<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های کاکتوس</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_16367842</link>
        <description>کاکتوس</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 00:43:39</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1529692/avatar/rcMh4a.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>کاکتوس</title>
            <link>https://virgool.io/@m_16367842</link>
        </image>

                    <item>
                <title>۱۲ دیالوگ ازفیلم قلمرو بهشت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_16367842/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%A7%D8%B2%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%82%D9%84%D9%85%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA-fdyykspdfvfm</link>
                <description>۱ــــ کسی که نتواند دنیا را بهتر کند پس به چه دردی میخورد؟۲ــــ تو اون چیزی که بدنیا اومدی نیستی بلکه اون چیزی هستی که در وجودته.۳ــــ دنیا بهتر از اونچه که تا بحال دیده شده۴ــــ در مواجهه با دشمنان بدون هیچ ترسی بایست،شجاع و شریف باش تا خداوند تو را دوست بدارد،همیشه حقیقت را بر زبان جاری کن حتی اگر منجر به مرگت شود !۵ــــ حافظ درماندگان باش و در این کار دچار خطا نشو .۶ــــ به اسم کلمه مذهب دیدم که هر عمل خشن و جنون تعصب واری رو اسمش رو میزارن خواسته خدا .۷ــــ تقدس در کردار نیک و شجاعت به نام کسانی رقم میخوره که حتی نمیتونن از خودشون دفاع کنم!۸ــــ به واسطه کاری که هر روز تصمیم میگیری تا انجامش بدی یا اینکه آدم خوبی از آب درمیای یا در نمیای!۹ــــ کل دنیا مثل بازی شطرنج میمونه هر حرکتی میتونه موجب سقوطت بشه هر کاری بکنی به جز موندن در جایی که شروع کردی وگرنه نمیتونی از عاقبتت مطمئن باشی .۱۰ــــ چه به میل خودت بازی کنی یا کس دیگه روح خودت فقط توی کالبد خودته (فعل بازی و تصمیم نهایی با خودته)۱۱ــــ وقتی در پیشگاه خداوند قرار بگیری نمیتونی بگی آخه دیگران بهم گفتن اینطور عمل کنم یا نکنم یا راجب به درست کار بودن بگی توی اون زمان شرایط ایجاب نمیکرد ، این دلایل کفایت نمیکند۱۲ــــ از درمونده ها حمایت کن و شاید هم روزی که من در مونده و بی کس هستم بیایی و ازم محافظت کنی .کدوم رو بیشتر دوست داشتن؟؟</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Sat, 07 Jun 2025 12:49:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دشت قاصدک</title>
                <link>https://virgool.io/@m_16367842/%D8%AF%D8%B4%D8%AA-%D9%82%D8%A7%D8%B5%D8%AF%DA%A9-pjntqmjedwxn</link>
                <description>پارسیزاسم دهی بود که در زمان کوروش کبیر تمام مردان آنجا از جمله آسیابان شهر که تنها دختر و همسرش را تنها گذاشت برای یاری سپاه ایرانیان به جنگ رفتند. دخترک آسیابان رو به تپه ای مشرف به دشت های سرسبز ده غروب ها چشم در راه غبارسواری می نشست که شاید پدر باشد.ماه ها و روز ها هر وقت سواری را می دید زودتر از صدای سم اسبان خبر خوش آمدن مرد خانه ای را در کوچه های پارسیز فریاد می کشید . سالها گذشت و سپاه ایران پیروزمند از جنگ بازگشتند.در راه عبور از پارسیز می گذشتند که دخترک از پادشاه عادل نشان پدر را گرفت ، پادشاه ماجرا را دنبال کرد و وقتی موضوع را فهمید به دخترک گفت: پدرت از من خواست تا خبر خوش پیروزی را به تو برسانم و خودش و من از تو می خواهیم این خبر خوش را به تمام مردم ایران برسانی ، طی حکمی دختر آسیابان را قاصد سپاه ایران اعلام نمود .سالها بعد از فوت قاصد سپاه ایران ،او را بر روی همان تپه دفن کردند ، دشت قاصدک دشتی است نزدیک شهر شیراز که همیشه در فصل بهار مملو از سفیدی گل های قاصدک است که با کوچکترین اشاره ای به هوا بر می خیزند تا خبر های خوش را در سرزمین مان پراکنده کنند ..</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Fri, 28 Feb 2025 02:23:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زینهار</title>
                <link>https://virgool.io/@m_16367842/%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-rxtwstaygyyb</link>
