<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Tiskoyo Yasagi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_11949135</link>
        <description>♡کانیچیوا^-^ تسکویو یاساگی__xntj با یه ذهن به هم ریخته ی پر انیمه و داستان یه اوتاکو ☆</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 14:27:13</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1962359/avatar/nFGR0Q.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Tiskoyo Yasagi</title>
            <link>https://virgool.io/@m_11949135</link>
        </image>

                    <item>
                <title>glassy heart☆قلب شیشه ای☆قسمت دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11949135/glassy-heart%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%B4%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-ebyslbuuzi2j</link>
                <description>کانیچیوا♡راستی کیا ناکجا آباد موعود رو دیدن؟ من که امروز فصل اول رو دیدم خیلی قشنگ بود چرا نورمن مردπ^π (و این وضع اوتاکویی که رو هرکی کراش میزنه میمیره•  -  •) خب بریم سراغ داستان..... *****از زبان مانامی******وقتی وارد ساختمان شدم همه ی دانش آموزا عجیب نگام میکردن انگار هیولایی چیزیم/:  هر چند حق داشتن و منم چند دقیقه بعد فهمیدم چرا &quot;-&quot;  وقتی وارد دفتر معلما شد و همه بهش خیره شدن و هاج و واج داشتم فک میکردم چی شده مگه؟ که آیزاوا اشاره کرد به بال هام و قیافه ی منی که تازه فهمیدم چیشده@-@در هر حال بعد این ماجرا با آیزاوا سنسی حرف زدم و این گفتگو ایجاد شد&quot;-&quot;  : *****از زبان نویسنده*****بدون گوش تصور کنید و یکم جدی تر اوکی میشه&quot;-&quot;مانامی: آیزاوا سنسی میشه بگی مسئول کدوم کلاس شدم؟ &quot;-&quot; اخه هیچ اطلاعاتی راجبشون بهم ندادین&quot;-&quot;آیزاوا: کلاس 1A و البته توصیه میکنم مراقب باشی پر دردسر ترین کلاسن هر چند باید ازشون ممنون باشیم بعضی دردسراشون بهمون کمک کرده و بعد یه لیست از اطلاعات کل بچه های کلاس بهم داد. مانامی: اریگاتو(ممنون) آیزاوا سنسی(استاد)! راستی.... میتوانید خودتون بیاریدشون؟ یکم اولین دیدار برام سخته که خودم که همسنشونم رو به عنوان سنسی معرفی کنم.... آیزاوا: باشه ولی اولین روز میخوای کجا باشه؟ مانامی: میخوام قدرتشونو بسنجم پس بخش مبارزه ی ساختمان! اریگاتو سنسی سایونارا! *****در حیاط مدرسه*****۷:۳٠*****از زبان مانامی*****هنوز ساعت ۸ نشده پس وقت دارم یه نگاهی به لیست هم بندازم....و البته باید بفهمم نقطه ضعفشون چیه و برای مبارزه  با کی مناسب ترن..... اوچاکو اوراراکا کوسه جاذبه ی صفر جالبه یه چیزی شبیه پروازمه نقطه ضعفش میتوانه گیر کردن باشه چون وقتی یه جایی گیر کنه یا با طنابی چیزی به جایی بسته بشه کوسش جواب نمیده پس.......(و بعد دو ساعت تحلیل کردن همه ی کوسه ها میرسه به شوتو-میدوریا و باکوگو)این سه تا اخریان (در ذهنش: البته پر دردسر ترینا هم هستن•-•) میدوریا ایزوکو خب..... تابلوعه جانشین المایته کاتسوکی باکوگو کوسش خیلی قوی از چیزیه که تا الان بهش دست پیدا کرده و تودوروکی شوتو..... دو تا کوسه داره؟ نه اینکه عجیب باشه وان فور ال هم همینه اما یخ و اتش؟ دو تا تظاد؟ جالبه با هر کدوم میتوانه یکاری بکنه (در حالی که به آسمان نگاه میکنه در ذهنش): یخ برای دفاع و آتش برای حمله.... خوبه اما کوسه ی همیچکدوم از هم کلاسیاش نقطه ضعفش رو نشون نمیده پس اگه همینطوری پیش بره پیشرفتی نمیکنه....  باشه..... به نظر میاد باید خودم هم مبارزه کنم.....خب احتمالا یه چیزایی فهمیدید دیگه شوتو هم شخصیت خاصی داره تو داستان اینم از قسمت دوم سایونارا(و در حالی که صدای شینوبو در مغزم پخش میشود نه خدایی کیا وقتی میگن سایونارا صدای شینوبو رو میشنون؟ •  -  •  ) </description>
