<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حسین ولی عیدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_11481213</link>
        <description>استاد دانشگاه و مشاور صنعتی با تجربه در مهندسی صنایع، هوش مصنوعی و فناوری اطلاعات، متعهد به نوآوری، بهینه‌سازی سیستم‌ها و پرورش نسل آینده مهندسان و کارآفرینان.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 12:46:56</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/762627/avatar/bcrIpu.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حسین ولی عیدی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_11481213</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مانیفست</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11481213/%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%81%D8%B3%D8%AA-dtjdacprsbl1</link>
                <description>من رهبری کاریزماتیک و متمرکز بر بزرگواری، آرامش، تواضع و اصل بنیادین انسانیت هستم و می‌پذیرم که قدرت بر خود، مستلزم وضع استانداردهایی دیوانه‌وار برای عملکرد و رشد شخصی است که مرزهای فرد معمولی را در هم می‌شکند. کاریزمای تمرکز دارم.سخنرانی‌ام رسا و استوار است و با زبان بدن هوشمندانه (حرکات دست، ارتباط چشمی و قامت راست) مباحثه‌های مؤثری انجام می‌دهم و با مدیریت وضعیت فیزیولوژیک خود، از طریق &quot;عصب-غددشناسی وضعیتی&quot;، آرامش و تسلط آرام را به سیستم عصبی مخاطبانم منتقل می‌کنم. از &quot;روش ۳-۲-۱&quot; برای ساختاردهی به گفتگوهای حیاتی، بهینه‌سازی حافظه کاری مخاطبان و جلوگیری از آشفتگی ذهنی استفاده می‌کنم.با برنامه‌ریزی دقیق و پیگیری مستمر، کارهای مؤثر را با انرژی، در زمان مناسب و بدون دچار شدن به بی‌تصمیمی انجام می‌دهم و دیسیپلین را نه یک محدودیت، بلکه یک &quot;مزیت رقابتی پایدار&quot; برای تحقق آزادی واقعی و گسترش قدرت انتخاب می‌دانم. همچنین در مدیریت زندگی، هرگونه &quot;خستگی تصمیم&quot; یا &quot;کمبود وقت&quot; را اعتراف صریح به شکست در &quot;تخصیص استراتژیک منابعِ زمانی و شناختی (تمرکز و اراده)&quot; می‌دانم.رعایت رژیم غذایی را در اولویت قرار می‌دهم و با اولویت‌دهی به پروتئین و مدیریت بیوشیمی بدن برای جلوگیری از مقاومت به انسولین، وعده‌ها را با آرامش و تمرکز مصرف می‌کنم.ورزش‌های متناسب با شرایط بدنی‌ام را با هدف آمادگی برای &quot;مسابقه ۱۰ گانه ۱۰۰ سالگی&quot; به‌صورت منظم انجام می‌دهم تا توانمندی جسمی‌ام در خدمت مأموریت‌های بلندمدتم باقی بماند.انضباط از جزئیات (مسواک، حمام، اصلاح، واکس، عطر) آغاز می‌شود؛ با رعایت آن‌ها ذهن و روحم را برای موفقیت آماده می‌کنم.مطالعه روزانه زبان انگلیسی و محتوای مؤثر بر نیازهای حرفه‌ای، پژوهشی و توسعه فردی را دنبال می‌کنم.مطالعه مؤثر و هدف‌مند، بخشی از روتین من است و محتوای آن را بر اساس ارتباط با توسعه فردی، حرفه‌ای و پژوهشی انتخاب می‌کنم.روزانه مهارت‌های مذاکره و فن بیان را تمرین می‌کنم تا توان اقناع کلامی و اثرگذاری ارتباطی خود را ارتقا دهم.