<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های غزاله ابوالفتحی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_13831511</link>
        <description>من غزاله‌ام! با هدف و فعال در حوزه تبلیغات دیجیتال و بازاریابی درونگرا و برونگرا. تجربه‌ی 6 ساله‌ام در این زمینه و تحصیلات پیشرفته در رشته مدیریت، من را به یک متخصص در حوزه مارکتینگ تبدیل کرده است.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 11:17:06</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/910008/avatar/okP5ZQ.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>غزاله ابوالفتحی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_13831511</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چرا برای کسب و کارمون به لوگو نیاز داریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_13831511/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%84%D9%88%DA%AF%D9%88-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-pq3l0wxgbwrq</link>
                <description>لوگو به عنوان یکی از اصلی‌ترین عناصر هویت برند، نقش بسیار مهمی در تصویر و شناسایی کسب و کار شما دارد. در دنیای رقابتی امروز، داشتن یک لوگو حرفه‌ای بسیار حیاتی است و می‌تواند ویترینی سفارشی و جذاب برای کسب و کارتان باشد. در ادامه، هفت دلیل کلیدی برای اهمیت یک لوگو حرفه‌ای را بررسی خواهیم کرد، که به وضوح نشان می‌دهد چرا هر کسب و کاری نیاز به یک لوگو حرفه‌ای دارد. از جذابیت و شکوفایی تا اعتبارسنجی و ارتباط با مشتریان، لوگو شما به طور بی‌کلامی درباره شما حرف می‌زند و هویتی خاص و چند بعدی را به کسب و کارتان می‌بخشد.چرا باید لوگوی حرفه‌ای داشته باشیم؟اولین برخورد مشتری با شما لوگوی شما نمایانگر هویت شرکت شماست و همانطور که می‌دانید، &quot;فقط یکبار فرصت برای ایجاد احساس خوب در اولین نگاه دارید.&quot; آیا می‌خواهید نام تجاری خود را به جای یک طرح جذاب به صورت ساده بیان کنید؟ آیا نمی‌خواهید این اولین چیزی باشد که مشتریان بالقوه می‌بینند؟ یک لوگو، روش برتری برای تأثیرگذاری بر مشتریان بالقوه شما از ابتدا است. داشتن یک آرم خوب از شغل و کسب و کار شما اطلاعات زیادی ارائه می‌دهد. به همین دلیل، بهتر است با انواع فرمت‌های لوگو آشنا شده و بتوانید یک لوگو حرفه‌ای و جذاب طراحی کنید. ایجاد اعتماد، یکی از نقاط قوت لوگوی شماست!  با استفاده از یک لوگو که با مشتریان ارتباط مثبتی برقرار می‌کند، می‌توانید در میان مشتریان خود اعتماد مورد نیاز را ایجاد کنید. حتی فونت مورد استفاده در لوگوی شما باید با سن و سلیقه مخاطبین منطبق باشد. همین قاعده رنگ‌آمیزی هم صادق است. استفاده از رنگ‌های مناسب در لوگو، به عنوان یک علم، حس خوبی را در مشتریان برانگیزانده و باعث می‌شود که حتی قبل از برقراری ارتباط مستقیم با شما، احساس خوبی نسبت به کسب و کار شما داشته باشند.شناختن برندلوگو یکی از عوامل اصلی برای شناخته شدن یک برند است. برای جذب مشتریان، باید یک لوگو با قابلیت تشخیص آسان در چاپ‌های کوچک و بزرگ داشته باشید. بر آن باشید تا در هر تبلیغ دیجیتالی یا در هر بیلبورد، مشتریان به سادگی شما را تشخیص دهند. همچنین، لوگوی شما باید طراحی منحصر به فردی داشته باشد و با لوگوهای سایر رقبا اشتباه نشو.تقویت وفاداری به برندبدون شک، لوگوی شما می‌تواند ابزاری قدرتمند برای ارتقای وفاداری به برندتان باشد! زمانی که مصرف‌کنندگان نگاهی به کسب و کار شما می‌اندازند، لوگوی منحصر به فردتان می‌تواند ذهنیت و حسی را در آنان ایجاد کند که به شما متعهد شوند. با توجه به محبوبیت برند شما، می‌توانید کالاهای تبلیغاتی یا محصولاتی با لوگوی شما را توزیع کنید تا به مشتریان نشان دهید که به کسب و کار شما پایبندید. نشان‌دهنده حرفه‌ای بودن شماهر بیزینسی واقعاً بدون یک لوگوی حرفه‌ای وجود ندارد! در جامعه‌ای که ما در آن زندگی می‌کنیم، مصرف‌کنندگان انتظارات خاصی دارند و به دنبال برندهای اعتماد برانگیز هستند. اما با طراحی یک لوگوی حرفه‌ای و متمایز، شما به طور خودکار از رقبا جدا می‌شوید که طراحی های عجولانه و غیر حرفه‌ای دارند. تمرکز و دقت شما در طراحی لوگو، نشان از حرفه‌ای بودن شماست و مشتریان حس اطمینانی نسبت به شما خواهند داشت. نشان دهنده هویت شماستیکی از دلایل بزرگ موفقیت لوگوی نایک، به دلیل بازتاب دقیق فعالیت نایک است. لوگوی برندها و مارک‌های شناخته شده به درستی با آنچه که انجام می‌دهند، ارتباط مستقیمی برقرار می‌کنند و این به مشتریان کمک می‌کند تا برایشان قابل فهم باشد که از شرکت چه انتظاراتی دارند.احساس مشترک در شما و بیننده ایجاد می‌کندلوگوها اغلب ابتدایی‌ترین عواملی هستند که ارتباط عاطفی با برندهای مورد علاقه‌تان را برقرار می‌کنند. تحقیقات نشان می‌دهند که کسب‌وکارهای کوچک برای خود نیاز به یک لوگوی منحصربه‌فرد و استثنایی دارند که بتواند واکنش مثبت مشتریان را به دنبال داشته باشد. هنگامی که مشتریان با لوگوی شما ارتباط برقرار می‌کنند، بسیار کمتر احتمال دارد شرکت شما را فراموش کنند. بالا بردن سطح انتظاراتدر حال حاضر که جامعه به وجود شرکت‌هایی چون اپل 🍎، آی‌بی‌ام 💻 و نایک 👟 عادت کرده است، انتظار داریم که هر کسب و کار، به یک نگاه حرفه‌ای به طراحی یک لوگوی مناسب دست پیدا کند. اگر یک تجارت این ابزار اساسی را نداشته باشد، چه دلیلی وجود دارد که دیگران با آن تجارت کنند؟ بدون لوگو، هنوز تلاش معقولی برای طراحی، توسعه و نگهداری از ویترین کسب و کار انجام نشده است. ممکن است شما به جدی گرفتن این مسئله فکر نکنید. اما حتماً یک نگاه مشابه به این نگرش رخ می‌دهد و در نهایت تأثیر بزرگی بر انتخاب میان شما و رقبای شما خواهد گذاشت. </description>
                <category>غزاله ابوالفتحی</category>
                <author>غزاله ابوالفتحی</author>
                <pubDate>Tue, 21 Nov 2023 13:39:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت موثر ددلاین‌ها برای دیجیتال مارکترها</title>
                <link>https://virgool.io/@m_13831511/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1-%D8%AF%D8%AF%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%D8%B1%D9%87%D8%A7-ij1xdh1zb9ln</link>
                <description>مدیریت موثر ددلاین‌ها برای دیجیتال مارکترهابه‌عنوان یک بازاریاب دیجیتال، می‌دانید که رعایت مهلت‌های زمانی و ارائه کار با کیفیت به مشتریان چقدر مهم است. اما گاهی اوقات، مدیریت چندین پروژه، وظایف و انتظارات می تواند طاقت فرسا و استرس زا باشد.توی این مقاله بهتون میگم که چگونه می توانید از از دست دادن ددلاین، فرسودگی یا به خطر انداختن عملکرد خود جلوگیری کنید؟ 1- وظایف خود را اولویت بندی کنیدهمه وظایف به یک اندازه فوری یا مهم نیستند. برخی ممکن است تأثیر مستقیمی بر اهداف شما داشته باشند، در حالی که برخی دیگر ممکن است کمتر مهم باشند یا به عوامل دیگر وابسته باشند. برای اولویت بندی وظایف خود، می توانید از یک ماتریس ساده استفاده کنید که آنها را به چهار دسته تقسیم می کند: فوری و مهم، فوری اما مهم نیست، مهم اما نه فوری، و نه فوری و نه مهم. سپس، ابتدا بر روی کارهایی که فوری و مهم هستند، و سپس کارهایی که مهم هستند اما فوری نیستند، تمرکز کنید. وظایفی را که فوری هستند اما مهم نیستند محول کنید یا حذف کنید و از کارهایی که نه فوری هستند و نه مهم اجتناب کنید.2- انتظارات واقع بینانه تعیین کنیدیکی از دلایل رایج برای از دست دادن ددلاین، تعیین انتظارات غیر واقعی برای خود یا مشتریانتان است. ممکن است زمان، منابع یا مهارت های مورد نیاز برای تکمیل یک کار را دست کم بگیرید یا در مورد آنچه می توانید ارائه دهید بیش از حد قول بدهید. برای جلوگیری از این امر، باید انتظارات واقع بینانه ای را بر اساس حجم کار، در دسترس بودن و توانایی های فعلی خود تعیین کنید. در مورد اینکه چه کاری می توانید انجام دهید، چه مدت طول می کشد و چه چالش هایی ممکن است با آنها روبرو شوید، به طور واضح و صادقانه با مشتریان خود ارتباط برقرار کنید. اگر با تغییرات یا تاخیر مواجه شدید، در اسرع وقت به آنها اطلاع دهید و در صورت نیاز برای یک مهلت جدید مذاکره کنید.3- از ابزار مدیریت پروژه استفاده کنیدیک ابزار مدیریت پروژه می تواند به شما کمک کند تا وظایف خود را سازماندهی کنید، پیشرفت خود را پیگیری کنید و با تیم و مشتریان خود همکاری کنید. گزینه های زیادی مانند Trello, taskulu، Asana یا Basecamp در دسترس هستند که ویژگی ها و عملکردهای مختلفی را ارائه می دهند. ابزاری را انتخاب کنید که متناسب با نیازها و ترجیحات شما باشد و از آن به طور مداوم و موثر استفاده کنید. یک ابزار مدیریت پروژه می تواند به شما در ایجاد یک جدول زمانی، اختصاص مسئولیت ها، تنظیم یادآوری، اشتراک گذاری بازخورد و نظارت بر نتایج کمک کند.مدیریت موثر ددلاین‌ها برای دیجیتال مارکترها4- کارهای تکراری را خودکار کنیدبرخی از کارها ممکن است تکراری، خسته کننده یا وقت گیر باشند، اما برای کمپین های بازاریابی دیجیتال شما ضروری هستند. برای مثال، ممکن است نیاز داشته باشید که پست‌های رسانه‌های اجتماعی را برنامه‌ریزی کنید، خبرنامه‌های ایمیل ارسال کنید یا گزارش تهیه کنید. به جای اینکه این کارها را به صورت دستی انجام دهید، می توانید از ابزارها و نرم افزارهایی استفاده کنید که می توانند آنها را برای شما خودکار کنند. این می تواند در زمان، انرژی و خطاها صرفه جویی کند و به شما امکان می دهد روی کارهای خلاقانه و استراتژیک تری تمرکز کنید. برخی از نمونه‌هایی از ابزارهایی که می‌توانند وظایف بازاریابی دیجیتال شما را خودکار کنند عبارتند از Buffer، Mailchimp یا Google Analytics.5- استراحت کافی داشته باشید و از حواس پرتی خودداری کنیدمدیریت ضددلاین‌های شما می تواند استرس زا و طاقت فرسا باشد، به خصوص اگر ساعت های طولانی کار می کنید یا پروژه های متعددی دارید. برای جلوگیری از فرسودگی و حفظ بهره وری و کیفیت خود، باید استراحت کنید و از حواس پرتی خودداری کنید. استراحت کردن می تواند به شما کمک کند ذهن خود را تازه کنید، بدن خود را آرام کنید و انرژی خود را دوباره شارژ کنید. می توانید از تکنیک پومودورو که شامل 25 دقیقه کار و استراحت 5 دقیقه ای است یا هر روش دیگری که برای شما مفید است استفاده کنید. اجتناب از حواس پرتی می تواند به شما کمک کند متمرکز و با انگیزه بمانید. می‌توانید از ابزارهایی مانند RescueTime یا Freedom برای مسدود کردن یا محدود کردن دسترسی خود به وب‌سایت‌ها یا برنامه‌هایی که ممکن است حواس‌تان را پرت کنند، مانند رسانه‌های اجتماعی، بازی‌ها یا اخبار استفاده کنید.مدیریت موثر ددلاین‌ها برای دیجیتال مارکترهانظر شما چیه؟</description>
                <category>غزاله ابوالفتحی</category>
                <author>غزاله ابوالفتحی</author>
                <pubDate>Mon, 13 Nov 2023 12:10:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطوری برند مورد اعتمادی بسازیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_13831511/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%85-bqa6kr6vbyrh</link>
                <description>چطوری برند مورد اعتمادی بسازیم؟اعتماد به برند پایه و اساس هر استراتژی بازاریابی دیجیتال موفق است. اعتماد به برند (Brand trust) چیزی است که مشتریان شما را وفادار می‌کند، محتوای شما را ویروسی می‌کند و از شما برندی دائمی می‌سازد.اما چگونه می توان اعتماد برند را در یک محیط آنلاین رقابتی و پویا ایجاد کرد؟ در اینجا نکاتی وجود دارد که به شما در ایجاد و حفظ یک حضور دیجیتال قابل اعتماد کمک می کند.1- معتبر باشیدیکی از بهترین راه‌ها برای ایجاد اعتماد به برند این است که در بازاریابی دیجیتال خود معتبر و ثابت باشید. این بدان معناست که ارزش ها، صدا و دیدگاه برند خود را با اقدامات و ارتباطات خود هماهنگ کنید. سعی نکنید چیزی باشید که نیستید یا از کارهایی که دیگران انجام می‌دهند کپی کنید. در عوض، روی پیشنهاد فروش منحصر به فرد خود و نیازها و ترجیحات مخاطب هدف خود تمرکز کنید. شخصیت، اشتیاق و هدف خود را از طریق محتوا، طراحی و تعاملات خود نشان دهید. اصالت باعث ایجاد اعتبار، وفاداری و ارتباط عاطفی می شود.2- شفاف باشیدیکی دیگر از عوامل کلیدی برای ایجاد اعتماد به برند این است که در بازاریابی دیجیتال خود شفاف و صادق باشید. این به این معنی است که در مورد محصولات، خدمات، قیمت‌ها، سیاست‌ها و فرآیندهای خود شفاف و شفاف باشید. هیچ اطلاعاتی را مخفی نکنید یا اغراق نکنید، یا ادعاهای نادرست یا گمراه کننده نداشته باشید. در عوض، جزئیات دقیق و کامل ارائه دهید، خطرات یا محدودیت‌ها را فاش کنید و هرگونه اشتباه یا شکست را بپذیرید. شفافیت باعث ایجاد اعتماد، احترام و اعتماد می شود.اعتماد به برند پایه و اساس هر استراتژی بازاریابی دیجیتال موفق است. اعتماد به برند (Brand trust) چیزی است که مشتریان شما را وفادار می‌کند، محتوای شما را ویروسی می‌کند و از شما برندی دائمی می‌سازد.