                <category>Tiskoyo Yasagi</category>
                <author>Tiskoyo Yasagi</author>
                <pubDate>Mon, 19 Dec 2022 21:20:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>glassy heart☆قلب شیشه ای☆قسمت اول</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11949135/glassy-heart%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%B4%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-wzlnysan7iqs</link>
                <description>امروز باید یه روز عادی مثل بقیه ی روزا باشه ولی خب..... نیست  امروز اولین روزم تو U-A هست البته نه به عنوان دانش آموز به عنوان معلم  وایسید وایسید!  فک نکنید من خیلی بزرگما من فقط ۱۵ سالمه! &quot;-&quot; خب شاید سوال بشه کوسم چیه که انقد زود قوی شدم باید بگم که خودمم واقعا نمیدونم یجورایی چند تا کوسه دارم بذارید توضیح بدم.... کوسه های من آتش-یخ و آب  و دود هستن خب کاربرد های کوسه هام و خیلی متنوع و زیاد هستن میتوانم بهشون شکل بدم باهاشون هر چیزی بسازم و....  مثلا اگه بخوام میتوانم با آبم نهنگ بسازم و کنترل و حرکتش بدم یا با آتیشم یه تفنگ درست کنم یا با یخم شمشیر بسازم و.....  و حالا اینا مثال بودن با هر کدوم هرچیزی میتوانم بسازم واییی ساعت ۶ شدددد   اره قبول دارم شاید الان بگید خب که چی تازه زوده ولی من همیشه از ساعت ۵ مشغولم خیلی دیرم شده! خلاصه ی ۱ ساعت نیم بعدی.... خوردن صبحانه @-@  تمرین کردن#-# خسته شدن@-@ لباس پوشیدن#-# رفتن به سمت U-A با تمامی سرعت در حال دویدن که یهو..... خب شاید الان فکر کردید یه هیولایی چیزی حمله کرد و منم زدم داغونش کردم! نه بابا از این خبرا نیس داشتم میدویدم که یادم افتاد میتوانم با کوسم بال هم بسازم و پرواز کنم واقعا خاک تو سرم نه؟/:   *کمی بعد*  هوففف بلاخره رسیدم....   های گایز اینم قسمت اولیه  نکته مانامی تو ذهنش entj هست اما وقتی پیش کسی هست که نمیشناسدش یا امروز باید یه روز عادی مثل بقیه ی روزا باشه ولی خب..... نیستامروز اولین روزم تو U-A هست البته نه به عنوان دانش آموز به عنوان معلموایسید وایسید!  فک نکنید من خیلی بزرگما من فقط ۱۵ سالمه! &quot;-&quot; خب شاید سوال بشه کوسم چیه که انقد زود قوی شدم باید بگم که خودمم واقعا نمیدونم یجورایی چند تا کوسه دارم بذارید توضیح بدم.... کوسه های من آتش-یخ و آب  و دود هستن خب کاربرد هاب کوسه هاو خیلی متونوع و زیاد هستن میتوانم بهشون شکل بدم باهاشون هر چیزی بسازم و....  مثلا اگه بخوام میتوانم با آبم نهنگ بسازم و کنترل و حرکتش بدم یا با آتیشم یه تفنگ درست کنم یا با یخم شمشیر بسازم و.....  