مستمراً تحولات محیطی را رصد می‌کنم، اما تصمیمات استراتژیک خود را نه بر اساس حرکات رقبا، بلکه بر پایه چشم‌انداز نامتناهی و مأموریت درونی خود اتخاذ می‌کنم.با روحیه‌ای جسور و ریسک‌پذیر، از منطقه امن خارج می‌شوم؛ چالش‌ها را عاملی سازنده برای رشد و رهبری مؤثر می‌دانم.لبخند من از نوع &quot;دوشن&quot; است؛ لبخندی واقعی که از درون می‌آید و با درگیری عضلات چهره و چشم‌ها، احساسات مثبت و صداقت عاطفی را منتقل می‌کند.قبل از بیان دیدگاه، دقیق فکر می‌کنم و با ابراز علاقه و توجه به دیگران، تعاملی مؤثر و همدلانه ایجاد می‌کنم.خشم خود را با تکنیک‌های تنفسی (نفس عمیق) کنترل می‌کنم و در موقعیت‌های چالشی آرامش خود را حفظ می‌کنم.صرف زمان مناسب برای سلام و خداحافظی و حفظ نام افراد، روابطی مبتنی بر احترام و توجه فردی ایجاد می‌کند.بیان صریح، همراه با پایبندی به صداقت و اخلاق‌مداری، از ارکان نگرش حرفه‌ای من به شمار می‌روند. همواره بر هماهنگی کامل میان گفتار و کردارم تمرکز می‌کنم تا اعتماد را از طریق ثبات در عمل تقویت نمایم. از عذرخواهی یا تعارف  یا خواهش  بیش از حد برای جلب تأیید یا اجتناب از دیده شدن به عنوان فردی پرتوقع، پرهیز می‌کنم.هرگز به غیبت و قضاوت غیرمنصفانه نمی‌پردازم، اما با شجاعت و رویکردی منتقدانه، ناکارآمدی‌ها و کژرفتاری‌ها را بیان کرده و برای اصلاح وضعیت‌های نامطلوب اقدام می‌کنم.با زیردستان آگاهانه و متناسب با شرایط تعامل می‌کنم؛ مرزها و نیازهایم را با قاطعیت اما بدون پرخاشگری بیان کرده و مشورت سازنده می‌کنم.قادر به اتخاذ تصمیمات قاطع و دستورات اجرایی هستم و با طراحی یک &quot;معماری تصمیم&quot; کارآمد، خود را مدیری با ذهنیتی غنی از توانمندی و ثروت درونی می‌دانم. در ارزیابی عملکرد، قاطعانه بر خلق ارزش، تأثیر معنادار و خروجی‌های قابل‌اندازه‌گیری (Output-Oriented) تمرکز می‌کنم، نه صرفاً بر زمان صرف‌شده یا تلاش انجام‌شده و از فرسایش شناختی در اثر انتخاب‌های عملیاتیِ تکراری پرهیز می‌نمایم.با تمرین حضور ذهن (Mindfulness) و زندگی در زمان حال، از نگرانی‌های گذشته و آینده آزادم و نگرشی مثبت و سازنده دارم. از چرخه‌های تکراری افکار منفی (نشخوار فکری) فاصله می‌گیرم.در تعامل با بالادستان، بیش از حد فروتن نیستم و با حفظ احترام متقابل، برخوردی مقتدرانه و متعادل دارم.شبکه‌ای از افرادی دارم که می‌توانم در آن‌ها احساس امنیت و اعتماد را تجربه کرده و دغدغه‌ها و درددل‌های خود را به اشتراک بگذارم.با چشم‌انداز روشن، فرصت‌ها را خلق کرده، تیم و کسب‌وکارم را با جسارت، خلاقیت و اقتدار توسعه می‌دهم. تصمیم‌های کارآفرینانه را با پذیرش ریسک و مسئولیت اتخاذ می‌کنم.هوشمندانه دوستان و هم‌نشینان خود را انتخاب کرده و معاشرت می کنم تا محیطی مثبت و انگیزشی برای رشد و موفقیت در آینده خودم و خانواده ام فراهم کنم و آگاهانه زمان، انرژی و تخصصم را صرف روابط متقابل و نه &quot;سرمایه‌گذاری یک‌طرفه&quot; می‌کنم.