<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آیدا عظیمی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_15655291</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 06:09:53</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>آیدا عظیمی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_15655291</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:پسرک،موش کور،روباه و اسب</title>
                <link>https://virgool.io/@m_15655291/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%D9%BE%D8%B3%D8%B1%DA%A9%D9%85%D9%88%D8%B4-%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%B1%D9%88%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%A8-hy7w9qkajjpc</link>
                <description> https://taaghche.com/book/71446/%D9%BE%D8%B3%D8%B1%DA%A9%D8%8C-%D9%85%D9%88%D8%B4-%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%A8 سلام گرم من خدمت تمام خوانندگان عزیز آیدا عظیمی هستم و این مطلب را برای چالش کتابخوانی طاقچه می نویسم.کتابی را که من برای چالش این ماه برگزیدم کتاب پسرک،موش کور،روباه و اسب اثر چارلی مکسی است.این کتاب در رده ی سنی کودک و نوجوان قرار داده شد اما دیری نپائید که راه خود را در میان خوانندگان بزرگسال باز کرد.در واقع این کتاب آنقدر دوست داشتنی است که هر شخص با هر سنی از خواندن آن لذت می برد.به قول خود چارلی مکسی در ابتدای کتابش این کتاب برای همه است.چه هشتاد سالتان باشد،چه هشت سال.?من این کتاب را به همراه خواهر و برادر کوچک ترم خواندم.تجربه ای خانوادگی و فراموش نشدنی برای هرسه نفرمان.?ما با هم و در کنار هم درس های زندگی را با ساده ترین جملات از این کتاب آموختیم.درس هایی را که در کتب دیگر گاهی در هزاران صفحه طول تفصیل پیدا می کنند تا مخاطبان متوجه شوند اما چارلی مکسی در چند جمله ی کوتاه نوشته است.این کتاب مصداق بارز ضرب المثل کم گوی و گزیده گوی چون در می باشد‌.هر صفحه ای را که می خواندیم چند دقیقه ای راجع به آن فکر می کردیم  و سپس ما هم با جملات ساده همچون جملات خود کتاب برداشت های مان را بیان می کردیم.قشنگ ترین قسمت بحث برای من آن زمان هایی بود که خواهر پنج ساله ام با زبان شیرین و کودکانه اش جملات را تفسیر می نمود.گفت و گو در جاهایی شور و حرارت زیادی به خود می گرفت و این یعنی این کتاب حتی در نزدیک کردن اعضای خانواده هم تاثیر گذار است. :) کتاب پسرک،موش کور،روباه و اسب گفت و گو محور است و از دیالوگ های بین چهار شخصیت خود تشکیل شده است.ابتدا پسرک گم شده وارد داستان می شود،چندی بعد موش کور به او ملحق شده،نفر سوم روباه است که پا به قصه می گذارد و در آخر هم اسب آشنایی مخاطب با شخصیت ها را تکمیل می نماید.یعنی دقیقاً به همان ترتیبی وارد کتاب می شوند که اسامی شان در نام کتاب آمده است‌.این یک انتخاب هوشمندانه برای اسم کتاب می باشد که نویسنده داشته.همچنین این هوشمندی از منظر دیگری هم قابل تأمل است.اینکه نام کتاب از ترکیب نام هر چهار شخصیت آن تشکیل شده و می توان نامش را شالوده ای از محتوای کل کتاب دانست.چارلی مکسی پس از مقدمه ای کوتاه سر وقت اصل قصه می رود.قصه همان طور که پیش تر گفتم با دیدار پسرک و موش کور آغاز می شود‌.موش کور گفت:«من خیلی کوچیکم.»پسرک گفت:«آره،ولی با بودنت تغییر بزرگی ایجاد می کنی.»این هم اولین درس این کتاب?جالب بود نه؟!همه اش بیست کلمه هم نمی شود اما می توان ساعت ها به آن اندیشید.هر کدام از ما هرچقدر هم کوچک باشیم اما تکه ای از یک کل مهم هستیم که حضورمان تغییر بزرگی در دنیا پدید می آورد حتی اگر خودمان متوجه نشویم.