3- پاسخگو باشیدسومین راه برای ایجاد اعتماد به برند این است که در بازاریابی دیجیتال خود پاسخگو باشید. این به معنای در دسترس بودن و دسترسی به مشتریان، مشتریان بالقوه و شرکای شماست. هیچ بازخورد، سوال یا شکایتی را نادیده نگیرید یا به تاخیر نیندازید. در عوض، آنها را به سرعت، حرفه‌ای و مؤدبانه تصدیق کرده و به آنها رسیدگی کنید. از کانال‌ها و پلتفرم‌های متعدد برای برقراری ارتباط و تعامل با مخاطبان خود استفاده کنید و اطلاعات و راه حل‌های مفید و مرتبط را ارائه دهید. پاسخگویی باعث ایجاد رضایت، حفظ و حمایت می شود.4- ارزشمند باشیدراه چهارم برای ایجاد اعتماد به برند این است که در بازاریابی دیجیتال خود ارزشمند و مفید باشید. این به معنای ارائه ارزش و سود برای مخاطبان است، نه فقط فروش یا تبلیغ محصولات یا خدمات شما. با محتوای نامربوط یا مزاحم مخاطبان خود را اسپم نکنید و آنها را آزار ندهید. در عوض، محتوایی ایجاد کنید و به اشتراک بگذارید که مشکلات آنها را آموزش می دهد، سرگرم می کند، الهام می بخشد یا حل می کند. از بازاریابی محتوا، بازاریابی ایمیلی، بازاریابی رسانه های اجتماعی و سایر تکنیک های بازاریابی دیجیتال برای ارائه ارزش و کیفیت استفاده کنید. ارزش باعث ایجاد علاقه، اقتدار و وفاداری می شود.5- اخلاق مدار باشیدراه پنجم برای ایجاد اعتماد به برند این است که در بازاریابی دیجیتال خود اخلاقی و مسئولیت پذیر باشید. این به معنای احترام و محافظت از حریم خصوصی، داده ها و حقوق مخاطبان است. هیچ اطلاعات شخصی یا حساسی را بدون رضایت آنها جمع آوری یا استفاده نکنید و بدون اطلاع آنها با اشخاص ثالث به اشتراک نگذارید. در عوض، بهترین شیوه‌ها و مقررات را برای امنیت داده‌ها، حفظ حریم خصوصی و انطباق رعایت کنید. از ابزارها و پلتفرم های ایمن و قابل اعتماد استفاده کنید و مخاطبان خود را در مورد شیوه ها و خط مشی های داده خود آگاه کنید. اخلاق باعث ایجاد امنیت، قابلیت اطمینان و شهرت می شود.6- سازگار باشدششمین راه برای ایجاد اعتماد به برند این است که در بازاریابی دیجیتال خود سازگار و انعطاف پذیر باشید. این بدان معناست که بتوانید استراتژی بازاریابی دیجیتال خود را با توجه به تغییر نیازها، ترجیحات و رفتارهای مخاطبان خود و همچنین روندهای در حال تحول، فناوری ها و فرصت ها در چشم انداز دیجیتال تنظیم و بهبود بخشید. به روش‌ها یا پیام‌های منسوخ یا ناکارآمد پایبند نباشید. در عوض، عملکرد بازاریابی دیجیتال خود را نظارت و اندازه گیری کنید و از داده ها و بازخوردها برای بهینه سازی و نوآوری تاکتیک های بازاریابی دیجیتال خود استفاده کنید. سازگاری باعث ایجاد ارتباط، تمایز و رشد می شود.اعتماد به برند پایه و اساس هر استراتژی بازاریابی دیجیتال موفق است. اعتماد به برند (Brand trust) چیزی است که مشتریان شما را وفادار می‌کند، محتوای شما را ویروسی می‌کند و از شما برندی دائمی می‌سازد.بنظر شما دیگه چه مواردی میتونیم به این لیست اضافه کنیم؟</description>
                <category>غزاله ابوالفتحی</category>
                <author>غزاله ابوالفتحی</author>
                <pubDate>Mon, 13 Nov 2023 11:39:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازاریابی تجربه کاربری در دنیای دیجیتال امروز</title>
                <link>https://virgool.io/@m_13831511/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-cvujxdi4jk4a</link>
                <description>بازاریابی تجربه کاربری در دنیای دیجیتال امروزدر دنیایی که کسب و کارهای زیادی در اکثر صنایع وارد دنیای رقابت شدن، یکی از موضوعات کلیدی در بازاریابی دیجیتال، توجه به تجربه کاربری (UX) هست. از طراحی واسط کاربری تا پیاده‌سازی روش‌های شخصی‌سازی، این موضوع نقش مهمی در جذب و نگه‌داشتهن مشتریان دارد که معمولا میتوان با بررسی سفر مشتری و نرخ پرش در مراحل مختلف میزان اثرگذاری اون رو بررسی کرد.در فضای ایکامرس، این موضوع به دنبال جذب و نگهداشت مشتریان، فروش محصولات و خدمات را ایجاد میکند.ولی خب حالا کاربرد این موضوع چیه؟شما اگر به دنبال راهکارهایی برای کاهش نرخ خروج کاربر در crm مشتری هاتون هستید، اولین موضوعی که که میتونید با هزینه خیلی کمتر روی اون تمرکز کنید بازاریابی تجربه کاربری هست.خوشحال میشم اگر شما هم تجربه‌ ای در بازاریابی UX در کسب و کار خودتون دارید، زیر همین پست با من به اشتراک بزارید.</description>
                <category>غزاله ابوالفتحی</category>
                <author>غزاله ابوالفتحی</author>
                <pubDate>Sun, 29 Oct 2023 10:18:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>6 متریک عملکردی که در هر فروشگاه آنلاین باید بررسی شود</title>
                <link>https://virgool.io/@m_13831511/6-%D9%85%D8%AA%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-ueofomlrkumf</link>
                <description>6 متریک عملکردی که در هر فروشگاه آنلاین باید بررسی شوددر این مقاله براساس تجربه خودم، می خوام 6 متریک مهمی رو که هر کسب و کاری باید برای اندازه‌گیری موفقیت و بهبود عملکرد خود مانیتور کنه رو بگم:۱- نرخ تبدیل (CR%)«نرخ تبدیل» (Conversion Rate) به میزان تبدیل بازدیدکننده به مشتری، لید یا هر تبدیلی که مدنظر شماست گفته می‌شه.به بیانی دیگه ساده‌ترین و مهم‌ترین متریکیه که میگه چه تعداد بازدید کننده از وب سایت شما به مشتری تبدیل میشن؟۲- میانگین ارزش سفارش (AOV)میانگین مبلغی است که یک مشتری هنگام عبور از قیف فروش شما و تکمیل خرید برای اولین بار خرج میکنه. مثلا، اگر مجموع درآمد شما در یک ماه ۵۰ میلیون تومان به ازای ۱۰۰ سفارش باشد، به این معنی است که – به طور متوسط – ارزش هر سفارش در آن ماه ۵۰۰ هزار تومان6 متریک عملکردی که هر فروشگاه آنلاین باید بررسی شود۳- هزینه جذب مشتری (CAC)هزینه جذب مشتری جدید چقدره؟ به ازای هر دونه مشتری که وارد سازمانتون میشه چقدر هزینه کردین؟ در واقع هزینه به ازای هر کلیکه.کل هزینه فروش و بازاریابی، تمام هزینه های برنامه و بازاریابی، حقوق، کمیسیون ها، پاداش ها، سربار مربوط به جذب سرنخ های جدید و تبدیل اونها به مشتریان رو شامل میشه. کاهش CAC به این معنیه که کسب و کار پول رو به طور موثرتری خرج می کنه و باید بازدهی بالاتری رو در سود کلی خودش شاهد باشه. اگر برنامه بازاریابی ورودی شما موفق باشه، نیازی نیست منابع زیادی رو صرف تبلیغات برای ایجاد سرنخ های نامناسب اختصاص بدین.۴-نرخ حفظ مشتری یا نرخ ریزش مشتریچند مشتری برای انجام خریدهای تکراری بر میگردن؟ به عبارت دیگه نرخ ریزش مشتری، درصد از مشتریانی است که از محصول یا خدمات شرکت شما در یک بازه زمانی خاص استفاده نکرده‌اند و با تقسیم تعداد مشتریانی که در آن دوره از دست داده‌اید بر تعداد مشتریانی که در ابتدای آن دوره داشتید؛ به دست می‌آید.۵- بازگشت هزینه تبلیغات (ROAS)بازگشت سرمایه (ROI) هزینه تبلیغات شما چقدر است؟می توانید ROAS را برای کل هزینه تبلیغات خود محاسبه کنید و آن را با درآمد کل خود مقایسه کنید، یا می توانید هزینه و درآمد یک منطقه خاص را هدف قرار دهید. تعداد کمی خدمات رایگان و پولی بصورت آنلاین وجود دارد که می توانند به شرکت ها در پیگیری ROAS کمک کنند. این خدمات بسیار حیاتی هستند زیرا به شرکت ها اجازه می دهند تعداد و اهداف قابل دستیابی را تعیین کنند.۶- نسبت ارزش طول عمر مشتری به هزینه جذب مشتری (CLV/CAC)تقریبا میتونم بگم استراتژیک ترین متریک اینه که یک مشتری در طول عمر خود در مقایسه با هزینه به دست آوردن خودش چقدر درآمد ایجاد می کنه؟نسبت ارزش طول عمر مشتری به هزینه جذب مشتری (CLV/CAC) یک معیار مهم برای هر E-commerce هست. اساساً مشخص میکنه که در مقایسه با هزینه به دست آوردن مشتری چقدر می تونید از مشتری انتظار کسب درآمد داشته باشین.نسبت بالای CLV/CAC ایده آله زیرا به این معنیه که شما از هر مشتری درآمد بیشتری نسبت به هزینه ای که برای به دست آوردن اون هزینه می کنید، ایجاد می کنید. این یک شاخص قوی برای فرایندهای صحیح در توسعه کسب و کار هست که احتمالاً در بلندمدت سودآور خواهد بود. از یه طرف دیگ، نسبت CLV/CAC پایین نشون می‌ده که هزینه‌های جذب مشتری در مقایسه با درآمد حاصل از اون مشتریان بسیار زیاده.با مانیتورینگ نسبت CLV/CAC به صورت مداوم، می‌تونید روش هایی را برای بهبود در استراتژی‌های جذب مشتری و حفظ مشتری کسب و کار شناسایی کنین. برای مثال، ممکنه متوجه بشید که برای افزایش ارزش طول عمر هر مشتری و بهبود نسبت CLV/CAC، باید بیشتر بر حفظ مشتریان فعلی یا همون ریتنشن تمرکز کنید.شما چه متریک هایی رو در کسب و کارها در صنایع مختلف با اهمیت میدونید؟</description>
                <category>غزاله ابوالفتحی</category>
                <author>غزاله ابوالفتحی</author>
                <pubDate>Tue, 26 Sep 2023 14:31:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اثر مدیچی؛ محل تلاقی برای خلق ایده‌های خارق العاده</title>
                <link>https://virgool.io/@m_13831511/%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%85%D8%AF%DB%8C%DA%86%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%84-%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%84%D9%82-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%82-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%87-u6iifzpwatrz</link>
                <description>اثر مدیچی؛ محل تلاقی برای خلق ایده‌های خارق العاده تخصص به تنهایی کافی نیست حتی اگر برترین متخصص رشته ‌خودتان باشید!اعتقاد بر این است که خاندان مدیچی در زمان خود ثروتمندترین خانواده اروپایی بودند. آن‌ها قدرت و ثروت خود را در راستای حمایت از شعرا، فلاسفه، دانشمندان، معماران، نقاشان، و مجسمه سازان اروپایی و غیر اروپایی استفاده کردند و همه را زیر سقف فلورانس جمع کرده و تلاقی ایده‌‎های این افراد بود که فلورانس را به شهری افسانه‌‎ای تبدیل کرد.اثر مدیچی؛ محل تلاقی برای خلق ایده‌های خارق العاده افرادی با تخصص‌ها و ویژگی‌‎های مختلف و حتی گاها نامربوط که در بستر تقاطع ها و چهارراه‌های فرهنگی بوجود آمده بودند، ایده‌‎هایی ناب تولید می‎‌کردند. حتی عقیده بر این است که محیطی از فرهنگ‎‌‌های مختلف و امکان رشد رشته‎‌های متفاوت که در آن زمان در فلورانس بوجود آمده بود، باعث رشد رنسانس و امکان بروز نوآوری‌های افرادی همچون داوینچی و میکل‌آنژ شده است.بسیاری خاندان مدیچی‎‌‌ها و اقداماتی از این دست را جرقه‌‎ی رنسانس در اروپا می‎دانند. مدیچی‌ها با جمع کردن افراد مستعد در رشته‌های مختلف موجب شدند تا این افراد با هم در تماس و تعامل قرار گیرند، به بده بستان ایده‌هایشان بپردازند، و نقاط تلاقی را که موجب خلق ایده‌‎های جهنده و بکر می‌شود را کشف کنند.چه افرادی جذب‌ می‌شدند؟نوابغ و هنرمندانی همچون نقاشان، مجسمه‌سازان، شعرا، مهندسان، پزشکان، ستاره‌شناسان، ریاضی‌دانان، ادبای علوم مختلف و … . این روند ادامه پیدا کرد و شهر فلورانس تبدیل به معبدی برای این دسته از افراد شد زیرا محیطی ایجاد شده بود که این نخبگان ریاضیات، علوم تجربی و هنر عاشقش بودند.آن‌ها از جزیره‌های تنهای خود بیرون آمده و مشغول به تبادل دانش و آموخته‌های خود با سایرین شدند. اما در همین زمان اتفاق بسیار عجیب‌تری نیز رخ داد! برخی از این علوم ظاهرا بی‌ربط، با هم ترکیب شده و خروجی‌های جدیدی به وجود آمدند! لئوناردو داوینچی، یکی از این عجایب دورانمهندس، نقاش، معمار، محقق، ریاضی‌دان، پزشک و ……اما آیا تمام این‌ها صرفا نتیجه علم و عمل لئوناردو بود؟ بررسی‌ها نشان داده است که خیر! علت، موضوعی بود که امروزه دانشمندان آن‌ را مدیچی افکتThe MEDICI effect یا اثر مدیچی می‌نامند و لئوناردو داوینچی، دوناتلو، رافائل، میکل‌آنژ و سایرین را نتیجه این اثرات می‌دانند. به عبارت دیگر خاندان مدیچی‎‌‌ها به این افراد این امکان را دادند که به یافتن ارتباطات و نقاط اتصال میان رشته ها و فرهنگ‌های مختلف بپردازند و به این ترتیب موجب انفجار نوآوری گردند. این تلاقی ایده ها که از آن به عنوان «اثر مدیچی» یاد می شود، موجب بروز پیشرفت‌های شگرف در ادبیات، فلسفه، هنر، سیاست، و علم در قرون بین سده‎ی چهاردهم و هفدهم شد.بسیاری از محققان معتقدند که رنسانس، یعنی عصر تجدد اروپایی‌ها از فلورانس زمان مدیچی آغاز شده است. تا پیش از آن اروپا زیر فشار حکومت‌های قرون وسطایی کلیساها خرد شده بود و علم فقط اجازه داشت که منطبق بر قوانین کلیسا باشد.اما این پرورش دانشمندان، برخورد و ترکیب این افراد و علوم بود که تحولی اساسی را در جهان آن روزگار و شاید این روزگار به وجود آورده است.ماجرای جالب توجه این خاندان موجب آن شد تا محققین دنیای خلاقیت، نظریه‌‎ای جدید را مطرح سازند؛ اثر مدیچی!</description>