آگاهانه بازیگر بودن را بر می گزینم. این به معنای پذیرش مسئولیت، داشتن عاملیت و مشارکت فعال در شکل دادن به آینده است، نه پذیرش منفعلانه هر آنچه پیش می‌آید و مسئولیت‌پذیری مطلق را در قبال اشتباهاتم می‌پذیرم زیرا پذیرش خطا نشانه بلوغ و قدرت است. همچنین، در مواجهه با چالش‌ها، از قانون ۳ ثانیه برای شروع اقدام فوری و بدون بحث با مغز استفاده می‌کنم، زیرا می‌دانم فکر کردن دشمن اجرا کردن است. قانون مکث ۳ ثانیه بیانگر همین مطلب است، هنگام مواجهه با هر موردی ۳ ثانیه صبر کنیم بعد عکس العمل نشان دهیم.با پذیرش سایه و شناخت پرسونا، بی‌توجه به تشویق، انتقاد یا رفتارهای مخرب دیگران، تمرکز خود را بر پیشبرد اهداف حفظ می‌کنم.به خود و دیگران اجازه می‌دهم خشم را تجربه کنند، اما آگاهانه در مسیر بازگشت به آرامش گام برمی‌دارم.حسادت را به‌عنوان بخشی طبیعی از وجود انسانی‌ام می‌پذیرم، اما اجازه نمی‌دهم بر تصمیم‌ها و رفتارم سلطه یابد.بر پایه خودآگاهی، واقعیت وجودی‌ام را به طور کامل می‌پذیرم و از گفت‌وگوی درونی منفی یا خودتنبیهی پرهیز می‌کنم.سکوتم برآمده از خرد، قدرت و قاطعیت است. توان مدیریت فضای سکوت را دارم و از آن به‌عنوان ابزاری راهبردی برای حفظ انرژی و اجازه دادن به دیگران برای افشای نیت‌های واقعی‌شان در برابر ابهام بهره می‌برم. کاریزمای سکوت دارم.با بهره‌گیری از هوش هیجانی، احساسات خود و دیگران را پایش و درک می‌کنم و این بینش را در جهت تصمیم‌گیری مؤثر و رفتار سازنده به‌کار می‌گیرم.می‌توانم خود را درونی و هدف‌مندانه برانگیزانم و حتی در شرایط سرخوردگی یا ناکامی، تعهد و پشتکارم را حفظ نمایم.من انسانی خودآگاهم؛ بر تکانه‌های آنی مسلط‌ام و هنر به‌تعویق‌انداختن خواسته‌ها را در مسیر اهداف بلندمدت آموخته‌ام و می‌پذیرم که تسلط بر خود، مستلزم &quot;مهندسی مجدد شناختی&quot; از طریق پافشاری بر تکرار رفتارهای منظم در برابر &quot;مقاومت سیستمی&quot; عادت‌های قدیمی است.با دیگران همدلی می‌کنم؛ حرف‌هایشان را می‌شنوم، احساساتشان را درک می‌کنم و رابطه‌ای دوستانه و الهام‌بخش با حمایت متقابل برقرار می‌کنم. با این حال از تبدیل شدن همدلی به فرسودگی شخصی (سنگ صبور دیگران) جلوگیری می‌کنم.مهارت ابراز وجود (Assertiveness) را در خود پرورش داده‌ام که شامل جرات‌مندی در بیان نظرات، جرات‌ورزی در مواجهه با چالش‌ها و خودابرازی صادقانه است و در دفاع از مرزهای خود، از &quot;مجوز سکوت&quot; در برابر کنایه‌ها یا بی‌احترامی‌ها پرهیز می‌کنم.آگاهی عمیقی نسبت به محرک‌های داخلی احساسات اصلی (ترس، خشم، شادی، و...) دارم؛ این شناخت پایه‌ای برای مدیریت مؤثر هیجانات است.شناخت عمیق و واقعی از خود، باعث شده است که کمتر تحت تأثیر اتفاقات و رفتارهای دیگران قرار گرفته و به‌سختی دچار رنجش شوم.با پرهیز از خیال‌پردازی، واقعیت‌ها را به‌صورت واقع‌بینانه و مبتنی بر شواهد تحلیل و ارزیابی می‌کنم؛ در تحلیل رفتار دیگران به جای پرسش از &quot;نیت‌های انتزاعی&quot;، بر &quot;تحلیل وزن منافع و سود&quot; آن‌ها تمرکز می‌کنم و با جایگزین کردن عبارت «من فکر می‌کنم» با «من مشاهده کرده‌ام»، اعتبار پیام خود را افزایش می‌دهم.