<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های یاسمین فراهانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_16549833</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 03:16:21</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>یاسمین فراهانی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_16549833</link>
        </image>

                    <item>
                <title>حسین دهلوی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_16549833/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-ubz0k7e9iwkh</link>
                <description>همانطور که در قوم موسیقی شناسی، موسیقی از شیوه‌ی زندگی مردمی که به آن  موسیقی می‌پردازند قابل تفکیک نیست، یک موسیقیدان (و به طور کلی هنرمند)  را نیز نمی‌توان جدای از جزئیات و کلیات زندگی‌ای که با آن درگیر بوده است  شناخت. از این رو «زندگی‌نامه» شرح کنش‌ها و واکنش‌های بین فرد مورد نظر  (حسین دهلوی) و زمانه‌ی زندگی او در پیوستگی به گذشته و آینده‌ی اوست.حسین دهلوی فرزند نیمه‌ی ابتدایی قرن اخیر است. نیم‌قرنی که از تمامی قرن‌ها و نیم‌قرن‌های تاریخ‌ موسیقی ایران متفاوت است. نیم‌قرنی که در آن ایران و ایرانی بیشترین فراز و نشیب‌ها و  تحول‌ها را تجربه کردند؛ در حالی که پیش از آن «ایران» و «ایرانی» مفهومی  نداشت. بن مایه‌ی اصلی این تحولات را می‌توان در یک کلام «مدرن سازی»  دانست. مدرن سازی‌ای که در پی اولین برخوردهای ایرانیان با جوامع غربی آغاز  شد و دو انقلاب را در فاصله‌ی کم‌تر از یک قرن متولد ساخت. همچنان که  تعداد رویداد های بزرگ در این دوران با هیچ دوران دیگری قابل مقایسه نیست  (کشف حجاب، راه آهن، برق شهری، مخابرات، راه آهن، تشکیل وزارت خانه ها و  ادارات دولتی، ملی شدن صنعت نفت،…)، تعداد هنرمندان، نویسندگان و  اندیشمندان و محقّقان نیز بی سابقه بوده و خواهد بود. اما از میان ایشان  عده ای بودند که در میان هیاهوی مدرن سازی و غرب‌گرایی، هویت اصلی فرهنگ و  هنر ایرانی را نگاه داشته و جوهر آن را در رگان زندگی مدرن دمیدند. علی نقی  وزیری یکی از مهم‌ترین این افراد بود که در زمینه موسیقی معتقد بود: «قدما  می‌گفتند: هنر تقلید زندگی است و از روی آن نمونه می‌گیرد. اگر این منطق  را اصل بگیریم، مسلماً با تغییرات زیادی که در زندگی ما در این ده سال اخیر  حاصل گشته باید موسیقی ما نیز تغییر نماید». چندین سال بعد از وزیری حسین  دهلوی در این جریان نقش مهمی را در حوزه‌ی موسیقی ایرانی ایفا کرد. ? کودکی و تحصیل | حسین دهلویحسین دهلوی در 7 مهر 1306 در تهران به دنیا آمد. در آن سال چند کودک  دیگر نیز به دنیا آمدند که بعدها در زمینه‌ی موسیقی و ادبیات نام‌دار شدند.  بزرگانی همچون محمد تقی مسعودیه (موسیقی شناس و محقق)، محمود کریمی (آواز  خوان و ردیف دان)، سیمین بهبهانی و هوشنگ ابتهاج. همچنین در آن سال ابولحسن  صبا به دستور وزیری مأمور شد تا در رشت مدرسه‌ای مخصوص موسیقی تأسیس کند؛  آهنگ‌های محلی‌ شمالی‌ای که از صبا می‌شناسیم ارمغان این دوران است. دو سال  قبل از آن، دوران قاجار به پایان رسیده بود و رضاخان پهلوی، که خود محصول  اندیشه‌ی حاکم بر فضای روشنفکری ایران بود، پادشاه ایران شده بود.