<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمدیاسر مفتح</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m.y.mofatteh</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 03:13:53</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1121638/avatar/zAEq4f.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمدیاسر مفتح</title>
            <link>https://virgool.io/@m.y.mofatteh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نسل سوم وب چیست و قرار است چه کند؟ (بخش پایانی)</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D9%88%D8%A8-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D9%88%D9%85-qvq5hdmpvleb</link>
                <description>این نوشته اقتباسی است از مقاله آقای بابی الاین با تصحیح و تکمیل اینجانب.نسل سوم وب چگونه با دیگر چشم‌انداز از آینده وب (متاورس) ارتباط پیدا می‌کند؟فیس‌بوک اخیرا نام کمپانی خود را به متا تغییر داد و گفت که اولویت آن ساخت «متاورس» است؛ آینده‌ای دیجیتالی که در آن همه در دنیایی مجازی در کنار هم زندگی و تعامل می‌کنند.از جمله اصول اعلام شده این شرکت، &quot;تعامل قدرتمند&quot; است، به این معنی که کاربران می‌توانند حساب‌ها یا آواتارهای خود را از سایتی به سایت دیگر یا از سرویسی به سرویس دیگر منتقل کنند به جای آنکه به ازای هر بار ورود به سایت‌های جدید، مجبور به ورود به حساب‌های کنترل شده توسط شرکت‌های مختلف پشتیبانی‌کننده آن سایت‌ها شوند. این یکی از ایده آل‌های Web 3.0 هم هست.اما بسیاری کارشناسان می‌گویند در دنیای Web 3.0 هیچ جایی برای فیس‌بوک وجود ندارد، فارغ از اینکه این شبکه اجتماعی چقدر تلاش می‌کند تا بخشی از نسل بعدی اینترنت باشد. چرا که معتقدند همواره کمپانی فیس‌بوک، همواره مشوق غنی‌تر شدن شبکه اجتماعی فیس‌بوک است و در نسل سوم وب، فضای مجازی نباید اینگونه هدایت شود.چقدر ممکن است که Web 3.0 صرفا یک فانتزی بیش از حد تبلیغاتی باشد؟زمان زیادی طول نمی‌کشد تا افرادی پیدا شوند که به Web 3.0 شک کنند. جیمز گریملمن، استاد دانشگاه کرنل که در زمینه حقوق و تکنولوژی مطالعه می‌کند، در مورد تردیدهای خود با صدای بلند صحبت کرده است. او می‌گوید: «Web 3.0 هم یک بخار افزار است.» اشاره‌ای به محصولی که زمانی در موردش اطلاع‌رسانی شد اما هرگز پیاده‌سازی نشد.او همچنین می‌گوید که آنچه از نسل سوم وب توصیف می‌شود بیشتر دربردارنده تمام چیزهایی است که مردم در اینترنت فعلی دوست ندارند. به گفته او اگر نسل سوم وب بخشی از انگیزه مقاومت در برابر واگذاری داده‌های شخصی به شرکت‌های فناوری بزرگ باشد، بلاک‌چین راه‌حل نیست، زیرا این امر باعث می‌شود داده‌های بیشتری عمومی شود. «این چشم‌انداز می‌گوید که مشکل اینترنت، واسطه‌های متمرکز بسیار زیاد است. اما در نسل سوم وب به جای داشتن تعداد زیادی اپلیکیشن و سایت‌های مختلف، همه آن‌ها را روی بلاک‌چین قرار می‌دهیم که همه آن‌ها را در یک مکان قرار می‌دهد.»اما بسیاری از افرادی که در طول پاندمی کرونا با سرمایه‌گذاری در ارزهای دیجیتال ثروت خوبی کسب کرده‌اند، به دنبال چیزی هستند تا پول نقد را وارد بازارهایی فراتر از NFTهای بی‌معنی نمایش‌دهنده «میمون‌های حوصله سربر» کنند.از نظر گریملمن در حال حاضر مسئله اصلی این است که Web 3.0 بیشتر در حد تئوری است. و در عین حال افرادی که قصد سرمایه‌گذاری دارند. به دنبال چشم‌اندازی مطمئن‌تر برای صرف پول خود هستند.</description>