                <description>زینهار ، واژه آمیخته ای است که در پناهِ نیرو یا در پناه جنگ افزار بودن کسی را میرساند و زینهار داری کاری بوده است که از دور ترین روزگاران در ایران وجود داشته است و آن چنان است که اگر دشمنی از دشمن خود زینهار بخواهد بی درنگ در پناه او میرود و در همه زمان زندگی از گزند وی آسوده است ! نمونه ای از این کار درباره هیستیایوس یونانی از نوشته هرودوت در بخش فرمانروایی به پیروی از راستین خواهیم دیدن که وی با دشمنی و جنگی که با ایرانیان کرده بود در ایران اسیر (و مهمان) شاهنشاه بود ...و به هنگام بازگشت به یونان از شاهنشاه سیم و زر گرفت! این فرمان همگانی ایران باستان بوده که در شاهنامه فردوسی آمده است:چو خواهد ز دشمن یکی زینهارتو زنهارده باش و کینه مدار این سرنوشت آن  کسانی بوده است که در جنگ شمشیر بیفکنند و زنهار بخواهند اما آنان که پس از شکست می‌گریزند:چو تو پشت دشمن ببینی ، به چیز میاز و مپرداز هم جای نیز در کارنامه اردشیر بابکان آمده که دختر (مهرکِ نوشزاد: آن کس که اردشیر بیش از هرکس با وی دشمنی میورزد و اردشیر برای کشتن او سوگند خورده بود ) در برابر شاپور فرزند اردشیر زنهار میخواهد ،و زنهار میگیرد  تا آنجا که شاپور او را به زنی میگیرد:کنیزک گفت : و اگر مرا به تن و جان زینهار دهید راست بگویم! شاپور گفت : زینهار و مترس. کنیزک گفت من دختِ مهرک انوشک زادان ام!واژه زینهار چنان گرامی بوده است که شکستن آن را به هیچ روی شایسته نمی دانسته اند ، چنانکه رستم پهلوان در هنگام اندرز اسفندیار ،سرپرستی فرزند او را می پذیرد ، پس از مرگ اسفندیار ،زواره برادر رستم به وی می گوید که از این زینهاری ، شاید بودن که در آینده برای کین پدرش بر ما ستم کند:زواره بدو گفت کای نامدارنبایست پذیرفت از او زینهارو رستم پاسخ می‌دهد: من آن برگزینم که چشم خرد بدان بنگرد، نام باز آورد </description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Tue, 11 Feb 2025 12:02:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میمون برهنه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_16367842/%D9%85%DB%8C%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%87%D9%86%D9%87-wspeohpjt7fl</link>
                <description>کتابی که این تابستون خواندم یه کتاب از یک جانور شناس به اسم دزموند موریس هستش .. تو این کتاب گفته شده که میمون ها و گوریل های کنونی ۱۹۳گونه هستند که بدن ۱۹۲ گونه از آنها از مو پوشیده شده و فقط یک گونه از آنها بدن برهنه ای دارند ، که اون یک گونه، انسان ها هستش ! تو این کتاب توضیح میده که چطوری ما انسان ها از میمون تبدیل شدیم به چیزی که الان هستیم.. چطوری به مرور زمان موهای بدنمون رو از دست دادیم ..چه تغذیه ای داشتیم ..گروهی که میمون برهنه در آن جای داره از خانواده پستاندار پست حشره خوار می باشه ..‌ با مرور زمان طی هشتاد میلیون سال گروهی علف خوار میشن و گروهی با حفر زمین و درست کردن دالان زیرزمینی حفار شدن و گروهی هم بخاطر داشتن  چنگال های بلند و دندان های تیز به جنگل رفتن و جز درندگان شدن! با گذشت زمان این میمون ها در جنگل از شاخه درختان آویزان میشدن و از میوه های درختان تغذیه میکردن ، با خوردن گردو و میوه های هسته دار و جوانه و برگ ها به تدریج رژیم این حشره خوار ها رو به علف خواری تغییر داده و در نتیجه ذائقه آنها تغییر میکند .این تغییرات ظاهرشون رو تغییر میده ، زیبا تر میشن بطوری که چشم های اونا از پهلو ها به جلو صورت منتقل میشه و دست ها برای گرفتن غذا متناسب میشه و بدن از سه جهت نمو کرد ، با ورزیده شدن اندام برای کارهای دستی و توسعه مغزی به سوی زندگی درختی پیش رفتند ...بیست و پنج تا سی میلیون سال طول کشید تا این حیوانات به میمون یا شبیه میمون واقعی شوند . همزمان با بزرگ شدن جثه اونا دمشان هم قوی تر میشد طوری که با اون به درخت آویزان میشدند.طی زمان این میمون ها به دو دسته تقسیم شدند ، یکی همانطور گیاهخوار موندن و به زندگی در جنگل وخوردن میوه ها و برگ ها ادامه داند که این دسته راحت تر شکار میشدن، دسته دیگه که گوشتخوار بودن و از بهره هوشی بالا برخوردار بودن جنگل رو ترک کردن و زندگی دیگری ایجاد کردند که نتیجه اش شد کشف آتش و ... و انسان ها جز این دسته از میمون ها هستند ! با تشکیل زندگی اجتماعی و نبرد اونا با سایر گوشتخواران تغییرات عمیقی اتفاق افتاد ، میمون برهنه قد راست کرد و قائم راه رفت و جز جانوران دو پا دراومد؛ که به همین دلیل جز بهترین دونده ها شد! با کمک دست های آزادش تونست سلاح های مختلف رو حمل و نقل کنه، مغزش پیچیده تر شد و جز باهوش ترین حیوانات درآمد که در اتخاذ تصمیم بجا سرعت عمل پیدا کرد .چگونه بدن ما مثل میمون ها کاملا پوشیده از مو نیست ؟ این سوال ذهن دانشمندان رو به خودش مشغول کرده و نتیجه اش شده نظریه های مختلف که یکی از این نظریه ها نظریه نئوتنی است چون سر بچه شامپانزه هنگام تولد پوشیده از مو است و سایر قسمت های بدنش مو ندارد درست مثل انسان ! طبق نظریه نئوتنی اگه این وضعیت بچه شامپانزه تا بلوغ حفظ بشه پوست این موجود کاملا شبیه به پوست ماست . جالب اینجاست که تمام موهای بدن انسان از بین نرفته چون تمام بدن جنین در رحم مادر در ماه های ۶تا۸ مثل سایر پستانداران از موهای ظریف پوشیده شده که قبل از تولد از بین میرن . بطور کل برای این سوال جواب دقیقی در دسترس نیست ، نظریه های دیگری هم وجود دارد مثلا ، برهنه شدن بدن انسان همزمان با پیدایش آتش هست.تو این کتاب در خصوص رفتار جنسی میمون برهنه و تربیت و پیکار و اهلی کردن حیوانات  و ... توضیحاتی داده شده که درصورت علاقه  به دونستن این مطالب میتونید کتاب رو بخونید ... (کتاب میمون برهنه از دزموند موریس با ترجمه دکتر مهدی تجلی پور)</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Thu, 22 Aug 2024 02:51:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سامانه طعم گیلاس</title>
                <link>https://virgool.io/@m_16367842/%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%B3-yi6xtykypxhe</link>
                <description>برای کسانی که حالشون خوب نیست ، مدام به خودکشی فکر میکنند یا یکی از اطرافیان دچار حادثه ای ناگوار شده باشه یا اصلا درمورد خودکشی باهاتون صحبت کرده باشه ، پیشنهادم اینه طبق مراحل زیر پیش برو : مرحله اول : گوگل سامانه طعم گیلاس رو جستجو کنید .. مرحله دوم : بالا صفحه شروع مکالمه رو بزن ، بلافاصله براتون پیام ارسال میشه که ازتون میخواد مشکلتون رو براشون بنویسید .. اگه که همزمان آنلاین باشید پاسخ میدن ، ممکنه طول بکشه .. اگه آنلاین نباشید این پیام براتون ارسال میشه: ازتون میخواد اگه نیاز فوری دارین با شماره ۱۲۳ تماس بگیرید .. تماس ها و مشاوره ها رایگان هستش ..پیامتون رو حتما دریافت میکنن و میخونن .. امیدوارم این مطلب  مفید بوده باشه برای کسانی که شرایط خوبی ندارن و شرایط مشاوره رفتن براشون فراهم نیست   .. دیگران رو هم از وجود چنین سامانه ای مطلع کنید .. </description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Wed, 31 Jul 2024 02:49:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خانواده و عشق و زناشویی در گلستان و بوستان سعدی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_16367842/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A8%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C-fb94mbiuez97</link>
                <description>مسئله و موضوع عشق و زناشویی به شیوه ای خاص در دیوان اشعار سعدی به ویژه در کتاب های (گلستان)و(بوستان) مطرح شده است . به دیگر سخن سعدی به ویژه در غزلیات خود از عشق ( خواه در مفهوم متداول کلمه و خواه در مفهوم خاص و عرفانی آن ) دم می زند ، ولی در قلمرو عرفان نمی توان او را با شاعرانی مثل مولوی یا حتی حافظ همانند دانست . سعدی واقع بین تر از آن است که از کنار مسأله روابط خانوادگی ، شاعرانه بگذرد و متعهد تر از آن است که از طرح و بیان مسئله زناشویی و مطالب متنوع مربوط به آن کوتاهی کند . مسأله زیرین در یکی از دادگاه های مدنی خاص امروز پیش آمده است ، شوهری زن و فرزند خود را گذاشته و بی خبر و بدون اطلاع و بی نفقه رها کرده و ترک دیار گفته و همسرش به دادخواهی برخواسته است:مبین آن بی حمیت را که هرگز نخواهد دید روی نیک بختی که آسانی گزیند خویشتن را زن و فرزند بگذارد به سختی (گلستان)حتی صحبت های همسران و موضوع هوایی مانند هم چشمی های زنان و موضوع ها و مسائل دیگر مربوط به آنان ، با آنچنان واقع گری مورد بحث واقع می شوند که گویی شاعر نه از مسائل صدها سال پیش ،بلکه از موضوع ها و مسائل امروز گفت و گو میکند:زنی جنگ پیوست با شوی خویش شبانگاه چو رفتش تهی دست پیش که کس چون تو بدبخت و درویش نیست چو زنبور سُرخت بجز نیش نیست ...کسان را زر و سیم و ملک است و رخت چرا همچون ایشان نه ای نیکبخت؟برآورد صافی دل صوف پوش زخشم و ز درد از ته دل خروشکه من دست قدرت ندارم به هیچبه سر پنجه دست قضا بر مپیچنکردند در دست من اختیار که مرا خویشتن را کنم بختیار (بوستان)سعدی با صراحت گفتاری که خاص اوست آغاز ، زندگی زناشویی ناموفق و به اصطلاح خود (زندگی دوزخی) خود با همسر ناساز را نه در قالب ها یا اصطلاحات عرفانی و نه بصورتی آرمانی شده یا تغییر شکل یافته بلکه به بیانی روشن و در مفهومی کاملا خانوادگی و اجتماعی و واقع بینانه با ما درمیان می نهد و از مسائل خانوادگی خود با آن چنان صراحتی گفت و گو می کند که از دیگر مسائل مربوط به اجتماع و عصر خویش سخن گفته است :«وقتی از صحبت یاران دمشقم ملامتی پدید آمد سر در بیابان قدس نهادم و با حیوانات انس گرفتم ، تا وقتی که اسیر قید فرنگ شدم و در خندق طرابلس با جهودانم به کار گِل داشتند .