<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های هفته نامه صدای آزادی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_18380704</link>
        <description>هفته نامه صدای آزادی در سال 1382 مجوز انتشار گرفته و به دو زبان کوردی و فارسی در غرب و شمال غرب کشور توزیع می شود. 

مدیرمسئول: جلیل آهنگرنژاد</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 17:14:45</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3816402/avatar/viv7Gr.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>هفته نامه صدای آزادی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_18380704</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کتابی تازه از جلیل آهنگرنژاد / جریان‌شناسی شعر معاصر کوردی جنوبی آماده انتشار شد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18380704/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-j3keinnrvje8</link>
                <description>....جهان امروز، تجلی‌گاه نامتوازنی از در‌هم‌آمیختگی ساحت‌های مختلف هنری، اجتماعی و سیاسی است. این ناهمطرازی غیر کلاسیک که به نوعی یک نظم پسامدرنی را بر جوامع هدف، غالب کرده است، بیش از هر چیز در هنر و بویژه در آثار ادبی متجلی شده است. شعر به عنوان ساحتی فرازبانی با هجوم به برساخته‌های مستقر در نظام‌ زبان‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، در پی بنیان طرح‌ها و ایده‌های تازه است که به عنوان دروازه‌های تازه‌تر، آن را به جامعه‌ی هدف پیشنهاد می‌دهد. در خاورمیانه و بویژه در جغرافیای زبان‌های فارسی، کوردی، عربی و ترکی، نزدیک به یک سده است که صدای «امر سیاسی-اجتماعی» از بطن نوجویانه‌ی دفاتر شاعران شاخص به گوش می‌رسد؛ امری که تا آن زمان هرگز مرکز ثقل شعرورزی‌های شاعران قرار نگرفته‌بود. چنین دگراندیشی متفاوتی، راه ساحت محصور شعر را به خیزابه‌های اجتماعی و سیاسی گشود تا این هنر با نفوذ عمیق به کف جامعه، نورافکن‌هایی را بر نهانخانه‌های قدرت بیفکند و به تولید انسان سیاسی منجر شود....</description>
                <category>هفته نامه صدای آزادی</category>
                <author>هفته نامه صدای آزادی</author>
                <pubDate>Sun, 19 Apr 2026 00:04:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادداشتی درباره مجموعه شعر کوردی«ئه‌وکلیان» اثر سمیه فلاحی / جلیل آهنگرنژاد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18380704/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%A6%D9%87-%D9%88%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B3%D9%85%DB%8C%D9%87-%D9%81%D9%84%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-tuegsfizimfp</link>
                <description>هیچ قُرصی، کلمه را آرام نمی‌کند!یادداشتی درباره مجموعه شعر کوردی«ئه‌وکلیان» اثر سمیه فلاحیعباس معروفی در «سمفونی مردگان» می‌گوید: من خوب می‌دانم که زندگی، یکسر! صحنه‌ی بازی است. اما بدان! که همه برای بازی‌های حقیر آفریده نشده‌اند.» در روزگاری که «خوداظهاری‌»های افراطیِ جمعی سطحی! در فضای مجازی، مجال تنفس در هوای پاک ادبی را از جویندگان معادن ناب هنر گرفته‌اند، چشمه‌های جوشان ادبیات ذوقی کوردی در مسیری دیگر با شناختی عمیق از هنر، به تکاپوی طبیعی خود مشغولند.با نگاهی به پیشینه‌ی ادبیات کوردی در کرماشان و ایلام می‌توان چنین گزاره‌ای را پیش روی مخاطب نهاد: شعر زنان در حوزه‌ی کوردی جنوبی تا سال‌های اکنون حرف‌های تازه‌ای برای گفتن نداشته است. تنها فروغ چند شعر متوسط و یا تلاش شاعرانه‌ی چند صاحبذوق، توانسته شمعی را به یاد ادبیات زنان در این جغرافیا روشن نماید.اما حرکت‌های جسورانه‌ای که انگار برای بازی‌های بزرگ آفریده شده است، دارد به این فضای تقریباً راکد، جانی دوباره می بخشد. «اتفاقی» که صاحب این قلم امیدوار است به «جریان» تبدیل شود و راه تازه‌ای را پیش روی روندگانش بگذارد.  هوش هنری، ژرف‌نگری، جسارت‌های زبانی و فکری، رها شدن از پوسته‌های پیدا و پنهان سُنت و... می‌تواند چنین رهاوردی را برای شاعران مستعد و  نوجو به ارمغان بیاورد.بهانه‌ی این یادداشت، انتشار مجموعه شعری از «سمیه فلاحی» از سوی نشر «باشور» است؛ شاعری که نامش می‌تواند با سطرهای پیشین، همخون باشد. او را تنها با کتاب «ئه‌وکلیان» و یک ترجمه‌ی متوسط می‌شناسم و خوبی کار، همین‌جاست که این متن، قضاوتی محسوس یا نامحسوس درباره‌ی دیگر وجوه شخصیتی شاعرش ندارد.نام مجموعه شعر فلاحی با زخم آمیخته است. زخمی که با حادثه‌ یا حادثه‌هایی تازه می‌شود: «ئه‌وکلیان» می‌تواند هر مخاطبی را با دوگانه‌ی اندوه بزرگ و آرزوی بزرگ روبرو کند. ما در سرزمینی زندگی می‌کنیم که لبالب از چنین دوگانه‌هایی است. زخم، «کلان‌موضوع»ی است که ذهن بسیاری از فلاسفه و هنرمندان را به خود مشغول ساخته است.  فیلسوف فرانسوی «آلن بدیو» می‌نویسد: هر فیلسوفی در زندگی به یک سوال پاسخ می‌دهد: «کدام زخم بود که خواستم درمانش کنم؟». نیچه نیز نگاهی منحصربفرد به زخم دارد. در دیباچه‌‌ی زیبای «فلسفیدن با پتک» می‌گوید: «جنگ‌آوری همواره شگردِ بزرگِ جان‌هایی ست، بسی به درون گراییده و به ژرفی رسیده. در زخم زدن نیز نیرویِ شفابخش هست...»آیا «ئه‌وکلیان» می‌تواند ما را به چنین نگاه عمیقی مؤمن سازد؟ آیا ئه‌وکلیانِ شاعر از جنس همین نگاه‌های فلسفی است؟! کتاب را با هم ورق می‌زنیم. شاعر در صفحه‌ی 53 این مجموعه، شعری با عنوان «باوش کوتم ده ئه‌وکلیان» آورده است:ت که‌ل کارت ئه‌وکلانن منه‌وه‌ که‌له‌مه‌یلتک تک تک خۊن دێان تکێوه‌ ده‌نگتک ئاگره‌ وها ده‌س واجوور یه‌کم سووز سه‌رده‌واهه‌رچگه‌ ژان بێ سه‌ره‌نۊنه‌سه‌ره‌و خاون که‌یت وم ده‌ بان ئاخر پله‌یل دنیاچمه‌ڕێت وسامه‌تا باوش بکوتم ده‌ ئه‌وکلیان (ئه‌وکلیان ص 53)یک شعر عاطفی که به نقطه‌ای غیر منتظره ختم می‌شود: شاعر منتظر کسی است. با انتظاری طولانی تا پایان دنیا که بر بلندای آخرین پله ای بایستد و کسی برسد تا او زخم تازه شده‌اش! را در آغوش بکشد.  همین سطر پایانی است که شاعر را از هنجارهای عادت شده‌ی ادبی می رهاند و با در آغوش کشیدن زخمی تازه به نوعی رستگاری شعری می‌رساند.در شعر دیگری نیز سایه‌ای از همین نگاه، قابل لمس است؛ شعری که با نام «که‌له‌مه»بر پیشانی، دوباره زخم‌های تازه‌ای را پیش روی مخاطب باز می‌گذارد.  «کلمه» یا کلیمه از آن دست واژه هایی است که در میان کوردان جنوبی، سفیدی‌های متن متفاوتی دارد. در گفتار عادی، وقتی کودکی چاقویی به دست می‌گیرد تا اسباب‌بازی‌اش را بسازد، مادر به او هشدار می دهد: «رووله که‌له‌مه‌ێگ نه‌خه‌یده خوه‌د!».گاه‌ نیز معنای مجازی‌تری به‌ خود می گیرد. فردی که‌ سربه‌‌راه‌ نیست و از هنجارها و برساخته‌های اجتماعی می‌گریزد، به او می‌گویند: «که‌له‌مه‌ێگه‌!».  به گمانم در ناخوداگاه شاعر هم برخی از این مفاهیم وجود داشته که چنین تصاویری را آفریده است:بۊته‌ که‌له‌مه‌ وکه‌فتی ده‌ ده‌ممهۊچ قورسێکه‌له‌مه‌ ئارامه‌و نیه‌که‌ێگ... (ئه‌وکلیان، ص29 )یا :...ئاگرێک وه‌ که‌له‌مه‌ ئه‌وکریاگه‌ده‌ یه‌خبه‌نان کووره‌و نیه‌وگ (ئه‌وکلیان، ص 48 )و نیز:...ده‌سه‌یلم هه‌نجنمکه‌له‌مه‌ که‌له‌مه‌کلگه‌یلم کوڵنم... (ئه‌وکلیان، ص43 )همینطور تصاویر و یا مفاهیم زیبای دیگری که با زخم ساخته است:م سه‌ربازێک زامه‌یلێ ده‌ دژمن ئه‌وشارێزامێ ک ئاخێ نه‌کیشی،شه‌هیدت که‌ێگ... (ئه‌وکلیان، ص 38 )این «زخم»ها در دل مجموعه، مدام حضور دارند اما هر بار به شکل تازه ای!. از دختران تن‌سوخته‌ی دیار شاعر که‌ با رقص شعله‌‌های آتش به‌ زخم‌های بزرگتر دل می‌سپارند، گرفته تا جایی که ناامیدانه می‌گوید:مردن، گیانێ ها ئیمه‌  (ئه‌وکلیان، ص 56 )با این نگاه می‌توان گفت: یکی از بهترین نام‌هایی که با بافت مفهومی کتاب، تناسبی جدی دارد، بر مجموعه‌ شعر «سمیه فلاحی» نشسته است. حتی اگر چنین پیوند نُه‌توواری هم در لایه‌های معنایی شعر نبود، انتخاب چنین نامی، اولین برگ برنده‌ی شاعری است که نشان داده است حرف‌هایی برای گفتن دارد. شاعر، کدام ارواح، کدام آرمان‌ها، کدام تصاویر، کدام حسرت‌های جمعی و کدام پشیمانیه‌ها را به‌ ساحت شعر کشانده‌ است؟ ممکن است هاضمه‌ی مخاطب توان درک نادیده‌ها، تجربه‌نشده‌ها، تصاویر تازه‌ و... را نداشته باشد اما روزی می‌رسد که به زبان همگان ترجمه شود.شعر، زبان فرآدم‌هاست. از هنجار عبور می‌کند. شاعر با شعر است که به فرامعیار می رسد. آن که به چنین عینکی دست یافت، شاعر است. و گر نه توصیف و تخیل مجاز با مُشتی حسرت معمولی و تکرار نگاه‌ گذشتگانی که‌ به‌ تاریخ پیوسته‌‌اند، نمی‌تواند شاعر را از سطح جدا کند و عینکی متفاوت بر چشمش بگذارد. امروزه کم نیستند شاعرانی که در وادی ادبیات کوردی به‌ لطف فریب سوشال میدیا نامی دست و پا کرده‌اند اما گامی و لو ناچیز از سطح، فراتر نرفته‌اند که ساحت فرامعیار شعر را به تماشا بنشینند و «آنچه‌ نادیدنی است، آن بینند» و  به مخاطب نشان دهند.شاعر ئه‌وکلیان چقدر توانسته‌ است ثابت کند که به‌ فرامعیار رسیده‌ است؟ در همان آغازینه‌ی دفتر ئه‌وکلیان با چنین تصویری روبروییم:...شوون کلگه‌یلدده‌ ڕۊ پووسم ڕێا داگرێگ وڕشێده‌ لۊلگ تفه‌‌نگێک ته‌ک داسه‌ شانمه‌و  (ئه‌وکلیان، ص 9 )این «دیگر دیدنِ» شاعری است که به هنری‌ترین شیوه اعلام می‌کند برای مبارزه آمده‌است. این نگاه‌ اگر چه‌ در برخی مواقع آشکارا با تفنگ و هفت تیر و... خود را نشان می‌دهد، اما گاهی در لایه‌های شعر نهان می‌شود.شاعران عموماً دو دسته‌ اند: یا بر بنای کهنه، کلبه‌ای بنا می‌کنند و یا همه چیز را بر هم می‌ریزند تا جهان تازه ای بسازند. اینانند که مبارزند. مبارزه با استبداد زبانی، تهی‌شدگی‌ها، عادت‌شده‌ها، تکرارپذیرها و نیز تشنگی به خون کلمات تازه رسم نوبنیاد آنهاست. کلمات و نمادها در این مجموعه شعر، در مسیری هستند که می‌خواهند این نوع نگاه را فریاد بکشند. نگاهی که‌ از فردیت برخاسته‌ است. دفتری که نسبت به‌ جامعه‌ و جهانش بی‌اعتنا نیست و به آرمان‌های جمعی جغرافیایی از رنج دل بسته است و شاعرش زنی که مدام چنین خواست‌هایی دارد:ده‌سم بگرتا هه‌فت تیربووگه‌ تیرێ بێ نام و نیشانتا خۊنم خڕ بخوه‌ێده‌ خێاوانه‌یل تێرانده‌سم بگرتا هه‌ر چگه‌ مه‌رزه‌ بشکێگ وچۊ سیکار قاچاخیدۊدم بوه‌ێته‌ ئاسمان... (ئه‌وکلیان، ص 30 )او در حد خودش حتی در پی قلب نمادهاست. این پاره‌ێ شعری را بخوانید:شه‌هیدێگم ک چه‌مه‌ڕێ بهه‌یشتێگ نیێم (ئه‌وکلیان، ص 38 )و نیز چنین نگاهی را هم ببینید که‌ پایان روزگار معجزه‌ را اعلام می‌کند:ڕووبار له‌شم پڕ دوو ده‌ مار و هه‌فیهۊچ گووچانێئێ ده‌لیاێ که‌وه‌هشکه‌و نیه‌که‌ێگده‌ هووڵ گیانپه‌نا هاورده‌ ماڵ شێتانپه‌ێغه‌مه‌رێ ک ڕچگیاگه‌ده‌ نام ئشکه‌فت سینگم (ئه‌وکلیان، ص 15 )شاعر ئه‌وکلیان در انتخاب نام و تیتر شعرها به شکلی شاید ناخوداگاه، خط سیر نگاهش را به مخاطب نشان می دهد. آنچه بر پیشانی آثار این دفتر نشسته است، به نوعی روایت رنج‌هاست تا نشان شادیانگی و شور عاطفی و... اکثراً از یک شبکه‌ی معنایی برخاسته اند؛ شبکه‌ای از خون، درد، گورستان، تاریکی، زنِ آتش‌به‌جان!، خواب‌های پریشان، مرگ، و... که تصویری مکرر از روزگار مردمی است که مرگ و زندگی آنان به مویی بند است. این نامها اتفاقاً حرفه‌ای بسته شده اند و اینجاست که با مراجعه به فهرست چنین دفترهایی براحتی می‌توان از نُه‌توی آن کسب خبر کرد.  مخاطب حرفه‌ای با یک نگاه ساده به فهرست، می‌فهمد که به بهشتی از واژگان و مفاهیم ورود می‌کند؛ یا سرگردان جهنمی کوچک که دلخواسته‌ی تولیدکننده‌ی متن است. نکته‌ای که در تولید آثار ذوقی مهم است این است که شاعر و یا نویسنده ضمن روایت رنج، آرمانی تازه و جهانی تازه را در برگ برگ کتابش بپیچد و به مخاطب پیشنهاد کند و گر نه هر زاگرس‌نشینی به طور مادرزاد تلخ‌ترین روایت‌ها را با شیره‌ی جان آمیخته است...اگر از ساحت فکری شاعر کمی جدا شویم و به شعریت شعر در ئه‌وکلیان نظری بیفکنیم، می توانیم لحظات نابی را از چنین دفتری صید کنیم. لحظاتی که به زیبایی در کنار مخاطب می‌نشینند و او را به ادامه‌ی خوانش دفتر دعوت می‌کنند.اما آیا با شعر درخشانی در این مجموعه روبرو بوده‌ایم که در ذهن مخاطب بماند و ساعات و یا روزهایی تصاویرش در پیش چشمش زنده باشد؟ آیا شاعر توانسته است به مخاطب چنین امیدی بدهد که دیگر آثارش را پیگیر باشد؟ چرا شاعر در برخی شعرها از لحن فارسی استفاده کرده است؟ چرا چنین تصوری وجود دارد که در سرودن اشعار چنین دفتری، انگار تصاویر و پاره‌های شعری، ابتدا در ذهن شاعر، فارسی زاده شده اند و سپس آنها را تحت الفظی، به کوردی ترجمه کرده است؟ اینها پرسش‌هایی است که پس از خواندن کتاب «ئه‌وکلیان» به ذهن مخاطب حرفه‌ای می‌رسد.به عنوان کسی که سال‌هاست پیگیر جریانات نوگرایانه در شعر، بویژه شعر کوردی هستم، در پایان این یادداشت می‌نویسم: ضمن ارج‌نهادن به کوشندگان معدود چنین راه دشواری، «ئه‌وکلیان» جدی‌ترین اثری است که از شاعران زن در حوزه‌ی شعر آزاد کوردی جنوبی خوانده‌ام و یقین دارم که چنین مجموعه‌ای نشان دهنده‌ی همه‌ی توان شاعرش نیست. به همین خاطر مشتاقانه منتظر آثار تازه‌تری از سمیه فلاحی خواهم ماند؛ آثاری که می‌تواند او را به تکینگی در وادی هنر برساند.کرماشان / خرداد 1402 </description>
                <category>هفته نامه صدای آزادی</category>
                <author>هفته نامه صدای آزادی</author>
                <pubDate>Sun, 08 Feb 2026 23:28:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«خه‌ولوان» آمیزه ای از سنت و نو آوری/ دکتر حبیب‌الله بخشوده</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18380704/%D8%AE%D8%A7%D9%88%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%85%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%86%D8%AA-%D9%88-%D9%86%D9%88-%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%AD%D8%A8%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D9%88%D8%AF%D9%87-kw8rovyzgnzt</link>
                <description>نگاهی به ساختارهای سه گانه و ساحت اندیشه کتاب خاولوان اثر جلیل صفربیگی«خاولوان» آمیزه ای از سنت و نو آوریحبیب‌الله بخشودهاین روزها شعر کوردی جنوبی،در استان‌های غربی ایران،یکی از پرخواننده‌ترین نمونه های شعری مربوط به اقوام ایرانی است. شعری که که علاوه بر گسترش در حوزه چاپ و نشر در فضای رسانه‌ای هم بسیار پر مخاطب بوده و توانسته است در مردم ادب دوست و طرفداران پروپاقرص زبان مادری را مجاب که شعر امروز کوردی، ظرفیتی وسیع و فضایی مفید برای همدلی و هم کلامی ست و می تواند با استفاده از شیوه های خلاقانه و نوآمد به تپندگی و زایندگی را در کوهستان های زاگرس مانند چشمه های سرشار و زلال کوههای سرسبزی نگاه دارد.شعر کوردی امروز تقریبا چهار دهه ی پر تپش را پشت سر گذاشته است،دهه های نخستین که سرایندگان پیشکسوتی چون ،پرتو کرمانشاهی،شاهمرادکرمانشاهی،یدالله بهزاد ایوانی( کرمانشاهی)،ایرج خالصی،علی اصغر عباسی (آرام) ،نمونە های موفق آنند و دو  دهه های اخیر که شاعران دو زبانه از سه استان کرمانشاه،ایلام و لرستان،با تجربه شعر کلاسیک و نو فارسی و مطالعه و تدقیق در متون ادبی ایران و جهان رونقی تازه به زبان کوردی بخشیده اند و دهه ی حاضر که شاعران کرد،فارسی سرا را به زبان مادری وابسته کرده است.  گاهی در مواجهه با یک اثر،یک کلمه کافی است تا ذهن ما را به ساحت فکری و حتی زبانی صاحب اثر نزدیک کند یا حداقل به ما بفهماند که می‌خواهیم در کدام سپهر ازاندیشه ی بشری سیر کنیم.انسان ها بنا به شغل و تخصص خودشان می توانند،تربیت کننده،پرورش دهنده و نگهبان چیزهای مختلفی در زندگی باشند .مثلا پرورش دهنده زنبور عسل،گاو ،گل و گیاه  و...اما آدم هایی هم هستند که سعی دارند خواب و خیالشان را تربیت کنند و چوپان خوبی برای خیال شان باشند،جلیل صفربیگی،شاعر نام آشنای شعر امروز به ابن جور آدمهایی &quot;خاولوان&quot;می گوید و خودش یکی از آن&quot; خاولوانهای &quot; دنیای شعر و شاعریست ،ميراثی که به گفته ی او و با حسن تعلیلی مبتنی بر باورهای عامیانه از طرف مادر،به او رسیده است.دەقەدیمەو بردگە هەر خوارزمی ئەوخاڵوانێشاعرم م،جوورگێشێ خاڵوانم خاولوانم(صفربیگی:٦٠،۱۴۰۴)و به اصطلاح خانواده ی مادریش «خاولوان» نامی است.صفربیگی در جای دیگر بر این‌پرورش واژگانی تاکید می کندشاعرێگم ک کەلیمەیل شوانی کردمها وەر داوڵ پیرێ کەرەک و پارتەکەی م(همان:۶۸) فشرده و خلاقانه که آفرینش نوین کلمات را این بار در شعر معاصر کوردی ایلامی به ما نوید می دهد.کتابی که با زمینه ای سیاه اما چهره ای خندان و چشمی براق طراحی شده و با شمارگان ۳۰۰ جلد با همت حوزه ی هنری استان ایلام و در انتشارات باشور به زیور طبع آراسته شده است. کتاب مذکور ۲۰۹ صفحه دارد و شامل یک قصیده،چهل ویک غزل،هفتاد و هشت رباعیو پنجاه و هشت نو رباعی‌است. «خاولوان» در یک نگاهی کلی آمیزه ای از سنت و نو آوری است.سنت های ادبی که میراث چند هزارساله ی فرهنگ و ادب ایرانی است و اقوام زاگرس نشین،با فرهنگی مشترک و نزدیک به هم از آن تا به امروز محافظت کرده اند، بنابر این خوانش خاولوان می تواند علاوه بر مطالعه ی شعر،نوعی مطالعه ی فرهنگ عامه هم باشد.ضرب المثلها،باورها،کنایه ها بنیاد فکری شاعر را از دریچه واژگان به ما می نمایاند. باورهایی که با نگاه لطیف شاعرانه گره خود و از جمودت یک فکر به تموج آبی یک شعر رسیده است.هه گرمهرەوبڵاچەهڕواران نەئێ ئەورمزووکەزاڕووێ پلیاگە (همان:١٨٤)شکل گیری این نو رباعی براساس باوری مبتنی بر نوعی طبابت محلی در باب زنان باردار است ،که جنین شان بر اثر حادثه ای جابه جا شده،اما این باور آنجا به ساحت شعر می‌رسد که با امری دیگری می پیوندد و در یک نگاه پارادوکسیکال و با بهره گیری از آرایه جان بخشی شعری کوتاه اتفاق می افتد. ترجمه ی شعر این گونه استرعد و برقی نیست/ بارانی نیست/ این ابر نازا/ نوزادش جا به جا شده است./در زبان کوردی واژە ی &quot;مەزووک&quot; بە زن نازا گفتە می شود. اگر ابر زنی نازاست،چطور نوزادش جا به جا شده است؟ این تضاد گونگی در سطور متوالی و دلیل تراشی شاعرانه ی سراینده (حسن تعلیل) در قالبی کوتاه و نوظهور دیدنی است. او گاهی به باورهای ایرانی،اسلامی  عمقی تازه بخشیده است مثلا اعتقاد قدیمی سوار بودن زمین بر شاخ گاو که در شعر بسیاری از شاعران مشهور ایرانی دیده می شود:چون جهان بر شاخ گاو استاده راست/ گاو بر ماهی و ماهی در هواست (عطار نیشابوری:۶۴،۱۳۸۷)او این باور را با اندیشه ی بی خردی افلاک،پیوند می‌زند وبا احضار کلمه ی اصیل &quot;   &quot;گازوور&quot;به معنای زورآزمایی قدرتمندانه،بی خردی افلاک را مورد تاکید قرار می‌دهد و به نوآمدگان شعر امروز نوید کشف لایه های پنهانی زبان از زیر کوه های اندیشه می دهد.زمین دە بان مل گاچمان سوارەو بۊ / فەڵەک وە عەقڵ نیەچەرخێ،تەمام گازوورە (صفربیگی :۸۳،۱۴۰۴)ساختار آوایی کتاب خاولوان:ساختار آوایی شعر کوردی جلیل صفربیگی بیشتر بر دوش آرایه های لفظی است و در این زمینه با بهره گیری از قافیه های نو و جاندار و ردیف های  گاه بلندوتازه طراز آهنگ شعر را در سطحی بالا حفظ کرده است.روابط آوایی بین واژگان چنان شبکه ای پر طنین از صدا آوایی را به وجود آورده که موسیقی عروضی شعر را پس انداخته است. به جرات می توان گفت تسلط او به تراش کلمات و روابط آوایی شان تمرینی ست که قبلا در رباعی هایش انجام داوده است. در ادامه به بخشی از این آرایه ها اشاره می شود.▪️آرایە تکرار: تکرار به شکل های مختلف از جمله تکرار هجا،کلمه و جمله مثل نمونە هایی که در ادامه می آید. الف )ده خوەم خەفتم نیەزانم سوو،دە کێ یا کوودەخەو ئەڵسم/ دەشاهوو سەروەباڵش نەم،دەداڵاهوو دە خەو ئەڵسم ( تکرار هجایی دە)یا در نمونه نو رباعی های خاولوان: ها / هاها / هاهاها / هاهاهاها / وا شیعر سیاسی جه‌دیدی وتگهب) تکرار کلمه به منظور تصویری کردن شعر:ئاجر ئاجر ئاجر ئاجر ئاجر ئاجر ئاجر ئاجر هەچنن/ باڵ چۊبگرێ دەئێ زندانە،ناچار ئایمێ  پ) تکرار ترکیب و جمله باهم: دەپووس خوەم،دەپووس خوەم، دەپووس خوەم دەپووس خوەم / درام ئەو دەر،درام ئەو دەر،درام ئەو دەر،درام ئەو دەر. گاهی شاعر با انتخاب ردیف های بلند هم در غزلها و هم در قصیده و هم در رباعی هایش به تکرار جمله کمک کرده است.ت)دڵەکەم دەێ ک دەخوەم ،مەرگ،بخەێگەم ئەو خوار / چگەسەو بان دە جەسە،مەرگ بخەێگەم ێەو خوار. واج آرایی :هم حروفی و هم صدایی (aliyatration) در خاولوان،یکی از پرتکرارترین صنایع لفظی است. دوارە وشکێ وەهارئیمە،دە دەروەچەو سەرئەگەر دراری / چ جیک جاکێ کەفێگە واران،مەڵۊچگ ڕفتێ ئەر بوارێ. جناس پرکاربردترین در ساختار آوایی خاولوان است و به شکل های مختلف به کار گرفته شده است.سینی ،سینی،خەم و خە م ،دار،دار ( جناس تام)،مه س و هه س ،کلوانه و کوانه ،کەیفوورە،کافوورە(جناس ناقص اختلافی)،پەێمانەێ،پەیمانە،ماڵ ،مناڵ( جناس ناقص افزایشی) نختەێ ،نختاڵ،رەمەئ،ئەورەمەی( جناس شبە اشتقاق)بررسی موسیقی عروضی مجموعه خاولوان نشان می دهد که بیشترین توجه شاعر چه بااحتساب و چه بدون احتساب رباعی ها و نو رباعی هایش به بحر هزج است و در بین غزل های مجموعه هیجده غزل در این بحر سروده شده است.پس از این بحر،بحر رمل با شانزده غزل دومین،بحر مجتث با سه مورد سومین، بحر رجز مثمن مخبون مرفل( مفاعلاتن ۴بار) دو مورد و بحرهای خفیف و مقتضی هرکدام با یک مورد،ظرفیت های آوایی مناسبی برای شعرهای &quot;خاولوان&quot; تشخیص داده شده اند.