ویژگی اصلی حکومت رضا شاه «مدرن سازی» بود که خواستار مدرن سازی در تمام  شئون اجتماعی و فرهنگی جامعه‌ی ایران بود. مدرن سازی در موسیقی ایرانی در  دوران رضا شاه جریان هایی را در بر می‌گیرد که تلاش داشتند موسیقی ایرانی  را به لحاظ محتوی از قالب‌های سنتی آن دور ساخته و به ساختار موسیقی کلاسیک  اروپا نزدیک کنند. در این زمینه دو جریان به موازات هم شکل گرفت: یکی  جریان غرب گرایان، که قائل بر حذف کامل موسیقی ایرانی و جایگزینی آن با  موسیقی اروپایی بودند و دیگری جریان مدرن سازی که در حین حفظ، به دنبال  اصلاح موسیقی ایرانی بوده و ایده ی این اصلاحات را از موسیقی کلاسیک اروپایی می گرفتند.مهمترین سرمداران این دو گروه غلامحسین مین باشیان (غرب گرا) و علینقی  وزیری (مدرن سازی) بودند که می‌توان آن‌ها را سمبل آن تفکرها دانست. همچنین  غیر از بحث فنی موسیقی، منظور از مدرن سازی، تفکراتی نیز هستند که به  دنبال تعریف جدید از جایگاه اجتماعی موسیقی و موسیقیدان در جامعه ایران به  تقلید از جوامع غربی بودند. جدا از اینکه آیا از نظر فنی معتقد به تغییر  قالب‌های سنتی موسیقی ایرانی بودند یا خیر. علاوه بر شک گیری جریان‌های فکر  مدرن و غرب‌گرا، موسیقی ایرانی با ساختار و قالب موجودش در شرایط جدید  اجتماعی ایران دچار سیر تحول طبیعی خود نیز شد. مدرن سازی در دوران رضا شاه  قبل از آن‌که توسط سیاست‌های حکومتی اعمال شود توسط طبقه‌ی متوسط آغاز شده  بود. این دسته از مدرن‌سازی در دو بخش آموزش موسیقی و گسترش رسانه‌ی صحنه  اتفاق افتاد. نخستین جرقه‌ی مدرن سازی توسط طبقه‌ی متوسط، بازگشایی مدرسه‌ی  آزاد موسیقی در سال 1302 (چند ماه پس از نخست وزیری رضا خان) در تهران  توسط علی نقی وزیری بود. ابوالحسن صبا جزو اولین دانش آموزان این مدرسه  بود. این مدرسه‌ی غیر رسمی اولین مدرسه‌ای بود که هم به آموزش موسیقی  ایرانی و هم به آموزش موسیقی کلاسیک می‌پرداخت.وزیری درآن سال یک انجمن موسیقی به نام «کلوپ موزیکال» تأسیس می‌کند که  بسیاری از روشنفکران و ادبای آن دوران در آن عضویت داشتند. در این انجمن،  علاوه برا اجرای موسیقی توسط ارکستر مدرسه‌ی موسیقی، وزیری به تبیین  اندیشه‌های خود در مورد هنر و موسیقی نیز می‌پرداخت. با بررسی سخنان وزیری،  متوجه تأثیر پذیری او از جریان‌های فکری‌ای که به دنبال مدرن ‌سازی به  معنای گشایش جامعه به روی دنیای غرب درجامعه‌ی ایرن بود می‌شویم. وزیری  درباره‌ی ضرورت مدرن سازی در موسیقی ایرانی این‌گونه می‌گوید:«در صنایع ظریفه به طور کلی تغییر  یکی از عوامل ترقی است، زیرا اگر تغییر حاصل نشود دچار رکود می‌شود. قدما  می‌گفتند: هنر، تقلید زندگی است و از روی آن نمونه می‌گیرد. اگر این منطق  را اصل بگیریم، مسلماً با تغییرات زیادی که در زندگی ما در این ده سال اخیر  حاصل گشته باید موسیقی ما نیز کاملاً تغییر نماید».وزیری در سخنرانی ای در سال 1303 وضعیت موسیقی ایرانی را تا پیش از تأسیس مدرسه‌اش این‌گونه شرح می‌دهد:«موسیقی معاصر عبارت است از یک  سلسله آهنگ‌های بازاری به عنوان پیش درآمد، تصنیف، رِنگ. و آواز را هم  اشاره کردیم که یک طرز سوگواری است. این است که موسیقی ما منحصر شده است به  تکرار همان خاطره‌های بدبختی و یک قسمت رنگ و تصنیف که کاملاً شهوانی  وباعث فساد اخلاقی است (…) اساس موسیقی ایران خیلی محکم و و سیع است. اما  همان‌طورکه یک بنّای ناشی ممکن است با داشتن مصالح خوب عمارت خیلی بدی  بسازد، همان‌طور بنای موسیقی ایرانی در این اواخر ساخته شده است. چرا؟ به  دلیل این‌که استادان ماهر تحصیل کرده – مخصوصاً در قرون اخیر که دنیا به  سرعت رو به پیشرفت بوده – پیدا نکردیم که از این اساس محکم و مصالح مرغوب،  بهترین استفاده را بنماید».بر پایه‌ی همین تفکرات بود که موسیقی ارکسترال ایرانی کم کم قالب اصلی  موسیقی ایرانی شد و آهنگسازان جسورانه دست به تصنیف موسیقی‌های نوآورانه  زدند و به کلی رپرتوار نویی (غنی از همه‌ی فرم‌ها و ژانرهای موسیقی ایرانی)  را رقم زدند. با تداوم این تفکر، موضوع ارکستر در ایران باعث به وجود آمدن  تدریجی ذهنیت چند صدایی در موسیقی ایرانی شد. این ذهنیت با وزیری شروع شد و  به وسیله‌ی دهلوی به اوج خود رسید (در ادامه، در این باره بیشتر خواهیم  گفت. پس این زمان بگذار تا وقت دگر). در پی رواج پدیده‌ی ارکستر (چه متشکل  از سازهای ایرانی، چه غربی و چه ترکیب هردو) بود که کنسرت رواج خاصی پیدا  کرد که در ابتدا متشکل از دانش آموزان مدرسه موسیقی وزیری یا مدرسه‌ی  موسیقی نظام بودند. این اولین مرحله ای بود که نوازنده‌ی موسیقی ایرانی  جایگاهی متفاوت از گذشته‌ی خود در جامعه می‌یافت.</description>
                <category>یاسمین فراهانی</category>
                <author>یاسمین فراهانی</author>
                <pubDate>Sat, 30 Apr 2022 01:30:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موسیقی در قرن بیستم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_16549833/%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B1%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-t9g4ggync2nc</link>
                <description>اگر با فکر کردن به قرن نوزدهم، واژه‌ی رمانتیک به ذهنمان خطور می‌کند و  یا حرف زدن از قرن هجدهم ما را به یاد عصر روشنگری و انقلاب فرانسه  می‌اندازد، متأسفانه یا خوشبختانه، قرن بیستم بسیار رنگارنگ‌تر از آن است  که بتوان به یک واژه آن را فروکاست. مکتب‌های فکری متنوع، اشتیاق به  شرق‌شناسی، قدرت‌طلبی روزافزون کشورهای پیشرفته، دو جنگ جهانی با میلیون‌ها  کشته، پیدایش رسانه‌های جمعی و بسیاری پدیده‌های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی  دیگر، قرن بیستم و موسیقی قرن بیستم را به پیچیده‌ترین و پرحادثه‌ترین  سده‌ی زندگی انسان معاصر تبدیل می‌کند.نگاهی به دو دهه‌ی اول قرن بیستمدر آستانه‌ی قرن بیستم بریتانیای کبیر و فرانسه با مستعمرات خود  قدرت‌نمایی می‌کردند. ایالات متحد هنوز به قدرتی جهانی تبدیل نشده بود ولی  سیل مهاجران به‌سوی این کشور گسیل می‌کرد. آلمان که کم‌کم داشت قدرت  می‌گرفت و سودای جبران کم‌اهمیتی خود در قرن گذشته را داشت، در کنار  امپراتوری اتریش-مجارستان، مظنون اصلی شروع جنگ جهانی اول در سال 1914 به  شمار می‌رفت. امپراتوری عثمانی- که عربستان و ترکیه امروزی را هم شامل  می‌شد- قدرتی در منطقه‌ی شرق اروپا و خاورمیانه به‌حساب می‌آمد. نفس‌های  روسیه تزاری هم به شماره افتاده بود؛ جنگ جهانی اول باعث شد که عثمانی از  هم بپاشد و نارضایتی در روسیه تا جایی پیش رفت که انقلاب 1917 رقم بخورد.  البته هرکدام از این پدیده‌ها، دلایل چندلایه‌ای دارند که بررسی آن‌ها از  حوصله‌ی این نوشتار خارج است.شاید بتوان هنر و ادبیات اروپای غربی، در دو دهه‌ی اول قرن بیستم را به  سه مکتب عمده تقسیم کرد؛ امپرسیونیسم(برداشت گرایی)، پریمیتیویسم(بدوی  گرایی) و اکسپرسیونیسم.</description>
                <category>یاسمین فراهانی</category>
