<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های روح الله طالبی (توتی)</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_18399020</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 04:45:58</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1509804/avatar/C8c6Iq.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>روح الله طالبی (توتی)</title>
            <link>https://virgool.io/@m_18399020</link>
        </image>

                    <item>
                <title>حالا چی فکر می‌کنه درباره‌ی اِلی...؟ چند مواجهه‌ با خیانت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18399020/%D8%AD%D8%A7%D9%84%D8%A7-%DA%86%DB%8C-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D9%90%D9%84%DB%8C-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AC%D9%87%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-xy0tfok8not8</link>
                <description>مرد حدوداً چهل‌ساله با وسواس پیام تبریک ولنتاین را نهایی می‌کند و آن را می‌فرستد برای «همسرجان». شلوغی مترو، آدم‌ها را چسبانده به یک‌دیگر و گوشی مرد توی حلق ماست؛ من و پسر دبیرستانی خوش‌حال. لاجرم دل می‌دهم به گوشی‌اَش. پیام تین‌ایجری ولنتاین فرستادن به سن و سال و شکل و قیافه‌اَش نمی‌آید. کمی بعد، پیام را کپی می‌کند و در کمال ناباوری می‌فرستد برای «خدمات شهری ٢». با این تفاوت که «تقدیم به همسر عزیزم» را از انتهای پیام حذف می‌کند و می‌نویسد «برای عشق خودم». اعصابم به هم می‌ریزد. ساعت ٨ صبح زمان مناسبی برای مواجهه با خیانت نیست. آن هم خیانت با «خدمات شهری ٢» به «همسر جان»!می‌گوید آقای خدابنده دیشب شش‌تا باکس گل ولنتاین سفارش داده... «آخه لامصب شیش‌تا؟ اونم همه شبیه هم؟! رو دل نکنی!» نمی‌توانم با ماجرا شوخی کنم. سکوت می‌کنم و به آن شش نفر فکر می‌کنم که احتمالا امشب بعد از گرفتن این هدیه‌ی گران‌قیمت و خاص، فکر می‌کنند خوشبخت‌ترین معشوق روی زمین هستند. کارشناس شبکه‌ی سلامت توضیح می‌دهد خیانت‌هایی که به دلیل اعتیاد جنسی است، راحت‌تر درمان می‌شود. اصولا خیانتکار در این روابط، قصدی برای ارتباط عاطفی ندارد و هم‌چنان خود را متعهد می‌داند. اما بیماری جنسی‌اَش باعث می‌شود احساس کند راهی جز روابط متعدد برای تسکین فشارهای ناشی از بیماری ندارد؛ هرچند این روابط به تشدید بیماری منجر می‌شود و مهم این است که افراد از درمان خود طفره نروند. جزو معدود مواردی است که صریح نظر می‌دهم. می‌گویم تردید دارم ازدواج موقت در عرض ازدواج دائم مشروع باشد، همین‌طور ازدواج مجدد بدون رضایت همسر اول. دلایل هم کم نیست؛ مهم‌ترینش هم ایجاد حرج روانی برای طرف رابطه. اما به‌فرض هم که باشد، خیانت با مجوز شرعی تطهیر نمی‌شود. خیانت، بی‌وفایی نسبت به تعهد است و وقتی «طرف» آدم رضایت ندارد، جواز شرعی هم قبح اخلاقی را رفع نمی‌کند. هرچند آدمی که بخواهد خیانت کند، کاری به این چیزها ندارد.سپیده نگران است که دیگران فکر کنند اِلی به نامزدش خیانت کرده. اگر همه‌ی آن‌ها دروغگو باشند، بهتر است تا اِلی خیانتکار باشد. بداخلاقی و رفتارهای بد نامزد اِلی هم مجوز خیانت نیست. «حالا چی فکر می‌کنه درباره‌ی اِلی...؟» معلوم نیست. شاید به سهم خودش در احتمال خیانت... نمی‌دانیم. اصغر فرهادی خواسته درباره‌ی اِلی... پایان باز باشد. مثل تمام خیانت‌ها که امکان ندارد برای آن که مورد خیانت بوده، بسته شود. ادامه دارد، تا همیشه و تا همه‌جا... روح الله طالبی توتی</description>
                <category>روح الله طالبی (توتی)</category>
                <author>روح الله طالبی (توتی)</author>
                <pubDate>Sat, 21 Feb 2026 12:27:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خفه‌شو، هرزه! زن‌ستیزی در مسیر آزادی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18399020/%D8%AE%D9%81%D9%87-%D8%B4%D9%88-%D9%87%D8%B1%D8%B2%D9%87-%D8%B2%D9%86-%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-h0g0igafgqns</link>
                <description>١. فضای مجازی فارسی، به‌ویژه در توییتر و اینستاگرام، به‌شدت رادیکال شده. همه وادار به اتخاذ موضع سیاسی هستند و جو غالب را جریان معترض و برانداز نمایندگی می‌کند. چند روز گذشته در این فضای شدیداً کنترل شده، کسی مورد حمله‌ی گسترده قرار گرفت که انتظار نمی‌رفت چنین مورد هجمه‌ی مخالفان جمهوری اسلامی و حامیان زن، زندگی، آزادی قرار گیرد؛ گلشیفته فراهانی!٢. فراهانی هرچند در تمام سال‌های پس از مهاجرت از ایران، موضع منتقد خود را حفظ کرده بود، اما تا سال ١۴٠١، مبارز سیاسی نبود و می‌خواست با هویت هنری خود شناخته شود. اما پس از فوت مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد و شکل‌گیری ناآرامی‌ها در ایران، فضای رسانه‌ای فارسی، جریان اعتراضیِ زن، زندگی، آزادی را به جنبشی براندازانه تبدیل کرد. جنبشی خشمگین، متکثر و البته بدون رهبر. در این موقعیت، چند چهره‌ی اصلی، رهبری وجه براندازانه‌ی زن، زندگی، آزادی را در فضای رسانه‌ای برعهده گرفتند که گلشیفته فراهانی شاید شناخته‌شده‌ترین آن‌ها در فضای بین‌المللی بود.٣. گلشیفته از مشی همیشگی خود عدول کرد و علناً به یک مبارز سیاسی تبدیل شد؛ هرچند مبارزه‌اش در قیاس با علی کریمی و مسیح علی‌نژاد و دیگران، کم‌تر نازل و سخیف بود.پس از فروکش کردن ناآرامی‌ها نیز به مشی سابق خود بازگشت و تلاش کرد خدشه‌ای که بر چهره‌ی هنری‌اش وارد آمده را جبران کند. شخصیت گلشیفته فراهانی با هنرمند معترض سنخیت بیش‌تری داشت تا مبارز سیاسی.۴. پس از وقایع دی‌ماه، قطعی گسترده‌ی اینترنت، آمار و روایت‌‌های متناقض و ابهام در آن‌چه در خیابان‌های ایران رخ داد، باعث شد فضای رسانه‌ای اپوزسيون به‌راحتی خط قرمز دیگری را بشکند و علناً خواستار جنگ و حمله‌ی نظامی آمریکا به ایران شود. در این شرایط، گلشیفته فراهانی در مصاحبه با یک رسانه‌ی فرانسوی، ضمن اعتراض به حاکمیت و مقابله با معترضان در ایران، از مطالبه‌ی جنگ و حمله‌ی نظامی خارجی انتقاد کرد. فراهانی با ارجاع به تجربه‌ی تاریخی کشورهای دیگر منطقه، ابراز نگرانی کرد که حمله‌ی آمریکا به ایران تنها به وخیم‌تر شدن شرایط مردم منجر شود.۵. همین اظهارنظر کافی بود تا موج فحاشی و توهین و تهدید و اتهام روانه‌ی فراهانی شود. تصویر او با عبا و عمامه در توییتر فارسی ترند شد و نوشتند که او «پرستو»ی جمهوری اسلامی است. ناسزاهای رکیک جنسی هم پای ثابت حملات بود.  «هرزه» و  «فاحشه» مودبانه‌ترین و پاک‌ترین ناسزاهایی بود که اکانت‌های خشمگین یک‌صدا و متحد، به فراهانی منتسب کردند. عنوان‌هایی که پیش‌تر و در سال‌های ابتدایی مهاجرت فراهانی، از سوی طیف دیگری به او نسبت داده می‌شد.۶. فحاشی و رکیک‌گویی جنسی، آرام آرام به مولفه‌ی جریان برانداز تبدیل شده. از شعارها در تجمعات گرفته تا حملات سازمان‌یافته‌ی سایبری به افراد مشخص، فحش  «خواهر و مادر و عمه» از کامنت‌ها جدا نمی‌شود. اگر هم فردِ مورد حمله زن باشد، علاوه بر زنان خویشاوند، خودش هم متهم به انواع و اقسام مسائل جنسی می‌شود. در این فضا، کوچک‌ترین اختلاف‌نظر مجوز فحاشی و اتهام جنسی است؛ کنتور که نمی‌اندازد! تو هم هرزه‌ای! ٧. انسانیت‌زدایی از مخالفان در تمام نزاع‌ها وجود دارد. برای سال‌ها جریان تندروی داخلی هم افراد بدون حجاب را بدون عفت می‌خواند. اما مشروع دانستن حمله به جنسیت افراد و اتهامات جنسی توسط جریانی که به رفتار حاکمیت در مسئله‌ی زنان نقد دارد، تامل برانگیز است. باید به این اندیشید که رادیکالیسم موجود در فضای مجازی فارسی، با قدرت یافتن بیش‌تر جریان برانداز، چگونه «زن‌ستیزی» را به ورطه‌ی افراط بی‌حدی کشانده تا آن‌جا که حتی گلشیفته فراهانی هم دیگر آزاد نیست؟پ.ن: در جریان انقلاب ایران در سال ۵٧، آیت الله بهشتی به‌شدت شعار «شاه زنازاده‌ است، خمینی آزاده است» را محکوم کرد و تاکید داشت همسر رضا شاه با او عقد رسمی انجام داده و آن زن نباید به دلیل مخالفت با فرزندش مورد اهانت قرار گیرد.</description>
                <category>روح الله طالبی (توتی)</category>
                <author>روح الله طالبی (توتی)</author>
                <pubDate>Sat, 21 Feb 2026 12:25:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ملاقات با مریم در تهران؛ تجربه‌ای روحانی، زنانه و باشکوه در ایستگاه مریم مقدس</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18399020/%D9%85%D9%84%D8%A7%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DA%A9%D9%88%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3-disy8dgqfbxq</link>
                <description>تندیس مریم در ایستگاه مریم مقدسملاقات با مریم در تهران؛ تجربه‌ای روحانی، زنانه و باشکوه 🕊١. چندی پیش بود که  نام‌گذاری ایستگاهی جدید به نام مریم مقدس در متروی تهران، توجه بسیاری از رسانه‌های بین‌المللی را به این اقدام جلب کرد. با مرور زمان و انتشار تصاویری از ایستگاه مریم مقدس، توجه‌ها به معماری مسیحی و المان‌های کلیسایی آن جلب شد. به‌ویژه تندیس‌هایی از مریم مقدس و عیسی مسیح که تا پیش از این نمونه‌ی آن را کم‌تر در فضای شهری تهران دیده بودیم. لحظه‌شماری می‌کردم برای این‌که فرصتی دست بدهد و حضوری از این ایستگاه دیدن کنم. و بالاخره در روزهای کریسمس اتفاق افتاد. ٢. صدای اعلان مترو می‌آید:  «ایستگاه مریم مقدس». عنوان غریبی است و این را می‌شود در چهره‌ی آدم‌ها دید. خانم جوان لبخند می‌زند. مرد میانسال به دخترک همراهش توضیح می‌دهد مریم مقدس کیست و چه‌قدر این‌کار را با اعتماد به‌نفس انجام می‌دهد. چند پسر دبیرستانی هم به سبک خودشان نسبت به این عنوان جدید واکنش می‌دهند. قرارگرفتن نام یک زن در عنوان ایستگاه مترویی مهم، سابقه نداشته.٣. به نقشه‌ی متروی تهران نگاه می‌کنم. با یک مرور متوجه می‌شوم حدود ۴٠ ایستگاه به نام مردان نام‌گذاری شده. از شاعرانی چون مولوی و فردوسی و سعدی گرفته تا شخصیت‌های ملی چون امیرکبیر و استاد معین و دانشمندانی چون ابن سینا و سهروردی و البته شخصیت‌های سیاسی و شهیدان. همه مرد هستند. مریم مقدس تنها نام زنانه در این میان است و از این جهت هم خاص و قابل توجه.۴. از قطار که بیرون می‌آیم، مواجه می‌شوم با تندیس دیواری زیبایی از مریم در کنار درختی تاک با رنگ‌آمیزی بنفش و صورتی. سمت دیگر دیوارکوبی از مسیح است و بر دیوار دیگر، تصویری از یک کلیسا در کنار یک مسجد. و نهایتا در آخرین تندیس دیواری، مریم نوزاد مقدسش را در آغوش گرفته و با لبخندی غمگین به مسافران نگاه می‌کند. تصویرسازی‌های چشم‌نواز و معناداری است و فضای روحانی خاصی به ایستگاه بخشیده.۵. سقف گیت اصلی، معماری خاصی دارد شبیه کلیساهای ایتالیایی. خوش‌نویسی‌ها و سنگ‌نوشته‌هایی از آیات مربوط به مریم و مسیح در قرآن و انجیل در سراسر مسیر خروج از ایستگاه نصب شده است. تندیسی از کتاب مسیح در شب قدر و شمایلی از مریم و عیسای کودک و البته، مجسمه‌ی روح‌القدس در تمثیل کبوتری با شاخه‌ای زیتون. مسیر پله‌های برقی نیز با طراحی قوسی و نورپردازی باشکوهی اجرا شده که نمی‌شود مجذوبش نشد.۶. از ایستگاه که بیرون می‌آیم، کلیسای سرکیس مقدس در آن سمت خیابان نمایان است. ساختمان سفید کلیسا با منظره‌ای بلند و صلیب‌های آهنی بزرگ، چشم را به خود خیره می‌کند. دقیقا روبه‌روی کلیسا و در ویترین شیشه‌ای، تندیس ایستاده‌ای از مریم نصب شده با همان چهره‌ی غمگین نقاشی‌های قرون وسطایی. در پس‌زمینه تابلوهایی از چند شهید مسیحی قرار گرفته و اطراف تندیس با گیاهان و گل‌های سفید زیبایی تزئین شده.٧. دو دختر جوان با تندیس مریم عکس می‌گیرند. به چشمان مریم خیره می‌شوم. به او که احتمالاً مهم‌ترین شخصیت زن تاریخ در نگاه جهانیان است. آیات سوره‌ی مریم را مرور می‌کنم و به این می‌اندیشم که چگونه شخصیت‌های زن می‌توانند نادیده گرفته شوند. به یاد می‌آورم که اخیرا فرد مشهوری با انتقاد شدید به تندیس‌های مریم در این ایستگاه، آن را مکشوفه، تن‌برهنه و شل‌حجاب توصیف کرده بود! انگار زنانگی به‌راحتی می‌تواند عاملی برای برچسب‌‌زنی و حذف باشد، حتی اگر مریم باشی.۸. نمی‌دانم چه‌قدر زمان می‌برد تا بار دیگر نام یک زن در فضای شهری ماندگار شود. نام زنی شاعر یا دانشمند یا سیاست‌مدار یا شهید. تا آن زمان، ایستگاه متروی مریم مقدس تنها حضور زنانه‌ی جدی در تهران است که تجربه‌اش خالی از لطف نیست. ملاقات با مریم در تهران و تجربه‌ای روحانی، زنانه و باشکوه. ✍🏻 روح الله طالبی توتی@tadaeeat</description>