موش کور:«دوست داری بزرگ شدی چی بشی؟»پسرک گفت:«می خوام مهربون باشم.»و درس دوم زندگی ? نویسنده با همین سادگی و صمیمیت چیزی عمیق و مهم را به خواننده آموخت.اینکه مهربان بودن بهترین انتخاب زندگی است.مهم ترین تصمیم پسرک برای بزرگسالی او این است که مهربان باشد.همچنان که قصه به پیش می رود در هر صفحه و به همین صورت در اوج کوتاهی و خلاصه نویسی موضوعی فوق العاده زیبا بیان می شود.شاید این موضوعات تکراری به نظر برسند اما حتی اگر تکراری هم باشند،خواندنشان در این کتاب باعث یادآوری به ما می شود.این یادآوری خود تلنگری برای تفکر حول محور آن هاست.و تفکر هم پیش زمینه تغییر می شود.محتوای این کتاب در ابتدا پست هایی بود که چارلی مکسی در صفحه اجتماعی خود در فضای مجازی منتشر کرده بود اما وقتی با استقبال مخاطبان رو به رو شد تصمیم گرفت تا آن مجموعه پست ها را به صورت کتاب در آورد. او معتقد است که کاراکتر های کتابش مثل همه ی ما هستند و هر کدام ما می توانیم یکی را نماینده ی شخصیت خود بدانیم یا اینکه خود را در همه ی آن ها ببینیم.چیزی که برای خود چارلی صدق می کند.این کتاب طبق گفته ی خیلی از  خوانندگان آن ها را به یاد شازده کوچولوی آنتوان دوسنت اگزوپری می اندازد و برای من هم همین طور بود.همان حس و حال شیرینی که موقع خواندن شازده کوچولو داشتم موقع این اثر هم با من همراه بود⁦♡⁠(⁠Ӧ⁠ｖ⁠Ӧ⁠｡⁠)⁩نقطه ی عطف دیگر این کتاب رویایی، نقاشی های کودکانه و بسیار زیبایش است.این نقاشی های هنرمندانه هم با دستان توانمند خود چارلی مکسی به تصویر کشیده شده اند.اگر حس خوشایند آن ها از متن  بیشتر نباشد قطعاً کمتر نیست.سخن آخر اینکه اگر وقت کافی برای آثار ادبی طویل ندارید و یا می خواهید برای چند ساعت از غوغا و هیاهوی جهان امروزی رها شوید و پا در ورطه ی رویا و خیال بگذارید پسرک،موش کور،روباه و اسب پیشنهاد من به شماست.این کتاب وقت و هزینه ی گزافی از شما نمی گیرد اما مطمئن باشید چیز های خیلی بیشتری به شما هدیه می کند.</description>
                <category>آیدا عظیمی</category>
                <author>آیدا عظیمی</author>
                <pubDate>Tue, 20 Sep 2022 16:57:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:جنایت و مکافات نوشته ی فئودور داستایوفسکی</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%D8%AC%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%81%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%DB%8C-%D9%81%D8%A6%D9%88%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%81%D8%B3%DA%A9%DB%8C-yhvqhn11v1kp</link>
                <description> https://amp.taaghche.com/book/5151/%D8%AC%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%81%D8%A7%D8%AA درود و عرض ادب از جانب من روانه ی تمام خوانندگان گرامیدر ابتدای امر اعلام می دارم متن فوق برای چالش کتابخوانی طاقچه نوشته شده است.کتابی که من برای این چالش در نظر گرفته ام اثر برجسته ای از فئودور داستایوفسکی کبیر یعنی جنایت و مکافات است.کتاب جنایت و مکافات بنابر نظر بسیاری، از شاهکار های ادبی جهان است.طرفداران فئودور داستایوفسکی عمومأ معتقدند این رمان بعد از برادران کارامازوف رتبه دوم برتری را در میان آثار این نویسنده بزرگ دارد.داستایوفسکی در ابتدای امر می خواست این داستان را از زبان اول شخص مفرد و شخصیت اصلی بنویسد.اول به شکل یادداشت های روزانه،سپس به شکل اعترافات او در برابر دادگاه و در نهایت به صورت خاطرات او هنگام آزادی از زندان ولی همه ی این ها نا سرانجام ماندند و او تصمیم گرفت داستان از زبان راوی سوم شخص مفرد بیان شود.