<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Mosi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_14279921</link>
        <description>یک آدم معمولی که فکر میکرد میتونه متفاوت باشه!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 15:30:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4806715/avatar/RWQtbq.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Mosi</title>
            <link>https://virgool.io/@m_14279921</link>
        </image>

                    <item>
                <title>امید و آرزو.</title>
                <link>https://virgool.io/@m_14279921/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D8%A2%D8%B1%D8%B2%D9%88-oh6fa6lmxme2</link>
                <description>میگن آدم به امید زنده است. کور سویی از امید همیشه وجود داره!به نظرم، امید و آرزو تفاوت هایی دارن که مرز بین اونها خیلی کمه و تمایز رو کمی سخت میکنه برخی از اوقات.امید دست یافتنی تر به نظر میاد، اما آرزو دور دست و مبهمه که هر دو اساس ادامه دادن زندگی هستن. این روزها تفاوت بین اونها کم شده.بیشتر چیز هایی که وجود دارند دیگه امید نیستن، حتی آروزی معمولی هم نیستند! اسمش شده آرزوی محال. حتی مرزی بین خواب و بیداری وجود نداره. داستان کمپ آشوویتز دوباره تکرار شده. اون موقع کسی در خواب کابوس‌هایی بسیار بد می‌دید رو بیدار نمی‌کردند؛ چراکه می‌گفتند واقعیت اینجا بسیار بدتر از کابوس های شبانه هست و کسی سعی نمیکرد اون فرد رو بیدار کنه. این روزها بیداری و زیستن دردناک‌تر از کابوس های شبانه هست و هر امیدی به آرزو و هر آرزویی تبدیل به آرزوی محال شده. اما کاری نمیشه کرد؛ باید زنده بود چونکه میگن انسان به امید زنده است.این روزها زندگی شده کواقچ</description>
                <category>Mosi</category>
                <author>Mosi</author>
                <pubDate>Tue, 14 Apr 2026 13:18:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای هیچ!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_14279921/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%87%DB%8C%DA%86-qmtuleu3a4ts</link>
                <description>یبرای روز هایی که میگذرند و لحظاتی که تحت عنوان سال های طلایی جوانی نامیده میشوند، چیزی جز ابهام و تاریکی وجود ندارد. سال دیگری سپری شد و من طبق سالیانی که گذشت احساسی جز ناامیدی تجربه نکردم. امسال خیلی فرق داشت. میدونستم با رسیدن روز تولد باز احساس ناراحتی رو تجربه میکنم. همیشه بحث بین دوستان این بود که چرا در سالروز تولد احساس افسردگی داری. خب بالاخره مشخص شد. سال دیگری میگذرد اما به روند که نگاه میکنی و میبینی نه تنها مسیر پیشرفت رو طی نکردی بلکه در برخی از موارد پسرفت هم میکنی و ثمره تلاش تو چیزی جز اتلاف وقت نبوده و فقط یک سال دیگه زنده موندی. اما امید دارم. نه برای پیشرفت بلکه برای تغییر در همه چیز. بگذار سخت بگذره و شاید امسال تغییری رو تجربه کنی که شبیه معجزه باشه یا به واقعیت پیوستن یک کابوس همیشگی، اما مرگ یکبار و شیون هم یکبار.</description>
                <category>Mosi</category>
                <author>Mosi</author>
                <pubDate>Mon, 13 Apr 2026 11:26:33 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>