<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Ra&#039;na.mo</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_13460420</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 01:37:40</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/946189/avatar/QaR3aC.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Ra&#039;na.mo</title>
            <link>https://virgool.io/@m_13460420</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: ما تمامش می‌کنیم</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%A7-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%B4-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-whqzijv4evnv</link>
                <description>سرمای آبان و گرمای عشق! برای چالش آبان طاقچه قرار بر انتخاب کتابی بود که با عشقش به سرمای این ماه غلبه کند... و کتاب انتخابی من &#x27;&#x27;ما تمامش میکنیم&#x27;&#x27; بود.اسم کالین هوور این روزها در اینستا خیلی به چشم می‌خورد... کالین هوور، نویسنده‌ی ادبیات بزرگسال و نوجوان در زمینه‌ی عاشقانه‌است و چندین سال نویسنده‌ی منتخب و پرفروش گودریدز و نیویورک تایمز بوده. این نویسنده ۷ رمان و ۱ داستان کوتاه دارد که خودش می‌گوید نوشتن کتاب ما تمامش میکنیم برایش سخت‌تر از همه‌ی کتاب‌هایش بوده! (که خب به نظر من هم با توجه به موضوع کتاب، نگارش سختی داشته)ما تمامش میکنیم داستانی درباره‌ی لی‌لی بلوم است که از ایالت مین به شهر بوستون اومده و شبی که به خاطر مرگ پدرش در غم دست و پا می‌زند با رایل کینکید، در پشت بام آپارتمانی آشنا می‌شود :) لی‌لی چند وقت در زندگی بدون دغدغه می‌گذرونه... زندگی ای که توی رویا هم فکرش رو نمی‌کرده ولی بعد از اون اتفاقاتی میفتد که ورق داستان برمیگرده و باعث ادامه‌ی داستان به یه شکل دیگه میشه ولی اسپویل نمیکنمش? یه بخش از کتاب به خاطرات بچگی لی‌لی و آشنا شدن با شخصی به نام اطلس هم برمی‌گرده که جذابیت داستان رو چند برابر میکنه. اولش که داستان رو شروع می‌کنید به ذهنتون خطور میکنه که با یه داستان بسیار رمانتیک گوگولی رو به رو هستید ولی با ادامه دادنش میفهمید که این رمان اشکتون رو در میاره... ولی نگران نباشید! وقتی که حس میکنید همه چیز تموم شده، از امید سرشار میشیدتوی این رمان، نویسنده، از شجاعت زنان حرف می‌زند... زنانی که قوی بودن رو نشان میدهند و البته تفکرات شما رو هم در یه سری موضوعات عوض میکند... و پر از نکات آموزنده هم هست. یعنی فقط یه رمان عاشقانه نمی‌خونید، درس هم می‌تونید ازش بگیرید! چون یه سری از نکاتش رو خود نویسنده چشیده و لمس کرده.غیر از این توضیحات هم، رمانش قلب من رو تونست دچار احساسات خیلی زیادی کنه... باهاش خندیدم، قلبم اکلیلی شد?، عاشق شدم، غمگین شدم، متنفر شدم، عصبانی شدم، ترحم کردم و... همینطور مهربونی رو دیدم، مظلومیت رو دیدم، ظالم دیدم و شناختم و خیلی چیزهای دیگه. یکی از چیزهایی که ازش تو رمان خوشم اومد &#x27;&#x27; حقیقت های محض&#x27;&#x27; بود که بین رایل و لی‌لی جریان داشت. چقدر خوب می‌شد که ما هم وقتی میخوایم یه حرفی بزنیم، با آدم‌های مهم زندگیمون از این حقیقت های محض بگیم... خیلی چیز جالبی بود برا من:) یه چیز دیگه‌ی دوست داشتنی برای من در کتاب، شنا کن شنا کن هایی بود که لی‌لی و اطلس به همدیگه میگفتن و اینکه تلاش میکردن برای زندگی بهتر ?جمله‌های قشنگی هم که به چشمم خورد، عبارت بودند از: لی‌لی، چیز به نام آدم بد نداریم. همه‌ی ما فقط آدم‌هایی هستیم که بعضی وقت‌ها کارای اشتباه ازمون سر میزنه.گیاهان و انسان‌ها. گیاهان برای بقا نیاز دارن دوستشون داشته باشی، همینطور انسان‌ها. ما از زمان تولد به پدر و مادرمون وابسته‌ایم تا اونقدر بهمون عشق بورزن که زنده نگه‌مون داره و اگه پدر و مادرمون عشق درست رو بهمون نشون بدن، در کل ما انسان‌های بهتری می‌شیم.و به نظرم اسم کتاب هم هوشمندانه انتخاب شده.فکر کنم از این کتاب دو تا ترجمه موجوده؛ که من این کتاب رو از نشر ملیکان تهیه کردم... وقتی با ترجمه‌ی نشر آموت مقایسه‌اش کردم زیاد فرقی نداشتند جز اینکه ترجمه‌ی آموت از نظر نگارشی بهتر بود و کمتر عامیانه می‌شد. ولی انگار نشر میلکان سانسور کمتری داره.نسخه‌ی الکترونیکی این کتاب رو میتونید از آدرس زیر با طاقچه تهیه کنید⇩  https://taaghche.com/book/18399 و این هم نسخه‌ی صوتی⇩ https://taaghche.com/audiobook/42368 </description>
                <category>Ra&#039;na.mo</category>
                <author>Ra&#039;na.mo</author>
                <pubDate>Thu, 17 Nov 2022 22:03:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: انجمن شاعران مرده?</title>
                <link>https://virgool.io/@m_13460420/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%87-fxfrqqec3knh</link>
                <description>بوی ماه مهر با خود بوی مدرسه را می‌آورد؛ بوی کلاس درس، تدریس، آموزش و... پس قطعا خواندن یک کتاب با این حال و هوا در این ماه می‌تواند جذاب باشد، که طاقچه دقیقا همین را برای چالش مهرماه انتخاب کرده بود. کتاب‌هایی که موضوعشان در مدرسه اتفاق می‌افتد! و من کتاب انجمن شاعران مرده رو انتخاب کردم که بخونم... کتابی که تعریف های زیادی درباره‌اش بود ولی موقعیتی برای من پیش نیومده بود که مطالعه‌اش کنم.نویسنده‌ی کتاب انجمن شاعران مرده نانسی هوروویتز کلاین بام است که شغلش نویسندگی و روزنامه نگاریست. جالب است بدانید براساس این کتابِ او، تام شولمن فیلمنامه‌ای نوشته است و فیلم کتاب قبل از چاپ کتاب به میان مردم امده. اتفاقا فیلمش هم بسیار سر و صدا کرده و همین باعث شده است که کتاب در امریکا پرفروش شود و سپس نسخه‌های ترجمی آن به بازار بیاید.این کتاب از یک دبیرستان حرف می‌زند... یک دبیرستان که در آن استبداد حرف اول را می‌زند... دبیرستانی که  می‌خواهد به جامعه‌اش فقط دکتر، مهندس، وکیل و... تحویل بدهد! دبیرستان ولتون.کتاب با فرستاده شدن تاد اندرسون توسط پدر و مادرش به این دبیرستان، شروع می‌شود. البته کتاب فقط درباره‌ی تاد نیست. ما در کتاب تاد و دوستانش را می‌بینیم که اکثرشان به اجبار پدر و مادر به این دبیرستان شبانه میرند تا از قبولی در کالج اطمینان داشته باشند.همینطور که پیداست این دبیرستان قوانین و نظم بسیار سختی دارد و ذره‌ای راه برای نفس کشیدن به بچه ها نمیدهد... تا اینکه جان کیتینگ استاد جدید زبان انگلیسی با روش های جدید راه دانش آموزان را به چالش میکشد... و همین میشود نقطه‌ی عطف داستان، نقطه‌ای از داستان که به کمک همه در زندگی می‌شتابد.توی این داستان میتونیم از جسارت و شجاعت تغییر بخونیم، از اینکه هرکس درون وجودش یه آدم منحصر به فرد داره، اینکه نباید به اجبار و تعصب های قدیمی تن داد و... ولی قشنگ ترین درسش به نظرم میتونه این باشه که یه معلم خوب چه کسیه و رسالت یک معلم چیه! این معلم یکی از بهترین آدم‌هاست که میتونید ازش بخونید :) شخصیت جان کیتینگ که در قلب من عجیب جا باز کرد...و بخش متن ها و شعرهای داستان هم خیلی قشنگ بود... شعرها عمق روان آدم رو درگیر می‌کرد و ذهن رو به چالش میکشید. به قول خود نویسنده: &quot;تو شعر می‌خونی چون عضوی از نژاد بشر هستی چون نژاد بشر سرشار از شور و عشق و احساسه! پزشکی، قانون، بانک داری، این چیزها برای حفظ و ادامه‌ی بقای زندگی لازم هستن. اما شعر، ادبیات، عشق و زیبایی چی؟ این‌ها چیزایی هستند که ما به خاطرش نفس می‌کشیم...&quot; و الحق چه شعرهای قشنگی هم در کتاب طبق این صحبت گذاشته بود!یا یکی از جملات قشنگ و قابل تأمل دیگه‌ی کتاب این بود: &#x27;&#x27;وقتی چیزی رو می‌خونید فقط به این فکر نکنید که نویسنده چی میگه، بلکه زمانی رو صرف کنید و ببینید خودتون چی فکر می‌کنید&#x27;&#x27; که به نظرم بسیار باید روش فکر کرد و انجام داد.و اینکه کتاب خیلی حجم کمی داشت و در عرض دو سه روز میشد تمومش کرد... همینطور کتابی بود که میشد داستانش رو با گوشت و پوست حس کرد...  پس اگه از موضوعات گفته شده خوشتون میاد خوندن کتاب رو از خودتون دریغ نکنید. من که خیلی لذت بردم! و قصد دارم فیلمش رو هم ببینم.برای خوندنش هم میتونید کتاب رو از اپلیکیشن طاقچه تهیه کنید⇩ https://taaghche.com/book/49054 و در آخر دم را غنیمت شمارید?</description>
