<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سپیده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_11415314</link>
        <description>همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی ، که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-06 04:20:38</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2052827/avatar/oUD3Pa.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سپیده</title>
            <link>https://virgool.io/@m_11415314</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آن روحِ زخمی</title>
                <link>https://virgool.io/MAHDIJAN/%D8%A2%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D9%90-%D8%B2%D8%AE%D9%85%DB%8C-xztezsrw2pma</link>
                <description>برایت گریه خواهم کرد اما صبح بعد از جنگ؛صبح بعد از جنگ رسیده، پس حق دارم داغِ دل فاش کنم ..من صاحب عزا هستمپدر از دست داده اموقتی سیدابراهیم شهید شد تو گفتی ؛دلم سوخت دلم برای رئیسی سوخت ..حالا دل ما سوخته دل ما شقه شقه شدهدل ما در آتش می سوزد اما دیگر تو نیستی تا به ما دلگرمی بدهیچه حکمتی دارد ماه رمضان و شهادت علی گونه شهید با لب تشنه حالا من همان کودک یتیم کوفی هستمکاسه شیرم افتاده و شکسته ..علی کجاست ؟!علی کجاست ؟!علی راحت شد علی راحت شد کودکِ بی نوا ..علی از دست جماعتِ بی وفای کوفی راحت شدعلی از دست تمام زخم زبان ها ، تهمت ها ، کنایه ها و توهین ها راحت شد ..باختند ، مردمانی که تو رانشناختند !آه . . . از دنیای بعد از علیعلی الدنیا بعدک العفانمی دانم چه بر سر پیکرت آورده اند اصلا چیزی از تو مانده ؟!گویا بنی امیه آمده اند سرها را بریده اندبدن ها را پاره پاره کرده و بر روی بدن های صدچاک اسب دوانده اند ..شهیده زهرا گلپایگانی، نوه چهارده ماهه رهبرِ شهید 🖤رسم سنگ آن است و این آیین آن آیینه ها !والله والله ؛هرگز چون منی با چون یزید بیعت نخواهد کرد .آرام باش دیگر استراحت کن تن زخمی و جانبازت بالاخره آرام گرفت نگران هیچ چیز نباش آن دست های جانباز آن پاهایی که سالها در راه خدا دویدند چشم هایی که شب ها از خوف خدا گریستند و روزها مایهء وحشت دشمنان بودند آن پیکر پاکحالا دیگر همگی آرام گرفته اند قطره قطره خونت را توتیای چشمانم می کنمتا بیشتر از پیش حق و حقیقت را ببیننددرود بر تک تک زخم هایت ؛جایی خواندم که در اولین ملاقات ملائکبا برخی انسان‌ها، فرشته‌ها بر‌میخورند بهروح‌هایی که هیچ زخمیندارند..فرشته ها ازایشان میپرسند ؛یعنی هیچ چیزی نبود کهبخاطرش بجنگید؟!..دیدن مرده‌هایی که روح زخمی دارندزیباست ،بالاخره چیزی برایجنگیدن داشته‌اندو جنگیدن زیباست..يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةًفَادْخُلِي فِي عِبَادِي وَادْخُلِي جَنَّتِي ..تا شخصیت را نکشی نمی توانی جسم را بکشی من همان روزی که شایعه ها ساختندو نفرت ها پراکندند و دستِ جانبازت را تمسخر کردندو تو را در ذهن عده ای شکستند فهمیدم قرار است که مدت کوتاهی بعد جسمت را بزنند چون نمی توانستند تو را در اوج محبوبیت بکشندپس باید قبلش تصویرت را در ذهن بعضی ها پاره می کردند ..گمان می کردند حالا که هم شخصیت را کشته اند و هم جسم برای همیشه فراموش می شوی ولی ..امروز حتی از تبلور حضور عاشقانت نمی توانم به تلویزیون هم نگاه کنمتیرماه پارسال هم نتوانستم آن مراسم وداع را نگاه کنمآن روز ها عدم‌نگاه کردنم از روی اندوه و شوک روانی بود که به من وارد شده بودمن نمی توانستم آن تابوت ها را نگاه کنم امروز از روی غم نیست از روی عظمتی است که بزرگ ترین مراسم وداع تاریخ در خود جای داده این حجم از اعجاز و لطف خدا برای روحِ کوچک من قابل هضم نیست ..مگر می شود نامی که هزینه ها کردند تا خدشه دار شوددر عرض کمتر از دو ماه اینگونه زیبا بر زبان حق خواهان جاری شود ..و از جای جای دنیا برای وداعِ با تنِ زخمی تو خیابان های ایران قرق کنند ..واقعا حق ندارم که قربان صدقهء اعجاز چنین خدایی بروم ؟!اگر من جای قاتلان تو بودمآخرین گزینه ای که به ذهنم می رسید قتلت بود ..وقتی شخصیت را کُشته ای مگر احمق هستی که جسمِ هشتاد و پنج ساله ای که چند سالی بیشتر از عمرش نمانده اینگونه حماسی به قتل برسانی ؟!وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ ؛سالها نقشه می کشند و حیله می ورزند درنهایت از جایی که گمانش را نمی کنند مغلوبِ تدبیر الهی خواهند شد !نقشه هایشان خوب پیش رفته بودولی صبح ۹ اسفند قافیه را بدجور باختند ..امروز نام تو به عنوان محبوب ترین مبارز ایران ثبت می شودو دیگر نمی توانند نامی را که روزی با هزار حیله مخدوش کرده بودند از لوح جهان پاک کنندوَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ ..و من بازهم به اعجاز خدای تو فکر می کنمبیتی را که زمزمه می کردی به یاد می آورم ؛گرم است به هم پشت رقیبان پی قتلمای عشق دل افروز ! دل من به تو گرم است ..واقعا چه عشقیچه عشقی دل افروزی..و دوباره باید با خطِ درشت نوشت ؛خدای خامنه ای زنده است ای مردم !</description>
                <category>سپیده</category>
                <author>سپیده</author>
                <pubDate>Sun, 05 Jul 2026 18:23:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هیچ اتفاقی بعد تو دیگه واسه فراموشیت کافی نیست</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11415314/%D9%87%DB%8C%DA%86-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D9%87-%D9%88%D8%A7%D8%B3%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-hp61tp6ju3rb</link>
                <description>مغز انسان را برای فراموش کردن نیافریده اند اصلا آدم حافظه دارد تا فراموش نکند تو چطور انتظار داشتی که فراموشت کنم ؟!آن هم تو را ..من از اول هم نباید با تو همراه میشدم تا امروز هر خاطره ای مثل خنجر در قلبم فرو نرود ..می دانی آزار دهنده ترین خاطرات کدام هستند ؟!نه روزهایی که قلبت درد می گرفتو من می دانستم درد های گاه و بی گاه این قلبِ زخمی روزی تو را زمین می زنند نه روزهایی که در میان آن حسِ مبهم دست و پا میزدی تو گمشده ای داشتی و خودت هم نمی دانستی آن گمشده چیست همان گمشده قلبت را به درد آورده بودتنها چیزی که آرامم میکند این است که مطمئنم دیگر گمشده ات را پیدا کرده ای ..دردناک ترین خاطره، خاطره ای است که در آن خندیده بودی و امروز من را به گریه می اندازد من حتی اگر تمام عکس هایت را پاره کنم و تمام وسایلت را دور بیندازم و تمام دست نوشته هایت را بسوزانم تصویر خندهء تو در ذهن من نخواهد سوخت مغز را برای فراموش کردن نیافریده اندمغز را آفریده اند تا حفظ کندتا صدای خنده هایت را در ضمیر خود حفظ کند و چه پارادوکس زجرآوری ساخته می شودوقتی که مغز هم تصویر تو را در خود حفظ می کندو هم لحظه ای را که خبر رفتنت را شنیده و اصرار بر این دارد که تو دیگر در این دنیای مزخرف نیستیگوش شنیدهمغز پذیرفته و چشم ها ثبت کرده اند ولی قلب ؛قلب نمی پذیردقلب تا سالها بعد هم نخواهد نپذیرفت که دیگر نیستی وقتی هر روز مغز پژواک خنده هایت را مرور میکند قلب نمی پذیرد که نیستی و من حق را به قلب می دهم ؛چون وقتی هنوز هم با دیدن هرچیزی که تو دوست داشتیبه وجد می آید و احساس میکند که دوباره تو را دیده است قلب می گوید تو هنوز هم در این دنیا هستیو من حق را به قلب می دهمپس از من نخواه که فراموش کنم ؛چون حتی مغز هم فراموش نمی کندچه برسد به قلب که من به آن اجازه داده ام همیشه تصویر لبخندت را زنده تر از هر زنده ای بر در و دیوار این اتاق ماندگار کند..هیچ اتفاقی بعدِ تو دیگه واسه فراموشیت کافی نیست؛سردرگمم تو کوچه تو بازار، تو کافه ها جای اضافی نیستپنجشنبه های بی تو هر هفته، یادت باشه که چی بهت گفتم؛از روی کوه از روی پل رو تخت، هرجا باشم یادِ تو می افتم ..مائده هاشمی</description>
                <category>سپیده</category>
                <author>سپیده</author>
                <pubDate>Thu, 02 Jul 2026 08:42:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آقایان چرا گل به خودی می زنید؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11415314/%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%DA%AF%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%B2%D9%86%DB%8C%D8%AF-jyeihrpkerai</link>