                <category>غزاله ابوالفتحی</category>
                <author>غزاله ابوالفتحی</author>
                <pubDate>Wed, 26 Jul 2023 15:42:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهمیت تیم‌سازی برای پیشرفت سازمان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_13831511/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-cyiv5sthwj8k</link>
                <description>اهمیت تیم‌سازی برای پیشرفت سازمانتوی این مقاله درباره یکی از عوامل اساسی و حیاتی برای پیشرفت سازمان، یعنی تیم‌سازی صحبت می‌کنیم. اصطلاح تیم سازی در کسب و کار یعنی چی؟تیم سازی یک تکنیک مدیریتی و از نقش‌های مدیریتی است که برای بهبود کارایی و عملکرد گروه‌های کاری در سازمان‌ها و در راستای نظم بخشیدن به کارها و استفاده درست از افراد در کارها به کار گرفته می‌شود. وقتی افرادی با علاقه، نگرش و سلیقه مکمل گرد هم می‌آیند و برای یک هدف مشترک کار می‌کنند، در واقع تیم سازی انجام می‌شود. تیم سازی موفق در سازمان چگونه اتفاق میوفتد؟تیم سازی موفق در سازمان به طور کلی به فرایندی اشاره دارد که اعضای تیم را با هم ترکیب می‌کند، از آن‌ها یک واحد کاری منسجم می‌سازد و همکاری مؤثری بین اعضا را فراهم می‌کند. این فرایند شامل چندین مرحله است که از مرحله تشکیل تیم تا رشد و توسعه آن‌ها را پوشش می‌دهد. مراحل تیم سازی موفقدر زیر توضیحاتی درباره مراحل اصلی تیم سازی موفق در سازمان آورده شده است:۱. تشکیل تیمدر این مرحله، تشکیل تیم با انتخاب اعضا کلیدی است. افراد باید بر اساس مهارت‌ها، تجربه، شخصیت و تناسب با مأموریت و اهداف سازمان انتخاب شوند.۲. تعیین اهداف و نقش‌هاتیم باید اهداف خود را مشخص کند و وظایف و نقش‌ها را بین اعضا تقسیم کند. هر عضو باید به وضوح بداند که چه مسئولیت‌هایی در تیم دارد و به چه صورت می‌تواند به دستاوردهای مشترک اساسی کمک کند.طبق تجربه شخصی از عملکرد ناموفق یکی از پروژه‌هایی که داشتم، میکرو منیج کردن و دخالت‌های بدون وقفه مدیر بالاسر بر روی کار مدیر میانی و تک تک اعضای تیم، باعث از بین رفتن اعتماد کارکنان به مجموعه و عدم وضوح در شرح وظایف افراد میشه. پس اگر جایی همچین سیستم مدیریتی رو دیدید فقط فرار کنید:)۳. ارتباطات موثرارتباطات قوی و مؤثر بین اعضای تیم امری حیاتی است. تسهیل جریان اطلاعات، اشتراک دانش و تجربیات، فرصت‌ها و چالش‌ها باعث افزایش همبستگی و همکاری در تیم می‌شود.۴. ایجاد محیط مطمئنبرای ایجاد تیمی موفق، باید یک محیط مطمئن و پذیرا برای همکاری و رشد اعضا فراهم شود. احترام متقابل، اعتماد، قابلیت‌ها و ایده‌پردازی آزاد، خطاپذیری و پشتیبانی از یکدیگر از عوامل کلیدی است.۵. مدیریت تعارضاتدر هر تیم، تعارضات و سواستفاده‌ها ممکن است رخ دهند. مهارت در مدیریت تعارض و حل اختلافات از اهمیت بالایی برخوردار است تا تیم بتواند به صورت سازنده با چالش‌ها روبرو شود.۶. تشویق همکاری و تعامل تشویق همکاری، تعامل و اشتراک دانش و تجربیات درون تیمی می‌تواند روحیه و انگیزه اعضا را تقویت کرده ومزایا و اهمیت تیم‌سازی درست در پیشرفت سازمانتیم‌سازی نقش بسیار مهمی در بهبود عملکرد و رشد سازمان دارد و بر اساس تجربه‌ها، سازمان‌هایی که توانسته‌اند تیم‌های قوی و هماهنگی داشته باشند، در رقابت با سایر سازمان‌ها بسیار موفق‌تر بوده‌اند. در ادامه، به برخی از مزایا و اهمیت تیم‌سازی درست در پیشرفت سازمان می‌پردازیم.مزایا و اهمیت تیم‌سازی درست در پیشرفت سازمان۱. همکاری و هماهنگیتیم‌سازی باعث ایجاد همکاری و هماهنگی بین اعضای سازمان می‌شود. با بهره‌گیری از توانمندی‌ها و مهارت‌های مختلف اعضا، سازمان قادر خواهد بود تا بهبود عملکرد خود را در مقابل چالش‌ها و فرصت‌ها تجربه کند. همچنین، هماهنگی در انجام وظایف و پروژه‌ها باعث کاهش تداخل و افزایش بهره‌وری می‌شود.۲. اشتراک دانش و تجربهتیم‌سازی فرصت مناسبی را برای اشتراک دانش و تجربه بین اعضای سازمان فراهم می‌کند. هر فرد می‌تواند ایده‌های خود را به اشتراک بگذارد، نکات جدید را مطرح کند و با دیدگاه‌های مختلف دیگران آشنا شود. این تبادل دانش و تجربه باعث افزایش خلاقیت و نوآوری در سازمان می‌شود.۳. حل مسائل و تصمیم گیری بهترتیم‌سازی موجب می‌شود که یک گروه از افراد با تخصص‌ها و نقطه نظرهای متفاوت در کنار یکدیگر قرار بگیرند. این امر به سازمان این امکان را می‌دهد تا با تحلیل و بررسی دقیق‌تر، مسائل پیچیده را حل کند و تصمیمات بهتری اتخاذ کند.جمع‌بندی&quot;تیم سازی، کلید موفقیت در هر سازمانی است. با ایجاد یک تیم قوی و هماهنگ، افراد مختلف با تخصص‌ها و تجربیات متنوع، به طور همزمان و همکاری، به اهداف مشترک پیش خواهند رفت. توانایی همکاری، ارتباط مؤثر و به اشتراک گذاری ایده‌ها، منجر به افزایش بهره‌وری و ارتقای کیفیت کار خواهد شد. با توجه به اینکه هر فرد دارای مهارت‌ها و قابلیت‌های خاص خود است، تیم سازی فرصتی مناسب را برای یادگیری مستمر و رشد فردی فراهم می‌کند. بنابراین، توجه به تیم سازی و ایجاد فضای مطلوب برای همکاری و همدلی در سازمان، اساسی برای دستیابی به موفقیت است.&quot;</description>
                <category>غزاله ابوالفتحی</category>
                <author>غزاله ابوالفتحی</author>
                <pubDate>Tue, 04 Jul 2023 10:39:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرهنگ خداحافظی از سازمان چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_13831511/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-yjyb9asa0eui</link>
                <description>فرهنگ خداحافظی (Employee Departure Culture)آخرین باری که از محل کارتون خداحافظی کردین رو یادتونه؟خداحافظی همیشه بار سنگینی روی دوش کارمند و سازمان میذاره. اکثر اوقات مملو از غم و ناراحتیه ولی خب گاهی هم باعث پیشرفت و توسعه‌س.در هر سازمانی، کارکنان ممکنه در یک زمان خاص تصمیم بگیرن که از شغل خود خداحافظی کنن. در چنین شرایطی، فرهنگ خداحافظی (Employee Departure Culture) در سازمان‌ها می‌تونه بسیار مهم باشه.در فرهنگ خداحافظی، کارکنان احساس می‌کنن که سازمان باید به عنوان یک کل، به جدا شدن از سازمان مثل یک حرکت طبیعی نگاه کنه و اون رو فرصتی برای رشد و توسعه کارکنانش تلقی کنه. همچنین، در فرهنگ خداحافظی کارکنان به طور کلی احساس می‌کنن که سازمان به موقعیت آن‌ها احترام می‌ذاره و از رفتارهای ناشایست در برابر آن‌ها خودداری می‌کنه. البته، سازمان هم می‌تونه با بازخورد دادن به کارکنانش روند خداحافظی رو شیرین کنه.به طور کلی، فرهنگ خداحافظی به کارکنان این اجازه رو میده تا خیلی ساده‌تر و با اطمینان خاطر بیشتری از سازمان خود جدا بشن. در نتیجه، سازمان‌هایی که بر فرهنگ خداحافظی تاکید می‌کنن، می‌تونن یک محیط کاری مثبت و پایداری برای تمامی کارکنانشون حتی افرادی که هنوز اونجا مشغول به کارن ایجاد کنن.فرهنگ خداحافظی (Employee Departure Culture)رفتار سازمان در مقابل خداحافظی کارکنان معمولا چگونه است؟اگر یک شرکت رو خونه دوم در نظر بگیریم، منطقیه که مدیران زمان خداحافظی با احترام، دقت و حساسیت از کارکنانشون خداحافظی کنن. بهتره که بهشون یادآوری کنن که تلاش‌های آنان در شرکت &quot;قدردانی&quot; می‌شه و از آنان به خاطر همکاری و ارائه خدمات به شرکت سپاسگزارن.حتی اگر بودجه‌ای برای هدیه دادن به کارکنان در اختیار مدیران هست، میتونن به کارکنان هدیه‌های کوچکی بدن تا نشان بدن که ارزش خدمات کارکنان را درک می‌کنن.رفتار کارکنان در مقابل خداحافظی باید چگونه باشد؟رفتار کارکنان در مقابل خداحافظی از سازمان باید همراه با احترام و قدردانی از فرصتی که به آن‌ها داده شده است، صورت گیره و در صورت تمایل برای حفظ ارتباط با سازمان در صورت امکان، تمایل نشان بدن.در هنگام خداحافظی از سازمان، شما باید تمامی موارد و اسناد مرتبط با کار خود را به همکاران یا مدیر خود تحویل بدید. این شامل موارد زیر میشه:•	تجهیزات•	اسناد و مستندات•	موارد آموزشی•	اعلامات و ...ماندگارترین تجربه خداحافظی شما چی بوده و با چه رفتاری مواجه شدین؟ خوشحال میشم در صورت امکان برام بنویسین.</description>
                <category>غزاله ابوالفتحی</category>
                <author>غزاله ابوالفتحی</author>
                <pubDate>Sun, 28 May 2023 09:22:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آخر سر فضای کاری فلت خوبه یا نه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_13831511/%D8%A2%D8%AE%D8%B1-%D8%B3%D8%B1-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%81%D9%84%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%87-o6n69kcvdn7k</link>
                <description>آخر سر فضای کاری فلت خوبه یا نه؟فضای کاری فلت در واقع به محیط کاری اشاره دارد که در آن، افراد به صورت همزمان در یک فضای باز و بدون جدارهای فیزیکی کار می‌کنند. در این نوع از فضای کاری، عموماً از میزها و صندلی‌های قابل تنظیم استفاده می‌شود که برای تسهیل در کار با همکاران، به راحتی قابل جابجایی هستند.در فضای کاری فلت، همه کارمندان برابر هم هستند و هیچ کس در مقام بالاتری از دیگران قرار ندارد. این نوع فضای کاری برای تقویت همکاری و تعامل بین اعضای تیم، به خصوص در شرکت‌هایی که به تولید خلاقیت و ایده پردازی می‌پردازند، مناسب است.محیط کاری فلت مزیتی داره؟مزایای فضای کاری فلت عبارتند از:تسهیل در ارتباط بین همکاراندر فضای کاری فلت، همه افراد در یک فضای باز و بدون جدارهای فیزیکی قرار دارند. این مزیت به دلیل ارتباطات بهتر و افزایش تعامل بین همکاران، می‌تواند باعث بهبود کیفیت کار و افزایش خلاقیت در تیم شود.مزایای فضای کاری فلت (فضای کاری باز و بدون جدارهای فیزیکی)اشتراک منابعدر فضای کاری فلت، میزها و صندلی‌ها به راحتی قابل جابجایی هستند و افراد می‌توانند از تجهیزات و منابع مشترک استفاده کنند. این امر می‌تواند بهبود کارایی و افزایش بهره‌وری تیم را به دنبال داشته باشد.افزایش تعامل با مشتریان در فضای کاری فلت، مشتریان و بازدیدکنندگان به راحتی می‌توانند در فضای کاری شما حضور پیدا کنند، در اینجا مشتریان به وضوح می‌توانند با تیم شما برای برطرف کردن نیازهای خود صحبت کنند.فضایی مناسب برای تیم‌های غیر رسمیدر فضای کاری فلت هیچ محدودیت شغلی وجود ندارد و افراد می‌توانند به صورت غیر رسمی کار کنند. این می‌تواند باعث ایجاد فضایی آزاد و خلاقانه برای تیم شما شود.دسترسی به نور طبیعیفضای کاری فلت عموماً دارای پنجره‌های بزرگ است که به طبیعت باز می‌شود. این ویژگی، امکان دسترسی به نور خورشید و هوای طبیعی را به همراه دارد که می‌تواند به بهبود خلق و خوی پردازنده‌ها کمک کند.مزایای فضای کاری فلت (نور طبیعی در فضای کاری فلت)مزایاس فضای غیر رسمی در محیط کاری فلتفضای غیر رسمی در محیط کاری فلت دارای بسیاری از خوبی ها و مزایاست. به عنوان مثال:افزایش خلاقیتدر فضای غیر رسمی، افراد اجازه می‌دهد که ایده‌های جدید را با یکدیگر به اشتراک بگذارند و به ایده‌پردازی بپردازند. این می‌تواند به افزایش خلاقیت و نوآوری در تیم شما کمک کند.افزایش همبستگیافراد در فضای غیر رسمی به‌طور طبیعی با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند و با مشارکت در فعالیت‌های غیررسمی مانند بازی‌ها یا سفرهای تیمی، ارتباطات و همبستگی میان اعضای تیم شما بهبود می‌یابد.افزایش رضایت شغلیفضای غیر رسمی می‌تواند برای افراد یک محیط کاری مفرح و پویا فراهم کند که باعث افزایش رضایت شغلی آن‌ها می‌شود.افزایش تعاملات اجتماعیدر فضای غیر رسمی، افراد به راحتی با یکدیگر تعامل می‌کنند و به اشتراک می‌گذارند. این می‌تواند باعث افزایش تعاملات اجتماعی در بین اعضای تیم شما شود که می‌تواند بهبود روابط بین آنها را به دنبال داشته باشد.افزایش انگیزه کاریافراد در فضای غیر رسمی به راحتی می‌توانند نظرات خود را به اشتراک بگذارند و برای حل مشکلات به یکدیگر کمک کنند. این می‌تواند باعث افزایش انگیزه کاری آن‌ها شود.مزایای فضای کاری فلت (فضای کاری غیر رسمی)معایب فضای غیر رسمی در محیط کاری فلتاستفاده از فضای غیر رسمی در محیط کاری فلت برای تیم‌ها می‌تواند معایب و بدی‌های خود را داشته باشد. برخی از بدی‌های استفاده از فضای غیر رسمی در محیط کاری فلت عبارتند از:کاهش تمرکزدر فضای غیر رسمی، بعضی از افراد درگیر فعالیت‌های غیر مرتبط با کار خود می‌شوند، که ممکن است باعث کاهش تمرکز و کارایی آن‌ها شود.