یکی از روسای حلب که مرا با او سابقه معرفتی بود گذر کرد و بشناخت . گفت ای فلان این چه حالت است ؟ گفتم :همی گریختم از مردمان به کوه و دشت که از خدای نبودم به دیگری پرداخت قیاس کن که چه حالت بود درآن ساعت که در طویله نامردمم بباید ساخت ...بر حال تباه من رحمت آورد و به ده دینارم از قید فرنگ خلاص داد و به حلب برد دختر خود را به نکاح من درآورد و به کابین صد دینار ! چون مدتی برآمد ،دختر بدخویی و ستیزه رویی آغاز نهاد و نافرمان برداری و زبان درازی گرفت و عیشم (زندگانی ) منغص (تیره و کدر و ناگوار) می داشت : زن بد در سرای مرد نکو    هم در این عالم است دوزخ‌ اوزینهار از قرین بد زینهار       وقنا ربنا عذاب النار باری زبان تعنت (سرزنش) دراز کرده همی گفت : تو آن نیستی که پدرم از قید فرنگ خلاص داده به ده دینار ؟ گفتم : بلی آنم که به ده دینار از قید فرنگ رهانید و به صد دینار به دست توام گرفتار نمود !اگر از نظر سعدی زندگی زناشویی ناموفق یک زندگی دوزخی است ، نقطه مقابلش یعنی یک انتخاب متقابل ِموفق و یا همسر موافق و نیک و پاک و پارسا ، خود دولت و سعادتی است :زن خوب و فرمانبر پارسا     کند مرد درویش را پادشاهبرو پنج نوبت بزن بر درت   که یار موافق بود در برت (بوستان) نتیجه یک زناشویی موفق فرزند یا فرزندانی است که آموزش و پرورش آنان همانند انتخاب همسر از موضوع ها و مسائل حساس و مهم و سرنوشت ساز است .منبع :کتاب جامعه شناسی ادبیات فارسی «دکتر علی اکبر ترابی»</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Thu, 14 Sep 2023 00:48:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لنگش کشیم و به ته چاه بازگردانیم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_16367842/%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B4-%DA%A9%D8%B4%DB%8C%D9%85-%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%87-%DA%86%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-nv1diw8in9hu</link>
                <description>خواب دیدم قیامت شده است ، هر قومی را داخل چاله ای عظیم انداخته و بر سر هر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند ، الا چاله ایرانیان!خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم :عبید این چه حکایت و رازی است که بر ما ایرانی ها اعتماد کرده نگهبان نگمارده اند؟ گفت: می دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله. خواستم بپرسم :اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند ... نپرسیده گفت : اگر کسی از ما فیلش یاد هندوستان کند ، خود ما بهتر از هر نگهبانی لنگش کشیم و به ته چاله باز گردانیم !!</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Wed, 26 Oct 2022 22:14:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما آدم ها آنقدری که فکر میکنیم بخشنده نیستیم ..!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_16367842/%D9%85%D8%A7-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D9%87%D8%A7-%D8%A2%D9%86%D9%82%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85-ltt6cbl4ypud</link>
                <description>ما آدم ها آنقدری که که فکر می کنیم بخشنده نیستیم ، انگار برای خود حدی از بخشس را تعیین کرده ایم و اگر فراتر از آن برود آزرده می شویم .. از ده تا چیز دوتا را می بخشیم ، از یک تن یک کیلو و از سال های زندگی شاید تنها یک روزش را ..!ما آنقدر بخشنده نیستیم که از تمام 24 ساعت روزمان 1ساعت را در اختیار پدر و مادرمان باشیم ، آنقدر خسیس هستیم که برای خودهم وقت نمی گذاریم .ما در حدی بخشنده ایم که منافع خودمان وسط باشد ، منظور از خودمان روح نیست ، 60 کیلو گوشت و پوست و استخوانی است که ته بخشندگی مان از روی اجبار است بخشیدن آن به مورچه و عنکبوت زیرخاک است !اگر گرسنه بماند این تن نمی بخشیم ، اگر خسته شود نمی بخشیم ، اگر آزرده شود نمی بخشیم ، اگر آینده اش تامین نباشد نمی بخشیم ، ولی تکامل روح با بخشیده شدن امکان پذیر است ، هر چه که میبخشی میفهمی روحت آرام تر است ، شاداب تر است ..تو درک میکنی اگر امروز تکه نانت یا ساعتی از زندگی طولانی ات را ببخشی ، یاد میگیری که جانت را ببخشی . خوب می دانیم روحمان اگر بخواهد می تواند یار 60 ساله شاید هم 70 ساله اش را رها کند .اگر یاد نگیرد ببخشد برایش سخت است از بدن جدا شود و راه حقیقی اش را برود گرچه سخت است ...</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Mon, 26 Sep 2022 22:58:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افسانه های مشترک ایران و چین باستان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_16367842/%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%DA%86%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-cv2jsjkpjff8</link>
