<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Mahi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_17968342</link>
        <description>اندر احوالاتِ دعوا های مغز و قلبِ اینجانب...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 08:38:33</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/429895/avatar/946idE.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Mahi</title>
            <link>https://virgool.io/@m_17968342</link>
        </image>

                    <item>
                <title>جوابِ پرسشنامه ی شرطیه منفصل مانعه الجمع?</title>
                <link>https://virgool.io/questionanswer/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8%D9%90-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%D8%B7%DB%8C%D9%87-%D9%85%D9%86%D9%81%D8%B5%D9%84-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B9%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%AC%D9%85%D8%B9-vir0jxrh83fu</link>
                <description>https://vrgl.ir/n1T8Iپرسشنامه ی شرطیه منفصل مانعه الجمع?زندگی بدون قدرت تکلم یا زندگی بدون قدرت حرکت؟ بدون قدرت حرکتیه شب تو یه قبر بخوابی یا همه ی محتویات گوشیتو خانواده و فامیل ببینن؟ یه شب تو قبر(نه اینکه گوشیم?باشه، دوست دارم اونو تجربه کنم)دوست جو گیر یا دوست مغرور؟ مغرورزندگی بدون هیچچچچچ منطقی یا زندگی بدون هیچچچچ احساسی؟ هیچچچچچ منطقیهنر یا علم؟ هنربورسیه ی دانشگاه هاروارد یا کار کردن تو ماکروسافت به عنوان مدیر داخلی؟ بورسیهشنا کردن تو استخر خون یا تو استخر لجن؟ لجن اگه قرار به خودکشی باشه قرص یا دار؟ قرص(هرچه بی دردسر تر بهتر)تجربه ی شخصیت اصلی ترسناک ترین فیلمی که دیدی یا مسخره ترین کارتونی که دیدی؟ مسخره ترین کارتونزندگی تو ایران حال یا ایران دوره ی هخامنشیان؟ حالنگاه معنا دار مامان یا کتک بابا؟ کتک به از معنا?بی گناه پای دار بری یا گناه کار؟ گناه کاربه بزرگ ترین خواستت برسی به شرطی که عزیز ترین کست بمیره یا هیچ وقت به بزرگ ترین خواستت نرسی؟ اینو میشه قضیه شرطی بگم⁉️... اگه از فامیل باشه، مثل عمو و...، اولی.(وی پس از جواب دادن این سوال بر خود و نفسش لعنت می فرستند???)زندگی در غار تو عصر حجر یا زندگی تو دوره ی قاچار؟ عصر حجر (جیرانو میبینم بسه برای قاجار ?)مرگ دقیقا بعد رسیدن به بزرگ ترین خواستت یا هرگز نرسیدن به بزرگ ترین خواسته؟ مرگ دقیقا بعد از رسیدن به هدفعمر طولانی یا عمر مفید؟ مفیدجنگ تن به تن به ازای یک میلیارد دلار یا فرار از جنگ به ازای کل عمر فراری بودن؟ تن به تن(اگه جرأت کنم!)یه همسر عاشق که بچه دار نمیشه یا یه همسر عادی که بچه دار میشه؟ عاشقملاقات با نویسنده ی بهترین کتابی که خوندی یا ملاقات با ثروتمند ترین آدم دنیا؟ نویسنده ی بهترین کتاببه جای اسکندر کبیر باشی و نصف دنیا رو فتح کنی یا یه پادشاهی که مردم عاشقشن اما یه کشور کوچیک داره؟ اسکندر...چقدر پلید بودم و نمیدونستم?</description>
                <category>Mahi</category>
                <author>Mahi</author>
                <pubDate>Wed, 29 Jun 2022 18:24:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه ی من از تیز هوشان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_17968342/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%DB%8C%D8%B2-%D9%87%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%86-vd00luwn2oam</link>
