<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های mohi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m0hi.kooshki</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 13:11:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/436114/avatar/yvaRYR.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>mohi</title>
            <link>https://virgool.io/@m0hi.kooshki</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نبض مرگ</title>
                <link>https://virgool.io/ketabaz/%D9%86%D8%A8%D8%B6-%D9%85%D8%B1%DA%AF-te4huamqczst</link>
                <description>بیدار میشم، سرم انقدر سنگین هست که نتونم از بالشت بلندش کنم خیره میشم به سقف و باریکه نور گوشه اتاق ، مامان پنجره رو باز کرده صدام میزنه اما جوابی نمیگیره به این نتیجه میرسه که خوابم و بیخیال میشه دوسش دارم اما امروز نه ، یه سری رنجها مرزهای عشق رو میدرن و خودشونو به اعصابت میکوبنن ، امروز از اون روزاست .مچاله رو تخت افتادم که گبی میاد دستمو لیس میزنه امروز گبی رو هم دوست ندارم ، امروز حتی نفس کشیدن رو دوست ندارم ، اما باید پروژه کوفتی رو تا اخر امشب بهش برسونم ، مامانو صدا میکنم تا برام چایی بریزه میرم و با چایی صبحانه رو خلاصه میکنم . یه روز دیگه و شروع چرت وپرتای  که باید هر 8 ساعت بریزم تو حلقم تا بقیه بالا بیارنش اما مهم نیست میرم و روز کاری رو شروع میکنم ، تنها مزیتی که تو این شرایط داره کارم اینه که تو اتاقمه ، میرم لب پنجره گبی هم میاد و با ناخوناش مچ پامو خراش میده ، بغلش میکنم موجود زنده رو تا ببینم چی میخواد ، معلومه دلش هوای تازه میخواد دو هفتس نبردمش بیرون ، دستم نبض میگیره میلرزه شل میشه و یهو مرگ اتفاق میفته ،صدای جیغ میشنوم پسر لوس همسایس  و من حس عجیبی از زندگی تو این لحظه دارم ، کاش میترسیدم ....:)</description>
                <category>mohi</category>
                <author>mohi</author>
                <pubDate>Wed, 10 Nov 2021 22:26:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من مست و تو دیوانه</title>
                <link>https://virgool.io/@m0hi.kooshki/%D9%85%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87-xbuwjrtpa7ii</link>
                <description>........... سوفی : تو دنیای آدما خیلی چیزا قشنگ نیست . دیوونه : تو دنیای آدمای عاقل خیلی چیزا قشنگ نیست . سوفی : آدم عاقلی وجود نداره شنبلیله ، همش تظاهره . دیوونه : از کجا میدونی ؟ سوفی : تو به من بگو کدوم آدم عاقلی بدون اینکه بدونه این زندگی سر و تهش  کجاست ، کلی براش سگ دو میزنه ؟ دیوونه : این سوال رو دیوونه ها میپرسن. سوفی : اما همه میگن من دختر عاقل و بالغیم . دیوونه : ....  سوفی : حالا دیدی عاقلی وجود نداره . دیوونه : نمیفهمم حرفاتو . سوفی :دروغ گفت اونی که گفته : سخنی کز دل براید لاجرم بر دل نشیند . دیوونه : تو راس راسی دیوونه ایا ! سوفی : بازیگر خوبی ام . دیوونه : چه ربطی داشت ؟ سوفی : آدم عاقلی وجود نداره شنبلیله ، همش تظاهره . ای بابا این شنبلیله هنوز یاد نگرفته یهویی نره . پرستار : هی دیوونه تو استخر چیکار میکنی ؟                                                                       ....  این دیوونه هم همش جیغ جیغ میکنه ، بابا دو دقه زبون به دهن بگیر دارم بحث  عقیدتی میکنم ، دوستان من برم به این آرامبخش بزنم ساکت شه میام براتون یه  قسمت دیگه از حرفامو با شنبلیله میزارم . بوس به کلتون :)</description>
                <category>mohi</category>
                <author>mohi</author>
