<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های میترا شنتیائی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_18846980</link>
        <description>ارتباطات خوندم، سعی می‌کنم ارتباطاتی فکر و زندگی کنم.
عاشق خوندن و یادگرفتن جدیدترین‌ها و به اشتراک گذاشتنشون با دیگران هستم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 09:06:27</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4107778/avatar/u9VFcv.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>میترا شنتیائی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_18846980</link>
        </image>

                    <item>
                <title>از S3 تا SR3؛ قدم تازه کرمان موتور در مسیر نوآوری و ارتقاء</title>
                <link>https://virgool.io/kmccompany/%D8%A7%D8%B2-s3-%D8%AA%D8%A7-sr3-%D9%82%D8%AF%D9%85-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A1-a1fscgxxrm8e</link>
                <description>کرمان موتور با پشتوانه 30 سال تجربه موفق در صنعت خودروسازی ایران، توانسته است با انتخاب هوشمندانه محصولات، مونتاژ و تولید آن‌ها، اعتماد جامعه را به برند KMC جلب و جایگاه خود را در صنعت خودرو تثبیت کند.خودروی KMC SR3 در زمستان 1403، در نمایشگاه خودروی کرمان رونمایی و در بهار 1404، وارد خط تولید شرکت کرمان موتور شد. کرمان موتور از آغاز همکاری با شرکت جک موتورز، با هوشمندی و زیرکی به مونتاژ و تولید محصولاتی متنوع در سگمنت‌ها و قیمت‌های مختلف، طبق سلیقه جامعه ایرانی، پرداخت و توانست مقاومت و تردید جامعه نسبت به خودروهای چینی را در زمان تحریم‌ها و شرایط سخت واردات خودرو، از بین ببرد و با قیمت‌های مناسب‌تر، در سگمنت‌های مختلف، خودروی‌های لوکس و مدرنی به مشتریان ارائه دهد.محصولاتی مانند J4، S5 و S3 با ورود به بازار ایران، به دلیل کیفیت و قدرت بالا، طراحی زیبا و مدرن، مقرون به‌ صرفه‌بودن و ... مورد استقبال بسیار مشتریان قرار گرفت به طوری که این محصولات جزء پرفروش‌ترین خودروهای ایران در سگمنت‌های مختلف شدند.معرفی خودروهای ایگل و X5 به عنوان فیس لیفت خودروهای J4 و S5، در سال 1402، به دلیل طراحی به روز، افزایش امکانات رفاهی و ارتقای فنی، با استقبال خوبی مواجه شد. به همین جهت در زمستان سال 1403، کرمان موتور توقف تولید خودروی S3 را اعلام و از خودروی SR3 به عنوان فیس لیفت و نسخه به روز شده آن، رونمایی کرد.KMC SR3اما چرا SR3؟خودروی SR3 از منظرهای مختلف فنی، طراحی داخلی و خارجی و امکانات رفاهی ارتقاء یافته و به روز شده است همچنین کمبودها و مواردی که در خودروی S3 مورد توجه بود، در این خودرو برطرف شده است.طراحی بیرونیدر نگاه اول، تغییری که توجه را به خود جلب می‌کند بحث طراحی ظاهری خودروی SR3 است که می‌توان گفت مدرن‌تر و اسپرت‌تر شده است. اصلی‌ترین ویژگی در نمای جلوی SR3، چراغ‌های دوقسمتی است که شامل دی‌لایت‌های باریکی در بالا به همراه چراغ‌های اصلی در قابی بزرگ در طرفین سپر می‌شود. علاوه بر این، جلوپنجره هم، از نو طراحی شده و فرمی شش‌ضلعی پیدا کرده است. در قسمت عقب، چراغ‌های جدیدی دیده می‌شود که کوچک‌تر شده و توسط تریم کرومی سراسری که بالای جا پلاک کار شده به هم متصل شده‌اند همچنین می‌توان گفت بازطراحی سپر نیز تکمیل‌کننده تغییرات ظاهری این کراس‌اوور است.به‌طورکلی، طراحی جدید دماغه، تغییرات بخش عقبی و بیشتر شدن ابعاد خودرو، نمای مدرن و جذابی را به خودروی SR3 بخشیده است که می‌توان گفت مورد پسند سلایق مختلف است.SR3؛ کراس اوور جدید کرمان موتورطراحی داخلییکی از مواردی که در خودروی S3 مورد توجه بود، طراحی قدیمی داخل کابین این خودرو بود که خوشبختانه در خودروی SR3 این مورد برطرف شده و به مراتب زیباتر و مدرن‌تر شده است؛ از جمله تغییرات فضای کابین می‌توان به تهویه‌های افقی، غربیلک فرمانی و صفحه آمپری با طراحی جدید اشاره کرد.امکانات رفاهیخودروی SR3 در مقایسه با S3 به لحاظ امکانات و تجهیزات رفاهی ارتقاء یافته است و امکانات زیادی از جمله ایربگ‌های جانبی (مجموعاً چهار ایربگ)، سنسور پارک جلو، سیستم ورود بدون کلید و استارت دکمه‌ای، چراغ‌های خودکار، آینه‌های جانبی تاشو برقی، گرم‌کن صندلی‌های جلو، پاور ویندوز، نمایشگر بزرگ‌تر 10.23 اینچی و آنتن کوسه‌ای به آن اضافه شده است.JS3JS3 در جهانعلاوه‌بر همه این موارد، خودروی JAC JS3 که با نام KMC SR3 در ایران تولید می‌شود، بازار جهانی خوبی را تجربه کرده است و مورد استقبال مشتریان قرار گرفته است.JS3  در کشورهای مختلف از جمله روسیه، مصر، عراق، بحرین، قطر، امارات، ساحل عاج، عمان و لبنان عرضه شده است که فروش بسیار بالایی داشته است. همچنین نقد و بررسی متخصصان و بازخورد کاربران جهانی، نشان دهنده رضایت بالای خریداران JS3 و اشاره آن‌ها به نقاط قوت این خودرو، از جمله مصرف سوخت مناسب، تجهیزات ایمنی و رفاهی قابل قبول، فضای داخلی جادار و طراحی به‌روز آن است.کرمان موتور در تجربه 30 ساله خود، به ویژه دوران همکاری با شرکت‌های چینی، با درنظر گرفتن سه مورد کیفیت، مقرون به صرفه بودن و سازگاری با اقلیم و سوخت ایران، توانسته است محصولاتی را در بازار ایران عرضه کند که همیشه انتخاب اول مشتریان در مقایسه با رقبا بوده‌اند.</description>
                <category>میترا شنتیائی</category>
                <author>میترا شنتیائی</author>
                <pubDate>Wed, 29 Oct 2025 12:36:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش‌آفرینی زنان در جنگ‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/kmccompany/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-hauftwr8kj6h-hauftwr8kj6h</link>
                <description>در ادبیات جهانی، واژه «جنگ» غالباً با بار منفی و تلخ همراه است؛ اما ذهن من، این واژه سرشار از رنگ‌ها و قصه‌های متفاوت است. رنگ سرخ نماد ایستادگی، رنگ سبز نمایانگر ساختن و ادامه راه، رنگ آبی نماد پرواز، رنگ سفید از جنس آزادی و رنگ‌های دیگر، نشانگر داستان‌های بی‌شماری است که در دلِ بحران‌ها و جدال‌ها رخ می‌نمایند. جنگ‌ها، در کنار دردها، نگرانی‌ها و تردیدها، مملو از اتفاقات و تجربیاتی هستند که می‌توان سال‌ها درباره‌شان سخن گفت و قصه ساخت؛ اتفاقاتی که در بدترین شرایط نور امید را در دل جامعه حفظ می‌کند.یکی از جلوه‌های قابل تأمل، حضور زنان در عرصه‌های مختلف در زمان‌های بحرانی است. از ویژگی‌های ذاتی زنان، لطافت و احساسات عمیق آن‌ها است؛ به همین دلیل، در مواقع بحران، بیش‌ترین آسیب‌های روحی و جسمی متوجه آنان می‌شود. تأثیر جنگ بر زنان، به‌خاطر نقش کلیدی، حمایتی و مراقبتی آن‌ها در خانواده، بر فضای اجتماعی کشور نیز بسیار واضح است.بانوان در جنگشکوفایی زنان در بحران‌های بزرگسیر تاریخی جنگ‌ها در ایران و جهان، شکوفایی زنان را در بحرانی‌ترین مواقع جنگ نشان می‌دهد که همه را شگفت‌زده می‌کند.نقش زنان در جنگ بسیار گسترده و چندبعدی است؛ بانوان در جنگ هم به عنوان قربانی و هم به عنوان کنشگر، نقش‌های مختلفی ایفا می‌کنند. از یک طرف، می‌توانند قربانی خشونت‌های جنسی، تبعیض و فشارهای روانی ناشی از جنگ شوند و از سوی دیگر، می‌توانند نقش‌های حمایتی، مقاومت، حافظ تاریخ و حتی رهبری را در طول جنگ و پس از آن برعهده بگیرند.زنان پایه‌های اقتصاد در جنگزنان، پایه‌های اقتصاد و صنعتیکی از مهم‌ترین نقش‌های زنان در دوران جنگ، حضور فعال در صنعت و اقتصاد است. در شرایط بحرانی و با افزایش تهدیدها، زنان به نقش‌هایی فراتر از وظایف سنتی دست یافته‌اند؛ به طوری که طبق آمار رسمی جهانی، در جنگ جهانی دوم، زنان %53 از نیروی کار صنعتی شوروی و در پایان جنگ %50 کل نیروی کار شوروی را تشکیل می‌دادند. در بریتانیا، 2.2 میلیون نفر از زنان در جنگ جهانی دوم، وارد صنایع ضروری جنگی شدند. همچنین %35 از نیروی کارگر صنایع فلزی و %50 از نیروی کار صنایع شیمیایی بریتانیا را زنان تشکیل می‌دادند. درجنگ جهانی دوم، اشتغال بانوان آمریکایی در صنایع تولیدی و دفاعی به ترتیب %140 و %462 افزایش یافت.زنان نقش‌آفرین جایگزین مردان مدافعایران، زنان نقش‌آفرین جایگزین مردان مدافعدر کشور ایران، نقش زنان در دو جنگی که ملیت و سرنوشت کشور را درگیر کرده است، به وضوح دیده می‌شود. زنان ایرانی، با انعطاف‌پذیری بی‌نظیر، در دو جبهه، از نقش‌های مراقبتی و مدیریتی گرفته تا نقش‌های معنوی و حتی نظامی، به خوبی توانستند نقش‌های جدید و حیاتی را بر عهده بگیرند. این توانمندی و مسئولیت‌پذیری، نشان‌دهنده ظرفیت‌های ناشناخته بانوان است که در شرایط بحران، بروز می‌کند.زنان ایرانی، با مسئولیت پذیری بالا در جنگ‌ها، علاوه بر انجام مسئولیت‌های خود در جایگاه‌های مختلف، گامی فراتر گذاشتند و برای سرپا نگه‌داشتن اقتصاد و صنعت کشور، به خوبی جایگزین مردانی شدند که برای دفاع از مرزهای کشور، مجبور به ترک جایگاه و مسئولیت‌های خود شده بودند. مسئولیت‌هایی سخت و سنگین که تا قبل از آن تصور انجام‌شان توسط زنان، غیرممکن بود.