                <description>1 _دیو سفید وقتی رستم دیوسفید را می کشد، جگر او را از سینه بیرون می آورد و با چکانیدن خون آن در چشمان کاووس و همراهانش ، دیگر باره بینایی آنان را باز می گرداند :ز پهلوش بیرون کشیدم جگر     /       چه فرمان دهد شاه پیروزگر؟کنون خونش آور تو در چشم من   /   همان نیز درچشم این انجمن مگر باز بینیم دیدار تو           /          که بادا جهان آفرین یار تو درشاهنامه به هیچ وجه توضیح داده نشده است که چرا خون جگر دیو سفید برای باز گردانیدن بینایی مفید است حتی اگر کوری براثر جادویی ایجاد شده باشد ، برای آگاهی از چگونگی این امر ناچار به اساطیر چین رجوع می کنیم ، در متنهای دینی دائوگرایان ،این اعتقاد چینی بازگو شده است که هر یک از شش اندام درونی شامل تمام یا بخشی از روان آدمی است که شن نامیده می شود . شن جگر ، لونگ _ین(Lung_yen) یا دود اژدها نام دارد و ملقب است به هن _مینگ (Han_ming) یعنی کسی که روشنایی در آرواره های خود دارد . این توضیح به خودی خود ابهام موضوع را برطرف میکند زیرا وقتی جگر دیو سفید ، بنابر اعتقاد دائوگرایان دارای روشنایی است ، طبعا چکانیدن خون آن در چشمان کاووس و همراهانش ، سبب بازگردانیدن بینایی از دست رفته آنان می شود ..2_افسانه های تولد زال و رستم در شاهنامه آمده است که زال پدر رستم با موهای سفید چشم به دنیا گشوده است ، و این امر سام پدر وی را چنان دل آزرده می کند که کودک نوزاد را بر سر راه گذاشت و تنها مهربانی سیمرغ پرنده افسانه ای که او را بر گرفت و به آشیانه خود برد و باعث رهایی وی از مرگ شد . در اساطیر چین یک افسانه بسیار همانند این داستان درباره هائو_گی (Hau_ki) آمده است . هائو گی نخستین پسر یک خانواده است که هنگام تولد پیکری همچون بره دارد ( شاید اشاره به موی سفید کرک مانند تن او باشد) ، پدر هائو گی از این رویداد سخت ناخشنود میشود و کودک نوزاد را بر سر راه می گذارد تا تلف شود ، اما گوسفندان و گاوان کودک را با خود می برند و از او مراقبت می کنند . چندی بعد هیزم شکنان در جنگلی به کودکی بر می خورند که بر قطعه ای یخ جای دارد و پرنده ای با بالهای خود حفظ و حمایت او را بر عهده گرفته است .درباره تولد یکی از شخصیتهای تاریخی مشهور چین افسانه ای پرداخته شده است که ترکیبی از افسانه های شگفت زال و رستم به شمار میرود ، بنابر روایت شاهنامه زال به هنگام تولد سفید موی است و همچنین آمده است که رستم به دنبال یک عمل سزارین پا به جهان می گذارد ، در افسانه چینی آمده است که لائودزو حکیم بنیان گذار آیین دائوگرایی هفتادو دوسال را در رحم مادر خود ماند و سرانجام هنگامی که موهایش سفید شده بود متولد می شود ، درواقع نام لائودزو خود به معنای  (کودک پیر) است و بسیار احتمال می رود که زال نام پهلوان سیستانی نیز همین معنی را در بر داشته باشد .( زال و زار که هر دو به پدر رستم اطلاق می شود به معنی پیر و سفید موی می دهد )</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Thu, 07 Jul 2022 20:20:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه کیمیاگریم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_16367842/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%A9%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%A7%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D9%85-p0klv96alap9</link>