داستان پیرامون زندگی یک دانشجوی حقوق به نام راسکولنیکف که به دلیل مشکلات مالی مجبور به ترک دانشگاه شده و اکنون مدتی است با مشقت فراوان امورات زندگی را می گذراند،می گردد. او مبتلا به اسکیزوفرنی بوده و دائما دچار اوهام گوناگون می شود.همان طور که از نام کتاب بر می آید جنایتی رخ می دهد که مکافات بسیار به دنبال خود می آورد.راسکولنیکف که پیشتر اشاره کردم از بیماری روانی اسکیزوفرنی رنج می برد تحت تاثیر توهمات خویش و همچنین افکار و نظریه ی عجیبی که قبلاً آن را در مقاله ای منتشر ساخته بود نقشه ی قتل پیرزن ربا خوار شهر را می کشد تا ثروت او را دزدیده و زندگی دشوار خود را سامان ببخشد.خلاصه ی نظریه ی او از این قرار است که عده ای از افراد جامعه که اقلیت هستند و از جنبه های مختلفی به دیگران برتری دارند و به اصطلاح نخبگان نامیده می شوند،می توانند در جهت رسیدن به اهداف والایشان دست به یکسری خطا ها و جنایات بزنند و اگر برای رسیدن به یک هدف برتر نیاز به قربانی کردن انسان(های) دیگری باشد آن ها مجاز به این عمل هستند.از مثال های او برای این نظریه اش ناپلئون بناپارت است و او حتی الگوی مطلق راسکولنیکف برای توجیه جنایت وی می باشد.او پس از آنکه پیرزن ربا خوار را با تبر به قتل می رساند با خواهر او مواجه می شود و برای آنکه بعد ها توسط او لو نرود خواهرش را هم با همان تبر می کشد.در این کتاب شخصیت های دیگری هم حضور دارند و داستایوفسکی هر کدام را به طرزی شگفت انگیز روانکاوی می کند و تمام لایه های شخصیتی آن ها را به خوانندگان خود نشان می دهد.در میان آن ها دونیا(خواهر راسکولنیکف)،سونیا(معشوقه راسکولنیکف)،رازومیخین(دوست راسکولنیکف)،پاروفیری پترویچ(بازپرس پرونده ی قتل)،سودریگایلف(پدر بچه هایی که دونیا معلم سر خانه شان بوده،عاشق دونیا) حضور پر رنگ تری دارند.راسکولنیکف پس از انجام این جنایت دچار تشدید بیماری شده و مرتبا توهمات و کابوس هایی تمام روان او را به هم می ریزد.او بسیار خود محور است و شاید بشود گفت این مسئله در مورد سایر افراد حاضر در رمان هم می کند. فئودور داستایوفسکی در میان اهل ادب به روانکاوی شخصیت های خود معروف است و به زیرکی تمام لایه های شخصیتی هر کدام را برای خوانندگان عیان می کند. بدون شک هیچ نویسنده در شخصیت پردازی و تحلیل شخصیت های آثارش به اندازه او توانمند نیست. این موضوع تا جایی پیش می‌رود که جمعی از منتقدین وی را روانشناسی تجربی می دانند. او در جنایت و مکافات کوشیده تا ارتباطی بین اعضای جامعه و اوضاع جامعه ترسیم نماید. هر شخصیت در این کتاب نماینده‌ای از یکی از اقشار مختلف یک جامعه ی واقعی است. آنها با تصمیمات اعمال خود روی جامعه اثر می گذارند و جامعه نیز با قوانین و مقررات خود روی افراد اثر می‌گذارد. این اثرات دو جانبه هستند و می‌توانند سو یا نیک باشند. روند داستان به سبب گفتگوهای طولانی اشخاص اندکی کند سپری می شود اما نقطه ی عطف داستان همین مکالمات میان شخصیت هاست که به مخاطب کمک می کند به درک عمیقی از کتاب و تفکر روانشناسانه نویسنده آن برسد. پس از گفتگوی بین اشخاص سریع و بی‌توجه عبور نکنید. در پایان باید بگویم که این رمان نه تنها از برجسته ترین آثار ادبیات روسیه که از برجسته ترین آثار ادبیات جهان می باشد و دریچه های تازه ای از بینش و تفکر را به سوی خواننده باز می‌کند. توصیه می کنم فرصت حداقل یکبار خواندن این شاهکار را به خود بدهید.</description>
                <category>آیدا عظیمی</category>
                <author>آیدا عظیمی</author>
                <pubDate>Sat, 13 Aug 2022 16:59:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:خودشناسی نوشته آلن دوباتن</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A2%D9%84%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D9%86-wo3hqdvtiwwi</link>
