<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های شایان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_17003555</link>
        <description>هر هفته داستان زندگی من از کلاس نهم تا12 منتشر میشود</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 23:07:40</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1744441/avatar/VZGu03.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>شایان</title>
            <link>https://virgool.io/@m_17003555</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فصل6 اغاز کلاس 10</title>
                <link>https://virgool.io/@m_17003555/%D9%81%D8%B5%D9%846-%D8%A7%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3-10-zyrz5afof8z4</link>
                <description>خب با نام ویاد پروردگار کلاس 10 را آغاز میکنیم.خب بنده امسال به کلاس دهم رسیدم و میخوام از ویژگی های کلاس های 10و11و12 صحبت کنم...بنده امسال رشته تاسیسات را برداشتم/=درسته!!!به شما گفته بودم تو فصل های قبلی که میخوام برم رشته کامپیوتر ولی خب ... دیگه نشد که بشه)=البته الان این رشته ایی که رفتم هم خیلی خیلی اسون راحت هست البته بگم که کاردانشی هستم)=(هه تو که میخواستی بری کامپیوتر تو هنرستان بهشتی چیشد که نرفتی(=(میشه 2 دقیقه زبون به دهن بگیری تا من بگم چیشد که اینطوری شد)=(باشه خب تعریف کن منتظرم)(=خب بچه ها همونجور که اقای خبر چین امدن وسط و همه حرف های نگفته مارا ریختن تو سینی و تحویل شما دادن مجبوریم همه حرف های نگفته را بزنیم....اول از همه اینجوری شد که رفتم کارنامه را گرفتم و گفتن شدی 16 من مثل مرد عنکبوتی پریدم بالا ..(خب 16 اخه نمره خوبی هست)=(از نظر من برای من خوبه(=خب داشتم میگفتم بعد از اینکه کارنامه را گرفتم رفتم برای ثبت نام هنرستان بهشتی رشته کامپیوتر....وقتی که رسیدم اونجا رفتم که با مشاور صحبت کنم که متاسفانه مشاور گفت ما نمره ای زیر 17 قبول نداریم)=بعد رفتم هنرستان دکتر قندی اونجا که رسیدم رفتم پیش مشاور برای ثبت نام....مشاور از اخلاقم رفتارم از همه چی ازم پرسید و گفت خوشبختم که میتونم تورو تو این هنرستان به عنوان اولین دانش اموز منظبط و عالی ببینم و این شد که اونجا ثبت نام کردم....(خب نگفتی حالا چرا نرفتی رشته کامپیوتر؟؟)خب بچه ها متاسفانه چون تو برگه کارنامه ام نوشته بود رشته های هنری مثل گیتار سفال گری ووو..برای همین تصمیم گرفتم برم رشته تاسیسات چرا؟ چون به رشته های هنری علاقه خاصی نداشتم این شد که نظرم کلا عوض شد(=حالا متوجه شدین که چرا رشته ام عوض شد؟ اگر متوجه شدین که خداراشکر!...خب بریم یکم از کارایی که تو هنرستان انجام میدیم تعریف کنیم....اول از هرچیز بنده رفتم پیش معاون ها و به کارای اداریشون میرسم ..کارهایی مثل نوشتن تسویه حساب های دانش اموزان و انبار داری وووووو...ولی الان تنها کاری که دارم انجام میدم نوشتن فاکتور ابزار ها و وسایلی که دانش اموزا از دفتر فنی میبرن البته بگم که کار اسونی نیست چرا؟چون که اگر یک وسیله ای را جابه جا بزنی و یا ابزاری رو جابه جا بدی یا بیشتر از حد مجاز بشی بد بختی(=خب حالا از بحث ابزار بیایم بیرون بریم سر رشته تاسیسات خیلیا الان با خودشون دارن میگن رشته تاسیسات حمالی هست فلان هست میخوام بگم سخت در اشتباهید تنها رشته ای که در امد زیادی داره رشته تاسیسات هسترشته تاسیسات شامل تعمیر اب گرم کن _تعمیر پکیج_تعمیر کولر ابی_تعمیر کولر گازی وووو......همه ی این تعمیرات هرکدومشون 1میلیون شاید بیشتر یا شاید کمتر هزینه تعمیرشون هست برای همین میگن رشته تاسیسات پولدارت میکنه</description>
