<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های الهام شاهقلیان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_10225191</link>
        <description>کوچ تخصصی صاحبان کسب و کار
کمک میکنم با حفظ تعادل درآمدت را افزایش بدی 
و به آزادی مالی و زمانی برسی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 11:05:43</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4335083/avatar/2OGPgG.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>الهام شاهقلیان</title>
            <link>https://virgool.io/@m_10225191</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اثر زایگارنیک و افزایش فروش</title>
                <link>https://virgool.io/@m_10225191/%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B2%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D9%88-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-tqa0iutbwzjy</link>
                <description>تا حالا شده کارهای نصفه کاره ای که داری موقع خواب به ذهنت بید و خوابت را بگیره ؟ یا در طول روز چند بار یادش بیفتی ؟ حتی صبح که بیدار میشی قبل از هر چیز کارهلی نیمه کاره قبلی خودش را به رخ ذهنت بکشه ؟ گاهی هم منبع استرس و اضطرابت میشه ؟ این همون اثر زایگارنیک هست . میدونستی فایده هایی هم داره و میتونه روی خوشش را بهت نشون بده . خانم بلوما زایگارنیک روانشناس روسی در دهه ۱۹۲۰ روزی هنگام صرف غذا در رستوران متوجه شد که پیشخدمت ها حتی سفارشهای پیچیده و وعده های غذایی پرداخت نشده را به خوبی به یاد دارن اما بعد از تکمیل سفارش و پرداخت چیزی از سفارش به یاد نمی آورند .خانم زایگارنیک مشتاق شد که علت آن را از طریق یک سری آزمایش پیدا کند . اینگونه بود که اثر زایگارنیک کشف شد .اثر زایگارنیک یک پدیده روانشناختی است که میگه  تمایل مغز به یادآوری وظایف ، کارها و یا رویدادهای نیمه تمام بیشتر از کارهای تمام شده است .مغز ما کارها و وظایف انجام شده و تمام شده را فراموش میکند اما کارهای ناتمام و پرونده های باز را مرتبا به ما یادآوری میکند و حتی آرامش را از ما میگیرد تا آن را تمام کنیم .اثر زایگارنیک میتواند نقش مهمی در سلامت روان ما داشته باشد ، وظایف ناتمام کارهلی نیمه کاره یا همان پرونده های باز ذهنی اغلب منجر به افکار مزاحم مکرر و استرس زا میشوند . خواب راحت را تحت تاثیر قرار میدهند و حتی ممکن است به رفتارهای نادرست احساسی منجر شوند .گفته میشود کافی است سه پرونده باز ذهنی داشته باشید تا تمام انرژی روز شما را بگیرد و بدون انجام کاری خسته شوید. بنابراین برای هر کدام از کارهای ناتمامی که دارین همین الان یک زمان اتمام مشخص کنید و برنامه ای برای انجام آنها در نظر بگیرید و تمام اش کنید .حضور یک همراه موفقیت یا کوچ میتونه کمکت کنه که زودتر پرونده های باز ذهنی ات را ببندی و از پرت انرژی ات جلوگیرز کنی .اما جنبه مثبش چیه ؟ اثر زایگانیک میتواند با ایجاد انگیزه برای تکمیل وظایف ، ایجاد عادات بهتر ، و حل مشکلات طولانی و غلبه بر اهمال کاری کمکت کنه و با ایجاد حس موفقیت عزت نفس و اعتماد به نفس را افزایش بده . استفاده خوبی که از اثر زایگارنیک برای مقابله به اهمال کاری میتونی ببری اینه که اگه کار مهمی داری که مدتهاست به تاخیرش میاندازی یا از اون دسته افرادی هستی که شروع و قدم اول برات سخته فقط کافیه همین الان ۵ دقیقه براش وقت بذاری و یک پرونده براش باز کنی یعنی یه کار کوچیک براش انجام بدی ، همین کافیه که مغزت مرتبا اونو بهت یادآوری کنه و انجامش بدی . هواست باشه چند تا پرونده با هم باز نکنی !!!