                <category>محمدیاسر مفتح</category>
                <author>محمدیاسر مفتح</author>
                <pubDate>Tue, 13 Sep 2022 21:01:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نسل سوم وب چیست و قرار است چه کند؟ (بخش دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D9%88%D8%A8-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-k4vpvne7kpdb</link>
                <description>این نوشته اقتباسی است از مقاله آقای بابی الاین با تصحیح و تکمیل اینجانب.شاید در ابتدا عجیب به نظر می‌رسید، اما Web 3.0 در حال رشد هر چه بیشتر بوده و کاملا توجه شرکت‌های فناوری محور را جلب کرده است.پیشروی Web 3.0 با ظهور NFTها یا توکن‌های غیرقابل تعویض، که مجموعه‌های دیجیتالی و سایر فایل‌های آنلاینی هستند که می‌توانند با ارزهای دیجیتال خرید و فروش شوند، بسیار شتاب گرفت. تا جایی که گروهی از علاقه‌مندان به ارزهای دیجیتال دست به دست هم دادند تا یک نسخه از قانون اساسی ایالات متحده را با ارز دیجیتال خریداری کنند.بسیاری از کارشناسان اذعان دارند که تلاش برای توضیح Web 3.0 می‌تواند آزاردهنده باشد، زیرا تا به حال تعریف قوی و جامعی از آن صورت نگرفته و بسته به اینکه چه کسی آن را تعریف ‌کند، شکل نسبتا متفاوتی به خود می‌گیرد، اما در عین حال این اشکال در مورد تمام مرزهای جدید فناوری نیز صادق است. هر یک از نسل‌های جدید وب در ابتدا گیج‌کننده بودند.برای صاحبان فن و رمزنگاران، Web 3.0 برای سال‌ها یک چشم‌انداز بزرگ به لحاظ نظری باقی مانده است. اما در ماه‌های اخیر فشارها برای آینده‌ای مبتنی بر بلاک‌چین در کنفرانس‌های حوزه فناوری و محافل خاص تسلط پیدا کرده است. حتی شرکت‌های بزرگ فناوری را مجبور کرده است که تیم‌های تخصصی برای Web 3.0 تشکیل دهند.علاقه‌مندان امیدوارند که در دنیای Web 3.0 به اشتراک‌گذاری عکس‌ها، برقراری ارتباط با دوستان و خرید کالاهای آنلاین دیگر وابسته به شرکت‌های بزرگ فناوری محور نباشد و از طریق بسیاری از شرکت‌های خدماتی کوچک در بلاک‌چین انجام شود. به عنوان مثال، جایی که با هر بار که ارسال پیام، یک توکن به جهت مشارکت خود به دست می‌آورید که هم سهام مالکیت در آن پلتفرم برای شما به حساب می‌آید و هم متناظر با پول نقد خواهد بود. در تئوری به معنای اجتناب از هزینه‌ها، قوانین و سخت‌گیری‌های شرکت‌های بزرگ فناوری محور هم خواهد بود. با این وجود، پلتفرم‌های بزرگ فناوری نیز از این ایده استقبال کرده‌اند.استر کرافورد، مدیر ارشد پروژه در توییتر می‌گوید: «این بدان معناست که تمام ارزشی که ایجاد می‌شود می‌تواند بین افراد بیشتری به اشتراک گذاشته شود، نه فقط مالکان، سرمایه‌گذاران و کارمندان». او می‌گوید توییتر در حال مطالعه روش‌هایی برای گنجاندن مفاهیم Web 3.0 در شبکه اجتماعی است، مانند اینکه روزی بتوانید به شبکه اجتماعی وارد شده و از حساب مرتبط با یک ارز دیجیتال،  و نه حساب توییتر خود، توییت کنید. او گفت: &quot;برای مدت طولانی، Web 3.0 شدیدا تئوری به حساب می‌آمد اما اکنون موجی از حرکت برای پیاده‌سازی آن وجود دارد.&quot;آیا Web 3.0 هنجاری جدید به دنبال خواهد آورد؟بسیاری از کارشناسان معتقدند در بهترین حالت برای علاقه‌مندان به Web 3.0، این فناوری در کنار Web 2.0 عمل می‌کند نه اینکه به طور کامل جایگزین آن شود. به عبارت دیگر، شبکه‌های اجتماعی، تراکنش‌ها و کسب‌وکارهای مبتنی بر بلاک‌چین می‌توانند در سال‌های آینده رشد کنند. با این حال، به گفته محققان فناوری، حذف کامل فیس بوک، توییتر یا گوگل در افقی نزدیک محتمل نیست.