<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های کیمیا رمضانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_12454940</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 17:51:14</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>کیمیا رمضانی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_12454940</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چرا مجاهدین خلق جاسوس هستند ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_12454940/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%84%D9%82-%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D9%88%D8%B3-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-uuo0ulnzpbeg</link>
                <description>سازمان مجاهدین خلق ایران سازمان سیاسی اسلام‌گرا و چپ‌گرا با ساختار شبه‌نظامی است. رهبری این سازمان با مسعود رجوی و مریم رجوی است. از سال ۱۳۸۲ زنده بودن مسعود رجوی در پرده ابهام قرار دارد و در غیاب وی همسرش مریم رجوی عملاً رهبری این سازمان را برعهده دارد. از ۱۵ شهریور ۱۳۹۶ دبیرکل این سازمان زهرا مریخی است.این سازمان در ۱۵ شهریور سال ۱۳۴۴ به رهبری محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و عبدالرضا نیک‌بین پایه‌گذاری شد؛ اما بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷، عبدالرضا نیک‌بین از فهرست رسمیِ بنیان‌گذاران، حذف شد و علی‌اصغر بدیع‌زادگان –که از سال ۱۳۴۵ به سازمان پیوسته بود– جایگزین او شد.در دوران حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی از لقب «مارکسیست اسلامی» برای این سازمان استفاده می‌شده‌است. در ادبیّاتِ حکومتی ایران از سازمان مجاهدین خلق با عناوینی چون «سازمان منافقین» یاد می‌شود.در ماه شهریور ۱۳۶۰، مجاهدین، هواداران جوان خود را برای اعتراض و درگیری مسلحانه با عوامل حکومتی به خیابان‌ها فرستادند. در تاریخ ۵ مهر ماه ۱۳۶۰ آنان از تیربار و موشک انداز آر پی جی علیه نیروهای سپاه پاسداران استفاده نموده و برخی از گروه‌های کوچک‌تر چپ‌گرا همچون چریک‌های فدایی، دست به اقدامات چریکی مشابهی زدند.[نیازمند منبع] حکومت وقت در پاسخ به اقدامات مسلحانه، نیروهای ضداطلاعاتی سپاه را بسط داد و در ابعادی وسیع به دستگیری بسیاری از اعضای گروه و افراد مشکوک به همکاری با آنان شد.در روز ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ نیروهای سپاه پاسداران موفق به کشف محل اختفای اصلی رهبران مجاهدین در تهران در محلهٔ زعفرانیه شده و پس از محاصرهٔ آن محل و چند ساعت درگیری مسلحانه آن را تصرف کردند. در این واقعه ۲۳ نفر از جمله موسی خیابانی مرد شماره ۲ سازمان، آذر رضایی همسر موسی خیابانی و اشرف ربیعی، همسر اول مسعود رجوی، کشته و پسر خردسال مسعود و اشرف نیز به اسارت درآمد. این واقعه از سوی مجاهدین به «عاشورای مجاهدین» نامیده شد.