                <category>روح الله طالبی (توتی)</category>
                <author>روح الله طالبی (توتی)</author>
                <pubDate>Fri, 26 Dec 2025 20:15:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نشست علمی امکان فقه زنانه‌نگر: جنسیت‌آگاهی و چالش‌های حقوقی احکام زنان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18399020/%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%82%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AA-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%88-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82%DB%8C-%D8%A7%D8%AD%DA%A9%D8%A7%D9%85-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-bny4wkmjjt6s</link>
                <description>پوستر نشست⚖️ به مناسبت روز زن، انجمن علمی فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران با همکاری انجمن علمی فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه تهران برگزار میکند:◽️ بررسی امکان فقه زنانه نگر◽️ جنسیت آگاهی و چالش های حقوقی احکام زنان◽️سخنران:روح الله طالبی توتیدانشجوی دکتری تخصصی حقوق زنان وخانواده دانشگاه تربیت مدرسپژوهشگر مطالعات جنسیت وزنان🗓زمان: پنجشنبه ۲۰ آذر ماه⏱ساعت: ۱۹ در بستر مجازیلینک نشست :meet.google.com/wbt-nbtu-mei▫️Telegram:@ijalf_ut▫️Instagram:@lawjp_ut_farabi</description>
                <category>روح الله طالبی (توتی)</category>
                <author>روح الله طالبی (توتی)</author>
                <pubDate>Sun, 14 Dec 2025 10:19:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زنان؛ هم‌نویسندگان چشم‌انداز آینده</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18399020/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-wxxrd78xwb31</link>
                <description>در روزگار تحول‌خیز امروز، بیش از هر زمان دیگر آینده و امید به فردا به موضوعی راهبردی  بدل شده است. دولت‌ها و ملت‌ها هر یک با تکیه بر منابع انسانی و فکری خود، می‌کوشند آینده‌ای روشن و امن‌تر برای شهروندانشان رقم بزنند. در مسیر نگریستن به آینده، پرسشی بنیادی پیش روی ماست: زنان، به‌عنوان بزرگ‌ترین گروه اجتماعی مورد توجه در سیاست‌گذاری‌های کلان، چگونه در نگارش فصل‌های پسین این سرنوشت سهیم خواهند بود؟ در نگاه نخست، سخن از مشارکت زنان در چشم‌اندازهای ملی، ایده‌ای بدیهی به نظر می‌رسد؛ اما زمانی که ساختارهای نهادی و واقعیت میدانی را از نزدیک می‌کاویم، درمی‌یابیم که هم‌چنان میان آن‌چه انتظار داریم و آن‌چه در انتظار ماست، فاصله‌ای غیرقابل انکار وجود دارد. زنان ایرانی، با تجربه و هویت‌های متنوع -  از زن روستایی و عشایر تا زن شهرنشین - همواره در برابر نگرش‌های تجویزی به «زن آرمانی» بوده‌اند؛ نگاهی اتوپیایی که گاه زن را در قامت مادری فداکار و هم‌زمان مدیری مقتدر تصویر می‌کند، گاه او را در پیچ و خم‌های زندگی خانوادگی و اشتغال و حضور اجتماعی محصور می‌نماید و گاه میان تمام این شئون همراهی می‌طلبد. زن آرمانی ایرانی، هم آگاه است و هم متعهد، هم مادر است و هم فعال، هم حضور اجتماعی قدرتمندی دارد و هم خانواده را مدیریت می‌کند. در این تصویر، حتی کاستی‌ها و فقدان مسئولیت‌پذیری‌های دیگران، با ایثار و فداکاری زن جبران می‌شود. این الگوهای ذهنی، امیدهای واقعی زنان را به هدف نمی‌رساند و راه را بر خلاقیت و توانمندی‌های بی‌شمار آنان می‌بندد؛ زیرا تحقق این زنِ آرمانی، تنها از یک اَبَرانسان برمی‌آید! تصور چشم‌انداز آینده‌ی کشور، فرصتی است برای بازنگری در این روایت‌ها. فرآیندهای رسمی طراحی برنامه‌های توسعه و اسناد چشم‌انداز، در بسیاری از کشورها صحنه‌ی نمایش تعداد اندکی از بازیگران است. مطالبه‌ی حضور واقعی زنان در این صحنه، تنها یک مطالبه‌ی جنسیتی یا متاثر از نگرش‌های فمینیستی نیست؛ بلکه خواسته‌ای بنیادی برای دستیابی به تصمیمات هوشمندانه، جامع و پایدار خواهد بود؛ یعنی همان هدفی که آینده‌پژوهی در پی آن است. برای آنکه زنان بتوانند در این فرایندها نقش فعالی ایفا کنند، نخست باید میدان مشارکت برای آنان گشوده شود. حضور زنان در کمیسیون‌ها و شوراهای متولی برنامه‌ریزی، گامی ضروری است؛ اما کافی نیست. به‌کارگیری متخصصان زن از رشته‌های گوناگون علاوه بر آن‌که می‌تواند غنای محتوایی اسناد را تضمین کند، زنانه‌نگری و توجه به مسائل زنان را نیز به میان می‌آورد.  دوم آن‌که سازوکارهای مشورتی باید از فضای اداری فراتر رود و به درون جامعه نفوذ کند. رسانه‌های اجتماعی بستری مناسب برای گردآوری دیدگاه‌های انبوه زنان است. برگزاری نظرسنجی‌های تعاملی، نشست‌های حضوری و وبینارهای تخصصی، راهی برای شنیدن صدای زنانی است که از بنای رسمی تصمیم‌سازی جا مانده‌اند. این روش، نه‌فقط حضور کمّی را افزایش می‌دهد، بلکه تضمین می‌کند پیشنهادها ریشه در نیازها و امیدهای واقعی مردم - به‌ویژه نقاط کمتر برخوردار - داشته باشد. سومین گام، اهمیت ظرفیت‌سازی و تقویت توانمندی زنان در عرصه‌ی سیاست‌گذاری و آینده‌پژوهی است. برگزاری دوره‌های آموزشی در مراجع دانشگاهی و نهادهای مدنی و شبکه‌سازی میان فعالان زن، زیربنایی برای خلق رهبران فردا خواهد بود. نکته‌ی کلیدی دیگر، توجه به تنوع هویتی زنان است. زن عشایر با زن شهرنشین، زن خانه‌دار با زن شاغل و زن جوان با زن سالمند، هر یک دارای شرایط زندگی و نیازهای متفاوت‌اند. وقتی چشم‌انداز ما از زن آینده بر مبنای تصویری یک‌سویه به زن شکل گیرد، بی‌شک بخش وسیعی از این تنوع کنار گذاشته خواهد شد. فرایند ترسیم آینده هر چند به ظاهر امری تخصصی و علمی است، اما ماهیتی انسانی، اجتماعی و همگانی نیز دارد. در جهانی که چالش‌های جهانی نظیر تغییرات اقلیمی، جنگ و گسترش فناوری‌های نوین، بیش از هر موضوع دیگری نیازمند نگاه جامع و مشارکتی است، حذف سهم زنان از گفتگوهای کلان، اقدامی علیه منافع ملی محسوب می‌شود. مشارکت مؤثر زنان در تدوین چشم‌اندازها منجر به تصمیم‌گیری‌های منعطف‌تر و پاسخگوتر خواهد شد. در نهایت، ساخت آینده‌ای که برای همه‌ی ماست، مستلزم بازنویسی روایت‌های امروز است. زنان می‌توانند و باید هم‌گامان جدی و راهبردی در این امر باشند؛ کافی است اراده‌ای‌ واقعی برای شنیدن و همراهی ایجاد شود. هرگاه زنان، از هر طبقه و جایگاهی، دست در دست یکدیگر و با همراهی مردانِ دغدغه‌مند، قلم به دست بگیرند و اندیشه‌های خود را به میان آورند، آن‌گاه چشم‌اندازها رنگی واقعی‌تر به خود خواهد گرفت و ایرانِ فردا فرجامی روشن‌تر خواهد داشت.@iranfuture</description>
                <category>روح الله طالبی (توتی)</category>
                <author>روح الله طالبی (توتی)</author>
                <pubDate>Sun, 03 Aug 2025 11:03:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ازدواج برابر در پرتو واکاوی ظرفیت‌های فقهی شروط ضمن عقد ازدواج</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18399020/%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D9%88-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-%D8%B8%D8%B1%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D9%82%D9%87%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B7-%D8%B6%D9%85%D9%86-%D8%B9%D9%82%D8%AF-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-mm0zmkgerwdo</link>
                <description>✨به مناسبت روز دخترانجمن علمی فقه وحقوق دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران برگزار میکند⚖️بررسی جایگاه وحقوق زنان درفقهبا محوریت:ازدواج برابر در پرتو واکاوی ظرفیت های فقهی شروط ضمن عقد ازدواجباحضور افتخاری:روح الله طالبی توتیدانشجوی دکتری تخصصی حقوق زنان وخانواده دانشگاه تربیت مدرسپژوهشگر مطالعات جنسیت وزنان🗓زمان:سه شنبه ۹ اردیبهشت ماه ⏱ساعت :۱۹در بستر مجازی ✅️لینک نشست در همین کانال بارگذاری خواهد شد.✨انجمن علمی فقه وحقوق دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران ✨راه ارتباطی ما:Telegram:@ijalf_utInstagram:@lawjp_ut_farabi</description>
                <category>روح الله طالبی (توتی)</category>
                <author>روح الله طالبی (توتی)</author>
                <pubDate>Sun, 27 Apr 2025 12:20:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پسران سهم ما و دختران سهم خدا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18399020/%D9%BE%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%87%D9%85-%D9%85%D8%A7-%D9%88-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%87%D9%85-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-gg4syvizoejn</link>