                <category>Ra&#039;na.mo</category>
                <author>Ra&#039;na.mo</author>
                <pubDate>Sat, 22 Oct 2022 19:58:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش‌کتابخوانی‌طاقچه: پاستیل های بنفش?</title>
                <link>https://virgool.io/@m_13460420/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D9%81%D8%B4-qbalcuozz7ek</link>
                <description>اگر چالش کتابخوانی طاقچه رو دنبال کرده باشید، میدونید که موضوع این ماه کتاب‌هایی بود که سن و سال نمیشناسند یعنی کتاب های کودک و نوجوانی که حتی بزرگ‌ترها هم دوستشان دارند! از این لیست چند کتاب خونده بودم و ایندفعه قرعه به نام پاستیل های بنفش افتاد که اتفاقا خیلی وقت بود قصد خوندنش رو داشتم.این کتاب توسط رمان نویس آمریکایی، کاترین اپلگیت نوشته شده که یکی از مجموعه‌های او ۳۵ میلیون نسخه فروش داشته! خود کتاب پاستیل های بنفش نیز دو جایزه‌ی کتاب کالیفرنیا و یانگ هوژیر را برنده شده.اگه بخوام خلاصه‌ای از کتاب بگم؛ داستان درباره‌ی یک بچه‌ی کلاس پنجمی هست به نام جکسون. جکسون در یک خانواده‌ی ۴ نفره، با خواهر، مادر و پدرش زندگی میکنه و البته یه خرگوش هم دارند. اما ماجرای اصلی این است که این خانواده وضع مالی ـ اقتصادی خوبی ندارند و همین شروع ماجرا می‌شود... شخصیت اصلی داستان، جکسون، با اینکه یک بچه است اما نظریه‌ای دارد که همه چیز باید منطقی و واقعی باشده. همین باعث میشود که خیلی درگیر مشکلات و زندگی خانواده‌اش بشود تا اینکه یک روز یک گربه‌ای میبیند و انگار بقیه اون گربه رو نمیبینند... بله این گربه دوست خیالی جکسونه! و به نظرم داستان از اینجا مهم می‌شه که باید خودتون بخونید.من نظر های متفاوتی درباره‌ی این داستان دارم... اول اینکه داستان روان، خوش‌خوان، و کم‌حجمی بود در حدی که میشد به یه نصفه روز خوندش، به‌نظرم این برای این رمان یه نکته‌ی مثبت بود. ولی خب حقیقتا خود کتاب اونقدر به دلم ننشست :) بقیه‌ی کتاب های لیستِ طاقچه بیشتر قابلیت این رو داشتند که توی هر سنی خونده بشند و باز هم به دلت بشینند... کتاب پاستیل های بنفش پتانسیل زیادی در این موضوع نداشت. اول کتاب هم که اصلا به دلم ننشست ولی رفته رفته انسجام بهتری پیدا کرد ?? توی بخش دوم کتاب هم اونقدرا هم حضور دوست خیالی پررنگ نبود... و نویسنده به فرعیات بیشتری پرداخته بود. درباره‌ی خود شخصیت جکسون هم به نظرم کلاف بعضی وقتا از دست نویسنده در میرفت و ما یه بچه رو نمیدیدم که بزرگونه حرف بزنه... یه ادم بزرگ رو میدیدم که این شخصیت پردازی رو برای من مقداری مصنوعیش کرد؛ با اینکه بخش حقیقی، دانشمند و دنبال علم و تحقیقِ جکسون رو دوست داشتم. فارغ از این‌ها کتاب جملات جالبی هم داشت، مثلا یه جا جکسون اشاره میکنه که: &#x27;&#x27;جوری شده بود که دیگر خود خدا هم برای زندگی ما سری از تاسف تکان میداد و عذرخواهی میکرد.&#x27;&#x27; این جمله هم ته مایه‌ی طنز داشت برای من و هم خیلی عمیق بود :)یا یه جمله‌ی شاید حقِ دیگه: &#x27;&#x27; توی طبیعت به این میگند هرکی زورش بیشتره، زنده میمونه. نخوری، میخورنت. نکشی، میکشنت!&#x27;&#x27;?و دوست‌داشتنی ترین بخش هم برای من بخش‌هایی بود که دوست خیالی قصه میومد و به جکسون میگفت هروقت که ناراحت باشی من میام... کاشکی ما هم به دورانی برمیگشتیم که دوست خیالی میومد و غمامون رو کم کم میبرد، یا تسکین میدادمون :)من توصیه میکنم اگر اطرافتون بچه‌ی ۸ تا ۱۰ ساله دیدید این کتاب رو بهشون کادو بدید... به احتمال زیاد یکی از بهترین کتاباشون میشه چون داستان خیلی به اون سن و حال و هوا میخوره. و اگر هم خودتون با سن بالاتری توی این سبک قصه‌ها دوست دارید که راوی یک پسربچه باشه، از احساساتش بگه و با دوست خیالیش حرف بزنه خوشتون میاد.این کتاب رو از طاقچه میتونید بخونید⇩ https://taaghche.com/book/78001 </description>
                <category>Ra&#039;na.mo</category>
                <author>Ra&#039;na.mo</author>
                <pubDate>Thu, 22 Sep 2022 02:18:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>「چالش کتابخوانی طاقچه:بینوایان」</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%E3%80%8C%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87:%D8%A8%DB%8C%D9%86%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E3%80%8D-clo5fi8bkdei</link>
                <description>فکر می‌کنم کسی نیست که حداقل یک قسمت از انیمیشن یا فیلم‌های بینوایان رو ندیده باشه، و با شخصیت های کوزت و ژان والژان آشنا نباشه! و خب قطعا اکثر افراد هم میدونند که این اثر اقتباسی از یک رمان است... رمان بینوایان نوشته‌ی ویکتور هوگو! که اتفاقا یه شاهکار ادبی هم محسوب میشه. این شاهکار ادبی و دو جلدی که قبل ترها هم من رو با انیمیشن خودش همراه کرده بود، ایندفعه برای چالش طاقچه هم انتخاب شد که یکبار دیگه غرق اتفاقات و شخصیت هاش بشم :)این اثر یه رمان تاریخی و رمانتیسم هست که در سال ۱۸۶۲ منتشر شد و محتوایی مربوط به آغاز شورش ژوئن در پاریسِ سال ۱۸۱۵ تا به‌ ثمر رسیدنش در سال ۱۸۳۲ داره. این رمان توی خودش قانون، سیاست، هنر، اخلاق، ضد اخلاق، مذهب، قضاوت و صد البته تاریخ فرانسه و عشق رو جا داده. از این کتاب ترجمه‌های زیادی از نشرهای مختلفی در ایران موجود هست. من ترجمه‌ی نسرین تولایی و ناهید ملکوتی از انتشارات نگاه رو خوندم که در دو جلد چاپ شده و به سلیقه‌‌ی من میخورد؛ و از نظر من نه جملات سختی داشت و نه نحوه‌ی نگارش و کلمات اصلی رو به هم زده بود. (که البته تفاوت نظر درباره‌ی ترجمه‌های این رمان، میان خواننده‌هاش زیاده)توی این ترجمه ما اول با زندگی، خانواده‌ی ویکتور هوگو  و آثار‌ش آشنا میشیم، و خود داستان هم پنج بخش شده که سه بخش اول همراه با توضیحاتی در مورد نویسنده در کتاب اول چاپ شده، و ادامه‌ی بخش سوم تا پنجم هم در کتاب دوم چاپ شده.من خودم از توضیحاتی که درباره‌ی ویکتور هوگو و مکتبوباتش در اول کتاب داده شده بود خیلی خوشم اومد... یه دید کلی و خوبی نسبت به تفکر نویسنده می‌داد که این دید برای من در بهتر فهمیدن چیزی که نویسنده می‌خواد بگه کمک می‌کنه.خود موضوع بینوایان هم که برای اکثر افراد آشناست. ژان والژان... مردی که یه قرص نان می‌دزده، و ۱۹ سال رو توی زندان سپری می‌کنه، بعد از بیرون آمدن از زندان جامعه طردش میکنه، به کلیسا میره، خیرخواه مردم میشه و... ولی خب پیرنگ رمان فقط همین‌ها نیست! ما قصه‌ی خیلی از افراد رو میخونیم و میفهمیم برای مثال کوزتی که می‌شناسید، و البته همه‌ی اینا به هم گره خوردند. و شاید بینوایان به دلیل همین موارد انقدر طولانی نوشته شده... یکی پیرنگ هایی که همه چیز و همه کس را در رمان پوشش می‌دهد و یکی دیگر توصیفات پر و پیمان درباره‌ی فرانسه و در نظر گرفتن همه‌ی جوانب آن فضا و آن زمان. رمان بینوایان از طرف مخاطبان و منتقدان زیادی تحسین می‌شه و این اثر را جز برترین آثار جهان هم نام می‌برند؛ و زیبایی این اثر حتی باعث این شده که فیلم‌های ساخته شده از این اثر ماندگار به جایگاه‌های بالایی راه پیدا کند. مثلا آپتن سینکلر درباره‌ی آن می‌گوید: مدت زمان زیادی است که سه مشکل عصر - تخریب مردان بر اثر فقر، تباهی زنان بر اثر گرسنگی و کوتاهی دوران کودکی بر اثر ضعف جسمانی و روحی- حل نشده‌است. مدت زیاد به خاطر این که در مذهب‌ها خفگی‌های اجتماعی باید از بین برود. به عبارت دیگر، تا هنگامی فقر و جهل از زمین رخت برنبندد کتاب‌هایی از این دست هرگز نمی‌تواند بی‌فایده باشد!و در آخر به‌نظرم خوبه که یک جمله از این شاهکار کلاسیک در این نظر باشه:فقر در موسم جوانی، اگر ختم به موفقیت و پیروزی شود، این اثر را دارد که آدمی را به کار و کوشش عادت داده و او را به مراحل بالاتر ارتقا می‌بخشد.این رمان رو می‌تونید با طاقچه از طریق لینک زیر مطالعه کنید⇩ https://taaghche.com/book/38172 </description>