سازمان مجاهدین خلق مشهور به گروهک منافقین از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تا به امروز، آسیب‌ها و زیان‌های بسیاری را به انقلاب اسلامی و ملت ایران وارد کرده و همیشه به نفع دشمنان جمهوری اسلامی دست به اقدامات خرابکارانه از قبیل ترور و نبرد مسلحانه و نیز جاسوسی و فروش اطلاعات زده است.رهبران و شخصیت‌های رده‌بالای سازمان منافقین در تربیت نیرو و هم در ایفای نقش نفوذی و آسیب رساندن به منافع و امنیت مردم ایران نقش مهمی را ایفا کرده‌اند. در این گزارش ضمن معرفی مهمترین شخصیت‌ها و اعضای مهم سازمان منافقین، توضیحاتی درباره نقش آنها در ترورها و اقدامات خرابکارانه و ضدامنیتی در بازه‌های مختلف زمانی ارائه خواهد شد.گفتنی است؛ سازمان منافقین قبل از پیروزی انقلاب تیمی تشکیل داده بود به نام نفوذ. مأموریت این گروه و اعضای آن نفوذ و رخنه در مراکز دولتی قبل از انقلاب و آماده‌سازی برای رخنه در گروه‌های انقلابی بود تا در صورت پیروزی مردم و تشکیل حکومت جدید در بدنه آن نفوذ کنند.جالب‌تر این است که جز نفر بالادستی و مسئول سازمان هیچ فردی دیگری نمی‌دانست که این افراد نفوذی هستند؛ یعنی اگر دو نفوذی در یک سازمان وجود داشتند، از مأموریت یکدیگر باخبر نبودند. بخشی از نفوذی‌های مؤثر سازمان را معرفی می‌کنیم:_محمدرضا کلاهی، متولد ۱۳۳۸ و یکی از اعضای سازمان منافقین بود که در عملیات تروریستی هفتم تیر ۱۳۶۰ در ساختمان حزب جمهوری اسلامی دست داشت؛ عملیاتی که در آن آیت‌الله بهشتی و ۷۲ نفر دیگر که از نمایندگان مجلس، وزرا و اعضای این حزب، به شهادت رسیدند.او که تحت عنوان تکنسین برق وارد حزب جمهوری اسلامی ایران شد، توانست اعتماد اعضای حزب را جلب کند. کلاهی چند روز قبل از انجام عملیات تروریستی در دفتر حزب جمهوری اسلامی با کیفی وارد ساختمان حزب شد که با سایر کیف‌هایی که در روزهای قبل به همراه داشت، متفاوت بود. او این کیف را که حاوی مواد منفجره بود، در اتاق جلسات اعضای جاسازی کرد و سپس در این عملیات آیت‌الله بهشتی و ۷۲ نفر از اعضای حزب به شهادت رسیدند._مسعود کشمیری متولد ۱۳۲۹ است. او از اعضای مهم و تأثیرگذار در سازمان مجاهدین خلق به شمار می‌رفت که به عنوان عامل نفوذی و عامل اصلی انفجار در دفتر نخست‌وزیری جمهوری اسلامی ایران در ۸ شهریور ۱۳۶۰ مشهور است.«مداخله و جلوگیری از به جریان افتادن و محاکمه عاملان کشتار هفدهم شهریور ۱۳۵۷»، «فراری دادن سرهنگ احسان بنی‌عامری، رهبر عملیات کودتای نوژه»، «عامل اصلی انفجار در دفتر نخست‌وزیری جمهوری اسلامی ایران در هشتم شهریور» و «تلاش برای منفجر کردن بمب در منزل امام خمینی(ره) در جماران» ازجمله حوادث و اتفاقاتی هستند که توسط مسعود کشمیری انجام شده‌اند.این سازمان سلسله ای از اقدامات تروریستی را در کارنامه ی خود دارد که طی آن مردم کشور عزیزمان مظلومانه به شهادت رسیده اند از جمله بمب گذاری در حرم امام رضا در سال ۱۳۷۳ترورهای ناموفق:• عباس واعظ طبسی،در سال ۱۳۶۱• صادق احسان بخش،امام جمعه رشت در سال ۱۳۶۱• سید احمد خمینی،۲۵ خرداد ۱۳۶۱ترور های دیگر:• انفجار در دفتر نخست وزیری جمهوری اسلامی ایران که در آن محمد علی رجایی،محمد جواد باهنر و هوشنگ وحید دستجردی به همراه یک نفر دیگر کشته شدند.