                <description>سلام و عرض ادب و احترام خدمت خوانندگان گرامی و محترمضمن عرض تشکر بابت وقتی که صرف خواندن این نوشته می نمایید اعلام می دارم که این مطلب برای چالش کتابخوانی طاقچه نوشته شده است‌.من آیدا عظیمی هستم از کاربران و عاشقان اپلیکیشن طاقچه?کتاب منتخب من برای این چالش کتاب بی نظیر خودشناسی نوشته ی آلن دوباتن و به ترجمه ی محمد هادی حاجی بیگلو می باشد.کتاب با این مقدمه چینی آغاز می شود که شناخت مغز انسان برای او از شناخت هرچه در جهان هستی وجود دارد سخت تر است.انسان های بیشماری وجود دارند که به ما در شناخت و سفر به قاره های مختلف کمک می کنند اما کمتر کسی پیدا می شود که ما را در شناخت و سفر به درونمان یاری دهد.ازین جهت سقراط کل حکمت فلسفه را در یک دستور ساده خلاصه کرده است:خودت را بشناس.در بخش دوم کتاب نویسنده احساسات خواننده را به او یادآوری می کند و تمریناتی ارائه می دهد تا آن ها را از ضمیر ناخودآگاه به ضمیر خودآگاه خود وارد کند.او با تمریناتش ما ما را یاری می دهد تا احساساتمان را بشناسیم،با آن ها کنار بیاییم و برای رتق و فتق مسائل مربوط به آن ها اقدام عملی داشته باشیم.و در آخر تعمق فلسفی است که سبب می شود افکارمان را به وضوح ببینیم و به آن ها نظم و ترتیب ببخشیم.هویت عاطفی سومین بحثی است که آلن دوباتن در بخش سوم کتاب خود بدان پرداخته است.او معتقد است ساختار هویت عاطفی آدمی از چهار مضمون اصلی ساخته شده است:عشق به خویشتنصداقت و راستیارتباطتوکلاز نظر بنده فصل هویت عاطفی می بایست وسیع تر و مفصل تر توسط نویسنده ارائه می شد چرا که هویت عاطفی ما بسیار بسیار حائز اهمیت است،هویت عاطفی ما چگونگی روابطمان را با دیگر انسان ها تعیین می کند،علایق حقیقی و ناشناخته ما را در مسیر شغلی برایمان آشکار می کند و در نهایت به ما کمک می کند تا نقاط ضعف و قوت شخصیت عاطفی خود را بشناسیم و نقاط قوت را تقویت و نقاط ضعف را اصلاح کنیم.اگر کمی بیشتر به این مبحث پرداخته می شد، این بخش خیلی مفید تر واقع می گردید.الن دوباتن معتقد است که بخشی از خصایای عاطفی ما ماحصل ژن هایی است که از گذشتگانمان به ما رسیده اند و همه ی ما میراثی به نام میراث عاطفی داریم.این مسئله حتی از منظر علم روانشناسی نوین هم مورد تایید واقع گردیده است.شناخت این شجره نامه عاطفی خود مزیت هایی دارد.او با توانمندی خوبی این مزایا را شرح داده،از مثال های قابل درک برای فهم بهتر خواننده استفاده کرده است.این مثال ها خواننده را به همزادپنداری وا می دارد و ناخودآگاه خود را در آن موقعیت ها متصور می شود.در آخر هم کم کم می تواند آموزه ها و مطالب بخش را در زندگی خویش پیاده سازد.بخشی از کتاب که مرا بسیار مجذوب خود کرده بود و کمک زیادی به خودشناسی من کرد بخش چهارم کتاب یعنی بخش روراستی و طفره روی بود.نویسنده معتقد است ما انسان ها برای فرار از واقعیت هایی که ما را می آزارند دست به دروغ گفتن به خود و دیگران می زنیم.ما با اینکار قصد فریب خود را داریم و مغز ما ازین راه برای ممانعت از آسیب به ما استفاده می کند.ما به روش های مختلفی این دروغ ها را می گوییم.آن روش ها طبق دیدگاه نویسنده این ها هستند:اعتیاد یا فرار از مواجهه،سرخوشی دیوانه وار،زودرنجی،بی ارزش کردن،عیب جویی،حالت تدافعی،بدبینی یا نومیدیآلن دوباتن هر روش را با ذکر مثال تشریح کرده و موقعیت هایی را که احتمال داده جامعیت بیشتری داشته اند بیان کرده.او دست به انتخاب های درستی زده.هر مثال و موقعیت با هوشمندی تمام واکاوی و انتخاب شده است و هر مخاطبی با هر نوع سبک زندگی حداقل با یک تا سه مورد از این موقعیت ها مواجه شده و آن ها را تجربه کرده است.