                <description>مود الانم...سلام و صد سلام(می‌دونم الکی دارم خودمو پر انرژی نشون میدم?)احتمالا نباید مقدمه بافی کنم و میرم سر اصل مطلب.مفهوم واقعی تیز هوشان (یا سمپاد ما?) چیزی نیست جز تلاش مضاعف خودتون؛ این یعنی چی؟ یعنی نه معلم خاصی دارید، نه خونتون رنگین تر از بقیه ی دانش آموزاست (البته فقط جایزه زیاد بهتون میدن که اونم برای شهریه ی زیادشونه?)اونها(معلمان) اکثراً توی مدارس دولتی یا غیرانتفاعی هم تدریس میکنند و این در همه ی شهر ها صادقه؛ سن های معلمین عزیز هم میانگین بالای ۴۰ و ۵۰ هست که خیلی زیاد دوست دارن باز نشست بشن?معاون عزیز برخلاف قشر بالایی که گفتم، خیلی پیگیر هست و حداقل ۳ تا معاون دارین؛ یکی پرورشی، قرآنی و اجرایی.از همون سال اول هم کلاس تست ها برای آمادگی کنکور برپاست و ادامه داره (برای مثال تابستان).مدیر خیلی همراه‌تون هست و تعداد دانش آموزان هم به نسبت یه مدرسه دولتی کمتره (مثلاً ما ۴۰۰ تا بودیم)دیگه بگم، ترم اول معلما ارفاق می کنن؛ مثلاً ۱۹ رو ۲۰ میکنن ولی بیشتر از این ارفاق بلد نیستن انگار ?ولی چشمتون ترم دوم رو نبینه که رحم ندارن؛ حتی ۲۵ صدم!و به بدترین و شدید ترین تمهیدات تصحیح میکنن و اگر یکمش هم مثل کتاب نباشه، کل اون سوال رو غلط محسوب میکنن.دائما در طول سال آزمون دارین؛ از جمله پایش، شبیه ساز کنکور، سنجش، منتا و...که اتفاقا معلما رو اونا توجه خیلی زیادی دارن و حتی برای مستمر‌تون هم اونا رو تاثیر میدن و باید اونا هم خوب بدین?کلی بخوام بگم:«اونا اصلأ به اعتراضات،احساسات شما توجهی ندارن و تنها هدفشون قبول شدن‌ دانش آموز در کنکوره تا عکسشو چاپ کنن و بذارن توی بنر و بچسبونن دم در مدرسه تا مثلاً بچه ها انگیزه بگیرن؛و اصولاً تلاش میکنن که تو هم هدفت بشه قبول شدن در کنکور و بعد از اون_ زندگی برات تکراری بشه فرزندم_و بعد از قبولی شاید خود کشی هم ایرادی نداشته باشه!»وقتتون رو نگیرم و خلاصه‌ جمع بندی کنم...اگه نمره ی کارنامه براتون خیلی مهمه و هر نمره ای بجز ۲۰ اشکتون رو در میاره نرید تیز هوشان.اگه نمره‌تون در مدارس عادی در حد پاس شدنه(مثلاً ۱۰)، بازم سمپاد مناسب شما نیست چون احتمال رد شدنتون(به دلیل معلما که بالاتر گفتم) و خروج از سمپاد اونم تو سال اول زیاده.و اگه معمولی اید و نمره ی ۱۷و۱۸و ۱۹ دارید و نمره هم براتون مهم نیست، تیز هوشان با آغوش باز پذیرای شماست?پی ننوشت: من که ناامید شدم از خودم تو همین سال اول(مراجعه به عکسی که گذاشتم!) ولی شما ناامید نشید وقتی کارنامه‌تون رو دیدید و یکمم به من انگیزه و امید بدید لطفاً «که همین الان از سمپاد لفت ندم?»ماچ♥️</description>
                <category>Mahi</category>
                <author>Mahi</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jun 2022 22:23:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تا ۳ نشه بازی نشه</title>
                <link>https://virgool.io/questionanswer/%D8%AA%D8%A7-%DB%B3-%D9%86%D8%B4%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D9%87-ahybodv5yyhw</link>
