<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Mary</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_11149654</link>
        <description>دختر شهریور
 بیزار و عاشق تنهایی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 15:25:09</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4137479/avatar/hVjHWr.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Mary</title>
            <link>https://virgool.io/@m_11149654</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فرار</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11149654/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1-zhstab6jehjr</link>
                <description>همیشه در زندگی درحال فرار بودم فرار از واقعیت های زندگیمفرار از پذیرش فرار از درک شرایط و فکر کردن فرار از غصه خوردن اما.... این دنیا همیشه منو گوشه رینگ گیر آورد  و همه اینها رو توی صورتم کوبیدمن!! هم پذیرفتم پدرم نیست! هم پذیرفتم زندگی من سخت خواهد بود! هم درک کردم باید زندگی کرد حتی اگر خوشی نباشهباید ادامه بدی! حتی اگه این ادامه دادن فقط شامل خوردن و خوابیدن و... فکر کردن به همون مشکل با‌شههم غصه خوردم واسه تک تک غصه های دلم! واسه غم تنهایی! غم بی پشتوانه بودن! غم سردرگمی. کم عقلی! من راهی ندارم جز بزرگ شدن :) حتی اگه.... :(</description>
                <category>Mary</category>
                <author>Mary</author>
                <pubDate>Mon, 23 Feb 2026 14:39:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بد تر از بدتر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11149654/%D8%A8%D8%AF-%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%AF%D8%AA%D8%B1-fubgps7y9zjs</link>
                <description>بی انگیزه تر از همیشه امعمیقا حال زندگی کردن ندارممثل یه بچه که منتظر باباشه از سرکار بیاد و بعدش برا‌ش بستنی بگیره منتظره مرگم!! همونقدر امیدوار برای مردنهمونقدر بی تاب برای مردنچیشد اینطوری شدم؟؟_خیلی سادهبی تفاوت از کنارم رد شدنهمه آدمای مهم زندگیم خیلی راحت و بی تفاوت از کنارم گذشتن و نگفتن چی شدچه بلایی سرت اومد و تهش من این مریم شدمناامید و بی تفاوت نسبت به خودمنسبت به همه چی!!!ولی میترسم!!از طولانی شدن روزهااز تموم شدن شبها و دوباره روز شدناز نمردن و زنده موندن با این حال و روزهر لحظه مرگ رو میچشی اما ادامه داریوحشتناکهتا حسش نکنی نمیتونی متوجه بشی زندگی بی انگیزه چقدر میتونه از یه بیماری صعب العلاج ترسناک تر باشهپایان8 آذر 140421 سال از عمرم گذشت و چیشد؟!!هیچو تمامنماید و بی تفاوت</description>
                <category>Mary</category>
                <author>Mary</author>
                <pubDate>Sat, 29 Nov 2025 01:22:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شاید برای آخرین بار</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11149654/%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-muluwdcfal3a</link>
                <description>یه تصمیمی همین حالا گرفتم؛ بعد از کنکور همش خودمو کنترل میکردم که تصمیمی نگیرم، حرفی نزنم، حتی به آینده فکر نکنممیخواستم زمان بگذره و خوب استراحت کنماما دیگه نمیتونمتا کی خودمو گول بزنم دروغ بگم الکی امیدوار باشم خودم که میدونم این کنکور رو نابود دادم انقدر که تقریبا مطمئنم مجاز نمیشم برم دانشگاه حالا چه برسه به رشته هایی که من مدنظرم بوده، فکر نکنم با سوابق هم بتونم، باید جدی استارت بزنم درس بخونم یا جدی تصمیم بگیرم تا آخر عمرم هیچ کاری نکنم و خودمو به جریان زندگی بسپرم که البته من آدمش نیستم همه دارن پیشرفت میکنن با حال خوب زندگی میکنندیگه واقعا بسه من از شهریور استارت میزنم. برای آخرین بار تلاشمو میکنم سعی میکنم مشکلات زندگیمو به موازات کنکور حل کنمهر چه شد، شد بهتر از این وضع قطعا&quot;نه مرگی در راه است که از بلایای زمینی نجات پیدا کنی و نه معجزه ای... در کنار خودت فقط تو را می بینم... بلند شو که زمان می ایستد برای تو تا بالاخره بلند شوی و به پایان برسانی این زندگانی را&quot; جرئت زندگی بسپرم</description>
                <category>Mary</category>
                <author>Mary</author>
                <pubDate>Sun, 10 Aug 2025 10:27:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاریکتر از سیاهی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11149654/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87%DB%8C-oomylqqtvhnf</link>