                <category>شایان</category>
                <author>شایان</author>
                <pubDate>Sun, 08 Sep 2024 12:10:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فصل 5 غرغرو ها</title>
                <link>https://virgool.io/@m_17003555/%D9%81%D8%B5%D9%84-5-%D8%BA%D8%B1%D8%BA%D8%B1%D9%88-%D9%87%D8%A7-u0oglklcjxpj</link>
                <description>خب با نام و یاد خدا فصل 5 روهم شروع میکنیم این فصل رو میخوام تقدیم اون کسایی غرغر میکنن کنیم)=غرغروها خیلی آدم های رو اعصابی هستن (یعنی وقتی میخوای مطلب جالب یا خبر بدی رو از خودت بگی ...تا نگفتی شروع میکنن پشت سرت حرف زدن)واقعا موندم چراااااا)=واقعا خیلیییی رو مخه این غرغر ها..ما چند نوع غرغر داریم=نوع1=غرغر ساده عبارت است از&gt;حرف های حوصله سربر-گرفتن نقطه ضعف آدم-و در نهایت (ببینیم اینقدر صحبت کردیم بدردت خورد یانه؟)..)= اخه چرااااا*واقعا موندم چرا تو زندگی آدم باید همش یا گاهی وقت ها نصیحت یا حرف یا غرغر کردن های دیگران رو گوش بده* من خودم اصلا حوصله این غرغر را ندارم و اکر هم کسی بخواد نصحیت کنه تو دلم میگم =خب ای مرد مومن این همه دعا کردی بس نیست بخدا هرکی جای من باشه یک اقدامی انجام میده ولی خب...من بچه صبوری هستم)= فرشته وحی=(مطمعنی که صبوری اخه میبینم وقتی اعصابت از یک چیزی خورده یک کاری میکنی که فرشته های اسمان میگن جنگ جهانی سوم داره شروع میشه بریم پناه بگیریم)=خب حالا بریم برای نوع دومنوع 2=نصیحت یا حرف های چرت و پرت در 1ساعت یا 3 ساعت)=این نصیحته خیلی اعصاب خورد کنیه!مطمعنم شمایی که این کتاب رو داری میخونی این اتفاق برات پیش اومده باشه (اگر پیش نیومده یعنی خیلی بچه خر خون و برای بچه های سر کلاس از نظر بعضی ها *گاگولی*(=ببخشید البته این رو بهت میگم چون بر اساس واقعیته!!اگر نمدونستی بدون که بچه زرنگ ها توی کلاس یا همیشه تنها هستن و مثل اسکل ها رفتارمیکنن یا همیشه دنبال یک بهونن تا رو لج دیگران یا خود خود شمااااا برنن)=*من تجربه اش رو از یک دانش اموز زرنگ در کلاسمون داشتم*خلاصه اینم گفتم که بدونی که( اگر ندونی نصف عمرت بر فناست البته شاید نصف عمرت بر چیز های دیگه ای هم بر فنا باشه ولی فعلا برای این موضوع بر فناست)خب دیگه من میرم استراحت کنم ....**فکر نکنی من یک رباتم که 24 ساعته بشینم برات هی چیز میز بنویسم من هم مثل خودت یک آدم باعقل و خوب هستم(=(حالا نمیخواد از خودت تعریف کنی بد بخت)(=(نزن تو حالم)=خب من اومدم البته بعد از یک ماه.......حالا چرا بعد از یک ماه؟؟؟...دلیل ساده ای دارد ...چون(امتحان داشتم)=)حالا گرفتی..خب امروز میخوام از سر جلسه امتحان که بودم صحبت کنم....