                <description>۳ مکانی که در آن زندگی کرده‌اید. کرج، تهران، خمین (استان مرکزی)۳ کتاب موردعلاقه‌تان.قصه های امیر علی، درخت دروغ، کوری۳ فیلمی که می‌توانید بار‌ها تماشایشان کنید. امکان مینا از روی اجبار ? نفس و شبی که ماه کامل شد(باز هم اجبار)۳ سریال تلویزیونی که حتی یک قسمت از آن را هم از دست ندادید. گاندو، زیر پای مادر، شاید کیمیاخاطره: این سریال زیر پای مادر رو ماه رمضان خرداد ماه پخش می‌کرد، کلاس پنجم رو تموم کرده بودم و امتحاناتم هم تموم شده بود. مثل یه بچه خوب می‌نشستم که تکرار ساعت ۱ شب‌ش رو ببینم چون مامانم اینا ساعت پخش اون خندوانه میدیدن. با صدای ۳و۴ خلاصه سی و خورده ای قسمت رو دیدم چون اون ساعت همه خواب بودن. سریال مفیدی بود چون لب خوانیم خوب شد?دلیل اینکه جذبش شدم هم نوع متفاوت حرف زدن بازیگرا بود و... گاندو هم بعدش بخاطر اون (و...) دیدم. دوست دارید در یک پست براتون توضیح بدم؟۳ آلبوم موسیقی که زندگی شما را تغییر داد.آرامش_بهنام صفوی، تیریشکو، بیشتر تک ترک گوش میدم به (لپ‌تاپ... تبلت...) خود نگاه کنید: ۳ ترانه‌ای که اخیرا با آن گوش کرده‌اید کدامند؟ گل مهتاب، مرد تنها، شهر خاموش۳ ترانه‌ای که بیشتر از همه گوش کرده‌اید کدامند؟ شهر خاموش، ineffective، تردید۳ بازی موردعلاقه‌تان. piano fire، همسایه جهنمی، dust settle۳ نوشیدنی محبوبتان. آبمیوه، نسکافه، نوشابه (خطر مرگ ☠️)۳ مارکی که دوست دارید از آن خرید کنید. نمیشناسم هیچی  m&amp;m، ۳ رستوران موردعلاقه‌تان. دهکده، برج میلاد، خانه۳ کاری که همیشه می‌خواستید انجام دهید.بازیگری تئاتر، نویسندگی، مجری بودن و اجرا کردن ۳ مسئله درباره‌ی دیگران که باعث آزارتان می‌شود. غیبت، صحبت های بی محتوا، میزبان در نقش خودش فرو می رود۳ موضوع موردعلاقه‌تان برای صحبت.موسیقی، فیلم، کتاب ۳ فروشگاه موردعلاقه‌تان.کوروش، هایپر استار، جانبو۳ کاری که معمولا وقتی کسل و بی‌حوصله‌اید انجام می‌دهید.آهنگ گوش دادن، خود زنی، گیر دادن، گاهی گریه۳ کاری که دوست دارید قبل از مردن انجام دهید.نوبل گرفتن، کتاب چاپ کردن، نمایشنامه نوشتن و تبدیلش به تئاتر، فیلم ساختناین پرسشنامه مال کی بود؟!❤️?</description>
                <category>Mahi</category>
                <author>Mahi</author>
                <pubDate>Fri, 03 Sep 2021 11:56:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>الکی الکی جدی میشه...</title>
                <link>https://virgool.io/@m_17968342/%D8%A7%D9%84%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D9%84%DA%A9%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-xadrp2cdhnmw</link>
                <description>از قدیم گفتن سلام، سلامتی میاره؛ پس سلام بر شما?کتاب موش ها و آدم ها، این کتابیست که امروز می‌خوام معرفی کنم.اول از همه بگم که:حدس هرکس که می‌گه آدم ها با موش ها حرف میزنن و مسالمت‌آمیز کنار هم زندگی می کنن و خلاصه کار های قهرمانانه می کنن،غلط غلوطه غلطه❌?❌داستان کتاب اینه:ژرژ میلتون و لنی اسمال دو دوست هستند که با مهتری در اصطبل روزگار می‌گذرانند. آرزوی دیرین هر دویشان آن است که روزی جایی را بخرند و لنی دوست دارد در آن خرگوش پرورش دهند. لنی از بچگی از نوازش چیزهای نرم خوشش می‌آید و زور بازوی بسیاری دارد ولی چندان باهوش نیست و کودن است. از همین رو دچار دردسر می‌شود،  لنی همیشه موش ها را ناز می کند ولی چون آنها خیلی کوچک اند در دستش خفه می شوند و می میرند.ژرژ این رفتار لنی را دوست ندارد و دلش می خواهد از دوست دیوانه اش جدا شود اما به او وابسته شده، تا روزی که لنی سگ کوچک و یک آدم را با این رفتارش می کشد و ژرژ دست به اقدامی عجیب می زند.!. حالا مفهوم کتاب چیست:وابستگی گلم، وابستگی. ما به این دنیا، به این کم و کاستی ها عادت کردیم و مثل لنی، آنها را در چنگمان گرفتیم، مگر رهایشان می کنیم؟! آری، زمانی که دیگر معنا نداشته باشند (مرده باشند).لنی واقعاً نمی خواست آنها بمیرند، از موش ها گرفته تا...اما الکی الکی آنها می مردند.!.اینم متن</description>
