، تربیت خانواده، جامعه و ... باشه.1- اولین حالت خانم های مدرن، این حالت به دو دسته تقسیم می­شون، خانم های واقعا مدرن و خانم های مثلا مدرن.1-1- خانم های مثلا مدرناینها کسانی هستن که میخوان مدرن باشن ولی نمیدونن مدرن بودن دقیقا به چه معناست؟ و یا ادای مدرن بودن رو در میارن!یکی از این خانم­ها اول ازدواجش به شوهرش گفته: &quot; تا ده سال ازم بچه نخواه !&quot;خواهر من! بعد از ده سال دیگه سنت خیلی بالا رفته، با این رویه کلی دردسر پیش رو خواهی داشت، حواست هست؟!یکی دیگه تو دورهمی ای که داشتن رو به بچه ی یه ساله خودش کرده و گفته: &quot; تو جلوی موفقیت منو      گرفتی، بخاطر تو یه سال از کار و زندگیم عقب افتادم &quot;زندگی مسابقه نیست! تو مسیر زندگیت یک خط پایان با کلی تماشاچی وجود نداره که از بقیه عقب بیوفتی و یا جلو بزنی و روبان قرمز رو پاره کنی!و همچنین عزیز من، بچه ی یه سالت میفهمه که چی داری بهش میگی، حواست به عزت نفسش باشه!یک مدل دیگه هم با شاغل بودن فقط میخوان به دنیا و مردم اثبات کنن که من زن مستقل و پولداریم.و یکی از این نوع خانم ها یه دختر سیزده ساله داره و متاسفانه ماه مهری که پشت سر گذاشتیم دو یا سه بار بخاطر کارهای خطرناکی که دخترش تو مدرسه انجام داده بود، بهش زنگ زدن که خیلی سریع خودتون رو برسونید. اخرین بار هم بدو رفت و بعد از سه ساعت برگشت و گفت: یه دست و یه پای دخترش شکسته، از چهره اش میشد فهمید که گریه کرده و چقدر حالش بده... . یمقدار باهامون دردودل کرد وسط صحبت هاش گفت: کوچولو بود راحت بودم خوراکی میدادم دستش جلو تلویزیون صداشم درنمیومد.اینجا بود که با خودم گفتم، آهان! نکته همین جاست. اگه تو زمان کوچیکی براش درست وقت میگذاشتن الان که به حساس ترین سن یک انسان رسیده اینهمه به مشکل بر نمیخوردین.2-1- خانم های واقعا مدرنخانم هایی هستن که خوشحالن هم موقع کار و هم در خونه احساس خوشبختی میکنن و راضی هستن، دقت که کردم این مدل خانم ها از خونه بیرون رفتن رو واقعا دوست دارن. علاوه بر دوست داشتن، از نظر روحی و روانی به بیرون از خونه کار کردن نیاز دارن. همشون نه ولی اغلب شغل­های مناسب با روحیه اشون دارن. خداقوت به همشون.آرزو دارم که این خانم ها همیشه شغل مناسبی داشته باشن، چون خونه موندن برای این مدل خانم ها خیلی عذاب آور هست و براحتی میتونه باعث افسردگیشون بشه و دیگه اینکه همسرهای همراهی داشته باشند.آقایونی که این مدل خانم ها رو می­پسندن هم باید به روز بشن و مثل پدربزرگ و اجدادمون رفتار نکنن، قطعا باید خونه داری و بچه بزرگ کردن رو به بطور عالی یاد بگیرن و انجام بدن. چون یه خانم مدرن دو تا انسان نیست! (یه خانم خونه داری باشه که به کارهای خونه و بچه و شوهر برسه و همچنین یه مردی باشه که چند ساعت بیرون از خونه کار کنه) اگه آقایون اینگونه نباشن بعد از مدتی حتما یه جای کار میلنگه و یا خانم کم میاره!2- مدل دوم خانم­ های خونه داراین حالت هم به دو دسته تقسیم میشن، خانم های خانه دار و خانم های تنبل1-2- خانم های تنبل و یا مثلا خانه دار!