<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد مهدی کمالی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_14396324</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 23:42:32</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>محمد مهدی کمالی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_14396324</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نقش آلمان در جنگ ایران و عراق</title>
                <link>https://virgool.io/@m_14396324/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82-hpj595gb6tkc</link>
                <description>جنگ ایران و عراق از جمله جنگ‌هایی پیچیده و هولناک در تاریخ است؛ حمله شیمیایی رژیم صدام علیه ایران، جنایتی نابخشودنی ، که به سبب مشارکت شماری از کشورهای غربی و از همه مهم‌تر آلمان انجام شد.تاکنون همکاری وحمایت شیمیایی کشور‌های آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و چند کشور غربی دیگر از عراق در جریان حمله رژیم بعث به ایران مستندشده است اما قطعنامه‌های محکومیت این کشور‌ها در سازمان ملل غالبا توسط آمریکا و انگلیس مسدود و وتو شده اند.مهم‌ترین کشوری که در این جنایت علیه بشریت با اهداف سودجویانه شرکت داشت، آلمان و شرکت‌های فعال در این کشور بودند. مقاماتایران تاکید کردند که هرگز دست از پیگیری جنایت آلمان مبنی بر مسلح کردن «صدام» با سلاح‌های شیمیایی بر نمی‌دارند.•طبق گزارش «واشنگتن پست و پیپلز وُرد »، حمایت شیمیایی آلمان از عراق در دهه ۱۹۸۰ موضوعی است که اسناد و شواهد متعددیبرای آن وجود دارد؛ تا سال ۱۹۸۹، پشتیبانی آلمان از عراق در زمینه تسلیحات شیمیایی سبب شد تا این کشور به بزرگترین تولیدکنندهگاز‌های شیمیایی جنگی خاورمیانه تبدیل شود.•بر اساس آماری که در اسناد منتشر شده، شمار شرکت‌های آلمانی تامین کننده تسلیحات شیمیایی رژیم صدام در جنگ با ایران، بهرقم ۸۰ مورد رسید که نشان دهنده گستردگی این حمایت است. گزارش ۱۱ هزار صفحه‌ای ارسال شده در سال ۲۰۰۲ برای سازمان ملل،جزئیات نحوه تشویق عراق از سوی شرکت‌های آلمانی برای تولید سلاح‌ها اعم از شیمیایی و معمولی را تشریح کرد.آلمان طی دوران جنگ تحمیلی ساخت تأسیسات «سعد ۱۶» و قطعات کارخانه شیمیایی سامره را در اختیار رژیم بعث عراق قرار داد و ضمن آن نیز در زمینه صنایع موشکی با بغداد همکاری کرد. یک سخنگوی وزارت اقتصاد آلمان غریی در اعترافات خود در این باره گفته اس: یک پروژه نظامی موسوم به «سعد - ۱۶» در عراق توسط شرکت‌های آلمانی تحت پوشش یک مؤسسه وابسته به دانشگاه انجام شده است.اشپیگلبا وجود ممنوعیت به کارگیری سلاح‌های شیمیایی توسط سازمان ملل، در جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران، به طور مکرر این سلاح‌ها توسط رژیم بعث مورد استفاده قرار می‌گرفت. اکنون روشن شده است دول غربی که به طور همه جانبه از رژیم بعث حمایت می‌کردند، در تجهیز شیمایی عراق نقش فعالی داشتند.از جمله کشورهایی که در کنار دیگر کشورها مثل امریکا، فرانسه و انگلیس به تجهیز رژیم بعث پرداخت آلمان بود که حتی رسانه‌ها و برخی مقامات آلمان هم به آن اعتراف کردند.مجله &quot;اشپیگل&quot; چاپ آلمان ذیل یکی از گزارش‌های خود درباره جزئیات تجهیز رژیم بعث به سلاح‌های شیمیایی توسط آلمان نوشت: یک عراقی به نام علی قاضی گرفتار زندان صدام می‌شود که با وساطت رئیس‌جمهوری و وزیر امور خارجه آلمان از مرگ نجات پیدا می‌کند. پس از بازگشتش به آلمان با همکاری یک افسر عضو سازمان ضدجاسوسی آلمان غربی، ترتیب صدور یک کارخانه تهیه سلاح‌های شیمیائی به عراق داده می‌شود.