                <category>Mahi</category>
                <author>Mahi</author>
                <pubDate>Sat, 14 Aug 2021 02:22:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>واقعیت را ولش، درود بر تخیل!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_17968342/%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D9%88%D9%84%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%D8%AE%DB%8C%D9%84-se1j1ytlwfg3</link>
                <description>ازدیواربگومثلاً بیوگرافی...کودکی در کوچه پس کوچه‌های تهران، از تعطیلات آخر هفته اش با فوتبال استقبال می کرد، پستش هم دروازه‌بان بود و هیچ‌کسی نمی توانست توپ را از بغلش جدا کند.بازی عجیب پیش می رفت، برای اولین بار تیم حسام بازنده می شد، بخاطر تمرکز دروازه‌بان حسام! این آخرین شوت بود؛ حسام تمام عصبانیت ناشی از باخت و عدم تمرکزش را بر روی توپ خالی کرد (علیرضا بیراوند را تصور کنید) و توپ به ناکجاآباد رفت...همهمه ی بروپچ محل از سر خشم یا دلسوزی شروع شد:« اوی چیکار کردی؟.. برو توپو بیار... (تیم مقابل) ۱۰ دقیقه دیگه با یکی دیگه هم بازی داریم احمق... بدبخت شدی حسام اگه رفته باشه خونه پیرمرد پیرزن... شیشه شکسته باشه چی؟ »چاره ای نبود، جهت شوتش را گرفت و راهی شد؛ مدتی رفت تا آفتاب سوزان ظهر محو شد و سایه ای بلند را احساس کرد.حسام عرقش را پاک کرد و سرش را بالا آورد؛دیواری ساده با گرافیتی یک خانه آبی که چندین گیره به آن متصل بود و به گیره ها تعداد زیادی لباس، شلوار، کت و روسری و... آویزان بود که البته این لباسها به چشم حسام آشنا بود، مثلاً کت برای دوستش رضا بود و یا کلاه مال بقال محل بود.در کنار آن گیره‌ها طبقه هایی بود که کیف و کفش و اتفاقا توپ ۲لایه بچه ها هم آنجا بود.او متوجه مادرش نشد که داشت یواشکی با ظرف و ظروف شمسی خانم به خانه می رفت تا برای پسرک سیب زمینی و تخم مرغ آب‌پز در آنها بگذارد و جگر گوشه‌اش بخورد.حسام، عقب تر رفت تا نوشته ی روی دیوار را بخواند:« دیوار مهربانی».القصه، توپ را برداشت و به مالکینش داد و راهی خانه شد.روز بعد، در مدرسه، معلم کار و فناوری باید به بچه ها کامپیوتر یاد می داد؛ ناظم با هزار ترس از خراب شدن آن موجود عجیب الخلقه آن را روشن کرد، روشن شدن کامپیوتر همانا و  آغاز عشق و علاقه حسام به تکنولوژی همانا!بعد از امتحانات خرداد (نهایی) وقت، وقت انتخاب رشته ی حسام بود؛ او با اینکه همه ی اعضای خانواده مخالف فنی حرفه ای و موافق  رشته تجربی بودند، راهی فنی حرفه ای شد...حسام قصه ی ما، حالا فوق لیسانسیه است و قصد راه اندازی یک سایت ایرانی دارد، اما نمی داند چه سایتی بزند،او برای تحصیل به خارج رفته و دلش یاد وطن را کرده:« یاد فوتبال، مدرسه، آن روز که در فوتبال باخت، شوت، دیوار... » حسام فریادی از سر یافتن می دهد و دیوار مهربانی محلشان را تجزیه و تحلیل می کند:«اسم سایتم شد دیوار... خب... توی دیوار مهربانیمون لباسهای دست دوم بود... نه... مامان ظرفم میذاشت...  ولی یادمه... البته برمی داشت...»به سختی بغضش را خورد و به آن زمانی فکر کرد که باید تظاهر می کرد مادر را کنار دیوار ندیده!