                <description>حکایت هستهء سخت حامیان حاکمیت هم شده است حکایت‌ چوب دوسر طلا ؛هم از باند های سیاسی جمهوری اسلامی کتک می خورندهم از سلطنت طلب و دشمن خارجی !من کمتر حکومتی را سراغ دارم که به اندازه جمهوری اسلامی در دلسرد کردن طرفداران خودش مهارت داشته باشد ؛وقتی جنگ‌می شود و از آسمان موشک می بارد ، باید جوانان انقلابی بروند بجنگند و تجلیل می شوند و آقایان از ایشان رضایت دارند ؛وقتی بخاطر گندکاری های اقتصادی و اجتماعی شان جامعه آبستن آشوب می شود بازهم این جوانان هستند که‌باید بروند وسط خیابان و سلاخی بشوند تا نظام ضربه نخورد و بازهم نیش آقایان تا بناگوش باز است و از جوانان انقلابی تجلیل می کنند اما همین که موقع انتخابات می رسدو آن صندلی های جذابی که قرار است بر آن تکیه بزنند خودنمایی می کننددیگر خبری از تجلیل و تمجید نیستهمین قشری که در بحران ها اولین خط دفاعی جمهوری اسلامی هستند تبدیل می شوند به اهریمن و طالبان و خشکه‌مغزکه آقایان تشنه قدرت آمده اند با این اهریمنان مبارزه کنند و ملت را به آزادی برسانند :)ما هم که خبر نداریم بساط این سخت‌گیری های غیراصولی فرهنگی و مدنی را همین مدعیان امروز راه انداخته اندهمین ها ک امروز حزب چپ حاکمیت اند اما در دهه شصت راست گرا ترین بودند و پونز در پیشانی بی حجاب فرو می کردند و الان چون برای کسب رای و قدرت زور چپ گرایی بیشتر می چربد تغییر موضع داده اندبله این آقایان قشر مردمی حامیِ حاکمیت را فقط برای جان دادن و فدا شدن و سالی چندبار راهپیمایی رفتن می خواهند !!جوان انقلابی نباید حرف بزندنباید مطالبه کندو نباید انتقاد کند که مبادا دشمنان خارجی سواستفاده بکنند یا خدایی نکرده با دشمن همصدا شود ؛اما تجربه ثابت کرده دشمن خارجی از انتقاد چهارتا جوان سواستفاده نمی کندبلکه از سیاست های غلط خود آقایان سواستفاده می کند ..زمینه ساز آبان ۹۸ چه کسانی بودند ؟ مگر جز خود آقایان که با سیاست غلط اقتصادی جامعه را به اضطرار رساندند و بعد در کمال وقاحت اذعان کردند که صبح جمعه فهمیده اند ؟!زمینه ساز اتفاقات ۱۴۰۱ چه کسانی بودند ؟مگر جز کسانی که با ایجاد سازو کار های غلط نظارت بر حجاب جامعه را ملتهب کردند !مگر مسعود پزشکیان در دهه نود به احمدی نژاد نامه ننوشته بود و از او درخواست نکرده بود که گشت ارشاد را تقویت کند ؟اما سال ۱۴۰۱ شده بود کاسه داغ تر از آش و در آنتن زنده تلوزیون قبل از اعلام نتایج تحقیقات پزشکی قانونی ادعا کرد که مهسا امینی بدست پلیس کشته شده !مدیونید که اگر فکر کنید این تغییر مواضع برای جلب کردن رای قشر خاصی در انتخابات ریاست جمهوری بوده است !زمینه ساز دی ماه ۱۴۰۴ چه کسانی بودند؟مگر جز خود آقایان که با گوش ندادن به حرف دلسوزان شوک درمانی اقتصادی را تکرار کردند ؟ حالا چه کسی با دشمن همصدا است ؟چه کسی باعث سواستفاده دشمن خارجی می شود ؟جوانان حامی آرمان خمینی و خامنه ای که اگر چند کلمه انتقاد بکنند متهم می شوند به خوارج بودن و یا آقایانِ چپی و راستی که پنبه در گوش کرده اند و طاقت شنیدن دو کلمه حرف حساب را ندارند ؟!نمی دانم چطور می شود به این آقایان فهماند که ما دشمن شما نیستیم مایی که با قلب و جان به آرمان شهدای این انقلاب اعتقاد داریم چطور می توانیم بدخواه شما باشیم؟ما حتی چشم طمع به آن صندلی های لعنتی که تکیه زده اید و رهایشان نمی کنید هم نداریم !قصدمان تخریب شما هم نیست فقط انتقاد پذیر باشد ! در پس این همه بحران اصلی ترین عاملی که جمهوری اسلامی را حفظ کرده همین حلقهء حامیان مردمی حاکمیت بوده اند و جمهوری اسلامی اینگونه از روی کم لطفی با آنها برخورد می کند !من شک ندارم زمانی جمهوری اسلامی از پای در خواهد آمد که این حلقهء مردمی را از دست بدهد ..بهتر است در بحران های آتی اقتصادی آقایانی که جوانان انقلابی را به باد تهمت و توهین و سرکوب بسته اندآقازاده های خودشان را که بخشی از این بحران ها هم حاصل رانت خواری این گل پسر ها است را به خیابان بفرستند تا سلاخی شوند و از نظام دفاع کنند و مدالِ ایثارگری بگیرند !و مخلص کلام اینکه ؛جوانِ انقلابی که فقط پلاکارد به دست بگیرد و شعار تکرار کنند به درد این مملکت نمی خوردانقلابی واقعی اهل انتقاد و مطالبه است آقایان باید اول از همه بروند خودشان را اصلاح کنند که طاقت شنیدن هیچ حرفی جز حرف خودشان را ندارند و بترسند از روزی که به بقول امام خمینی؛ این مردمی که شماها را روی کار آورده‌اند، این مردم زاغه‌نشین که شماها را روی مسند نشانده‌اند ملاحظه آنها را بکنید، و این جمهوری را تضعیفش نکنید. بترسید از آن روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست، و یک انفجار حاصل بشود. از آن روز بترسید که ممکن است یکی از «ایام الله» خدای نخواسته باز پیدا بشود، و آن روز دیگر قضیه این نیست که برگردیم به ۲۲ بهمن، قضیه [این‌] است که فاتحه همه ما را می‌خوانند!شما فقط فدا بشید:)) باقی وظایف رو بسپارید به آقایون!استقلال فکری داشته باشید !واقعا :))))))</description>
                <category>سپیده</category>
                <author>سپیده</author>
                <pubDate>Tue, 30 Jun 2026 11:49:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نسخه پرمیومِ ایران ویژه تابستان و جنگ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11415314/%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%88%D9%85%D9%90-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AC%D9%86%DA%AF-fh9hj4obzpok</link>
                <description>شنیدم اروپایی ها دچار گرمای بی سابقه شدن ؛ منم الان کنار بخاری نشستم :))حالا اروپایی ها بیان حسرت شهر ما رو بکشن 😔😂دمای هوا رو وسط تابستون عشق می کنید؟😂☃️❄فکر میکنم توی گرمای تابستون یکی از مناسب ترین شهرهای ایران برای زندگی اردبیل باشهاینطوریه که چله تابستون میری آلوارس و یکم که جلوتر میری برف می بینی بله ما اینجا سوئیس داشتیم وقتی هنوز سوئیس رفتن مُد نشده بود 😌😂بهشتِ آلوارس🌱 ..البته یکسال اخیر یه امتیاز دیگه هم به اردبیل اضافه شده اونم اینکه از خطرات جنگ در امانه :)))چه تو جنگ ۱۲ روزه چه تو جنگ رمضان بجز یکی دوبار ک صدای پدافند اومد( اونم فک کنم خبری نبود؛ داشتن تست می کردن) هیچ حمله ای به شهر نشد ..هر چند شهرستان های مرزی رو چندبار جزئی زده بودن و یکی دو نفر شهید شدن ..احساس میکنم اسرائیل خبر نداره ایران استانی به نام اردبیل هم داره 😔😂؛ وای از روزی که خبر دار بشه چون خونه ما نزدیکه مرکز سپاهه،سر خیابون نیروی انتظامی هست کنارشم مرکز اطلاعاته 🤧( باید برم وصیت نامه ام رو بنویسم 😂) آخرش معلوم میشه اون ۴۵۰ کیلو اورانیوم که دارن دنبالش می گردن رو دولت توی اردبیل مخفی کرده بوده و ترامپ بدجوری رکب خورده 🗿خلاصه که ما فعلا داریم از نسخهء پرمیوم ایران استفاده می کنیم :)))</description>
                <category>سپیده</category>
                <author>سپیده</author>
                <pubDate>Mon, 29 Jun 2026 19:55:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فحش خوردی؟ نوش جانت!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11415314/%D9%81%D8%AD%D8%B4-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%AA-rolzhu1ydmm5</link>
                <description>دیروز یکی از دوستان می گفت ؛تو فحش خورت ملسه اینهمه فحش خوردی و توهین شنیدی خسته نشدی از دفاع از چیزی که فکر میکنی درسته ؟!لااقل یه جوابی به یارو بده دل ما هم خنک بشه!جدا از اینکه من اصولا در زمینه فحاشی مهارت چندانی ندارم و دایره واژگانم محدوده 😅اما به فکر فرورفتم من واقعا با شنیدن توهین ها ناراحت میشوم ؟!اگر بگویم نه که دروغ گفتم راستش را اگر بخواهید قبلا مثل سه، چهار سال پیش خیلی بیشتر حرص میخوردم و میخواستم در دم با لگد بزنم و کل دندان های طرف را در دهانش خورد کنم :))اما رفته رفته برایم کم اهمیت شدنمی دانم شاید هم عادت کردم الان کمی دلخور میشوم و بعضا در دلم هم عرض ارادتی به طرف مقابل میکنم 😅 ولی دیگر مثل قبل حرص و جوش نمی خورمالان که دقت میکنم این دلخوری ناشی از چیست ؟!مگر چیزی جز غرور باعث میشود که من از فحاشی طرف مقابل اذیت بشوم ؟!جدی جدی انگار من خودم را خیلی تحویل گرفته ام و فکر کرده ام کسی هستم !!حالا دو تا هم فحش خوردم و چهار تا هم تهمت شنیدممگر من چه کسی هستم ..؟مگر من را بر روی هفتاد منبر لعن می کنند ؟!مگر به جایی رسیده ام که هیچ کس در شهر جواب سلامم را ندهد ؟!مگر من شبانه به در خانه فقیری غذا برده ام و او هم غذا را گرفته و در جواب فحشی هم حوالی خودم کرده که خدا لعنت کند این امیرالمومنین را غافل از اینکه امیرالمومنین خودم هستم :))یا مثلا مگر از پشت بام خانه ها بر سرم زباله ریخته اند ؟!اگر این بلاها را بر سر من می آوردند چه می کردم ؟!در بهترین حالت آن عرض ارادت قلبی ام را به زبان می آوردمدر بدترین حالت هم می زدم استخوان های طرف را خورد و خاکشیر می کردمخب طبیعی است من خودم را خیلی تحویل گرفته ام و وجود ناچیز خودم را خیلی ارزشمند می دانم که احدی حق ندارد به آن توهین کند ولی کسانی هم بودند که وجود خودشان را بسیار کوچک می دانستند و ذره ای غرور نداشتند ..من اگر بودم و بر سر زباله می ریختند زباله را در حلقوم شان فرومی کردم !ولی کسی را سراغ دارمکه وقتی یک روز از خانه بیرون آمد و برخلاف روال هر روز بر سرش زباله ریخته نشدسراغ کسی را که بر سرش زباله می ریخت گرفت !گفتند که او مریض شده و به عیادتش رفت !!!بله او پیامبر خدا بود و روحش بزرگ تر از آن بود که بخواهد کینه دشمنش را به دل بگیرد و حتی عیادتش هم کرد ولی خب من با این وجود باارزش باید هم بهم بربخورد که از فلانی فحش شنیده ام :)))بعضی وقتها هم که خوب فکر میکنم می بینم بعضی از این فحش ها زیاد هم نامربوط نیستند و من واقعا بعضی وقتها کمی شایسته این الفاظ زیبا هم بوده ام !پس باید روزی چند بار به خودم بگویم ؛که این غرور مزخرف را رها کن فحش خوردی ؟!بعد از این هم باید بخوریاینها که چیزی نیستندصبر کن ببین چه چیزهایی قرار است بشنوی فحش خوردی ؟!نوش جانت !گاهی لازم است شهید تهرانی مقدم به من نهیب بزند :[ بچه ها توی وادیِ خدا نون و حلوا خیرات نمی کنن!وادیِ خدا سخته بچه ها ..فحش و لعن و دشنام و.. دارهولی مردش باید مسیر رو تا انتها بره ما خیلی از مسیر رو اومدیم بچه ها دقیقه نودی مواظب باشید بازی رو نبازید این نصیحت من به شما و نصیحت خودم به خودم !]</description>