آنها فکر می‌کنند که بسیاری از مردم می‌خواهند بتوانند داده‌ها و تاریخچه تعاملات خود را در هر کجای اینترنت که می‌روند و نه فقط یک پلت‌فرم‌ منحصربه‌فرد به صورت آنلاین درآورند و این یک تجربه اساسا متفاوت از آنچه امروز به آن عادت کرده‌ایم است. اما اعتراف هم می‌کنند که آزادی بی حد و حصر می‌تواند برای برخی به نتایج نگران کننده‌ای منجر شود.ثابت شده است که شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز برای برتری‌طلبان سفیدپوست و سایر گروه‌های راست افراطی جذاب هستند اما سام ویلیامز، بنیانگذار Arweave که یک پروژه مبتنی بر بلاک‌چین برای ذخیره داده‌های آنلاین است، می‌گوید که به اکثر جوامع کوچک برای اتخاذ تصمیم اعتماد دارد. او می‌گوید که در حالت تعادل، رای‌گیری جمعی در مورد قوانین تعامل، از آنچه امروزه کاربران در پلتفرم‌های اصلی رسانه‌های اجتماعی تجربه می‌کنند نتایج بهتری به دنبال خواهد داشت. به گفته او اگر در پارادایم فعلی بمانیم، بیشتر و بیشتر به حوزه‌ای خواهیم رفت که در آن تعداد انگشت شماری از شرکت‌ها که توسط تعداد کمی از افراد اداره می‌شوند، تجربیات ما را در فضای مجازی هدایت می‌کنند.موضوع دیگر البته نظارت دولت است. توکن‌های مبتنی بر بلاک‌چین در حال حاضر در یک دنیای فاقد نظارت قرار دارند، اما با شروع فرآیند تنظیم قوانین جدید برای صنعت توسط دولت بایدن، این وضعیت به زودی می‌تواند تغییر کند.</description>
                <category>محمدیاسر مفتح</category>
                <author>محمدیاسر مفتح</author>
                <pubDate>Tue, 06 Sep 2022 19:18:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نسل سوم وب چیست و قرار است چه کند؟ (بخش اول)</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D9%88%D8%A8-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-msq48y1iynvg</link>
                <description>این نوشته اقتباسی است از مقاله آقای بابی الاین با تصحیح و تکمیل اینجانب.در وب 3.0 دیگر خبری از شبکه‌های اجتماعی فیسبوک و توییتر و ... نیست؛ بلکه هر فرد خود یک شبکه اجتماعی با ویژگی‌ها و ارزش‌های منحصر به فرد خواهد بود!یک کلمه کلیدی وجود دارد که اخیرا تمرکز انواع فناوری، ارزهای دیجیتال و سرمایه‌های خطرپذیر را به خود معطوف داشته است. در مکالمات افراد صاحب نظر در حوزه تکنولوژی به وفور بیان می‌شود تا حدی که در برخی کشورهای جهان اول اگر به بیوی توییتر آن فرد  اضافه نشود، شاید کسی او را جدی‌ نگیرد: Web 3.0.این یک اصطلاح کلی برای بسیاری از ایده‌های متفاوت است که همگی به حذف واسطه‌های بزرگ در اینترنت اشاره دارند. در دوره جدید، گشت و گذار در وب دیگر به معنای ورود به سیستم‌هایی مانند فیسبوک، گوگل یا توییتر نیست.این طور فکر کنید: در روزهای ابتدایی اینترنت در دهه 1990 که امروزه از آن با وب 1.0 یاد می‌شود، وب به عنوان راهی برای دسترسی آزاد به اطلاعات در نظر گرفته می‌شد، اما در عین حال برای یافتن یک مطلب راهی جز وارد کردن اطلاعات آدرس آن صفحه وجود نداشت. بی‌نظم و طاقت فرسا!سپس وب 2.0 در اواسط دهه 2000 به میدان آمد. پلتفرم‌هایی مانند گوگل، آمازون، فیسبوک و توییتر به وجود آمدند تا با آسان کردن اتصال، نظم را به اینترنت بیاورند. منتقدان می‌گویند با گذشت زمان این شرکت‌ها قدرت زیادی بدست آوردند. تا جایی که برخی معتقدند کاربران این پلتفرم‌ها خود به عنوان محصول استفاده شده یا می‌شوند.