(ای خدا باز نصیحت ها شروع شد حوصله خوندن نصیحت ندارم موضوع رو عوض کن)=خب امروز که سر جلسه امتحان بودم با خودم گفتم چرا اموزش پرورش اینقدر باید امتحان هارو سخت بگیره که از اونور بچه ها ثبت نام نشن؟؟؟ یعنی خوب چی اخه.....(یکی از اون ثبت نام نشدنی ها خودتی میدونستی)؟...من؟؟؟بله توراستی (تویی که این کتاب رو داری میخونی فکر نکنی با تو ام با نویسنده کتابم خوشگلکم)بچه ها حرف هایی که داخل پرانتز میزارم رو دقت کنین که بعد نگین چرا این حرف بد رو به من میزنی من مثلا دارم باخودم صحبت میکنم پسسس فکر نکنین که با شمام نه با باطن خودم دارم صحبت میکنم ولی اون هایی که بیرون پرانتز نوشتم مال شماست.....الهی که فهمیده باشین دختر ها و پسر های نوجوان..اگر میشد که اموزش پرورش کمی به سوال های ما بچه ها گوش میکرد الان س جلسه امتحان اینقدر استرس تو تن بچه های دبستان دبیرستان راهنمایی و نظری و هنرستان نبود..</description>
                <category>شایان</category>
                <author>شایان</author>
                <pubDate>Sun, 01 Sep 2024 13:05:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فصل 4 استاد ها با امتحاناشون</title>
                <link>https://virgool.io/@m_17003555/%D9%81%D8%B5%D9%84-4-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%88%D9%86-sjjw9gmxahwx</link>
                <description>توجه توجه این فصل از خاطرات مال کلاس نهم بنده است لطفا تعجب نکنید که اگر تاریخ مال 2سال پیشه(=خب امروز19/10/1401 هست ببخشید اینقدر دیر اومدم به خاطر درس ها و امتحانات بود خیلی تو سال نهم زیر بار درس هستیم بهتون پیشنهاد میکنم قبل از اینکه امتحانات برسه بخونین.البته من قبلش 5یا6 بار دور کردم کتاب رو ولی بازم دارم میخونم الان که میبینین پای کتاب هستم و دارم براتون مینویسم چون 2ساعت وقت خالی دارم گفتم صرف این کتاب کنم. دوست دارم با اشتیااااق خیلی زیاد وقتی میرین سراغ کتاب کتاب رو بخونین و لذت ببرین.(=این فصل رو میخوام تقدیم کنم به مادربزرگم که در امتحاناتم خیلی کمکم کرد و من را دانش آموز نمونه کرد.میخوام یک چیزی بهتون بگم که شاید بعضی از شما بگین برو بابا یا بعضی از شما همراهی کنین من را..میخوام بگم یک دانش آموز موفق فقط نباید درس خون باشه باید پشت کار داشته باشه انظباطش در مدرسه 20 باشه و کلی چیزای دیگه ....نمیخوام یک کاری کنم که بدت بیاد از کتاب یا خسته بشی ازش چون تو فصل بعدی با کلی چیزای طنز و باحال آشنا میشی و بهت قول میدم که بهت تو فصل بعدی خوش بگذره(=شاید با خودت بگی در فصل بعدی درباره چه چیزایی میخوام صحبت کنم خب.. درباره تفریحات /درباره کلاس های اوغات فراغت / درباره مسافرت و کلی چیز دیگه که اصلا باور نمیکنی.این فصل چون بیشتر مطالب نصیحت و چیزای دیگه هست میخوام بیشتر از 4یا5 صفحه نشه چون میدونم حوصله نصیحت های من رو نداری چون مامان و بابا خیلی بچه هارو نصیحت میکنن برای همین میخوام این فصل رو کمتر بنویسم.خب صبح شد و یک روز جدید را شروع به کار کردیم.امروز 1401/10/19هست و دوباره (بار دوم هست که در این ماه برف میبارد)خداراشکر که دوباره اسمان سفید پوش شد.البته امروز یک خوبی هم دارد که مدارس کل استان تعطیل شد. سری پیش که برف اومد آموزش و پرورش مدارس ابتدایی یعنی(اول/دوم/سوم)را تعطیل کرد و همه بچه های کلاس 4تا12 هم که روز بعدش به مدرسه رفتن 80%گرفتار سرماخوردگی شدند ازجمله(خود من/)=.