• سید علی خامنه ای،۶ تیر سال ۱۳۶۰ در مسجد ابوذر تهران که منجر به صدمه دیدن دست راست او شد.• بمب گذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی در ۷ تیر ۱۳۶۰،که در آن سید محمد بهشتی و بیش از ۷۰ تن از اعضای حزب جمهوری اسلامی کشته شدند.کشته شدگان سرشناس:• اسدالله مدنی،۲۰ شهریور ۱۳۶۰• عبدالکریم هاشمی نژاد،۷ مهر ۱۳۶۰• عطاالله اشرفی اصفهانی،۲۳ مهر سال ۱۳۶۱• علی صیاد شیرازی،۲۱ فروردین ۱۳۷۸براساس این گزارش؛ فلسفه تشکیل سازمان منافقین، جاسوسی برای بیگانگان و انجام اقدامات ضدامنیتی از قبیل ترور و ایجاد اغتشاش و رعب و وحشت در جامعه است. هرچند این سازمان بسیار ضعیف شده و مدت‌هاست که توان مبارزه مسلحانه علیه جمهوری اسلامی ایران را ندارد، اما برای آسیب زدن به نظام اسلامی و خوش‌خدمتی به دشمنان ایران، هر کاری که بتواند انجام می‌دهد، کارهایی مانند جاسوسی و خرابکاری .گرد آورنده: کیمیا رمضانیاستاد علی اکبر حسنوند </description>
                <category>کیمیا رمضانی</category>
                <author>کیمیا رمضانی</author>
                <pubDate>Fri, 20 Jan 2023 15:38:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سال اول جنگ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_12454940/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%AC%D9%86%DA%AF-wjz8fjnzbkly</link>
                <description>مسعود بختیاری(زاده ۲۵ آبان ۱۳۲۰ تهران) نظامی بازنشسته، مدرس دانشگاه و نویسنده ایرانی است که در خلال جنگ ایران و عراق از فرماندهان ارشد ارتش جمهوری اسلامی ایران بود و ریاست عملیات نیروی زمینی ارتش را برعهده داشت. بختیاری فعالیت در ارتش شاهنشاهی ایران را از سال ۱۳۳۸ آغاز کرد. او یکی از طراحان عملیات بیت‌المقدس بودآنچه در ادامه می‌خوانید خلاصه ای از توضیحات آقای امیر مسعود بختیاری در مصاحبه با شبکه یک صدا و سیما در رابطه با سال اول جنگ:مجری: آیا گرفتاری و ضعف ارتش بود که باعث ناکامی و عدم موفقیت سال اول جنگ شد؟مسعود بختیاری: چه کسی فرموده که ما در سال اول جنگ موفق نبوده ایم؟ما ظرف ۲ تا ۶ ماه اول جلوی ارتش عراق را گرفتیم .این اسمش موفقیت نیست! این موفقیت نیست که توانستیم ارتش عراق را قبل از اینکه به اهداف خود برسد ،در بیابان های خوزستان در کوه های ایلام و کردستان متوقف کنیم!؟ارتش عراق آیا آمده بود پشت کرخه و کارون بایسته یا در بیابان بایسته یا سر کوه های بازی دراز بایسته؟ .بلکه ارتش عراق در سال اول جنگ اهداف بلندی داشت و می خواست مسجد سلیمان ، بهبهان ، دوکوهه در خوزستان و خوزستان را جدا کند اما نتوانست. چرا که در مقابلش مقاومت شد.اگر این موفقیت نیست پس چیست ؟یکی از تعاریفی که امروزه در ادبیات نظامی از پیروزی می شود، این است که مانع از رسیدن دشمن به اهداف استراتژیک اش بشویم و ارتش ایران هم همین کار را کرد. من می گویم ارتش؛ و روی آن تاکید می کنم ،برای این است که نیروی بسیج مردمی فاقد سلاح و فاقد مهارت برای این کار بودند، سپاه پاسداران هم در آغاز همیطور بود.