این خانم ها خیلی جالبن!در واقع همه ی کارهای روزانه اشون نه ولی اکثرا اینکه خوابن یا جلوی تلوزیونن یا خرید رفتن و یا در حال مهمونی و دورهمی و تفریحن، اسمشون خونه داره ولی رسما خونه دار نیستند چون تا اونجایی که من دیدم خیلی آشپزی نمیکنن و همیشه نه ولی اغلب مواد غذایی آماده میخرن و بچه هاشونم خودشون بزرگ میشن دیگه!یه همکار دارم که میگه: دخترخاله ام هیچ کاری نمیکنه و تازه تولدش 206 ام کادو میگیره، جالبه که میگه من این رنگ ماشینو دوست ندارم و ماشین مونده تو گوشه پارکینک داره خاک میخوره!خیلی با این مدل خانم ها دم خور نبودم بخاطر همین خیلی ازشون نمیدونم ولی تا این حد میدونم که از طرف خانواده خیلی حمایت میشن حالا چه پدر و مادر و یا همسر.2-2- خانم های خانه داراین مدل خانم ­ها با خودشون و زندگیشون صادق هستند، من خیلی دوستشون دارم و بهشون کاملا احترام میذارم، مامان خودم یکی از این خانم هاست، و همیشه بخاطر اینکه یکی تو خونه منتظرم بوده یه حس آرامش داشتم.امان از روزی که یه خانم با این مدل بخواد داخل و بیرون از خونه کار کنه، بعد از گذشت یه مدت کوتاه مثلا شش ماه اگه حساس هم باشه خیلی راحت میتونیم یکی از طفلکی ترین موجودات دنیا محسوبشون کنیم، چون محیط بیرون به راحتی میتونه روی روحیاتشون تاثیر بد بذاره و آرامششون رو از بین ببره .نمیدونم چرا جدیدا به این مدل خانم ها در قیاس با خانم های مدرن احترام کمتری گذاشته میشه، و این تفکر در  جامعه ایجاد شده که ارزش کمتری دارن.و حواسمون نیست که این تفکر اشتباه باعث ایجاد مشکلاتی میشه از جمله ایجاد دسته ی خانم های مثلا مدرن! ولی اینطور نیست خانم های مدرن به علاقه اشون میرسن. بارها ازشون شنیدم که از سبزی پاک کردن یا آشپزی کردن و یا از کارهای دیگه اصلا خوششون نمیاد اگه فقط این کارها رو روزانه انجام بدن افسرده میشن و ترجیح میدن بیرون کار کنن و با پولی که در میارن هزینه کارهایی که دوست ندارن و یا وقت ندارن رو بپردازن.هزینه هایی اعم از خرید مواد غذایی آماده مثل انواع سبزی های پاک کرده و سرخ کرده، لوبیا سبز، نخود فرنگی، ترشی، شوری و کلی چیزهای آماده ای که یه خانم شاغل میخره و خانم خونه دار خودش درست میکنه.هزینه شهریه مهدکودک و یا پرستاری که یه خانم شاغل برای نگهداری روزانه از بچه اش پرداخت میکنه و یه خانم خونه دار خودش انجام میده.هزینه تمیزکاری خونه و یا شست و شو، اتو کردن که بعضی از شاغلین با استخدام یه خدمتکار پرداخت میکنن، درحالی که بعضی از خانم های شاغل خیلی کم وقت میکنن انجام بدن و یا همراه با شوهراشون انجام میدن، درحالی که یه خانم خونه دار خودش به تنهایی انجام میده و کیه که ادعا کنه تمیز بودن خونه تو روحیه اش تاثیر خوب نمیذاره!و یه خانواده ای که خانمش شاغل هست خیلی بیشتر از یه خانواده ی خانم خانه دار برای رستوران ها و فست فودی هزینه میکن. و در پی اون چند سال آینده احتمال اینکه هزینه های دکتر و دارو هم بدن، بنظر میرسه که بیشتر خواهد بود.