ساختار بلاغی : بي‌گمان هر سراينده‌اي در سرايش شعر با توجه به رفتارش با كلمات و جملات خالق تصاوير بلاغي ويژه ی خود خواهد بود؛ امّا با بررسي كلي اشعار يك شاعر و سراينده مي‌توان دريافت كه بسياري از آرايه‌هاي بياني نظير تشبيه، استعاره، مجاز و كنايه ريشه در سروده‌هاي پيشين دارند و اين شاعرانند كه با بازي جديد با تصاوير بلاغي  بهره‌مندي از آن‌ها، برآنند تا به گونه‌اي خلّاقانه در آفرينش تصوير طرحي نو دراندازند. گاه نيز گروهي اندك از شاعران مبدع تصاويري تكرارناپذيرند. كشف شاعرانه در آثار ادبي، هنري کاری ارزشمند است و يافتن و ابداع آن، كم‌تر از كشف معادن ارزشمند نيست.ساختار بلاغی شعر موجد خیال و تصویر شاعرانه است و همه ی نظریه پردازان و واضعان علوم‌بلاغی عنصر خیال را یگانه عامل افتراق شعر و ناشر دانسته اند. تصوير حلقه زدن دو چيز از دو دنياي متفاوت است به وسيلة كلمات در يك نقطة معين». (براهني:۳۵۴،۱۳۷۷) اهميت تصوير آنقدر مهم است كه گروهي از محققان، هنر را انديشيدن در قالب تصوير مي‌دانند. فرماليست‌ها تصوير را جوهرة اساسي شعر و عامل اصلي تأثير سخن دانسته‌اند. پوتبنيا يكي از انديشمندان غربي، معتقد است كه بدون تصويرپردازي (imagery) هنر و به خصوص شعر نمي‌تواند وجود داشته باشد و در واقع تصوير عنصر اساسي كلام آهنگين است.می توان گفت در کتاب خاولوان،هیچ بيتی وجود ندارد که موجد تصویری شاعرانه نباشد. شعر او نه از نوع شعرهای سعدیست که بر زبان و کلمه استوار باشد،بلکه او در تصویر آفرینی دنباله رو شاعرانی چون حافظ،بیدل و صائب است که به خلاقیت ادبی وابسته اند. در سه حوزه تشبیه،استعاره و کنایه ،کتاب خاولوان بیشترین نمونه ها را داراست. ساختار ترکیب های اضافی موجود در کتاب اغلب در حوزه تشبیهات بلیغ و اضافه های استعاری اند .آنجا که شاعر به مضامین موجود در شعر سبک عراقی نزدیک می شود.ترکیبها ترجمان همان  اندیشه و همان زبان هستند. ترکیب هایی نظیر:کەمەند زوڵف،کەمەند عشق،کەکماندارەیل برۊە،تیر برۊە،کەوهەفی عشق،دامان دوعا، و این بیشتر مخصوص قصیده و غزلهای کتاب است. اما شاعر در سرایش برخی غزل ها و تقریبا رباعی ها و نورباعی ها به ترکیب های سبک هندی گروییده است. ترکیب هایی مانند:زام داخ،خەمیرگیان،شیشە دڵ،زەیم زار... در خاولوان ترکیب های امروزی و خلاقانه، نیز جایگاه ویژه ای دارند: تاف گیس زەڕ،مەڵۊچگ رفت،مەلۊچگ نەفەس،گوپەیل لیموو،زیەم نوو،ئاسمان عشق،جۊجگ خوەرخاولوان،کتاب مناسبی برای تحقیق در تشبیهات گسترده نيز هست.تشبیهاتی که برای اولین بار در زبان کوردی پا به عرصه ی جهان بلاغی کلام نهاده اند: گوڵ/ ده کوڵەپێچنەک/ زوانێ دوو واز/عیساس/دە گافارە سڵام خوەێ کەێ(صفربیگی،۱۹۹:۱۴۰۴) یەچەم نیەیە/ یەشوون بزمارێگە (همان:۱۰۶)در رباعی زیر شاعر سه تشبیه زیبا و نو به کار برده است که تشبیه بیت آخر بی نظیر است:زاقەو بۊ و نێشت جۊر بۊ هشکەو بۊ/ دار بەرۊ عشق م چۊ هشکەو بۊ&quot; دووست دێرم &quot; نەرات ئەو دەر دەدەمم/جۊر گەچ مردگێگ زۊ هشکەو بۊ (همان :۱۷۰)استعاره (Metaphor): استعاره يكي از تأثيرگذارترين ابزار تخيل است كه به دليل ارتقاء سخن از سطح كلام عادي به فرازي از انديشه و فشردگي ذاتي در ساختار بلاغي خود، از ديرباز مورد توجه علماي علوم بلاغی زبان‌شناسي، فلسفه و اسطوره‌شناسي قرار گرفته است. از آنجا كه مفهومي استعاري، مفهومي گسترده و انتزاعي است.  استعاره به كمك قرائن خود، به عنوان مفهومي كمكي، مفاهيم ديرياب و منتزع را ساده و قابل فهم تر می کند بنابراین به باور برخی از زبان شناسان، استعاره مربوط به شكل‌گيري انديشة انتزاعي است.(هليدی،۳۲۱:۱۹۸۵) استعاره پرکاربردترین آرایه ی بیانی در کتاب خاولوان است و با توجه به علاقه ی سراینده به ملموس کردن مفاهیم انتزاعی و عنایت بیش از حد او به تصاویر موجود در سبک هندی هیچ شعری را در این کتاب نمی توان یافت که بدون استعاره سروده شده باشد. الف) استعاره مصرحه: )ئێ کاجە/ چە دەرزن دەلەشێ چکیاگە / دەرزن( برگهای سوزنی کاج) (همان:۲۰) )شێت خوەێ دووگ و دوە عاشق خوەێ ئێ پەریە / ئەر بنووڕەێگە خوەیەو یەێ دەفە وە عێنەک م (همان:٦٨)  پری: استعاره از معشوق زیبارو.  ب)تشخیص:تشخیص،پرکاربردترین نوع از انواع استعاره درخاولوان است.محاکات شاعر با اشیا غیر انسانی نظیر لاک پشت،مانێشت. و هم چنین مکالمه  اش با کلماتی مانند مرگ،زخم،عشق،شعر عامل تشخص بخشیدن به مفاهیم انتزاعی و غیر ملموس است.درخاولوان اقسام امروزی تری از استعاره نظیر،گیاه پنداری و جانور پنداری هم دیده می شود.جانور پنداری:  قەورسانێ وەدەم چەقیاگ،ورسگ،هاتگە / تایەر ماڵەیلمان وە فیر مردگ هاتگە( همان: ۸۳)گیاه پنداری: داێمن قەڵەمەێ نووی دە نام سینگ / کوردیم چراخێ وە چراخێ ڕووشن (همان:١١٣)نکته حائز اهمیت دیگر در کتاب خاولوان،الگوهای تصویری و عناصر مزدوجی است که در این کتاب و مجموعه های پیشین شاعر به زبان فارسی ،به تکرار با بسامد بالایی رسیده است. به این نوع نقش برجسته و متکرر در هماهنگی واژگان خاص در زبان انگلیسی &quot;motif&quot; گفته می شود. موتیوها در اثر تکرار مضمون گاه به منسوجی نخ نما تبدیل می شوند مثلا رابطه گل و بلبل ،لیلی و مجنون،پروانه و شمع در شعر فارسی و کوردی.شاعر خاولوان برای سرایش شعر کوردی و فارسی بیشتر با تکیه بر خلاقیت خود و گاه با توجه به علاقه مندیش به سبک هندی موتیوهایی تازه و ویژه می آفریند که خود می تواند موضوعی پژوهشی در شعر او باشد. موتیوهایی مانند: سنگ و شیشه،سنگ و گنجشک،زخم و چسب،مترسک و لباس،شیر و آهو،پلنگ و آهو،مترسک و کلاغ،شیطان و خدا. در ادامه نمونه هایی از این طرح های منقش شاعرانه ذکر می کنم.ت شێری و وەچگە ئاهووێ ها پوست / قڵبت چنە نەرمە زاڕووێ ها پووست / هەر دە کلگم جوور کەمووتەر نیشن / دە بان لەشت،پیانوێ ها پووست (همان،171)کنایات و ضرب المثل ها کوردی و فارسی و اسطورهای و تلمیحات معروف نظیر آفرینش آدم،رستم،ضحاک،اصحاب کهف،ققنوس،،یوسف و زلیخا،ابراهیم خلیل،حضرت موسی و نوح ،عیسی و مریم،منصور حلاج ،در شعر صفربیگی جایگاهی ویژه دارند ودر مجموعه خاولوان بالغ بر پنجاه کنایه اند.حسن این کار ورود به زبان عامه است و می تواند اگر بيتي به زيبايي سروده شود و به کمک کنایه کلام پیش برود اما اگر به کرات از آنها استفاده شود،فرصت زیبایی آفرینی را از شاعر می گیرد و حرف شاعر فقط همان کنایه  خواهد ماند.ازنمونه های موفق:١) یەکار عشق زاناسە،مکەێگەت،ت کەێگە م / زوڵەێخا خەفتمە ئەمشەو، وەلێوێسوودە خە و ئەڵسم (همان:٥٢)٢) هەرچگ ئیسفا گرتم نەۊ بتێ دە خوەم گەپتر/وەتەورملێ فڕدەم یەێ خەلیل نووسازم (همان :٨٦)کنایه های اصیل کوردی: م ناوەندەکەمان وەرد کەماندارەیل برۊەیلت ( کنایە از جنگیدن)نمونه هایی از کنایەهایی کە بار شاعرانه ی چندانی به کلام اضافه نکرده اند.۱) کەس نەزانێ ڕا چەهاتیمن،ئەڕا چە چیمنە وئاخرێ ترپێ کەنیمن،نایمە شوون شەڵخەمێ (همان:۲۳)▪️نمونه های ابداعی:لێوم / ئەڕە لێوت بوەم؟ / لێوە نیم / کە ش / زەی ک وەبایرای و وە ترساق نیە وەێ (همان :۱۹۲) معادل: خرما به بصره بردن یعنی کار بیهوده کردن.کنایات دخیل فارسی:١) پشت چەم / ئەڕاچە نازکەو کەێ هەێ گوڵ / هەێ پەنج دو ڕووکەسە / وەهارت سەر چوو (همان:۱۹۳)پشت چشم نازک کردن باکبر مژگان را بهم نزدیک کردن ( ثروت،۱۳۹۶:ص۹۳) ای غزال چین چه پشت چشم نازک می کنی؟/چشم ما آن چشمهای سرمه سا را دیده است (صائب تبریزی،۱۳۹۴:ص۴۰۷) ۲)شان ودەنگ کەس ،م نیەکەمە پلە ئڕا خوەمتاخوەم بچمەو بان کەسێ ئەو خوار نیەکیشم(صفربیگی: ١٨،۱۴۰۴)ساختار نحوی:رفتار سراینده خاولوان، با دایره واژگان رفتاری شاعرانه است. او نه در دام زبان سنتی و غیر قابل فهم برای نسل امروز در غلتیده است و نه با برگردان و دخالت اصطلاحات رایج در کوچه و بازار که نوعی گرته برداری مستقیم از زبان فارسی است،به زبان مادری پشت کرده است. صفربیگی گاە درسروده هایش از واژگان و اصطلاحات روزمره و قابل دریافت بهره می برد که سطحی تعادل جملات به هم نریزد و بافتار جمله را طوری طراحی شود که کلمات در زنجیره جمله به کمک هم بیایند و دست مخاطب را برای فهم شعر بگیرند. مثلا در بیت زیر چینش واژگانی طوریست که فهم بیت را آسان کرده است.خاڵێ ئاسارەێ سیەێگە،ها دەنام ئاسمانم / هادەوەرشەوەرشەهەرشەو،ڕوشنەو کەێ کەێکەشانم (همان،59)ممکن است معنی واژه ی &quot; وەرشە&quot; برای بعضی از جوانان امروز نامفهوم باشد.اما شاعر با ردیف کردن  کلمات، ئاسارە،ئاسمان، ڕووشنە، کەێکەشان و ایجاد مراعات نظیر، ذهن خواننده را برای دریافت معنا روشن کرده است.اما گاه این زنجیره ی محکم و اصیل برای نسل امروز به سختی قابل دریافت نست.این حکم به معنای عدم فصاحت در شعر نیست اما به این معناست که شعر او برای نسل های مختلف سروده شده است و هر گروه سنی می تواند به اندازه سهم خود،از خاولوان بهره ببرد.خوەم یەزایانمەسەو ئێمەبۆەسە شەڕ ئەرام / گووش بۊە مەرگ دەئەوەڵ هە وە شیر زەیه‌ک م . «زایانن، گووش، زەیەک» سە واژە ی کاملا مرتبط و اصیلند اما میزان ارتباط نسل حاضر با آنها کمی سخت به نظر می رسد.خاولوان در عین حال که مجموعه ای از شعر و تخیل محض است.فرهنگ لغت موزونی برای شعر کوردی ایلامی محسوب می شود. واژگان ریشه دار و کنایه های قدیم در سراسر کتاب دیده می شود موارد زیر از آن جمله اند. نمرچ( نمناک)سووسگ( تیهو)،زام و زیەم( زخم)،سۊن( ستون)،گیفان( جیب لباس)،بیل،( گل)،برۊە( ابرو)،وێسوو(یوسف) و کنایه های مانند: زنگم زریاگە،کووسم کەفتگە( آشکار شدن راز)،گەرتمەسەو مل( پذیرش امری) در مجموعه شعر خاولوان درکنار این واژگان،کلمات امروزی تری هم به وفور دیده می شود.کلماتی نظیر: نەێسان( ماشین نیسان)،ارزا( ارضا )، قەناری،پیانو،تەمرین،دەفتەرسەدبەرگ غەزەل،وەنگووک( نقاش هلندی)،ئوتوو،( اتو) زبان اگرچه مجموعه ای از واژگان و اصطلاحات است اما به اعتبار نفس کلمات می توانند برخی از نقش های مطرح شده در دیدگاه های مختلف ادبی را برجسته سازد.در این میان چگونگی انتخاب واژگان در محور هم نشینی می تواند ارزش هنری اثر را  متمایز سازد.&quot;صورتگرایان برجسته سازی را،عامل به وجود آمدن زبان ادب می دانند.لیچ پس از طرح فرایند برجسته سازی به دو گونه از این فرایند توجه نشان می دهد .نخست آنکه نسبت به قواعد حاکم بر زبان خودکار انحراف صورت پذیرد و دوم  آنکه قواعدی بر قواعد حاکم بر زبان خودکار افزوده شود.به این ترتیب ،برجسته سازی از طریق دو شیوه هنجارگریزی و قاعده افزایی تجلي خواهد یافت.&quot;( صفوی:٤٢،١٣٨٣)الف)هنجارگریزی تبادری یا تداعی:جلیل صفربیگی،سالهاست در زبان فارسی و بیشتر در قالب رباعی اقسام هنجارگریزی ها را تجربه کرده است.در سال‌های اخیر و به ویژه در مجموعه های ومستعلیق او به دنبال نوع خاصی از هنجارشکنی است که به کمک کلمات جدید،کلمه ی معهود خود را احضار نماید این نوع هنجار شکنی را نتوانستم در کتاب‌هایی چون از زبان شناسی به ادبیات اثر شادروان دکتر کورش پیدا کنم و گمان نمی کنم استادان زبان و ادبیات نامی بر این نوع از هنجارشکنی گذاشته باشند.شاید ترکیب  &quot;هنجار شکنی تبادر&quot; و یا&quot; هنجارشکنی تداعی &quot;اسمی مناسب برای این نوع خاص باشد.نمونه های فارسی:الف )آجر/دهن پنجره ها را/جرداد/ دیوار به در / دهن گچی کرد.(صفربیگی:۵۶،١٤٠٤)ترکیب&quot; دهن گچی &quot;درسطر آخر نوعی هنجار گریزی تداعی یا تبادریست که با توجه به کلمه پیشین ترکیب&quot; دهن کجی &quot; را به خواننده یاد آور می شود یا در نورباعی سه سطری زیر واژه مستعلیق علاوه بر خط نستعلیق،توانسته با واژه ی &quot;شراب &quot; ارتباط برقرار کند و هم کلمه مست و هم در تعلیق بودن را تداعی نماید:انگار که با شراب/ تحریر شده/ خط لب تو چقدر مستعلیق است. (همان: ۱۸7)صفربیگی در کتاب خاولوان هم در چند جا  این نوع خاص از هنجار شکنی را به کار برده است.تووپانیه مان نووح/پەشێوانیەمان/ئێ ئاگرەچۊخسێ دەگیان ئیمە(صفربیگی:١٨٣،١٤٠٤)واژه ی &quot;تووپان: می تواند تداعی کننده&quot; توفان&quot; باشد.فڕ‌ داگە دجارە گوڵوەنێ دەسەر ت/ واجۊر هەمیشە کرد قافڵگیستواژە &quot;قافڵگیست&quot; تداعی کننده ی دو مفهوم است.الف) غافلگیر ب ) قوفڵ گیستب ) هنجار شکنی گویشی:زبان شعری کتاب خاولوان، منحصرا مربوط به گویش ایلامی است وجود برخی واژگان مربوط به سایرگویش های کوردی ،نوعی آشنایی زدایی گویشی را به وجود آورده است:هانه گژیەو/ چە نە پەپووڵە ئێ ئسپێ(همان: 198)عمرێگرڕەدیقەیل م وێران م کەن/ ڕووژێ دوسێ وادە زام مێوان م کەن(همان: 117)پ) هنجارگریزی زمانی: با توجه به زبان رایج در خاولوان که عموما به کوردی روز ایلامی است و سطح واژگان،ترکیبات و اصطلاحات در آن مربوط به روزگار ماست.وجود بعضی واژگان قدیمی تر که نیاز مراجعه به فرهنگ لغت دارد،شعر را با نوعی باستان گرایی پیوند زده است. واژه‌ های&quot; کونیلگ،ئەلهەک،پەپرووک، ماڵ شەێتان،سناو کوڵەنان از،این قبیل اند. درجایی خوانده بود که شاعر کسی است که به اشیا نام جدیدی بدهد.این نوع نامگذاری در کتاب خاولوان نیز در چند جا زیبا دیدم. شاماسی( شاماهی) خاولوان( تربیت کننده و  پرورش دهنده خواب وخیال)، خیال)، تارتەنەک( عنکبوت)،شه وقی( شاداب)، گوڵ رۊ ئەڵ خوەر( گل آفتابگردان )سبک شناسی خاولوان : جلیل صفربیگی در خاولوان به سه سبک شعر می گوید.سبک عراقی که در قصیده و غزلهایش تا حدود زیادی چه در گزینش مفاهیم و موضوعات و چه در تصویر سازی از شاعرانی مانند حافظ،سعدی،خواجوی کرمانی پیروی نموده است. نگاه جبرگرایانه به امور هستی،قصه ی آفرینش،تبیین چهره معشوق با ابزار کهن،رندانه سرایی،تضاد با زاهدان،گرویدن به مستی و شراب،تسلیم شدن در برابر عشق،بهره گیری از برخی موتیوهای سبک عراقی نظیر گل و بلبل و پروانه،ققنوس،نقل کلان روایت هایی مانند داستان حضرت موسا ،یوسف،نوح،ضحاک،اصحاب کهف از آن جمله اند.در بخش آرایه های بدیعی ،علاقه فراوان به صنایعی نظیر جناس،واج آرایی،مراعات نظیر ، تضاد،تلمیح،تجاهل العارف سبب پیوند ناگسستنی سروده‌هايش با این سبک عراقی شده است. مثال هایی که در ادامه می آید،نمونه های روشنی از ارتباطات مضمونی و آرایه ای با این سبک است. الف ) ارتباطات مضمونی و موضوعی:بناڵ بوڵبوڵ شەیدای باخ ها وە دەس / بڕێ قەڵای سیافکر قیرقار وە دەس(همان،171)نشان عهد و وفا نیست در تبسم گل / بنال بلبل بیدل کە جای فریاد است (حافظ:٤٥،١٣٩٣)هەر هەڵاڵە هادە هاماریە خۊنالیە/جەرگ هەرلاڵەێ دە ئێ گوڵزاره دۊنێ لەت لەت ، (صفربیگی،۷۶: ۱۴۰)م وێسووم ک وە بازار عشق هاوردن/ ئڕا سەنین م کەس ناتگە سەنار وە دەس(همان: 15)آن را که بصارت نبود یوسف صدیق / جایی بفروشد که خریدار نباشد (سعدی:۱۴۷،۱۳۷۷)ایهام:  الف )دەلیو ت وە لێو ژەهردە تەورم کیشاگە/ یەکەمین جامە دە ئێ میخانە ک جوور م کیشاگە(صفربيگي:۸۳،۱۴۰۴) شاعر با آوردن خط جور نخستین خط از خطوط جام شراب و مفهوم کنایی&quot;جور کسی را کشیدن&quot; با واژه ی میخانه ایهام تناسب زیبایی ایجاد کرده است. ب) شەنگ و قەتارئەرا دشمنەیل کردمە م/ ئەڕا چە ئێ هەمزە ساڵە تیر نام دە خوەم؟(همان: 54) کلمه &quot;نام&quot; در اینجا داری دو معناست نخست تیر به خود زدن و دوم تیر در قطار گذاشتن پ) کەێ کەێ پڕنام گیانمان کردوە عشق(همان: 149) به هر صورت می توان این مصراع را قرائت کرد. نخست : هر دو کەێ را بە معنای کاه گرفت جهت تاکید. دوم :اولین &quot;کەێ&quot; حالت سوالی و دومین به معنای&quot; کاه&quot;داشته باشد؛ یعنی عشق چه وقت در جانمان پر از کاه کرده است؟تجاهل العارف: الف) دەس نەم دە زڵسڵ زوڵف شوەڕت شوورم/ یانە کلگن دە زوڵف ت یاماسی؟(همان: 172)ب)دەم ئەڵساگە خەو یا م دەخەو ئەڵسم نێەزانم دێ؟/ پەڵنگ دە خوەم سەرەو نامە وەلێ ئاسوودە خەو ئەڵسم(همان: 51) صفربیگی علاوه برکاربست شعر سبک عراقی،در سرودن اشعارش نه تنها ازمضامین و موتیوهای های سبک هندی بلکه  از شگردهای بلاغی فراوانی استفاده می کند که در نظام واره ی تصویری این سبک دیده می شوند.به علاوه توجه شاعر به قوالب غزل و رباعی با بسامد بالا،نوعی علاقه مندی به قوالب مطرح  مکتب اصفهانی است.مضمون یابی،باریک اندیشی،توجه به مفاهیم انتزاعی،بهره گیری فراوان از آرایه های تمثیل،اسلوب معادله،حس آمیزی،پارادوکس و اغراق توجه به روابط پنهان  پدیده ها نمونه هایی از عنایت شاعر به این سبک است. موارد ياد شده با بسامد کمتر در غزل ها و با بسامد بیشتر در رباعی ها و نو رباعیهای خاولوان دیده می شود. موتیو نوعی تکرار نقشمند جهت آینه و سنگ،شیشه و سنگ،مترسک و کلاغ،مترسک و گنجشک،زخم و چراغ،زخم و دانه انار،زخم و چسب. وەن و مانێشت ،وەن و زخماسلوب معادله: الف)شێعری نەوتم/ک یەێ کەلیمەێ خاسوو/ دارێ/ ک دە وەڵنگ واش خوەێ واێ/ منم(همان: 209)ب) یەدڵ نیە/ ک دەنام سینگ دێرم/ قورئانە/ ک هادە دەسماڵێ سەونز(همان: ۱۸2)متناقص نما( پارادوکس):  الف ) ئسپێ بۊەریش و سەر باوگم/خاسە/ زمسان/ دڵ داڵگم/ وە وەفرێ گەرمە(همان: 190) ب) دەنگ سکووتە یەگ دیایگەگووش م بێ دەنگ(همان: 12) پ) پەڕم تائەوج موولەق هە م وە ئێ باڵەیل بڕیارگه(همان: 64) ت)م هەرچگ دیرم و نەیرم هەدەباڵاێ نەداریمە(همان: 36)اغراق : الف ) یەێ جار وتێ جەلیل هاکوو نیەسەێ/ تن ئێقەرە هاتم دەوسن هیشمە جی(همان: 145) ب)دێرە/ چنەشەو خەلیسە/ چەم چە م نیەۊنێ / شه معی /ده س خوەر گرتگه/تا خوەر نەگلی(همان: ۱۸8)تصویر پردازیهای سبک هندی: الف) شێعری وتم و/شەقاته ڕووشن کردم/ شەر مەنده چراختان دە خەو ئەڵسانم(همان: 187) ب) زیەمێ ڕووشن کەم و دە خوەم چمەو دەر چۊ تەک تەنیاێ/مەگەر تاکوو دە خوەێ دۊرەو کەفێ یەێ لەک لەک تەنێاێ؟(همان: ۸۹) پ) بیلا دڵ خوەم/بنە م دە چاڵ و بمرم/ ئێ ئاگرە/ مەر وە خاک خاموش و بوو(همان: ۱۸۹) ت) م هەرچگ دیرم و نەیرم هە دە باڵاێ نەداریمە (همان:۳۶)جلیل صفربیگی با چاپ چهل کتاب در زمینه ی شعر و با تخصص ویژه در سرایش شعر های کوتاه به خصوص در قالب رباعی و تجربه ی راههای مختلف سرایش، اکنون به زبانی ویژه و مضمون آفرینی و تصویر سازی سبکی خاص خود رسيده است چنانکه در این کتاب می توان نگاه خاص،او و زاویه دید ویژه اش را در سرایش مشاهده کرد. بسیاری از بیت‌های کتاب خاولوان،نوعی رو آوردن به بیت ها و مصراع هایی است که او پیشتر در زبان فارسی آنها را تجربه کرده است بنابر این بخش اعظم کتاب خاولوان تجربه شخصی و ویژگی های منحصر به فرد او در زمینه سرایش است. مثلا نمونه ای که در ادامه می آید: ت شێری و وەچگە ئاهووێ ها پووست / قەڵبت چنە نەرمە زاڕووێ ها پووست / هەر دە کلگم جۊر کەمووتەر نیشن / دە بان لەشت پیانوێ ها پووست (همان:۱۷۱)ساحت اندیشه در کتاب خاولوان: اگر در شکل گیری یک اثر بپذیریم که هیچ متني در جزیرە ای تنها و خلوت به وجود نمی آید و متون دائما از جنبه های مختلف چه معنایی و چه ساختاری از همدیگر تغذیه می کنند و همچنین قبول کنیم که آثار ادبي در اسواق هنر و در بازارهای پر زرق و برق ادبیات بر اثر داد و ستد به وجود آمده اند و هم چنین بر این ایده ی ناب از ژولیا کریستوا،بانوی فیلسوف و رمان نویس رومانیایی صحه بگذاریم که در همه ادوار  نظريه ي بينامتنيت،(Intertextuality) با تاکید بر قبول شکل گیری متون جدیدبر پايەی متن هاي پيشين  استوار است و اینکه هيچ متني نيست كه كاملاً مستقل توليد يا حتي دريافت گردد. بنابراين در توليد و دريافت يك متن همواره پيش‌متن ها،نقش اساسي ايفا مي‌كنند. به بيان ديگر، بدون روابط بينامتني هيچ متني خلق نمي‌شود. باید بپذیریم که سهمی از ساحت تفکر در کتاب خاولوان در اثر خوانش متون پیشین و نظریات فلسفی،تاریخی،اسطوره ای و آیینی شکل گرفته است. راهی که صفربیگی در سرایش مجموعه خاولوان پیدا کرده و آن را به جامعه ی ادبی کوردی پیشنهاد داده است راهی تازه حداقل در ساحت غزل امروز است و یادآور این نکته است که باید از حوزه های متعدد اندیشه،زبان و ساختارهای بلاغی و آوایی در متون پیشین بهره برد و آنها را در قالبی نوین و با شمایلی تازه  به مخاطبان شعر امروز عرضه کرد. غزلهای کتاب خاولوان به لحاظ ساحت اندیشه نه رنگ بوی صرفا تغزلی دارد و نه شیفته ی تنانگی هستندکه در شعر امروز باب شده، نه شاعر این مجموعه توصيف صرف معشوق را در دستور کار خودش قرار داده است. او با عبور از مرزهای معهود غزل پا در سپهر غزل حکمی،فلسفی و اجتماعی گذاشته و شعر را از امری تک بعدی به سمت ابعاد دیگر حیات بشری کشانده است.بنابراین از تجربیات ناصر خسرو،خیام،مولانا و بویژه حافظ را در قالب زبانی غیر اززبان فارسی استفاده کرده است.او نه تنها  به لحاظ تفکر بلکه با  تمهیدات دیگر در ساختار نحوی و وجهه ی عاطفی زبان و با تصاویرشاعرانه،نوعی غزل  عراقی را به دنیای غزل کوردی پیشنهاد کرده است. نمونه هایی از این داد و ستد را در نمونه های پیش رو مرور می‌کنیم :جوور شیر داڵگم ئاخر قەسەم دە لاێ منە/ کەێ دەپاێ ڕاکانی خەم ئێ شێعره_ رەنج بێوەرم_ ( همان: ۹۴)من آنم که در پای خوکان نریزم  / مراین قیمتی لفظ شعر دری را (ناصر خسرو: ۸۴،۱۳۹۵)به گواه ،ساحت های لفظی و معنایی حافظ تاثیرگذارترین شاعر بر شکل گیری غزل های کتاب خاولوان است.صفربیگی  گاه به استقبال غزلی از خواجه شیراز رفته است و غزلی با همان وزن و قافیه را تدارک دیده است،اما به این وامداری با تغییر در واژگان و با به روز کردن و بومی کردن اثر،نوعی غزلی سبک عراقی  کوردی را سرایندگان غزل امروز پیشنهاد داده است.هاده کوو دووسێ،رەفیقێ،هەم زوانێ هەم دەمێ؟