                <author>یاسمین فراهانی</author>
                <pubDate>Tue, 22 Mar 2022 04:46:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بافت در موسیقی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_16549833/%D8%A8%D8%A7%D9%81%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-cj6d3soskq2r</link>
                <description>بافت چیست؟اگر به دنبال معنای واژه‌ی «Texture» در فرهنگ‌لغت برویم، به تعاریف  مختلفی همچون “ساختار”، “ظاهر” و “انسجام” می‌رسیم. یک تعریف رایج دیگر از  کلمه‌ی “بافت”، «ساختار صداهای درهم تنیده» است. بافت، راه حلی است که ما  از طریق آن می‌توانیم هارمُنی‌ها، ملُدی‌ها، ریتم‌ها و رنگ‌های صوتی متفاوت  را برای نوشتن یک موسیقی با یک‌دیگر ترکیب کنیم. این اصطلاح به تعداد خطوط  موسیقایی و ‌رابطه‌ی این خطوط با یکدیگر اشاره دارد. (توجه: تعداد خطوط  موسیقی با تعداد نوازنده‌هایی که خطوط موسیقی را اجرا می کنند اشتباه  نشود.) در واقع بافت نحوه‌ی ترکیب لایه‌های صوتی مختلف است که در نهایت  می‌تواند منجر به ایجاد بافتی نازک یا ضخیم شود. اگر به اجرای یک ساز سولو  از یک مِلُدی گوش دهیم و سپس صدای همان مِلُدی را از یک ارکستر با لایه‌های  هارمُنیک و ریتمیک فراوانش بشنویم، شنونده‌ی تبدیل آن مِلُدی از بافتی  نازک به بافتی ضخیم می‌شویم. در موسیقی، بافت را براساس روابط عمودی و  افقیِ موجود در یک اثر می‌سنجند. ماهیت عمودی آن مربوط به تعداد نت‌هایی  است که به صورت هم‌زمان اجرا می‌شوند و ماهیت افقی آن با ریتم اثر در  ارتباط است.پنج بافتِ اصلی موسیقی عبارتند از:مُنُفُنیک (monophonic)بیفُنیک (Biphonic)پُلی‌فُنیک (polyphonic)هُمُفُنیک (Homophonic)هِترافُنیک (heterophonic)برای خواندن ادامه‌ي مطلب اینجا کلیک کنید.</description>
                <category>یاسمین فراهانی</category>
                <author>یاسمین فراهانی</author>
                <pubDate>Tue, 22 Mar 2022 04:44:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش تئوری موسیقی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_16549833/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%AA%D8%A6%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-f9gmr2u19qrm</link>
                <description>تا به‌ حال به این پرسش فکر کرده‌اید که موسیقی چیست و یا به‌عبارتی دیگر، عناصر سازنده موسیقی کدامند؟برای درکِ بهتر موضوع می‌توانید خودتان را در حالِ گوش دادن به موسیقی تصور کنید. شما مشغولِ شنیدنِ اصواتی هستید که مدت زمانِ مشخصی ادامه می‌یابند. در واقع شما صدا را در قالب زمان می‌شنوید.موسیقی همانند اکثر زبان‌ها هم دارای شکل گفتاری و هم نوشتاری است که امروزه در تمام نقاط دنیا به عنوان یک الگوی ثابت مورد قبول و استفاده است. شاید به همین دلیل بتوان زبانِ موسیقی را پرکاربردترین و حتی همه‌گیرترین زبانِ مکتوبِ جهان دانست. ما موسیقی را همانند ریاضی از چپ به راست و در دفتری با پنج خط موازی می‌نویسیم. حروف الفبای موسیقی یا همان صداها را با نت‌ها و عناصر زمانی را با کشش‌ها یا ریتم نشان می‌دهیم.موسیقی شاید از اولین لحظاتِ حیات انسان در زندگیِ وی حضور داشته است. آوازِ پرندگان، صدای شُرشُرِ باران و تمامی صداهایی که در طبیعت وجود دارند؛ گواهی بر این موضوع هستند. اگرچه موسیقی از دیرباز در زندگی ما حضور داشته، اما از لحظه‌ای به بعد کنجکاوی انسان او را به سمتِ شناختِ بیشترِ این پدیده طبیعی سوق داد.