در واقع در آغاز جنگ، دو یا سه ماه بود که سپاه سازمان فرماندهی خود را کامل کرده و تا قبل از ان سپاه بصورت شورایی اداره میشد؛در ماه شهریور یا مرداد ۱۳۶۰ بود که آقای محسن رضایی به عنوان فرمانده کل سپاه انتخاب شد. آن زمان تعدادی از آن پنچ شش نفر اولی که شورای فرمانده را اداره می‌کردند،مخالف این بودند که سپاه وارد جنگ خارجی شود و می گفتند سپاه طبق قانون اساسی ،مامور امنیت داخلی است و لذا کسی که جلوی ارتش عراق را گرفت ارتش بود.و یک نکته ای که وجود دارد این است که ایثار و فداکاری و روحیه و انگیزه و هر چیز دیگری سر جای خودش ،اما آیا در مقابل تسلیحات مدرن تنها سینه ی باز و پر از احساس و دست خالی جواب گو بود؟یعنی وقتی ۱۹۲ فروند هواپیما از پایگاه عراق بلند می شود و بمب باران می کرد و توپخانه ی عراق آتش باران می‌کرد و نیروی زرهی عراق وارد می‌‌‌شدند ،آیا تنها با انگیزه خالی میشد کار کرد؟ نه ،بلکه نیروی مشابه خودش را لازم داشت ،نیروی هوایی لازم بود! که جواب نیروی هوایی عراق را بدهد و... لذا چه کسی این ها رو داشت؟ارتش و البته مهارت و تخصص استفاده از آن را داشت.عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ به ایران حمله کرد و در همان بعد از ظهر یعنی چهار ساعت بعد هواپیما های ایران پایگاه های شعیبه و کرکوک را بمب باران می کنند و روز بعدش در یک مهر ماه ایران با ۱۴۰ فروند به عراق حمله می کند و این شوکی که به صدام حسین وارد می شود باعث می شود اساسا تمرکزشان از هم فرو بپاشد و این مقاومت باعث می شود که در روز ششم جنگ صدام حسین تقاضای آتش بس بکند. مگر به اهداف خود رسیده بود؟نه،بلکه فهمیده بود جنگ را نمی برد.بنابراین اینکه شما می گویید عدم موفقیت ایران در سال اول جنگ... درست نیست بلکه ما می گوییم عدم موفقیتی در کار نیست، زیرا:اولا،ما مانع از پیشروی ارتش عراق شدیم .ثانیا، برتری نیروی هوایی ایران نسبت به نیروی هوایی عراق و نیروی دریای ایران در ۶۷ روز اول جنگ نسبت به نیروی دریایی عراق را  که در صحنه ی جنگ از خلیج فارس خارج کرده و اسکله ی البکر و الامیه را منهدم کرده وصدور نفت عراق را قطع کرده ،در کنار این فتح تپه های الله الکبر ،فتح ارتفاعات میمک،فتح سر پل هایی در غرب رود خانه ی کرخه که زمینه سازی درباره فتح المبین می شود آیا این ها پیروزی نیست؟!مجری:این با نقشه های خود ارتش پیروزی نیست،یعنی ارتش نقشه طراحی کرده که تا در همان عملیات تا خود بصره برود؟پاسخ :زنده باد. چرا طراحی کرده تا بصره؟برای اینکه مطابق توان خود حرکت می کند.شما اگر در تحلیل جنگ ایران و عراق، فضای انقلابی حاکم بر کشور ،اگر آن شور انقلابی و فضای هیجان زده را در تحلیل هایتان دخالت ندهید ،تمام تفسیرات و تعبیرهایتان یک پایش لنگ است ،بنابراین من زیر بار فشار افکار عمومی روی نقشه ام طرحی می کشم که سر فلش من می رود تا سر بصره اما فلش من از کرخه کور تا بصره خط چین شده که اینا همه معنی دارد ،یعنی اگر شد تا آنجا می روم.