                <pubDate>Tue, 28 Sep 2021 21:25:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چاره زندگانی خود زندگانی‌ست</title>
                <link>https://virgool.io/pinkpublication/%DA%86%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%D8%AA-fd7mp2kqhoay</link>
                <description>     یه جایی یه کسی که تقریبا همیشه با حرفاش مخالف بودم حرف قشنگی زد ، گفت : آدم وقتی یکم بچه تره یکم سنش پایین تره باید حواسش باشه کارایی که امروز میکنه جوری نباشن که چند سال دیگه بگه : ای بابا کاش چندسال پیش اون کارارو نمیکردم یا بگه کاش بهتر انجامش میدادم ( اینارو از حرفاش فهمیدم ) .    خلاصه که حرفاش من رو عجیب به فکر فرو برد و باعث شد به خودم بیام و یه سری چیزای دیگه ای رو هم متوجه بشم ، اونم اینکه درسته تجربه کردن یه سری چیزا به بزرگ شدن و بالغ شدن ما جوونا کمک میکنه ، اما گاهی اوقات یه سری چیزا تجربه کردنی نیست یا راحت تر بگم بعضی از تجربه ها به قیممت نابودی روح و جسم یا هدر رفتن عمرمون تموم میشه ، پس بد نیست که در کنار چیزایی که تجربه کردنشون ضرری نداره ، یه سری از تجربه هارو بشنویم ، یکم از تجربه های دیگران استفاده کنیم.  گاهی اوقات شنیدن و خوندن تجربه های دیگران بهتر از اینه که بریم همون چیزا رو تجربه کنیم (به غلط) و همون نتیجه رو بگیریم (نابودی و تباهی ).به قولی : تاریخ رو تکرار نکنیم...</description>
                <category>mohi</category>
                <author>mohi</author>
                <pubDate>Fri, 06 Aug 2021 19:34:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>واقعا چند سالته؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@m0hi.kooshki/%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D8%A7-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%AA%D9%87-dd4yckijaobj</link>
                <description>من یه جوون یا به قولی نوجوون17 سالم ! 17 سالگی معمولا تو زندگی افراد شروع مسیر زندگی پرفراز و نشیبه ! من یه نوجوون بی تجربم که فقط میخوام احساساتمو بنویسم تا حداقل بفهمم مشکلات زندگی همسنام (به خصوص خودم )که تازه اولای مسیره از کجا آب میخوره و اصلا چی هستن این به حساب مشکلات تینیجر بودن . حرفای من گوشه ای از تجربه های یه نوجوونه که شاید شبیه زندگی خیلی از همسنای خودم باشه یا اصن شاید بتونه به افراد بزرگتر کمک کنه تا دیوونه های اطرافشونو بیشتر درک کنن .خلاصه هرچند سالته دو دقیقه وقتتو بده و بخون . ممنون:)چهل و خرده ای سالش بود بهم گفت : دختر خوب تو که هنوز اولای کاری  هنوز جوونی چرا اینجوری میکنی ،چرا لذت نمییبری از زندگیت؟! شادباش، موزیک خوب گوش بده ،برقص، بیخیال این احوال بد !گفتم : جوون دیگ؟ اره! اما نه وقتی که چیزایی دیدم که مامان وبابام تو 40 -50 سالگی دیدن . نه وقتی تجربه من به قولی جوون 17 ساله با مرد 40 ساله از شکست درونی یکیه !  اینا اغراق برای ثابت کردن بدبختیمون نیست اینا گوشه ای از تجربه واقعی ما نوجووناس . مایی که حالا به هر دلیل راست و دروغ معتاد شدن و به بدبختی کشیده شدن بعضی همسنامونو دیدیم. مایی که به دلیل تفاوت هامون هزاران هزار برچسب و حرف چسبوندن به دهه هشتادی بودنمون .مایی که تو سن کم قضاوت شدیم :)اینارو گفتم تا یکم بیشتر حواستون به این دیوونه هایی که اطرافتون وول میخورن باشه :)بهش نیاز دارن:)</description>
                <category>mohi</category>
                <author>mohi</author>
                <pubDate>Fri, 18 Dec 2020 23:51:10 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>