در همین راستا مت درایهورست محقق ساکن برلین و استاد دانشگاه در زمینه آینده اینترنت و از طرفداران نسل سوم وب معتقد است: «گروه کوچکی از شرکت‌ها هستند که مالک همه چیز هستند در حالیکه ما که از آن استفاده می‌کنیم و در موفقیت این پلتفرم‌ها سهیم هستیم، چیزی قابل ارائه‌ای بدست نمی‌آوریم.نسل سوم وب یا Web 3.0 اما در مورد بازگرداندن بخشی از این قدرت است. و بنابر گفته درایهرست و دیگر طرفداران Web 3.0، راه‌حل این مسئله تکثیر اینترنت است که در آن شبکه‌های اجتماعی، موتورهای جستجو و بازارهای جدیدی به وجود ‌آیند که هیچ صاحب مشخصی ندارند.در عوض غیرمتمرکز هستند و بر روی سیستمی به نام بلاک‌چین ساخته شده‌اند که قبلا بیت‌کوین و سایر ارزهای دیجیتال را تحت پوشش قرار داده است. آن را به عنوان نوعی حسابداری تصور کنید که در آن بسیاری از رایانه‌ها به طور همزمان میزبان داده‌هایی هستند که توسط هر کسی قابل جستجو است و به جای یک شرکت، توسط کاربران به طور جمعی اداره می‌شود. به افراد برای مشارکت &quot;اعتبار&quot; داده می‌شود. اعتبارها را می‌توان برای ارزش دادن به تصمیمات استفاده کرد و حتی ارزش واقعی به دست آورد.در دنیای وب 3.0 افراد داده‌های خود را کنترل می‌کنند و با استفاده از یک حساب شخصی‌سازی‌شده، از رسانه‌های اجتماعی گرفته تا خدماتی مانند ایمیل و خرید را استفاده می‌کنند و یک ثبت عمومی از تمام آن فعالیت‌ها در یک زنجیره از اطلاعات ایجاد می‌کنند.اولگا مک، کارآفرین و مدرس بلاک‌چین در دانشگاه برکلی کالیفرنیا می‌گوید: «وقتی دکمه‌ای را برای روشن کردن چراغ‌ها فشار می‌دهید، متوجه می‌شوید که الکتریسیته چگونه در ساختار آن چراغ‌ها کار می‌کند؟ برای درک مزایای چراغ‌ها لازم نیست بدانید که درون آنها چی می‌گذرد. همین امر در مورد بلاک‌چین نیز صادق است.</description>
                <category>محمدیاسر مفتح</category>
                <author>محمدیاسر مفتح</author>
                <pubDate>Tue, 24 May 2022 16:01:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ای داد که چه سفری پیش رو داری پسر جان ...</title>
                <link>https://virgool.io/@m.y.mofatteh/%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%DA%86%D9%87-%D8%B3%D9%81%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%B1%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D8%B3%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%86-xv4u0eb4hie4</link>
                <description>نقدی بر آخرین اثر دکتر حمیدرضا صدر، از قیطریه تا اورنج کانتینقدی بر آخرین اثر دکتر حمیدرضا صدر، اثری که مطالعه آن در هر شرایطی توصیه نمی‌شود!کمتر آدم فوتبالی رو میشه پیدا کرد که دکتر صدر رو نشناسه. آدم خاصی که همیشه متفاوت تحلیل می‌کرد، با حرکات خاص دست و صورت، با نگاه‌های متفاوت و ... که حتی خیلی افراد غیر فوتبالی رو هم مجذوب خودش می‌کرد و همیشه منتظر جام‌های جهانی بودیم که دکتر صدر رو در برنامه‌های عادل فردوسی‌پور ببینیم و دیگه نیازی نیست که بیش از این ترکیب بی‌نظیر خط حمله صداوسیما رو توصیف کنم. جام جهانی 2018 روسیه هم از این قاعده مستثنی نبود و مثل همیشه همه چیز خوب پیش می‌رفت تا اینکه دکتر صدر در یکی از برنامه‌ها اشاره کرد که احساس می‌کنم آخرین جام جهانی است که هستم! و... بله... آخرین جام جهانی‌اش بود. و البته عادل هم بعد از آن چندان روزگار خوشی را در صداوسیما پشت سر نگذاشت و خیلی زود از صحنه تلویزیون کنار رفت تا حسرت 2018 روسیه دوچندان شود.