او در پایان بخش اندر معایب و مضرات این دروغ گویی و فریب حرف زده و مخاطب را تشویق به کنار گذشتن آن کرده است چرا که سبب می شود ما بفهمیم امیال،احساسات و مشکلات ما پست و بی اهمیت نیستند و گاها افراد بسیاری در نقاط مختلف جهان با آن ها رو به رو هستند.لذا ما باید تا جای ممکن با خود و دیگران در مورد عواطف درونی مان صادق باشیم تا بتوانیم تعاملات بهتری ابتدا با خود و سپس با دیگران داشته باشیم و خود و دیگران را بهتر دوست بداریم.بخش پنجم قضاوت در باب خویشتن است.آلن دوباتن هر انسانی را دارای یک قاضی درونی می داند که این قاضی درونی معیار های خودش را از صداهایی گرفته است که در کودکی ما را قضاوت کرده اند.او رفته رفته تمام این صدا ها را اساس و مبنای کار خود قرار داده است و ما را دائما بر اساس آن ارزیابی و انتقاد می کند.این انتقاد ها اغلب منفی اما در موارد نادری مثبت هستند.حتی گاهی این قاضی به شدت بی رحم و سنگدل می شود و بدترین حرف های مخرب و نابود کننده را به ما می زند.به همین دلیل ما باید در جهت اصلاح او اقدام کنیم و نگذاریم که تنها همیشه ما را تخریب کند.ششمین بخش که آخرین بخش این کتاب هم هست شک گرایی عاطفی می باشد.آلن دوباتن در واپسین بهش کتاب خود شک گرایی عاطفی را اینگونه تعبیر می کند:شک گرایی عاطفی یعنی همواره نسبت به غرایز،رانه ها،عقاید و عواطف شدیدمان بسیار محتاط و مشکوک باشیم.او معتقد است که مغز ما ابزاری شگفت انگیز و بی نظیر است که در طول هزاران سال تکامل قابلیت ها و قوت های فراوانی در حل مسئله،خلاقیت،ارتباط و...به دست آورده است اما با همه ی این ها دارای نواقص زیادی هم هست که اگر از ان ها آگاه نباشیم ما را به دردسر می اندازند.اول اینکه مغز ما همه ی مشکلات و چالش ها را ناشی از محیط بیرون و شرایط خارجی در نظر می گیرد در حالی که ممکن است سرچشمه بسیاری از مشکلات شرایط داخلی بدن خودمان مثل افت قند خون،هورمون ها،میزان خواب و...باشد.دوم اینکه مغز ما هر اتفاقی که الان بیوفتد را با تاثیر و خاطرات گذشته قضاوت می کند و متوجه تحریفاتی که ممکن است اتفاق افتاده باشد نیست.سوم اینکه مغز ما در کنترل هیجانات خود چندان ماهر نیست.چهارم اینکه مغز ما خود محور است و همیشه تمام وقایع را تنها از زاویه ی خودش می بیند.برای مغز بسیار سخت،عجیب و غیر قابل باور است که می شود ماجرا ها را از دید سایر افراد هم دید و از عینک دیگران جهان را قضاوت کرد.در پایان هم آلن دوباتن از ویژگی های افراد شک گرای عاطفی سخن می گوید.او این ویژگی ها را به اختصار تشریح می کند که شاید برای مخاطب کافی نباشد و نتواند موجب شناخت افراد شک گرای عاطفی توسط مخاطب پر زندگی اش شود.به نظرم اگر به مبحث خصوصیات مربوط به افراد شک گرای عاطفی بیشتر پرداخته می شد بهتر بود.همچنین همان توضیحات اعمال شده هم مبهم می باشند و چندان قابل فهم نیستند.در ارزیابی نهایی باید گفت این کتاب کوتاه کمک شایان و در خور تحسینی به خواننده ی خود جهت خودشناسی می کند.اما خب طبیعتاً باید اظهار داشت که به هیچ وجه کافی نیست و مخاطبی که دنبال خودشناسی زیاد است نباید تنها به خواندن این کتاب و راهکارهای آن بسنده کند.بلکه باید کتاب های بسیار و تمرینات مداوم داشته باشد تا بتواند به خودشناسی برسد. https://taaghche.com/book/82349/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C </description>
                <category>آیدا عظیمی</category>
                <author>آیدا عظیمی</author>
                <pubDate>Sat, 09 Jul 2022 07:22:06 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>