اگه دقت کنید که جلوی پرانتز یک مساوی گذاشتم ؟اگه سرتون رو برعکس کنید تبدیل به شکل غم ناک میشه.روزایی که مدارس باید تعطیل شه نمیشه ولی روزایی که نباید تعطیل شه میشه/اینم شانس مایه)=.چرا ؟چون امروز امتحان انشا داشتم و دیروز خیلیتمرین کردم امروز که بلند شدم برم مدرسه دیدم تعطیله و یک ضد حال بدی بهم خورد/البته استادمون موضوع انشا رو فرستاد و باید غیر حضوری انشا بنویسیم/این بدهههه)=. چرا؟چون همه بچه ها تقلب میکنن و نمره مفتی میگیرن.البته اینم بگم که منم از دایی بزرگم که استاد ادبیات هست کمک میگیرم(اااپس توهم که تقلب میکنی...)ناگفته نماند من فقط کمک میگیرم تقلب نمیکنم)=.تقلب یعنی زنگ بزنی به دوستت و بگی تو چی نوشتی که منم مثل تو بنویسم نمره بیارم و بعد که استاد بفهمه اشهد را برای انشات میخونه.(=به این میگن تقلبب)*یک موضوعی که خیلی ذهنم را درگیر خودش کرده اینه که برای چی به رشته های فنی حرفه ای علاقهمند شدم خب جوابش ساده هست ....برای اینکه از اول زندگی ام که فکر کردم خیلی کامپیوتر را دوست داشتم و همین بود که هر چه بزرگتر میشدم علاقه ام بیشتر میشد نسبت به کامپیوتر و این هست که امسال رشته کامپیوتر را انتخاب میکنم.خب خیلی رشته های دیگه هم هست مثل نظری و.... ولی از همه بهتر رشته های فنی حرفه ای خیلی بهتره(از نظر خودم)ولی بازم رشته های نظری برای اون خرخون ها که گفتم بهتره.</description>
                <category>شایان</category>
                <author>شایان</author>
                <pubDate>Sun, 25 Aug 2024 12:03:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فصل سوم خواننده ها</title>
                <link>https://virgool.io/@m_17003555/%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7-aqssokcqexgm</link>
                <description>خب تو این فصل قراره درباره یکسری اهنگ یا خواننده صحبت کنم که مطمعنم خیلی از پدر و مادرها میگن یا اونارو گوش نده یا میگن گوش میدی کم گوش بده بریم مثال بزنیم.مثال اول = امیر حسین مقصودلو ملقب به (امیر تتلو)خب میدونم که الان یکسری از شما بلند میشین کتاب رو میبرین پیش خانوادتون و بهشون میگین این متن رو بخون داره درباره تتلو میگه که چه جور آدمیه ولی سخت در اشتباهید من میخوام بگم که تتلو درسته که تو بعضی از اهنگ های خودش فحاشی میکنه ولی دلیل نمیشه که کسی بهش توهین کنه اون داره برای هوادارای خودش اهنگ تولید میکنه یا(میسازه)پس اگر پدر و مادری به بچه ای یا به کسی دیگه ای گیر بده که چرا داری تتلو گوش میدی یا میتونی بگی چون دوستش دارم یا میتونی بگی چون اهنگاش برای من قشنگه....بقیه خواننده ها مثل بهنام بانی و حمید حیراد و... اهنگ های خوب و باحالی دارن ولی خب بهنام بانی بیشتر اهنگ های عاشقانه میخونه ولی حمید حیراد انواع اهنگ هارو میخونه..*خب بریم سراغ انتخواب رشته*(رشته آش منظورم نیست ها/رشته تحصیلی منظورمه)خب وقتی که کلاس نهم را تموم میکنی اول حرص نمره نوبت دومت رو میخوری چرا؟چون اگر نمرت کمتر از 17 باشه جایی نمتونی ثبت نام بکنی این یک ...دوم=وقتی نمرت بیاد یا خودشون میگن که چه رشته ای به دردت میخوره یا خودت باید تلاش کنی تا به رشته مورد نظرت برسی.سومن=وقتی تونستی رشته ی دلخواهت را بگیری اونجا یک یادی از ما بکن بگو دمت گرم که راهنماییم کردی(=خب چون من زیاد از رشته های سال تحصیلی نمدونم چیزی نمیگم که باز توهم سردرگم نشی(=این فصل رو هم میخوام اینجا تمومش کنم که دیگه پروندش بسته بشه.</description>