/ تابنەێ ئەڵ بان زام ئیمە چەسپێ،مەڵهەمێهەرکەسێ نەێرێ لەش وگیان وجلیق،عاشقی/ ره خش خوازێ تا بکیشێ پاڵەوانێ،رووسەمێهاتمە مسر و وە بازارێ،خریدارم نیە/ هۊچگەناتەو نوا ڕا وێسووم وە درهەمێ(همان:٢١)  و سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی/ دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی(حافظ : ۶۵،۱۳۹۴)کەس نەزانێ ڕا چە هاتیمن،ئراچە چیمنەو (صفربیگی:٢٣،١٤٠٤) از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود/ به کجا می روم آخر ننمایی وطنم(مولوی:٢١٤،۱۴۰۴)در شعر کوردی صفربیگی،انسان مرکز ثقل هستی است و ارتباطی چند سویه با کائنات دارد هم بە شدت وامدار محیط پیرامون است و هم  طبیعت اطراف و بلکه کل هستی متاثر از اوست.انسان در مثلث به سه راس،عشق،زندگی و مرگ زندگی می کندو این سه در شکل گیری  داستان بودنش درجهان پهناور موثر و مهم است.انسان در مجموعه خاولوان گاه در مفهوم عام انسانی است و شاعر بازتابنده ی حیات اوست حیاتی که سراینده فیلسوفانه می خواهد مفسرش باشدو گاهی در قامت خود شاعر و باشناسنامه ی با نام و نام خانوادگی جلیل صفربیگی که شاعراز بودنش در این هیئت و با این نام خسته شده است.او در دو غزل زیبا که ازبهترین غزل های این‌مجموعه اند، این مفهوم را متذکر می شود که باید کالبد خود را فرو گذاشت و ازتاریکیها درگذشت و به جان و روح روشن و متعالی رسید،بنابراین او در مقام جانشینی پروردگار می خواهد خالق انسان متکامل تری از خود باشد،ودر آب و گل ازلی خود تصرف کند.  آن را دوبارەسرشته و جلیلی نو از خود بسازد: ئەڕا چەگیان م ڕووشنەو نەۊ،مەگەر دە قەڵبم فتیلە نەێرم/ م دی شەکەت بۊمە دە ئێ تیەریکە،تەحەمڵ ئێ جەلیلە نەێرم (صفربیگی:۹۷،١٤٠٤) ده س نەمە گڵ گیانم،یەێ جەلیل نوو سازم/ خوەم لەقە کەت خوەم کەم،خوەم دە بیل خوەم سازم(همان:۸۵)در کتاب خاولوان خوشبختانه سهو القلم های ناشی از تایپ یا کم دقتی فراوان نیستند و با توجه به سختی تایپ مطالب به رسم الخط کوردی،این نوع از اشتباه ها پذیرفتنی است هر چند که در چاپ های بعدی،کتاب خاولوان باید منقح تر شود. مواردی از این نوع از سهو القلم ها را متذکر می شوم.الف) نوع تایپی.بکێشێ= بکیشێ صفحه ۲۲/مەۊ=مەێ ٣٦/ئمشەویشەن= ئمشەویشەم٥٢/گل گیان= گڵ گیان ٨٥/ رووشم=ڕووشنم٩٠/قەسم=قەسەم٩٤/کوڵێ= کوڵێ١٧٨/کیشە =کیشێ١٨٤/نتیجه گیری: جلیل صفربیگی شاعر معاصر ایران،در تازه ترین عنوان کتابش که به زبان کوردی ایلامی سروده شده، در چهار قالب قصیده،غزل ،رباعی و رباعی نو،طبع آزمایی کرده ،او در این‌کتاب با بهره گیری ی از عروض و استفاده از آرایه های لفظی و معنوی مجموعه ای قابل تامل رابه مخاطبان شعر امروز کوردی،عرضه داشته است.در کتاب حاضر شیوه های سبکی عراقی،هندی و شعر معاصر کوردی به کار گرفته شده و شاعر توانسته است دفتری رنگارنگ از قوالب امروزی شعر معاصر تهیه نماید.این اثر اگر چه اولین اثر او به زبان کوردی به حساب می آید اما تجربه ی سالهای متمادی در سرایش شعر فارسی سبب شده تا او کارنامه ای ارزشمند در شعر کوردی معاصر دريافت نماید.منابع و مآخذ:۱) براهنی،رضا؛(۱۳۷۷)،طلا در مس،چاپ اول ،تهران:نويسنده.۲)تبریزی،صائب؛( ١٣٩٥)، دیوان صائب تبریزی، تهران: انتشارات .۳)ثروت،منصور؛(۱۳۹۶)،فرهنگ‌کنایات،تهران:انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.۴)حق شناس،علی محمد؛(۱۳۷۰)،از زبان شناسی به ادبیات،جلداول،چاپ اول تهران:انتشارات:نیلوفر.۵)سعدی،مصلح الدین؛(۱۳۷۷)،تهران:محمد.۶) شیرازی،حافظ؛(۱۳۹۳)،دیوان حافظ،چاپ چهارم،تهران:انتشارات یساولی.۷) قبادیانی،ناصر خسرو؛(۱۳۹۵)،دیوان اشعار،تهران:نشر علم.۸)صفربیگی،جلیل؛خاولوان،( ۱۴۰۴) ایلام: نشر باشور.۹)صفربیگی،جلیل،مستعلیق،(۱۴۰۴)،تهران : انتشارات بلم.۱۰)صفوی،کورش؛( ۱۳۸۳)،اززبان شناسی به ادبیات، جلد اول،چاپ اول،تهران: انتشارات سوره مهر.۱۱)مولوی،جلاالدین،دیوان شمس؛( ۱۴۰۴)،تهران: انتشارات هرمس.۱۲)نیشابوری،عطار؛(۱۳۸۷ )منطق الطیر،تهران : انتشارات سخن.- Halliday,M.A.K. (1985). An introduction to Functional. - google. Com/ amp/s/.www.isna.  </description>
                <category>هفته نامه صدای آزادی</category>
                <author>هفته نامه صدای آزادی</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jan 2026 11:46:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مردم و زمستان اندوهبار / جلیل آهنگرنژاد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18380704/%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-e29iwdilovtc</link>
                <description>رُمان «کوری» اثر ژوزه ساراماگو یکی از مهترین آثار ادبیات داستانی دنیاست. در این کتاب به جملاتی برمی‌خوریم که می‌توانیم برای آنها مصداق‌های آشکار در جامعه‌ ببینیم. یکی از جملات درخشان کتاب، این است:«کورترین آدم‌ها کسانی هستند که نمی‌خواهند ببینند.» این جمله به نوعی وصف الحال مدیرانی است که سالهاست با مطالبات ریشه دار و عمیق مردم روبرو هستند اما نمی خواهند چنین مطالباتی را ببینند. کدام دلایل چنین مسئولانی را به «ندیدن عامدانه» کشانده است؟ و نادیده‌گیری چقدر می‌تواند در یک پروسه‌ی کشدار ملال‌آور، راه چاره باشد؟ ایستادن بر ایستارهای تحکمی تا چه زمانی می‌تواند جامعه‌ی مطالبه‌گر را به خاموشی بکشاند؟...مردم روزهای دشواری را پشت سر گذاشته‌اند. زمستانی اندوه‌بار را در قلب و ذهنشان ثبت کرده‌اند. خانواده‌های بسیاری داغدار شده‌اند و بیرق عزا بر سر بسیاری از خانه‌ها برافراشته‌شده است. آیا کسی مسئولیت چنین «ندانم‌کاری ویژه‌ای» را بر عهده گرفته است؟ آیا کسی بخاطر این همه داغ، مورد بازخواست قرار گرفته است؟اگر در کنار این داغداری بزرگ و جانفرسا که‌ بر جامعه‌ سایه‌ انداخته‌ است، مشکلات دیگری «لیست» شود، می‌توان عمیقاً به این باور رسید که روزگار سیاهی بر سر مردم سایه‌ انداخته است. غول نامیمون گرانی روز به روز سفره‌های مردم را خالی‌تر از پیش می‌کند و مدام به لیست بلندبالای گرسنگان افزوده می‌شود. تصمیمات خلق الساعه، بخشنامه‌های غیر معقول، بی تدبیری مستمر، عدم نظارت آگاهانه و برنامه‌محور بر امور اقتصادی مردم،دریچه‌های کوچک امید به حیات را هم از مردم گرفته است.در استانهایی مثل کرمانشاه، مردم سال‌هاست از دست مدیران اشتباهی به تنگ آمده‌اند. مدیرانی که فهمی درست از حوزه‌های کاری‌شان ندارند و تنها نماد دولتی قدرت برای ساکت کردن مردمند، چگونه می‌توانند حل کننده‌ی ریزترین مشکلات باشند؟ جای دوری نمی روم! به همین تیم امروز مدیریت استان نگاهی ساده بیندازید. بارزترین سابقه‌ی کاری مدیر ارشد، مسئولیت در «حراست» بوده است!.  از مدیران فرهنگی‌اش یکی باید این سالها در سرای سالمندان به سر می برد. دیگری باید انباردار جایی می‌شد. خودتان از تیم ناتیم! اقتصادی و غیره حدیث مفصل بخوانید...مردم به خوبی می‌دانند که این ناکارآمدی‌ها ریشه در کجاها دارد. سال‌هاست اهل قلم و روزنامه‌نگاران می‌نویسند و تذکر می‌دهند. اما گوش شنوایی برای «شنیدن» نیز وجود ندارد. «نشنیدن‌های عامدانه» را نیز باید به لیست سیاه این سال‌های مسئولان اضافه کرد. آنهایی که عموماً به جای «به‌گُزینی» از میان بازی‌های جناحی چپ و راست انتخاب شده و با کمترین بهره‌ی هوشی بر میزهای بی‌اعتبار سوار شده‌اند. مگر آنها چه فهمی از «مردم» می‌توانند داشته باشند؟    </description>
                <category>هفته نامه صدای آزادی</category>
                <author>هفته نامه صدای آزادی</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jan 2026 11:38:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه‌ کرده‌است این استاندار برترتان؟!  جلیل آهنگرنژاد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18380704/%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-v1okwhz86g8r</link>
                <description>سرمقاله صدای آزادی: این روزها به قول «فردینان سلین» در «سفر به انتهای شب» همه با مرگ همکاری دارند. شاید از همه مهمتر، مسئولانی همکاران مرگ‌اند که هیچ مسئولیتی را به درستی انجام نمی‌دهند. تنها برای اینکه روی اعصاب مردم راه بروند، چند بوقچی را فرمان داده‌اند که بگویند: استاندار ما جزو برترین استانداران کشور است. وای به حال مملکتی که چنین استاندارانی، جزو «برترین»‌هایش باشد.استاندارتان را با کدام کارنامه، &quot;برتر&quot; می‌خوانید؟ همانی که از میان صدها مسئولیت ذاتی، فقط شکل ساده‌شده‌ای از بازدید را می‌فهمد؟ همانی که حتی نام استان تحت مدیریتش را به درستی نمی تواند تلفظ کند؟ با همان آمارسازی‌های دروغین‌تان که حتی بچه‌های دبستانی هم به ریش و پشمتان خندیدند؟ یا به این همه فقر و فلاکتی که لاپوشانی کرده‌اید و لابد از سکوت میلیونی مردم کرماشان، احساس رضایت می‌کنید؟می‌دانم نوشتن درباره‌ی شما کوتوله‌هایی که مُهر مسئول بر سینه دارید، آب در هاون کوبیدن است و مردم مدت‌هاست از شما قطع امید کرده‌اند؛ اما لابد یک آدم فهمیده باید در بین‌تان باشد که گوش بوقچی‌ها را بپیچاند که روی زخم مردم بیش از پیش نمک نپاشند!مردم کف جامعه، شما را با آمارسازی‌ها قضاوت نمی‌کنند. بلکه اولین مغازه که نیازهای اولیه‌ی زندگی را در آن می‌جویند، مهمترین سند قضاوتشان است. آنجاست که روسیاهی‌ «مسئولان برتر» را به وضوح می‌بینند.جامعه‌ی گرفتار در بن‌بست‌های معیشتی، دچار مرگ تدریجی شده است. آن زخم همیشگی بیکاری و فلاکت کرماشان چند برابر بیش از گذشته مردم را به ستوه آورده است. حالا دم از «برتر شدن» می‌زنید؟شاید به دلیل ویران‌تر کردن این استان، عده‌ای به مقام برتر برسند! و سیاست‌های کلانی را دنبال کنند که نمودهای ریز و درستش را در استان‌های کوردنشین بارها دیده‌ایم. &quot;غمگین‌ترین&quot; استان‌ها در همین یکی دو هفته‌ی اخیر، آخرین مدال فخرآوری بود که از دست سیاه مسئولان ناکارآمد، نصیب این استان‌ها شد. این گونه اتفاقات، اذهان را به سمت سیاست‌های تلخ کلان‌تر نمی‌برد؟ مگر ترکیه‌ی عثمانی چه سیاستی را در مورد غیر تُرک اجرا کرد؟ تاریخ درس‌های ماندگاری دارد...راست و چپ‌تان در این استان چه چیزی برای گفتن دارید؟ سیاستی که از شماها تنها سه تیم «گل کوچیک» ساخته. یک تیم که همیشه به میزها چسپیده و دو تیم راست و چپ هم با سوت پایان بازی، جایشان را به همدیگر می‌دهند. تنها همین سه تیم توانسته‌اند با بازیگری خود و همدستی با استانداران نالایقی همچون مدیران ارشد امروز و پیشین، بازیگردان ویرانی این استان تاریخی باشند. اینها روزی باید در مقابل وجدان بیدار جامعه حساب پس بدهند.مردم سکوت کرده‌اند اما می‌فهمند. همه‌ی بازی‌ها را می‌بینند. همه‌ی کوتاهی‌ها را، خیانت‌ها و فسادها را رصد می‌کنند و همه‌ی بوقچی‌ها را هم به خاطر خواهند سپرد. مردم سکوت کرده‌اند. اما در این سکوت، رضایتی وجود ندارد. مردم به تعبیر &quot;هانا آرنت&quot; در &quot;توتالیتاریسم&quot; «نعش‌های زنده» نیستند؛ بلکه هوشمندانه زخم‌هایشان را به خاطر خواهند سپرد.</description>
                <category>هفته نامه صدای آزادی</category>
                <author>هفته نامه صدای آزادی</author>
                <pubDate>Tue, 02 Dec 2025 23:41:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب &quot;تاثیر قدرت‌های فرامنطقه‌ای بر امنیت خاورمیانه&quot; منتشر شد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18380704/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-ze68hdp2cb4h</link>
                <description>شادی کشاورز نویسنده‌ی جوان کرماشانی از چاپ کتابش با عنوان &quot;تاثیر قدرت‌های فرامنطقه‌ای بر امنیت خاورمیانه&quot; خبر داد.وی افزود: این کتاب در هشتاد صفحه و در تیراژ  یکهزار جلد روانه بازار نشر  شده و مورد استقبال علاقمندان قرار گرفته است.در بخشی از کتاب آمده است: &quot;خاورمیانه به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی منابع عظیم انرژی و تنوع قومی و مذهبی همواره در کانون توجه قدرتهای فرامنطقه ای بوده است مداخلات این کشورها تأثیرات گسترده ای بر امنیت منطقه ای گذاشته و در مواردی موجب تشدید بحرانها و درگیریها شده است.این کتاب به بررسی نقش قدرتهای فرامنطقه ای مانند ایالات متحده روسیه چین و اتحادیه اروپا در امنیت خاورمیانه می پردازد.علاقمندان می‌توانند کتاب فوق را از کتابفروشی‌های معتبر تهیه نمایندhttps://t.me/wsedayeazadi</description>
                <category>هفته نامه صدای آزادی</category>
                <author>هفته نامه صدای آزادی</author>
                <pubDate>Wed, 15 Oct 2025 05:08:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دکتر بهروز یاسمی در گفتگو با صدای آزادی:   برای اهل قلم، توفیقی شیرین‌تر از پسند مردم نیست</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18380704/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%87%D9%84-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%AA%D9%88%D9%81%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-wrwhbmlrzjku</link>
                <description>«دکتر بهروز یاسمی»برای همه‌ی ما نامی آشناست؛ برای هر اهل دلی که روزی دل به دریای عشق زده و نگاهی از نخ و ابریشم را در دفتر خاطرات خود دارد. نامی آشناست برای آنانی که این سال‌ها به عنوان مخاطبان عمومی فرهنگ و ادبیات کوردی، «آن الفبای دبستانی دلخواه» را مزمزه می کنند و شعرهایش را که عطر جغرافیای کوردی دارد، به دلهای بسیاری راه یافته است. یاسمی نامی آشناست برای آنانی که می دانند که او برای گذر از دشواری‌های جامعه، هزینه داده و زندان رفته است. و نامی آشناتر است برای آنانی که در طول سه دهه ادبیات زاگرسی را به شکلی تخصصی تر دنبال می کنند و دفتر غزل هایش را در گوشه‌ی کتابخانه هایشان دارند. هر شاعری کافی است یکی از شعرهایش به قولی «بگیرد» و در دل یک نسل جا خوش کند. او با مثنوی :«ای نگاهت نخی از مخمل و ابریشم...» چنین جایگاهی را به دست آورد. اما با ورود دیرهنگامش به جغرافیای کوردی جنوبی هم توانست مخاطبان اهل دل بسیاری را صید کند. این سالها همین استقبال متفاوت مخاطب، سکوی دیگری را برای قامت افراشتنش مهیا کرده است. این بار در عرصه‌ی زبان کوردی و گویش کلهری!. با او به گفتگو نشسته‌ایم. او در این گفتگو که به شیوه ای سنتی و با ارسال چند پرسش انجام شده، نگاه و دغدغههایش را بر ما نوشته است و پیش روی شما مخاطبان گرامی قرار گرفته است:نزدیک به چهل سال است که جریانات نوگرایی در ادبیات کوردی جنوبی شروع شده و اکنون به دوران ثبات رسیده‌ایم. در یک نگاه منتقدانه، این دوران را چگونه می‌بینید؟از ادبیات کوردی این روزگار متاسفانه من فقط شعرش را دنبال کرده‌ام؛ چون در رشته‌ها و قالب‌های دیگر ادبی یا نمونه قابل توجهی وجود نداشته یا من کاهلی کرده و ندیده ام پس فقط می توانم در خصوص این شاخه ادبی حرف بزنم و آن هم بیشتر در قالب های وزن دار و قافیه دار یا با سابقه شعر کوردی که به گمانم می شود در اعتبار و ارزششان به این بیت حافظ اشاره کرد که:طی مکان ببین و زمان در سلوک شعر/ کاین طفل یک شنبه ره صد ساله می رودو به راستی هم که حیرت آور است سیر پیشرفت و تکامل زبان شعر در فرم و محتوی و در طول یا عرض این ۲۰ تا ۲۵ سال (به باور من میل به نوجویی و نوگویی در ۲۵ سال منتهی به زمان حال در شاعران آن خطه به وجود آمد نه در ۴۰ سال اخیر یعنی بی فاصله بعد از انقلاب) در حالی که تلاش برای گذشتن و پشت سرگذاشتن زبان شعر کلاسیک در زبان فارسی از اول قرن گذشته یا حتی قبل از آن یعنی از دوران مشروطه شروع شد. با این تفاوت که شعر کوردی این منطقه شاعر سرآمد هنجار شکن و انقلابی که الگو یا راهنمای شاعران جوان باشد نداشته است و یک حرکت جمعی، غریزی و خودجوش بوده و همین اهمیت آن را بیشتر می کند شاید به این دلیل که وارثان و متعصبان ادبیات پیشین نخواستند یا نتوانستند یا نبودند که در مقابل این سیل سد بزنند و صف بکشند.اما در این که این زبان به قول شما به ثبات رسیده باشد من تردید جدی دارم چون زبان کوردی هنوز ظرفیت ها و امکانات کشف نشده بسیاری دارد که تجربه نشده و در عالم شعر وارد نشده است هنوز جا دارد که شعر در این زبان عمیق شود و ریشه بدواند کارهایی که در این چند سال صورت گرفته علیرغم اهمیت فراوانشان هنوز در سطح زبان باقی مانده اند هم در سطح واژگانی هم در سطح آوایی و هم در سطح نحوی و دستوری به همین دلیل شما نمی توانید شاعران را در گروه جریان و سبک جداگانه ای دسته بندی کنید فقط می توانید آن ها را با هم مقایسه کنید و مثلا بگویید: فلان شاعر شعرش خوب است یا بد است محکم است یا سست یا دیگری شعرش عاطفی و صمیمی است و آن دیگر اصیل یا اجتماعی و از این نوع خصوصیات کلی ولی رفتار او با زبان و استفاده از امکانات و تشریفات زبان کوردی چگونه است یا توجهش به ترادفات و مفردات یا مناسبات آوایی و موسیقایی زبان از کدام سمت و سوست که او را از شاعران دیگر متمایز می کند و او را صاحب سبکی می کند که دیگران را هم به این سمت و سو می کشاند و جریان راه می اندازد نیستاما در حوزه‌‌ی ادبیات داستانی آثار قابل توجهی خلق شده و حتی می توانند با آثار موفق زبان‌های دیگر رقابت کنند. حال اگر تنها به جریانات شعری بپردازیم و بخواهید چنین جریاناتی را در دو حوزه‌ی کلاسیک و آزاد، آسیب شناسی کنید، کدام کاستی‌ها را پیش روی مخاطب، برجسته خواهید کرد؟به عقیده‌ی من کاستی‌های شعر آزاد به مراتب بیشتر است. اگر بخواهیم آن را با شعر آزاد در زبان فارسی مقایسه کنیم، شعر آزاد کوردیِ ما الان در دوران نیمای زنده‌ی شعر فارسی است. یعنی دهه‌های ۲۰ و ۳۰ و این چندان عجیب نیست. چون شعر فارسی در آن دوره از چند مرحله و مرتبه و گردنه سخت گذشت تا آزاد شود!. کافی است به نمونه‌ها و نوشته‌ها و جنگ‌ها و جدل‌های آن دوره نگاه کنید تا ببینید چه هزینه‌های گزافی بابت این آزادی پرداخت شده است. نه تنها در شعر و زبان فارسی، که قبل از آن در دیگر کشورها و دیگر زبان ها هم این گذر و گذار خونین برای رد شدن از تونل تنگ سنت به زبان آزاد و آوانگارد وجود داشته است.برای این که خیلی دور نرویم، کافی است ۶۰-۵۰ سال برگردید و بروید و نگاه کنید به جریان شعر نو در کردستان عراق و ببینید که چگونه تحت تاثیر جریان نوجوی شعر عرب و نمایندگان شاخصش مثل نزار قبانی و بدشاکرالسیاب و ناظم الملائکه از یک طرف و از طرف دیگر جریان شعر نیمایی در ایران و البته تفکرات سوسیالیستی در آن منطقه توسط گوران، عبدالله پشیو، شیرکو بیکس و رفیق هملت شروع و تثبیت شد. اما چرا این جریان در کردستان ایران اتفاق نیفتاد دلایل دیگری دارد که باید در جای دیگر و فرصتی دیگر به آن پرداخت ولی در اینجا همین قدر می‌توان گفت که نقش آموزش رسمی زبان در اربیل و سلیمانه را نمی‌توان نادیده انگاشت.خلاصه در این شاخه از شعر -برخلاف شاخه موزون -نیاز به تبیین تئوریک به همراه پیشنهاد تالی و نمونه بسیار بیشتر است. همچنین آمادگی جامعه هدف و مخاطب عام برای پذیرش آن، یعنی شاعران و منتقدان ضمن تجربه اندوزی و پیشنهاد شکل و فرم، همزمان باید ذهن مخاطب و سلیقه مردم و ذائقه عمومی-که سخت به شعر موزون و مقفی وابسته است-را هم با ایده پردازی آماده کنند تغییر دهند و ارتقا بخشند؛ کاری که هنوز در مراحل ابتدایی است...امروزه دو نگاه عمده در فضای فرهنگی کوردی در چنین جغرافیایی در حال ترسیم آینده‌ی زبان و فرهنگ کوردی است. عده‌ای معتقدند که دیگر دوران اولویت‌بخشی به شعر به پایان رسیده و بایستی با گذر از شعر و ادبیات، به دنبال رهیافتهای تازه تری در سایر علوم (تولید متون کوردی فلسفی، مردم شناسی، روانشناسی و...) بگردیم. اما عده‌ای معتقدند که ادبیات هنوز تمام وظایفش را انجام نداده است. شما جانب کدام یک از این دو دیدگاه را می گیرید؟ کدام ادله‌ها شما را به چنین سمتی سوق می دهد؟حتی اگر شاعر هم نبودم نمی‌توانستم این سوال را بفهمم و هضم کنم که عده ای اعتقاد داشته باشند که باید شعر و ادبیات را کنار بگذاریم و دنبال راه ها یا به قول شما رهیافت های دیگری برای تقویت زبان و فرهنگ کوردی یا هر زبان و فرهنگ دیگری باشیم!به ویژه این که زبان کوردی خط مختص به خود نداشته از آغاز و گفتار بوده نه نوشتار یا بهتر و دقیق تر آن است که بگوییم نگذاشته اند خط نوشتاری خود را داشته باشد و بیشتر شفاهی و افواهی بود تا مکتوب و مدون به این دلیل جور حفظ و حراست و انتقال زبان بیش از همه بر عهده و بر گرده شعر بوده وگرنه چگونه ممکن بود این جغرافیای پراکنده را بی کتاب و کتابتی که همه گویشوران را به هم پیوند دهد زیر چتر یک زبان گردآورد!؟همه می دانیم که تا همین نیم قرن اخیر بین مردم این منطقه و البته همه مناطق کشور -و منطقه ما به خاطر کوهستانی بودن بیشتر -چقدر مراوده و رفت آمد فیزیکی حتی سخت بوده چه برسد به تبادل فرهنگی یا مفاهمه بر سر زبانی که بتوانند با آن به یک شیوه سخن بگویند و از یکدستی و یکپارچگی آن حفاظت کنند؟بنابر این بدون تعصب و تردید نقش شعر و ادبیات فولکلور در ادای این وظیفه بیش از همه‌ی عوامل دیگر بوده است. مگر در زبان های دیگر، چیزی مهمتر از ادبیات در تقویت و تکامل زبان و فرهنگ وجود دارد؟ یا مگر سرمایه و صنعت در غرب جای ادبیات را گرفته است که ما بخواهیم ابزار دیگر را جایگزین ادبیات کنیم؟ مگر برندگان جوایز علمی نوبل جای شاعران و نویسندگان را می گیرند یا بی ۵۲ جای همینگوی را!؟آن عده ممکن است گفته باشند ادبیات کافی نیست و ما باید از مسیرهای دیگر هم به غنای زبان و فرهنگ کوردی بیفزاییم مثلا با تولید فکر و فلسفه و نقد و اندیشه که حرف درستی است. ولی این گفته که دوران شعر به پایان رسیده یا باید از ادبیات گذر کرد! بیشتر به شوخی می ماندفقدان آموزش به زبان مادری، بسیاری از استعدادهای ادبیات داستانی و شعر را در طول یکصد ساله‌ی اخیر به وادی زبان دوم کشانده است. با پیشفرض زیست فرهنگی کوردی صاحبان آثار تولید شده در زبان دوم، آیا چنین تولیداتی را می‌توان «کوردی» دانست؟ به عنوان مثال درویشیان، افغانی، یاقوتی و بسیاری دیگر، وقتی به اقلیم نوشتن راه می یابند، با همان افکار و کاراکترها و زمین بازی شخصیتها که همگی رنگ بوی سرزمین مادری می دهند، می‌نویسند.ادبیات در زبان اتفاق می افتد تازه این شرط لازم است، شرط دیگر که البته همچنان کافی نیست قالب، شکل و فرم است مضمون و درون مایه حتی در بومی ترین شکل و جغرافی ترین حالت می تواند فرامکانی و فرا زمانی باشد یا بشود پس «آبشوران» و «شوهر آهو خانم» و «چراغی بر فراز مادیان کوه» به اعتبار نویسندگانشان یا شخصیت ها و مکان اتفاق افتادن داستان هایشان یعنی جغرافیای روایت نمی توانند به ادبیات کوردی تعلق داشته باشند به این دلیل ساده که به زبان فارسی نوشته شده اند.همچنان که «بادبادک باز» خالد حسینی و «پیامبر» جبران خلیل جبران در ادبیات انگلیسی طبقه بندی می شوند نه در ادبیات افغانستان و لبنان چون خواننده با خود اثر ادبی مواجه است و کار دارد نه با صاحب اثر . و این تنها یکی از عوارض و نتایج مرگبار و هولناک نداشتن آموزش و رسم الخط به زبان مادری و در حاشیه زبان و فرهنگ رسمی بودن است. یعنی ما آدم ها و استعدادهای خلاقیت ادبی همچنین مایه و مواد و مضمون لازمه تولید اثر ادبی را داشته ایم زبانش را هم داشته ایم ولی امکان به کارگیری این زبان که از قضا زبان مادری نویسنده هم هست برای تولید محصولات ادبی نداشته ایم!رسانه های رسمی و غیر رسمی چه نقشی در توسعه‌ی امر فرهنگی در چنین جغرافیایی داشته اند؟جور مرواده، انتقال و چرخه بده بستان ادبی و توسعه فرهنگی در غیبت آموزش مدون و مدرن زبان بر دوش رسانه هاست. بدون رسانه، جامعه برمی‌گردد به صد سال پیش! برمی‌گردد به همان جایی که محمدعلی افغانی مجبور بود شوهر آهو خانم را و ابوالقاسم لاهوتی شعرش را به زبان فارسی بنویسد. اگر در همان سوال اول من اینقدر از پیشرفت و اعتلای ادبیات به ویژه شعر کوردی در ۲۵ سال اخیر گفتم یک دلیلش یا شاید مهم ترین علتش نقش رسانه بود رسانه از همه دست و از همه دسته اش-گفتاری نوشتاری و دیداری-با همه این ها همچنان خلاء رسانه در آن منطقه مصیبت بزرگی است به خصوص رسانه های نوشتاری تخصصی که به صورت دیالکتیکی و انتقادی در حوزه فرهنگ و ادبیات فعالیت کنند و دیدگاه های مختلف را به بحث و بررسی بگذارند و نظرهای گوناگون را مبادله کنند. از همه این ها گذشته رسانه اگر در بیان نوشته ها و گفته هایش آزاد نباشد چه فایده دارد؟رسانه اگر قرار باشد همانی را بگوید و بنویسد که حکومت می پسندد و قرائت رسمی می خواهد به چه درد می خورد؟ رسانه باید باشد و وقتی که بود دست و دلش نلرزد و لکنت نگیرد از آنچه باید بنویسد و بگوید البته در چارچوب اخلاق حرفه ای وگرنه بود و نبودش فرقی نمی کندسیستم آموزشی در کشور، آموزش به زبان کوردی را سال‌هاست نادیده گرفته است. بهترین جایگزین برای چنین آموزشی در غیاب دولت چه چیزهایی می تواند باشد؟آموزش سیستماتیک و همه جانبه هیچ بدیل و جایگزینی ندارد. به همین دلیل در همه جای جهان اولین و اساسی ترین وظیفه دولت ها آموزش کودکان برای آمادگی یادگیری و به کارگیری علم برای عمل در زمینه های مختلف صنعتی کشاورزی و فرهنگی به طور کلی و پرورش نیروی انسانی کار آمد و با سواد به طور خاص است ولی در زمینه فرهنگ و ادبیات اهمیت موضوع در این است که این آموزش ها و آموزه ها به زبان مادری باشد تا بار سنگین فرهنگ-با تمام مولفه ها و زیر شاخه هایش- را تمام و کمال حمل کند و انتقال دهد و از نسلی به نسل دیگر برساند یعنی فرهنگ فکری اجتماعی و ادبی یک کرد به زبان کوردی ممکن و میسر است همچنان که وظیفه انتقال فرهنگ فارسی تنها به زبان فارسی و یا فرهنگ عربی و انگلیسی به زبان های مربوطه.امروزه سوشال میدیا تا حدودی توانسته است که پلی لزران بین مخاطب و تولیدکننده‌ی ادبی باشد. آیا می توان اصولی بنیادین را برای چنین ارتباط دوسویه‌ای تعریف کرد؟رسانه مجازی یکی از انواع رسانه هاست که نه فقط به دلیل امروزی بودن و همراه بودن در دستگاهی کوچک و قابل حمل کمک زیادی به جریان اطلاع رسانی عمومی می کند که به طور مشخص خدمت بزرگی به جا افتادن و راه افتادن جریان شعر کوردی کرده. چون خلاء رسانه های نوشتاری را نه تنها پر کرده بلکه وظیفه آنها را هم به دوش کشیده و جبران کرده است.ولی این تمام ماجرا نیست و همزمان آفت‌ها و آسیب های خود را هم به دنبال دارد به خاطر این که متشاعران و متظاهران هم به راحتی می توانند خود را در آن جا بزنند و گرد و خاک کنند و ذائقه مخاطب را تنزل دهند دیگ در هم جوشی که خوب و بد و جعلی و اصیل را با هم عرضه می کند و متاسفانه امکان دسته بندی و جداسازی آثار خوب از بد در آن ها وجود ندارد پس این دسته از رسانه ها تیغ دو لبه هستند تا یه جایی خوبند و بعد از آن مخرب و خطرناک!...چند سالی است که مخاطبان فرهنگ و هنر کوردی، با شوری آشکار تولیدات ادبی‌تان را به زبان کوردی دنبال می کنند و آثارتان بی هیچ پیچیدگی خاصی با مردم ارتباط برقرار کرده است. به نظر شما کدام مؤلفه ها می توانند عامل چنین ارتباط محکمی باشند؟از حسن نظر شما سپاسگزارم. برای اهل قلم به خصوص شاعر و نویسنده توفیقی عزیزتر و شیرین تر از پسند و خوش‌آیند مردم و مخاطب نیست و خوشبخت شاعر یا نویسنده و به طور کلی اهل قلمی که توانسته باشد با مردم رابطه برقرار کند و مهم تر این که رابطه اش را صادقانه و صمیمانه حفظ کرده باشد.به نظر من شرط اصلی و اساسی در رابطه شاعر یا نویسنده با مخاطب، صداقت صاحب اثر است همچنان که هر صاحب کالایی نباید کالایش را به خاطر سود و با هر ترفند و زد و بندی به خریدار بیندازد صاحب اثر ادبی هم باید با مردم رو راست و صادق باشد یعنی نباید اثرش را بزک و دوزک کند و در زرورق بپیچد و فریبش بدهد.باید از چیزی بگوید و بنویسد که هست شعار ندهد ریا نورزد و تظاهر نکند البته همه این ها بعد از آن است که ذوق و سواد ادبی داشته باشد و به زور خود را وارد این وادی نکرده باشد به قول حافظ قبول خاطر و لطف سخن خداداد باشد و بعد با ریاضت و تلاش ذوقش را صیقل دهد و بپروراند. من تمام عمر سعی کرده ام خودم باشم خود واقعی و بی نقاب کسی باشم که هست به حرف هایی که می زنم و به شعرهایی که می گویم باور داشته باشم. با این همه همچنان شرمنده مردم هم زبان و هم تبار خودم هستم که به قدر وسع نکوشیده ام به قول سعدی و در شعر کوردی تلاش در خوری نکرده امچگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست/ که خدمتی به سزا بر نیامد از دستم</description>
                <category>هفته نامه صدای آزادی</category>
                <author>هفته نامه صدای آزادی</author>
                <pubDate>Mon, 13 Oct 2025 11:39:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ضرب المثل های فارسی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18380704/%D8%B6%D8%B1%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-pefx76ugearm</link>
                <description>۱-  آب از آب تکان نخوردن : کنایه از آرامش : بدون نگرانی2- آب از آسیاب افتادن :آرامشی برقرار شد- سرو صدا خاموش شد3- آب از سر گذشتن:امید نداشتن-  به پایان آمدن امری4- آب آمد و تیمم باطل شد :اصل کار آمد وفرع بی مورد است5- آب توی دلش تکان نمی خورد :آرام وآهسته حرکت می کند6- آب خوش از گلو پایین نرفتن: راحتی نداشتن7- آب در کوزه ماتشنه لبان می گردیم : هدف ومقصود در نزدیکی ما قرار دارد اما به دنبال آن می گردیم.8- آب را از سرچشمه باید بست :جلوی ضرر وزیان را از مبدا باید گرفت.9- آب زیر پوستش رفته است:کمی چاق شده است-وضع مالیش بهتر شده است.10- آبشان در یک جوی نمی رود :با هم توافق ندارند –بایکدیگر خوب نیستند.11- آب غوره گرفتن: گریه کردن – گریستن12- آب کش به کف گیر می گوید چقدر سوراخ داری: کسی که خود عیب بسیار دارد  وبه اندک عیب دیگری ایراد و خرده  می گیرد.13- آبم است وگاوم است نوبت آسیابم است:  به مناسبت چندین کار دیک موقع داشتن14- آب نخوردن چشم:امیدی نداشتن15- آب تاب دادن :به موضوعی اهمیت زیادی دادن –اغراق کردن16- آب در دست داری نخور بیا:در آمدن فوق العاده عجله شتاب اشتن17- آبی از او گم نمی شود:امکان انجام دادن کار از او نیست-نباید به او امیدی داشت18- آبی که به زندگی نداد حسین                         چون گشت شهید بر مزارشتوجهی  به کسی در زمان لزوم نکردن در غیر زمان به آن پرداختن_مانند (نوشداروی پس از مرگ سهراب)19- آتش چون بر افروخت بسوزد تر وخشک :در اثر حادثه گناهکار و بی گناه از بین بروند20- آتش زیر خاکستر:آرامش موقت-موذی21- آخر کار خود را کردن:به مقصو خود رسیدن-به هدف خود نائل آمدن22- آخوند شدن چه آسان وانسان شدن چه مشکل:سواد پیداکردن راحت است اما انسان شدن سخت است.23- آدم باید لقمه را به اندازه دهانش بگیرد:باید باتوجه به توانایی خود کاری انجام داد.24- آدم شاخ در می آورد:از شدت تعجب-حرفهای دروغ وغیر قابل قبول25- آدم گدا این همه دادا:آدمهای فقیر بیشتر ادا دارند-بیشتر عیب وایراد می گیرند26- آدم گرسنه سنگ را هم می خورد:به کسی می گویند که بهانه مطلوب بودن غذا را از خوردن آن امتنا می کند.27- آدم مفتخور خوش سلیقه می شود:کسی که چیزی را رایگان بدست می آورد بر آن ایراد می گیرد.28- آدم ناشی سرنا را از سر گشاد آن می زند:به کسی که اطلاع از انجام کاری را ندارد وبه نادرست انجام می دهد.29- آدم یکبار پایش تو چاله می افتد:از هر اتفاق وپیشامدی باید عبرت گرفت30- آدم یک دنده:ثابت محکم،بیشتر در جهت منفی31- آرزو را به گور بردن:به هدف ومقصود خود نرسیدن32- آزموده را آزمون خطاست:باکسی که قبل آشنا بودن ومعامله داشتن به حیث منفی33- آسمان به زمین نمی آید:اتفاق فوق العاده ای روی نخواهد داد.34- آسمان وریسمان را سر هم بافتن:دوچیز بی تناسب را به هم ارتباط دادن-نامربوط گفتن35- آش پز که دوتا شد آش یا شور می شود یا بی نمک:دو یا چند نفر در انجام کاری دخالت داشته باشند کار پیش نمی رود36- آش دهن سوز نبودن:مورد مطلوب نبودن37- آش خوب باشد کاسه اش چوب باشد:اصل مهم است نه فع.38- آش کشک خالته بخوری باته نخوری پاته:در هر حال مجبور به انجام کار بودن.39- آش نخورده ودهن سوخته: کار ی انجام نداده ولی گناهکار شناخته شده40- آشو لاش کردن:صدمه وآسیب سختی دادن41- آشی برای کسی پختن:درد سری برای کسی بوجود آوردن.42- آفتاب لب بام است:مرگ او نزدیک است43- آفتابه لگن هفت دست وشام و ناهار هیچ:تشریفات زیاد ولی اهمیت کار کم44- آفاتب همیشه زیر ابر نمی ماند:حقیقت همیشه پنهان نیست-واقیعت روزی رو خواهدکرد45- آمد زیر ابرویش را بگیرد چشمش را کور کرد:کار خوبی برای کسی خواست  انجام دهد  اما برعکس شد.46- آن را که حساب پاک است از معامله چه باک است:کسی که نیست که پاکی داشته باشدترسی از حساب وکتاب ندارد.47- آنقدر بایست که زیر پایت سبز شود:انتظار کشیدن بدون نتیجه48- آن وقت که جیک جیک مستانت بود یاد زمستانت نبود:از قبل باید فکر آینده بود49- آویزه گوش کردن:پندی را فراگرفتن را بکار بستن50- آه در بساط نداشتن:کاملاً بی چیز و فقیر بودن51- آهسته بیا آهسته برو گربه شاخت نزند:پنهان کردن مطلب-بی سر وصدا انجام دادن کاری52- اجاق پدر راروشن نگه داشتن:فرزند داشتن،که بیشتر منظور فرزند پسر داشتن است.53- اجاقش کور است:صاحب اولاد نمی شود54- اجل دور سرش می چرخد:وضیعت ناگوار دارد.نزدیک به مرگ است55- احترام امام زاد ه با متولی آن است:احترام هر کس را باید نزدیکان او حفظ نمایند.56- از آب گل آلود ماهی گرفتن:از هرج ومرج استفاده کردن57- از این ستون به آن ستون فرج است:در انتظار بیش آمد ناگوار همیشه باید امید وار بود.58- از بیخ عرب بودن:چیزی اصلاً سرش نشدن59- از خر شیطان پیاده شدن:از لج بازی بیرون آمدن60- از دماغ فیل افتادن:متکبر ومغرور بودن61- از سه چیز باید حذر کرد:دیوار شکسته-سگ درنده-زن سلیطه62- ا ز کاه کوه ساختن:چیز کوچک وبی اهمیت را بزرگ جلوه دادن63- از کیسه خلیفه بخشیدن:از مال وثروت دیگران اعطا کردن64- از هول حلیم توی دیگ افتادن:از زیادی طمع عجله به جای سود بردن زیان دیدن65- اسب راگم کردن وپی نعلش گشتن:اصل رااز دست دادن و به دنبال فرع آن گشتن66- اگر در دیزی باز است حیای گربه کجا رفته است:از موقیعت نباید سوء استفاده کرد.67- اگر دنیا را آب ببرد فلانی را خواب ببرد:بسیار لابالی وبی فکر واندیشه است68- اگر کاردش بزنی خونش بیرون نمی آید:از زیادی خشم غضب69- اگر کاه از تو نیست کاهدان از تو است:به آدم پرخور گفته می شود.70- انگشت در سوراخ زنبور کردن:برای خود تولید زحمت ودرد سر کردن71- ایراد بنی اسرائیلی گرفتن:خرده گیری نابه جا و غیر وارد72- این شتری است که در خانه هرکس می خوابد:مرگ برای همه است.73- این کلاه برای سرش گشاد است:درخور توانایی ولیاقت او نیست.74- با پای بروی کفش پاره می شود وباسر بروی کلاه:در هر حال کار خرج دارد75- با پنبه سر بریدن:بانرمی به کسی آسیب رساندن صدمه زدن.76- باد آورده را باد می برد:چیزی که به آسانی و رایگان بدست آید به آسانی هم از دست می رود.77- باد غبغت انداختن :افاده کردن-خود را گرفتن78- باد در فقس کردن: کار بهیوده انجام دادن79- بامجان بم آفت ندارد:خطر،متوجه زشت کاران نمی شود.80- باسیلی صورت خود را سرخ داشتن:با وجود تنگدستی ظاهر خود را حفظ کردن81- با کدخدا بساز ؛ده را بتاز:همراه با بزرگ محل شو و آن محله را بچاپ82- بالاخانه اش را اجاره داده است:عقلش کم است83- بالای سیاهی رنگی نیست:وضع از این بدتر نمی شود.84- با یک تیر دونشانه زدن:از یک عمل دو نتیجه گرفتن85- با یک دست دهندوانه نمی توان گرفت:از  دو کار باید یکی را انتخاب کرد وانجام داد.86- بچه عزیز است و ادب  عزیز تر:تقدّم عزت ادب در وجود انسان87- بزک نمیر بهار می آید کمبزه با خیار می آید:و عده سرخرمن به کسی دادن.88- برادری به جا بز غاله یکی هفت صد دینار:معامله داد ستد ارتباطی به دوستی ندارد.89- برای یک بی نماز در مسجد را نمی بندند:کار را به خاطر یک شخص نابه هنجار تعطیل نمی کنند.90- برج زهر مار بودن:بسیار عبوس وخشمگین بودن.91- بر خر مراد خود سوار شدن:به هدف خود نائل آمدن92- بر کشک را بسای:بر پی کار خود93- بز گر از سرچشمه آب می خورد:آدم نالایق بیش تر از دیگران به خود می بالد94- بلد نیستم راحت جان است:به کسی گویند که برای فرار از انجام کاری بگوید بلد نیستم95- به بوی کباب آمدیم دیدم خر داغ می کنند:دچار اشتباه بزرگی شدن96- به تنبل گفتند برو سایه گفت سایه خودش می آید:از تنبلی زیاد97- به جیب زدن :استفاده مالی بردن-پولی به دست آوردن98- به چاک زدن:فرار کردن99- به در د لای جرز خوردن:برای هیچ کار مناسب نبودن.100- به دریابرود دریا خشک می شود:در باره ی افراد بی طالع و بی اقبال گویند.101- به رنج و سعی کسی نعمتی به چنک آورد         دگر کس آیدو بی سعی و رنج برداردتوجه به مفتخوری افراد دارد.102- به روباه گفتند شاهدت کیست گفت دمم:به شخصی که بیهوده افراد دیگر را گواه خود سازد.103- یه رش کسی خندیدن:او را تحقیر ومسخره کردن104- به زخم کسی نمک پاشیدن:درد یا داغ کسی را تشدید کردن105- به شتر گفتند چرا گردنت کج است گفت کجایم راست است:کسی که کارها ورفتار او بر خلاف معمول باشد.106- به شترمغ گفتند بپرگفت شترم گفتند بار ببر گفت مرغم:کسی که به بهانه های مختلف حاضر به انجام  دادن کار نیست107- به شکم خود صابون زدن:وعده وعید به خود دادن.108- به کچل گفتند نامت چیست  گفت :زلفعلی،به مزاح تمسخر109- به گمراه گفتنذ نامت چیست گفت :رهبر، به مزاح تمسخر110- به هر سازی رقصیدن:مطابق هر میلی رفتار کردن111- بی بی از بی چادری پنهان است:اگر کسی کاری انجام نمی دهد بدلیل نداشتن وسیله است.112- بی گدار به آب زدن:نسنجیده وبدون مطالعه کار کردن.احتایط نکردن.113- پا از گلیم بیرو ن بردن:توجه به حد وحدود خود نکردن.114- پایش لب گور است:نزدیک مردن است.115- پدر کسی را سوزاندن:کسی را بسیار اذیت کردن116- پدر کشی داشتن باکسی:دشمنی سختی باکسی  داشتن117- پدر مادر دار بودن:اصل نصب داشتن118- پرنت پلا گفتن:حرفهای ناربط  وخارج از موضوع زدن.119- پرسه زدن:ولگردی کردن-گردش بیهوده کردن.120- پُز عالی وجیب خالی:ظاهر آراسته وجیب بدون پول121- پس از مرگ سهراب ونوشدار:کار از کار گذشتن122- پستان به تنور چسباندن :پبش از اندزه دلسوزی کردن123- پشت سر کسی نماز خواندن:به کسی زیاد عقیده اعتماد داشتن124- پشت کسی را به خاک مالیدن:او را شکست دادن125- پیله کردن:باسماجت و اصرار چیزی را از کسی خواستن.126- تابستان پدر یتیمان است:در فصل تابستان بینوایان احتیاج به خانه لباس ندارند.127- تا پول داری رفیقتم عاشق بند کیفتم: زمانی که سود نزد تو دارم با تو دوست هستم.128- تا تنور گرم است باید نان را چسباند:همین که موقعیت داری استفاده کن.129- تابگویی((ف))می گویم فرح زاد:متوجه و هوشیار هستم130- تا سه نشود بازی نشود:هر چیز با سه تا کامل می شود131- تا گوساله گاو شو دل صاحب آب شود:زمان و مدت طولانی لازم است132- تا نباشد ،چوب تر فرمان نبر گاو خر:در هر چیزی باید سخت گیری کرد133- تا ناشد چیزکی مردم نگویند چیز ها:تا مطلب کوتاهی در پیرامون چیزی گفته می نشود مردوم چیزی در باره آن نمی گویند.134- تخم مرغ دزد شتر مرغ دزد می شود:کسی که دست به عمل کوچکی زد کم کم کارهای بد برزگتر انجام می دهد.135- تر وخشک را باهم سوختن:استثنا در کار نبودن136- تعارف شاه عبدلعظیمی کردن:تعارف ظاهری بودن رضایت باطنی کردن137- توبه ی گرگ مر گ است:کسی که دست از عادت خود بر نمی دراد.138- تو به خیر و من به سلامت:دیگر ما به یکدیگر کاری نداریم139- تو نیکی مکن در دجله و انداز که ایز در بیابانت دهد باز:نتیجه کار خوب به خود انسان برمی گرد.140- توی هچل افتادن:گرفتار شدن-دچار زحمت شدن141- توی هول ولا ماندن:مضطرب بودن-ترید داشتن142- ته جیبش تار عنکبوت بسته است:بی پول وفقیر است143- جایی نمی رود که آبرویش رود:عاقل است144- جان به عزرائیل ندادن:فوق العاده خسیس بودن145- جای سوزن انداختن نبود:خبلی پر جمیت و شلوغ بود146- چرت موز بودن:جوانی بی ادب و بی اهمیت-غیر قابل اعتناء147- جلز ولز کردن:بسیار التماس زاری کردن148- جنسش شیشه خورده دارد:نادرست است149- جواب ابلهان خاموشی است:در برار افراد نادان باید خاموش بود.150- جوجه ها در آخر پاییز می شمرند:نتیجه هر کار در پایان آن مشخص می شود آمد 151- جور استاد به زمهر پدر : سخت گیری معلم به نفع شاگرد است.152- جیم شدن : آهسته وبدون آنکه کسی متوجه شود محلی را ترک گفتن.153- چا خان کردن : دروغگوئی کردن .154- چاقو دسته ی خود را نمی برد : خویشان وبستگان برای همدیگر ایجاد ناراحتی می کنند.155- چاق سلامتی کردن : حال واحوالپرسی کردن – سلام وعلیک کردن .156- چپ چپ نگاه کردن : با تلخی وخشم به کسی نگریستن.157- چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است : به جای واجب باید پرداخت .158- چشمش شور است : کسی که چشم گیرا داشته باشد وباعث آسیب دیگران شود.159- چاه کن همیشه ته چاه است : کسی که برای دیگران تله ایجاد کند اول خودش می افتد.160- چوب تر به کسی فروختن: مشکلی برای دیگران ایجاد کردن – دشمنی داشتن با کسی.161- چوب دوسر نجس : کسی که مورد نفرت دو طرف دعوا ونزا باشد.162- چوب لای چرخ گذاشتن: مانع پیشرفت دیگران شدن – مانع ایجاد کردن.163- چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن : در آمد نداری قناعت کن.164- چانه اش گرم شد : زیاد حرف می زند.165- چه خاکی به سرم بریزم : چه چارهای بیندیشم.166- چیزی در چنته نداشتن : بی اطلاع بودن.167- حرف راست را از دهن بچه باید شنید: اشاره به پاک ومعصوم بودن بچه ها.168- حساب به دینار، بخشش به خروار : در حساب باید دقیق بود ودر بخشش سخاوتمند.169- حق کسی را کف دستش گذاشتن: سزای عمل کسی را دادن.170- حلوای تنتنانی تا نخوری ندانی : تا آزمایش نکنی متوجه نخواهی شد.171- حمام زنانه شدن : شلوغ و پر سروصدا شدن .172- حلزون خود را به جمع شاخدارها می کند: چیزی کوچک وبی اهمیت خود را داخل بزرگان می کند.173- حنایش رنگ ندارد: کاری از او ساخته نیست.174- خاله زنک بازی در آوردن : حرکات غیر جدی زنانه داشتن .175- خدا نجار نیست اما درو تخته را خوب به هم می اندازد: این دو نفر در رفتار بسیار به هم شبیه هستند. (به ویژه زن و مرد )176- خر بیارو باقالا بار کن : کار خراب جبران نا پذیر .177- خر پول : پول دارو ثروتمند.178- خر تو خر بودن : هدجو مرج و بی نظمی – شلوغی زیاد.179- خر خالی یرقه می رود: آدم بی مسئولیت ادعای زیادی دارد.180- خر را که به عروسی می برند برای خوشی نیست برای آبکشی است : آدم زحمت کش را برای کار کردن دعوت می کنند.181- خر رفتو الاغ برگشت : همان طورکه بود هست- بهتر نشد.182- خرس را به رقص آوردیم دمش را به دست آوردیم : کسی را وادار به انجام کاری کردن واز آن نتیجه گرفتن.183- خر کوزه پر از شنبه تا پنج شنبه گچ آوردن وجمعه سنگ کشیدن : کار همیشگی بدون استراحت.184- خر مقدس بودن : کسی که از نفهمی در تقدس افراط کند.185- خروس بی محل بودن: وقتو زمان را تشخیص ندادن.186- خر همان خر است اما پالانش عوض شده : لباس یا مقام جدید در شخصیت فرد تاثیر ندارد.187- خر همیشه خرما نمی ریند : همیشه نمی توان در انتظار همان پیش آمد خوب بود – همیشه فرصت خوب به دست نمی آید.188- خل بازی در آوردن: خود را به دیوانگی زدن.189- خواب زن چپ است: تعبیر خواب زن معکوس است.190- خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو: خود را به جمعیت واجتماع تطبیق دادن.191- خود را به کوچه ی علی چپ زدن: نادانی نکردن به منظور اجتناب ودوری از کار.192- خود را نخود آشی کردن : مدالخه کردن در هر کاری.193- خودش می برد وخودش می دوزد: همه کاره خودش است.194- خون کسی را توی شیشه کردن: کسی رابسیار اذیت کردن – بسیار گران فروشی کردن.195- داشتم داشتم صاحب نیست دارم دارم صاحب است: از گذشته نگو الان چیکاره ای.196- داغ شکم از داغ عزیزان کمتر نیست: کودک یا کسی که از نخوردن غذا بی تابی می کند.197- دانا هم داند وهم پرسد ،نادان نداند ونپرسد: تواضع وفروتنی افراد دانا.198- دبه در آوردن: پس از توافق در معادله برای تغییر دادن شرایط آن به نفع خود تلاش کردن .199- دختر تر تیزک است: کنایه به زود رشد بودن دختر.200- در جنگ نان وحلوا تقسیم نمی کنند: طبیعت جنگ ،جنگیدن است.201- در خانه هر چه مهمان هر که: وقتی مهمان سر زده آمد باید آنچه حاضر است یسازد.202- درخت گردو به این بزرگی درخت خربزه الله اکبر: به مناسبت مقایسه ی غلط گویند.203-  درد خروار آید و منقال رود: مشکل و سختی که یکباره آمد کم کم رفع می شود.204- درد را کی میکشد که می زاید: زحمت شاکی می شکد که کار انجام می دهد.205- در حوضی که ماهی نیست قورباغه سپهسالار است: در جایی که آدم شایسته ای نیست هر ناشایستی لایق شود.206- در دیزی باز است حیای گربه کجا رفت: از نبودن مانع نباید سوء استفاده نمود.207- در مثل مناقشه نیست:  منظور از مثل یاد شده شخص مخاطب نیست.208- دزد آمد و هیچ نبرد: همه چیز جای خودش است.209- دزد نگرفته پادشاه است: کسی را به دلیل ندیدن نمی توان مقصر دانست.210- دست از سر کچل کسی برادشتن: کنایه از رها کردن کسی.211- دست به سر کردن: کسی را با حیله و نیرنگ از خود دور کردن.212- دست به دهان رسیدن: مختصر ثروتی داشتن و امورات خود را پیش بردن.213- دست به یخه شدن: با هم درگیر شدن.214- دست راست و چپ را نشناختن: بسیار کودن و ابله بودن.215- دست دست را می شناسد: امانتی را که از کسی گرفتند باید به همان شخص پس داد.216- دستش چسبناک است: دزد است.217- دستش نمک ندارد: به هر کس خوبی یا کمک کند آن شخص منظور ندارد.218- دست و پای خود را گم کردن: هول شدن.219- دست و پنجه نرم کردن: کنایه از زور آزمایی کردن است.220- روده بزرگ روده گوچک را خورده است: بسیار گرسنه بودن.221- روزه ی کله گنجشکی گرفتن: تا نیم روز روزه داربودن و سپس غذا خوردن.222- دل به دل راه داشتن: احساس نزدیکی دو نفر به یکدیگر.223- دلش مثل سیر و سرکه می جوشد: تشویش و اضطراب دارد.224- دماغی چاق داشتن: سالم و تندرست بودن : ثروتمند بودن.225- دماغ کسی را به خاک مالیدن: او را سخت تنیه کردن.226- دم به تله دادن: گیر افتادن.227- دم بخت بودن: دختری که موقع شوهر کردن او فرا رسیده باشد.228- دم در آوردن: پر رو شدن.229- دمش را گذاشت روی کولش و رفت: ناامید شد و شکست خورد.230- دندان را تیز: طمع زیادی به چیزی داشتن.231- دهن بین بودن: زود باور بودن.232- دهنش چفت و بست ندارد: بی جهت هر ناسزایی گفتن.233- دیوار موش دارد موش گوش دارد: موقع راز گفتن نیست.234- ذکر خیر کسی را کردن: به خوبی کسی یاد کردن.235- رو دست خوردن: گول خوردن : به دام افتادن.236- روزگار کسی را سیاه کردن: او را بدبخت کردن.237- روز وانفسا: روز قیامت و صحرای محشر.238- روزه ی بی نمازی: عروس بی جهاز و قور مربی پیاز : همه چیز ناقص است.239- روزه خوردنش را دیده ایم نماز کردنش را ندیده ایم: کار یدش را دیدیم اما کار خوبش را ندیدیم.240- روی سر کسی خراب شدن: به زور به مهمانی کسی رفتن : خود را بر کسی تحمیل نمودن.241- روی شاخش است: کارم حتمی است.242- روی کسی را سفید کردن: موجب سزبلندی و خشنودی کسی شدن.243- ریش خود را به دست دیگری دادن: تسلیم دیگری شدن : اختیار خود را به کسی دادن.244- ریش خود را در آسیاب سفید کرده: با تجربه و آزموده نیست.245- ریش و قیچی هر دو را به دست داشتن: اختیار کامل داشتن.246- ریگی در کفش داشتن: صادق و راستگو نبودن.247- زمین دهان باز کرد و مرا در خود فرو برد: از بسیاری خجالتی چنین آرزویی کردن.248- زن از غاره سرخ شود مرد از غذا: زن با آرایش و مرد با جنگیدن خوشرنگ می شوند.249- زن نانجیب گرفتن آسان و نگه داشتن او مشکل: هر جور زن هرجا پیدا می شود.   250- زن نانجیب گرفتن مشکل و نگه داشتن او آسان: زن خوب هرجا پیدا نمی شود.251- زیر اندازش زمین است و رو اندازش آسمان: فقیر و بی چیز است.252- زیرآب کسی را زدن: کسی را نزد دیگری بی اعتبار کردن.253- زیر کاسه ای نیم کاسه ای بودن : نقشه ای پنهانی در کار بودن .254- زیره به کرمان بردن : بردن چیزی به محلی که در آنجا فراوان باشد.255- زینب ستم کش است : خانمی که بیشتر از دیگران کارهای سخت وطاقت فرسا انجام می دهد.256- سال به سال دریغ از پارسال : روزگار وموقعیت بهتری در پیش نیست.257- سالی که نکوست از بهارش پیداست : شروع هر کار نمایانگر پایان کار است.258- سبیل کسی را چرب کردن : به کسی رشوه یا هدیه دادن.259- سبیل کسی را دود دادن : کسی را تنبیه کردن – خجل وناراحت ساختن.260- ستاره ی سهیل است : دیر دیر دیده می شود – غیبتهای طولانی دارد.261- سر به جهنم زدن : بسیار گران تمام شدن.262- سر به سر کسی گذاشتن : اورا ناراحت کردن – با او شوخی کردن.263- سر به صحرا زدن : از فرط ناراحتی دیار خود را ترک کردن.264- سر به هوا بودن : بازی گوش بودن .265- سر پل خر بگیری : محل بررسی وگیر افتادن .266- سر پیری و معرکه گیری : کسانی که در زمان پیری کار جوانان را انجام می دهند.267- سرد وگرم روزگار و چشیدن : تجربه آموختن – آزموده شدن .268- سر شاخ شدن : درگیر شدن .269- سرش تو لاک خود بودن : کاری به کار کسی نداشتن – در فکر خود بودن.270- سر کسی را گرم کردن : کسی را مشغول کردن .271- سر کسی شیره مالیدن: کسی ا گول زدن : اغفال کردن.272- سرکه ی مفت شیرین تر از عسل است: هر چیزی که رایگان باشد گواراست.273- سر کیسه را شل کردن: سخاوتمکند بودن : پول خرج کردن.274- سرم را بشکن و نرخم را نشکن: چانه نزن و قیمت جنس را پایین نیاور.275- سر و گوش آب دادن: کسب خبر و اطلاع کردن.276- سری که درد نمی کند دستمال نبند: بی مورد برای خود ایجاد مشکل و نگرانی نکن.277- سگ زرد برادر شغال است: به لحاظ بدی هر دو مثل هم اند.278- سگ صاحبش را نمی شناسد: ازدحام و شلوغی زیاد.279- سگ کیش کردن: کسی را بزور به جایی بردن.280- سیر تا پیاز را برای کسی نقل کردن: مطلبی را به طور تفصیل برای دیگری شرح دادن.281- سیر به پیاز می گکه پیف پیف چقدر بو میدهی: دو مجرم مثل هم یکدیگر را سرزنش می کنند.282- شاخ و شانه کشیدن: به خود بالیدن : تظاهر به زورمندی کردن.283- شال و کلاه کردن: آماده شدن : لباس پوشیدن برای بیرون رفتن از منزل.284- شاهنامه آخرش خوش است: باید به پایان کار توجه داشت.285- شب آبستن است تا چه زاید سحر: حوادثی در پیش است باید در انتظار آن بود.286- شب دراز است و قلندر بیدار: وقت بسیار است ، شتاب و عجله شایسته نیست.287- شتر با بارش گم شد: به محل بسیار شلوغ گویند.288- شتر دیدی ندیدی: آنچه دیدی یا شنیدی بازگو نکن.289- شتر سواری دولا دولا نداره: این کار پنهان شدنی نیست.290- شریک دزد و رفیق قافله: کسی که با طرفین دفاع و نزاء زد و بند داشته باشد.291- شش ماهه به دنیا آمدن: بسیار عجول بودن.292- شکم گرسنه فتوای خون می دهد: به آدم بی ایمان نمی توان اعتماد کرد.293- شیری یا روباه؟: پیروز باز گشتی یا شکست خورده؟.294- شورش را در آوردن: زیاده روی بیش از حد کردن در کاری.295- شتر در خواب بیند پنبه دانه: آدمی که آرزوهای دور و دراز داشته باشد.296- شیطان را درس دادن: باهوش و حیله گر بودن (جهت منفی).297- صبر ایّوب داشتن: بسیار بردبار و صبور بودن.298- صد سال گدایی کرد امّا شب جمعه را نمیداند: کسی که به رموز کار خود آگاه نیست.299- صلاح مملکت خویش خسروان دانند: آنچه را خود مصلحت می بینی انجام بده.300- طناب مفت را کردید خود را به دار زد: از هرچه رایگان باشد استفاده می نماید.301- طوطی وار یاد گرفتن: بدون توجه به معنی و مفهوم از بر بودن : نفهمیده حرف زدن.302- عاقبت جوینده یابنده بود: هر کسی که بدنبال چیزی برود به آن می رسد.303- عقل کسی گرد شدن: عقل درست و حسابی نداشتن : کم شدن عقل کسی.304- علی ماند و حوضش: بیکار بودن.305- عمر نوح نداشتن: عمر دراز و طولانی نداشتن.306- عیسی به دین خود موسی هم به دین خود: هر کس در عقیده و اعتقاد خود آزاد است.307-غاز چراندن : بیکار بودن.308- غزل خدا حافظی را خواندن : برای رفتن وجدایی آماده شدن – مردن .309- فرار وبر قرار ترجیع دادن : برای اجتناب از خطر فرار کردن.310- فس فس کردن : دیر جنبیدن – بسیار آهسته کار کردن .311- فضول و بردن جهنم گفت هیزمش تر است : بسیار ایراد گیر و اعتراض کننده .312- فلفل مبین که ریزه / بشکن ببین چه تیزاست : به کوچکی شخص نگاه نکن بلکه به لیاقت او نگاه کن .313- فیلش یاد هندوستان کرده : به هدف و مقصد دیگری توجه کرده .314- قارت وقورت کردن : ادعا داشتن با خشم وخشونت .315- قلق کسی را به دست آوردن : به اخلاق وروحیه ی کسی آشنا شدن .316- قوز بالای قوز : گرفتاری رو گرفتاری – مشکلی روی مشکل پیش .317- کاچی بهتر از هیچی است : چیز کم بهتر از هیچ چیز است .318- کاردش بزنی خونش در نمی آید : بی نهایت خشمگین است .319- کاری بکن بهر ثواب نه سیخ بسوزد نه کباب : به عدالت رفتار کن .320- کبکش خروس می خواند : بسیار خوشحال وبا نشاط است .321- کس نخوارد پشت من جز ناخن انگشت من : کسی برای دیگری کاری انجام نمی دهد .322- کار حضرت فیل است : کاری بسیار سخت ودشوار است .323- کف دستم را بو نکرده بودم : از غیب نمی دانستم .324- کل اگر طبیب بود سر خود دوا نمودی : مهارت نداشتن در کاری .325- کلاه شرعی بافتن : عمل غیر مشروعی را با حیله وتزویر شرعی جلوه دادن .326- کار کردن خر وخوردن یابو : کار را کس دیگر می کند نتیجه را کس دیگر می برد .327- کیسه برای چیزی دوختن : طمع داشتن به چیزی .328- گاوش زائیده : مشکلی برایش پیش آمده است .329- گردن کج کردن : خود را کوچک کردن – عاجزانه چیزی از کسی خواستن .330- گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی : کارها با صبر وبردباری انجام می شود .331- گز نکرده پاره کردن : بدون مطالعه به کاری مبادرت کردن .332- گل سر سبد بودن : برگزیده گروه بودن – ممتاز جمع شدن .333- گاو پیشانی سفید : همه کس و همه جا او را می شناسند .334- گوش بریدن کسی :کلاه برداری کردن از کسی .335- لفت دادن کاری : به درازا کشانیدن کارو با تشریفات زیاد به آن پرداختن .336- لنگه کفش کهنه در بیابان نعمت است : چیز بی ارزش و ناقابل در شرایط نیاز مفید واقع می شود .337- مار پوست خود بگذارد اما خوی خود نگذارد : اخلاق ورفتار افراد عوض نمی شود .338- مار را در آستین خود پروراندن : چیز بد را یاری دادن .339- مار گزیده از ریسمان سیاه وسفید می ترسد : آدم صدمه دیده همیشه می ترسد.340- ماست خود را کیسه کردن :ترسیدن.341- مثل اینکه مال باباش و خوردم : به مناسبت دشمنی با کسی گفته می شود .342- ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است : روی آوردن به کار خود هیچ موقع دیر نیست .343- مرغ همسایه غاز است : چیزی که دیگران دارند با ارزش تر است .344- موش به سوراخ نمی رفت جارو به دمبش بست : طرف خودش پذیرفته نبود معرف دیگری شد .345- مرغ یک پا دارد : از نظرم بر نمی گردم .346- مثل خر در گل ماندن : عاجز و ناتوان و درمانده شدن .347- مرد سر می دهد اما سر نمی دهد : رازی که به کسی سپرده شد فاش نمی شود .348- مشت نمونه خروار است : چیز کم به نشانه فراوان .349- مشت وسندان : جدال ودرگیری ناتوان با توانا – کار دشوار وخطر ناک.350- مگر آمدی آتش ببری : عجله زیاد داشتن.351- مگ ر شهر هرت است ؟ هر کار ی انجام بدهی آزاد نیستی .352- مگر کله گنجشک خورده ای ؟ بسیار پر حرف هستی .353- من می گویم نر است تو می گویی بدوش – بی جهت اصرار کردن354- من یک پیراهن بیشتر از تو پاره کردم- با تجربه تر و سالخورده تر از تو هستم .355- مو را از دست کشیدن – دقت بسیار کردن .356- موش مردگی درآوردن – خود را به ناخوشسی زدن – خود را بیمار جلوه دادن357- مومن مسجد ندیده – به شوخی به کسی می گویند که تظاهر به تقدس دارد .358- موهایش را در آسیاب سفید کرده – گرچه پیر است اما بی تجربه است .359- مویی از خرس کندن غنیمت است – از آدم خسیس حداقل استفاده هم غنیمت است .360- مهمان مهمان را نمی تواند ببیند صاحبخانه هر دو را – خسیس بودن صاحب خانه361- میانشان شکر آب است – روابط آنها خوب نیست ، اختلاف دارند .362- ناز شست گرفتن – پاداش و جایزه گرفتن .363- نازک نارنجی – زودرنج ، کم تحمل در مقابل مشکلات364- نان به نرخ روز خوردن – پای بند بودن به اصول – رفتار خود را با وضع حاضر تطبیق دادن365- نان کسی را آجر کردن – موجب ضرر و زیان کسی شدن .366- نخود هر آش بودن – مداخله در هر کاری کردن .367- نشخوار آدمیزاد حرف است – لذت داشتن حرف زیاد .368- نمک پرورده بودن – مدیون کسی دیگر بودن .369- نو که آمد به بازار    کهنه شود دل آزار – با آمدن چیز جدید گذشته و قدیمی و دلگیر می شود .370 – نه زنگی زنگ نه رومی روم – میانه رو بودن – متوسط بودن .371- نه سر پیاز نه ته پیاز – کاره ای نبودن .372- نه چک زدم نه چانه عروس آمد به خانه – بدون زحمت به هدف رسیدم .373- وقت سر خاراندن نداشتن – سخت گرفتار کار زیاد بودن .374- هر چه بگندد نمکش می زنند   وای به روزی که بگندد نمک – از افراد درست دیگر انتظار انجام کار بد و زشت نیست .375- هر چه پول بدهی آش می خوری – به اندازه زحمتت نتیجه می گیری .376- هر سرازی سربالایی دارد – راحتی سختیهایی هم به دنبال دارد .377- هر چه دیدی از چشم خودت دیدی – مقصر خودت هستی .378 – هر چه سنگ است مال پای لنگ است – آسیب و صدمه همیشه به آدمهای بیچاره می رسد .379- هر کی با آل علی درافتد برافتد – معمولاً سادات به مخالفان خود می گویند .380- هر کس به امید همسایه نشیند گرسنه می خوابد – به دیگران نباید امید داشت ، هر کاری را باید خود انجام داد .381- هر کس خربزه می خورد پای لرزش هم می نشیند – هر کس باید عاقبت اعمال خود را تحمل کند .382- هر که بامش بیش برفش بیشتر – هر کس داراتر است گرفتار تر است.383- هر که نان از عمل خویش خورد    منت حاتم طایی نبرد – نباید به دیگران متکی بود .384- هر که طاوس خواهد جور هندوستان کشد – باید سختیها را برای رسیدن به هدف تحمل کرد .385- هفت خوان رستم را طی کردن – کار بسیار سخت را برای رسیدن به هدف تحمل کرد .386- همه را برق می گیرد ما را چراغ نفتی – شانس و اقبال دیگران ییشتر  از ماست .387- هنداونه زیر بغل کسی گذاشتن – تملق بی جا گفتن .388- هوا گرگ و میش است – نه تاریک است نه روشن .389- هیچ کاره ی همه کاره – آدم هیچ کاره هود را همه کاره می پندارد .390- یاسین به گوش خر خواندن – کار بی حاصل انجام دادن .391- یال و کوپال داشتن – سرو وضع خوب داشتن .392- یک دستی گرفتن – کسی را کتر از آنچه هست پنداشتن .393- یک ستاره توی آسمان ندارد – ادم بی شانس و اقبال است .394- یک شب هزار شب نمی شود –به تعارف به مهمان می گویند .395- یک کلاغ چهل کلاغ کردن – اغراق و مبالغه نمودن + غیبت زیاد .396- یک بز گر گله را گرگین می کند- یک همنشین بد دیگران را هم به فساد می کشاند .397- یکی به نعل می زند یکی هم به میخ – هر دو طرف را مراعات می کند .398- یک گوش در است و گوش دیگر  دروازه – کسی که مطلبی را به خاطر نمی سپارد .399- یکی را پی نخود سیاه فرستادن – به بهانه ای او را ازمیدان خارج مکردن .400- یکی نان نداشت بخورد پیاز می خورد تا اشتهایش باز شود .- کار نابخردانه کردن .</description>
                <category>هفته نامه صدای آزادی</category>
                <author>هفته نامه صدای آزادی</author>
                <pubDate>Thu, 28 Aug 2025 09:04:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادداشتی بر مجموعه شعر خواب های خانقین اثر جلیل آهنگرنژاد / منصور یاقوتی / پرسه در سوررئالیسم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18380704/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%82%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%86%D8%B5%D9%88%D8%B1-%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%D8%B1%D8%B1%D8%A6%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85-rhrufc4ei2n2</link>
                <description>در آستانه نوروز ۹۷ «مجموعه شعر» خواب های خانقین از «جلیل آهنگر نژاد » برای تشکل‌های شعری کرمانشاه و خیل شاعران این وادی ، این پیام را آورد که: «سربازان کلمات را به جهان(تان) می‌فرستم ...» خواب های خانقین  پرسه‌ای‌ست در وادی سوررئالیسم. پرسه‌ای آگاهانه و هدفمند. تمام ۴۱ قطعه شعر مجموعه که به همت «نشر دیباچه» به صورت کتابی آراسته و طرح روی جلد کار «بشیر نظری». با استفاده از رنگ‌های تند و زنده که یادآوری می کند رنگ‌های درخشان پیراهن‌های کُردی را و بدون اغلاط تایپی منتشر شده، از زبانی یکدست و نوع نگاه سوررئالیستی، فضایی نو را در عرصه‌ی شعر کرمانشاه گشوده است. قضاوت درباره‌ی این «زبان» و نگاه سوررئالیستی، کار زمان است؛ کار تاریخ؛ چرا؟ برای اینکه هر دستاورد نو و مدرنی به زمان نیاز دارد که هم خود را تثبیت کند و هم بشناساند و هم در برابر نوع زبان و نگاه شعر پیش از خود که درختی است کهن، بارآور و  استوار، درختی که به کوشش خیام و فردوسی و سعدی و حافظ شاخه های خود را تا دورترین کرانه های جهان  رها کرده است، خود را معرفی کند. سوررئالیسم زاییده‌ی تمدن صنعتی پس از جنگ‌های ویرانگر جهانی است که توحش سرمایه و توحش حرص و آز و تصرف گشایش استعماری مناطق تحت نفوذ تازه، موجب یک سرخوردگی در ارکان کهن و مبانی نظری پیشامدرن می شود. شورش در «ذهن » و «زبان » و خائیدن بندهای اسارت بار زنجیر باورهای عهد عتیق، در برابر رئالیسم و سنت‌های ریشه دار و قوی آن، عصیانی را به فریاد برمی‌خیزد که ابتدا در نقاشی‌های «سالوادر دالی»  موجودیت می‌یابد. یعنی شکستن هر نوع قواعد و ساختار های منطقی بر قلمرو بوم . «پیکاسو» هم که در آغاز به سنت های رئالیسم وفادار بود، به این شورش و افسار گسیختگی می‌پیوندد و با خلق آثار بسیار همه را انگشت بر دهن در گالری های خود سرگردان  می‌کند.  سوررئالیسم در نقاشی  توانست به خلق آثاری قابل توجه توفیق یابد اما تا آنجا که آگاهی های ما دامنه دارد، در داستان نتوانست جای پای محکمی به‌وجود بیاورد. غیر از اثر جاودانه « بوف کور» که به راستی تابلویی شگرف از تلاطم های آفاق ذهن است و یک یا دو اثر دیگر از «پو» و  نویسنده ای آلمانی، موفق نشد راهی بگشاید و در برابر کوه شگرف و سر به آسمان سائیده‌ی «رئالیسم » عرض اندام کند. در سینما هم توفیق چندانی نصیبش نشد. چرا که سالن های با شکوه سینما در اروپا و آمریکا جایگاه حضور مردم است و نه الزاماً اقشار حرفه ای دوستدار تکنیک‌های نو.  سوررئالیسم در واقع غیر از جایگاه راستین خود که تابلوهای سالوادر دالی و پیکاسو و دیگر نقاشان  سوررئالیست است، نتوانست در حیطه های دیگر هنر جای پای محکمی از آن خود کند . اما جهان شعر!...گیتیِ شعر یادآور سیمای جاودانه‌هایی است که بحث و گفتگو درباره زبان، نوع نگاه، فرم، سبک و نوع نگاه هر قله ستیغی از«هومر » تا «شکسپیر» و«الیوت »  و ناظم حکمت و پابلو نرودا و «ما یا کوفسکی»...از سویی و از دیگر سو از فردوسی، خیام، سعدی، حافظ، ائب تبریزی تا برسد به فروغ فرخزاد و نادر نادر پور ممتد است. در این عرصه ی فراخ به فراخی گیتی، بزرگان بسیار مرکب سخن را «رخش»وار حرکت داده اند. اگر بخواهیم از علی اسفندیاری (نیما) تا احمد شاملو و از تجربه های ید الله رویایی و دکتر رضا براهنی در جایگاه داعیه داران شکستن قواعد ساختار زبان و ذهن  سخن بگوییم ، کتاب ها باید نوشته شود.جهان شعر  از آغاز تا امروز جهانی بی دروازه بوده. یک دموکراسی وحشی و شورشگر به شاعرانی با طبایع گوناگون، اذهان متفاوت، انواع نگاه ها و صور خیال فضا داده که در سرزمین شعر فرآورده های خود را انتشار دهند و در معرض دید و قضاوت شعر دوستان قرار دهند.در ایران و در شهر کرمانشاه که سرزمین شعر و قصه است، طبیعی است که سرانجام جریان سورئالیستی هم پس از تجربه های بسیار و اغلب شکست خورده، نمی گویم چرا شکست خورده، سرانجام در آغاز نوروز ۹۷ به قلم شاعری با نام جلیل آهنگرنژاد که دکترای ادبیات خوانده و یک نشریه هفتگی را با نام «صدای آزادی» مدیریت می‌کند و چندین دفتر شعر در کارنامه خود دارد، سوررئالیسم را با تمام قد و قواره در «خواب های خانقین» موجودیت می‌بخشد:«...همه‌ی لک‌لک‌ها می‌دانستندمن سربازی بی‌سر بودمدر کنار دجلهوقتی اسکندر بوسه‌ی خونین اسبی را به آب ها سپرد... ستاره ‌ای نبود که بشمارم تنها کبوتری در ذهنم زنده مانده‌بود او را سلول‌بانان غزنوی....»صفحه ۲۵خواب های خانقین که مناسبتی سنجیده دارد با جهان سوررئال،سرشار است از عطر و بوی تاریخ ایران‌زمین، عطر و بوی سرزمین زادگاه شاعر و غرب ایران‌زمین تا برسد به میانرودان و سربازان ساسانی:«کنار دست تو چند سرباز ساسانیدارند کتاب مقدس  می‌خوانندساکت باش و چشم هایت را ببندنکند اندوهت تکانشان بدهد!نکند ماشین ها بوق بزنند!...صدای درهم واژه های کتابی مقدس به لهجه‌ای خانقینیجهان را فتح می‌کند...»صفحه۵۰مجموعه شعر«خواب‌های خانقین»اثر جلیل آهنگرنژاد ، یک تجربه موفق سوررئالیستی در نگاه تاریخ، هویت، عشق به سرزمین و زادگاه، دغدغه عظمت ها و شکوه‌های بر باد رفته و غبار و بوی سوخته سقوط که در تصاویر سوررئالیستی بازتاب یافته است. آهنگرنژاد در سروده‌های خانقین‌اش نگاهی تقلیدی به بافت سوررئالیسم ندارد. ذهن و زبان خود اوست که مفاهیم و تصاویر را با ملاط سوررئالیسم در می‌آمیزد در نتیجه این وادی، تجربه ای‌است ماندگار و ای کاش در دست بی مایگان این وادی به سرقت نرود و اجازه بدهند این مجموعه شعر به عنوان یک تجربه سوررئالیستی موفق برای پژوهندگان و علاقمندان قابل استناد باشد.منصور یاقوتی  بهار ١٣٩٧انتشار در هفته نامه صدای آزادی</description>