ادامه داد:«خب... سایت دست دوم فروشی... اگه بهش خونه و ماشین رو اضافه کنم چی؟  اصلأ چیِ دست دوم باشه رو میذارم به عهده مردم... آره... این سایت برای مردمه ».حالا،  سایت مدت هاست که با مدیریت او و همکاری دوستش رضا و شرکا، شروع به کار کرده و حتی اپلیکیشن هم داده!حسام، نفس راحتی می کشد و بعد مدت ها، روی تخت دراز می کشد و به آگهی های مادر و فامیل هایش نگاه می کند و لبخند رضایتی می زند....مطمئنم که منظور حسام از اسم و هدف ساخت این سایت، این بوده:« دیوار مهربانی مجازی+ اندکی پول برای تو ی مردم و منِ مدیر سایت! »جمع بندی⁦(◠‿◕)⁩#ازدیواربگو</description>
                <category>Mahi</category>
                <author>Mahi</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jul 2021 13:06:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرسشنامه بازی</title>
                <link>https://virgool.io/questionanswer/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-iufjsslikuen</link>
                <description>۱_چه چیزهای مادی ای هستن که ازشون متنفری؟سلاح چه سرد چ گرم۲_چه چیز های مادی ای هستن که خیلی دوستشون داری؟کتاب گوشی هدفون۳_تا حالا تو موقعیتی بودی که بخوای یه کاری (هر کاری) رو انجام بدی ولی انجام ندادی؟بلی بلی بع بع بع، ولی مطمئنم که تا آخر تابستون ۱۴۰۰ انجام میدمش?۴_اگه میتونستی بخشی از باطنت رو تغییر بدی، چه چیزی رو تغییر میدادی؟یکهو عوض شدن حالم خوب به بد یا بد به خوب۵_بهترین خوابی که دیدی چی بوده؟خواب دیدم رفتم تئاتر (کاری که هرگز نکردم) یا سر صحنه فیلمبرداری بودم۶_حاضری برای کشته نشدن خودت، کسی رو بکشی؟نههه۷_اگه قرار بود یه روز به یه حیوون تبدیل بشی، به چه حیوونی تبدیل می‌شدی؟میمون۹_شبکه های اجتماعی مورد علاقه‌ت به غیر از ویرگول، چیان؟اینستا غلام (اینستاگرام)، یوتیوب۱۰_همین حالا اسمت رو به روشی متفاوت بنویس!???۱۱_ اگه میتونستی یه روز کنترل صفحه ویرگول یه ویرگولی رو داشته باشی اون کی بود؟آمم. هنوز آخه تو ویرگول جا نیفتادم و دوست ویرگولی لی هم ندارم?۱۲_آب و هوایی که دوستش داری؟آب و هوای شرجی۱۳_شهری که دوست داری بهش سفر کنی، کجاست؟آلمان۱۴_اگه قرار باشه ادامه عمرت رو تا وقتی که بمیری، با یه موجود زنده بگذرونی(بدون هیچ ارتباطی با آدم ها) اون موجود چیه؟طوطی که حرف زدن یادم نره۱۵_تصور کن یه روز تو یه جزیره دور افتاده، تنهایی و بدون هیچ وسیله ای گیر افتادی، اولین کاری که میکنی چیه؟یه فس فقط به دور و برم نگاه می کنم۱۶_دوتا‌ چیزی که آرزو میکنی زودتر تموم بشن، چیا هستن؟ حال عجیب خودم، فیلترینگ۱۷_درسی که ازش متنفری، چیه؟فیزیک۱۸_اگه قرار باشه بدون اینکه غذایی رو بخوری، هر وقت که خواستی مزه‌ش رو حس کنی، اون مزه، مزه چی بود؟جان!۱۹_اگه قرار باشه یه آدم معروف رو کچل بکنی اون کیه؟ رضا صادقی یا یزدانی، امیر عباس گلاب هم خوبه.۲۰_اگه قرار باشه از بالای یه برج خیلی بلند بپری پایین، قبلش چیکار میکردی و چطوری میپریدی؟شاید از احساسم می‌نوشتم یا فیلم می گرفتم بعد دستام رو باز میکردم عین اینکه بال دارم میپریدم ۲۱_دوست داشتی میتونستی جلوی کشف شدن چه چیزی رو بگیری؟نفت? آخه خیلی سرش جنگه۲۲_بهترین و تاثیر گذارترین کتابی که خوندی، چه کتابیه؟ملت عشق❤️۲۳_بهترین و تاثیر گذارترین فیلم که دیدی، چه فیلمیه؟Interstellar=در میان ستارگان inspection۲۴_کدوم فصل رو بیشتر از بقیه فصلا دوست داری؟زمستان ۲۵_نوشیدنی های سرد یا گرم؟گرم۲۶_کدوم سبک موسیقی رو بیشتر از همه دوست داری؟