                <description>این اواخر در ذرت زارها به آوای فاخته گوش می دادم.شکوفه های سیب مثل تکه های معطر کاغذرنگی، چرخ زنان در جلوی پایم به زمین می ریختند. بارانی که بر چمن آفتاب خورده می بارید، بوی خوشی داشت . همه چیز خاطرات روزهای گذشته را به یاد می آورد. فکر می کردم، روزگار کنونی ما عجب روزگاری است و چقدر با پنجاه سال پیش فرق دارد. اما همین که بیشتر فکر می کنم ، می بینم به شکرانه الهی خیلی از چیزها همان است که آن روزها هم بود، صدای فاخته ، شکوفه ها ، صحبت های دلنشین دورسفره غذا ، عشق و ازدواج. میدانم که ازدواج های امروزی خیلی فرق کرده اند اما هنوز هم انسان ها با یکدیگر عهد می بندند تا پایان عمر باهم باشند و همدیگر را دوست داشته باشند! در هر بخش از زندگانی شکل بیرونی عوض شدنی است . شاید هم باید تغییر کند اما جان کلام همان است که بود . به نظرم در گیرودار زندگانی مدرن ، بیش از اندازه مفتون ظاهر امور شده ایم، به طوری که اصل مطلب فراموش شده است . گاهی ضرورت دارد تلویزیون را خاموش کنیم ، به طبیعت و کسانی که دوستشان داریم نزدیک شویم و بار دیگر فارغ از اینکه دیگران چه می گویند و چه نظری در مورد ما دارند ، به یادبیاوریم که زنده بودن چه نعمت بزرگی است ، تنها در این صورت است که می توانیم ذهنمان را به اصل مطلب معطوف کنیم و اصل مطلب ، معنای زندگی است !از قرار معلوم زنده ماندن یا رفاه داشتن دلیل موجهی برای زندگانی نبوده و نیست . هر موجود بی اهمیتی می تواند همین ها را بخواهد . من معتقدم زندگی من واقعا حکمتی دارد ، معنایی دارد ، اگر چه هنوز نتوانسته ام آن را به روشنی و وضوح در زندگی ام بیابم .#چارلز هندی ، همه کیمیاگریم#</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Tue, 07 Jun 2022 19:40:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادگاری روی دیوار</title>
                <link>https://virgool.io/@m_16367842/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1-fwael1vvgmwu</link>
                <description>روی دیوار کتابخونه پر از نوشته و یادگاری .. از بعضی یادگاری ها عکس گرفتم البته اونایی که نیاز به سانسور نداشتن ..!  آفرین بهش ..!یعنی یه قسمت زیادی از دیوار کلا این فاطمه بود  ..خدایا از گناهانم بگذر همانگونه که از آرزوهایم گذشتی .. (جمله سنگینی بود)چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید مرد ها را باید کشت همه شان را باید رید  :| در جواب یکی نوشته فاک د فمینیسم !اینم سنگین بود !من غمگین ترین دخترم .. تو بدبختی :/اینم فضای بیرون کتابخونه :  جوجه کلاغی که از درخت کاج افتاده بود ، منم تحویل مسئول کتابخونه دادمش یع فکری براش بکنه (بهترین فکری که به ذهنم رسید تا بتونه زنده بمونه این بود بدمش مسئول کتابخونه !)</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Wed, 25 May 2022 23:39:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>&quot;2834 کلمه دانایی 2&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@m_16367842/2834-%DA%A9%D9%84%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-2-ypfrfx8rnnw0</link>
                <description>_مسیر های انحرافی فرصت هایی هستند برای تجربه چیز های تازه ._ ما طبق ارزش های خودمان دیگران را قضاوت میکنیم ._ زنده بودن کافی نیست. بایدزندگی کنی ._ قدرت به خرج بده وبا کمال میل همه ی رنجش ها را ببخش ._ مواظب باش خودت را با چه کسی معرفی میکنی ._نمی توانی کسی را به زور وادار به دوست داشتن خود کنی ._ جوری با فرزندانت رفتار کن که دلت می خواست والدینت با تورفتار می کردند ._صداقت تاوان دارد ._ از تفریح لذت نخواهی برد مگر آنکه برای به دست آوردنش زحمت کشیده باشی ._بعضی ها به دنبال خوشبختی می گردند ، بعضی دیگر آن را به وجود می آورند._خواهان تنهایی باش._ از موفقیت ات لذت ببر اما آن را کاملا باور نکن ._ هر روز آینده ای از راه می رسد ._ اقبال و قدرت همراه هم می آیند._ کاری نکن که دیگران احساس بدی نسبت به موفقیت های تو پیدا کنند._ بدبختی را کسی بهتر تحمل می کند که بهتر پنهانش می کند._خودت را گول نزن ._ سرت را بالا بگیر ، با صدای بلند بخند، سرخی را در گونه ها و برق را در نگاهت نگه دار._ تاریخ پر از کشته هاست ._ شاد بودن در زمانی که اوضاع بر وفق مراد نیست یعنی شجاعت ._ ادب ، مهربانی باطنی است که در ظاهر ابراز می شود._ پول نمی تواند برایت جوانی بخرد ._  رفیق همراه را هم مثل کفش انتخاب کن ، براساس راحتی و دوام ._ اینکه بتوانی با خودت زندگی کنی از همه چیز مهم تر است ._عقل میوه تجربه است ._ از دوستان قدیمی خبر بگیر._ کار را به موقع شروع کن تا بدون شتاب تمام کنی ._ محبت به گفتن تنها نیست به عمل کردن است ._ به جای مُد دنبال تزکیه ی نفس باش._ خود را زیبا احساس کردن ، مهم تر از زیبا بودن است ._ هرگز کامل نخواهی بود ._ معنی یک زندگی خوب یک زندگی آسان نیست ._ برده گذشته ات نباش ._ اگر عشق واقعی باشد زمان نشان خواهد داد._ با چشمانی امیدوار از بالا به بدبختی نگاه کن ._ثروتمند کسی است که از هر روزش لذت ببرد ._زندگی تعهدی است که باید به آن پایبند بود ._به هر چه فکر کنی ، همان می شوی ._ وقتی عصبانی هستی تا ده بشمار ._ هرگز از فلاکت دیگری خوشحال نشو ._ به خود خندیدن قطعی ترین نشانه بلوغ است .</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Sat, 14 May 2022 22:00:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>3062 کلمه دانایی3</title>