در شرایط جنگی به ویژه جنگ‌های امروز، که ایران با تهدیدهای چندلایه نظامی، روانی و رسانه‌ای روبه‌روست، نقش زنان در پشتیبانی روانی و اجتماعی اهمیت ویژه‌ای یافته است. زنان در قالب فعالان فرهنگی، مشاوران روان‌شناختی و مدیران بحران خانوادگی، آرامش و انسجام را در جامعه ترویج می‌دهند.اکنون که جنگ نه فقط در جغرافیا، بلکه در افکار و احساسات مردم در جریان است، تجربه‌ی زنان در این پشتیبانی روانی می‌تواند الگویی برای تاب‌آوری جمعی در برابر تهدیدهای نوظهور باشد. در جنگ اخیر، زنان به فضای جدیدی از کنش‌گری وارد شده‌اند که با ظرفیت‌های رسانه‌ای، دیجیتال و اجتماعی همراه است. آن‌ها در شبکه‌های اجتماعی، صدای مردمی‌ می‌شوند که درد، امید و ایستادگی را روایت می‌کنند؛ زنانی که با روایت‌های کوتاه، تصاویر تاثیرگذار، یا مدیریت پویش‌های مجازی، فرهنگ ایستادگی را به زبان امروزی بازتعریف می‌کنند. این نوع از کنش‌گری، میدان جنگ نرم را به صحنه‌ای برای قدرت نرم زنانه تبدیل کرده است.جنگ امروز، صحنه‌ای است که در آن زنان نه فقط تماشاگر یا حامی، بلکه بازیگران اصلی در میدان‌های روانی، اجتماعی، رسانه‌ای و فرهنگی‌ هستند. بازتعریف نقش زن در جنگ، ضرورتی است برای درک عمیق‌تر از مقاومت ملی و فهم انسانی‌تر از بحران‌ها. روایت‌های زنانه، تاریخ را از خشکی نظامی‌گری به زلالی تجربه‌های زیسته می‌برند و پلی می‌سازند میان نسل دیروز و امروز. این صداها اگر شنیده شوند، سرمایه‌ای برای هویت ملی و الگوسازی آینده خواهند شد. جنگ، چهره زن ایرانی را دوباره به جامعه بازمی‌گرداند؛ چهره‌ای صبور، کنشگر، اندیشمند و امیدآفرین.</description>
                <category>میترا شنتیائی</category>
                <author>میترا شنتیائی</author>
                <pubDate>Mon, 27 Oct 2025 12:48:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روابط عمومی امروز ایران</title>
                <link>https://virgool.io/kmccompany/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-tfsylnopnuwp</link>
                <description>در عصر دیجیتال امروز، روابط عمومی (Public Relations) به یک جنبه پویا و ضروری از هر کسب و کار یا سازمان موفق تبدیل شده است. با ظهور فناوری و رسانه‌های اجتماعی، روابط عمومی بیش از هر زمان دیگری در دسترس، تعاملی و تاثیرگذارتر شده است؛ نقش مهمی در شکل دادن به درک عمومی از یک نام تجاری یا شرکت با انتقال موثر پیام آن به مخاطبان هدف دارد. به همین سبب با دکتر حسینعلی افخمی؛ دانشیار و عضو هیئت علمی روابط عمومی دانشگاه علامه طباطبایی گفت‌وگویی داشتیم.دکتر حسینعلی افخمی؛ دانشگاه علامه طباطبایی-         شما مفهوم «روابط عمومی» را چگونه تعریف می‌کنید؟روابط عمومی محصول صنعتی‌شدن است و تا قبل از صنعتی‌شدن، بیشتر جنبه اخلاقی داشته است. اگر جنبه اخلاقی آن را در ایران بررسی کنیم، می‌بینیم که شُعرا و نویسندگان، توصیه‌هایی به روابط انسانی داشتند که همه این‌ها ریشه در ارتباط دارد. ما وقتی «ارتباطات» را تعریف می‌کنیم، پنج یا شش ویژگی را در ارتباط بیان می‌کنیم که یکی از آن‌ها انتقال اندیشه از یک فرد به فرد دیگری است که در مقوله ارتباطات انسانی می‌گنجد.یکی از سوالاتی که در ارتباطات وجود دارد این است که ما نمی‌دانیم فرآیند اتباطات از کجا شروع شده؟ به طورکلی ارتباط مبتنی بر رابطه است. در جامعه روابط متنوع و متفاوتی وجود دارد مانند رابطه پدر و پسر، زن و شوهر، کارمند و رئیس و.... اینجاست که می‌گوییم روابط عمومی از دل ارتباطات بیرون می‌آید و به همین جهت ارتباطات، بدون رابطه، بی معنی است و عمده معنی ارتباط براساس رابطه است. پس در نتیجه می‌توان گفت که کار روابط عمومی معنی کردن ارتباطات است. این یک تعریف سنتی از روابط عمومی است که از گذشته وجود داشته است.اما از قرن بیستم، روابط عمومی در برخی کشورها شکل سازمانی پیدا می‌کند. در این زمان ارتباطات توسعه پیدا کرد، دیگر ارتباطات انسانی سنتی وجود ندارد و در حد نامه‌نگاری نیست، روزنامه با تیراژهای بسیار بالا و بعد از آن رادیو، تلویزیون و بعد اینترنت روی کار آمد تا جایی که امروز دیگر نمی‌شود روابط عمومی را بدون رسانه‌ها تعریف کرد.روابط عمومی، یکی از اعمال مدیریت است؛ این یکی از تعاریفی است که می‌توان از روابط عمومی سازمانی ارائه داد. در تعریف سنتی برای مدیر هشت کارکرد در نظر می‌گرفتند که یکی از آن هشت کارکرد، گزارش‌دهی و هماهنگی بود که در ادامه این دو کار در حیطه روابط عمومی قرار گرفت.به طورکلی مدیر به کمک روابط عمومی، عموم را شناسایی و افکار عمومی را مورد مطالعه قرار می‌دهد و براساس نیاز عموم، برنامه‌‎های ارتباطی سازمان را تدوین و اجرا می‌کند. بنابراین روابط عمومی، مرزبان ارتباطی هر سازمانی قرار می‌گیرد، بیرون و درون سازمان را مانند یک دیده‌بان رصد و افق‌های آینده را ترسیم می‌کند.ما نزدیک به 70 سال تجربه اجرایی و نزدیک به 60 سال تجربه آموزش داریم که ابتدا با مفهوم Publicity شروع شد که یک اصطلاح انگلیسی است به معنای انتشارات که به فارسی تبلیغات هم ترجمه شده است که ابتدا در شرکت نفت ایران-انگلیس آبادان تحت عنوان انتشارات به کار می‌رفت و بعد عنوان روابط عمومی را به خود گرفت. پس از آن دانشگاه هم رشته روابط عمومی را تاسیس کرد که در آغاز با عنوان روابط عمومی و تبلیغات، بعد تبلیغات حذف و به صورت مستقل رشته روابط عمومی در دانشگاه به کار خود ادامه داد.روابط عمومی-         «روابط عمومی» چه بخش‌هایی را در برمی‌گیرد؟یکی از مشکلاتی که وجود دارد این است که روابط عمومی از ابتدا، روابط عمومی سازمانی نبود یعنی در واقع یک نوع مشاور خدماتی بود و ابتدا با ارتباط با رسانه‌ها و بُریده جراید شروع به کار کرد. به طور خلاصه وظایف روابط عمومی شامل اطلاع‌رسانی، آموزش عمومی و تبلیغات است.اما بخش‌هایی که به ترتیب تاریخی زیرمجموعه روابط عمومی قرار می‌گیرند به این صورت است که ابتدا ارتباط با رسانه، بعد مدیریت ایونت‌ها و رویدادها به آن پیوست؛ سپس برای ایجاد فضایی شاد و سرگرم کننده برای کارکنان، تئوری روابط انسانی به میان آمد.از سال 1930 درحوزه مدیریت دو تئوری مطرح شد که ابتدا تئوری روابط انسانی بود. تا قبل از تئوری روابط انسانی، تئوری مدیریت کلاسیک که به تیلوریسم برمی‌گردد، معتقد به بها ندادن به نیروی کار بود؛ حداقل ساعت کار مشخص نبود و رفاه کارکنان مطرح نمی‌شد اما وقتی تئوری روابط انسانی مطرح شد با این رویکرد که چه کار کنیم کارکنان خشنود باشند، به این نتیجه رسیدند که اگر شادی را وارد کار کنیم، راندمان بالا می‌رود. در اینجا روابط عمومی اعلام آمادگی می‌کند. بنابراین ارتباطات داخلی و سازمانی، وظیفه روابط عمومی می‌شود.بعد از جنگ جهانی دوم، نظریه سیستم‌ها در مدیریت مطرح می‌شود. نظریه سیستم‌ها بیان می‌کند که اعضای جهان به یکدیگر متصل هستند؛ تو نمی‌توانی در جامعه بدون توجه به دیگران کار کنی؛ در نتیجه دو مفهوم به وجود می‌آید: 1- توجه به افکارعمومی؛که واحد دیگری برای سنجش و شناخت افکارعمومی درون و بیرون سازمان زیر نظر روابط عمومی ایجاد می‌شود. 2- مسئولیت اجتماعی؛ که در جهت تحقق مسئولیت اجتماعی سازمان است. بعد از جنگ جهانی دوم، کشورهایی که رویکردهای دموکراتیک و سوسیالیستیِ شبه سرمایه‌داری داشتند، معتقد بودند روابط عمومی می‌تواند به ایجاد حس جمعی و تعاون کمک کند. بنابراین در این قسمت واحدهایی تشکیل می‌شود که مجموعا می‌شود ارتباط داخلی یا Internal Communication که الان در اکثر واحدهای روابط عمومی وجود دارد. فعالیت‌هایی مثل تبلیغات و بازاریابی یک واحد کوچک را در روابط عمومی شکل می‌دهند اما در سازمان‌های بزرگ یک اداره مستقل هستند.با آمدن رسانه‌های جدید، ساختار و تعریف مخاطبان تغییر کرده، مرزها به هم ریخته و به همین جهت تحول و انقلاب جدیدی در حوزه روابط عمومی و ارتباطات ایجاد شده است. علاوه بر آن امور بین‌الملل در روابط عمومی تقویت شده و با مطرح شدن تئوری جهانی‌شدن، ارتباط بین‌الملل در روابط عمومی برای سازمان‌های دولتی و غیردولتی به یک مسئله ضروری تبدیل شده است.-         فضای حال حاضر روابط عمومی ایران را با ظهور استارتاپ‌ها و تغییری که به واسطه آن‌ها در این حوزه ایجاد شده، چگونه می‌بینید و فکر می‌کنید چه تغییری نسبت به گذشته داشته است؟ببینید حجم کار زیادی در حوزه ارتباطات مشاهده می‌شود اما بخش عمده آن دیسیپلین (نظم و قواعد) علمی ندارند؛ نه دولت می‌داند چه می‌کند نه بخش خصوصی. اما برای تحلیل وضعیت امروز باید بدانیم که می‌خواهیم وضعیت روابط عمومی ایران را با کجا مقایسه کنیم؟ با گذشته خود یا با جهان؟به طورکلی روابط عمومی را می‌شود در یک بافت تعریف کرد؛ بافت رسانه‌ها. اگر بخواهیم رسانه‌های خود را با رسانه‌های کشورهای هم تراز مانند ترکیه، مصرو ... مقایسه کنیم، ما بسیار از آن‌ها عقب هستیم چه از لحاظ تیراژ چه از لحاظ مخاطب آفلاین و آنلاین. بنابراین اگر بخواهیم روابط عمومی‌ها را مقایسه کنیم می‌بینیم که کشور ما در بخش ارتباط با رسانه‌ها کارایی پایینی دارد اما در ایونت‌ها و تبلیغات، فعال و موفق است و محدودیت کمتر و فضای بیشتری برای تبلیغات نسبت به کشورهای دیگر دارد.