کاربرد اثر زایگارنیک در بازاریابی و فروشدر بازاریابی و تجربه مشتری میتونی برای جلب توجه افراد یا تشویق آنها برای تکمیل خرید  بهره ببری.از مشتری بخواه جای خالی را پر کند... به چند سوال تستی جواب بدهد ...به نوعی مشارکت کند... به هر نحوی که دوست داره با شما تعامل کند ...یک تست محصول یا نمونه رایگان بگیرد ...یک محصول به قیمت پایین خرید کند ...و......آشنایی با اثر زایگارنیک در بازاریابی تلفنی میتواند مهارت و موفقیت  شما را بطور چشمگیر افزایش دهد. به اصلاح معروف یک بله اولیه از مشتری بگیرید بله های بعدی راحتتر میشود . البته یک استثنا برای اثر زایگارنیک وجود دارد . آنهم زمانی که انگیزه کافی وجود نداشته باشد یا انتظار دلچسبی از نتیجه نداشته باشیم . در نبود انگیزه و اشتیاق حتی اثر زایگارنیک هم کارایی ندارد . امیدوارم که مفید بوده باشه خوشحال میشم نظرتون را بدونم</description>
                <category>الهام شاهقلیان</category>
                <author>الهام شاهقلیان</author>
                <pubDate>Tue, 20 Jan 2026 18:03:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اعجاز روش کواکتیو در کوچینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_10225191/%D8%A7%D8%B9%D8%AC%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%DA%A9%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%DA%86%DB%8C%D9%86%DA%AF-gmsr6tvbcjc5</link>
                <description>چرا من این روش را انتخاب کردم ؟ من باید حتما تغییر کنم ، میخام که درآمدم بیشتر بشه ،  باید درامدم زیاد بشه ، امسال حتما باید یه تغییر بزرگ کنم . من خیلی سختی کشیدم ، برای درمان دخترم خیلی اذیت شدم ، بغضش را فرو میداد و چشمهاش پر از اشک میشد. من باید ماشین مورد علاقه ام را بخرم به من بگین چجوری فروشم را بیشتر کنم چجوری درآمدم را افزایش بدم.پرسیدم تصور کن که درآمدت اونقدری که میخای زیاد شده ، خوشحال هستی و...با هم جلسه کوچینگ را جلو بردیم جلسه اول بعد از قرارداد بود ، کم کم درون خودش عمیق شد ، همین الان هم درآمدش خوب بود این چیزی بود که خودش پیدا کرد در واقع مشکلش اصلا فروش و افزایش درآمد نبود. او خوشحال نبود و احساس خوشبختی نداشت چون احساس ناامنی و تنهایی میکرد چون دلخور بود از همسرش و از مادرهمسرش که چند سال پیش از دنیا رفته بود. اینها را خودش کشف می کرد . او احساس میکرد که از سمت همسرش دیده نشده. قدر دانی نداشته است ، انتظارش برای دیده شدن از سمت همسرش بی پاسخ مانده است . دلخور بود از پدری که نگذاشته بود درس بخواند و فکر میکرد چیزی کمتر از یک انسان کامل است چون تحصیلات دانشگاهی ندارد . با افزایش مشتری و شلوغ تر شدن فروشگاهش فقط احساس تنهایی بیشتری میکرد ، بیشتر حس میکرد به اندازه زحمتی که میکشد خوشبخت نیست .پس افزایش مشتری و فروش مشکلی که حل نمیکرد هیچ تازه او را عمیق تر در حس فنا شدگی فرو میبرد . قبل از آنکه به دنبال افزایش مشتری و درآمد بیشتری باشد باید یک فکری برای این من تنهای رها شده اش میکرد .جلسات اول سخت بود اما کم کم پذیرفت که تغییری نمیتواند در دنیای بیرون ایجاد کند او نمیتوانست که همسرش را تغییر بدهد .