                <description>دنیا خیلی سخت گرفته همه چی روواقعا خسته امنه اجازه رفتن دارمنه انگیزه ای واسه موندن!!هر چقدر فکر میکنم هیچ راهی ندارمهیچی دلیلی ندارم...واسه خوشحال بودن واسه خندیدن!!همه رویاهام، همه هدفام تبديل شدن به حسرتحسرت هایی که منشا همشون یه حسرت بزرگترهحسرتی که وقتی به وجود اومد هنوز هیچی ازش نمیدونستمپدرمحتی نتونستم براش دعا کنم پیشم بمونهتنهام نذارهنتونستم ازش خواهش کنمالتماس کنممن بی سلاح ترین دخترش بودممگه یه دختر 1 ساله چه کاری ازش برمیادحالا 20 ساله با این حسرت بزرگ شدماز اون روز تا حالا نه تنها چیزی نتونست جاشو بگیرهبلکه بعد از اون همه چی دونه به دونه باهاش رفتن و میرنانگار قرار نیست که هیچی خوب بشهنمی‌فهممهیچی از این دنیا نامرد نمیفهممروزهای تاریک زندگیم داره تاریک تر میشهخدا کجایی؟؟پدر کجایی؟؟کمکم کنیدمنو بیشتر از این تنها نذارید!!</description>
                <category>Mary</category>
                <author>Mary</author>
                <pubDate>Thu, 07 Aug 2025 00:32:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ازت متنفرم!!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11149654/%D8%A7%D8%B2%D8%AA-%D9%85%D8%AA%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%85-gncmcaqgzmv4</link>
                <description>ازت بدم میاد!!به خاطر تو همه سر جنگ دارنبا خودشون با خانواده‌ اشون با خداشونسخته ازت گذشتنسخته زندگی کردن باهاتبا تو و بدون تو بودن سختهامروز فهمیدم چقدر حقیریو آدما رو حقیر میکنیولی مگه چاره دیگه ای هم هستما طور دیگه بلد نیستیم زندگی کنیمفقر مارو آزار میدهتلاش می‌کنیم ثروتی بدست میاریمبعد میفهمیم اینم چیزی نیستپایین بودن در هر زمینه ای آزارمون میدهمیرم دونبال ارتقا پیشرفتخب تهش چیهمش غر که چرا انقدر کار دارمبه بچم به همسرم نمی‌تونم برسممشکل از توئهنه از ما!!تو از دور مثل یه رویای جذابی ولی از نزدیک...!!تو هیچی نیستیخلا ما رو پر نمیکنیآدما رو به جون هم میندازیحسادت فرزند نحس توئهدنیا ازت متنفرم به خاطر همه چیاما ازت ممنونم فقط واسه یه چیزیارزش روح و قلب رو بهم نشون دادی با بی ارزش بودن خودتپ. نبسیار دیدگاهم سلیقه ای استدید منفعلانه ای به زندگی ندارمصرفا حس و حال این روزا بودانتخاب</description>
                <category>Mary</category>
                <author>Mary</author>
                <pubDate>Thu, 24 Jul 2025 04:35:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جهان مریم 🌏</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11149654/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%F0%9F%8C%8F-yj32itnktvla</link>
                <description>سلام 😊رفتم چند تا کتاب گرفتمبینوایان رکسانا و یه کتاب شعر مولاناکتاب شعر‌ش که معرکه استحتما براتون گلچین میکنم میذارمو اما کنکورهنوز نمیخوام به چیزی فکر کنم حس میکنم باید استراحت بدم به خودمکتاب هامو جمع کردم گذاشتم کنار حتی جلوی چشمام نباشهقبل کنکور نمیخواستم اینکارو بکنم چون فکر میکردم دیدن کتاب هام محرکه براماما اینطور نیستاتاق بدون کتاب و نوشته های کنکوری برام شبیه یه رویا شدهالبته موقتاول حس میکنی یه چیزی کمه اما عادت میکنی جاشو پر کنی و اگر نشدبعد مدتی میری سراغشالبته من الان توی تایمی هستم که دارم جای کتاب هامو با چیزهای دیگه پر میکنماتاق مریم که حکم جهانش رو داره الان در آرامشه و شاملدو تا کتیبه مذهبی برای منبع الهام و آرامشمیز مطالعه برای نوشتن روزمره و این دست کارهاتختی برای استراحت و مکان دنج برای نگاه کردن به سقف آرزوهاشو....مریم و افکار‌ش</description>
                <category>Mary</category>
                <author>Mary</author>
                <pubDate>Tue, 22 Jul 2025 16:31:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بدون کنکور چطور زندگی کنم؟!</title>
                <link>https://virgool.io/konkurfightclub/%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%DA%A9%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%B1-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%85-ankd7hgzwegj</link>
                <description>سلام سلام من مریمماولین پست همیشه معرفیهاما من میخوام از همین &quot;الانم&quot; بگمروی مبل دراز کشیدمساعت 5 صبحهحدود یک روز از کنکور میگذرهو حالا فکر میکنم که ادامه راه رو باید چیکار کنمچطور بدون کنکور زندگی کنم؟؟فعلا تنها برنامه ام اینه برم کتابخونه و چند تا رمان بگیرم و..شما ایده ای ندارید؟؟و..</description>
                <category>Mary</category>
                <author>Mary</author>
                <pubDate>Sat, 19 Jul 2025 05:26:31 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>