مجری:آقای امیر عبدالحسین مفید فرمودند که قبل از جنگ ایراد رو به فرماندهی و راس کار گرفتند در صورتی که شما الان می گویید ما در سال اول جنگ موفق بودیم ،در صورتی که فرماندهی تغییر نکرده یعنی همان فرماندهی بود.پاسخ آقای امیر مسعود بختیاری: من حرف ایشان را نقض نمی کنم من می گویم در آن شرایطی که ایشان به درستی تصویب کردند ما سال اول جنگ را بسته به شرایط موفق می دانیم .شما فکر می کنید موفقیت این است که ارتش عراق را از ایران بیرون کنیم در حالی که با چهار تا لشکری که در دست باقی مانده و چند سیاهی لشکر ،نمی توان ۱۲ لشکر عراقی را از خاک ایران بیرون کرد !گرد آورنده:کیمیا رمضانیاستاد علی اکبر حسنوند </description>
                <category>کیمیا رمضانی</category>
                <author>کیمیا رمضانی</author>
                <pubDate>Thu, 19 Jan 2023 16:27:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گردان دژ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_12454940/%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DA%98-xe06hwdrik4r</link>
                <description>در طول هشت سال جنگ تحمیلی، شاهد وجود یگان ها و نیروهای زیادی بودیم که در مقابل دشمن تا پای جان ایستادند و حماسه آفریدند: اما گردان ۱۵۱ پیاده دژ خرمشهر به یقین نخستین یگانی است که در آغاز جنگ این حماسه را رقم زد. این گردان در سال ۱۳۴۹ تاسیس شد که شامل ۵ گروهان بود و بخشی از پوشش نیروی زمینی ارتش از خط مرزی شلمچه تا طلاییه را برعهده داشت و برای انجام این ماموریت به ۳۲ پاسگاه تقسیم شد. پس از پایان جنگ ایران و عراق تا امروز، گردان ۱۵۱ دژ پیاده هنوز به دفاع از حریم کشور اسلامی ایران مشغول است.پادگان دژ در شمال خرمشهر و شرق جاده اهواز- خرمشهر واقع شده است. این پادگان با استعداد یک گردان مستقل(گردان 101)، وظیفه حراست از دژهای مرزی را بر عهده داشت و در طرح‌هاي نظامي قبل از انقلاب       پيش‌بيني شده بودكه در صورت حمله عراق به خوزستان، دژهاي مرزي با انجام عمليات تأخيري فرصت لازم را براي حضور لشکرهاي نيروي زميني ارتش فراهم آورند. به همين منظور در پادگان دژ كه فرماندهي دژهاي مرزي را نيز بر عهده داشت، سلاح و مهمات كافي براي يك مقاومت 48 ساعته ذخيره شده بود؛ اما پس از هجوم ارتش عراق از اين تجهيزات استفادة بهينه نشد و در حالي كه مدافعان خرمشهر در مضيقة شديد بودند، سلاح و مهمات لازم در اختيار آنان قرار نگرفت.هنگام تاسیس این پادگان و ساخت دژهای سی و دوگانه، دولت عراق برای دستیابی به اهداف خود در منطقه احساس خطر کرده و با شکایت خود به مجامع بین المللی خواستار انحلال این گردان شد. دولت عراق تلاش‎های زیادی را برای متقاعد کردن قدرت‎های جهانی مبنی بر دست کشیدن ایران از این اقدام کرد، ولی به دلیل هم‎دست بودن ایران با استکبار و قدرت‎های جهانی در آن زمان کاری از پیش نبرد و در نهایت این دولت هم اقدام به ساخت