اما میتوانست خودش را ببیند ، احساس پذیرفته شدن به خودش بدهد و قدر دان تلاشهای ۲۰ سال گذشته خودش باشد و این مسیر را شروع کرد به انتخاب خودش  یکبار گفت همیشه از معرفی خودم و ابراز وجودم در جمع ها خجالت میکشیدم و فکر میکردم آدم مهمی نیستم اما الان به خودم افتخار میکنم و وقتی جایی وارد میشوم خودم و کارم را با افتخار معرفی میکنم . کم کم پدرش ، همسرش و مادر همسرش را بخشید .چندی پیش با خوشحالی گفت همسرم در جمع گفت که به خاطر من خیلی خوشحال است و به من افتخار میکند . دعوت به تدریس یک مهارت در دانشگاه دریافت کرد همان دانشگاهی که دوست داشت درس بخواند حالا به عنوان استاد برای تدریس میرفت .نکته های کوچکی تعریف میکند که نشان از تغییر بزرگی در دنیای اوست ، مثلا اینکه فرزند جوانش یک ساعت مرخصی گرفته تا با او صبحانه بخورد ، نشان از تاثیر گذاری عشق و احترام قوی .جالب اینکه در پایان ارزیابی شش ماهه دو و نیم برابر افزایش درآمد در پایان محاسبات مالی گزارش شد .اینها که میگویم داستان نیست ، ماجرای واقعی و اعجاز روش کواکتیو در کوچینگ است .  مسلما اگر فقط به افزایش درآمد فکر میکردیم و بازاریابی و فروش را تقویت میکردیم هیچ خوشحالی حاصل نمیشد.  وجه تمایز روش کواکتیو که مرا شیفته کرده است همین گستره آن در تمام جوانب زندگی کوچی است . او قرار نیست فقط و فقط به آنچه که بخاطرش به جلسه کوچینگ آمده است و ما به آن little agenda میگوییم برسد لازمه که به کلیت زندگی فرد و ساید ابعادش نیز توجه بشه همان که در روش کواکتیو Big agenda میگوییم . چه بسا تمرکز تنها بر یک نقطه سایر ابعاد زندگی را دچار اختلال کند . مثلا آیا آفزایش درآمد که دغدغه اولیه کوچی هست روابط خانوادگی او را دچار آسیب نمیکند ؟البته که کوچ قضاوت و پیشداوری نمیکند اما هواسمان به همه زندگی کوچی هست .و این رشد همه جانبه همکاری کوچی را میطلبد . در عبارت کو اکتیو همین مهم گنجانده شده است ، کو به معنی با هم و همراهی به نیرویی یینگ جلسه کوچینگ اشاره دارد و اکتیو به فعالیت و جنبه بیرونی جلسه کوچینگ و هر دو با هم باید باشد تا رضایت درونی و full  fil ment حاصل شود . برای شخص من اهمیت برتری مدرک کو اکتیو در رتبه دوم هست و در رتبه اول نتیجه عالی و رضایت بخش این روش اهمیت دارد. شما را دعوت میکنم یک جلسه رایگان با روش کواکتیو مهمان من باشید . رزو جلسه از سایت کوچ https://coachh.ir/elhamshahgholian</description>
                <category>الهام شاهقلیان</category>
                <author>الهام شاهقلیان</author>
                <pubDate>Tue, 18 Nov 2025 17:41:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گوش دادن در کوچینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_10225191/%DA%AF%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%DA%86%DB%8C%D9%86%DA%AF-jlkqn9n7la1h</link>
                <description>مواجهه اول :اولین جلسه کلاس بود ، استاد در ابتدای کلاس ۱۵ دقیقه وقت دادند و تمرین این بود با ۵ نفر آشنا بشیم . خودمون و کارمون و شهر مون را معرفی کنیم و از رویای خودمون بگیم . نفر سوم آن روز هنوز هنوز در ذهن من شفاف و روشن مانده است ، او بر خلاف ۴ نفر دیگر که اسم و شماره تلفن منو یادداشت کردند و اسم و شماره تلفن به من دادند هیچ چیزی یادداشت نکرد شماره ای هم به من نداد .من آن ۴ نفر دیگر را بخاطر نمی آورم ، اما نفر سوم هنوز برایم یک مرجع و فرد قابل اعتماد است من به او اعتماد کردم . او آرام ایستاد و عمیق مرا گوش داد به جای تند و تند یادداشت کردن به معرفی من و رویای من فقط گوش داد و من احساس کردم سالهاست می شناسمش .