به این قصه از زمانِ یونانِ باستان توجه کنید: &quot;روزی فیثاغورس دانشمند و فیلسوفِ شهیرِ یونانی مشغولِ قدم زدن در بازار بوده است که توجه‌اش به صدای حاصل از برخوردِ چکشِ آهنگران بر آهنِ گُداخته جلب می‌شود. ترکیب این صداها در نظر او خوشایند جلوه کرد و تصمیم گرفت تا علتِ این خوشایندی را پیدا کند. در نهایت او توانست تا با محاسباتِ ریاضی و آزمایش‌های تجربی، دلیلِ این خوشایندی را پیدا کند و به پاسخِ پرسشِ خود برسد.&quot; برای خواندن ادامه‌ی مطلب اینجا کلیک کنید.</description>
                <category>یاسمین فراهانی</category>
                <author>یاسمین فراهانی</author>
                <pubDate>Thu, 06 Jan 2022 15:37:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا به قطعه‌ای موسیقایی لقب «کلاسیک» نسبت می‌دهیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_16549833/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D8%B7%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%84%D9%82%D8%A8-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-mvw6t3g2cf4m</link>
                <description>نه باخ، نه موتزارت و نه بتهوون خود را به عنوان موزیستین کلاسیک معرفی  نمی‌کردند. معقوله‌ای که در نگاه اول مشهود به نظر می‌آید، چنان در گویش ما  نهادینه شده که گاه خود دقیقا از معنای دقیق آگاه نیستیم.کلاسیک، کلاسیسیم نیست!درواقع کارکرد اصطلاح «کلاسیک» یا «موسیقی کلاسیک»  از لحاظ موسیقی‌شناسانه و کلاسیک در معنی عام آن متفاوت است. برای یک  موسیقی‌شناس، «کلاسیک» به یک دوره‌ی خاص از تاریخ موسیقی اشاره دارد: یا  همان موسیقی هایدن، موتزارت و بتهوون. درعوض، در معنای عام‌تر این لغت ممکن  است همانطور که برای یک کانتت باخ، برای موسیقی پیاتزولا یا یک اپرا هم  استفاده شود. پس موسیقی کلاسیک در واقع یک مفهوم است، مفهومی که  موسیقی‌شناس انگلستانی «نیکولاس کووک» از آن «یک موزه‌ی خیالی» یاد  می‌کنید: موزه‌ای که در آن تمامی آهنگسازان بزرگ موسیقی غربی را گردهم  می‌آورد.موسیقی کلاسیک چیست؟بنابراین موسیقی کلاسیک در زبان روزمره‌ی ما به تمامی «میراث موسیقایی  غرب اعم از مذهبی یا غیر مذهبی اشاره دارد که توسط آهنگسازان بزرگ نوشته  شده و در کنسرواتوارها تدریس می‌شود» (دیکشنری لاروس). در ادامه شایان ذکر  است که «کلاسیک» به یک مفهوم اجتماعی-فرهنگی نیز مبدل شده است، برای مثال،  رفتن به اپرا، دنبال کردن کلاس‌های ساز در کنسرواتوار و یا رفتن به تیاتر  نوعی فعالیت کلاسیک تلقی می‌شود.?بدون در نظر گرفتن فعالیت هنری (نقاشی، موسیقی، معماری، ادبیات ...)،  صفت «کلاسیک» یک تصویر و یک ایده‌ی کلی را بازتاب می‌دهد: معاصر نبودن! در  موسیقی اما این کارکرد کمی پیچیده‌تر از دیگر هنرهاست، چراکه موسیقی کلاسیک  می‌تواند یک آواز تروبدور در قرون وسطا و یا راکِ یک گروه انگلستانی در  دهه‌ی ۶۰ میلادی باشد. تعریف دیگری هم میتوان داشت که همچنان واضح و رضایت  بخش نیست: موسیقی که از راه نت‌نگاری منتقل می‌شود و برای درک بهتر، باید  به دقت به آن گوش سپارد.چگونه اصطلاح «موسیقی کلاسیک» به وجود آمد؟تا همین اواخر – تقریبا تا پنجاه سال پیش – کلمات باعث به‌ وجود آمدن  نابرابری میان سبک‌های مختلف می‌شدند: برای موسیقی آهنگسازان بزرگ اصلاح  «موسیقی بزرگ» یا «موسیقی عالی» استفاده می‌شد که به نظر، بیشتر برای قشری  خاص و مرفه متناسب می‌آمد.برای خوادن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.</description>