                <category>هفته نامه صدای آزادی</category>
                <author>هفته نامه صدای آزادی</author>
                <pubDate>Fri, 15 Aug 2025 15:58:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موحه‌مه‌د مورادی نساری، به‌رپرس نه‌شر باشوور: گه‌وراترین گیچه‌ڵ ئیمه‌ قه‌یه‌خه‌بۊن ئامووزش ره‌سمی زوان کوردیه‌</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18380704/%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%BE%D8%B1%D8%B3-%D9%86%D9%87-%D8%B4%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%88%D9%88%D8%B1-%DA%AF%D9%87-%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%AF%DB%8C%DA%86%D9%87-%DA%B5-%D8%A6%DB%8C%D9%85%D9%87-%D9%82%D9%87-%DB%8C%D9%87-%D8%AE%D9%87-%D8%A8%DB%8A%D9%86-%D8%A6%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D9%85%DB%8C-%D8%B2%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%87-rgi4pv89lsxp</link>
                <description>شێعر لە باوەڕ م، چەن رێ وا کەێد ئەڕای ناسین جەهان. هەر رێ لە زەین و زوان شاعێرێگ تێد گ وەرەو شاعێر تر چوود و لە ئێ ناوە وەردەنگە گ تۊەنێد بەش خوەێ لە ئێ جەهانە هێز بەێدن. لە دریژای مێژوو یەکێگ لە شێوەیل وە قسیە هاوردن هەر ئەو چشتەیلە گ هاتێ نەتۊەنستنە سەرڕاس وە دەنگ بڕەسن لە ناو شێعر هاتێە و شاعێر بێ یەگ بتواێد قسیە بکەێد، هاتسەو دەنگ. لە رووژهەڵات ناوێن وە مدوو گیر و گرفتەیل رامیاری و فەرهەنگی، وە ئازاد قسیە کردن دژوار بۊە، سە شێعر هاتێه‌سە دەسمیەت تا هەم قاڵێگ بوود ئەڕای وەتن و هەم دەنگ مەیلەوەری مرووڤەیلێگ بوود گ لە پابەس بۊنە. کەڵگ گرتن لە ئستعارە و نماد و ئیماژەیل وەرە وەرە لە ناو شێعر مانا دۊننەو و بوونە جەهان تازەێگ ئەڕای گەپ دان. لە نیشتمان خوەمان و لە زوان کوردییش ئێ گەپە داشتیمنە تا رەسیەسە ئێ سەردەمە و دۊنیمن گ شێعر هێمان پسای رێ وا کەێد وەرەو ناسین جەهان و شاعێرەیل هێمان بی وچان پسای دۊننەو هەر ئەو چشتەیلە گ بایەس.یەکێگ لە ئێ کەسانە «محەمەد مرادی نساری»، شاعێر نووخواز و پڕهاز ئیلامیە گ تا ئێسە لە بەش زوان کوردی، کوومەشێعرەیلێگ لەوای «ئێ شێعره‌یله ئازاد نین»، «خه‌وله‌رزه»، «خه‌ۊزان دووزه‌خ و ده‌روه‌چ» و «ئمپراتوور هساره‌یل خاپوور» و چەن کتاو لە بەش هەڵگەردان و شێعر مناڵ دێرێد. محەمەد مرادی نساری گ ئێرنگە پسای دوکترای ئەدەبیات خوەنێد، لە ئێ ساڵیانە چەن خەڵات گرتێە و لە ساڵ ١٤٠٣ هەتاوی لە لایەن زانستگەی سنە وە مدوو ساڵەیل ساڵ تێکووشین لە بەش ناودارەیل زوان و ئەدەبیات کوردی لەلێ قێرزانی بۊە. جیا لە ئەدەبیات، کاک محەمەد بەرپرس نەشر باشوور لە ئیلام هەم هەس گ لە ئێ چەن ساڵە، کتاو کوردی فرەێگ بڵاو کردێە گ لە راس بێ وێنە بۊە. ئێسە لە لایەن دەنگ ئازادی کووشیمنە تا لە ناو ئێ وەتووێژە فرەتر وەل محەمەد مرادی نساری ئاشناوە بۊمن.- ئڕاێ یەکمین پرسیار، فرە کەس کووشینە ئەدەبیات تاریف بکەن، وە تایبەت له قوڕنەێ ئاکادمیک، ئەمان له باوەڕ م هەر نۊسەر یا شاعێرێگ وە شێوەێ خوەێ تاریفێگ له ئەدەبیات داشتێه گ ئێمڕوو یانە له شان یەک کووەو بۊنە و تا ئاستێگ وە ئیمە ئۊشن ئەدەبیات چوەسە. ئێسه جیا له ئەو تاریفەیله گ تۊەنیم له ناو کتاوەیل بۊنیم و بخوەنیم، توام له نووڕگەێ جنابدەو بزانم گ ئەدەبیات چوەسە؟هەر ئەوجوورە ک خوەت وەتی لە دریژای تاریخ فرە کەس ئەدەبیات پێناسە یا تەعریف کردنە ک بێ شک هیچ کام لەو تەعریفیەیلە ئڕا دەورەی بەعد خوەیان، جامع و مانع نەۊە؛ دەلیلێ ئیەسە ک وە قەوڵ تری ئیگلتون وشەیلەی جوور ئەدەبیات و هونەر و... وشەیلێگ جەوهری و زات‌گرا نین ک بۊشیمن ئەدەبیات ئیەسە و تمام. خاستر ئەوەسە لە جی ئیە ک بۊشیم ئەدەبیات چوەسە، بۊشیم لە هەر دەورەی وە چوە ئۊشن ئەدەبیات. وەیجوورە فرە مەتنەیلێ ک گاهەس لە یەی دەورە ئەدەبیات وە حساو نان، دۊاجار وەک ئەدەبیات بانە شمار. ئڕا نموونە تاریخ بەیهەقی کتاو تاریخە و لە دەورەی خوەی ئەدەبیات نیە، ئەمان ئمڕوو بەشێگ لە ئەدەبیات فارسی وە حساو تێد. بەستگی دێرێگ لە هەر دەورەی چ مەتنێ بتۊەنێ ئەو جیاوازی و بەرجەستگی زوانیە داشتوود؛ چۊن ئەدەبیات پێش لە هەر چشتێ وەل زوان و بەیان زوانیا سەر و کار دێرێگ و زوان چشتێگ پوویاسە، نە سابت و بێ جم جۊل. ئڕا خود م ئەدەبیات ڕەوایەت ڕەنجە، تەتوو کردن شوون زامەیل کۊەنەس، تەتووێ ک جەوهەری لە جی ڕەنگ، کەلەماتە.-وەلدا هاوڕام، تاریف کردن ئەدەبیات وە شێوەێ گ بتوایم له ناو یەێ بەستەر دیاری له سەرێ باس بکەیم، دی وە هاسانی نیەود یا لانکەم وە کار ئێمڕوو نیەتێد. سه خاستر یەسە هۊردترەو بۊمن. ئێمڕوو نۊسمانەیل فرەێگ دۊنیم، لە ناو ژانڕەیل جیاواز و وەدی هاوردن مەتنیش فرەوە بۊە، ئێسه له باوەڕ جنابت فاکتۆر و ئامانجەیل سەرەکی ئەدەبیات ئێمڕوو چوەسە؟ یانە تۊەنن هەر ئەو ئامانج و فاکتۆرەیلە بوونه گ جنابت وەپێان باوەڕ دیری و وە کار گری.سەرەکی‌ترین فاکتور ئەدەبیات -هەر ئەوجوورە ک پێشتریش باس کریا- وەل زوانا پەیوەندی دێرێگ. ئێ زوانە بێ شک بایە جیاواز و بەرجەستە بوود و ئەو تەجربە ک لە قاڵب کەلەمات بەیان بوود، بایە خالی لە پارامترەیل جوانی‌ناسی (زیبایی‌شناسی) نەود. ئەمان یە ک ئامانج و هەدەف ئەدەبیات ئمڕوو چوەسە فرە کولیە، نیەزانم لە ڕاس. هەر شیوە لە ئەدەبیات و هەر نۊسەرێ تۊەنێ ئامانجەیل گشتی (عمومی) یا شەخسی فرەیگ داشتوود لە نۊسانن. ئێ ئامانجەیلە بەشێگیان ئاگاهانەسە و بەشێگ فرەتر لیان ناخوداگا...-تۊەنی لە سەر ئامانجەیل خوەد گەپ بەی؟ وە تایبەت ئەدەبیات وە زوان کوردی، کوڵبر بۊشم: ئڕا هاتیەسە ناو ئێ رێه؟وە گومانم کەسێ ک هەمەچشت ئڕای ڕووشن بوود، ئەسڵ وە ناو ئەدەبیات نیایگ. ئەدەبیات جی ئبهامە و ئایەمەیلێگ ک تەکلیفیان وەل خوەیان و دنیا فرە ڕووشن نییە. وەی خاترە ئڕا خوەمی -ڕاس خاسە- فرە ڕووشن نیە ئڕا هاتمەسە ناو ئەدەبیات. بێ‌شک ئەو باس ڕەوایەت ڕەنجە هەسە، تواسمە دەردەیلم بارمەو قسیە و بەشێگ لە ئازاریان لە کووڵ خوەم بخەم؛ ئەمان ئڕا ئەدەبیات و نە هونەر تر؟ یا کارێگ تر ئڕا رەوایەت دەرد و ڕەنج؟ بەشێگ لە لێ گاهه‌س شانسی بوود و دەس چارەنۊس؛ چۊن وە قەوڵ ڕەزا قاسمی لە ئێران چشتێ وە ناو ئستعدادیابی فرە نیە و هەر هونەرمەندێ ئەر بچیدەو بن درسێ دۊنید ئتفاقی هاتگەسە ناو ئەو هونەرە. ها یادم نەوجوان بۊم ک ڕووژێگ یەی مەجەڵە لە ناو ماڵ دیم ک لە پشت جڵدەی شعرێگ لە هووشەنگ ئبتهاج نۊسیاۊگ: می‌شنوم، می‌شنوم، آشناست/ موسقی چشم تو در گوش من... منیش لە بان هه‌ی وەزنە شرووع کردمە نۊسانن یەی شعر. دۊاجار یەی ڕووژ لە مەدرەسە چیمە کتاوخانە و بەرپرس ئەورە ک خوەییش شاعر بۊ وەت «عەڵاقە وە شعر دری؟» وەتم «ئا». ئمجا وەت یەی ئەنجومەنێ هەسە لە فڵانە جی و بچوو.توام بۊشم ئەر م ئەو وەختە بتەقیامە مووزیسیەنێگا شایەد ئلان مووسیقی کار بکردام. سه بەشێگ لە لێ ک ئڕا هاتمە ناو ئەدەبیات؟، ئتفاق و تەقدیرە. بەش دویم پرسیارەگەد ک ئڕا ئەدەبیات کوردی؟ یە دی ئاگاهانە بۊ. نیشتم فکر کردم ک لە بەرابەر تاریخ خوەمان وەزیفە دێرم، لە بەرابەر داڵگ و قۊل‌ترین لایه‌یل عاتفی ک گریه خواردگه وه‌ل زوان داڵگیا. لە یەی‌لای تریشا ئەدەبیات مودڕن کوردیمان لاواز بۊ و وەتم ئەر ئیمەیش کار نەکەیم کی توایگ خزمەتێ وەی زوانە بکەیگ؟ دی هاتمە ناو ئەدەبیات کوردی.-گەپ له سەر زوان دای، دیاریه زوان جیا له ئەدەبیات، روڵ دیاریێگ له پێناسە یا ناسنامەێ هەر نەتەوەێگیش دێرێد، ئێسه ئێ پەیوەندیه له ناوێن زوان و ئەدەبیات و پێناسه له سەردەم ئێمڕوو چۊنه؟ وە تایبەت ئێسه له سەدەی بیست و یەکم له بۊن هۊهایل زوانی و فەرهەنگی گ پساێ زوانەیل و فەرهەنگەیل کەم یا بێ دەسەڵات هۊتەو دەن، چۊ ئێ پەیوەندیه دریژه دۊنێدەو؟درسه. زوان نەقشێگ دیاری له تاریف کییه‌تی یا هویەت هه‌ر که‌سێ دێرێگ، ئەمان تەنیا عامڵ نییە. یانێ هوەیت یەی چشت چەن‌لایەنەسە ک پارامترەیل فرەیگ دێرێگ و پوویاسە و زوان وه‌جوورێ لە سەرەکی‌ترین فاکتورەیلێە. ئەدەبیاتیش یەی هونەر زوانییە و بێ‌شک -چ بتوایم چ نتوایم- گریە خوەیگە باس هویەت؛ وەتایبەت ئڕا نەتەوەیل بێ‌دەسڵات ئەدەبیات تۊەنێگ هۊرداری لە هویەتیان بکەیگ. لە بارەی هۊهایل زوانی و... ک ئاماژە کردی جیا لە ئەدەبیات، فاکتورەیل سیاسی و ئقتسادی و... نەقش فرەترێ لە پاراستن هویەت دێرن.ئەڵبەت م خوەم دژەفەرهەنگ جهانی نیم ڕاسێ بتوای، وە شەرتێ ک بنەوایل زوانی و فەرهەنگی خوەتیش سەقام داشتوود. وەداخەو ئیمە سەقامدار نیە بارودووخ (وضعیت) زوانیمان. کیشەی ڕاسگانی ئیمە نە زوان و فەرهەنگەیل جهانی، ک تۊش هاتن وەل فەرهەنگەیل و کەسانێگە ک توان زوان کوردی لاڵ بکەن و بخەنەی سۊک تاریخ. کەسانێ ک پا نانەسە مل تمام دڵخوەشیەیل ئیمە.-منیش وەلدا هاوڕام، ئیمە نیەتۊەنیم وە شێوەی مەسنەوی و نەوەکی وەل رێداگرتن فەرهەنگ جەهانیەو بکەفیمنەو وەردە وەردە و شەڕ. ئەمان ئێسه ئێ پرسیاره پێش تێد گ ئیمە چۊ تۊەنیم له لوو ئەوانە گ وە هەرهاڵ تریبوون و دەسەڵات فرەێگ دێرن، هۊر بکەیمەو خوەمان؟ جیا لەیە فرە کەس وە مدوو یەگ ئۊشن ئیمە توایم جەهانی بنۊسیمن و جەهان گەوراترێگ، نۊسمانەیل ئیمە بخوەنێد سە دڵ له زوان کوردی نەیمن و چیمنە ناو ئەو زوانەیله! جنابت لە ئێ باره چۊ فکر کەی؟ ئەدەبیات جەهانی چۊ وە دی تێد و لە کوو سەرچەوە گرێد؟تۊەنیم لە زەرفیەت چاپەمەنی و ڕووژنامەوانی و شەبەکەیل ئجتماعی و... ئڕا هۊرداری لە زوان و فەرهەنگمان ئستفادە بکەیم. جارێ چشت بێشتری فکر نەکەم ئەو بان دەسمان بایگ. هەرلەیوا نۊسەر ئازادە وە هەر مدووێگ وە هەر زوانێ بنۊسێگ. ئەمان م جوور «پول سلان» فکر کەم تەنیا لە ناو زوان داڵگیە ک تۊەنی حەقیقەت خوەد بۊشی. جهانی بۊن یەی نۊسەر یا شاعریش فاکتورەیل فرەیگ دێرێگ و زوان تەنیا فاکتور نییە. ئیمە ئەگەر ئەندیشەی گەورایگ داشتۊمن، زوان و فورم تایبەت خوەیش ئڕا وەتن دۊنێگەو.-ئێسه هەڵگەردیەیمەو وە جنابت و تایبەتی تر گەپ بێەیم، ئەوەیش له سەر شێعر، له باوەڕم شێعر جنابت هەم لە لایەن زوانی و هەم ئیماژی و تکنیکی له بەش نووخواز ئەدەبیات ئیمە جیەو گرێد و دیاریه کار دژوارێگ بۊه لە سەرەتا چۊن بنچینەێ فرەێگ لێ باوەتە نێاشتیمنە، تەنانەت وێ زوانە ئامووزشیش نەیمنە، له بارەێ ئێ ئازمانە خوەشم تێد لەلید بشنەوم گ چۊ تۊەنسیه ئێ کاره پێش بوەی؟ و ئڕا فرەتر هەزەو شێعر بۊده و کەمتر له شوون مەتن کوردی چیده؟م یەکم‌جار وه روباعی فارسی وه شێوەی جدی شعر شروو کردم و دۊجار ک هاتمە ناو ئەدەبیات کوردییش هەم لە سەرەتا چیمە شوون روباعی کوردی. فرە پێ نەچی ک دەس کردمە نۊسان شعر ئازاد، چۊن لە شعر ئازاد حس کردم فرەتر تۊەنم خوەم بووم و ئەو تەجربەیل زوانی و فکری مودڕنە بارمە ناو کارم و فەزای دموکراتیک‌ترێ دێرێگ. شعر کلاسیک گەن نییە و بەشێگ لە میرات ئەدەبی ئیمەسە، وەلێ ئلان دی وەل «جوانی‌ناسی» و فەزای فکری منا نیەپووڕێگ و فرە لەزەت لێ نیەوەم. ئەو قافیە و وەزن و ڕیتم هەماهەنگە و مووسیقی تەزریقیە قەشەنگە بێ‌شک، ئەمان پەیوەندی فرەیگ وەل تەجربەی ئنسان ئمڕووا ک ئنسان بێ‌حه‌وسڵە و پارادوکسیکاڵ و تەنیایگە نەیرێگ.ئڕا مەتن کوردی نەنۊسامە؟ ئتفاقەن لە سەرەتای دەهەی ٩٠ فرە وتووێژ و ڕەخنەی ئەدەبی و تەرجومەی داستان کووتا وە کوردی دێرم، ئەمان خوەم ئەدەبیات داستانی کار نەکردم. فرە دووس دێرم کار بکەم و گاهەس لە بانان بنۊسم.-ئمێدوارم لە بانان ئێ کارە لە جنابت بۊنم... یەکێ له گیچەڵەیل سەرەکی ئەڵبەت له باوەڕ م، وە تایبەت له ناوچەێ خوەمان و له ناو شێعر، سەرالێژ کردن ئەمر دەمدەسی و تیتاڵ وە ناوناس شێعرە وە مدوو یە گ وەردەنگ فرەترێگ داشتوون. ئەڵبەت هەزەو دیکتاتوری ئەدەبی نیێم، ئەمان هەناێ یەێ بەشێگ فره زاقەو بوود، دیاریه خسار رەسنێد. مدووەیل ئێ کاره فرەتر لە یەگ ئەدەبی بوود، هەوەجە وە شیکاری کوومەڵگاناسی و دەرۊن ناسی دێرێد. ئێسه لە باوەڕد له ئەدەبیات ناوچەی خوەمان ئێ گیچەڵە دیریم؟ و ئایا تا ئێسه وە مدوو ئێ جەڤە گ کەفتسه رێ ئانتریک بۊده لێ شێوە کەڵگ بگرید؟ئارێ. وەلدا هاوڕام ک لە سەرەتا تیتاڵی و تەنز و... لە شعر کوردی فرە زاق بۊ، ئەمان هەرچێ هاتیمن وەرەو نوا ئەو شێوە کەم‌ڕەنگ‌ترەو بۊ و ئلان فکر نەکەم ئرا شێعر کوردی ئێ چشتە گیچەڵ بوود. خوەمیش چ ئەوسا و چ ئێسا فرە حەزەو ئەوجوور شعرێ نەۊمە و نیم و ئەگەر لە ڕەگەیل تەنز لە ناو کارم ئستفادە بکەم، زیاتر یەی تەنز ڕەشە؛ یانێ شێوەیگ ئایرونیک ک نیشاندەر پارادوکسەیل ئنسان مودڕنە.-له کوومەشێعر «خەۊزان دووزەخ و دەروەچ» گ لە باوەڕ م یەکێ لە کوومەشێعرەیل خاس کوردی وە زاراوەێ خوەمانە، تەتیەیمنە شێوەێگ له تیکەڵ کردن دو یا چەن ناوەڕووک وەل یەکا. یانێ هەرسەی پساێ یەێ شێعر ئەڤینداری خوەنیم، ئەمان له لوواێلووێ بڕێگ مۆتیڤەیل رامیاری و فەرهەنگیش هەس، له ئێ باوەتە توام رێ و باوەڕ خوەد بزانم گ شێعر ئێمڕوو وە چ شێوەێگ له سەرهەڵدان ناوەڕووک هەوەجە دێرێد.عشق لە کوومه‌ڵگایل بەسیاگ فرەتر وەل چشتەیل ترا تێکەڵ بوود، ئەگەر نەود، گاهەس درووکانی و سانتی‌مانتاڵ بوو. شعر منیش جیا لە وەزعیەت جامعە نییە. ئلان مەگەر بوو ت عاشق بۊد و فشار ئقتسادی و سیاسی و ئجتماعی و... کاریگەری لە بان عشقت و ژیانت نەنەیگ؟ هەرلەیوا عشق هه‌ناێگ وەل مووتیفەیل ترا قاتی بوود، جیا لەوە ک دی فرە شەخسی نیە، قۊلەو بوود و چەن لایەنە. بنووڕە شعر حافز و شاعرەیل گەورای تر. هەڵبەت ئیە وەو مانا نییە ئیمە شوعار بەیمن لە ناو شعر. نە! ئەو قاتی بۊن مووتیفەیل ترە وەل عشقا چشتێ دەسکرد و مەسنووعی نییە؛ یەی جوور تەجربەی زیستەسە.-ها هۊرم چەن ساڵ پێش یەی چوارینه لەلید خوەنیم گ ئێکەش له ناو کتاو «ئێ شێعرەیله ئازاد نیێن» هات، دو لەت سەرەتا دی تا پەرتخ ئیماژ چۊد و بۊدە وینەی مەلۊچگەیل له بان سیم و ئێکەش، وەتۊد «هەر کەس بکوشێ مەلۊچگێ لەێ دنیا/هەر دار ک ها لە بان زەۊ، نووڕێ کەێ» هەر لەوره وەتم ئێ شاعێره، زەێنێ ئیماژیستە و یه لە ناو فرە له شێعرەیلد دۊنم، باوەڕ خوەد له بارەێ رۆڵ ئیماژ له ناو شێعر چوەسه؟لەبارەی چوارینەیل کوردیم قسیەد درسە، وەلێ لە شعرەیل ترەکم فکر نەکەم ئەوجوور چشتێ بوو. لە شعرەیل ئازادم، ئیماژ و خیاڵ یەی تایبەتمەندی (ویژگی) لە لای تایبەتمەندیەل تر شعریە. لەی شعرەیلە ئتفاقەن حەزمەو ڕەوایەت و مووسیقی و کەشف رێزەکاریەیل زوانیە بێشتر تا جوور شاعرەیل ئیماژیست بتوام یەی تەسویر بسازم فەقەت.-ئەڵبەت مەنزوورم یە نەۊ گ گشت ئیماژە، ئەمان هەست کردم گ لە ئێ باوەتە زەین خەڵاقێ دیری... جنابت له باوەتی هەڵگەردان شێعر هەم کار کردیه و چەن بەرهەم لێ بارە دیری، له باوەڕد رۆڵ هەڵگەردان له ناو ئەدەبیات، ئەوەیش له بەش شێعر چۊنه؟ وە تایبەت لە زوان کوردی ناوچەی خوەمان.ئەو زەمانە ک م شعر خوەمان هەڵگەردانمە فارسی یان پێچەوانە لە فارسی وە کوردی خوەمان، هۊچ کتاو شعرێگ لە خوەمان یا وە زوان خوەمان تەرجمە نەۊگ یا گەر م نەۊم. بەشێ لەو کارە ناسانن شعر مودڕن کوردی کەڵهوڕی بۊ و لە نەزەر خوەم پرستیژێگ دا شعرمان؛ یانێ ئەوقرە خاسە ک تۊەنی هەڵێ گەردنیدە سەر زوانەیل تر. چۊن وەرجە ئەوە تەنیا شعر کوردی سورانی تەرجمە کریا فارسی و ئەدەبیات ئیمە بەشێگ نیاشت. ئەو زەمانە قرار بۊ چەن دەفتەر لە کوردی کەڵهوڕی تەرجمە بکەمە فارسی ک دی ئەوپیم نەکریا (هەرچەن دەفتەر دویم هەم ئامادە کردۊم و گاهەس لە بانان دریژا بەمە پێ). هەر لەیوا وەختێ شعر مودڕن فارسی تەرجمە کردمە کوردی، فرەتر وەل فورمەیل نووا دەرگیر بۊم و تەجربەیان ئڕا خوەم تازە بۊ لە ناو کوردی کەڵهوڕی. وەی مدووە ئڕا م وە شکڵ شەخسی هەڵگەردان شعر تەجربەی فرە جاڵبێ بۊ، ئەمان وە گشتی ئڕا ئەدەبیاتمان نیەزانم چەنێ دەسکەفت داشتگە.-له بەش ئەدەبیات مناڵ هەم کارەیلێگ دیری گ له باوەڕم وەر چەو بگرن، ئێ ئازمانە چۊ بۊە؟شعر مناڵ یەکێ لە بەشەیل شیرین ژیان ئەدەبی منە و کتاوێگ وە ناو «ژژوو خان»یش دێرم ک خڵات کتاو ساڵ ئیلام لە بەش مناڵان گرتگە. وەلێ باوەڕ دێرم فرە سەختە بتوای هەم شعر مناڵ و هەم گەوراساڵ وە یەکەو کار بکەی. دو دنیای جیاوازن و باڵانس ئێ دو جهانە کار ڕاحەتێ نییە. وەی مدووە دی دریژا نیامە کار مناڵ و هەڵبەت گاهەس ئڕا دڵ خوەم دوبارە بنۊسم، چۊن تعدادێ شعر چاپ نەکریاگی لەی حەوزە دێرم، ئەمان فکر نەکەم وە شکڵ جدی بتوام کار بکەم.-یەێ جار رخنە گرتی گ مناڵەیل نەبایس وەل خوەنین شێعرەیل گەورەساڵ، بوونە تریبوونێگ ئڕاێ بڕێگ فستیڤاڵ، لێ باوەتە فرەتر تۊەنی شیەو بکەی، چۊن له باوەڕ منیش ئێ کارە هەڵەس.لە هۊرم نییە ئەو قسیە هن کەی بۊە، وەلێ ئارێ. باوەڕ دێریم مناڵ بایە ئەدەبیاتێ بخوەنێگ ک وەل نیازەیل ڕەوانییا هەماهەنگ بوو.- لە باوەڕ منیش هەڵەس ئێ کارە، یەی جوور ئەبزار درس کردن لە مناڵە! مناڵ بایەس تەنیا ئەدەبیات خوەێ بخوەنێد، تا هەنای گەورا بوود و ئێکەش خوەێ هەڵوێژنێد چوە بخوەنێد، ئێسە بڕێگ لە دووسەیل وە زوور نەنە مل مناڵێ گ شێعر گەورەساڵ بخوەنێد، یە خسارە... ئێسە له باوەڕد گیچەڵ سەرەکی ئەدەبیات کوردی له ناوچەی خوەمان چوەسە؟گەوراترین گیچەڵ ئیمه‌ قەێەخە‌بۊن ئامووزش ڕەسمی زوان کوردیە. وەختێ کەسێ کوردی نەزانێ بخوەنێگ، داستان و ڕومان و... هەم نیەخوەنێگ و خوەی هەم چشتێ وەی زوانە نیەنۊسێ. هەر ئێجوورە گیچەڵ تر ک وە نەزەرم کیشەی ئەدیبەیلە، ئیەسە ک ئەهڵ کتاو و خوەنین و تەجربەیل تازە نین. هاتێ ساڵێ چەن کتاو وە زوور بخوەنن یا چەن فیلم خاس نەۊنن. ئێ‌جوور شاعر یا نۊسەرێ چ‌جوور توایگ چشت جدیێگیش بنۊسێ؟- فرە دژوارە، منیش وەلدا هاوڕام، لە باوەڕ منیش یە گەوراترین گیچەڵە... بڕێگ کارەیل له باوەتی رخنەگری و شیکاری، وە تایبەت له سەر شێعر کریاس، رێ و باوەڕد لێ باوەتە چوەسە؟ڕاس خاسە م فرە نەقد یا ڕەخنەی جدی نەیمە. نە ک نەۊد، گاهەس بوود، ئەمان فرە کەم. ڕەخنە دو باڵ دێرێ؛ زانست نۊسەر و فەزای دموکراتیک. ئیمە هەر دوانیان نیاشتیمنە. نە کەسان فرە باسەوادێ داشتیمنە و نە فەزای دموکراتیکێگ. کەم‌که‌م پسا خاسەو بوو وەزعیەت. ئڕا ئێ مەبەستە بایە فرە بخوەنیم و جدی بخوەنیم. ڕەوایەتێ هەس ک فڵان موفەسر یەهوودی جوورێ تەورات خوەنیە ک لە ئەو کلگێە ک ناگەسە بان مەتن خۊن چکیاگە یا وە قەوڵ «سوهرەوەردی» جوورێ قورئان بخوەن ک چمان وە ت نازڵ بۊە. ئیمە هەوەجە وە ئێجوور خوەنین شەدید و دەقیق و چەن‌بارەی دێرێمن، چۊن زەمانمان کەمە و کار فرەیگ ها سەر شانمان.- جنابت له هەوزەێ چاپ و نەشر کتاویش چالاکی و نەشر باشوور له راس لە ئێ ماوە فره دەسمیەت داس، له ئێ ئازمانە گەپ بێەن.چاپەمەنی تەجربەی تازە، ئەمان پڕ‌هەزینەی ئڕا م بۊ. لە فرە حەوزە وە کار شه‌خسیم ئاسیب دا و دەرفەت و ئنرژی و کات فرەیگ لیم گرت. وە سەر گشت یانە حس کەم نەشر باشوور خدمەت فرەیگ وە ئەدەبیات کوردی ناوچەی خوەمان کردگە و لە فرە بارە ڕەچەشکن بۊ و ڕێ نووێ درس کرد. جارێگیش بەردەوامە تا بزانیم بانان بوودە چوە.-لە باوەڕ منیش نەشر باشوور دەسمیەت فرەێگ داس... خەوەر دێرم گ له باوەتی ئێ کاره بڕێگ گیچەڵ تایبەتی و ئەمنیەتی هەم ئڕاد پێش هاتێه، ئەر لێ باوەتە شیەو بکەی گ وەردەنگیش ئاگادار بوود.-ئارێ. وەتمە خدمەتت ک پڕ‌هەزینە بۊ ئڕا من و فرە ئەزیەت بۊم. ئاخر مەوردێ یە بۊ ک دۊای قەبوولی و چەن مانگ دەرس دان لە معەلمی ئخراجم کردن. ئمێدوارم ئەگەر حەقمان ئیە نەۊە، ڕووژێگ -نە فرە دۊر- ئەو کەسانە جواوگوو کارەیلیان بوون. ئیە قەرت مێژوو وە ئیمەس.-ئێسە بڕەسیمنە چەن پرسیار کوڵ لە باوەتی خوەد ئەڕ سڵا بزانی... چەن کتاو خاس گ خوەنیده؟کتاو ک بەردەوام خوەنم. خاسترە بۊشم ئاخرین کتاوێ ک ئمساڵ خوەنیمە و خوەشم هاتگە «داگیر‌کردن تاریکی» (تصاحب تاریکی) بەختیار عەلی بۊ.-لە باوەڕ منیش لە کتاوەیل خاس بەختیار عەلیە... چەن فیلم خاس گ دیده چوە بۊنە؟فیلمیش فرە دۊنم، ئەڵبەت چەن وەختە کەمتر وەداخەو. کارەیل دیوید لینچ، تئو ئانجلوپولوس و... عالین.- هەزەو کام شاعێر یا نۊسەری؟فرەن. یەی کەس نییە. لە ناو ئەدەبیات ئایەم بڕێ قەوم دۊنیگەو ک حس نزیکایەتی وەل کارەیلیانا کەیگ. بەختەوەرانە م فرە قەوم دێرم لە ئەدەبیات خوەمان و ئەودۊای زوانەیل. هەر لە خوەتا بگر تا دووسەیل تر.-ئایا کتاو تازەێگ ئڕاێ بڵاو گورجەو کردیه؟نە وەداخەو. نزیک چوار ساڵە هیچ نەنۊسامە.-ئمێدوارم وێ زۊ کتاو تازە لەلید بۊنیم هەم... دەسدیش خوەش محەمەد گیان له یەگ ئێ وەختە دایده من و وەردەنگ دەنگ ئازادی، ئەر دۊاخر گەپێگ مەنێه، خوەشاڵ بووم بشنەوم.دەس ئۊە خوەش و سپاس ک وەل منا قسیە کردین. دەنگ ئازادی و جەلیل ئاهه‌نگەرنژاد و تن و ئەۊدوای هاوکارەیلدان فرەتر لە یەی ئدارەکول خدمەت کردینەسە زوان و ئەدەبیات کوردی. بژین و بمینین.</description>
                <category>هفته نامه صدای آزادی</category>
                <author>هفته نامه صدای آزادی</author>
                <pubDate>Mon, 11 Aug 2025 11:21:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جملاتی از کتاب سال‌های سگی / ماریو بارگاس یوسا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18380704/%D8%AC%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D8%B3-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%A7-xbbwqk94qaeo</link>