به گزارش &quot;اشپیگل&quot; علی قاضی پس از بازگشت به آلمان بلافاصله با کمک یک عضو ارتش سازمان ضدجاسوسی آلمان در شهر هامبورگ شرکت صادرات و واردات تأسیس می‌کند و از طریق این‌ شرکت از &quot;کنسرن معروف فورستای آلمان&quot; وسائل یک کارخانه بزرگ تولید اسلحه شیمیایی را خریداری می‌کند. این کارخانه قادر است سالیانه یک میلیون و هفتصد و شصت هزار تن مواد شیمیایی را به گازهای کشنده خردل و تابون مبدل سازد. بنابر این گزارش، صدور و حمل چنین کارخانه عظیمی به یک‌باره صورت نگرفته بلکه در قطعات و دفعات متعدد به واسطه ترکیه به عراق صادر می‌شد.مجله&quot;اشپیگل&quot; در گزارش دیگری نوشت: اینک در عراق در &quot;سلمان پاک&quot; در ساحل رودخانه دجله آزمایشگاه‌های تحقیقاتی تهیه گاز شیمیایی قرار دارد. در شهر &quot;فلوجا&quot; مواد خام اولیه تهیه می‌شود و بالاخره در شهر &quot;سامره&quot; گازهای خردل و گاز عصبی تابون به‌طور انبوه تولید می‌شود. بنابر این گزارش در هر سه شهر، شرکت‌های مختلف آلمان غربی حضور داشته و در ساختمان و تکمیل این کارخانه از آزمایشگاه تا تولید انبوه سهیم بوده‌اند.بمباران شیمیایی از «سردشت» تا «فاو»: عراق در طول جنگ ۳۵۰۰ بار به ایران حمله شیمیایی اهدایی المان‌ها کرد که ۳۰ مورد از آن‌ها در مناطق مسکونی بوده است. ‬‬بمباران شیمیایی سردشت: بزرگترین، وحشیانه‌ترین و غیرانسانی‌‎ترین اقدام نظامی رژیم بعث عراق در جنگ تحمیلی استفاده از سلاح کشتار جمعی به ویژه سلاح شیمیایی بود؛ در یکی از این حمله‌ها نیروی هوایی عراق در هفتم تیر سال ۱۳۶۶ با استفاده از سلاح شیمیایی در چهار منطقه کردنشین سردشت از توابع آذربایجان غربی، هزاران مصدوم بر جای گذاشت تا از شهری که ۱۲ هزار تن جمعیت داشت طبق آمار رسمی هشت هزار و ۲۵ تن مصدوم و از این تعداد ۱۳۰ تن در همان لحظات اولیه شهید شدند. سردشت نخستین شهری بود که پس از جنگ جهانی دوم در دنیا بمباران شیمیایی شد.بمباران شیمیایی حلبچه: در ۲۵ اسفند ۱۳۶۶ توسط نیروی هوایی حکومت بعث عراق به‌نام عملیات انفال بر ضد ساکنان مناطق کردنشین عراق انجام گرفت. در پی این حمله حدود پنج هزار تن از مردم حلبچه که غیرنظامی بودند کشته شدند و نزدیک به هفت هزار تا ۱۰ هزار نفر را زخمی کرد که اکثراً از غیرنظامیان بودند. صد‌ها تن دیگر بر اثر عواقب، بیماری‌ها و نقص جسم در هنگام تولد در سال‌ها پس از حمله کشته شدند. حادثه‌ای که به صورت رسمی به عنوان نسل‌کشی مردم کرد عراق شناخته شد و هنوز به عنوان بزرگترین حمله شیمیایی مستقیم به یک منطقه شهرنشین در تاریخ باقی‌مانده‌است.نام دولت آلمان در فهرست حامیان تسلیحاتی و شیمیایی صدام جنایتکار، برجسته است؛ آلمان سهم ویژه‌ای در تجهیز زرادخانه صدام متجاوز داشت و به همراه آمریکا، از بزرگترین تامین کنندگان تسلیحات شیمیایی و بیولوژیک صدام بود.چند سال پس از پایان جنگ تحمیلی، یک موسسه مرتبط با مسائل نظامی خاورمیانه در پاریس با نام «وزینتال» طی گزارش مبسوطی اعلام کرد که از ۲۰۷ شرکت طرف قرارداد با رژیم صدام برای تسلیح شیمیایی ارتش بعثی عراق، ۸۶ شرکت آلمانی بودند.همچنین در اسفند سال ۱۳۶۵ در میانه‌های جنگ، یک نشریه آلمانی با نام «اشترن» گزارشی از تسلیحات شیمیایی عراق و کارخانه صنایع شیمیایی این کشور در ۱۲۰ کیلومتری شمال بغداد، منتشر کرد. کارخانه‌ای به وسعت ۲۵ کیلومترمربع که در آن دو ردیف سیم خاردار بلند نصب شده و به وسیله موشک‌های زمین به هوا محافظت می‌شد.گردآورنده:محمد مهدی کمالی استاد راهنما:علی‌اکبر حسنونددانشگاه آزاد واحد تهران مرکز</description>