می‌توانیم در این حوزه به کمبودها و نقصانی اشاره کنیم؛ اول اینکه انجمن حرفه‌ای روابط عمومی فعال که بتواند از حقوق صنفی کارشناسان روابط عمومی دفاع کند، وجود ندارد. دوم مسئله حقوق صنفی، مادی و معنوی آن‌ها است؛ از نظر قانونی پشتیبانی ندارند. سوم عدم نظارت متولی دولتی و قانونی بر کار آن‌ها است، چهارم این است که روابط عمومی چه در بخش دولتی چه در بخش خصوصی، هنوز به عنوان یک حرفه شناخته نشده است و اداره کل روابط عمومی در وزارت فرهنگ و ارشاد وجود خارجی ندارد، پنجم حوزه آموزش است که پیشرفتی نداشته‌ایم؛ ما به طورکل برای این رشته در سطح کارشناسی دو دانشگاه دولتی و در سطح کارشناسی ارشد یک دانشگاه دولتی داریم و بقیه دانشگاه‌ها، آزاد و پیام نور هستند که اطلاع دقیق از نحوه و سطح آموزش آن‌ها نداریم. اما در کشور آمریکا که بیشتر از 100 سال سابقه آموزش دارد، انجمن حرفه‌ای روابط عمومی بر آموزش دانشگاه‌ها نظارت دارد و استاندارد مشخصی در بخش آموزش و اخلاق برای آن‌ها وجود دارد که طبق آن بر بخش‌های مختلف حوزه روابط عمومی نظارت می‌شود. من به طورکلی عوامل حرفه‌ای‌شدن در روابط عمومی را آموزش مشترک، داشتن انجمنی حرفه‌ای و اصول اخلاقی منسجم می‌دانم. ما به این سمت در حرکت هستیم و می‌توان به این حرکت امیدوار بود.دکتر حسینعلی افخمی؛ روابط عمومی و ارتباطات سازمانی-         از نظر شما دانشگاه و دانشگاهیان می‌توانند چه نقشی در این پیشرفت داشته باشد؟پاسخ صریحی نمی‌شود به این سوال داد؛ چون برمی‌گردد به نظام سیاسی که در کشور حکمران است. به دلیل نظام سیاسی غیرحزبی در کشور، هیچ‌کس پاسخگو نیست و مسئولیت را به عهده نمی‌گیرد. در کشورهای دیگر چون روابط عمومی هویت حرفه‌ای دارد، نظام‌های حزبی، آن‌ها را می‌پذیرند اما در اینجا هرکس که در حقیقت مصدر امور می‌شود، اولین قربانیان را روابط عمومی‌ها و روزنامه‌نگاران قرار می‌دهد. اگر در تیم آن‌ها باشند، پذیرفته می‌شوند و اگر نباشند، حذف می‌شوند. بنابراین آن استقلالی که ما در کشورهای دیگر برای روابط عمومی می‌بینیم، در کشور ما با وجود نظام سیاسی حال حاضر، امکان پذیر نیست. من معتقدم استقلال روابط عمومی و روزنامه‌نگار زمانی معنی پیدا می‌کند که یک نظام سیاسی و قانونی شفاف وجود داشته باشد و تا زمانی که نظام قانونی در این حوزه اصلاح نشود، تغییر مثبت و تاثیرگذار نمی‌توان ایجاد کرد.</description>
                <category>میترا شنتیائی</category>
                <author>میترا شنتیائی</author>
                <pubDate>Sat, 13 Sep 2025 10:45:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مصاحبه با دکتر هادی خانیکی؛ چریک گفت‌وگو و ارتباطات ایران</title>
                <link>https://virgool.io/kmccompany/%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%DA%86%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-jyafylivkebg</link>
                <description>ارتباطات، زندگی انسان امروز را در برگرفته است؛ از صحبت با دیگری، کتاب خواندن، آموزش، شنیدن موسیقی مورد علاقه‌مان، گوش دادن به رادیو و پادکست، دیدن تلویزیون تا فعالیت در شبکه‌های اجتماعی، همه و همه در زمره ارتباطات قرار می‌گیرد. به همین دلیل، عصر حاضر را «عصر ارتباطات» می‌نامند. به همین جهت با دکتر هادی خانیکی، استاد تمام علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی، درباره موضوع «ارتباطات اجتماعی» و جهان ارتباطات، گفت‌وگویی داشتیم؛ شما را به خواندن این گفت‌وگو دعوت می‌کنم.دکتر هادی خانیکی- ارتباطات اجتماعی-         اگر بخواهید یک مفهوم کلی از «ارتباطات اجتماعی» به ما ارائه دهید، چگونه آن را بیان می‌کنید؟وقتی از ارتباطات صحبت می‌کنیم طبیعتا از پدیده‌ای صحبت می‌کنیم که یک پیامی را می‌خواهد با نهایت صحت و دقت به مخاطب منتقل کند. در ذهن هرکس یک فهم، برداشت و انتظاری وجود دارد، مسئولیتی را طلب می‌کند و می‌خواهد همانطور که او می‌فهمد مفاهیم درک شود و به‌کار رود. این ساده‌ترین تعریفی است که از «ارتباطات» وجود دارد: «انتقال یک پیام با حداکثر دقت و صحت به جمع کثیری از افراد». حالا آن افراد ممکن است مخاطبان جامعه، اعضای خانواده یا نیروهای مختلف اجتماعی باشند. طبیعتا این ارتباط و انتقال معنا درون یک سازمان در مقوله ارتباطات سازمانی قرار می‌گیرد و درون یک جامعه، در مقوله ارتباط جمعی، میان نسل‌ها در مقوله ارتباط میان نسلی، بین فرهنگ‌های مختلف در مقوله ارتباط میان فرهنگی.اما آنچه وجه اشتراک همه این گونه‌های ارتباط است، این است که باید اول پیامی شکل گرفته شود و ماهیت آن پیام مشخص شود؛ آیا آن پیام فروش کالاست؟ صدای کارمندان یک سازمان است؟ آموزش معلم به دانش آموزانش است؟ پیام جامعه به حاکمیت است یا پیام حاکمیت به جامعه؟ دوم هر پیام یک گوینده و فرستنده‌ای دارد، آن فرستنده فرد است، رسانه است، یک نهاد حاکمیتی، مدنی یا سازمانی است؛ فرستنده کیست؟ سوم اینکه هر پیام گیرنده‌، مخاطب و کاربری دارد؛ آن مخاطب کیست؟ و چهارم اینکه برای انتقال هر پیام یکسری ابزار و سازوکار داریم که به آن طبق تعابیر ارتباطی مجرا یا کانال می‌گوییم.دیگر وجه اشتراک همه‌ی گونه‌های ارتباطات این است که انسان موجودی‌ست اجتماعی و ارتباط هم در اجتماع شکل می‌گیرد. ارتباط پدیده‌ایست اجتماعی و در بستر ذهنیت‌ها، فهم‌ها و پیش‌فرض‌های مختلف شکل می‌گیرد. مدیر و کارمند، پزشک و بیمار، حاکمیت و شهروند با ذهنیت‌های مختلف همگی در یک ظرف و زمینه اجتماعی با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند.جهان ارتباطاتیبا این تعریفی که ارائه دادیم می‌شود این مسئله را فهمید که اولا یک تحول عظیمی در جهان رخ داده است که آن تحول بزرگ این است که به کمک فناوری‌های نو، شبکه‌ها و رسانه‌ها، همه در هرجای دنیا که باشند، همدیگر را می‌بینند و در کنار هم قرار گرفته‌اند. اگر در گذشته یک خانواده فقط همدیگر را می‌دیدند و ارتباط می‌گرفتند الان در یک جهان متنوع و متفاوت همه همدیگر را می‌فهمند. در هر لحظه می‌توانیم به کمک فناوری‌های نو و اینترنت از هرجای دیگری از جهان مطلع شویم. همه چیز شفاف شده است و جهان به یک جهان شیشه‌ای تبدیل شده است؛ در این جهان شیشه‌ای مجبوریم همسایه هم باشیم، همدیگر را ببینیم، درک کنیم و به یک سازگاری در زندگی با یکدیگر برسیم.اما آیا ما قدرت ارتباط‌گیری داریم؟ همانطور که گفتم چون محتوای «ارتباط» عوض شده، شکل «ارتباط» هم عوض شده؛ درگذشته ارتباطات از بالا به پایین بود؛ در یک استودیو رادیو و تلویزیونی و یا در تحریریه روزنامه پیامی تولید و به جمع انبوهی فرستاده می‌شد که به آن ارتباطات عمودی یا ارتباطات از بالا به پایین می‌گویند. حالا با این تحول رخ داده در جهان که از آن با عنوان «عصر ارتباطات» یاد می‌شود، ارتباطات عمودی به ارتباطات افقی تبدیل شده است به این معنی که همه در معرض اخبار متنوع و پراکنده، در معرض دیده و شنیده شدن قرار گرفته‌اند، متن و تصویر و صدا در کنار یکدیگر آمده است و زندگی همه انسان‌ها در معرض ارتباط است.اما این ارتباط برای افراد، سازمان‌ها یا حکومت‌ها فرصت است یا تهدید؟ باید گفت هم فرصت بوجود می‌آورد هم تهدید. فرصت به این معنی که می‌توانیم از یکدیگر با خبر شویم و با همدیگر همکاری و همراهی داشته باشیم. تهدید به این معنا که در اینجا اخبار جعلی می‌تواند به وجود آید و تنوع و پراکندگی خبرها، داده‌ها و اطلاعات می‌تواند قدرت انتخابمان را کم و انتخاب را برای ما سخت کند. مهم‌تر از همه، پیش فرض‌های مختلف و پراکنده زمینه فهمیدن و شنیدن را سخت‌تر می‌کند؛ به خصوص برای ما ایرانی‌ها که به لحاظ تاریخی خیلی عادت نداریم که با حسن ظن نسبت به دیگری زندگی کنیم؛ همیشه فکر کردیم زیرکاسه، نیم کاسه‌ای هست، همیشه فکر کردیم می‌خواهند ذهنمان را منحرف و از دنیای فردی خود خارجمان کنند. همیشه به همه‌ی ما توصیه کردند که به تنهایی عادت کنید: «دلا خو کن به تنهایی که از تنها بلا خیزد...» بلا به این معنا که از درون آن حیله و نیرنگ بیرون می‌آید. ادبیات ما پر است از این‌گونه تمثیل‌ها یا حتی در آموزش‌ها و کتاب‌های درسی یاد داده‌اند که هر کسی می‌خواهد سرت کلاه بگذارد، هرکسی می‌خواهد با زبان دوستی تو را فریب دهد و... که همه اینها زمینه‌های ضد ارتباطی است، زمینه‌های در خود فرو رفتن و زمینه‌های اجتماعی نشدن است؛ اما این با واقعیت‌های انسان امروز کاملا متفاوت است. انسان موجودیست اجتماعی؛ انسان در ذات و سرشتش با خداوند، با جهان هستی، با خودش، دیگران، تاریخ و فرهنگش ارتباط می‌گیرد.از طرف دیگر تنوع و تراکم مسائل و مشکلاتی که بوجود‌ می‌آید از جمله نداری‌ها، بیماری‌ها، افسردگی‌ها و سختی‌ها انسان را نیازمند می‌کند که با دیگران ارتباط بگیرد و دیگران به او کمک کنند.ارتباطات اجتماعی اخیرا دانشگاه هاروارد پژوهشی را منتشرکرد؛ طول انجام این پژوهش 85 سال است که در این مدت مرتبا از جامعه مخاطبشان می‌پرسند که «شما از زندگی رضایت دارید؟» و «رضایت را در چه چیزی می‌دانید؟». طبیعتا یکی رضایت را در داشتن پول، یکی در داشتن مقام، یکی رضایت را در داشتن خونه خوب و ... می‌داند. این پژوهش به دنبال آن بود که بداند انسان‌هایی که رنج کمتری می‌بینند، چگونه و از چه رضایت دارند. نتیجه این پژوهش این بود که کسانی بیش‌ترین رضایت را دارند که بیش‌ترین توانایی ارتباطی را دارند؛ آن کسانی که با حلقه‌هایی از دوستان، همکاران و شهروندان ارتباط دارند، توانایی حل مسائلشان بالاتر می‌رود. به این معنا که توانایی ارتباطی، توانایی حل مسائل فردی و اجتماعی را بیشتر می‌کند.