مثلا شما وسط تحلیل دیتا مجبوری به صدای آهنگی که از هندزفری همکارت بیرون میاد گوش بدی و سوز صدای رضا صادقی تورو یاد تمام شکست عشقی‌هایی که حتی نخوردی هم بندازه!کاهش پایبندی به قوانیناستفاده از فضای غیر رسمی ممکن است باعث کاهش پایبندی به قوانین و مقررات شرکت شود؛ این می‌تواند باعث ایجاد مشکلاتی برای تیم شود.اگر یه نفر از این فضا دیر سرکار بیاد، بقیه افراد هم کم کم به خودشون اجازه میدن که در سر کار اومدنشون تاخیر داشته باشن.افزایش هزینه‌های تیمبه دلیل استفاده از فضای غیر رسمی، ممکن است هزینه‌های تیم، مانند هزینه‌های سفرهای تیمی و فعالیت‌های دیگر غیررسمی، افزایش یابد که ممکن است شرکت را با مشکلات مالی روبرو کند.بروز نظر خارج از محیط کاردر فضای غیر رسمی، بعضی از افراد ممکن است به طور عمد یا تصادفی نظرات خود را در مورد موضوعاتی که مرتبط با کار آن‌ها نیستند، بیان کنند. این می‌تواند باعث بروز نظر خارج از محیط کار شود.همین چندوقت پیش بود که یکی از همکارام از سر دلسوزی و نیت خوب اومد در مورد ضعفی که در مورد روش عملکرد تیمم داشت، صحبت کرد. در صورتی که از 90 درصد شرایطی که در جلسات خصوصی اتفاق می‌افتاد خبر نداشت!افزایش خطرات امنیتی استفاده از فضای غیر رسمی ممکن است با کاهش محافظت از اطلاعات حساس شرکت همراه باشد، که می‌تواند باعث بروز خطرات امنیتی برای تیم شود.توی اینجور فضاها نه حریم خصوصی خودت حفظ میشه و نه پسورد و اکانت‌های شرکتی!انتشار سریع بیماریبا توجه به شرایط زیاد استفاده و تعامل افراد، یک محیط مناسب برای انتشار بیماری‌های عفونی می‌باشد.بسیاری از بیماری‌های عفونی از طریق هوا، تماس با سطوح کثیف و آلوده، تماس با افراد بیمار، تغذیه نامناسب و ... منتقل می‌شوند. در فضای فلت، این بیماری‌ها بسیار سریع تر انتشار پیدا می‌کنند. در دوران اپیدمی کرونا خیلی از استارتاپ‌ها شاهدچطوری بدی‌های فضای کاری فلت رو کمتر کنیم؟برای کاهش بدی های فضای کاری فلت، می‌توانید از راهکارهای زیر استفاده کنید:سعی کنید فضای کاری را به دو بخش اصلی تقسیم کنید: یک بخش برای کار و دیگری برای استراحت. در بخش استراحت، فضایی راحت و دلنشین به همراه امکاناتی مانند چای و قهوه، میوه و نوشابه‌هایی خنک و یا گرم و... فراهم کنید.سعی کنید فضای کاری را با اجازه اینکه کارمندان شرکت در گردهمایی‌های مختلف مثل: جلسات هفتگی، پذیرایی‌های صبحانه و شام، جشن تولد و... داشته باشند، فعال کنید.راه‌اندازی چالش‌های روزانه و ماهانه برای کارمندان، که به طور مستقیم به کیفیت کار و روابط افراد در فضای کاری ارتباط دارد، می‌تواند به کاهش بدی‌های فضای کاری کمک کند.سعی کنید قوانین شرکت را جامع و قابل فهم برای همه کارمندان خود تدوین کنید و آن‌ها را در مورد اهمیت احترام به همدیگر و تقویت روابط صمیمی با هم آموزش دهید.طراحی فضا به گونه‌ای که افراد به راحتی با یکدیگر در تعامل باشند، می‌تواند به کاهش بدی‌های فضای کاری کمک کند. به عنوان مثال، طراحی یک فضای باز و به هم پیوسته که امکان مکالمه و تعامل را برای کارمندان فراهم می‌آورد، بسیار مفید است.برای چه مدل شرکت‌هایی فضای فلت مناسب‌تره؟فضای کاری فلت برای شرکت‌هایی که به دنبال ایجاد فضاهای باز، شفاف و صمیمی  هستند، مناسب تر است. در شرکت‌هایی که تیم‌های کوچک و متخصص دارند و به دنبال ایجاد فضاهای جذاب و پویا برای کارمندان خود هستند، فضای کاری فلت  می‌تواند گزینه مناسبی باشد. همچنین شرکت‌هایی که در حال رشد هستند (استارتاپ‌ها) و نیاز  دارند تا فضای کاری خود را با تغییرات در ساختار سازمانی هماهنگ کنند،  می‌توانند از فضای کاری فلت برای ایجاد فضاهای انعطاف پذیر و قابل تغییر  استفاده کنند. در کل، شرکت‌هایی که به دنبال ایجاد فضاهای روان، انعطاف‌پذیر و قابل تنظیم هستند، می‌توانند از فضای کاری فلت به عنوان یک گزینه  ایده‌آل برای فضای کاری خود استفاده کنند.برای چه مدل شرکت‌هایی فضای فلت مضرتره؟استفاده از فضای کاری فلت برای شرکت‌هایی که به دنبال حفظ حریم شخصی هستند یا نیاز دارند تا فضای کاری خود را به شکل دقیق و محترمانه مدیریت کنند، مضر است. همچنین در شرکت‌هایی که نیازمند فضاهای کاری با صدای کم هستند، فضای کاری فلت مناسب نیست. علاوه بر این، در شرکت‌هایی که دارای تیم‌های بزرگ و پیچیده هستند، فضای کاری فلت به دلیل عدم توانایی در مدیریت و سازماندهی این تیم‌ها، مضر است. در نتیجه، استفاده از فضای کاری فلت برای شرکت‌هایی که به دنبال حفظ حریم شخصی، مدیریت دقیق فضای کاری یا فضاهای کاری با صدای کم هستند، مضر خواهد بود.کلام آخرفضای کاری فلت به عنوان یک مدل طراحی فضای کاری، برای شرکت‌هایی که به دنبال ایجاد فضاهای باز، صمیمی و پویا هستند، مناسب است. این نوع فضاهای کاری، به کارمندان امکان می‌دهد تا در یک فضای روان، انعطاف پذیر و قابل تغییر کار کنند. اما برای شرکت‌هایی که به دنبال حفظ حریم خصوصی، صدای کم و مدیریت دقیق فضای کاری هستند، فضای کاری فلت مناسب نیست. همچنین در شرکت‌هایی با تیم‌های بزرگ، فضای کاری فلت به دلیل عدم توانایی در مدیریت و سازماندهی این تیم‌ها، مضر خواهد بود. به طور کلی، برای شرکت‌هایی که به دنبال فضاهای کاری روان، انعطاف پذیر و قابل تنظیم هستند، فضای کاری فلت یک گزینه ایده آل است.خوشحال میشم من رو در لینکدین هم دنبال کنید. همیشه تجربه پروژه‌های کاری جدید برام خوشاینده.آدرس اکانت من در لینکدین: ghazaleh abolfathi</description>
                <category>غزاله ابوالفتحی</category>
                <author>غزاله ابوالفتحی</author>
                <pubDate>Sat, 08 Apr 2023 11:44:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بنچ مارک چطور باعث توسعه کسب‌وکار می‌شود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_13831511/%D8%A8%D9%86%DA%86-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B9%D8%AB-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-q33qv580d1v7</link>
                <description>الان که در مقاله &quot; بنچ مارک (Benchmark) چیست؟ &quot; با مفهوم و انواع بنچ مارکینگ آشنا شدیم وقتش رسیده تا برای ایجاد یا توسعه بنچ مارکینگ در کسب و کار خودتون مراحل این مقاله‌رو دنبال کنید:۱. تهیه برنامه بنچ مارکینگمثل هر عمل دیگه‌ای اولین قدم تهیه یک برنامه جامع از اون هست. مثلا برای بنچ مارک کردن باید مشخص کنید چه چیزی را می‌خواهید مقایسه کنید و انواع مختلف معیارها را برای مقایسه‌ی اون را مشخص کنید. این کار را می‌توانید با شناسایی سوالات خاصی که می‌خواهید به آن‌ها پاسخ دهید، انجام دهید.۲. مشاغل مورد مقایسه خود را پیدا کنیددر مرحله بعدی از بنچ مارک کردن، باید مشخص کنید که می‌خواهید کسب‌وکار خود را با چه صنعت یا کسب و کار دیگه‌ای مقایسه کنید. تازه باید تشخیص هم بدید که آیا تجارت خود را با شرکت‌های موجود در صنعت مشابه خود در بازار عمومی یا با هر ۲ مقایسه می‌کنین.۳. جمع‌آوری اطلاعات در بنچ مارکینگبرای هر مقایسه‌ای باید داده‌هایی را برای مقایسه کارآمد شرکت خود با شرکت‌هایی که برای بنچ مارک انتخاب کردید‌، به صورت منظم شده جمع‌آوری کرده و فایل کنید.۴. تجزیه‌ و‌ تحلیل داده‌هابرای پیدا کردن کمبود در عملکرد شرکت خودتون، تجزیه‌ و تحلیل کاملی از داده‌های به‌دست‌آمده‌ی بنچ مارک انجام دهید و پس از بنچ مارکینگ راه‌حل‌هایی را برای پر‌ کردن این شکاف‌ها پیدا کنید.۵. پیاده‌سازی و بهبودخب طبیعیه که بعد از تجزیه‌ و تحلیل اطلاعاتی که از طریق بنچ مارک جمع‌آوری شده، نوبت به اجرای فرآیندها و استراتژی‌های جدید بشه تا در نهایت به هدف برسیم و بنچ مارکینگ در بهبود موفقیت کلی شرکت به شما کمک کنه.مثل هرکار دیگه ای بنچ مارک کردن هم انواع و مدل های مختلفی داره.مدل‌های مختلف بنچ مارک کردنبرای بنچ مارکینگ روش‌های مختلفی وجود دارند که شرکت شما می‌تواند از آن‌ها استفاده کند، از جمله:- بنچ مارکینگ داخلیاین روش از بنچ مارک برای مقایسه‌ی عملکرد تیم‌ها یا بخش‌های مختلف داخلی شرکت استفاده می‌شه که هدفش هم این هست که بهترین روش‌های اجرایی برای بهبود عملکرد کلی در سراسر شرکت به اشتراک گذاشته بشه.- بنچ مارکینگ خارجی یا رقابتیاین روش از بنچ مارک برای مقایسه‌ی موقعیت شرکت شما در بازار نسبت به رقبا و بقیه شرکت‌هاست، چه در داخل و چه در خارج از صنعت خودتان، استفاده می‌شه.- بنچ مارکینگ کاربردیاین روش برای مقایسه‌ی فرایندها یا استراتژی‌های شرکت شما با استراتژی‌های شرکت‌های موفق در صنایع مختلف استفاده می‌شه و خب هدف از این کار هم اینه که راه‌هایی را برای نوآوری و پیاده‌سازی این شیوه‌ها در تجارت خودتون پیدا کنید.- بنچ مارکینگ عمومیدر این روش از بنچ مارک به جای بررسی سازمان‌های خاص، شرکت شما بیش‌تر با بهترین روش‌های استاندارد صنعت مقایسه می‌شه.- بنچ مارکینگ بین‌ المللیاین روش برای شناسایی و تجزیه‌و‌تحلیل بهترین روش‌ها و فرایندهای مورداستفاده در همه‌ی جهان به بازار جهانی نگاه می‌کنه. انجام این کار میتونه به شرکت‌هایی کمک کنه که دنبال تبدیل شدن به برترین جایگاه جهانی در صنعت خودشون هستن.خوشحال میشم نظراتتون رو ما من به اشتراک بذارید و بقیه مقالاتم رو هم مطالعه کنید.</description>
                <category>غزاله ابوالفتحی</category>
                <author>غزاله ابوالفتحی</author>
                <pubDate>Sat, 05 Nov 2022 13:53:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بنچ مارک (Benchmark) چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_13831511/%D8%A8%D9%86%DA%86-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9-benchmark-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-qeyalvw8ko4w</link>
                <description>بنچ مارکینگ (Benchmarking)، بنچ مارک کردن یا بهینه‌کاوی یک استراتژی مهم تجاری هست که شامل سنجش عملکرد و نتایج شرکت شما نسبت به رقبا و بازار مصرف میشه. بنچ مارک کردن در کسب‌وکار می‌تونه نقاط قوت و ضعف شرکت را بسنجه و استراتژی هوشمندانه‌ای آماده کنه. اگر شما هم در محیط کار یا فضاهای کاری کلمه بنچ مارک رو زیاد شنیدید، در این مقاله میخوام با زبون خودمونی و بی‌پرده براتون کامل شرحش بدم. پس با من همراه باشید.به زبون خودمونی بنچ مارک چیه؟قطعا تا حالا خودتون رو با آدمای مختلفی مقایسه کردین مثلا: «درآمد دوستم که تحصیلات و جایگاه شغلی مشابه من دارد، بیشتر از من هست. اون چیکار میکنه که درآمد بیشتری داره؟»یا حتی نوع متفاوتی از مقایسه. مثلا: «من در یادگیری زبان بسیار کندتر از دوستم هستم. باید از او کمک بخواهم و ببینم چه روشی را برای یادگیری زبان به‌کار می‌گیرد.»مطمئنم تاحالا بارها و بارها از این مدل مقایسه ها انجام دادید و خودتون رو با کسانی که به‌ظاهر موفق‌تر و بهتر عمل کردن مقایسه کردین و ازشون الگوبرداری کردین. پس همینجا میشه گفت که شما با بنچ‌مارکینگ آشنا هستید.اما خب مفهوم بنچ مارکینگ عمیق‌تر هست و ابزاری کلیدی در دنیای کارآفرینی و مدیریت کسب و کار محسوب می‌شه.بنچ مارک در دیکشنری آکسفوردبنچ مارک: چیزی که قابل اندازه‌گیری باشد و بتوان آن را به عنوان معیاری برای سنجش چیزهای دیگر استفاده کرد.بنچ مارک کردن: قضاوت درباره‌ی کیفیت چیزی بر اساس مقایسه‌ی آن با چیزهای مشابه.اما همونطوری که حدس میزنید بنچ مارک و بنچ مارکینگ در زبان مدیران، جزئیات و ظرافت‌های بسیار بیشتری داره و مثل الان در یک تعریف و توصیف کلی خلاصه نمی‌شه.شرکت Bain &amp;amp; Company که یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های بین‌المللی مشاوره مدیریت هست، بنچمارکینگ رو اینطوری تعریف می‌کنه:&quot; در بنچ مارکینگ، مدیران، عملکرد و کارایی محصولات و فرایندهای خود را با رقیبان، شرکت‌های سرآمد و واحد‌های دیگر در مجموعه‌ی خود که فعالیت مشابهی را انجام می‌دهند مقایسه می‌کنند. با به‌کارگیری بهترین شیوه‌های اجرایی در فروش و عملیات سازمانی، عملکرد را بهبود می‌بخشند.هدف در بنچ مارکینگ این است که نمونه‌ها و الگوهایی با عملکرد بهتر را پیدا کرده و فرایندها و اقدام‌هایی که آن خروجی را ایجاد کرده‌اند، درک کنیم.شرکت‌ها سپس با الهام از آن فرایندها و اقدام‌ها، عملکرد خود را بهبود می‌دهند. این کار از جنس تقلید نیست؛ بلکه شکلی از نوآوری است.&quot;یه بار دیگه باهم مرور کنیم که بنچ مارکینگ چیه:بنچ مارکینگ چیست؟