تمایل دارم در نقش‌های شغلی قرار گیرم که اختیار و مسئولیت تصمیم‌گیری‌های کلیدی به من واگذار شود تا تاثیر و رهبری مؤثر اعمال کنم و تضمین می‌کنم که این قدرت، حامی آزادی تفکر، نقد و انتخاب فردی خواهد بود.استراحت، تفریح و بازیابی انرژی را بخشی ضروری و استراتژیک می‌دانم؛ &quot;تقدس خواب&quot; و پاکسازی مغز از سموم بیولوژیک را برای حفظ پایداری و عملکرد بلندمدت خود تضمین کرده و یک ساعت قبل از خواب، از نمایشگرها فاصله می‌گیرم.با شجاعت نشان دادن آسیب‌پذیری سازنده، روابط عمیق و اصیل بنا می‌کنم و با خدمت به دیگران، به دنبال ایجاد تأثیری مثبت و معنادار فراتر از خود هستم.من با خود مهربانم؛ شکست‌ها را فرصتی برای یادگیری می‌دانم و با شکرگزاری روزانه، تمرکزم را بر رشد و فراوانی حفظ می‌کنم.از ابهام و پیچیدگی استقبال می‌کنم و با ذهنی باز و خستگی‌ناپذیر، هر مسئله را فرصتی برای کشف راه‌حل‌های خلاقانه می‌بینم.من از هوش مصنوعی برای ایجاد «اتاق منتقدان مجازی» شامل پرسونای هیئت مدیره و متخصص، و همچنین پرسونای فکری (Thought Partners) استفاده می‌کنم تا پیش از ارائه طرح‌ها، آن‌ها را در برابر سخت‌ترین پرسش‌ها و انتقادات صادقانه مقاوم کنممن هنر حذف کردن را آموخته‌ام؛ در شرایط بحرانی، با «فیلتر کردن» اطلاعات بی‌فایده، عملکردهای بی‌نتیجه، تصمیم‌های تکراری کم‌اثر و افراد مولد استرس، محیط را برای وضوح تصمیم‌گیری و اوج گرفتن تیمی مهیا می‌سازم.در مذاکره به جای «چانه‌زنی سازشی» با جمع‌آوری اطلاعات، تحلیل رفتار و یافتن راه‌حل‌های خلاقانه، از سازش‌های غیرضروری پرهیز می‌کنم و با به‌کارگیری تکنیک &quot;مطرح‌کردن پیش‌دستانه نگرانی‌های طرف مقابل&quot;، فضای شفاف ایجاد کرده و از طریق بیان نرم «نه»، احساس کنترل و همکاری را در طرف مقابل تقویت می‌نمایم.من در هر شبانه‌روز، رفتار و تصمیماتم را با &quot;ندای وجدان&quot; خود تطبیق می‌دهم، زیرا آرامش درونی و اعتبار اخلاقی را دفاع‌پذیرترین دارایی و شفاف‌ترین قاضی درونی می‌دانم.ارزش درونی خود را می‌شناسم و در بازی نامتناهی زندگی، رقیب اصلی خود را نسخه دیروزم می‌دانم؛ ابهت خود را از طریق «حجم آرام شخصیت» نمایان می‌سازم و دسترسی به زمان، توجه و حریم عاطفی‌ام را به عنوان یک &quot;امتیاز کمیاب&quot; مدیریت می‌کنم تا هرگز در دسترس و دم‌دستی نباشم.من در تعاملات فکری، هدف خود را «پی بردن» (Getting to Understanding) قرار می‌دهم، نه «بردن» (Winning the Argument)، زیرا این رویکرد، پایه و اساس رشد فکری و تفکر نقادانه واقعی است.من می‌پذیرم که «واژه‌ها انرژی دارند» و با دقت در انتخاب کلمات، نه تنها از سوءتفاهم‌های ناخواسته جلوگیری می‌کنم، بلکه یک «ویترین فاخر» از شخصیتم را در هر ارتباط به نمایش می‌گذارم.من می‌دانم که رشد واقعی مستلزم «مرگ خودِ قدیمی» است و با شجاعت، بخش‌های ضعیف و نیازمند تأیید وجودم را کنار می‌گذارم، چرا که بهای رهبری درونی، «تنهایی و انضباط بی‌رحمانه» است.