مواجهه دوم :در پایان کلاس ایستادم تا با استاد حرف بزنم حالم خوب نبود به هم ریخته بودم بخاطر اوضاع مالی و پول زیادی که چندی پیش از دست داده بودم . یادم نیست به استاد چه گفتم اما یادمه که این جمله را که همیشه میگفتم برای استاد هم گفتم : من ورشکست شده ام اما همسر خیلی خوبی دارم . استاد برخلاف همه کسانی که تا اونروز دیده بودم و در جواب میگفتند الهی شکر و این الهی شکر منو خرد میکرد چون این حس را بیشتر در من ایجاد میکرد که لایق این همسر خوب نیستم چون ضرر مالی زیادی به خانواده زده ام .استاد با لبخند مهربان همیشگی فرمود : آفرین به شما که آنقدر باهوش بوده ای که همسر خوبی انتخاب کرده ای . همین جمله یک ضربه بود و یکهو منو تکان داد ، فهمیدم که مشکل الان من که حالم را بد کرده است اوضاع اقتصادی ام نیست من حالم بده چون در برابر همسرم احساس گناه میکنم چون خودم را بدهکار او میدانم چون اون شکست مالی عزت نفس مرا از بین برده است بخاطر همین خودم را کم میدانم و خودم را پشت همسرم قایم میکنم .استاد مرا گوش داد.مرا عمیقِ عمیق گوش داد آنقدر عمیق که تمام نگفته های مرا شنید که ماجرای عزت نفس آسیب دیده مرا شنید ، آنقدر عمیق گوش داد که صدای قلب مرا شنید و مرا از عذابی که برای خودم ساخته بودم رهانید و من کشف کردم که برای احساس خوشبختی به جای جبران پول از دست رفته باید خودم را ببخشم خودم را بپذیرم و عزت نفسم را ترمیم کنم .من همان جلسه اول باور کردم گوش دادن فقط شنیدن انسانها میتواند آنها را نجات دهدآرام آرام زندگیم تغییر کرد و من تصمیم گرفتم هنر گوش دادن را یاد بگیرم و آخرین فرد این حلقه نباشم .یاد بگیرم آنقدر عمیق گوش بدهم تا صدای قلب آدمها را بشنومانسانها اگر بی قضاوت شنیده شوند و در انعکاس گوش دادنِ بی قضاوت و پیشداوری یک کوچ خودشان را ببینند خودشان راه سعادت و تحول خودشان را پیدا میکنند .گوش دادن یکی از اساسی ترین مهارتهای لازم یک کوچ استگوش دادنی که قضاوت ، پیش داوری معنی کردن و... در آن نباشدکوچ برای اینکه به این سطح گوش دادن برسدباید بتواند خودش را پاکسازی کندباید مهارت خودکنترلی داشته باشداز خودش و افکار خودش رها شده باشد .وقتی کوچی صحبت میکند جملات او را در ذهن خودش معنی نکنددر گیر افکار خودش نباشدبرای نتیجه گرفتن از جلسه کوچینگ عجله نداشته باشدبه دنبال پول گرفتن و قرارداد بستن با مراجع نباشدخلاصه انقطاع کامل از خودش داشته باشد ، از خود بریده باشد و کاملا حضور داشته باشد برای کوچی .حضور کاملی که بتداند به گوش دادن سطح سه برسد و ناگفته های کوچی و صدای قلب او را بشنودو این سخت است کار کردن میخواهد تمرین میخواهد و خودمدیریتی قوی میخواهد ، تسلط بر خود میخواهد .این گوش دادن اعتماد ایجاد میکند ، راه شهود را باز میکند و تحول می آفریند .</description>
                <category>الهام شاهقلیان</category>
                <author>الهام شاهقلیان</author>
                <pubDate>Thu, 13 Nov 2025 14:43:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درک لذت لحظه اکنون</title>
                <link>https://virgool.io/@m_10225191/%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D8%A7%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%86-wbvy6uslyyoi</link>