فیوژن، پاپ۲۷_اولین کتابی که خوندی چی بود؟یه ۳۰ ۴۰ تا کتاب در مورد پیامبران و امامان بود.۲۸_تا حالا شده بی دلیل شیفته چیزی بشی؟اگه آره، چه چیزی؟اره، اهنگ و سریال مزخرف و بازیگر?۲۹_سفر با قطار رو بیشتر دوست داری یا با هواپیما؟هواپیما رو دوست دارم تجربه کنم۳۰_موسیقی بی کلام رو بیشتر دوست داری یا با کلام؟هر دو۳۱_این سوال برای اینه که خودت یه سوال به پرسشنامه اضافه کنی تا خواننده های پستت تو کامنتاشون به سوالت جواب بدن!خب سوال من: یکی به من بگه مسیح کیه؟ چرا اسمش تو ویرگول هست اما خودش نیست؟!??ک این پرسشنامه هم مال اونه... #پرسشنامه</description>
                <category>Mahi</category>
                <author>Mahi</author>
                <pubDate>Thu, 15 Jul 2021 22:25:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خیال واقعی!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_17968342/%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-pudwmbblzbce</link>
                <description>#پارت_پنجماقدامی سازنده?عجیب بود که گیاهان قلبک خوار تکان نمی‌خوردند که اگر بنا به این بود نباید قلبی جوانه می زد یا اصلا وجود داشت.قلبک ها هم بلد بودند که چگونه خود را جمع و جور کنند که ساقه های خم آنها با برگ های دندان‌‌دارشان بهشان نرسد.اول می خواستم که به رسم گرد آفرید یا رستم، با شمشیر نداشته به جدال با گیاه برخیزم که با دیدن پیچ و مهره ای در ناحیه پایین گیاه-روبات فهمیدم باید دنبال کنترلی یا مخزن البرق بگردم...دوستم به نسبت من، از کور رنگی کمتری برخوردار بود و به راحتی هرچه تمام تر، در میان آن تاریکی، رنگ صورتی قفسی که در آن آسودگی قلبک ها هم زندانی بود را دید.باهم تصمیم گرفتیم که با انگشتان مبارک، آن سیم های بیرون زده را انگولک کنیم تا دهن روبات به آهن های عمودی گیر کند و آنها را بیرون بکشد تا من آن دکمه قرمز رنگ خاموش را بزنم و او، قلبک خودش و قلبک من را نجات بدهد...عملیات آغاز شدصدایی مهیبی آمد؛ بر خلاف تصور سرِ گیاه-روبات به میله ها خورد و از آنجایی که نقطه ی حساس آن آسیب دیده بود، فوراً نقش بر زمین شد.بدون هیچ کار اضافه ایهرکسی قلبک خود را در آغوش گرفت و از مدرسه فرار کرد...ممنون از حمایت ‌‌‌هاتون ??</description>
                <category>Mahi</category>
                <author>Mahi</author>
                <pubDate>Tue, 13 Jul 2021 15:19:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خیال واقعی!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_17968342/%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-r30y5cmaclpq</link>
                <description> #پارت_چهارمسبزی تو از قلب... سبزی من از؟..به در زُل زدیم، مشخص بود که نباید از یک قاتل خانه، دری بهشت گونه توقع داشت ولی...در، با شاخه های درختان و برگهای پُرباری تزئین شده بود. زنگ زدگی های ناشی از خون های ریخته شده از قلبک ها، روی در ریخته بود. همراهم، دسته ی در را پیچاند و وارد انبار شدیم...قلب ها در شیشه هایشان، دست به انقلاب زده بودند. آنها از درون شیشه ها جوانه زده بودند و قفس سیلسیمی (اجزای تشکیل دهنده شیشه) را درهم پیچیده بودند.امّا...مشکل این بود که در اوایل راه، دقیقاً روبروی در  ورودی و خروجی یکسان،گیاه قلبک خوار کمین کرده بود و تنها آن محبوسین بینوا می توانستند جوانه هایشان را از بالای سر گیاه، بر روی آن درِ زنگ زده ی ورودی بیندازند.پ.ن: قلب است دیگر، وقتی ندانسته هم کار می کند، باعث زیبایی هر زشتی می شود خب?</description>