راستی اینجور که دیدم و هزینه های خرید اعم از لباس و وسیله های خونه ی یک خانم شاغل از یک خانم خونه دار خیلی بیشتر هست. (با این فکر که شاغلین میگن کارکردم که هرچی بخوام بخرم، ویا پول خودمه و ... ولی خانم های خونه دار قناعت بیشتری میکنن)خب جامعه جان! آیا واقعا این افراد ارزش مالی ندارن؟ باعث صرفه جویی هیچ ریالی در هزینه های جاری یک خانواده نمیشن؟! این خانم ها بیکار نیستن، اگه دقت کرده باشید تو زمان های بیکاریشون هم یا در حال بافتنی بافتن هستن یا کتاب میخونن یا کلاس میرن و یا تو جمع های مذهبی هستن و یا تو کارهای خیریه فعالیت دارن و یا ... .خانم های خونه دار به این مدل کارها علاقه دارن و با روحیاتشون سازگاره، لطفا در حقشون ظلم نکنیم و اعتماد و عزت نفسشون رو پایین نیاریم.3-  نوع سوم میرسیم به خانم­های نیمه مدرن که از دو گروه قبل آسیب پذیرترند.خانم­ هایی که هستن مثل خانم ­های خانه ­دار عاشق خونه و خونه داری و بچه داری هستن و همچنین در آن واحد میخوان تو جامعه فعال باشن مثل خانم­های مدرن!یکی از همکارهام بعد از ده سال کار کردن همه ی پس اندازش رو جمع کرد و خونه خرید و الان به فکر فروش خونه اش افتاده تا بتونه هزینه بهترین دکتر و بیمارستان بکنه تا با ریسک کمتری معده اش رو عمل بکند و دوباره سلامتیش رو بدست بیاره، بخاطر اینکه ده سال استرس مداوم و استراحتی کمتر از میزان مورد نیاز رو بدنش تاثیر گذاشته و شغلش طوری بود که هر روز در معرض مواد شیمیایی قرار داشت.از نوع آدم خیلی حساس بود توانایی تحمل عوامل تاثیرگذار و استرس بیرون از خونه رو نداشت. ولی بیکار موندن تو خونه رو هم نمیتونست تحمل کنه و ترجیح داد بره بیرون ولی بعد از ده سال پشیمون شد.(از نظر روانشناسی از هر پنج نفر یک نفر سیستم عصبی بسیار حساس داره، کتاب آدم بسیار حساس)یه خانمی رو میشناسم که متاسفانه بعد از بازنشستگیش شوهرش فوت کرد. متاسفانه بعد از گذشت چندسال هنوز که هنوزه افسرده و غمگینه میگه: ای کاش سرکار نمیرفتم، نفهمیدم چطور بچه هام      بزرگ شدن، نفهمیدم چطور شوهرم پیر شد، نفهمیدم زندگیم چطور گذشت!یه خانم دیگه هم تازه بازنشسته شده به دخترای فامیل میگه : ازدواج که کردید دو تا کار رو انجام ندید یکی که سرکار نرید و خودتون بچه هاتون رو بزرگ کنید. مثل من نباشید که بعدها بگید چرا اینقدر کم بچه هامو بغل کردم و الانم که یکیشون رفته آمریکا و نزدیکم نیست.یه خانمی هم هست که برای کمک به مخارج زندگی مجبور به سرکار رفتن شده، اولا خیلی پر انرژی بود و میخواست مثل قبل یه خانم خونه دار عالی و همچنین یه کارمند خوب باشه ولی الان بعد از گذشت یه سال متاسفانه از نظر روحی و جسمی خیلی خسته شده، بارها از شنیدم که دلش برا فرش و پرده ­های خونه اش تنگ شده!