                <description>سیما، زن افغانستانی ٣۴ ساله، دوباره آمده ایران.شش سال پیش با شوهرش آمده بودند تهران برای بچه‌دار شدن. ١۵ سال بود بچه‌دار نشده بودند. شوهرش تک‌پسر است. ماه‌جبین، مادر شوهرش، از همان سال اول بعد از ازدواج آن‌ها، پیله کرده که سیما عقیم است و پسرش باید زنِ دیگر بگیرد، مبادا پدرخدابیامرزش بی‌نسل بماند. شوهر سیما زیر بار نرفته. دکترها گفته بودند مشکل از سیماست. آمده بودند ایران برای گرفتن تخمک و کاشت جنین. یک سال بعد، سیما و شوهرش با فاطمه و زهرا - دوقلوهای دوماهه‌شان - برگشتند افغانستان. سیما می‌گوید ماه‌جبین و فامیل‌های شوهرش به دخترها راضی نشده‌اند. تا سیما برای پسرشان پسر نیاورد، هم‌چنان از نظر آنان اجاقش کور است. می‌گوید دکتر گفته این‌بار فقط پسر می‌کارند. ولی هم هزینه‌اش بالاست هم احتمال ماندن جنین‌ها کم‌تر می‌شود. خودش هیچ راضی به این‌کار نیست. ولی می‌گوید مخصوصاً بعد از آمدن طالبان، امیدی به آینده‌ی دخترها ندارد. وقتی نگذاری دخترها درسشان را بخوانند، مثل زنده به گور کردن می‌ماند. شوهرش هم دیگر از غرهای مداوم مادرش کلافه شده. تمام سرمایه‌شان را آورده‌اند تهران تا این‌بار با یک پسر برگردند و اجاق زندگی‌شان روشن شود.فاطمه و زهرا، دو دختربچه‌ی پنج‌ساله‌ی زیبا، با چشم‌های خوش‌رنگی که شبیه چشم‌های سیما نیست، با بچه‌های دیگر بازی می‌کنند. دو مرد افغانستانی جوان، کنار تاب ایستاده‌اند تا دخترهایشان تاب بخورند. حرفشان گل انداخته. از گرانی تهران و رفتن فامیل‌هایشان گفتند و رسیدند به بچه‌ها. مرد اول به دیگری می‌گوید شما همین دو دختر را دارید؟ پاسخ می‌شنود بله. برای دخترهای هم‌دیگر آرزوی سلامتی می‌کنند. مرد اول می‌گوید دختر شیرین است، نه؟ مرد دوم می‌گوید خیلی. پیغمبر گفته دختر رحمت است. مرد اول می‌گوید دختر غمخوار پدر و مادر است. پسر ولمان می‌کند می‌رود ولی دختر برایمان می‌ماند.نمی‌دانم. شاید دارند هم‌دیگر را دلداری می‌دهند و ته دلشان آن‌ها هم دوست دارند پسر داشته باشند.هیچ‌وقت این ماجرا را نفهمیدم. کدام عقل سلیمی می‌پذیرد که پسر و دختر تفاوت دارند؟ کدام انسان منصفی در این دوره و زمانه حکم می‌دهد که فرزند پسر از فرزند دختر بهتر است؟ ما هیچ‌وقت در خانواده پسر و دختر نداشتیم. در این حد که من نمی‌دانستم نوه‌ی پسری یعنی چه! گویا در برخی خانواده‌ها، پسرِ پسر ارج و قرب دارد. بالاخره قرار است نام پدرانش را زنده نگه‌دارد. مگر پلنگ مازندرانیم که نگران حفظ نسلمان باشیم؟! نگاه می‌کنم به دخترها. و آن آیه‌ی قرآن به ذهنم می‌آید که به طعنه به پسرپرستان می‌گوید: «دختران سهم خدا شدند و پسران سهم شما؟ چه تقسیم ناعادلانه‌ای!»✍🏻 روح الله طالبی توتی@tadaeeat</description>
                <category>روح الله طالبی (توتی)</category>
                <author>روح الله طالبی (توتی)</author>
                <pubDate>Tue, 01 Apr 2025 17:21:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آن پیامبربانو؛ یادداشتی بر فیلم «موسی کلیم‌الله»</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18399020/%D8%A2%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-jnd27akghczm</link>
                <description>این روزها فیلم «موسی کلیم الله؛ به وقت طلوع» در سینماهای ایران به نمایش درآمده و توجه بسیاری از مخاطبان و منتقدان را به خود جلب کرده است. این یادداشت به بهانه‌ی یکی از پرتکرارترین نقدهایی است که درباره‌ی این فیلم، چه در فضای نقد تخصصی و چه در فضای عمومی مطرح می‌شود‌؛ چرا موسی فیلمی زنانه است و چرا این فیلم نشان داده که به یک زن وحی شده است؟ از نخستین باری که این فیلم در جشنواره‌ی فیلم فجر به نمایش درآمد، این مسئله در نقدها ظاهر شد. یکی از منتقدان باور داشت این فیلم تحت تاثیر زن، زندگی، آزادی، روایتی زنانه از داستان موسی ارائه داده و به همین دلیل، وحی بر یک زن را نشان داده است. بعدتر منتقدی در برنامه‌ای تلویزیونی نیز این امر را در سینمای ایران بی‌سابقه خواند. منتقد دیگری نیز شمشیر را از رو بست و فیلم را به بی‌خاصیت‌سازی مردان متهم کرد و پرسید چرا نقش یوکابد، مادر موسی از نقش عمران، پدر او برجسته‌تر است؟ این انتقاد به نشست خبری فیلم هم راه پیدا کرد. یکی از منتقدان از ابراهیم حاتمی‌کیا، کارگردان فیلم، پرسید: «نگران نبودید از این که در این فیلم نشان دادید خدا به یک زن وحی می‌کند؟» کارگردان برای این پرسش عجیب، پاسخی کوتاه و روشن داشت:« من از خودم چیزی را در نیاوردم و این فیلم بر مبنای آیات قرآن ساخته شده است.»پوستر فیلماین آیه‌ی صریح قرآن است که خدا به مادر موسی وحی کرده. نه الهام و نه هیچ چیز دیگر. وحی! همان‌گونه که به موسی و نوح و ابراهیم و عیسی وحی شده. پدر موسی نه تنها در روایت قرآنی نقشی ندارد، بلکه اصلاً هیچ اشاره‌ای به او نیست. منتقدان نیز احتمالاً فراموش کرده‌اند که شهریار بحرانی پیش‌تر در مریم مقدس، بخش مهمی از روایت خود را بر مسئله‌ی وحی به مریم و خشم کاهنانِ مردسالارِ زن‌ستیز از این مسئله متمرکز ساخته بود. سینمای ایران پیش‌تر هم ارتباط وحیانی زنان با خدا را نمایش داده است. جالب توجه است که مهم‌ترین شخصیت‌های زن قرآن، با خدا یا فرشتگان او سخن گفته‌اند. حوا، سارا، یوکابد و مریم.با وجود این، منتقدان بر مبنای تفسیر مشهور، باور دارند خدا به هیچ زنی وحی نمی‌کند و تنها مردان هستند که ممکن است مخاطب وحی الهی قرار بگیرند. حتی در بسیاری از ترجمه‌های قرآن، وحی به مادر موسی به الهام ترجمه شده است. از این رو، نمایش وحی بر یوکابد، مادر موسی در این فیلم را برنمی‌تابند. گفتیم که قرآن صراحتاً از وحی به مادر موسی یاد کرده و اتفاقاً اگر این فیلم خواهان پایبندی به واقعیت قرآنی روایت موسی باشد، باید بر وحی نازل شده بر یوکابد تمرکز کند؛ چون بخش مهمی از داستان زندگی موسی با همین وحی رقم می‌خورد. این یادداشت را بر بازنمایی وحی بر یوکابد در این فیلم صورت‌ می‌بندم.مسئله‌ی پیامبری زنان یکی از بی‌شمار مسائلی است که در گفتمان مطالعات دینی زنانه‌نگر مورد پرسش قرار می‌گیرد. آیا در تاریخ قدسی ادیان، زنان پیامبر نیز وجود داشته‌اند؟ اگر نه، چرا؟ و اگر بله، انگاره‌ی انحصار پیامبری به مردان چگونه در فهم دینی ما شکل گرفته است؟ برای پاسخ به این پرسش سخن را باید از خود پیامبری آغازید. فارغ از این‌که پیشینه‌ی این مفهوم به کجا و در کجا بازگردد، دست‌کم ادیان ابراهیمی بر محور پیامبری شکل گرفته‌اند. کتاب‌های مقدس یهودیان، مسیحیان و مسلمانان مملو از ذکر مقدسان و بزرگانی است که عنوان پیامبر داشته‌اند. اما زنان کجای این داستان هستند؟ تورات، اتفاقاً در خلال روایت موسی، به نخستین زنی که عنوان پیامبر را با خود دارد اشاره می‌کند؛ میریام، خواهر موسی. بنا بر تورات، میریام نبوت خود را در ردیف پیامبری موسی و هارون می‌دانسته، چراکه خداوند با او نیز سخن گفته است. (خروج 15/20؛ اعداد 12/1-2)بعدها سنت یهودی، زنان دیگری را نیز به عنوان پیامبربانو می‌شناساند. کتاب مقدس مسیحی نیز از زنانی یاد می‌کند که مقام نبوت داشتند. اما در عین هم‌بستگی عمیق سنت اسلامی به به سنن دینی اهل کتاب و با وجود تایید پیامبری زنان در کتاب مقدس یهودی و مسیحی، انگاره‌ی انحصار پیامبری به مردان در نگرش عالمان مسلمان چگونه شکل گرفته است؟در ابتدا باید به این مهم اشاره داشت که انحصار پیامبری به مردان میان عالمان مسلمان یکی از موضوعات مورد اختلاف است و برخی از مفسران و عالمان شهیر چون اشعری (د. 324ق)، ابن حزم اندلسی (د. 456ق)، قرطبی (د. 671ق) و ابن عاشور (د. 1394ق) باور داشته‌اند که زنان نیز به پیامبری رسیده‌اند. اما مشهور عالمان مسلمان با این دیدگاه مخالفند. مهم‌ترین دلیلی که مخالفان نبوت زنان به آن استدلال کرده‌اند، مضمونی است که در چند آیه تکرار شده است. برای نمونه «وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ.../ و ما پیش از تو جز رجالی را که به آنان وحی کردیم، نفرستادیم...» (یوسف/ 109) این آیات صراحتاً ارسال پیامبران را به «رجال» منحصر کرده‌اند. در این‌جا گروهی میان مفهوم نبوت و رسالت تفاوت گذارده و گفته‌اند رسولان الهی تنها مرد بوده‌اند اما نبوت و پیامبری به مردان اختصاصی نداشته است. آنان تفاوت میان این دو مفهوم را در این می‌دانند که رسولان مسئول تبلیغ دین الهی هستند اما پیامبران تنها مخاطب وحی قرار می‌گیرند و مسئولیتی در قبال تبلیغ و راهبری دینی ندارند. (راغب اصفهانی ج1/ص533) اما گروه دیگری بر معنای واژه‌ی «رجال» تمرکز کرده‌اند. مفسران و لغت‌‌شناسان بر این نکته تاکید کرده‌اند که واژه‌ی رجل اگر در برابر واژه‌ی إمراه یا نساء به کار برود، به معنای مرد است. در غیر این صورت، «رجل» دلالتی بر مردانگی ندارد و به معنای شخص محترم و دارای شأن است. (طباطبایی ج 15/ص171) به همین دلیل نمی‌توان از این آیه چنین برداشت کرد که تنها به مردان وحی شده و تنها مردان بوده‌اند که به آنان مقام پیامبری اعطا شده است. شاهد آن که قرآن خود از اعطای نبوت به عیسی و یحیی در کودکی یاد می‌کند و روشن است که در زبان عربی نمی‌توان کودک را «رجل» به معنای مرد دانست. در نهایت به نظر می‌رسد که دلیل موجهی برای اختصاص نبوت به مردان وجود ندارد و اگر پیامبری با وحی و ارتباط وحیانی با خداوند به وقوع می‌پیوندد، زنان نیز در جرگه‌ی پیامبران قرار دارند.[1]در قرآن، یکی از زنانی که به او وحی شده و مخاطب خداوند قرار گرفته است، یوکابد مادر موساست. قرآن روایت موسی را از ستم‌هایی که فرعون بر بنی‌اسرائیل روا می‌داشت آغاز می‌کند. فرعون تصمیم گرفته بود پسران بنی‌اسرائیل را از دم تیغ بگذراند و موسی در چنین شرایط دهشتناکی متولد شد. بنا بر روایت تورات مادر موسی سه ماه پس از زایمان او و چون بیم داشت که نوزادش به تیغ فرعونیان سپرده شود، او را در سبدی قیراندود گذاشت و به نیل افکند. اما در قرآن، به نیل افکندنِ موسی پیامد یک رخداد مهم است؛ وحی و دستور الهی.«و ما به مادر موسی وحی کردیم که او را شیر بنوشان و هرگاه بر جان او بیمناک گشتی، وی را به دریا بیفکن. نترس و غمگین مباش که ما او را به تو بازگردانده و از رسولان قرار می‌دهیم... اما قلب مادر موسی تهی گشت و اگر ما او را قوت قلب نبخشیده بودیم تا از مومنان باشد، چیزی نمانده بود که ماجرا را آشکار سازد... سرانجام ما او را به مادرش بازگرداندیم تا روشنی چشمش باشد و غم نخورد و بداند وعده‌ی الهی حتمی و عین حقیقت است.» (قصص 7-13)این قطعه از روایت موسی با وحی به یوکابد آغاز می‌شود و نقطه‌ی محرکه‌ی آن، دستوری است که یوکابد از سوی خدا دریافت می‌کند. این وحی، یوکابد را در موقعیت خاصی قرار می‌دهد. او دیگر تنها یک مادر نیست که از جان فرزندش بیم دارد. او مادری است که پیام الهی را حمل می‌کند. پیامی که علاوه بر انباء و اخبار، حاوی یک ماموریت دشوار است. سپردن فرزند شیرخوار به موج‌های خروشان نیل با تمام مخاطرات و تهدیدها، طبیعتاً تنها بر مبنای اعتماد به علم و حکمت فرابشری الهی معقول می‌نماید و مخصوصاً برای مادری که می‌خواهد جان فرزندش را حفظ کند، گزینه‌ی مورد انتظاری نیست. اما یوکابد به وحی اعتماد می‌کند و ماموریتی که در پیام الهی به او واگذار شده را به انجام می‌رساند. هرچند قرآن از دل‌نگرانی و آشفته‌حالی یوکابد در مسیر انجام ماموریت خود خبر می‌دهد، اما او نیز مانند تمام برگزیدگان الهی، در حمایت خدا قرار می‌گیرد و ایمان و اطمینان به یاری‌اش می‌آید. روایت قرآنی به هیچ عنوان با روایت‌های نظیر خود قابل مقایسه نیست. مثلاً در روایت تورات یوکابد ناگهان تصمیم می‌گیرد فرزندش را به نیل بسپارد و هیچ‌گاه به این پرسش پاسخ داده نمی‌شود که چرا یک مادر باید با دستان خودش فرزندش را در چنین موقعیتی قرار دهد. به‌ویژه آن‌که در روایت تورات، فرعون نیز برای کشتن پسران بنی‌اسرائیل، بر خلاف قرآن که از ذبح آنان یاد می‌کند، نوزادان را به نیل می‌افکند.