دژهایی دقیقا روبروی دژهای گردان 151 نمود. از همین رو می‎توان گفت که پادگان دژ موقعیت استراتژیک و مهمی در منطقه داشت. این پادگان در جنگ تحمیلی شدیدا برای هر دو طرف ایران و عراق مهم بود و مشاهده شد که مسئولین وقت ایران بارها برای سرکشی به پادگان دژ رفته و وضعیت را بررسی میکردند، اهمیت این پادگان برای عراق هم از پیگیری‎های مداوم صدام نسبت به سقوط این پادگان و دعوت فرماندهان گردان برای پیوستن به رژیم بعث کاملا واضح است.ارتش عراق که در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ حمله خود را برای اشغال خرمشهر آغاز کرد، با دفاع شدید نیروهای گردان ۱۵۱ روبه‌رو شد. این دفاع یک ماه تمام و تا ۳۰ مهرماه ۱۳۵۸ ادامه یافت. گردان دژ که با حمله لشکر ۳ زرهی و تیپ ۳۳ نیروی مخصوص عراق روبه‌رو شده بود و همزمان با توپخانه و نیروی هوایی عراق، گلوله‌باران و بمباران می‌شد، ۳۰ شبانه روز در برابر نیروهای عراقی جنگید و از محدوده گسترده نوار مرزی و از جمله جاده ۱۷ کیلومتری شلمچه به خرمشهر دفاع کرد، تا مانع ورود نیروهای عراقی به خرمشهر شود.شدت درگیری گردان دژ با نیروهای عراقی در این ۳۰ روز چنان بود، که فقط در هفته اول جنگ، پنج بار فرماندهی این گردان به دلیل کشته یا مجروح شدن فرماندهان، تغییر کرد. نام آن پنج فرمانده که یکی پس از دیگری کشته یا مجروح شدند؛ سرهنگ جاموسی، سرگرد چهارمحالی، سرگرد شاهان، سروان کبریایی و ستوان گیوتاج بود، که این آخرین فرمانده در واقع پزشک گردان و افسر وظیفه بود، که در نبود فرماندهان بالاترش مجبور شد فرماندهی گردان را برعهده بگیرد. در این دفاع ۳۰ روزه از ۱۹ افسر گردان ۱۵۱ دژ، فقط یک افسر به نام سرهنگ علی قمری زنده ماند ،کتاب باغ سوخته به تألیف علیرضا پوربزرگ وافی، مجموعه‌ای از خاطرات سرهنگ علی قمری از دوران دفاع مقدس و اشغال خرمشهر به دست نیروهای بعث استایشان ۲۰ تیرماه سال ۹۹ دارفانی را وداع گفت و به دیدار همرزمان خود شتافت.گرد آورنده : کیمیا رمضانیاستاد علی اکبر حسنونددر طول هشت سال جنگ تحمیلی، شاهد وجود یگان ها و نیروهای زیادی بودیم که در مقابل دشمن تا پای جان ایستادند و حماسه آفریدند: اما گردان ۱۵۱ پیاده دژ خرمشهر به یقین نخستین یگانی است که در آغاز جنگ این حماسه را رقم زد. این گردان در سال ۱۳۴۹ تاسیس شد که شامل ۵ گروهان بود و بخشی از پوشش نیروی زمینی ارتش از خط مرزی شلمچه تا طلاییه را برعهده داشت و برای انجام این ماموریت به ۳۲ پاسگاه تقسیم شد. پس از پایان جنگ ایران و عراق تا امروز، گردان ۱۵۱ دژ پیاده هنوز به دفاع از حریم کشور اسلامی ایران مشغول است.پادگان دژ در شمال خرمشهر و شرق جاده اهواز- خرمشهر واقع شده است. این پادگان با استعداد یک گردان مستقل(گردان 101)، وظیفه حراست از دژهای مرزی را بر عهده داشت و در طرح‌هاي نظامي قبل از انقلاب       پيش‌بيني شده بودكه در صورت حمله عراق به خوزستان، دژهاي مرزي با انجام عمليات تأخيري فرصت لازم را براي حضور لشکرهاي نيروي زميني ارتش فراهم آورند. به همين منظور در پادگان دژ كه فرماندهي دژهاي مرزي را نيز بر عهده داشت، سلاح و مهمات كافي براي يك مقاومت 48 ساعته ذخيره شده بود؛ اما پس از هجوم ارتش عراق از اين تجهيزات استفادة بهينه نشد و در حالي كه مدافعان خرمشهر در مضيقة شديد بودند، سلاح و مهمات لازم در اختيار آنان قرار نگرفت.