                <category>سپیده</category>
                <author>سپیده</author>
                <pubDate>Sat, 27 Jun 2026 15:19:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عیارِ عصرِ عاشورا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11415314/%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D9%90-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%90-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7-dwgwocv2jhe6</link>
                <description>حالا عصر رسیدهامام را کُشتند بدنش را پاره پاره کردند سرش را جدا کردند پیراهنِ نخ نمایش را ربودند تمام شد !واقعا تمام شد ..فردا دوباره آفتاب سر می زند پرنده ها آواز می خوانند مردم مثل سابق زندگی می کنند و ظلم ؟!ظلم هم تمام نمی شود ..ظلم در حال انتقال استاز دستانِ یزیدی به دستانِ یزید دیگر نکند انتظار داشتی با پخش شدن تکه های بدن بهترین بندگان خدا در بیابان ها کوه ها با همه عظمتشان فرو بریزند و یا زمان بایستد ؟!واقعیت تلخ است ؛بدون حضور امام بازهم زندگی بر روی زمین جریان دارد ؛ساعت ها نمی ایستند آفتاب گرمایش را دریغ نمی کند و آب ها نمی خشکند !عیارِ عصرِ عاشورا در قلب من و تو استاین تو هستی که باید ببینی بعد از قتل امامت مثل سابق به زندگی ادامه خواهی داد یا نه ؟!زمین با همه عظمتش برایت تنگ خواهد شد ؟!و در هر لحظه آتشی قلبت را خواهد سوزاند تا به هر طریق ممکنولو با کوچک ترین کنش هابه ظالمانی که نعمت ولایت را از تو دریغ کرده اند ضربه بزنی..؟پارسال همین روز ها بودکه جانِ سیدعلی را تهدید می کردند می شنیدم رجزهایی را که از زبان عده ای جاری میشد؛که اگر امام مارا بکشید چنین میکنیم و چنان میکنیم !!الان چهارماه گذشتهو من نشانی از آن رجزها نمی بینم من انتظار داشتم فردای عصری که سیدعلی را کُشتندآن رجز ها عملی شوندانتظار داشتم یک نفر از سرانِ ظلم حداقل در منطقه زنده نمانند هیچ کدام عملی نشدند!عیارِ عصرِ عاشورا در قلبِ من و تو است ..هیاهوی جمعیت را رها کناز هر صد ادعا به ده تا هم عمل نمی کنندبیا به قلب خودمان سر بزنیم آیا هر روز حس دردناکِ نبود او قلبت را آتش نمی زندایا بعد از رفتنش هیچ تغییری نکرده ای ؟!دوستی نوشته بود ؛اگر بعد از آقا هنوز تصمیم به تغییر نگرفتیم، وقت تلف می‌کنیم، کتاب نمی‌خونیم، درگیر مسائل کم اهمیتیم، اهداف بلند مدت «در بندگی خدا و گام دوم انقلاب» نداریم و در یک کلام مثل روز ۸ اسفند به مسیر زندگی‌مون داریم ادامه میدیم باید بدونیم که جز ظالمان هستیم چون وقتی خون امام جامعه مارو تغییر نمی‌ده دیگه هیچ عروه‌الوثقی پیدا نمیشه که دست مارو بگیره و قطعا کارمون در عالم بیخ پیدا کرده. اجازه ندیم خون و مکتب و میراث آقای شهیدمون برای خودمون و نسل‌مون هدر بره !</description>
                <category>سپیده</category>
                <author>سپیده</author>
                <pubDate>Thu, 25 Jun 2026 17:16:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاش زبیر نشوید</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11415314/%DA%A9%D8%A7%D8%B4-%D8%B2%D8%A8%DB%8C%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-ddn179pqsdve</link>
                <description>یکی از ده صحابه برجسته پیامبرکسی که در اکثر نبرد ها در رکاب پیامبر جنگیدهیکی از صمیمی ترین دوستان حضرت علیدر ماجرای سقیفه و هجوم به خانه امیرالمومنین تنها کسی که خونش به جوش آمد و شمشیر کشید !او کسی نیست جز زبیر لابد با این اوصاف با خودتان می گویید که چنین آدم حتما باید عاقبت بخیر بشود ..نمی دانم ریشه اش چیست؛ حب ریاست خودبرتر بینی یا سهم خواهی از اسلامشاید هم همه اینها باهم باعث شد زبیر دچار عاقبتی دردناک بشود ..اگر من هم جای زبیر بودموقتی دیدم رفیقم علی که تا دیروز هیچ برتری نسبت به من نداشت امروز به خلافت رسیده هوای قدرت به سرم میزدشاید من هم اگر آن سوابق و رزمندگی ها و خدمات به اسلام را مثل زبیر داشتم سهم خودم را از حکومت اسلامی طلب می کردماصلا زبیر چه از علی کم داشت ؟!این افکار خطرناک زبیر را به جمل کشاند تا در مقابل علی شمشیر بکشد و کشته شود ..حضرت علی تا آخر عمر بابت عاقبت زبیر دلخور و ناراحت بود و هروقت از او راجب زبیر سوال میشد میگفت ؛ بگذریم ، نمی خواهم راجبش صحبت کنم ..من هم اگر جای حضرت علی بودم دلم برای دوستی که عطش قدرت اینگونه او را به ورطه نابودی کشاند می سوخت ..من فقط راجب زبیر صحبت نمی کنم !خیلی ها امروز ظرفیت زبیر شدن را دارند بخصوص آنهایی که هم سابقه فراوان دارند و هم ادعای فراوان،پس اگر روزی عاقبت به شر شدن عده ای خوش سابقهء پرادعا را دیدید تعجب نکنید !در خانه اگر کس است یک حرف بس است؛ کاش زبیر نشوید آقای ..!</description>
                <category>سپیده</category>
                <author>سپیده</author>
                <pubDate>Sun, 21 Jun 2026 18:27:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جام جهانی با طعم ترکش</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11415314/%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%D8%B4-jb5qslinyolx</link>
                <description>اکثر ما خاطرات شیرینی از جام جهانی داریملحظات هیجان انگیز ؛وقتی که توپ از چند سانتی دروازه می گذرد و فریاد تو به آسمان می رسد که لعنتی چرا گل نشدی وقتی ستاره مورد علاقه ات وارد زمین می شود و تو مدام چشم از رویش برنمی داری و آنجایی که عملکرد چندان خوبی از خود نشان نمی دهد بدجوری می خورد توی ذوقتتا نصف شب بیدار ماندن و تخمه شکستن وقتی داد همسایه از سر و صدایت بلند می شود جام جهانی روسیه ؛شاید آخرین جام جهانی بود که من شوقش را داشتم آن روزها که جهان تا این اندازه غرق در منجلاب نشده بود و میشد چند شبانه روز از شوق پنالتی که بیرانوند آن را مهار کرد دلخوش بودجام جهانی قطر که رسید دیگر بوی سابق را نمی دادیعنی نگذاشتند که بدهددیگر نمیشد آن احساس سابق را داشت حالا شما دو لشکر شده بودید !لشکر حامی تیم ایران و لشکر حامیان ولز و انگلیس و آمریکا:)می گفتند حق نداری با گل های طارمی شاد باشیمی گفتند اگر سرود ملی کشورت را زمزمه کنی بی شرف هستی!چه ساده لوح بودم که نمی دانستم چهارسال بعد قرار است بگویند اگر از حمله آمریکا به کشورت اعلام برائت کنی بی شرف هستی الان که نگاه می کنم همه اینها مقدمه ای بودند برای یک فاجعه؛ فاجعه هویت زدایی آنجایی که با خنده به استقلال جنگنده آمریکایی می روی چون قبلتر همه چیز را از تو گرفته اند و بی هویت شده ای نه تیم ملی داری نه سرود ملی نه ..ولی من آنروز ها بازهم شوق جام جهانی داشتم بعد از آن باخت افتضاح مقابل انگلیس تا چند روز حالم گرفته بود و بعد از برد مقابل ولز بنابه قماری که کرده بودم مجبور شدم برای کل کلاس بستنی بخرم :))حتی آنجایی که بازیکن ها فحاشی اینترنشنالی ها را به جان خریدند و سرود ملی را در بازی مقابل ولز زمزمه کردند حسابی ذوق زده شده بودمو آن نصف شبی که مقابل آمریکا باختیم تا صبح غر زدم :))جام جهانی آمریکا؛نامش هم مضحک است میزبان همین جام جهانی روسیه که آخرین جامی بود که واقعا حداقل برای ما طعمِ شیرینی داشت و مثل جام جهانی قطر طعمِ گسِ وطن فروشی نمی داد امروز از همه مسابقات بین المللی حذف شده چون متجاوز به خاک اوکراین است ولی میزبان جام جهانی فعلی بعد قتل عام سه هزار در ایران نفر تازه انتظار دریافت جایزه صلح نوبل هم دارد!! این جام جهانی نه طعم شیرین دارد و نه حتی طعمِ گس طعمِ ترکش می دهد طعمِ خاکسترِ تنی که مستقیما موشک خورده طعمِ گوشتِ تنِ سوختهء غیرقابل شناسایی نمی دانم چه زمانی شروع شدهو چه زمانی تمام خواهد شد این اولین جام جهانی است که دنبالش نمی کنم چون بدجوری بویِ تعفن می دهد فقط از خواهرم شنیدم که تیم ملی حق ندارد در آمریکا اقامت کند و به صورت ساعتی در آمریکا بازی می کند و دوباره به مکزیک بازمی گردد :))این نظر شخصی من است و نه بیشتر؛من اگر جای تیم ملی بودم یک لحظه هم تن به حضور در آمریکا آنهم با این شروط وقیحانه نمی دادم !جهت تلطیف فضای سیاه و سرد پست 😔😂</description>