                <category>محمد مهدی کمالی</category>
                <author>محمد مهدی کمالی</author>
                <pubDate>Sat, 21 Jan 2023 14:16:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا سازمان مجاهدین خلق جاسوس هستند ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_14396324/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%84%D9%82-%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D9%88%D8%B3-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-gvtwf50qjphv</link>
                <description>سازمان مجاهدین خلق ایران سازمان سیاسی اسلام‌گراو چپ‌گرا با ساختار شبه‌نظامی است. رهبری این سازمان با مسعود رجوی و مریم رجوی است. از سال ۱۳۸۲ زنده بودن مسعود رجوی در پرده ابهام قرار دارد و در غیاب وی همسرش مریم رجوی عملاً رهبری این سازمان را برعهده دارد.از ۱۵ شهریور ۱۳۹۶ دبیرکل این سازمان زهرا مریخی است.سازمان مجاهدین پس از شکل‌گیری، به اقدام مسلحانه بر ضد دودمان پهلوی پرداخت. در سال ۱۳۵۱ سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک)، موفق به دستگیری رهبران اولیه این سازمان شده و به حکم دادگاه نظامی وقت، به جُرم «اقدام علیه امنیت کشور، اعمال تروریستی (ترور اتباع ایرانی و آمریکایی)»، به اعدام، محکوم و برخی نیز زندانی شدند. در سال ۱۳۵۴ خورشیدی، برخی به رهبریِ تقی شهرام و بهرام آرام، اقدام به ترور و حذف اعضای مذهبی، از جمله، مجید شریف واقفی در بیرون زندان کردند و با به‌دست گرفتن بخشی از سازمان، بیانیهٔ اعلام تغییر ایدئولوژی از اسلام به مارکسیسم را منتشر کردند. پس از آن، اعضای سازمان به دو دسته: مارکسیست به رهبری تقی شهرام و بهرام آرام و نیز مسلمان به رهبری مسعود رجوی و موسی خیابانی، تقسیم شدند.سازمان مجاهدین خلق با هدف کسب اطلاعات برای رژیم بعث عراق و توسعه نیروی انسانی خود اقدام به تضعیف روحیه اسرای ایرانی و حتی شکنجه جسمی و روحی آنان در زندان‌های رژیم بعث کردسازمان مجاهدین خلق (منافقین) سال 1365 از فرانسه به عراق منتقل شد تا در کنار ارتش رژیم بعث، علیه نظام جمهوری اسلامی ایران اقدام و زمینه را برای تحقق هدف اصلی خود یعنی براندازی نظام و به قدرت رسیدن در ایران فراهم کند.در این راستا، سازمان منافقین در سال 1366 ارتش آزادی‌بخش را تشکیل داد و یک سال پس از آن، دو عملیات چلچراغ و آفتاب را با پشتیبانی ارتش عراق در مناطق فکه و مهران علیه ایران اجرا کرد.در ادامه سازمان که قرار بود ابتدای مهر سال 67 عملیات اصلی خود (فروغ جاویدان) را با هدف براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران اجرا کند، با پذیرش قطعنامه 598 توسط ایران، عملیات را زودتر و در روزهای نخست مرداد 67 اجرا کرد، اما با مقاومت و عملیات رزمندگان ایرانی با شکست سختی روبرو شد.سازمان مجاهدین خلق از زمان ورود به عراق تا سقوط صدام، از هیچ همکاری با رژیم بعث عراق خودداری نکرد. سرکوب قیام مردم کردستان عراق، مقابله با انتفاضه شعبانیه شیعیان عراق، شنود مخابراتی و تخلیه اطلاعاتی و حتی شکنجه اسرای ایرانی از جمله اقدامات منافقین در همکاری و یا به عبارت دیگر مزدوری صدام بود.سازمان علاوه بر انجام عملیات‌هایی علیه ایران، اقدام به جاسوسی برای صدام کرد. باتوجه به اهمیت تخلیه تلفنی، علیرغم مشکلات متنوع عراقی‌ها، بهترین و گسترده‌ترین امکانات بدین منظور با دستور صدام حسین در اختیار منافقین قرار گرفت.