با این مقدمه‌ی نه‌چندان کوتاه، می‌توان فیلم موسی کلیم الله را از منظر روایت پیامبری یوکابد نگریست. فیلم با مقدمه‌ای بر اهمیت منجی برای بنی‌اسرائیل آغاز می‌شود. قومِ پیش‌تر مقرّب، پس از یوسفِ نبی، اکنون در مصر به ذلت و خواری کشانده شده‌اند. در میان مردمی که با تضرع از خداوند ظهور منجی را می‌خواهند، تصویری از یوکابد می‌بینیم؛ در نمایی نزدیک. در این نما، فیلم شخصیت اصلی خودش را معرفی می‌کند. در ادامه و پس از دستور فرعون به قتل پسران نیز ما با یوکابد همراه می‌شویم. روزمرگی‌هایش را می‌بینیم، جارو زدن‌ها و آب از چاه کشیدن‌ها و رُفت و روب‌ها؛ تمام آن‌چه ممکن است بر یک زن معمولی عبرانی در آن روزگار بگذراند. روایت جلو می‌رود و در شرایطی که پس از دستور فرعون به قتل نوزادان پسر، زنان از بارداری هراس دارند و در بیم و امید به‌سر می‌برند، یوکابد باردار می‌شود. زنان از سویی امید دارند فرزندشان دختر باشد تا از مرگ رهایی یابد، از سوی دیگر این امکان وجود دارد که آنان حامل منجی موعود باشند. آرام آرام تفاوت‌های شخصیتی یوکابد با دیگران برجسته می‌شود. او را در موقعیت عبادت می‌بینیم. عمران، همسر او، اشاره می‌کند که این روزها یوکابد بیش از پیش در محراب عبادت می‌ایستد. از قول او می‌شنویم که یوکابد می‌تواند شایسته‌ی مادر منجی بودن باشد. یوکابد از این امکان هراسناک است. جدا از نگرانی‌های او در مورد قتل فرزندش توسط فرعونیان، او نمی‌تواند بپذیرد در موقعیت ممتاز مادر یک منجی قرار بگیرد. یوکابد خود را تا این اندازه شایسته نمی‌داند. همین تواضع و فروتنی نیز ما را مجاب می‌کند که این زن می‌تواند مادر منجی باشد. روایت پیش می‌رود. یوکابد فرزندش را می‌زاید و در عین شگفتی، مجموعه‌ای از علل مادی و معنوی دست به دست هم می‌دهند تا نوزاد قربانی وحشی‌گریِ فرعونی نشود و در موقعیت‌های متعددی، از خطر جان سالم به در ببرد. یوکابد تمام این موارد را نظاره‌گر است و گویی به‌تدریج می‌پذیرد که کودکی خاص را به دنیا آورده‌است. این مسئله نگرانی او را دوچندان می‌کند. فیلم در این بخش از الگوی بسیاری از فیلم‌های مطرح این سال‌ها در مورد زندگانی پیامبران پیروی می‌کند. یک انسان عادی، به مرور با نشانه‌هایی فراعادی رو‌به‌‌رو می‌شود. نشانه‌ها مؤید حضوری الهی‌اند. شخصیت با نشانه‌ها همراه می‌شود و در نهایت، ناگهان اتفاقِ وحی رخ می‌دهد. در سنت اسلامی از نشانه‌های خارق‌العاده‌ای که پیش از نبوت یک پیامبر به وقوع می‌پیوندد با عنوان اِرهاص یاد می‌شود. در فیلم، گویی این نشانه‌ها ارهاصی بر نبوت یک پیامبرند.سکانس وحی بر یوکابد در فیلم، باشکوه و تاثیرگذار از آب درآمده. زنی سپیدپوش و روحانی، در چشمه‌ای زلال و جوشان، در برابر خدا ایستاده است؛ سرگشته، حیران، ملول، امیدوار و در انتظار یک پاسخ. این‌جاست که وحی نازل می‌شود؛ با تکرار خطاب «ای مادر موسی...»یوکابد پیام الهی را دریافت می‌کند. او باید فرزندش را به نیل بسپارد. علاوه بر این، نباید بترسد و غم‌گین باشد. این دستور هم به اندازه‌ی دستور نخست مهم است. یوکابد حیران‌تر می‌شود. در ابتدا می‌خواهد از کیستیِ قائلِ این دستور مطلع شود. آرام آرام از الهی بودن آن مطمئن شده و وحی را تمام و کمال دریافت می‌کند. سپس با چهره‌ی رنجور و عرق‌کرده‌ی او در خانه روبه‌رو می‌شویم. یوکابد تب و لرز کرده و از سرما به خود می‌لرزد. عمران تلاش دارد او را آرام کند. یوکابد از این‌که مورد خطاب وحی الهی قرار گرفته در پوست خود نمی‌گنجد. ناباوری و شعف در هم‌آمیخته. وحی به او ماموریتی داده که اجرای آن آسان نیست.در ادامه، گفت‌وگوی یوکابد و عمران بر سر صحت و اصالت وحی بر یوکابد، شاید یکی از مهم‌ترین سکانس‌های فیلم را رقم می‌زند. عمران در صحت نزول وحی الهی بر یوکابد تردید دارد. او در ابتدا تلاش می‌کند وحی نازل شده بر یوکابد را به ندای درونی او تفسیر کند. اما یوکابد اصرار دارد که صدا را با همه‌ی وجودش شنیده‌است. سپس عمران پس از مشورت با بزرگ قوم، تردید دیگری را در این‌باره مطرح می‌کند؛ چرا وحی باید بر یک زن نازل شود؟ مجادله‌ای که میان عمران و یوکابد در این‌باره شکل می‌گیرد، به اطمینان قلب یوکابد و عزم راسخ او برای انجام ماموریت الهی می‌انجامد. در نهایت، یوکابد رو به عمران می‌گوید: «وحی گفت ای مادر موسی... مادر موسی هم من هستم، نه تو و نه بزرگ قوم!»مریلا زارعی در نقش یوکابد و علیرضا کمالی در نقش عمراناین سکانس‌ها، ذهن مخاطبِ آشنا با سنت اسلامی را بی‌شک به گزارش‌های نخستین وحی و مبعث پیامبر سوق می‌دهد. پیامبر که گویی مدتی با نشانه‌هایی فراعادی مواجه بوده، آن‌هنگام که در حرا برای عبادت خلوت گزیده است، مورد خطاب وحی قرار می‌گیرد. گزارش‌ها از گفت‌وگوی پیامبر و خدیجه پس از این واقعه می‌گویند و سرمای شدیدی که بر پیامبر عارض شده بود. هم‌چنین تردیدهایی که دیگران درباره‌ی صحت و اصالت وحی داشتند و گروهی که نمی‌توانستند بپذیرند وقتی عالمان بزرگی میان آنان وجود دارند، چرا وحی باید بر محمد (ص) نازل شود؟در ادامه‌ی فیلم، شاهد تلاش یوکابد برای به انجام رساندن ماموریتش هستیم. او رنج‌ها و نگرانی‌ها و تردیدها و مرارت‌های مسیر را به جان می‌خرد و در سکانس پایانی، ماموریت خود را با سربلندی به انجام می‌رساند؛ موسی به نیل سپرده می‌شود تا فصل جدید داستان زندگی این منجی آغاز شود.تاکید فیلم بر این پایان، مؤید دیگری بر روایت اصلی و مضمون آن است. اگر فیلم را به عنوان روایت کودکی موسی هم بدانیم، قطعاً فیلم نباید در این نقطه به پایان برسد. اما اگر فیلم را از منظر روایت پیامبری و پیام‌داریِ یوکابد ببینیم، سپردن موسی به نیل، نقطه‌ی اوج ماموریت الهی اوست؛ هم‌چون عروج عیسی و به خشکی نشستن کشتی نوح. خوش‌بختانه، ابراهیم حاتمی‌کیا در «موسی کلیم‌الله؛ به وقت طلوع»، این خط روایی را آن‌قدر آشکار و بدون تکلف به نمایش کشیده که نمی‌توان آن را انکار کرد. زنانه‌نگری فیلم جز تمرکز بر شخصیت‌های اصلی و محوری زن، در عناصر دیگری چون تاکید بر حضور پررنگ طبیعت و به تصویر کشیدن بدیع و پرجزئیات زایمان به عنوان امری کاملاً زنانه که در سینمای ایران نیز بی‌سابقه بوده است، هویدا می‌شود. به همین دلیل گزاف نیست اگر «موسی کلیم‌الله؛ به وقت طلوع» را زنانه‌ترین فیلم ابراهیم حاتمی‌کیا و البته، زنانه‌ترین فیلم سینمای تاریخی و دینی ایران بدانیم. حتی در مریم مقدس ساخته‌ی شهریار بحرانی نیز با وجود تمرکز بر شخصیت مریم، تا این اندازه نمی‌توان مولفه‌ها و عناصر زنانه را به طور برجسته واکاوید. این زنانه‌بودن البته هم‌سو با روایت قرآنی از داستان تولد موساست. در قرآن، روایت تولد موسی چهار کنشگر اصلی دارد؛ فرعون، یوکابد، میریام و آسیه. تنها مرد، فرعون است و در جبهه‌ی منفی داستان. شخصیت‌های مثبت همه زن هستند و کنش‌های آنان است که روایت را پیش می‌برد و به نجات جان موسی ختم می‌شود. روایت موسی در قرآن، دست‌کم در بخش کودکی او، یک روایت زنانه است با کنشگران اصلی زن. «موسی کلیم‌الله؛ به وقت طلوع» نیز به درستی این مولفه را بازتاب داده است. شاید اگر حاتمی‌کیا از حاشیه‌ها می‌گذشت، کمی روایت را پیش می‌برد و فیلم، از آب گرفتن موسی توسط آسیه و بازگشت او به یوکابد را نیز به نمایش می‌گذاشت، با فیلم کامل‌تری روبه‌رو بودیم. اما تا همین‌جا نیز می‌توان از بازنمایی تصویری این روایت قرآنی بر پرده‌ی سینما لذت برد.مریلا زارعی برای ایفای نقش یوکابد نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن جشنواره‌ی فیلم فجر شد[1]  پیش‌تر در مقاله‌ای با عنوان «بازنگری در نبوت زنان؛ مطالعه‌ی موردی حضرت مریم در قرآن» که در پژوهش‌نامه‌ی زنان منتشر شد، دلایل موافقان و مخالفان پیامبری زنان و مفهوم پیامبری در سنت ادیان ابراهیمی را مفصلاً به بحث گذارده‌ایم.</description>
                <category>روح الله طالبی (توتی)</category>
                <author>روح الله طالبی (توتی)</author>
                <pubDate>Fri, 14 Mar 2025 15:42:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرشته را دیدم،عشق من! نقش خدیجه در روایات مبعث پیامبر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18399020/%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%85%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%AE%D8%AF%DB%8C%D8%AC%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%A8%D8%B9%D8%AB-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-o02fj5dhpf9q</link>
                <description>فرشته را دیدم عشق من!نقش خدیجه در روایات مبعث پیامبر١. خلاف اهمیتی که مبعث برای مسلمانان دارد، گزارش‌های منابع اسلامی از وحی‌های نخستین و آغاز رسالت پیامبر، تفاوت‌هایی دارند و بعضاً هم‌سو نیز نیستند. مشهورترین گزارش که به روایت  «اقرأ/بخوان» نام‌بُردار گشته است، از نخستین گزارش‌های بعثت است. گریگور شولر در کتاب خود پیرامون ماهیت و وثاقت زندگی‌نامه‌ی پیامبر به نقد و بررسی این روایت نیز پرداخته و روند نقل آن را واکاویده است.٢. روایت از غار حرا آغاز می‌شود؛ جایی که پیامبر جهت عبادت در آن خلوت گزیده بود. ناگهان حضوری قدرتمند و الوهی را احساس می‌کند که از او می‌خواهد  «بخواند» و پیامبر پاسخ می‌دهد که خواندن نمی‌داند. فرشته درخواستش را تکرار می‌کند. پس از مکالمه‌ای کوتاه، پیامبر فرشته را می‌بیند که بر اساس گزارش،  «گویی سراسر افق را پوشانده بود.»٣. بلافاصله پس از این تجربه‌ی قدرتمند، پیامبر به خانه و نزد همسرش خدیجه بازمی‌گردد. مواجهه‌ی خدیجه با تجربه‌ی الوهی پیامبر، کاملاً حمایتگرانه است. بنا بر گزارش، خدیجه محاسن اخلاقی پیامبر و امانت‌داری و محبت او به دیگران را یادآوری می‌کند و اطمینان می‌دهد که به تجربه‌ی خالصانه‌ی او ایمان دارد و پیامبر نیز نباید در این مورد نگرانی‌ای به خود راه دهد. ۴. خدیجه ماجرا را با پسرعمویش، وَرَقه در میان می‌گذارد. ورقه پیرمردی در پی حقیقت و احتمالاً مسیحی، شگفت‌زده از آن‌چه شنیده، از خدیجه می‌خواهد تا با همسرش همراهی کند زیرا  «ناموس اکبر که بر موسی نازل شده، بر محمد نیز نزول یافته و او پیامبر این قوم خواهد بود.» خدیجه در گام بعد، دیداری میان پیامبر و ورقه ترتیب می‌بیند و در این دیدار، ورقه بنا بر کتب مقدس پیشین، از مرارت‌ها و دشواری‌های مسیر رسالت با پیامبر سخن می‌گوید. ۵. گزارشی دیگر، از تلاش خدیجه برای یقین حقیقی به وحی می‌گوید. زمانی که جبرائیل بر پیامبر نازل می‌شود، خدیجه حجاب از سر بر می‌دارد و از پیامبر می‌پرسد هنوز فرشته را می‌بیند؟ پاسخ منفی پیامبر، مؤیدی بر منشأ الوهی تجربه‌ی وحیانی او به‌شمار می‌رود. ارتباط برهنه‌بودن سر و الوهی‌ بودن این تجربه، می‌تواند با حکمِ انجیلیِ لزوم پوشاندن سر زنان هنگام دعا مرتبط باشد.  «هر زنی که برهنه‌سر نزد خدا دعا کند، سر خود را رسوا ساخته‌است... آیا شایسته است که زن ناپوشیده نزد خدا دعا کند؟»۶. فارغ از نقدهایی که ممکن است به جزئیات این روایات وارد آید، برای قرن‌ها مسلمانان از تمامی مذاهب و فرق، بر مبنای این گزارش‌ها بعثت پیامبر را بزرگ داشته‌اند؛ اما نقش مهمی که خدیجه در این میان ایفا کرده‌است، عموماً به‌اندازه‌ی اهمیت آن در خود روایت، برجسته نشده است. در این گزارش‌ها، عزم راسخ خدیجه در پذیرش بی‌چون و چرای پیامبر و تلاش برای اطمینان و آرامش خاطر او، تصویری از زنی حامی، زیرک و عاشق را به نمایش می‌گذارد؛ همان‌گونه که پیامبر بعدها از او یاد کرده بود.✍🏻 روح الله طالبی توتیپژوهش‌گر مطالعات جنسیت و زنان</description>
                <category>روح الله طالبی (توتی)</category>
                <author>روح الله طالبی (توتی)</author>
                <pubDate>Tue, 28 Jan 2025 19:46:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فقدان زنِ مهمِ تاریخِ معاصرِ ایران!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18399020/%D9%81%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%86%D9%90-%D9%85%D9%87%D9%85%D9%90-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%D9%90-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1%D9%90-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-lcbtluqsnzvs</link>