                <category>سپیده</category>
                <author>سپیده</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jun 2026 22:09:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پاسخ به یک کامنت غیرقابل انتشار 2!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11415314/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%AA-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1-2-jiiyzrwc06mr</link>
                <description>واقعا نمی دونم چی تو فکر امثال شما ها می گذره وقتی طرف علنا وسط خیابان کشور دوست ترور شده با خانواده اش بین مردم نبود؟!از مدت ها پیش تحت نظر بود توسط سیستم های پیشرفته اطلاعاتی لابد ؟!مرد حسابی دو روز قبل شهادتش اومد نشست تو بیت رهبری قران می خوند در دیدار عمومی و فیلمش رو کل دنیا دیدن هفته قبلش هم دیدار داشت با مردم تبریز علنا همه دنیا می دونستن حداقل از دو هفته قبل شهادتش همونجا تو بیت هست این شما ها بودید که می گفتید رفته روسیه یا تو پناهگاه های زیرزمینی تودر تو هست ک حتی اینترنشنال می گفت ؛ مرحوم لاریجانی هم اجازه نداره نزدیکش بشه و با چشم بند می برنش پیشش 😂بیشتر از این ماله کشی نکنید بدتر میشه مثل مرد قبول کنید که دروغ می گفتید !و اما بعد ؛نکنه انتظار دارید رهبر بعدی رو به کشتن بدیم تا شما ها رو قانع کنیم همون شهادت پدرش برای مضحکه شدن حرف های امثال شما کافی بود !!اونم وقتی ک اسرائیل ب خونش تشنه هست تا کوچک ترین ردی رو ازش پیدا کنه و بزنتشمعامله بر سر خون رهبر ؟!😏مثل اینکه فراموش کرده اید عموترامپ تان قرار بود سه روزه ایران را اشغال یا به قول شماها آزاد کند ولی الان پیشنهاد سرمایه گذاری و جبران خسارت و ..می دهد فقط برای اینکه اهرم تنگه هرمز از روی گلویش برداشته شود !!عموترامپ تان قرار بود موشک و اورانیوم را بگیرد چه شد ؟!ما اگر هم نقدی داریم در این جهت است که میشد کمی بهتر مذاکره کرد در کل برای همه مشخص شد برآیند کلی جنگی ک ترامپ گفته بود سه روزه قرار ایران را فتح می کند و گفت نقشه ایران را هم عوض میکند و الان کنار مکرون با امضا کردن یک تفاهم موقت ذوق میکند ب نفع چه کسی است :)))بله تاریخ خوب نشان می دهد رضا پهلوی ک ادعای انقلاب دارد آن سر دنیا پشت میز مشروب نشسته و ادعای انقلاب می کند و امثال شما ها را هم تلفات می نامدو همان مسئولان ج.ا ک می گفتید ب روسیه به فرار کرده اند زیر بمباران ایران را ترک نکردند و شهید شدند ..شوخی نکن پسر خوب !نهایت ناز و امنیت ؟!مثل اینکه یادت رفته مردم چهل روز زیر سایه جنگنده در خیابان بودند یا نه اینکه یادت رفته در راهپیمایی روز قدس حاشیه خیابان ها را بمباران کردند و بانویی به شهادت رسید و پرچم ایرانِ غرق به خون مقدسش را بالا بردیم ؟!خوب است که خودتان هم اعتراف می کنید که قرار بوده همزمان با حمله آمریکا جنگ خیابانی راه بیندازید و همان بلائی را سر ما بیاورید ک سر لیبی آوردند؟!و میدان داری مردم مانع تان شدهبدانید پس از این هم اجازه نخواهیم داد ایران را لیبی و سوریه کنید ..موساد نقش نداشته ؟! دیگر وقتی ترامپ از ابتدای جنگ تا الان نزدیک ده بار گفته برای تروریست ها اسلحه فرستاده تا جنگ داخلی راه بیندازند این حرف ها را نزنید ک مرغ پخته هم ب شما می خنددویرگول ک ب نفع شماها کار می کند نه ما!در دی ماه ب شماها صفحه اختصاص داده بود ک مدام شایعه و دعوتنامه برای عموترامپ منتشر کنید ولی تا جنگ شد خودش را گم و گور کرد تا ما از وطن نگوییم و چندین پست خود من از شخص شهید خامنه ای را هم حذف کرده !نفرمایید ویرگول از خودتان است !و در نهایت؛ بعد از این نمی توانید دروغ هایتان را ارزان به دیگران بفروشید !</description>
                <category>سپیده</category>
                <author>سپیده</author>
                <pubDate>Thu, 18 Jun 2026 14:55:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پاسخ به یک کامنت غیرقابل انتشار1 !</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11415314/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%AA-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1-b5vqhyatuklu</link>
                <description>جواب ؛اگر بخواهم مبنا هایم را بیاورم که یک کتاب می شود؛بر مبنای سالها دشمنی و غارت و قتلبر مبنای کودتا و سرنگونی دولت قانونی دکتر مصدق بر مبنای سرنگونی هواپیمای مسافربری بر فراز خلیج فارس ک بعدها ب عاملش مدال دادندبرمبنای ایجاد القاعده و داعش و سالها ترویج تروریسم بر مبنای سالها تحریم برمبنای ..نجاست آمریکا آنقدر واضح است که نیاز به توضیح نداشته باشد و برای کل دنیا امروز بیشتر از همیشه روشن شده نجاست بمباران اتمی هیروشیما و...چرا گمان می کردیم و از مدت ها قبل خودمان را آماده کرده بودیم که امروز پایگاه های آمریکا تبدیل ب زمین سوخته شوند و بارها شخم بخورند چون می دانستیم غول سیاه استعمار پس از غارت عراق و افغانستان و... به سراغ ما هم می آید و باید آماده دفاع از ایرانمان باشیم این شما بودید ک گمان می کردید قرار است با بمب های آمریکا بر سرتان نقل و نباتِ آزادی ببارد شما جنگ طلب بودید و می گفتید ؛ من منتظر اون روز لعنتی ام که بزنه .. نه ما که سر میز مذاکره بهمون حمله شد ما هیچ وقت مهاجم و شروع کننده نبودیم..و اما بعد ؛شما خودت بیشتر متحجر هستی چون راجب سخنان خامنه ایِ شهید هیچ اطلاعی نداری و بر مبنای چهار تا حرفی ک ازاین و آن شنیدی صحبت می کنیخامنه ای( نه جنگ می کنیم نه مذاکره) می شود را قبل از شرایط جنگی گفته و سالها پیش!!ک آن موقع هم همانطور ک گفته بود نه جنگ شد نه مذاکره در آخرین سخنرانی هایش همواره نسبت ب خطر جنگ هشدار داد و ب آمریکا هم وعده جنگ منطقه ای را داد ک محقق شد !بله رضا پهلوی ک قرار است ب شماها کمک کند 😏آن سر دنیا نشسته و هرروز می رود می گوید توافق نشود صلح نشود فقط جنگزیرساخت ها را بزنید تا نه آب باشد نه برق و مردم برگردند به قرون وسطی ک من ب رویای پادشاهی ام روی ویرانه ها برسم!آن دخترش هم روز بمباران میناب می رود از مستر ترامپ تشکر می کند !!اگر منظورت قالیباف است که علیرغم انتقاد هایی که شخص خودم ب برخی از عملکرد هایش داشتم و دارمآنقدر مرد بود ک ایستاد وسط جنگ از مملکتش دفاع کرد و مثل بعضیا با چمدان پر از دلار ب اینور و اونور فرار نکرداز این جهت برایم قابل ستایش هستو بعد مگر شما ها نمی گفتید همگی مسئولین ج.ا به روسیه فرار کرده اندچه شد الان نگران ارزش پیدا کردن قالیباف شدید؟ نگران نباشید او فرار کرده ب روسیه:))))این شما هستید ک در تناقض غوطه ورید نه بنده !پ.ن؛ ویرگول این محدودیت کامنت رو بردار ما با خیلی ها حرف های زیادی داریم!!قسمت ۲ هم داره بزودی بهش جواب میدم 😅</description>
                <category>سپیده</category>
                <author>سپیده</author>
                <pubDate>Thu, 18 Jun 2026 13:59:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بزرگ ترین ضربهء ترامپ به ما</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11415314/%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B6%D8%B1%D8%A8%D9%87%D8%A1-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%A7-prkhpm0e3e6h</link>