                <description>حضور در کوچینگ داشت از ماجراهای مدرسه میگفت و من در حالیکه به چشمهای سیاه و قشنگش نگاه میکردم ، داشتم گوش میدادم ، موهاش نامرتب شده باید بفرستمش حمام ، مقنعه اش هم حتما شستن میخاد ، تمرینهای پرو کوچ را فردا صبح انجام میدم ، با قهر گفت : مامان شنیدی چی گفتم ؟!!!چند بار در زندگی پیش آمده که به خودت اومدی و متوجه شدی که دقایقی و شاید ساعتهایی است که در حال انجام کاری ( رانندگی ، سر کلاس و کارهای روزمره و حتی مطالعه ) هستی اما بخشی از وجودت و شاید بخش اعظم ان در جای دیگری است .بخشی از تو در روز گذشته ، هفته گذشته ، ماه و یا سالهای گذشته یا آینده ، در لابلای کارهایی که انجام داده ای یا قراره انجام بدی جا مانده است . در جایی غیر از لحظه اکنون متاسفانه سرعت دنیای فست فودی امروز ما را به این سمت سوق داده است که در لحظه اکنون تمامیت نداشته باشیم و فراموش کرده ایم که تنها دارایی ما زمان حال است .من نیز بارها این تجربه را داشته ام تا زمانی که با کوچینگ آشنا شدم ومتوجه شدم لحظه اکنون تنها یک واژه شاعرانه نیست ، بلکه عمیق ترین میدان تجربه انسانی است .ما برای بودش در لحظه حال خلق شده ایم و در واقع خالق هستی و ما را آن به آن و لحظه به لحظه خلق میکند و تنها دارایی ما لحظه حال است .وقتی در اکنون هستیم نیازی به کنترل کردن چیزی نداریم چون در لحظه اکنون همه چیز درست سر جای خودش قرار دارد پس نقطه پایانی است بر نگرانی ها قضاوتها ترسها و... واین یعنی امنیت دقیقا همان چیزی که در یک جلسه کوچینگ ، کوچی نیاز دارد تا خودش را در آینه ببیند و تحول همان غایتی که از یک جلسه کوچینگ انتظار داریم اتفاق بیفتد.این حضور ، توجه و تمامیت داشتن در لحظه اکنون همان حلقه گمشده ماست و همان رکن اساسی یک جلسه کوچینگ ، همان گوهر ارزشمندی که کوچینگ را از یک گفتگوی ساده یا حتی یک گفتگوی لذت بخش حال خوب کن به یک معجزه تحول آفرین تبدیل میکند ، همین حضور در لحظه اکنون کنار یک فرد دیگری که ایمان داری برای حل چالش اش کافی است و جواب سوالهایش را درون خودش دارد ، این ایمان و اطمینان و آرامش از حضور می آید .اگر این حضور نباشد هیچ سوال قدرتمندی درست و به جا پرسیده نمیشود و تحولی ایجاد نمیکند . برای رسیدن به این لحظه ناب پیش نیازهایی لازم است  ✔️ نیت قلبی کوچ ✔️ پاکسازی کوچ از هر آنچه غیر از کوچی ✔️ رهایی از ترسها ، قضاوتها و نگرانی که هم علت اند و هم معلول عدم حضور ✔️ ایمان به خالق و اینکه راه اعجاز باز است ✔️ ایمان به کافی بودن کوچی و نکته جالب اینکه حضور با تلاش اتفاق نمی افتد با رهایی رخ میدهد .هر گاه کوچ حضور کامل و در لحظه در کنار کوچی داشته باشد فقط در لحظه تمامیت داشته باشد ، خودبخود میشنود و حس میکند با گوش و با قلبش هر انچه را که کوچی میگوید و نمیگوید این حضور دروازه ایست برای ورود به دنیای پنهان کوچی و کلیدی که گفتگو را از سطح به عمق میبرد . اعتماد می آفریند و شهود این ناپیدای انکار نشدنی راه را برای خلق تحول عمیق کوچی باز میکند .حضور در واقع تمرینی برای زندگی است. لازم است به عنوان یک کوچ در تمام طول روز حضور را تمرین کنیم و روشن است که هنر زیستن در لحظه یکباره از دست نرفته است که یکباره برگردد . اما تصمیم راسخ میخواهد برای تمرین حتی با چند دقیقه در روز ، صبحها و شبها در زمان نیایش و نماز ، آرام آرام ذهن نظم میگیرد و از چند دقیقه به چند ساعت میرسد و هنر حضور در لحظه اکنون را یاد میگیریم و به درک لذت لحظه اکنون نائل میشویم  که اولین و پایه ای ترن  مهارت یک کوچ است</description>
                <category>الهام شاهقلیان</category>
                <author>الهام شاهقلیان</author>
                <pubDate>Tue, 04 Nov 2025 11:07:07 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>