<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های عرفان شاه‌محمدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_16206149</link>
        <description>تحلیلگر شبکه‌های جمعی هستم و به پویایی گروه‌ها و ساختارهای انسانی نگاه می‌کنم تا با درک اون‌ها به حل مسائل و رشد سازمان‌ها کمک کنم. هر چند که در این جا چندان شغلی شاید ننویسم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 07:59:57</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/947785/avatar/ukc8i4.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>عرفان شاه‌محمدی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_16206149</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ماموریت ناممکن:مدیریت تغییر چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_16206149/%D9%85%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%85%DA%A9%D9%86%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ei5dnilxtefo</link>
                <description>بی‌شک یکی از دشوارترین کارهایی که از یک نویسنده در مباحث مدیریت وعلوم اجتماعی می‌توان درخواست کرد توصیف و توضیح عبارت &quot;مدیریت تغییر&quot; است. مدیریت تغییر که شاید یکی از به نسبت جدیدترین حوزه‌ها در زمینه علوم مدیریتی باشد، عمری کمتر از 100 سال دارد و اولین مدل‌های رسمی آن از اوایل دهه 80 میلادی قابل بررسی و یافت در ادبیات رسمی است.برای درک بهتر این حوزه با اندیشه در مفهوم تغییر آغاز می‌کنیم. تغییر در سطح فردی به صورت خلاصه به معنای تراگذر از مجموعه‌ای از باورها و رفتارها به سیستمی دیگر می‌باشد. اما در بعد جمعی، ما در عین این تغییر، شاهد تاثیر متغیرهای بیرونی، فرهنگ، هنجارها، خاطرات و تجربیات جمعی یک اجتماع، قراردادهای جمعی،سیستم پاداش و تنبیه جمعی و در کل روحی متشکل از اجزای کل هستیم که سطح تازه‌ای از پیچیدگی را در مقابل مدیران و سیاست‌گذاران قرار می‌دهد. زین رو کار یک متخصص تغییر، شناخت این روح جمعی از دریچه موارد ذکر شده و سپس ارائه راه‌حل‌های مشخص در باب سه پرسش زیر است:1. چرا به تغییر احتیاج داریم؟2. به چه تغییری احتیاج است؟3. چگونه تغییر را ایجاد می‌کنیم؟در ضمن پاسخ به این سه پرسش، وی موظف به شناخت موانع و پیشران‌های این تراگذر و ارائه نقشه‌هایی برای برطرف یا تشدید کردن آن‌ها است. وی همچنین در نقش هماهنگ‌کننده و مدیر پروژه تغییر، میان اجزا و طبقات دخیل در این فرآیند هماهنگی ایجاد می‌کند و مسائلی که در مسیر تغییر به وجود می‌آید را حل و فصل می‌کند. از این رو مدیریت تغییر را ملغمه‌ای از حوزه‌های مختلف می‌توان دانست که غنای آن را می‎‌افزاید. چنین متخصصی ضمن شناخت مثلث هایدل-فریتز و مدل سه مرحله‌ای از روانشناسی اجتماعی، با مفاهیم جامعه‌شناسی خرد و عقاید وبر آشنا است و ضمن خواندن دستاوردهای اقتصاد رفتاری از کانمن و تورسکی، ادبیات مربوط به مدیریت منابع انسانی را مطالعه می‌کند و مضافا بر جنبه‌های تاریخی موثر بر این تغییر در ابعاد مختلف تسلط می‌یابد.  در پست‌های بعدی بیشتر در ابعاد این تئوری‌ها، چیستی و کاربردهای آن‌ها و بررسی‌های موردی خواهم پرداخت. </description>
                <category>عرفان شاه‌محمدی</category>
                <author>عرفان شاه‌محمدی</author>
                <pubDate>Sat, 28 Sep 2024 16:31:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شیطان و اقتصاد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_16206149/%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-qjvcwzfq3plv</link>
                <description>در روایات و داستان‌های گوناگون تاکنون شیطان به چهره‌های گوناگون تصویر شده است. گاهی تاجری حقه‌باز است و گاهی زنی زیبارو که قهقه‌زنان صحبت می‌کند تا بفریبد; گاهی پول است و گاهی قدرت. تمامی این‌ مصادیق بر این مدار می‌چرخند، شیطان را در ذات نوعی هیجان، غریزه و یا سائقی مهارنشده می‌بینند که با قدرت خود انسان را لحظه‌ای تسخیر می‌کند و به کاری وامی‌دارد که موجبات ندامت و پشیمانی او می‌شود و در او حس شرم و حقارت می‌آفریند که گناه نامیده می‌شود. در زیر این سخنان اما لایه‌ی دیگری وجود دارد که معمولاً از چهره‌ها پنهان می‌ماند و دروازه‌ ورود به آن، چنین پرسش است: چرا انسانی که دارا و توانمند است، باز به ورطه‌‎ پستی سقوط می‌کند و مرتکب اعمالی چنین می‌شود؟ مگر غیر این است که باور داریم اگر انسانی در جنبه‌های مادی و حیوانی خود ارضا شود، در روانش چیزی باقی نمی‌ماند که این چنین او را به حرکت وادارد؟ و پاسخ این سوال چنین است که تصویر بزرگ‌تر شیطان که نادیده می‌ماند، تلاش مخفیانه و حقه‌ او برای تزریق تفکر محدودیت به انسان است و از این مسیر، او را مجبور می‌کند تا این گونه بیندیشد: اگر اکنون از این فرصتی که دارم، چه مشروع و چه نامشروع بهره نگیرم، فرصتی دوباره که چنین شیرین و رویایی باشد به دستم نخواهد آمد. و اگر باورم دارم زندگی در همین جا به اتمام خواهد رسید، برای ارضای تمایلات نفسانی خود باید از تمامی فرصت‌های ظاهر شده بهره گیرم!و این چنین است که وی را لگام زده، با خود به هر سمتی می‌کشد و اسیر خود می‌سازد و از او ماهیتی می‌سازد که از اراده تهی و از فکر خالی است. بر این اساس اقتصاد را می‌توان علم مبارزه با شیطان دانست. اقتصاد از مسیر پنجه در پنجه شدن با محدودیت‌های جهان مادی، به انسان مسیر رسیدن به بیشترین مطلوبیت توانمندی را نشان می‌دهد و به او در مدیریت محدودیت‌ها یاری می‌رساند و این چنین محدودیت‌ها را پس زده، شیطان را ولو برای لحظه‌ای کوتاه به زانو درمی‌آورد و این چنین است که به به بیان انسانیت، جاری شدن زیبایی در جهان و رستگاری در هر دو جهان می‌انجامد. بر این منوال نیز فعالیت اقتصادی را می‌توان نوعی عبادت و فریضه‌ای مذهبی دانست. فعال اقتصادی با کار و سرمایه‌ی خود، توانمندی و ثروت می‌سازد و این چنین مرزهای محدودیت را به عقب می‌راند و شیطان را ناکام می‌‎سازد. این سخن بدین معنی است که یک ملت برای حفظ حیات اخلاقی و رستگاری خود، بایستی محیط کسب‌وکار و اقتصاد خود را متعادل و پویا سازد تا بتواند دروازه‌های بهشت را فتح کند و به آن وارد شود و از این مسیر، انحصارگر و انحصار فرزند خلف شیطان است، زیرا در جهت اهداف او حرکت می‌کند و دامن سیاهی را می‌گستراند.بر این منوال، زندگی کوتاه است، پس جایگاه خود را در این مسیر تعیین کند پیش از آن که زمانت به اتمام رسد!  </description>
                <category>عرفان شاه‌محمدی</category>
                <author>عرفان شاه‌محمدی</author>
                <pubDate>Tue, 19 Mar 2024 10:19:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رشد اقتصادی به مثا‌به برآوردن معنای وجود</title>
                <link>https://virgool.io/@m_16206149/%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AB%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-wya9jkr9kiqh</link>
                <description>شاید خیلی بی مقدمه و شروع باشد که بخواهم در اولین سخن به چرایی لزوم رشد اقتصادی در یک کشور بپردازم. برای سال‌ها در این کشور و در ارتباطاتش با کشورهای غربی این سوال بدین گونه پاسخ داده شده است که برای افزایش مصرف باید این کار را بکنیم، هر چند که در ظاهر آن را به رو نیاورده‌اند. برای آن‌ ایرانیان، علت لزوم رشد اقتصادی شبیه غربی‌ها شدن و در ظاهر همچون آنان زیستن است; در وقع نوعی واکنش به یک محرک بیرونی و تلاش برای رسیدن به خواسته‌های دل بی آن که واقعا بدانند چرا آن را می‌خواهند. اما ادراک من از آن چه که در اقتصاد و فلسفه آموختم چیزی متفاوت است. اساسا زندگی انسان لحظه‌ای بی‌نهایت کوتاه در یک هستی بی‌نهایت است و کوتاه‌تر از آن که بخواهد صرف مصرف کردن آخرین مد روز و مسائل این چنینی شود. از این منظر، حضور انسان گویی آیینه در باب بسط وجود است و انسان همچون نماینده‌ای مختار عمل می‌کند که به دنبال گسترش وجود و آفرینش چهره‌های جدیدی از آن است که از ناخودآگاه و رویاهای او بر می‌خیزد و با حقایق و واقعیت‌های بیرونی درمی‌آمیزد تا تبدیل به اختراع، اکتشاف، آثار هنری و امثال آن شود. بر این منوال رشد اقتصای را چنین خلاصه می‌کنیم: رشد نه یک علت بلکه معلول است، معلول دگرگونی رابطه انسان با محیط پیرامونی خود و تلاش جمعی او و هم قطارانش برای بیان کلمات و رویاهایی که در ذهن‌هایشان شکل می‌گیرد.</description>
                <category>عرفان شاه‌محمدی</category>
                <author>عرفان شاه‌محمدی</author>
                <pubDate>Sat, 16 Mar 2024 10:44:38 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>