                <description>با دیدن ویراستِ دوستی به فکر فرورفتم نوشته بود ؛ بزرگ ترین ضربه ترامپ به ما این بود که ایران را پیش بینی پذیر کرد ..راستش ایران را ترامپ پیش بینی پذیر نکردبلکه ساختار پیر و محافظه کار تصمیم سازِ حاکمیت ما را دچار این فرسودگی کرده است در نبرد ها شما اگر پیش بینی پذیر شوید کارتان تمام است چون دشمن از پیش دستتان را خوانده و خودش را برای مقابله آماده کرده است این همان‌نکته ای بود که خامنه ایِ شهید بارها نسبت به آن هشدار داد ؛ اجازه ندهید دشمن دچار خطای محاسباتی شود ..واقعیت این است که تا وقتی ما برای دشمن محاسبه پذیر باشیمهر چند وقت یکبار می آید و ضربه خودش را می زند و البته جواب ما و خساراتی را هم به جان می خرد چون از قبل می داند قرار است در چه سطحی جواب بگیرد و ضربه بخورد و خودش را تا حدودی آماده کرده !وقتی به تاریخ دفاع مقدس نگاه می کنیم ؛تا وقتی که در ساختار های مشخص ارتش از خود دفاع کردیم و به عبارتی عملکردمان برای عراق کاملا قابل درک و پیش بینی بودهیچ پیشرفت ملموسی در روند جنگ رخ نداد و شکست پشت شکست و اشغال شهر ها پشت سرهم اما از وقتی نیرو های خارج از چهارچوب ارتش وارد نبرد شدندو دست به اقدامات پرریسک و خطر زدند نه تنها مناطق اشغالی آزاد شد که ایران حتی بخش هایی از خاک عراق را هم تصرف کرد !شهید رشید در خاطراتش تعریف می کرد که وقتی طرح عملیات والفجر ۸ را ارائه داده عده ای از این عملیات به وحشت افتاده اندو عده ای هم گفته اند ؛ این طرح اصلا عاقلانه نیستشهید رشید هم در جواب گفته ؛ خودم هم می دانم عاقلانه نیست ولی عاشقانه است !این طرح در مقیاس چهارچوب های رسمی ارتش های کلاسیک اصلا عاقلانه نبود ..ولی یک جوان سی ساله پرشور تن به این ریسک می دهد و نیروهایش را با لباس غواصی زیر آماج حملات جنگنده های عراقی از اروند عبور می دهد و فاو را تصرف می کند !فاو استراتژیک ترین نقطه عراق است .. هنوز هم بعد چهل سال کارشناسان غرب در حیرت اند که شهید رشید چطور چنین عملیاتی را طراحی کرد..من فکر میکنم شاید اگر امروز هم رشیدِ سی ساله و حسن باقریِ بیست و شش ساله در راس تصمیم گیری بودند و به قول خودشان جرئت به خرج می دادند و دست به عملیات های عاشقانه می زدند شاید معادلات به گونه ای دیگر رقم می خورد و ما امروز در برزخ شرایط نه جنگ نه صلح گرفتار نشده بودیم ..راستش من از پیرمرد های هفتاد ساله که تکیه بر جایگاه تصمیم گیری زده اند انتظار ندارم که چنین جرئت هایی به خرج دهند البته این مسلما شامل حال همه نمی شود و بعضی سالخورده ها واقعا ذهن جوان دارند ولی تعدادشان اندک است !تا زمانی که تاوان خون، خون نباشد دشمن آنقدر دست به ترور خواهد زد تا تمام لایه عمیق حاکمیت را حذف کنداین واقعیتی است که وجود دارد وقتی ترور برای اسرائیل هزینهء قابل توجهی ندارد چرا نباید به این روند ادامه دهد ؟!من عاشق شخصیت عماد مغنیه هستم مغنیه هم از آن دل و جرئت هایی داشت که محاسبات دشمن را بهم می ریختعماد مغنیه یک توصیه معروف دارد ؛پاسخ خون ؛ خون است، مقر، ساختمان و پایگاه نیست !می دانید چه زمانی آمریکا پایگاهش‌ را از لبنان جمع کرد؟!وقتی که مغنیه ۲۵۰ تفنگدار آمریکایی را به صورت افقی داخل تابوت فرستاد برای ریگان!ریگان و تفنگدارانِ افقی :))بله پاسخ خون ، خون است نه مقر و پایگاه ..ما اگر قابل پیش بینی نبودیم آمریکا هیچ وقت در روز روشن بیت رهبری را منفجر نمی کرد آمریکا از قبل روی محافظه کاری و محاسبه پذیری ساختار تصمیم گیر حاکمیت حساب باز کرده بودو پیش بینی کرده بود که جواب ترور رهبر عالی ایران و مرجع شیعیان منفجر شدن پایگاه و مقر است نه خون !پس با خود گفت کُشتن مردی مثل سیدعلی خامنه ای به منفجر شدن پایگاه هایم می ارزد من می توانم پایگاه هایم را دوباره بازسازی کنم ولی خامنه ای دوباره زنده خواهد شد ؟! نه ..اما اگر می دانست که ترور سیدعلی خامنه ای با ترور چندین سرمایه دار بزرگ یهود یا چند ژنرال عالی رتبه یا حتی شخص نتانیاهو پاسخ داده می شود دست به این کار می زد ؟!احتمالش خیلی کم است ..امروز با نهایت تاسف باید بگویم که دست ما کاملا رو شده ..دشمن وقتی فهمیده سطح پاسخ ما در برابر ترور بزرگ ترین خط قرمز نظام در چه حدی است عملا فهمیده که دیگر خط قرمزی نداریم !پس الان هم هیچ ترسی از این ندارد که بازهم چند ماهی ما را سر میز مذاکره معطل کند و دوباره حمله ای را آغاز کند !نگرانی من از این است که سر همین حملات هرچند ماه یکبار ما را از پا دربیاورد ..همین که شما خواستی پدافند ات را ترمیم کنی دوباره یک حمله میکند و این روند ادامه دارد ..این همان راهبرد نفتالی بنت نخست وزیر سابق اسرائیل است ؛ هزار ضربه کاری به سر اختاپوس ..بنت می گفت؛ اختاپوس را به یکباره نمی توانی بکشی پس برای از پا دراوردن محور ایرانی باید ضربات کوچک را مداوم به قلب ایران ( از نظر او سر اختاپوس!، البته بلانسبت ) وارد کنی تا از پای دربیایدراه حل چیست ؟!باید این چرخه محاسبه پذیری و محافظه کاری پایان پیدا کند ؛ وگرنه سالها درگیر همین شرایط خواهیم بود ..باید دست به کار های بزرگ و غیرقابل پیش بینی زد تا هزینه جنگ برای دشمن غیرقابل تحمل شود و دیگر خیال جنگ به سرش نزندگاهی باید عاشق فکر کرد نه عاقل باید به دنبال والفجر ۸ بود و رشید ها و باقری ها و مغنیه های جوان!</description>
                <category>سپیده</category>
                <author>سپیده</author>
                <pubDate>Wed, 17 Jun 2026 20:37:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما؛ بچه های جنگ دیده</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11415314/%D9%85%D8%A7-%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-ynikdmbj6hz4</link>
                <description>همیشه وقتی بابا از روزهای جنگ تعریف می کرد ؛تعجب می کردم و برایم قابل درک نبود وقتی می گفت در یک روز گرم تابستانی به در خانه رسیده و تعداد زیادی پاسدار مقابل خانه جمع شده بودند با تعجب وارد خانه شده و دیده یک پلاک در دستان آنها جای گرفته و آن پلاکِ بردارش است ..میگفت پیکر برادرش را ملاقات کردهو تا یک سال هرشب کابوس می دیدهچون کل پیکرِ برادرش سوخته بوده !وقتی در همان سیزده چهارده سالگی بعد شهادت برادرش احساساتش غلیان کرده و افتاده روی دنده لج که باید به جبهه برود تا انتقام برادرش را بگیرد ولی آخرسر مادرش با گریه و زاری جلویش را گرفته !وقتی سال ۶۶ و چند روز مانده به عید با دوستانش در حال قدم زدن در خیابان بوده اندکه جنگنده بالای سرشان می بینند گمان می کنند جنگنده خودی است و با خیال راحت به راهشان ادامه می دهند آخر تا آن روز صدام به شهر دورافتاده و بی حاشیه ای مثل اردبیل حمله نکرده بودهصدام اواخر جنگ دیوانه شده بود و از هیچ جنایتی از بمباران شیمیایی گرفته تا موشک بارانِ تهران و بمباران مناطقِ دورافتاده و مسکونی دریغ نمی کرد ..چند دقیقه بعد صدای انفجار می آید بمب ها در مرکز شهر و میان خانه های مردم منفجر می شوند و رفیقِ صمیمی اش می افتد روی صندلیِ چرخ دار با دوپای قطع شده !اما مامان خاطره واضحی از جنگی ندارد مثل همه دهه شصتی ها ؛تنها چیزی که در ذهنش مانده همان آژیر های حمله هوایی اند و اقتصادِ کوپنی و صف های طولانی سهمیهء نفت :)قبلا از خاطرات بابا تعجب می کردم و دهانم بسته می ماند او هم به من می گفت ؛ شما ها از بس در آرامش و امنیت زندگی کرده اید اصلا این چیز ها را نمی فهمید، شما ها که جنگ ندیده اید ..اما حالا من از همه جنگ دیده ترم ..حتی از بابا و در دوئل میانِ من و بابا اینبار دیگر من بازی را می بَرَم ؛در دهه شصت اینترنت نبود و هیچ یک از صحنه های فجیعِ جنایاتِ جنگی به اشتراک گذاشته نمی شددر دهه شصت عملا به جز عده کمی باقی جنگ ندیده بودند هرچند که تقریبا همه جنگ زده بودند !اما الان اکثر ما جنگ دیده ایم آن هم به عریان ترین و بی تعارف ترین شکل ممکن !گوشی را باز می کنم و فیلم مدرسهء میناب را می بینمحالم بد می شودحس میکنم مغزم درهم پیچیده شده تکه های قطع شده بدن بچه ها در زیر آوار پخش شده اند ..کمی بعد خبری می آید که ساختمانی هدفمند در بندرعباس منفجر شده خب لابد ترور بوده است دقایقی بعد تصویر ساختمان مچاله شده منتشر می شودمی گویند؛سردار تنگسیری آن زیر بوده حالم بد می شود، تصور میکنم انفجاری ک ساختمان را چنین مچاله کرده با بدن آدم چه می کندمعده درد عصبی ام به شدت شروع می شود کمی بعد فیلمی از گوشیِ زنی در تهران منتشر می شود که در حال فیلم برداری از حملات است و با ترس اشهد اش را می خواندچند ثانیه بعد یک انفجار بسیار نزدیک و فیلم قطع می شود یعنی کشته شد ؟!دلم می خواهد سرم را بکوبم به دیوار و مغزم بیرون بریزد !و ده ها صحنه مشابهِ دیگر ..جنگ در عصر فعلی بسیار جان خراش تر از چهل سال پیش است چون لاجرم همگی جنگ دیده می شویم چهل سال پیش نه فیلمی از بمباران های شیمیایی منتشر شد نه کشتار های فجیع سال ۵۹ هنگام اشغال شهر های جنوبی و گور های دسته جمعیِ بی نام و نشان نه سر بریدن های کومله در کردستان نه ..همان بهتر که منتشر نشداگر آن روزها همه جنگ دیده می شدند دیگر چطور می توانستند زندگی کنند ؟! امید دارم که بعد از این جنایاتِ جنگی به همان مرحلهء جنون صدام ساله نرسدکه اگر چنین شودجنگ دیدن دیگر غیرقابل تحمل خواهد شد ..</description>
                <category>سپیده</category>
                <author>سپیده</author>
                <pubDate>Wed, 17 Jun 2026 15:59:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ذبح عظیم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11415314/%D8%B0%D8%A8%D8%AD-%D8%B9%D8%B8%DB%8C%D9%85-aknqg5dghjyh</link>