یکی از وظایف اصلی مقرهای مختلف سازمان در مناطق همجوار با ایران، تخلیه تلفنی و جمع‌آوری اطلاعات جبهه و جنگ بود. راه‌اندازی شبکه ارتباطات بین پادگان‌ها و مقرهای تاکتیکی سازمان در عراق علاوه بر نقش کاربردی در انسجام تشکیلاتی، تاثیر بسزایی در انتقال سریع اطلاعات به دست آمده از جاسوسی‌ها و تخلیه تلفنی و انتقال به موقع اطلاعات به سرویس اطلاعاتی عراق داشت.اما اقدام دیگری که منافقین در قبال هم‌وطنانان خود در زندان‌های رژیم بعث عراق انجام می‌دادند، شکنجه آنان بود. این شکنجه‌ها جسمی و بیشتر و مهمتر از همه روحی بود.منافقین در برخورد با اسرای ایرانی به دنبال دو هدف بودند. نخست اینکه از آنان برای رژیم بعث عراق کسب اطلاعات کنند و دوم اینکه از بین اسرا، نیرو جذب کنند. فریب و شکنجه روحی دو روش منافقین برای دستیابی به این اهداف بود. آنان تلاش داشتند با تضعیف روحیه اسرا، هم اطلاعات کسب کنند و هم نیرو جذب کنند، اما به اعتراف اعضای جداشده سازمان تنها تعداد کمی از اسرا که زیرشکنجه بعثی‌ها تحت فشار بودند، در برابر عملیات‌ روانی منافقین کم آوردند و به امید اینکه با رفتن به پادگان اشرف به کشور بازخواهند گشت، به آنان پیوستند.چهره‌های اصلی سازمان مجاهدین خلق با حضور در اردوگاه‌های عراقی برای اسرا سخنرانی می‌کردند که در بسیاری از خاطرات آزادگان به این موضوع و همچنین حضور شیخ علی تهرانی در اردوگاه‌ها اشاره شده است. افراد درجه یک سازمان با دادن وعده و وعید تلاش می‌کردند اسرا را به خود جذب کنند و اگر موفق نمی‌شدند با تاکتیک‌های شکنجه روانی تلاش خود را ادامه می‌دادند.یکی دیگر از اقداماتی که اعضای سازمان علاوه بر انتشار اخبار کذب از ایران برای تضعیف روحیه اسرا انجام می‌دادند، سانسور نامه‌های اسرای ایرانی بود. آنان به دلیل آشنایی به زبان فارسی، در نامه‌های اسرای اردوگاه‌ها دست می‌بردند و مطالبی نادرست و غیرواقع اضافه می‌کردند.منافقین از هر اقدام و روشی استفاده می‌کردند تا هم با کسب اطلاعات از اسرا به بعثی‌ها خوش‌خدمتی کرده باشند و هم بتوانند تعدادی نیرو برای سازمان جذب کنند. در کتاب‌های خاطرات بسیاری از آزادگان از جمله کتاب &quot;پایی که جا ماند&quot; یادداشت‌های روزانه سیدناصر حسینی‌پور به بسیاری از اقدامات منافقین در اردوگاه‌های رژیم بعث عراق اشاره شده است.به هر حال آنچه بر می آید این است که سازمان مجاهدین خلق اول به منظور ایجاد جمهوری و دموکراسی و نابودی شاهنشاهی در ایران توسط گروهی چپگرا تشکیل شد. این گروه در انقلاب اسلامی سال 1979، شرکت موثری داشت. منتهی ایدئولوژی مجاهدین، مخلوطی از مارکسیسم و اسلام بود که مانع از پیوستن ایشان به دولت بعد از انقلاب شد و رهبر اصلی اش توسط نظام اعدام شد. اما بعد از انقلاب با غلبه افکار مارکسیستی و انشعاب درون گروهی سازمان و تغییر یافتن رهبران ابتدایی باعث تغییر خط مشی سازمان گردید. بدیهی است مجاهدین خلق پیش از انقلاب تاثیر بسیاری بر نابودی رژیم طاغوت و برپایی جمهوری در ایران داشته اند که پس از انقلاب سازمان تبدیل به سازمانی با شاخه های نظامی اختلاف گرا با حکومت و رژیم فعلی شدند. و با تغییر مکان به عراق و پاریس به شکل نظام مندی مستقر شدند. صدام حسین ولی نعمت اصلی مجاهدین خلق بود و عراق ایشان را از لحاظ پایگاه و اسلحه ساپورت می کرد. . ایشان هنوز هم چندین هزار نیروی تربیت شده در عراق دارند.این سازمان به وسیله حکومت پهلوی سابق و جمهوری اسلامی ایران و دولت عراق به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته شده‌است. برخی دولت‌های غربی نیز برای حدود یک دهه این سازمان را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار داده بودند اما بعداً این سازمان را از این فهرست خارج کردندگردآورنده: محمد مهدی کمالیاستاد: علی اکبر حسنوند</description>