                <description>منیره گرجیمنیره گرجی درگذشت. زنِ مهمِ تاریخِ معاصر ایران. تنها زن حاضر در مجلس خبرگان قانون اساسی که حضورش از سر نمایش و رفع تکلیف نبود. خلاف برخی زنان که در این مواقع مردتر از مردان‌اَند، منیره گرجی مردان پیرامونش را به پرسش گرفت و به چالش کشید و تلاش داشت قانون اساسی، زن‌ستیزانه تاسیس نشود.هر بار لبخند او به مردی که در جلسه‌ی مجلس خبرگان می‌گوید  «عقل زن ناقص است» را می‌بینم، رنج می‌کشم. در خاطراتش گفته برخی مردان حتی بودنِ او را مفسده‌آمیز می‌دانستند و برنمی‌تافتند!روحش شاد. باشد که بشناسیمش.@tadaeeat</description>
                <category>روح الله طالبی (توتی)</category>
                <author>روح الله طالبی (توتی)</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jan 2025 17:25:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>🎄 رنجِ زادن؛ وجه زنانه‌ی کریسمس در قرآن 🎄</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18399020/%D8%B1%D9%86%D8%AC%D9%90-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D9%88%D8%AC%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D9%85%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-yxlqixvlzwpp</link>
                <description>کریسمس احتمالاً موردتوجه‌ترین جشن جهان است که در اصل، عید بزرگداشت زادروز عیساست. مریم، شناخته‌شده‌ترین شخصیت زن تاریخ نیز نقشی اساسی در کریسمس دارد. دو دین بزرگ جهان - #مسیحیت و #اسلام - از او تجلیل کرده‌اند و در کتاب مقدس خود او را ستوده‌اند. شاید مهم‌ترین واقعه‌ی زندگی مریم، زادنِ عیسی یا همان #کریسمس باشد. اما چهره‌ی مریم در سنت دینی اسلام و مسیحیت یکسان نیست و همین منجر به این شده که تفسیرهای گوناگونی پیرامون اهمیت او در این واقعه شکل بگیرد.در کتاب مقدس مسیحی، مریم نخستین بار به عنوان دختری معرفی می‌شود که نامزد دارد و بدون آن‌که دلیل آن مشخص باشد، برای بار برداشتن به کلمه‌ی خدا - عیسی - انتخاب می‌شود. نامزد مریم که متوجه بارداری او شده، قصد دارد از او جدا شود اما فرشته‌ی خدا او را متقاعد می‌کند که مریم گناه‌کار نبوده است. مریم فرزندش را با همراهی نامزدش به دنیا می‌آورد و از این‌جا به بعد، شخصیت اصلی روایت، عیساست و مریم در چند پرده، در قالب مادر نگران و دل‌سوز او ظاهر می‌شود. سنت مسیحی غالب، عیسی را در جایگاه خدا و مریم را در جایگاه مادر خدا می‌نشاند؛ همان نقشی که الهگان مادر دیگر در سنت یونانی و رومی ایفا کرده بودند. مفسران زنانه‌نگر، از نقش کلیشه‌ای و انفعال مریم در روایت کتاب مقدس مسیحی انتقاد می‌کنند. در روایت مسیحی، تنها اهمیت مریم، باردارشدن به انتخاب خدا، زادن عیسی و مادری برای اوست، بدون آن‌که مشخص شود چه امتیاز فردی و شخصی‌ای نسبت به زنان دیگر برای این امر داشته است.در تصویرسازی‌های مسیحی از ولادت عیسی، نامزد مریم و دیگران نیز حضور دارند.روایت قرآنی از مریم در عین هم‌سویی با روایت انجیلی، یک‌سره چهره‌ی متفاوتی از او به نمایش می‌گذارد. مریم، شخصیت نقش اول زن قرآن و شخصیت نقش اول روایت خود و حتی عیساست. داستان این خانواده، با ولادت مریم آغاز می‌شود و قرآن تمرکز خود را بر اهمیت محوری مریم قرار داده و نشان می‌دهد چگونه شایستگی‌های فردی این دختر باعث شده تا خدا او را برای معجزه‌ی خویش برگزیند. مریم در قرآن، نامزد یا شوهر ندارد و تنها پسرش هم با نام او شناخته می‌شود. قرآن صراحتاً از معجزه بودنِ  «مریم و پسرش» - و نه عیسی و مادرش - یاد می‌کند و معجزه‌ی زادنِ عیسی را نیز با محوریت مریم روایت می‌کند. قرآن در تقابل با الهه‌پنداری مریم در سنت مسیحی، چهره‌ی بشری او به عنوان زنی عادی اما روحانی را به نمایش می‌کشد. زنی که از کودکی دل به عبادت سپرده است و به دلیل شایستگی‌های معنوی، برای حمل کلمه و روح خدا برگزیده می‌شود. روایت مریم با زادنِ عیسی تمام نمی‌شود و او هم‌چنان اهمیت خود را به عنوان یکی از شخصیت‌های قرآنی حفظ می‌کند. تفاوت چهره‌ی مریم در سنت مسیحی و اسلامی را می‌توان از خلال روایت کریسمس بیش‌تر روشن ساخت. در انجیل، زمانی که نامزد مریم او را می‌پذیرد، عیسی به عنوان فرزند او شناخته می‌شود. مریم فرزندش را در حالتی معمولی به دنیا می‌آورد و سکوت متن درباره‌ی خود زایمان به عنوان یک تجربه‌ی زنانه، همان است که از یک متن مردانه انتظار داریم. از این رو برخی متون پساانجیلی زایمان مریم را بدون درد توصیف می‌کنند تا وجه الوهی او را برجسته سازند.در قرآن، روایت زایمان مریم، نمایشی از رنج بشری عمیقی است که یک زنِ روحانیِ در معرضِ اتهام ناپاکی آن را تجربه می‌کند. مریم در روایت قرآنی، تنهاست و این درد زایمان است که او را به سوی بیابانی دورافتاده می‌کشاند. مریم در اوج تنهایی و رنج، مانند هر انسان رنج‌دیده‌ی دیگر، آرزو می‌کند کاش پیش از این مُرده بود! تاکید قرآن بر تجربه‌ی زنانه‌ی درد زایمان، به‌نحوی تاکید بر جنبه‌ی بشری مریم است  و احساس نزدیکی مخاطب با او را در پی دارد. در ادامه‌ی روایت نیز قرآن شخصیت محبوبش را رها نمی‌کند و چالش پیش روی مریم برای مواجهه با دیگران پس از زادنِ عیسی را نمایش می‌دهد. مریمِ قرآنی از دید زنانه، شخصیت جذاب و الهام‌بخشی است که در عین ارتباط وحیانی با الوهیت، رنج جسمی بشری یعنی درد زایمان را در پیچیده‌ترین حالت تجربه می‌کند و با اتهام ناپاکی، در دشوارترین موقعیت اخلاقی و روانی قرار می‌گیرد و با آرزوی مرگ، ملموس‌ترین شکوه‌های انسانی را به نمایش می‌گذارد. اما استقامت می‌ورزد، بر مسیر خود ثابت‌قدم می‌ماند و از تمام ناملایمات سرافراز برون می‌آید.در تصویرسازی‌های اسلامی، بر تنهایی و محوریت مریم  در ولادت عیسی تاکید می‌شود.به همین دلیل قرآن هنگام معرفی یک الگوی جامع برای مومنان - چه زن و چه مرد - مریم را معرفی می‌کند. چون مریم صرفاً یک دختر منفعل و مادر کلیشه‌ای نیست. مادری تنها جنبه‌ای خاص - و البته عظیم - از زندگی اوست. در قرآن، مریم تنها به دلیل زادنِ عیسی، تجلیل نشده؛ او مریم بوده که شایسته‌ی این تجلیل شده است.</description>
                <category>روح الله طالبی (توتی)</category>
                <author>روح الله طالبی (توتی)</author>
                <pubDate>Wed, 01 Jan 2025 11:58:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حضور گروه مطالعات زنان دانشگاه تربیت مدرس در اجلاس بین المللی خانواده، آینده، پیوندهای پایدار</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18399020/%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AC%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%BE%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-ltncudeg4q6d</link>
                <description>اجلاس بین المللی ،خانواده اینده و پیوندهای پایدار روز چهارشنبه ۲۸ آذرماه در مرکز همایشهای بین المللی صدا و سیما برگزار شد.دکتر مسعود پزشکیان رئیس جمهور دکتر محمد باقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی و دکتر فاطمه محمد بیگی، رئیس فراکسیون زنان مجلس مهمان ویژه این اجلاس بودند.در این اجلاس جمعی از استادان، پژوهشگران و فعالان حوزه‌ی زنان و خانواده حضور داشتند.گروه مطالعات زنان دانشگاه تربیت مدرس نیز در بخش نمایشگاهی این اجلاس حضور داشت و به ارائه‌ی محورهای پژوهشی رساله‌ها و پایان‌نامه‌های این گروه آموزشی پرداخت.نمایندگان گروه مطالعات زنان، در گفت‌وگو با دکتر قالیباف، درباره‌ی همکاری افزون‌تر مرکز پژوهش‌های مجلس و دانشجویان رشته‌ی مطالعات زنان و پیگیری برخی قوانین مربوط به این حوزه هم‌چون قانون تامین امنیت بانوان سخن گفتند.علاوه بر این در دیدار با دکتر سمیه رفیعی، عضو فراکسیون زنان مجلس از لزوم برگزاری جلسات تخصصی با دانشجویان و اساتید این حوزه مطالبات خود را بیان داشتند و در گفت‌وگو با خانم طاهره کلانکی، مشاور امور زنان و خانواده صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، درباره‌ ارائه‌ طرح‌ برنامه‌های تخصصی حوزه زنان و خانواده تبادل نظر انجام گرفت.</description>
                <category>روح الله طالبی (توتی)</category>
                <author>روح الله طالبی (توتی)</author>
                <pubDate>Mon, 23 Dec 2024 15:18:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صلح،چهره‌ی زنانه دارد؛ رویای صلح خاورمیانه در  «حالا کجا برویم؟»</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18399020/%D8%B5%D9%84%D8%AD%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B5%D9%84%D8%AD-%D8%AE%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%84%D8%A7-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%85-ztisyjaytben</link>
                <description>‍ ‍ 🕊صلح، چهره‌ی زنانه دارد؛ رویای صلح خاورمیانه در فیلم «حالا کجا برویم؟»🕊١. یک سال از عملیات ٧ اکتبر (طوفان الاقصی) گذشت و با اوج گرفتن جنایات جنگی اسرائیل در نوار غزه و به‌ویژه پس از ترور سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان، دیگر کسی تردیدی ندارد که اقدامات اسرائیل می‌تواند به گسترش چرخه‌ی خشونت‌های افسارگسیخته‌ای منجر شود که جنگ، تنها بخشی از آن است. در این شرایط، سخن گفتن از صلح نیز آسان نیست. ٢. صلح، نیازمند تقویت رواداری و دست کشیدن از اقتدارطلبی است. نفی هرگونه تمامیت‌خواهی و انحصارگرایی و ایجاد بسترهای واقعی جهت هم‌زیستی همه‌ی گروه‌های نژادی، قومیتی و مذهبی. به طور خاص در خاورمیانه، با تکثر فراوان اقلیت‌ها و اکثریت‌های گوناگون، تحقق رویای «صلح» دشوار به نظر می‌رسد. حتی به تصویر کشیدن این رویا و چگونگی احقاق آن نیز آسان نیست.٣. نادین لَبَکی، نویسنده و کارگردان شهیر لبنانی، پیش از فیلم تحسین‌شده‌اش با عنوان کفرناحوم، اثر قابل تاملی را عرضه کرده است که مستقیماً به طرح مسئله‌ی صلح می‌پردازد. پرسش اصلی حالا کجا برویم؟ که در جشنواره‌های متعددی حضور داشته اما در خاورمیانه کم‌تر دیده شده است، چنین طرح می‌شود که تحقق رویای جمعی صلح، چگونه ممکن است؟۴. روایت فیلم در یک روستای چندفرقه‌ای در لبنان می‌گذرد. روستایی که استعاره‌ای از لبنان و حتی تمام خاورمیانه است. آتش اختلافات فرقه‌ای همواره میان گروه‌های مختلف ساکن روستا روشن بوده و کوچک‌ترین اقدامی، روستا را تا مرز جنگ داخلی پیش برده است. داستان از جایی آغاز می‌شود که با اوج گرفتن تنش‌ها، زنان تصمیم می‌گیرند برای تحقق رویای صلح، به اقدامی عملی دست بزنند.۵. روایت پرجزئیات فیلم، به آرامی مخاطب را به این نتیجه می‌رساند که بسیاری از تنش‌ها و افتراقات، از سوءتفاهم‌هایی نشئت می‌گیرد که طرفین درگیری به جای تمرکز بر حل آن، با دامن زدن به آن، بیشتر بر دامنه‌ و عمق وخامت اوضاع می‌افزایند. خودسری و اقتدارگرایی و تعصب و جهل، همه دست به دست یک‌دیگر می‌دهد تا جنگ سایه‌ی خود را بگستراند و نور صلح را در تاریکی خود محو کند.۶. زنان، به این نتیجه می‌رسند که سخن گفتن از صلح کافی نیست. در گام نخست باید تصویر آرمانی از جامعه‌ی به صلح رسیده را به رویایی جمعی و مشترک بدل کرد. و این مهم ممکن نیست مگر با گام نهادن در مسیر زیستنِ رویا که منجر به تحقق لحظه به لحظه‌ی آن خواهد شد.زنان، وارد فرایند بی‌نهایتی از تلاش برای تغییر می‌شوند. شکست می‌خورند، ناامید می‌شوند، به آخر خط می‌رسند، برمی‌خیزند، دوباره آغاز می‌کنند و کم نمی‌آورند. در انتهای فیلم، زنان، خسته از تمام تلاش‌های به ثمر نرسیده، در اقدامی استعاری، صلح را درون خودشان محقق می‌کنند؛ هر زن، وانمود می‌کند هویتِ زنِ دیگر را پذیرفته است.٧. زنِ مسیحی حجاب بر سر می‌گذارد و زنِ مسلمان، صلیب بر گردن می‌اندازد. حلیمه، کلودیا می‌شود و ماری، فاطمه نام می‌گیرد. از مسجد، سرود مریم به گوش می‌رسد و در کلیسا، آیات سوره‌ی مائده را  می‌خوانند. در آخرین سکانس فیلم، زنانی را می‌بینیم که در عزای عزیزان خود که جنگ، مرگشان را خواسته است، در کنار یک‌دیگر به سوگواری می‌نشینند. مخاطب، متعجب از این دگرگونی ظاهری، گویی درباره‌ی دلیل تمام جنگ‌ها به تردید می‌افتد. اگر دیگری تا این حد به ما نزدیک است، پس چرا می‌جنگیم؟٨. حالا کجا برویم؟ را در این روزها ببینیم و درباره‌ی آن بیندیشیم و گفت‌وگو کنیم. شاید ما هم نیازمند آن هستیم که صلح را در یک فرایند آرمانی اما واقعی، در زیستِ خودمان تحقق ببخشیم.🔹اتوپیانیست؛ روح‌الله طالبی توتی ⭕ اتوپیا، امید، آگاهی ... 🆔 @Utopianist_Nasravi</description>