                <category>Mahi</category>
                <author>Mahi</author>
                <pubDate>Tue, 15 Jun 2021 01:11:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی به مثابه یک اثر هنری</title>
                <link>https://virgool.io/@m_17968342/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%B1%DB%8C-xdw7y2v5fg0h</link>
                <description>چند وقت پیش، بدون آن‌که افکار عجیب و غریبی داشته باشم، دستم را راهی سفری کردم که مقصدش  دانلود ویدیو کست احسان عبدی پور &amp; حیدو هدایتی _ اهمیت غم بود...راستش از موضوع صحبتشان(اهمیت غم) تا قبل از این‌که ویدیوشان را ببینم، خیلی تعجب کردم!✓احسان عبدی پور به کناری فعلاً، برویم سراغ حیدو  آقای هدایتی بیش از حد ممکن در برنامه ی  کتاب بازخاکی بود؛ از نوع لباس پوشیدن (یک پیراهن ساده ی تیره) تا خاطره گفتنشان: ایشان روستایی زاده بودند و خاطراتشان، حولِ محور گاو، بز و گوسفند می چرخید؛ هرچه‌قدر هم مجری(احسانو) می خندید ولی او جدی ادامه می داد...  #صداقتحیدو موسیقیدان بود و هست... Listen to LOKKEH-Heydoo Hedayati by HEYDOO on #SoundCloud
https://soundcloud.com/heydoo/lokkeh-heydoo-hedayati?ref=clipboard&amp;p=a&amp;c=0کمی، به توصیف حیدو بپردازیم اینم توصیف ??</description>
                <category>Mahi</category>
                <author>Mahi</author>
                <pubDate>Tue, 08 Jun 2021 11:36:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خیالِ واقعی!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_17968342/%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%90-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-vzkc9ay4jgmu</link>
                <description>#پارت_سومالفرار...چهار سال گذشت، با نهایت زور گویی بر منِ مظلوم، با نهایت اشتباه‌ های پی‌ در‌ پی و پند و اندرز ده؛ با رنج فراموشی...اماچنین نماند و چنین نیز هم نخواهد ماندتو پیدا شدی. تویی بسیار زیرک که توانسته بودی قلب کوچکت را از دست زورگویانِ مدرسه ای نجات دهی؛ تو یادم آوردی، کسی که سالها فراموشش کرده بودم.به من گفتی:«شانس آورده باشی که قلبت را تا امروز به سیخ نزده و نخورده باشند، دیروز که به دستور خانم معلم دفتر حضور و غیاب را می آوردم برای قلب فلانی نقشه کشیده بودند...»چاره ای نبود. جلوی گریه ی خود را گرفتم. زنگ تفریح، وارد انباری شدیم تا قلبکم را پس بگیرم؛اما چگونه؟</description>
                <category>Mahi</category>
                <author>Mahi</author>
                <pubDate>Fri, 07 May 2021 17:28:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خیال واقعی!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_17968342/%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-gjc8niamxxj2</link>
                <description>#پارت_دومزندانی ام؟بعد از تمام شدن برنامه ی آن عزیزان، مدیرِ مدرسه آمد و یقه ی قلبکم را گرفت که بچه ی مدرسه ای کجا و این قرتی بازی ها کجا؟?القصه، قلبکم را گرفت و در شیشه ی الکل پرتاب کرد و دَرش را هم سه قفله کرد و گفت:«لولو بُردش»از آن به بعد چیزی نمی گویم چون نه قشنگ است و نه جذابیتی دارد نه خودم، دلم می خواهد چیزی یادم بیاید...حالااگر هم خیالم واقعی می شد، نه هیجانی بود، نه ذوق‌مرگی ای، نه حسِ قشنگی  چون قلبکم نبود...</description>