                <category>محمد مهدی کمالی</category>
                <author>محمد مهدی کمالی</author>
                <pubDate>Sun, 15 Jan 2023 16:23:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مصاحبه امیر مسعود بختیاری</title>
                <link>https://virgool.io/@m_14396324/%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-q4ciehfktib3</link>
                <description>مسعود بختیاری متولد سال &quot;1320&quot; در تهران هستند در سال &quot;1338&quot; وارد دانشگاه ارتش نیروی زمینی شدند و در سال &quot;1341&quot; با درجه ستوان 2 فارغ التحصیل شدند .دوره های مختلف آموزشی و تحصیلی در داخل و خارج طی کردند. در زمان جنگ ایران و عراق از فرماندهان ارشد ارتش جمهوری اسلامی ایران بودند، و ریاست عملیات نیروی زمینی ارتش را بر عهده داشتند . و بعد از جنگ وارد دانشگاه فرماندهی و ستاد ارتش شدند و در سال &quot;1380&quot; با 41 سال خدمت بازنشسته شدند.ایشان در عملیات های بیت المقدس و عملیات طریق القدس حضور داشتندو جز طراحان عملیات بیت المقدس بودند.از نظر ایشان ارتش وظیفه حفظ و حراست و صیانت از مرزهای زمینی و هوایی و دریایی کشور و حاکمیت را دارد . و اگر ارتش نبود بعدازانقلاب شاید ایران به این شکل وجود نداشت.سوال مجری از مسعود بختیاری در مورد این که آیا گرفتاری و ضعف ارتش باعث ناکامی و عدم موفقیت سال اول جنگ شد، ایشان فرمودند:عراق در 31 شهریور 1359 به ایران حمله کرد و در همان بعدازظهر یعنی چهار ساعت بعد هواپیماهای ایران پایگاههای شعیبه و کرکوک را بمب باران می کنند. و روز بعد در 1 مهر ایران با 300 سورتی پرواز یعنی 140 فروند به عراق حمله می کنند ،و این شوکی که به صدام حسین وارد می شود تمرکزشان را به هم می ریزد ،و این مقاومت باعث می شود که در روز 6 جنگ صدام حسین تقاضای آتش بس می کند. با وجود این که به اهداف خود نرسیده بود ،(ارتش عراق در سال اول جنگ اهداف بلندی داشت و می خواست مسجد سلیمان ،بهبهان دو کوهه در خوزستان را جدا کند ،اما نتوانست.) بلکه فهمیده بود که جنگ را نمی برد.بنا بر این عدم موفقیت ایران در سال اول جنگ درست نیست.ما جلوی پیشروی ارتش عراق را گرفتیم و برتری نیروی هوایی ایران نسبت به نیروی هوایی عراق و نیروی دریایی ایران در 67 روز اول جنگ ، نیروی دریای عراق را از خاک خلیج فارس خارج کرده و اسکله البکر و الامیه را منهدم کرده و صدور نفت عراق را قطع کرده ایم . در کنار این فتح ارتفاعات میمک و فتح تپه های الله اکبر و فتح سر پل هایی در غرب رودخانه کرخه که زمینه سازی درباره فتح المبین می شود. که این ها همه پیروزی است.و ما در 2 تا 6 ماه اول جلوی ارتش مجهز عراق را گرفتیم.یکی از تعاریفی که امروزه در ادبیات نظامی از پیروزی میشود این است که ،مانع دشمن برای رسیدن به اهداف استراتژیکش شویم و ارتش ایران مانع این قضیه شد.این که می گوییم ارتش و روی آن تایید داریم برای این است که نیروی بسیج مردمی فاقد سلاح و مهارت برای اینکار هستندو سپاه پاسداران هم در آغاز این راه است. سپاه به صورت شورایی بود و در آغاز جنگ 2یا3 ماه است که سپاه سازمان فرماندهی خود را کامل کرده است.جواب امیر برای سوالی که مجری پرسیدند در مورد این که ارتش نقشه طراحی کرده تا در همان عملیات تا خود بصره برود ،فرمودند:درست است طراحی کرده برای این که مطابق توان خود حرکت می کند.