و حالا اینا مثال بودن با هر کدوم هرچیزی میتوانم بسازموایییی نههههساعت ۶ شدددداره قبول دارم شاید الان بگید خب که چی تازه زوده ولی من همیشه از ساعت ۵ مشغولم خیلی دیرم شده! خلاصه ی ۱ ساعت نیم بعدی.... خوردن صبحانه @-@ تمرین کردن#-#خسته شد@-@لباس پوشیدن#-#رفتن به سمت U-A با تمامی سرعت در حال دویدن که یهو..... خب شاید الان فکر کردید یه هیولایی چیزی حمله کرد و منم زدم داغونش کردم! نه بابا از این خبرا نیس داشتم میدویدم که یادم افتاد میتوانم با کوسم بال هم بسازم و پرواز کنم واقعا خاک تو سرم نه؟/: هوففف بلاخره رسیدم.... اینم های گایز اینم قسمت اولیه  نکته مانامی تو ذهنش entj هست اما وقتی پیش کسی هست که نمیشناسدش یا باهاش صمیمی نیست intj میشهسایونارا♡امروز باید یه روز عادی مثل بقیه ی روزا باشه ولی خب..... نیستامروز اولین روزم تو U-A هست البته نه به عنوان دانش آموز به عنوان معلموایسید وایسید!  فک نکنید من خیلی بزرگما من فقط ۱۵ سالمه! &quot;-&quot; خب شاید سوال بشه کوسم چیه که انقد زود قوی شدم باید بگم که خودمم واقعا نمیدونم یجورایی چند تا کوسه دارم بذارید توضیح بدم.... کوسه های من آتش-یخ و آب  و دود هستن خب کاربرد هاب کوسه هاو خیلی متونوع و زیاد هستن میتوانم بهشون شکل بدم باهاشون هر چیزی بسازم و....  مثلا اگه بخوام میتوانم با آبم نهنگ بسازم و کنترل و حرکتش بدم یا با آتیشم یه تفنگ درست کنم یا با یخم شمشیر بسازم و.....  و حالا اینا مثال بودن با هر کدوم هرچیزی میتوانم بسازموایییی نههههساعت ۶ شدددداره قبول دارم شاید الان بگید خب که چی تازه زوده ولی من همیشه از ساعت ۵ مشغولم خیلی دیرم شده! خلاصه ی ۱ ساعت نیم بعدی.... خوردن صبحانه @-@ تمرین کردن#-#خسته شد@-@لباس پوشیدن#-#رفتن به سمت U-A با تمامی سرعت در حال دویدن که یهو..... خب شاید الان فکر کردید یه هیولایی چیزی حمله کرد و منم زدم داغونش کردم! نه بابا از این خبرا نیس داشتم میدویدم که یادم افتاد میتوانم با کوسم بال هم بسازم و پرواز کنم واقعا خاک تو سرم نه؟/: هوففف بلاخره رسیدم.... اینم عکس سعی کنید خودتون مانامی رو اونجا تصور کنیدهای گایز اینم قسمت اولیه  نکته مانامی تو ذهنش entj هست اما وقتی پیش کسی هست که نمیشناسدش یا باهاش صمیمی نیست intj میشهسایونارا♡</description>
                <category>Tiskoyo Yasagi</category>
                <author>Tiskoyo Yasagi</author>
                <pubDate>Sun, 18 Dec 2022 12:08:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولین پست+معرفی شخصیت های داستان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_11949135/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-q3ovz4otfv2b</link>
                <description>کانیچیوا^-^اولین پستمه و میخوام توش داستانم رو معرفی کنمدر انیمه ی مای هیرو اکادمینام داستان: glassy heart☆قلب شیشه ایموضوع اصلی: دختری که سعی دارد گذشته اش را کامل فراموش کند اما هر اتفاق او را به حقیقت خودش نزدیک تر میکند او به چیزی تبدیل میشود که از آن متنفر است مجبور میشود خیانت کند تا بتواند محافظت کند قلب او از شیشه ساخته شده و کافیست یک ترک دیگر بردارد تا بشکند........ شخصیت اصلی: مانامیکم و بیش اینه&quot;-&quot;دخترسن: ۱۵تایپ شخصیتی: intj+entjبقیه ی شخصیت ها هم اگه مای هیرو اکادمی رو دیده باشید تغییری نکردن خب سایونارا♡</description>
                <category>Tiskoyo Yasagi</category>
                <author>Tiskoyo Yasagi</author>
                <pubDate>Sun, 18 Dec 2022 10:52:09 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>