در یک جمله: شرکت‌ها برای بقا در میدان رقابت و بهره‌وری بالاتر، نیازمند شناخت بازار، شناخت رقبا و مقایسه‌ی عملکرد خودشون با آن‌ها هستند.بنچ مارکینگ فرایندی است که هر کسب‌وکاری برای مقایسه‌ی عملیات، فرآیندها و محصولات سازمان خود با سازمان‌های دیگر، از آن استفاده می‌کند. این فرایند کیفیت سیاست‌ها، استراتژی‌ها، برنامه‌ها، خدمات، محصولات و موارد دیگر را در سازمان شما اندازه‌گیری می‌کند و می‌تواند در همان صنعت یا بازار وسیع‌تری انجام شود و در تعیین اهداف کوتاه‌مدت و بلند‌مدت شرکت ارزش‌مند باشه. بنچ مارک کردن (بنچ مارکینگ) راه‌حلی برای پیشرفت مستمر و تثبیت موقعیت در دنیای کسب‌وکار است.دیگه فکر کنم کامل با معنا و مفهوم بنچ مارک و بنچ مارکینگ آشنا شدین حالا وقتشه در مورد اهمیت بنچ مارک کردن صحبت کنیم.اهمیت benchmark چیست؟برای این‌که مشخص شه شرکت شما در چه قسمت‌هایی باید پیشرفت کنه و برای بدست آوردن مزیت رقابتی چه کارهایی باید انجام شه، بنچ مارکینگ در فرآیند کسب‌وکار مهم میشه.مخصوصا، بنچ مارک کردن می‌تونه درمورد چگونگی افزایش سود، کاهش هزینه‌ها و بهبود رضایت و وفاداری مشتری بینشی ایجاد کنه. بنچ مارکینگ کسب‌و‌کار فرایندی است که پیشرفت مداوم را به همراه دارد و شرکت را به سمت سودآوری و موفقیت بیش‌تر میبره.بنچ مارکینگ به شما کمک می‌کند تا درک کنید که معیارهای سازمان شما با سایرین چطور مقایسه می‌شه. اگر برای تعیین نحوه‌ی عملکرد شرکت خود فقط به دنبال نگاه داخلی هستید، ممکنه اطلاعات ارزش‌مندی که می‌تونن به پیشرفت خارجی شرکت شما کمک کنن رو از دست بدید؛ مثلا اگر شرکت شما دارای ۷۵٪ وفاداری مشتری باشد و از این موضوع که که بازار عمومی دارای ۸۰٪ وفاداری مشتری است، اطلاع نداشته باشید، پیشرفت شما رو تحت الشعاع قرار میده.انواع بنچ مارکینگ بنچ مارکینگ‌ها در 3 دسته کلی قرار میگیرن:بنچ مارکینگ استراتژیکبنچ مارکینگ عملکردبنچ مارکینگ فرایندبنچ مارکینگ استراتژیکدر بنچ مارکینگ استراتژیک بهترین روش‌ها و استراتژی‌های موفق، که موفق‌ترین شرکت‌ها از آن‌ها استفاده می‌کنن بررسی و در کسب‌وکار شما پیاده می‌شن. احتمالا الان این تصور در ذهن شماست که این کپی کردنه!اما...این فرآیند کپی ‌کردن از روش‌های دیگران نیست، بلکه با چاشنی نوآوری در فرایندها کمک میکنه تا روند شرکت شما را بهتر شود. نگاه بنچ مارکینگ استراتژیک صرفا به صنعت کاملا مشابه کسب‌وکار شما محدود نمی‌شه و معمولا به شرکت‌های موجود در بازار عمومی نگاه می‌کنه.بنچ مارکینگ عملکردبنچ مارکینگ عملکرد فرایند مقایسه‌ی محصولات و خدماتی که شرکت شما ارائه می‌ده با سایر رقبا در صنعت شماست. اکثر اوقات هدف این نوع از بنچ مارک کردن مقایسه‌ی ویژگی‌های محصول و خدمات، قیمت، کیفیت، قابلیت اطمینان، طراحی، سرعت و در نهایت رضایت مشتری است. شما می‌تونید برای بهتر کردن محصولات و خدمات شرکت و ارتقای جایگاهتان در بازار، از نتایج بنچ مارکینگ عملکرد استفاده کنید.بنچ مارکینگ فرآیندبنچ مارکینگ فرایند تقریبا ترکیب دو بنچ مارکینگ استراتژیک و بنچ مارکینگ عملکرده. چون فرایندها و عملکردهای خاصی از بهترین شرکت‌های آن صنعت را بررسی می‌کنه. معمولا بنچ مارکینگ فرآیند  در تلاش برای پیدا کردن پیشرفت‌هایی که به‌سرعت قابل‌اجرا هستند، بسیار موثره. مثل همیشه خوشحال میشم نظرات و پیشنهادات خودتون رو با من به اشتراک بذارید.</description>
                <category>غزاله ابوالفتحی</category>
                <author>غزاله ابوالفتحی</author>
                <pubDate>Wed, 02 Nov 2022 16:33:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرسونا چیه و چطوری طراحیش کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_13831511/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D9%87-%D9%88-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-dnfglhbsrtfp</link>
                <description>پرسونا یعنی یک تصویر فرضی و احتمالی از یک مشتری حقیقی.برای طراحی پرسونا باید وِیژگی‌های دقیق و کامل مشتری واقعی‌مون رو به تصویر بکشیم. یعنی کلیت شخصیت واقعی رو روی کاغذ بیاریم و اون رو به‌عنوان مخاطب کسب و کارمون درنظر بگیریم.چرا باید پرسونا در بیاریم؟تعیین پرسونا درهدفمند شدن کسب و کار اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. با طراحی و شناخت پرسونا کسب و کارتان دقیقا مشتری‌های هدف خود بیزینستان را شناسایی می‌کنید. مشتری‌هایی که از محصولات و خدمات شما خرید می‌کنند و باعث سودآوری بیزینس شما هستند.در این مقاله از من؛ غزاله ابوالفتحی به موضوع معنی پرسونا، روش پیدا کردن، تعیین و طراحی پرسونا می‌پردازیم. همراه من باشید. ویدئو همین مقاله با توضیحات جزیی‌تر رو میتونید در صفحه یوتیوب من به آدرس GhazalehDM دنبال کنید.این پرسونا که میگید دقیقا چیه؟در تعریف ساده پرسونا همان مخاطبی است که می‌خواهید محصول‌تان را به او بفروشید. این محصول هم می‌تونه محصول فیزیکی باشه و هم کلیه خدماتی که برای مخاطبتون انجام می‌دین. پرسونا یک وجود فیزیکی نیست در واقع تصویری فرضی و خیالی است که حتی وجود خارجی هم نداره. اما بی‌شباهت به کاربر و مشتری شما نیست.پرسونا چطور ساخته می‌شه؟خب این موضوع که شما به عنوان صاحب کسب و کار یا مدیر مارکتینگ (بازاریابی)، نیاز دارید که مخاطب خود را بشناسید تا متناسب با نیاز آن سرویس و خدمات کسب و کار را ارائه بدهید که بر کسی پوشیده نیست. اما قبل از این مراحل حتما باید دقیقا مشتری‌هایی که قصد دارید به آن‌ها محصول بفروشید را مشخص کنید.به این مکتوب کردن ( کاغذ یا فایل) ویژگی مشتری هدف کسب و کار، طراحی پرسونا در کسب و کار می‌گویند. همین اول بگم که شما قرار نیست فقط یک پرسونا داشته باشید. چون تصویری فرضی از ویژگی‌های مشتری را باید طراحی کنید، طرح شما در ابتدا خیلی دقیق نمی‌شود. به همین دلیل با توجه به سایز کسب و کار و موضوع فعالیت بین ۳ تا ۵ پرسونا برای شروع توصیه میکنم.کدوم کسب و کارها به طراحی پرسونا نیاز دارن؟روشن بگم همه کسب و کارها به طراحی پرسونا مشتری نیاز دارند. در تعیین بازار هدف می‌توان خیلی کلی یک بازار را انتخاب کرد. برای مثال افرادی را انتخاب می‌کنید که برنامه‌نویس هستند. برنامه نویس های فرلینسر هم جز بازار هدف شما به‌حساب می‌آید.اما خب  اصلا به همه‌ی این بازار می‌توانید دسترسی داشته باشید؟ همه برنامه نویس‌های کشور اصلا با کسب و کار شما روبرو می‌شوند؟ جدای همه این‌ها اصلا شما توان ارتباط برقرار کردن با این گروه بزرگ بازار دارید؟منطقی نگاه کنیم جواب همه این سوال‌ها خیر است.اما بیاید کار رو آسون کنیم. با بررسی و تمرکز، گروه کوچک‌تری از مخاطبین که ویژگی‌های خاصی دارند را انتخاب کرده و آن‌ها را هدف قرار دهید، و اینجوری دسترسی بهشون راحت‌تر می‌شه.میدونیم که کل جامعه برنامه نویس‌ها شبیه هم نیستن. روحیه، نوع تفکر و ویژگی‌های هر کدام از گرایش‌های انسانی با هم متفاوت است. پس اصلا نمی‌توانید در برنامه‌ی بازاریابی خود روی محتوا و پیامی کار کنید که برای همه‌ی این افراد مناسب باشد.اما بیاید یه‌جور دیگه نگاه کنیم. اگر دقیقا یک شخصیت خیالی بسازید چی؟ دقیقا بدانید که من قصد دارم برای یک برنامه نویس ۲۲ ساله‌ی رشته‌ی مهندسی کامپیوتر که به فریلنسری خیلی علاقه داره و روزی ۵ ساعت آنلاین هست و کلی ویدیو آموزشی توی یوتیوب نگاه می‌کنه، بفروشم.این جا شما کمی بیشتر با مخاطب خودتون آشنا شدین. حال در برنامه‌ریزی برای تولید محتوا و یا انتقال پیام و حتی نوع طراحی مدل کسب و کار خودتون بهتر می‌تونید شخصی‌سازی انجام بدید.ایراد کلی‌نگری اینه که شما در نقطه‌ای به این سوال می‌رسید که چرا کسی از سرویس ما استفاده نمی‌کنند؟ چرا سوددهی کمه؟ چرا به تارگت‌ها و هدف‌هامون نرسیدیم؟زمانی که یک شخصیت خیالی از مشتری واقعی کسب و کار رو ترسیم کردید در واقع الان شخصیتی از مشتری جلوی چشم شماس و الان می‌تونید همه‌ی برنامه و کارهای کسب و کارتون رو هدفمندتر پیش ببرید.حالا این شخصیت فرضی کسب و کار کجا به دردمون می‌خوره؟تا اینجا فهمیدیم که پرسونا در همه بخش‌های کسب و کار به کارمون میاد. نوع فعالیت، برخود و پشتیبانی خدمات شما می‌تواند مدلش به طرح پرسونای شما گره بخوره.پرسونا یکی از بخش‌های مهم و پایه‌ای در بحث استراتژی کسب و کار، مخصوصا در استراتژی محتوا است. اگر قصد دارید برای مخاطبان کسب و کارتان کار تولید محتوا کنید. باید اول کاری کنید که با برند و کسب و کار شما آشنا شوند، لازمه اینم اینه که اول مخاطب را دقیقا بشناسید.توی کانال یوتیوبم ( صفحه یوتیوب من به آدرس GhazalehDM) نمونه‌های از پرسونا افراد رو مثال می‌زنم. برای درک بهتر موضوع اونجا رو هم ببینید.یک طرح کامل پرسونا از چه بخش‌هایی تشکیل شده؟اولین مرحله برای شروع هویت پرسونای شماست:یک اسم کامل (و در نمونه‌های گرافیکی؛ +یک تصویر)جنسیت و سنموقیعت مکانی دقیق (کدام کشور؟ کدام شهر؟ کدام منطقه؟)تحصیلات و رشته‌ی دانشگاهیعنوان شغلیسطح درآمدبعد از اینکه شناخت هویت انجام شد حالا باید به سراغ سبک زندگی آن فرد بروید:چه تفریحاتی دارد؟در برخورد با بقیه رفتاری دوستانه یا رسمی دارد؟یک روز عادی‌اش چگونه سپری می‌شود؟نقش خانواده و دوستان در زندگی او چقدر است؟اهل تلویزیون و سریال است؟ورزش می‌کند یا نه؟و…بسته به نوع کسب و کار و سبک زندگی وی، موارد که در طراحی پرسونا باید آن‌ها را لحاظ کنید متفاوت است.حالا زمان شناخت دیدگاه‌ها و نظرات آن شخصیته:اهدافش در زندگی چیست؟چه چالش‌هایی در مقابل اهداف‌اش دارد؟چه دغدغه‌هایی دارد؟چه نیازهایی دارد؟چگونه مشکلاتش را حل می‌کند؟از چه ابزار یا افرادی برای مشورت کمک می‌گیرد؟و…این موضوع خیلی مهمه: برای طراحی پرسونا قرار نیست به همه جنبه‌های زندگی شخصیت فرضی خود بپردازید، فقط باید به سراغ بخش‌هایی بروید که تا به کسب و کار شما مرتبط باشد.شما باید روی مواردی مانور دهید که می‌توانید در کسب و کارتان برای آن‌ها راه‌حل یا پیشنهادی ارائه دهید. باید نیازها و ویژگی‌های مخاطب خود را بشناسید تا از طریق ارائه محتوایی متناسب، مخاطب هدفتون رو راهنمایی کنید.احتمالا الان دارید به کسب و کار آنلاین خودتان و پرسونا نویسی فکر میکنید. اگر شما کسب و کاری آنلاین دارید، باید مواردی که مرتبط با فضای آنلاین هستند را هم حتما لحاظ کنید:چقدر اهل وب‌گردی است و چقدر در روز آنلاین است؟اهل موبایل است یا با دسکتاپ؟چقدر به اینترنت و ابزارهای مرتبط با آن مسلط است؟چطور پرسونای دقیقی رو طراحی کنیم؟در بالا گفتیم که در اولین مرحله باید ویژگی‌های مشتری‌های خود را حدس بزنید و یک طرح ابتدایی را مشخص کنید. سپس با توجه به تجربه‌ای که هنگام برخورد با مشتری‌ و کاربران بدست میاورید، باید آن طرح را کامل‌تر کنید.میتونید یکی از مشتری‌هاتون رو بعد از خریدش زیر نظر بگیرید. باهاش ارتباط دوستانه‌ای داشته باشید. حتی فرم نظرسنجی برایش ارسال کنید. روش هوشمندانه اینه که از برخودی که با مشتری دارید،  می‌توانید بخش‌هایی جدیدی را به طرح پرسونا خود اضافه کنید. یا آن را دقیق‌تر کنید.تازه اگر تیم بزرگی دارد و بخش پشتیبانی و فروش دارید، می‌توانید از اون‌ها راهنمایی بخواید چون هرچی باشه پشتیبانی شما با مشتری‌های واقعی‌تون در ارتباط هستند.علاوه‌بر این‌ها شخصی که روی رسانه‌های اجتماعی کسب و کار شما هم کار می‌کند، می‌تواند اطلاعات خوبی را در خصوص مشتری‌ها و کاربران در اختیار شما قرار دهد. در رسانه‌ها اجتماعی هم شما می‌توانید بدون واسطه، مستقیم با مشتری‌ها در ارتباط باشید، و نیازهای آن‌ها را به‌خوبی متوجه شوید.فراموش نکنید که طرح پرسونای شما باید به‌مرور کامل‌تر و دقیق‌تر شود و اولین طرح شما بهترین و کامل‌ترین نخواهد بود. به مرور با شناخت بیشتر مشتری‌ها باید طرح پرسونا خود را به مشتری واقعی نزدیک کنید.حالا یه سوال می‌مونه.افرادی که مشتری ما نیستن رو چطور جدا بدونیم؟پرسونای منفیافرادی که شما نمیخواهید با آن‌ها ارتباط برقرار کنید و محصول یا خدمتی بهشون بفروشید، پرسونا منفی محسوب میشن. برای کسب و کارتان یک یا دو پرسونا منفی هم باید طراحی کنید.سخن آخرالان دیگه با مفهوم پرسونا آشناییم.سعی کنید هر روز اطلاعات خودتون رو به‌روز نگه‌دارید تا بتونید روز به روز موفق‌تر باشید. بازم اشاره کنم که توی کانال یوتیوبم  به آدرس GhazalehDM نمونه‌های از پرسونا افراد رو مثال می‌زنم که برای درک بهتر و درست این موضوع خیلی خوبه که اونجا رو هم ببینید. ممنون از همراهی شما.</description>
                <category>غزاله ابوالفتحی</category>
                <author>غزاله ابوالفتحی</author>