ای کاش این دوران سخت هرچه زودتر قبل از کم آوردن خانم تموم شه، ای کاش میشد که زیر بار وام و قسط نمیرفتن، ای کاش به یه ماشین با کلاس کمتر راضی میشدن، ای کاش دوتایی یمقدار بیشتر قناعت کنن ولی آرامش زندگی و رابطه قشنگی که بین خودش و همسرش هست از بین نره.برعکس حالت بالا خانم هایی هستن که تو خونه موندن رو حالا به هر دلیلی ترجیح دادن.بعضی هاشون تا آخر عمر وقتی یه خانم شاغل و یا یه خانم با برنامه رو میبینن با حسرت و غبطه بهشون نگاه میکنن و چون زندگی خودشون رو پربار نمیبینن عموما چه آگاهانه و چه ناخودآگاه بدون اینکه به شخصیت دخترشون نگاه کنن، اونها رو به شاغل بودن ترغیب میکنن.یه جمله ای شنیدم که گفته شده: ذهن و مغز خود را سرگرم کنید قبل از آنکه او شما را سرگرم کند. بعضی از خانم ها چون کارهای خونه براشون روزمره و کسالت بار میشه و برنامه و هدف خاصی ندارن در نتیجه چیزهای دیگه براشون مهم میشه که اکثر مهم و ارزشمند نیستن و متاسفانه بعد از مدتی انقدر بزرگ میشه که رسما اسیرش میشن و به صورت رفتار های غیرنرمال و وسواسی بروز میکنه که آرامش فرد و در پی اون آرامش خانواده از بین میره.بنظرم این مدل خانم ها برای اینکه از خونه موندن دچار افسردگی و بیماری های روانی نشن، یا بخاطر وجود هیجان های منفی بیرون دچار استرس مداوم و  بیمارهای روحی و جسمی نشن و یا بعد ها بخاطر عشقی که به خونه و خانواده دارن پشیمون نشن باید دنبال کار و هدفی باشن که روزانه فقط چند ساعت از وقتشون رو بگیره، حالا یا تو خونه بشه انجام داد و یا بیرون، مطلقا نه خونه دار باشن و نه خانم مدرن که بیشتر از 8 تا 9 ساعت مجبور به بیرون بودن از خونه هستن.در کل دارم میفهمم که خیلی از دخترها و خانم هامون حواسشون به خودشون نیست و دارن آرامش ذهن و زندگیشون رو بخاطر آسایش، بالا بردن سطح کلاس، حرف مردم و یا چیزهای دیگه از بین میبرن!و در آخر برای خانم هایی که آدم خونه ان و مجبور به کار کردنن دعا میکنم یا شغل های بهتری پیداکنن و یا زودتر مشکل مالیشون حل بشه و به خونه برگردن. و خانم هایی که به شاغل بودن علاقه دارن، شغل مناسب خودشون رو پیدا کنن. و خانم هایی هم که به داشتن هدف و برنامه خاص خودشون علاقه دارن به خواستشون برسن ... چون داشتن آرامش، شادی و راضی بودن یه خانم باعث شاد بودن یه خانواده میشه، شاد بودن خانواده ها هم بالطبع باعث شادی یک جامعه میشه.پ.ن 1 :خانم های مدرن در واقع همون خانم های شاغل هستن، فقط شاغل بودن دلیلی بر مدرن بودن افراد نیست. تنها برای زیر سوال بردن گروه خانم های مثلا مدرن به جای کلمه شاغل از کلمه ی مدرن استفاده شده، چون جدیدا در جامعه اینطور القا شده که شاغل بودن دلیل بر مدرن بودن یک خانم است.پ.ن 2: در این متن فرقی بین خانم های متاهل و دخترهای مجرد قائل نیستم و دخترهای مجرد هم در همین گروه ها قرار میگیرن.</description>
                <category>م.صادقی</category>
                <author>م.صادقی</author>
                <pubDate>Thu, 31 Oct 2019 18:04:53 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>