                <category>روح الله طالبی (توتی)</category>
                <author>روح الله طالبی (توتی)</author>
                <pubDate>Mon, 07 Oct 2024 14:48:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هر جا که آنان را یافتید، بکشید!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18399020/%D9%87%D8%B1-%D8%AC%D8%A7-%DA%A9%D9%87-%D8%A2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%DA%A9%D8%B4%DB%8C%D8%AF-kx0ew6wigniw</link>
                <description>١. پس از آن‌که داعش در بیانیه‌‌ای مسئولیت حمله‌ی تروریستی در کرمان را به عهده گرفت، بنا به روال همیشگی دوباره پرسش از نسبت میان تروریسم و اسلام مطرح شد. داعش این عملیات را غزوه  «واقتلوهم حیث ثقفتموهم/ آنان را هر جا که یافتید، بکشید» عنوان کرد. این عبارت قرآنی، صریح‌ترین آیه‌ی قرآن درباره‌ی  «کشتنِ غیرمسلمانان» است.٢. ما مسلمانان که نمی‌پذیریم رفتار داعش و گروه‌های تروریستی دیگر، اسلامی است، باید پاسخی برای منتقدان به ترویج خشونت و کشتار توسط متن مقدس اسلام داشته باشیم. یا دست‌کم به این واقعیت اذعان کنیم که قرآن فرمانی صریح درباره‌ی کشتنِ غیرباورمندان/مشرکان/کافران دارد و این وظیفه‌ی ماست که اصطلاحاً تکلیف خودمان را با این آیات روشن سازیم. ٣. خوش‌بختانه فهم موضع قرآن در این‌باره دشوار نیست و نیازی به تفاسیر پیچیده و توجیه و تاویل متن ندارد. برای نمونه در مورد همین عبارت صریح، کافی است آن را در بافت دیگر آیاتِ پس و پیش آن بخوانیم تا قضاوت کنیم این آیات مجوزی برای کشتن غیرمومنان هست یا نه.«و در راه خدا با کسانی که با شما می‌جنگند، بجنگید و تجاوزکاری نکنید که خدا متجاوزان را دوست ندارد. هر کجا که آنان را یافتید، بکشید و از آن‌جا که اخراجتان کردند، بیرونشان کنید. فتنه از کشتار بدتر است. در مسجد الحرام با آنان نجنگید مگر آن‌که آنان با شما بجنگند. پس اگر با شما جنگیدند آنان را بکشید که کیفر کافران این‌گونه است. اگر از جنگ بازایستند، خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.» بقره/١٩٠_١٩٢۴. روشن است که اگر این عبارت خارج از بافت خود خوانده شود، معنایی کاملا متفاوت از مقصود اصلی متن خواهد داشت که دستاویزی برای کشتار و جنگ‌افروزی است. در مورد دیگر آیات اصطلاحا جنگ‌طلبانه‌ی قرآن نیز همین مسئله وجود دارد. اساسا علت جواز جنگ به صراحت در قرآن مورد اشاره قرار گرفته است: «به آنان که جنگ بر ایشان تحمیل شده، اجازه‌ی جنگ داده شده است چراکه آنان مورد ظلم قرار گرفته‌اند.» حج/ ٣٩۵. حتی در همین شرایط که جنگ برای دفاع مجاز دانسته شده، گویا کشتن بی‌قید و شرط هر آن‌که در جنگ نقش دارد مجاز نیست. «آنان که با هم‌پیمانان شما پیمان دارند یا به سوی شما می‌آیند و یا از جنگ با شما و قوم خود ناتوانند... اگر از شما کناره گرفتند و با شما نجنگیدند و پیشنهاد صلح دادند، خداوند برای شما بر علیه آنان دستاویزی قرار نداده است و نباید متعرض آنان شوید.» (نساء/ ٩٠) ۶. آیات دیگری که درباره‌ی جنگ سخن می‌گویند، به این اصل اساسی پایبندند که جنگ نباید به دلیلی جز دفاع در برابر آن‌که جنگ را آغاز کرده باشد. برای نمونه اگر در حین جنگ، یکی از افراد دشمن درخواست امان کند «به او پناه بده تا سخن خدا را بشنود و او را به محل امنی برسان» (توبه/۶) یا دستور به جنگ با مشرکان به تاوان آن است که «مشرکان همگی با شما وارد جنگ شده‌اند.» (توبه/٣۶)٧. این آیات از جنگ با مشرکان سخن می‌گویند و روشن است که درباره‌ی پیروان دیگر ادیان که قرآن خود بر حقانیت آنان صحه می‌گذارد، نمی‌توان قائل به جنگ و کشتار شد، مگر آن‌که تقابل سیاسی منجر به جنگ شود. به همین دلیل قرآن جنگ با گروه‌های خاصی از اهل کتاب که در تقابل سیاسی- نظامی با مسلمانان قرار گرفته‌اند - نه همه‌ی آنان - را مجاز می‌داند، البته غایت این جنگ، تسلیم سیاسی - نظامی است نه کشتار و تغییر دین. (توبه/٢٩)٨. با این حال، با استناد به همین فقرات قرآنی، کشتارهای بسیاری در طول تاریخ  مشروع و مقدس جلوه داده‌ شده است. نمی‌توان به سادگی از تفاسیر نادرستی که منجر به گسترش خشونت شده‌اند، چشم پوشید. همه‌ی ما مسلمانان در برابر تفاسیری که از متن مقدس ما ارائه می‌شود، مسئولیت اخلاقی داریم. اگر حقیقتا در نگاه عده‌ای، قرآن مسئول این خشونت‌هاست، وظیفه داریم بگوییم که چنین نیست.٩. بخش اعظمی از این مسئولیت اخلاقی البته بر عهده‌ی مفسران و متولیان ارائه‌ی فهم صحیح از متن است؛ چه در گذشته و چه در آینده. اگر فهم غالب پیشینیان از متن مقدس هم با آن‌چه که متن می‌گوید همراه نیست، باید در برابر آن ایستاد و بدون نگرانی از خدشه بر سنت ریشه‌دار اسلامی، از تمام جان‌هایی که قربانی تفسیر خشونت‌طلبانه از قرآن شده‌اند، عذر خواست.١٠. این مسئله تنها در مورد آیات ظاهراً جنگ‌طلبانه وجود ندارد. پیش‌تر دکتر فاطمه توفیقی در نشستی پیرامون مسئولیت اخلاقی مفسر  سخن گفته است که نقطه‌ی عزیمت درخوری برای فراگیر شدن این دغدغه است. از تبعیض دینی و جنسیتی گرفته تا قوانین جزایی و مدنی خاص که امروزه نسبت به آن حساسیت وجود دارد، همه باید برای ما باورمندان به متن مقدس مسئله باشد.@tadaeeat</description>
                <category>روح الله طالبی (توتی)</category>
                <author>روح الله طالبی (توتی)</author>
                <pubDate>Wed, 10 Jan 2024 00:39:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جنسی که در بساط زمین نیست، مریم است؛ درباره‌ی  «مستمسک شرعی» مریم میرزاخانی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18399020/%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B3%D8%A7%D8%B7-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%B3%DA%A9-%D8%B4%D8%B1%D8%B9%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C-tprvmzbdwahn</link>
                <description>١. روز ١٢ ماه مِی، مصادف با ٢٢ اردی‌بهشت، به عنوان روز جهانی «زنان در ریاضیات» نام گرفته. آن هم به مناسبت زادروز پروفسور مریم میرزاخانی، نخستین زن، جوان و ایرانیِ برنده‌ی مدالِ فیلدز یا همان نوبل ریاضیات.٢. میرزاخانی، برای عاشقان ریاضیات، به ویژه دختران، به نمادی الهام‌بخش بدل گشت که کلیشه‌های جنسیتی در این مورد را به چالش می‌کشید و مثال نقض خوبی برای رد این گزاره بود که «دخترها در استدلال‌های ریاضیاتی ضعیف هستند.» علاوه بر این، او توانست انگیزه‌ای برای تمام دانش آموزان ایرانی باشد که خودشان را دست کم نگیرند و احساس کنند آن‌ها هم می‌توانند روزی بر بلندترین قله‌های علم بایستند.٣. پوشش خبری مرگِ زودهنگامِ مریم میرزاخانی در رسانه‌های ایرانی نیز یک اتفاق ویژه بود. او این بار ناخواسته، از جنبه‌ای دیگر نیز به یک پیشگام تبدیل شد و برای نخستین بار تابوی انتشار تصویر یک زن ایرانی، بدون حجابِ شرعی را شکست. محسن حسام مظاهری در آن زمان در یادداشتی با عنوان  «چالش تصویر مریم؛ شکست گفتمان رسمیِ حجاب» به این مسئله‌ی مهم - به زعم جامعه‌شناسیِ جنسیت- پرداخته است.۴. تصاویر مریم، انگاره‌ی رسمی از زنِ الگو را دچار ابهام کرده بود. وقتی رئیس جمهور ایران، تصویر بدون حجابِ مریم را منتشر کرده و از او به «افتخار ایران» یاد می‌کند، این پرسش پیش می‌آید که پس یک زنِ بدون حجاب، می‌تواند در جایگاهی قرار بگیرد که رده‌بالاترین مسئولان کشور، به او افتخار کنند؟ کشوری که زنانِ بدون حجاب هیچ جایی در سیاست‌های رسمی‌اش ندارند و البته نمی‌توانند هم داشته باشند.۵. آن‌چه که برای بسیاری مهم می‌نمود، نوع نگاه خود میرزاخانی به این مسئله بود. بسیاری دوست داشتند بدانند خود این زن راجع به انتخابش چه‌گونه می‌اندیشیده است؟ آیا او زمانی که در ایران بوده، به حجاب اعتقاد داشته و پس از مهاجرت به آمریکا از این اعتقاد دست کشیده، یا به مانند بسیاری از دختران ایرانی حجاب را به عنوان یک امر قانونی فهم می‌کرده و طبیعتا خارج از ایران و در نبود این قانون، دلیلی برای رعایت حجاب نداشته؟ انتشار خبر ازدواج او با فردی غیرمسلمان - که از نظر فقه رایج اسلامی ممنوع است - عده‌ای را به این نتیجه رساند که مریم اصلا التزامی به شریعت نداشته و در این صورت، طبیعتا الگوسازی از او دچار پیچ و خم‌های جدی‌تری می‌شد.۶. در این حین، رسول جعفریان متن رایانامه‌ای از حسین مدرسی طباطبایی منتشر کرد که در آن گفته شده بود همسر میرزاخانی پیش از ازدواج با او، به اختیار خود و آگاهانه مسلمان شده بوده و مریم هم دلبستگیِ عمیقی به مذهب داشته و اصولا  «کسی نبود که کاری را بدون رعایت دقیق موازین شرع انجام دهد.» این بیان، که قرار بود به ابهامات پیرامون باورهای دینی مریم میرزاخانی پاسخ دهد، سوالات دیگری پیش آورد. آیا مریم در مورد پوشش هم موازین شرع را به دقت رعایت می‌کرد؟ اگر بله، پس یعنی حجاب او مورد تایید شرع بود؟ مدرسی در پیامش گفته که مریم برای نپوشاندن موی سر  «مستمسکی شرعی داشت» اما اشاره نکرده که این مستمسک چه بوده است.٧. آن زمان که مریم میرزاخانی مدال فیلدز را گرفت، من ریاضی و فیزیک می‌خواندم و  اکثر مصاحبه‌هایش را دیده بودم. این که او همیشه خودش را مدیون زندگی در ایران می‌دانست و به گفته‌ی خودش  «مجبور بود به همه توضیح بدهد که زنان در ایران محدودیتی برای تحصیل و طی مدارج دانشگاهی ندارند» من را به این نتیجه رسانده بود که او نمی‌تواند فردی رها شده از سنت فرهنگی کشورش باشد. اما حالا که فقه می‌خوانم و برایم مسجل شده که میرزاخانی، زیستی متدینانه داشته، به دنبال احتمالاتی  برای حل تعارض متشرع بودن او و عدم التزامش به حجابِ شرعی بودم و می‌خواهم پس از این مقدمه‌ی طولانی، بر آن‌ها مروری داشته باشم...