                <pubDate>Sun, 09 Oct 2022 15:38:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا بازاریابی محتوا مهم است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_13831511/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-uyb0tybokkke</link>
                <description>قراره اینجا بخونیم که چرا بازاریابی محتوا لازمه؟ با تولید محتوا و برنامه داشتن برای محتوا چه اتفاقی میافتد؟ و هدف از کانتنت مارکتینگ چیه؟هدف از بازاریابی محتوا (content marketing) چیست؟محتوا و بازاریابی محتوا موضوعی است که چه ما کسب و کار داشته باشیم و چه بخواهیم روی برند شخصیمان (چرسونال برندینگ) محتوا تولید کنیم، به آن نیاز داریم. در بازایابی محتوا، دو هدف اصلی را دنبال می‌کنیم:فروش در کوتاه مدت و برندسازی در بلندمدت.برندسازی یکی از اهداف بازاریابی محتوا (کانتنت مارکتینگ)اصلی‌ترین و مهم‌ترین چیزی که از بازاریابی محتوا و تولید محتوا می‌خواهیم، آگاهی از برند (Brand Awareness) هست.با تولید محتوا و ساخت محتوای با کیفیت، علاوه‌بر تلاشی که برای معرفی کسب و کارمون کردیم، به‌صورت غیر مستقیم برندمون رو هم به بقیه معرفی می‌کنیم. این یعنی همون آگاهی از برند  یا Brand Awareness. در علم برندینگ، در واقع با تولید محتوا، مستقل از خود پیام محتوا، احساس و چهره برند شما هم مشخص میشه و همین کمک بزرگی برای معرفی چهره برند شما به افراد بیشتر است.یکی از روش‌های این موضوع اشاره مستقیم شما به نامتان است. مثلا این بلاگ رو من یعنی غزاله ابوالفتحی نوشتم و در انتهای همه مقالاتم هم مینویسم که این مقاله منه. توی محتوای متنی اینطوری میشه به اسم برند اشاره کرد. حالا چه اون برند شخصی خودتون باشه و چه کسب و کارتان.با تولید محتوا، گوگل اسم رو تشخیص میده؟صادقانه بگم با یکی دو تا محتوا به این هدف نمی‌رسید ولی وقتی به صورت پیوسته توی یه موضوع خاص همینطور تولید محتوا رو ادامه بدید، کم کم شناخته می‌شید. با شناخت بیشتر کم کم سرچ برند شما بیشتر شده و گوگل شما را تشخیص می‌دهد و شما Impression می‌گیرید.این موضوع در محتوای متنی قابل درک است اما همه محتواها که متنی نیستند. توی محتوای تصویری و ویدیویی هم، بازم اگر به اسم برند و کسب و کار اشاره نکرده باشید، واتر مارک‌هایی که روی تصویر و ویدیو میزنین، میتونه دقیقا مثل همون اسم برند، تایتل صفحه توی محتوای متنی باشه.خلاصه با هر تایپ از محتوا، پیوستگی در تولید محتوا مخصوصا در موضوعی مشخص و خاص، باعث میشه فاکتورهای ارزیابی آگاهی از برند به مرور همینطور بیشتر و بیشتر بشن. و این همون آگاهی از برند (Brand Awareness) هست.برند سازی با تولید محتوااین موضوع ارتباط نزدیکی با اعتماد و توجه مخاطب شما دارد. وقتی پیوسته تولید محتوا کنید، مخاطب به شما اعتماد کرده و شما را دنبال می‌کند. البته از اینکه محتوای شما باید مناسب و باکیفیت باشه هم نمیشه به این سادگی رد شد.بعدا در مورد تکنیک‌های تولید محتوا صحبت میکنم و نشون می‌دم چطوری مخاطب رو جذب کنیم و چطور این اعتماد رو ایجاد کنیم. ولی بدونید که از طریق محتوا این امکان برای کسب و کارتون و برای شخص خودتون وجود داره. اینکه بتونید باعث بشید افراد بهتون اعتماد داشته باشن.اما شرط واجب و اصلی برای این اعتماد تولید محتوای با کیفیت و به انتشار مداوم آن در یک موضوع خاص است.تخصصی بودن و متخصص یک حوزه‌ی خاص بودن و تولید محتوا در مورد اون میتونه در بلندمدت باعث اعتمادسازی و برندسازی بشه.فروش یکی دیگر از اهداف بازاریابی محتوا (کانتنت مارکتینگ)از مهم‌ترین اهداف بازاریابی تولید محتوا، همین فروش است. تمام این اهداف خب در راستای سودآوری و فروش محصول یا خدمات است. این چهار مرحله که هر کدومش یه جورایی چهار هدف از تولید محتوا هم هستن، پشت سر هم میتونن قرار بگیرن و برای ما فروش ایجاد کنن.افزایش ترافیکپیدا کردن سرنخ فروش ( Lead Generation)بالا بردن نرخ تبدیل ( Conversion Rate)فروش ( Sales).این 4 مرحله از قیف بازاریابی میاد که در مقالات بعدی درموردشون توضیح میدم.افزایش ترافیک با بازاریابی محتوا اولین مورد در قیف بازاریابی از طریق تولید محتوا، با جذب بازدید کننده از گوگل و افزایش ترافیک سایت همراه است. این یعنی چی؟ترافیک بالا بره یعنی اینکه بازدیدکننده های زیادی به خاطر اون محتوا دارن توی سایت شما میان. یعنی با تولید محتوای مناسب میتونیم به هدف بالا بردن ترافیک برسیم.پیدا کردن سرنخ فروش با بازاریابی محتوا وقتی کاربر رو توی سایتتون آوردین حالا با مثلا پر کردن یک فرم اطلاعاتی از کاربر لید یا سرنخ میگیرید. و اینجا به هدف Lead Generation میرسیم.  در بلاگ اصطلاحات دیجیتال مارکتینگ در مورد CTA ها صحبت کردم. توی قسمت مربوط به Call to Action میتونن ایمیل و شماره موبایل رو قرا بدین و هوک بازاریابیتون رو کامل کنید.اما خب بازاریابی محتوا کجای این داستانه؟یادت نره که شما همینطوری توی سایت یه فرم بذارید کسی نمیاد اطلاعاتش رو وارد کنه. آخه چرا باید اطلاعاتش رو به شما بده. شما باید یه روی محتوایی کار کنید و بعد ادامه‌ی اون محتوا یا یه چیزی که به اون محتوا ربط داره رو در قالب این فرم‌ها به کاربر بدید.مثلا یه مقاله ی متنی در مورد فواید مراقبت پوستی و استفاده از ضد آفتاب نوشتیم، و حالا با سرچ کاربر اومده توی سایت، ترافیک بالا رفته، حالا از طریق یه فرم میگیم، شمارت رو وارد کن تا کد تخفیف روی محصولات پوستی واست بفرستیم. این جا وقتی شماره رو بگیرید یه لید جمع کردید.افزایش نرخ تبدیل با بازاریابی محتوا توی مرحله قبل فهمیدیم که همین محتواس که اعتماد کاربر رو جلب میکنه و شمارش رو بهمون میده. حالا اگر اون محتوایی که آماده شده، کیفیت خوبی داشته باشه، واسش وقت گذاشته باشید، میتونه تبدیل به یه ابزاری برای افزایش نرخ تبدیل سایتتون بشه. یعنی محتوای شما میتونه، پتانسیلش رو داره که کاربر عادی تون رو Convert کنه به مشتری.مثلا که توی اون ویدیو مشاوره پوستی بالا، آخرش یه پکیج محصولات مراقب پوستی رو معرفی کنید و یه کد تخفیف هم قرار میدین و بگید برید تو سایت ثبت نام کنید. اینطوری از طریق چندتا محتوا میشه کاربر عادی تا مرحله‌ی فروش جلو برد.فروش با بازاریابی محتوا خود صفحه فروش محصول چه فیزیکی باشه چه دیجیتالی بازم محتوا نیاز داره. بازم محتواست که میتونه در آخرین مرحله باعث ایجاد فروش بشه. شما خودت رو جای کاربر ذار. به یه صفحه خالی که فقط قیمت نوشته و آیتم افزودن به سبد خرید داره اعتماد می‌کنی؟ پس صفحه‌ی محصول هم نیاز به محتوای متنی، تصویری و گاها ویدئویی داره. حالا هر کدوم از این مراحل تکنیک‌های خاص خودش رو هم داره که توی مقالات بعدی که دقیق‌تر خواستم هر مدل محتوا رو معرفی کنم، بیشتر در موردشون توضیح میدم.خلاصه که...تا اینجا فهمیدیم که از طریق تولید محتوا میتونیم به چه اهدافی برسیم. دو هدف اصلی در بخش برندسازی گفتم( آگاهی از برند و اعتمادسازی). اهداف بخش هم فروش اهدافش رو باهم مرور کردیم( جذب ترافیک، پیدا کردن سرنخ فروش، بالا بردن نرخ تبدیل و در نهایت فروش).نکته خیلی مهمی که باید حواستون بهش باشه پرسونای کاربره. پرسونایی که اگر اشتباه اون رو برای کسب و کارمون طراحی کنیم، باعث میشه هیچ وقت از تولید محتوامون و برنامه‌ای که برای محتوا داریم نتیجه نگیریم و به هیچ هدفی نرسیم. توی مقاله بعدی درمورد پرسونای کاربر مفصل توضیح میدم.خیلی خوشحال میشم کانال یوتیوب من رو هم دنبال کنید. اونجا مفصل و با مثال‌های زیاد همه این موارد رو توضیح میدم. فقط کافیه GhazalehDM  رو سرچ کنید یا روی لینک بزنید.مرسی که این نوشترو لایک و من رو دنبال میکنین.</description>
                <category>غزاله ابوالفتحی</category>
                <author>غزاله ابوالفتحی</author>
                <pubDate>Mon, 19 Sep 2022 15:05:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با اصطلاحات دیجیتال مارکتینگ آشنا شویم!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_13831511/%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B5%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85-pzuhemliucux</link>
                <description>یادمه اوایل فعالیتم در این حوزه، وقتی از متخصصین دیجیتال مارکتینگ، اطلاحات دیجیتال مارکتینگ رو می‌شنیدم احساس ضعف می‌کردم و خیلی دوست داشتم بتونم منم به همه این اصطلاحات مسلط بشم. حالا توی این مقاله تصمیم دارم نتیجه 5سال کار در حوزه مارکتینگ و دیجیتال مارکتینگ رو به صورت تعریف تک خطی با شما به اشتراک بگذارم؛خوبه که این نکترو به‌خاطر داشته باشید که برای افراد فعال در این حوزه، اصطلاحات دیجیتال مارکتینگ به صورت روزانه مخصوصا به صورت انگلیسی به کار می‌روند، و طبیعتا اگر با آن‌ها آشنا نباشید دچار مشکل زیادی می‌شوید.اصطلاحات تخصصی بازاریابی دیجیتال – دیجیتال مارکتینگبازاریابی دیجیتال (Digital Marketing)دیجیتال مارکتینگ را به نام‌هایی همچون بازاریابی اینترنتی، بازاریابی آنلاین، بازاریابی دیجیتال یا دیجیتال مارکتینگ (Digital Marketing) می‌شناسند. در حقیقت همه این موارد گویای یک مفهوم ثابت است.در دو مقاله قبلی 2 مفهوم اصلی بازاریابی (بازاریابی درون گرا و بازاریابی برون گرا)  را بررسی کریدم.  بازاریابی دیجیتال می‌تواند شامل روش‌های مختلفی چون بازاریابی شبکه‌های اجتماعی، بهینه‌سازی سایت برای موتورهای جستجو(SEO)، ایمیل مارکتینگ، بازاریابی محتوایی، تبلیغات کلیکی و… شود. که در مورد هر کدام مفصل توضیح خواهم داد.بازاریابی داخلی (Inbound Marketing)بازاریابی درون ‌گرا (Inbound Marketing) که به نام‌های بازاریابی جاذبه‌ای و ربایشی هم شناخته می‌شود، به نوعی از بازاریابی گفته می‌شود که صاحبان کسب و کار سعی می‌کنند با استفاده از تکنیک‌هایی همچون آهنربا، مشتریان را به سمت بیزینس خودشان جذب کنند؛ در حقیقت مشتری به دنبال آن‌ها می‌رود.بازاریابی بیرونی (Outbound Marketing)بازاریابی برون ‌گرا (Outbound Marketing) به روشی از بازاریابی گفته می‌شود که در آن کسب و کار با استفاده از روش‌هایی سعی می‌کند با مشتری (Customer) ارتباط برقرار کند.مثلا استفاده از بیلبوردهای اتوبان‌ها روشی از بازاریابی برون گراست. در این روش مشتری به‌دنبال کسب و کار شما نبوده و شما با قرار دادن خود در معرض دید وی تنها با یک روش مانند تبلیغ مستقیم توجه‌اش را جلب کرده و او را به سمت بیزینس خود می‌کشید.هدف از بازاریابی برون‌گرا، یافتن مشتری جدید برای برند است. باتوجه به نوع کسب و کار شما، هدفی که از بازاریابی مدنظرتان است و بودجه و منابع در اختیار این نوع از بارایابی مورد استفاده قار می‌گیرد.بازاریابی محتوایی (Content Marketing)در ساده‌ترین تعریف کانتنت مارکتینگ یا بازاریابی محتوا، استفاده از محتوای کاربردی و جذاب برای تحقق برنامه‌های بازاریابی و فروش است. به این معنا که شما با انواع مختلف محتوا( تصویر، ویدئو، صوتی) مخاطب را درگیر و جذب برند خود کرده و با ایجاد وفاداری در وی، او را به مشتری واقعی تبدیل می‌کنید.اما موضوعی که بسیار حیاتی‌ست این است که باید به خوبی قوانین کپی رایت را بدانید تا محتوایی خالص(pure)  و جذاب برای مشتری‌های آینده فراهم سازید.بازاریابی پیامکی (SMS Marketing)بازاریابی پیامکی در مواردی که به‌دنبال بازخورد سریع از افرادی که اهل فضای آنلاین نیستند، گزینه بسیار خوبی است. در یک کلام بازاریابی پیامکی یعنی استفاده از پیامک برای تحقق اهداف بازاریابی و فروش و در نهایت افزایش نرخ تبدیل است.بازاریابی ایمیلی (Email Marketing)بازاریابی ایمیلی یا ایمیل مارکتینگ یعنی استفاده از ایمیل برای انتقال پیام به مخاطبان هدف به منظور جذب مشتریان جدید، حفظ رابطه با مشتریان قبلی، تبلیغات، ارائه محتوای کاربردی، تخفیفات و… است. یکی از مهم‌ترین مزیت‌های بازاریابی ایمیلی یا ایمیل مارکتینگ می‌توان مقرون‌به‌صرفه بودن و نرخ کلیک بالای آن اشاره کرد که قطعا این مورد برای کسب و کارها اهمیت زیادی دارد.بازاریابی شبکه‌های اجتماعی (Social Media Marketing)اگر از شبکه‌های اجتماعی مختلف برای بازاریابی محتوایی، انتشار محتوا، بازاریابی و تبلیغ محصولات و خدمات خود استفاده کنید به آن بازاریابی شبکه‌های اجتماعی گفته می‌شود.همکاری در فروش (Affiliate Marketing)سیستم همکاری در فروش یا به زبانی ساده‎تربازاریابی پورسانتی که با افیلیت مارکتینگ نیز شناخته می‌شود، در واقع روشی مرسوم از بازاریابی آفلاین و بازاریابی آنلاین است که می‌تواند خروجی خوبی داشته باشد. در این روش شما به عنوان یک ناشر، تبلیغات محصولاتی که برای خودتان نیست روی سایت یا دیگر صفحات خود منتشر می‌کنید و در ازای تحقق اهداف مشخص از پیش تایین شده، سود می‌گیرید.