<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سپهر</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_17495627</link>
        <description>منتقد ادبیات داستانی و سینما</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 09:04:48</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/373853/avatar/Ouh4Su.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سپهر</title>
            <link>https://virgool.io/@m_17495627</link>
        </image>

                    <item>
                <title>جوکر، رئالیتی‌شو علیخانی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_17495627/%D8%AC%D9%88%DA%A9%D8%B1-%D8%B1%D8%A6%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%B4%D9%88-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C-bmaheq161azq</link>
                <description>شاید کمی زیادی به جوکر پرداختم و راجع به آن نوشتم، اما احساس می‌کنم که لازم بود و این آخرین مطلبی‌ست که در مورد #جوکر می‌نویسم.جوکر تمام شد، تقریبا بعد از هشت ماه پخش جوکر در پلت‌فرم #فیلیمو، هشت ماه مهمان خانه‌ها بود، جوکری که پشت آن #احسان_علیخانی و تیم‌اش فعالیت می‌کردند. جمع‌ بندی: جوکر گام‌ها با فضای مبتذل امروز رایج در عالم تصویر ایران که منسوب است به #کمدی فاصله دارد، کمدی جوکر سخیف نیست، زشت و زننده و حتی بددهن هم نیست، کمدی جوکر به قول ژوله از جنس کمدی‌های پشت صحنه‌ای‌ست که کاملا درست است. یعنی چه؟ اساسا کمدی‌ای که ما سراغ داریم- چه در عالم کلاسیک مثل #جری_لوییس، #چارلی_چاپلین، #نورمن و...، و چه در عالم امروز که حال در سریال‌هایی چون #فرندز و یا حتی #جیم_کری- در واقع خنده‌ای‌ست که بر کنش‌ها و واکنش‌هایی که در لحظه صورت می‌گیرند، کاراکتری فعلی را بر مبنای موقعیت انجام می‌دهد و در مقابل نیز فعلی از جنس بازخورد انجام می‌شود، این لحظه در تصویر کمدی خلق می‌شود، چیزی ورای لحظات خشک و جدی واقعی زندگی رخ می‌دهد. جوکر اما این‌گونه نیست، اکثر خنده‌های مخاطب به صورت‌های عبوس و یخ کردهٔ دوستان است، نه کار‌ها و خلاقیت‌شان درلحظه یا به اصطلاح همان کنش و واکنش‌ها- که در پست قبلی گفته‌ام.جوکر ارزش کمدی را پایین آورده، جوکر نشان داد که فعالان عرصهٔ کمدی تصویر ایران چیزی برای ارائه ندارند، چه در متن و چه در اجرا. جوکر رجعتی به پشت‌ صحنه‌های #مهران_مدیری است نه قدمی رو به جلو.با تمام این اوصاف باید از ایشان ممنون بود که توانسته‌اند برای خانواده‌ها فضای درست و مؤدبی خلق کنند هر چند کمی از فضای سینما روز دنیا عقب مانده‌اند.</description>
                <category>سپهر</category>
                <author>سپهر</author>
                <pubDate>Sun, 14 Aug 2022 22:14:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد فیلم «قهرمان»</title>
                <link>https://virgool.io/@m_17495627/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-hhlh4e2j2ils</link>