                <category>Ra&#039;na.mo</category>
                <author>Ra&#039;na.mo</author>
                <pubDate>Fri, 19 Aug 2022 13:51:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: هنر شفاف اندیشیدن!</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%B4%D9%81%D8%A7%D9%81-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%86-grxqvphiocrp</link>
                <description>من صدای عادل فردوسی پور رو خیلی دوست دارم. همیشه این صدا  من رو غرق در دنیای خاصی میکنه و گوش‌هام از شنیدن صداش خسته نمی‌شند؛ برای همین و طبق نظراتی که خواندم، کتابِ چالش این ماه را هنر شفاف اندیشیدن انتخاب کردم... البته نسخه‌ی صوتیش رو!رولف دوبلی، نویسنده‌ی این کتاب، ابتدا یک رمان نویس بوده و البته تحصیلاتش ربطی به این عرصه‌ی نویسندگی ندارد. او یک اقتصاددان و فارغ‌التحصیل ام‌بی‌ای است که می‌نویسد. رولف دوبلی میگه که نوشتن این کتاب براش از اونجا شروع شد که یک روز اشتباهی اون رو به یک مراسم &#x27;&#x27;تبادل غیر رسمی افکار&#x27;&#x27; دعوت کردند و بحث در اونجا درباره‌ی خطاهای انسانی پیش رفته. رولف هم که این بحث براش جالب بوده تحقیقاتی در این باره شروع میکنه که سرانجامش میشه شروع نوشتن کتاب هنر شفاف اندیشیدن... کتابی که توش ما با ۹۹ تا توهم یا همون خطای انسانی سر و کار داریم. البته خود نویسنده تاکید داره این بخشی از خطاهای ذهن ماست و خیلی خطاها توی کتابش اورده نشده!این حرفا بخشی از مقدمه‌ی کتاب هم هست... و من هم چون ساختار مغز و ساختار روانی انسان برام جالب بود بیش تر از پیش ترغیب شدم برای ادامه دادن کتاب.اولین توهم یا همون خطایی که توی کتاب درباره‌اش توضیح میده خطای بقاست... اول یه خاطره درباره‌ی موضوع توهم از فرد خاصی رو میگه و بعد از اون سه چهار صفحه درباره‌ی اون خطا توضیح میده؛ و بقیه‌ی خطاها هم به همین ترتیب پیش میره.نکته‌هایی که از میتونیم از کتاب هنر شفاف اندیشیدن یاد بگیریم اینه که توجه ما در زندگی به خیلی چیزها گزینشی هست، ما دنبال تایید اجتماعی هستیم تا احساس طرد شدن نکنیم، ما ارزش چیزها را بر اساس آسان به دست آمدن آنها تعیین می‌کنیم، برخلاف تصورمان خیلی چیزها در زندگی از کنترل ما خارج هستند و...و من این کتاب رو به خاطر این دوست داشتم که جز روانشناسی‌های زرد یا موفقیت نبود و خیلی صادقانه نکات را میگفت. یا اینکه میتونستی هروقت که حوصله‌اش رو داشتی بری بشینی پای کتاب و مباحثش رو بخونی، لازم نبود که کتاب پشت سر هم خونده بشه چون هر خطا جدا از بقیه بود.ولی خب یه سری اشکالات هم کتاب از نظر من داشت... یکی اینکه توضیحات درباره‌ی هر توهم کم بود و حتی من برای تفهیم شدن مطلب موضوعات رو تو گوگل سرچ کردم! که از نظر من این ایراد بزرگیه برای یک کتاب. کتاب باید به اندازه‌ی کافی جامع و غنی باشه. و خب به‌خاطر حیطه‌ی علمی نویسنده به نظرم کتاب بیشتر برای کسانی خوب بود که میخواند در حیطه کسب و کار مطالعه کنند و موضوعات بیشتر به این دسته میخورد تا رشد فردی...در کل یکی از خطاهایی که جالب بود برام، خطایی با سرفصل &#x27;&#x27;مهم نیست چه می‌گویی مهم این است که چگونه میگوییه&#x27;&#x27;... توی این خطا ما میفهمیم که چقدر تفاوت لحن و جمله میتونه توی قبول درخواست ما تاثیرگذار باشه.و یکی از جملاتی که برام قشنگ بود، این جمله است: ما برخورد بد را بیش از برخورد خوب به خاطر میسپاریم، البته غیر از مواقعی که برخورد خوب از جانب خودمان باشد!اگر دوست دارید این کتاب رو بخونید میتونید از لینک زیر دریافتش کنید⇩ https://taaghche.com/book/91083 و اگر دوست دارید صوتیش رو گوش بدید از این لینک اقدام کنید⇩ https://taaghche.com/audiobook/84520 </description>
                <category>Ra&#039;na.mo</category>
                <author>Ra&#039;na.mo</author>
                <pubDate>Tue, 19 Jul 2022 23:33:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخواتی طاقچه: استالین</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%86-y6somsypaue0</link>
                <description>حزب کمونیست... اتحاد جماهیر شوروی... جنگ جهانی دوم... دیکتاتوری... و دیکتاتور بزرگ ژوزف ویساریونویچ استالین!استالین سیاست‌مدار کمونیست و رهبر شوروی بود که از اواسط دهه ۲۰ تا مرگش در سال ۱۹۵۳، رهبر عملی حزب کمونیست اتحاد شوروی و در نتیجه رهبر دو فاکتوی کل این کشور بود. وی از زمان رسیدن به قدرت و جنگ جهانی دوم، در نظریه مرد بزرگ جزو تأثیر گذارترین افراد جهان بر تاریخ بشریت به‌شمار می‌آید که در زمان حکومتش به او رفیق استالین میگفته‌اند. نویسنده های زیادی از این مرد پولادین و جنایت‌هایش در تاریخ گفته‌اند و نوشته‌اند ولی یکی از جامع ترین کتاب ها که به کل زندگی استالین از کودکی تا مرگ پرداخته، کتاب استالین به نویسندگی ادوارد رادزینسکی است که از نشر ماهی با ترجمه‌ی آبتین گلکار در ایران چاپ شده است.رادزینسکی به زندگی‌نامه نویسی‌اش شهرت دارد و این کتاب را نیز می‌توان کامل ترین و بدون انحراف‌ترین زندگی نامه‌ از استالین شمرد. زندگی نامه ای که از روی فوق محرمانه ترین اسناد و مدارک شوروی نوشته شده است که هیچکس قبل از فروپاشی شوروی اجازه‌ی دسترسی به آن نداشته و حتی بعد از فروپاشی هم سالیان سال در دسترس قرار نداشته، و به نظر می‌رسد که نویسنده آنها را با کمترین تغییرات بازگو و بیان کرده.این کتاب به همه جوانب زندگی ژوزف استالین پرداخته است یعنی از به دنیا آمدنش تا مرگ! کتاب سه فصل به نام های سوسو، کوبا و استالین دارد. در فصل اول که سوسو نام دارد میخوانیم که استالین در کجا به دنیا آمد، بزرگ شد و پدر و مادرش که بودند، و تا دوران نوجوانی و جوانی بر او چه گذشت.در فصل کبا این را میخوانیم که استالین در جوانی‌اش چه کار کرد، چرا به این حزب روی آورد، برای لنین که بود و چگونه راه خود را برای رهبری یک کشور پیدا کرد. در فصل آخر که طولانی ترین فصل این کتاب است برای ما کامل می‌شود که این دیکتاتور چه کسی بوده، چگونه مردم او را پذیرفته‌اند، چطور از یک جوان انقلابی سرآمد انقلابی بزرگ شده، و چگونه کشور را اداره می‌کرده و در آخر مرگ او چگونه بوده است.اگه بخوام از نظر خودم بگم کتاب چطور بود؛ من همیشه دوست داشتم نحوه سیر و تکامل زندگی دیگران رو بخونم مخصوصا زندگی آدم‌های مشهور رو، برام جالبه که بفهمم چطور یه بچه میشه دیکتاتور و چطوری یه بچهٔ دیگه آدم خوبی میشه و... این نویسنده زیاد به زندگی اینجوری نپرداخته بود ولی چون مطالب کتاب کامل و جامع بود و از اکثر اتفاقات با ریزترین نکته ها و استناد ها سخن گفته بود، برداشت های زیادی ازش کردم.ترجمه آقای گلکار هم بسیار روان بود و چون کتاب مثل یک رمان ولی استنادی نوشته بود خوندنش زیاد هم سخت نبود... با اینکه برای من خوندنش خیلی طول کشید که فکر کنم به خاطر رویدادها بود، ولی میشد با متن کتاب ارتباط گرفت.&#x27;&#x27;و در جایی از کتاب هم می‌خوانیم که:انقلاب همانند ساتورن است، فرزندان خود را میخورد، مراقب باشید، خدایان تشنه‌اند!یا در بخشی دیگر نوشته شده:می‌بایست به همین شکل، به روش انقلابی، از طریق خون و گرسنگی، ملت را به آینده امیدوار کرد.&#x27;&#x27;اگر درباره زندگی این فرد کنجکاو شدید می‌تونید کتابش رو از طاقچه بخونید: https://taaghche.com/book/89373 </description>