                <category>شایان</category>
                <author>شایان</author>
                <pubDate>Tue, 20 Aug 2024 11:33:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فصل دوم خاطرات(دلسوزی پدر و مادر)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_17003555/%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D8%AF%D9%84%D8%B3%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-dbkkcroz0ho7</link>
                <description>*خب رسیدیم به فصل دوم فکر کنم اون چیزایی که بهتون تو فصل اول گفتم اصلا جدی نگرفتین /خب مهم نیست(=به خودتون ضرر زدین*خب موضوع این فصلمون* پدرها و مادرها هستن *به نظرتون چرا من پدر مادر هارا موضوع این فصل قرار دادم؟ آیا فکر کرده بودید موضوع این فصلمون چی میخواد باشه؟؟؟الان جواب این دوتا سوالتون رو میدم.خب از فکر در بیاین جواب تمامی این سوال ها یک کلمه است=پدرها و مادرها نگران آینده ی شما هستن که بهتون سخت گیری میکنن در درس ها))حالا فهمیدین؟ به جوابتون رسیدین؟؟اگر به جوابتون رسدین که خداراشکر اگر نرسدین معلوم میشه یکی از اون دانش آموز های تنبلی هستین که دربارش حرف زدیم..مطمعنم الان که دارین این جزوه یا کتاب رو میخونین با خودتون بگین این چیز هایی که میگی چه ربطی به زندگی نامه ی من داره خب تمام این اتفاق هایی که تا الان با شما در میون گذاشتم یا تا چند فصل بعدی با شما در میون خواهم گذاشت همه ی این ها در زندگی من بوده که دارم برای شما میگم و درد دل میکنم این کتاب برای کسی خوبه که یک اتفاقی براش افتاده یا دلش گرفته بیاد سراغ این کتاب و بخونه تا دلش آروم شه (من هدفم خوشحالی شما برای درس خوندن و آروم شدن شماست موقعی که عصبانی هستید یا...)*من دوست دارم وقتی که شما این کتاب رو میخونین بگین خدا خیرت بده یکم آروم شدم وتوی درس هایم موفق شدم*(خب اول بریم سراغ دلسوزی مادرها بعدش پدرها)دلسوزی مادرها برای چی هست؟جواب=دلسوزی مادرها برای آینده ی بچه هاشون هست و برای زندگی بچه ها اگر مادری دلسوزی بچه اش رو نمیکرد الان معلوم نبود برایاون بچه چه اتفاقاتی می افتاد...*من دارم به تور خلاصه شده میگم باز اشتباه نکنی*دلسوزی پدرها=برای این است که بچه اس خدایی نکرده مریض نشه یا بهتر بگم غذاهای بیرون رو نخورهنمدونم این فصل رو تموم بکنم یانه ولی یک چیزی تو دلم هست که میخوام بگم میزارم برای فصل بعدی ولی الان یک نکته ازش میگم که فصل بعدی با خوشی یا اشتیاق زیاد بیای فصل بهدی این کتاب رو بخونی.(اگر موقعی درس یا کتاب خوندنی داشتی که باید اول اونارو بخونی /اول اونارو بخون که پدر و مادرت بزارن بعدش این کتاب رو بخونی بعد که اونارو خوندی بیا سراغ من(منظورم کتاب هست(=)خب بریم سراغ فصل بعدی/تا فصل بعدی بای بای...</description>