                <description>کمدی•••••در اول می‌خواهم ‌بگویم:اصغر فرهادی، تو به هیچ وجه نمایندهٔ حداقل منِ زادهٔ ایران نیستی! نه تو، نه شخصیت و فیگور روشن‌فکریت، نه فیلم‌های ضد ارزش‌های ملی که در فستیوال‌های مضحک‌ نمایش داده می‌شود!.قهرمان فیلم فاجعه‌ای‌ست!بگذارید مطلبی بگویم:در نوشتن یک متن، به خصوص اگر بخواهد داستانی، نمایشی، حکایتی، چیزی نقل کند، یکی از ارکان آن نسبیتش با حقیقت یا واقعیت موجود است! یعنی آن مطلب که دارد روایت می‌کند چه‌قدر با قواعد و عینیت دنیای بیرون اثر همانندی دارد؟فیلم قهرمان فیلم‌نامه‌اش دچار این است که از اساس مشکل دارد، یک مشکل حقوقی! که اگر این مشکل حقوقی حل بشود اساس فیلم فرهادی بر فنا می‌رود. شخصیت اول فیلم به دلیل بدهی مالی در زندان است، و اگر بخواهیم به صورت درست و قانونی‌اش به این مسئله نگاه کنیم، خیلی راحت می‌شود حکم اعسار را از دادگاه طلب کرد؛ خرجش گردش حساب مالی و شاهدتین. یعنی تمام این بدو بدو‌ها، این همه دروغ و زجه و تلاش برای رضایت طلب‌کار و توجیه خیریه برای اثبات عدم دروغ، حاصل یک بی‌سوادی از سمت فیلم‌نامه نویس است! اما شخصیت‌ها. شخصیت زنی که به دروغ یا حقیقت صاحب اصلی کیف است تشابه بسیاری به همان پیر‌مرد فروشنده دارد. همان‌قدر نا‌مفهوم، بی‌ ‌سر و پا و نامتعارف! اگر بخواهیم از همین حیث هم قهرمان را بسنجیم فرهادی برای کشش و خلأ داستانی‌اش به عقب برگشته، گذشته‌ای که در آن باز هم موفق نبوده. امیر‌جدیدی غیر‌سمپاتیک است، بازی‌اش دچار یک تشویش است، حتی حرکت‌های هیجانی‌اش در فیلم گویا به جا نیست- صحنهٔ دعوایش با محسن تنابنده را به یاد بیاورید که چه‌قدر الکی‌ست و آن سکانس پخش فیلم دعوا، نه به آن خشم آبکی نه صبر و بغض این سکانس.فرزند امیر جدیدی از اساس اصل ملودرام قهرمان است! و چه‌قدر بد ساخته شده؛ کودکی که بود و نبودش فرقی نمی‌کند، شاید با لکنتش دل مخاطب را به رحم بیاورد. و خب بقیه که در این مقال نمی‌گنجد، حرفی برای گفتن ندارد؛ البته حضور دختر اصغر فرهادی نیز خود جلوهٔ طنز ماجراست.دوربین نیز که جای خودش را دارد، تبلور وخامت در سکانس پایانی‌ست که معلوم نیست دوربین کجاست؟ نه پی‌اُوی امیر جدیدی‌ست، نه سوژهٔ خاصی را دنبال می‌کند! روی هوا دارد شلنگ و تخته می‌اندازد.قهرمان فیلمی حوصله سر بر، ضد ملی، تخیلی و کمدی‌ست؛ که انصفا در خلق فضای طنز خوب عمل کرده.اما طنز این فیلم در خودش محصور نیست، در اسلاید بعدی پست با یک تئاتر کمدی رو به رو هستید که پرسوناژ‌هایش همگی دلقک‌های روشن‌فکری‌اند که در شأن همین فیلم هستند.#ذ#اصغرفرهادی #قهرمان#جشنواره_کن#سینما</description>
                <category>سپهر</category>
                <author>سپهر</author>
                <pubDate>Sun, 07 Nov 2021 11:37:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جادهٔ سن جووانی، ایتالو کا‌لوینو</title>
                <link>https://virgool.io/@m_17495627/%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%87%D9%94-%D8%B3%D9%86-%D8%AC%D9%88%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%D9%88-%DA%A9%D8%A7-%D9%84%D9%88%DB%8C%D9%86%D9%88-jppaj5jfu0kp</link>
                <description>جادهٔ سن جووانیاین‌که یک کتاب بتواند شما را برای لحظاتی میخ‌کوب کند و به درستی و اندازه و به‌‌ طور صحیح، لحظاتی شما را از این دنیا خارج کند، از قلم معدود نویسندگان برمی‌آید.جادهٔ سن جووانی دیدگاهی جالب و بدیعی را با خود دارد؛ پدیده‌ها، اتفاقات، آدم‌ها، کنش‌ها و انگیزه‌ها به نحوی دیگر تلقی می‌شوند، از وجهی دیگر دیده می‌شوند و حتی درک می‌شوند، حس می‌شوند.در مقدمهٔ کتاب کالوینو را به برداشتی، خاص پنداشته‌اند، شاید هم حق داشته‌اند.معمولا یادداشت‌ها و خاطرات همیشه خاص بوده‌اند، چون هم‌واره منبع و منشأ مطالعات ما، به غرض این‌که جهان‌مان را رنگی‌تر و پر‌زاویه‌تر ببینیم، بوده‌است.اما گویا این یکی کمی جنس و عیارش متفاوت‌تر است.