                <category>Ra&#039;na.mo</category>
                <author>Ra&#039;na.mo</author>
                <pubDate>Sat, 18 Jun 2022 12:25:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: هشت کتاب از سهراب سپهرے</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%B4%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%BE%D9%87%D8%B1%DB%92-uzvoqzdwpy8d</link>
                <description>من همیشه حالم رو با خوندن تکه های کوچیک از شعر خوب می‌کردم... شعر برام نماد خوب شدن حال بوده و هست، به خاطر همین برای بخش اردیبهشت چالش طاقچه انتخاب برام سخت بود. نمونه‌ی کتاب های معرفی شده در اینستا رو خوندم، از شاعرهایی که می‌شناختم خوندم ولی نظر آخرم روی هشت کتاب از سهراب سپهری گیر کرد.سهراب سپهری شاعرِ شعر نو، نقاش و نویسنده‌ی اهل ایران بود که در شهر گل و گلاب متولد شد، و خانواده‌ای  اهل هنر و ادب داشت که به نظرم همه‌ی این ها نقش بسیار مهمی در شکل گیری شخصیت سهراب داشتند.سهراب جدا از شعر اهل رسم و نقش هم بود. او در نقاشی‌هایش  از دستاوردهای زیبایی شناختی شرق و غرب استفاده می‌کرد و همینطور رویکرد نوین و متفاوتی داشت به‌طوری‌که فرم‌های هندسی نخودی و خاکستری رنگش با تمامی نقاشان فیگوراتیو همزمانش متفاوت بود. او در نقاشی به شیوه‌ای نیمه انتزاعی دست یافت که برای بیان مکاشفه‌های شاعرانه اش در طبیعت کویری کارگشا بود. و همینطور که پیداست سهراب در نقاشی هایش نیز طبیعت گرا بود و شاید همه‌ی این ها نشان دهنده روحیه و نگاه خاص خاص سهراب است برای نوشتن این شعرهای دلنشین و مملو از سبزی طبیعت!و اگر بخوام از شعرهای سهراب بگم!... من اولین بار سهراب را از شعر معروف [صدای پای آب] شناختم، با بیتی که در فضای مجازی عکس‌نوشته‌ هایش زیاد شده بود؛ &#x27;&#x27; و خدایی که در این نزدیکیست: لای این شب بو ها، پای آن کاج بلند، روی آگاهی آب، روی قانون گیاه...&#x27;&#x27; این شعر برای من پر از صمیمت و سرشار از تصویرهای بكر و تازه‌‌ای بود كه با زبانی نرم، لطیف، پاكیزه و منسجم تصویرسازی می‌كند. بعد رفتم که شعر را کامل بخوانم و در تک تک کلمات، جمله‌ها و تشبیه های شعر غرق شدم. انگار که با سهراب سپهری همه آن شعر را قدم زده باشم.چالش اردیبهشت طاقچه باعث شد برم دنبال بقیه شعرهای سهراب و هشت کتاب رو بخونم... حس هایی که من از شعر های سهراب میگیرم خیلی لطیفه که به خاطر طبیعت گرا بودنشه. انگار که وسط یه دشت نشستی و داری پرنده ها رو با نگاه زندگی و معنویت میبینی، یا توی یه قایق چوبی وسط دریا نشستی و داری از آب زلالش ماهی ها رو میبینی و نسیمی هم به صورتت میخوره. بعد از این رفتم سراغ تفسیر بقیه از شعرهای مختلف سهراب و سعی کردم که درباره‌اش فکر کنم و ببینم منظور اصلی سهراب سپهری از شعر ها چیه... از نظر من سپهری با دیدگاه های انسان مدارانه و آموخته هایی كه از فلسفه و ذهن یاد گرفته بود به شیوه جدیدی دست پیدا کرده كه به عنوان سبك خاصی که متعلق به خودش بوده هم میتونه معروف شده باشه. این شیوه تلفیق معنویت با طبیعت بود اون همه نقد هاش و نظرهاش رو با طبیعت تشبیه می‌کرده و می‌نوشته.و اگه بخوام یه شعر سهراب رو اینجا بنویسم این شعر رو انتخاب میکنم، که چقدر سهراب سپهری زیبا دوست رو توصیف کرده:خانه دوست کجاست؟ در فلق بود که پرسید سوار. آسمان مکثی کرد. رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید. و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت: نرسیده به درخت، کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است، و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی‌است...‌در آخر بگم که حتی اگر اهل شعر هم نیستید حتما شعر صدای پای آب رو با خوانش زنده یاد خسرو شکیبایی گوش بدید?- لینک کتاب هشت کتاب از طاقچه: https://taaghche.com/book/9819  طhاقچttps://taaghche.com/book/38757 </description>
                <category>Ra&#039;na.mo</category>
                <author>Ra&#039;na.mo</author>
                <pubDate>Thu, 19 May 2022 17:50:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: ‹‹کار عمیق››</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%85%DB%8C%D9%82-efy2ktxe9esv</link>
                <description>چالش این ماه طاقچه برای خواندن کتاب‌هایی بود که به کارهامون سر و سامان بده و من با توجه به خلاصه ها، کتاب کار عمیق رو انتخاب کردم ؛)نویسنده‌ی این کتاب کال نیوپورت است که استاد علوم کامپیوتر دانشگاه جورج تاون است و در زمینه‌ی نظریه سیستم های توزیع شده تحقیق می‌کند؛ علاوه بر این او شش کتاب هم دارد که به ۲۵ زبان مختلف دنیا ترجمه شده است و مهم ترین کتاب هایش مینیمالیسم دیجیتال و کتاب کار عمیق به شمار می‌روند.و اما نیوپورت استاد کامپیوتری است که بدون دنیای مجازی زندگی می‌کند و به هیچ وجه درگیر شبکه های اجتماعی نمی‌شود! او معتقد است که همه‌ی ما در این عصر اسیر یک جنگ مجازی هستیم. جنگی که با مغز، تمرکز و زمانی که هر روز ناخودآگاه در فضای مجازی از دستمان فرار می‌کند. نیوپورت در این کتاب اشاره‌ای به همین موضوعات می‌زند.او می‌گوید که فضای مجازی، نحوه‌ی کار و زندگی عمیق که باعث پیشرفت می‌شود را از ما می‌دزدد؛ برای مثال: بسیاری ما افرادی که چندین کار را در دنیای واقعی و مجازی به صورت همزمان هم انجام می‌دهند را تحسین میکنیم. همینطور دوست داریم خودمان نیز با انجام این کار در وقتمان صرفه جویی کنیم؛ اما کال نیوپورت این را نمی‌گوید! او می‌گوید هیچ نتیجه خوب و قابل افتخاری با این روش به دست نمی‌آید چون با تمرکز انجامش نمی‌دهیم و همه‌ی توان خودمان را در آن نمیگذاریم. همچنین مثالی از افراد مشهور مانند روانشناسان و برنامه نویسانی می‌زند که روش کار عمیق و با تمرکز را پیش گرفتند تا موفق شدند، و می‌دانستند که با شلوغی ذهن (چیزی که مقصرش فضای مجازی و انجام چند کار است) نمی‌توانند به مقصود خود برسند. امروزه، ما روز به روز به کار عمیق بیشتری نیاز پیدا میکنیم و همزمان روز به روز داشتن تمرکز و یه کار عمیق برایمان سخت تر می‌شود. پس کال در این کتاب راهکارها و نکات موثری را برای ساختن یک تمرکز لیزری برای مخاطبانش بیان می‌کند.در مقدمه‌ی کتابش چندین مثال مختلف از آدم های مشهور میزند که چگونه با کار و زندگی عمیق به موفقیت و هدفشان رسیده‌اند، سپس در بخش دوم کتاب قوانینی را برای انجام این روش بیان می‌کند، و بعد در بخش سوم راهکار ها و پیشنهاداتش را با مثال و استدلال های شهودی می‌گوید، و در آخر کتاب را جمع بندی و نتیجه گیری میکند. ( از نظر من مثال های زندگیِ افراد در مقدمه و بقیه کتاب زیاد بود و انسجام مطلب را حین خواندن از من می‌گرفت ولی پیشنهاداتش برای کارِ عمیق خوب و قابل عمل بود و همینطور مثال هایی که برای انجامشان می‌زد تقریبا جلوی بهانه آوردن را میگرفت.) البته به نظرم برای این نوع کتاب ها بهتر است سر تیتر های مهمِ کارها را یادداشت برداری کنیم، چند وقت یک بار به آنها سر بزنیم و مرور کنیم تا در عمل کردن به آنها وقفه نیفتد و جزئی از روتین و عادت ما بشود.در جایی از کتاب گفته می‌شود: اگر نمی‌توانید یاد بگیرید، نخواهید توانست پیشرفت کنید!