                <description>در ارتش، دانش‌آموزان، باید به سمبل‌ها احترام بذارین، این مطلبو تو کله‌هاتون فرو کنین. (کتاب سال‌های سگی – صفحه ۲۸)کردی که پیشاپیش خودشو آماده کرده باشه ارزش دو مردو داره، شما نگهبان‌ها برین تو زمین سان و گوش به زنگ باشین. همین‌که دیدین دارن می‌آن داد بکشین تا ما بریزیم بیرون. چیزهایی برای پرتاب کردن همراه داشته باشین، کاغذ توالتو مچاله کنین و تو مشت‌هاتون خوب فشار بدین اون‌وقت مشت‌هاتون حال زور قاطرو پیدا می‌کنه. به نوک پوتین‌هاتون تیغ خودتراش ببندین تا، مثل جنگ خورس، حال سیخکِ پای خروسو داشته باشه. جیب‌هاتونو از سنگ پر کنین، بیضه‌بندو فراموش نکنین، مرد از بیضه‌هاش بیش از روحش باید مواظبت کنه. (کتاب سال‌های سگی – صفحه ۹۷)به اتاق نشیمن برگشتند و آلبرتو اجازه گرفت سیگار بکشد. زن سر تکان داد اما وقتی دید که آلبرتو سیگارش را روشن کرد، های‌هایِ گریه‌اش را سر داد و گفت که زمان چطور سپری می‌شود. بچه‌ها چطور در یک چشم به هم زدن قد می‌کشند و زندگی چه زود می‌گذرد! (کتاب سال‌های سگی – صفحه ۱۵۰)آلبرتو گفت: «زندگی خیلی بی‌رحمه. از عدالت خبری نیست.» (کتاب سال‌های سگی – صفحه ۱۸۲)سروان گفت: «یه چیزی رو به‌ت بگم، امروز تنها برقدرت‌هان که نقش تعیین‌کننده دارن. من سالِ ۴۱ تو لشکرکشی به اِکوادر شرکت داشتم. ما می‌تونستیم پیشروی کنیم، اما ابرقدرت‌ها دخالت کردن و قضیه رو کشوندن به راه حل سیاسی. کثافت‌ها! کارها همه به دست غیرنظامی‌ها حل می‌شه. دیگه گذشت اون دورانی که نظامی‌ها تو پرو قدرت داشتن.» (کتاب سال‌های سگی – صفحه ۲۶۰)یه بار آروسپیدو توی شهر دیدم، تو یه ماشین قرمز بزرگ بود، یه پیرهن زرد مکش مرگ ما پوشیده بود، وقتی با اون سر و وضع دیدمش از تعجب نزدیک بود شاخ در بیارم، به خودم گفتم، یا مسیح، اون یه سفیدسار پولداره، حتماً تو محله میرافلورس زندگی می‌کنه. اگه من پول و یه ماشین گنده قرمز اون جوری داشتم به زور اسلحه هم وارد مدرسه نظام نمی‌شدم. وقتی قرار بشه، مثل بقیه، بابای آدمو پیش چشمش بیارن پول به چه دردی می‌خوره؟ (کتاب سال‌های سگی – صفحه ۳۶۲)همیشه بدترین بدبختی‌ها برای بهترین خانواده‌ها پیش می‌آید و هیچ‌کس علتش را نمی‌داند. (کتاب سال‌های سگی – صفحه ۳۷۳)می‌خوای یه چیزی به‌ت بگم؟ این‌جا از عدالت خبری نیست. اگه ستوان این‌جا توی آسایشگاه یه ذره آشغال پیدا کنه سه روز بازداشتم می‌کنه، اما اگه تو سرِ یه سرباز بزنم سه روز منو زندونی می‌کنن. راست‌شو می‌خوای بدونی، دانش‌آموز؟ افسرها تا بخوای سربازها رو می‌چزونن اما اون‌ها هم پشت همدیگه رو دارن. ما، سرجوخه‌ها، چوب دو سر طلاییم، از یه طرف افسرها مثل آشغال بامون رفتار می‌کنن و از اون طرف سربازها چشم دیدن‌مونو ندارن. هرکاری از دست‌شون برمی‌آد می‌کنن تا روزگار ما سیاه بشه. (کتاب سال‌های سگی – صفحه ۴۰۳)ببین، وقتی دشمن اسلحه‌شو زمین می‌ذاره و تسلیم می‌شه، سربازِ مسئولیت‌شناس به طرفش شلیک نمی‌کنه. نه فقط به دلایل اخلاقی بلکه به دلایل نظامی، به خاطر صرفه‌جویی. حتی در جنگ نباید مرگ و میرهای بیهوده در میون باشه. می‌فهمی چی میگم؟ (کتاب سال‌های سگی – صفحه ۵۳۰)</description>
                <category>هفته نامه صدای آزادی</category>
                <author>هفته نامه صدای آزادی</author>
                <pubDate>Tue, 29 Jul 2025 12:24:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استاندار حتی یکبار هم نام  کرمانشاه را درست تلفظ نکرد!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18380704/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%AA%DB%8C-%DB%8C%DA%A9%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D9%85-%D9%86%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%AA%D9%84%D9%81%D8%B8-%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF-gwvxg14z2apu</link>
                <description>صدای آزادی: با تبلیغات استانداری کرماشان در سوشال مدیا، (با عنوان: گفتگوی زنده‌ی شبکه خبر با استاندار کرمانشاه ) کنجکاو می‌شوم و برای اولین بار پای سخنان کسی بنشینم کە او را &quot;استاندار کرمانشاه&quot; می‌خوانند.تصورم این است که یک برنامه‌ی چالشی و هیجانی را می‌بینم. اما در همان لحظات شروع برنامه که مجری به معرفی استان می‌پردازد، ذهنم سراغ برنامه‌ای رپُرتاژی می‌رود. هر چه از زمان برنامه می‌گذرد، چنین رپُرتاژی بیشتر، خودش را به اهالی رسانه می‌نمایاند.منوچهر حبیبی در این برنامه‌ی حدودا یک‌ساعته حتی یک بار هم نام &quot;کرمانشاه&quot; را درست تلفظ نمی‌کند. ابتدا کَرمونشا می‌گوید و سپس با کسر کاف، کرمونشا و کرمونشاه را بارها تکرار می‌کند.نهاد و فعل جمله‌هایش در خیلی مواقع به هم ربطی ندارند. به این یکی دو جمله از سخنانش توجه کنید: &quot;ما سفر خوب بود در استان&quot; یا : &quot;ما بتوانیم تحولی ایجاد بشە&quot;جدا از این تسلط ویژه در زبان که این سال‌ها تکه‌ای از پازل بیانی &quot;نامدیران&quot; شده. حرف تازه‌ای در کلام استاندار محترم شنیده نمی‌شود.برخی از امور را به &quot;انشاءالله&quot; می‌سپارد و برخی دیگر را به &quot;خواهد شد&quot; حواله می‌کند. اما شاید مهمترین بخش صحبت جناب استاندار به کاهش حیرت انگیز بیکاری اختصاص دارد!در مدت هفت ماه و اندی که وی بر صندلی مدیریت ارشد استان ( به قول خودش) کَرمونشا تکیه زده، کدام پروژه را به پایان رسانده که بتواند با این آمار عجیب، سرود فتح‌الفتوح بخواند؟این امر ضرورت دارد راستی‌آزمایی شود و در صورت اثبات خلاف، مسئولان بایستی بە مردم و ناظران آگاه، پاسخگو باشند</description>
                <category>هفته نامه صدای آزادی</category>
                <author>هفته نامه صدای آزادی</author>
                <pubDate>Mon, 28 Jul 2025 11:13:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرمقاله صدای آزادی: رمزگان یک اعتراف / جلیل آهنگرنژاد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18380704/%D8%B3%D8%B1%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%85%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-ftndqne1elyy</link>
                <description>خواندن یا دوباره دیدن این جمله‌ حتماً برایتان جالب است: «خبری که منتشر می‌شود، می‌خواهد خبرهای بسیاری را در پشت خود پنهان کند.» این اتفاقات را در تابلوی اعلانات مجازی و حقیقی مدیران این سال‌ها بیش از همیشه می‌توانیم نظاره‌گر باشیم. مثل همین خبری که از رسانه‌های مرتبط با مدیر ارشد کرماشان می‌توانیم ببینیم:حبیبی «با اشاره به مشکلات متعددی که شهر کرمانشاه در حوزه‌ی خدمات شهری با آن روبه‌روست، گفت: نارضایتی عمومی نسبت به کیفیت زیرساخت‌ها و خدمات شهری محسوس است و لازم است با رویکردی جامع و کارشناسی‌شده به آن پاسخ داده شود»(ایرنا)با خواندن یا شنیدن چنین خبرهایی سوالات زیادی می‌توان طرح کرد. از اینکه: آیا مردم، تنها در حوزه‌ی خدمات شهری، نارضایتی دارند؟ یا چتر نارضایتی‌شان بر سر بسیاری از امور دیگر گسترده است؟ رمزگان تلخ این خبر، پیچیدگی‌های خاص خود را دارد. یکی از ساده‌‌ترین خوانش‌ها از چنین گزاره‌‌ای این است که مدیریت این استان از بیخ! دچار مشکل است؛ حتی از صندلی سوژه‌ی سخنگویی که از خدمات شهری انتقاد می‌کند!...ریشه‌ی این مشکلات را از کجاها باید جُست؟ شاید بهتر از هر چیز ضرورت داشته باشد که به همان «تابلوهای اعلانات!» اشاره کنیم. سال‌هاست رسانه‌ها در این دیار تاریخی، مهمترین وظیفه‌ی خود را بر اساس «تابلوبودگی برای قدرت» بنا کرده‌اند. «واتسلاف هاول» در کتاب ناب «قدرت بی قدرتان» می‌نویسد:«در یک جهان سراپا ساختگی، نیازی نیست که شکست‌ها گزارش و پذیرفته و یا به ‌یاد آورده شوند.»اگر در یک نمای زوم شده، همین جمله را بر ساختار اداری و حتی فکری مدیریت در این استان تطبیق دهیم، ساختار حُبابی مدیریتی را می‌توانیم به وضوح ببینیم که سلسله شکست‌هایش در توجه به مردم، ایجاد رفاه، شغل و... زبانزد است و آمارها هم اگر چه از دل همین دولت برمی‌آید، تنها گوشه‌ای از ناکارآمدی‌ها را افشا می‌کند.اینکه در چنین چینش ساختگی مرگ‌آوری، رسانه‌ها تنها گزارشگر پیروزی‌های ساختگی‌ کوتوله‌هایی هستند که عملاً عمله‌ی قدرت مرکزی برای ساکت‌سازی جامعه‌ی زیردست‌اند؛ نه احیای ساختارهای حیاتی آن. اینجاست که در غیاب رسانه‌های منتقد و مؤثر، چریدن آغاز می‌شود و اگر صدای اعتراضی از رسانه‌ای شنیده شود، به بدترین شکل موجود با آن برخورد می‌کنند.تحزب به معنای حقیقی آن حتی با تعریف این سال‌ها، در بافتار فکری مؤثران مرتبط با قدرت، وجود خارجی ندارد. آنچه را که این دروان از تحزب استانی دیده‌ایم، تنها سفره‌های آلوده‌ای است که شکم جمعی را سیر کرده و جمعی فرودست را اسیر!.جناج‌ها برای خود خیمه‌هایی دارند و والیانشان، بیش از هر چیز به فکر خیمه‌های برپاشده از احساسات پاک مردم هستند اما بدون توجه به مردم! به ظاهر می‌تازند... اصولاً در میان دو خیمه‌ی مردود، جایی برای خیل بی شمار مردم نیست. خیمه‌داران در چرخه‌ی قدرت، بازیگران حال دل و جیب خویشند و عاملان سکوت برای بخشی از مردم!. صریح و آشکار می‌گویم و همه می‌دانند که اینان از مهمترین تکه‌های پازل بدبختی و فلاکت مردم‌اند.اما پس از جنگ 12روزه آیا همچنان در بر همان پاشنه خواهد چرخید؟ آیا کاسبان سیاست و دینمداری، همچنان تعیین کننده‌ی امور این استان‌اند؟ آیا هنوز هم دولت، مردم را رعیت می‌داند و جمعی که دست راست از چپ را نمی شناسند، بازدیدچی این استان می‌شوند تا در قعر فلاکت دست پا بزند و لبخند تلخ کاسبان و سیاست‌بازان را بر چهره‌ی زرد خود ببیند؟ از منظری دیگر، رمزگان اعتراف مدیر ارشد، نمود بارزی از بازی با احساسات عمومی در سپهر این روزهای کشور است و بزودی فراموش خواهد شد. شما چطور فکر می‌کنید؟!</description>
                <category>هفته نامه صدای آزادی</category>
                <author>هفته نامه صدای آزادی</author>
                <pubDate>Wed, 09 Jul 2025 11:54:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لاوه لاوه/ لالایی؛ تجلی امید و آرمان زنان کُرد / دکتر سارا حسینی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18380704/%D9%84%D8%A7%D9%88%D9%87-%D9%84%D8%A7%D9%88%D9%87-%D9%84%D8%A7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D8%A2%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%8F%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C-q3fijczujpra</link>
                <description>هفته نامه صدای آزادی: ترکیب «لاوه لاوه» در زبان فارسی کاربرد و معنای خاصی ندارد، اما «لاوه» به تنهایی به معنای تملق و چرب‌زبانی است. «لاوه» در زبان کردی نیز به معنای جوان و رعنا آمده است؛ اما ترکیب «لاوه لاوه» در این زبان و در شکل لغوی به معنای لالایی و در اصطلاح، نوعی شعر است که دارای وزن، بُعد موسیقایی و جنبه‌های تصویری و نمایشی است.لالایی‌ها را می‌توان یکی از کهن‌ترین آواهای بشری و بخشی از ادبیات شفاهی ملت‌ها دانست که سینه به سینه و از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته‌اند.لالایی‌ها با هدف آرام کردن و خواباندن کودک یا سرگرم کردن و نوعی نوازش روحی آنان خوانده می‌شوند و خواننده و عامل آن‌ها مادران یا دیگر زنانی هستند که با کودک، پیوند روحی دارند.از قرن‌ها پیش این نوع از شعر، در میان زنان کرد و لر و بلوچ و آذری و گیلک و ... دهان به دهان می‌چرخیده است، اما با گسترش فضای مجازی و رسانه‌ها به تدریج این وظیفۀ مادرانه به نهادها‎‌، ‌مؤسسات و افراد خاص سپرده شده است. گرچه شکل لالایی‌ها، ابزارهای انتقال آن و نیز مبدأ لالایی‌ها از تصرف بی‌چون و چرای مادران خارج شده است و حتی مضمون و لحن این اثر موسیقایی در حال تغییرات عمده است، اما همچنان زنان و مادرانی در میان اقوام مختلف و از جمله قوم کُرد پیدا می‌شوند که به شکل کهن لاوه لاوه‌ها دلبسته‌اند و کودکانشان را از سرچشمۀ این گونه از اشعار، سیراب می‌سازند.لاوه‌ لاوه‌ها را مادرانی اغلب بی‌سواد و آموزش ندیده سروده‌اند؛ بنابراین می‌توان این اشعار را با وجود این که جزو آثار فاخر ادبی محسوب نمی‌شوند، منبع بی‌پایان عاطفۀ زنان و نیز درک و دریافت‌های آنان از مناسبات خانوادگی و نیز اجتماعی در جامعه‌ای جنسیت‌زده و مردسالار به شمار آورد.کند و کاوی حتی کوتاه در لاوه لاوه‌های کردی نشان می‌دهد که جنسیت، نقش پررنگی در این نوع از اشعار دارد؛ هم از آن جهت که سراینده و خوانندۀ این اشعار زنان هستند، هم از این جهت که لاوه لاوه برای دختران و پسران دارای مضامینی مجزا از هم بوده است.در لاوه‌لاوه‌هایی که برای پسران خوانده می‌شوند اغلب توصیف شکل و شمایل زیبا و جذاب آنان دیده می‌شود که همراه می‌شود با بیان دلاوری‌های پسر در جنگ و اسب‌سواری، شمشیرزنی و تیراندازی.مادر همۀ این‌ها را در وصف پسری می‌خواند که قرار است تکیه‌گاه و حامی عاطفی او باشد. در یکی از این لاوه لاوه‌ها آمده است که:«ده‌ردد له قه‌ورم هه‌ڵکوتی ده‌ورمماڵ ئەڕا چوه‌مهجه‌فا بکیشم کوڕه‌گه‌م خاسهله ساێ دانیشم ...»(جهانفرد،208:1396).در این لاوه لاوه، آنجا که مادر، پسر خود را سایۀ سر و چتر حمایتی خود می‌داند، نشان از آن دارد که در ذهن و ضمیر زن سنتی ایران، همچنان مرد، قدرت برتر و حمایت‌گر زن است. علاوه بر این، مادر، پسر خود را عصای دست پدر و مادر در پیری می‌داند و خانه را با وجود پسر، سعادتمند و ثروتمند به شمار می‌آورد:«هه‌‌رکه کوڕ دێرێ/ ماڵ پڕ دێرێ هه‌رکه کوڕ دێرێدانه و دڕ دێرێهه‌رکه کوڕ دێرێ ، کوڕه‎گه‌ێ نه‌مرێ له وه‌خت پیری، ده‌سه‌یلێ بگرێ»(همان:190).در لاوه لاوۀ دیگر نه تنها از جنگاوری پسران سخن به میان می‌آید، بلکه جان خواهرانش را نیز به فدای او می‌کنند:«مانگه‌گه، خوه‌ره‌گه کاکه‌م نه‌یدە له ڕێیه‌گه تفه‌نگ کوڵگهێ له شانێ ده‌ردێ له خویشکه‌گانێ»(همان:206).در سیطرۀ نظامی چنین مردسالار، مادر، فرزند پسر خود را مجاز به داشتن همسران متعدد می‌داند؛ زنانی که هر یک بهر کاری و وظیفه‌ای به زندگی مشترک فراخوانده می‌شوند. گرچه احتمال انجام چنین عملی فراوان نیست، اما مادر برای آن که نشان دهد فرزند پسرش نازپرورده است این سخنان را بر زبان می‌آورد:«ده‌ردت که‌فتێیه له هازمهه‌فت ژن ئه‌ڕات بخوازمیه‌کێ به‌گله‌ر به‌گی بوو یه‌کێ هووماێ په‌ری بوویه‌کێ دڕێ له گووشێ یه‌کێ مانگا بدوشێیه‌کێ نازار باوانیه‌کێ کورپه له داوانیه‌کی چه‌رمێ ده‌سەو لس یه‌کێ کوور په‌تک ڕس»(جلیلیان،197:1386).نظایر چنین لاوه‌ لاوه‌هایی در فرهنگ شفاهی کُردی فراوان است که در این نوشته، مجال پرداختن به آنان وجود ندارد.در مقابل، لاوه‌لاوه‌هایی که برای دختران خوانده می‌شوند، از زیبایی آنان به ویژه قد و بالا و موهای بلندشان سخن می‌گویند و در نهایت، دختر را یار و یاور مادر و همراه و شریک او در سر و سامان دادن به خانه به شمار می‌آورد. در یکی از این لاوه‌ لاوه‌ها، مادر، دختر خود را در زیبایی به ماه و خورشید مانند می‌کند:«شیرین خانم له هه‌وشێنقره له بان که‌وشێپاێ په‌تییه و که‌وش نه‌ێرێباڵاێ به‌رزه و خه‌وش نه‌ێرێشیرین خانم له هه‌وشێ گوڵێگ ها بان که‌وشێچۊ ئاو شوون وه‌نه‌وشیچۊ مانگ و خوه‌ر دره‌وشی»(جهانفرد،195:1392).در جای دیگر نیز، نه تنها آرزوی ازدواج دخترش را دارد، او را تشویق به انجام کارهای منزل می‌کند:یه‌کڵە دۊیه‌تم وه شۊ ده‌منه‌قینه‌ێ ماڵم وه پێ ده‌منه‌قینه‌ێ ماڵ من چه‌سه کاسه و کوچڵه و چەمچه‌سهدۊیه‌ت کییه باڵ هه‌ڵماڵێناوماڵ ڕا داڵگێ ماڵێداڵگ خوه‌مه و داڵگ خوه‌ێچه‌چگه چه‌رمێ داڵگ خوه‌ێباڵ هه‌ڵماڵێ که‌شک ئه‌ونه‌ێ چه‌ بشوورێ! چه بخوه‌ێ»(همان:191-190).زنان با خواندن لاوه لاوه‌ها در درجۀ نخست به فکر خواباندن و آرام کردن کودکان خود با نوا و موسیقی‌اند، اما لایه‌های پنهان این اشعار، تجلی‌گاه آرزوهای نادیده گرفته شدۀ زنانی است که آوای تنهایی خود را برای کودکی سر می‌دهند که جز دریافت موسیقی و لحن شعر، احتمالا درک عمیقی از مضمون این اشعار ندارند. به عبارت دقیق‌تر می‌توان گفت که زنان، این لاوه لاوه‌ها را برای دل تنهای خود می‌سرایند.منابعجلیلیان، عباس (1386)، مروری بر ادبیات کودک و نوجوان در زبان کردی، فصلنامۀ شعر گوهران، شمارۀ پانزدهم.جهانفرد، ژیار (1396)، جاودانگی در سکوت، کرمانشاه: دیباچه.</description>
                <category>هفته نامه صدای آزادی</category>
                <author>هفته نامه صدای آزادی</author>
                <pubDate>Sat, 21 Jun 2025 06:48:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شورش چهل ساله ادبی کوردی جنوبی / جلیل آهنگرنژاد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18380704/%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%B4-%DA%86%D9%87%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-mvjtzi8dirar</link>
                <description>جایزه‌ی هه‌ژار در آینه‌ی کوردی جنوبی«جورج اورول» در اثر ماندگار «1984» می‌نویسد: «قرار نیست که ما معنای حقیقت را بر هم بزنیم.» دورادور و نه به عنوان شرکت‌کننده! یک اتفاق فرهنگی به نام «جایزه‌‌ی قلم هه‌ژار» را که به‌ اهتمام جمعی از دغدغه‌مندان جان‌آگاه کورد در دانشگاه کردستان برپا شد، نظاره‌گر بودم. خروجی‌اش را هم همگان دیدند. این حقیقتی است که در همین ابتدای ورود به بحث، جای «دست‌مریزاد» دارد.اما مواجهه‌ی جوهرگرایانه با این‌گونه «اتفاقات فرهنگی»- که امیدواریم سنگ بنای «جریانی دلخواه» برای فرهنگ کوردی باشد،- فرایند شناخت کامل آن را دچار چالش می‌کند. فراتر از قهر و مهرهایی که متن نانوشته‌ی حاشیه‌ی هر گردهمایی فرهنگی و هنری در این روزگار است، باید به این نکته توجه کرد که دو دسته‌ی برگزارکننده‌ی این گونه نشست‌ها، همایش‌ها و نمایش‌ها، هر یک داستان خاص خود را دنبال می‌کنند.حاکمیت فرهنگی در چنین بازی شطرنجی از طرف مقابل، «سرباز» می‌خواهد و مطالبه‌گران فرهنگی می‌توانند با تدبیر از سرباز، بر صفحه‌ی شطرنج فرهنگی، «وزیر» بسازند. چنین گردهمایی‌هایی در این امر چقدر موفق بوده‌اند؟ پاسخش را گذر زمان مشخص می‌کند.از دیگر سو طبیعی است که کوشندگان هر حوزه‌ای از فرهنگ و ادب کوردی بخواهند جلوه‌هایی از تلاش‌های جمعی‌شان را در چنین تریبون‌هایی ببیند. «شورش چهل‌ساله‌ی ادبی» در شاخه‌ی جنوبی زبانی کوردی و پارادایم‌شیفت از ادبیات عامه به سوی ادبیت زبانی با تولید کیفی نزدیک به 200 مجموعه‌شعر از ده‌ها شاعر و جریان نوگرایی در دو حوزه‌ی شعر و ادبیات داستانی در گستره‌ی کرماشان و ایلام و فراتر از آن، نقطه‌ی عطفی است که هرگز در تاریخ حیات زبان و ادب کوردی در گستره‌ی مورد بحث، نمونه‌ی کوچکی از آن یافت نمی‌شود.این پرسش، خودخواهانه نیست که: چرا چنین جنبشی نه تنها در چنین تریبون‌هایی، بلکه در سپهر فرهنگی دیگر گویش‌های زبان کوردی نیز دیده‌نمی‌شود؟ پاسخش را به مخاطبان این یادداشت واگذار می‌کنم.  نکته‌ی مهم‌تر این است که شائبه‌ی وجود یک «منِ بزرگ» و چند «دیگری کوچک»(البته نه با تعریف لکانی‌اش!) که در اصل محصول اتاق فکر سیستم‌های قدرت است، نباید در ذهن متولیان «مرکزیت‌ساز  گویش برتر» بازتولید شود... همچنین فراتر از چنین همایش‌هایی، از این نکته نیز نباید غافل شد که فقدان شناخت و خوانش‌های گزینشی سطحی، فردی و ذوقی محدود از جریانات نوگرایی در کوردی جنوبی و نگاه‌های «سیاهی لشکربینانه» و از بالا به پایین مؤثران «امر فرهنگی کوردی» و گاه «سیاست حذف» در سطوح نخبگانی، موجب گُسل‌هایی عمیق و گاه جبران‌ناپذیر خواهد شد.اما در این سوی زیست‌بوم فرهنگی شاخه‌ی جنوبی زبان کوردی، حکایت‌ها نهفته است: سیاست بالادستی دیکته‌شده‌ی همگون‌ساز به حوزه‌ی مدیریت دانشگاه رازی و دانشگاه ایلام و در نمایی بزرگتر، غفلت، بی‌عُرضگی و  استیصال مدیریت ناکارآمد فرهنگی دو استان کرماشان و ایلام، فرصت‌های بسیاری را از مردم فرهنگ‌دوست این جغرافیا گرفته است.محروم‌سازی مردم این دو استان از تحصیل در رشته‌های مرتبط با زبان و ادبیات کوردی، مطالبه‌ی مردمی مهمی است که از این دانشگاه‌ها داریم. بعلاوه برپایی همایش‌های فرهنگی و هنری با محوریت «زبان مادری» از جمله‌ خواسته‌های مردمی و کنشگران فرهنگی است که عامدانه و آگاهانه این حق نیز از مردم گرفته شده است.چنین رویکردی به سیاست‌های «مرکزیت‌زدای فرهنگی» در این دو استان، بویژه «کرماشان» کمک کرده تا چنین گستره‌ای با آمار بالای فلاکت، شاهد عینی شدن فاکتورهای فلاکت فرهنگی نیز به صورتی تحمیل‌شده باشد. آیا زمان تغییر رویکردها و احترام به خواست مردم فرانرسیده است؟</description>
                <category>هفته نامه صدای آزادی</category>
                <author>هفته نامه صدای آزادی</author>
                <pubDate>Wed, 11 Jun 2025 11:29:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دستان خالی ادبیات کرماشان و ایلام از جایزه قلم هه‌ژار  / تنها چند تن از شرکت‌کنندگان، شایسته‌ تقدیر شدند</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18380704/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D9%87%D9%87-%DA%98%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF-fifdo4291gjq</link>