                <description>گاهی باید ریه ها را پر کرداز عطر خاک خشکی که با خون سیراب شده و سپس ذهن را به دستان او سپردتا خودش مرز باریک میان حق و باطل را ترسیم کند گاهی باید ایستاد و با خود خلوت کرد که شاید خود ما بارها این خون را به روی آسفالت خیابان ها ریخته باشیم ..مرز میان حق و باطل بسیار باریک است و فقط با گوش سپردن به ندای او می توان این مرز را تشخیص داد برای من و تو خنجری که حلقوم او را بریدهیچ گاه با کفر و شرک جلوه گری نخواهد کردهمانطور که برای دیگران هم جلوه نکردآن خنجر در دست رزمندهء نبرد صفین بودپاهایی که روی سینهء او ایستادند چهل بار دور خانهء خدا طواف کرده بودند ..امروز خنجر در دست چه کسی است ؟!ترامپ یا نتانیاهو ؟!نه! باطل هیچ گاه آنقدر کودکانه جلوه نمی کند ..به دستان یهود و نصارا نگاه نکن بیا همین اطراف را نگاه کنیمبه دنبال پیشانی پینه بسته انگشت هایی که نشان عقیق دارند پاهایی که بارها قتلگاه او را زیارت کرده اند باطل باید همین حوالی باشد ..شاید خنجر در مشت کسی است که بر لب هایش نام‌او را تکرار می کند ..او اولین ذبیحی بود که مشرکان در ذبحش گناهی نداشتندو شاید همین راز بود که او را مایه نجات بشر کرد هند جگرخوار اگر سینه حمزه را به هوای‌ تعصب جاهلانه اش درید ولی بر بالای منبر اسلام فتوا به دردیدن سینهء او دادند !من و تو نیز اگر یک عمر از او دم‌زده ایمباید هند را رها کنیم بیا تا ببینم این خنجر زیر کدام عبای دروغین پنهان‌شده است ..می بینی ؟!چقدر مرز حق و باطل باریک است ..او یکه و تنها یک طرف ایستاده بودو تمام بزرگان و شیوخ و مقدس نمایان مقابلش بیا یکبار دیگر فکر کنیماگر تو از حقیقتِ خود مطمئن باشی ولی جماعتی در مقابلت آیه و قران و حدیث بر لب بر باطل خود اصرار کنند شک می کنی ؟!او حتی لحظه ای شک نکرد ..بگذار آرام این را در گوشت زمزمه کنم ؛هرجا دیدی اکثریتی به ظاهر مقدس بر روی موضعی پافشاری کردندباید لحظه ای بایستی و شک کنیشاید قاضی شریح در میان همین جماعت باشد و دارد حکم به قتلِ حقیقت می دهد ..این را هیچ وقت فراموش نکند ؛او به دستِ حق به جانب ترین و مسلمان ترین ها ذبح شد ؛ وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ</description>
                <category>سپیده</category>
                <author>سپیده</author>
                <pubDate>Tue, 16 Jun 2026 11:16:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ای اشک مبادا که سرازیر شوی !</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11415314/%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B4%DA%A9-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%B4%D9%88%DB%8C-rchjvupjzv3w</link>
                <description>سه ساعت است که فقط دارم در دفتر می نویسم و می نویسم و می نویسم ..این دفتر را بعد از انتخابات ۱۴۰۳ در دست گرفته امدفتر عجیبی است ..تاریخ شفاهی دو سال اخیر از زبان احساسات و دغدغه های من است که ثبت شده آخرین صفحه را می نویسم و دفتر را می بندم ..دفتر من هم با روز پایان جنگ به اتمام می رسد وقتی پست قبلی را اینجا منتشر کردمو کاربری سوء برداشتی از آن داشت ..تصمیم گرفتم خون دل امروز را هم به همان دفتر منتقل کنم تا سواستفاده از آن صورت نگیرد تا به امروز کسی از وجود این دفتر خبر نداشته حتی آبجی کوچیکه فضول :)باید بروم سراغ دفتر جدیدی و جلد دوم را هم بنویسم نمی دانم شاید اگر بعد از مرگم این دفتر را پیدا کردند وقتی ورقش بزنند از حجم بغضی که در این دفتر جمع شده نفس هایشان بند بیاید این دفتر یک دنیا بغض را در خود جا دادهبغض دیشب که از همه جانفرسا تر بود راستش من همان روزی که دفتر را در دست گرفتمبا اینکه دستانم از شدت خشم می لرزید گریه نکردمبغضم را فروخوردم تک تک خیانت ها و نفاق عده ای بی وجدان را دیدمبغض کردم و فقط نوشتم و نوشتم و نوشتممن فقط یکبار گریه کردم بامداد ۱۰ اسفند ..بغض ناخودآگاه سرباز کرد و کمی خود را رها کرد چون دیگر نمی توانست در قفس سینه من جای بگیرد ولی بعد از آن بازهم بغض بود و قلم ..بغض دیشب خودم را هم پیش نامحرم و فرصت طلب شرح نمی دهم تا رنج و خشم مقدسم مایه سودجویی کسی نباشد بازهم نوشتم حالا سراسر وجود من آتش استچیزی فراموش نشده و نه بخشیده شدهاین دفتر همذات من است تک تک خیانت های دو سال اخیر در وجود هردوی ما ثبت شدهو این بغض حفظ می شودتا روزی که وقتش برسد و بر سر منافقانِ خانمان سوز آوار شود اشک قلب را التیام می دهد ولی بغض آتش قلب را زنده نگه می دارد ای اشک مبادا که سرازیر شوی این بغض قرار است که فریاد شودهمیشه حکمت شهادت شهید لاریجانی برام سوال بود؛ دیشب جوابش رو گرفتم. لاریجانی بیعت رو نپذیرفت و شهید شد..</description>
                <category>سپیده</category>
                <author>سپیده</author>
                <pubDate>Mon, 15 Jun 2026 17:19:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امیر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11415314/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1-feqpocchiqa5</link>
                <description>زمان می گذرد ..روز ها به سرعت برق و باد می آیند و می روند امروز یک سال گذشتهچند صباح دیگر میشود ده سالبعد بیست سالپنجاه سال و صد سال !ما پیر می شویمما شکسته می شویم ما هم بالاخره بساط مان را جمع می کنیم و از این دنیا می رویم ولی تو مانده ای تو می مانی روزی میرسد که دیگر ما نیستیم ولی تو همچنان شصت و سه ساله مانده ای !شصت و سه سالگی رازِ مردانِ بزرگ است اصلا گویی رازِ همه امیران سنِ شصت و سه سالگی است ؛از امیرِ کوفه گرفته تا تو که امیرِ قلبِ ما بودی ..بعضی ها از همان اول امیر به دنیا می آیند ؛بیخود نبوده که پدر و مادرت برایت نامِ امیر را انتخاب کردند تو به دنیا آمده بودی تا امیر باشی تو آمده بودی تا آرام و بی سر و صدا تکلیف خودت را انجام بدهی و در روز ولایتِ امیرِ کوفه به ابدیتِ مردانِ شصت و ساله بپیوندی و حالا ما مانده ایم و میراث بزرگی که از خودت به یادگار گذاشته ایتا با هر ردِ موشک در آسمانِ اسرائیل قند در دلمان آب شود که ما هم بی دفاع نیستیم شیوهء امیران از جای کندن درب قلعه خیبر است و انجام کار های نشدنی ..در ابتدا که تو و دیگر رفقایت تصمیم گرفتید برایمان امیر باشید و گره گُشا حتی توپخانه هم نداشتید ..و امروز نهادی که پنجاه سال پیش حتی توپخانه هم نداشت یکی از بزرگ ترین زرادخانهء های موشکی جهان را در اختیار دارد !الحق که امیر بودی الحق که مردِ کارهای نشدنی و فتحِ خیبر بودی .‌‌‌.گاهی اوقات افسوس می خورم که چرا در دو مصافی که میان ما و ابلیس رقم خورد حضور نداشتی تا خودت هم با دیدن نتیجه تلاش هایت ذوق کنی و قند در دلت آب شود ولی بعد به خودم نهیب می زنم که این شیوهء امیران نیست .‌.امیران وظیفه خود را انجام می دهند و در سکوت از دربِ پشتی خارج می شوند و منتظر تمجید و تحسین هیچ کس نمی مانند امیران برای خود هیچ نمی خواهند حتی ذوقِ بعد از پیروزی را تو هم امیر بودی دیگر ..همیشه تو جنگیدی و ما رجزش را خواندیم همیشه تو گُل زدی و ما پُزش را دادیم ..امروز هم که تک تک تیر هایت به قلبِ سرزمینِ سیاهی می خورند از درب پشتی صحنه را ترک کرده ای ؛تا ما باخیال راحت پُز بدهیم و رجز بخوانیم و تو همچنان امیرِ ما هستی !۱۴۰۵/۳/۲۳🕊🌱</description>
                <category>سپیده</category>
                <author>سپیده</author>
                <pubDate>Sat, 13 Jun 2026 07:55:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما اومدیم که بجنگیم!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11415314/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%BE%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-y5v4l7mnldhu</link>
                <description>مثل اینکه ما باورمون شده دنیا همین روزمره‌ای هست که داریم ..همین‌که صبح بریم اداره، عصر انگشت بزنیم بیایم بیرون، حقوقمون سرماه واریز بشه، مهمونی بریم خونه‌ فامیل و یه وقتی هم با دوستامون بگذرونیم و یه روزی هم ازدواج کنیم و زن و بچه‌ای داشته باشیم و تهش هم وقتش که رسید بریم زیرخاک.نه عزیزم!ما اومدیم که بجنگیمبیا یه آدمایی رو بشناسیم که نخبه بودن :وسط همه‌ء دعواها، یه کسی ایستاد و مبارزه کرد تا ایده‌ و آرمانش محقق بشه و شد انقلاب اسلامی؛ امام خمینی نخبه بود.جنگ شد، بنی‌صدر نمی‌گذاشت نیروی مردمی اعزام بشه و کشور به پرتگاه رسیده بود، یکی پا شد رفت با کمک نیروی مردمی جنگ چریکی راه انداخت و از خاک دفاع کرد؛ چمران نخبه بود.هنوز اوضاع خوب نشده بود، چمران شهید شد، نیروها سامان‌دهی نداشتن، یکی جنگ چریکی رو وارد جنگ‌های موضعی و نامنظم کرد؛ علی هاشمی نخبه بود.بنی‌صدر رفت، نیروی مردمی اعزام شد، جبهه گسترش پیدا کرد و جنگ رو از حالت نامنظم به منظم تبدیل کرد و واحد اطلاعات عملیات رو تشکیل داد؛ حسن باقری نخبه بود.جبهه سامون گرفت، یکی پاشد گفت من می‌خوام وسعت نبرد رو از ایران خارج کنم و رفت اولین پادگان رو تو لبنان تاسیس کرد ؛ احمدمتوسلیان نخبه بود.آمریکا از سمت دریا ما رو تهدید می‌کرد، یکی نشست فکر کرد و قایق‌های تندرو رو جلوی ناو آمریکایی قرار داد و باعث شد که الان بیش از صد روز تنگه هرمز بسته باشه و احدی نتونه بهش نزدیک بشه ؛ نادر مهدوی نخبه بود.