شما اگر در تحلیل جنگ روحیه انقلابی و شور حال انقلاب که در فضا کشور حاکم بود را نادیده بگیرید همیشه یک پایش لنگ است. بنابر این زیر فشار افکار عمومی روی نقشه ام طرحی میکشم که سر فلش تابصره است که اگر شد تا آنجا هم برویم .امیر مسعود بختیاری درمورد سوال مجری و صحبت امیر الحسین مفید که فرمودند قبل جنگ ایراد را به فرماندهی و راس کار گرفتند در صورتی که شما می گویید سال اول جنگ ما پیروز بودیم ،این طور جواب دادند:من حرف ایشان را نقض نمیکنم . ما سال اول را بسته به شرایط موفق بودیم . موفقیت این نیست که ارتش عراق را بیرون کنیم و بگویید با روحیه انقلابی چطور می شود تانک و هواپیما را هدایت کرد؟لشگر های عراق قبل از جنگ از منطق مختلف عراق به پشت مرزهای ایران گسیل شدند و آرایش گرفتند. در حالی که ما با چهار لشگر که در دست باقی مانده و چند سیاهی لشگر نمی توانستیم 12 لشگر عراقی را از کشور بیرون کنیم، مهم ترين پيروزي ايران در سال اول جنگ كه هنوز نيروهاي مردمي سازماندهي نشده بودند.شكست استراتژي عراق در پيروزي در جنگ برق آسا بود.ایشان همچنین کتاب‌هایی با موضع عملیات بیت المقدس، عملیات طریق القدس و آزاد سازی شهرمرزی بستان و نیز کتاب‌هایی با عنوان درس‌هایی از جنگ ایران و عراق و هشت سال دفاع مقدس نگاشته که در آن به موضوعات مختلف پیرامون نقش ارتش جمهوری اسلامی ایران در جنگ پرداخته شده است.دانشجو : محمد مهدی کمالیاستاد : علی اکبر حسنوندکلاس نه و ده دقیقه روز های یکشنبهدانشگاه ازاد واحد تهران مرکز</description>
                <category>محمد مهدی کمالی</category>
                <author>محمد مهدی کمالی</author>
                <pubDate>Sun, 15 Jan 2023 15:58:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گردان دژ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_14396324/%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DA%98-d8kmonbm9p4n</link>
                <description>گردان ۱۵۱ دژ گردان پیاده زیرمجموعه لشکر ۹۲ زرهی اهواز از نیروی زمینی ارتش ایران بودکه در خلال جنگ ایران و عراق وظیفه حفاظت از جاده شلمچه به خرمشهر را برعهده داشت.گردان ۱۵۱ دژ خرمشهر در سال ۱۳۴۹ تأسیس شد. این گردان شامل ۵ گروهان؛ ۴ گروهان تفنگدار و یک گروهان ارکان بود، که بخشی از پوشش نیروی زمینی ارتش از خط مرزی شلمچه تا طلائیه را برعهده داشت و برای انجام این مأموریت به ۳۲ پاسگاه تقسیم شده بود. مأموریت این گردان در زمان درگیری، انجام عملیات تأخیری و حفظ خطوط مرزی به مدت ۴۸ ساعت بود. برای کنترل مأموریت این گردان، دو پاسگاه یا دو دژ مرکزی در نظر گرفته شده بود، که یکی از آنها در شلمچه و دیگری در کوشک مستقر بود. فاصله دژهای ۳۲ گانه از یکدیگر، سه کیلومتر و استعداد هر دژ ۱۴ نفر نیروی انسانی شامل دو نفر افسر یا درجه‌دار و ۱۲ نفر سرباز، که همگی خدمه تفنگ ۱۰۶ میلی‌متری و سلاح‌های موجود بودند. سلاح سازمانی هر دو دژ یک قبضه تفنگ ۱۰۶ و یک دستگاه تانک، همچنین سلاح سازمانی دژهای مرکزی علاوه بر حداقل دو قبضه تفنگ ۱۰۶، یک دستگاه تانک، یک قبضه خمپاره ۸۱ میلی‌متری و یک قبضه خمپاره ۱۲۰ میلی‌متری بود و برای هر دژ نیز یک قبضه تیربار کالیبر ۵۰ میلی‌متری اختصاص داده شده بود. گردان ۱۵۱ دژ در هنگام شروع جنگ ایران و عراق، وظیفه حفاظت از مرزهای ایران در استان خوزستان، حد فاصل شلمچه تا کوشک را برعهده داشت. در واقع راه زمینی اصلی که یگان‌های نیروی زمینی عراق قصد داشتند از طریق آن از نقطه مرزی شلمچه به سوی خرمشهر پیشروی و آن شهر را تصرف کنند، در محدوده استحفاظی و مأموریت این گردان قرار داشت.