٨. بله، درست می‌گویید. شخص مریم میرزاخانی در این بحث موضوعیت ندارد. این فرمول را می‌توانیم درباره‌ی هر زن دیگری که  «متشرّع» است اما  «حجابِ شرعی» ندارد پیاده کرد. لطفا بیایید به معنای دقیق کلمات توجه کنیم. فرد متشرع، فردی است که به احکام شرعی التزام دارد. یعنی برای فعل یا ترک فعل خود، دلیلی شرعی اقامه می‌کند. فرد متشرع با انسان مسلمانی که به هر دلیلی یک حکم شرعی را رعایت نمی‌کند متفاوت است. ٩. نخستین دلیل شرعی که به نظر می‌رسد در این مورد قابل بحث باشد، فتوایی است منسوب به آیت الله مکارم شیرازی. در این فتوا آمده است که اگر دانشجویان مسلمان دانشگاه‌های خارجی، صرفا به دلیل رعایت حجاب امکان تحصیل را از دست بدهند، از این رو که حضور یک مسلمان در موقعیت‌های علمی اهمیت بسیاری دارد، دختران می‌توانند هنگام حضور در دانشگاه از رعایت حکم شرعی حجاب دست بکشند. اما به نظر می‌رسد این فتوا در مورد پوشش میرزاخانی مطمح نظر نیست چرا که اولاً پرینستون و استنفورد قانون منع حجاب ندارند و دوم آن که میرزاخانی در فضای خارج از دانشگاه نیز حجاب شرعی نداشته است. ١٠. می‌توان به دیدگاه اجتهادی نوآورانه‌ای نظر انداخت که بنا بر آن، رعایت پوشش سر در حال حاضر بر زنان مسلمان واجب نیست. احمد قابل، سردمدار این رای فقهی، استدلال می‌کند که چون در فقه اسلامی رعایت حجاب بر زنان کنیز مسلمان واجب نیست و حتی بعضا کنیزان از رعایت حجاب منع می‌شده‌اند، پس  «زن بودن» و  «مسلمان بودن» ملاک رعایت حجاب نیست، بلکه  «تمایز میان آزاد و کنیز» مناط حکم شرعی حجاب است و در جهان امروز، با لغو برده‌داری، این حکم نیز معلق می‌شود. اگر ساز و کار شرعی، تقلید از اجتهاد احمد قابل را مجاز بداند، عدم رعایت پوشش سر برای مقلدان وی، شرعی خواهد بود.١١. طیف دیگری از اندیشمندان مسلمان معاصر، روش استدلالی دیگری پیش گرفته‌اند که نتیجتاً وجوب پوشش سر را با  قیوداتی، رفع می‌کند. فاطمه مرنیسی و نصرحامد ابوزید، آیات قرآن پیرامون پوشش زنان را این چنین فهم می‌کنند که زنان باید پوشش عفیفانه داشته باشند نه لزوما روسری یا سرانداز. پس آن‌چه که اهمیت دارد رعایت عرف در مورد پوشش عفیفانه است و در هر جامعه‌ای، نوع و حد این پوشش متفاوت است. طبیعتا در جوامع غربی عدم پوشش سر، غیرعفیفانه تلقی نمی‌شود. همان طور که کسی نمی‌تواند ادعا کند پوشش ساده و بدون تبرج مریم میرزاخانی، چه در حد پوشیدگی و چه آرایش موی سر، غیرعفیفانه بوده است.١٢. هر کدام از این دیدگاه‌ها قابلیت نقد و بررسی دارند و طبیعتاً باید هم چنین باشد. اما نکته‌ی اساسی آن‌جاست که ارزیابی دقیق آن‌ها نشان می‌دهد که نمی‌توان به راحتی از کنار استدلال‌های طرح شده گذشت و چه بسا ورود فقیهان به این گفتمان، نتایج قابل توجهی در پی داشته باشد.</description>
                <category>روح الله طالبی (توتی)</category>
                <author>روح الله طالبی (توتی)</author>
                <pubDate>Sat, 13 May 2023 09:31:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روز جهانی حجاب‌؛ صدای اراده‌ی زن مسلمان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18399020/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DB%8C-%D8%B2%D9%86-%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-rodbysv5uh70</link>
                <description>چهارشنبه، ١٢ بهمن...مدتی است که به ابتکار اقلیت‌های مسلمان در کشورهای غربی، نخستین روز فوریه، به نام  «روز جهانی حجاب» شناخته می‌شود. حجاب در سده‌ی گذشته، به مرور به عنوان نمادی از اسلام و اسلام‌گرایی تثبیت شده و اکنون یکی از موضوعات بحث‌برانگیز جهان اسلام _ و البته جهان غیراسلامی _ است. مردان غربی از نخستین مواجهه‌شان با حجاب، آن را عاملی برای سرکوب زن مسلمان تفسیر کردند و سال‌ها تلاش نیاز بود تا صدای زنان مسلمان از پس انگاره‌ی غلطی که در مورد حجاب ساخته شده بود، شنیده شود. زنان مسلمان در اروپا و آمریکا، هجمه‌های سخت اسلام‌هراسی را به جان خریدند تا ثابت کنند که پارچه‌ی روی سرشان، انتخاب خود آن‌هاست و به آنان احساس امنیت و تعلق ایمانی می‌دهد. فعالان زنان در روز جهانی حجاب، از زنان غیر مسلمان و زنان مسلمانی که حجاب ندارند دعوت می‌کنند تا یک روز را با‌حجاب زندگی کنند و از پس این تجربه، عاملیت زن مسلمان را نظاره‌گر باشند. آنان می‌خواهند ثابت کنند همان‌طور که هیچ‌کس نمی‌پرسد چه‌کسی زن غربی را مجبور کرده که از مدهای برهنه پیروی کند، در مواجهه با یک زن باحجاب نباید پرسید چه‌کسی او را مجبور کرده که حجاب کند. بلکه باید پرسید چرا حجاب، انتخاب او بوده است.پ.ن١: در روز جهانی حجاب امسال عده‌ای از مخالفان نظام سیاسی ایران در آلمان، با ادعای حمایت از زنان ایرانی، حجاب را آتش زدند. بی‌توجه به میلیون‌ها زن مسلمانی که سال‌ها رنج کشیدند تا جهان، آزادی و انتخاب آنان در داشتن حجاب را به رسمیت بشناسد.پ.ن٢: حجاب، به عنوان یک امر شرعی وقتی ارزشمند است که آگاهانه و آزادانه انتخاب شده باشد. متاسفانه سال‌هاست که این اراده از زن ایرانی سلب شده است. البته این به معنای مخالفت با قانونی بودن پوشش نیست.پ.ن٢: حجاب، به عنوان یک امر شرعی وقتی ارزشمند است که آگاهانه و آزادانه انتخاب شده باشد. متاسفانه سال‌هاست که این اراده از زن ایرانی سلب شده است. البته این به معنای مخالفت با قانونی بودن پوشش نیست.</description>
                <category>روح الله طالبی (توتی)</category>
                <author>روح الله طالبی (توتی)</author>
                <pubDate>Fri, 03 Feb 2023 19:42:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>إتَّخَذُوا هذَا الْقُرآنَ مَهْجُوراً</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18399020/%D8%A5%D8%AA%D9%91%D9%8E%D8%AE%D9%8E%D8%B0%D9%8F%D9%88%D8%A7-%D9%87%D8%B0%D9%8E%D8%A7-%D8%A7%D9%84%D9%92%D9%82%D9%8F%D8%B1%D8%A2%D9%86%D9%8E-%D9%85%D9%8E%D9%87%D9%92%D8%AC%D9%8F%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%8B-cxr4cbwhgy50</link>
                <description>دیگر به یک خبر تکراری تبدیل شده. اسلام‌ستیزی و اهانت به کتاب مقدس مسلمانان، تحت حمایت دولت‌های غربی و با توجیه آزادی بیان. در این که غربی‌ها، مدام بر انگاره‌ی  «مسلمانان به مثابه‌ی دیگریِ خطرناک» تاکید دارند و درباره‌ی اصل آزادی، دچار استانداردهای دوگانه‌اَند شکی نیست. سه سال پیش مردی در ایالت آیووا به خاطر آتش زدن پرچم LGBTQ به ١۶ سال حبس محکوم شد، در حالی‌که در بهترین حالت، کم‌تر از ٢ درصد مردم جهان خودشان را به عنوان اقلیت جنسی هویت‌یابی می‌کنند. ما دو میلیارد مسلمان، احتمالا باید به تأسی از خود قرآن، به دیگران اجازه بدهیم با رویکردی نقادانه با این کتاب مواجه شوند. و بدیهی است که نقد و توهین یکسان نیست. اما این سوال به وجود می‌آید که علت اهانت به قرآن چیست؟ ما مسلمانان می‌توانیم از کتاب مقدس‌مان دفاع کنیم؟ می‌دانیم چه می‌گوید؟ چرا می‌گوید؟ اصلا چیست؟ آیات جنگ‌طلبانه، آیات ضد برابری انسان‌ها، آیات خرافه‌آمیز... اگر کسی فهرستی از انتقاداتی این‌چنینی به قرآن وارد کند، ما آن‌قدر از کتاب مقدس‌مان اطلاع داریم که حداقل در برابر هجمه‌ها، مرعوب و مردد نشویم؟ بیایید بپذیریم که ما هم به قرآن جفا می‌کنیم و تلاش کنیم در حد توانمان، کتاب مقدس‌مان را بشناسیم.پ.ن: پیامبر گفت: پروردگارا! همانا قوم من این قرآن را به کناری افکنده‌اَند! فرقان/٣٠</description>
                <category>روح الله طالبی (توتی)</category>
                <author>روح الله طالبی (توتی)</author>
                <pubDate>Fri, 27 Jan 2023 19:58:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فاطمه برابرِ امّت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18399020/%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D9%90-%D8%A7%D9%85%D9%91%D8%AA-s1wzpwedhexz</link>
                <description>‌«فاطمه، برابر امّت!»١. این که چه باعث شد تنها چند روز پس از رفتنِ پیامبر، میان امت و دختر او درگیری رخ بدهد، سوالی است به دارازای عمر بشریت. تاریخ هرچه‌قدر هم که خواسته سکوت کند، نتوانسته فریادِ شکایت فاطمه را خاموش نماید. هرچند شاید به این واقعه پر و بال داده شده باشد اما اصلِ آن مورد تردید نیست. فاطمه برابر امت قرار گرفته بود!٢. ممکن است به ذهن خطور کند مگر دختر پیامبر بودن دلیلی می‌شود که امت از فاطمه اطاعت کنند؟ بی‌شک خیر. فراموش نکنیم پیامبر سه دختر دیگر نیز داشته است. پس فاطمه نه به صرف دختر پیامبر بودن، بلکه چون فاطمه است و شخصیتی متمایز دارد اهمیت پیدا می‌کند. انسانی که تمام عمرش را غرق ایمان باشد و  برای طی کردن مسیر کمال تمام تلاش خود را  کرده باشد، می‌شود  «معیار»، چه دختر پیامبر باشد چه نباشد.٣. اما به عنوان ناظری بی‌طرف چه‌گونه می‌توان این ماجرا را تحلیل کرد؟ آیا مردم آگاهانه و عامدانه به دختر پیامبرشان ظلم روا داشتند و کَکِشان هم نگزید؟ چه در سر این مردم می‌گذرد که فریاد فاطمه را نمی‌شنوند؟ متاسفانه ابزاری برای سنجش میزان ایمان و خلوص افراد نداریم. همین‌طور تشخیص انگیزه‌ی انسان‌ها هم کار دشواری‌ست. توده‌ی مردم در یک همنوایی جمعی، دست به رفتارهایی می‌زنند که شاید اصلا توجیه پذیر نباشد. هماهنگی امت در نشنیدن صدای فاطمه امری است ممکن و حتی قابل فهم. یک  «زن» با جمعی از  «شیوخ» برابر نیست و  «مصلحت»  اگر چیزی را ایجاب کرد، تمام  «موانع» باید رفع شوند.۴. فاطمه از این جهت نیز شخصیت ویژه‌ای می‌شود که یک تنه در برابر امت می‌ایستد. مبارزه‌ی فاطمه یک حرکت  «احساسی» یا  «هیجان‌زده» نیست. هم‌چنین نباید فکر کنیم که ما از آن افکار و اندیشه‌ها دوریم.  «مصلحت‌اندیشی» و  «کتمان حقیقت» در ذات بشر نهفته است. فاطمه گفت: «از دنیایتان بی‌زارم و دل‌گیر!» او حقیقتا دنیا را پشت سر افکنده و از آن گریزان است. به اطراف خود که بنگریم اما همه  «دنیادوستی» و  «دنیاطلبی» است. ریشه‌ی همه‌ی این جدل‌ها دنیاست و فاطمه چه خوب این  «عروسِ هزارداماد» را نشانه رفته. فاطمه با هوشمندی پی برده که مردم لزوما قدرت تحلیل ندارند. نمی‌توانند دو دوتا چهارتا کنند و حقیقت را بیابند. این جا فاطمه باید علامت سوالی در ذهن آنان بکارد، هرچند پاسخی نداشته باشد.۵. فاطمه را چون درست نشناخته‌ایم، درست هم معرفی نکرده‌ایم. تصویری که از فاطمه در ذهن داریم و مدام بر الگو بودنش تاکید می‌کنیم، تصویری صحیح _ یا حداقل مطابق واقع_ نیست. فاطمه پابه‌پای امت در حساس‌ترین موقعیت‌ها نقش‌آفرینی کرده. در جنگ‌ها حضور داشته، در مباحث قرآنی پیشگام بوده و در فعالیت‌های خیرخواهانه‌ی اجتماعی همواره تاثیر گذاشته. فاطمه در سیاسی‌ترین موقعیت تاریخ بدون هیچ اِبایی فریاد زده و افشاگری کرده. ایستاده، استدلال کرده، به چالش کشیده. فاطمه چنان زیرکانه ضد جهل عمومی قیام کرده که نظیرش را سراغ نداریم. شاید مبارزه‌ی پسرش حسین با ظلم بازتاب بیش‌تری داشته باشد اما شاید هنوز برای فهم ابعاد مبارزه‌ی فاطمه زود است. چراکه فاطمه نه تنها از هم‌عصرانش، بلکه از بشریت جلو افتاده.#یادداشت#فاطمه</description>
                <category>روح الله طالبی (توتی)</category>
                <author>روح الله طالبی (توتی)</author>
                <pubDate>Tue, 27 Dec 2022 20:10:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسئله‌های همه‌ی ما؛ بخش ١</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18399020/%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%A1-u33cwkigvqii</link>