داستان &quot;از قیطریه تا اورنج کانتی&quot; اما از 7 شهریور 97 شروع میشه. صبح روزی که دکتر صدر اولین نتیجه آزمایش با علائم مشکوک را دریافت می‌کنه و بعد از آن سیر حوادث به قدری به سرعت طی میشه که شاید خود او هم تصور نمی‌کرد کمتر از 40 روز بعدش برای همیشه ایران را به مقصد امریکا ترک کنه، آن هم در اوج زندگی روزمره در تهران؛ از شرکت به خانه، از خانه به دانشگاه، از دانشگاه به جلسات گپ و گفت دوستانه، از جلسات گپ و گفت دوستانه به دفتر انتشارات، از دفتر انتشارات به تماشای جمعی مسابقات فوتبال و از مسابقات فوتبال به عمق زندگی روزمره. همانی که خیلی زود دلش برایش تنگ شد.توصیف‌های دقیق کتاب همان جایی است که به اعتقاد من از آن یک شاهکار ساخته. تا جایی که گویی مخاطب شاهد همان صحنه‌هایی است که او تجربه کرده. آنجا که او به زندگی روزمره مردمان نگاه و آن را توصیف می‌کند می‌توان دلتنگی او برای روزمرگی را درک کرد؛ اما شاید از دکتر صدر با آن همه اعتماد به نفس و قدرت بالای روحی انتظار نمی‌رود که در برابر چنین اتفاقی دچار بحران شود. کما اینکه او تلاش می‌کند تا در بروز ظاهری‌اش هم همین را نشان دهد اما متن کتاب به خوبی نشان می‌دهد که چه دوران سخت و پر تلاطمی را پشت سر گذاشته...این نوشتار چندان مایل به توصیف ماجرا نیست چنان که اگر کسی علاقمند باشد می‌تواند آن را تهیه و مطالعه کند. و البته بخش پایانی این نوشتار هم به همین بحث مطالعه یا عدم مطالعه آن خواهد پرداخت اما غرض از این مطلب موضوع دیگری است. شاید جذاب‌تر باشد اگر که نگاه دکتر صدر به این مقوله را تحلیل کنیم. آنچه که در سرتاسر این کتاب موج می‌زند قرار گرفتن پدیده‌ای به نام &quot;مرگ&quot; در جایگاهی است که قدرتمندتر از هر پدیده دیگری به نظر می‌رسد. گویی همه مشکلات را می‌توان حل کرد اما با این پدیده نمی‌توان به هیچ وجه کنار آمد.و البته به نظر می‌آید صدر در فصل به فصل کتاب دارد به دنبال روشی برای برخورد مسالمت‌آمیز با آن می‌گردد. قدرت این پدیده تا جایی بوده که مردی که خود را بارها &quot;خوره فوتبال&quot; معرفی کرده، بعضی وقت‌ها حتی حوصله فوتبال را هم پیدا نمی‌کند. حالا مرگ است که توجه او را در همه مشاهدات به خود جلب می‌کند. مرد فیلم‌باز در به خاطر آوری فیلم‌هایش این بار به این بعد بیشتر توجه می‌کند و از این زاویه صحنه‌ها و وقایع فیلم‌ها را نظاره و توصیف می‌کند. در کنار همه اینها از برخی جملات بی‌نظیر آن هم نمی‌توان گذشت. مثلا آنجا که این جمله را به خاطر آورده و نقل می‌کند: &quot;هرچه داری به پای زندگی بریز تا چیزی باقی نماند که مرگ بخواهد با خودش ببرد!&quot;نکته‌ای که خیلی پررنگ به چشم می‌آید نحوه مواجهه اطرافیان، دوستان و آشنایان با این بیماری است. همانگونه که دیگران متوجه احتمال مرگ در این بیماری هستند، خود بیمار به مراتب بیشتر بدان توجه دارد. بنابراین حساسیت نحوه برخورد با این عزیزان چندین برابر می‌شود. چون آنها هم بیش از پیش نسبت به تفاوت برخوردها دقت می‌کنند. دکتر صدر در جای جای کتاب از مواجهه با جملاتی از قبیل &quot;چیزی نیست&quot; یا &quot;خوب میشی&quot; یا دلداری‌های به قول خودش مصنوعی و الکی گله می‌کند و با بی‌حوصلگی تمام آنها را نقل می‌کند. اینجاست که این سوال پیش می‌آید که پس چگونه باید برخورد کرد؟