مرز ایران و عراق از زمان حکومت محمدرضا شاه و بعد از عهدنامه ۱۹۷۵ الجزایر بین دو کشور، دارای یک دژ (نوعی خاکریز و استحکامات مرزی) بود، که در حد فاصل نیروهای ایران و عراق کشیده شده بود. این دژ به یک دژ مرکزی و دژهای فرعی تقسیم شده بود و مسئولیت دفاع از این دژها، برعهده گردان ۱۵۱ بود، که نیروهای آن در پادگانی به نام پادگان دژ مستقر شده بودند.ارتش عراق که در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ حمله خود را برای اشغال خرمشهر آغاز کرد، با دفاع شدید نیروهای گردان ۱۵۱ روبه‌رو شد. این دفاع یک ماه تمام و تا ۳۰ مهرماه ۱۳۵۸ ادامه یافت. گردان دژ که با حمله لشکر ۳ زرهی و تیپ ۳۳ نیروی مخصوص عراق روبه‌رو شده بود و همزمان با توپخانه و نیروی هوایی عراق، گلوله‌باران و بمباران می‌شد، ۳۰ شبانه روز در برابر نیروهای عراقی جنگید و از محدوده گسترده نوار مرزی و از جمله جاده ۱۷ کیلومتری شلمچه به خرمشهر دفاع کرد، تا مانع ورود نیروهای عراقی به خرمشهر شود.شدت درگیری گردان دژ با نیروهای عراقی در این ۳۰ روز چنان بود، که فقط در هفته اول جنگ، پنج بار فرماندهی این گردان به دلیل کشته یا مجروح شدن فرماندهان، تغییر کرد. نام آن پنج فرمانده که یکی پس از دیگری کشته یا مجروح شدند؛ سرهنگ جاموسی، سرگرد چهارمحالی، سرگرد شاهان، سروان کبریایی و ستوان گیوتاج بود، که این آخرین فرمانده در واقع پزشک گردان و افسر وظیفه بود، که در نبود فرماندهان بالاترش مجبور شد فرماندهی گردان را برعهده بگیرد. در این دفاع ۳۰ روزه از ۱۹ افسر گردان ۱۵۱ دژ، فقط یک افسر زنده ماند.در تاریخ 17 مهرماه عراقی‎ها با شکستن دیوار دفاعی پادگان توانستند وارد پادگان شوند. اما با پاتک به موقع نیروهای موجود در پادگان از پیش‎روی آنان جلوگیری و با درگیری و مقاومت جان بر کفان، دشمن به عقب رانده شد. در این درگیری که توام با رشادت رزمندگان گردان دژ همراه بود، رزمندگان توانستنه بودند یک سرگرد عراقی را نیز به اسارت درآورند. این حملات و درگیری‎ها طی چند مرحله تکرار شد و هربار نیروهای دژ با دادن تلفات بسیار بالا مقاومت می‎کردند. دشمن علاوه بر پادگان از چند طرف دیگر نیز وارد شهر شده و کودکان و غیر نظامیان بی گناه خرمشهر را که از تخلیه شهر غافل مانده بودند به گلوله بسته بود. برای پرسنل پادگان دژ دفاع از خرمشهر جدا از دفاع پادگان نبود. ارتش عراق با نهایت نیروها، تجهیزات و مهمات در روز بیست و سوم از زمین و هوا خرمشهر را زیر آتش خود گرفته بود. در این روز مقاومت در خرمشهر آنقدر پیچیده شده بود که ارتش، سپاه، مردم، همه و همه با هم ادغام شده بودند تا از سقوط خرمشهر جلوگیری کنند. این ادغام را می‎توان از اولین پیوندها و «تلفیق‎های مقدس» نامید که در خرمشهر رغم خورد. در روز 24 مهرماه سرانجام پادگان دژ با بمباران شدید هوایی و از دست دادن بیشتر نیروها به جز قسمت کوچکی از ترابری پادگان به دست دشمن افتاد. دشمن تا قبل از سقوط پادگان جسارت اجرای عملیات‎های سنگین و متعدد بر روی خرمشهر را نداشت، ولی به محض سقوط پادگان جرات پیدا کرده و خرمشهر را زیر آتش سنگین خود گرفت. روز 24 مهرماه را روز خونین شهر نامیده‎اند زیرا در این روز با سقوط پادگان دژ عملا بنیان مقاومت خرمشهر فرو ریخت و دشمن توانست با حملات ناجوانمردانه و گسترده خود تعداد زیادی از نظامیان و غیر نظامیان حاضر در خرمشهر را به شهادت برساند. روز بیست و چهارم روز خون، حماسه و شهادت بود. آسفالت خیابان‎ها از خون شهیدانی قرمز شده بود که جان خود را فدای اسلام، میهن و انقلاب کردند. در این روز بود که فرمانده نیروهای متجاوز با غرور گزارش داد: دستورتان اجرا شد ما اکنون وارد محمره (خرمشهر) شدیم. بلافاصله ستاد تبلیغات جنگ دستور تخلیه کلی شهر را صادر کرد. بیش از 200 نفر از رزمندگان مردمی و بسیجی به همت تکاوران نیروی دریایی ارتش که در آن روز تعداد زیادی از آنان شهید شده بودند به وسیله قایق از محاصره دشمن رهایی یافته و تخلیه شدند.