                <link>https://virgool.io/@m_16367842/3062-%DA%A9%D9%84%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-jgesvys28w04</link>
                <description>در مقدمه کتاب آمده :گاهی یک جمله ی کوتاه و ساده ی خردمندانه و از سر عقل و تجربه می تواند حلال یک مشکل بزرگ و پیچیده ی قدیمی باشد ، به شرط آنکه به موقع گفته شود و به دقت شنیده شود و سنجیده به کار رود.چندتا از جملات کتاب:_اگر کارت را دوست داشته باشی ،خوب انجام می دهی._مقاومت چیزهای به ظاهر غیرممکن را ساده می کند._هیچ کس جز خودت ،برای مشکلات خاص تو راه حل ندارد._همه نمی توانند اول باشند._بهترین درمان بی حوصلگی، یک پیاده روی طولانی است ._محبت از درون می آید._یا ساکت باش یا چیزی بهتر از سکوت بر زبان بیاور._آزادی را تا از دست نداده ایم ،دست کم میگیریم._دنیا برای عشاق از حرکت باز می ایستد._با مردم با شرافت رفتار کن._اصالت هرکس ، زیرفشار معلوم می شود._یک چرت خواب خیلی چیزهارا درست می کند._آدم خوش صحبت ، همیشه اجازه می دهد طرف مقابلش بیشتر حرف بزند ._عمل ازدواج مشکل نیست ، باهم زندگی کردن مشکل است ._هر روز صبح زندگی را از نو شروع کن._از خودت بپرس چه چیزی واقعا مهم است ._کتاب ها می توانند طرز فکر ما را تغیر دهند._روان پزشک خودت باشی کم خرج تر است ._ روزهای سخت هم بلاخره تمام می شود ._ محترمانه مخالفت کن._ درست کاری ، اولین فصل کتاب عقل است ._اگر از مرگ نترسی از هیچ چیز نخواهی ترسید ._بسیاری از اختراعات و ایده های بزرگ در اوقات فراغت اشخاص شکل گرفته اند._در دعوا به کسی دشنام نده._ به دیگران اجازه شک کردن بده._ به جسمت کمتر و به ذهنت بیشتر غذا بده._ کاری کن که وقتی دیگران را ترک میکنی شاد باشند ._ اگر یک مشت سنگ پرتاپ کنی ، حداقل یکی اش اصابت خواهد کرد._عشق باید دوسویه باشد تا کاری شود ._جوری صحبت کن که به تو شانیت بدهد._ یک فرد جوان شاد ، بعدها به یک فرد پیر شاد تبدیل می شود._سخت کوش و صرفه جو باش تا ثروتمند شوی._یک بار به کسی دروغ بگو تا همیشه در نظرش یک دروغ گو باشی ._ کتاب ارزان ترین راه مسافرت است ._ از خواب بیدار شو و قدر هرچیزی را که در مسیرت با آن مواجه می شوی بدان ._ چیزی که از نظر اخلاقی غلط است ، ممکن است از نظر سیاسی درست باشد ._در بند ظاهر نباش._ صحبت کردن با تواضع ،به پیامی که داری قدرت می بخشد._ هر چه تملک بیشتر ، نگرانی بیشتر ._تسلط بر نفس پیدا کن._رابطه نامشروع اهانت و خواری ایجاد می کند._ ذهن های بزرگ درمورد افکار ، ذهن های متوسط در مورد رویدادها و ذهن های کوچک در مورد اشخاص بحث می کنند._گاهی نیاز به یک خاتمه داری تا بتوانی دوباره شروع کنی._ زندگی هرکس را براساس خیری که به دنیا رسانده قضاوت می کند ._ کم داشته باش تا بیشتر بدست آوری زیاد داشته باش تا سردرگم شوی._ از سر غرور نه نگو و از سر ضعف بله نگو ._تحصیل کردن یک چیز است ، تحصیل کرده باقی ماندن چیز دیگر است ._ جوری دعوا کن که حریف را به دشمن تبدیل نکنی ._ از هر مرحله از سن ات لذت ببر._ گذشته را نمی توانی تغیر دهی اما آینده را می توانی عوض کنی ._ حُسن بی نظمی این است که فرد دائما در حال کشف چیزهای تازه است._ قهرمان ساخته می شود ، متولد نمی شود ._ آزار دادن تاوان دارد ._بعضی ها در بیست و پنج سالگی می میرند و در هفتاد سالگی دفن می شوند .</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Thu, 05 May 2022 17:42:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهار اول فروردین شروع نمی شود!!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_16367842/%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-e1dmoox0rwgt</link>