به نظر می‌آید که بهترین برخورد به نوعی عدم برخورد است. یعنی به گونه‌ای که بیمار متوجه هیچگونه تغییری نشود. انگار که اصلا همان روزمرگی‌های سابق جریان دارد. نه از آن طرف ناراحتی و غصه خوردن‌های علنی و نه از این طرف دلداری و تظاهر‌های مصنوعی. چیزی که فقط گفتن آن آسان است. و این تلاطم دائمی دکتر صدر و خانواده‌اش، و دوستانش بستری است که در تمامی فصول کتاب جریان دارد.این کشمکش یک سال و نیمه در طول فصل‌های کتاب اما در نقطه‌ای عجیب به پایان می‌رسد. جهان‌بینی خاص دکتر صدر آن چیزی بود که همیشه مخاطب را غافلگیر می‌کرد. از ابتدای این کتاب و درست از همان صبح 7 شهریور 97 خواننده در انتظار بروز همین غافلگیری است. از صدر جز این انتظار نمی‌رود. حتی اگر پدیده‌ای که این بار قرار است تحلیل شود، مرگ باشد. او در این سفر 16 ماهه به سراغ همه راه‌حل‌ها می‌رود. با هر ترفندی که سراغ دارد تلاش می‌کند تا این حریف سرسخت را به زمین بزند.می‌داند که قرار نیست از شرش خلاص شود ولی به دنبال راهی میانه است. این دفعه مجهولات معادله بیشتر از معلوماتش شده‌اند و همین است که او را گرفتار کرده. او اما در نهایت فاتح این میدان است و کتاب در نقطه‌ای از امید به پایان می‌رسد که کمتر مخاطبی پس از مطالعه صفحات مفصل پیشین انتظارش را دارد. او هنرمندانه راه‌حل را پیدا می‌کند. و البته به قول خودش &quot;جان می‌کند&quot; تا از پا نیفتد و رویاهایش به ورطه نابودی کشیده نشوند.تجربه مطالعه &quot;از قیطریه تا اورنج کانتی&quot; با همه تلخی‌هایش و با همه دشواری‌هایش، یک کلاس درس بزرگ از تجربه‌ای زیسته است. تجربه‌ای که متأسفانه روز به روز آمار آن بالاتر می‌رود. شاید کمتر کسی پیدا بشود که حدأقل یکی از نزدیکانش به آن دچار نشده باشند. پس شاید بد نباشد تلخی کتاب را به جان بخریم و قدری عمیق‌تر با آن مواجه شویم. اما مسلما مطالعه آن را در هر شرایطی به هر کسی توصیه نمی‌کنم. در جامعه امروزین ما ممکن است که افراد بسیار زیادی از سختی‌های متنوع رنج ببرند که تحمل رنج جدید برایشان مقدور نباشد. به خصوص اگر این رنج جدید از جنس غیر قابل حل‌اش باشد. برای خود من هم البته سخت بود مطالعه این کتاب در کنار دشواری‌های دیگر زندگی و در اواسط کتاب بود که تا مرز پشیمانی از مطالعه آن هم رفتم ولی پایان هنرمندانه کتاب آب سردی بود بر تلخی‌های پیشین.در عین حال اگر کسی علاقمند به مطالعه بود به او عمیقا توصیه می‌کنم که بخش &quot;به جای موخره&quot; را مطالعه نکند. با احترام بسیار زیاد برای خانم غزاله صدر و درک علاقه زاید الوصف ایشان به پدر، اما ترجیح می‌دهم که همان پایان‌بندی هنرمندانه دکتر صدر در خاطر من و دیگر مخاطبان جای گیرد و کتاب در همان نقطه‌ای تمام شود که خود او طراحی کرده بود. بخش فوق‌العاده تلخی که خانم صدر در پایان کتاب به آن اضافه کرده‌اند همه تلاش دکتر صدر را تا مرز بی‌اثر شدن برده است. شاید همان سختی‌هایی که ایشان در بخش آخر توصیف کرده‌اند باعث شدند تا دکتر صدر از ادامه داستان کتاب در حدود یک سال و نیم باقیمانده تا پایان زندگی صرف نظر کند و نگذارد تا مخاطب از حال خوش پایان داستان خارج شود.دکتر صدر عزیز! ممنون بابت همه خاطرات قشنگی که برایمان ساختید. آمرزش الهی نصیب‌تان.</description>
                <category>محمدیاسر مفتح</category>
                <author>محمدیاسر مفتح</author>
                <pubDate>Fri, 19 Nov 2021 03:56:44 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>