                <category>Mahi</category>
                <author>Mahi</author>
                <pubDate>Sun, 11 Apr 2021 17:47:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خیال واقعی!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_17968342/%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-uqpoaqoepncb</link>
                <description>قلبکمشاید بهتر بود از اینجا شروع کنم: مثل همه به دنیا آمدم و می دانم که در آینده ای دور یا نزدیک از دنیا می روم.ولی نه... چه کسی از کلیشه خوشش می آید؟ ها؟من پر از احساسات بچگانه ام؛ قطعا نمی خواهم آدم بزرگ شوم! شاید نوشتن از احساساتم سخت باشد ولی انگار باید دیوار عظیم را بشکنم...پله پله پیش می رویم؛ از بچه تر بودن چیزی یادم نمی آید جز این صحنه:عمو فیتیله ای هاآن زمان ماسک داشتند که ماسک مد نبود??اینها و نمایش هایشان شدند تمام زندگی من و جرقه ی ایده هایی که برای بازی کردن با بچه های کوچکتر به ذهنم خطور می کرد...رویا بافی کردن و همچنان کردن با همین 3 نفر + خیلی های دیگر= تضمین بچه بودن من.حواس پرتی هایم و لو رفتن پچ پچ هایم با خودم برای دیگران، خواب هایم، نوشته هایم، مغزم هنوز می فهماند که تو 15 سال نداری؛ تو همان دختری هستی که...نگذشت؛ همانطور که آنها پیرتر می شوند من بیشتر به هنرشان پی می برم. ولی نمی دانم چرا این انسان های واقعی برای من خیالی هستند!شما هم کسانی را می خواهید که واقعی هستند ولی برای شما چیزی جز خیال نیستند؟#باهم_پیش_می_رویم#مجتبی_شکوری#آدم_بزرگ_نباش#آدم_بزرگ_نشو</description>
                <category>Mahi</category>
                <author>Mahi</author>
                <pubDate>Thu, 28 Jan 2021 01:28:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_17968342/%D9%87%DB%8C-tk9zanjpfjee</link>
                <description>من یک کلاس نهمی بودم تا زمانی که قرار نبود یک سیاهی بشه همون چیزی که ندارم!بجای اون من یه سفیدی بزرگتر از سیاهی دارم که اسمش هست تبلت...اون تبلت میتونه عکس بگیره یعنی تلاشش رو میکنه تا عکس بگیره ولی خوب بیچاره حدی داره بیشتر از این نمیتونه کاری کنه خب برای بازی ساخته شده و کمک کردن به افکار من.دیگه چی بگم مادر?  این روزها رو با گوشی مامانم طی می کنم؛ گوشی که حالا باید همه گروه درسی داشته باشه هم گروهی که برای خانم های خانه دار گروه مینویسه خانوما من چه جوری این ترشی رو درست کنم و از اون طرف توی گروه درسی یاد میده اجزای تشکیل دهنده سرکه...البته مزایایی هم داره که می تونم به خانم های خانه دار بیشتر کمک کنم، میتونم بگم  این ترشی با این ترکیب سرکه نمیخواد یا یک چهارم میخواد...یا میتونم از کارهای هنری خانمها برای ایده استفاده کنم و خب صادق باشیم گاهی از خانمها  اجازه بگیرم و کار های هنری اونها رو به جای کارهام به معلم فرهنگ و هنر نشون بدم.اما کار از اینجایی بدتر میشه که در عرض یک ثانیه فضای گوشی پر میشه و باید با اجازه از مامان چیز های مهمش رو پاک کنم...من دلم یه گوشی میخواد... همین?#روایتگرباش</description>
                <category>Mahi</category>
                <author>Mahi</author>
                <pubDate>Tue, 29 Dec 2020 18:32:10 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>