و به نظرم این کتاب برای کسانی که میخواند دنبال هدفشون برند و در اون هدف موفق شوند میتونه خیلی کاربردی باشه و ازش استفاده کنند:)- لینک متنی کتاب در طاقچه: https://taaghche.com/book/60844 لینک صوتی کتاب در طاقچه:https://taaghche.com/audiobook/66759</description>
                <category>Ra&#039;na.mo</category>
                <author>Ra&#039;na.mo</author>
                <pubDate>Tue, 19 Apr 2022 04:23:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه ‹‹دوشیزگان››</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B4%DB%8C%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D9%86-pcwwoz2ybefe</link>
                <description>احتمالا اسم کتاب بیمار خاموش از الکس مایکلیدیس تا حالا به گوشتون خورده؛ کتاب انتخابی من برای آخرین ماه چالش کتابخوانی طاقچه کتاب دوشیزگان از همین نویسنده بود که باز هم مثل کتاب قبلیش تم جنایی و روانشناختی داره و توی داستانش یه گریزی به داستان بیمار خاموش هم میزنه، و البته در سال ۱۴۰۰ ترجمه و چاپ شده. الکس مایکلیدیس نویسنده‌ی این کتابها یک فیلمنامه نویس بریتانیایی-قبرسی است! نخستین رمانش که بیمار خاموش بود در اولین هفته انتشار رتبه اول پرفروش های نیویورک تایمز را در بخش داستان بدست آورد و نیز در لیست پرفروشترین داستان های آمازون در سال ۲۰۱۹ دوم شد. بیمار خاموش در بخش بهترین داستان مرموز و تریلر سال ۲۰۱۹، جایزه گودریدز را هم از آن خود کرد؛ و در ادامه‌ی اینها کتاب دومش به نام دوشیزگان هم به خاطر مشهوریت کتاب قبلی خیلی زود جز لیست نیویورک تایمز قرار گرفت.اگه بخوام خلاصه‌ی این کتاب رو از زبون خودم براتون بگم: ماریانا یک زن جوانیست که روان‌درمانگر گروهی در شهر لندن است. اون تازه شوهرش رو از دست داده و با اینکه میدونه تا زمانی که از نظر روحی نتونه مرگ شوهرش سباستین رو بپذیره از احساس اندوه و رنجش رهایی نمیابه، هنوز موفق به عملی کردنش نشده و با خاطرات سباستین زندگی می‌کنه. در گیر و دار این مشکلات خودش و همین‌طور مشکلاتی که برای گروه روان درمانگریش و اعضا پیش اومده، ناگهان زویی فرزندخوانده ماریانا به او زنگ میزنه و خبر کشته شدن دوست صمیمیش تارا رو میده! و به خاطر حال روحی بسیار بدش از  ماریانا می‌خواد که به شهری که توش درس میخونه بیاد و کمکش کنه و همینطور براش تسلی خاطر باشه. ماریانا هم سریعا سوار قطار میشه و به اون شهر میره و همینجا میشه شروع ماجرا...اما نظر من در رابطه با این کتاب... اگر کتاب رو شروع کنید احتمالا فصول اولش براتون خسته کننده بیاد و بخواید کتاب رو کنار بذارید اما به نظرم اگر کمی صبوری کنید و وارد بخش دوم بشید کتاب براتون هیجان انگیز میشه و به خاطر حس مرموزی و کشف کتاب رو ادامه می‌دید. این کتاب و شخصیت هاش به خاطر ژانری که داره پیچیده هستند و حدس زدن درباره‌اشون سخته اما به نظرم هرکسی یه جای داستان نسبت به قاتل ظن رو پیدا می‌کنه، البته به نظرم تا آخر داستان ذهن درگیر میمونه و مثل کتاب قبلی در آخر شما ماجرا رو می‌فهمید. و یکی از بهترین بخش های کتاب از نظر من که خودم خیلی دوستش داشتم درگیر کردن ذهن با اساطیر یونانی و ماهیت عشق بود که خیلی خوب به این بخش پرداخته شده بود، توی داستان آورده شده بود و با داستان ادغامش کرده بود.درباره ترجمه هم من با ترجمه خانم مریم حسین زاده خوندم و به نظرم ترجمه‌ی به نسبت روان و سلیسی بود، و حین خوندنش از نظر ترجمه اصلا اذیت نشدم مخصوصا بخش های اساطیری که سخت بود به نظرم بسیار روان ترجمه شده بود. (البته این کتاب با ترجمه آقای علی قانع هم چاپ شده که من نخوندم و نمیدونم بین این دو تا ترجمه کدوم بهتره? اما میتونم بگم که ترجمه خانم حسین زاده کامل و خوب بود)در آخر کسانی که کتاب های جنایی ـ معمایی رو دوست داشته باشند به نظرم این کتاب رو هم دوست خواهند داشت اما باید بگم که نسبت به کتاب های جنایی تاپ این کتاب یک کم پایین تر بود.و بخونیم یک تکه از متن کتاب رو: دوست داشتن و از دست دادن بهتر از آن است که هرگز عاشق نشوید...امیدوارم در سال جدید باز هم از این چالش ها داشته باشیم :)لینک مطالعه این کتاب از طاقچه⇩ https://taaghche.com/book/106429 </description>
                <category>Ra&#039;na.mo</category>
                <author>Ra&#039;na.mo</author>
                <pubDate>Sun, 20 Mar 2022 14:02:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: تولستوی و مبل بنفش</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%B3%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%A8%D9%84-%D8%A8%D9%86%D9%81%D8%B4-strmicmjd4pu</link>
                <description>به نظر من موضوع این ماه چالش طاقچه یکی از بهترین و جذاب ترین موضوع هایی بود که میشد ازش کتاب خوند... &#x27;&#x27;کتابی درباره‌ی کتاب ها!&#x27;&#x27;من برای این موضوع کتاب تولستوی و مبل بنفش که پشتش یک داستان واقعی دارد را انتخاب کردم. شخصیت اول داستان که برگرفته از شخصیت خود نویسنده (نینا سنکویچ) و زندگی واقعی او است، پس از مرگ خواهرش و سوگی که وجودش را فرا گرفته به کتاب هایش پناه می‌برد و خود را با قصه‌ها آرام می‌بخشد. البته این نباید ناگفته بماند که خانواده‌ی آنها کلا عاشق کتاب بوده‌اند و بچه هایی عاشق کتاب پرورش داده‌اند. شما هم به راحتی میتونید این عشق به کتاب رو توی این داستان حس کنید و به وجد بیایید. اما یکی از مشکل های این کتاب، این است که به خاطر صحبت درباره‌ی کتاب های متفاوتی که در طول داستان از آنها گفته می‌شود، ماجرای بقیه‌ی کتاب های نخوانده‌تان را اسپویل می‌کند و شاید شما لذت خواندنی که از آن کتاب می‌توانستید به دست آورید را با اسپویلی که برایتان شده، از دست بدهید :(  و به نظرم به همین علت است که نظرات مثبت و منفی متفاوتی از این کتاب به گوشتان می‌خورد. ولی خب به نظر من این کتاب به خاطر درگیر کردن شما با احساسات یک کتابخوان که قطعا خودتان با خواندن کتاب ها قبلا اونها رو حس کرده‌اید، شما رو با خودش همراه میکنه، مثلا یه جای کتاب میگه: (( آیا تا به حال قلبت به خاطر تمام شدن کتابی به درد آمده است؟ آیا شده تا مدت‌ها بعد از تمام کردن کتابی نویسنده‌اش همچنان در گوشت نجوا کند؟ )) که به نظرم اکثر کسانی که کتاب میخوانند این حس را داشته اند. حالا این کتاب علاوه بر اینکه ذوق و شوق خواندنِ کتاب های زیاد رو به شما می‌بخشه و همدردی عمیقی در موضوع احساسات، هنگام خواندن کتاب با شما داره؛ شما رو به نگاه مثبت درباره‌ی زندگی، پایبندی به هدف و عشق سوق می‌ده که اگر بخوام متنی از کتاب رو درباره این موضوعات بیاورم به نظرم این متن جز بهترین هاست: « بله؛ زندگی سخت ، ناعادلانه و دردناک است ؛ اما تضمین میکند -صددرصد و بیهیچ شک و شبهه ای- که در لحظاتی غیرمنتظره و ناگهانی ، زیبایی را ، شادی ، عشق ، پذیرش و وجد را نیز پیشکش کند . » اتفاقات خوب . این دیگر توانایی خود ماست که این لحظه ها را تشخیص دهیم و برای نجات یافتن و حتی رشدکردن دودستی و محکم به آن لحظات خوب بچسبیم ؛ و زمانی که بتوانیم زیباییها را با هم شریک شویم ، امید دوباره زنده می شود! 