                <category>یاسمین فراهانی</category>
                <author>یاسمین فراهانی</author>
                <pubDate>Fri, 10 Dec 2021 21:15:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یوهان سباستین باخ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_16549833/%DB%8C%D9%88%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%AE-jcrmbsntrzch</link>
                <description>یوهان سباستیان باخ،  آهنگساز و موسیقیدانیست که در  اواخر دورانِ باروک می‌زیست. وی برجسته‌ترین نماینده‌ی خاندانِ موسیقایی خود بود. از یوهان  سباستین به‌عنوانِ ارگ‌نوازی متبحر، آهنگسازی الهام‌گر و موسیقیدانی ستودنی  یاد می‌شد که معاصرانِش تخصص او را در نوازندگی ارگ تحسین می‌کردند.وی به مورخ 31مارس1685 در شهر آیزناخ آلمان چشم به جهان گشود و در سیر  زندگیِ خویش بر کمال‌یابی و استعلای موسیقیِ باروک تأثیرپذیرِ بسیاری به  ارمغان آورد. وی با تکیه بر فنونِ آهنگسازی مرسوم در آن دوران، در غنایِ  پلی‌فونی نقشِ بسیاری را ایفا کرد، وی سبک‌ها، فرم‌ها و سنت‌های ملی که در  نسل‌های‌گذشته توسعه یافته بود را بررسی و به وسیله‌ی ترکیب آن‌ها، سبکِ  موسیقاییِ باروک را تعالی بخشید.در روزگارِ فعلی، از یوهان سباستیان باخ یا «باخ پدر» به‌عنوان یکی از  بزرگ‌ترین و الهام‌بخش‌ترین آهنگسازان یاد می‌شود، ایشان در طولِ اعصار به  مدد پیچیدگی‌هایِ موسیقیِ  خود و نوآوری های سبکی در آثارش موردِ احترام  است. آثار او در زمانه‌یِ حال نیز در ضمره‌ی مهم‌ترین قطعات برای رپرتوارِ  اجراییِ نوازندگان محسوب می‌شود .ادامه‌ی مطلب در اینجا</description>
                <category>یاسمین فراهانی</category>
                <author>یاسمین فراهانی</author>
                <pubDate>Tue, 16 Nov 2021 02:31:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فکرت امیروف</title>
                <link>https://virgool.io/@m_16549833/%D9%81%DA%A9%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%81-xcbn8htkkvbc</link>
                <description>استیل فکرت امیروفعمده‌ی آثار امیروف بر مبنای  تم‌های سنتی خاورمیانه و آذربایجان ساخته‌شده است. عناصری از موسیقی عربی و  آذربایجانی را می‌توان در باله‌ی «هزار‌ و‌ یک‌ شب» مشاهده کرد؛ همچنین  در« کنسرتو برای پیانو و ارکستر روی یک تم عربی».امیروف علاقه‌‌ی  زیادی به پژوهش قبل از شروع آهنگسازی داشت. برای مثال، قبل از ساختن باله‌ی  «هزار و یک شب» به کشورهای عربی یمن، عراق و مصر سفر کرد و آثاری از  موسیقی این ملل را ضبط کرد. سوییت‌های ارکسترال او بر اساس موقام‌های  آذربایجانی نوشته‌شده و ملودی‌ها در این آثار شنونده را به یاد کورساکف،  خاچاطوریان و موسیقی ترکی می‌اندازد.یکی از اولین توفیق‌های او،  فراتر از مرزهای شوروی، با اثر «کرد افشاری» به دست آمد که توسط Stokowski   اجرا شد. جمله‌بندی و فضای حاکم بر قطعه، می‌تواند یکی از نشانه‌های  نزدیکی فرهنگ شنیداری جمهوری آذربایجان با موسیقی ایرانی باشد. بخشی از  قطعه‌ی «کرد افشاری»:برای خواندن ادامه‌ی مطلب اینجا کلیک کنید«کاپریس آذربایجان»، اثر ارکسترال «شور» و مجموعه‌ی «مینیاتورها» از دیگر آثار معروف امیروف هستند.او  جوایز زیادی در زمان حیات خود کسب کرد ازجمله: جایزه استالین 1949، هنرمند  مردمی آذربایجان در سال 1958، جایزه حکومت شوروی در سال 1980 و …فکرت امیروف در سال 1984 در سن 61 سالگی درگذشت.</description>