آری، پژوهش‌گر ادبیات و نویسندهٔ پر آوازهٔ ایتالیایی کمی گویا از دیگر خاطر نویس‌های رایج جلوتر آمده.پرسش‌‌گریِ عجیب و نگاه‌های متفاوش در نسبت با پدید‌‌ه‌ها متمایزش کرده.از پس هر اتفاقی و رویدادی در زندگی معنا و مفهوم خاص خودش را درآورده.از باربری و کمک به پدر در مزرعه، تا سینما رفتنش و حتی خالی کردن سطل آشغالی در ماشین‌های زباله.او به ما متفاوت دیدن و جدی‌تر دیدن را یادآوری می‌کند؛ از هر عمل و اتفاقی به سادگی گذر نکنیم و همهٔ آن‌ها را در خودآگاه و ناخودآگاه‌مان حلاجی کنیم.در ترجمه اما گویا لطمه‌ای به متن اصلی زده، مترجم شاید خواسته طنازی قلم زبان مبدأ کتاب را حفظ کند اما باید گفت: بد عمل کرده!در متن به شدت نارسایی‌هایی دیده می‌شود، به خصوص در بخش آخر کتاب که بسیار گنگ است.برخی کلمات ترجمه شده آن شأنیت و وقار حاکم بر روح متن را حفظ نمی‌کنند و لطمه‌ای- ولو کوچک- وارد می‌کنند.کتابی بسیار ارزش‌مند و قابل توجهی است، بخوانید و لذت ببرید.</description>
                <category>سپهر</category>
                <author>سپهر</author>
                <pubDate>Tue, 12 Oct 2021 01:24:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد فیلم «crash»</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-crash-so46lrdibagx</link>
                <description>فیلم سینمایی «برخورد»دنیا کوچک است.•••••••••••••«برخورد» فیلمی‌ست کم ادعا، انسانی و اثر‌گذار. از آن دسته از فیلم‌ها که شلوغی ندارد و ساده‌است؛ بر خلاف ظاهرش که چند خرده داستان را با خود دارد و روایتشان می‌کند، آن‌چنان پیچیده نیست. فیلم برخورد فیلم موضع‌گیری‌ها نیست، فیلم نقد و اعتراض علیه نژاد‌پرستی نیست، فیلمی‌ست با این نظر که ما هر چه که هستیم با هر رنگی از پوست، موظفیم که مسئولیت‌های انسانی خویش را انجام دهیم. تمامی خرده داستان‌های فیلم برخورد کما بیش به هم‌دیگر مربوط‌‌اند و در عرض یک‌دیگر پیش می‌روند. در ابتدا با فضای تاریک فیلم آشنا می‌شویم و بعد از پی‌اُوی کارآگاه فیلم فلش بک به روز گذشته داریم.تمامی داستان‌ها و تلاقی‌ ایشان با هم‌دیگر از آن‌جا آغاز می‌شود.داستان‌ها یکی یکی بازگو می‌شوند با کات‌هایی بد، کات‌هایی که کمی گیج کننده‌ست که البته هر چه جلو‌تر می‌رویم ابهام‌زدایی از روایت و چه‌گونگی داستان‌ها انجام می‌شود.باید گفت که برخورد تمامی تلاشش را برای ایجاد حس سمپاتیک با تمامی پرسوناژ‌هایش کرده اما با کمال تأسف باید گفت: نا‌موفق بوده. بلی، شاید بعضی از شخصیت‌ها درآمده باشند اما در مجموع ضعیف بوده‌اند، که البته با توجه به مدت زمان فیلم کار قابل تحسینی انجام شده. نکتهٔ جالب دیگر در فیلم گم‌نامی اشخاص حاضر در آن است، به غیر از یک یا دو شخصیت بقیهٔ شخصیت‌ها اسم و نامی ندارند! کارگردان تمامی تلاشش را کرده که با مدیومی به نام سینما زندگی روز‌مرهٔ ایالت هزار فرقهٔ لوس‌آنجلس را به تصویر بکشد و به ما داستان آدم‌های ساده و تیپیکال را بگوید. آدم‌هایی که همیشه هستند و خیلی از ما دور نیستند، آدم‌هایی با داستان‌های ساده و روز‌مره که جای تعجب ندارند؛ شاید برای همین اکثر شخصیت‌ها نام‌گذاری نشده‌اند.فیلم پایان‌خوبی‌ را ارائه می‌دهد، نه دهن پر کن نه مهیب! برخورد برشی از زندگی‌ست که در سینما ظاهر شده، فیلمی خوب و قابل تأمل.#ذ</description>
                <category>سپهر</category>
                <author>سپهر</author>
                <pubDate>Tue, 31 Aug 2021 20:37:59 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>