-         مسیر و جریان ارتباطات اجتماعی را در ایران امروز چگونه می‌بینید و فکر می‌کنید این جریان چه کمبودهایی دارد؟تحقیقاتی که به صورت منظم تغییرات جامعه را در ایران دنبال کرده، حاکی از این است که به دلیل تغییراتی که در سبک زندگی، تغییرات نسلی، تغییرات اجتماعی، شهرنشینی، آموزش و... رخ داده، جامعه ایران به سمت فردگرایی بیشتر و غلبه ارزش‌های مادی، رفته است یعنی جامعه ایران نسبت به دهه‌های پیش، فردگراتر شده و دنبال منفعت‌های فردی بیشتر می‌رود و ارزش غالب بر آن، این است که خودش را نجات دهد تا اینکه به فکر نجات دیگران باشد.این دو ویژگی فردگرایی و غلبه ارزش‌های مادی، خود به خود باعث می‌شود که قدرت و توان ارتباطی جامعه تضعیف شود. البته این تنها عامل نیست و رسانه‌های ما هم در این مدت موفق نبوده‌اند و رادیو و تلویزیون به عنوان یک رسانه ملی توانایی نداشتند که افراد را به همدیگر نزدیک کنند.وقتی به لحاظ تاریخی و فرهنگی هم نگاه کنیم به دلیل استبدادزدگی و نگرانی و ترس از ابراز نظرات و خواسته‌ها که در جامعه ایران وجود داشته است، افراد را به درونگرایی و فردگرا بودن بیشتر تبدیل کرده است و به همین خاطر است که جامعه از توانایی گفت‌وگو و توانایی ارتباطی بالایی برخوردار نیست در حالی که همانطور که گفتم تحولات جهانی و اجتماعی، مسائل مختلف جامعه از جمله اقتصاد و معیشت، اجتماع و فرهنگ، قابلیت‌های حرفه‌ای و تغییرات نسلی، همه اینها ما را به سمت گفت‌وگو و ارتباط ترغیب می‌کند.موانعی هم وجود دارد از یک طرف ضرورت دارد که ارتباطات موثرتر و افق گُشاتر داشته باشیم از طرف دیگر بی‌اعتمادی، عدم مشارکت، ضعف و همبستگی ما را از ورود به آن دور کرده است. به همین دلیل است که گفت‌وگو هم مسئله امروز جامعه ایران است هم راه حل آن. راه حل برای عبور از این مشکلات و تنگناها، گفت‌وگوست ولی ناتوانی و عدم مهارت در گفت‌وگو و ارتباط هم مسئله امروز ما است. حالا ممکن است تلقی شود که این حرف، حرف بزرگ و کلی است ولی حرف بزرگ و کلی را باید در درون یک سازمان و رویکردهای مختلف ارتباطی، کوچک کرد؛ مثلا روابط عمومی‌ها نقش موثری در درون سازمان‌ها به منظور تقویت پیوستگی، همبستگی، فهم مشترک و همکاری دارند ولی روابط عمومی فقط بازوی مدیریت نیست؛ زبان کارکنان سازمان هم هست و می‌تواند افق گشایی کند در ارتباط بین خود آن سازمان، موسسه یا شرکت با جامعه،گروه‌های مخاطب، ذینفعان و مشتریانش و اعتماد آن‌ها را جلب کند. به هرحال وقتی ارتباط بالا باشد، اعتماد، امید و توان حل مسئله بالا می‌رود.ارتباطات اجتماعی-         از نظر شما متخصصان ارتباطات چه نقشی می‌توانند در جهت ارتقاء فرهنگ ارتباطی جامعه ایفا کنند؟متخصصان ارتباطات، طبیعتا به دلیل اینکه مسئولیت اول آن‌ها شناخت خود ارتباطات است و می‌توانند ضرورت‌های ارتباطی را ترسیم و سازوکارها و ابزارهای ارتباطی را بشناسند و به جامعه آموزش دهند و در انتقال معنا و پیام، کارشناسانه نظر دهند؛ این یک پایه مهمی از سامان دادن ارتباطات است ولی از یاد نبریم که ارتباطات یک منظومه است و یک مجموعه‌ی بزرگی است از رسانه، نهاد، سازمان، ابزارها، شبکه‌ها، کانال‌ها وگروه‌ها و همه اینها، ابزارهایی هستند برای انتقال پیام. یعنی باید اعتماد در مجموعه ارتباطات بوجود بیاید و جلب اعتماد توسط متخصصان، یعنی اثبات اینکه ارتباطات کارآمد است و صرفا توصیه و موعظه نیست.-         از نظر شما می‌توان به مسیر و فرهنگ ارتباطی جامعه ایران امیدوار بود؟من قائل به این هستم که حل مسائل از جایی شروع می‌شود که مسیرها و روندهای شناخته شده قبلی، ناکارآمد شود؛ مواجه جامعه ما با تنگناها، بحران‌ها و مسائل مختلفی در بعد فردی و اجتماعی، او را منتقد و مطالبه‌گر کرده است؛ به همین دلیل با توجه به نیازهای جهان امروز، آگاهی و به دنبال آن توقعاتش افزایش یافته است.به نظر من اگرچه آن روند و رویکردهای گذشته خیلی وقت‌ها ناکارآمد شده ولی نوع جدیدی از همبستگی‌ها و نیازهای ارتباطی بوجود می‌آید. در جامعه امروز ما فرهنگ ارتباطی را بیشتر در نقاط بحرانی می‌بینیم؛ سیل یا زلزله‌ای می‌آید یا انفجاری که اخیرا در بندر شهید رجایی رخ داد، در این مواقع می‌بینیم که جامعه خیلی حساس می‌شود، خون اهدا می‌کند، برنامه‌های شاد را تعطیل می‌کند و به فکر هموطن می‌افتد. این نشان می‌دهد که جامعه، جامعه بی‌تفاوتی نیست و اتفاقا دارای ظرفیت ارتباطی بالایی است اما در حال حاضر بیشتر در مقاطع بحرانی است.اما زمانی فرهنگ ارتباطی جامعه رشد می‌کند که از مواقع بحرانی عبور کرده و با نگاهی عمیق تر در روزهای غیربحرانی نسبت به جامعه خود کنشگری فعال داشته باشد.</description>
                <category>میترا شنتیائی</category>
                <author>میترا شنتیائی</author>
                <pubDate>Mon, 25 Aug 2025 09:43:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیروز تا امروز اقتصاد چین / رکورد شکنی‌های چین در صنعت خودروسازی</title>
                <link>https://virgool.io/kmccompany/%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%DA%86%DB%8C%D9%86-%D8%B1%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%DA%A9%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-ncky6pjk2lby</link>
                <description>چین در سال 1820، بزرگ‌ترین اقتصاد جهان بود و امروز دومین اقتصاد بزرگ جهان است. در این مطلب می‌خواهیم به طور مفصل در مورد اقتصاد چین صحبت کنیم و سیر تاریخی آن را بررسی کنیم.اقتصاد چینهنگامی که پرزیدنت مونرو در دهه 1820 به فراتر از ایالات متحده نگاه کرد، دنیایی بسیار متفاوت از آنچه امروز می‌بینیم را دید؛ یونانی‌ها به تازگی شروع به شورش علیه امپراتوری عثمانی کرده بودند؛ برزیل استقلال خود را از پرتغال اعلام کرد و اولین راه آهن مدرن جهان، در سال 2018 افتتاح شد. انگلستان، جایی که اولین انقلاب صنعتی در حال وقوع و مشغول و متمرکز بر روی آن بود؛ در همان روزها، چین، جایی که سلسله چینگ به قرن سوم حکومت امپراتوری خود نزدیک شد، بیشترین سهم از تولید ناخالص داخلی جهانی را در اختیار داشت.دویست سال بعد، رهبران اقتصاد جهانی و کارشناسان فناوری در چین، در دل انقلاب صنعتی چهارم، درحال قدرتمند و بدون همتا ساختن اقتصاد چین هستند؛ چین در حال حاضر دومین اقتصاد بزرگ جهان است. چین از اواخر قرن نوزدهم به واسطه چندین انقلاب صنعتی در جهان غرب، دچار یک افت شدید شد و از اقتصاد جهان عقب ماند، اما توانست دوباره خود را به صحنه رقابت با قدرت‌های اقتصادی جهان برساند و در سال 1978 یک رشد اقتصادی بی‌سابقه را آغاز کند.کمک به نجات جهان از فقردر آغاز اصلاحات در سال 1978، چین،  فقیر بود. سرانه تولید ناخالص داخلی این کشور مشابه زامبیا بود. کمتر از نیمی از میانگین آسیا و کمتر از دو سوم متوسط ​​آفریقا؛ اما توانست تا سال 2014 میانگین رشد تولید ناخالص داخلی خود را نزدیک به 10 درصد در سال برساند و تولید ناخالص داخلی سرانه را تقریباً 49 برابر افزایش دهد، از 155 دلار آمریکا (1978) به 7590 دلار آمریکا در سال 2014 و 800 میلیون نفر را از فقر نجات دهد که در جایگاه خود بی‌نظیر است.درحال حاضر، در مراکز شهری چین، فقر عملاً از بین رفته است ولی درآمد سرانه آن هنوز کمتر از میانگین جهانی است که نشان دهنده میزان توسعه و راهی است که هنوز در پیش دارد و باید به آن برسد.این واقعیت رسیدن جهان به هدف توسعه هزاره سازمان ملل متحد، یعنی کاهش فقر شدید جهانی به نصف عدد آن، عمدتاً توسط چین بود که بیش از سه چهارم کاهش فقر جهانی بین سال‌های 1990 و 2005 را به خود اختصاص داد و همچنین همگرایی اقتصاد جهانی و کاهش نابرابری بین کشورها را تقویت کرد. این تأثیر پیشرفت اقتصادی چین بر آمار فقر جهانی تعجب آور نیست، زیرا حدود 18 درصد از جمعیت جهان را تشکیل می دهد.اما چگونه این امر محقق شد؟ چین سعی کرد به قطب تولید جهان تبدیل شود که این اتفاق هم افتاد و توانست به هدف خود برسد و در تولید کالاهای ارزان قیمت با نیروی کار و صادرات بالا، به رهبری متخصص در جهان تبدیل شد. به طور خلاصه، چین، استراتژی رشد اقتصادی خود را مونتاژ و فروش کالاهای ارزان به جهان قرار داد.در سال 1978، سه چهارم تولید صنعتی کشور، توسط شرکت‌های دولتی تحت کنترل مرکزی، با پیروی از اهداف تولید متمرکز، برنامه‌ریزی شده بود. تحت رهبری دنگ، قیمت‌ها به تدریج آزاد شدند (به دنبال یک سیستم اولیه قیمت دوگانه، اجازه دادن سهمیه و قیمت بازار)، هم به بخش دولتی و هم به بخش خصوصی، استقلال مالی بیشتری همراه با انگیزه‌هایی برای جذب سرمایه‌گذار و محرک رشد، اعطا شد.اقتصاد کشور چینکاهش شدید رشد تولید ناخالص داخلیدر سال 2016 چین کندترین سرعت خود را از سال 1990 در رشد تولید ناخالص داخلی تجربه کرد. در سه ماهه اول سال 2016، این کشور رشد تولید ناخالص داخلی 6.7 درصدی را ثبت کرد. چه اتفاقی افتاد؟ کاهش شدید در تولید و ساخت و ساز که از محرک‌های اصلی رشد اقتصادی چین است، از عوامل موثر در این اتفاق هستند. اما سه عامل اصلی برای این کاهش رشد بلندمدت، نیروی کار، بهره‌وری و سرمایه در چین، مطرح شد.نخست، جمعیت چین در سال 2012 به اوج خود رسید و در حال حاضر نیروی کار آن در حال کاهش است. دوم، از آنجایی که چین از نظر اقتصادی به سایر نقاط جهان و همچنین به مرز نوآوری نزدیک می شود، جهش در بهره‌وری دیگر نمی‌تواند ناشی از انتقال دانش باشد بلکه باید به طور فزاینده‌ای توسط نوآوری داخلی هدایت شود. سهم بهره‌وری کل در رشد از 11 درصد قبل از سال 1978 به بیش از 40 درصد از آن زمان افزایش یافته است. رشد قوی از یک پایه پایین، طبیعی است (ساخت زیرساخت‌های اساسی یک محرک اصلی است) و با برآورده شدن اصول اولیه، حفظ آن دشوارتر می‌شود. رسیدن به عقب، آسان‌تر از پیش بردن مرز نوآوری است.چنین حرکتی از رشد، مبتنی بر سرمایه‌گذاری براساس مدل مبتنی بر بهره‌وری است که می‌تواند تا سال 2030، به تولید ناخالص داخلی چین، 5.6 تریلیون دلار اضافه کند. در نهایت، حفظ سطوح بالای سرمایه‌گذاری چین، در حدود 50 درصد تولید ناخالص داخلی، با توجه به اینکه کل بدهی این کشور به 237 درصد تولید ناخالص داخلی رسیده است. با این حال، اقتصاددانان معتقد بودند که تقاضای داخلی و سرمایه گذاری، دوباره رشد می کند و عمدتاً به سمت توسعه مسکن و املاک سرازیر می شود؛ که این اتفاق هم افتاد و در سال 2021، موفق شد نرخ رشد تولید ناخالص داخلی خود به 8.1 درصد برساند. همچنین موفق شد نرخ تورم خود را در عرض یکسال از 1.88 درصد در سال 2022 به 0.66 درصد در سال 2023 کاهش دهد.بخش خصوصی، عامل اصلی رشد و اشتغالبه طورکلی شرکت‌های بخش خصوصی، بین دو سوم تا سه چهارم تولید ناخالص داخلی چین را تولید می کند و همچنین 90 درصد از صادرات چین را تشکیل می دهد.بخش خصوصی، اکنون اکثریت تولید ناخالص داخلی چین را تشکیل می‌دهد. طبق گزارش اداره ملی آمار چین، خدمات مالی بیش از 80 درصد سود اقتصادی و همچنین بخش خصوصی بزرگ‌ترین منبع اشتغال (36.1٪) است، در مقایسه با 33٪ در کشاورزی و 30.3٪ در صنعت.این تحول، بخشی از توازن مجدد اقتصادی است که چین در حال انجام آن است. به طور فزاینده‌ای، هزینه‌های مصرف به سمت خدمات می‌رود؛ به عنوان مثال، خانوارهای شهری، 40 درصد از مصرف خود را صرف خدماتی مانند آموزش، مراقبت‌های بهداشتی، سرگرمی و مسافرت می‌کنند که این رقم در 20 سال قبل، 20 درصد بوده است. در حال حاضر سهم مصرف از تولید ناخالص داخلی برای پنج سال آینده، افزایش یافته است و 13.6 درصد از تولید ناخالص داخلی چین را تشکیل می‌دهد.توسعه مصرف کنندگان طبقه متوسطاین رشد در خدمات، در رشد ثروت و درآمد قابل تصرف خانوار چینی، منعکس می‌شود. سبک زندگی مصرف‌کنندگان چینی، به این گونه است که بیشتر برای خدمات و تجربیات، هزینه می‌کنند و در عین حال از بخش‌های سنتی به بخش‌های مدرن تر نیز گذر می‌کنند. علاوه بر این، با بالا رفتن طبقه متوسط ​​چین، از پله‌های درآمد، شادی و زندگی خوش و متعادل به طور فزاینده‌ای ارزشمند می‌شود.به طورکلی با وجود همه این موفقیت‌های اقتصادی و تامین زندگی مرفه در چین، صرفه جویی هنوز برای مصرف کنندگان اهمیت نسبی دارد. در واقع، چینی‌ها به داشتن نرخ‌های پس‌انداز بالا معروف هستند که این مسئله، تغییر از اقتصاد صادرات محور به اقتصاد مبتنی بر مصرف را دشوارتر می‌کند.کندی رشد، تولید صنعتی و سودآوری شرکت های دولتی را کاهش می‌دهدمراقبت‌های بهداشتی، فناوری، آموزش و سرگرمی از جمله بخش‌هایی هستند که سریع‌تر رشد می‌کنند و با توجه به تعادل مجدد اقتصادی چین، اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند. کندی رشد، به‌ویژه بر صنایع سنگین مانند فولاد، زغال‌سنگ و سیمان که از بخش‌های دارای اهمیت استراتژیک برای دولت مرکزی هستند، تأثیر می‌گذارد.شرکت های‌دولتی سود کمتری نسبت به شرکت‌های خصوصی دارند اما سهم شرکت‌های دولتی زیان ده از سال 2010 در حال افزایش است. ورشکستگی‌ها در تلاش برای هدف قرار دادن شرکت‌های زیان ده، که بیشتر آن‌ها شرکت‌های کوچک و متوسط است، هستند.صادرات چینبزرگ‌ترین صادرکننده و دومین واردکننده کالاهای تجاری جهانچین تأثیر قابل توجهی بر عملکرد اقتصاد جهانی دارد. از سال 2010، این کشور بزرگ‌ترین صادرکننده و دومین واردکننده کالاهای تجاری در جهان و همچنین پنجمین صادرکننده و سومین واردکننده بزرگ خدمات تجاری است به صورتی که ارزش کل واردات و صادرات چین در سال 2021 به رقم نجومی 5.8 تریلیون دلار رسید.مقاصد اصلی چین در تجارت و صادرات محصولات خود، بدین شرح است: آمریکا:(%17)، اتحادیه اروپا:(%15.9)، هنگ کنگ:(%15.5)، ژاپن:(%6.4) و جمهوری کره:(%4.3).همچنین 94 درصد از کل کالاهای صادراتی را کالاهای تولیدی، 3.2 درصد محصولات کشاورزی و 2.7 درصد محصولات سوخت و معدن هستند.دومین تامین کننده و بزرگ‌ترین دریافت کننده سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی (FDI)چین یکی از بزرگ‌ترین تامین کنندگان و دریافت کنندگان سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی (FDI) است. تنها در سال 2021، خروج سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی از چین، به 145 میلیارد دلار و همچنین میزان سرمایه‌گذاری خارجی در چین به 173 میلیارد دلار رسید.چین همچنین دارای بزرگ‌ترین ذخایر ارزی جهان با 3.21 تریلیون دلار آمریکا است. علاوه بر این، بین سال‌های 2005 تا 2016، کل سرمایه‌گذاری و فعالیت‌های ساخت‌وساز جهانی چین به ارزش حدود 1.2 تریلیون دلار آمریکا رسید. بیشترین بخش از این سهم به آسیا و پس از آن کشورهای جنوب صحرای آفریقا، اروپا و آمریکای شمالی تعلق گرفت.بخش بزرگی از این سرمایه گذاری در قالب فاینانس توسعه است. صعود پکن به چشم‌انداز سرمایه‌گذاری در آفریقا مکرراً ثبت شده است و بازسازی مورد نظر آن در جاده ابریشم (یک کمربند یک جاده) دلیلی برای امید به ایجاد رشد و توسعه فراگیر در سراسر آسیای مرکزی است.شاید تعجب آور نباشد که چین در دهه گذشته، سرمایه مالی موجود برای تأمین مالی توسعه در سطح جهانی را دو برابر کرده و از مجموع شش مؤسسه چندجانبه بزرگ جهان، وام‌هایش را بیشتر کرده است.اقتصاد چینوضعیت اقتصاد چین در سال 2023-2024اگر بخواهیم وضعیت اقتصاد چین را به طور خلاصه تشریح کنیم، باید گفت که کاهش رشد ماه‌های اخیر، موجبات نگرانی را برای جامعه جهانی، مهیا کرده است؛ در واقع اینگونه به نظر می‌رسد که چین برای اولین بار در چند دهه اخیر دچار مشکل شده است. بانک جهانی پیش‌بینی کرد که نرخ رشد اقتصادی چین در سال 2024 به 4.4 درصد کاهش می‌یابد که در مقایسه با پیش‌بینی قبلی 4.8 درصد کاهش یافته است. با این حال این رقم هنوز هم نرخ رشد قابل قبولی برای اقتصاد این کشور است، اما کندترین نرخ رشد اقتصاد از دهه 1960 خواهد بود.رقابت ژئوپلیتیکی با ایالات‌متحده و عوامل ساختاری، همراه با ضعف چرخه‌ای، چالش‌های خاصی را برای سیاست‌گذاران چینی ایجاد کرده است. در حالی که بسیاری از کشورهای دیگر جهان با تورم مبارزه می‌کنند، چین در حال تجربه کاهش تورم است.دلار آمریکا در مقابل هم‌تایان اصلی خود قدرتمند باقی مانده و این در حالی است که یوان چین به دلیل کاهش غیرمنتظره نرخ بهره توسط بانک مرکزی این کشور، برای دومین بار به پایین‌‌ترین سطح ۹ ماهه اخیر کاهش پیدا کرده است که گفته می‌شود که این حرکت به منظور استحکام اقتصاد در برابر مشکلات کشور انجام شد.صنعت خودروسازی چینصنعت خودروسازی چین در سال 2008، بزرگ‌ترین صنعت جهان، بر پایه تعداد خودروی تولید شده بوده است. از سال 2009 تولید سالانه خودرو در چین از میزان تولید خودرو در اتحادیه اروپا و یا از مجموع تولید ایالات متحده آمریکا و ژاپن پیشی گرفت. اصالت صنعت خودروسازی چین، به طور عمده به شوروی برمی‌گردد. در دهه 1950، چین با کمک اتحاد جماهیر شوروی، کارخانه‌ها و طراحی‌های ثبت شده خودروها و به طورکلی صنعت خودروسازی خود را بنیان‌گذاری کرد. در 30 سال نخست تشکیل جمهوری، این صنعت دارای ظرفیت کمی بود که تولید آن از 100 تا 200 هزار دستگاه در سال، تجاوز نمی‌کرد. از اوایل دهه 1990، این صنعت به سرعت توسعه یافت. نخست، تولید سالانه خودرو در چین در سال 1992 از مرز یک میلیون دستگاه گذشت. تا سال 2000، کشور چین، بیش از دو میلیون خودرو در سال، تولید کرد.پس از ورود چین به سازمان تجارت جهانی در سال 2001، توسعه بازار خودرو شتاب بیشتری گرفت. میان سال‌های 2002 تا 2007، بازار ملی خودروی چین به طور میانگین به میزان 21 درصد یا به عبارت دیگر معادل یک میلیون دستگاه در هر سال، رشد کرد.  در سال 2009، کشور چین در مجموع 13.79 میلیون دستگاه خودرو تولید کرد که 8 میلیون آن‌ها خودروی سواری و 3.41 میلیون آن، وسایل نقلیه تجاری بودند. صنعت خودورسازی چین با این حجم تولید از ایالات متحده آمریکا پیشی گرفت و به بزرگ‌ترین تولیدکننده خودرو در جهان، بر پایه حجم تولید، تبدیل شد.رکورد شکنی چینی در تاریخ صنعت خودروسازیدر سال 2010، هم فروش و هم تولید خودروی این کشور به 18 میلیون دستگاه رسید که 13.76 میلیون دستگاه از آن‌ها، خودروی سواری بودند. این شمار، چه در زمینه تولید و چه در زمینه فروش، بیشترین رقم ثبت شده توسط یک کشور، در تاریخ صنعت خودروسازی بود. در سال 2014، مجموع تولید خودرو در چین به رقم 23.72 میلیون دستگاه رسید که معادل 26 درصد از کل حجم تولید خودرو در جهان بود.