                <category>یاسمین فراهانی</category>
                <author>یاسمین فراهانی</author>
                <pubDate>Tue, 16 Nov 2021 02:29:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موسیقی کلاسیک چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_16549833/%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-nzjnfinvthcb</link>
                <description>موسیقی کلاسیک به دوره‌ای حدود 50 سال از تاریخ موسیقی غرب اختصاص داده  شده است که بعد از باروک و قبل از دوره رمانتیک قرار دارد . در این نوشته  تلاش خواهیم کرد تا به طور کلی به بررسی جنبه های مختلف این دوره بپردازیم و  در ادامه تلاش ما بر آن است که با نوشته هایی جزئی تر که بر روی سایت  قرارخواهیم داد به طور تخصصی تر به بخش های مختلف موسیقی کلاسیک بپردازیم.  در این نوشته نگاهی بر شرایط جوامع در عصر کلاسیک، مفهوم لغت کلاسیک در  موسیقی، تحولات موسیقی در اجرا و آموزش، ویژگی های موسیقی دوره ی کلاسیک و  تفاوت های آن با موسیقی باروک و در انتها به فرم ها و ژانر های این دوره  میپردازیم.نگاهی بر شرایط جوامع در عصر کلاسیکدر هر دوره از تاریخ ، موسیقی و به طور کلی هنر، همگام با تغییرات  جوامع، دچار تغییرات جزِئی و عمده میشدند. در این عصر که آن را میتوان یکی  از پویا ترین دوران های تاریخ نامید، شاهد شیوه های نوینی در تفکر هستیم که  منجر به جنبشی سراسری به نام جنبش روشنگری شد. روشنگرانی چون ولتر (  1694-1778) ، دنی دیدرو ( 1713-1784) و ژان ژاک روسو ( 1712-1778) از  رهبران این جنبش بودند. آن ها بر ای باور بودند که خرد بهترین راهنمای  انسان است و برای حل مسائل در هر زمینه ای میتوان خرد را راهنمای خود قرار  داد. انها همچنین طبیعت و طبیعیات را به مصنوعات ترجیح میدادند، ایمان فردی  و اخلاق عملی را ارج مینهادند و برابری و مساوات را تبلیغ میکردند و  اعتراض آنها به نابرابری های فاجعه باری که مردم عادی را از اشراف و  روحانیون جدا میکرد، بود.این تفکرات و همراهی طبقه ی متوسط با این نگرش ها به ویژه برابری خواهی،  در این دوره در نهایت منجر به انقلاب آمریکا (1775-1783) و نیز انقلاب  فرانسه (1789-1794) شد. با نگاه بر زندگی سه تن از آهنگسازان مطرح این دوره  در می یابیم که این دگرگونی ها به طور تدریجی بر نحوه ی زندگی هنرمندان  نیز تاثیر گذاشته است. نخستین این آهنگسازان یوزف هایدن (1809-1732) بیشتر  عمر خود را در خدمت خاندانی اشرافی بود و با او چون مستخدم این خاندان  رفتار میشد اما ولفگانگ آمادیوس موتزارت (1791-1756) تاب این را نداشت که  در خدمت دربار باشد و به وین رهسپار شد تا به فعالیت آزادانه ی خویش  بپردازد اما سختی های این شیوه ی زندگی برای یک آهنگساز در آن دوره باعث شد  زندگی او با فقر همراه باشد. لودویگ وان بتهوون (1827-1770) سرانجام  توانست به عنوان موسیقیدانی مستقل در وین به کامیابی دست پیدا کند و اشراف  نیز با او همچون انسانی برابر رفتار میکردند.برای ادامه‌ی مطلب لطفا اینجا کلیک کنید.</description>
                <category>یاسمین فراهانی</category>