》و خب به نظرم لازم هست بعد این همه احساس خوبی که با کتاب داشتم از معایبش که باعث افت کتاب شده بود هم بگم... یکی از این معایب فلش بک هایی هست که به خاطره‌ی مردن خواهرش زده میشد، از نظر من این فلش بک ها هیچ چیز خاصی به فضای داستان اضافه نمی‌کرد و بیشتر باعث خستگی مخاطب می‌شد. در کل هم به نظرم این کتاب از دسته کتاب هایی هست که برای یک بار خوندن میتونه لذت بخش باشه.و دوست دارم با یه جمله از کتاب این نظر رو تموم کنم: ((همه جا به جست و جوی آرامش برآمدم و آن را نیافتم، مگر نشسته در کنجی، تک و تنها با کتابی کوچک))امیدوارم اوقات خوشی که با کتاب دارید همیشه پایدار باشه ؛)لینک دریافت کتاب تولستوی و مبل بنفش از طاقچه⇩ https://taaghche.com/book/42411 لینک کتاب صوتی تولستوی و مبل بنفش⇩  https://taaghche.com/audiobook/90043 </description>
                <category>Ra&#039;na.mo</category>
                <author>Ra&#039;na.mo</author>
                <pubDate>Sat, 19 Feb 2022 20:53:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: بیروت۷۵</title>
                <link>https://virgool.io/@m_13460420/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%AA%DB%B7%DB%B5-bvbvvm9aklnx</link>
                <description>بیروت۷۵ کتاب انتخابی من برای چالش مهرماه طاقچه بود. کتابی که دربارهٔ لبنان در آستانه جنگ صحبت میکند،  و شمایلی متفاوت از جامعهٔ عرب و جدالِ لبنان به خواننده ارائه می‌دهد. این کتاب اولین رمان غادةالسمان نویسنده و شاعر عرب است. غادة‌السمان یکی از برجسته ترین بانوان نویسندهٔ عرب است که از دههٔ شصت قرن بیستم شروع به نوشتن کرد. این نویسنده در خانواده ای فرهیخته بزرگ شده و بنابراین دید گسترده‌ای نسبت به جهان پیدا کرده است. کتاب بیروت۷۵ اش هم در باب مسائل جهان میگردد. او به‌واسطهٔ تجربه‌ی زندگی در سال‌های پرآشوب بیروت تصویری دقیق و مشخص از مشکلات جهان عرب و خاورمیانه دارد؛ بنابراین در بیروت ۷۵ با ظرافت تعصبات قومی و قبیله‌ای را می‌کاود. او به دنبال ریشه‌های اختلافِ طبقاتی و فقر در جامعهٔ لبنان می‌گردد و سعی می‌کند عمقِ فساد اداری و فراموش شدگیِ مردم نزد دولتمردان را بر روی کاغذ بیاورد. همچنین به مشکلات زنان در جامعه می‌پردازد و خواهان آزادی آگاهانهٔ زنان عرب است. (البته به نظرم مورد اخر بخش کم تری از کتاب رو نسبت به بقیه موضوعات به خودش اختصاص داده.)کتاب دارای سیر داستانی خطی و روانی هست و با هر بخشش به خوبی میشه همراه شد، و همینطور افکار و احساسات شخصیت ها رو فهمید.و اما اگر بخوام با جزئیات بیشتری توضیح دهم؛ این کتاب در مورد پنج شخصیت بحث می‌کنه... شخصیت هایی که بنا به دلایلی پا به بیروت گذاشته اند و قصد ادامهٔ زندگی در بیروت رو دارند. یکی از این اشخاص جوانیه که صدای خوبی هم داره و در شهر خود‌ش صاحب شغلی هست اما همیشه در رویای قدرت و ثروت به سر میبره، پس به بیروت می‌ره تا در اونجا موفق بشه و پول و ثروت به دست بیاره. شخصیت دوم یه دختر خوشگله که از زندگی در شهرش خسته شده و دلش میخواد رابطه با مردان، عشق و ثروت رو تجربه کنه، بنابراین بیروت رو برای زندگی انتخاب میکنه و به بیروت سفر میکنه. و شخص سوم مرد فقیری هست که به خاطر فقر حتی دختر کوچکش رو به خونه ثروتمندان می‌فرسته ولی خب خودش از این کار ناراحته و ادامه ماجراش... شخص چهارم پسر جوانی به نام طعان هست که چندین نفر بنا به دلایلی دنبالش هستند، و طعان شخص فراری ای در بیروته. اخرین نفر ابومصطفای ماهیگیر و تنگدسته که گیر یک نزولخور در بیروت میفته. (این توضیحات دارای اسپویل نیست و در فصل اول مشخص میشن) و نکته ای که اینجا به نظرم اشاره بهش خوبه اینه که شاید کتاب برای کسانی که از شخصیت های زیاد در یک داستان خوششون نمیاد مناسب نباشه... اما برای من شخصیت های زیادش اوکی بود و مشکلی باهاش نداشتم :)•بخشی از متن کتاب•زندگی ما همین است: دزدکی زندگی می‌کنیم! دزدکی یاد میگیریم، دزدکی کتاب میخوانیم، دزدکی دل میبازیم، دزدکی شعر می‌نویسیم، دزدکی میمیریم... و خب قطعا بخش مهمی از کتاب ترجمهٔ کتاب هست... من کتاب رو با ترجمهٔ خانم سمیه آقاجانی خوندم و دوستش داشتم و به نظرم لحن شاعرانهٔ کتاب رو به خوبی حفظ کردند.در کل کتاب رو به قشرهایی که به جامعه اهمیت میدند و دوست دارند جامعه های مختلف رو بشناسند پیشنهاد میکنم... امیدوارم اگر خوندید ازش لذت ببرید و به دلتون بشینه :)پ.ن: کتاب رو میتونید از طاقچه با لینک زیر مطالعه کنید https://taaghche.com/book/59071/%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%AA-%DB%B7%DB%B5 </description>
                <category>Ra&#039;na.mo</category>
                <author>Ra&#039;na.mo</author>
                <pubDate>Fri, 22 Oct 2021 17:44:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه ˼محل سگ بگذارید لطفا!˹</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%CB%BC%D9%85%D8%AD%D9%84-%D8%B3%DA%AF-%D8%A8%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7%CB%B9-mgupbb9oqbn3</link>
                <description>اپلیکیشن طاقچه، برای چالش کتابخوانی در پایانی ترین ماه از فصل تابستان موضوع زیبای حفظ و نجات محیط زیست و زمین را قرار داده بود و من این‌دفعه کتاب &quot;محل سگ بگذارید لطفا&quot; را انتخاب کردم... (راسیتش جذب جلد و اسم خاص کتاب شدم!)اما در شروعِ کتاب سرفصل های ساده نوشته‌شده و به نظر کارامد آن برایم قابل قبول اومد و بعد هم کاملا جذب مقدمه‌ی زیبا و عالی‌اش که جمله‌ای از آلیس واکر (رمان نویس آمریکایی) است شدم... مقدمه‌ای که دوست دارم شما هم اون رو بخونید: ((آنکه منتظرش هستیم کسی جز خودمان نیست.)) و دقیقا موضوع همین جاست چه کسی جز ما انسان ها باعث آسیب به زمین، هوا و در کل محیط زیست می‌شود؟چه کسی جز ما انسان ها با تجمل‌گرایی، مصرف‌گرایی و فرهنگِ اشتباه به زمین ضربه می‌زند؟ خب پس آیا باید برای ایجاد زمینی بهتر منتظر سازمان هایی باشیم که سعی می‌کنند تغییر ایجاد کنند؟ به نظرم نه! همه چیز سازمان‌ها و افراد قدرتمند نیستند... شاید آنها بتوانند در ادامه راه کمک بسیار زیادی برای نجات و حفظ محیط زیست کنند ولی به نظر من هم قدم اول را خود ما باید برای اگاهی برداریم، خودِ ما انسان ها هستیم که میتوانیم سیاره‌مان را نجات بدهیم و زمین را جایی بهتر و سالم تر برای زندگی کنیم! همین تفکر باعث شد قطعا خواندن کتاب را ادامه دهم.