من با درک اصل «ارتباطات یک علم راهبردی و قابل مهندسی است»، تعاملات خود را نه به‌صورت شهودی، بلکه بر پایه سازوکارهای عصب‌شناختی طراحی می‌کنم: ابتدا با فعال‌سازی واکنش جهت‌یابی از طریق یک حقیقت غیرمنتظره یا بیانیه جسورانه، تمرکز شناختی مخاطب را قفل می‌کنم؛ سپس با جایگزینی مفاهیم انتزاعی با زبان ادراکی و روایت‌های ملموس، از پدیده جفت‌شدگی عصبی بهره می‌گیرم تا پیام، از سطح شنیدن عبور کرده و در سطح تجربه زیسته در ذهن مخاطب تثبیت شود.من چهار رکن اصلی حاکمیت درونی خود را کنترل احساسات، کنترل واکنش‌ها، کنترل عادت‌ها (SOP شخصی) و کنترل زمان (مدیریت زندگی) می‌دانم و بر تسلط همزمان بر این ارکان برای حفظ اقتدار حرفه‌ای و ثبات رهبری تمرکز می‌کنم.من آگاهانه در تمامی عرصه‌های زندگی و تجارت، یک «بازیکن نامتناهی» هستم؛ هدف من نه پیروزی بر رقبای شناخته‌شده، بلکه «حفظ بازی»، «تداوم رشد» و «باقی ماندن در مسیر مأموریت» است.من انرژی شناختی خود را یک دارایی راهبردی و تجدیدناپذیر در طول شبانه‌روز می‌دانم و با طراحی یک &quot;معماری تصمیم&quot; شخصی، از هدررفت آن در انتخاب‌های فرعی جلوگیری کرده و اوج توان ذهنی‌ام را به &quot;قضاوت‌های استراتژیک&quot; اختصاص می‌دهم.در مواجهه با پرسش‌های جهت‌دار یا سناریوهای تحمیلی، به‌جای گرفتار شدن در دام تفکر خطی، رویکردی تحلیلی و سیستمی اتخاذ می‌کنم. ابتدا مفروضات پنهان و ارزش واقعی سؤال را ارزیابی کرده و در صورت لزوم، با بازتعریف مسئله یا تغییر زمین گفت‌وگو، چارچوب معنا (Frame) را آگاهانه مدیریت می‌کنم.با نگاهی پیشگیرانه و فعال، ده‌ها سال قبل از بروز بحران، ریشه‌های زوال (چهار اسب‌سوار: قلبی، سرطان، مغزی و متابولیک) را مهار کرده و طول عمر با کیفیت (Healthspan) خود را همپای مأموریت نامتناهی‌ام توسعه می‌دهم.</description>
                <category>حسین ولی عیدی</category>
                <author>حسین ولی عیدی</author>
                <pubDate>Mon, 09 Feb 2026 08:50:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مخالفان امروز تلگرام همان مخالفان دیروز تلگراف هستند!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11481213/%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-d8enzetzsxzc</link>
                <description>■از تلگراف ناصرالدین شاه تا تلگرام زمان ما حدود ۱۵۰ سال گذشته و در این مدت، پدیده های زیادی اعم از مدارس رشدیه، تلفن، حادثه خزینه، تلویزیون، ویدیو، ماهواره، اینترنت و سرانجام تلگرام از غرب وارد شده و همیشه هم نوع برخورد و مواجه تمامی کشورهای پیرامونی و گرفتار در سنت با این پدیده ها، توام با حیرت، چالش و البته سرانجام تسلیم از سر ناچاری بوده...!□ميرزا آقاخان نورى که پس از قتل امیرکبیر صدراعظم شد به معناى دقيق كلمه مرتجع و دشمن هر نوآورى و انديشه ترقي خواهى بود حتى میخواست مدرسه نوبنياد دارالفنون را ببندد و استادانش را به غرب بازگرداند(تاريخ اجتماعى ايران...