<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حبیب مهدی پور</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_17668607</link>
        <description>حبیب مهدی پور هستم متولد کرمانشان در 1321/10/16. فارغ التحصیل دانشکده هنرهای دراماتیک تهران در سال 1353. 
با زن نشسته ، کارشناس امور....</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:16:04</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2568772/avatar/lHXd1M.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حبیب مهدی پور</title>
            <link>https://virgool.io/@m_17668607</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مثلن نمایش نامه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_17668607/%D9%85%D8%AB%D9%84%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-cd4gkb9hyrxp</link>
                <description>اشخاص بازی پدر پسر دکتر.زمان 23 پدر : کتف چپم خیلی درد داره آخ نمی توانم نفس بکشم!پسر : میخای بریم بریم اورژانس بیمارست..بی مهر اسنپ گرفتم ،آمد ،سوار، پیاده ، اورژانسصندوق ، دکتر :سلام بفرمایید پسر: آقای دکتر ، پدرم کتف چپش درد گرفته (دکتر رو به پدر) چی شده؟پدر: دیشب دو طرف دستمال راگرفتم و بردم بالا سرم کشیدم ،دکتر: خندید ،بسه دیگه یاد جوانیکردی و کباده کشیدی ، نوشت نوار قلب ( اشاره باطاق بغل )پسر: ( نوار روی میز دکتر گذاشت) دکتر نگاه کرد و مهر زد و گفت : چیزی نیست در حد اسپاسمه، استا دارید  ؟ یا بنویسم ویزیت صندوق ( پسر رفت حساب کند.پدر : بریم اسنپ  سوار  در خانه 1/5 بامداد رسیدیم.&quot; پرده اول &quot;</description>
                <category>حبیب مهدی پور</category>
                <author>حبیب مهدی پور</author>
                <pubDate>Tue, 26 Aug 2025 00:47:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیامی توانم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_17668607/%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85-opcfj1bzzgf4</link>
                <description>گفت : خودمانیم ،آیا می توانیم  برابر  قوانین موجود در مملکت اعتراض کنیم ؟خنده ام گرفت قهقه چنان بلند که دو قدم عقب رفتم و نزدیکبود بیفتم توی  جوی بی آب  خیابان ابو ریحان  ( بیرونی ) که لش مرده یموشی ، کرم قهوه ایی خوش رنگ ، چرا ، لحظه ایی به یاد چرم مغان افتادم  که ، قاچاق چیان  وطن  چرم را از   مرز با مجوز به  قیمت بسیار ارزان از مرز زمینی بازرگان ،به ایتالیا صادر می کردند ، تجار محترم دبش را نمی گویم ( نمی دانم چرا گاهی اوقات بعضی از موضوعات توی قشر خاکستری مغزم ، بی ترتیپ رژه  می روند و نا گهان از خواب می پرم !</description>
                <category>حبیب مهدی پور</category>
                <author>حبیب مهدی پور</author>
                <pubDate>Sun, 08 Jun 2025 23:34:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مادر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_17668607/%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-hbrpovcnejjg</link>
                <description>برای  ترقی  ملت  و  آبادی  مملکت  از  وسائل  بیشمار دیگر،بوجود مادران  صالح  و  پرورش  دهنده  محتاج  هستیم )                                                                              ناپلئون.مادر جلوه ی حق است ، رضایت او ، رضایت خداست ،باید خدا  را  راضی  نگاهداشت .کسانی که بند گهواره کودکان را بدست دارند ، از آنها که زمام  حکومتی را دست گرفته اند موثر تر و با نفوذ تر می باشند .هر وقت مادر فاسد شد، جامعه نیز فاسد می گردد.                                                               اسمایلز</description>
                <category>حبیب مهدی پور</category>
                <author>حبیب مهدی پور</author>
                <pubDate>Mon, 02 Jun 2025 20:15:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شروع به نوشتن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_17668607/%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-mczn5e9pv9rh</link>
                <description>شروع به نوشتن برای  چگونه اندیشیدن بهتر بعد پنجاه سال و مطالعه نوشته های و کتاب های مفیدو گلایه از ریا کاران و دروغ پردازان  از اوضاع روزگار که طبق قوانین حق مردم را ضایع ساخته اند ...</description>
                <category>حبیب مهدی پور</category>
                <author>حبیب مهدی پور</author>
                <pubDate>Mon, 02 Jun 2025 18:50:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ضرب المثل منظوم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_17668607/%D8%B6%D8%B1%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85-qticvpljp4zu</link>
                <description>نمی باید در اول داد  دل  بر طفل  هرجاییچرا  عاقل  کند  کاری  که  باز  آرد  پشیمانی-----زلیخا مرد ازین حسرت که یوسف گشت زندانیچرا  عاقل  کند  کاری  که  باز  آرد  پشیمانی-----به یک کار خطا انسان بود یک عمر در زحمتچرا  عاقل کند  کاری  که باز  آرد پشیمانی</description>
                <category>حبیب مهدی پور</category>
                <author>حبیب مهدی پور</author>
                <pubDate>Sun, 01 Jun 2025 18:25:36 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>