با سقوط پادگان دژ که عملا دیوار دفاعی و مقاومت خرمشهر به حساب می‎آمد نیروهای بازمانده شهر را تخیله کرده و سرانجام خرمشهر در تاریخ 4 آبان ماه پس از 34 روز مقاومت که عملا 48 روز بود سقوط کرد. ستوان زارعیان که از آخرین نفرات خارج شده خرمشهر بود روی دیوارهای شهر نوشت خرمشهر ما دوباره باز می‎گردیم و این چنین شهر را ترک کردندبخشی از خاطرات سرهنگ علی قمری آخرین بازمانده‌ی گردان دژدرگیری در کشتارگاه به شدت ادامه داشت. مجبور شدیم باز هم تقاضای کمک کنیم. در آن ساعات که همه رزمندگان و مدافعان در نقاط مختلف درگیر بودند، تعدادی از تکاوران نیروی دریایی و ژاندارمری و شهربانی به کمک ما آمدند. با این حال نتوانستیم عراقی ها را پس بزنیم و مجبور شدیم ساعات ۳:۳۰ نصف شب به مسحد جامع برگردیم. به این ترتیب ما هم ناخواسته به جمع نیروهای مسجد جامع اضافه شدیم. در مسجد جامع آب و غذایی به ما دادند و توانستیم حدود دو ساعت بخوابیم. دو ساعت خواب برای افرادی که چند روز است نخوابیده‌ اند درمان بود.سرهنگ علی قمری، قهرمان خرمشهر قهرمان ایران زمین و اسوه ارتش شب ۲۰ تیرماه به علت بیماری دار فانی را وداع گفت و به دیدار همرزمان شهید خود شتافت.سرهنگ قمریدر طول هشت سال جنگ تحمیلی، شاهد وجود یگان‌ها و نیروهای زیادی بودیم که در مقابل دشمن تا پای جان ایستادند و حماسه آفریدند: اما گردان 151 پیاده دژ خرمشهر به یقیین نخستین یگانی است که در آغاز جنگ این حماسه را رقم زد.پادگانی است به وسعت یک ارتش و برابر با تمام ارزش‎ها و آرمانهایی که سربازان آن خون پاک خویش را برای پایداری آن نثار کردند. در گوشه و کنار این پادگان لاله‎هایی پرپر شدند تا نام این پادگان برای همیشه سبز و جاویدان باقی بماند. دژهایی که تا ابدیت نماد مقاومت، پایداری و شجاعت نیروهایش باقی خواهند ماند. دژهایی که اگر زبان داشتند و لب به سخن می‎گشودند از فداکاری و رشادتهای کسانی حکایت می‎کردند که حماسه‎ها آفریدند، از آن لحظات پر التهاب می‎گفتند، از ایامی حکایت می‎کردند که در هر گوشه از این پادگان و دژها پیکر پاک شهیدی زمین را به آغوش می‎کشید و روحش به سوی ملکوت پرواز می‎کرد. این دژها زبان گویای مظلومیت و غربت افسران و سربازان این پادگانند که جانانه از مرزهای میهن خود تا آخرین قطره خون دفاع کردند، پادگان دژ یادآور اولین گلوله‎هایی است که به سمت میهنمان شلیک شد، یادآور شهید استوار خسروی که می‎گفت: «من زنده باشم و تو به خاکم تجاوز کنی؟» و یا یادآور سخن شهید ستوان امیری که در آخرین ساعات زندگیش گفت: «ایران کشوری فراخ و بزرگ است ولی جایی برای عقب نشینی امیری وجود ندارد» طنین صدای این دلاورمردان نیروی زمینی ارتش هنوز هم در خاک پهناور خرمشهر شنیده می‎شود.گردآورنده : محمد مهدی کمالیاستاد راهنما:استاد علی اکبر حسنونددانشگاه آزاد تهران مرکز#استاد علی اکبر حسنوند</description>
                <category>محمد مهدی کمالی</category>
                <author>محمد مهدی کمالی</author>
                <pubDate>Sun, 15 Jan 2023 13:57:07 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>