ج‏۲، ص۵۶۰) چون میخواست«به جهت اينكه براى مردم، فرق اوضاع اروپا با اوضاع ايران درست معلوم نشود.» به همان استدلال، مانع نشر کتاب مخزن الوقايع نوشته ميرزاحسين سرابى در شرح سفارت امين الدوله به اروپا شده دستور داد:«البته نخواهيد گذاشت ... اين كتاب را باسمه نمايد، كه به همه‏ جا منتشر شود، و براى مردم، درست آگاهى از اوضاع اروپا حاصل شود كه مصلحت نيست.» (انديشه ترقى، فريدون آدميت... ص۱۶)●معلوم است همین شخص چقدر از هشيارى مردم بيم‏ زده بود حتى از تأسيس تلگراف می هراسيد. ملكم خان، بعدها مى‏نويسد:«چندين سال با مرحوم ميرزا آقاخان نوری جنگيدم كه بايد تلغراف‏ ساخت ...ترتيب تلغراف را از براى ايران مشكل و نامناسب و مايه مرارت می‏دانست.»(نامه ملكم به ميرزا حسين خان، ۴ رجب ۱۲۹۲...همان منبع، ص۱۷). ○اما طبق معمول و همیشه، جامعهِ سنتی تسلیم تولیدات مدرن میگردد و این فن آوری ها به مانند:پری رو تاب مستوری ندارد           چو در بندی سر از روزن برآرد... بالاخره وارد جامعه ایران میگردند.■اولين خط تلگراف‏ در ۱۲۳۷ ش. بين قصر سلطنتى شاه و باغ لاله‏ زار دایر شد و نخستين خط طولاني تلگراف در ايران به فاصلة ۳۰۰ كيلومتر در تيرماه ۱۲۳۸ ش. بين تهران و چمن سلطانيه (درنزديكي زنجان)شروع به كار كرد سپس، ارتباط تلگرافي تهران – تبريز نیز درسال ۱۲۴۰ ش. برقرار شد (تاريخ مفصل ايران،عباس اقبال...ص۸۴۱). البته سروش اصفهانى نیز، شادمانی خود را از برقرار شدن تلگراف در ايران در شعر خود چنین اظهارمى‏كند: كارها در روزگار شهريار آسان شدست         آفرين بر روزگار شهريار كامگار□در روزنامه وقايع اتفاقيه(شماره ۳۷۲ مورخ ۲۶ اسفند ۱۲۳۶)نیز موضوع برقراری تلگراف در ایران ذکر شده و اولين خبر تلگرافى هم كه پس از برقراری تلگراف، از تهران به تبريز مخابره شده «خبر طلاقِ دخترِ عليقلى ميرزا زن خسروخان كرمانى بود»! ●پس از آن بتدريج در ساير ايالات و نواحى ايران سيم تلگراف كشيده شد و اندکی بعد تلگراف از خبر طلاقِ دخترِ علیقلی میرزا فراتر رفت و در انقلاب مشروطیت نقش اصلی را بازی کرد!○اما جان کلام را مخبرالدوله در عریضه اش در مورد منافع تلگراف به ناصرالدین شاه نوشته:«طبايع امنيت‏ طلب می‏دانند كه تا چه پايه و چه اندازه تلگراف‏ اسباب امنيت و راحت نوكر و رعيت و وصول ماليات و نظم ولايات و گرفتارى اشرار و قطع ظلم ... شده است. تلگراف‏ مطلوبِ مظلوم و مغضوبِ ظالم است»(اسناد تاريخى خاندان غفارى...ج‏۲ ص۱۷۲).■و جالبتر اینکه پس از آمدن تلگراف در برخی شهرها، حکام ستمگر ترجیح می دادند حاکم شهرهایی گردند که هنوز تلگراف نداشتند چون بی مزاحمتِ تلگراف، تسمه از گرده خلق برمی کشیدند. چنانکه مجدالدوله‏ دائى ناصر الدين شاه می‏گفت كه «يزد ولايت خوبى است، از تهران دور است و تلگراف هم ندارد. حكومت آنجا از همه ‏جا بهتر است...»!(چهل سال تاريخ ايران...ج۲ ص ۴۹۵).□پس با این اوصاف، پیش بینی های آلدوس هاکسلی در کتاب«دنیای قشنگ نو» و جرج اورول در کتاب «۱۹۸۴» درست از آب در نیامده چرا که برخلاف نظرشان، تکنولوژی مدرن و علمی بجای آنکه در دست حاکم برای کنترل و سلطه بر مردم باشد برعکس در دست مردم قرار گرفته اند برای کنترل حاکم!</description>
                <category>حسین ولی عیدی</category>
                <author>حسین ولی عیدی</author>