و خب من بخشی از زندگی بهتر را در این کتاب پیدا کردم. کتابی که از یک سو روان، خوانا و سرگرم کننده نوشته شده و از سویی دیگر واقعیت ها را به بهترین نحو پیش چشم میاره. و مهم ترین نکته این کتاب باعث محدودیت در زندگی نمی‌شود! کتاب، شما را به انجام کارهای خوب سوق می‌دهد و حتی می‌تواند همه‌ی انسان ها را برای ساختن محیط زیستی بهتر آماده کند.با اینکه اکثر کتاب نظرات شخصی هستند اما اشلی پایپر، نویسنده‌ی کتاب با تحقیقات درخشان و مستندی کتاب را نوشته است و دفترچه‌ای برای زندگی سبز ارائه کرده است... دفترچه‌ای که نکات مفید و قابل تامی ارائه کند. بسیاری از نکات عالی برای اگاهی بیشتر در این کتاب آمده است که شاید فکر کنید قدیمی هستند اما کتاب جامعی که همه‌ی این مسائل را با هم توضیح دهد کم است... مسائلی مانند: بهره وری انرژی، بازیافت کردن، کودسازی، استفاده از کیسه خرید پارچه‌ای به جای کیسه‌پلاستیکی و... البته در کتاب هرکدام را با دلیل منطقی جواب می‌دهد و برای آنها راهکارهای اکثرا قابل استفاده می‌دهد!در آخر فکر کنم با شنیدن صحبت ها در مورد مراقبت از کره زمین و دوستدار محیط زیست باشیم ، ما هم می خواهیم در این موضوع مشارکت داشته باشیم.  اما در عمل ، فرد از کجا شروع می کند؟ برای شروع ساده‌ی این موضوع من این کتاب را به همه افراد توصیه می کنم. چه به آن دسته آدم‌هایی که می خواهند بیشتر دوستدار محیط زیست باشند اما از شیوه زندگی می ترسند، گیج می شوند یا معمولاً دچار وحشت می‌شوند؛ چه کسانی که به نظرشان حال زندگی عالی و قابل قبول است. این کتاب یک شروع عالی و یک مکمل عالی برای پیدا کردن راهه! امیدوارم اگه خوندید از خوندنش لذت ببرید :)taaghche.com/book/78045پ.ن: اگر میخواهید کتاب را در طاقچه بخوانید⇧</description>
                <category>Ra&#039;na.mo</category>
                <author>Ra&#039;na.mo</author>
                <pubDate>Wed, 22 Sep 2021 23:57:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>&quot;چگونه کمالگرا نباشیم؟&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@m_13460420/%22%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85%D8%9F%22-ibdnacpr2moy</link>
                <description>تا به حال کتابی خوانده‌اید که تاثیر زیاد و مثبتی بر زندگی شما داشته باشد و حال و هوایتان را به کلی تغییر داده باشد؟ ما از شما دعوت می‌کنیم که در کمپین کتابستان طاقچه شرکت کنید و از کتابی که برای شما جالب و زیبا بوده، نقد و خلاصه‌ای بنویسید. البته به این شرط که این کتاب در اپلکیشن کاربردی طاقچه موجود باشد! من برای این چالش کتاب چگونه کمال‌گرا نباشیم را انتخاب کردم :)کتاب چگونه کمال‌گرا نباشیم اثری دیگر از نویسنده‌ی کتاب محبوب خرده عادت ها (استفان گایز) است. اگر کتاب خرده عادت ها را خوانده اید و تفکرات این نویسنده برایتان مورد قبول و کارآمد است ادامه توضیحات را از دست ندهید! اصلا کمال‌گرایی چیست؟ کمال‌گرایی وضعیتی است که فرد گرفتار شده در آن هرچیزی به جز نهایت کمال را غیر قابل‌ قبول تلقی میکند! و میخواهد در اکثر کارها بهترین باشد! شاید شما فکر کنید جز این دسته نیستید اما طبق گفته‌ی کتاب ۹۵ درصد از افراد مبحوس شده در طبقه‌بندی های مختلف کمالگرایی هستند. پس شاید شما نیز در دام کمال‌گرایی گرفتار هستید ولی خودتان نمیدانید که در این صورت باز هم این کتاب گره‌گشای کار شماست.و اما این نیز احتمال دارد که شما کمال‌گرا باشید و این موضوع را خودتون بدانید ولی هرچه کتاب هایی برای مقابله با کمال‌گرایی خوانده اید اثری در زندگیتان نداشته؛ نویسنده این اثر اشاره میکند که سیر خطی این کتاب برخلاف دیگر کتاب هاست! یعنی در این کتاب ابتدا بررسی میکنیم که کمالگرایی چیست ، چگونه عمل میکند و چه نفعی به ما می‌رساند سپس به طور عمیق تر اعماق مغز یک کمال‌گرا را کاوش و بررسی میکنیم و برای بخش بعد از آن به معایب کمال‌گرایی میرسیم... در بخش های میانی کتاب کمال‌گرایی را به زیرمجموعه هایی تقسیم کرده و برای هرکدام یک ایده‌ی قابل اجرا میدهیم... و در بخش آخرِ کتاب جمع بندی های کل کتاب و نحوه‌ی استفاده‌ی آنها در یک چارچوب مناسب برای زندگی گفته شده‌است. برای من این سیر بسیار جذاب و قابل استفاده بود! نکته جذاب و دوست‌داشتنیِ دیگر کتاب های استفان گایز برای من نوشتن ایده ها از زندگی معمولی خودش است، و اینکه چطور این ایده ها زندگی معمول را به زندگی پرمفهوم و شادی تبدیل میکند. نکته سومی که این کتاب را برای من دوست‌داشتنی میکند این است که نویسنده عمل کردن را راه رسیدن به هدف میداند و نه با انگیزه شدن را یا به طور خلاصه میتوان گفت برای با انگیزه شدن باید عمل کنیم که به نظرم همین عامل نکته مهمی است. البته نه عمل کمال‌گرایانه عمل خورده عادتی! ?یکی از جملات پرمفهوم داخل کتاب برای من جمله‌ی (ایده‌آل این است که اگر میتوانی چیز نامطلوبی را تحمل کنی و آن تو را قوی می‌کند بسیار بهتر از آن است که در مقابلش محافظت شده باقی بمانی) بود که این جمله در نظر من بسیار برای افراد کمال‌گرا تامل برانگیز است... اگر کتاب رو بخونید به صحت این جمله کاملا پی می‌برید. و در کل این کتاب میتونه یکی از موثر ترین کتاب هایی باشه که توی طول زندگیتون میخونید! امیدوارم معرفی این کتاب هم براتون موثر باشه...https://taaghche.com/book/87012</description>
                <category>Ra&#039;na.mo</category>
                <author>Ra&#039;na.mo</author>
                <pubDate>Wed, 01 Sep 2021 00:41:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: &quot;جنگ چهره زنانه ندارد&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@m_13460420/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-lak11egpyntt</link>