هر چند طی این مدت تیراژ تولیدات خودرو در چین به میزان چشم‌گیری افزایش یافته و این کشور به بزرگ‌ترین تولیدکننده خودرو در دنیا تبدیل شده است، اما این تولید بالا، چینی‌ها را به اهداف خود نرسانده است و آن‌ها نتوانسته‌اند برنامه‌های توسعه صادرات خود را با موفقیت ‌‌‌‌دنبال‌ کنند.علاوه بر این، در سال 2009 و در میان بحران اقتصاد جهانی، دولت چین تصمیم گرفت حمایت خود از صنعت داخلی ساخت خودرو و قطعات را متمرکز کند و شدت ببخشد از همین رو برنامه تجدید حیات و بازسازی صنعت خودرو را در دستور کار قرارداد. براساس این برنامه، صادرات خودرو سواری با برندهای چینی باید ۱۰درصد از حجم تولید و فروش را به خود اختصاص می‌داد؛ موضوعی که البته محقق نشد و خودروسازان چینی براساس آمارهای منتشر شده توسط اداره گمرک ملی این کشور، تنها ۳درصد از حجم تولید خود را به کشورهای دیگر صادر کردند.این موضوع بیانگر آن است که صنعت خودروسازی چین به رغم برخورداری از حمایت‌های گسترده دولتی و همچنین رشد و توسعه برق آسای آن هنوز نتوانسته به اهداف اقتصادی از پیش مشخص شده خود برسد و در رشد اقتصادی بزرگ‌ترین اقتصاد آسیا  و حتی جهان، نقش عمده‌ای داشته باشد. با این وجود همچنان شاهد حمایت‌های نظام‌مند دولت چین از صنعت خودروسازی این کشور هستیم و به رغم مشکلات و موانع موجود بر سر راه خودروسازان چینی برای تسخیر بازارهای جهانی، این کشور در نهایت قادر خواهد بود با اتکا به نیروی کار ارزان خود، سرمایه‌گذاری‌های گسترده دولتی و در نهایت استفاده از تکنولوژی خودروسازان بین‌المللی جایگاه مناسبی برای خود در بازارهای جهانی ایجاد کند.اقتصاد چینمسیر روشن در انتظار کشور چینانتظار می‌رود تا سال 2030 چین بار دیگر بزرگ‌ترین اقتصاد جهان شود. همانطور که بررسی اجمالی نشان می‌دهد، موانعی مانند تسهیل مصرف داخلی و کاهش پس‌انداز،کاهش سطح بدهی، اصلاح بخش SOE و تحقق یک رشد متعادل و درست در رفاه با استانداردهای زندگی رو به رشد برای همه، در انتظار این رشد هستند. با این حال، این کشور در راه باز پس‌گیری موقعیت خود به عنوان بزرگ‌ترین اقتصاد جهان در بحبوحه انقلاب صنعتی چهارم پیشرو است.</description>
                <category>میترا شنتیائی</category>
                <author>میترا شنتیائی</author>
                <pubDate>Wed, 30 Jul 2025 10:52:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مری بارا؛ ناجی جنرال موتورز</title>
                <link>https://virgool.io/kmccompany/%D9%85%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D8%AC%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%84-%D9%85%D9%88%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%B2-adpvin9dch0t-adpvin9dch0t-adpvin9dch0t</link>
                <description>قرن بیستم با تحولاتی در صنعت خودروسازی همراه بود. در میان همه شرکت های خودروسازی، یک شرکت موفق هم تراز با شرکت خودروسازی فورد در گوشه ای از کشور آمریکا متولد شد که در طول صده بیستم تبدیل به یکی از ابرکمپانی ها در عرصه خودروسازی شد. این شرکت تویوتا، هیوندای یا بنز نبود، این شرکت، غول خودروسازی دنیا، یعنی شرکت جنرال موتورز بود که با طی نمودن فراز و نشیب های طولانی در طول سالهای متمادی توانست خودروهای بیشماری به جهانیان عرضه کند. دراین مقاله ای از الیگ سعی کرده ایم، راجب تاریخچه، فعالیت ها و برندهای زیر مجموعه شرکت خودروسازی جنرال موتورز به شما اطلاعات دهیم. با ما تا آخر این مقاله همراه باشید.شرکت جنرال موتورزتولد شرکت خودروسازی جنرال موتورزنقطه عطف و جرقه تولد شرکت خودروسازی جنرال موتورز به سال ۱۹۰۸ برمیگردد. دراین سال فردی به اسم ویل دورانت شرکتی تحت نام جنرال موتورز با همکاری چارز استوارت مات (شهردار فلینت ایالت میشیگان در دورهای ۵۰ و ۵۵ام) و فردریک اسمیت (یکی از بنیان‌گذاران اولدزمبیل سابق و مدیر اتحادیه خودروسازان مجوزدار) تأسیس کرد. در همین سال بود که شرکت خودروسازی جنرال موتورز توانست برندی تحت نام اولدزمبیل را  به قیمت ۵ میلیون دلار خریداری کند.این شرکت از ابتدای تأسیس خود به عنوان یک هلدلینگ فعالیت میکرد و اولین برند زیر مجموعه آن برند بیوئیک است که در آن زمان توسط ویل دورانت خریداری شده بود.گسترش هلدینگ جنرال موتورزشرکت جنرال موتورز در سالهای اولیه خود پیشرفت بسیار خوبی را تجربه کرد. آقای ویل دورانت برای اینکه هلدینگ را گسترش دهد به فکر خرید برندهای دیگر شد و سراغ برندهای مشهوری چون اولدز موتور ورکس، کادیلاک، المور، ولک، کارترکا، اوکلند (پونتیاک)، رپید موتور و ریلاینس رفت البته همه این برندها تا سال ۱۹۱۰ به زیرمجموعه های جنرال موتورز تبدیل شدند.مدتی نگذشت که ویل دورانت پا را فراتر گذاشت و برای خرید شرکت فورد موتور اقدام کرد اما برای خرید این شرکت باید پول زیادی می پرداخت، او تمام پول خود را جمع آوری کرد اما دو میلیون دلار دیگر نیز لازم داشت، بنابراین اقداماتی در این جهت انجام داد ولی نهایتا شرکت با ورشکستگی مواجه شد. هیئت مدیریت جنرال موتورز به خاطر این کار ویل دورانت، رأی بر اخراج او از شرکت صادر کرد و در نهایت ویل دورانت را از شرکت اخراج کردند.آلفرد سلون را جایگزین دورانت شد. آقای سلون توانست در دوران مدیریت خود، نوآوری‌های جدیدی مثل ایجاد بازار برای خودروهای دست‌دوم، ایجاد سیستم قیمت‌گذاری خودروها براساس مدل و سال تولید، استفاده از ترموستات برای کنترل سامانه خنک‌کننده برای اولین بار در خودروهای تولیدی خود و ایجاد بخش &quot;هنر و رنگ&quot; یا همان بخش طراحی خودرو در شرکت‌های امروزی را در جنرال‌موتورز انجام داد.در سال ۱۹۴۰ میلادی شرکت جنرال موتورز، تولید ۲۵ میلیون خودروی خود را جشن گرفت اما تولیدات این خودرو به حدی رشد کرد که تا سال ۱۹۶۷ از مرز ۱۰۰ میلیون خودرو در سال گذشت، شرکت همچنان به رشد خود ادامه می داد تا اینکه در سال ۱۹۸۰ یکی از بزرگترین اشتباهات خود را مرتکب شد.بزرگترین اشتباه شرکت خودروسازی جنرال موتورز چی بود؟در سالهای پایانی دهه ۱۹۸۰ و شروع ۱۹۹۰، شرکت اقدام به بازسازی کارخانه های خود در سراسر جهان کرد، این اقدام ۴ سال زمان برد و ۴۰ میلیارد دلار هزینه برداشت که در نتیجه باعث شد شرکت نخستین و بزرگترین افت مالی خود را تجربه کند. این تجربه فقط افت مالی نداشت، بلکه باعث شد رقیب سرسخت و قدرتمندی چون تویوتا نادیده گرفته شود.از آن پس، تویوتا و سپس فولکس واگن مقام نخست خودروسازی را از جنرال موتور گرفتند و او را در رده سوم خودروسازی جهان قرار دادند. این بزرگترین اشتباه شرکت خودروسازی جنرال موتورز بود.جنرال موتورز، در ژوئن سال ۲۰۰۹ با ۱۰ میلیارد دلار زیان اعلام ورشکستگی کرد. روند صعودی زیان‌دهی این شرکت از سال ۲۰۰۶ آغاز شده بود و در پی بحران سال ۲۰۰۸ با کاهش فروش ناشی از رکود بازارهای مالی و افزایش قیمت سوخت به اوج خود ‌رسید. دولت آمریکا برای طرح نجات گروه خودرو‌سازی جنرال موتورز برابر با ماده ۱۱ قانون ورشکستگی آمریکا با خرید ۶۰ درصد از سهام این شرکت درخواست کرد تا این شرکت تحت حمایت و پشتیبانی دولت قرار گیرد. این شکست بزرگ باعث از بین رفتن بیش از ۳۵ هزار فرصت شغلی شود. یکی دیگر از بحران‌های بزرگی که این شرکت پشت سر گذاشته در دهه ۱۹۷۰ میلادی بوده است. این شرکت در پی بحران گرانی سوخت گاز و غلبه ورود برندهای شرکت‌های خودرو‌سازی خارجی مانند تویوتا و هوندا انحصار فروش در بازار داخلی خود را از دست داد و با بی‌توجهی به زنگ خطر ورود رقبا بیشترین ضربه را به آینده خود وارد ‌کرد. بسیاری شکست این غول خودرو‌سازی در آن برهه را نوعی غرور ناشی از موفقیت آن می‌دانند. مدیران جنرال موتورز به دلیل فروش بالا در آمریکا فکر می‌کردند که آمریکایی‌ها همیشه به آنها وفادار خواهند بود و بدون هیچ گونه نوآوری در طراحی‌ها و بی‌توجهی به نیاز مشتریان رویکرد‌های خودخواهانه خود در GMرا دنبال می‌کردند. درپی همه این بحران ها و رکود پیش‌امده برای جنرال موتورز، هیئت مدیره این شرکت در سال 2014 تصمیم گرفت مری بارا، بانویی که در سمت های مختلف خود در این شرکت، شایستگی خود را نشان داده و به اثبات رسانده بود را در سمت مدیرعاملی جنرال موتورز قرار دهد.مری بارا؛ جنرال موتورزمری بارا؛ نخستین بانو در منصب ریاست در صنعت خودروسازیمری سال ۱۹۸۰ به برنامه آموزشی جنرال موتورز ملحق شد. اولین شغلش پس از فارغ‌‌‌التحصیلی از دبیرستان، نظارت بر گلگیرها و کاپوت‌‌‌ها در شرکت پونتیاک (زیرمجموعه جنرال‌موتورز) بود. او کار می‌کرد تا مخارج دانشگاهش را بپردازد. پس از پایان دانشگاه و دوره آموزشی جنرال موتورز در رشته مهندسی برق و الکترونیک در سال ۱۹۸۵، کارش را به عنوان مهندس ارشد در پونتیاک ادامه داد. استعداد او در رهبری باعث شد جنرال موتورز، او را برای تحصیل در رشته MBA در دانشگاه استنفورد بورسیه کند.