هنگام تاسیس این پادگان و ساخت دژهای سی و دوگانه، دولت عراق برای دستیابی به اهداف خود در منطقه احساس خطر کرده و با شکایت خود به مجامع بین المللی خواستار انحلال این گردان شد. دولت عراق تلاش‎های زیادی را برای متقاعد کردن قدرت‎های جهانی مبنی بر دست کشیدن ایران از این اقدام کرد، ولی به دلیل هم‎دست بودن ایران با استکبار و قدرت‎های جهانی در آن زمان کاری از پیش نبرد و در نهایت این دولت هم اقدام به ساخت دژهایی دقیقا روبروی دژهای گردان 151 نمود. از همین رو می‎توان گفت که پادگان دژ موقعیت استراتژیک و مهمی در منطقه داشت. این پادگان در جنگ تحمیلی شدیدا برای هر دو طرف ایران و عراق مهم بود و مشاهده شد که مسئولین وقت ایران بارها برای سرکشی به پادگان دژ رفته و وضعیت را بررسی میکردند، اهمیت این پادگان برای عراق هم از پیگیری‎های مداوم صدام نسبت به سقوط این پادگان و دعوت فرماندهان گردان برای پیوستن به رژیم بعث کاملا واضح است.ارتش عراق که در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ حمله خود را برای اشغال خرمشهر آغاز کرد، با دفاع شدید نیروهای گردان ۱۵۱ روبه‌رو شد. این دفاع یک ماه تمام و تا ۳۰ مهرماه ۱۳۵۸ ادامه یافت. گردان دژ که با حمله لشکر ۳ زرهی و تیپ ۳۳ نیروی مخصوص عراق روبه‌رو شده بود و همزمان با توپخانه و نیروی هوایی عراق، گلوله‌باران و بمباران می‌شد، ۳۰ شبانه روز در برابر نیروهای عراقی جنگید و از محدوده گسترده نوار مرزی و از جمله جاده ۱۷ کیلومتری شلمچه به خرمشهر دفاع کرد، تا مانع ورود نیروهای عراقی به خرمشهر شود.شدت درگیری گردان دژ با نیروهای عراقی در این ۳۰ روز چنان بود، که فقط در هفته اول جنگ، پنج بار فرماندهی این گردان به دلیل کشته یا مجروح شدن فرماندهان، تغییر کرد. نام آن پنج فرمانده که یکی پس از دیگری کشته یا مجروح شدند؛ سرهنگ جاموسی، سرگرد چهارمحالی، سرگرد شاهان، سروان کبریایی و ستوان گیوتاج بود، که این آخرین فرمانده در واقع پزشک گردان و افسر وظیفه بود، که در نبود فرماندهان بالاترش مجبور شد فرماندهی گردان را برعهده بگیرد. در این دفاع ۳۰ روزه از ۱۹ افسر گردان ۱۵۱ دژ، فقط یک افسر به نام سرهنگ علی قمری زنده ماند ،کتاب باغ سوخته به تألیف علیرضا پوربزرگ وافی، مجموعه‌ای از خاطرات سرهنگ علی قمری از دوران دفاع مقدس و اشغال خرمشهر به دست نیروهای بعث استایشان ۲۰ تیرماه سال ۹۹ دارفانی را وداع گفت و به دیدار همرزمان خود شتافت.گرد آورنده : کیمیا رمضانیاستاد علی اکبر حسنوند</description>
                <category>کیمیا رمضانی</category>
                <author>کیمیا رمضانی</author>
                <pubDate>Tue, 17 Jan 2023 17:52:19 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>