                <description>اگر یک کتاب درباره‌ی جنگ جهانی دوم میخواهید پیشنهاد من به شما میتونه این کتاب باشه &quot;کتاب جنگ چهره زنانه ندارد&quot;. این دفعه کتاب جنگی را از زبان چندین زن که در جبهه جنگ بودند بخونید!کتاب جنگ چهره زنانه ندارد اثر سوتلانا الکسیویچ نویسنده‌ی روسی (اولین نویسنده‌ای که در ژانر مستندنگاریِ تاریخی جایزه نوبل را دریافت کرد) است.همان‌طور که گفته شد و همان‌طور که از اسم کتاب پیداست این اثر از زبان چندین و چند زنی که حاضر در جنگ جهانی دوم و در ارتش روسیه بودند نوشته شده. زنانی که گاهاً در دل جنگ بودند و تیراندازی میکردند، زنانی که پرستار و پزشکی در جبهه بودند، زنان تلفن چی و...اگر بخوام براتون کتاب رو به‌طور عمیق تر توصیف کنم میتونم بگم: شده رازی داشته باشید که نمیخواید کسی اون رو بفهمه چون خجالت میکشید؟ واقعیت جنگ هم همینطوره، دقیقا برعکس کتاب هایی که فقط از افراد و جنگیدن اسطوره میسازند!... نمیگم اسطوره ساختن اشتباهه یا سربازان جنگ کار ساده ای کردند؛ نه! اتفاقا این افراد روحیه قوی و ایمان بسیار بالایی داشتند، اما واقعیت روح و جسمِ این انسان ها در زمان جنگ و گذشته چیز دیگه ای بوده! واقعیت جنگ چیزیه که دوست نداری اون رو به یاد بیاری به خاطر خجالت، ترس، تابوشکنی یا هرچیز دیگه ای... کتاب جنگ چهره زنانه ندارد برعکس بقیه ی کتاب های جنگی از واقعیت روح و جسم انسان در زمان جنگ میگه؛ از روح و جسمی که رنج دیدند و درد کشیدند، به دور از اسطوره سازی! از انسان های کوچک و مردمان عادی اون زمان میگه نه انسان های بزرگش!خود نویسندهٔ کتاب در بخشیش میگه: (( یک بار دیگر تکرار میکنم... برای من نه خود حادثه که احساسات برآمده از حادثه جالب است. به عبارت دیگر روح حادثه. برای من احساسات یعنی واقعیت.))که البته همین امر باعث ایراد ناشر ها میشده و اوایل قصد نداشتند این کتاب رو چاپ کنند... توی کتاب صحبت ها با ناشر و سانسورچی ها هم اومده بود که برای من خیلی جالب بود!مسئلهٔ دیگری که در این کتاب برام جالب بود مرد سالاری و نگاه دلسوزانه به جنسیت زن حتی در جنگ بود! اما بانوان با اینکه جنگیدن و کشتن انسان ها برایشان کار سخت تری نسبت به مردان بود پابه‌پای مردان جنگیدند و از وطنشان دفاع کردند. از این نوع زنان و بانوان ما نیز در کشورمان کم نداریم! زنانی که پابه‌پای همسرانشان و بچه‌هایشان غم کشیدند و به خاطر نبودشان هنوز هم رنج میکشند... یا مردمان عزیز خوزستان و خرمشهر! کسانی که در هر لحظه‌ی جنگ برای حفظ میهن کوشیدند و کوشیدند و کوشیدند ولی حالا... بگذریم... فکر نمی‌کنم اینجا جای مناسبی برای این بحث باشد :)با اینکه در این کتاب از زبان هر نفر، قسمت کوتاهی از ماجرای جنگیش گفته میشه ولی کاملا میتوان با خواندنش به سختی ها و رنج های جنگ واقف شد و تک تک آنها را درک کرد. شاید در اصل نقطه عطف کتاب همین باشه که رنج و سختیِ زمان جنگ را کاملا توضیح داده، از حمله موش ها و جسد های ریخته شده بر کف خیابان گرفته تا دیگر موضوعات... به همین خاطر اگر در شرایط روحی خوبی به سر نمی‌برید خواندنِ کتاب را کمی به عقب بیندازید!در کل میتوان گفت این کتاب برای همه اقشاری که موضوعات جنگی برایشان جالب است میتواند بسیار دوست‌داشتنی باشد و برای زنانی که آن را میخوانند بیشتر... البته من کمی دیر با ترجمه کتاب کنار امدم ولی با ادامه دادن کتاب این موضوع کاملا حل شد و آزارم نداد؛ اتفاقا در ادامه، کتاب خوب احساساتم را به غلیان انداخت و من را با خودش همراه کرد!لینک کتاب در طاقچه: جhنttps://taaghche.com/book/38652 </description>
                <category>Ra&#039;na.mo</category>
                <author>Ra&#039;na.mo</author>
                <pubDate>Sat, 21 Aug 2021 22:15:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه : بهار برایم کاموا بیاور</title>
                <link>https://virgool.io/@m_13460420/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%B1-be4f0t1pgjfq</link>
                <description>همان طور که در جلد کتاب گفته شده این اثر نوعی از ادبیات گوتیک است و برای کسانی که خواستار کتاب های وهم برانگیز و ملودرام هستند می تواند جالب باشد.کتاب درباره ی زنی‌ است که با شوهر و فرزندان خود راهی برهوت میشود تا شوهرش بتواند رمان خود را بنویسد اما در این جریانات با شخصیت های دیگری که خودشان داستان های دیگری نیز دارند روبه‌رو میشویم و بین اتفاقاتی که در گذشته و حال رخ داده در رفت و آمد هستیم. و اما خود کتاب از زبان یک زن آشفته حال گفته میشود که اتفاقات پیرامون خود را به زبان ساده شرح میدهد ولی ماجرای اصلی این است که این اتفاقات واقعی است یا تنها خیالات و توهمات این زن! فضای کتاب نیز به خواننده همین حس آشفته را القا میکند. و نیز ماجرای کتاب در خانه ی برهوت رخ میدهد و قرار است رمانِ شوهر زن این داستان در این خانه نوشته شود ؛ ولی اتفاقات دیگری در این خانه و اطراف این خانه رخ میدهد که در طی داستان واقعی یا خیالی بودن آن مشخص میشود. کتاب به خاطر ماجرا ها و ابهامات آن کشش خاصی دارد که شما را ترغیب میکند خواندن کتاب را ادامه دهید و نوشتار آن ساده و روان است که شما میتوانید کتاب را سریع و به آسانی به اتمام برسانید و در دنیای آن غرق شوید.و اگر بخواهیم کمی از خود متن کتاب بگوییم؛ کتاب بخش های جالب و لذت بخشی نیز دارد: (( لابد بنفشه هم زیباست اینجا. بنفشه ها را از روی آب گرفته ام‌. هزار تا بودند یا بیشتر‌.‌.. همه را گرفتم به دقت. یکی یکی برگرداندم توی خاک. گنج باید زیر خاک بماند. همان جایی که هیچ کس نمی‌داند. شاید او گنج ها را جابه‌جا کرده است. شاید هیچ کس نمی‌داند گنجشگ ها برای گنج ها آواز میخوانند. ))یا در بخش دیگری از کتاب اینگونه میخوانیم: (( اتاق زمرد بوی عود میدهد. می‌دانم که همیشه خبری هست اینجا، همانطور که پشت میز کوتاه آنجا... می‌نشینم وسط اتاق خالی. خودم را تکان میدهم. صدای گنجشک را می‌شنوم. سرم را بلند نمی‌کنم. گنجشکی روی شانه‌ی راستم می‌نشیند. دستم را می آورم بالا. نوک می‌زند و می‌پرد. نگاه میکنم به کف دستم، کلمه را نمی‌توانم بخوانم. انگشتانم را جمع می‌کنم. کلمه پاک میشود. ))که همه‌ی این بخش ها حالت هایی هستند در کنار متن اصلی داستان و در ادامه این بخش ها واضح تر می‌شود ولی در کل می‌توان گفت جلوه‌ی خاصی به کتاب داده است.در فصل آخر کتاب نوع نوشتار تغییر پیدا میکند و انگار شخصیت زن داستان دارد نامه ای مینویسد. ولی ابهامات فقط در این فصل به پایان نمیرسد و نویسنده به صورت جزء جزء در فصل ها این ابهامات را برطرف میکند و شاید بشود گفت که فصل اخر ماجراهای کل کتاب را به صورت نامه محور توضیح میدهد اما بدین معنی نیست که شما بتوانید با خواندن فصل آخر به ماجراهای کل کتاب موقوف شوید و آنها را بفهمید... شما باید کل کتاب را بخوانید تا بتوانید موضوعات آن را بفهمید.ولی من با اینکه کل کتاب را خواندم باز هم ابهاماتی در سر داشتم و ابهامات به طور کامل برای من رفع نشد به نحوی که انگار ابهامات معما باقی ماندند و خود خواننده بر اساس قوه‌ی تخیل خود میبایست این موضوعات وهم برانگیز را برطرف می‌کرد.و شاید برای حسن ختام بتوان جمله ای از کتاب را نوشت که می‌گوید: {شاید دانه های کاج، گنج باشند. شاید سنگ تو یا سنگ من گنج باشد. چه می‌دانم...} از نظر شما گنج چیست و گنج ما چه میتواند باشد؟!https://taaghche.com/book/75897/%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%B1</description>
                <category>Ra&#039;na.mo</category>
                <author>Ra&#039;na.mo</author>
                <pubDate>Sun, 13 Jun 2021 18:09:51 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>