نرخ تبدیل (Conversion Rate)تمام فعالیت‌های بازاریابی برای یک هدف دنبال می‌شوند، اینکه در نهایت کاربران اکشن مورد نظر شما را انجام دهند. مهمترین اقدامی که انتظار دارید خرید محصولات است، ولی گاهی می‌تواند شامل ثبت نام، پرکردن فرم، شرکت در یک رویداد، دانلود یک فایل یا نصب اپلیکیشن مورد نظر شما باشد. در یک جمله نرخ تبدیل یعنی تعداد افرادی که از بین کل کاربران وارد شده به سایت شما، اکشن خاص مد نظر را انجام داده‌اند. درصد نرخ تبدیل به صورت زیر محاسبه می‌شود:100×(تعداد کل بازدیدکنندگان/ تعداد بازدیدکنندگانی که اقدام موردنظر را انجام داده‌اند) = نرخ تبدیلبهینه سازی نرخ تبدیل (Conversion Rate Optimization)بهینه سازی نرخ تبدیل یعنی مجموعه اقدامات و فرآیندهای مختلفی که در بخش‌های متفاوت انجام می‌دهیم تا نرخ تبدیل ما به بیشتری میزان خود برسد. درباره توضیحات کاملی خواهم داد.پرداخت به ازای هر کلیک (Pay Per Click – PPC)پرداخت به ازای کلیک یکی از روش‌های زیرمجموعه‌ تبلیغات کلیکی است. تبلیغات PPC یا پرداخت به ازای کلیک به معنای تبلیغاتی است که هزینه آن تنها در ازای کلیک مخاطبان روی لینک مورد نظر پرداخت می‌شود. این روش استفاده از بودجه تبلیغات را برای شما بهینه کرده و بهترین بازخورد را به برند شما می‌رساند.تبلیغات گوگل (Google ADWORDS)گوگل ادوردز یا تبلیغات گوگل در واقع سرویس تبلیغات کلیکی یا PPC است که شما با پرداخت هزینه مورد نظر، روی برخی از کلمات کلیدی تبلیغ خود را روش گوگل انجام می‌دهید. به این صورت که با گوگل ادوردز یا تبلیغات گوگل لینک‌های موردنظر شما در گوگل، یوتیوب یا دیگر سرویس‌های گوگل در رتبه‌های بالا نشان داده می‌شود و شانس کلیک کاربر را برای شما افزایش می‌دهد.بازاریابی مجدد (Remarketing) یا ریتارگتینگ (Retarketing)خیلی از اوقات روش‌های مختلف بازاریابی شما در مرحله اول به نتیجه نمی‌رسد و نمی‌توانید نرخ تبدیل خوبی داشته باشید. در این موقعیت باید بازاریابی مجدد (Remarketing) انجام دهید. در بازاریابی مجدد شما با روش‌های مختلف بازاریابی مخاطبان‌تان را هدف قرار داده و پرزنت می‌کنید.  گاهی به بازاریابی مجدد (Remarketing) ریتارگتینگ (Retarketing) یا هدف‌گیری مجدد مخاطبان نیز گفته می‌شود؛ زیرا این افراد بدون اقدام خاصی از سایت شما خارج شده‌اند.تست ای / بی (A/B Testing)تست A/B یکی از مرسوم‌ترین روش‌ها در بازاریابی دیجیتال است. در این روش بعد از مدتی که از اجرای یکی از کمپین‌ها گذشت، تست A/B را به کار می‌گیرید تا بتوانید به نتیجه دلخواه‌تان برسید. در واقع هر زمان بخواهید بین دو گزینه A و B آزمایش کنید تا براساس بازخورد به دست آمده به گزینه مناسب برسید، تست A/B (A/B Testing) انجام داده‌اید. برای انتخاب مفیدترین مسیر بازاریابی کسب و کارتان استفاده از این روش واجب است.نرخ پرش (Bounce Rate)در تعریفی ساده نرخ پرش، یعنی از بین تعداد کل ورودی‌های سایت شما، چه تعداد از کاربران بدون سر زدن به صفحه بعدی یا اقدامی خاص خیلی زود سایت را ترک کرده یا به صفحه قبلی برگشته‌اند. نرخ پرش یا بانس ریت (Bounce Rate) با اینکه همیشه معیاری قطعی برای سنجش نیست، ولی یکی از بدترین شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) است که می‌تواند برای یک سایت رخ دهد.نرخ کلیک (Click Through Rate – CTR)نرخ کلیک (CTR) یکی از مهم‌ترین معیارهای دیجیتال مارکتینگ است که اهمیت بسیاری زیادی دارد. نرخ کلیک به معنایی این است که چه تعداد از کل کاربرانی که لینک شما را در نتایج جستجوی گوگل، تبلیغات کلیکی یا هر روش دیگری دیده‌اند روی آن کلیک کرده‌اند.توجه داشته باشید که هر لینک، کلمه کلیدی یا لندینگ می‌تواند نرخ کلیک متفاوتی داشته باشد.ترافیک طبیعی (Organic Traffic)ترافیک طبیعی یا ترافیک ارگانیک به این معناست که ترافیک ورودی سایت شما از طریق موتورهای جستجو وارد سایت شما باشد. فرض کنید کاربری عبارت اصطلاحات دیجیتال مارکتینگ را در گوگل جستجو کرده و از طریق لینک نشان داده شده در نتایج جستجو وارد سایت ویرگول و این مقاله شود، به این ترافیک ورودی ارگانیک یا طبیعی گفته می‌شود.ترافیک پولی (Paid Traffic)در مقابل ترافیک ارگانیک، تصور کنید که برای دریافت ترافیک ورودی بیشتر از روش‌های مختلف پولی مانند انواع تبلیغات بنری، پاپ آپ یا هر تبلیغ کلیکی دیگر استفاده کنید، به این روش ترافیک پولی (Paid Traffic) گفته می‌شود. به این دلیل به آن ترافیک پولی گفته می‌شود که در این روش با پرداخت هزینه برای نمایش تبلیغات، ترافیک ورودی به سایت خود دریافت می‌کنید.صفحه فرود (Landing Page)صحه فرود یا لندینگ پیج در واقع صفحه‌ای از سایت با طراحی خاص (ولی همراه با سایر صفحات سایت) برای هدف یا کمپینی مشخص طراحی می‌شود که کاربران بعد از کلیک روی لینک مورد نظر وارد این صفحه می‌شوند و با دریافت اطلاعات لازم به مشتری تبدیل خواهند شد.دلیل نام‌گذاری این صفحه به صفحه لندینگ یا صفحه فرود این است که بازدیدکنندگان اولین جایی که بعد از کلیک روی لینک‌های خارجی می‌بینند این صفحه است و در واقع روی آن فرود می‌آیند. نکته: صفحه فرود یا صفحه لندینگ باید طراحی جذابی داشته باشد و با استفاده از اطلاعات کافی و یک کال تو اکشن (Call To Action) خوب بیشترین نرخ تبدیل را برای شما به همراه بیاورد.فراخوان به عمل (Call To Action – CTA)کال تو اکشن، فراخوان به عمل، درخواست اقدام یا بازخورد همه یک معنی دارند، یعنی اینکه بتوانید خیلی کوتاه و سریع در پایان پیام خود از مخاطب‌تان بخواهید که اقدام موردنظر شما را انجام دهد. این اقدام می‌تواند به اشتراک گذاری محتوا، بیان نظر، لایک کردن، اقدام به خرید، پرکردن فرم، ثبت نام و… باشد.واکنشگرا یا ریسپانسیو بودن سایت (Responsive)واکنشگرا یا ریسپانسیو بودن سایت به این معناست که تمام صفحات و محتوای سایت شما در هر نمایشگری متناسب با اندازه صفحه نمایش موردنظر به درستی نمایش داده شود. در واقع به این دلیل ریسپانسی بودن سایت در سئو مهم است که نشان می‌دهد تا چه اندازه برای مخاطب خود ارزش قایل شدید و چقدر تلاش می‌کنید تجربه‌ای ساده و لذت‌بخش برای او به‌همراه داشته باشد.رابط کاربری (User Interface – UI)رابط کاربری یا User Interfaceمحیط نرم‌افزاری و طراحی ظاهری هر سیستمی است که با کاربر هدف تعامل دارد. رابط کاربری علاوه بر زیبای ظاهری و جذاب باید کاملا بهینه طراحی شود تا مخاطب بتواند به سادگی از آن استفاده کند. بهینه بودن آن به معنای گرفتن بهترین بازخورد در کوتاه ترین زمان و حالت ممکن است.تجربه کاربری (User Experience – UX)تجربه کاربری یا UX مکمل رابط کاربری است. هر چقدر بتوانید طراحی و رابط کاربری بهتر و مفیدتری طراحی کنید، ولی نتوانید تجربه خوبی برای کاربر خود رقم بزنید، بی تاثیر است. مثلا تصور کنید مفیدترین رابط کاربری را طراحی کرده‌اید، ولی کاربر شما به راحتی نمی‌تواند دکمه ثبت سفارش را پیدا کند، در نتیجه تجربه خوبی برایش رقم نمی‌خورد و سایت شما را ترک خواهد کرد. در یک جمله تجربه کاربری یعنی نحوه تعامل و دسترسی آسان کاربر به قسمت‌های مختلف رابط کاربری است تا خیلی سریع و راحت به آن چیزی که می‌خواهد برسد.سئو (Search Engine Optimization – SEO)سئو یا بهینه‌سازی برای موتورهای جستجو به معنای مجموعه اقداماتی است که در طراحی سایت، تولید محتوا، استراتژِی محتوایی، بهبود رابط و تجربه کاربری و… انجام می‌دهیم تا بتوانیم در نتایج جستجوی گوگل بهترین رتبه را داشته باشیم؛ چراکه براساس تجربه کاربران در نتایج به دست آمده روی یکی از سه لینک اول کلیک می‌کنند.جدیدا ساختار SEO را با Search Experience Optimization می‌شناسند. به معنا که باید هنگام جستجو کاربر بهترین تجربه کاربری را برای وی رقم بزنیم.بهینه سازی شبکه های اجتماعی (Social Media Optimization – SMO)سیگنال‌های شبکه‌های اجتماعی تاثیر زیادی روی سئو و رنک سایت دارد. بنابراین باید به بهینه سازی شبکه‌های اجتماعی توجه زیادی کنید. بهینه سازی شبکه‌های اجتماعی (SMO) مجموعه اقداماتی است که برای افزایش اطلاع‌رسانی، آگاهی از برند و به کارگیری روش‌های تبلیغاتی در شبکه های اجتماعی مختلف به کار می‌گیرید.بازاریابی در موتور جستجو (Search Engine Marketing – SEM)می‌دانیم که بسیاری از کاربران با جستجوی کردن کلمات یا عبارات موردنظر خود در گوگل به آن چیزی که می‌خواهند می‌رسند، بنابراین باید تلاش کنیم تا با روش‌های مختلف در زودتر دیده شدن کسب و کار خود در صفحات ابتدایی گوگل کاربر را درگیر سایت خود کنیم. بازاریابی موتورهای جستجو روشی از بازاریابی اینترنتی به وسیله تبلیغات پولی است که براساس آن کاری می‌کنیم تا رتبه سایت ما در نتایج جستجو بهبود یابد.شاخص کلیدی عملکرد (KPI)جهت سنجش عملکرد دیجیتال مارکتینگ بر آینده بیزینس و کسب و کارتان باید بدانیم که تا چه میزان به اهداف از پیش مشخص شده رسیده‌ایم. KPIها  متغیرهای متنوع و قابل اندازه‌گیری است که براساس آن‌ها می‌توانیم میزان موفقیت در رسیدن به اهداف تعریف شده را ارزیابی کنیم.بازگشت سرمایه (Return On Investment – ROI)بهترین تعریف برای نرخ بازگشت سرمایه، نسبت سود حاصله به میزان هزینه و سرمایه پرداخت است. بازگشت سرمایه یا ROI یکی از مهمترین شاخص‌های کلیدی عملکرد یا KPIها است که براسا عقیده خیلی از مارکترها استراتژی دیجیتال مارکتینگ باید براساس آن نوشته شود. زیرا فروش و سودآوری بیشتر هدف نهایی هر تبلیغاتی است. لینک سازی (Link building)لینک سازی یا لینک بیلدینگ به معنای پاس کاری با لینک میان دو صفحه سایت یا وب است که باعث می‌شود کاربر مسیر مشخصی را برای دستیابی به محتوا یا محصول موردنظر خود دنبال کند. برای این کار باید بین صفحات یک وب‌سایت یا صفحات مختلف وب ارتباط معنادار و منطقی بسازید. این موضوع به بهبود سئو سایت شما کمک شایانی می‌کند.نمایش (Impression)به هر تعداد منحصر به فردی که از محتوای شما بازدید می‌شود ریچ (Reach) گفته می‌شود.ولی جدا از اینکه محتوای شما توسط کاربران تکراری دیده شود یا روی آن کلیک شود، به تعداد دفعاتی که محتوای شما نمایش داده می‌شود، ایمپرشن (Impression) یا نمایش گفته می‌شود.اعتبار دامنه (Domain Authority)امتیازی که توسط وب‌سایت مشهور MOZ از 0 تا 100 به دامنه یک سایت داده می‌شود  اعتبار دامنه نامیده می‌شود. عوامل مختلفی همچون تعداد و کیفیت بک لینک‌ها، تعداد دفعات جستجوی نام برند در گوگل، عمر دامنه و سیگنال‌های شبکه اجتماعی تاثیر زیادی در اعتبار دامنه یا DA دارند.کلام پایانیدر این مقاله سعی داشتم تعدادی از مهم‌ترین اصطلاحات دیجیتال مارکتینگ را باهم مرور کنیم. خوشحال میشم اگر این محتوا را دوست داشتید، آن را لایک کرده و پیشنهادات خودتان را با من به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>غزاله ابوالفتحی</category>
                <author>غزاله ابوالفتحی</author>
                <pubDate>Sun, 18 Sep 2022 16:46:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازاریابی درون گرا و برون گرا در یک کلام</title>
                <link>https://virgool.io/@m_13831511/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D9%88%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-tivknlhagjxa</link>
                <description>شباهت بازاریابی درون‌ گرا و برون‌ گراهدف هر بازاریابی‌ای فروش، سودآوری و جذب مشتریان و مخاطبان جدید است.در هر روش از بازاریابی اگر مراحل و روش درستی را انتخاب کنیم، فروش و سودآوری خواهیم داشت ولی کیفیت و حجم آن بسیار متفاوت خواهد بود.تفاوت بازاریابی درون‌ گرا و برون‌ گرااگر مقاله‌های &quot;بازایابی درون گرا چیست؟&quot; و &quot;بازاریابی برون گرا چیست؟&quot; را مطالعه کرده باشید، قطعا تفاوت این دو را تا حدودی خواهید دانست.مسئله‌ای که در این مقاله می‌خواهم به آن اشاره کنم ارتباط مشتری با بیزینس است.در بازاریابی برون‌گرا ارتباط مشتری و با کسب و کار یک‌طرفه‌ است. یعنی این کسب و کار است که با روش‌های توضیح داده شده تلاش می‌کند خود را به مشتری نزدیک کند. اما در بازاریابی درون‌گرا کاملا ارتباط دوطرفه بوده و این بسیار با اهمیت است. مشتری خودش به شما مراجعه می‌کند و سپس شما پیشنهاد به آن می‌دهید.در واقع زمانی که مشتری خود به دنبال شما بیاید، وفاداری و احترام بیشتری برای برند قائل است.مثلا اگر کاربری در مورد موضوع خرید بلیط هواپیما جستجو کرد و در گوگل به سایت شما رسید، محتوای شما اگر کامل، جامع و رفع‌کننده نیاز کاربر باشد، مخاطب به شما اعتماد کرده و با CTA ( کال تو اکشن) های در نظر گرفته شده توسط شما، به خرید و ثبت سفارشش خواهد رسید. حتی ممکن است برای سایر خدمات سفر نیز از مجموعه شما کمک بخواهد. این یعنی حفظ ارتباط دوطرفه در بازاریابی درون‌گرا.اما اگر شما فقط با تبلیغات بخواهید مخاطب را وارد کسب و کار خود کنید و ارزش افزوده‌ای نداشته باشید، یک رابطه‌ی یک‌طرفه را ایجاد می‌کنید که به سرعت قطع می‌شود. مثلا تبلیغات نوتیفیکیشنی. در این حالت مخاطب به سرعت صفحه شما را خواهد بست.از نظر شما کدام دسته از بازاریابی‌ها مناسب‌تر و به‌صرفه‌تر است؟</description>