                <description>«می‌خوام برم. حس رفتن دارم. نمی‌دونم کجا و چرا... اما حس می‌کنم نباید بمونم. تا حالا این‌جوری نبودم. همیشه دوست داشتم باشم، بمونم. الان همه‌ش می‌خوام برم. به سرم زده برم راه آهن، سوار اولین قطار بشم و برم هر جایی که رفت. بی اهمیت به این که چی قراره در انتظارم باشه... »تصویر ماتم‌کده‌ای که یک‌شنبه توی الهیات ساختیم هنوز روی دلم سنگینی می‌کند. مثل آن سکانسی که خسرو شکیبایی بازی کرده بود. که چندنفر توی یک ماشین آرام نشسته‌اند و وقتی یکی‌شان می‌زند زیر گریه، همه زار می‌زنند. نمی‌شود. نمی‌شود تهِ کنار هم قرار گرفتنمان، اشک نباشد. بهنام می‌گفت این ویژگی شماست. همه چیز برای شما جدی‌تر بود نسبت به ما. ما رفتیم دانشگاه وقت بگذرانیم، شما رفتید بزرگ شوید. برای شما هم فقط این طور بوده. قبول داری؟ قبول دارم. ما آدم‌های خاصی بودیم. در زمان خاصی کنار هم قرار گرفتیم. و احساسات خاصی را تجربه کردیم. همه چیزمان خاص بود و عجیب. و دیگر مطمئنیم که شعار و توهم نیست. چون آن روز توی الهیات، همه دیدند که این اشک‌های... بگذریم. از آن روزهایی بود که بعدها اگر تعریفش کنیم کسی باور نمی‌کند و یادآوری‌اش برای خودمان هم عجیب است. عجیب است این همه غصه‌ی تلنبارشده که چه بسا جایی در یک نقطه‌ی کانونی، علت مشترکی هم داشته باشند. تحصن و اعتصاب نکرده‌ایم اما نمی‌خواهیم کسی از  واکنشمان سوءاستفاده کند و این طور بگوید که می‌خواهیم اوضاع را عادی جلوه بدهیم. می‌دانیم که هیچ چیز عادی نیست. حتی اگر شلوغی‌های توی خیابان کم‌تر شده باشد، دیگر قرار نیست همه چیز به روال سابق برگردد. باور ندارم تغییر ناگهانی یا بزرگی رخ  می‌دهد. اما آن‌قدر صدای اعتراض‌ها شنیده نشده که حالا این فریاد کَرکننده، حتی اگر خاموش هم شود، دیگر خفه نخواهد شد. نه توان نظریه‌پردازی‌ست نه حوصله‌اش. توی هر اتفاق بزرگ تاریخی، یک عده هم گوشه‌ای ایستاده  و فقط تغییرات را نگاه کردند. من فکر می‌کنم آن‌ها آدم‌های خوش‌بخت‌تری بودند. چون حداقل بعدها به خاطر کارهایی که کردند شرمنده‌ی خودشان نمی‌شدند. می‌فهمم برای اولین بار شعر سهراب را که از رفتن می‌گفت.   «باید امشب بروم... باید امشب چمدانی را که به اندازه‌ی پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم، و به آن سو بروم که درختان حماسی پیداست، رو به آن وسعت بی‌واژه که همواره مرا می‌خواند!» من هم باید بروم. نمی‌دانم درختان حماسی در انتهای کدام جاده قد علم کرده‌اند و نمی‌دانم آن وسعت بی‌واژه چیست. که اگر به من باشد می‌گویم چیزی نیست جز همین حال ناموزونی که جریان یافته بین همه. همیشه دل‌تنگی‌ها را در اتفاقات گذشته جست و جو می‌کنیم. اما مگر نمی‌شود برای آینده دل‌تنگ شد؟ برای چیزی در آینده که هنوز نمی‌دانیم چیست و با آن برخورد نکرده‌ایم. اما روحمان جایی پیش از خودمان آن را احساس کرده و  حال، آن‌قدر بی‌قرار شده که رسیده به دل‌تنگی ما...  «آدم وقتی به خاطر عشق به کسی براش کاری انجام می‌ده، بیش‌تر عاشقش می‌شه» معسومیتِ مصطفی مستور را هنوز توی  کتاب‌خانه نگذاشته‌ام. انگار نمی‌خواهم جزو کتاب‌هایی باشد که خوانده‌ام. نه چون خوب نبوده، بد هم نبوده. چون کتابی بوده بین خوب و بد. بد که نه، معمولی. به قول خود مصطفی مستور بعضی چیزهای معمولی آن‌قدر ساده‌اند که فقط می‌توان بهشان گفت معصوم. آدم می‌خواهد از شدت معصومیتشان گریه کند. باید دنبال جایی معصوم باشم برای رفتن. جایی که در عین سادگی، آدم را وادار کند که برایش اشک بریزی. دارم عجیب می‌شوم. من که همه چیز را از صد سال قبل برنامه ریزی نکرده باشم نمی‌شود! این فکر و خیال‌های باطلم راه به جایی نمی‌رود. فردا عین بچه‌ی آدم سرم را می‌اندازم پایین و می‌روم دانشکده. کودتا و کاستل بازی می‌کنیم و این آخرین روزهای دوران دانشجویی را با خاطره‌های خوب به پایان می‌بریم. البته خیلی هم این طور نیست. هیچ کدام فکر نمی‌کردیم توی ارشد تازه دانشجو بودنمان گل کند. من یکی فکر نمی‌کردم. که دوستی‌های جدید... نمی‌خواهم به دانشگاه فکر کنم. از آن چیزهای پیچیده‌ای‌ست که ته ندارد و حرف زدن این شکلی درباره‌اش به  جایی نمی‌رسد. مصمم‌تر از قبل می‌شوم. مقصدهای احتمالی را بالا و پایین می‌کنم. شیراز... همدان... مشهد... مشهد! فکر کردن نمی‌خواهد. فقط مشهد می‌تواند عزمم را جزم کند که بدون هیچ برنامه‌ریزی مشخصی، کاری بکنم. حرف‌هایی که با محی و ام جی درباره‌ی ایمان زدیم توی ذهنم مرور می‌شود. ایمان کنار گذاشته نمی‌شود، از دست می‌رود. حس از دست دادن دارد. خلأ نبودن چیزی که باید باشد. قبلا بوده. به ساخت مستندی فکر کرده‌ام درباره‌ی آدم‌هایی که ایمانشان را یا بخشی از ایمانشان را از دست داده‌اند. آدم‌هایی که روزی جور دیگری بودند و حالا جور دیگری. بدون هیچ قضاوت و داوری اخلاقی، صرفا بنشینم پای صحبتشان. چه چیزهایی باید در یک آدم تغییر کند تا به چیزهایی که روزی بهشان باور داشته دیگر باور نداشته باشد؟ مستند جذابی می‌شود. هنوز نه به دار است و نه به بار، به سوالاتی که باید پرسیده شود فکر می‌کنم و آدم‌هایی که می‌توانند گزینه‌ی خوبی برای قرار گرفتن جلوی دوربین این مستند باشند. از آشناها و دوست‌ها می‌گذرم و می‌رسم به آدم‌های معروف. چه شد که محسن مخملباف باورش به مانیفست مذهبی انقلابی‌اش را از دست داد؟ گلشیفته فراهانی چگونه باورش را به جمله‌ای که درباره‌ی میم مثل مادر گفته بود از دست داد؟  «این دینی بود که ادا شد!» کیمیا علیزاده که گفته بود بين حجاب و ورزش، حجاب را انتخاب می‌کند، چگونه بین بی‌حجابی و ایران، اولی را انتخاب کرد؟ به خودم یادآوری می‌کنم که قرار  نبوده فرآیند ایده‌پردازی مستند را بنویسم. پس بی‌خیال شوم و ماجرای اصلی را ادامه بدهم. روی اسم مشهد مکث می‌کنم. چند سال است نرفته‌ام به این شهر رویایی بهشت‌ وار؟ برای این که به اعجازین بودن مشهد اذعان کنیم، لازم نیست به مقدس بودنش باور داشته باشیم. وقتی حول یک پدیده توسط افراد بی‌شماری، امکان تجربه‌ی دینی محقق می‌شود، نمی‌توانیم آن همه انرژی فرامادی شکل گرفته را انکار کنیم. حالا آن پدیده چه یک فرد باشد، چه یک کتاب و یا یک مکان. مشهد همیشه شهری مقدس بوده. و هر روز بر وجه قداستش هم افزوده می‌شود. حتی اگر موج‌های موارد غیرمعنوی بر این شهر هجوم بیاورند، باز حتی نام مشهد رنگی از عالمی دیگر به خود دارد. دل در دلم نمی‌ماند. مثل کسی که تازه فهمیده بچه‌دار شده، انگار یک حسی ایجاد شده که نمی‌توان نادیده‌اش گرفت. باید نگهش داشت و پرورشش داد. نام فرانسوی فیلم عنکبوت مقدس، شب‌های مشهد بود. هنوز فیلم را ندیدم. اما شب‌های مشهدی که با ذائقه‌ی فرانسوی‌ها به بار بیاید، آش دهان سوزی نیست. اصلا همین که به جای شب‌های مشهد بگوییم les nuits de Mashhad کافی‌ست تا ثابت شود یک جای کار می‌لنگد. مشهد را باید ایرانی‌ها تعریف کنند. روزها و شب‌های مشهد را باید ایرانی‌هایی که عمیق‌ترین و عجیب‌ترین احساساتشان را در این شهر تجربه کرده‌اند، به تصویر بکشند. نه کارگردانی که هر چند اصالت به ایران می‌برد، اما در این آن زیست نکرده و چه بسا زیست ایرانی را هم نمی‌پسندد. دوباره حاشیه رفتم. می‌خواستم این را بگویم که موقع پخش عنکبوت مقدس در کن، روزنگاری نوشتم درباره‌ی امام رضا. درباره‌ی آقای خوب ما و درباره‌ی مشهد، که جان ایران است. شعری بود که می‌گفت: ای پاسخ بی چون و چرای همه‌ی مااکنون تویی و مسئله‌های همه‌ی مامخاطب این شعر توی ذهن من امام رضا بود. مگر به جز این آقای عزیزمان، دیگر همه‌ی ایرانی‌ها کجا پاسخ یکسانی برای سؤال‌ها و تردیدهایشان خواهند داشت؟  تصمیم رفتن به مشهد توی ذهنم بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود. تا جایی که به قطعیت می‌رسم و حرف شیخ انصاری که با قطعیت گفته قطع واجب العمل است پررنگ می‌شود.روح الله! هیچی نیست. بلیت را می‌خری و خلاص. بقیه‌ش خودش درست می‌شود. در حال بارگزاری...صفحه‌ی سایت خرید بلیت بالا می‌آید. دیر نیست؟ حداقل چند روز زودتر باید بلیت را بگیری نه چند ساعت مانده به حرکت... نگذار پشیمانت کند. اصلا هم دیر نیست. چه یک هفته زودتر بگیری چه یک ساعت قبل حرکت، مهم این است که به قطار برسی و سوارش شوی و بروی سمت مقصد. هیچ جای بلیت زمان خریدنش درج نمی‌شود و کسی هم کاری ندارد یک مسافر کی بلیت را خریده.صبر کن ببینم. مگر فقط بحث بلیت است؟ هتل، غذا، هزارتا چیز دیگر.نمی‌خواهم بروم تور گردشگری که! یک روز می‌روم و خلاص. برای زار زدن دردهای تلنبار شده و گله و شکایت از روزگار و توسل و طلب شفاعت و انگیزه گرفتن، چند ساعت توی حرم بودن کافی‌ست. همین که چند بار آن هوای فرشته‌ گون را نفس بکشی، بس است. دو بار که چشمت بیفتد به گنبد و دلت بلرزد کفایت می‌کند. قطره اشکی هم اگر ریختی که دیگر نور علی نور. خواهش می‌کنم پشیمان نشو. به این کار غیرمنتظره نیاز دارم. به این دیدار بدون قرار قبلی محتاجم. الان چند سال است هي بهانه آوردی. این بار بگذار هر چه مانع و سختی هم هست، بهشان توجه نکنیم و برویم مشهد. برویم راه آهن و سوار اولین قطار به مقصد مشهد بشویم. بی‌توجه به این که قطارش خوب نیست. پاهایمان توی صندلی‌ها جا نمی‌شود و خواب می‌رود. خودمان از شدت سر و صدا و تکانه‌های واگن نمی‌توانیم بخوابیم. نمی‌دانیم چه کسی قرار است روی صندلی کناری‌مان بنشیند. اگر یک پیرمرد حراف و علاف و غرغرو باشد چه؟ یا از این پسرهای جوانی که فکر می‌کنند خیلی مردانگی دارند و معمولا دوست دارند بقیه را تحقیر کنند. یا حتی یک دختر... نه،دختر که نمی‌تواند باشد. بلیت را توی واگن ویژه‌ی مردها می‌گیرم. حوصله ندارم به خاطر معذب بودنِ خانمِ احتمالیِ بغلْ دستی، مجبور شوم جایم را عوض کنم. اگر بیفتم صندلی کنار پنجره چی؟ برای بیرون رفتن هی باید از بغل دستی بخواهم بلند شود. اَه! کاش جای صندلی‌ها مشخص بود. قرار شد بهانه نیاوری و فقط بلیت بگیری. نهایت به بغل دستی‌ات می‌گویی جایش را با تو عوض کند. این‌ها که مهم نیست. ببین بلیت برگشت برای همان روز پیدا می‌شود. دارم معطلش می‌کنم. تا ده دقیقه‌ی دیگر باید بلیت‌ها را گرفته باشم. اگر نگرفته بودم جریمه‌ام کن.مشهد... یک تکه از بهشت... از الان بغض دارم. بغضی که با هیجان و ذوق ترکیب شده...تا چند ثانیه‌ی دیگر به درگاه پرداخت منتقل می‌شوید...دکمه‌ی برگشت را می‌زنم و همه‌ی صفحه‌ها را می‌بندم. فانتزی‌بازی بس است. برو بخواب که فردا زودتر بیدار شوی... </description>
                <category>روح الله طالبی (توتی)</category>
                <author>روح الله طالبی (توتی)</author>
                <pubDate>Fri, 09 Dec 2022 15:12:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>که تا تو آمده باشم، تو در سفر باشی...</title>
                <link>https://virgool.io/@m_18399020/%DA%A9%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%D8%AA%D9%88-%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%85-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C-dzfe0z7owcvr</link>
                <description>مباد در شب این شهر، در به در باشینخواه با خودت از من غریبه تر باشیهوا هوای غریبی ست میشود حتیقفس که هیچ...گرفتار بال و پر باشیهمیشه ترسم از این بوده...اینکه حالم رابه طعنه از تو بپرسند و بی خبر باشیچه آه دور و درازیست آخرین نفسمکه تا تو آمده باشم تو در سفر باشیمیان اینهمه لبخند زخم ناجوری ستلبت بخندد و غمگین یک نفر باشیبه مژده ی خبری تازه از توام بی تابخدا کند خودت این بار پشت در باشی...!</description>
                <category>روح الله طالبی (توتی)</category>
                <author>روح الله طالبی (توتی)</author>
                <pubDate>Wed, 26 Oct 2022 18:59:27 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>