                <author>یاسمین فراهانی</author>
                <pubDate>Fri, 15 Oct 2021 00:47:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیش درآمد شور علی اکبر شهنازی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_16549833/%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B4%D9%87%D9%86%D8%A7%D8%B2%DB%8C-yjwwaqjhxxpj</link>
                <description>علی اکبر شهنازی | ایران موزیکولوژیبرای خواندن کامل مقاله لطفا اینجا کلیک کنید.در مقاله پیشِ رو، قطعه پیش درآمد شور از مجموعه پیش‌درآمدها و رِنگ‌های علی‌اکبر شهنازی موردِ بررسی و تحلیل قرار می‌گیرد. در این شیوه آنالیز موسیقی، تمرکزِ اصلی بر بررسیِ شیوه آهنگسازی، جنبه‌های فرمال (ریتمیک و ملودیک) و مدال اثر  است. در این مقاله سعی بر این بوده تا با جداسازی عبارات، اثر به‌صورتِ  میزان به میزان تحلیل شود و درنهایت ارتباط میان اجزای سازنده اثرِ، چه در  جز و چه در کل مورد بررسی قرار گیرد. پس از مطالعه متنِ حاضر درمی‌یابیم که  پیش‌درآمد شور به فرم سه بخشی تصنیف شده است و هرکدام از این بخش‌ها را می‌توان، براساسِ جنبه‌های مدالِ خود از یک‌دیگر جدا کرد.اما جدا از جنبه‌های فرمالِ اثر، شاید مهم‌ترین موضوعی که پس از تحلیل و بررسی اثر به‌چشم می‌خورد، بحثِ وحدت و تنوع در ساختار ِ کلی و جزئی اثر است. این‌که در یک اثر مرزِ میان تکرار و تضاد به‌درستی مشخص شود و به‌عبارتی دیگر، اثر در عینِ تکرار، دارای تنوع بوده و  در عین داشتنِ تنوع، از وحدت و یک‌پارچگی نیز برخوردار باشد؛ شاید  بزرگ‌ترین خواسته هر آهنگساز به‌شمار بیاید.ریتمیکِ چنگ، مقدمه کوتاهی را برای این پیش‌درآمد ترتیب داده است. این الگوی ریتمیک – ملودیک را می‌توان نوعی پایه برشمرد. اگرچه سنتِ حضور پایه در قطعات (به‌ویژه پیش‌درآمدها)، در این پیش‌درآمد به‌چشم نمی‌خورد، اما رنگِ خود را به‌طور کامل از دست نداده و آغاز قطعه با استفاده از طرحی پایه‌گونه شکل گرفته است. استفاده از دو درجه چهارم و اول و سپس فرود بر روی درجه هفتم (نتِ سل)، مقدمات لازم برای فضاسازی در مدِ شور را در عبارت اول و به‌صورت پرسشی فراهم می‌کند. به‌منظور توضیحات تکمیلی می‌توان این‌گونه گفت که آهنگساز در این عبارت پس از دو پرش متوالی به فاصله پنجم درست، با استفاده از صداهای کناریِ شاهد شور (درجه دوم و هفتم- نت‌های سی کُرن و سل) حسِ ایجاد شده در پرشِ قبلی را به تعدیل می‌رساند.در عبارت دوم (میزان 5-8)، آهنگساز دوباره به درجه چهارم– نت ر (برخلاف بخش قبل این‌بار در بالای شاهد) بازمی‌گردد و با استفاده از دو سکانس پیاپی (اولی از نتِ ر و دومی یک پرده پایین‌تر از نتِ دو) بر روی شاهد شور ( نتِ لا) فرود می‌آید و به‌عبارتی به پرسشِ ابتدایی پاسخ می‌دهد. طرحِ ریتمیک استفاده‌شده در عبارت دوم ( میزان‌ 5)  را می‌توان یکی از موتیف‌های اساسی در این قطعه برشمرد. به‌طور کلی جمله آغازین ( و حتی به‌عبارتی پریود آغازین) از دو عبارت کوچکتر که دارای سزور (تقطیع) هستند، ساخته شده و آهنگساز با تکرار هرکدام از این عبارات سعی بر تاکید و افزایش طول جمله داشته است.*</description>
                <category>یاسمین فراهانی</category>
                <author>یاسمین فراهانی</author>
                <pubDate>Sun, 10 Oct 2021 00:41:43 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>