                <category>غزاله ابوالفتحی</category>
                <author>غزاله ابوالفتحی</author>
                <pubDate>Sun, 18 Sep 2022 14:59:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازاریابی درون گرا چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_13831511/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-cuhvvnnam0nn</link>
                <description>در بلاگ قبلی در مورد بازاریابی برون‌گرا توضیح دادیم. در بازاریابی درون‌گرا (Inbound Marketing)  که به نام‌های بازاریابی جاذبه‌ای و ربایشی هم شناخته می‌شود، به نوعی از بازاریابی گفته می‌شود که صاحبان کسب و کار سعی می‌کنند با استفاده از تکنیک‌هایی همچون آهنربا، مشتریان را به سمت بیزینس خودشان جذب کنند؛ در حقیقت مشتری به دنبال آن‌ها می‌رود.اگر تصمیم دارید که بازاریابی درون گرا را استارت بزنید باید به شما بگویم که ازاین مدل بازاریابی مدلی نیست که تصمیم بگیرید و ازهمان روز اول به نتیجه برسید. بلکه برای داشتن بازخورد مثبت و دقیق، باید با تلاش مستمر و فعالیت حرفه‌ای در طول بازه زمانی بلند مدت است، کانال‌های مناسب خود را پیدا کرده و از آن‌ها به بهترین نحو ممکن استفاده کنید.از روز اول نمی‌توانید در این روش مشتری مناسب و مخاطب دقیق برندخود را پیدا کنید ولی راهی را می‌سازید که در آینده محل جذب مشتری‌ و مخاطب بسیار برای کسب و کارتان خواهد شد.کسب و کارهای زیادی در ابتدای شروع فعالیت خود از روش‌های بازاریابی برون‌گرا استفاده می‌کنند و پس از اینکه به ایده‌آل در تعداد فروش و یا برندسازی می‌رسند آن را رها کرده و بعد از این شروع طوفانی بر روی تکنیک‌های جذب مشتری برای بازاریابی درون‌گرا تمرکز می‌کنند.از پایه‌ای و اساسی‌ترین مواردی که در بازاریابی دورن گرا به آن نیاز است محتوا می‌باشد. این محتوا شامل محتوای متنی، تصویری، صوتی، ویدئویی و ... می‌باشد. دقیقا در این نوع بازاریابی دیجیتال مارکتینگ معنا پیدا می‌کند. در کسب و کارهای سنتی این مدل از بازاریابی بر روی سایر روش‌های بازاریابی تکیه می‌کند. در این مدل بازاریابی بر نقاط قوت و مزیت رقابتی‌های برند مانور داده می‌شود و باید به‌گونه‌ای باشد که این مزیت دهان به دهان بچرخد.امروزه بیزینس‌های مختلف با تولید محتوای مفید و مناسب برای یک وب‌سایت و آماده سازی شرایط برای موتورهای جست و جو مشتریان را نسبت به انتخاب کسب و کار ترغیب می‌کنند.مراحل اجرای بازاریابی درون‌گرامرحله جذباولین مرحله برای انجام بازاریابی دورن گرا، جذب (Attract) است. در ابتدا بعد از دانستن حوزه دقیق بیزینس و کسب و کار خود، زمان آن است تا با شناخت بازار و علایق آن وارد بازاریابی درون گرا شده و جذب مشتریان به سمت کسب و کار خود را شروع کنید.مرحله تبدیلیعد از مرحله جذب نوبت مرحله تبدیل (Convert) است. در این مرحله شما می‌بایست با روش‌هایی همچون ایمیل مارکتینگ، SMSمارکتینگ و ... مشتری خود را جذب برندتان کنید. برای این‌کار از یک سرنخ فروش (Lead) که می‌تواند شماره تلفن یا ایمیل کاربر باشد، استفاده می‌کنیم.نهایی کردن خریدمرحله بعد مربوط به نهایی کردن (Close) سرنخ فروش است. در این مرحله زمان آن است از جذب شدن مشتری به برندتان استفاده کرده و با دادن پیشنهاد جذاب و کاربردی او را به نهایی کردن خرید سوق دهید.دادن احساس رضایت به مشتریمهم‌ترین مرحله برای حفظ تصویر برندتان این نرحله است. شما باید بتوانید از یک مشتری، یک مشتری راضی و خوشحال (Delight) بسازید. برای این منظور باید بتوانید با استفاده از فرهنگ و تصویر برندتان در واحدهای پشتیبانی و خدمات، تصویر زیبایی در ذهن مخاطبانتان بسازید. هر مشتری راضی و خشنود با دعوت از دوستانش به چندین کاربر تبدیل خواهد شد.همیشه توجه داشته باشید که با ارزش‌ترین دارایی شما، اعتماد مخاطبانتان است و باید همیشه تمام تلاش شما در جهت رضایت آن‌ها باشد تا با رضایت کامل شماره تماس و اطلاعات خود را در اختیار شما قرار دهند.معایب بازاریابی درون‌گراتخصصی بودنتخصصی بودن این کار قطعا ارزش افزوده بالایی برای متخصصان این حوزه به‌همراه خواهد داشت. اما درصورتی که شما کسب و کاری نوپا هستید و توانایی آموزش نیروهای متخصص در این حوزه را ندارید، مناسب‌ترین روش برای شما برون سپاری فعالیت‌های حوزه بازاریابی دیجیتال است.زمان‌بر بودنبرای شروع بازاریابی درون گرا ابتدا باید از مرحله تولید محتوا ، انتشار محتوا با تکنیک‌های سئو و بهینه سازی مقاله خود را در گوگل شروع کنید. سپس از بازدیدکنندگان وب‌سایت یا پلتفرم اجرایی خود اطلاعات بدست آورید و در یک موقعیت مناسب او را به خرید دعوت کنید. در حالت کلی ارزش افزوده بالای این روش، زمان‌بر بودن آن را پوشش می‌دهد.مزایا بازاریابی درون‌گرابازدهی و اثربخشی بالااز مزایای بزرگ بازاریابی درون گرا مانور بر روی کلمات کلیدی و یا کلیدواژه‌های مختلف است که همین موضوع شما را به بازار هدف دقیق می‌رساند. بازاریابی درون گرا به این دلیل اینکه کاملا با شوق و رضایت کاربر ادامه پیدا می‌کند، بازدهی بسیار بالایی دارد و وقتی علاقه‌مندان به کسب و کار شما وارد شوند، اگر کیفیت بالایی را ارائه دهید، می‌توانید نتیجه بسیار خوبی نیز کسب کنید.قابل مشاهده و آنالیزاز بزرگترین مزایای بازاریابی درون گرا قابلیت آنالیز و بازخورد گرفتن از آن است. در بازاریابی درون گرا همه جیز را می‌توانید رضد کرده و به‌طور کامل بررسی کنید. روزانه چند بازدید کننده به سایت شما می‌آیند، کدام صفحات را می‌بینند، در هر صفحه چقدر می‌مانند و اطلاعاتی ازین قبیل. سپس تمامی مراحل را بررسی کرده و به رفع نواقص آن بپردازید.هدف‌مند بودنمهم‌ترین ویژگی بازاریابی درون‌گرا هدف‌مند بودن آن است. برعکس بازاریابی برون گرا ( بیلبورد) که طیف وسیعی از کاربران غیر هدف را پوشش می‌دهد، در این روش شما به‌طور دقیق، جامعه هدف خود را انتخاب می‌کنید.در حقیقت تک‌تک افرادی که به دنبال شما می‌آیند به بیزینس شما نیاز دارند.کلام آخراین این مقاله در مورد بازاریابی درون گرا صحبت کردیم. انتخاب اینکه کدام نوع بازاریابی انتخاب بهتری است کاملا وابسته به استراتژی‌های بیزینس شما بستگی دارد. اگر دوست داشتید در مورد بازاریابی برون گرا بخوانید می‌توانید به مقاله &quot;بازاریابی برون گرا چیست؟&quot; را مطالعه کنید.خوشحال میشم اگر این موضوع را دوست داشتید، این مقاله را لایک کرده و در کانال ویرگول من عضو شوید.</description>
                <category>غزاله ابوالفتحی</category>
                <author>غزاله ابوالفتحی</author>
                <pubDate>Sun, 11 Sep 2022 14:52:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازاریابی برون گرا چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_13831511/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%88%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-g3ohwi74uxbq</link>
                <description>در این مقاله ویژگی‌های بازاریابی برون‌گرا (Outbound Marketing) را به‌طور کامل بررسی می‌کنیم و از معایب و مزایای آن صحبت خواهیم کرد.تعریف یک خطی از بازاریابی برون‌گرا:بازاریابی برون‌گرا به روشی گفته‌ می‌شود که ارتباط بین مشتری و کسب و کار، از طریق خود کسب و کار صورت می‌گیرد.مثلا: دیدن تبلیغ بیلبوردهابازاریابی برون‌گرا چیست؟همانطور که گفته شد در بازاریابی برون‌گرا (Outbound Marketing) به  روشی از بازاریابی گفته می‌شود که در آن کسب و کار با استفاده از روش‌هایی سعی می‌کند با مشتری (Customer)  ارتباط برقرار کند.مثلا استفاده از بیلبوردهای اتوبان‌ها روشی از بازاریابی برون گراست. در این روش مشتری به‌دنبال کسب و کار شما نبوده و شما با قرار دادن خود در معرض دید وی تنها با یک روش مانند تبلیغ مستقیم توجه‌اش را جلب کرده و او را به سمت بیزینس خود می‌کشید.هدف از بازاریابی برون‌گرا، یافتن مشتری جدید برای برند است. باتوجه به نوع کسب و کار شما، هدفی که از بازاریابی مدنظرتان است و بودجه و منابع در اختیار این نوع از بارایابی مورد استفاده قار می‌گیرد.انواع روش‌های بازاریابی برون‌گرا (Outbound Marketing)اصلی‌ترین روش بازاریابی برون‌گرا اکثرا به روش تبلیغات مستقیم انجام می‌شود. یعنی کسب و کار از طریق کانال‌های تبلیغاتی تلاش می‌کند به مشتری پیام دهد.اما سوالی که ایجاد می‌شود این است که روش‌های انجام بازاریابی برون گرا یا (Outbound Marketing)چیست؟تبلیغات محیطیتمام بیلبوردها، تبلیغات روی مترو و اتوبوس، تبلیغات درون مرکز خریدها و مراکز تجاری، پوستر‌های تبلیغاتی و ... همگی مثال‌هایی از تبلیغات محیطی جهت اجرای روش بازاریابی برون‌گرا هستند. هر فردی امکان دیدن این تبلیغات را دارد و در حقیقت این دسته از تبلیغات اصلا هدفمند نبوده و صرفه اقتصادی ندارند.تبلیغات ویدیویییکی از قدیمی‌ترین روش‌های بازاریابی برون‌گرا (Outbound Marketing) استفاده از تیزرها و ویدیوهای تبلیغاتی در تلویزیون است. آگهی‌های بازرگانی که بین برنامه‌های یک شبکه پخش می‌شود، می‌تواند طیف گسترده‌ای از مخاطبین را در بر بگیرد.تبلیغات آنلایناز همه روش‌های گفته شده می‌توانید در فضای وب نیز استفاده کنید. با این مزیت که با این روش تبلیغات شما هدف‌مند در می‌شود. مثلا تبلیغات بنری درست مشابه تبلیغات محیطی ( بیلبورد و پوستر) است با این تفاوت که بجای نصب شدن در نقاط پر تردد شهری، در یک وب‌سایت با کاری دقیقا مشابه با نیاز کسب و کار شما اجرا می‌شود.تبلیغات متنی و تصویریاین دسته از تبلیغت در درون مجلات و روزنامه‌ها اجرا می‌شود با این تفاوت که به نسبت بیلبوردهای تبلیغاتی، هدفمندتر بوده و در رسانه‌های مناسب شما اجرا می‌شوند.علاوه بر همه موارد گفته شده، تبلیغات پیامکی (SMS)، ارسال ایمیل‌های تبلیغاتی (Spam) و یا پخش بروشور‌های تبلیغاتی مدل‌های دیگری از تبلیغات متنی و تصویری است که در دسته‌ی بازاریابی برون‌گرا گذاشته می‌شود.مزایا بازاریابی برون‌گرابرند سازیبرندسازی (Branding)، از مهم‌ترین مزایا بازاریابی درون‌گرا است. یعنی اگر کسب و کار شما از دسته تبلیغات تلویزیونی و یا بیلبوردها استفاده می‌کند، قطعا نتیجه بسیار خوبی در مرحله برند سازی خواهید گرفت ولی اگر شما به‌جای دسته تبلیغات محیطی از ایمیل‌مارکتینگ استفاده کنید، احتمال اینکه بازخورد خوبی جهت برندسازی بگیرید بسیار پایین است.معایب بازاریابی برون‌گرااذیت کننده بودنتفکر اینکه این روش بازاریابی موثر نیست کاملا غلط است و از این روش در همه‌جای دنیا مورد استفاده قرار می‌گیرد ولی از وجود نکات منفی آن نمی‌توان چشم‌پوشی کرد. یکی از همین نکات منفی دیدن مداوم تبلیغات است. تصور کنید شما در حال تماشای سریال مورد علاقه خود هستید و ناگهان تبلیغات مزاحم شروع می‌شود که البته شما توانایی قطع کردن آن را ندارید.پایین بودن ( ROI) یا نرخ بازگشت سرمایهنرخ بازگشت سرمایه (ROI) در بازاریابی برون‌گرا کم بوده و مقدار هزینه‌ای که باید برای جذب یک مشتری پرداخت کرد، به صورت میانگین بیشتر روش‌های دیگر بازاریابی است.بودجه تبلیغاتی بالادومین مشکل در بازاریابی برون‌گرا هزینه سنگین آن است. بالا بودن عدد اجاره بیلبورد و تبلیغات تلویزیونی باعث شده تا کسب و کارهای زیادی نتوانند آن را داشته باشند.بازدهی و اثربخشی کمبازدهی و اثربخشی کم نسبت به بودجه صرف شده یکی دیگر از معایب این مدل از بازاریابی است. از اهداف این تبلیغات تارگت کردن تمامی افراد است ولی به دلیل عدم وجود آمارگیری و آنالیز کمپین تبلیغاتی  نمی‌توان بازخورد بازار را در نظر گرفت.کلام پایانیدر این مقاله سعی داشتم مواردی که برای شناخت بازاریابی برون گرا و تصمیم‌گیری در این مورد که به  بازاریابی برون گرا نیاز دارید یا خیر را بررسی کنیم. خوشحال میشم این مطلب را برای دوستانتان بفرستید و نظرات خودتون را با من در میان بگذارید.</description>
                <category>غزاله ابوالفتحی</category>
                <author>غزاله ابوالفتحی</author>
                <pubDate>Sat, 10 Sep 2022 13:04:26 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>