بین سال‌های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۹، در چند جایگاه مدیریتی مشغول به کار شد و نهایتا در سال ۲۰۰۳، مدیریت یکی از کارخانه‌‌‌ها را بر عهده گرفت. بین سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱، در حالی که پایبندی او به ترویج فرهنگ سازمانی سالم، شهره خاص و عام شده بود، به عنوان معاون منابع انسانی بین‌المللی انتخاب شد. او برای آنکه نشان دهد بوروکراسی در جنرال موتورز تا چه حد مضحک است، قوانین پوشش شرکت را که چند صفحه بود، در یک جمله خلاصه کرد: «لباس مناسب بپوشید.» این اقدام سر و صدای زیادی میان رهبران جنرال موتورز که تعاریفشان از لباس مناسب با کارکنان فرق داشت، به پا کرد. مری اما بعدها در مصاحبه‌‌‌ای به بیزنس اینسایدر گفت: «می‌‌‌خواستم مسوولیت قوانین را بپذیرند و بدانند که خودشان باید مسوولیت رهبری تیمشان را بر عهده بگیرند.» مری باز هم از نردبان پیشرفت بالا رفت و در جایگاه‌‌‌های مهم بین‌المللی فعالیت کرد. تا اینکه در سال ۲۰۱۳، شرکت جنرال موتورز اعلام کرد که مری بارا، جانشین مدیرعامل وقت، «دن آکرسون» خواهد شد. او از سال ۲۰۱۴ تا به امروز، سکان یکی از کشتی‌‌‌های بزرگ عرصه کسب و کار را در دست داشته و به دستاوردهای متعددی دست یافته است. او کسی بود که توانست شرکت را از بزرگ‌ترین ورشکستگی تاریخش نجات دهد و آن را به یک کسب و کار با سودآوری بالا تبدیل کند.زمانی که او و شرکتش زیر بار انتقادات مجلس سنا در رابطه با مسائل ایمنی قرار گرفتند، او توانست بحران را به خوبی مدیریت کند. مری همچنین سیاست‌های شرکت را طوری تغییر داد تا به توانمندسازی کارکنان کمک کند. به این ترتیب کارمندها می‌توانستند اشتباهات و مشکلات را در پایین‌‌‌ترین سطوح، گزارش دهند. او چشم‌‌‌اندازی ترسیم کرد که تا سال ۲۰۳۵، جنرال موتورز، فقط خودروی الکتریکی تولید کند. او پردرآمدترین مدیرعامل در صنعت خودروسازی است و یکی از ۱۰۰ زن قدرتمند مجله فوربز است.اما چه چیزی باعث شد مری بارا به این جایگاه برسد؟او این موفقیت‌ها را مدیون ویژگی‌‌‌هایی است که باعث شدند از ده‌‌‌ها فردی که پتانسیل مدیرعامل شدن را داشتند، یک  سر و گردن بالاتر باشد. به چند نمونه از برجسته‌ترین ویژگی‌های مری بارا اشاره می‌کنیم.۱- ترسیم چشم‌‌‌اندای شفاف درباره آیندهیکی از مهارت‌‌‌های استثنایی مری، «ترسیم و توضیح چشم‌‌‌انداز» است. او دنیایی را ترسیم کرده، «بدون تصادفات برای نجات جان‌‌‌ها»، «بدون تولید کربن تا نسل‌‌‌های آینده وارث سیاره سالم‌‌‌تری شوند»، و «بدون ازدحام تا مشتری‌‌‌ها دارایی ارزشمند خود، یعنی زمان را دوباره به دست آورند.» چشم‌‌‌انداز یک مدیرعامل در صورتی تاثیرگذار است که یک رسالت یا هدف را شامل شود، هدفی که ارزش جنگیدن داشته باشد و از منافع مالی فراتر رود. مری در مصاحبه‌‌‌ای با پادکست مجله کسب و کار هاروارد در این‌باره گفته بود:«ما معتقدیم که باید در قبال محیط‌زیست، درست‌ترین کار را انجام دهیم؛ الان تکنولوژی‌‌‌اش را داریم. کارکنان ما نسبت به این چشم‌‌‌انداز، هیجان دارند و دوست دارند بخشی از آن باشند چون می‌‌‌خواهند مطمئن شوند برای شرکتی کار می‌کنند که نه تنها در کل در مسیر درستی است، بلکه در قبال محیط‌زیست و نسبت به مقوله ایمنی، هم برای فرزندان خود و هم برای نسل‌‌‌های آینده، کار درست را انجام می‌دهد.» این آینده روشن و هدفمند، تحول و‌گذاری آشکار از دوران سیاه شرکت در سال ۲۰۰۹ است؛ دورانی که شرکت با یک سقوط مالی مواجه شد. رهبری او شرکت را در مسیر جدیدی قرار داد تا هم افراد، آن گذشته را پشت سر بگذارند و هم صنعت خودروسازی، به سوی آینده‌‌‌ای روشن و پایدار حرکت کند.مری بارا؛ جنرال موتورز۲- رهبری از زوایای مختلفمری طی سال‌های فعالیتش، سِمت‌‌‌های متعددی در جنرال موتورز داشته است. به همین علت، کسب و کار و افراد را مثل کف دستش می‌‌‌شناسد. همین باعث شده نسبت به سایر افرادی که ممکن بود مدیرعامل شرکت شوند، به‌خصوص نسبت به گزینه‌‌‌های احتمالی خارج از سازمان، یک مزیت رقابتی داشته باشد. او چه زمان استفاده از استدلال‌‌‌های مهندسی، چه هنگام به‌کارگیری مهارت‌‌‌های مدیریتی یا ساده‌‌‌سازی فرآیندهای تولید یا استفاده از تجربیاتش در منابع انسانی، در هر حالی سازمان را از زوایای مختلف رهبری می‌کند. این به او اجازه می‌دهد که با یک ذهنیت چندوجهی به حل مشکلات بپردازد. مری از نظر تعامل با کارکنان و ایجاد یک فرهنگ سازمانی فوق‌‌‌العاده نیز از مزیت‌‌‌هایی برخوردار است چون هیچ کس نیست که او نتواند درکش کند. او در این‌باره گفته: «اولین شغلی که در جنرال موتورز داشتم، کنترل کیفیت خط مونتاژ بود. کارم این بود که فاصله میان گلگیر و درب موتور را چک کنم. یک تخته یادداشت و یک چیزی شبیه خط‌کش داشتم. در یک مقطع دیگر، کارم بررسی مشاغل بود. باید هر ساعت، ۶۰ شغل را ارزیابی می‌کردم. چنین شغلی به تو یاد می‌دهد برای همه افرادی که کاری انجام می‌دهند ارزش قائل باشی». او دست در هر کاری داشته، از کارگری تا مدیریت. این باعث شده در تصمیماتش، در وهله اول افراد را در نظر بگیرد چون می‌تواند خودش را جای تک تک آنها بگذارد. او می‌‌‌داند هر یک از آنها چقدر سخت کار می‌کنند و چه سهمی در موفقیت شرکت دارند.۳- خدمت‌‌‌گزاری به‌عنوان یک چهره الهام‌‌‌بخشباراک اوباما در سخنرانی‌‌‌ای در سال ۲۰۱۴ گفت: «مری بارا نمود وجدان کاری قدرتمند و وسعت رویاهای ماست.» این حسی است که همه کارکنان جنرال موتورز دارند. افراد درون شرکت، او را می‌‌‌ستایند چون او نمونه بارزی است که نشان می‌دهد سخت‌کوشی و از خودگذشتگی، شما را به کجا می‌‌‌رساند. به‌‌‌علاوه، با نگاهی به او متوجه می‌‌‌شوید که در جنرال موتورز، فرصت‌‌‌های بی‌شماری برای رشد وجود دارند، البته برای کسانی که پا پیش می‌‌‌گذارند و قابلیت‌‌‌های رهبری خود را نشان می‌دهند. علاوه بر این‌‌‌ها، مری به شرکت جانی دوباره بخشیده است. در سال ۲۰۰۹، وقتی جنرال موتورز در آستانه ورشکستگی بود، اکونومیست در مقاله‌‌‌ای نوشت: «هیچ کس باور ندارد که جنرال موتورز بتواند به دوران طلایی‌‌‌ و شکوه سابقش بازگردد.» اما در سال ۲۰۲۱، این اظهارات دیگر معتبر نبودند، به دلیل رشد ۱۰۳‌درصدی درآمد در سه ماه دوم سال در مقایسه با همان بازه در سال قبل و البته به لطف رهبری و چشم‌‌‌انداز دقیق مری بارا.سی‌‌‌ان‌‌‌بی‌‌‌سی در نوامبر ۲۰۲۰ در گزارشی به نقل از جنرال موتورز اعلام کرد که این شرکت در حال افتتاح ۳‌هزار جایگاه شغلی است تا چشم‌‌‌انداز مری به حقیقت بپیوندد. در همان سال، بیشترین سهم بازار در صنعت خودروسازی آمریکا متعلق به این شرکت بود. این نشان‌‌‌دهنده میزان رشد شرکت از زمان ورشکستگی بود. 4-مهندسی با یک گوی شیشه‌‌‌ایمری بارا که ذاتا یک مهندس است، همیشه به دنبال راه‌‌‌هایی برای بهبود شرایط و رفع چالش‌هاست. انگار که از زمان تولد، یک گوی شیشه‌‌‌ای در دی‌‌‌ان‌‌‌ای او نهفته و قابلیت پیش‌بینی اتفاق‌‌‌های بعدی و بهره‌‌‌گیری از فرصت‌‌‌ها در خونش است. او می‌‌‌گوید: «به عنوان رئیس و مدیرعامل جنرال موتورز، حالا یک فرصت و مسوولیت منحصر به فرد در اختیار دارم که از نگرش مهندسی خود برای بهبود وضع جهان در مقیاسی بزرگ‌تر استفاده کنم.» او می‌‌‌گوید که ماشین‌‌‌ها، زندگی‌‌‌اش هستند. به باور او، ماشین‌‌‌ها نماد آزادی‌‌‌اند که انقلابی در جوامع به پا کرده‌‌‌اند و حالا پس از گذشت بیش از یک قرن، او فرصتی دیده تا دوباره جامعه را دگرگون کند. جنرال موتورز، یکی از موفق‌‌‌ترین شرکت‌های خودروسازی جهان و دارای برندهای محبوبی مثل شورولت و کادیلاک است. 5-چشم‌‌‌انداز جسورانهسال ۲۰۲۱، جنرال موتورز دو هدف تجاری خود را اعلام کرد: دو برابر شدن درآمد تا ۲۰۳۰ و سبقت از تسلا به عنوان رهبر تولید خودروهای برقی. به نظر می‌رسد که مری قابلیت تحقق این اهداف را دارد. اگر ایلان ماسک، شاه عرصه خودروهای برقی است، مری نیز رهبری شورشی است که در حال شارژ کردن ماشینش به سمت قصر شاه است و آماده است که تاج و تخت را از ایلان ماسک بگیرد. او قابلیت‌‌‌های رهبری لازم را داراست و اگر تنها یک چیز را در مسیر حرفه‌‌‌ای خود ثابت کرده باشد، این است که نباید قابلیت‌‌‌هایش را دست کم گرفت.مری بارا، مدیرعامل کمپانی جنرال‌موتورز آمریکا موفق شد در مدت پنج سالی که سکان امور این کهنه خودروساز آمریکایی را در دست دارد، آن را به بزرگ‌ترین خودروساز ایالات‌متحده بدل کند.</description>
                <category>میترا شنتیائی</category>
                <author>میترا شنتیائی</author>
                <pubDate>Mon, 21 Jul 2025 09:19:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی باکیفیت برای بانوان شاغل</title>
                <link>https://virgool.io/kmccompany/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%A7%D8%BA%D9%84-bmc4l1dorbck-bmc4l1dorbck</link>