جنگ رفت سمت حوزه‌ء موشکی، یکی رفت با زندگی گذاشتن روی این حوزه ایران رو تبدیل به یکی از قدرتمندترین کشورهای موشکی تبدیل کرد؛ طهرانی مقدم نخبه بود.حوزه‌ء جنگِ بیولوژیک گسترش پیدا کرد، یکی پا شد رفت وقت گذاشت، دعوت‌نامه داشت از بهترین دانشگاه‌های دنیا ولی موند همین‌جا و موسسه‌ رویان رو برای درمان ناباروری زوج‌های جوان راه‌اندازی کرد؛ سعید کاظمی آشتیانی نخبه بود.بحث هسته‌ای نیازمندیِ مهم کشور بود، یه سری جوون پاشدن رفتن زندگی گذاشتن و ما رو تبدیل کردن به کشوری که امروز پنتاگون میگه تا اتمی شدن ایران ده روز فاصله است؛ فخری‌زاده و شهریاری و این بچه‌ها نخبه بودن.خطر نظامی مرزهای ما رو تهدید می‌کرد و سیطر‌ه‌ء قدرت امنیتی و نظامی ما باید گسترش پیدا می‌کرد، یکی پاشد رفت کاری کرد که خود رییس جمهور بزرگ‌ترین قدرت دنیا شخصا دستور قتلش رو صادر کرد؛ حاج قاسم نخبه بود.تو حوزه‌ء فرهنگی باید تولید می‌داشتیم، جنگ و دست‌آوردهاش باید به تصویر کشیده می‌شد، وسط همه‌ءتهمت‌ها و انگ‌هایی که زده می‌شد یکی رفت روایت فتح ساخت که از دلش نادرطالب‌زاده ها تربیت شدن ؛ سیدمرتضی آوینی نخبه بود. و هزاران نخبه‌ء ناشناس در هزاران زمینه‌ء دیگه ..من و تو هم اگر آرمان داریم باید زندگیمون رو وقف آرمان کنیم که تهش یکی دیگه وقتی این اسامی رو خواست ادامه بده بگه «فلانی» نخبه بود.هرچی صحبت انگیزشی تاحالا شنیدید بریزید دور، اینو بخونید مسیر واقعی موفقیت این‌شکلیه :️فردا از آن ماست ..تا آن وقتی که می‌توانید، مبارزه کنید؛ وقتی دیدید که دارید شکست می‌خورید باز هم مبارزه کنید، تا برسید به آن لحظه‌ای که دیگر یقین می‌کنید که هان! حتما شکست خواهید خورد؛ باز هم مبارزه کنید.وقتی در آن لحظه‌ای که یقین دارید حتما شکست می‌خورید باز به تلاش و کوشش و مبارزه خود ادامه دهید، آن وقت پیروزی و فتح نصیبتان خواهد شد. آیه قرآن تقریبا نظیر همین مطلب را می‌گوید یا تحقیقا می‌فرماید که: «حتی اذا استیاس الرسل و ظنوا انهم قد کذبوا جائهم نصرنا»📝طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، شهید سیدعلی خامنه‌ای</description>
                <category>سپیده</category>
                <author>سپیده</author>
                <pubDate>Fri, 12 Jun 2026 09:22:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یه طالبان معذرت🎀</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11415314/%DB%8C%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B0%D8%B1%D8%AA-x3kgzqd0c3qx</link>
                <description>عزیزان من ماجرا از این قرار است که خدا خطر بزرگی را از کشور ما دور کرد ؛من الان هم که به این قضیه فکر میکنم که اگر در سال ۱۴۰۳ باند مخوفی به نام طالبان بر ایران مسلط میشدند چه بر سر ایران می آمد، تمام بدنم می لرزد!این باندِ مخوف، تندرو، رادیکال و خشکه مغز به سرکردگی فردی به نام سعید قصد داشتند با رفتار های رادیکال خود ایران را به سمت نابودی بکشانند من تصورات خودم را از اقدامات طالبانِ ایرانی بیان میکنم تا تنِ شما هم از تصور آنها بلرزد و خدا را شکر کنید که امروز طالبان بر شما مسلط نیست ؛گروه نامبرده از آنجایی که با شعار های تند فقط به دنبال جنگ و درگیری با استکبار جهانی بود و اصطلاحا زبانِ دنیا را بلد نبود چندین جنگ اعم از نوع داخلی و خارجی را به کشور تحمیل کرد ؛همان روز اولی که سعیدخان به قدرت رسید صهیونیست ها که فهمیده بودند سعید کشته مرده جنگ با آنهاست آمدند اسماعیل هنیه را در تهران ترور کردند تا ..سعید هم رویش را برگرداند و گفت ؛ گربه بود :)همینطوری کار های صهیونیست ها ادامه داشت اکثر فرماندهان حزب الله لبنان را ترور کردند بعد هم پیجر ها را منفجر کردند و چند هزار نفر علیل و کور گذاشتند روی دستِ حزب الله سعید همچنان معتقد بود گربه است ..مدتی بعد با آن معاون راهبردیِ غیرراهبردی اش رفتند به نیویورک و اعلام کرد ؛ اگر اسرائیل خلع سلاح شود ایران هم حاضر است خلع سلاح شود ..اسرائیل هم که از پیشنهاد سعید خان حمایت میکرد بلافاصله پذیرفت و فردای همان روز با بمب های سنگرشکن به لبنان حمله کرد و سید حسن نصرالله رهبر حزب الله را با جانشین اش و چند مستشار عالیرتبه نظامیِ ایران ترور کرد 😅اینبار که سعید خان دیگر نمی توانست بگوید گربه است موافقت کرد که پاسخی به اسرائیل داده شود و ایران در یک شب با چند موشک و پهپاد به اسرائیل حمله کرد سعید بعد تر گفت ؛ بعد ترور اسماعیل هنیه از آمریکا وعده توافق گرفته بودم و بخاطر همین تمام اقدامات اسرائیل را نادیده گرفتم !اسرائیل که مادر به خطا تر از این حرف هاست چند روز بعد از آن حمله موشکی با جنگنده ب ایران حمله کرد و چند سایت پدافندی را مورد اصابت قرار داد و چند نظامی کشته شدندحالا شما فکر میکنید واکنش سعید خان چه میتواند باشد؟! معلوم است که گربه بود !این گربهء چموش همچنان مشغول خرابکاری بود ..گروه های تکفیری با حمایت تمام عیار کشور همسایهء سوریه پیش می رفتند و مواضع ارتش سوریه یک به یک سقوط میکردند وقتی دمشق در آستانه سقوط بود خبرنگار از سعیدخان پرسید؛ شما ک اینهمه سال حامی سوریه بودی الان میخواهی چه کار بکنی ؟!سعید در جواب گفت ؛ بشار اسد برود ب سازمان ملل شکایت کند :)))))هیچی! بشار شکایت کرد و چند روز بعد سوریه سقوط کرد :)))گربه بود عزیزم گربه، شما توجه نکن !بالاخره وعده هایی که آمریکا به سعید خان داده بود جواب داد و یک میز مذاکره برایش ردیف کردند هیئت طالبان هم رفتند نشستند و به گفتگو مشغول شدند ..مدتی گذشت همه خواب بودیم که نصف شب با صداهای انفجار از خواب پریدیم سعید خان! یعنی گربه به داخل خانه رسیده است ؟!بله! این طالبانی ها که زبان دنیا را بلد نیستند نتوانستند مذاکره کنند و گربه را به داخل خانه کشاندند ( البته این ساده انگاری است؛ از اول هم تمام این کم کاری ها نقشه خودِ طالبانِ خبیث بود تا جنگ با استکبار را به داخل بکشاند و در جنگ حسابی ورژن حماسی خودش را فعال کند وگرنه چه کسی است که نداند اگر سوریه سقوط نمی کرد و حزب الله تضعیف نمیشد بین اسرائیل تا ایران اتوبانی برای تردد جنگنده ها افتتاح نمیشد؛ اصطلاحا کار، کارِ خودشان است !) خلاصه که جنگ شده بود و طالبانِ تندروی جنگ طلب بلاخره بعد از سالها به هدفش رسیده بود؛ جنگ جنگ آخ جون جنگ !چندین نفر از مهم ترین فرماندهان نظامی ایران ترور شدند چندین نفر دانشمند هسته ای هم از دست رفتند آخر سر هم گربه رفت بابایش را آورد و بابا تاسیسات هسته ای فردو را بمباران کرد و حاصل تلاش چندین ساله همان دانشمندان کشته شدهء بی نوا را دود کرد و فرستاد هوا بعد دوازده روز طالبان جنگ‌را خاتمه داد و جشن پیروزی مفصلی ترتیب دادچند روز بعد که از سعیدخان درخواست شد تا خرابی ها را بازسازی کند در سخنانی حکیمانه گفت ؛ ساختیم زدند الان بازم بسازیم دوباره می زنند !و در ادامه فرمود ؛ مذاکره نکنیم چیکار کنیم نه تو بگو چیکار کنیم ؟!خلاصه که طالبانی ها بازهم رفتند سر میز مذاکره تا زبان دنیا را یاد بگیرند ..همچنان مشغول گفتگو بودند که یک روز خبرنگاری خارجی امد و از وزیر امور خارجه طالبان پرسید ؛ اگر رهبر شما را ترور کنیم چه میکنید او هم با خونسردی جواب داد ؛ خب معلومه دیوونه ! یکی دیگه رو جایگزین اش میکنیم ..روز بعد دوباره با صدای انفجار از خواب بیدار شدیم گربه دوباره پریده بود داخل خانه و مستقیما خانهء‌رهبری! آخر کنجکاو بود تا بداند چه کسی قرار است جایگزین اش شود 😅( بازهم رکب خوردید اینها همگی کار خودشان است ! طالبانِ جنگ طلب از قصد کد داده بود و پالس ضعف فرستاده بود تا دوباره جنگی شدید تر را به خانه بکشاند )همه اعضای طالبان یکصدا فریاد زدند؛ جنگ جنگ آخ جون جنگ !!!!بار دیگر شمار زیادی از فرماندهان نظامی ترور شدند که آمارش از دست خودم هم دررفته..خسارات زیادی به تاسیسات نظامی و انرژی ایران وارد شد طالبان بعد چهل روز جنگ را خاتمه داد و جشن پیروزی مفصلی ترتیب داد و دوباره رفت سر میز مذاکره تا برای بار سوم زبان دنیا را یاد بگیرد 😂😔حالا بروید خدا را شکر کنید که دوسال پیش طالبان بر شما مسلط نشد تا خودتان و کل خاورمیانه را یک تنه به این وضعیت اسفبار دچار کند !یه طالبان معذرت 🎀پ.ن؛ مدیونید اگه فکر کنید منظور خاصی داشتم، اینها فقط تخیلات من بودند؛ به کسی برنخوره آره خلاصه :)</description>
                <category>سپیده</category>
                <author>سپیده</author>
                <pubDate>Thu, 11 Jun 2026 09:23:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یارالی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11415314/%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%84%DB%8C-swq9pmr6sbqu</link>