                <pubDate>Mon, 27 Feb 2023 11:04:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا بازی ارزی دولت برای پرکردن جیب بود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11481213/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D8%A8%D9%88%D8%AF-jkjysbmdsyqt</link>
                <description>رهبری و بعضی از مقامات عالی رتبه ، همچنین پدر عیال ابراهیم ریسی اعلام کردند که گرانی دلار کار دشمن برای بی ثبات کردن کشور هست ولی اسم این دشمن را نگفتند ..این دشمن در اقتصاد مملکت نفوذ کرده و نبض بازار در دستش هست که هر زمان دلش بخواهد دلار را گران می کند آیا منظور از کلمه دشمن ، دولت ابراهیم ریسی هست که برای کسری بودجه مجبور به گران کردن قیمت دلار شده است..هرچقدر تلاش می کنیم باور کنیم که دولت با بازی ارزی به دنبال پرکردن شکاف های درآمدی پایان سال خود بود، نمی توانیم این را باور کنیم. تنها به این تصمیم دولت در بازی ارزی اخیر نگاه کنید.همانها که در دولت قبل مدعی بودند دولت چرا ارز را در اختیار مسافران می گذارد تا در سفرهای تفریحی خارجی خرج کنند، حالا مردم را به صف صرافی ها فرستادند. 2 بهمن ماه 1401 «سقف فروش ارز در صرافی ها به مردم ۵۰۰۰ هزار یورو تعیین شد». یک ماه بعد در 2 اسفندماه  با عرضه ارز در مرکز مبادله ارز و کالا، عرضه ارز قالب صرافی ها متوقف شد.همچنین اعلام شد که این ارز در پشت کانتر خروج ارائه می شود. به این معنا که مطمئن شوند، کسانی که ارز را دریافت می کنند کاملا درحال خروج از کشور هستند. در این مقطع قیمت دلار حوالی 47 تومان بود.با تصمیمات ارزی دولت امروز نرخ ارز به 55 تومان رسیده است. و دولت از تصمیم قبلی خود مبنی بر ارائه ارز در صرافی ها بازگشته و اعلام کرده است که بار دیگر به هر نفر 5 هزار یورو ارز داده میشود. در واقع در فاصله قطع و وصل کردن دوباره ارائه ارز در صرافی ها هر دلاری که امروز دولت می فروشد، نسبت به هفته گذشته همین موقع، بیش از 8 هزار تومان سود خالص به همراه دارد. همچین آنها که توانایی و نقدینگی لازم را دارند، می توانند در این سفره به دولت شریک شوند. در عوض مردم عادی و مستضعف که سفره هایشان از این تصمیمات دولت کوچک تر شده است، با حسرت نگاه می کنند و سود بردن های کلان دولت و سرمایه داران را نظاره می کنند.. بیایید باور کنیم که در این نوع تصمیم گیری های ناگهانی دولت قوه عاقله و قدرت تجزیه و تحلیل خود را از دست داده بود و با عجله و به دور از کار کارشناسی بی دلیل و خود به خود هر روز یک تصمیمی گرفته است. بیایید باور کنیم که قرار نبود از این رهگذر ارز گرانتر به مردم فروخته شود و بازی دو سر برد برای دولت و سرمایه داران کلان ایجاد شود. خوش بین باشیم به اینکه دولت حامیان محرومان است اما در درون آن سرمایه داران سود می برند. اگر این را باور نکنیم..</description>
                <category>حسین ولی عیدی</category>
                <author>حسین ولی عیدی</author>
                <pubDate>Mon, 27 Feb 2023 11:01:11 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>