                <description>در دنیای امروز، بانوان نقش فعال و اساسی در بازار کار جهانی دارند و برابر با آقایان، این نقش را ایفا می کنند؛ با این تفاوت که علاوه بر مسئولیت های اجتماعی خود، مسئولیت هایی هم در زندگی شخصی و حوزه خانواده، برعهده دارند که همه این ها، دغدغه هایی برای آن ها می آفریند که اگر حل و برطرف نشوند، منجر به افزایش فشار روحی و در نهایت به خطر افتادن سلامت روان آن ها می شود.در شماره های قبلی بهار کویر، به طور اجمالی در مورد این دغدغه ها صحبت کردیم و با آن ها آشنا شدیم؛ اما الان می خواهیم بدانیم که چگونه می توانیم این دغدغه ها را مدیریت و فشار ناشی از آن ها را کم کنیم؟به طورکلی می دانیم اصلی ترین دغدغه و مشکل بانوان شاغل، زمان است. اغلب زنان شاغل با مشکل کمبود وقت و زمان در زندگی خود مواجه هستند. همه آن ها از اینکه نمی توانند به صورت مطلوب و دلخواه، برای فعالیت های مختلف خود، چه در زندگی شخصی چه در زندگی حرفه ای، وقت بگذارند، ابراز ناراحتی می کنند.به طورکلی، بانوان شاغل باید نگرش و طرز فکر خود را درباره روایت های شایع پیرامون بانوان و مدیریت زمان تغییر دهند. در جوامع مختلف، این نگرش که بانوان همزمان نمی توانند مادران، همسران و کارمندانی خوب باشند و برای دستیابی به هر یک از آن ها، باید مسئولیت های دیگر خود را کنار بگذارند، بسیار رواج پیدا کرده است.اشتغال بانوانما قصد داریم در این مطلب، راهکارهایی را برای مدیریت زمان و زندگی ای باکیفیت، به بانوان شاغل ارائه دهیم. این راهکارها شامل موارد زیر می شوند:1.الویت های خود را مشخص کنیدهیچ کس نمی تواند همه امکانات و همه افراد را در همه زمان ها در اختیار داشته باشد. مسئولیت های خانه، مسئولیت های مادر بودن، مسئولیت همسر بودن و غیره از جمله نقش های بانوان است اما در حقیقت هیچ گاه نمی توان این نقش های متفاوت را به طور همزمان به خوبی ایفا کرد. پس باید الویت بندی کنید و کارها را به ترتیب الویتشان انجام دهید.*سه الویت اول زندگی‌تان را تعیین کنید.آیا برنامه روزمره شما بازتاب دقیق این الویت ها است؟*کمال طلبی را کنار بگذارید.اشکالی ندارد که خانه تان برق نزند ولی در عوض با همسرتان بیشتر صحبت کنید و یا وقت بیشتری به فرزندتان اختصاص دهید. یادتان باشد که روابط از همه چیز مهم تر است.*این هفته با گفت و گو و مشورت خانوادگی کارهای خانه را تقسیم بندی کنید.2.زمان خود را به 3 بخش زمان تمرکز، زمان اداری و زمان معنوی تقسیم کنیدیکی از مهم ترین عادت های لازم برای مدیریت زمان، بخش بندی زمان می باشد. اگر شاغل هستید، تمام کارهایی که باید در محل کار خود انجام دهید را بنویسید و سپس آن ها را به صورت چرخه تکرار کنید تا به مرور زمان تکرار این کارها، منجر به ارتقاء شما شود.سپس وقت خود را برای کارهای اداری خود اختصاص دهید؛ اینها مواردی هستند که شما مجبور به انجام آن ها هستید و فرقی نمی کند که نسبت به آن ها علاقه ای داشته باشید یا نه.در آخر زمان معنوی، به عنوان زمانی برای سرگرمی، خانواده و زندگی شخصی شما ثبت می شود. برنامه ریزی برای خانم های شاغل باعث می شود که حرفه ی خود را به طور موثرتر پیش ببرند و بدون افسردگی و خستگی از عهده ی کارهای خود بر بیایند.3.کارهای غیرضروری را کم یا حذف کنیدوقتی الویت هایتان را مشخص کردید، متوجه می شوید روی بعضی کارها که الویت ندارند، زیاد وقت صرف می کنید؛ مثلا تشخیص می دهید که بهتر است تماشای تلویزیون را کمتر کنید.عواملی مانند ساعات طولانی کار، برنامه های پرکار شغلی و امکانات نامناسب کاری، رضایت شغلی را کاهش داده و سطح تعارضات را در زنان شاغل افزایش می دهد.علاقه و انگیزه در کار باعث روحیه شاداب تر و خستگی کمتر می شود و از طرفی انعطاف پذیری مدیر و محیط کار می تواند فضای رضایتمندتری ایجاد کند.از این رو می توان نتیجه گرفت این عوامل در توازن بین کار و زندگی موثر است.4.نظم را تمرین کنید تا عادت شودنظم یکی از موارد مهمی است که باید هنگام انجام کارها، آن را به طور دائم به خود یادآوری کنید. خود را ملزم به رعایت نظم کنید!بانوان شاغل5.هویت خود را فراموش نکنیدمادر بودن، همسر بودن و یک زن شاغل بودن، نباید موجب شود که شما تبدیل به یک برده شوید! شما باید زنانگی خود را همیشه حفظ کنید. بسیاری از زنان عادت دارند خود را فراموش و فداکاری کنند تا دیگران در آسایش باشند اما این کار اصلا صحیح نیست. تفریحات زنانه را همیشه در خود زنده نگهدارید. هر چند وقت یک بار به آرایشگاه بروید و برای خودتان لباس های شیک بخرید.شما یک زن هستید و سعی کنید با غرور، یک زن باقی بمانید.6.کارها را عادلانه تقسیم کنیدبیشتر بانوان شاغل با فشار مضاعف مسئولیت های خانه و بچه روبرو هستند و این به طور بالقوه یکی از بزرگترین منابع استرس و خشم و آزردگی در خانواده هایی است که زن و شوهر، هر دو بیرون خانه کار می کنند.خوب است برخی از کارهای خانه بین همه اعضای خانواده تقسیم شود. حتی می توان قواعد اختیاری و سودمندی تعیین کرد که باعث شود تا همه کارها روی دوش یک نفر نباشد یا اینکه نوبتی انجام شوند.*از همه مسئولیت های خود و شریک زندگی تان فهرستی تهیه کنید.*اگر تا به حال این کار را نکرده اید،فکر کنید،خلاق باشید و به بچه ها هم کارهایی را که دوست دارند، واگذار کنید.*با موافقت همسر و فرزندان، بگذارید بعضی از کارهای خانه را به طور منظم، آن ها انجام دهند. اشکالی ندارد اگر طبق روش شما انجام ندهند.7.زمانی را به خودتان اختصاص دهیددر خانه و در هنگام انجام انواع وظایف پرفشار، زمانی را به رفع نیازهای جسمی و روحی خودتان اختصاص دهید، ورزش کنید، پیاده روی کنید، مطالعه کنید یا فقط دراز بکشید و هیچ کاری نکنید.*آخرین باری که اوقات فراغت خوب و مفید داشتید، کی بود؟*تا چه اندازه به بهداشت و سلامت فردی خود اهمیت می دهید؟ آیا ناهار را ایستاده یا پشت کامپیوتر می خورید؟*این هفته دست کم دو ساعت کامل را به خودتان اختصاص دهید؛ می توانید بروید استخر یا در خانه فیلم مورد علاقه خود را ببینید یا غذایی را که خودتان بیشتر از همه دوست دارید، بپزید و سر فرصت و بدون عجله، آن را با لذت نوش جان کنید.8.از دیگران کمک بگیریدکمک گرفتن از افراد مورد اعتماد برای انجام دادن برخی کارها باعث کارایی بیشتر شما می شود. شما می توانید برای انجام بعضی از کارهای خانه مثل نظافت کلی، رسیدگی به باغچه یا مواظبت از بچه به کسی پول بدهید تا آن ها را انجام دهد. البته توان مالی این کار، بیشتر به زنان شاغل در رده های بالای مدیریت مربوط می شود.تحقیقات انجام شده در این حوزه نشان می دهد که بیشترمدیران مرد مجرد، لباس های خود را به خشکشویی می برند، برای نظافت خانه کسی را می آورند و سه بار در هفته در رستوران غذا می خورند؛ درحالی که مدیران زن همه این کارها را خودشان انجام می دهند؛ چون فکر می کنند که مثلا آوردن نظافتچی، نوعی پول دور ریختن می دانند یا فکر می کنند خودشان کارها را بهتر انجام می دهند؛ درحالی که اینطور نیست. شما با این کار وقت و تمرکز بیشتری برای انجام کارهای خودتان خواهید داشت.*آیا در ماه گذشته مجبور شدید محل کارتان را برای انجام کارهای مربوط به خانه ترک کنید؟*اگر برای انجام دادن بعضی کارها به کسی حق الزحمه می پرداختید، چقدر در وقت خود صرفه جویی می شد؟*این هفته امتحان کنید و یکی از کارهای وقت گیر خانه را به عهده فرد واجد شرایطی بگذارید و به او حق الزحمه بدهید.اشتغال بانوان9.با تکیه بر نقاط قوت خود، کار کنیدهمان کاری را انجام دهید که به خوبی از عهده اش برمی آیید. کارکردن با توجه به توانایی ها و استعدادهای خود، بهترین کار ممکن است. همه ما نقاط قوتی داریم که به آن ها می بالیم و نقاط ضعفی داریم که دوست داریم هیچ کس به آن ها پی نبرد.در دنیای کار، ما برخی کارها را به بهترین نحو انجام می دهیم. پس چرا روی آن ها تمرکز نکنیم؟*آیا شغل فعلی شما نقاط قوتتان را به خدمت می گیرد یا نقاط ضعفتان را آشکار می کند؟*چگونه می توانید از نقاط قوتتان به بهترین نحو ممکن در محیط کار استفاده کنید؟*این هفته کاری را که بیش از همه دوست دارید و بیشترین نقاط قوت شما در آن است را انجام دهید.10.خود را باور کنیدگام های خود را چنان کوچک بردارید که بتوانید با کمترین فشار و خستگی به اهدافتان دست یابید. به ازای راهی که باید طی شود، فکر نکنید. بسیاری از بانوان مهارت ها و قابلیت های حقیقی خود را نادیده می گیرند و به آن ها کم بها می دهند.زنانی که استعدادهای خود را باور ندارند، مسئولیت کمتری قبول کرده و کمتر از فرصت ها استفاده می کنند.موفقیت های خود را نادیده نگیرید. روی نقاط ضعف خود متمرکز نشوید. در یک کلام خودتان را باور کنید. شما کارهای بسیاری را به خوبی انجام داده اید و باز هم می توانید کارهای بیشتر و مهمتری را به همان خوبی انجام دهید. فقط باید خودتان را باور داشته باشید و هر روز یک گام کوچک در جهت بهتر شدن کارتان بردارید.12.به خودتان جایزه بدهیدخودتان و موقعیت هایتان، بهترین ضامن تداوم موفقیت ها است. برای کارهایی که انجام داده اید، از خودتان قدردانی کنید؛ برای کوچکترین کارها، جایزه ای در نظر بگیرید.به طورکلی ایجاد توازن بین کار و زندگی از ارزش بالایی برخوردار است. این توازن، توازنی پویا است که هر عنصر آن، ضمن ارتباط و کنش متقابل با یکدیگر، نقش مکمل و حمایت کننده دارد و برای رسیدن به چنین توازنی لازم نیست یکی به نفع دیگری تضعیف یا کنار گذاشته شود؛ اما این توازن، خود به خود ایجاد نمی شود و با مدیریت آن، از آسیب ها در سطح فردی، سازمانی و جامعه جلوگیری می شود و همچنین به بهره وری اجتماع و فرد کمک شایانی می کند.   </description>
                <category>میترا شنتیائی</category>
                <author>میترا شنتیائی</author>
                <pubDate>Mon, 14 Jul 2025 10:01:25 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>