                <description>اولین دوره جایزه قلم هه‌ژار با معرفی برگزیدگان و آثار برتر در دانشگاه کردستان به کار خود پایان داد.برگزیدگان:براساس رای هیات داوران، در بخش رمان، “که‌وتنی ئاسمانه‌کان” اثر جبار جمال غریب از اربیل عراق، در بخش تاریخ، “بووژانه‌وی کورد” اثر اسماعیل شمس، در فلسفه، “کوی به‌رهه‌مه‌کان” محمد کمال از استرالیا، در نقد ادبی و سبک شناسی، کتاب “ته‌شه‌یین نه زمی&quot; اثر عبدالرحمن ئاداک، در بخش فرهنگ عمومی، &quot;فه‌رهه‌نگی زاره‌کی موکریان&quot; اثر صلاح الدین پایانیانی از مهاباد و در بخش مردم شناسی، کتاب &quot;فرهنگ قومی شهرها و روستاهای خراسان شمالی&quot; اثر علی رحمتی از بجنورد برگزیده شدند.به برگزیدگان علاوه بر تندیس جایزه قلم هه‌ژار ، ۲ میلیارد ریال هم به صورت نقدی اهدا شد.همچنین در این مراسم، به ۳۲ اثر شایسته تقدیر هم تندیس و هر کدام ۲۵۰ میلیون ریال جایزه نقدی اهدا شد.افراد شایسته تقدیرعلیرضا خانی و بهناز دلشاد، سید آرمان حسینی، ابراهیم احمدی، کورش امینی، خسرو سینا، صلاح الدین خدیو، رحیم لقمانی، سعید نجاری ئاسو، علیرضا سپاهی لائین، یونس رضایی،علی الفتی، رئوف محمودپور، برکن برن، میکائیل رحمانی، ایرج مرادی، فخرالدین عامدیان، کیوان آزاد انور، رضا کریم مجاور، ابراهیم شادمان، ذکریا بزدوده، میراد میلان، رونیا چالی، سرگل آرش، بسام مصطفی، زاهد آرمی، لیلا صالحی، شیلان گیلانی، سمیرا زمانی منفرد، فرید صفیاری، یحیی علوی فرد، عبدالله امینی و اسعد زهرابی افراد شایسته تقدیر بودند/ منبع خبر: ایرنا</description>
                <category>هفته نامه صدای آزادی</category>
                <author>هفته نامه صدای آزادی</author>
                <pubDate>Sun, 01 Jun 2025 00:17:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>40 سال وعده دروغ به مردم / به بهانه سفر پزشکیان به کرماشان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18380704/40-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%88%D8%B9%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-x1co3iwtiod7</link>
                <description>حتماً یادتان می‌آید!. در دهه‌های نه چندان دور، وقتی قرار بود مسئول رده بالایی از پایتخت برای سفری کوتاه به کرماشان بیاید، شوری عجیب در دل مردم راه می‌افتاد. خیلی‌ها با شوق چشم به راهش می‌شدند. چند روز قبل از سفر، در هر محفل و مجلسی بحثی درباره آن مهمان نیامده، می‌شد. روزی که قرار شد بیاید، خیلی‌ها از ابتدای صبح به محل قرار می‌رفتند. پیشانی‌بند می‌بستند. بر کف دست، شعارهای انقلابی می‌نوشتند. تصویر مهمان را بر بالای سر می‌گرفتند و...حالا سال 1404 خورشیدی است. جیبها خالی است. سفره ها تهی است. فرداها مه آلود و یا به زبان این روزها «خاک آلود» است. خانه ای نیست که یک یا دو جوان بیکار نداشته باشد. پدری نیست که دلواپس فردای خرید مایحتاج ضروری زندگی نباشد و مادری نیست که با دعا و ذکر و مناجات، از خدا نخواهد که روزگار بهتری را نسیب خود و خانواده و شهر و دیارش بگرداند...آیا با چنین اوضاعی دشواری، مردم در این سالها هم چنین حس و حالی دارند که برای دیگر رییس دولتشان تا پای جا بدوند و در استقبال از او سنگ تمام بگذارند؟ شکی نیست که جز معدودی که به دلیل اعتقاد یا عادت در همه‌ی صفوف هستند، شوق همیشگی مردم برای استقبال از مهمانان دولتی وجود ندارد. حتی اگر مسعود پزشکیانی باشد که با برخی شعارهای مردم پسند در کرماشان در روزگار تبلیغات انتخابات می‌گفت: «بژی کردستان! بژی کرمانشاه و...»مردم سالهاست از شعار گذشته اند. شعورشان دیگر اجازه نمی دهد که به هر بهانه ای به خیابان بیایند تا پذیرای مهمانانی باشند که در گذشته جز وعده‌های دروغ چیزی برای مردم کرماشان نداشته اند. حال با توجه به اوضاع قمر در عقرب اقتصاد کشور، بیش از همیشه می دانند که با چنین سفرهایی هیچ اتفاق مثبتی در کرماشان نخواهد افتاد. حتی بدبینانه به چنین سفرهایی می نگرند. چرا که می دانند برای حضور چنین مسئولانی باید یک ماه تمام و حتی بیشتر، استان تعطیل شود تا ادارات سرخ و سفید و آبی به آمارسازی‌یشان بپردازند و در چنین روزهایی است که رکورد آمارسازی های دروغ به شدت جابجا می شود.در فضای مجازی هم معدودی برای رییس جمهور، نامه‌های عاشقانه‌ی «فدایت شوم» می نویسند و با کمال فروتنی و با زبان بی زبانی از مسئولان در هر رده ای می خواهند که از خوان کَرَمشان، میزی ولو کوچک نصیبشان گرداند. اما اکثر مردم با صبوری تمام این اتفاقات را نظاره گرند و دل به چنین چیزهایی خوش نمی کنند.راستی حاصل چنین سفرهایی برای کرماشان چه بوده است؟ اگر قدری هوشمندانه بنگریم، جز اتلاف هزینه های مالی، اداری و ... چیزی عاید مردم کرماشان نشده است. آمارهای خود دولتها همین را به صراحت می گوید. رتبه های برتر در بیکاری، فلاکت و هزار و یک درد سر دیگر حاصل بی تدبیری دولتهای پشت سر بوده است.وعده ها هم جالب و شنیدنی اند. یکی از کلان‌سوژه های وعده داده شده در چنین سفرهایی، برخورداری از نعمت مرزها در استان کرماشان است. اما مردم متوجهند که این فرصت عالی نه برای مردم استان بلکه برای عده ای مفت خور فراهم شده که هم دستی در دولت و مجلس دارند و هم سری در میان سرهای صاحب نفوذ. آیا کسی هست که بتواند فسادهای آشکار و نهان چنین افرادی را مثل زخمهایی سرطانی بر پیکره ی اداری و اجتماعی استان درمان کند؟در این استان سیستمی تصمیمگیر است که برای مردم کوچکترین ارزشی قائل نیست. نه برای زبانشان نه برای فرهنگشان و برای سفره هایشان! چه برسد به اینکه برای حل مشکلاتشان اقدامی مؤثر انجام دهد. در هر جایی که بنگری، زخم چنگالش به شدیدترین شکل، گزنده و آزاردهنده است.در این استان کوچکترین نمادی از صنعت دولتی حیات بخش وجود ندارد. همچنان که زمین کشاورزی این استان در دست دلالان خارج از استان دست به دست می شود، مدیریت ارشد و نیمه ارشد و اقتصادی و فرهنگی و ...در این استان هم به یک تئاتر مضحک دبستانی تبدیل شده است. با کمال تأسف دوره به دوره و سال به سال به جای ارتقای مدیریت در این استان، بده و بستان های ستادهای انتخاباتی مرکزنشینان، مدیریت اعزام کوتوله های مدیریتی را برعهده دارد که هیچ شناختی از چنین استانی ندارند. یکی دو سالی با بازدیدهای تفریح‌وار روزگار می‌گذرانند و  سپس منتظر سوت پایان بازی مدیریتشان می مانند.چهار دهه بی توجهی به کرماشان و عدم استفاده از نیروهای کارآمد برای بهبود اوضاع اقتصادی، فرهنگی و...، چنان فضای بی اعتمادی گسترده ای را در جامعه پدید آورده که حاصل آن گسل‌های عمیقی است که مردم را از حاکمیت به شدت دور کرده است. اتفاقی که سیاست بازان راست و چپ در این استان نیز به دلیل «میزطلبی‌»هایشان بر آتش آن دمیده‌اند و مردم را بیش از پیش از همه معادلات حذف و از حاکمیت گریزان کرده اند.حالا اردیبهشت 1404 خورشیدی است. همه جا آرام است. قرار است بزودی شاهد سفر دیگری از مرکزنشینان به کرماشان باشیم. سفری که پیشاپیش، پساپس‌اش معلوم است. چند وعده‌ی خالی و بی ضمانت اجرا در حضور اجباری جمعی از کارکنان، دانشجویان و دانش آموزان، داده خواهد شد و دفتر سفر پر برکت! دیگری بسته خواهد شد</description>
                <category>هفته نامه صدای آزادی</category>
                <author>هفته نامه صدای آزادی</author>
                <pubDate>Tue, 13 May 2025 18:12:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کیومرث بلده از اسلام آباد غرب، برگزیده دوم جشنواره داستان نویسی مهاباد شد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18380704/%DA%A9%DB%8C%D9%88%D9%85%D8%B1%D8%AB-%D8%A8%D9%84%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%D8%BA%D8%B1%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D8%AF-wcxjvsowlllu</link>
                <description>آیین اختتامیه جشنواره سراسری داستان کُردی با عنوان «چیروک» شامگاه پنجشنبه در تالار وحدت شهرداری مهاباد با معرفی صاحبان آثار برتر در بخش های مختلف برگزار شد.در بخش جایزه داستان (خەڵاتی چیرۆک) آلان عرب به عنوان نفر اول این بخش مورد تقدیر قرار گرفت و کیومرث بلده، رضا فروغی، پروین دانش‌پژو،علیرضا خضری، خالد گویلیان، سوهیب علی، شاهو قانعی، بهزاد قادری و سارا سلطانی به عنوان نفرات بعدی این بخش معرفی شدند.در بخش داستان شایسته تقدیر (چیرۆکی شیاوی ڕێزلێنان) نیز بیژن رحمانی، ثنا ثنایی، مدرس علوی، علی اشرافی و فریدون محمدزادە مورد تقدیر قرار گرفتند و در بخش پنل علمی ( پەنێلی زانستی) کاوان محمدپور، مسعود بینندە، هیوا حسن‌پور، عزیز مەحمودپور، جلال پورحسن، یعقوب عزیزی، هیوا قهرمانی، زکریا بزدودە، سارا صادق‌زادە، آرش مهربان و چیا فتحی تقدیر شدند.جشنواره سراسری داستان کُردی از مهم ترین رخدادهای ادبی در این منطقه است که به مدت ۲ روز (چهارشنبه و پنجشنبه) در تالار وحدت شهرداری مهاباد برگزار شد، این جشنواره که توسط‌ موسسه‌ فرهنگی هنری موکریان مهاباد با همکاری دانشگاه کُردستان، شورای اسلامی شهر و شهرداری مهاباد برگزار شد، محفلی برای روایت و باز روایت‌های افق داستان نویسی کُردی به شمار می‌آید.</description>
                <category>هفته نامه صدای آزادی</category>
                <author>هفته نامه صدای آزادی</author>
                <pubDate>Tue, 13 May 2025 18:07:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مییه‌ێ سییه‌ / هه‌لگه‌ردانێگ له‌ دوکتور سیرووس قامشلوو</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18380704/%D9%85%DB%8C%DB%8C%D9%87-%DB%8E-%D8%B3%DB%8C%DB%8C%D9%87-%D9%87%D9%87-%D9%84%DA%AF%D9%87-%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8E%DA%AF-%D9%84%D9%87-%D8%AF%D9%88%DA%A9%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%88%D8%B3-%D9%82%D8%A7%D9%85%D8%B4%D9%84%D9%88%D9%88-r6iwdd8pei1u</link>
                <description>شاری بۊ و مەردمانی گشت دز بۊن . شەو لە شوون نان خواردن، هەر کەسی دەسەکڵیلەیل و چراخێ هەڵگردیا و ئەڕای دزی لە ماڵ هاوسا دیادە دەیشت. دەم شەوەکیان وە دەس پڕ هاتیادەو ناو ماڵەگەێ خوەێ ک ئەویشە دزی چۆی خوەێ داۆیدەیە تالان. لەێوا بیە ک گشت وەل یەکەو وە خوەشی و خاسی گوزەران کردیان. ئەڕاێ یە ک هەر کەسێ کە ئەو یەکی دزی کردیاد و ئەویەکیش لە یەێ دزیا، وەێ جوورە بێ ک ئاخرێ گل خواردیا و لە ئەوەڵی دزی کردیا«بێە و بسان» و سەنین و فروتن لەێ شارە هەم ئێ جوورە بی. هەم لە لاێ بفرووشەیل و هەم لە لاێ بسێنه‌یل. دەوڵەتیش لەێ ناوە بەش خوەێ گردیا و تەڵەکەێ مەردم کردیا و مەردمیش هەم زوور خوەێان دیان ک سەر دەوڵەت بخەڵەتنن، شیرە بماڵن و مشیتانیش وا نەود و چشتی لە ئەو بانەیلە بکیشنەو خوار. ئەڕاێ یە لە ئێ شارە، ژیان وە خوەشی و خاسی چیادە ڕییەو . نە کەسێ فرە دەوڵەمەن بی و نە کەسێ فرە دەس نەچۆی و نەێار بی یە رووژێ ، پیاێ ساق و کردار خاسێ، ڕیێ کەفتە ئەو شارە. لەورە نیشتەجی بی. ئەلبەت ئیمە چەن و چۆینی نیەزانیم . شەوەیل لە جی یە ک چراخ و دەسەکلیلەیلێ هەڵگڕی و بکەفێە ناو کۆچەییل وە دزی، شامەگەێ خواردیا و سیگارێ کیشیا و نیشتیا ڕومان خوەنین. دزەیل هاتیان و دیان چراخ ماڵەگەێ ترۊسکەێ تیەی، چیانە ڕییەو.تا یە ک مەردمەیل دین بایەس سەرهساو ئێ پیاێ خاسە بکەن و وە پی بۊشن ک خوەێ ئەگەر وە دزی نیەچوو ، حەق نەێرێ گیرگرفت ئەڕاێ باقی مه‌ردم دروس بکەێ . وەختێ شەو لە ماڵ وە دەر نیەچوو، یانێ ماڵ مناڵێ تر سەر بێ شام نەنەو  و سەواێ رووژ چشتێ ئەڕاێ خواردن نەیرن.ئێ پیاێ خاسە ئەگەر وەێتەورە سەرهساو بوو، دی چشتێ ئەڕاێ وەتن نەێرێد و ئێواران ک لیڵە زوەی گڕی  ئەۊیش لە ماڵ دەیدە دەیشت و هە ئەوجوورە ک لە لێ تواستۊن دەم شەوەکیان تیەێدەو ماڵ ئەلبەت ئەۊ دزی نیەکردیا ، ئاخە پیاێ ساق و ساڵهانێ بی .چیاد بان پیه‌ڵەگەێ ناو شار و نیشتیاد و چیین ئاو چەمەگە نووڕیا و هاتیادەو ماڵ و دیا ک لە ماڵەگه‌ێ دزی کریاس .هەفتەێ نەکیشا ،ئێ پیاێ خاسە، دار و نەدارێ لە دەس چی و چشتی ئەڕاێ خواردن نەیاشت و ماڵەگەێ پاکاماڵ کردۊن . ئەڵبەت تەخسیر خوەێ بی ! ئیوە وەێجوورە فکر نیەکەین؟ گیچەڵ لە جی تر بی ، یەی وە ئێ حاڵ حکایەتە گشت گرفتار کردۊد !! ماڵەگەێ پاکاماڵ کردۆین بێ ئەوەێکە خوەێ پۊشی لە کەسی بیەزێ . ئەڕاێ یە بی ک یە نەفەرێ لەێ مەردمە ک شەو چیا دزی لە ماڵەیلێ تر ، شەوەکی ک هاتیادوە، دیا ماڵەگەێ خوەێ دەژە ، بەڵی ماڵێ کە بایەد ئێ پیاێ ساق و خاسە بچیادە ئەورە و لە لێ دزی بکردیا دەژ مەنیا.ئەڕاێ یە بی ک ئەوانەێ ک دز نیەچیا ماڵێان ، کەم کەم وەزیان خاسترەو بی و ئەوانەێ ک چیانە دزی وە ماڵ خت خالی ئی پیاگە ، وەزیان خەراوترەو بیا.یەواش یەواش  ئەوانە ک وەزیان خاسەو بی و ئەڕاێ گەیشت و گوزار چیانە بان پیه‌ڵەگە، دین ک ئەگەر وەێتەورە بچووە ڕیەو، وەێ زۊ هەرچێ دێرن لە دەس چوود . کەفتنە فکر ک &quot; پۊلی بەنە ئەوانە ک فەقیرترن تا لە جی یانەیش بچنە دزی!  قەرارداد بەسین و هەق‌مزیان مالووم کردن . ئەلبەت ئی مەردمە بن‌کول خوو دز بین و لەێ باوەتیشە هەم کلاو نیانە سەر یەکتر و هەر کامیان لە ئەو یەکی چشتێ کیشیا بان و ئەویەکیش لە ئێ یەکی چشتێ دزیا.هە لەیوا ک ئێجوورە قەراردادەیلێ ها ناو زاتیان، ئەوانە کە فەقیر بین، فەقیرترەو بین و ئەوانە ک ماڵدار و دارا بین، پۊلدارترەو بین .بڕیگیش ئەوقە پۆیلدارەو بین ک دی نە خوەیان موختاج دزی بۊن و نە هەوەجەێان کەفتیا ک کەسێ تر ئەڕاێان دزی بکەێ . وەلی گیچەڵ لەێرە بیە ک ئەگەر خوەیانیش دەس لە دزی بکیشیان، فەقیرەو بیان. ئەڕایە ک فەقیرەیل لەلێان دزی کردیان.وەێ بونە پۊلدارەیل کفتنە فکر یە ک ئایەمەیل فەقیر بان ماڵێان لە ئایەمەیلێ فەقیرتر ک دزی کەن بپاریزن و لەێوا بی ک ئدارەی پولیس وە دی هات و زندان و بەنیخانەیش کەفتە ڕی.لەێوا بیە ک چەن سال  لە شوون هاتن ئی پیاێ ساف سایق و ساڵهانە ، مەردم دی لە دز و دزی و دزیان باسێ نیەکردیان . ئەلان دی باسەیل لە دارا و نەیار بی . تەنیا پیای دروسکار و ساف سایق ، هە ئەو پیاگە بی ک ئیمەیش نەفامیمن ئەرای چە هاتە ئی شارە و ئەلبەت کەمێ لە شوون هاتنێ لە وەرسی و نەیاری مرد.</description>
                <category>هفته نامه صدای آزادی</category>
                <author>هفته نامه صدای آزادی</author>
                <pubDate>Sat, 26 Apr 2025 13:31:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ناسنامه‌ێ زوانی، به‌ڵگه‌ی ئێعتباره‌ / جه‌لیل ئاهه‌نگه‌رنژاد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18380704/%D9%86%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8E-%D8%B2%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%B5%DA%AF%D9%87-%DB%8C-%D8%A6%D8%B9%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%87-%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A6%D8%A7%D9%87%D9%87-%D9%86%DA%AF%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-djuv7h2jc4vk</link>
                <description>ئه‌گه‌ر ئڕادان ئه‌ڵکه‌‌فتۊد و کتاو «کول چشتێگ تۊچییه‌ێ» له‌ «چینوا ئاچێ بێ» خوه‌نۊن، زانین لاپه‌ڕه‌ وه‌ لاپه‌ڕه‌ێ ئێ کتاوه‌ بووده‌ یه‌ێ ماشین خه‌ێاڵینێگ و شار وه‌ شار و کۊچه‌ وه‌ کۊچه‌ له‌ وڵات فکری و باوه‌ڕێ نیجرییه‌ گه‌ردنێده‌دان تاگه‌ر مه‌ردم ئێ وڵاته‌ بناسین و هه‌ له‌ێوا ئه‌ول کوومه‌ڵگا و فه‌رهه‌نگ ئه‌و نیشتمانه‌ په‌ێوه‌ندی بگرین.نه‌ ته‌نیا «ئا چێ بێ»، که‌سان فره‌ێگ له‌ نۊسه‌ره‌یل گه‌وراێ جه‌هان هه‌ن ک وه‌ێ چۊنه‌ نۊسن و له‌ بان ڕیشێ زوان، فه‌رهه‌نگ و کوومه‌ڵگایان، ده‌نگ ڕاسییانه‌ێ خوه‌ێان وه‌ وڵاته‌یل تره‌ک ڕه‌سنن. هه‌ر له‌ێوا که‌م نیین خاون‌پێنۊسه‌یلێ گ وه‌ێ چۊنه‌ جه‌هانێگ وه‌ ڕۊ وه‌رده‌نگ چه‌کنن و وڵاته‌یل فره‌ێگ وه‌ هزار چه‌وه‌و نووڕن وه‌ پێان.نۊسه‌ره‌یل خاس و ناسییاێ وه‌ێ چۊنه‌ له‌ که‌لیمه‌ و وشه‌ ده‌سمییه‌ت گرن، تاگه‌ر خوه‌ێان و ڕچڵه‌کێان وه‌ جه‌هان بناسنن. هه‌له‌ێوایشه‌ وه‌رده‌نگه‌یل جه‌هانی پێا که‌ن و کتاو و پێنۊسێان وڵات وه‌ وڵات گه‌ردێد و وێنه‌یلێ ک وه‌ وشه‌ به‌شه‌و که‌ن، بووده‌ سه‌ێرانگایل ڕه‌نگینێگ ئڕاێ ئاڵه‌م.ئێ چۊنه‌ نووڕسنه‌، یه‌کێگ له‌ گرینگترین نووڕسنه‌یل خاون‌پێنۊسه‌یله‌. ئێ کاره‌ یه‌کێگ له‌ ڕێه‌یل ڕووژناس ک جیایی له‌ به‌ێن ئه‌ۊ و وه‌رده‌نگ نیه‌یلێ. ئه‌مانێگ ئایا ئیمه‌ له‌ ناو نۊسه‌ره‌یلمان که‌سایه‌تیێگ داشتیمنه‌ ک بتۊه‌نێ ئێ چۊنه‌ ڕێ ڕووشنێگ له‌ وه‌ر بگرێد و بچووده‌و نوا؟ئه‌گه‌ر بتوایمن چۊنه‌ باسێگ شییه‌و بکه‌یمن و وڵامێگ ئڕاێ بۊنیمنه‌و، وه‌ ڕاس دسمان خالییه‌. وڵام یا جواو وه‌ ئێ پرسێاره‌ هه‌م «نه‌»س و هه‌م «ئه‌رێ». نه‌ وه‌ێ بوونه‌و ک هۊچ ئه‌سه‌ر قاڵبکه‌رێگ نه‌ێاشتیمنه‌ ک بتۊه‌نێ تمام فاکتووره‌یل هه‌ڵوژیاێ داشتوود. ئڕا ؟وه‌ێ مدووه‌ ک ئه‌گه‌ر نه‌فه‌رێگ پێنۊس گردته‌ ده‌س، له‌ ده‌وڵه‌مه‌نێ زوان و فولکلور و فره‌ فاکتوره‌یل تره‌ک وڵات کوردی ئڕاێ ڕه‌سین وه‌ زوان تره‌ک ده‌سمییه‌ت گرت. ئه‌مانێگ تمام هه‌ست و هه‌بۊنێ ڕیشێ له‌ زه‌ۊزار زوان کوردی داشت. نموونه‌یل فره‌ێگ له‌ێ چۊنه‌ خاون‌پێنۊسه‌یلێگ داشتیمنه‌ ک له‌ چۊنه‌ ڕیشێ بنه‌ڵبنێگ هێز و هازگرتنه‌ تاگه‌ر له‌ زوانه‌یل تره‌ک باڵه‌وازی بکه‌ن.بایمنه‌و سه‌ر باس سه‌ره‌کیمان: ئه‌وه‌ڵ جار، چیرووک کوڵێگ وه‌ ناو« نێازه‌لی نه‌داره‌د» باریکه‌ڕێیگ ئڕاێ ناسین فره‌تر کتاوه‌یل ماموستا ده‌رویشیان وه‌ ڕۊ م واز کرد تاگه‌ر وه‌ هه‌ست و شه‌وقه‌و بچیم کاره‌یل فره‌ێگ له‌ێ نۊسه‌ر خاون‌ناوه‌ بخوه‌نم و فره‌تر ئه‌ولێا په‌ێوه‌ندی بگرم. کوو کرده‌نه‌یل فولکلور کوردی، کوومه‌ چیرووه‌که‌یل و ساڵه‌یل ئه‌ورین و... نیشان دان ک ماموستا ده‌رویشیان له‌ خه‌زێنه‌ێ ده‌وڵه‌مه‌ن کوردی له‌ ناوچه‌ێ کرماشان ده‌سمییه‌ت فره‌ێگ گرتێه‌ و ئه‌گه‌ر له‌ێ زه‌ۊ نه‌خت کوردییه‌ ڕیشێ نه‌کوتاۊد، چشتێگ ئڕاێ وه‌رداه‌نگ نه‌ێاشت.هه‌ر چگه‌ فره‌تر له‌ شوون پێنۊسه‌گه‌ێ چێم، دیم ته‌مام ده‌وڵه‌مه‌نی ئه‌ۊ، ڕیشێ له‌ ئێ جوغرافیاێ ژیان منه‌ دێرێ. له‌ ساڵه‌یل تیه‌ریک و ئه‌ورین ناوچه‌ێ م، له‌ هه‌ژاری و بێکه‌سه‌یل هاوناوچه‌یلم و له‌ یانه‌ گرینگتر له‌ زوان و فولکلور هاوناوچه‌یلم ک گشتێ له‌ بن کوردن...پرسیاره‌یل گرینگ یه‌سه‌: ئڕا نۊسه‌ره‌یل ئێ نه‌سڵه‌ تمام ده‌وڵه‌مه‌نیێان له‌ زوان و فولکلور کوردی گرتنه‌ وڵام وه‌ هه‌ر جوورێگ خوه‌ێان له‌ێ زوانه‌ دۊره‌و بۊنه‌ و تا ئێ ئاخره‌یله‌ له‌ فره‌ جییه‌یله‌و ئارێان هاتێه‌ ک خوه‌ێان کورد بزانن؟ مدوو ئێ کاره‌یله‌ چوه‌س؟ ئایا یانه‌یش بۊنه‌سه‌ تۊش به‌شێگ له‌و «همگون سازی» سه‌دساڵه‌وه‌؟یاگه‌ر نووڕسن ئیدئاڵی سیاسی و حزبی کیشاێه‌ێانه‌ ناو ئێ داوه‌؟ ئێ پرسیاره‌یله‌ په‌ێوه‌ندی راسته‌قینه‌ێگ ئه‌ول ده‌رویشییانا نه‌ێرێ. وڵام فره‌یش له‌ لێ دۊره‌و نیه‌که‌فێ.خاسه‌ به‌شێگ له‌ وت و ویژ ماموستا ده‌رویشیان ئه‌ول ئاژانس هه‌واڵی مێهرا بارم و له‌ سه‌رێ باس بکه‌م: مانشێت ئێ وت و وێژه‌ یه‌سه‌: «سياست‌هاي ضد مردمي رضاخان ، راه پيشرفت كردها را سد كرد» ده‌رویشیان له‌ جواو ئێ پرسیاره‌ ک: ئڕا نۊسه‌ره‌یل کورد ئاسارێان وه‌ زوان فارسییه‌و نۊسن؟ئۊشێ: ئێ کاره‌ بارودوخ تایبه‌تیێگ دیرێ ک هونه‌رمه‌ند له‌ ناوێ چقیاێه‌. نۊسه‌ره‌یل و شاعره‌یل کورد ته‌نیا وه‌ زوان خوه‌ێان نۊسن چ له‌ ئێران بوو چه‌ له‌ عه‌راق و سووریه‌ و ترکیه‌ و... ئه‌گه‌ر ئڕاێ منیش ئێ ئمکانه‌ بۊیاتاد، منیش وه‌ کوردییه‌و نۊسام».ئه‌مانێگ ئه‌و «ئمکانه‌» ک ماموستا ده‌رویشیان له‌ باره‌ێ باس که‌ێ، چوه‌س؟ وه‌ گومانم ئه‌گه‌ر نۊسه‌ریه‌یل ئێ نه‌سڵه‌ بتواسان، تۊه‌نسن وه‌ زوان کوردی وتاره‌یل و چیرووک و شێعره‌یلێان بنۊسن. ئه‌مانێگ یانیش که‌فتنه‌و شوون کوومه‌ڵگاێ ک تۊش ئاسیمیلاسیون هاتۊن. گیچه‌ڵێ گ هه‌ێمان ده‌س له‌ قه‌و فره‌ که‌س له‌ نۊسه‌ره‌یل کورد و فره‌ که‌سان له‌ مه‌ردمه‌و نه‌کردێه‌.ئیمه‌ تۊش «ژیان دوبه‌شی» هاتیمنه‌. یا خاستر بۊشم: تۊش دوژیانی هاتیمنه‌!. نان و هاز له‌ زوان داڵگیمان گریمن و تێکوشانمان ئڕاێ ماڵ‌هاوساس. ئیمه‌ ئه‌گه‌ر گه‌وره‌ره‌واێه‌ته‌یل‌ خوه‌مان دێریمن، نه‌تۊه‌نسیمنه‌ وه‌ زوان خوه‌مانه‌و بنۊسیمنه‌ێان و وه‌ داخه‌ له‌ فره‌ جی، ڕخمان چیه‌...یه‌کێگ له‌ ئێراده‌یل گه‌وراێ نۊسه‌ره‌یل کرماشانی له‌ دهه‌ێ په‌نجیا و شه‌س شه‌مسی یه‌سه‌ ک تۊه‌نسن کوردی بنۊسن و نه‌نۊسان. ئه‌گه‌ر چۊنه جمشتێ گ ئڕاێ کوردی نۊسان له‌ ئێ ساڵه‌یله‌ دێریمن، هه‌ له‌ ئه‌وساێا بکه‌فتیاده‌و ڕێ، نه‌سڵه‌یل تازه‌تره‌گ هه‌نگاوه‌یل قت قورسێگ ئڕاێ ده‌وڵه‌مه‌ن کردن ئه‌ده‌بیات کوردی له‌ ناوچه‌ێ کرماشان و ئیلام هه‌ڵگرتن و کاره‌یل گرینگتره‌کێگ له‌ێ ناوچه‌ وه‌ دی هات.وه‌ڕاس ئڕا نه‌تۊه‌نسیم وێنه‌یل جیاوازێگ له‌ جوغرافیای ژیانمان وه‌ وه‌رده‌نگه‌یل نیشتمانه‌یل نیشان بێه‌یم؟ ئڕا نه‌سڵ ئه‌وه‌ڵ چیرووک نۊسه‌یل، هوویه‌ت زوانی کوردی له‌ ناوچه‌ێ کرماشان له‌ هۊره‌و بردن؟ ئایا زه‌ۊزار نه‌خت که‌لتووری نه‌ێاشتیم یاگه‌ر نۊسه‌ره‌یلمان هاز گه‌وره‌تره‌کێگ نه‌ێاشتن ک ده‌نگ خوه‌ێان وه‌ زوان خوه‌ێان وه‌ چوارباڵا بڕه‌سنن؟جواو ئێ پرسیاریشه‌ خوه‌دان تۊه‌نین بێه‌ین. ئه‌مانێگ وه‌ گومان م، هه‌م زه‌ۊزار نه‌خت زوانی و که‌لتووری داشتیمن و هه‌میش خاون‌پێنۊسه‌یل گه‌ورا. هه‌ر ئه‌و نه‌هات «همگون سازی»یه‌ بۊه‌ گیچه‌ڵ گه‌وراێگ ئڕای نۊسه‌ره‌یل.گیچه‌ڵ تره‌ک ک یه‌ک دو نه‌سڵ وه‌ پێ گرفتار بۊن و له‌ شوون ئێ کیشه‌ وه‌ دی هات، ‌ یه‌سه‌ گ ئێ چۊنه‌ نۊسه‌ره‌یله‌ چۊن وه‌ زوان غه‌ێر نۊسان، مه‌جبوورۊن ئه‌ول یه‌کا هه‌م هه‌ڵگه‌ردان بکه‌ن و هه‌میش بنۊسن. ئێ چۊنه‌ نۊسه‌ره‌یله‌ هازێان کرد‌نه‌ دو به‌شه‌و و له‌ هه‌ر به‌شیش نه‌کامیاێ بۊن...</description>
                <category>هفته نامه صدای آزادی</category>
                <author>هفته نامه صدای آزادی</author>
                <pubDate>Mon, 14 Apr 2025 12:44:02 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>