                <category>شایان</category>
                <author>شایان</author>
                <pubDate>Thu, 15 Aug 2024 09:08:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماجراهای من ومدرسه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_17003555/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D9%88%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87-e96zh21zvwhi</link>
                <description>فصل1روزی روزگاری من در کلاس نهم بودم و دوست داستم هر چه سریع تر به رشته دلخواهم برسم ولی با وجود سختی درس ها فکر نمیکردم که بتونم مسیرزندگی ام رو انتخاب کنم.بعد از یک روز به خودم امدم و با خودم گفتم(امسال رو باید تموم کنم تا به اون چیزی که میخوام برسم)بعد از این حرف دیگه از تنبلی در اومدم و چسبیدم به درس و مشقم تا اینکه امتحان های مستمر نوبت اول رسید و استرس من شروع شد....روز اولی که رفتم سر جلسه امتحان خیلی بهم استرس وارد شد ولی بعد از اینکه برگمو گرفتم با خیال راحت امتحانم رو دادم.بعضی از آدما هستن که مثل من وقتی میرن سر جلسه امتحان تا دقیقه 90 یادشون هست که چی چیزی تو کتاب نوشته شده ولی بعد از اینکه برگرو میگیرن همه چیز از ذهنشون میره (این بده.)ولی بازبرعکس بعضی از آدما هستن که خیلی زرنگ هستن (یعنی درس نمیخونن یا خرخونن )بعد که میان سر جلسه امتحان برگرو که میگیرن در زمان 15 دقیقه ای برگرو میدن.(اخه خب بزار شروع بشه بعد برگرو بدهه)=)خب خلاصه اینم از بچه های زرنگ و تنبل.حالا میخوایم بریم سر معلم های مهربون و سخت گیر.(معلم های مهربون کسانی هستند که=شادی را در کلاس فراهم کنن یا تولد دانش اموزان را در کلاس جشن بگیرن)این از معلم های مهربون/حالا بریم سر معلم های سخت گیر=(معلم های سخت گیر هیچ وقت شادی را در کلاس فراهم نمیکنن و بیشتر تمرکزشون روی درس دادنشونه *البته خوبه گاهی وقت هاهم سخت بگیرن حالا بعد منظورم رو میفهمین*مثلا داخل کلاس معلم سخت گیر همه دانش اموزانش باهوش هستن ولی دونفرشون مثلا تنبلن *برای همین معلم مجبور سخت بگیره تا اون دوتادانش اموز تنبل رو درس خون کنه*حالا منظورم را گرفتین؟*خب حالا بریم سر ورزش فوتبال مدرسه*(توی فوتبال باز دانش آموزانی که تنبلن بازی شون خوبه ولی باز دانش آموز هایی که زرنگن بازیشون بده)وقتی که بازی قوتبال میشه میتونی تمام استعداد دوست هایی که توی کلاس داری رو ببینی و بدونی کدوم دوستت بازیش خوبه و کدوم یکی بازیش بده(از نظرمن اون دانش آموز هایی که گفتم درس خون هستن بشششششدت اونا بازیشون بده /از نظررر من هاااا ولی میدونم از نظر خودتون یا خودشون یک چیز دیگه ای هست)خب داشتم میگفتم وقتی مسابقات فوتبال درون مدرسه ای هست*یعنی کلاس نهم با کلاس هفتم* همه ی دانش آموزان کلاس میشن * البته من قصدم توهین به اقای کریستین cristiano ronaldoبرای مارونالدو نیستش هااا بچه های کلاس رو تشبیه کردم به اقای رونالدو* خب بگذریم اینم از فوتبال که بهتون گفتم.*(ادامه داستان گذاشته میشود)</description>
                <category>شایان</category>
                <author>شایان</author>
                <pubDate>Fri, 09 Aug 2024 10:14:28 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>