                <description>میگفت ؛ زمانی می توانی دم از حسین بزنی که زخم هایت قابل شمارش نباشند چون زخم های حسین قابل شمارش نبودند ..پارسال وقتی روحم از شدت سرما به خود می لرزید و حسابی زخم برداشته بود هیچ جایی به غیر از سرزمینِ حسین سراغ نداشتم که اندکی آن زخم ها را التیام بدهد و سرمای وجودم را با گرمای ملکوتی اش از بین ببرد ..ولی وقتی در مقابل ضریحِ حسین ایستادم نتوانستم جلو بروم،نتوانستم دستانم را جلو ببرم و ضریحش را لمس کنم خجالت می کشیدم شرم داشتم من که از چند خراش جزئی در وجودم به حسین پناه برده بودم بعد چهارده قرن دیدم که زخم های حسین التیام پیدا نکرده اندزخم هایی که هنوز هم خون از آنها می چکد ..زخم هایی که قابل شمارش نیستند .‌.خودم را عقب کشیدم و حق نداشتم از حسین دم بزنماما قتلگاه ..قتلگاه را از دور دیدم از سرخی نوری که از آن دور به چشم می رسید به خود لرزیدم ..حتی نزدیکش هم نشدم !برایم عجیب بود که چطور آن همه آدم براحتی قدم در قتلگاه حسین می گذاشتند ..نقطه ای از زمین که بر روی تنِ پر زخمِ حسین نشستند و چاقو را گذاشتند روی حلقومش ..چطور می توانستند در اتمسفری که آخرین نفس های حسین را در خود حفظ کرده بود نفس بکشند !به خود لرزیدم و از قتلگاه دور شدم ..اگر دوباره قدم در آن سرزمینِ مبهم بگذارم بازهم محال است که نزدیک قتلگاه بشوم ..ولی ضریح ..اینبار دستانم را جلو خواهم برد و اجازه خواهم داد که قطره ای از دریای حسین را لمس کنندزخم هایم بی شمار نیستند ولی آنقدری خون از قلبم چکیده که این دست ها لیاقت فشردن ضریحِ حسین را داشته باشند ..حالا دیگر می دانم چقدر درد دارد ؛امامت را به خاک و خون بکشند و پیکرش روزها روی زمین بماند ..حالا دیگر می فهمم ؛بدن پاره پاره طفلِ کوچک یعنی چه ..حالا دیگر ذره ای از تنهاییِ حسین را حس کرده ام؛ فهمیده ام که بهترین دوستانت را به ناحق بکشند و تنها بشوی یعنی چه وتر الموتور..او حسینِ تنهایی است ..پارسال میگفتم؛ از این دیگر بدتر نمی شودولی بدتر شدطوری که هیچ وقت گمانش را هم نمی کردم ولی به حسین نزدیک تر شدم زخم ها هرچه بیشتر شوند تازه می فهمی حسین یعنی چه ..اگر حسین نبود دو سال اخیر را نمیشد تحمل کردامام حسین به هزاران علت دوست داشتنی است ؛اما یک علت میان تمامعلت ها بیشتر به چشم میزند او هم شیوه زیستن را به ما آموخته هم شیوه مُردن را ..شکر خدایی را که حسین را برای ما آفرید !محرم میرسه جای تو خالی 💔🕊🙂ای ایران بخوان 🥀</description>
                <category>سپیده</category>
                <author>سپیده</author>
                <pubDate>Wed, 10 Jun 2026 14:47:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آری به اتفاق جهان می توان گرفت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11415314/%D8%A2%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA-vz9wujwbt5dc</link>
                <description>صدای خون در همه جهان پیچیده استخون صدا داردخون فریاد می کشدخون حرف ها دارد، حرف ها ..تیک تاک، تیک تاکدیگر چیزی تا روز موعود نمانده صدای خون همه جا پیچیده این ندا را دیگر نمی توانید با هیچ بمبی خاموش کنید فرصت شما رو به اتمام است ..برادرِ بحرینی من فریاد می کشد از من دور است ولی کنار من ایستاده سعی می کنید صدایش را ببرند او را زیر شکنجه خفه می کنیدولی نه ..دیگر فرصت شما رو به اتمام است ..جگرِ دوستان پاکستانی ام سوختهبه کنسول گری آمریکا حمله کردند آنها را به گلوله بستید ولی نه ..دیگر کاری از آن تفنگ ها ساخته نیستفرصت شما رو به اتمام است ..عزیزانم در جنوب لبنان زیر آتش همچنان زنده اند و آیاتِ امید را تلاوت می کننددیگر نه ..آنها با هیچ سلاحی کشته نخواهند شدفرصت شما رو به اتمام است ..عزیزان کشمیری ام اندک ثروت خود را هدیه می کنند تا صدای خون خاموش نشود با قلبِ آنها چه می کنیدقلب که نمی میرد دیگر نه ..فرصت شما رو به اتمام است ..رفیقانِ خوش غیرتِ یمنی ام دریا را به قبضه گرفته اندو شما با همه یال و کوپال تان جرئت نزدیک شدن به آنها را ندارید ..دیگر نه ..فرصت شما رو به اتمام است ..هنوز هم کودکی در غزه زنده استو شب ها با دیدن موشک هادر آسمانخوشحال می شود و دعا می کند تا آن موشک به هدف بخورد و قصاص خونِ خانواده اش ستانده شود دیگر نه ..فرصت شما رو به اتمام است ..کمی آنطرف تر متحد و یارِ دیرین شمادولت اسپانیا را می گویم بالاخره حقیقت را از زیر غبار پیدا کرده و متوجه شده که تروریست واقعی کیست روز به روز از شما دور تر می شودو وجدانِ گم شده اش را مرمت میکند دیگر نه ..فرصت شما رو به اتمام است ..نگاه کن حتی همان کلیسایی که سالها محکوم به سکوت بودزبان گشوده و از شما برائت می جویددیگر نه ..فرصت شما رو به اتمام است ..خون کار خودش را می کنداینجا حتی مسیح هم در آستانهء رجعت است تا بازگردد و سالها جنایت و خونخواری را مرهم نهد این فریاد در همهء جهان پیچیده است ما فرزندان آینده هستیمو شما اسیرانِ گذشته چیزی تا پایان چند سده امپراطوریِ ابلیس نمانده نقاب ها افتاده و شیطانِ پشتِ پرده آشکار شده فرصت شما رو به اتمام است ..</description>
                <category>سپیده</category>
                <author>سپیده</author>
                <pubDate>Mon, 08 Jun 2026 08:05:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما اقیانوسیم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11415314/%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%85-orw85taic4ep</link>
                <description>اگر علی به دل خیبر نمی زد اگر در احد یکه و تنها در میانهء شمشیر ها خود را سپر پیامبر نمی کرد اگر آن شب در بستر پیامبر نمی خوابید در حالیکه می دانست قرار است به جای پیامبر ترور شوداگر آن جوانِ کم سن و سال مقابل عمر بن عبدود قهرمان نامی عرب نمی ایستاد اگر علی جوانمرد نبودو ذوالفقار هم در دستانش نبودمیثم بر بالای دار سرش را بالا نمی گرفت و نام او را صدا نمی زد مالک در نبرد ها افسانه وار سنگ او را به سینه نمی زد و شجاعتش ضرب المثل نمی شد اگر علی ، علی نبود نه مالکی در کار بود و نه میثمی و نه ابوذری ..آن سوی قضیه معاویه است در نبرد صفین وقتی عمروعاص به علی و ذوالفقار برخورد کرداز ترس جان حقیرشلخت شد تا علی رو برگرداند و او را نکشد !خوب علی را می شناخت و می دانست که حیا میکند و رو برمی گرداند ..معاویه عمروعاص می سازدو علی مالک می سازد ..الناس علی دین ملوکهم ؛مردم آیینه حکومت اند !وقتی علی می گوید ؛برای او مرگ با هزار ضربه شمشیر از مرگ در بستر گوارا تر است عمار به دل صفین می زند تا خونش ملاک تمایز حق از باطل باشد و چشمان مردم به روی حقایق گشوده شود همانطور که پیامبر گفته بود ؛ گروهی که عمار را می کشند باطل اند ..تاریخ دوباره تکرار می شودحاج قاسم میگفت ؛به سربازانم دستور نمی دادم که بروید خودم جلودار بودم و می گفتم ؛ پشت سرم بیایید بسیار تفاوت است بین بروید و بیایید ..بروید عمروعاص می سازد و بیایید مالک می سازد ..مرگ با هزار ضربهء شمشیر هم برای علی گوارا است و هم برای مریدانش پس اینبار هم مریدِ او جلوتر از همه به مصاف تیغ و خون رفت تا عمار ها حق را فریاد بزنند و میثم ها بالای دار مدح علی بخوانند اگر سیدعلی داخل همان پناهگاه های تودرتو و زیرزمینیِ تخیلی پنهان میشد و یا به روسیه و ونزوئلا فرار می کرد سلیمانی و تنگسیری نمی ساخت ..عمروعاص هایی را می ساخت که موقع خطر تنها چیزی که بذل می کنند لباسشان است !بسیار تفاوت است بین شاهِ شهید و شاهِ فراریبسیار تفاوت است بین رهبرِ شهید و رهبرِ فراری آنکس که پشت لانچر و پدافند نشسته و خودش می داند که به احتمال زیاد کشته خواهد شدفقط به هوای علی می جنگد آن مردمی که هرشب در خیابان ایستاده اند این شجاعت را از علی آموخته اند که وقتی شاه این سرزمین در جنگ جهانی دوم از کشور گریخت نه سرداری ماند و نه سربازی و نه مردمی در کف خیابان ارتش در عرض یک روز فروپاشید و ایران اشغال شد ..حال آنکه ارتشی که سیدعلی ساخت بعد از مرگش و بدون حضور او چهل روز جنگید این همان میراثی است که از علی برجای می ماند که حتی اگر علی را بکشند ؛بازهم حجر بن عدی را از خود به یادگار گذاشته تا معاویه را رسوا سازد ..ما همان روزی نامیرا شدیم که به اقیانوسِ علی متصل گشتیمتاریخ می گوید ؛ حتی تیغِ حجاج بن یوسفِ سفاک و بی رحم هم حریف مریدانِ علی نشد که هر تیغی جز ذوالفقار تیغِ ترس و یاس است و در هنگامهء نبرد صاحبش با تنِ عریان از معرکه می گریزدتنها تیغِ علی تیغِ شجاعت است و ما دیگر حتی در مقابل حجاج ها هم زمین نخواهیم خورد و دیگر در هیچ ظرفی جای نخواهیم گرفتنباید از اقیانوس انتظار داشت در آکواریوم آرام بگیرد !</description>
                <category>سپیده</category>
                <author>سپیده</author>
                <pubDate>Sun, 07 Jun 2026 07:21:01 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>