                <description>بهار اول فروردین شروع نمی شود .بهار از اولین برگ ها ، از اولین شکوفه ها شروع نمی شود !بهار وقت خریدن تقویم سال جدید و جنبیدن مورچه ها و سهره ها هم شروع نمی شودبهار یک جایی توی سر آدم است !دقیقا وقتی شروع میشود که آدم دنبال نقطه ای برای تغیر می گردد!لحظه ای که فکر میکند از اول یک وقتی درس می خوانم ، ورزش را شروع می کنم ، دنبال کار دیگری میروم ، عاشق می شوم !!به خاطر همین بعضی ها در سال چند بهار دارند ،بعضی ها هر چندسال یک بهار دارند ،و بعضی ها اصلا هیچ وقت بهار را نمی بینند؛ آنقدر که به خودشان و کارهایشان مطمئن اند.بهار همین لحظه است .همین لحظه که میفهمد زندگی اش چیزی کم دارد !چیزی را باید جابه جا کند ..چیزی را باید جلو دست بگذارد.این بهار که می آید برای همه یک پیغام بیشتر ندارد :بروید برگ ها و مورچه ها و سهره ها را ببینید ، هیچ کدام چیزی که قبلا دیده بودید نیستند !#مینا فرشید نیک#</description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Sun, 20 Mar 2022 12:31:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عجایب جمشید</title>
                <link>https://virgool.io/@m_16367842/%D8%B9%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%A8-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-uvbbpsmrtocg</link>
                <description>می گویند هنگامی که جمشید خودبینی و برتری را احساس کرد و به فکر پرواز در آسمان افتاد دستور داد تختی برایش ساختند و آن تخت را با گوهر های گرانبها زینت داد و دیو ها که بنده های او بودند تخت را بلند کرده و به آسمان بردند ..جمشید بر تخت چون خورشید تابان نشسته بود ، جهانیان که از شکوه او به حیرت آمده بودند گرد هم جمع شدند و بر بخت و شکوه و توانایی او آفرین خواندند و آن روز که نخستین روز فروردین بود را نوروز گفتند ! شب 29 اسفند جمشید خوابی دید .. دید مردم همه با عجله در حال رفت و آمد بودند و همه لباس نو بر تن داشتند .. در خواب از شخصی میپرسد چه شده است ؟ شخص میگوید مگر نمیدانی عید نوروز فرا رسیده ، چرا ایستاده ای برو و  آماده شو  ! جمشید از خواب بیدار میشود و میگوید من خوابی دیدم که نشان میدهد نوروز را تا هزاران سال دیگر نیز جشن میگیرند و فردا یعنی روز اول فروردین جشنی باشکوه برگزار میکند . افسانه ای در مورد عجایب هفت گانه جمشید که آنها را ساخته بود و توسط اسکندر نابود شده در میان پارسی زبانان محبوبیت دارد :1_چراغی که بدون روغن میسوخت و روشن بود!2_ مگسان زرین که همی پریدند ، اگر کسی زهر خورده بودی و آواز پر مگسان بشنودی زهر از او بشدی!3_ روی آب و اندر میان آب طاقی و اندر طاق تختی و بر تخت تندیسه ای همچون مردی اَبَرسان داوری نشسته. اگر دو کس با یکدیگر همیمالی (دشمنی ، اختلاف) داشتی ، نزد  تندیسه دعوی کردی ، آن کس که دروغ گفتی زیرآب شدی ، آن کس که راست گفتی بر روی آب پیش داور شدی !4_ صراحی که اندر مَیَزدی (مهمانی) صد مرد بودی بنام هر مردی شرابی از هر رنگ اندر آن صراحی کرد!پیدایش می :خیام در نوروز نامه پیدایش می را  بدست یکی از نزدیکان جمشید بنام شاه شمیران دانسته است !در نفایس الفنون از محمد بن آملی گفته شده جمشید دستور داد تا نباتات و درختان گوناگون را بکارند و از ثمرات آنها تجربه کنند . وقتی میوه رَز چشیدند در آن عزتی یافتند ، و چون خزان شد در میوه رز استحاله ای پدید آمد . جمشید دستور داد تا آب آن را بگیرند و در خمره کنند. پس از مدتی در خمره تغیر حاصل شد (حلاوت آن به مرارت پیدا شد). جمشید در آن خمره را مهر کرد و دستور داد کسی از آن ننوشد، زیرا گمان میکرد که زهر است!  جمشید کنیزک زیبایی داشت که مدت ها به درد شقیقه مبتلا شده بود و هیچ یک از اطباء نتوانستند او را معالجه کنند، با خود گفت مصلحت من در آن است که قدری از آن زهر بیاشامم و از زحمت وجود راحت شوم . قدحی پر کرد و اندک اندک از آن آشامید . چون قدح تمام شد اهتزازی در او بوجود آمد قدح دیگری بخورد ، خواب بر او غلبه کرد و یک شبانه روز در خواب بود . همه پنداشتند کار او به آخر رسید .چون از خواب برخواست از درد شقیقه اثری نیافت !  جمشید حال کنیز پرسید و کنیز حال باز گفت. جمشید جمله حکما گرد کرد و جشنی برپا نمود و خود قدحی بیاشامید و برفرمود تا به هر یک قدحی دادند . چون یکی دو دور بگردید همه در اهتزاز درآمدند و نشاط میکردند و آن را شاه داور نام نهادند و در آن مبالغه می نمودند و در خوردن افراط میکردند !پرورش ماهی :می گویند جمشید نخستین انسانی است که به پرورش ماهی در ماهی خانه پرداخت ! بپرداخت آب میانگاه خاک                 بپرورد ماهی در آن آب پاک زجمشید ماند چنین یادگار                    اگر چه برآمد بسی روزگار هنرور شده خاک ایران زمین              بشد زان سپس سوی ماچین و چین </description>
                <category>کاکتوس</category>
                <author>کاکتوس</author>
                <pubDate>Wed, 16 Mar 2022 13:57:42 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>